1
00:00:07,090 --> 00:00:09,703
‫تو روحت، اصلاً گوشت بدهکار نیست.

2
00:00:09,961 --> 00:00:11,206
‫گوش کن!

3
00:00:13,143 --> 00:00:14,543
‫مهم نیست.

4
00:00:14,703 --> 00:00:18,276
‫نمیتونیم معطل گزارش بشیم.
‫قراره پَسشون بفرستیم.

5
00:00:18,759 --> 00:00:19,759
‫همه‌ش رو!

6
00:00:20,261 --> 00:00:22,058
‫خیلی خُب، "جیس"، باشه.

7
00:00:22,815 --> 00:00:26,059
‫،آره، فکر میکنی لازمه هوای خودت رو داشته باشی
‫مشکلی نیست.

8
00:00:26,184 --> 00:00:29,737
‫فقط به خونواده‌ی "دونالدسون" زنگ بزن و
‫بگو تصمیم من بوده، باشه؟

9
00:00:31,836 --> 00:00:32,735
‫وای خدا.

10
00:00:35,922 --> 00:00:43,381
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

11
00:00:43,382 --> 00:00:51,382
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

12
00:00:54,022 --> 00:00:55,372
‫ماری"، مرخص شد؟"

13
00:00:56,481 --> 00:00:58,720
‫باشه، "برت" رو برام گیر بیار.

14
00:00:59,017 --> 00:01:01,969
‫شرمنده‌م.
‫دیر کردنم به اندازه‌ی کافی بد هست، ولی...

15
00:01:02,347 --> 00:01:04,027
‫برت"؟"
‫آره، "والتر"ـم.

16
00:01:06,781 --> 00:01:10,619
‫شرمنده‌م ولی نمیذاشتن
‫تا از گمرک رد نشدم از تلفن استفاده کنم.

17
00:01:12,335 --> 00:01:14,385
‫نمیتونم خونواده‌ی "دونالدسون" رو پیدا کنم.

18
00:01:14,909 --> 00:01:17,410
‫نه، ولی به هر حال پَسشون میدیم.

19
00:01:17,913 --> 00:01:19,763
‫تو این قضیه به "جیس" اعتماد ندارم.

20
00:01:20,536 --> 00:01:22,586
‫نه، البته نه تو هیچ قضیه‌ی دیگه‌ای.

21
00:01:23,156 --> 00:01:24,156
‫باشه.

22
00:01:24,478 --> 00:01:26,028
‫خوبه، خوبه، باشه.

23
00:01:26,574 --> 00:01:28,624
‫ماری" یه جلسه ساعت ۱۰"...

24
00:01:29,240 --> 00:01:30,290
‫ترتیب میده.

25
00:01:32,143 --> 00:01:34,513
‫ماری"، قسمت آخری که گفتم رو فهمیدی؟"

26
00:01:34,784 --> 00:01:37,123
‫خوبه.
‫باشه، آخرین نفر به "جیس" زنگ بزن.

27
00:01:37,383 --> 00:01:38,383
‫غذا سفارش بده.

28
00:01:38,508 --> 00:01:41,565
‫به همه‌ی روزنامه‌ها بگو داریم رو اظهاریه کار میکنیم.

29
00:01:41,690 --> 00:01:43,340
‫‏‏۴۰ دقیقه منو به حالِ خودم بذار.

30
00:01:43,798 --> 00:01:45,595
‫اصلاً زنگی درکار نباشه، باشه؟

31
00:01:46,557 --> 00:01:48,007
‫خیلی خُب.
‫ممنون.

32
00:01:48,542 --> 00:01:49,427
‫چی؟

33
00:01:50,407 --> 00:01:52,037
‫آره، به "کانی" اس‌ام‌اس میدم.

34
00:01:54,032 --> 00:01:55,032
‫وای خدا.

35
00:01:58,224 --> 00:02:00,174
‫میخوای یه لحظه استراحت کنی، "والتر"؟

36
00:02:02,175 --> 00:02:03,175
‫"وای، "کانی.

37
00:02:06,194 --> 00:02:09,128
‫حتی ۳روز هم نشد که بالا سرشون نبودم
‫و اوضاع به هم ریخت.

38
00:02:10,393 --> 00:02:12,882
‫میدونید، اگه ضروریه میتونیم....

39
00:02:13,140 --> 00:02:15,885
‫- میتونیم زمان جلسه رو عوض کنیم.
‫- الانشم زمانش رو عوض کردیم.

40
00:02:16,260 --> 00:02:18,381
‫قرار بود ساعت ۶ اینجا باشم.

41
00:02:18,506 --> 00:02:21,066
‫ساعت ۸ـه.
‫از ۸ هم گذشته.

42
00:02:21,618 --> 00:02:22,968
‫واقعاً شرمنده‌م.

43
00:02:23,856 --> 00:02:25,936
‫و واقعاً به خاطر اینکه این وقت شب
‫باهام جلسه میذارین، ممنونم.

44
00:02:26,105 --> 00:02:28,064
‫میدونم که شما هم خارجِ اینجا
‫برای خودتون کار و زندگی دارین.

45
00:02:28,189 --> 00:02:30,625
‫نه، اشکالی نداره.
‫یه ساعت آزاد بودم.

46
00:02:30,798 --> 00:02:34,293
‫امیدوارم درک کنین...واقعاً درک کنین چقدر از اینکه دیر کنم بیزارم.

47
00:02:34,418 --> 00:02:36,912
‫واقعاً شرمنده‌م.
‫اصلاً اینطور نیستم.

48
00:02:37,037 --> 00:02:38,437
‫واقعاً میگم، اشکالی نداره.

49
00:02:39,686 --> 00:02:41,095
‫- بفرمایید.
‫- این چیه؟

50
00:02:42,024 --> 00:02:43,537
‫به خاطر تلف شدن وقتتونه.

51
00:02:44,899 --> 00:02:47,788
‫- دارین نقداً پول جلسه رو میدین؟
‫- نه، پول جلسه نیست.

52
00:02:47,913 --> 00:02:51,623
‫برای اون چک میکِشَم.
‫این فقط یه مبلغ اضافی برای شماست.

53
00:02:51,748 --> 00:02:54,582
‫"جداً لزومی نداره، "والتر.
‫ممنون.

54
00:02:58,719 --> 00:02:59,719
‫یه فرد...

55
00:03:01,188 --> 00:03:03,682
‫قاطع، هان؟
‫خوشم اومد.

56
00:03:04,207 --> 00:03:06,306
‫- منظورتون چیه؟
‫- نمیخواستم بهتون رشوه بدم که.

57
00:03:06,431 --> 00:03:09,131
‫اصلاً روش کارم اینطور نیست.

58
00:03:09,362 --> 00:03:13,067
‫البته، اگه چنین کاری میکردم
‫زندگی برام خیلی شیرین‌تر میشد.

59
00:03:13,236 --> 00:03:14,380
‫میفهمم.

60
00:03:14,736 --> 00:03:16,800
‫میخواستین جبرانِ ساعت‌های از دست‌رفته رو بکنین.

61
00:03:16,925 --> 00:03:18,516
‫- میفهمم.
‫- دقیقاً.

62
00:03:19,384 --> 00:03:22,061
‫میدونم وقتتون براتون ارزشمنده و
‫منم یه کمیش رو تلف کردم.

63
00:03:22,186 --> 00:03:24,369
‫این کار بزرگواری شما رو میرسونه.
‫"ممنونم، "والتر.

64
00:03:24,538 --> 00:03:26,708
‫- ولی من...
‫- خوبه.

65
00:03:26,833 --> 00:03:28,633
‫آدم صریح و صادقی هستین.

66
00:03:29,143 --> 00:03:31,869
‫که این روزها کمیابه...

67
00:03:32,082 --> 00:03:33,947
‫کسی که قابل اعتماد باشه.

68
00:03:34,072 --> 00:03:36,882
‫مجبورم برای پیدا کردنش
‫به یه ساختمون بی‌آسانسور تو "بروکلین" بیام، ولی...

69
00:03:40,761 --> 00:03:44,304
‫ماری"، خیر سرم گفتم که زنگ نزن".
‫نمیتونی...

70
00:03:45,415 --> 00:03:46,517
‫مطمئنی؟

71
00:03:48,238 --> 00:03:50,176
‫اَی حرومزاده.

72
00:03:52,480 --> 00:03:55,163
‫نه، نذار بفهمه به من زنگ زدی.

73
00:03:55,288 --> 00:03:57,738
‫بذار به خیال خودش فکر کنه
‫دارم تو تَلش میفتم.

74
00:03:58,220 --> 00:03:59,657
‫از ماشین بهت زنگ میزنم.

75
00:04:00,730 --> 00:04:03,277
‫بذار نیم ساعت آرامش داشته باشم.

76
00:04:03,402 --> 00:04:04,702
‫ازت برمیاد؟

77
00:04:07,220 --> 00:04:08,480
‫باورنکردنیه.

78
00:04:09,077 --> 00:04:11,038
‫"اون ازگل آشغال، "جیس.

79
00:04:11,824 --> 00:04:13,201
‫نصف منم سن نداره...

80
00:04:13,326 --> 00:04:16,506
‫و یه جورایی فکر میکنه میتونه از این برگِ برنده
‫استفاده کنه تا منو به خاک سیاه بِشونه.

81
00:04:17,315 --> 00:04:21,315
‫انقدر دلش رو صابون زده که فکر میکنه
‫شغلم رو دودستی تقدیمش میکنم.

82
00:04:21,807 --> 00:04:24,054
‫- والتر"، به نظر"...
‫- تقصیر خودمه.

83
00:04:24,223 --> 00:04:25,623
‫یه جورایی.
‫منظورم اینه که...

84
00:04:26,325 --> 00:04:28,392
‫خیلی باهوش، مشتاق بود...

85
00:04:29,415 --> 00:04:32,215
‫و دانشگاه‌های خوبی رفته بود.
‫آوردمش تو شرکت.

86
00:04:32,605 --> 00:04:35,676
‫ولی هنوز بچه‌س و خام.
‫تو تخیلات خودش زندگی میکنه...

87
00:04:35,801 --> 00:04:38,277
‫والتر"، میشه یه لحظه به حرفم گوش بدی؟"

88
00:04:40,468 --> 00:04:41,818
‫به نظر میاد...

89
00:04:42,410 --> 00:04:45,645
‫به نظر میاد الان وسط بحران فروپاشیدنی.

90
00:04:45,770 --> 00:04:47,518
‫نه، "پائول"، الان فروپاشیدنی درکار نیست.

91
00:04:47,643 --> 00:04:49,093
‫قبلاً شکستم.

92
00:04:49,951 --> 00:04:52,164
‫از سرتاسر دنیا مواد رو گلچین میکنیم...

93
00:04:53,352 --> 00:04:54,230
‫"چین"...

94
00:04:54,764 --> 00:04:56,514
‫"برزیل"، "اندونزی".

95
00:04:56,754 --> 00:04:59,632
‫یه جورایی یه چیزی وارد خط لوله شده.

96
00:04:59,936 --> 00:05:02,226
‫والتر"، هر چیزی که در جریانه"...

97
00:05:02,351 --> 00:05:04,981
‫ممکنه شیرخشک آلوده شده باشه...

98
00:05:05,106 --> 00:05:07,859
‫یا یه باکتری از کارخونه‌های دیگه.

99
00:05:07,984 --> 00:05:11,665
‫ممکنه یه روغن بی‌کیفیت بوده باشه که وارد ماشین‌ها شده...

100
00:05:13,114 --> 00:05:15,721
‫به نظر نمیرسه که بتونی الان بیخیال این موضوع بشی.

101
00:05:15,846 --> 00:05:19,216
‫فکر میکنم تغییر دادن زمانِ جلسه فکر خیلی خوبی باشه.

102
00:05:19,341 --> 00:05:20,441
‫تغییر زمان؟

103
00:05:20,865 --> 00:05:21,718
‫کِی؟

104
00:05:22,339 --> 00:05:26,182
‫قرار نیست چیزی فردا و روز بعدش بهتر بشه.

105
00:05:27,980 --> 00:05:30,569
‫پائول"، قراره تا یه ساعت دیگه وارد یه درگیری بشم".

106
00:05:31,665 --> 00:05:33,953
‫اگه الان باهات حرف نزنم...

107
00:05:34,305 --> 00:05:36,770
‫ممکنه تا یه ماه دیگه فرصتش رو پیدا نکنم.

108
00:05:44,655 --> 00:05:46,056
‫خاموشه، باشه؟

109
00:05:48,992 --> 00:05:50,015
‫جفتشون.

110
00:05:53,723 --> 00:05:55,721
‫- میتونم یه لیوان آب بخورم؟
‫- حتماً.

111
00:06:01,433 --> 00:06:03,112
‫از این چیز متنفرم.

112
00:06:04,190 --> 00:06:06,581
‫کانی" همیشه بهم میگه باید بیشتر بخورم".

113
00:06:08,450 --> 00:06:11,499
‫،همینطور دکترم
‫ولی کو وقت؟

114
00:06:13,691 --> 00:06:16,386
‫وقت نداری آب بخوری؟

115
00:06:16,830 --> 00:06:18,184
‫یه وقتایی نه، ندارم.

116
00:06:18,309 --> 00:06:20,671
‫و این هفته، که به هرحال چیز خوبیه، یه جایی بودم.

117
00:06:20,869 --> 00:06:22,469
‫مسافرت میکردی؟

118
00:06:24,737 --> 00:06:27,787
‫‏‏۴۴ساعت از ۷۲ ساعت گذشته رو...

119
00:06:28,856 --> 00:06:29,847
‫تو هواپیما بودم.

120
00:06:30,709 --> 00:06:31,475
‫و...

121
00:06:32,161 --> 00:06:36,729
‫و ساعت‌هایی منتظر ۶تا پرواز بودم
‫که اصلاً چیز باحالی نبود.

122
00:06:37,031 --> 00:06:39,381
‫پس مسافرت در پاسخ به...

123
00:06:40,150 --> 00:06:41,350
‫بحرانت بود؟

124
00:06:41,899 --> 00:06:42,670
‫چی؟

125
00:06:42,795 --> 00:06:46,780
‫خُب، داشتی میگفتی که سر تا سر دنیا
‫تامین کننده‌ی مواد داری...

126
00:06:46,905 --> 00:06:48,755
‫اینجوری فکر کردم که...

127
00:06:49,141 --> 00:06:51,869
‫داری ردِ منبع مشکل رو میگیری.

128
00:06:55,660 --> 00:06:57,207
‫به خاطر شرکت مسافرت نمیکردم.

129
00:06:57,572 --> 00:07:00,794
‫- واقعاً؟
‫- "نه، به خاطر "ناتالی" رفتم "رواندا.

130
00:07:06,099 --> 00:07:07,855
‫اتفاقی براش افتاده؟

131
00:07:07,980 --> 00:07:09,472
‫نه، چیزی نگفت.

132
00:07:10,766 --> 00:07:12,723
‫ولی میدونستم که تو دردسر افتاده.

133
00:07:14,909 --> 00:07:15,681
‫پس...

134
00:07:16,443 --> 00:07:19,275
‫ازت نخواسته بود که بری؟

135
00:07:19,400 --> 00:07:22,860
‫مجبور نبود.
‫ببین، "پائول"، دخترمه.

136
00:07:23,019 --> 00:07:24,969
‫"و تا وقتی که رفت "رواندا...

137
00:07:25,356 --> 00:07:27,863
‫هر روزِ خدا باهاش حرف میزدم.

138
00:07:28,510 --> 00:07:30,253
‫هر جای دنیا که بودم...

139
00:07:30,575 --> 00:07:32,838
‫موقع خواب بهش زنگ میزدم تا بگم دوستش دارم.

140
00:07:33,904 --> 00:07:35,504
‫قبل از اینکه حتی به حرف بیاد...

141
00:07:36,574 --> 00:07:38,957
‫یه سری صدا از خودم درمیاوردم.

142
00:07:39,680 --> 00:07:42,830
‫"و بعد از اینکه رفت "رواندا
‫هر روز بهش ایمیل میزدم.

143
00:07:43,225 --> 00:07:44,225
‫و یهو...

144
00:07:44,929 --> 00:07:47,153
‫هفته‌ی پیش...

145
00:07:48,615 --> 00:07:50,565
‫جواب مادرش رو داد،ولی من رو نه.

146
00:07:51,473 --> 00:07:52,930
‫کانی" اصلاً سر از ایمیل در نمیاره"...

147
00:07:53,098 --> 00:07:55,273
‫بنابراین مجبور شدم ایمیل رو براش پرینت بگیرم.

148
00:07:56,023 --> 00:07:56,802
‫و...

149
00:07:57,836 --> 00:07:59,728
‫از "کانی" پرسیده بود که من خوبم یا نه...

150
00:08:00,149 --> 00:08:00,956
‫که آیا...

151
00:08:01,688 --> 00:08:05,327
‫شرکت درگیر این بچه‌بازیا شده.

152
00:08:05,785 --> 00:08:07,277
‫دیوونگی بود.

153
00:08:07,946 --> 00:08:10,656
‫ممکن نیست که نگران اوضاعتون شده باشه؟

154
00:08:10,882 --> 00:08:13,715
‫پائول"، فکر نمیکنی دختر خودم رو خوب میشناسم؟"

155
00:08:13,994 --> 00:08:16,042
‫"اینو نگفتم، "والتر.

156
00:08:18,244 --> 00:08:20,746
‫فقط میخوام بفهمم که چرا...

157
00:08:20,871 --> 00:08:22,922
‫با وجود بحران شرکتت...

158
00:08:23,047 --> 00:08:25,546
‫تصمیم میگیری که به ملاقات دخترت تو "رواندا" بری.

159
00:08:25,732 --> 00:08:26,782
‫اون ایمیل‌ها...

160
00:08:27,506 --> 00:08:30,307
‫صداش انگار خودش نبود.

161
00:08:31,258 --> 00:08:32,845
‫هیچ‌وقت پدرش رو زیر سوال نمیبَره.

162
00:08:33,093 --> 00:08:36,461
‫نمیگم که شستشوی مغزی داده شده...

163
00:08:37,146 --> 00:08:38,851
‫ولی میدونستم که داره یه چیزی رو پنهون میکنه.

164
00:08:38,976 --> 00:08:41,687
‫و وقتی رسیدم اونجا فهمیدم که حق با من بوده.

165
00:08:41,856 --> 00:08:43,974
‫- چی رو پنهون کرده بود؟
‫- خُب اول از همه...

166
00:08:44,099 --> 00:08:45,574
‫موهاش رو از ته زده بود.

167
00:08:45,984 --> 00:08:48,306
‫همیشه موهای آجری بلندی داشت...

168
00:08:48,431 --> 00:08:50,696
‫درست مثل مادرم وقتی هم‌سن اون بود.

169
00:08:52,804 --> 00:08:54,144
‫و حالا خبری ازش نیست.

170
00:08:55,558 --> 00:08:57,369
‫فکر نمیکنی آزاردهنده باشه؟

171
00:08:57,494 --> 00:08:59,994
‫میفهمم که چرا چنین فکری میکنی، آره.

172
00:09:03,162 --> 00:09:05,995
‫،ولی کوتاه کردنِ مو
‫رنگ کردنش با رنگ‌های عجیب...

173
00:09:06,993 --> 00:09:09,547
‫حتی از ته زدنش، کاریه که...

174
00:09:10,592 --> 00:09:11,892
‫دخترا میکنن.

175
00:09:12,166 --> 00:09:14,468
‫دیگه چه تفاوتی کرده بود؟

176
00:09:16,438 --> 00:09:18,338
‫چه چیزیش تغییر نکرده بود؟

177
00:09:18,773 --> 00:09:20,601
‫حتی نمیدونستم با کی دارم حرف میزنم.

178
00:09:21,206 --> 00:09:22,556
‫کفش نداشت.

179
00:09:23,216 --> 00:09:24,980
‫که معلوم شد بخشیده بودشون.

180
00:09:25,926 --> 00:09:27,480
‫خیلی لاغر شده بود.

181
00:09:30,818 --> 00:09:32,968
‫یه بچه بغلش بود...

182
00:09:33,308 --> 00:09:36,758
‫یه دختر کوچولو مثل یه کیسه سیب‌زمینی بغلش بود.

183
00:09:38,803 --> 00:09:40,353
‫خوبی، "والتر"؟

184
00:09:42,782 --> 00:09:44,695
‫"اینجا، جاییه که زندگی میکنه، "پائول.

185
00:09:45,044 --> 00:09:48,975
‫،اینجا، جاییه که دخترم تصمیم گرفته زندگی کنه
‫"یه لونه‌موش نزدیک "گوما.

186
00:09:49,100 --> 00:09:52,406
‫وقتی شما رو دید، چه واکنشی نشون داد؟

187
00:09:52,842 --> 00:09:56,355
‫فکر نمیکنم بلافاصله باهاش حرف زدم.
‫فقط اونجا ایستادم...

188
00:09:57,245 --> 00:09:58,639
‫و نگاهش کردم.

189
00:09:59,180 --> 00:10:01,038
‫بالاخره ترسید.

190
00:10:01,517 --> 00:10:03,882
‫" گفت " چی شده؟ مامان حالش خوبه؟

191
00:10:04,007 --> 00:10:06,537
‫" .و منم گفتم " مادرت حالش خوبه
‫"گفت "اینجا چیکار میکنی؟

192
00:10:06,662 --> 00:10:09,024
‫".گفتم "اومدم ببرمت خونه

193
00:10:09,316 --> 00:10:11,999
‫- ".وسایلت رو جمع کن"
‫- خیلی کارساز نبود؟

194
00:10:12,124 --> 00:10:13,774
‫نه. اولش...

195
00:10:14,468 --> 00:10:15,468
‫سرد و نچسب بود.

196
00:10:16,539 --> 00:10:19,989
‫".بابا، الان نمیتونم بیام. باید یه کاری رو تموم کنم "

197
00:10:21,136 --> 00:10:23,956
‫انگار که تو یه ماه گذشته مدرک پزشکی گرفته.

198
00:10:24,481 --> 00:10:27,968
‫گفت تا چند ساعت دیگه تو چادر بزرگ برای شام منو میبینه.

199
00:10:28,410 --> 00:10:31,424
‫و به یه آلونک‌های کوچیکی اشاره کرد...

200
00:10:31,549 --> 00:10:33,710
‫برای اینکه اگه بخوام دراز بکشم.

201
00:10:34,487 --> 00:10:36,397
‫تو یکی از اون آلونک‌ها زندگی میکرد.

202
00:10:36,522 --> 00:10:39,722
‫دخمه بود.
‫و اونجا میخوابید.

203
00:10:40,241 --> 00:10:42,291
‫میفهمم که چقدر ممکنه براتون...

204
00:10:43,149 --> 00:10:44,980
‫دردناک بوده باشه.

205
00:10:45,650 --> 00:10:47,650
‫زندگیتونو صرف فراهم کردن...

206
00:10:47,906 --> 00:10:50,206
‫یه خونه‌ی خوب براش کردین...

207
00:10:50,484 --> 00:10:52,584
‫و این روشیه که تصمیم گرفته زندگی کنه.

208
00:10:53,733 --> 00:10:55,525
‫سر شام چه اتفاقی افتاد؟

209
00:10:55,943 --> 00:10:57,717
‫خُب، منتظر شام نموندم.

210
00:10:57,842 --> 00:11:01,226
‫،رفتم تو یکی از اون آلونک‌ها
‫وسایلش رو برداشتم...

211
00:11:01,351 --> 00:11:02,901
‫و تو جیپ گذاشتم.

212
00:11:03,468 --> 00:11:04,468
‫فقط...

213
00:11:05,423 --> 00:11:07,323
‫فقط میخواستم همراهم به...

214
00:11:07,448 --> 00:11:09,334
‫کیگالی" برگرده و حداقل"...

215
00:11:09,503 --> 00:11:11,230
‫لباساش رو تر و تمیز کنه.

216
00:11:13,746 --> 00:11:16,554
‫میخواستم اون شب به هتل برگردم...

217
00:11:16,679 --> 00:11:19,720
‫و ببرمش برای شام و
‫باهاش صحبت کنم و سر عقل بیارمش.

218
00:11:20,004 --> 00:11:21,795
‫تنها چیزی که بعدش یادمه...

219
00:11:21,920 --> 00:11:24,948
‫،با عجله این‌طرف زمین اومد
‫سرم داد میکشید...

220
00:11:25,073 --> 00:11:26,323
‫و چرت و پرت میگفت...

221
00:11:26,502 --> 00:11:28,586
‫که چطور دارم کنترلش میکنم...

222
00:11:28,711 --> 00:11:30,707
‫براش احترام قائل نیستم...

223
00:11:31,150 --> 00:11:34,923
‫که چقدر سخت کار کرده تا اعتماد این آدما رو جلب کنه...

224
00:11:35,906 --> 00:11:38,739
‫و حالا اونا فکر میکنن که یه استعمارگر...

225
00:11:39,062 --> 00:11:40,062
‫مثل منه.

226
00:11:40,437 --> 00:11:43,730
‫و یه چیزیم راجع به "کانی" گفت
‫که حتی نمیخوام به زبون بیارم.

227
00:11:44,762 --> 00:11:48,462
‫قسم میخورم "پائول" ،خیلی جلوی خودم رو گرفتم
‫تا یه کشیده آب‌دار بهش نزنم.

228
00:11:48,735 --> 00:11:52,553
‫به جاش گفتم
‫".دیگه هیچ‌وقت اینطور راجع به مادرت صحبت نکن"

229
00:11:53,223 --> 00:11:54,109
‫بعدش...

230
00:11:54,540 --> 00:11:56,631
‫شکست و شروع به گریه کرد.

231
00:11:57,888 --> 00:11:59,438
‫چیکار کردی؟

232
00:11:59,732 --> 00:12:01,482
‫دستم رو دورش حلقه کردم.

233
00:12:02,807 --> 00:12:05,107
‫" .گفتم " "ناتالی"، میریم خونه

234
00:12:05,282 --> 00:12:06,332
‫و بعدش...

235
00:12:10,075 --> 00:12:12,075
‫بهم گفت برم بمیرم.

236
00:12:15,673 --> 00:12:18,695
‫تا حالا بهت چنین چیزی نگفته بود؟

237
00:12:22,350 --> 00:12:24,100
‫"قلبم رو شکست، "پائول.

238
00:12:26,097 --> 00:12:27,547
‫قلبم رو شکست.

239
00:12:36,913 --> 00:12:39,131
‫فکر میکنی چرا انقدر از دستت عصبانی بود؟

240
00:12:40,915 --> 00:12:42,765
‫خیلی واضح گفت.

241
00:12:43,640 --> 00:12:46,840
‫وقتی به هتل رسیدم یه ایمیل ازش گرفتم.

242
00:12:49,514 --> 00:12:51,520
‫معلوم شد که من زورگو...

243
00:12:51,812 --> 00:12:52,893
‫عقده‌ای و وسواسی...

244
00:12:53,018 --> 00:12:55,568
‫و دلیل تمام اضطراب‌هاشم...

245
00:12:56,070 --> 00:12:59,651
‫و در کنار من پیشرفت و رشد کردن غیرممکنه...

246
00:13:00,358 --> 00:13:03,464
‫به همین خاطر مجبور شد جای دوری بره و حالا من...

247
00:13:04,009 --> 00:13:06,959
‫تنها شانسش برای
‫خلاص شدن از خودم رو دارم خراب میکنم.

248
00:13:09,358 --> 00:13:11,065
‫حالا میفهمی چرا رفتم اونجا؟

249
00:13:11,190 --> 00:13:13,990
‫از ایمیل‌های قبلش
‫حس میکردم که چنین چیزی پیش میاد.

250
00:13:18,784 --> 00:13:20,882
‫میدونی، شنیدن چنین ایمیلی باعث میشه...

251
00:13:23,039 --> 00:13:26,596
‫میشه راجع به وضعی که امروز اومدی صحبت کنیم؟

252
00:13:28,331 --> 00:13:30,631
‫درگیر دو تا تلفن...

253
00:13:31,705 --> 00:13:33,305
‫کیفت رو به من دادی...

254
00:13:34,266 --> 00:13:36,716
‫اونجوری نبود که انگار من باربرم ولی...

255
00:13:37,401 --> 00:13:38,901
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها بود.

256
00:13:39,691 --> 00:13:42,946
‫- شرمنده اگه بهتون توهین کردم.
‫- نه، بهم توهین نکردی. ولی...

257
00:13:43,071 --> 00:13:44,871
‫توجهمو جلب کرد.

258
00:13:46,181 --> 00:13:48,236
‫والتر"، هر دومون میدونیم که"...

259
00:13:48,774 --> 00:13:49,774
‫تو...

260
00:13:50,363 --> 00:13:52,706
‫یه مدیر فوق العاده هستی.

261
00:13:53,165 --> 00:13:54,265
‫در سطح جهانی.

262
00:13:55,051 --> 00:13:55,890
‫درسته؟

263
00:13:56,524 --> 00:13:58,371
‫ولی در نقش‌های دیگه‌ای که...

264
00:13:58,747 --> 00:14:00,744
‫توش اختیار کامل نداری...

265
00:14:00,869 --> 00:14:03,169
‫مثلاً اینجا مریض باشی...

266
00:14:04,433 --> 00:14:06,546
‫یا وقتی که رفتی "ناتالی" رو ببینی.

267
00:14:08,510 --> 00:14:10,390
‫یکم برات راحت نیست.

268
00:14:11,499 --> 00:14:13,928
‫چی داری میگی؟
‫هیچ‌وقت سعی نکردم "ناتالی" رو کنترل کنم.

269
00:14:14,053 --> 00:14:16,394
‫- هر چی میخواست بهش دادم.
‫- البته.

270
00:14:17,602 --> 00:14:19,466
‫همه‌چیز رو بهش دادی.

271
00:14:20,501 --> 00:14:21,651
‫و این...

272
00:14:22,022 --> 00:14:25,347
‫برای والدین دیگه کار سختیه ولی...

273
00:14:25,472 --> 00:14:26,406
‫نه برای تو.

274
00:14:26,708 --> 00:14:28,908
‫فکر میکنی ممکنه...

275
00:14:29,335 --> 00:14:31,224
‫چیزی که برات سخته...

276
00:14:32,352 --> 00:14:34,293
‫آزاد گذاشتنش باشه؟

277
00:14:35,725 --> 00:14:36,975
‫رها کردنش؟

278
00:14:37,651 --> 00:14:39,201
‫فکر کردی که...

279
00:14:39,503 --> 00:14:42,603
‫داره تو اون ایمیل‌ها ازت دوری میکنه؟

280
00:14:44,106 --> 00:14:46,879
‫و وقتی تو اردوگاه دیدیش...

281
00:14:47,418 --> 00:14:49,068
‫وحشت کردی؟

282
00:14:49,393 --> 00:14:52,609
‫ترسیدی که از دستش بدی
‫بنابراین حس کردی باید بهش بگی...

283
00:14:52,734 --> 00:14:54,559
‫که وسایلش رو جمع کنه و بیاد خونه؟

284
00:14:55,581 --> 00:14:57,781
‫یه پدر نمیتونه نگران دخترش باشه؟

285
00:14:57,906 --> 00:14:59,256
‫البته که میتونه.

286
00:15:00,608 --> 00:15:01,963
‫ولی برای یه لحظه...

287
00:15:02,088 --> 00:15:04,063
‫یه نگاه به طوری که جواب دادی بنداز.

288
00:15:06,168 --> 00:15:09,115
‫وسط یه بحران کلان، ایمیلی رو خوندی که...

289
00:15:09,283 --> 00:15:13,128
‫،برای "کانی" نوشته بود
‫بعدش،بدون اینکه فکر کنی سوار هواپیما شدی...

290
00:15:13,253 --> 00:15:15,653
‫و تا اون سَرِ دنیا رفتی.

291
00:15:18,435 --> 00:15:19,685
‫چیزی نیست.

292
00:15:20,721 --> 00:15:22,941
‫اینا سریع عمل میکنن.

293
00:15:23,757 --> 00:15:25,070
‫"زاناکس"...
‫( یک نوع آرامبخش )

294
00:15:26,398 --> 00:15:28,648
‫دکتر "ولز" برام تجویز کرده.

295
00:15:29,506 --> 00:15:30,856
‫خدا رو شکر که اینکارو کرد.

296
00:15:32,935 --> 00:15:35,485
‫در غیر این صورت نمیتونستم...

297
00:15:35,862 --> 00:15:37,462
‫از اونجا بزنم بیرون.

298
00:15:57,246 --> 00:15:58,846
‫بلافاصله بعد از اینکه "ناتالی" رو دیدی...

299
00:15:59,501 --> 00:16:01,001
‫قرص خوردی؟

300
00:16:02,706 --> 00:16:03,551
‫خیلی بعدش.

301
00:16:04,750 --> 00:16:07,050
‫نصفه شب از خواب پریدم...

302
00:16:07,222 --> 00:16:08,522
‫عرق سرد کرده بودم.

303
00:16:09,389 --> 00:16:10,889
‫کابوس دیدم...

304
00:16:11,700 --> 00:16:13,422
‫که "ناتالی" مُرده.

305
00:16:15,162 --> 00:16:17,499
‫بعد دور و برم رو نگاه کردم...

306
00:16:17,624 --> 00:16:19,608
‫و به دلیل خستگی...

307
00:16:19,733 --> 00:16:22,233
‫تا چند دقیقه نمیدونستم کجام.

308
00:16:23,224 --> 00:16:25,788
‫فکر میکردم تو خونه‌ی پدر ومادرمم...

309
00:16:25,913 --> 00:16:27,213
‫"تو اتاق "تامی...

310
00:16:27,660 --> 00:16:29,779
‫با تمام مدال‌های ورزشی و جایزه‌هاش.

311
00:16:31,544 --> 00:16:34,754
‫دیگه حتی یه لحظه هم نمیتونستم تو اون اتاق بمونم.

312
00:16:34,879 --> 00:16:37,835
‫باید از اونجا میزدم بیرون.
‫نمیتونستم خوب نفس بکشم.

313
00:16:38,812 --> 00:16:40,912
‫و بعد یادِ قرص‌ها افتادم.

314
00:16:42,105 --> 00:16:44,755
‫فکر نمیکنین عجیبه که...

315
00:16:45,406 --> 00:16:47,152
‫اونجا راجع به...

316
00:16:47,750 --> 00:16:49,207
‫تامی" فکر میکردین"...

317
00:16:49,332 --> 00:16:50,425
‫تو "آفریقا"؟

318
00:16:52,994 --> 00:16:54,894
‫جدیداً خیلی به فکرشم.

319
00:16:55,828 --> 00:16:57,807
‫میدونی از کجا شروع شد؟

320
00:17:00,225 --> 00:17:02,275
‫از وقتی بوده که "ناتالی" رفته؟

321
00:17:05,119 --> 00:17:08,819
‫گفتین که از خوب پریدین و
‫حس کردین باید برین بیرون.

322
00:17:10,395 --> 00:17:12,317
‫هتل‌ها میتونن آدم رو معذب کنن.

323
00:17:12,949 --> 00:17:14,599
‫"ولی از دست دادن "تامی...

324
00:17:14,912 --> 00:17:16,743
‫براتون خیلی دردناک بود، درسته؟

325
00:17:17,419 --> 00:17:19,019
‫پدر و مادرم رنج کشیدن.

326
00:17:19,765 --> 00:17:23,041
‫با تمام احترامی که قائلم، باید بگم
‫وقتی والدین پچه‌هاشونو از دست میدن، براشون کُشنده‌س.

327
00:17:26,606 --> 00:17:30,356
‫،اینکه اینقدر به والدینتون نزدیک بودین
‫قابل تحسینه...

328
00:17:30,997 --> 00:17:32,497
‫بعد از اون اتفاق.

329
00:17:33,107 --> 00:17:34,857
‫"دقیقاً مثل خانواده‌ی "دونالدسون...

330
00:17:35,549 --> 00:17:36,788
‫همونطور که خودتون گفتین.

331
00:17:36,913 --> 00:17:39,091
‫بعد از اینکه پسرشون "جیمز" مُرد...

332
00:17:41,115 --> 00:17:43,546
‫براشون حکم پسر رو داشتین.

333
00:17:44,481 --> 00:17:45,700
‫یه پسر خَلَف...

334
00:17:46,516 --> 00:17:48,616
‫فردی که همه میتونن بهش تکیه کنن.

335
00:17:50,382 --> 00:17:52,682
‫و بعد این خواب رو دیدین. و...

336
00:17:53,028 --> 00:17:55,478
‫"و حس کردین تو اتاق "تامی...

337
00:17:56,445 --> 00:17:57,745
‫در حالت خفقانید.

338
00:17:59,020 --> 00:18:01,707
‫این به "ناتالی" چه ربطی داره؟

339
00:18:02,915 --> 00:18:05,415
‫شاید "ناتالی" داره کاری میکنه...

340
00:18:06,274 --> 00:18:08,874
‫که شما هیچوقت اجازه‌ی انجامش رو به خودتون ندادید...

341
00:18:09,740 --> 00:18:11,690
‫اینکه از والدینتون جدا بشید.

342
00:18:12,741 --> 00:18:15,441
‫براش شما در ارتباط بودن...

343
00:18:15,983 --> 00:18:16,833
‫به معنای دور نشدنه.

344
00:18:17,964 --> 00:18:21,459
‫ناتالی" میخواد یه کاری وسطِ این بازه انجام بده"
‫ولی شما حس میکنین که...

345
00:18:21,584 --> 00:18:23,334
‫داره ترکتون میکنه...

346
00:18:24,509 --> 00:18:25,909
‫"مثل "تامی.

347
00:18:26,938 --> 00:18:29,126
‫"اون مُرد، "پائول.
‫خدای من.

348
00:18:29,846 --> 00:18:32,043
‫- ترکم نکرد.
‫- میدونم.

349
00:18:32,612 --> 00:18:35,752
‫،شاید اون شب تو هتل
‫"جدایی "ناتالی...

350
00:18:35,877 --> 00:18:36,927
‫از شما...

351
00:18:37,618 --> 00:18:38,647
‫حسش...

352
00:18:39,303 --> 00:18:40,403
‫یه جورایی...

353
00:18:42,558 --> 00:18:44,956
‫- مثل مرگ بود.
‫- خدا نکنه.

354
00:18:46,042 --> 00:18:47,642
‫قابل مقایسه نیست.

355
00:18:49,053 --> 00:18:50,803
‫خیلی تفاوت داره.

356
00:18:51,180 --> 00:18:53,548
‫وقتی یه بچه میمیره، دیگه رفته.

357
00:18:53,950 --> 00:18:57,738
‫،این دقیقاً اون کابوسی نیست که شما رو از خواب پروند
‫که "ناتالی" مُرده؟

358
00:18:58,278 --> 00:18:59,929
‫یکی نبود.

359
00:19:00,667 --> 00:19:02,417
‫داشتم تلاش میکردم پیداش کنم.

360
00:19:03,887 --> 00:19:06,224
‫میدونستم که صرف نظر از اینکه چقدر حالم بده...

361
00:19:06,349 --> 00:19:10,200
‫باید رو خودم پا بذارم و فقط به "ناتالی" فکر کنم.

362
00:19:11,644 --> 00:19:12,994
‫قرص‌ها رو خوردم.

363
00:19:13,355 --> 00:19:15,473
‫و یه جورایی گذشت.
‫و...

364
00:19:15,822 --> 00:19:18,496
‫خودم رو تا لابی هتل کشوندم...

365
00:19:18,621 --> 00:19:21,337
‫و به اینترنت وصل شدم.

366
00:19:22,677 --> 00:19:25,577
‫و همون موقع بود که ایمیلشو خوندم
‫و فهمیدم که...

367
00:19:29,000 --> 00:19:30,150
‫فهمیدم که...

368
00:19:30,379 --> 00:19:33,427
‫چی رو فهمیدی، "والتر"؟
‫اشکالی نداره که فکرت رو...

369
00:19:33,552 --> 00:19:35,926
‫اینجا مطرح کنی.
‫هر چی که دوست داری بگو.

370
00:19:36,839 --> 00:19:39,489
‫فهمیدم که اصلاً بهم احتیاج نداره.

371
00:19:39,922 --> 00:19:42,374
‫و یا شاید این چیزیه که لازمه الان حس کنه.

372
00:19:43,276 --> 00:19:45,176
‫دیگه کارش با پدرِ پیرش تموم شده.

373
00:19:45,968 --> 00:19:47,297
‫من مخزن موشکم.
‫( مخزنی که بعد از پرتاب از موشک جدا میشه )

374
00:19:47,422 --> 00:19:50,957
‫،اون پرتاب شده، مثل پسرهاتون
‫این چیزی نیست که تو جلسه‌ی اول گفتین؟

375
00:19:51,232 --> 00:19:53,699
‫واقعاً؟
‫مطمئنم اینم گفتم که "ناتالی" فرق داره.

376
00:19:53,943 --> 00:19:55,334
‫باید باهاتون موافقت کنم.

377
00:19:55,459 --> 00:19:58,154
‫شما اونو طوری آزاد بار آوردین که برای خودش فکر کنه...

378
00:19:58,279 --> 00:20:01,503
‫و کارای پدر مادرش رو زیر سوال ببره
‫و با دنیای بزرگ‌سال‌ها رو به رو بشه.

379
00:20:02,958 --> 00:20:06,246
‫بهش یه هدیه‌ی فوق العاده دادین
‫و حالا میخواد ازش استفاده کنه.

380
00:20:06,415 --> 00:20:09,189
‫- که بهم بگه برم بمیرم؟
‫- این چیزیه که شما شنیدین.

381
00:20:09,314 --> 00:20:12,287
‫ولی قبل از اون، ازتون خواست که باهاش
‫منطقی حرف بزنید.

382
00:20:12,412 --> 00:20:15,361
‫- برای شام دعوتتون کرد، درسته؟
‫- فقط میخواست زوری نظر موافقم رو بگیره.

383
00:20:15,486 --> 00:20:17,636
‫ممکنه.
‫یا شایدم ممکنه که واقعاً میخواسته...

384
00:20:17,761 --> 00:20:19,418
‫باهات حرف بزنه.

385
00:20:19,543 --> 00:20:23,322
‫ولی شما فکر کردین که داره بهتون بی‌احترامی میکنه
‫و واکنش نشون دادین.

386
00:20:24,098 --> 00:20:25,730
‫میدونین، فکر میکنم که...

387
00:20:25,855 --> 00:20:28,755
‫کُلِ زندگیش حواسش به شما بوده...

388
00:20:29,126 --> 00:20:32,943
‫چطور فکر میکنین، حستون چیه
‫و اینکه چیکار میتونه بکنه تا خوشحالتون کنه.

389
00:20:33,068 --> 00:20:35,535
‫و شاید یه بخشی از اینکه خیلی عصبانیه به این خاطره که...

390
00:20:35,660 --> 00:20:38,421
‫شاید برای اولین بار تو زندگیش میدونه که...

391
00:20:38,546 --> 00:20:41,194
‫،چیزی که میخواد
‫اونی نیست که شما میخواین.

392
00:20:41,783 --> 00:20:45,660
‫و خیلی دوران سختی رو گذرونده
‫تا این واقعیت رو به خودش بقبولونه.

393
00:20:45,829 --> 00:20:47,579
‫دوران سختی رو گذرونده؟

394
00:20:47,778 --> 00:20:48,997
‫پس من چی؟

395
00:20:49,484 --> 00:20:51,791
‫- پس اوضاع رو چطوری رها کردین؟
‫- کاری نکردم.

396
00:20:52,841 --> 00:20:56,588
‫صبح بعدش با کلی زنگ و تماس و...

397
00:20:57,176 --> 00:20:59,622
‫ایمیل و شیوع اسهال و...

398
00:21:00,230 --> 00:21:03,011
‫و بچه‌هایی که تو بیمارستان بودن
‫احتمالاً به خاطر آلودگی‌ای که...

399
00:21:03,179 --> 00:21:04,729
‫تو یکی از قسمت‌هامون بوده، روبرو شدم.

400
00:21:05,464 --> 00:21:07,755
‫تازه اوضاع راست و ریست شده بود!

401
00:21:08,943 --> 00:21:10,893
‫چند روزی نبودم...

402
00:21:11,943 --> 00:21:14,314
‫و انگار همه‌چیز منتظرم بوده تا یه لحظه رومو برگردونم.

403
00:21:19,980 --> 00:21:21,639
‫"متاسفم، "والتر.

404
00:21:21,764 --> 00:21:24,490
‫با وجود این جلسه‌ی دیروقت، یادم رفت که...

405
00:21:27,981 --> 00:21:30,509
‫سلام، منشی آقای "برنت"، "ماری" هستم.

406
00:21:30,634 --> 00:21:32,980
‫فوراً باید با "برت" صحبت کنن.

407
00:21:33,105 --> 00:21:35,543
‫اگه باهام تماس بگیرن،میتونم وصلشون کنم.

408
00:21:37,382 --> 00:21:39,038
‫باید برگردم به میدون جنگ.

409
00:21:39,163 --> 00:21:40,663
‫بهتره برم.

410
00:21:41,341 --> 00:21:42,300
‫"ممنون "پائول.

411
00:21:44,680 --> 00:21:46,339
‫‏‏۲۶تا پیغام.

412
00:21:46,648 --> 00:21:48,248
‫مشکلی نداری؟

413
00:21:50,492 --> 00:21:53,292
‫مشکلی نیست.
‫"نمیتونم از دستم خلاص بشن، "پائول.

414
00:21:54,239 --> 00:21:56,397
‫دیگی که برای من نجوشه
‫میخوام سَرِ سگ توش بجوشه.

415
00:21:57,032 --> 00:21:58,639
‫یعنی میخوای بعد از تو،هیچی نمونه ازش؟

416
00:21:59,449 --> 00:22:01,199
‫خیلی فشاره.

417
00:22:02,308 --> 00:22:04,058
‫چسب، "پائول"، چسب.

418
00:22:04,826 --> 00:22:07,126
‫ببین وقتی نبودم چه اتفاقی افتاد.

419
00:22:09,049 --> 00:22:10,049
‫گمونم...

420
00:22:10,461 --> 00:22:13,177
‫دخترم میتونه بدون من دووم بیاره...

421
00:22:13,900 --> 00:22:15,208
‫ولی خونواده‌ی "دونالدسون" نه.

422
00:22:20,742 --> 00:22:22,492
‫هفته‌ی بعد میبینمت؟

423
00:22:22,680 --> 00:22:24,079
‫آره، بازم ممنون.

424
00:22:24,204 --> 00:22:25,454
‫خواهش میکنم.

425
00:22:34,119 --> 00:22:35,419
‫به "برت" زنگ بزن...

426
00:22:36,133 --> 00:22:37,946
‫یعنی چی که نمیتونی گیرش بیاری؟

427
00:22:38,071 --> 00:22:41,271
‫الان برام پیغام گذاشتی که میخواد باهام صحبت کنه.

428
00:22:41,888 --> 00:22:43,538
‫اون پیرمرد چی؟

429
00:22:45,539 --> 00:22:51,539
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

430
00:22:51,539 --> 00:22:57,539
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

