1
00:00:09,379 --> 00:00:10,429
‫"سلام "میا.

2
00:00:30,800 --> 00:00:32,350
‫خب، حالت چطور بوده؟

3
00:00:34,175 --> 00:00:35,075
‫آروم.

4
00:00:35,725 --> 00:00:37,425
‫خبری ازت نداشتم.

5
00:00:38,315 --> 00:00:39,580
‫پیغاممو گرفتی؟

6
00:00:39,748 --> 00:00:41,598
‫آره. ممنون که زنگ زدی.

7
00:00:42,824 --> 00:00:45,185
‫- حالت چطوره؟
‫- چطور به نظر میام؟

8
00:00:45,310 --> 00:00:48,965
‫اینم یه روش وکیل بازی‌ـه، نه؟
‫سوال رو با سوال جواب دادن؟

9
00:00:53,533 --> 00:00:56,319
‫خب، فکر کردم این جلسه آخری...

10
00:00:56,444 --> 00:00:59,236
‫قال همه‌چیو بکنم...

11
00:00:59,361 --> 00:01:03,057
‫ولی از اینجا به بعدش سراشیبی‌ـه.

12
00:01:04,016 --> 00:01:06,232
‫ولی یه چیزی هم فهمیدم.

13
00:01:07,038 --> 00:01:08,588
‫جلساتمون رو تموم می‌کنم.

14
00:01:14,589 --> 00:01:22,589
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

15
00:01:31,837 --> 00:01:33,588
‫به خاطر کاری که برام کردی ازت ممنونم.

16
00:01:33,713 --> 00:01:35,869
‫می‌دونم بیمار سختی بودم.

17
00:01:36,087 --> 00:01:37,857
‫ولی اگه هردفعه که میری دکتر...

18
00:01:37,982 --> 00:01:41,132
‫آخرش حس بدی بهت دست بده
‫پس بهتره تغییرش بدی.

19
00:01:42,338 --> 00:01:46,095
‫می‌تونستم زنگ بزنم ولی خواستم
‫خودم بیام و خداحافظی کنم...

20
00:01:47,459 --> 00:01:48,970
‫و کارو تموم کنم.

21
00:01:51,946 --> 00:01:53,096
‫می‌فهمم.

22
00:01:57,806 --> 00:01:59,869
‫نمی‌خوای راضیم کنی بمونم؟

23
00:02:01,136 --> 00:02:02,997
‫دوست داری اینکارو بکنم؟

24
00:02:03,165 --> 00:02:06,667
‫فکر می‌کردم شروع می‌کنی به گفتن...
‫".درمان فلان‌ـه، درمان بیسارـه"

25
00:02:06,865 --> 00:02:09,302
‫می‌خوای باهات چونه بزنم؟

26
00:02:09,427 --> 00:02:12,298
‫مثل این سبزی فروشای تو خیابون؟

27
00:02:12,423 --> 00:02:13,548
‫"وای "پائول...

28
00:02:15,526 --> 00:02:17,922
‫نباید الان عصبانی بشم؟

29
00:02:18,047 --> 00:02:21,497
‫از اینکه می‌خوام برم
‫از دستم عصبانی هستی؟

30
00:02:21,808 --> 00:02:24,185
‫مثل اینه که انگار دوست داری
‫توپ‌ـتو برداری بری خونه.

31
00:02:24,841 --> 00:02:26,291
‫شاید تو درست بگی.

32
00:02:27,655 --> 00:02:30,066
‫اگه این جلسات کمکی نمی‌کنه...

33
00:02:30,191 --> 00:02:33,395
‫اینجا نگه داشتنت آخرین کاری‌ـه
‫که دوست دارم انجام بدم چون حالتو بدتر می‌کنه.

34
00:02:33,520 --> 00:02:36,270
‫مثل همون اتفاقی که هفته‌ی پیش افتاد.

35
00:02:41,875 --> 00:02:44,265
‫حس خیلی بدی داشتم.

36
00:02:47,218 --> 00:02:51,044
‫رفتم خونه و به بابام زنگ زدم...

37
00:02:51,169 --> 00:02:54,548
‫فکر می‌کردم که باید قال همه‌چی رو بکنم.

38
00:02:55,153 --> 00:02:58,358
‫خودشو رسوند و منم شروع کردم به سوال پرسیدن...

39
00:02:58,595 --> 00:03:01,795
‫،درمورد بچگیم
‫همونایی که راجع بهش حرف زدیم.

40
00:03:05,438 --> 00:03:06,988
‫پرید بهم...

41
00:03:08,724 --> 00:03:12,654
‫،چرا مشکل درست می‌کنم
‫خاطرات قدیمی رو زنده می‌کنم؟

42
00:03:13,517 --> 00:03:16,375
‫شاید خودش رو تو خطر دیده.

43
00:03:16,613 --> 00:03:20,498
‫مخصوصاً وقتی ازش پرسیدم
‫نظر اون بوده که پیانو رو بفروشن.

44
00:03:20,917 --> 00:03:22,076
‫گمش کرده...

45
00:03:22,343 --> 00:03:25,441
‫،نباید سرزنشش کنم
‫باید ازش ممنون هم باشم...

46
00:03:25,789 --> 00:03:28,792
‫بدون اون زنده نمی‌موندم...

47
00:03:29,824 --> 00:03:32,134
‫که از روز اولی که به دنیا
‫اومدم غیر ممکن بود...

48
00:03:32,259 --> 00:03:34,588
‫و شاید به خاطر همینه که مادرم دیوونه شد.

49
00:03:35,077 --> 00:03:38,229
‫پس همش تقصیر تو شد.

50
00:03:38,354 --> 00:03:39,944
‫آره، بعدشم رفت...

51
00:03:40,069 --> 00:03:42,969
‫تعجبی نداره که نمی‌تونم برای
‫خودم مردی پیدا کنم...

52
00:03:43,094 --> 00:03:44,519
‫که می‌خوام.

53
00:03:46,223 --> 00:03:47,726
‫یه زن مثل من؟

54
00:03:48,721 --> 00:03:51,515
‫و بعدم رفت بیرون...

55
00:03:51,640 --> 00:03:54,575
‫می‌گفت دیگه نمی‌خواد باهام حرف بزنه.

56
00:03:56,871 --> 00:04:00,250
‫پس فقط جلسات اینجا نبوده
‫که هفته‌ی بدی برات ساخته.

57
00:04:01,170 --> 00:04:05,105
‫اگه با تو حرف نزده بودم هیچوقت
‫اینطوری باهاش برخورد نمی‌کردم.

58
00:04:06,461 --> 00:04:09,273
‫پس به لطف همه‌ی اینا، من...

59
00:04:09,398 --> 00:04:11,000
‫پدرمو از دست دادم.

60
00:04:11,391 --> 00:04:13,356
‫از دستش ندادی.

61
00:04:14,387 --> 00:04:16,693
‫هنوزم تو زندگیت هست...

62
00:04:16,818 --> 00:04:20,661
‫ولی پدری رو که فکر می‌کردی داری، از دست دادی.

63
00:04:21,371 --> 00:04:24,371
‫حرفای مادرت رو رد نکرده.

64
00:04:24,890 --> 00:04:27,275
‫فقط خواسته جواب نده.

65
00:04:28,587 --> 00:04:32,019
‫و این خیلی چیزایی رو که اینجا راجع بهش
‫حرف زدیم تایید می‌کنه.

66
00:04:32,144 --> 00:04:33,647
‫باشه، "پائول"، می‌فهمم.

67
00:04:34,962 --> 00:04:36,763
‫من بابای بی‌نقصی نداشتم.

68
00:04:36,888 --> 00:04:39,153
‫تو درست میگی و من اشتباه.
‫همینو می‌خوای؟

69
00:04:39,566 --> 00:04:43,226
‫،پس یادداشتای جلسه‌ی امروزو بنویس
‫که امیدوارم از حالا به بعد نگهشون داری...

70
00:04:43,351 --> 00:04:46,604
‫بیمار با موفقیت به خاطر تصویر خیالی"...

71
00:04:46,729 --> 00:04:49,688
‫".از پدر خود‌شیفته‌ی خود در هم شکست"

72
00:04:49,813 --> 00:04:51,373
‫راستش، چیزی که می‌نوشتم اینه...

73
00:04:51,542 --> 00:04:54,212
‫میا از یه مادر افسرده متولد شده"...

74
00:04:56,230 --> 00:04:59,870
‫پدرش رو به صورت ایده‌آل درآورده"
‫تا کاملاً احساس تنهایی نکنه.

75
00:04:59,995 --> 00:05:03,119
‫و این هفته، بعد از اینکه"
‫بالاخره باهاش روبرو شد...

76
00:05:04,516 --> 00:05:07,923
‫می‌تونه پدرشو اون چیزی که "
‫".واقعاً هست ببینه

77
00:05:11,150 --> 00:05:12,500
‫خرد کننده‌ست...

78
00:05:14,367 --> 00:05:17,816
‫ولی اگه بتونی ماورای ارتباطت
‫با پدرت رو ببینی...

79
00:05:17,984 --> 00:05:19,869
‫ممکنه این امکان به وجود بیاد...

80
00:05:20,674 --> 00:05:22,542
‫که عشق رو یه جای دیگه پیدا کنی.

81
00:05:26,012 --> 00:05:28,808
‫یعنی میگی جلساتمو ادامه بدم؟

82
00:05:28,975 --> 00:05:30,225
‫اینم یه راهشه.

83
00:05:30,544 --> 00:05:32,096
‫ولی تنها راه نیست.

84
00:05:32,221 --> 00:05:34,389
‫خوبه، چون دیگه واقعاً نمی‌کشم.

85
00:05:36,219 --> 00:05:38,419
‫راستش، شاید بهتره دیگه برم.

86
00:05:39,169 --> 00:05:40,619
‫البته، می‌تونی بری.

87
00:05:41,231 --> 00:05:45,091
‫،ولی حالا که اینجایی
‫شاید بتونیم حداقل روی تموم کردن این پرونده...

88
00:05:45,216 --> 00:05:46,216
‫کار کنیم.

89
00:05:46,639 --> 00:05:48,799
‫می‌دونم که از جلسه‌ی قبلی...

90
00:05:48,924 --> 00:05:50,631
‫با ناراحتی رفتی.

91
00:05:51,219 --> 00:05:53,669
‫دوست دارم الان یه جور بهتر تمومش کنم.

92
00:05:54,596 --> 00:05:56,063
‫چقدر طول می‌کشه؟

93
00:05:56,232 --> 00:05:57,882
‫خب، بستگی به خودت داره.

94
00:05:58,950 --> 00:06:02,954
‫اگه این آخرین جلسه‌ست
‫می‌تونیم از زمانی که برامون مونده استفاده کنیم.

95
00:06:03,357 --> 00:06:07,158
‫و من باهات روراست میشم، تو هم همینطور.

96
00:06:07,576 --> 00:06:08,575
‫چطوره؟

97
00:06:08,845 --> 00:06:10,439
‫باشه، آخرین جلسه.

98
00:06:15,829 --> 00:06:16,834
‫چیکار کنیم؟

99
00:06:17,003 --> 00:06:19,440
‫نگفتی بعد از رفتن پدرت چی شد.

100
00:06:19,565 --> 00:06:21,096
‫اینطوری کارو تموم می‌کنیم؟

101
00:06:21,221 --> 00:06:23,590
‫نمیشد یه کم فسفر بسوزونیم؟

102
00:06:26,562 --> 00:06:28,562
‫"شوخیاتو دوست دارم "میا.

103
00:06:30,526 --> 00:06:32,926
‫ولی بعضی وقتا فکر می‌کنم یه جور...

104
00:06:33,240 --> 00:06:34,790
‫یه جور پنهان کاری‌ـه.

105
00:06:45,196 --> 00:06:46,674
‫بعد از رفتن بابام...

106
00:06:47,740 --> 00:06:50,674
‫تمام هفته رو به کل  تو خونه و تختم...

107
00:06:52,901 --> 00:06:53,901
‫موندم.

108
00:06:57,759 --> 00:07:00,833
‫می‌دونم حالم به نظر بد بوده
‫،ولی حالا که اینجام

109
00:07:00,958 --> 00:07:02,860
‫پس باهاش کنار اومدم.

110
00:07:03,525 --> 00:07:05,525
‫اصلاً از تخت بیرون نیومدی؟

111
00:07:07,737 --> 00:07:11,188
‫یه سر دستشویی، یه سر آشپزخونه.

112
00:07:11,313 --> 00:07:13,265
‫در رو هم روی پیکها باز می‌کردم.

113
00:07:13,888 --> 00:07:15,434
‫با کسی حرف نزدی؟

114
00:07:16,323 --> 00:07:17,939
‫"دستیار قابل اعتمادم "هنری...

115
00:07:18,064 --> 00:07:20,397
‫که تهدیدم کرد که میاد برام آشپزی می‌کنه.

116
00:07:20,730 --> 00:07:23,067
‫- نمی‌خواستی به من زنگ بزنی؟
‫- چی می‌گفتم...

117
00:07:23,236 --> 00:07:25,986
‫زیر پتو قایم شدم چون می‌ترسم"
‫"برم تو نشیمن؟

118
00:07:26,154 --> 00:07:29,120
‫اگه همچین حسی داشتی، پس آره.

119
00:07:32,917 --> 00:07:35,120
‫یه کم احساس ناامیدی نمی‌کردی؟

120
00:07:36,673 --> 00:07:38,970
‫تمایلی به خودکشی ندارم "پائول"، نگران نباش.

121
00:07:39,095 --> 00:07:40,605
‫من خیلی سرسختم.

122
00:07:41,169 --> 00:07:45,173
‫برات سخت بوده که مجبور شدی
‫این همه مشقت رو تنهایی از رو دوشت برداری؟

123
00:07:45,354 --> 00:07:47,504
‫فقط حس می‌کردم تخت جای امنی‌ـه...

124
00:07:49,051 --> 00:07:50,501
‫و نشیمن...

125
00:07:51,353 --> 00:07:53,667
‫ترسناک بود.

126
00:07:54,060 --> 00:07:55,503
‫پس تو تخت موندی...

127
00:07:57,190 --> 00:07:58,740
‫مثل مادرت.

128
00:08:00,298 --> 00:08:01,805
‫اون افسردگی بعد زایمان داشت.

129
00:08:01,972 --> 00:08:04,888
‫بهونه‌ی من چیه... افسردگی بدون زایمان؟

130
00:08:05,589 --> 00:08:08,237
‫اتفاقاتی رو که از سر گذروندی
‫"آسون نمی‌بینم "میا.

131
00:08:08,405 --> 00:08:09,943
‫تو بچه می‌خواستی.

132
00:08:10,660 --> 00:08:12,508
‫فکر کردی بچه‌دار شدی.

133
00:08:12,633 --> 00:08:14,233
‫مصیبت دردناکی‌ـه.

134
00:08:17,817 --> 00:08:20,567
‫و مهمتر از اون
‫وقتی آسیب‌پذیر بودی...

135
00:08:20,855 --> 00:08:22,920
‫و بیشتر از همه به پدرت احتیاج داشتی...

136
00:08:24,484 --> 00:08:26,184
‫اون کنارت نبود...

137
00:08:28,257 --> 00:08:30,759
‫شاید همون موقع کنار مادرت هم نبوده...

138
00:08:31,236 --> 00:08:33,386
‫که نتونسته از تخت بیرون بیاد.

139
00:08:40,363 --> 00:08:44,256
‫دقیقاً به خاطر همینه
‫که کارم با مشاوره تموم شده.

140
00:08:44,835 --> 00:08:46,835
‫هر موقع که حرف می‌زنیم حس می‌کنم...

141
00:08:46,960 --> 00:08:50,210
‫باید برم پیش یه روانشناس که
‫مشکلات اون روزمو حل کنم.

142
00:08:50,880 --> 00:08:52,300
‫باشه، فهمیدم.

143
00:08:52,425 --> 00:08:55,325
‫- نه حرفی از بابا می‌زنیم نه مامان.
‫- ختم پرونده اینطوری‌ـه؟

144
00:08:55,493 --> 00:08:57,647
‫زندگی خانوادگی نکبت بارمو یادم میندازی...

145
00:08:57,772 --> 00:09:00,581
‫و بعد زندگی عشقیم، بعدش چی؟
‫گرمای جهانی؟

146
00:09:05,394 --> 00:09:07,421
‫خب دوست داری از چی حرف بزنیم؟

147
00:09:07,589 --> 00:09:09,989
‫داشتم فکر می‌کردم یه طوطی بخرم...

148
00:09:11,349 --> 00:09:12,299
‫،یه حیوون خونگی

149
00:09:13,268 --> 00:09:15,718
‫به جای دوست پسر یا روانشناس.

150
00:09:16,843 --> 00:09:18,343
‫"می‌تونم اسمشو بذارم "پائول...

151
00:09:19,219 --> 00:09:21,769
‫و می‌تونم بهش یاد بدم که بگه...

152
00:09:22,089 --> 00:09:23,729
‫"دوست داری از چی حرف بزنیم؟"

153
00:09:23,897 --> 00:09:26,147
‫"یا "مشکل منم یا پدرت‌ـه؟

154
00:09:26,825 --> 00:09:29,722
‫ولی بعد فهمیدم که طوطی‌ها
‫حدوداً ۸۰ سال عمر می‌کنن.

155
00:09:29,847 --> 00:09:32,321
‫و فکر نکنم بتونم تا این حد
‫با کسی بمونم.

156
00:09:32,701 --> 00:09:35,087
‫پس می‌خوای بری، ولی اینم می‌خوای
‫که منو نزدیک به خودت نگه داری...

157
00:09:35,212 --> 00:09:37,662
‫یا حداقل صدامو می‌خوای نگه داری.

158
00:09:38,013 --> 00:09:39,359
‫"ببین "پائول...

159
00:09:39,997 --> 00:09:41,266
‫من ازت خوشم میاد...

160
00:09:42,694 --> 00:09:44,344
‫به عنوان یه انسان ازت خوشم میاد.

161
00:09:45,612 --> 00:09:47,377
‫کاملاً مشخصه.

162
00:09:48,770 --> 00:09:50,220
‫اگه دوست باشیم...

163
00:09:51,092 --> 00:09:53,130
‫عالی میشه.

164
00:09:57,186 --> 00:09:58,386
‫ولی نیستیم.

165
00:09:58,707 --> 00:10:01,369
‫و منم توهم برم نمی‌داره که دوستم میشی.

166
00:10:01,494 --> 00:10:03,018
‫برخلاف قوانین‌ـه.

167
00:10:04,444 --> 00:10:07,554
‫مگه اینکه، اسمم "لورا" بود.

168
00:10:07,941 --> 00:10:10,901
‫- هنوزم از اون موضوع عصبانی هستی.
‫- شایدم فقط یه آدم عصبی هستم...

169
00:10:11,069 --> 00:10:13,177
‫و باید کسی رو که هستم قبول کنم.

170
00:10:13,302 --> 00:10:16,657
‫- نه بنا به دلیلی ازم عصبانی هستی.
‫- نه، گفتم که ازت خوشم میاد.

171
00:10:16,913 --> 00:10:19,094
‫و منو به عنوان یه دوست می‌خوای
‫نه روانشناس.

172
00:10:19,219 --> 00:10:21,119
‫چیزیو می‌خوای که نمی‌تونم بهت بدم.

173
00:10:21,288 --> 00:10:22,314
‫چیش جدیده؟

174
00:10:22,439 --> 00:10:24,998
‫شاید سوال این نباشه که
‫"چرا داری میری "میا...

175
00:10:25,166 --> 00:10:26,959
‫بلکه اینه که چرا برگشتی
‫سر خونه‌ی اول.

176
00:10:27,721 --> 00:10:31,171
‫کاملاً می‌دونستی که من به خاطر
‫قصور در معالجه ازم شکایت شده.

177
00:10:31,339 --> 00:10:33,986
‫باور داشتی که ۲۰ سال پیش
‫من ناامیدت کردم.

178
00:10:34,111 --> 00:10:36,343
‫فکرشو بکن.
‫چه جور انتخابی بود؟

179
00:10:36,511 --> 00:10:38,411
‫واقعاً انتخاب خوبی نبود.

180
00:10:39,039 --> 00:10:40,739
‫یا شاید عالی بوده...

181
00:10:41,776 --> 00:10:44,309
‫آرزو داشتی سعی کردی یه
‫روانشناس رو مثل همون مردایی...

182
00:10:44,477 --> 00:10:47,639
‫که تو زندگیت انتخاب کردی، انتخاب کنی...

183
00:10:48,759 --> 00:10:51,079
‫دنبال کسی هستی که
‫احتمالاً ناامیدت می‌کنه...

184
00:10:51,204 --> 00:10:53,190
‫هرکاری می‌کنی که بتونی
‫اونو دور کنی.

185
00:10:53,315 --> 00:10:55,612
‫،و وقتی ناامیدت کرد
‫که اجتناب ناپذیر هم هست...

186
00:10:56,879 --> 00:10:59,029
‫بعد ازش عصبانی میشی.

187
00:11:03,698 --> 00:11:04,798
‫به همین سادگی.

188
00:11:05,598 --> 00:11:08,961
‫،دو دفعه برگشتی سمت بابا
‫بدون اینکه بهش اشاره‌ای بکنی.

189
00:11:09,086 --> 00:11:11,378
‫ببین "میا"، معلومه که آزادی که
‫جلسات روانشناسی رو...

190
00:11:11,689 --> 00:11:12,589
‫ترک کنی...

191
00:11:13,272 --> 00:11:15,872
‫ولی نظر من اینه که تا موقعی که گره رو...

192
00:11:17,144 --> 00:11:18,344
‫باز کنی...

193
00:11:18,768 --> 00:11:22,077
‫مرد بعدی، یکی بعد از دیگری...

194
00:11:22,202 --> 00:11:23,890
‫اونا هم ناامیدت می‌کنن.

195
00:11:25,112 --> 00:11:26,912
‫این الگوی مادام‌العمر زندگی من‌ـه...

196
00:11:28,651 --> 00:11:30,001
‫چون من...

197
00:11:31,829 --> 00:11:33,734
‫خیلی به بابای بد وابسته بودم؟

198
00:11:37,667 --> 00:11:40,267
‫چرا اینو ۲۰ سال پیش بهم نگفتی؟

199
00:11:40,517 --> 00:11:43,368
‫- چی میشد مگه؟
‫- داری میگی تقصیر من‌ـه؟

200
00:11:43,536 --> 00:11:46,132
‫شاید اگه می‌دونستم زندگیم بهتر میشد.

201
00:11:46,257 --> 00:11:47,788
‫الان یه کم دیره.

202
00:11:47,913 --> 00:11:50,693
‫تا حالا ازم شنیدی اینو گفته باشم؟

203
00:11:50,818 --> 00:11:52,284
‫منتظر موندی؟

204
00:11:53,702 --> 00:11:56,840
‫و انقدر صبر کردی تا
‫برسم به سن یائسگی؟ عالیه.

205
00:11:56,965 --> 00:11:58,967
‫- بازم داری همینکارو می‌کنی "میا"؟
‫- چیکار؟

206
00:11:59,135 --> 00:12:01,849
‫منو سرزنش می‌کنی که چیزی رو که نیاز
‫داری وقتی که نیاز داشتی بهت ندادم.

207
00:12:01,974 --> 00:12:02,971
‫حالا فهمیدم...

208
00:12:03,139 --> 00:12:06,433
‫ختم پرونده اینه که بهم بگی
‫همه‌ی اینا تقصیر من‌ـه...

209
00:12:06,602 --> 00:12:08,202
‫و منم حرفتو قبول کنم.

210
00:12:08,710 --> 00:12:10,562
‫اینطوری هردومون می‌تونیم
‫،هرچیزی رو که می‌خوایم بدست بیاریم

211
00:12:10,731 --> 00:12:13,565
‫،من می‌تونم عصبانیت کنم
‫تو می‌تونی کارتو با من تموم کنی.

212
00:12:13,733 --> 00:12:16,874
‫اینجاست که بهم میگی چقدر راحت میشم
‫وقتی پاتو از در میذاری بیرون.

213
00:12:16,999 --> 00:12:19,527
‫و بعد می‌خوای بگی...

214
00:12:19,761 --> 00:12:23,556
‫،که مثل یه چاقو روی گردنم هستی
‫که وقتی رفتی حس خوبی بهم دست میده.

215
00:12:23,681 --> 00:12:25,320
‫همینطوریه، نیست؟

216
00:12:25,445 --> 00:12:27,339
‫"ببین، تخصصت همینه "میا.

217
00:12:27,464 --> 00:12:30,469
‫و اگه بخوای بازم این رفتار رو
‫تکرار کنی اشکالی نداره. بفرما.

218
00:12:30,594 --> 00:12:33,283
‫ولی اگه می‌خوای تو زندگیت
‫تغییری به وجود بیاری...

219
00:12:33,408 --> 00:12:35,938
‫پیشنهاد می‌کنم جلساتت رو ادامه بدی.

220
00:12:37,111 --> 00:12:40,032
‫و لازم هم نیست حتماً با من باشه.

221
00:12:41,889 --> 00:12:44,111
‫میشه درمورد الگوهای تو حرف بزنیم؟

222
00:12:44,514 --> 00:12:45,614
‫الگوهای من؟

223
00:12:46,641 --> 00:12:48,157
‫مثل چی؟

224
00:12:48,282 --> 00:12:50,560
‫چطور دوست داری یه زن روی مبلت بخوابه...

225
00:12:50,728 --> 00:12:52,979
‫که فکر می‌کنه دوستش داری...

226
00:12:53,259 --> 00:12:54,959
‫چطوری فکرتو آزاد می‌کنی.

227
00:12:55,649 --> 00:12:56,733
‫فکرمو آزاد می‌کنم؟

228
00:12:57,287 --> 00:12:59,237
‫دیدم چطوری بهم نگاه می‌کردی.

229
00:13:00,771 --> 00:13:02,071
‫صورتتو خیلی خوب...

230
00:13:02,473 --> 00:13:05,551
‫،بی‌طرفانه نگه می‌داری
‫ولی می‌تونی ببینم که نگاهت...

231
00:13:07,245 --> 00:13:09,246
‫روی گردنم می‌لغزه...

232
00:13:11,367 --> 00:13:12,636
‫یا روی پاهام...

233
00:13:13,970 --> 00:13:17,370
‫یا سینه‌هام و فکر می‌کنی
‫شبیه چی هستن.

234
00:13:20,356 --> 00:13:22,509
‫یالا "پائول"، گفتی که روراستی.

235
00:13:23,899 --> 00:13:25,749
‫چطوره یه کاری بکنی؟

236
00:13:26,185 --> 00:13:28,306
‫می‌دونی، تو ترجیح میدی منو
‫به عنوان یه بیمار داشته باشی تا...

237
00:13:28,474 --> 00:13:31,224
‫یه صندوق سرمایه که سودش کم شده.

238
00:13:38,899 --> 00:13:41,985
‫نگو که همچین خیالی راجع به خودمون نداری.

239
00:13:43,258 --> 00:13:45,508
‫جوجه‌های دیوونه تو تخت سکسی میشن، نه؟

240
00:13:47,003 --> 00:13:50,003
‫چی شده؟
‫دارم ناراحتت می‌کنم؟

241
00:13:53,047 --> 00:13:56,042
‫چرا فقط نریم تو اتاق خواب و سکس نکنیم؟

242
00:13:59,101 --> 00:14:01,219
‫یا روی پیشخون آشپزخونه چطوره؟

243
00:14:01,344 --> 00:14:03,467
‫شرط می‌بندم اصلاً با "لورا" همچین کاری نکردی.

244
00:14:05,392 --> 00:14:08,469
‫پس این جلسات چیزی برای یادگرفتن نداره...

245
00:14:08,594 --> 00:14:10,794
‫پس بریم بکنیم؟ همین؟

246
00:14:15,829 --> 00:14:18,544
‫حداقل یه کم آروم میشیم...

247
00:14:19,461 --> 00:14:20,873
‫از زندگی نکبتمون.

248
00:14:20,998 --> 00:14:23,487
‫پس مدل ختم پرونده‌ی تو اینه؟

249
00:14:26,255 --> 00:14:28,977
‫،باعث میشه حس بهتری داشته باشیم
‫جای اینکه تظاهر کنیم...

250
00:14:29,102 --> 00:14:31,202
‫چرند گفتن واقعاً کمک می‌کنه.

251
00:14:32,349 --> 00:14:35,499
‫چی میشه اگه همه‌ی قوانین رو
‫به خاطر من بشکنی؟

252
00:14:36,222 --> 00:14:37,622
‫منظورت اینه که بگم...

253
00:14:37,934 --> 00:14:38,934
‫آره؟

254
00:14:39,170 --> 00:14:40,519
‫می‌خوای؟

255
00:14:41,089 --> 00:14:42,239
‫اگه بخوام چی؟

256
00:14:43,910 --> 00:14:45,185
‫چی میشه؟

257
00:14:45,310 --> 00:14:46,810
‫چی داری میگی؟

258
00:14:47,887 --> 00:14:50,441
‫بالاخره حس خاص بودن بهت دست میده؟

259
00:14:51,422 --> 00:14:53,721
‫اینطوری همه‌چی درست میشه
‫که برنده بشی؟

260
00:14:53,846 --> 00:14:56,311
‫یا فقط منو به خاطر شکستن
‫حد و مرزم سرزنش می‌کنی؟

261
00:14:56,479 --> 00:14:58,689
‫خیره سرت یه وکیلی.

262
00:15:00,000 --> 00:15:01,900
‫می‌دونی اینکار یعنی چی.

263
00:15:03,093 --> 00:15:05,843
‫بعدشم واقعاً تو پرونده‌ی
‫قصور گناهکار شناخته میشم.

264
00:15:06,377 --> 00:15:08,573
‫احتمالاً نماینده‌ی اینجور دکترا بودی.

265
00:15:08,913 --> 00:15:11,963
‫،اینم یه جور فرار از درمانه
‫باید بگم...

266
00:15:12,126 --> 00:15:15,036
‫- منو هم مثل موکلات حساب کن.
‫- همچین کاری نمی‌کنم.

267
00:15:15,161 --> 00:15:17,332
‫نمی‌کنی؟ پس بهت نیاز پیدا می‌کنم.

268
00:15:17,896 --> 00:15:19,515
‫منو تحت کنترل می‌گیری.

269
00:15:19,640 --> 00:15:22,369
‫و اینطوری برات راحتتر میشه...

270
00:15:22,494 --> 00:15:25,871
‫که منو برگردونی به دفترت.

271
00:15:32,060 --> 00:15:33,060
‫شاید...

272
00:15:38,032 --> 00:15:40,232
‫شاید به خاطر همینه که می‌خوای اینکارو بکنی.

273
00:15:40,669 --> 00:15:41,522
‫چی؟

274
00:15:41,691 --> 00:15:43,817
‫- شغلت.
‫- داری بحثو عوض می‌کنی.

275
00:15:43,985 --> 00:15:45,635
‫ترسیدی؟

276
00:15:50,421 --> 00:15:52,871
‫دارم سعی می‌کنم کمکت کنم.
‫شغلم اینه.

277
00:15:54,269 --> 00:15:57,664
‫تو چی "میا"؟
‫تو هرروز سر کار چیکار می‌کنی؟

278
00:15:57,832 --> 00:16:00,232
‫تو هم مثل همه می‌دونی چیکار می‌کنم.

279
00:16:03,541 --> 00:16:05,338
‫پرونده‌ت چطور پیش میره؟

280
00:16:05,506 --> 00:16:08,956
‫هفته‌ی پیش نبودم.
‫هیچ خبری نشده؟

281
00:16:09,422 --> 00:16:11,152
‫خب، بهم خبر میدن.

282
00:16:12,268 --> 00:16:14,968
‫ولی حق با توـه، هفته‌ی پیش نبودی.

283
00:16:16,015 --> 00:16:19,811
‫اگه رفته بودی سر کار، دوست داشتی
‫رو چه پرونده‌ای کار کنی؟

284
00:16:23,385 --> 00:16:25,922
‫دادگاه نداشتم. قرار بود یه موکل جدید رو ببینم...

285
00:16:26,047 --> 00:16:27,736
‫یه پزشک کودکان که...

286
00:16:28,057 --> 00:16:30,545
‫بیماری یه بچه‌ی ۹ ساله رو اشتباه تشخیص داده...

287
00:16:30,996 --> 00:16:32,297
‫تقریباً اونو به کشتن داده.

288
00:16:32,422 --> 00:16:34,322
‫تعجبی نداره که چرا تو تخت موندی.

289
00:16:35,277 --> 00:16:37,535
‫"من راجع به موکلام قضاوت نمی‌کنم "پائول.

290
00:16:37,660 --> 00:16:38,830
‫ازشون حمایت می‌کنم.

291
00:16:39,258 --> 00:16:41,447
‫و چندتا از موکلات آدمای قدرتمندی هستن...

292
00:16:41,572 --> 00:16:44,051
‫که تو حمایت از آدمای آسیب پذیر
‫و بی گناه شکست خوردن؟

293
00:16:44,176 --> 00:16:45,629
‫"ازشون شکایت شده "پائول...

294
00:16:45,798 --> 00:16:48,298
‫مثل تو.
‫معنیش این نیست که گناهکارن.

295
00:16:48,467 --> 00:16:50,258
‫و چند وقته اینکارو داری می‌کنی؟

296
00:16:52,441 --> 00:16:53,569
‫۱۷سال.

297
00:16:53,795 --> 00:16:55,795
‫چندوقت یه بار به خاطر مریضی مرخصی می‌گیری؟

298
00:16:57,452 --> 00:16:58,852
‫از موقعی که استخدام شدم؟

299
00:17:00,326 --> 00:17:01,626
‫چهار یا پنج روز.

300
00:17:02,086 --> 00:17:03,449
‫تو ۱۷ سال؟

301
00:17:03,990 --> 00:17:05,190
‫تعطیلات چی؟

302
00:17:07,031 --> 00:17:09,455
‫هفته‌هایی که مرخصی نگیری، نمی‌سوزه.

303
00:17:09,580 --> 00:17:11,279
‫متوجه‌م. ولی هفته‌ی پیش...

304
00:17:11,447 --> 00:17:14,636
‫بعد از اینکه با پدرت روبرو شدی
‫سر کار نرفتی.

305
00:17:15,923 --> 00:17:17,806
‫به قول خودت افسرده بودم.

306
00:17:17,931 --> 00:17:19,086
‫فکر کنم همینطوره.

307
00:17:19,211 --> 00:17:21,060
‫ولی فکر نمی‌کنم تصادفی باشه...

308
00:17:21,185 --> 00:17:24,985
‫که نخواستی از کسی
‫دفاع کنی که با غفلتش...

309
00:17:25,152 --> 00:17:26,602
‫به یه بچه آسیب زده.

310
00:17:28,293 --> 00:17:30,471
‫ببین، من نمیگم همشون گناهکارن...

311
00:17:30,596 --> 00:17:34,302
‫ولی هردفعه که تو دادگاه وایمیسی
‫تا از موکلت دفاع کنی...

312
00:17:35,529 --> 00:17:39,029
‫فکر می‌کنم درواقع داری از پدرت
‫درمقابل دیگران دفاع می‌کنی...

313
00:17:39,308 --> 00:17:40,808
‫مخصوصاً خودت.

314
00:17:45,449 --> 00:17:46,449
‫لعنتی.

315
00:17:51,776 --> 00:17:53,613
‫اینو چند وقته که می‌دونی؟

316
00:17:54,923 --> 00:17:56,723
‫مگه برات فرقی می‌کنه؟

317
00:18:03,114 --> 00:18:06,428
‫هیچوقت بینشون ارتباطی نساختم...

318
00:18:07,151 --> 00:18:09,021
‫و حالا توش گیر افتادم.

319
00:18:13,590 --> 00:18:17,290
‫حس می‌کنم قبلاً هیچی نداشتم.
‫حالا از هیچی هم کمتر دارم.

320
00:18:17,681 --> 00:18:19,835
‫می‌دونم ترسناک‌ـه...

321
00:18:20,178 --> 00:18:23,058
‫ولی شاید چیز خوبی باشه.

322
00:18:23,696 --> 00:18:26,146
‫خوبه که هیچی ندارم؟

323
00:18:26,360 --> 00:18:27,434
‫ممنون.

324
00:18:28,391 --> 00:18:32,303
‫ممنون. کمک کردی بفهمم که
‫همه‌ی انتخابام تو کل زندگیم...

325
00:18:32,870 --> 00:18:36,166
‫یکی بعد از دیگری نادرست بوده.

326
00:18:36,688 --> 00:18:39,458
‫"ولی اینم باید بفهمی "میا...

327
00:18:39,820 --> 00:18:42,786
‫که الان تو یه مقطع بحرانی
‫از زندگیت هستی...

328
00:18:43,231 --> 00:18:45,911
‫که حالا انقدر از خودت شناخت داری...

329
00:18:46,125 --> 00:18:48,133
‫که تفاوت ایجاد کنی، انتخابای بهتر.

330
00:18:48,258 --> 00:18:50,950
‫این چرندیات خوش‌بینانه رو تحویلم نده.

331
00:18:51,075 --> 00:18:53,166
‫و وقتی به تغییر واقعی نزدیک میشی...

332
00:18:53,291 --> 00:18:56,138
‫که با تمام توان بجنگی.

333
00:19:00,175 --> 00:19:02,040
‫وقتی اولین بار برگشتی سعی کردم درمورد...

334
00:19:02,165 --> 00:19:03,945
‫ارتباطت با پدرت ازت سوال کنم...

335
00:19:04,070 --> 00:19:06,497
‫و تو منو خاموش کردی.
‫نمی‌خواستی چیزی درموردش بدونی.

336
00:19:06,622 --> 00:19:09,773
‫هفته‌ی پیش باهاش روبرو شدی.

337
00:19:10,020 --> 00:19:12,027
‫آره، معلوم شد کارت چقدر خوبه.

338
00:19:12,152 --> 00:19:15,649
‫نمیگم اینکار آسون‌ـه.
‫ولی شاید ارزششو داشته باشه.

339
00:19:16,785 --> 00:19:19,778
‫که بالاخره چشم بندو دربیاری...

340
00:19:20,346 --> 00:19:23,717
‫حتی اگه از چیزی که می‌بینی خوشت نیاد.
‫چون راه چاره همینه؟

341
00:19:23,842 --> 00:19:27,242
‫پشت سر بذاریشون و
‫تو تاریکی سرگردون بشی؟

342
00:19:28,476 --> 00:19:31,930
‫- مجبورم درشون بیارم؟
‫- من نه. تو مجبوری.

343
00:19:35,666 --> 00:19:37,217
‫به چی فکر می‌کنی؟

344
00:19:40,500 --> 00:19:41,889
‫هیچی.

345
00:19:43,661 --> 00:19:46,561
‫با بقیه‌ی زندگیم می‌خوام چیکار کنم؟

346
00:19:48,708 --> 00:19:49,720
‫می‌خوام...

347
00:19:50,096 --> 00:19:54,234
‫همون چیزایی رو می‌خوام که
‫دوماه پیش که اومدم اینجا می‌خواستم...

348
00:19:54,681 --> 00:19:57,995
‫یه مرد، یه خونه، یه خونواده.

349
00:19:59,783 --> 00:20:02,029
‫بهشون نزدیک هم نشدم.

350
00:20:02,868 --> 00:20:07,149
‫فکر می‌کنی ازدواج کردن
‫همه‌چی رو درست می‌کنه؟

351
00:20:08,192 --> 00:20:11,216
‫می‌دونی چند نفر آدم متأهل...

352
00:20:11,341 --> 00:20:15,324
‫چند نفر از والدین همین احساس
‫پوچی تو رو دارن؟

353
00:20:17,162 --> 00:20:18,550
‫بذار ازت بپرسم...

354
00:20:18,836 --> 00:20:22,412
‫آخرین باری که واقعاً
‫احساس خوشبختی کردی کی بود؟

355
00:20:24,505 --> 00:20:27,267
‫دو هفته پیش که فکر  می‌کردم باردارم.

356
00:20:27,435 --> 00:20:29,991
‫و چی باعث شد حس خوبی داشته باشی؟

357
00:20:30,663 --> 00:20:34,593
‫اینکه فقط خودم نبودم که زندگی برام معنا داره...

358
00:20:36,882 --> 00:20:38,446
‫که یه...

359
00:20:39,503 --> 00:20:41,669
‫یه نفر دیگه هم همیشه هست.

360
00:20:43,131 --> 00:20:46,881
‫تا حالا به این توجه کردی که شاید
‫مسأله بچه‌دار شدن یا...

361
00:20:47,185 --> 00:20:48,943
‫یا شوهر نباشه، "میا"؟

362
00:20:50,500 --> 00:20:53,438
‫شاید این فقط یه تصویر از خانواده‌ت...

363
00:20:53,563 --> 00:20:56,537
‫یا از دوستات، یا عُرف‌ـه...

364
00:20:56,662 --> 00:20:58,725
‫که تو ذهنت‌ـه.

365
00:20:59,401 --> 00:21:01,384
‫همه‌ی آدما نیاز ندارن...

366
00:21:01,751 --> 00:21:04,616
‫زندگی کامل و قانعی داشته باشن.

367
00:21:07,152 --> 00:21:11,120
‫،"شاید چیزی که واقعاً می‌خوای "میا
‫حس ارتباط‌ـه...

368
00:21:11,855 --> 00:21:13,612
‫یه اتصال معتبر...

369
00:21:14,748 --> 00:21:17,222
‫با یه کسی یا یه چیزی.

370
00:21:17,611 --> 00:21:19,899
‫و هردومون می‌دونیم که نمی‌تونم داشته باشمش.

371
00:21:20,024 --> 00:21:22,771
‫- چرا؟
‫- یه اتصال معتبر؟ اونم من؟

372
00:21:22,896 --> 00:21:26,696
‫- هیچوقت نداشتم. بی‌عرضه‌م.
‫- مطمئنی؟

373
00:21:26,821 --> 00:21:28,601
‫اینجا چی؟

374
00:21:29,320 --> 00:21:31,257
‫شوخیت گرفته؟

375
00:21:31,821 --> 00:21:33,682
‫من با اینجا همخونی ندارم.

376
00:21:34,023 --> 00:21:37,684
‫بهت حمله می‌کنم. تهدیدت کردم.
‫سعی کردم اغوات کنم.

377
00:21:37,809 --> 00:21:41,632
‫- خیلی خرابکاری کردم.
‫- باشه، یه وقتایی یه حرکاتی از خودت نشون دادی.

378
00:21:41,801 --> 00:21:44,907
‫ولی اگه اینکارا رو نمی‌کردی
‫چطوری می‌تونستیم بررسیش کنیم؟

379
00:21:45,894 --> 00:21:49,656
‫این روش تو بوده که اونچه رو که نیاز داری
‫بریزی رو دایره.

380
00:21:50,961 --> 00:21:52,477
‫منم باهات روراست بودم...

381
00:21:52,752 --> 00:21:55,302
‫مراقبت بودم.
‫تو خودت، خودتو آسیب‌پذیر کردی.

382
00:21:56,914 --> 00:21:59,831
‫نشونم دادی واقعاً کی هستی.

383
00:22:00,280 --> 00:22:02,180
‫و بازم نذاشتی بری.

384
00:22:03,997 --> 00:22:04,989
‫هنوز نه.

385
00:22:05,579 --> 00:22:08,409
‫هردومون می‌دونیم که تو واقعاً
‫دوست داری عوض بشی.

386
00:22:09,448 --> 00:22:11,955
‫دلیل واقعی برگشتت همین‌ـه.

387
00:22:12,699 --> 00:22:15,416
‫آره، معلومه که تو زندگیت رابطه‌ی صمیمی می‌خوای.

388
00:22:15,541 --> 00:22:16,584
‫و منم می‌دونم...

389
00:22:17,627 --> 00:22:20,105
‫می‌دونم که لیاقتشو داری.

390
00:22:20,950 --> 00:22:24,496
‫- چون داشتیش.
‫- کِی؟ یه بارشو بگو.

391
00:22:24,976 --> 00:22:26,627
‫الان. همین الان.

392
00:23:01,623 --> 00:23:02,880
‫وقتمون تموم‌ـه، نه؟

393
00:23:09,259 --> 00:23:10,559
‫"ممنون "پائول.

394
00:23:15,947 --> 00:23:17,353
‫جلسه‌ی خوبی بود.

395
00:23:30,339 --> 00:23:31,489
‫"خداحافظ "میا.

396
00:23:35,148 --> 00:23:36,148
‫خب...

397
00:23:39,496 --> 00:23:41,546
‫فکر کنم هفته‌ی بعد می‌بینمت.

398
00:23:46,417 --> 00:23:47,666
‫درخدمتم.

399
00:23:49,667 --> 00:23:56,667
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

