‫﻿۱
00:00:00,502 --> 00:00:02,098
‫بعد از کُلی وقت طاقباز خوابوندمش...

2
00:00:02,223 --> 00:00:05,500
‫روی یه میز تو کتابخونه‌ی دانشکده‌ی حقوق...

3
00:00:06,201 --> 00:00:11,487
‫وحشت کردم، چون...
‫خُب، میدونین...

4
00:00:11,488 --> 00:00:14,800
‫- چون میترسی که...
‫- آهان، آره.

5
00:00:14,964 --> 00:00:18,248
‫به خدا قسم، با خودم طی کردم که نیام اصلاً.

6
00:00:20,275 --> 00:00:22,606
‫خب، بالاخره لباسِ زیرش رو درآوردم...

7
00:00:22,731 --> 00:00:24,937
‫و لختِ مادرزاد اونجا روی سری مجلات...

8
00:00:25,062 --> 00:00:27,532
‫حقوقی نشسته بود.

9
00:00:27,657 --> 00:00:30,071
‫و یهو فهمیدم که...

10
00:00:30,239 --> 00:00:33,070
‫قرار نیست اتفاقی بیفته.

11
00:00:35,262 --> 00:00:38,000
‫- نتونستی...
‫- درسته، بله.

12
00:00:40,821 --> 00:00:43,188
‫سمتم برگشت و گفت...

13
00:00:43,958 --> 00:00:47,421
‫اشکالی نداره، "ایلای"، میدونی".
‫".یه وقتایی برای هرکسی پیش میاد

14
00:00:48,000 --> 00:00:50,138
‫و این درکِ مزخرفش...

15
00:00:50,550 --> 00:00:52,396
‫جداً اعصابم رو بهم ریخت.

16
00:00:52,521 --> 00:00:56,097
‫و بعد شروع کرد به گفتن این چیزای جفنگ.

17
00:00:56,498 --> 00:00:57,498
‫مثلاً چی؟

18
00:00:57,816 --> 00:00:59,642
‫"خیلی ناراحت نشو، "ایلای"...

19
00:01:00,361 --> 00:01:01,891
‫".مردونه نیست"

20
00:01:02,729 --> 00:01:06,733
‫اصلاً یعنی چی؟
‫مردونه" دیگه چه کوفتیه؟"

21
00:01:11,348 --> 00:01:13,898
‫میشه لطفاً یه لحظه بحث رو قطع کنیم؟

22
00:01:23,749 --> 00:01:24,749
‫شرمنده.

23
00:01:25,001 --> 00:01:26,774
‫اشکال نداره.

24
00:01:28,001 --> 00:01:31,742
‫یه ساعت و نیم زودتر اومدی.

25
00:01:31,867 --> 00:01:32,917
‫میتونم منتظر بمونم.

26
00:01:34,354 --> 00:01:35,594
‫همه‌چی رو به راهه؟

27
00:01:36,452 --> 00:01:37,861
‫نباید الان مدرسه باشی؟

28
00:01:39,305 --> 00:01:40,683
‫زود تعطیل شدیم.

29
00:01:42,548 --> 00:01:44,270
‫خودت تنها اینجا اومدی؟

30
00:01:44,595 --> 00:01:46,034
‫پدر و مادرت کجان؟

31
00:01:47,737 --> 00:01:49,409
‫از مدرسه فرار کردم.

32
00:01:50,801 --> 00:01:51,501


33
00:01:51,877 --> 00:01:53,590
‫دیگه نمیتونم به مدرسه برگردم.

34
00:01:56,001 --> 00:02:00,000
‫باشه، میدونی چیه؟
‫میتونی اینجا بمونی...

35
00:02:00,501 --> 00:02:01,829
‫ولی باید به پدرت زنگ بزنم.

36
00:02:03,501 --> 00:02:04,201
‫باشه.

37
00:02:08,001 --> 00:02:16,001
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

38
00:02:16,002 --> 00:02:24,002
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

39
00:02:29,266 --> 00:02:31,486
‫- از دستم عصبانی هستی؟
‫- نه، به هیچ وجه.

40
00:02:31,917 --> 00:02:33,777
‫ولی نگرانتم.

41
00:02:34,055 --> 00:02:36,624
‫نمیخوای بهم بگی که چرا از مدرسه فرار کردی؟

42
00:02:36,749 --> 00:02:37,891
‫روز بدی بود.

43
00:02:38,560 --> 00:02:39,791
‫چه اتفاقی افتاد؟

44
00:02:40,450 --> 00:02:42,578
‫- نمیشه فقط اینجا بشینم؟
‫- خُب، با خودم فکر کردم...

45
00:02:42,746 --> 00:02:46,969
‫،خیلی زود اینجا اومدی
‫باید یه چیزی باشه که میخوای راجع بهش صحبت کنی.

46
00:02:47,094 --> 00:02:50,169
‫بهت گفتم، مامانم هنوز که هنوزه مسافرته
‫و پدرم سرِکاره.

47
00:02:50,337 --> 00:02:52,708
‫ولی تو کلید آپارتمان جفتشون رو داری...

48
00:02:53,235 --> 00:02:54,635
‫ولی اومدی اینجا.

49
00:02:57,334 --> 00:02:59,094
‫بازم همبرگر داری؟

50
00:03:00,160 --> 00:03:01,930
‫میخوای واست یه ساندویچ دیگه درست کنم؟

51
00:03:02,098 --> 00:03:03,221
‫اشکالی نداره؟

52
00:03:03,346 --> 00:03:04,846
‫حتماً. این یه کار ازم برمیاد.

53
00:03:04,971 --> 00:03:08,566
‫ولی امیدوارم بفهمی که اگه چیزی هست که اذیتت میکنه...

54
00:03:08,805 --> 00:03:10,913
‫میتونی راجع بهش باهام صحبت کنی.

55
00:03:15,068 --> 00:03:17,297
‫یه نفر کثافتِ سگ تو کمدم گذاشت.

56
00:03:30,395 --> 00:03:31,868
‫افتضاحه.

57
00:03:34,148 --> 00:03:35,573
‫کِی؟

58
00:03:36,064 --> 00:03:38,472
‫سرِ زنگ تفریح اومدم سراغ کمدم...

59
00:03:38,597 --> 00:03:41,261
‫تا دستکش‌هامو از تو کمدم بردارم.

60
00:03:41,429 --> 00:03:44,000
‫وقتی درش رو باز کردم...

61
00:03:44,614 --> 00:03:48,700
‫،همه‌جا پُر از کثافتِ سگ بود
‫روی تمام وسایلم و کوله‌پُشتیم.

62
00:03:48,701 --> 00:03:50,520
‫رفتم طبقه بالا تا به معلمم بگم.

63
00:03:50,688 --> 00:03:53,398
‫- اون چی گفت؟
‫- سرایدار رو خبر کرد تا تمیزش کنه.

64
00:03:53,566 --> 00:03:55,859
‫،ولی زنگ تفریح تموم شده بود
‫بنابراین همه فهمیدن که چه خبر شده.

65
00:03:57,062 --> 00:03:59,363
‫میدونی ممکنه کارِ کی بوده باشه؟

66
00:04:00,001 --> 00:04:00,901
‫"اریک".

67
00:04:02,573 --> 00:04:04,448
‫ولی کسی اونو ندیده...

68
00:04:04,866 --> 00:04:06,411
‫بنابراین قسر در رفته.

69
00:04:06,801 --> 00:04:07,501
‫آره.

70
00:04:07,614 --> 00:04:10,351
‫یادمه که چه بلایی سرِ کفشت آورد...

71
00:04:11,080 --> 00:04:14,252
‫پس گمونم اقدام منطقیِ بعدیش همین باشه.

72
00:04:14,693 --> 00:04:16,821
‫کُلِ زنگ ریاضی همه این قضیه رو دست گرفته بودن.

73
00:04:16,946 --> 00:04:20,056
‫معلم ناراحت شد چون کسی حواسش به درس نبود.

74
00:04:21,678 --> 00:04:23,178
‫تقصیر منم بود.

75
00:04:24,840 --> 00:04:27,870
‫گوش کن.
‫یکی یه کارِ بد در حقت کرده.

76
00:04:27,995 --> 00:04:30,667
‫اصلاً تقصیر تو نیست، باشه؟

77
00:04:32,899 --> 00:04:35,331
‫از معلم اجازه گرفتم که میشه دستشویی برم یا نه.

78
00:04:36,710 --> 00:04:39,122
‫ولی عوضش رفتم تو لابی.

79
00:04:40,217 --> 00:04:42,531
‫و وقتی نگهبان داشت با یکی دیگه حرف میزد، جیم شدم.

80
00:04:45,205 --> 00:04:46,326
‫جدی میگفتی.

81
00:04:49,389 --> 00:04:50,978
‫روز مزخرفی داشتی.

82
00:04:52,823 --> 00:04:55,939
‫ولی خوشحالم که اینجا اومدی
‫تا بتونیم راجع بهش حرف بزنیم.

83
00:04:57,148 --> 00:04:59,469
‫بابام اساسی عصبانی میشه.

84
00:04:59,717 --> 00:05:01,258
‫البته الانشم حسابی عصبیه.

85
00:05:01,426 --> 00:05:03,677
‫- از چی عصبانیه؟
‫- همه‌چیز.

86
00:05:04,031 --> 00:05:06,680
‫از وقتی مامانم رفته، دو هفته‌س که پیشش موندم...

87
00:05:06,848 --> 00:05:09,432
‫،و تمام‌‌وقت سرم داد میزنه
‫صرف نظر از اینکه چه کاری انجام دادم.

88
00:05:09,600 --> 00:05:12,644
‫- وقتی سرت داد میزنه، چیکار میکنی؟
‫- میذارم خودش رو خالی کنه.

89
00:05:12,812 --> 00:05:15,758
‫،تا حالا راجع به چیزایی که سرش دعوا دارین
‫با هم حرف زدین؟

90
00:05:15,883 --> 00:05:18,130
‫اصلاً باهام حرف نمیزنه، مگه اینکه بخواد عربده بکشه.

91
00:05:20,229 --> 00:05:21,653
‫به نظر با "نینا" به هم زده.

92
00:05:21,821 --> 00:05:23,006
‫خودش بهت گفت؟

93
00:05:23,131 --> 00:05:25,717
‫نه، ولی دیگه خونه‌مون نمیاد.

94
00:05:26,370 --> 00:05:27,552
‫اینم تقصیر منه.

95
00:05:27,677 --> 00:05:29,877
‫این دیگه نمیتونه تقصیر تو باشه.

96
00:05:32,427 --> 00:05:34,499
‫نینا" به پدرم گفت که"
‫یه سری مقررات بهتر برام درنظر بگیره.

97
00:05:34,750 --> 00:05:36,686
‫و بعد یه دعوای اساسی کردن.

98
00:05:36,811 --> 00:05:39,037
‫حالا هم که دیگه نمیاد پیشمون...

99
00:05:39,272 --> 00:05:41,340
‫و وقتی هم که تو مدرسه میبینمش، بهم لبخند نمیزنه.

100
00:05:41,465 --> 00:05:43,550
‫- دلت براش تنگ شده؟
‫- نه خیلی.

101
00:05:43,675 --> 00:05:45,679
‫ولی به نظرم بابام دلش تنگ شده.

102
00:05:49,833 --> 00:05:52,309
‫روزِ بعد از دعواشون یه کار خیلی بد کرد.

103
00:05:52,773 --> 00:05:53,810
‫چیکار؟

104
00:05:54,962 --> 00:05:56,512
‫درست نیست بهت بگم.

105
00:05:58,201 --> 00:05:59,774
‫باشه. میل خودته.

106
00:06:01,935 --> 00:06:04,053
‫یه بسته ۶تایی آبجو خرید...

107
00:06:04,484 --> 00:06:07,160
‫و کُلش رو خورد تا روی مبل از هوش رفت.

108
00:06:07,372 --> 00:06:10,618
‫- و بعدش چی شد؟
‫- به موقع بیدار نشد تا سرِکار بره.

109
00:06:10,786 --> 00:06:12,552
‫واسه اونم سرِ من داد زد.

110
00:06:12,765 --> 00:06:14,247
‫"چرا بیدارم نکردی؟"

111
00:06:15,371 --> 00:06:17,479
‫ولی نمیدونستم که باید بیدارش کنم.

112
00:06:17,604 --> 00:06:20,634
‫و امکان هم نداشته که بفهمی باید بیدارش کنی.

113
00:06:20,759 --> 00:06:22,630
‫مامانم قرار بود تا الان برگرده.

114
00:06:22,798 --> 00:06:25,157
‫ولی یه هفته اضافه‌تر موند.

115
00:06:25,282 --> 00:06:28,178
‫راجع به دعواهایی که با پدرت کردی، چیزی بهش گفتی؟

116
00:06:29,000 --> 00:06:30,875
‫نه، فقط ناراحت میشه.

117
00:06:32,301 --> 00:06:33,001
‫خُب...

118
00:06:34,031 --> 00:06:37,705
‫،اگه من جای تو بودم
‫از تمام این قضایا حسابی ناراحت میبودم.

119
00:06:41,609 --> 00:06:44,100
‫میدونی، "الیور"، فکر میکردم با کمترین سرعت ممکن جیم شدی...

120
00:06:44,101 --> 00:06:45,892
‫ولی انگار که هیچ انتهایی نداره.

121
00:06:46,301 --> 00:06:49,640
‫لوک"، چطوره بشینیم و راجع به اتفاقی که"...

122
00:06:49,765 --> 00:06:52,044
‫- امروز برای "الیور" افتاده، حرف بزنیم.
‫- از جلسه زدم بیرون...

123
00:06:52,169 --> 00:06:53,786
‫‏۷تا پیغام از طرف مدرسه‌ت داشتم.

124
00:06:53,954 --> 00:06:56,549
‫،چه فکر احمقانه‌ای با خودت فکر میکردی
‫که اینطوری غیب شی؟

125
00:06:56,832 --> 00:06:59,250
‫اریک" تمام کمدم رو گُه‌مال کرد".

126
00:06:59,418 --> 00:07:00,484
‫چیکار کرد؟

127
00:07:00,609 --> 00:07:05,840
‫،ظاهراً، امروز موقع زنگ تفریح
‫یه بچه‌ای کمد "الیور" رو به گند کشیده.

128
00:07:06,338 --> 00:07:09,196
‫،کسی ندیده کارِ کی بوده
‫ولی تمام بچه‌ها فهمیدن که چنین اتفاقی افتاده.

129
00:07:09,321 --> 00:07:11,516
‫از اون قبرستون متنفرم
‫و دیگه پامو اونجا نمیذارم.

130
00:07:11,641 --> 00:07:12,600
‫کسی بهم اینو نگفت.

131
00:07:12,725 --> 00:07:14,349
‫چرا قبل از اینکه داد بزنی، از خودم نپرسیدی؟

132
00:07:14,517 --> 00:07:17,025
‫چون هنوزم نباید از مدرسه جیم میشدی.

133
00:07:17,419 --> 00:07:18,995
‫خطرناکه و خودتم خوب میدونی.

134
00:07:19,201 --> 00:07:22,700
‫الیور"، فکر میکنم چیزی که پدرت میخواد بگه"...

135
00:07:22,701 --> 00:07:25,494
‫اینه که میفهمه که روز بدی داشتی.

136
00:07:26,282 --> 00:07:28,562
‫ولی فقط نگرانته...

137
00:07:29,029 --> 00:07:32,698
‫که از مدرسه زدی بیرون
‫و به کسی نگفتی که کجا میری.

138
00:07:34,182 --> 00:07:35,870
‫دیگه نمیخوام راجع به این قضیه حرف بزنم.

139
00:07:36,260 --> 00:07:37,375
‫میفهمم.

140
00:07:37,901 --> 00:07:41,276
‫چطوره بری بیرون و من با پدرت یه کم حرف بزنم، باشه؟

141
00:08:04,878 --> 00:08:06,275
‫هفته‌ی پیش کجا بودین؟

142
00:08:07,701 --> 00:08:09,376
‫شرمنده که نتونستم بمونم.

143
00:08:09,501 --> 00:08:12,657
‫اولش که "بس" سرِ یه مسافرت
‫به ظاهر همیشگی غیبش میزنه...

144
00:08:12,825 --> 00:08:14,507
‫و بعدش شما یه دفعه ناپدید شدین.

145
00:08:14,632 --> 00:08:16,850
‫مثل این میمونه که موش‌ها
‫یه کشتی در حال غرق رو ترک میکنن.

146
00:08:16,975 --> 00:08:18,538
‫"یه کار اضطراری پیش اومد، "لوک.

147
00:08:18,707 --> 00:08:21,032
‫آره، اینورم یه مورد اضطراری داشتیم.

148
00:08:21,752 --> 00:08:24,833
‫هر روز با یه روش جدیدِ از کوره به در کردنِ من
‫سر و کله‌ش پیدا میشد.

149
00:08:26,383 --> 00:08:28,410
‫پس دو هفته‌ی خیلی سخت داشتین.

150
00:08:28,535 --> 00:08:31,955
‫بس" هر روز زنگ میزنه".
‫دروغکی بهش میگیم که همه‌چیز مرتبه...

151
00:08:32,080 --> 00:08:34,846
‫و اونم میگه به زمان "یه کم بیشتری" احتیاج داره.

152
00:08:35,837 --> 00:08:38,015
‫شما و "الیور" باید خیلی تحتِ فشار بوده باشین.

153
00:08:38,285 --> 00:08:41,062
‫میدونین، اولش یهو تصمیم میگیره که مشقاش رو ننویسه.

154
00:08:41,345 --> 00:08:44,031
‫میخواد در برابر یه اصلی بایسته...

155
00:08:44,648 --> 00:08:46,482
‫اثلی که میگه مدرسه خره!

156
00:08:46,650 --> 00:08:48,303
‫باهاش در موردش صحبت کردین...

157
00:08:48,428 --> 00:08:51,237
‫یا اینکه امیدوار بودین من یه چیزی بگم؟

158
00:08:53,734 --> 00:08:56,209
‫از تلوزیون و کامپیوتر محرومش کردم...

159
00:08:56,334 --> 00:08:58,401
‫ولی بازم مشقاش رو انجام نمیداد.

160
00:08:58,954 --> 00:09:01,163
‫مینشست یه گوشه و به دیوار زُل میزد.

161
00:09:01,555 --> 00:09:04,280
‫مطمئناً میدونه چطور تحریکتون کنه، درسته؟

162
00:09:04,405 --> 00:09:06,085
‫بعدش تصمیم گرفت که حموم نره.

163
00:09:06,253 --> 00:09:08,270
‫قراره من چه غلطی کنم؟

164
00:09:08,395 --> 00:09:11,040
‫به زور بکنمش تو حموم و کف‌مالش کنم؟

165
00:09:11,165 --> 00:09:12,850
‫به نظرم "الیور" احساس ناتوانی میکنه...

166
00:09:12,975 --> 00:09:14,840
‫بنابراین از قوانین سرپیچی میکنه...

167
00:09:14,965 --> 00:09:19,665
‫چون تنها راهیه که میتونه یه کم کنترل رو بدست بگیره.

168
00:09:20,350 --> 00:09:23,600
‫دیروز، بعد از اینکه رفت مدرسه...

169
00:09:23,601 --> 00:09:26,650
‫رفتم تو اتاقش و زیرِ تختش رو نگاه کردم.

170
00:09:26,775 --> 00:09:30,192
‫،میدونین، پشتِ یه تپه رختِ چرک
‫یه عالم خوراکی قایم کرده بود.

171
00:09:31,255 --> 00:09:36,699
‫بسته‌های نصفه‌ی بیسکوئیت و پفک و چیپس...

172
00:09:36,867 --> 00:09:38,740
‫به "الیور" گفتین که چی پیدا کردین؟

173
00:09:38,865 --> 00:09:40,411
‫آره، خیلی عصبانی شد...

174
00:09:41,045 --> 00:09:43,545
‫و سَمتِ اتاقش دوید و در رو کوبید.

175
00:09:46,325 --> 00:09:48,870
‫،باید میرفتم و باهاش صحبت میکردم
‫ولی واقعاً خیلی خسته بودم.

176
00:09:48,995 --> 00:09:51,310
‫میفهمم که با وجود این قضایا احساس خطر کردین.

177
00:09:51,435 --> 00:09:53,554
‫ولی میدونین چیه، با خیلی از بچه‌هایی که...

178
00:09:53,679 --> 00:09:56,229
‫تو شرایطِ مشابه "الیور" بودن کار کردم...

179
00:09:57,135 --> 00:10:00,985
‫پُرخوری یه پاسخ کاملاً مشترک و معموله.

180
00:10:02,255 --> 00:10:03,605
‫میدونین...

181
00:10:05,325 --> 00:10:07,925
‫این اتفاقی که امروز تو مدرسه افتاد...

182
00:10:10,115 --> 00:10:11,815
‫بارِ   اولش نیست.

183
00:10:14,305 --> 00:10:16,105
‫به "الیور" خیلی قلدری میکنن.

184
00:10:16,490 --> 00:10:18,407
‫اقدامی هم درباره‌ش کردین؟

185
00:10:19,035 --> 00:10:20,951
‫حالا که مدرسه میدونه مشکلی وجود داره...

186
00:10:21,119 --> 00:10:24,319
‫موظفن که کمکتون کنن تا یه راه‌حلی پیدا کنین.

187
00:10:24,665 --> 00:10:25,765
‫خُب، حالا...

188
00:10:26,795 --> 00:10:29,084
‫چرا بچه‌ها باید بیخیال دست انداختنِ "الیور" بشن؟

189
00:10:30,315 --> 00:10:32,765
‫میدونین چرا پیش اومده، درسته؟

190
00:10:33,245 --> 00:10:34,595
‫اون چاقه...

191
00:10:34,875 --> 00:10:37,593
‫خجالتیه، هیچ دوستی نداره
‫و بوی گندیم میده.

192
00:10:38,355 --> 00:10:41,205
‫،اگه هم‌سنش بودم
‫احتمالاً منم براش قلدری میکردم.

193
00:10:44,355 --> 00:10:46,155
‫مدلی که...

194
00:10:46,905 --> 00:10:49,939
‫جدیداً رفتار میکنه، میفهمم که عصبانیتون میکنه.

195
00:10:50,375 --> 00:10:52,525
‫یه وقتا دلم میخواد یه کاری کنم به خودش بیاد...

196
00:10:52,776 --> 00:10:56,150
‫".بگم، "اگه اینجوری رفتار کنی، کسی باهات دوست نمیشه

197
00:10:56,165 --> 00:10:57,865
‫"همینو میخوای؟"

198
00:11:01,105 --> 00:11:02,755
‫قابل بخشش نیست، مگه نه؟

199
00:11:04,055 --> 00:11:05,864
‫به نظرم میخواین "الیور" رو از درد و مشکلاتی که...

200
00:11:05,989 --> 00:11:08,540
‫الان درگیرشه، جدا کنین.

201
00:11:08,708 --> 00:11:13,617
‫،ولی دوستش دارین، خیلیم زیاد
‫که باعث میشه عصبی و ناامید بشین.

202
00:11:14,105 --> 00:11:17,257
‫،آره، ولی اگه نتونم کمکش کنم
‫دوست داشتنم به چه دردی میخوره؟

203
00:11:17,425 --> 00:11:19,575
‫ولی همین دوست داشتنون کمکش نمیکنه؟

204
00:11:22,455 --> 00:11:24,955
‫این هفته اصلاً هیچی حالیم نیست.

205
00:11:27,935 --> 00:11:30,145
‫دیگه چی شده، "لوک"؟

206
00:11:31,505 --> 00:11:33,190
‫انگار که دوباره مجرد شدم.

207
00:11:33,675 --> 00:11:35,818
‫من و "نینا" یه دعوای حسابی راجع به "الیور" کردیم.

208
00:11:36,005 --> 00:11:40,331
‫،دلیلی که بار اول ازش خواستم بریم بیرون
‫برای این بود که از "الیور" خوشش میومد.

209
00:11:40,635 --> 00:11:42,658
‫فکر میکردم باهاش خوب رفتار میکنه.

210
00:11:43,135 --> 00:11:45,820
‫ولی مثل اینکه طرفِ من نیست.

211
00:11:45,945 --> 00:11:48,038
‫فکر میکنین طرفِ کیه؟

212
00:11:49,885 --> 00:11:53,360
‫هفته‌ی پیش، "الیور" یه جعبه بستنی روی فرش انداخت.

213
00:11:53,485 --> 00:11:55,335
‫معلومه که عصبانی شدم.

214
00:11:56,025 --> 00:11:57,800
‫بعد "نینا" اومد و...

215
00:11:57,925 --> 00:12:00,259
‫،به یه سری دلایل احمقانه
‫انتظار داشتم طرفِ منو بگیره.

216
00:12:00,435 --> 00:12:02,385
‫"میخواین که توی تربیت "الیور...

217
00:12:03,115 --> 00:12:04,515
‫کمکتون کنه.

218
00:12:04,745 --> 00:12:07,050
‫ولی در عوض، سرِ من داد زد.

219
00:12:07,175 --> 00:12:09,275
‫میگفت که به اندازه‌ی کافی با "الیور" وقت نمیگذرونم...

220
00:12:09,400 --> 00:12:11,895
‫و براش یه سری حدودِ مشخص رو معلوم نمیکنم.

221
00:12:12,063 --> 00:12:13,770
‫و شما چطور جوابش رو دادین؟

222
00:12:13,895 --> 00:12:16,560
‫بهش گفتم که اگه میخواستم یکی مدادم سرم فریاد بزنه...

223
00:12:16,685 --> 00:12:18,685
‫با "بس" میموندم.

224
00:12:21,395 --> 00:12:22,781
‫که چقدرم ختم بخیر شد!

225
00:12:26,965 --> 00:12:29,615
‫میدونین، اولش با "نینا" خیلی خوش میگذشت.

226
00:12:30,075 --> 00:12:33,575
‫آخرِ شب میومدم خونه و در کنارش آرامش داشتم.

227
00:12:34,355 --> 00:12:36,555
‫و بعد یهو شروع کرد به...

228
00:12:37,035 --> 00:12:40,215
‫،موشکافی کردن هر حرکتِ من
‫علیه‌م مدرک جور میکرد.

229
00:12:40,955 --> 00:12:42,405
‫"نمیدونم، "پائول.

230
00:12:43,094 --> 00:12:45,190
‫چرا هر چی زنِ دیوونه‌س به پُستِ من میخوره؟

231
00:12:45,315 --> 00:12:48,715
‫،"خیلیم مطمئن نیستم، "لوک
‫که فقط زن‌هان که دیوونه‌ن.

232
00:12:49,135 --> 00:12:53,000
‫فکر میکنم به خاطر جایگاه و موقعیتیه که
‫تو داخلش قرارشون میدی.

233
00:12:54,480 --> 00:12:56,130
‫داری میگی که همه‌چیز تقصیر منه؟

234
00:12:56,255 --> 00:12:58,650
‫،از چیزی که من دیدم
‫شما با "الیور" بهتون خوش میگذره.

235
00:12:59,045 --> 00:13:02,545
‫،ولی وقتی نوبت قانون‌گذاری
‫ساختار تعیین کردن براش میشه...

236
00:13:03,255 --> 00:13:05,310
‫برای یه مدت طولانی، میذاشتین "بس" اینکارو بکنه...

237
00:13:05,435 --> 00:13:08,485
‫و بعدش امید داشتین "نینا" جاش رو پُر کنه.

238
00:13:08,845 --> 00:13:12,956
‫،پس وقتی یه رفتارِ بد ازش سَر میزنه
‫اونا رو مقصر میدونین.

239
00:13:14,435 --> 00:13:18,135
‫نمیخواین به تنهایی مسئولیت "الیور" رو قبول کنین.

240
00:13:19,215 --> 00:13:21,315
‫میتونین ببینین که چطور میتونه...

241
00:13:21,985 --> 00:13:23,840
‫دیگران رو برنجونه؟

242
00:13:23,965 --> 00:13:25,969
‫پسر، بدجور الکل‌لازم شدم.

243
00:13:26,275 --> 00:13:28,275
‫اخیراً مشروب خوردین؟

244
00:13:30,235 --> 00:13:31,685
‫الیور" چی بهتون گفته؟"

245
00:13:32,125 --> 00:13:33,640
‫چرا از من میپُرسین؟

246
00:13:33,765 --> 00:13:37,065
‫،چون شبی که با "نینا" بهم زدم
‫یه بسته ۶تایی خریدم...

247
00:13:37,765 --> 00:13:40,150
‫و کُلش رو جلو چشم بچه دادم بالا.

248
00:13:41,135 --> 00:13:45,013
‫".با خودم فکر کردم، "بذار به "نینا" یا "بس" یا شما بگه

249
00:13:45,815 --> 00:13:46,815
‫چرا که نه؟

250
00:13:47,525 --> 00:13:49,625
‫پس میخواستین "الیور" به ما بگه؟

251
00:13:49,925 --> 00:13:51,075
‫برام مهم نیست.

252
00:13:51,535 --> 00:13:54,623
‫من اعتیاد به الکل نداشتم.
‫بس" فقط توهم زده بود".

253
00:13:55,015 --> 00:13:57,959
‫،ولی اون شب
‫با دوست‌دخترم بهم زده بودم...

254
00:13:58,127 --> 00:13:59,410
‫بچه‌م شورش رو درآورده بود...

255
00:13:59,535 --> 00:14:02,239
‫،زن سابقم شهر رو ترک کرده
‫شمام که نبودین.

256
00:14:02,666 --> 00:14:04,966
‫،تو روحش لعنت
‫کیه که بعد این همه ماجرا مشروب احتیاج نداشته باشه؟

257
00:14:05,134 --> 00:14:06,635
‫دارین میگین به مشروب احتیاج داشتین؟

258
00:14:12,525 --> 00:14:15,018
‫میدونین، هفته‌ی قبل از اینکه "بس" بره مسافرت...

259
00:14:15,205 --> 00:14:17,305
‫الیور" فوق العاده رفتار میکرد".

260
00:14:18,475 --> 00:14:20,425
‫و لحظه‌ای که پاش رو از شهر گذاشت بیرون...

261
00:14:20,925 --> 00:14:23,225
‫تبدیل به این هیولا که میبینین شد.

262
00:14:24,590 --> 00:14:26,820
‫یعنی تحتِ تاثیر من بوده؟

263
00:14:26,945 --> 00:14:28,698
‫به نظرم اینم یه بخششه...

264
00:14:29,035 --> 00:14:31,606
‫ولی فکر میکنم به این خاطر خیلی خوب رفتار میکرد...

265
00:14:31,731 --> 00:14:34,605
‫چون میخواست یه اثری روی شما داشته باشه.

266
00:14:34,730 --> 00:14:36,140
‫اصلاً منطقی نیست.

267
00:14:36,265 --> 00:14:38,460
‫از دیدِ "الیور" بهش نگاه کنین.

268
00:14:38,585 --> 00:14:40,514
‫خانواده‌ش داره از هم میپاشه...

269
00:14:40,639 --> 00:14:42,930
‫بنابراین به خودش کُلی فشار میاره...

270
00:14:43,055 --> 00:14:44,905
‫سعی میکنه فوق‌العاده و بی‌نقص رفتار کنه...

271
00:14:45,065 --> 00:14:47,665
‫با این امید که چنین کاری مشکل رو حل کنه.

272
00:14:49,055 --> 00:14:51,655
‫- پس دارین میگین که تظاهر میکنه.
‫- از یه جهت، بله.

273
00:14:52,223 --> 00:14:56,227
‫حتی سعی کرد چیزی نخوره تا
‫شما نگران وزن و چاقیش نباشین.

274
00:14:56,775 --> 00:14:58,125
‫خودش بهتون گفت؟

275
00:14:58,335 --> 00:14:59,785
‫ولی جواب نداد.

276
00:15:00,815 --> 00:15:03,445
‫،همه‌چیز رو درست انجام داد
‫ولی هیچ‌کدوم از مشکلات رو حل نکرد.

277
00:15:03,570 --> 00:15:06,470
‫پس الان شاید داره بد رفتار میکنه...

278
00:15:06,875 --> 00:15:09,725
‫تا یه کاری کنه که شما هم مثل اون حسِ بدی داشته باشن.

279
00:15:10,185 --> 00:15:13,621
‫بین خودمون باشه، ولی وقتی
‫تظاهر به خوشحال بودن میکرد بیشتر دوستش داشتم.

280
00:15:13,746 --> 00:15:16,896
‫خُب، "الیور" که نمیتونه تا ابد اونطور رفتار کنه.

281
00:15:17,081 --> 00:15:18,431
‫منو که گول زد.

282
00:15:19,201 --> 00:15:23,460
‫من و "بس" راجع به قضیه‌ی فرزندخوندگی باهاش حرف زدیم.
‫به نظر حالش بهتر شد.

283
00:15:23,585 --> 00:15:25,670
‫جداً باور کرده بودم که رفتارش بهتر شده.

284
00:15:25,795 --> 00:15:28,695
‫که به نظرم میخواسته اینطور باور کنین.

285
00:15:29,285 --> 00:15:32,285
‫منم باهاش راجع به فرزندخوندگی حرف زدم...

286
00:15:33,975 --> 00:15:36,975
‫از دیدِ اون، شما و "بس" خیلی زیاد دعوا میکردین...

287
00:15:37,795 --> 00:15:40,345
‫و برادرش رو به باد دادین.

288
00:15:41,626 --> 00:15:44,690
‫فکر میکنم الان اوضاع براش خیلی سخت شده...

289
00:15:44,815 --> 00:15:48,215
‫فکر میکنم یه وقتایی آرزو میکنه که کاش از اونم دست بکشین.

290
00:15:52,145 --> 00:15:53,695
‫اصلاً منو دوست داره؟

291
00:15:56,545 --> 00:15:58,195
‫چرا چنین چیزی میگین؟

292
00:15:58,735 --> 00:16:00,285
‫من پدرم رو دوست نداشتم.

293
00:16:01,464 --> 00:16:03,126
‫نه حتی وقتی که هم‌سنِ "الیور" بودین؟

294
00:16:03,801 --> 00:16:06,195
‫معلومه که دوستش داشتم.

295
00:16:07,285 --> 00:16:10,300
‫،اونوقتا دوستش داشتم
‫ولی عشقِ یه طرفه بود.

296
00:16:10,775 --> 00:16:12,927
‫"باید راجع بهش برام توضیح بدی، "لوک.

297
00:16:13,755 --> 00:16:17,307
‫پدرم سرپرست دانش‌آموزان و مربی بسکتبالم
‫تو مدرسه‌ی راهنماییم بود.

298
00:16:18,015 --> 00:16:21,019
‫مسئول هر نفسی که من و برادرم میکشیدیم بود.

299
00:16:21,215 --> 00:16:22,565
‫وقتی خوب رفتار میکردیم...

300
00:16:23,725 --> 00:16:25,975
‫چیزی بود که ازمون انتظار میرفت.

301
00:16:26,975 --> 00:16:28,625
‫ولی وقتی گند میزدیم...

302
00:16:30,675 --> 00:16:33,531
‫بذار بگم، اصلاً رحم و مروت تو کارش نبود.

303
00:16:34,305 --> 00:16:36,455
‫زندگی کردن با وجود این مشکلات سخته.

304
00:16:36,825 --> 00:16:38,175
‫فکر میکنی.

305
00:16:39,875 --> 00:16:41,540
‫وقتی سال هفتم بودم...

306
00:16:41,665 --> 00:16:45,065
‫پدرم آخر هفته‌ها تنهایی مسافت‌های طولانی رانندگی میکرد.

307
00:16:46,005 --> 00:16:48,860
‫من و برادرم سوار دوچرخه‌هامون شدیم
‫و تو محله چرخ میزدیم...

308
00:16:48,985 --> 00:16:50,485
‫دنبال ماشینش میگشتیم.

309
00:16:51,535 --> 00:16:54,335
‫و تو پارکینگ یه خونه‌ی کوچیک پیداش کردیم.

310
00:16:56,485 --> 00:16:58,285
‫برادرم مجبورم کرد که زنگ خونه رو بزنم.

311
00:16:58,865 --> 00:17:02,065
‫در باز شد و پشتش منشیِ پدرم بود...

312
00:17:03,455 --> 00:17:05,438
‫همون خانوم مهربونی که بهمون شکلات میداد.

313
00:17:08,065 --> 00:17:11,265
‫و پدرم از حمومش اومد بیرون و
‫سرِ ما داد کشید.

314
00:17:12,265 --> 00:17:13,810
‫و شماها چیکار کردین؟

315
00:17:13,935 --> 00:17:17,235
‫چیکار میتونستیم بکنیم؟
‫سوار دوچرخه‌هامون شدیم و رفتیم خونه.

316
00:17:18,165 --> 00:17:21,115
‫وقتی اون شب رو تخت دراز کشیده بودم...

317
00:17:22,825 --> 00:17:25,111
‫فهمیدم که هال منشیِ پدرم...

318
00:17:25,236 --> 00:17:27,136
‫دقیقاً مثل هال ماست.

319
00:17:30,095 --> 00:17:33,345
‫تیکه تیکه وسایلش شبیه ما بود.

320
00:17:35,455 --> 00:17:37,605
‫پدرم باید براش خریده باشه.

321
00:17:39,925 --> 00:17:42,725
‫برادرم به مادرم گفت و
‫غوغایی به پا شد.

322
00:17:44,605 --> 00:17:46,805
‫وسایلمون رو جمع کرد و
‫شهر رو ترک کردیم.

323
00:17:47,555 --> 00:17:50,855
‫،فقط وقتی که هر ماه برامون پول میفرستاد
‫ازش خبردار میشدیم.

324
00:17:51,665 --> 00:17:54,165
‫خوب پول میداد، راضیم ازش.

325
00:17:56,745 --> 00:17:58,645
‫ولی نمیخواستیم ببینیمش.

326
00:18:00,865 --> 00:18:03,079
‫مطمئناً اونم نمیخواست ما رو ببینه.

327
00:18:05,295 --> 00:18:07,195
‫حتی "بس" و "الیور" رو هم ندید.

328
00:18:10,045 --> 00:18:12,300
‫و وقتی که مُرد، انگار اتفاقی نیفتاده.

329
00:18:14,275 --> 00:18:15,425
‫ولی جدیداً...

330
00:18:21,025 --> 00:18:23,025
‫انگار که داره به ریشم میخنده.

331
00:18:25,885 --> 00:18:27,535
‫همه کار رو درست انجام دادم...

332
00:18:28,494 --> 00:18:30,414
‫وقتی "بس" رو حامله کردم ازش خواستگاری کردم...

333
00:18:30,539 --> 00:18:33,089
‫و مثل خر کار کردم تا یه خونه‌ی خوب رو براش فراهم کنم....

334
00:18:33,715 --> 00:18:35,815
‫تا حالا روی "الیور" دست بلند نکردم.

335
00:18:39,025 --> 00:18:41,575
‫و حالا فکر میکنم درست جای پدرم وایستادم.

336
00:18:44,825 --> 00:18:47,770
‫اینکه داری طلاق میگیری به این معنی نیست که...

337
00:18:47,895 --> 00:18:50,251
‫داری تبدیل به پدرت میشی.

338
00:18:51,075 --> 00:18:53,825
‫و به این معنی هم نیست که قراره پسرت رو از دست بدی.

339
00:18:59,415 --> 00:19:02,365
‫ولی دقیقاً به نظر دارم همین‌ کار رو میکنم.

340
00:19:02,931 --> 00:19:06,225
‫اینکه با دیدن خودت یادِ پدرت بیفتی، اجتناب‌ناپذیره.

341
00:19:07,785 --> 00:19:10,585
‫میبینی که چطور بچه‌ی خودت رو خیلی بد میرنجونی...

342
00:19:11,305 --> 00:19:13,255
‫بدون اینکه حتی بخوای.

343
00:19:14,705 --> 00:19:17,305
‫یهو تقریباً میفهمی که چطور...

344
00:19:18,955 --> 00:19:21,105
‫چطور با کاراش تو رو میرنجوند.

345
00:19:23,485 --> 00:19:26,266
‫ولی مجبور نیستی مثل اون بشی...

346
00:19:26,391 --> 00:19:28,747
‫تو محکوم به مثل پدرت زندگی کردن، نیستی.

347
00:19:28,945 --> 00:19:30,645
‫حقِ انتخاب داری.

348
00:19:45,901 --> 00:19:48,345
‫به نظر وقتِ جلسه‌مون دیگه تمومه.

349
00:19:48,885 --> 00:19:51,668
‫میخوای قبل از اینکه بری، به "الیور" چیزی بگی؟

350
00:19:52,795 --> 00:19:54,695
‫آره. اگه هنوز وقت داریم.

351
00:19:56,001 --> 00:19:56,701
‫باشه.

352
00:20:01,785 --> 00:20:04,535
‫الیور"، میشه بیای داخل؟"

353
00:20:10,785 --> 00:20:12,835
‫متاسفم که تو مدرسه یه روز بد داشتی.

354
00:20:14,525 --> 00:20:15,525
‫اشکالی نداره.

355
00:20:17,085 --> 00:20:19,235
‫چطوره بریم یه پیتزا بزنیم؟

356
00:20:19,865 --> 00:20:22,865
‫اگه فیلمِ مالی اکران بود، یه سرم سینما بریم؟

357
00:20:23,415 --> 00:20:24,815
‫تو شبِ مدرسه؟

358
00:20:26,985 --> 00:20:29,808
‫به اندازه‌ی کافی امروز اذیت شدی.
‫یه استراحت نیاز داری.

359
00:20:38,555 --> 00:20:40,205
‫جفتتون رو هفته‌ی بعد میبینم.

360
00:20:41,206 --> 00:20:47,206
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

361
00:20:47,206 --> 00:20:51,206
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

