‫﻿۱
00:00:03,588 --> 00:00:04,545
‫سلام.

2
00:00:05,299 --> 00:00:07,099
‫میخواین بیاین داخل؟

3
00:00:13,629 --> 00:00:16,529
‫گوش کن "الیور"، این آخرین فرصتیه که داری تا قبل از...

4
00:00:16,654 --> 00:00:18,154
‫اسباب‌کشی با "پائول" حرف بزنی.

5
00:00:19,144 --> 00:00:21,479
‫نمیخوای حداقل باهاش خداحافظی کنی؟

6
00:00:24,073 --> 00:00:28,077
‫الیور"، من و مادرت میخوایم تو دفترم صحبت بکنیم".

7
00:00:28,862 --> 00:00:31,362
‫اگه حسش اومد...

8
00:00:32,068 --> 00:00:34,768
‫هروقت خواستی، بیا پیشمون، باشه؟

9
00:00:37,907 --> 00:00:38,907
‫حالا هرچی.

10
00:00:46,908 --> 00:00:54,908
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

11
00:00:54,565 --> 00:01:02,804
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

12
00:01:13,851 --> 00:01:15,241
‫میدونم که ازم متنفرین.

13
00:01:15,945 --> 00:01:17,910
‫چرا چنین چیزی میگی، "بس"؟

14
00:01:18,282 --> 00:01:20,982
‫دارم هرکاری رو که بهم گفتین نکن، انجام میدم.

15
00:01:21,837 --> 00:01:23,037
‫پس...

16
00:01:23,835 --> 00:01:26,176
‫تصمیم گرفتی بری؟

17
00:01:27,453 --> 00:01:29,403
‫اول صبحِ شنبه...

18
00:01:29,885 --> 00:01:31,435
‫وانت رو ردیف میکنیم...

19
00:01:32,150 --> 00:01:33,300
‫و میریم سمت بخش شمالی.

20
00:01:33,468 --> 00:01:36,468
‫میتونم ازتون بپرسم که "الیور" چطور با این قضایا کنار میاد؟

21
00:01:38,249 --> 00:01:40,299
‫خیلی بد.
‫ممنون که پرسیدین.

22
00:01:42,184 --> 00:01:44,384
‫کُلِ هفته یه کلمه‌ هم باهام حرف نزد.

23
00:01:45,113 --> 00:01:46,463
‫و وقتی حرف میزد...

24
00:01:48,331 --> 00:01:52,231
‫روش‌های خیلی متنوعی برای اینکه
‫بهم بگه "گورت رو گم کن" پیدا میکنه.

25
00:01:54,086 --> 00:01:56,001
‫اگه اینجا به هیچ چیز دیگه نرسین...

26
00:01:56,126 --> 00:01:59,026
‫بهش کمک کردین تا عصبانیتش رو پیدا کنه.

27
00:01:59,777 --> 00:02:02,377
‫حس میکنین که نا امیدتون کردم؟

28
00:02:03,271 --> 00:02:05,971
‫قبول کردنش خجالت‌آوره ولی...

29
00:02:07,640 --> 00:02:11,644
‫،وقتی اوایل اینجا میومدیم
‫مطمئن بودم که طرفِ منین.

30
00:02:11,882 --> 00:02:12,882
‫واقعاً؟

31
00:02:14,067 --> 00:02:16,267
‫شما منطقی و باهوش هستین...

32
00:02:17,495 --> 00:02:19,624
‫فکر میکردم با "الیور" ارتباط برقرار میکنین...

33
00:02:19,749 --> 00:02:21,724
‫و "لوک" رو سرِ عقل میارین.

34
00:02:24,329 --> 00:02:26,129
‫توقعتون از من زیادی بوده.

35
00:02:30,728 --> 00:02:33,978
‫بعد اون شبی که برای بُردن لاک‌پُشت "الیور" اومدم...

36
00:02:35,247 --> 00:02:38,472
‫مثل روز برام روشن بود که اینجا تنها زندگی میکنین.

37
00:02:40,399 --> 00:02:41,899
‫و یه چیزی راجع به...

38
00:02:42,465 --> 00:02:44,865
‫مکان خالی...

39
00:02:45,585 --> 00:02:48,085
‫برام آشنا بود.
‫و فکر کردم...

40
00:02:50,041 --> 00:02:52,836
‫،و با خودم فکر کردم اگه راجع به شغل جدیدم بهتون بگم
‫بیشتر ابراز همدردی میکنین.

41
00:02:52,961 --> 00:02:55,561
‫این نیست که باهات احساس همدردی نمیکنم...

42
00:02:56,892 --> 00:03:00,088
‫ولی شغلم اینه که مدافع "الیور" باشم.

43
00:03:01,117 --> 00:03:05,121
‫،پس اگه حس کنم که به نفعش کار نمیکنین
‫مجبورم بهتون گوشزد کنم.

44
00:03:05,736 --> 00:03:08,800
‫باور کنین، وقتی بحث "الیور" باشه...

45
00:03:09,889 --> 00:03:12,339
‫اوضاع رو خراب‌تر میکنم.

46
00:03:14,158 --> 00:03:16,808
‫ولی دیگه نمیتونم تو اون خونه از خواب بیدار شم.

47
00:03:16,966 --> 00:03:20,970
‫و تنها چیزی که میگم اینه که
‫الیور" الان احتیاج داره، چیزای آشنا اطرافش باشن".

48
00:03:21,524 --> 00:03:24,453
‫،و اگه اون چیزا رو فراهم نکنین
‫ممکنه عواقبی...

49
00:03:24,815 --> 00:03:25,965
‫داشته باشه.

50
00:03:28,386 --> 00:03:31,163
‫یه اطلاعیه‌ای هست که تو هواپیماها راجع به...

51
00:03:31,288 --> 00:03:32,738
‫ماسک اکسیژن میگن؟

52
00:03:33,003 --> 00:03:35,491
‫که چطور باید خیالتون از بابت ماسکِ خودتون راحت بشه...

53
00:03:35,616 --> 00:03:37,916
‫قبل از اینکه به بچه‌تون تو گذاشتن ماسک کمک کنین؟

54
00:03:38,931 --> 00:03:40,831
‫به نظر دارم الان همینکار رو میکنم.

55
00:03:42,551 --> 00:03:45,646
‫اگه توصیه‌ی منو بخواین، میگم باید سریع ماسکتون رو بذارید...

56
00:03:45,771 --> 00:03:48,321
‫چون پسرتون واقعاً به کمکتون احتیاج داره.

57
00:03:52,909 --> 00:03:56,913
‫،طوری که حرف میزنین
‫باعث میشه فکر کنم که آیا کلِ زندگی "الیور" رو...

58
00:03:57,038 --> 00:03:59,058
‫صرف پیدا کردن راه‌های مختلف
‫برای خودخواه بودن در قبالش کردم.

59
00:03:59,183 --> 00:04:01,583
‫- منظورتون چیه؟
‫- منظورم اینه که...

60
00:04:01,708 --> 00:04:04,708
‫الیور" رو از همون اول برای این آوردم که"...

61
00:04:06,117 --> 00:04:08,330
‫داشتم فارغ التحصیل میشدم.
‫نمیدونستم چه کار دیگه‌ای از دستم برمیاد.

62
00:04:09,008 --> 00:04:12,926
‫و ۱۲ سال بعدش رو کاملاً وقفش کردم...

63
00:04:13,697 --> 00:04:15,997
‫که کمکم کرد فراموش کنم که...

64
00:04:16,254 --> 00:04:19,154
‫که دیگه قادر به تموم کردن تحصیلاتم نیستم...

65
00:04:20,506 --> 00:04:24,206
‫و اینکه من و شوهرم دیگه با هم نمیسازیم.

66
00:04:26,419 --> 00:04:29,325
‫و حالا من دارم به طرز وحشیانه‌ای آواره‌ش میکنم...

67
00:04:29,796 --> 00:04:31,686
‫فقط به این خاطر که میخوام آب و هوام عوض بشه.

68
00:04:31,855 --> 00:04:35,341
‫به نظرم یکی از سخت‌ترین مسائل مادر بودنه...

69
00:04:35,466 --> 00:04:36,566
‫اینه که سعی کنی...

70
00:04:37,245 --> 00:04:40,145
‫نیازهای خودت رو با بچه‌ت بسنجی.

71
00:04:42,012 --> 00:04:44,012
‫یه سنجش همیشگیه.

72
00:04:47,011 --> 00:04:50,126
‫الیور" بهم گفت هفته‌ی پیش توی زمین بازی"...

73
00:04:51,247 --> 00:04:53,208
‫ازتون خواسته که میشه بیاد و پیشتون زندگی کنه.

74
00:04:54,615 --> 00:04:56,586
‫و وقتی بهش گفتم "چرا؟" گفت به این خاطر که...

75
00:04:56,988 --> 00:05:00,038
‫در کنار شما نسبت به بودن کنار من و "لوک" خوشحال‌تره.

76
00:05:01,112 --> 00:05:02,246
‫درسته؟

77
00:05:02,371 --> 00:05:03,927
‫خُب، همین رو گفت.

78
00:05:05,820 --> 00:05:08,557
‫- واقعیت احتمالاً همینه.
‫- فکر نمیکنم تمام واقعیت همین باشه.

79
00:05:08,725 --> 00:05:12,867
‫،چیزی که الان واقعاً بهش احتیاج داره
‫یه خونه‌س که توش احساس امنیت کنه.

80
00:05:13,658 --> 00:05:15,438
‫باید براش چنین چیزی رو بسازین.

81
00:05:15,778 --> 00:05:17,976
‫باید اینو یادتون باشه.

82
00:05:21,146 --> 00:05:24,119
‫همینطور گفت که خیلی عصبانی بوده از اینکه...

83
00:05:24,655 --> 00:05:26,658
‫وقتی ازتون درخواست کرد، شما موافقت نکردین.

84
00:05:26,826 --> 00:05:29,035
‫فکر میکنم کاملاً حق داره عصبانی باشه.

85
00:05:33,436 --> 00:05:35,486
‫فکر میکنم شما بهترین دوستشین.

86
00:05:37,330 --> 00:05:39,045
‫و دارم اونو ازتون جدا میکنم.

87
00:05:42,583 --> 00:05:45,633
‫فکر نکنم هیچوقت به خاطر این کار منو ببخشه.

88
00:05:45,963 --> 00:05:47,663
‫نبایدم ببخشه.

89
00:05:51,222 --> 00:05:52,222
‫بیا داخل.

90
00:05:54,223 --> 00:05:55,223
‫"لوک"...

91
00:05:57,026 --> 00:05:58,645
‫توقع نداشتم بیای.

92
00:05:58,975 --> 00:06:00,825
‫همین دور و بر بودم.

93
00:06:01,432 --> 00:06:03,032
‫چرا پیشمون نمیشینی؟

94
00:06:11,063 --> 00:06:13,697
‫کُلِ بعد از ظهر رو توی  آپارتمان قدیمیمون بودم...

95
00:06:13,822 --> 00:06:16,122
‫وسایل رو جمع میکردم تا توی انبار بذارم.

96
00:06:16,943 --> 00:06:18,543
‫و یهو...

97
00:06:19,576 --> 00:06:21,776
‫حس کردم باید با یکی حرف بزنم.

98
00:06:22,420 --> 00:06:25,713
‫و یادم اومد الان چهارشنبه ساعت ۴ـه...

99
00:06:26,414 --> 00:06:29,414
‫و فکر کردم که الانش بابت این ساعت پول دادم...

100
00:06:31,054 --> 00:06:33,443
‫وقتی در زدی فکر کردیم "الیور"ـه...

101
00:06:33,568 --> 00:06:35,968
‫و اینکه بالاخره آمادگی حرف زدن پیدا کرده.

102
00:06:36,461 --> 00:06:37,461
‫بخُشکی شانس.

103
00:06:37,647 --> 00:06:40,955
‫یه جوری اونجا نشسته، انگار که میخواد یکی رو خفه کنه.

104
00:06:41,080 --> 00:06:43,280
‫حداقل دوباره فرار نکرده.

105
00:06:43,761 --> 00:06:45,411
‫همینم غنیمته، درسته؟

106
00:06:47,478 --> 00:06:51,377
‫دارم دو روز آینده رو مرخصی میگیرم تا باهاش بگذرونم...

107
00:06:51,502 --> 00:06:53,452
‫قبل از اینکه اون و "بس" اسباب‌کشی کنن.

108
00:06:54,457 --> 00:06:56,319
‫ولی از اونجایی که باهام حرف نمیزنه...

109
00:06:56,444 --> 00:06:58,929
‫نمیدونم قراره چه کارایی بکنیم.

110
00:07:01,135 --> 00:07:03,087
‫گمونم بتونیم کُلی پانتومیم بازی کنیم.

111
00:07:05,309 --> 00:07:08,414
‫گفتین که میخواین راجع به یه چیزی حرف بزنین.

112
00:07:10,801 --> 00:07:11,846
‫چیه؟

113
00:07:14,362 --> 00:07:16,162
‫نمیدونم، فقط این...

114
00:07:16,428 --> 00:07:18,878
‫خاطره‌ای که از هر سه‌مون داشتم...

115
00:07:19,449 --> 00:07:21,856
‫که وقتی "الیور" بچه بود، اونجا اسباب‌کشی کردیم.

116
00:07:24,222 --> 00:07:25,322
‫نمیدونم...

117
00:07:25,809 --> 00:07:29,159
‫با خودمون چی فکر کردیم که میتونیم
‫از پسِ سنگ کردن کفش بربیایم.

118
00:07:30,845 --> 00:07:33,345
‫خیلی خیال‌پرداز بودیم.

119
00:07:34,395 --> 00:07:36,645
‫و اونجا کاملاً خرابه بود.

120
00:07:37,182 --> 00:07:39,135
‫گچ دیوار داشت میریخت.

121
00:07:39,260 --> 00:07:41,087
‫دیوارها پُرِ ترک بود.

122
00:07:41,704 --> 00:07:44,554
‫هرجا رو که نگاه میکردی، سیم لخت دیده میشد.

123
00:07:47,498 --> 00:07:50,380
‫،خودمون رو حسابی گول زده بودیم
‫فکر میکردیم خودمون میتونیم تعمیرش کنیم.

124
00:07:50,505 --> 00:07:53,644
‫یه لوله تو دستشویی بود که...

125
00:07:54,640 --> 00:07:57,543
‫قطره‌های کوچیک آب گرم رو تو هوا پخش میکرد.

126
00:07:57,668 --> 00:08:00,657
‫،هیچوقت نتونستم درستش کنم
‫مجبور بودیم تمام مدت پنجره رو باز نگه داریم...

127
00:08:00,782 --> 00:08:03,722
‫- چون اونجا شبیه سونا شده بود.
‫- فقط اینکه اون موقع سرِ سیاه زمستون بود.

128
00:08:03,847 --> 00:08:06,497
‫و یه روز داشتم دندونام رو مسواک میزدم...

129
00:08:07,455 --> 00:08:08,455
‫و...

130
00:08:09,139 --> 00:08:12,615
‫و آب گرم لوله با هوای سردی که از پنجره میومد، برخورد میکرد...

131
00:08:12,783 --> 00:08:15,083
‫و اون داخل بارون رو سرم میومد.

132
00:08:35,529 --> 00:08:37,129
‫شما دو تا...

133
00:08:37,427 --> 00:08:40,987
‫به یه آرامشی رسیدین که قبلاً ندیدم.

134
00:08:42,831 --> 00:08:44,581
‫فکر میکنین چرا اینطوریه؟

135
00:08:49,584 --> 00:08:50,934
‫چون همه‌چی تموم شده.

136
00:08:56,918 --> 00:08:59,446
‫خیلی وقت پیش قبل از من میدونستی.

137
00:09:01,712 --> 00:09:04,408
‫حتی وقتی کاملاً برام روشن شد، فقط...

138
00:09:04,533 --> 00:09:06,183
‫خیلی لجباز بودم تا بیخیال بشم.

139
00:09:07,203 --> 00:09:09,153
‫منم خیلی لجباز بودم.

140
00:09:09,990 --> 00:09:11,390
‫میخواستم...

141
00:09:12,269 --> 00:09:14,469
‫مجبورت کنم خودت نباشی...

142
00:09:16,116 --> 00:09:18,016
‫تو ازدواجی که نمیخواستم.

143
00:09:28,656 --> 00:09:31,319
‫بچه بودیم...

144
00:09:33,625 --> 00:09:34,825
‫که همه‌چیز رو بازیچه گرفته بودن.

145
00:09:36,642 --> 00:09:38,139
‫اگه "الیور" رو نداشتیم...

146
00:09:38,264 --> 00:09:40,664
‫،با گذشتن این همه وقت و تلاش
‫همینیه که هستیم.

147
00:09:43,568 --> 00:09:44,568
‫فقط...

148
00:09:45,334 --> 00:09:47,418
‫‏۲نفری که نباید با هم ازدواج میکردن.

149
00:09:49,122 --> 00:09:53,215
‫مطمئنم که درکی که الان برای هم چی هستین...

150
00:09:53,383 --> 00:09:55,633
‫مدام در حال تغییر و دگرگونیه.

151
00:09:56,485 --> 00:09:59,415
‫ولی حالا که به این نقطه رسیدین...

152
00:09:59,952 --> 00:10:02,568
‫شاید بتونیم دست از سرزنش همدیگه
‫به خاطر تمام کارهایی که...

153
00:10:02,693 --> 00:10:04,593
‫پسرتون رو ناامید کرد، برداریم.

154
00:10:04,718 --> 00:10:08,529
‫و شاید بالاخره بتونین
‫در کنار هم تلاش کنین تا والدینش باشین.

155
00:10:08,899 --> 00:10:11,627
‫چون حتی اگه حس کنین که...

156
00:10:11,752 --> 00:10:14,302
‫که اصلاً برای هم ساخته نشدین...

157
00:10:14,872 --> 00:10:16,754
‫اون تنها چیزیه که...

158
00:10:17,077 --> 00:10:20,477
‫تنها چیز خارق العاده‌ایه که شما در کنار هم ساختین.

159
00:10:35,418 --> 00:10:38,350
‫،بهتره به آپارتمان برگردم
‫کلی چیز باید جمع کنم.

160
00:10:38,475 --> 00:10:40,888
‫،میخوای بعداً بیام پیشت
‫تو جمع کردن کمکت کنم؟

161
00:10:42,094 --> 00:10:46,014
‫راستش، فکر کنم دوست داشته باشی
‫امشب "الیور" رو ببری.

162
00:10:47,384 --> 00:10:49,673
‫فکر کردم قرار نیست تا فردا باهاش باشم.

163
00:10:49,798 --> 00:10:52,611
‫الان به ذهنم رسید که شاید دوست داشته باشی
‫بیشتر باهاش وقت بگذرونی...

164
00:10:52,736 --> 00:10:53,946
‫قبل از اینکه بریم.

165
00:10:57,509 --> 00:10:58,447
‫باشه.

166
00:11:01,761 --> 00:11:05,765
‫باشه، میرم ببینم میتونم
‫الیور" رو راضی کنم بیاد داخل و حرف بزنه".

167
00:11:09,665 --> 00:11:12,440
‫بس"، فقط میخوام بگم که"...

168
00:11:12,838 --> 00:11:15,484
‫میدونم که یه اوقات سختی وجود داشته...

169
00:11:16,986 --> 00:11:19,136
‫ولی واقعاً جراتت رو تحسین میکنم.

170
00:11:23,467 --> 00:11:24,467
‫ممنون.

171
00:11:51,798 --> 00:11:52,798
‫پس...

172
00:11:55,087 --> 00:11:58,507
‫،حالا فقط ۲روز و نیم وقت دارم
‫تا ۱۲سالِ گذشته رو جبران کنم.

173
00:12:00,595 --> 00:12:03,554
‫بابتِ اینکه وقتی "الیور" بره چه اتفاقی میفته، نگرانی؟

174
00:12:04,790 --> 00:12:08,712
‫،بس" درحالی که یه شغل جدید رو شروع میکنه"
‫ازش مراقبت میکنه.

175
00:12:08,837 --> 00:12:12,037
‫هر آخر هفته دوبار تا اونجا میرم و برمیگردم.

176
00:12:12,638 --> 00:12:15,888
‫الیور" احتمالاً اوضاعش بدتر از چیزی که الان هست، میشه".

177
00:12:16,767 --> 00:12:18,267
‫فاجعه به بار میاد.

178
00:12:18,631 --> 00:12:22,231
‫کاملاً مطمئنی که هیچ کارِ دیگه‌ای نمیتونی بکنی؟

179
00:12:22,574 --> 00:12:25,993
‫،هزار دفعه با خودم مرور کردم
‫و نمیدونم چه کار دیگه‌ای باید بکنم.

180
00:12:29,625 --> 00:12:32,830
‫فکر میکنی از اینکه یه پدر مجردم هیجان‌زده‌م...

181
00:12:32,955 --> 00:12:35,155
‫که فقط بچه‌م رو آخر هفته‌ها ببینم؟

182
00:12:36,735 --> 00:12:38,171
‫نمیخواستم اینطوری باشه.

183
00:12:38,575 --> 00:12:40,025
‫حس میکنی که...

184
00:12:40,595 --> 00:12:41,842
‫الیور" رو ناامید کردی؟"

185
00:12:42,010 --> 00:12:43,260
‫معلومه که همینطوره.

186
00:12:44,965 --> 00:12:48,115
‫میدونم اینکه پدرم دورم رو خط بکشه، چه حسی داره.

187
00:12:50,575 --> 00:12:54,025
‫به همین دلیله که تمام این سال‌ها به ازدواجم پایبند بودم...

188
00:12:55,455 --> 00:12:57,441
‫که از اتفاقی که الان داره میفته جلوگیری کنم.

189
00:12:58,075 --> 00:13:00,600
‫برای لغو تمام اینا، خیلی دیر نشده.

190
00:13:00,725 --> 00:13:01,775
‫آره، دیره.

191
00:13:03,025 --> 00:13:04,625
‫همین الانش از دستش دادم.

192
00:13:05,695 --> 00:13:08,795
‫تو ۲ماه گذشته کاملاً روشن بوده.

193
00:13:08,924 --> 00:13:10,195
‫آره، اون...

194
00:13:10,320 --> 00:13:12,770
‫،میذاره براش کتونی بخرم
‫یا ببرمش بازی "نیکز" رو ببینه...

195
00:13:12,895 --> 00:13:14,885
‫ولی وقتی مشکل داشته باشه، پیش من نمیاد.

196
00:13:15,010 --> 00:13:18,495
‫ممکنه الان پَسِت بزنه، چون عصبانیه...

197
00:13:18,620 --> 00:13:21,990
‫ولی هنوزم خیلی بهتون احتیاج داره.

198
00:13:22,115 --> 00:13:24,415
‫هیچوقت یاد نگرفتم که چطور ازش مراقبت کنم.

199
00:13:25,285 --> 00:13:27,385
‫"همیشه هلش دادم سمت "بس.

200
00:13:32,393 --> 00:13:33,393
‫واقعیت اینه که...

201
00:13:34,495 --> 00:13:37,945
‫احتمالاً از همون اول هیچوقت نخواستم که پدر بشم.

202
00:13:39,035 --> 00:13:41,085
‫- پسرت رو دوست داری؟
‫- آره.

203
00:13:42,145 --> 00:13:43,145
‫معلومه.

204
00:13:45,335 --> 00:13:47,335
‫ولی ببین هفته‌ی پیش چیکار کردم.

205
00:13:48,695 --> 00:13:50,995
‫بس" گفت میخواد اسباب‌کشی کنه"...

206
00:13:52,635 --> 00:13:54,873
‫ولی به خودم زحمت ندادم که برای داشتن "الیور" بجنگم.

207
00:13:56,235 --> 00:13:58,001
‫عملاً مجبورش کردم اونو با خودش ببره.

208
00:14:01,225 --> 00:14:03,131
‫چون نمیدونم چطور باهاش سر و کله بزنم.

209
00:14:04,165 --> 00:14:07,135
‫میفهمم که خیلی کارا هست که
‫آرزو میکنی کاش یه طور دیگه انجام میدادی...

210
00:14:07,365 --> 00:14:09,015
‫ولی اینا مربوط به گذشته‌س.

211
00:14:09,205 --> 00:14:11,038
‫تنها چیزی که الان خیلی مهمه...

212
00:14:11,163 --> 00:14:13,896
‫اینه که میخوای از الان به بعد چه مدل پدری...

213
00:14:14,021 --> 00:14:15,471
‫برای "الیور" باشی.

214
00:14:15,855 --> 00:14:18,155
‫درسته، پس باید منتظر چی باشیم؟

215
00:14:19,635 --> 00:14:21,835
‫که کمتر و کمتر ببینمش، درسته؟

216
00:14:23,712 --> 00:14:25,612
‫تبدیل به مردی بشم که فقط چک مینویسه.

217
00:14:25,780 --> 00:14:28,280
‫لزومی نداره که اینقدر ناخوشایند باشه.

218
00:14:28,585 --> 00:14:32,400
‫خیلی روی بزرگ بودن نقشی که
‫تو زندگیش ایفا میکنی، کنترل داری.

219
00:14:32,525 --> 00:14:35,032
‫"چون واقعیت اینه که، رابطه‌ت با "الیور...

220
00:14:35,157 --> 00:14:37,057
‫هیچوقت قرار نیست تموم بشه.

221
00:14:38,105 --> 00:14:40,605
‫همیشه میخواد که پدرش باشی.

222
00:14:41,145 --> 00:14:43,245
‫هیچوقت حق نداری ازش دست بکشی...

223
00:14:43,745 --> 00:14:44,845
‫یا از خودت.

224
00:14:48,145 --> 00:14:49,145
‫باشه.

225
00:14:49,555 --> 00:14:50,679
‫میفهمم.

226
00:14:52,932 --> 00:14:55,182
‫نمیخوای  یه سری نکته بهم گوشزد کنی؟

227
00:14:56,375 --> 00:14:59,425
‫هیچ نصیحتی قبل از اینکه تمومش کنیم نداری؟

228
00:14:59,975 --> 00:15:02,023
‫چیزی نیست که واقعاً بخوای بشنوی.

229
00:15:02,415 --> 00:15:06,310
‫،"واقعیت اینه که، "لوک
‫"احتمالش زیاده اوضاع برای خودت و "الیور...

230
00:15:06,435 --> 00:15:07,445
‫بدتر بشه.

231
00:15:07,895 --> 00:15:11,395
‫برای یه مدت طولانی، از دستت خیلی عصبانیه.

232
00:15:11,725 --> 00:15:15,075
‫و باید دوستش داشته باشی، صرف نظر از هر اتفاقی که قراره بیفته.

233
00:15:16,245 --> 00:15:19,145
‫باید بذاری عصبانی باشه.

234
00:15:19,375 --> 00:15:23,125
‫،و باید قبولش کنی
‫فقط بذار خودش باشه.

235
00:15:23,545 --> 00:15:26,145
‫- فقط قبولش کنم؟
‫- و اینکه پیشش باشی.

236
00:15:28,715 --> 00:15:31,678
‫- فکر کنم از پیش برمیام.
‫- و قدم به قدم پیش ببرش.

237
00:15:31,885 --> 00:15:34,510
‫همین الان دو روز و نصفی وقت داری...

238
00:15:34,635 --> 00:15:35,935
‫فقط و فقط برای خودت.

239
00:15:36,075 --> 00:15:37,725
‫ازش نهایت استفاده رو بکن.

240
00:15:44,115 --> 00:15:45,115
‫خیلی خُب.

241
00:15:49,485 --> 00:15:52,115
‫میدونی، قبل از اینکه بریم
‫فکر میکنم تو و "الیور" باید حرف بزنین.

242
00:15:53,705 --> 00:15:54,705
‫بذار یه امتحانی کنیم.

243
00:16:04,706 --> 00:16:05,706
‫"الیور"...

244
00:16:05,430 --> 00:16:06,880
‫وقت رفتنه.

245
00:16:07,295 --> 00:16:10,745
‫میخوای بری داخل دفترش و با "پائول" خداحافظی کنی؟

246
00:16:22,225 --> 00:16:25,275
‫میفهمم که چرا از همه چیز عصبانی هستی...

247
00:16:26,415 --> 00:16:28,651
‫ولی میدونی که هیچکدومش تقصیر "پائول" نیست.

248
00:16:30,205 --> 00:16:31,988
‫و میدونم که خیلی دوستش داری.

249
00:16:32,245 --> 00:16:34,445
‫اونم خیلی به تو اهمیت میده.

250
00:16:38,475 --> 00:16:40,788
‫شاید عصبانی‌تر از اون هستی که بتونی حرف بزنی...

251
00:16:42,165 --> 00:16:43,265
‫ولی یه روزی...

252
00:16:43,985 --> 00:16:46,285
‫شرط میبندم که دیگه اینقدر عصبانی نیستی.

253
00:16:47,845 --> 00:16:49,345
‫و دلت براش تنگ میشه.

254
00:16:50,575 --> 00:16:53,593
‫و بابت اینکه امروز فرصت دیدنش رو پیدا کردی، خوشحالی.

255
00:16:56,375 --> 00:16:57,825
‫خب چی میگی؟

256
00:17:07,826 --> 00:17:08,826
‫باشه.

257
00:17:11,985 --> 00:17:12,985
‫خیلی خُب.

258
00:17:17,385 --> 00:17:18,409
‫"ممنونم، "لوک.

259
00:17:36,095 --> 00:17:37,095
‫چطوری؟

260
00:17:38,445 --> 00:17:40,098
‫اصلاً بهم کمک نکردی.

261
00:17:43,565 --> 00:17:44,565
‫ببین...

262
00:17:47,415 --> 00:17:49,065
‫متاسفم که ناامیدت کردم.

263
00:17:49,355 --> 00:17:50,905
‫همه‌چیز بدتر شد.

264
00:17:51,105 --> 00:17:53,736
‫"کاش میتونستم تمام مشکلاتت رو حل کنم "الیور...

265
00:17:54,565 --> 00:17:56,415
‫ولی نمیتونم.

266
00:17:58,355 --> 00:18:02,359
‫،ولی یه کارو میتونم بکنم
‫اونم اینکه باهات حرف بزنم...

267
00:18:02,935 --> 00:18:05,085
‫راجع به تمام اتفاقاتی که درجریانه.

268
00:18:06,291 --> 00:18:07,291
‫که چی بشه؟

269
00:18:07,459 --> 00:18:09,240
‫خُب شاید به این دلیل که...

270
00:18:09,365 --> 00:18:11,922
‫بهت کمک میکنه کمتر احساس تنهایی کنی.

271
00:18:12,047 --> 00:18:13,047
‫من تنهام.

272
00:18:13,215 --> 00:18:15,509
‫و دیگه قرار نیست ببینمت.

273
00:18:15,634 --> 00:18:16,634
‫میدونم.

274
00:18:17,695 --> 00:18:21,395
‫و برای همینم خیلی خوشحالم که این فرصت گیرمون اومد...

275
00:18:22,475 --> 00:18:24,075
‫که حرف بزنیم.

276
00:18:29,325 --> 00:18:32,441
‫چرا نمیگی این هفته چطور گذشت؟
‫بذار اینطوری شروع کنیم.

277
00:18:33,785 --> 00:18:35,685
‫امروز آخرین روز مدرسه‌م بود.

278
00:18:37,015 --> 00:18:38,515
‫و چطور بود؟

279
00:18:39,195 --> 00:18:41,445
‫برام یه مهمونی خداحافظی گرفته بودن.

280
00:18:41,955 --> 00:18:43,705
‫معلمم شیرینی درست کرده بود.

281
00:18:44,415 --> 00:18:46,122
‫اریک" نبود، خودش نعمتی بود".

282
00:18:46,290 --> 00:18:47,748
‫چرا "اریک" اونجا نبود؟

283
00:18:48,065 --> 00:18:49,620
‫بیمارستان بود.

284
00:18:49,745 --> 00:18:51,945
‫اریک" تو بیمارستان چیکار میکرد؟"

285
00:18:53,695 --> 00:18:55,495
‫داشت یه سری مواد منفجره روشن میکرد...

286
00:18:56,035 --> 00:18:58,092
‫اونام منفجر شدن و انگشت کوچیکس رو پروندن.

287
00:19:00,935 --> 00:19:03,597
‫خیلی وحشتناکه، اینطور فکر نمیکنی؟

288
00:19:04,565 --> 00:19:06,851
‫فکر میکنی چرا باهات بد تا میکرد؟

289
00:19:07,685 --> 00:19:11,105
‫فکر نمیکنی به این خاطر بود که خودش کلی مشکل داشت؟

290
00:19:14,175 --> 00:19:15,175
‫شاید.

291
00:19:15,605 --> 00:19:17,155
‫مایا" چطوره؟"

292
00:19:19,095 --> 00:19:21,045
‫برام یه هدیه گرفت.

293
00:19:21,283 --> 00:19:22,933
‫چه باحال. چی برات گرفته؟

294
00:19:26,585 --> 00:19:27,735
‫چه قشنگ.

295
00:19:30,825 --> 00:19:32,543
‫دلت براش تنگ میشه، مگه نه؟

296
00:19:40,195 --> 00:19:41,645
‫دلم برای خونه‌م تنگ میشه.

297
00:19:43,415 --> 00:19:46,865
‫پدرت بهم گفت که امروز اومد تا کمکت کنه وسایلت رو جمع کنی.

298
00:19:47,058 --> 00:19:48,058
‫چطور بود؟

299
00:19:48,805 --> 00:19:49,805
‫عجیب.

300
00:19:50,405 --> 00:19:53,505
‫انگار که دوباره پیشمون زندگی میکرد، فقط اینکه اینطور نبود.

301
00:19:55,895 --> 00:19:57,943
‫اون و مادرم یه کم گریه کردن.

302
00:19:58,455 --> 00:19:59,605
‫جفتشون؟

303
00:20:02,485 --> 00:20:03,782
‫اون چطور بود؟

304
00:20:03,995 --> 00:20:05,045
‫ازش متنفر بودم.

305
00:20:06,085 --> 00:20:09,205
‫وقتی هم‌سن تو بودم، گریه‌ی پدرم رو دیدم.

306
00:20:12,065 --> 00:20:14,463
‫یه دعوای اساسی با مامانم کرده بود.

307
00:20:14,895 --> 00:20:16,879
‫سرِ هم داد میکشیدن.

308
00:20:17,185 --> 00:20:19,035
‫فقط میخواستم بس کنن.

309
00:20:19,425 --> 00:20:21,425
‫گمونم میخواستم اونا...

310
00:20:22,615 --> 00:20:23,965
‫فقط خوشحال باشن.

311
00:20:24,725 --> 00:20:26,925
‫و از کوره در میرفتم...

312
00:20:27,205 --> 00:20:28,755
‫وقتی میفهمیدم...

313
00:20:29,815 --> 00:20:31,215
‫که خوشحال نیستن.

314
00:20:33,425 --> 00:20:35,325
‫چیکار کردی؟

315
00:20:36,480 --> 00:20:40,380
‫یه مدت طولانی از دستشون خیلی عصبانی بودم.

316
00:20:42,035 --> 00:20:43,885
‫و بعد فهمیدم که...

317
00:20:44,995 --> 00:20:48,051
‫حتی اگه پدر و مادرم ناراحت میشن...

318
00:20:48,176 --> 00:20:50,776
‫و اشتباهات بزرگی میکنن...

319
00:20:52,875 --> 00:20:54,375
‫بازم دوستم دارن.

320
00:20:56,645 --> 00:20:58,395
‫باید چیکار کنم؟

321
00:21:01,505 --> 00:21:03,940
‫اگه چیزی رو که میخوای بدست نیاوردی...

322
00:21:04,065 --> 00:21:05,065
‫بهشون بگو.

323
00:21:05,715 --> 00:21:08,055
‫اگه نمیفهمی چرا یه اتفاقی افتاد، بگو...

324
00:21:08,180 --> 00:21:10,480
‫"میشه برام توضیح بدین؟"

325
00:21:11,215 --> 00:21:14,215
‫و اگه اوضاع خیلی ناراحت‌کننده و گیج‌کننده شد...

326
00:21:14,455 --> 00:21:15,455
‫بهم زنگ بزن.

327
00:21:16,325 --> 00:21:19,825
‫اینطوری میتونیم با هم تلاش کنیم
‫و مشکل رو حل کنیم.

328
00:21:28,155 --> 00:21:29,660
‫پسرت خیلی ازت دوره؟

329
00:21:33,445 --> 00:21:35,845
‫آخر هفته‌ها میرم ببینمش.

330
00:21:37,065 --> 00:21:41,069
‫شنبه‌ی این هفته میخوام ببرمش
‫".موزه‌ی هوا و فضا تو "واشنگتن دی.سی.

331
00:21:41,945 --> 00:21:45,595
‫دوست داره به موشک‌ها و مخصوصاً ماهواره‌ها نگاه کنه.

332
00:21:48,555 --> 00:21:49,596
‫دلت براش تنگ میشه؟

333
00:21:51,635 --> 00:21:52,785
‫همیشه.

334
00:21:53,755 --> 00:21:54,755
‫ولی، ببین...

335
00:21:55,345 --> 00:21:57,345
‫هر موقعی که بتونم...

336
00:21:57,665 --> 00:21:59,065
‫در کنارشم.

337
00:22:02,106 --> 00:22:04,106
‫همیشه به فکرشم.

338
00:22:05,735 --> 00:22:07,531
‫هر روز تلفنی با هم صحبت میکنیم.

339
00:22:08,475 --> 00:22:10,725
‫تا بتونم حرفاش رو بشنوم...

340
00:22:11,675 --> 00:22:14,525
‫و بتونم از اوضاع خودم براش بگم.

341
00:22:18,745 --> 00:22:21,253
‫یادم انداخت که باید یه زنگ بزنم.

342
00:22:24,235 --> 00:22:25,465
‫میشه یه لحظه منتظر بمونی؟

343
00:22:45,675 --> 00:22:48,075
‫- الو.
‫- "سلام، "الیور.

344
00:22:49,515 --> 00:22:51,115
‫"پائول" هستم از "بروکلین".

345
00:22:52,415 --> 00:22:54,910
‫به فکرم زد که یه سراغی ازت بگیرم...

346
00:22:55,035 --> 00:22:57,164
‫ببینم اوضاع تو شمال شهر از چه قراره.

347
00:22:57,332 --> 00:22:58,482
‫این مسخره‌س.

348
00:23:00,755 --> 00:23:02,005
‫خودت چطوری؟

349
00:23:03,675 --> 00:23:04,880
‫کی اسباب‌کشی کردین؟

350
00:23:07,575 --> 00:23:08,575
‫هفته‌ی پیش.

351
00:23:09,275 --> 00:23:11,425
‫و تا الان اوضاع چجوری بوده؟

352
00:23:13,935 --> 00:23:14,890
‫گمونم، خوبه.

353
00:23:15,265 --> 00:23:16,715
‫خونه‌تون کجاست؟

354
00:23:16,985 --> 00:23:18,685
‫وسط ناکجاآباد.

355
00:23:19,105 --> 00:23:20,705
‫اتاقت رو دوست داری؟

356
00:23:20,935 --> 00:23:21,985
‫نه خیلی.

357
00:23:22,335 --> 00:23:24,365
‫تو "بروکلین"، رنگ اتاقم آبی بود.

358
00:23:24,490 --> 00:23:26,610
‫چطوره تو و مامانت یه ابزارفروشی برین...

359
00:23:26,778 --> 00:23:28,478
‫یه کم رنگ آبی بخرین؟

360
00:23:29,385 --> 00:23:30,935
‫اینطوری اتاقت...

361
00:23:31,715 --> 00:23:34,400
‫مثل اتاق قبلیت تو "بروکلین" میشه.

362
00:23:34,525 --> 00:23:35,525
‫گمونم.

363
00:23:36,165 --> 00:23:38,920
‫اوضاع بین تو و مامانت این روزا چطوره؟

364
00:23:39,045 --> 00:23:40,445
‫خیلی سرش شلوغه.

365
00:23:41,105 --> 00:23:44,502
‫،مدام درحال تدریسه
‫نمیتونم خیلی ببینمش.

366
00:23:44,785 --> 00:23:47,535
‫- ولی هر شب با هم شام میخورین، آره؟
‫- آره.

367
00:23:48,455 --> 00:23:50,355
‫و اونموقع راجع به اینکه...

368
00:23:50,895 --> 00:23:52,469
‫روزت چطور بود، براش حرف میزنی.

369
00:23:55,795 --> 00:23:57,995
‫پدرت بهتون سَر زده؟

370
00:23:58,555 --> 00:23:59,805
‫هنوز نه، ولی...

371
00:24:00,210 --> 00:24:02,780
‫این آخر هفته میاد دنبالم و قراره بریم شهر.

372
00:24:02,905 --> 00:24:03,905
‫چه باحال.

373
00:24:04,485 --> 00:24:06,608
‫ولی نمیدونم میخوایم اونجا چیکار بکنیم.

374
00:24:06,776 --> 00:24:08,326
‫وقتی باهاش حرف میزنی...

375
00:24:09,965 --> 00:24:13,580
‫شاید بتونی یه لیست از
‫کارایی که دوست داری بکنی، درست کنی.

376
00:24:13,705 --> 00:24:16,493
‫مثلاً، نمیدونم، رفتن به بازی بسکتبال...

377
00:24:16,685 --> 00:24:20,385
‫یا حتی رفتن به اون رستورانی "پایه‌لا" خوردین.

378
00:24:21,715 --> 00:24:22,791
‫باحال میشه.

379
00:24:23,777 --> 00:24:25,377
‫اوضاع تو مدرسه چطوره؟

380
00:24:27,105 --> 00:24:28,672
‫همه‌ی بچه‌ها عجیب غریبن.

381
00:24:28,840 --> 00:24:30,140
‫مطمئنم...

382
00:24:30,535 --> 00:24:33,051
‫از یکی دو نفر یه جورایی خوشت میاد.

383
00:24:37,115 --> 00:24:39,215
‫"یه کم زمان میبَره، "الیور.

384
00:24:40,495 --> 00:24:43,445
‫همه‌چیز تا یه مدت عجیب و جدید به نظر میرسه.

385
00:24:44,395 --> 00:24:46,545
‫ولی مطمئنم تو از پسش برمیای.

386
00:24:47,775 --> 00:24:51,675
‫فکر میکنم اوضاع رو به راه میشه
‫و هیچ مشکلی نخواهی داشت.

387
00:24:56,036 --> 00:24:58,736
‫- باید برم.
‫- وقت شامه؟

388
00:24:59,545 --> 00:25:01,413
‫آره. هفته‌ی بعد بهت زنگ میزنم.

389
00:25:03,605 --> 00:25:04,905
‫"خداحافظ، "الیور.

390
00:25:27,275 --> 00:25:28,575
‫باید الان دیگه برم.

391
00:25:30,575 --> 00:25:32,775
‫هنوز یه کمی وقت داریم.

392
00:25:34,545 --> 00:25:36,745
‫چیز دیگه‌ای هست که...

393
00:25:37,655 --> 00:25:39,555
‫بخوای راجع بهش صحبت کنی؟

394
00:25:40,556 --> 00:25:45,556
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

395
00:25:45,556 --> 00:25:50,556
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

