1
00:00:39,863 --> 00:00:40,863
‫کلاه قشنگی ـه.

2
00:00:46,864 --> 00:00:53,864
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

3
00:01:06,924 --> 00:01:09,074
‫بالا اومدن از پله‌ها برام سخت شده.

4
00:01:11,559 --> 00:01:15,408
‫هی داره تکرار میشه، هم روانشناسم
‫هستی هم منو می‌بری شیمی‌درمانی.

5
00:01:17,024 --> 00:01:18,774
‫یه تیر و دو نشون.

6
00:01:22,452 --> 00:01:24,917
‫- می‌دونی چیُ درموردت دوست دارم.
‫- چی؟

7
00:01:25,085 --> 00:01:26,835
‫حس شوخ‌طبعی وحشتناکم؟

8
00:01:28,639 --> 00:01:29,639
‫چشمات.

9
00:01:31,090 --> 00:01:33,794
‫یادمه اولین باری که اومدم اینجا...

10
00:01:34,123 --> 00:01:36,294
‫و بعدشم موقع رفتن، بهت نگاه کردم...

11
00:01:36,604 --> 00:01:40,099
‫و تو هم بهم نگاه کردی
‫و اون موقع نفسم حبس شد.

12
00:01:43,803 --> 00:01:45,117
‫این یه جور تعریف ـه.

13
00:01:46,967 --> 00:01:47,967
‫می‌دونم.

14
00:01:49,471 --> 00:01:51,030
‫نگران نباش.
‫نمی‌خوام بپرم روت.

15
00:01:51,155 --> 00:01:53,946
‫تحت شیمی‌درمانی هستم.
‫به زور می‌تونم پاهامو رو زمین نگه دارم.

16
00:01:55,980 --> 00:01:58,451
‫می‌دونی، اونا بهت دارو میدن تا...

17
00:01:58,619 --> 00:02:01,601
‫- بتونن جلوی حالت تهوع‌ـت رو بگیرن.
‫- حتی به گروه خونیم هم نمی‌خوری.

18
00:02:03,676 --> 00:02:05,176
‫ولی چشمات...

19
00:02:08,176 --> 00:02:09,194
‫بی پایان ـه.

20
00:02:11,337 --> 00:02:12,637
‫خیلی حرف می‌زنم.

21
00:02:15,086 --> 00:02:16,093
‫حالت خوبه؟

22
00:02:16,773 --> 00:02:19,368
‫فقط...
‫یادم رفته بود که دیگه نمی‌تونم اینکارو بکنم...

23
00:02:19,493 --> 00:02:21,615
‫به خاطر این مشکلی که الان دارم.

24
00:02:21,991 --> 00:02:24,810
‫درگاهی که کار گذاشتن همیشه درد داره؟

25
00:02:25,223 --> 00:02:27,173
‫فقط اگه حرکت خاصی بکنم.

26
00:02:29,862 --> 00:02:32,378
‫یادم نمیاد منو بدنمُ باز کرده باشن.

27
00:02:33,313 --> 00:02:34,904
‫دردی حس نکردم، نه؟

28
00:02:35,181 --> 00:02:36,181
‫نه.

29
00:02:36,780 --> 00:02:38,864
‫تو یادته که کار گذاشتنش؟

30
00:02:42,248 --> 00:02:43,947
‫دیدی چه اتفاقی افتاد؟

31
00:02:46,208 --> 00:02:48,430
‫نه... همش نه.

32
00:02:50,391 --> 00:02:52,713
‫چون نمی‌خواستی سینه‌هامُ ببینی؟

33
00:02:54,730 --> 00:02:57,077
‫راحت باش. چیز دیدنی هم نیست.

34
00:03:00,328 --> 00:03:02,873
‫ولی ممنون که نگاه نکردی.

35
00:03:06,148 --> 00:03:08,187
‫و ممنون که منو می‌بری.

36
00:03:08,737 --> 00:03:09,987
‫خواهش می‌کنم.

37
00:03:13,631 --> 00:03:17,441
‫جالبه... تو این دو هفته‌ای که گذشت...

38
00:03:17,566 --> 00:03:19,392
‫کلی تو سرم باهات حرف زدم.

39
00:03:19,736 --> 00:03:23,494
‫یعنی، دقیقاً هر روز با هم حرف می‌زدیم...

40
00:03:23,662 --> 00:03:25,651
‫مثلاً هر ساعت یه بار.

41
00:03:26,018 --> 00:03:29,542
‫تو سرم همه‌جور بحثی باهم داشتیم
‫و بعدش هم توافق می‌کردیم.

42
00:03:29,828 --> 00:03:32,503
‫درمورد چی حرف می‌زدیم؟

43
00:03:33,924 --> 00:03:38,424
‫اینکه زندگی فقط همین کثافت‌ـه
‫یا معنای عمیق‌تری پشتش نهفته‌ست.

44
00:03:38,555 --> 00:03:40,235
‫من چی میگم؟

45
00:03:41,687 --> 00:03:45,808
‫تو سرم زیاد چیزی نمیگی
‫که همین حوصله‌ـمُ سرمی‌بره.

46
00:03:47,998 --> 00:03:49,144
‫ولی وقتی ازت پرسیدم...

47
00:03:49,829 --> 00:03:51,979
‫اگه ارزشش رو داشت چی؟ تو گفتی...

48
00:03:52,890 --> 00:03:54,609
‫"معلومه که داره، اپریل"...

49
00:03:55,710 --> 00:03:58,156
‫".اگه بتونی خودت و دیگران رو خوشحال کنی

50
00:04:00,104 --> 00:04:01,104
‫چیه؟

51
00:04:01,466 --> 00:04:02,978
‫توی سرت...

52
00:04:03,325 --> 00:04:04,869
‫چه آدم خوش بینی‌ام.

53
00:04:05,655 --> 00:04:08,706
‫- همینو نمی‌گفتی؟
‫- کاری که تو الزاماً داری می‌کنی...

54
00:04:08,874 --> 00:04:12,920
‫اینه که با استفاده از صدای من
‫خودت رو نصیحت می‌کنی.

55
00:04:13,641 --> 00:04:14,652
‫می‌دونم.

56
00:04:14,777 --> 00:04:17,012
‫و نصیحت خوبی‌ام هست.

57
00:04:18,808 --> 00:04:20,885
‫خیلی خوب داری از خودت مراقبت می‌کنی.

58
00:04:24,991 --> 00:04:27,498
‫یه بار ازت خواستم ازم ناامید نشی.

59
00:04:28,257 --> 00:04:30,031
‫و من چی گفتم؟

60
00:04:30,941 --> 00:04:33,100
‫گفتی، "هیچوقت.

61
00:04:34,035 --> 00:04:36,598
‫".فقط می‌خوام یه مدتی اذیتت کنم

62
00:04:38,563 --> 00:04:40,763
‫فکر می‌کنی منظورم چی بوده؟

63
00:04:41,971 --> 00:04:43,198
‫منو امتحان کنی.

64
00:04:44,480 --> 00:04:45,868
‫و تو چطور قبول شدی؟

65
00:04:48,820 --> 00:04:49,820
‫زندگی می‌کنم.

66
00:04:55,458 --> 00:04:58,444
‫چیزی پیدا کردی که
‫به پدر و مادرت بگی؟

67
00:05:00,753 --> 00:05:03,385
‫برات جالب نیست چند نفر سرطان دارن؟

68
00:05:04,019 --> 00:05:08,344
‫و همشونم با هم حرف می‌زنن، جدول حل می‌کنن.

69
00:05:08,469 --> 00:05:11,361
‫اون دوتا دختره رو اون گوشه
‫کنار کامپیوتر دیدی؟

70
00:05:11,501 --> 00:05:13,401
‫داشتن اینترنتی خرید می‌کردن...

71
00:05:14,553 --> 00:05:15,731
‫لباس زیر.

72
00:05:16,263 --> 00:05:18,823
‫ما داریم لوله‌ها رو از تو قلبامون درمیاریم...

73
00:05:18,948 --> 00:05:20,732
‫و اونا دارن سوتین جدید می‌خرن.

74
00:05:21,448 --> 00:05:25,768
‫می‌دونی، بعضی وقتا
‫یه خرده انکار چیز بدی نیست...

75
00:05:26,537 --> 00:05:28,744
‫ولی به کسی نگو که اینو گفتم.

76
00:05:32,591 --> 00:05:35,039
‫شرمنده، مثل یه احمق رفتار کردم.

77
00:05:35,164 --> 00:05:37,045
‫بهت گفتم... معذرت خواهی نکن.

78
00:05:37,170 --> 00:05:39,712
‫زنگ که می‌زدی جواب نمی‌دادم.

79
00:05:39,837 --> 00:05:43,794
‫مجبورت کردم تو طول جلسه
‫"اجازه بدی زنگ بزنم به "سیه‌نا.

80
00:05:43,919 --> 00:05:47,595
‫اون ماکت ـه رو تو دفترت خُرد کردم
‫و گذاشتم تو تمیز کنی.

81
00:05:47,868 --> 00:05:50,299
‫حتماً بدترین مریضی بودم که داشتی.

82
00:05:50,478 --> 00:05:52,065
‫اوه، نه. نیستی.

83
00:05:55,326 --> 00:05:57,777
‫ممنون که منو می‌بری.

84
00:05:59,167 --> 00:06:01,743
‫و منم ممنونم که میری.

85
00:06:01,868 --> 00:06:02,918
‫نه، واقعاً میگم.

86
00:06:03,371 --> 00:06:04,375
‫ممنونم.

87
00:06:05,986 --> 00:06:07,136
‫شنیدم.

88
00:06:18,324 --> 00:06:20,324
‫دیشب شب بدی داشتم...

89
00:06:22,268 --> 00:06:24,508
‫چند روز بعد از شیمی‌درمانی بود.

90
00:06:24,870 --> 00:06:27,469
‫- می‌خواستم بهت زنگ بزنم، ولی...
‫- چرا نزدی؟

91
00:06:28,780 --> 00:06:32,224
‫جلسه‌مون رو کنسل کردی.
‫فکر کردم به استراحت نیاز داری.

92
00:06:32,568 --> 00:06:36,145
‫- به خاطر تو نبود.
‫- مهم نیست.

93
00:06:36,313 --> 00:06:38,230
‫"به جاش زنگ زدم به بهترین دوستم "لیا.

94
00:06:39,070 --> 00:06:40,070
‫"لیا".

95
00:06:41,483 --> 00:06:43,652
‫یادم نمیاد اسمشو آورده باشی.

96
00:06:43,956 --> 00:06:45,656
‫بهش چی گفتی؟

97
00:06:46,300 --> 00:06:47,300
‫خب...

98
00:06:48,410 --> 00:06:50,560
‫از خوابی پریده بودم...

99
00:06:51,142 --> 00:06:52,745
‫که توش مُرده بودم...

100
00:06:53,192 --> 00:06:54,234
‫یا...

101
00:06:54,703 --> 00:06:57,416
‫نه، این نیست.
‫بیشتر اینجوری بود که می‌دونستم...

102
00:06:57,584 --> 00:07:00,637
‫،که دارم می‌میرم
‫انگار یه چیزی داشت می‌اومد منُ بکشه.

103
00:07:00,863 --> 00:07:02,318
‫وحشتناک بود.

104
00:07:03,035 --> 00:07:04,035
‫ولی...

105
00:07:04,769 --> 00:07:07,384
‫یه جورایی خودمم می‌خواستم که اتفاق بیفته...

106
00:07:08,157 --> 00:07:09,907
‫که فقط تموم بشه بره.

107
00:07:10,783 --> 00:07:13,383
‫یه جور دیگه هم میشه بهش نگاه کرد.

108
00:07:14,923 --> 00:07:18,509
‫شاید این یه بخشی از
‫تو ـه که داره امتناع می‌کنه از کمک...

109
00:07:18,634 --> 00:07:20,753
‫نمی‌خوام درمورد تعبیرش حرف بزنم.

110
00:07:20,878 --> 00:07:23,949
‫فقط، می‌دونی، داشتم صحنه‌شُ توصیف می‌کردم.

111
00:07:25,265 --> 00:07:26,315
‫فهمیدم.

112
00:07:27,132 --> 00:07:28,280
‫بگذریم، با یه تب شدید...

113
00:07:28,578 --> 00:07:31,158
‫از خواب بیدار شدم.

114
00:07:31,283 --> 00:07:35,745
‫خیلی می‌لرزیدم...
‫نمی‌تونستم حتی یه لیوان آب تو دستم نگه دارم.

115
00:07:37,194 --> 00:07:38,691
‫و کاملاً هم مات بودم.

116
00:07:39,866 --> 00:07:43,045
‫یعنی واقعاً فکر می‌کردم
‫همه‌چی داره تموم میشه.

117
00:07:44,280 --> 00:07:46,029
‫"برای همین زنگ زدم به "لیا.

118
00:07:46,822 --> 00:07:47,986
‫زود خودشُ رسوند.

119
00:07:48,111 --> 00:07:52,361
‫و یه نگاه که بهم کرد فوری زنگ زد به اورژانس.

120
00:07:54,277 --> 00:07:58,741
‫توی راه تو آمبولانس ازم پرسیدن
‫که درمان خاصی رو دنبال می‌کنم...

121
00:07:58,866 --> 00:08:00,819
‫که اونا باید بدونن یا نه.
‫منم گفتم...

122
00:08:01,242 --> 00:08:03,606
‫".خب، شیمی‌درمانی"

123
00:08:05,466 --> 00:08:08,487
‫پس تو آمبولانس "لیا" پیشت بود؟

124
00:08:10,636 --> 00:08:12,148
‫و همش داشت...

125
00:08:13,556 --> 00:08:15,756
‫چُرت می‌زد. و...

126
00:08:16,714 --> 00:08:19,831
‫منم خیلی آروم شروع کردم به عذرخواهی.

127
00:08:20,164 --> 00:08:23,208
‫متاسفم. نمی‌خواستم زنگ بزنم، ولی"...

128
00:08:23,846 --> 00:08:25,640
‫داشتم می‌مردم." و...

129
00:08:26,803 --> 00:08:28,453
‫دستمُ گرفت و...

130
00:08:30,127 --> 00:08:33,512
‫".گفت، "اپریل، تو حالا حالاها نمی‌میری

131
00:08:35,102 --> 00:08:37,102
‫مثل اینکه یه دوست واقعی ـه.

132
00:08:38,198 --> 00:08:39,398
‫آره واقعاً.

133
00:08:42,540 --> 00:08:45,488
‫ولی بازم تا اون موقع
‫درمورد سرطانت بهش نگفتی.

134
00:08:46,822 --> 00:08:48,585
‫یه مدتی ندیده بودمش.

135
00:08:48,735 --> 00:08:51,974
‫مدرسه حقوق میره، سرش واقعاً شلوغ ـه.

136
00:08:54,042 --> 00:08:56,117
‫خیلی وقت ـه همدیگه رو می‌شناسین؟

137
00:08:58,947 --> 00:09:02,093
‫با یه گروه از بچه‌ها تو یه ایستگاه اتوبوس بودیم.

138
00:09:04,415 --> 00:09:08,049
‫وقتی ۱۰ سالم بود "دنیل" برای
‫اولین بار باهام اومد مدرسه.

139
00:09:09,836 --> 00:09:11,504
‫می‌رفت کودکستان.

140
00:09:11,629 --> 00:09:14,875
‫خیلی می‌ترسیدم که بقیه
‫بخوان مسخره‌ش کنن.

141
00:09:15,724 --> 00:09:17,848
‫و اون روز، فقط یه لحظه...

142
00:09:18,100 --> 00:09:21,301
‫رومو برگردونم و وقتی
‫دوباره نگاه کردم...

143
00:09:22,432 --> 00:09:24,545
‫دنیل" وایساده بود داشت آواز می‌خوند"...

144
00:09:25,071 --> 00:09:27,191
‫و کیرش رو هم تو دست نگه داشته بود.

145
00:09:28,211 --> 00:09:30,319
‫دوست داشتم همونجا بمیرم.

146
00:09:30,487 --> 00:09:32,972
‫همه بهش زُل زده بودن.

147
00:09:33,667 --> 00:09:35,233
‫هیچکس هیچی نمی‌گفت...

148
00:09:35,928 --> 00:09:37,017
‫تا وقتی که...

149
00:09:37,430 --> 00:09:39,468
‫"لیا" گفت، "دنیل"...

150
00:09:40,830 --> 00:09:43,277
‫یا باید بخونی یا کیرتو تو دست بگیری"...

151
00:09:43,402 --> 00:09:46,398
‫".ولی نمی‌تونی هم بخونی هم کیرتو بگیری

152
00:09:47,649 --> 00:09:49,880
‫همه شروع کردن به خندیدن.

153
00:09:50,647 --> 00:09:53,320
‫بعدش همه شروع کردن به
‫آواز خوندن و کیرشون رو با دست گرفتن.

154
00:09:53,445 --> 00:09:54,816
‫محشر شده بود.

155
00:09:58,157 --> 00:10:00,589
‫پس همیشه هواتو داره؟

156
00:10:01,059 --> 00:10:03,057
‫دوتامون هوای همدیگه رو داریم.

157
00:10:04,106 --> 00:10:05,819
‫دبیرستان که بودیم مامانش مُرد...

158
00:10:05,944 --> 00:10:07,850
‫یه مدتی اومد پیش ما زندگی کرد.

159
00:10:08,512 --> 00:10:11,995
‫بیشتر برام مثل خواهر بود تا دوست.

160
00:10:14,092 --> 00:10:16,853
‫می‌دونی، واکنش اون وقتی...

161
00:10:17,688 --> 00:10:19,833
‫که بهش زنگ زدی اینو یادم میاره که...

162
00:10:21,279 --> 00:10:24,581
‫کایل" هم وقتی بهش زنگ زدی"
‫چه واکنشی نشون داد...

163
00:10:25,046 --> 00:10:27,834
‫وقتی که با یه ماکت به
‫مشکل خورده بودی، یادته؟

164
00:10:28,159 --> 00:10:30,159
‫گفتی که اونم...

165
00:10:30,413 --> 00:10:32,347
‫همون موقع خودشو رسوند.

166
00:10:33,201 --> 00:10:34,384
‫آره، خب که چی؟

167
00:10:35,385 --> 00:10:39,054
‫به نظر میاد آدمایی که تو زندگیت
‫هستن خیلی بهت متعهدن.

168
00:10:39,777 --> 00:10:41,805
‫مردم دوستم دارن.

169
00:10:42,265 --> 00:10:43,809
‫فکر کنم بیشتر از اینا باشه.

170
00:10:43,977 --> 00:10:46,531
‫فکر می‌کنم که تو از کسایی درخواست می‌کنی...

171
00:10:47,884 --> 00:10:49,334
‫که وفاداری باورنکردنی داشته باشن.

172
00:10:50,613 --> 00:10:52,798
‫پس تنها آدمایی که اجازه میدی
‫بهت نزدیک بشن...

173
00:10:52,923 --> 00:10:56,144
‫آدمایی هستن که حس می‌کنی
‫می‌تونی باهاشون برابر باشی...

174
00:10:56,489 --> 00:11:00,117
‫آدمایی که حس می‌کنی
‫می‌تونی واقعاً ازشون دوری کنی.

175
00:11:00,480 --> 00:11:02,740
‫منم نسبت به اونا وفادارم.

176
00:11:02,865 --> 00:11:04,047
‫بله، می‌دونم.

177
00:11:05,797 --> 00:11:09,167
‫پس چرا داری یه کاری می‌کنی
‫که چیز بدی به نظر بیاد؟

178
00:11:09,537 --> 00:11:13,143
‫فقط نمی‌دونم چرا سخت کار می‌کنی
‫تا با کسایی دوست باشی...

179
00:11:14,260 --> 00:11:17,096
‫که به شدت بهت فداکار باشن، و بعد...

180
00:11:18,522 --> 00:11:22,140
‫وقتی به کمکشون احتیاج داری
‫با بی‌میلی بهشون تکیه می‌کنی.

181
00:11:22,265 --> 00:11:23,336
‫خودم به "لیا" زنگ زدم.

182
00:11:23,848 --> 00:11:25,309
‫آره، درسته.

183
00:11:25,557 --> 00:11:28,989
‫ولی نه تا موقعی که فکر کردی
‫داری می‌میری.

184
00:11:32,823 --> 00:11:33,922
‫مثل بانک ـه.

185
00:11:35,255 --> 00:11:37,490
‫پولاتُ کم کم از اونجا میاری بیرون...

186
00:11:37,615 --> 00:11:40,150
‫تا وقتی که آخرش چیزی باقی نمونه.

187
00:11:40,878 --> 00:11:43,235
‫پس تو فکر می‌کنی که فقط
‫میزان محدودی پشتیبانی وجود داره...

188
00:11:43,357 --> 00:11:45,032
‫که یه نفر می‌تونه به دیگری ارائه بده...

189
00:11:45,157 --> 00:11:48,081
‫و وقتی که از این پشتیبانی استفاده شد
‫دیگه برای همیشه تموم میشه؟

190
00:11:49,458 --> 00:11:53,402
‫،اگه "لیا" سرطان داشت
‫از کمک کردن به اون خسته می‌شدی؟

191
00:11:56,569 --> 00:11:58,216
‫نه، ولی همه که مثل من نیستن.

192
00:11:58,384 --> 00:12:01,053
‫منظورت چیه که میگی
‫همه مثل تو نیستن؟

193
00:12:05,074 --> 00:12:06,905
‫تو اورژانس...

194
00:12:08,924 --> 00:12:10,896
‫دکتر بهم گفت که بازم باید...

195
00:12:11,187 --> 00:12:13,315
‫انتظار تب شدید مثل این رو داشته باشم.

196
00:12:15,509 --> 00:12:17,986
‫همون موقع که گفت، به صورت "لیا" نگاه کردم.

197
00:12:20,062 --> 00:12:21,424
‫وحشت کرده بود.

198
00:12:21,574 --> 00:12:22,978
‫به خاطر خودش یا تو؟

199
00:12:24,940 --> 00:12:27,262
‫بسه دیگه، فهمیدم.
‫فهمیدم می‌خوای چی بگی.

200
00:12:27,421 --> 00:12:29,628
‫باهات هم موافق نیستم. اشکالی که نداره؟

201
00:12:29,881 --> 00:12:30,881
‫معلومه که نه.

202
00:12:31,809 --> 00:12:33,692
‫"همه مثل من نیستن "پائول.

203
00:12:33,817 --> 00:12:37,047
‫می‌دونم که فکر می‌کنی دیوونه‌م
‫ولی حالم خوبه.

204
00:12:37,215 --> 00:12:39,415
‫"من فکر نمی‌کنم که تو دیوونه‌ای "اپریل

205
00:12:49,033 --> 00:12:51,283
‫جلسه‌ی هفته‌ی پیش رو کنسل کردی.

206
00:12:51,986 --> 00:12:53,036
‫آره...

207
00:12:54,696 --> 00:12:56,246
‫بابتش هم معذرت می‌خوام.

208
00:12:59,867 --> 00:13:01,697
‫وقتی پیغام رو گرفتی چی فکر کردی؟

209
00:13:03,195 --> 00:13:06,680
‫خب، با توجه به اینکه هردومون
‫تشخیص دادیم که من با تکیه کردن به...

210
00:13:06,805 --> 00:13:09,979
‫،آدما مشکل دارم
‫ریسک بزرگی کردی.

211
00:13:11,840 --> 00:13:13,040
‫چی شد؟

212
00:13:17,613 --> 00:13:18,947
‫یه کار خانوادگی...

213
00:13:20,224 --> 00:13:21,224
‫اضطراری پیش اومد.

214
00:13:24,957 --> 00:13:26,304
‫خب چی شده؟

215
00:13:28,764 --> 00:13:30,100
‫نمی‌خوای بهم بگی؟

216
00:13:31,175 --> 00:13:33,375
‫بگو دیگه. من بهت گفتم سرطان دارم.

217
00:13:34,120 --> 00:13:37,120
‫فقط اینو بدون که اگه
‫می‌تونستم کنارت باشم...

218
00:13:37,806 --> 00:13:39,067
‫حتماً بودم.

219
00:13:41,130 --> 00:13:42,230
‫می‌دونم.

220
00:13:48,120 --> 00:13:49,670
‫چند سالته؟

221
00:13:51,815 --> 00:13:54,040
‫یه خرده... یه خرده بیشتر از ۵۰ سال.

222
00:13:54,285 --> 00:13:56,623
‫چون این هفته داشتم فکر می‌کردم، وقتی...

223
00:13:57,180 --> 00:13:59,405
‫وقتی مامان "لیا" مُرد ۳۵ سالش بود...

224
00:13:59,546 --> 00:14:02,264
‫ما ۱۵ سالمون بود و اون ۳۵ سال.
‫و یادمه که...

225
00:14:02,892 --> 00:14:06,498
‫،خیلی پیر نشون میداد
‫انگار میانساله و...

226
00:14:07,380 --> 00:14:09,347
‫حالا به نظرم خیلی جوونه.

227
00:14:09,878 --> 00:14:11,349
‫و پیش خودم فکر کردم...

228
00:14:12,619 --> 00:14:15,020
‫که وقتی من به ۳۵ سالگی برسم...

229
00:14:15,274 --> 00:14:18,007
‫برمی‌گردم به این موقع
‫و فکر می‌کنم...

230
00:14:18,274 --> 00:14:19,823
‫وقتی ۲۳ سالم بود"...

231
00:14:20,200 --> 00:14:22,707
‫،و پائول ۵۰ سال"
‫به نظر آدم جاافتاده‌ای می‌اومد.

232
00:14:22,982 --> 00:14:25,592
‫".و حالا به نظر خیلی جوون میاد"

233
00:14:27,697 --> 00:14:29,951
‫وقتی به این نتیجه رسیدی
‫باید بهم خبر بدی.

234
00:14:31,462 --> 00:14:33,112
‫پس با هم در ارتباط می‌مونیم؟

235
00:14:40,271 --> 00:14:42,171
‫موهام شروع کرده به ریزش.

236
00:14:44,205 --> 00:14:45,679
‫گفتن که...

237
00:14:46,798 --> 00:14:49,997
‫هفته‌ی بعدی که
‫از خواب بیدار بشم، بقیه‌ش هم...

238
00:14:50,665 --> 00:14:52,881
‫ریخته رو بالش.

239
00:14:56,873 --> 00:15:00,253
‫وقتی این اتفاق افتاد دیگه
‫سخت میشه از پدر مادرم قایمش کنم.

240
00:15:03,177 --> 00:15:06,071
‫فکر کنم باید شروع کنیم به نقشه ریختن.

241
00:15:07,597 --> 00:15:09,324
‫یا شایدم تو بتونی بهشون بگی.

242
00:15:09,942 --> 00:15:12,749
‫مطمئنم تو و بابام حرف همدیگه رو بهتر می‌فهمین.

243
00:15:13,123 --> 00:15:16,153
‫هردوتون یه جورایی شبیه به هم محکمین.

244
00:15:16,413 --> 00:15:19,033
‫فکر می‌کنم تو هم باید
‫یه بخشی از اون گفتگو باشی.

245
00:15:19,808 --> 00:15:22,629
‫می‌تونیم ازشون بخوایم باهات بیان اینجا.

246
00:15:23,317 --> 00:15:24,339
‫اینم میشه.

247
00:15:24,507 --> 00:15:28,093
‫می‌تونیم قبل از شیمی‌درمانی بعدیت
‫یه برنامه بریزیم.

248
00:15:28,261 --> 00:15:29,411
‫نه، نمیشه.

249
00:15:30,256 --> 00:15:31,456
‫فرداست.

250
00:15:31,725 --> 00:15:32,725
‫پس...

251
00:15:33,293 --> 00:15:34,843
‫کی قراره ببرتت؟

252
00:15:39,114 --> 00:15:40,114
‫تو؟

253
00:15:43,246 --> 00:15:44,746
‫لیا" چی؟"

254
00:15:47,867 --> 00:15:49,115
‫اون چی؟

255
00:15:50,048 --> 00:15:52,518
‫ترجیح نمیدی اون تو رو ببره؟

256
00:15:59,854 --> 00:16:01,140
‫تو نمی‌خوای ببری؟

257
00:16:01,271 --> 00:16:03,760
‫سوال این نیست که من
‫می‌خوام ببرمت یا نه.

258
00:16:03,885 --> 00:16:05,482
‫باشه، قبول نمی‌کنی منو ببری؟

259
00:16:05,607 --> 00:16:08,425
‫- اپریل" تو هنوز به والدینت نگفتی".
‫- که چی؟

260
00:16:08,593 --> 00:16:12,280
‫که یعنی کلی پشتیبانی داری
‫که ازشون استفاده نمی‌کنی.

261
00:16:12,405 --> 00:16:14,658
‫نمی‌خوام مادرم منو ببره شیمی‌درمانی.

262
00:16:14,783 --> 00:16:18,018
‫- چرا؟
‫- چون می‌خوام تو منو ببری.

263
00:16:18,304 --> 00:16:21,983
‫فکر کنم بهتر باشه درمورد این حرف بزنیم
‫که چرا هنوزم نمی‌تونی به والدینت بگی.

264
00:16:22,108 --> 00:16:24,568
‫- این الان قراره جوک باشه؟
‫- نه، نیست.

265
00:16:25,031 --> 00:16:29,195
‫من روانشناستم و تو هم به یه روانشناس نیاز داری
‫ولی تو به یه پرستار هم نیاز داری و...

266
00:16:29,363 --> 00:16:31,323
‫من نمی‌تونم نقش هردوش رو برات داشته باشم.

267
00:16:31,491 --> 00:16:32,836
‫پس یعنی نمی‌خوای.

268
00:16:32,961 --> 00:16:35,994
‫- منظورم این نیست.
‫- آره، ولی تو یه بار منو بردی.

269
00:16:36,207 --> 00:16:38,496
‫مجبور شدم اون کارو بکنم.

270
00:16:38,664 --> 00:16:41,166
‫- کسی مجبورت نکرده بود.
‫- کار درستی بود.

271
00:16:41,334 --> 00:16:44,336
‫اپریل" تو خیلی مریضی"
‫ولی منم مرزها رو زیر پا گذاشتم.

272
00:16:44,578 --> 00:16:46,105
‫- کدوم مرز؟ هیچ مرزی وجود نداره!

273
00:16:46,230 --> 00:16:49,299
‫اگه قراره روانشناست باشم باید
‫یه مرزی وجود داشته باشه.

274
00:16:49,467 --> 00:16:51,870
‫- این مرز رو از خودت ساختی!
‫- اپریل"، گوش کن".

275
00:16:51,995 --> 00:16:53,758
‫می‌دونستم که نمی‌تونی از پسش بربیای.

276
00:16:53,883 --> 00:16:56,258
‫می‌دونستم به محض اینکه ببینی...

277
00:16:56,842 --> 00:17:00,310
‫تو دلم چی می‌گذره میگی "کون لقش.

278
00:17:00,478 --> 00:17:02,701
‫دختر من که نیست".
‫".پس مشکل منم نیست

279
00:17:24,138 --> 00:17:25,438
‫چی شده؟

280
00:17:27,595 --> 00:17:28,595
‫بگو.

281
00:17:29,257 --> 00:17:30,257
‫نمی‌تونم.

282
00:17:30,921 --> 00:17:32,057
‫چرا، می‌تونی.

283
00:17:33,194 --> 00:17:34,818
‫نمی‌تونم اینکارو بکنم.

284
00:17:38,096 --> 00:17:40,932
‫تو امتحانت رد میشم.

285
00:17:41,180 --> 00:17:42,598
‫نه، نمیشی.

286
00:17:42,786 --> 00:17:45,480
‫مردم هر روز می‌میرن.

287
00:17:45,648 --> 00:17:49,192
‫ولی هیچ کدوم به سرسختی تو نیستن، یادته؟

288
00:17:49,360 --> 00:17:51,653
‫فکر کردم قراره مواظبم باشی.

289
00:17:54,899 --> 00:17:55,949
‫سعیمُ می‌کنم.

290
00:17:56,950 --> 00:17:59,322
‫نه، داری ولم می‌کنی.

291
00:17:59,447 --> 00:18:00,912
‫نه، ولت نمی‌کنم.

292
00:18:01,362 --> 00:18:04,290
‫،"من پیشتم "پریل
‫به عنوان روانشناست.

293
00:18:04,458 --> 00:18:05,571
‫الان که نیستی.

294
00:18:05,862 --> 00:18:08,184
‫هفته‌ی پیش خیلی ترسیده بودم.

295
00:18:08,309 --> 00:18:10,121
‫خواب دیدم مُردم.

296
00:18:10,346 --> 00:18:12,382
‫- پس بهت احتیاج دارم.
‫- می‌دونم.

297
00:18:18,559 --> 00:18:20,756
‫یه کار خانوادگی...

298
00:18:21,386 --> 00:18:22,447
‫اضطراری داشتم.

299
00:18:23,894 --> 00:18:26,176
‫چی شده بود؟ سگت مُرده بود؟

300
00:18:28,246 --> 00:18:29,246
‫پدرم مُرده بود.

301
00:18:31,401 --> 00:18:32,405
‫چی؟

302
00:18:37,243 --> 00:18:38,074
‫اشکالی نداره.

303
00:18:38,246 --> 00:18:39,246
‫اون...

304
00:18:40,510 --> 00:18:42,360
‫یه مدتی مریض بود.

305
00:18:45,187 --> 00:18:46,736
‫پدرت مُرده؟

306
00:18:48,468 --> 00:18:49,998
‫چطور تونستی بذاری...

307
00:18:50,337 --> 00:18:53,418
‫این چرندیات رو ادامه بدم...

308
00:18:53,543 --> 00:18:57,093
‫وقتی... پدرت مُرده؟

309
00:18:57,307 --> 00:18:59,988
‫- از نگرانیت ممنونم...
‫- به هم نزدیک بودین؟

310
00:19:00,113 --> 00:19:01,370
‫نه، نه زیاد.

311
00:19:02,603 --> 00:19:03,603
‫چرا؟

312
00:19:08,131 --> 00:19:10,507
‫وقتی بچه بودم...

313
00:19:13,327 --> 00:19:14,454
‫ما رو ترک کرد.

314
00:19:18,345 --> 00:19:21,034
‫پس مامانت تو تشیع جنازه بود؟

315
00:19:21,466 --> 00:19:24,480
‫نه، مامانم یه چند سالی هست که مُرده.

316
00:19:28,014 --> 00:19:28,917
‫کی؟

317
00:19:29,437 --> 00:19:30,737
‫خیلی وقت پیش.

318
00:19:32,325 --> 00:19:33,325
‫خدایا.

319
00:19:36,084 --> 00:19:38,253
‫پس خیلی سختی کشیدی، نه؟

320
00:19:38,412 --> 00:19:39,886
‫متاسفم.

321
00:19:41,754 --> 00:19:43,923
‫همه‌مون مشکلاتی داریم.

322
00:19:46,145 --> 00:19:47,234
‫خب، به خودت نگاه کن.

323
00:19:47,439 --> 00:19:49,896
‫تو هر روز با "دنیل" سر و کله می‌زنی.

324
00:19:50,341 --> 00:19:52,395
‫خدایا، چرا باید همچین کاری بکنی؟

325
00:19:53,216 --> 00:19:56,108
‫- چیکار می‌کنم؟
‫- همه‌چی رو جوری می‌پیچونی...

326
00:19:56,233 --> 00:19:59,350
‫که برگرده به من و زندگیم.

327
00:19:59,850 --> 00:20:01,832
‫میشه فقط برات تأسف بخورم؟

328
00:20:03,427 --> 00:20:04,427
‫البته.

329
00:20:09,374 --> 00:20:10,375
‫بگو.

330
00:20:23,899 --> 00:20:25,049
‫پس الان...

331
00:20:26,349 --> 00:20:27,642
‫برام متأسفی؟

332
00:20:28,359 --> 00:20:29,359
‫آره.

333
00:20:29,924 --> 00:20:32,674
‫تو سرم داریم با هم حرف می‌زنیم.

334
00:20:33,044 --> 00:20:36,847
‫همدردیم رو نسبت به پدرت ابراز کردم و تو...

335
00:20:37,317 --> 00:20:40,932
‫با سپاسگزاری و لطف
‫تسلیت من رو قبول کردی.

336
00:20:41,692 --> 00:20:42,692
‫خوبه.

337
00:20:44,781 --> 00:20:47,922
‫می‌دونی، داشتن یه
‫زندگی خیالی تا حدی که...

338
00:20:49,170 --> 00:20:51,753
‫توانایی بازی کردن تو
‫تمام نمایشنامه‌ها رو تو سرت...

339
00:20:53,193 --> 00:20:54,959
‫داشته باشی... این...

340
00:20:55,954 --> 00:20:58,089
‫این نشون دهنده‌ی نبوغ بالای شخصه.

341
00:20:58,451 --> 00:20:59,716
‫- واقعاً؟
‫- آره.

342
00:20:59,884 --> 00:21:01,342
‫براساس چندتا مطالعه.

343
00:21:01,673 --> 00:21:04,220
‫و بقیه‌ـشون این رو نشونه‌ی چی دونستن؟

344
00:21:05,184 --> 00:21:06,434
‫جنون مطلق.

345
00:21:17,318 --> 00:21:20,174
‫میشه باز برگردیم به جلسه‌ی فردای شیمی‌درمانیت؟

346
00:21:24,038 --> 00:21:25,322
‫کی می‌تونه ببردت؟

347
00:21:25,747 --> 00:21:26,620
‫نمی‌دونم.

348
00:21:26,941 --> 00:21:28,988
‫ببین، درک می‌کنم که نمی‌خوای
‫با مادرت حرف بزنی...

349
00:21:29,952 --> 00:21:32,025
‫و احساس می‌کنم "لیا" هم
‫نمی‌تونه فشارش رو تحمل کنه...

350
00:21:32,150 --> 00:21:33,499
‫آره. امتحان میانترم داره.

351
00:21:33,667 --> 00:21:36,402
‫ولی حتماً دوستای دیگه‌ای
‫هم داری که دوست دارن کمک کنن.

352
00:21:37,284 --> 00:21:38,565
‫فکر کنم.

353
00:21:38,987 --> 00:21:40,256
‫کایل" چطوره؟"

354
00:21:47,139 --> 00:21:50,388
‫وقتی مشخص شد که کی قرار
‫برسوندت میشه بهم خبر بدی؟

355
00:21:51,209 --> 00:21:52,209
‫چرا؟

356
00:21:54,290 --> 00:21:56,638
‫می‌خوام مطمئن بشم که یکی رو پیدا کردی.

357
00:22:03,041 --> 00:22:04,957
‫"بابت پدرت متاسفم "پائول.

358
00:22:42,958 --> 00:22:49,958
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

