‫﻿۱
00:00:02,765 --> 00:00:04,700
‫- دکتر "وستون"؟
‫- بله؟

2
00:00:05,143 --> 00:00:07,600
‫دختر "والتر" هستم.

3
00:00:07,601 --> 00:00:09,392
‫- "ناتالی".
‫- خوشحالم که میبینمت.

4
00:00:09,718 --> 00:00:12,357
‫- خیلی ممنونم که اومدین.
‫- خواهش میکنم.

5
00:00:12,798 --> 00:00:13,763
‫پدرت...

6
00:00:14,754 --> 00:00:16,182
‫پدرت چطوره؟

7
00:00:16,829 --> 00:00:18,267
‫از نظر جسمی، رو به راهه.

8
00:00:19,956 --> 00:00:23,105
‫مادرم گفته که به همه بگم مسموم شده.

9
00:00:24,001 --> 00:00:27,443
‫آره. به منم همین رو گفت.

10
00:00:28,395 --> 00:00:29,945
‫و حرفشم باور کردین؟

11
00:00:34,001 --> 00:00:42,001
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

12
00:00:42,002 --> 00:00:50,002
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

13
00:01:08,001 --> 00:01:08,701
‫"والتر".

14
00:01:18,501 --> 00:01:19,201
‫"والتر".

15
00:01:21,201 --> 00:01:21,901
‫"والتر".

16
00:01:22,523 --> 00:01:25,417
‫گرسنه‌م نیست، قرصم لازم ندارم.
‫تنهام بذار.

17
00:01:29,525 --> 00:01:30,525
‫پائول"ـم".

18
00:01:33,001 --> 00:01:34,201
‫"پائول وستون".

19
00:01:34,573 --> 00:01:37,028
‫یا خدا، اینجا چیکار میکنی؟

20
00:01:37,153 --> 00:01:39,903
‫،جلسه این هفته رو نیومدی
‫زنگ زدم خونه‌ت و...

21
00:01:41,091 --> 00:01:44,853
‫کانی" بهم گفت که دیشب بستریت کردن".

22
00:01:46,834 --> 00:01:50,109
‫- اون ازت خواست که بهم سر بزنی؟
‫- در هر صورت میومدم.

23
00:01:50,285 --> 00:01:53,904
‫هفته‌ی پیش راجع به کنسل شدن جلسات دلم شور میزد...

24
00:01:54,280 --> 00:01:57,533
‫،میتونی به "کانی" بگی که اومدی ملاقاتم
‫منم فرستادمت خونه.

25
00:01:58,280 --> 00:02:00,504
‫قراره فردا مرخصم کنن.

26
00:02:00,629 --> 00:02:02,246
‫هفته‌ی بعد قرارِ جلسه رو میذاریم.

27
00:02:03,032 --> 00:02:06,132
‫"خیلیم از بابت مرخص کردنت مطمئن نیستم، "والتر.

28
00:02:09,408 --> 00:02:11,258
‫راجع به چی حرف میزنی؟

29
00:02:11,966 --> 00:02:15,335
‫ممکنه آماده‌ی خونه رفتن نباشی.

30
00:02:16,779 --> 00:02:20,554
‫معلومه که آماده‌م. یه مسمومیت کوچیک بود.
‫حالم خوبه.

31
00:02:21,001 --> 00:02:23,158
‫مسمومیت؟

32
00:02:26,090 --> 00:02:27,590
‫خوشحالم که میشنوم.

33
00:02:29,307 --> 00:02:31,593
‫خُب، از اونجایی که حالت خوبه...

34
00:02:32,307 --> 00:02:35,154
‫و منم اینجام، شاید بتونیم یه صحبتی بکینم.

35
00:02:35,323 --> 00:02:37,439
‫- به خلاص شدنم از شر اینجا کمک میکنه؟
‫- آره.

36
00:02:37,564 --> 00:02:39,972
‫خیلی خُب پس، بهم بگو چی میخوای بدونی.

37
00:02:40,097 --> 00:02:41,231
‫اولش اینکه...

38
00:02:41,895 --> 00:02:44,501
‫اینجا باهات خوب رفتار میکنن؟

39
00:02:44,939 --> 00:02:49,565
‫یه ذره برای یه بیمارستان پر زرق و برقه ولی...

40
00:02:50,179 --> 00:02:53,185
‫خدمه خوبن.
‫مدام در رفت و آمدن ولی...

41
00:02:54,094 --> 00:02:56,008
‫نه، راضیم ازشون.

42
00:02:56,378 --> 00:02:59,500
‫- پس واسه خونه رفتن لحظه‌شماری میکنی.
‫- آره.

43
00:02:59,763 --> 00:03:03,500
‫دلم واسه خلوت با خودم، دونستن اینکه وسایلم کجاست
‫و "کانی" تنگ شده...

44
00:03:04,190 --> 00:03:06,005
‫راستش با "کانی" صحبت کردم...

45
00:03:06,130 --> 00:03:09,730
‫بهم گفت "ناتالی" دوباره میخواست راهی "رواندا" بشه.

46
00:03:10,253 --> 00:03:12,915
‫بهم گفت سرِ شب باهاشون شام خوردی.

47
00:03:13,040 --> 00:03:15,300
‫آره، یه چیزی خوردیم.

48
00:03:15,735 --> 00:03:17,677
‫بیرون نمیرم. مردم مثل احمقا زُل میزنن.

49
00:03:18,380 --> 00:03:20,597
‫و اونام همون غذایی رو که شما خوردی، خوردن؟

50
00:03:20,722 --> 00:03:22,242
‫درسته. غذای چینی.

51
00:03:23,070 --> 00:03:25,646
‫ولی اونا مسموم نشدن.

52
00:03:27,454 --> 00:03:29,004
‫شاید ایراد از منه.

53
00:03:34,424 --> 00:03:37,024
‫همچنین با پزشک مراقبتون صحبت کردم.

54
00:03:38,363 --> 00:03:40,862
‫- گفت که خوش‌شانس بودین.
‫- خوش‌شانس؟

55
00:03:41,740 --> 00:03:43,990
‫که پرواز "ناتالی" کنسل شد.

56
00:03:45,986 --> 00:03:47,142
‫منظورتون رو نمیفهمم.

57
00:03:47,497 --> 00:03:50,103
‫،وقتی همسرتون داشت فرودگاه میبُردش
‫از طرف هواپیمایی باهاش تماس میگیرن.

58
00:03:50,228 --> 00:03:52,939
‫،قبل از اینک حتی به فرودگاه برسن
‫راهشون رو کج میکنن.

59
00:03:53,301 --> 00:03:55,876
‫پس اینطوری شده.

60
00:03:56,486 --> 00:03:58,927
‫،اگه نیم ساعت دیرتر میشد
‫ممکن بود از دست برین.

61
00:03:59,052 --> 00:04:00,852
‫گمونم شانس باهام نبوده.

62
00:04:01,979 --> 00:04:03,947
‫الان نه.
‫خواهش میکنم.

63
00:04:12,791 --> 00:04:14,795
‫میخوای بهم بگی واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

64
00:04:17,242 --> 00:04:18,492
‫چی دارم که بگم؟

65
00:04:18,617 --> 00:04:20,367
‫ناتالی" رو بوسیدمش و بدرقه‌ش کردم"...

66
00:04:21,116 --> 00:04:24,831
‫،بعد از اینکه رفت، یه کم لرز کردم
‫برای  همین رفتم تو تختم.

67
00:04:25,930 --> 00:04:29,389
‫و وقتی چشمام رو باز کردم، اینجا بودم.

68
00:04:31,058 --> 00:04:33,708
‫خیلی تو تختتون بودین؟

69
00:04:35,371 --> 00:04:37,821
‫جای دیگه‌ای ندارم، مگه نه؟

70
00:04:40,001 --> 00:04:40,701
‫باشه.

71
00:04:41,348 --> 00:04:44,795
‫و دخترتون، "ناتالی"، چند وقته تو "نیویورک"ـه؟

72
00:04:46,412 --> 00:04:48,403
‫یه هفته، ده روزی میشه.

73
00:04:52,776 --> 00:04:56,465
‫بهتون گفتم، "کانی" سرِ بازنشستگی اجباریم...

74
00:04:57,558 --> 00:05:02,164
‫زیادی شلوغ کرد...نیروی کمکی خبر کرد.

75
00:05:03,622 --> 00:05:06,072
‫اولش که پسرا از "کالیفرنیا" اومدن.

76
00:05:06,371 --> 00:05:07,721
‫چطور بود؟

77
00:05:08,287 --> 00:05:09,587
‫فاجعه به تمام معنا.

78
00:05:10,659 --> 00:05:13,520
‫،من نمیدونستم چطور باهاشون حرف بزنم
‫اونام نمیدونستن چطور باهام حرف بزنن.

79
00:05:14,160 --> 00:05:17,493
‫با هم بسکتبال دیدیم...تکرارش رو هم دیدیم.

80
00:05:18,185 --> 00:05:19,931
‫پسر بزرگم غذای منو خورد.

81
00:05:20,968 --> 00:05:24,281
‫پسر کوچیکم از اینکه تو خونه عرق سگی نیست دلخور بود...

82
00:05:24,450 --> 00:05:26,914
‫برای همین زد بیرون و یه آبجو برای خودش خرید.

83
00:05:27,039 --> 00:05:29,889
‫بعد از اون دیگه ول‌کُنِ معامله نبود.

84
00:05:30,414 --> 00:05:33,226
‫و بعد "ناتالی" اومد...

85
00:05:33,351 --> 00:05:36,001
‫،به محض اینکه پاش رو تو خونه گذاشت
‫اونا از خونه زدن بیرون.

86
00:05:36,853 --> 00:05:39,337
‫این همه راه از "رواندا" کوبیده اومده.

87
00:05:41,415 --> 00:05:43,350
‫پائول"، خودم خوب میدونم کجا زندگی میکرد".

88
00:05:43,475 --> 00:05:47,111
‫آره، ولی فقط اینکه قبلاً گفته بودین که
‫حس میکنین دیگه...

89
00:05:47,625 --> 00:05:48,763
‫کاری به کارتون نداره.

90
00:05:48,932 --> 00:05:52,164
‫آره، خُب، "کانی" احتمالاً یه کاری کرده
‫اساسی عذاب وجدان بگیره.

91
00:05:52,289 --> 00:05:54,089
‫و دیدنش، چطور بود؟

92
00:05:54,228 --> 00:05:55,428
‫معذب کننده.

93
00:05:57,039 --> 00:06:00,791
‫میخواست راجع به اتفاقاتی
‫که اونجا و اینجا افتاده بود، حرف بزنه.

94
00:06:00,916 --> 00:06:03,194
‫بهش گفتم حالِ گپ زدن ندارم.

95
00:06:03,478 --> 00:06:08,199
‫،مجبورم کرد از تخت بیرون بیام
‫حموم برم، اصلاح کنم، لباس بپوشم.

96
00:06:08,417 --> 00:06:10,717
‫مجبورم کرد بیرون برم و تو پارک قدم بزنم.

97
00:06:11,981 --> 00:06:13,881
‫حتی منو بُرد باغ وحش.

98
00:06:15,292 --> 00:06:18,168
‫وقتی بچه بود، اونجا رو خیلی دوست داشت.

99
00:06:18,336 --> 00:06:20,503
‫پس وقتی اینجا اومد، حالتون سرِ جا اومد.

100
00:06:22,340 --> 00:06:26,800
‫وقتی خواست بره، خیلی براتون ناراحت‌کننده بود؟

101
00:06:26,801 --> 00:06:27,501
‫نه.

102
00:06:29,157 --> 00:06:32,783
‫معلومه که ناراحت بودم، ولی میخواستم که بره.

103
00:06:32,908 --> 00:06:35,106
‫چه حالتون خوب شده بود یا نه...

104
00:06:35,231 --> 00:06:37,529
‫یه کاری کردین که اونا مطمئن شن بهترین.

105
00:06:37,801 --> 00:06:40,235
‫نه. بهت گفتم. حالم بهتر شده بود.

106
00:06:41,201 --> 00:06:41,901
‫باشه.

107
00:06:43,903 --> 00:06:46,718
‫،پس آخرین غذا رو با "ناتالی" خوردین
‫باهاش خداحافظی کردین...

108
00:06:46,843 --> 00:06:48,943
‫اونا رفتن و شما بالاخره...

109
00:06:50,907 --> 00:06:52,057
‫حریم شخصیتون رو پیدا کردین.

110
00:06:52,532 --> 00:06:55,079
‫فقط لرز کرده بودم.

111
00:06:57,591 --> 00:07:00,083
‫- چی باعث شده بود لرز کنین؟
‫- آسپرین.

112
00:07:01,400 --> 00:07:03,200
‫"انت‌اسید".
‫( داروی ضد ترش کردنِ معده )

113
00:07:03,920 --> 00:07:07,467
‫- چه فرقی میکنه؟
‫- "معده‌ت رو شستشو دادن، "والتر.

114
00:07:10,430 --> 00:07:12,180
‫زیاده‌روی کرده بودی.

115
00:07:13,328 --> 00:07:14,807
‫و ناشی از "انت‌اسید" نبوده.

116
00:07:17,985 --> 00:07:18,985
‫خُب که چی؟

117
00:07:19,468 --> 00:07:22,300
‫،شاید چنین اتفاقی افتاده
‫خوابم بُرد، بیدار شدم...

118
00:07:22,301 --> 00:07:24,484
‫وقتی خواب‌آلود بودم، قرص اشتباهی رو برداشتم.

119
00:07:24,653 --> 00:07:27,153
‫- حرفت رو باور نمیکنم.
‫- تو چه کوفتی میدونی مگه؟

120
00:07:27,321 --> 00:07:28,947
‫شغلِ من دونستنه.

121
00:07:29,736 --> 00:07:31,908
‫و موظفم تا نگرانیم رو...

122
00:07:32,076 --> 00:07:35,475
‫برای دکتر "ولز" و تیمشون ابراز کنم.

123
00:07:39,049 --> 00:07:41,209
‫"لازم نیست نگران باشی، "پائول.

124
00:07:42,424 --> 00:07:44,574
‫خونواده‌م قرار نیست ازت شکایت کنن.

125
00:07:46,705 --> 00:07:49,055
‫مثل خونواده‌ی اون خلبانه نیستن.

126
00:07:49,656 --> 00:07:50,468
‫چی؟

127
00:07:52,391 --> 00:07:54,991
‫فقط نگران همینی، مگه نه؟

128
00:08:02,268 --> 00:08:04,065
‫باید زودتر از اینا آمارت رو درمیاوردم.

129
00:08:04,510 --> 00:08:06,207
‫ولی یکی تو دانشکده‌تون...

130
00:08:06,332 --> 00:08:08,369
‫که من تو هیئت علمیش هستم یا بودم...

131
00:08:08,494 --> 00:08:10,594
‫تو رو پیشنهاد کرد و همونطور که گفتم...

132
00:08:11,293 --> 00:08:13,199
‫جدیداً خیلی مقاومت نمیکنم.

133
00:08:14,084 --> 00:08:17,662
‫اگه بخوای هنوزم میشه
‫یه مشتِ اساسی تو صورتت خوابونده شه.

134
00:08:18,644 --> 00:08:20,583
‫به نظر آدم باهوشی میای.

135
00:08:20,708 --> 00:08:23,334
‫و میدونم که هیچکس رو سراغ نداری که بخواد به من آسیب بزنه.

136
00:08:23,459 --> 00:08:28,271
‫ولی بازم، وقتی قرار شد سراغت بیام...

137
00:08:28,396 --> 00:08:31,742
‫به "ماری" گفتم آمارت رو دربیاره.

138
00:08:31,867 --> 00:08:33,447
‫و وقتی خوندینش، چه فکری کردین؟

139
00:08:33,572 --> 00:08:36,931
‫منظورت به غیر از اینه که آیا بیش از حد درگیر منی؟

140
00:08:38,893 --> 00:08:42,500
‫،"خودم کُلی درگیری داشتم "پائول
‫تا همین هفته‌ی پیش یه نگاهم بهش ننداختم.

141
00:08:42,730 --> 00:08:43,839
‫هفته‌ی پیش؟

142
00:08:45,034 --> 00:08:47,632
‫- بعد از اینکه مجبور شدم کنسل کنم؟
‫- همون موقع‌ها.

143
00:08:47,901 --> 00:08:49,933
‫با کنسل کردن، ناامیدتون کردم؟

144
00:08:50,487 --> 00:08:52,107
‫نه، راستش راحت شدم.

145
00:08:52,831 --> 00:08:56,028
‫نمیخواستم فقط بیام که رفع تکلیف کرده باشم.

146
00:08:56,434 --> 00:08:59,787
‫- چنین حسی راجع به جلسات داشتین؟
‫- همه‌چیز چنین حسی برام داشت.

147
00:09:01,622 --> 00:09:02,872
‫دلخور نبودم.

148
00:09:04,007 --> 00:09:05,876
‫ولی غافلگیر شده بودم.

149
00:09:07,264 --> 00:09:08,564
‫منو متقاعد کرده بودین...

150
00:09:08,929 --> 00:09:11,748
‫که از اتفاقی که برام افتاده عصبانی هستین...

151
00:09:11,873 --> 00:09:14,014
‫و طرفِ منین.

152
00:09:14,303 --> 00:09:16,095
‫و وقتی یه جلسه رو کنسل کردم، چی شد؟

153
00:09:16,716 --> 00:09:19,682
‫پسر، اساسی خودشیفته‌ایا، مگه نه؟

154
00:09:19,851 --> 00:09:21,060
‫هنوزم نمیتونم به این موضوع بی‌توجه باشم که...

155
00:09:21,185 --> 00:09:23,602
‫همون موقع بود که تصممیم گرفتین سابقه‌مو مرور کنین.

156
00:09:23,771 --> 00:09:25,421
‫وقتِ آزاد داشتم.

157
00:09:25,929 --> 00:09:28,607
‫خونِ یه سری به گردنم بود...درست مثل خودت.

158
00:09:32,116 --> 00:09:35,245
‫وقتی که از ماجرای شکایت باخبر شدین هم...

159
00:09:36,240 --> 00:09:39,681
‫- همین فکر رو میکردین؟
‫- چه فرقی میکنه؟

160
00:09:40,245 --> 00:09:43,329
‫،"مدام میگین "چه فرقی میکنه"، "والتر
‫ولی به نظر من فرق میکنه.

161
00:09:43,665 --> 00:09:47,018
‫،"با تمام احترامی که برات قائلم، "پائول
‫خیلی با خودت حال نکن.

162
00:09:47,720 --> 00:09:50,243
‫،بودن یا نبودنت
‫ذره‌ای تفاوت نمیکرد.

163
00:09:50,368 --> 00:09:52,016
‫پس میگین که تصمیمتون رو گرفته بودین...

164
00:09:52,141 --> 00:09:54,328
‫،و در هر صورت چنین کاری میکردین
‫بی برو برگرد.

165
00:09:54,453 --> 00:09:55,342
‫چیکار میکردم؟

166
00:09:55,730 --> 00:09:57,005
‫فقط خوابم بُرد.

167
00:09:59,677 --> 00:10:01,644
‫خوابم بُرد.

168
00:10:03,001 --> 00:10:06,200
‫باشه.

169
00:10:11,184 --> 00:10:13,284
‫با چی، یه مُشت قرص؟

170
00:10:14,837 --> 00:10:17,287
‫چندتا شات از اسکاچِ پسرتون؟

171
00:10:20,275 --> 00:10:22,084
‫باید تمام تلاشتون رو کرده باشین...

172
00:10:22,209 --> 00:10:22,988
‫که چی؟

173
00:10:24,114 --> 00:10:26,999
‫که طاقت بیارین، تا وقتی "ناتالی" بره.

174
00:10:31,882 --> 00:10:35,626
‫،قرار بود چیکار کنه
‫تا آخرِ عمرم مراقبم باشه؟

175
00:10:36,239 --> 00:10:40,825
‫،جفتشون، پرده رو میکشیدن
‫بالش‌های کوفتی رو مرتب میکردن...

176
00:10:41,024 --> 00:10:42,724
‫حواسشون بود که لباس بپوشم.

177
00:10:43,828 --> 00:10:45,809
‫دیگه نگرانی رو از حد به در کرده بودن.

178
00:10:45,978 --> 00:10:48,700
‫- و تو چنین چیزی نمیخواستی؟
‫- نه!

179
00:10:49,795 --> 00:10:50,719
‫پس من...

180
00:10:51,419 --> 00:10:54,783
‫،خودم رو مجبور کردم که دوباره غذا بخورم
‫دیگه قرص نمیخوردم...

181
00:10:54,908 --> 00:10:56,608
‫همه‌شون رو انبار میکردم.

182
00:10:57,079 --> 00:11:00,429
‫،شبا خودم رو به خواب میزدم
‫فقط برای اینکه...

183
00:11:00,925 --> 00:11:03,661
‫بالاخره چند ساعت تنهام بذارن.

184
00:11:03,830 --> 00:11:06,080
‫چند ساعت، همین رو میخواستی پس؟

185
00:11:08,179 --> 00:11:11,669
‫به "کانی" گفتم که نذاره "ناتالی" تا فرودگاه با آژانس بره.

186
00:11:11,954 --> 00:11:13,768
‫پس فکر کردین "کانی" فقط نمیرسوندش...

187
00:11:13,893 --> 00:11:15,893
‫یه مدتی هم تو فرودگاه معطل میشه.

188
00:11:16,915 --> 00:11:18,915
‫پس به اندازه‌ی کافی وقت دارین.

189
00:11:19,579 --> 00:11:21,944
‫میخواستم "ناتالی" سوار هواپیما بشه...

190
00:11:22,110 --> 00:11:23,989
‫تا جایی که میشه دور بشه...

191
00:11:24,114 --> 00:11:26,928
‫و "کانی" هم قرار بود بیاد خونه و
‫ببینه که من خوابیدم.

192
00:11:27,583 --> 00:11:29,061
‫".مرگ میلیونر"

193
00:11:29,606 --> 00:11:31,000
‫میدونین یعنی چی؟

194
00:11:31,001 --> 00:11:33,266
‫آره. به نظر پدرم از این اصطلاح استفاده میکرد.

195
00:11:33,391 --> 00:11:34,641
‫آره، پدر منم همینطور.

196
00:11:35,316 --> 00:11:36,966
‫یه شب میری تو تخت...

197
00:11:37,253 --> 00:11:38,487
‫و بعدش دیگه بیدار نمیشی.

198
00:11:39,956 --> 00:11:41,506
‫فقط چشمات رو میبندی.

199
00:11:43,519 --> 00:11:44,869
‫من قرص‌ها رو خوردم...

200
00:11:45,888 --> 00:11:47,238
‫دنبالشون گشتم...

201
00:11:47,417 --> 00:11:48,717
‫و یه چندتای دیگه خوردم.

202
00:11:51,508 --> 00:11:54,070
‫اصلاً یادم نمیاد که دختره برگشت.

203
00:11:56,662 --> 00:11:59,062
‫باید روی کُلِ تخت بالا آورده بوده باشم.

204
00:12:00,597 --> 00:12:03,280
‫فقط میخواستم کار تموم شه، فقط همین.

205
00:12:05,523 --> 00:12:06,923
‫"اشکالی نداره، "والتر.

206
00:12:07,952 --> 00:12:08,952
‫چیزی نیست.

207
00:12:10,665 --> 00:12:11,895
‫حتی نمیتونم اونکارو بکنم.

208
00:12:13,414 --> 00:12:14,764
‫منظورتون چیه؟

209
00:12:19,388 --> 00:12:21,478
‫بذارش روی میز. ممنون.

210
00:12:33,922 --> 00:12:36,300
‫- همه تو بیمارستان خبردار شدن؟
‫- نه.

211
00:12:37,344 --> 00:12:39,530
‫تیمِ پزشکی خیلی خوبی داری.

212
00:12:39,719 --> 00:12:42,519
‫همون شبی که اومدی موقعیت رو...

213
00:12:43,284 --> 00:12:44,384
‫کنترل کردن.

214
00:12:44,758 --> 00:12:46,700
‫- تو روزنامه‌ها درز کرده؟
‫- نه.

215
00:12:47,981 --> 00:12:49,131
‫برای چه مدت؟

216
00:12:56,225 --> 00:12:57,825
‫من یادداشتم نذاشته بودم.

217
00:12:59,224 --> 00:13:02,704
‫تلوزیون رو روشن گذاشته بودم، چراغ‌ها روشن بود.

218
00:13:03,174 --> 00:13:05,032
‫کسی قرار نبود خبردار بشه.

219
00:13:08,138 --> 00:13:12,543
‫فقط پیرمرد، زیر لحاف خوابیده.

220
00:13:14,701 --> 00:13:17,272
‫دربان میتونست کمک کنه.

221
00:13:18,672 --> 00:13:22,449
‫در کوتاه‌مدت، "کانی" غصه میخورد...

222
00:13:23,096 --> 00:13:24,916
‫کُلی پُشتشن.

223
00:13:26,123 --> 00:13:28,597
‫تو دراز مدت، خیلی ببه عنوان بیوه‌م بهش میرسه...

224
00:13:28,722 --> 00:13:31,183
‫نسبت به زمانی که اسم همسرم رو یدک میکشید.

225
00:13:31,352 --> 00:13:33,642
‫"مطمئنم چنین چیزی رو قبول نداره، "والتر.

226
00:13:34,208 --> 00:13:36,500
‫"چنین چیزی به پاش نوشته نشده، "پائول.

227
00:13:36,874 --> 00:13:37,874
‫برای چی؟

228
00:13:38,277 --> 00:13:41,182
‫که یه آدم ناتوانِ بی‌دست و پا شوهرش باشه.

229
00:13:42,254 --> 00:13:44,154
‫میدونین براش مثل چیه؟

230
00:13:45,344 --> 00:13:48,617
‫،همسرِ مدیرعامل بوده
‫ولی حالا باید...

231
00:13:48,785 --> 00:13:51,244
‫از درِ ساختمون بغلی بزنه بیرون مثل...

232
00:13:51,412 --> 00:13:52,512
‫درست مثل خودتون.

233
00:13:52,873 --> 00:13:55,040
‫اصلاً یکی نیست.
‫برای من فرق میکنه.

234
00:13:55,209 --> 00:13:58,133
‫- فرقش چیه؟
‫- چون اون کارِ اشتباهی نکرده.

235
00:13:58,258 --> 00:13:59,211
‫و شما انجام دادی؟

236
00:14:00,061 --> 00:14:01,671
‫"هر اتفاقی که برات افتاد، "والتر...

237
00:14:02,474 --> 00:14:05,378
‫فکر میکنی لایقش بودی؟
‫اینطور فکر میکنی؟

238
00:14:05,857 --> 00:14:10,847
‫آدما وقتی که من مسئول بودم، مُردن.
‫نذار خودمون رو به خریت بزنیم.

239
00:14:11,287 --> 00:14:16,000
‫،و هر کسی که نگرانتونه
‫در نبودِ شما احساسِ بهتری داره؟

240
00:14:16,647 --> 00:14:18,797
‫واقعیت همینه.

241
00:14:19,104 --> 00:14:20,519
‫دخترم رو دیدی؟

242
00:14:21,326 --> 00:14:23,938
‫یه آینده‌ی موفق پیش روشه...

243
00:14:24,063 --> 00:14:26,740
‫ولی حالا چی؟ باید بیخیالش بشه...

244
00:14:26,865 --> 00:14:29,103
‫و نگران این باشه که پدرش...

245
00:14:29,228 --> 00:14:31,451
‫اون روز از تخت بیرون میاد و اصلاح میکنه یا نه؟

246
00:14:31,708 --> 00:14:32,911
‫ناتالی" رو دیدم".

247
00:14:34,655 --> 00:14:37,255
‫الان تو موقعیت وحشتناکیه.

248
00:14:37,500 --> 00:14:40,160
‫ولی به همون اندازه‌ای که نگرانِ شما بودن براش سخته...

249
00:14:40,285 --> 00:14:42,707
‫کاملاً مطمئنم که اگه خودتون رو به کُشتن میدادین...

250
00:14:42,832 --> 00:14:45,173
‫تا ابد خودش رو نمیبخشید.

251
00:14:55,962 --> 00:14:57,212
‫همونطوری که...

252
00:14:57,865 --> 00:15:00,165
‫شما تا ابد خودتون رو نمیبخشین.

253
00:15:00,482 --> 00:15:02,632
‫- اصلاً یکی نیست.
‫- نیست؟

254
00:15:03,249 --> 00:15:05,262
‫خودتون رو مقصرِ مرگ "تامی" میدونین...

255
00:15:05,387 --> 00:15:07,404
‫با وجود اینکه اون خودش پرید.

256
00:15:07,805 --> 00:15:09,755
‫خودتون رو مقصر مرگ "جیمز" میدونین...

257
00:15:10,537 --> 00:15:13,287
‫با وجود اینکه با بی‌ملاحظگیش باعث تباهی شد.

258
00:15:13,466 --> 00:15:15,787
‫و خودتون رو مقصرِ این بحران میدونین...

259
00:15:16,294 --> 00:15:19,544
‫،با وجود اینکه هر کاری که ممکن بود رو کردین
‫تا جلوش رو بگیرین.

260
00:15:19,704 --> 00:15:21,076
‫"کافی نبود، "پائول.

261
00:15:21,201 --> 00:15:23,914
‫معلومه که نبود. چطور میتونه باشه؟

262
00:15:24,580 --> 00:15:25,730
‫شما تا آخر عمر...

263
00:15:25,988 --> 00:15:28,988
‫،"خون افراد به گردنتون بود"
‫همونطور که خودتون گفتین.

264
00:15:30,563 --> 00:15:32,413
‫و این همه‌چیز رو شکل میده.

265
00:15:32,615 --> 00:15:34,978
‫به همین خاطره که این دفعه که بچه‌ها مُردن...

266
00:15:36,338 --> 00:15:40,668
‫،اینکه بخواین زندگیتون رو وقف پدر و مادرتون کنین
‫همونطور که چنین کاریم کردین، کافی نیست.

267
00:15:41,155 --> 00:15:44,482
‫این بار برای خودتون مجازاتِ مرگ تراشیدین.

268
00:15:52,444 --> 00:15:55,467
‫- میفهمم داری چیکار میکنی.
‫- و دارم چیکار میکنم؟

269
00:15:56,721 --> 00:15:59,131
‫اینطور با عذاب وجدانتون کنار میاین؟

270
00:16:00,510 --> 00:16:03,196
‫به خودتون میگین که حسی که دارین واقعی نیست؟

271
00:16:03,781 --> 00:16:04,720
‫که...

272
00:16:05,138 --> 00:16:06,880
‫هر کاری که از دستتون برمیومد انجام دادین؟

273
00:16:07,801 --> 00:16:10,942
‫نه...همیشه همینه.

274
00:16:11,955 --> 00:16:14,049
‫همیشه فکر میکنم که چه کارِ دیگه‌ای میتونستم انجام بدم...

275
00:16:14,174 --> 00:16:18,089
‫حدِ مسئولیت داشتن نسبت به یه فردِ دیگه چیه؟

276
00:16:18,727 --> 00:16:20,322
‫و میتونی باهاش کنار بیای؟

277
00:16:20,447 --> 00:16:23,004
‫- روت تاثیر نمیذاره؟
‫- معلومه که میذاره.

278
00:16:24,687 --> 00:16:26,787
‫ولی کاری که واقعاً میتونم بکنم...

279
00:16:27,573 --> 00:16:29,277
‫اینه که اتفاقی رو که افتاده و دلیل کاری که...

280
00:16:29,662 --> 00:16:31,662
‫انجام دادم رو درک کنم.

281
00:16:32,559 --> 00:16:34,674
‫تا از ضررها درس بگیرم...

282
00:16:34,799 --> 00:16:36,451
‫خُب، شرایط تو فرق داره.

283
00:16:36,804 --> 00:16:38,277
‫یه مردِ جوونی.

284
00:16:38,998 --> 00:16:41,165
‫میتونی اشتباهت رو جبران کنی.

285
00:16:41,290 --> 00:16:42,890
‫یه ایالت دیگه بری...

286
00:16:43,274 --> 00:16:45,723
‫- از نو شروع کنی.
‫- و شما فکر نمیکنین که میتونین چنین کاری کنین؟

287
00:16:45,848 --> 00:16:48,782
‫نه، دیگه از من گذشته، جفتمونم خوب میدونیم.

288
00:16:53,099 --> 00:16:54,299
‫خودت رو نگاه کن...

289
00:16:55,110 --> 00:16:56,304
‫یه چشمت به دره...

290
00:16:56,551 --> 00:16:59,806
‫و تو این فکری که از اینجا بزنی بیرون و
‫خسارت‌هایی رو که به بار آوردی، جبران کنی.

291
00:16:59,931 --> 00:17:01,846
‫من چنین کاری نمیکنم.

292
00:17:03,896 --> 00:17:05,146
‫ناتالی" بیرونه".

293
00:17:06,546 --> 00:17:10,396
‫هنوز اینجا چیکار میکنه؟
‫بهش گفتم بره خونه پیش مادرش.

294
00:17:11,376 --> 00:17:14,799
‫- دیگه به حرفمم گوش نمیکنه.
‫- "گوش به زنگه، "والتر.

295
00:17:16,770 --> 00:17:20,998
‫نمیتونه اعتماد کنه که یه نفر هر ۱۵دقیقه یه بار بهت سَر بزنه.

296
00:17:21,153 --> 00:17:22,874
‫هر ۱۵دقیقه یه بار؟

297
00:17:23,338 --> 00:17:24,888
‫پس جریان اینه؟

298
00:17:26,184 --> 00:17:27,434
‫در خطری.

299
00:17:29,860 --> 00:17:31,898
‫- بهش اینو گفتی؟
‫- اون به من گفت.

300
00:17:33,463 --> 00:17:36,377
‫پس بهش بگو که خوبم.

301
00:17:37,919 --> 00:17:39,347
‫".بهش بگو که خوبم"

302
00:17:41,299 --> 00:17:44,200
‫".با خیالِ راحت به پروازت برس"

303
00:17:45,831 --> 00:17:48,314
‫- حالا هر چی.
‫- "نمیوتنم چنین کاری کنم، "والتر.

304
00:17:48,483 --> 00:17:51,611
‫به نظرم یه کم بیشتر باید اینجا بمونی.

305
00:17:51,736 --> 00:17:52,886
‫ولی من خوبم.

306
00:17:53,801 --> 00:17:56,364
‫غذامو میخورم، میخوابم.

307
00:17:56,598 --> 00:17:58,664
‫فقط یه کم آبِ بدنم کم شده.

308
00:18:00,651 --> 00:18:03,329
‫بهشون بگو که روانشناسمی
‫و من هیچ مشکلی ندارم.

309
00:18:03,498 --> 00:18:04,664
‫نمیتونم.

310
00:18:06,065 --> 00:18:07,365
‫به نظر من...

311
00:18:07,626 --> 00:18:09,843
‫باید تحتِ نظر بمونی.

312
00:18:10,104 --> 00:18:13,706
‫کاملاً مشخص کردی که نمیخوای خانواده‌ت مراقبت باشن.

313
00:18:13,831 --> 00:18:15,843
‫میخوای یه کاری کنی تعهد بدم؟

314
00:18:18,195 --> 00:18:21,182
‫من میگم که خیلی فکر خوبیه اگه...

315
00:18:21,307 --> 00:18:23,207
‫چند روز دیگه اینجا بمونی.

316
00:18:26,974 --> 00:18:30,424
‫- این بیمارستان، یکی از بهترین بیمارستانهای شهره.
‫- به وکیلم زنگ میزنم.

317
00:18:30,549 --> 00:18:33,192
‫،یه جوری پدرت رو درمیاره
‫که نفهمی از کجا خوردی.

318
00:18:33,361 --> 00:18:35,211
‫میخوای ازم شکایت کنی، "والتر"؟

319
00:18:35,469 --> 00:18:38,989
‫راه باز جاده دراز.
‫ولی چنین کاری زودتر از اینجا خلاصت نمیکنه.

320
00:18:48,078 --> 00:18:49,078
‫برای چند وقت؟

321
00:18:50,787 --> 00:18:52,937
‫تا وقتی که برات مشکلی پیش نیاد.

322
00:18:53,917 --> 00:18:56,582
‫و اگه دکترها تا دو هفته مرخصت نکردن...

323
00:18:56,707 --> 00:18:59,656
‫بعد این حق رو داری تا پرونده‌ت رو پیش قاضی ببری.

324
00:18:59,781 --> 00:19:00,781
‫قاضی؟

325
00:19:01,417 --> 00:19:03,867
‫- مسخره کردی؟
‫- ای کاش اینطور بود.

326
00:19:06,532 --> 00:19:08,643
‫"نمیخوام برات اتفاقی بیفته، "والتر.

327
00:19:14,196 --> 00:19:15,216
‫کار از کار گذشته.

328
00:19:16,694 --> 00:19:18,494
‫نه، نگذشته.

329
00:19:18,951 --> 00:19:21,397
‫- کُلی...
‫- برو بیرون، باشه؟

330
00:19:22,392 --> 00:19:24,869
‫- مطمئنی که...
‫- فقط برو بیرون.

331
00:19:56,392 --> 00:19:59,300
‫میتونم برم داخل و ببینمش؟

332
00:19:59,665 --> 00:20:01,515
‫اگه من بودم یه کم بهش مهلت میدادم.

333
00:20:06,655 --> 00:20:08,916
‫فردا برنمیگرده خونه، مگه نه؟

334
00:20:11,001 --> 00:20:13,661
‫خُب، به دکترها بستگی داره.

335
00:20:15,641 --> 00:20:19,215
‫بهشون میگم که هنوز میتونه به خودش آسیب برسونه.

336
00:20:21,265 --> 00:20:25,330
‫البته خودش موافق نیست...

337
00:20:26,773 --> 00:20:28,975
‫- ولی نمیتونم خطر کنم.
‫- میدونم.

338
00:20:29,994 --> 00:20:30,994
‫ممنونم.

339
00:20:36,536 --> 00:20:38,296
‫- خودت خوبی؟
‫- من؟

340
00:20:39,418 --> 00:20:40,418
‫خوبم.

341
00:20:42,201 --> 00:20:47,701
‫دارم به چیزی که قراره به مادرم بگم فکر میکنم.

342
00:20:48,526 --> 00:20:50,188
‫متاسفم، خیلی...

343
00:20:50,619 --> 00:20:52,964
‫فشار روته.

344
00:20:54,878 --> 00:20:57,928
‫راستش از اینکه امشب اینجا نیست تعجب کردم.

345
00:20:58,690 --> 00:21:03,550
‫اینطوری بهتره.
‫تو این موقعیت‌ها خیلی قوی نیست، میتونین تصورشو بکنین.

346
00:21:05,001 --> 00:21:07,004
‫چطور؟

347
00:21:13,964 --> 00:21:15,104
‫بهتون نگفته.

348
00:21:19,001 --> 00:21:19,901


349
00:21:22,001 --> 00:21:27,241
‫نمیدونم، سه یا چهار دفعه مرکز بازپروری معتادان رفته.

350
00:21:28,138 --> 00:21:29,288
‫قرص، عرق سگی.

351
00:21:30,288 --> 00:21:32,038
‫عصبی میشه و کنترل خودش رو از دست میده.

352
00:21:34,001 --> 00:21:42,501
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

353
00:21:42,502 --> 00:21:48,502
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

