1
00:00:07,949 --> 00:00:09,724
‫این هفته چطور بود؟

2
00:00:10,046 --> 00:00:12,216
‫خوب بود. تو چی؟

3
00:00:13,426 --> 00:00:14,426
‫خوب بود.

4
00:00:16,189 --> 00:00:17,729
‫حالت از ماجرای بابات خوب شده؟

5
00:00:18,250 --> 00:00:19,200
‫"اپریل".

6
00:00:19,674 --> 00:00:21,438
‫- جیه؟
‫- من ترجیح میدم راجع به تو حرف بزنم.

7
00:00:22,121 --> 00:00:23,976
‫سورپرایز، سورپرایز.

8
00:00:24,588 --> 00:00:27,405
‫فقط نگران اینم که اتفاقی
‫که هفته‌ی پیش افتاد...

9
00:00:28,321 --> 00:00:30,571
‫ممکنه تو رابطه‌مون تاثیر بذاره.

10
00:00:32,737 --> 00:00:34,357
‫ما هیچ نوع رابطه‌ای با هم نداریم.

11
00:00:37,761 --> 00:00:44,653
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

12
00:00:56,891 --> 00:01:00,226
‫آدمایی که کمتر از این
‫سرم آورده بودن رو دور انداختم.

13
00:01:00,777 --> 00:01:02,366
‫الان داری با منم همینکارُ می‌کنی؟

14
00:01:05,500 --> 00:01:06,880
‫نمی‌دونم اینجا چیکار می‌کنم.

15
00:01:07,191 --> 00:01:11,322
‫شاید می‌خواستی خشمت رو
‫نسبت به من شخصاً بروز بدی.

16
00:01:12,046 --> 00:01:15,658
‫شایدم فقط می‌خواستم برای چند ساعت
‫از بیمارستان جیم بزنم.

17
00:01:16,022 --> 00:01:17,619
‫کسی خبر داره که رفتی؟

18
00:01:19,061 --> 00:01:21,868
‫فکر کردی دورم حصار کشیدن؟

19
00:01:23,557 --> 00:01:26,127
‫،اگه دوست داری زنگ بزن به دکترا
‫حالا که دیگه با هم جون جونی شدین.

20
00:01:31,975 --> 00:01:35,468
‫حالم خوبه، برای همین اجازه دادن
‫چند ساعتی برم بیرون...

21
00:01:36,120 --> 00:01:37,305
‫و امشب برگردم.

22
00:01:38,285 --> 00:01:39,641
‫مجبور شدم بهش بگم.

23
00:01:40,695 --> 00:01:43,645
‫- چرا؟
‫- اون مادرت‌ـه و تو هم دیوونه شده بودی.

24
00:01:44,040 --> 00:01:45,792
‫می‌تونستی تا مرخص شدنم صبر کنی.

25
00:01:45,959 --> 00:01:48,686
‫- و اگه هیچوقت مرخص نمی‌شدی چی؟
‫- بالاخره یکی بهش می‌گفت دیگه.

26
00:01:48,853 --> 00:01:51,438
‫اسم منُ تو لیست تماسهای اضطراریت گذاشتی.

27
00:01:51,605 --> 00:01:54,760
‫- خب که چی؟
‫- یعنی بهم این اختیار رو دادی که درموردت یه تصمیمی بگیرم.

28
00:01:54,927 --> 00:01:56,116
‫اگه اتفاقی برات بیفته.

29
00:01:56,448 --> 00:01:59,202
‫تب شدید داشتم.
‫سکته قلبی که نکرده بودم.

30
00:01:59,452 --> 00:02:03,498
‫۱۰۵درجه بود. وقتی من رسیدم
‫گذاشته بودنت تو وان یخ.

31
00:02:04,136 --> 00:02:06,680
‫"خودم با دکترا حرف زدم "پائول.
‫خبر دارم چی شده بود.

32
00:02:06,981 --> 00:02:07,981
‫واقعاً؟

33
00:02:09,842 --> 00:02:11,381
‫عصبانیتت رو درک می‌کنم.

34
00:02:12,066 --> 00:02:13,633
‫ولی من این تصمیم رو عجولانه نگرفتم.

35
00:02:14,159 --> 00:02:17,283
‫،و اگه مجبور بشم دوباره اینکارُ بکنم
‫دقیقاً همین کارُ تکرار می‌کنم.

36
00:02:30,120 --> 00:02:31,943
‫بیمه‌م همه‌ی هزینه‌ها رو تقبل کرده؟

37
00:02:32,348 --> 00:02:34,194
‫نگران این موضوع نباش.

38
00:02:34,528 --> 00:02:36,393
‫خب، من دارم میرم و دیگه هم برنمی‌گردم...

39
00:02:36,560 --> 00:02:38,533
‫پس اگه بهت بدهی دارم
‫همین الان بگو.

40
00:02:38,784 --> 00:02:39,868
‫اپریل"، خواهش می‌کنم نرو".

41
00:02:42,268 --> 00:02:46,457
‫چطور تونستی؟ فقط یه چیز بود...
‫فقط یه چیز که ازت خواستم انجام ندی.

42
00:02:46,709 --> 00:02:50,465
‫فکر نمی‌کردم درست باشه
‫که بهت اجازه بدم تنهایی دراز بکشی...

43
00:02:50,632 --> 00:02:52,174
‫و تا حد مرگ بری.

44
00:02:54,487 --> 00:02:56,469
‫واقعاً متوجه نیستی، نه؟

45
00:02:56,636 --> 00:02:59,220
‫متوجه نیستی باهام چیکار کردی.

46
00:03:18,727 --> 00:03:19,977
‫چی گفت؟

47
00:03:21,160 --> 00:03:22,410
‫وقتی زنگ زد؟

48
00:03:25,418 --> 00:03:26,481
‫اولش...

49
00:03:27,267 --> 00:03:29,774
‫اصلاً نمی‌فهمید چی میگم.

50
00:03:30,945 --> 00:03:32,545
‫حتی نمی‌دونست میری پیش روانشناس.

51
00:03:34,681 --> 00:03:37,675
‫ازش خواستم که تو یه کافی‌شاپ همدیگه رو ببینیم...

52
00:03:37,926 --> 00:03:39,810
‫که بتونیم رودررو باهم حرف بزنیم.

53
00:03:40,073 --> 00:03:41,134
‫ولی...

54
00:03:41,820 --> 00:03:43,020
‫گیج شده بود.

55
00:03:43,451 --> 00:03:44,751
‫آدم شکاکی‌ـه.

56
00:03:45,493 --> 00:03:48,728
‫تعارف کرد برم خونه‌ش
‫و تلفن رو قطع کرد...

57
00:03:48,978 --> 00:03:50,278
‫و باز من بهش زنگ زدم.

58
00:03:51,128 --> 00:03:53,900
‫ازش خواستم تا یه ساعت دیگه
‫منُ تو بیمارستان ببینه.

59
00:03:54,549 --> 00:03:55,568
‫اومد؟

60
00:03:57,404 --> 00:03:58,613
‫تعجب کردی؟

61
00:04:01,848 --> 00:04:03,572
‫تو اتاق من دیدیش؟

62
00:04:03,739 --> 00:04:05,110
‫نه. تو سالن.

63
00:04:07,018 --> 00:04:08,706
‫چطوری همدیگه رو شناختین؟

64
00:04:09,513 --> 00:04:11,013
‫شبیه تو بود.

65
00:04:17,478 --> 00:04:18,531
‫پس یعنی...

66
00:04:19,096 --> 00:04:21,939
‫همینطوری رفتی طرفش و گفتی
‫سلام، من پائول وستون هستم".

67
00:04:22,106 --> 00:04:24,746
‫دخترتون سرطان غدد لنفاوی"
‫سطح سه داره و...

68
00:04:24,913 --> 00:04:27,225
‫".تو طبقه چهارم داره با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه

69
00:04:27,475 --> 00:04:29,116
‫براش توضیح دادم که چند هفته...

70
00:04:29,283 --> 00:04:32,819
‫به خاطر داشتن یه نوع بیماری
‫لنفاوی اومدی دیدنم...

71
00:04:32,986 --> 00:04:35,772
‫و اینکه بعدش شروع کردی به شیمی‌درمانی.

72
00:04:38,113 --> 00:04:40,537
‫وقتی اسم "سرطان" رو
‫آوردی چی گفت؟

73
00:04:42,869 --> 00:04:44,220
‫به نظر میومد...

74
00:04:44,942 --> 00:04:45,992
‫ماتش برده.

75
00:04:46,866 --> 00:04:48,161
‫گریه کرد؟

76
00:04:50,601 --> 00:04:52,584
‫از دستم عصبانی بود؟

77
00:04:55,145 --> 00:04:56,272
‫معلومه که نه.

78
00:05:00,076 --> 00:05:02,587
‫متنفره از اینکه آخرین نفری
‫باشه که از چیزی خبردار میشه.

79
00:05:04,381 --> 00:05:06,568
‫سخت می‌تونست باور کنه که...

80
00:05:06,735 --> 00:05:09,024
‫مسأله‌ای به این مهمی رو
‫ازش مخفی کردی.

81
00:05:09,725 --> 00:05:11,201
‫چی گفتی بهش؟

82
00:05:11,368 --> 00:05:13,374
‫بهش گفتم باید باهات حرف می‌زد.

83
00:05:16,418 --> 00:05:19,027
‫- صحبتاتون چقدر طول کشید؟
‫- دو دقیقه.

84
00:05:19,472 --> 00:05:21,470
‫نمی‌خواست منُ ببینه.

85
00:05:21,825 --> 00:05:23,068
‫می‌خواست تو رو ببینه.

86
00:05:26,767 --> 00:05:28,683
‫بیدار شدم دیدم اونجا نشسته.

87
00:05:31,472 --> 00:05:32,469
‫فکر کردم...

88
00:05:34,439 --> 00:05:35,933
‫یه لحظه فکر کردم که...

89
00:05:37,221 --> 00:05:38,571
‫خونه هستم.

90
00:05:39,061 --> 00:05:41,811
‫و همه‌ی اینا کابوس بوده.

91
00:05:42,337 --> 00:05:44,534
‫من هنوز بچه‌م و...

92
00:05:45,263 --> 00:05:47,009
‫مریضم و...

93
00:05:49,068 --> 00:05:50,985
‫مامانم داره ازم مراقبت می‌کنه.

94
00:05:53,559 --> 00:05:55,511
‫و هیچوقت بزرگ نشدم...

95
00:05:56,028 --> 00:05:58,148
‫هیچوقت مدرسه نرفتم...

96
00:06:00,117 --> 00:06:02,067
‫هیچوقت سرطان نگرفتم.

97
00:06:05,288 --> 00:06:06,900
‫چشمامُ بستم و...

98
00:06:09,055 --> 00:06:10,707
‫فکر کنم خوابم برد.

99
00:06:12,728 --> 00:06:14,944
‫وقتی بیدار شدم اون هنوز اونجا بود.

100
00:06:16,697 --> 00:06:18,209
‫جوری بهم خیره شده بود...

101
00:06:18,663 --> 00:06:20,630
‫که انگار عمداً مریض شدم.

102
00:06:27,627 --> 00:06:29,400
‫قلبمُ شکستی...

103
00:06:31,008 --> 00:06:32,266
‫"بدتر از "کایل.

104
00:06:33,358 --> 00:06:34,541
‫متاسفم.

105
00:06:35,834 --> 00:06:37,308
‫منظوری نداشتم.

106
00:06:39,549 --> 00:06:42,028
‫کایل" هفته‌ی پیش منُ برد بیرون".

107
00:06:42,575 --> 00:06:45,805
‫مزاحمم میشد.
‫آخرش دیگه جلوشُ گرفتم...

108
00:06:46,199 --> 00:06:48,438
‫".اینطوری " من هنوز زنده‌م، تحت شیمی‌درمانی‌م

109
00:06:48,875 --> 00:06:50,471
‫".فقط تنهام بذار"

110
00:06:53,078 --> 00:06:55,122
‫خیلی تو چشمم جوون می‌زد.

111
00:06:56,090 --> 00:06:57,254
‫مثل یه بچه.

112
00:06:58,984 --> 00:07:00,195
‫فکر کردم...

113
00:07:01,076 --> 00:07:04,588
‫،من یه پسربچه مثل تو رو نمی‌خوام"
‫".یکی مثل پائول رو می‌خوام

114
00:07:04,961 --> 00:07:06,084
‫".یه مرد"

115
00:07:07,854 --> 00:07:09,345
‫دوباره دیدنش چطور بود؟

116
00:07:09,795 --> 00:07:13,053
‫نمی‌خوام راجع به "کایل" حرف بزنم.
‫به خاطر این حرفشُ پیش کشیدم چون...

117
00:07:14,472 --> 00:07:15,810
‫لعنت بهش. ولش کن.

118
00:07:16,666 --> 00:07:18,845
‫فکر می‌کردم تو واقعاً مردی.

119
00:07:22,106 --> 00:07:24,861
‫پس الان... یه خیانتکارم؟

120
00:07:25,496 --> 00:07:29,164
‫ولی هفته‌ی پیش مطمئن بودی
‫که من آدم مهربون و خوبیم.

121
00:07:30,337 --> 00:07:33,480
‫می‌بینی چطوری نظرت راجع به من برگشت؟

122
00:07:34,901 --> 00:07:37,373
‫میشه دلیلشُ بهم بگی؟

123
00:07:38,956 --> 00:07:40,376
‫شاید هیچوقت درست نشناختمت.

124
00:07:41,843 --> 00:07:43,826
‫یا شاید هنوزم از دستم عصبانی هستی.

125
00:07:44,256 --> 00:07:47,800
‫داری سخت تلاش می‌کنی این موقعیت
‫رو از دید من ببینی.

126
00:07:48,252 --> 00:07:52,011
‫- انقدر از همدلی حرف نزن.
‫- حرفم این نیست.

127
00:07:52,178 --> 00:07:54,307
‫دارم درمورد دیدگاه حرف می‌زنم.

128
00:07:54,938 --> 00:07:57,810
‫راجع به آدمایی که باور داری
‫شبیه خودت هستن حس عمیقی داری...

129
00:07:58,060 --> 00:08:02,440
‫چون اونا تو ذهن تو اساساً
‫نمونه‌ای از خودت هستن.

130
00:08:03,180 --> 00:08:04,859
‫دردشون رو به اندازه‌ی درد خودت حس می‌کنی.

131
00:08:05,568 --> 00:08:08,073
‫ولی سخت می‌تونی کسی رو که از یه دید...

132
00:08:08,240 --> 00:08:10,698
‫متفاوت بهت نزدیک میشه درک کنی.

133
00:08:11,059 --> 00:08:13,953
‫تو از این دیدت برای
‫گول زدن من استفاده کردی.

134
00:08:14,120 --> 00:08:17,455
‫فکر کردم تو دردسر بزرگی افتادی
‫و مادرتم حقشه که بدونه.

135
00:08:17,705 --> 00:08:20,875
‫چرا؟ مجبور نیستی که بهش متعهد باشی.
‫هیچوقت ندیده بودیش.

136
00:08:21,125 --> 00:08:24,152
‫- به عنوان یه پدر...
‫- بهت میگم داستان از چه قراره، تو ترسیدی.

137
00:08:24,319 --> 00:08:26,613
‫نمی‌خواستی تو تماسهای اضطراریم باشی.

138
00:08:26,780 --> 00:08:28,907
‫نمی‌خواستی مسئولیتشُ قبول کنی.

139
00:08:29,074 --> 00:08:31,530
‫اگه من یه مریض داشتم که ازم
‫خواسته بود به مادرش نزنم...

140
00:08:31,697 --> 00:08:34,139
‫- هیچوقت به مادرش زنگ نمی‌زدم.
‫- تو بچه نداری!

141
00:08:44,505 --> 00:08:46,259
‫خیلی راحته که بهت خیانت کنم.

142
00:08:46,426 --> 00:08:48,486
‫خیلی راحته که بذارم بمیری.

143
00:08:48,959 --> 00:08:51,071
‫من یه جا اشتباه کردم، نه حتی یه اشتباه...

144
00:08:51,238 --> 00:08:53,203
‫تصمیمی گرفتم که تو باهاش موافق نبودی.

145
00:08:53,673 --> 00:08:54,873
‫برای تو همینه.

146
00:08:55,329 --> 00:08:57,870
‫من بی‌اهمیتم چون ضعیفم.

147
00:08:59,105 --> 00:09:02,101
‫این یه خصوصیت‌ـه که نمی‌تونی
‫اونُ تو دیگران بپذیری چون...

148
00:09:02,495 --> 00:09:04,919
‫نمی‌تونی اول تو خودت قبولش کنی.

149
00:09:06,662 --> 00:09:09,077
‫ولی می‌دونی که هیچکس نمی‌تونه
‫با استانداردهای تو زندگی کنه...

150
00:09:09,244 --> 00:09:11,551
‫چون خودتم نمی‌تونی.

151
00:09:12,987 --> 00:09:14,053
‫"این زندگی‌ـه "اپریل.

152
00:09:14,545 --> 00:09:16,329
‫روزهایی هستن که...

153
00:09:17,370 --> 00:09:19,225
‫ناموزون و بی‌رحم هستن.

154
00:09:19,755 --> 00:09:22,178
‫ولی تنها زندگی‌ایه که داری.

155
00:09:30,017 --> 00:09:31,585
‫لیا" همیشه"...

156
00:09:33,491 --> 00:09:34,691
‫ناامیدم می‌کنه.

157
00:09:35,779 --> 00:09:36,779
‫چطور؟

158
00:09:38,776 --> 00:09:40,226
‫سر چیزای کوچیک.

159
00:09:40,926 --> 00:09:42,421
‫دیوونه‌ست.

160
00:09:43,703 --> 00:09:46,078
‫یه ساعت دیر می‌کنه یا...

161
00:09:46,831 --> 00:09:49,137
‫کلاً یادش میره چه برنامه‌ای داشتیم.

162
00:09:49,588 --> 00:09:51,337
‫ولی این تو رو اذیت نمی‌کنه؟

163
00:09:53,198 --> 00:09:56,184
‫رابطه‌ی خاص‌ـت با "لیا" چی؟

164
00:09:59,428 --> 00:10:01,184
‫می‌دونم دوستم داره.

165
00:10:05,674 --> 00:10:07,580
‫از ۶ سالگی منُ می‌شناسه.

166
00:10:08,928 --> 00:10:10,985
‫قبل از اینکه هیچ کاره‌ای بشم.

167
00:10:11,551 --> 00:10:14,659
‫پس از وقتی بچه بودی دوستت داشته.

168
00:10:17,155 --> 00:10:19,493
‫قبل از اینکه درهای قلبت رو ببندی واردش شده.

169
00:10:22,920 --> 00:10:25,124
‫- خیلی ناراحت کننده‌ست.
‫- واقعاً؟

170
00:10:25,483 --> 00:10:28,244
‫داشتن کسی که واقعاً تو رو می‌شناسه؟

171
00:10:39,797 --> 00:10:41,307
‫کلاً آدم متفاوتی بودم.

172
00:10:41,937 --> 00:10:43,105
‫چطوری؟

173
00:10:43,392 --> 00:10:44,905
‫یه گُه به تمام معنا بودم.

174
00:10:45,372 --> 00:10:47,477
‫یه بچه‌ی واقعاً احساساتی.

175
00:10:47,644 --> 00:10:49,982
‫فوری گریه‌م می‌گرفت.

176
00:10:51,935 --> 00:10:54,330
‫دائماً برای مامان و بابام نامه‌ی نفرت می‌نوشتم.

177
00:10:54,591 --> 00:10:56,704
‫شبا می‌ذاشتم زیر بالشتشون.

178
00:10:56,976 --> 00:10:58,460
‫مامان و بابای عزیزم"...

179
00:10:58,731 --> 00:11:01,257
‫اینا کارایی هستن که شما"
‫امروز منُ با انجام دادنشون ناراحت کردین.

180
00:11:01,424 --> 00:11:02,778
‫".لطفاً جواب بدین"

181
00:11:02,945 --> 00:11:04,997
‫و اونا هم جواب می‌دادن؟

182
00:11:07,712 --> 00:11:09,905
‫مادرم بهم می‌گفت که...

183
00:11:10,457 --> 00:11:12,046
‫باید سرسخت باشم.

184
00:11:13,351 --> 00:11:16,618
‫نباید بذارم احساساتم بروز پیدا کنه.

185
00:11:21,092 --> 00:11:22,519
‫می‌دونی، وقتی من...

186
00:11:23,833 --> 00:11:26,463
‫وقتی دبیرستانی بودم، یه معلم داشتم...

187
00:11:27,589 --> 00:11:30,096
‫یه چیزی گفت که هنوزم یادمه.

188
00:11:31,177 --> 00:11:32,377
‫همیشه می‌گفت...

189
00:11:33,339 --> 00:11:35,477
‫خوب یا بد...

190
00:11:35,644 --> 00:11:39,686
‫اینطوری‌ِـه که  بلوغ تو جامعه‌ی مدرن آمریکایی...

191
00:11:40,615 --> 00:11:43,578
‫مترادف شده با عدم احساسات...

192
00:11:43,932 --> 00:11:46,965
‫که هیچ چیزی رو عمیقاً احساس نکنیم.

193
00:11:47,578 --> 00:11:48,592
‫درسته.

194
00:11:48,816 --> 00:11:50,301
‫ولی بعضی از مردم ذاتاً...

195
00:11:50,845 --> 00:11:53,879
‫واکنشهای شدیدتری نسبت به بقیه دارن.

196
00:11:54,285 --> 00:11:56,304
‫من فکر می‌کنم تو یکی از همین آدما هستی.

197
00:11:58,491 --> 00:12:02,149
‫پس داشتی سخت تلاش می‌کردی
‫که ذاتت رو عوض کنی...

198
00:12:02,723 --> 00:12:06,142
‫که احتمالاً کار بی‌فایده‌ای بوده.

199
00:12:07,174 --> 00:12:09,760
‫ولی اصرار مداومت به انجام اینکار...

200
00:12:11,285 --> 00:12:15,069
‫ممکنه عصبانی و متزلزلت کنه.

201
00:12:17,441 --> 00:12:18,779
‫فکر می‌کنی من متزلزلم؟

202
00:12:19,198 --> 00:12:20,231
‫هستی؟

203
00:12:22,804 --> 00:12:25,203
‫روش درستی برای جواب دادن به این سوال ندارم.

204
00:12:25,370 --> 00:12:29,136
‫اگه بگم نه، میشم یه آدم خود شیفته.
‫اگه بگم آره، یه بازنده‌م.

205
00:12:29,303 --> 00:12:31,568
‫خب، جوری که من می‌بینم، اگه بگی نه...

206
00:12:32,748 --> 00:12:33,942
‫عالی هستی.

207
00:12:34,109 --> 00:12:35,349
‫اگه بگی آره...

208
00:12:36,743 --> 00:12:38,282
‫یعنی انسانی.

209
00:12:41,852 --> 00:12:44,138
‫فکر می‌کنی چرا مادرت بهت گفته...

210
00:12:44,653 --> 00:12:47,132
‫احساساتت رو برای خودت نگه داری؟

211
00:12:48,766 --> 00:12:50,678
‫می‌خواسته آسیب نبینم.

212
00:12:51,273 --> 00:12:55,086
‫امکان داره که این موضوع
‫ربطی به "دنیل" داشته باشه؟

213
00:12:55,801 --> 00:12:56,892
‫منظورت چیه؟

214
00:12:57,059 --> 00:12:59,013
‫دنیل" نمی‌تونه احساساتش رو کنترل کنه"...

215
00:12:59,180 --> 00:13:02,712
‫و وقتی ناراحت میشه بد برخورد می‌کنه.

216
00:13:04,450 --> 00:13:08,656
‫پس شاید واکنشهای شدید احساسی از طرف تو...

217
00:13:08,900 --> 00:13:13,167
‫با اینکه واکنش مناسبی برای شرایط اون موقع بوده...

218
00:13:14,049 --> 00:13:16,375
‫ولی شاید "دنیل" رو به یاد مادرت آورده...

219
00:13:16,542 --> 00:13:18,758
‫و یه جورایی اونُ ترسونده.

220
00:13:21,748 --> 00:13:23,767
‫دنیا جای آشغالی‌ـه.

221
00:13:25,020 --> 00:13:27,214
‫فقط داشته سعی می‌کرده بهم یاد بده
‫که از خودم مراقبت کنم.

222
00:13:27,486 --> 00:13:29,768
‫ولی شایدم برات وقتی نذاشته...

223
00:13:30,040 --> 00:13:33,017
‫که مجبورت کنه اول خودت رو بشناسی...

224
00:13:34,137 --> 00:13:37,149
‫که بدونی کسی که ازش مراقبت می‌کنی کیه.

225
00:13:39,737 --> 00:13:41,362
‫فکر می‌کنی خودمُ نمی‌شناسم؟

226
00:13:42,178 --> 00:13:46,075
‫من فکر می‌کنم تو تا مدتهای مدیدی داشتی
‫نسبت به مادرت واکنش نشون می‌دادی.

227
00:13:52,487 --> 00:13:55,811
‫تو بیمارستان انقدر عصبانی بود
‫که حتی بهم نگاه هم نکرد.

228
00:13:56,457 --> 00:14:00,290
‫هی می‌رفت بیرون و میومد تو.
‫به دکترا امر و نهی می‌کرد...

229
00:14:01,676 --> 00:14:03,016
‫دوست داشتم بره.

230
00:14:03,183 --> 00:14:05,339
‫شاید واقعاً عصبانی نبوده.

231
00:14:06,457 --> 00:14:08,055
‫شاید وحشت کرده.

232
00:14:09,023 --> 00:14:10,845
‫- مهم نیست.
‫- مهم نیست؟

233
00:14:12,017 --> 00:14:14,916
‫نه "پائول". نه وقتی که سه بار بهم تزریق کردن.

234
00:14:15,083 --> 00:14:17,133
‫تنها چیزی که تو اون لحظه مهمه اینه که...

235
00:14:17,300 --> 00:14:21,546
‫مادرم اونجاست و من نمی‌تونم کاری بکنم.

236
00:14:23,930 --> 00:14:25,781
‫بابام یه کم بعدتر اومد...

237
00:14:28,279 --> 00:14:29,629
‫و عالی شد.

238
00:14:31,154 --> 00:14:32,712
‫من داشتم یخ می‌زدم، برای همین...

239
00:14:34,054 --> 00:14:36,414
‫رفت برام یه پتو بیاره.

240
00:14:37,504 --> 00:14:41,381
‫هروقت یه چیزی برام میاره...
‫یه چیز خاصه.

241
00:14:44,023 --> 00:14:46,249
‫این بار شکلات بود که دوست داشتم.

242
00:14:46,530 --> 00:14:49,159
‫خیلی زیاد بود، نمی‌تونستم تنهایی بخورمش.

243
00:14:50,690 --> 00:14:52,090
‫برام یه تیکه‌شُ آورد.

244
00:14:54,048 --> 00:14:57,696
‫کنار تخت نشست و دستامُ گرفت...

245
00:14:59,306 --> 00:15:00,508
‫و فقط گفت: "اپریل...

246
00:15:01,222 --> 00:15:03,527
‫".تو دختر قوی‌ای هستی. شکستش میدی"

247
00:15:06,204 --> 00:15:07,804
‫فقط همینُ لازم داشتم.

248
00:15:09,302 --> 00:15:12,232
‫اون مادرمه، چرا اون اینُ نمی‌دونست؟

249
00:15:13,713 --> 00:15:15,798
‫بابات انگار خیلی آروم‌ـه.

250
00:15:17,715 --> 00:15:20,002
‫تحت شرایط خاص اینطوری میشه.

251
00:15:20,720 --> 00:15:22,307
‫مثلاً بیمارستانا؟

252
00:15:24,771 --> 00:15:25,869
‫چی داری میگی؟

253
00:15:26,461 --> 00:15:27,927
‫خب، اونم داره برای زنده موندن همین کارُ می‌کنه.

254
00:15:28,310 --> 00:15:30,265
‫ممکنه برای پدرت آسونتر بوده...

255
00:15:30,432 --> 00:15:33,513
‫که چیزی رو که تو اون لحظه نیاز داشتی
‫بهت بده چون قبلاً آموزش دیده.

256
00:15:34,285 --> 00:15:35,684
‫ولی مادرت...

257
00:15:37,318 --> 00:15:38,479
‫بیرون از این اصل‌ـه.

258
00:15:39,269 --> 00:15:42,153
‫متوجه نمیشم، تو با این زنی یا علیه‌ش؟

259
00:15:42,320 --> 00:15:45,059
‫اپریل"، همه‌چی رو نمیشه به"
‫سیاه و سفید تقسیم کرد.

260
00:15:49,923 --> 00:15:51,669
‫تو خیلی به ضد منی.

261
00:15:53,161 --> 00:15:53,968
‫ببخشید؟

262
00:15:54,657 --> 00:15:56,652
‫از اینکار خسته شدی.

263
00:15:56,819 --> 00:15:59,414
‫فقط می‌خوای تموم بشه.

264
00:15:59,581 --> 00:16:02,545
‫،می‌خوای حالمُ خوب کنی
‫افکارمُ جمع و جور کنی...

265
00:16:03,133 --> 00:16:05,201
‫تا بتونی اسممُ از لیستت خط بزنی.

266
00:16:05,368 --> 00:16:08,175
‫چی توی رفتار من باعث شده
‫همچین فکری داشته باشی؟

267
00:16:08,597 --> 00:16:10,508
‫- منُ عصبانی کردی.
‫- چطوری؟

268
00:16:10,675 --> 00:16:12,263
‫با زنگ زدن به مادرم.

269
00:16:13,422 --> 00:16:16,934
‫باز برگشتیم سر خونه‌ی اول. پس کاری که
‫من کردم هنوزم برات همچین معنی داره؟

270
00:16:18,017 --> 00:16:19,233
‫از چی حرف می‌زنی؟

271
00:16:19,514 --> 00:16:20,825
‫تا پنج جلسه...

272
00:16:21,104 --> 00:16:23,570
‫همش راجع به این حرف زدیم که چرا
‫نمی‌تونم به مادرم زنگ بزنم.

273
00:16:23,737 --> 00:16:26,569
‫تو خیابون "فلتبوش" داشتم می‌رفتم...

274
00:16:26,736 --> 00:16:29,526
‫تو تب می‌سوختم، بدون هیچ امنیتی...

275
00:16:29,999 --> 00:16:32,156
‫سعی می‌کردم تاکسی بگیرم
‫که منُ برسونه اورژانس...

276
00:16:32,323 --> 00:16:34,215
‫و بازم به اون زنگ نزدم.

277
00:16:35,478 --> 00:16:37,454
‫"تو مجبورم کردی "پائول.

278
00:16:38,442 --> 00:16:41,529
‫پیش خودت گفتی
‫دیگه زیادی به این بچه رو دادم"...

279
00:16:41,696 --> 00:16:44,420
‫،من یه آدم بالغم"
‫زنگ می‌زنم به اون یکی آدم بالغ...

280
00:16:44,670 --> 00:16:46,216
‫و یه راهی پیدا می‌کنیم که چطوری"...

281
00:16:46,837 --> 00:16:49,635
‫".چطوری با همدیگه گند بزنیم به همه‌چی"

282
00:16:50,749 --> 00:16:52,755
‫تو خودت رو آدم بالغی نمی‌دونی؟

283
00:16:57,496 --> 00:16:58,634
‫فکر کنم هستم.

284
00:17:00,314 --> 00:17:01,460
‫دوست داری باشی؟

285
00:17:05,034 --> 00:17:06,273
‫نه.

286
00:17:07,909 --> 00:17:11,071
‫شاید به خاطر همینه که
‫سعی می‌کردی بچه بمونی.

287
00:17:17,477 --> 00:17:18,746
‫کارت اینجا تمومه.

288
00:17:20,221 --> 00:17:22,124
‫کارمون تازه شروع شده.

289
00:17:22,374 --> 00:17:23,785
‫خب، اشتباه می‌کنی...

290
00:17:24,747 --> 00:17:28,043
‫حالا می‌تونی اسممُ خط بزنی.
‫تحت شیمی‌درمانی هستم...

291
00:17:28,210 --> 00:17:30,883
‫مادرم می‌دونه، از این چیزا.

292
00:17:31,133 --> 00:17:33,461
‫همش داری میگی اسممُ خط بزن.

293
00:17:33,628 --> 00:17:35,304
‫این هیچ معنی برات نداره؟

294
00:17:39,090 --> 00:17:40,128
‫مادرم...

295
00:17:41,168 --> 00:17:43,396
‫عادت داشت وقتی یه کار خوب می‌کردم...

296
00:17:43,563 --> 00:17:47,480
‫یا امتحانمُ خوب می‌دادم
‫پشت دستم خط می‌کشید.

297
00:17:48,741 --> 00:17:50,444
‫می‌گفت وقتی بچه بودم عاشق این کار بودم.

298
00:17:51,163 --> 00:17:53,197
‫ولی چیزی درونت عوض شده وقتی بزرگ شدی؟

299
00:17:57,256 --> 00:17:58,766
‫حس می‌کردم...

300
00:17:59,666 --> 00:18:02,098
‫خط کشیدن روی دستم یعنی...

301
00:18:03,262 --> 00:18:04,435
‫اپریل خوبه".

302
00:18:04,710 --> 00:18:07,236
‫اون چک شده. نیازی نیست"
‫".نگران اپریل باشیم

303
00:18:09,166 --> 00:18:12,383
‫وقتی از کارش خسته شدم
‫دیگه بهش هیچی نگفتم.

304
00:18:12,977 --> 00:18:14,093
‫مثل چی؟

305
00:18:16,076 --> 00:18:17,334
‫نمی‌دونم.

306
00:18:18,278 --> 00:18:21,558
‫با مسابقه دادن، یه کم پول برای
‫تحقیقات اووتیسم کنار گذاشتم.

307
00:18:22,138 --> 00:18:23,268
‫ولی به مادرت نگفتی؟

308
00:18:24,422 --> 00:18:27,189
‫خودش بعداً فهمید، از یه معلم شنید...

309
00:18:27,595 --> 00:18:29,088
‫یا نشریه‌ی مدرسه.

310
00:18:30,102 --> 00:18:31,819
‫میشه یه مثال دیگه بزنی؟

311
00:18:33,519 --> 00:18:36,495
‫وقتی مامان "لیا" داشت می‌مُرد
‫لیا" نمی‌تونست خودشُ جمع و جور کنه".

312
00:18:36,903 --> 00:18:38,593
‫همینطور باباش، برای همین...

313
00:18:39,894 --> 00:18:42,960
‫من یه بار در هفته می‌رفتم خونه‌شون
‫بهشون کمک می‌کردم...

314
00:18:43,813 --> 00:18:45,582
‫مواد غذایی می‌خریدم، شام درست می‌کردم.

315
00:18:46,727 --> 00:18:49,003
‫ولی بازم مادرت درمورد اینا
‫خبر نداشت؟

316
00:18:50,402 --> 00:18:53,048
‫تو مراسم خاکسپاری فهمید.
‫بابای "لیا"بهش گفت.

317
00:18:54,521 --> 00:18:57,625
‫مثل اینکه خودتم دوست داشتی
‫مادرت اینا رو بدونه...

318
00:18:57,792 --> 00:18:59,712
‫ولی نمی‌خواستی خودت بهش بگی.

319
00:19:02,832 --> 00:19:03,684
‫شاید.

320
00:19:04,152 --> 00:19:06,061
‫وقتی می‌فهمید چی میشد؟

321
00:19:07,525 --> 00:19:09,605
‫می‌شدم قهرمان کوچولوی...

322
00:19:10,313 --> 00:19:11,358
‫ناجی بخشنده‌ش.

323
00:19:11,832 --> 00:19:13,320
‫بچه‌ی بی‌نقصش.

324
00:19:15,300 --> 00:19:18,953
‫اپریل"، امکان داره من بخشی"
‫از این نقشه باشم؟

325
00:19:22,389 --> 00:19:24,769
‫- چی؟
‫- تو سرطان گرفتی.

326
00:19:25,963 --> 00:19:29,494
‫تصمیم گرفتی تنهایی باهاش بجنگی.
‫مثل کاری که همیشه می‌کردی.

327
00:19:29,738 --> 00:19:32,389
‫به مادرت نگفتی ولی اومدی دیدن من.

328
00:19:32,556 --> 00:19:34,077
‫به من گفتی.

329
00:19:34,870 --> 00:19:37,394
‫چون شاید یه جایی تو ذهنت می‌دونستی...

330
00:19:37,561 --> 00:19:39,969
‫که من بالاخره به مادرت میگم.

331
00:19:41,186 --> 00:19:43,057
‫و تو میشی قهرمان ما.

332
00:19:44,019 --> 00:19:45,069
‫دوباره.

333
00:19:46,591 --> 00:19:48,055
‫خیلی ناجوره که.

334
00:19:48,337 --> 00:19:49,641
‫"فکر نکنم "اپریل.

335
00:19:50,124 --> 00:19:51,987
‫فکر می‌کنم تو با تنها روشی که بلد بودی...

336
00:19:52,443 --> 00:19:54,048
‫جون خودت رو نجات دادی.

337
00:19:58,970 --> 00:20:02,745
‫فکر کردم سرطان این مزخرفات
‫رو ازم دور می‌کنه.

338
00:20:06,097 --> 00:20:08,264
‫فکر کردم بالاخره دست از...

339
00:20:08,632 --> 00:20:11,465
‫،وسواسِ "تو همه‌چی بهترین بودن" می‌کشم

340
00:20:11,934 --> 00:20:12,934
‫و...

341
00:20:13,323 --> 00:20:16,628
‫از تمام دلایلی که باید از خودم و همه بدم بیاد.

342
00:20:18,057 --> 00:20:19,109
‫فکر کردم...

343
00:20:20,410 --> 00:20:23,344
‫بالاخره شروع می‌کنم به فکر کردن
‫درمورد چیزای مهمتر، ولی...

344
00:20:27,590 --> 00:20:29,981
‫یه چیز سیاهتر تو سرم درست شد.

345
00:20:32,704 --> 00:20:34,469
‫دیگه به هیچی اعتقاد ندارم.

346
00:20:37,647 --> 00:20:39,080
‫به عشق اعتقاد ندارم.

347
00:20:39,647 --> 00:20:40,647
‫یا...

348
00:20:42,463 --> 00:20:43,622
‫مادرم...

349
00:20:45,186 --> 00:20:46,435
‫بدنم...

350
00:20:49,525 --> 00:20:50,590
‫یا تو.

351
00:20:53,451 --> 00:20:56,361
‫به خاطر این مشاوره‌های احمقانه...

352
00:20:57,190 --> 00:20:59,140
‫دیگه به خودمم اعتقاد ندارم.

353
00:21:01,507 --> 00:21:05,789
‫اصلاً نمی‌دونم چرا باید
‫صبح از تخت بیام بیرون.

354
00:21:10,340 --> 00:21:13,824
‫هیچوقت برای شروع...

355
00:21:15,379 --> 00:21:16,608
‫"دیر نیست "اپریل.

356
00:21:18,302 --> 00:21:20,910
‫خوابی رو که هفته‌ی پیش
‫راجع بهش حرف زدیم یادت میاد؟

357
00:21:22,240 --> 00:21:23,625
‫همونی که داشتم می‌مردم؟

358
00:21:24,610 --> 00:21:28,056
‫جدا از اون، من فکر می‌کنم اون خواب
‫ممکنه در واقع دوباره متولد شدن رو...

359
00:21:29,314 --> 00:21:30,406
‫معنی بده.

360
00:21:30,573 --> 00:21:33,765
‫درمورد خداحافظی کردن با خود قدیمیت...

361
00:21:33,932 --> 00:21:35,544
‫برای ساختن یه دنیای جدید.

362
00:21:36,446 --> 00:21:38,080
‫شایدم فقط مُردن بوده.

363
00:21:42,981 --> 00:21:44,970
‫کی نتیجه‌ی آزمایش خون رو می‌گیری؟

364
00:21:45,617 --> 00:21:47,514
‫گفتم که، آخر هفته.

365
00:21:48,561 --> 00:21:50,851
‫پس معلوم میشه که شیمی‌درمانی اثر داشته یا نه.

366
00:21:53,437 --> 00:21:55,731
‫میشه به محض گرفتن نتایج
‫منم باخبر کنی؟

367
00:21:56,278 --> 00:21:57,255
‫باشه.

368
00:22:04,712 --> 00:22:05,762
‫کارمون تموم شد؟

369
00:22:08,407 --> 00:22:09,912
‫اگه دوست داری ادامه بده.

370
00:22:12,976 --> 00:22:13,976
‫نه.

371
00:22:31,585 --> 00:22:33,310
‫میشه کمک کنی بلند شم؟

372
00:22:35,347 --> 00:22:36,347
‫البته.

373
00:22:51,500 --> 00:22:59,000
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

