1
00:00:11,351 --> 00:00:13,804
‫الکس" بیمارم بود".

2
00:00:14,048 --> 00:00:15,991
‫اون به عنوان یه خلبان...

3
00:00:17,525 --> 00:00:18,994
‫می‌دونست که...

4
00:00:19,895 --> 00:00:21,938
‫تلفات غیرنظامی...

5
00:00:23,406 --> 00:00:24,959
‫اجتناب ناپذیرـه.

6
00:00:25,084 --> 00:00:27,479
‫به عقیده‌ی من اون توانایی...

7
00:00:27,604 --> 00:00:29,281
‫بخشش خودش رو نداشت، نه.

8
00:00:29,519 --> 00:00:32,062
‫دوره‌ی درمان به درخواست خود "الکس" متوقف شد.

9
00:00:33,735 --> 00:00:37,657
‫خب، احساس می‌کرد که آماده‌ست تا
‫برگرده به انجام وظیفه‌ش و اینکه...

10
00:00:39,157 --> 00:00:40,157
‫باخبر...

11
00:00:41,334 --> 00:00:42,334
‫شدم که...

12
00:00:42,796 --> 00:00:46,327
‫درگیر یه رابطه شده.

13
00:00:48,353 --> 00:00:52,207
‫ازم می‌پرسین که من
‫از ناخودآگاه اون خبر داشتم یا نه؟

14
00:00:52,332 --> 00:00:55,417
‫جواب دادن به این سوال
‫تقریباً غیرممکن ـه.

15
00:01:02,551 --> 00:01:10,110
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

16
00:01:18,837 --> 00:01:21,687
‫- سخت بود؟
‫- اون آدما عین...

17
00:01:22,071 --> 00:01:23,671
‫عین لاشخور می‌مونن.

18
00:01:24,945 --> 00:01:27,294
‫باورم نمیشه کسی برای
‫زنده موندن همچین کارایی بکنه.

19
00:01:28,216 --> 00:01:29,588
‫می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

20
00:01:30,778 --> 00:01:33,133
‫راجع به استشهاد؟ راستش نه. نمی‌خوام.

21
00:01:34,658 --> 00:01:37,053
‫- می‌خوام یه نوشیدنی بگیرم.
‫- هنوز که ساعت ۴ نشده.

22
00:01:38,966 --> 00:01:40,216
‫منظورم قهوه بود.

23
00:01:44,704 --> 00:01:46,954
‫مثل اینکه هردومون روز محشری داشتیم.

24
00:01:47,392 --> 00:01:50,066
‫مارک" امروز صبح"
‫از رو دنده‌ی چپ بیدار شد...

25
00:01:50,191 --> 00:01:53,210
‫و سر هر موضوع بیخودی
‫داد و بیداد کرد.

26
00:01:53,743 --> 00:01:57,122
‫،مسواک سر جای خودش نیست
‫قهوه زیادی داغ ـه...

27
00:01:57,359 --> 00:02:00,332
‫انگار که کل دنیا
‫باهاش سر لج افتاده بودن.

28
00:02:01,218 --> 00:02:03,222
‫کلمه‌ی روانشناسی برای این رفتار هست؟

29
00:02:03,347 --> 00:02:05,275
‫فکر کنم بهش میگن جابجایی.

30
00:02:05,400 --> 00:02:06,907
‫- ببخشید!
‫- عالی ـه.

31
00:02:07,321 --> 00:02:10,434
‫"و بعدش رفتم اداره و دیدم "جودی
‫هم داره داد و بیداد می‌کنه.

32
00:02:10,559 --> 00:02:12,675
‫درمورد "جودی" که بهت گفته بودم، نه؟

33
00:02:13,319 --> 00:02:14,191
‫گفته بودی؟

34
00:02:14,316 --> 00:02:16,135
‫همونی که جوری باهام برخورد می‌کنه که انگار...

35
00:02:16,303 --> 00:02:18,753
‫رییسم ـه ولی درواقع نیست.

36
00:02:19,056 --> 00:02:21,180
‫خدایا، اصلاً کسی تو این
‫خراب شده کار هم می‌کنه؟

37
00:02:21,305 --> 00:02:24,477
‫دنبال یه بهونه تو کار من می‌گرده
‫که خراب کاری کنه.

38
00:02:24,646 --> 00:02:26,587
‫امکان داره بخواد عمداً
‫خرابکاری کنه؟

39
00:02:26,712 --> 00:02:30,262
‫امکان داره من بتونم یه دقیقه
‫اینجا راحت بشینم؟

40
00:02:32,572 --> 00:02:35,922
‫آره، متاسفم. چون تو گفتی نمی‌خوای
‫درمورد دادگاه‌ـت حرف بزنی...

41
00:02:36,047 --> 00:02:38,710
‫فقط سعی می‌کردم درمورد
‫اتفاقات امروزم باهات حرف بزنم.

42
00:02:38,835 --> 00:02:41,930
‫واقعاً؟ یا اینکه می‌خوای
‫به مشکلاتت گوش کنم و...

43
00:02:42,055 --> 00:02:44,016
‫و رفتار شوهرت و رییس‌ـت رو...

44
00:02:44,141 --> 00:02:47,291
‫- موشکافی کنم؟
‫- قصدم این نبود.

45
00:02:50,127 --> 00:02:51,127
‫ببخشید.

46
00:02:57,127 --> 00:02:58,630
‫خدایا، چه زود به اینجا رسیدیم.

47
00:02:59,314 --> 00:03:00,336
‫به کجا؟

48
00:03:01,682 --> 00:03:03,829
‫هنوز هیچی نشده تا همدیگه رو دیدیم...

49
00:03:03,954 --> 00:03:06,454
‫مستقیم رفتیم سر دعوا.

50
00:03:08,768 --> 00:03:09,688
‫هردومون.

51
00:03:11,150 --> 00:03:13,250
‫فکر می‌کردم دیدن تو...

52
00:03:14,381 --> 00:03:15,903
‫آسون باشه و...

53
00:03:16,809 --> 00:03:18,609
‫فکر می‌کردم احساس...

54
00:03:20,518 --> 00:03:21,492
‫خوبی باشه.

55
00:03:22,323 --> 00:03:24,973
‫ببین، من ساعت
‫قرارم رو با "جینا" عوض می‌کنم...

56
00:03:25,253 --> 00:03:27,153
‫تا دیگه مجبور نباشی...

57
00:03:27,801 --> 00:03:28,901
‫ازم فرار کنی.

58
00:03:29,626 --> 00:03:31,276
‫من قبل از تو اینکارو کردم.

59
00:03:44,307 --> 00:03:45,307
‫ببخشید.

60
00:03:46,172 --> 00:03:47,422
‫ببخشید که دیر شد.

61
00:03:48,735 --> 00:03:50,729
‫رزی" نیم ساعت معطلم کرد".

62
00:03:51,091 --> 00:03:52,841
‫می‌خواست باهام حرف بزنه.

63
00:03:53,609 --> 00:03:56,609
‫معلوم شد که فقط می‌خواد
‫سوییچ ماشین رو بگیره.

64
00:03:56,750 --> 00:03:58,654
‫- بهش دادی؟
‫- آره.

65
00:03:59,068 --> 00:04:01,418
‫خوشحال شد؟
‫- فکر نکنم.

66
00:04:06,117 --> 00:04:09,967
‫فکر کنم می‌خوام حس نزدیکی بیشتری
‫بهش داشته باشم، در مورد مدرسه‌ش بدونم...

67
00:04:10,406 --> 00:04:14,256
‫،و بدونم دوست پسر داره یا نه
‫با "کیت" چیکار می‌کنه.

68
00:04:15,400 --> 00:04:18,375
‫وقتی پیش هم زندگی می‌کردین
‫درمورد این چیزا حرف می‌زد؟

69
00:04:19,661 --> 00:04:22,985
‫مجبور نبود بگه چون
‫خودم همه‌چی رو متوجه می‌شدم.

70
00:04:24,137 --> 00:04:26,724
‫یا از خودشون می‌شنیدم
‫یا "کیت" بهم خبر می‌داد.

71
00:04:28,450 --> 00:04:30,769
‫پس اون موقع هم زیاد
‫باهاشون حرف نمی‌زدی؟

72
00:04:33,152 --> 00:04:35,552
‫- تلفنی هم باهاشون حرف می‌زنی؟
‫- سعی می‌کنیم.

73
00:04:36,508 --> 00:04:38,362
‫ولی می‌دونی، اینو می‌تونم بگم...

74
00:04:38,487 --> 00:04:41,225
‫همیشه از طریق کامپیوتر
‫با دوستاش در تماس بود.

75
00:04:41,465 --> 00:04:43,969
‫خب، چیکار می‌تونی بکنی
‫که احساس نزدیکی بهش داشته باشی؟

76
00:04:44,094 --> 00:04:46,386
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم.

77
00:04:47,971 --> 00:04:50,488
‫یادت میاد وقتی رو که
‫تو خونه زندگی می‌کردی و...

78
00:04:50,613 --> 00:04:52,243
‫حس می‌کردی بهش نزدیکی؟

79
00:04:57,143 --> 00:04:59,255
‫یه دفعه...

80
00:04:59,873 --> 00:05:01,823
‫من بغلش کردم. بازوش رو شکونده بود...

81
00:05:02,592 --> 00:05:04,592
‫و "کیت" هم رفته بود شهر، پس...

82
00:05:05,341 --> 00:05:07,431
‫مجبور شدم "رزی" رو ببرم بیمارستان.

83
00:05:07,599 --> 00:05:08,941
‫کلی منتظر موندیم...

84
00:05:09,066 --> 00:05:10,802
‫تو اورژانس، تو بخش...

85
00:05:10,927 --> 00:05:13,395
‫و صبر کردیم گچ دستش خشک بشه.

86
00:05:13,520 --> 00:05:14,920
‫و اون موقع...

87
00:05:15,544 --> 00:05:16,944
‫فقط من و "رزی" بودیم.

88
00:05:17,399 --> 00:05:19,449
‫تمام بعدازظهر فقط من و اون پیش هم بودیم.

89
00:05:19,737 --> 00:05:20,937
‫براش کتاب خوندم.

90
00:05:21,083 --> 00:05:22,533
‫قصه گفتم.

91
00:05:22,709 --> 00:05:25,178
‫بیست سوالی بازی کردیم.

92
00:05:29,047 --> 00:05:30,592
‫روز خوبی بود.

93
00:05:33,714 --> 00:05:35,259
‫آره، خیلی غمناک ـه، ها؟

94
00:05:36,853 --> 00:05:38,784
‫دلم برای خیلی چیزا تنگ شده.

95
00:05:47,279 --> 00:05:48,329
‫چیه؟

96
00:05:49,099 --> 00:05:50,699
‫هیچی. فقط...

97
00:05:51,312 --> 00:05:52,312
‫اپریل" رو"...

98
00:05:53,767 --> 00:05:56,267
‫این هفته بردم بیمارستان.

99
00:05:57,559 --> 00:06:00,089
‫- همون بیماری که سرطان داره؟
‫- آره.

100
00:06:01,272 --> 00:06:02,578
‫خب، اون...

101
00:06:02,703 --> 00:06:06,412
‫هنوز به کسی نگفته بود.
‫نه به دوستاش نه خونواده‌ش.

102
00:06:06,835 --> 00:06:08,617
‫هنوز درمانش رو شروع نکرده بود.

103
00:06:08,785 --> 00:06:10,583
‫برای همین بعد از جلسه‌ی این هفته‌ـمون...

104
00:06:10,708 --> 00:06:13,816
‫بلند شدم، کت‌ـم رو برداشتم
‫و اونو بردم بیمارستان.

105
00:06:13,941 --> 00:06:15,290
‫می‌دونم اشتباه کردم.

106
00:06:15,460 --> 00:06:18,399
‫ولی ببین، متخصص غدد از قبل
‫براش برنامه‌ی درمانی تنظیم کرده بود...

107
00:06:18,524 --> 00:06:21,755
‫و تنها کاری که باید می‌کردم این بود
‫که ببرمش اونجا، برای همین بردمش.

108
00:06:22,402 --> 00:06:25,120
‫صبر کردم تا کارش تموم بشه...

109
00:06:26,125 --> 00:06:27,875
‫و بعد رسوندمش خونه‌ش.

110
00:06:29,303 --> 00:06:32,053
‫- براش داستان هم گفتی؟
‫- نه، ما...

111
00:06:33,164 --> 00:06:34,214
‫کاملاً ساکت بودیم.

112
00:06:37,310 --> 00:06:39,210
‫یادت به اون روزی افتاد که...

113
00:06:41,064 --> 00:06:43,964
‫- با "رزی" تو بیمارستان بودی؟
‫- آره.

114
00:06:44,483 --> 00:06:47,641
‫می‌دونی، حاضرم ۱۰ سال
‫آخر زندگیم رو بدم که...

115
00:06:47,766 --> 00:06:50,598
‫دوباره برگردم به همون بعدازظهری
‫که تو بیمارستان پیش "رزی" بودم...

116
00:06:50,723 --> 00:06:52,623
‫و منتظر بودیم گچ دستش خشک بشه.

117
00:06:59,761 --> 00:07:01,011
‫از زندگیم بدم میاد.

118
00:07:04,448 --> 00:07:05,466
‫از هم پاشیده.

119
00:07:08,816 --> 00:07:09,816
‫هرروز...

120
00:07:11,233 --> 00:07:12,233
‫درد داره.

121
00:07:15,846 --> 00:07:18,396
‫از خانواده‌م هیچی نصیبم نمیشه...

122
00:07:19,110 --> 00:07:22,410
‫پس سعی می‌کنم با بیمارام جبران کنم.
‫می‌دونم کار اشتباهی ـه.

123
00:07:23,759 --> 00:07:25,235
‫ولی دیگه کیُ دارم؟

124
00:07:25,403 --> 00:07:28,614
‫کیُ داری که چیزی رو که
‫نیاز داری بهت بده؟

125
00:07:28,868 --> 00:07:29,868
‫هیچکس.

126
00:07:31,073 --> 00:07:33,185
‫ولی، خب، تو رو دارم.

127
00:07:33,953 --> 00:07:35,261
‫ولی تو هم نمی‌تونی...

128
00:07:36,004 --> 00:07:37,703
‫چیزی رو که نیاز دارم بهم بدی.

129
00:07:38,156 --> 00:07:39,500
‫کار تو این نیست.

130
00:07:39,668 --> 00:07:42,747
‫- بذار درمورد احتیاجاتت حرف بزنیم.
‫- آب داری؟

131
00:07:43,835 --> 00:07:46,391
‫تو باید برای بیمارات آب داشته باشی.

132
00:07:48,682 --> 00:07:52,032
‫چون ندیدیش فکر کردی
‫آب برات نذاشتم.

133
00:07:52,157 --> 00:07:53,680
‫همونجا گذاشته.

134
00:08:09,702 --> 00:08:10,702
‫پس...

135
00:08:11,458 --> 00:08:13,458
‫می‌تونی بهم بگی به چی نیاز داری؟

136
00:08:14,165 --> 00:08:18,012
‫چیز به خصوصی نیاز ندارم. فقط...

137
00:08:19,129 --> 00:08:21,970
‫- همون چیزایی که همه نیاز دارن.
‫- خب، غذا داری.

138
00:08:22,095 --> 00:08:25,003
‫- لباس داری، خونه داری.
‫- خب، یه جورایی.

139
00:08:25,732 --> 00:08:29,176
‫به یه لونه‌ی بدون خرس میگن خونه؟

140
00:08:32,710 --> 00:08:34,510
‫پس چندتا خرس احتیاج داری.

141
00:08:39,297 --> 00:08:40,397
‫دلم براشون تنگ میشه.

142
00:08:43,262 --> 00:08:45,157
‫می‌دونی منظورم چیه.

143
00:08:45,525 --> 00:08:46,567
‫می‌دونم که می‌دونی.

144
00:08:49,654 --> 00:08:50,654
‫می‌دونم.

145
00:08:54,532 --> 00:08:56,232
‫دلم برای مواقع شام تنگ شده، می‌دونی؟

146
00:08:56,879 --> 00:08:58,579
‫دلم برای وقتای بعد از شام تنگ شده.

147
00:08:59,644 --> 00:09:02,844
‫بروکلین که هستی وقتای
‫بین شام تا خواب چیکار می‌کنی؟

148
00:09:04,961 --> 00:09:06,753
‫بعضی وقتا میرم...

149
00:09:07,809 --> 00:09:09,225
‫یه بار محلی.

150
00:09:10,401 --> 00:09:12,901
‫مسابقات تیم‌های انگلیسی رو پخش می‌کنن.

151
00:09:15,233 --> 00:09:16,633
‫خوبه، بعد...

152
00:09:17,376 --> 00:09:19,276
‫بعدش مشروب می‌خورم.

153
00:09:20,526 --> 00:09:23,276
‫خب، توی اون بار
‫تا حالا با زنی هم آشنا شدی؟

154
00:09:24,721 --> 00:09:25,771
‫می‌بینمشون.

155
00:09:26,235 --> 00:09:28,066
‫نمی‌دونم اونا هم منو می‌بینن یا نه.

156
00:09:29,331 --> 00:09:31,648
‫مثل یه شخصیت نقاشی تنها هستم...

157
00:09:31,946 --> 00:09:34,756
‫که توی یه بار نشسته.

158
00:09:36,951 --> 00:09:38,651
‫درمورد زنها بهم بگو.

159
00:09:38,823 --> 00:09:41,023
‫بعضیاشون خوشگل‌ـن، می‌دونی؟

160
00:09:41,915 --> 00:09:44,161
‫النگوهاشون صدا میده.

161
00:09:44,938 --> 00:09:46,688
‫میرن بیرون سیگار بکشن.

162
00:09:51,346 --> 00:09:53,082
‫"مثل بیمار خودم "میا.

163
00:09:53,750 --> 00:09:57,382
‫- یادم نمیاد اسم "میا" رو آورده باشی.
‫- یکی از بیمارای ۲۰ سال پیشمه.

164
00:09:58,387 --> 00:10:02,096
‫امسال برگشته پیش خودم.
‫خب... قضیه‌ش پیچیده‌ست.

165
00:10:02,221 --> 00:10:04,478
‫یه وکیل ـه که برای شرکتی که...

166
00:10:04,646 --> 00:10:07,090
‫وکالت منو داره کار می‌کنه.
‫همون دادخواهی.

167
00:10:07,215 --> 00:10:11,215
‫درمورد پرونده با هم حرف زدیم
‫و بعدش به عنوان بیمار اومد پیشم.

168
00:10:11,677 --> 00:10:13,592
‫منظورت چیه که قضیه‌ش پیچیده‌ست؟

169
00:10:13,717 --> 00:10:15,417
‫از لحاظ عاطفی پیچیده‌ست.

170
00:10:16,462 --> 00:10:17,462
‫ولی...

171
00:10:18,990 --> 00:10:20,440
‫واقعاً باهوش ـه.

172
00:10:20,934 --> 00:10:22,034
‫و...

173
00:10:23,656 --> 00:10:25,593
‫- بامزه‌ست.
‫- کارشُ بلد ـه؟

174
00:10:25,718 --> 00:10:28,377
‫فکر کنم اینم بشه به
‫خصوصیاتش اضافه کرد، آره.

175
00:10:30,121 --> 00:10:32,321
‫از اون زنهایی ـه که...

176
00:10:33,024 --> 00:10:35,674
‫اگه مشکلات خودش رو حل کنه...

177
00:10:36,266 --> 00:10:38,814
‫به شکلی باور نکردنی می‌تونه...

178
00:10:40,120 --> 00:10:41,420
‫برای من شخص مناسبی ـه.

179
00:10:47,230 --> 00:10:49,132
‫عاشقش نشدم.

180
00:10:51,706 --> 00:10:52,706
‫ولی...

181
00:10:54,513 --> 00:10:57,698
‫می‌تونستم خودم رو
‫با یکی مثل اون ببینم.

182
00:10:58,781 --> 00:11:01,128
‫از اون که حرف می‌زنی، ذوق می‌کنی.

183
00:11:01,253 --> 00:11:03,161
‫خب، جذبش شدم، آره.

184
00:11:03,286 --> 00:11:05,286
‫"ولی بعد از اتفاقات یه سال گذشته و "لورا...

185
00:11:06,777 --> 00:11:09,918
‫فکر نکنم تا یه مدتی بخوام
‫عاشق بیمارم بشم.

186
00:11:10,086 --> 00:11:11,436
‫خیالم راحت شد!

187
00:11:16,014 --> 00:11:18,972
‫ولی اون عاشق تو ـه؟
‫به خاطر همین اسمشو آوردی؟

188
00:11:19,097 --> 00:11:21,047
‫نه، به خاطر این اسمشو آوردم چون...

189
00:11:21,877 --> 00:11:23,890
‫داشتیم از چیزایی حرف می‌زدیم
‫که من نیاز دارم.

190
00:11:26,022 --> 00:11:27,022
‫من به یه...

191
00:11:28,022 --> 00:11:29,022
‫زن نیاز دارم.

192
00:11:29,898 --> 00:11:32,898
‫- برای سکس؟
‫- زنها فکر می‌کنن که مردها واقعاً...

193
00:11:33,441 --> 00:11:35,986
‫فقط ازشون سکس می‌خوان؟

194
00:11:36,154 --> 00:11:38,530
‫نه، فقط ازت سوال کردم.

195
00:11:38,698 --> 00:11:41,839
‫- معلومه که سکس می‌خوام. از کار افتاده که نیستم.
‫- باشه، خب... پس خوبه.

196
00:11:41,964 --> 00:11:45,322
‫یه چیزی هست که تو نیاز داری.
‫بحث ما سر اینه که... چی نیاز داری.

197
00:11:45,447 --> 00:11:48,255
‫- خب به سکس نیاز داری.
‫- سرگرمی می‌خوام. آزادی می‌خوام.

198
00:11:48,380 --> 00:11:50,580
‫می‌خوام با آدما ارتباط داشته باشم.

199
00:11:54,042 --> 00:11:56,776
‫- اوضاع با "تامی" چطورـه؟
‫- تامی" نه".

200
00:11:56,901 --> 00:11:59,468
‫- دیدیش؟
‫- می‌دونی که دیدم.

201
00:11:59,636 --> 00:12:02,186
‫نه، نمی‌دونم. واقعاً نمی‌دونم.

202
00:12:04,224 --> 00:12:05,224
‫خب...

203
00:12:05,761 --> 00:12:08,961
‫با هم قهوه خوردیم.
‫بعدش مشروب زدیم. بعد...

204
00:12:10,104 --> 00:12:12,154
‫یه شب تو آپارتمانم باهم بودیم.

205
00:12:12,432 --> 00:12:15,025
‫قرار بود بره یه سفر کاری.

206
00:12:15,408 --> 00:12:18,144
‫یه بعدازظهر هم دزدکی همدیگه
‫رو دیدیم، و تمام.

207
00:12:18,613 --> 00:12:20,989
‫- باهم سکس داشتین؟
‫- بله مادر. مثل بچه‌های بد.

208
00:12:21,191 --> 00:12:22,486
‫سکس کردیم.

209
00:12:25,200 --> 00:12:27,204
‫- وای، من...
‫- می‌دونستی این اتفاق می‌افته.

210
00:12:27,372 --> 00:12:29,084
‫ازم قول گرفتی اینکارو نکنم.

211
00:12:29,500 --> 00:12:32,250
‫مثل اینکه من واقعاً مادر
‫حسود و سخت‌‌گیری هستم.

212
00:12:32,506 --> 00:12:35,587
‫بهتون اجازه نمیدم سکس کنین.
‫کاری می‌کنم درخواست آب کنین.

213
00:12:35,756 --> 00:12:38,566
‫تو شهامت دیدنش رو بهم دادی.
‫تو خواستی که...

214
00:12:39,056 --> 00:12:40,056
‫اگه می‌تونم خودمو...

215
00:12:41,126 --> 00:12:42,376
‫کنترل کنم ببینمش.

216
00:12:45,149 --> 00:12:47,949
‫می‌دونم مقاومت دربرابر
‫یه عشق قدیمی چقدر سخت ـه.

217
00:12:52,586 --> 00:12:54,606
‫خیلی بد شد که بیشتر از این ندیدمش.

218
00:13:02,753 --> 00:13:06,956
‫اگه اشکالی نداره می‌خوام برگردم
‫"به موضوع "تامی.

219
00:13:09,125 --> 00:13:11,389
‫دوست دارم بیشتر درمورد
‫خرسها حرف بزنم.

220
00:13:11,514 --> 00:13:13,598
‫- پدرت رو دیدی؟
‫- من...

221
00:13:13,723 --> 00:13:16,086
‫نمی‌دونم حالش چطوره. خدایا، من...

222
00:13:16,898 --> 00:13:20,267
‫- رفتی دیدنش؟
‫- نه، نرفتم دیدنش.

223
00:13:20,603 --> 00:13:23,052
‫- جدی میگم...
‫- چرا؟ بهتر شده؟

224
00:13:23,177 --> 00:13:26,576
‫نمی‌دونم. شاید بدتر هم شده باشه.

225
00:13:26,701 --> 00:13:30,030
‫،چندبارتو  بیمارستان غش کرده
‫انتقالش دادن به یه اتاق دیگه.

226
00:13:30,155 --> 00:13:33,176
‫شاید به خاطر هیجان باشه.
‫همه‌ی خبرا رو...

227
00:13:33,718 --> 00:13:34,868
‫از "پاتریک" می‌گیرم.

228
00:13:35,326 --> 00:13:38,530
‫این هفته مشغول آماده کردن
‫استشهاد بودم.

229
00:13:38,759 --> 00:13:42,885
‫- اینم یه نوع درمان بود دیگه.
‫- پس نرفتی دیدن پدرت.

230
00:13:43,010 --> 00:13:45,896
‫نه، ندیدمش. و اگه دست از
‫نق زدن برنداری نمیرم.

231
00:13:46,021 --> 00:13:47,821
‫"نق نمی‌زنم "پائول.

232
00:13:48,871 --> 00:13:50,221
‫دارم یادآوری می‌کنم.

233
00:13:51,195 --> 00:13:53,248
‫اون خرسها تا ابد زنده نیستن.

234
00:13:54,068 --> 00:13:58,325
‫و این خرس، کسی که کلی
‫سوال بی جواب ازش داری...

235
00:13:58,840 --> 00:14:01,257
‫- داره می‌میره.
‫- برادرم میگه که داره می‌میره.

236
00:14:01,382 --> 00:14:03,515
‫به این معنی نیست
‫که واقعاً داره می‌میره.

237
00:14:03,640 --> 00:14:05,778
‫ترجیح میدی وقتی مُرد
‫زنگ بزنن بهت؟

238
00:14:05,903 --> 00:14:07,981
‫زنگ می‌زنن به برادرم!

239
00:14:10,032 --> 00:14:13,432
‫شاید فکر کنی که اهمیت نمیدی، ولی میدی.

240
00:14:14,688 --> 00:14:18,440
‫اگه اهمیت نمیدادی پس چرا وقتی
‫بحثش رو پیش کشیدم اینطوری واکنش نشون دادی؟

241
00:14:23,523 --> 00:14:25,123
‫پائول"، لطفاً بشین".

242
00:14:33,619 --> 00:14:37,959
‫تو میگی که چیزی رو که نیاز داری
‫از هیچکسی نصیبت نمیشه، ولی این بدتره.

243
00:14:38,228 --> 00:14:40,116
‫تو مثل یه نوزادی.

244
00:14:40,241 --> 00:14:41,841
‫از خواب می‌پری...

245
00:14:42,147 --> 00:14:45,612
‫و شروع به گریه می‌کنی، ولی کسی نمیاد
‫ببینه چی لازم داری.

246
00:14:45,737 --> 00:14:49,528
‫و همینطور گریه‌ت رو بلندتر می‌کنی
‫و حفاظ تختت رو تکون میدی.

247
00:14:49,822 --> 00:14:51,473
‫و بازم کسی نمیاد.

248
00:14:52,010 --> 00:14:54,317
‫تنها مشکل اینه که
‫پدرت اونجاست.

249
00:14:54,442 --> 00:14:55,936
‫تو اتاق پیشته.

250
00:14:56,744 --> 00:14:59,981
‫ولی خشمت انقدر عمیق ـه
‫که نمی‌تونی اونو ببینی.

251
00:15:00,150 --> 00:15:01,895
‫پدرم الان نمی‌تونه کمکی بهم بکنه.

252
00:15:02,020 --> 00:15:04,176
‫نه، احتمالاً نمی‌تونه.

253
00:15:05,220 --> 00:15:09,146
‫ولی تا زمانی که از حضور اون
‫تو زندگیت آگاهی...

254
00:15:09,475 --> 00:15:12,272
‫نمی‌خوای هیچی راجع به اون بفهمی.

255
00:15:12,397 --> 00:15:14,996
‫و همینطور به تکون دادن حفاظ ادامه میدی.

256
00:15:15,164 --> 00:15:18,088
‫- چی؟ من یه مرد بالغ‌ام.
‫- البته که هستی.

257
00:15:18,717 --> 00:15:21,670
‫ولی برای پدرت یه پسر فهمیده نبودی.

258
00:15:22,278 --> 00:15:25,298
‫و تا زمانی که اینکارو بکنی، اون بخش
‫از تو همیشه یه نوزاد باقی می‌مونه.

259
00:15:25,878 --> 00:15:29,440
‫یا تو بهترین حالت، یه نوجوون که
‫منتظرـه مادرش بمیره.

260
00:15:30,096 --> 00:15:32,681
‫- مادرم مُرده.
‫- درسته.

261
00:15:33,955 --> 00:15:36,184
‫چیزی که ازش می‌ترسی
‫قبلاً اتفاق افتاده.

262
00:15:37,380 --> 00:15:39,880
‫نه تو و نه پدرت نمی‌تونین
‫جلوشو بگیرین.

263
00:15:40,399 --> 00:15:42,699
‫و تنها کاری که الان می‌تونی بکنی اینه که...

264
00:15:43,768 --> 00:15:46,868
‫،امیدوار باشی این زخم التیام پیدا کنه
‫اونوقته که می‌تونی موفق بشی.

265
00:15:54,477 --> 00:15:55,929
‫هردومون می‌دونیم...

266
00:15:57,238 --> 00:15:59,888
‫که در آخر اتفاقی می‌افته
‫که دوست نداریم.

267
00:16:03,174 --> 00:16:05,374
‫چیزی که ازش خلاصی پیدا نمی‌کنی.

268
00:16:10,683 --> 00:16:11,748
‫هیچوقت.

269
00:16:55,070 --> 00:16:56,070
‫سلام بابا.

270
00:16:58,252 --> 00:16:59,252
‫من برگشتم.

271
00:17:03,467 --> 00:17:04,517
‫دوباره برگشتم.

272
00:17:05,379 --> 00:17:07,096
‫ببخش که...

273
00:17:10,959 --> 00:17:12,356
‫زودتر...

274
00:17:13,917 --> 00:17:14,917
‫نیومدم.

275
00:17:21,521 --> 00:17:23,516
‫منو چی صدا می‌زدی؟

276
00:17:24,195 --> 00:17:25,645
‫فاسد کوچولو.

277
00:17:35,638 --> 00:17:37,138
‫راحتی؟

278
00:17:38,278 --> 00:17:41,017
‫اگه بخوای می‌تونم بگم
‫بهت مورفین بزنن.

279
00:17:44,256 --> 00:17:46,506
‫بازم تمام روز رو می‌خوابی.

280
00:18:00,006 --> 00:18:01,756
‫رزی" و پسرا خیلی ناراحتن"...

281
00:18:03,757 --> 00:18:06,764
‫که رضایت‌نامه‌ی عدم احیا رو امضا کردی.

282
00:18:07,658 --> 00:18:09,058
‫ازم خواستن...

283
00:18:11,348 --> 00:18:12,598
‫باطلش کنم.

284
00:18:14,766 --> 00:18:15,816
‫ولی من گفتم...

285
00:18:16,652 --> 00:18:17,902
‫اون خودش دکترـه.

286
00:18:18,383 --> 00:18:19,973
‫می‌دونه داره چیکار می‌کنه.

287
00:18:21,837 --> 00:18:23,387
‫صدامو می‌شنوی بابا؟

288
00:18:32,081 --> 00:18:33,581
‫برات چندتا...

289
00:18:35,613 --> 00:18:36,807
‫روزنامه‌ی ورزشی می‌خونم.

290
00:18:42,450 --> 00:18:43,506
‫اینو ببین...

291
00:18:45,129 --> 00:18:47,529
‫منچستر یونایتد دوباره رفته...

292
00:18:48,005 --> 00:18:49,005
‫صدر جدول.

293
00:18:51,780 --> 00:18:53,980
‫ولی اینو خوشحال میشی بشنوی...

294
00:18:54,105 --> 00:18:56,505
‫که منچستر سیتی فقط
‫دو امتیاز باهاش فاصله داره.

295
00:18:59,008 --> 00:19:01,658
‫منچستریونایتد که همیشه صدر جدول ـه.

296
00:19:12,653 --> 00:19:15,303
‫فکر کنم فراموش کرده بودم
‫که اومدن من معنی...

297
00:19:17,851 --> 00:19:18,851
‫برات داره داره یا نه.

298
00:19:21,545 --> 00:19:22,545
‫نه، من...

299
00:19:24,536 --> 00:19:26,336
‫خودم می‌دونستم چه معنی داره.

300
00:19:30,358 --> 00:19:32,458
‫فقط از دستت خیلی عصبانی بودم و...

301
00:19:34,738 --> 00:19:35,938
‫احمق بودم.

302
00:19:46,799 --> 00:19:48,049
‫منو ببخش بابا.

303
00:19:51,763 --> 00:19:53,663
‫می‌دونم اتفاقی که برای مامان افتاد...

304
00:19:55,044 --> 00:19:56,594
‫تقصیر تو نبود.

305
00:20:05,387 --> 00:20:06,987
‫نمی‌تونستی نجاتش بدی.

306
00:20:08,019 --> 00:20:09,319
‫منم نمی‌تونستم.

307
00:20:12,130 --> 00:20:14,431
‫از عهده‌ی ما خارج بود...

308
00:20:15,654 --> 00:20:17,854
‫فکر کنم تو راه فرار رو پیدا کردی.

309
00:20:20,060 --> 00:20:23,252
‫مثل من و "کیت"، می‌دونی؟

310
00:20:31,807 --> 00:20:32,807
‫بگذریم...

311
00:20:38,071 --> 00:20:40,071
‫منچستریونایتد روند"...

312
00:20:41,924 --> 00:20:44,299
‫بُردش رو ادامه میده"...

313
00:20:54,929 --> 00:20:55,929
‫اونا"...

314
00:20:57,911 --> 00:20:58,911
‫اخراج کردن"...

315
00:21:00,943 --> 00:21:02,493
‫"...مسابقات لیگ"

316
00:21:08,332 --> 00:21:09,332
‫بابا.

317
00:21:29,500 --> 00:21:39,000
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

