1
00:00:48,520 --> 00:00:50,750
‫هیچ پیغامی ندارید.

2
00:00:52,855 --> 00:00:53,855
‫"خدایا، "پائول.

3
00:00:55,556 --> 00:00:57,106
‫اگه نمیای...

4
00:00:57,231 --> 00:01:00,208
‫نمی‌تونستی یه زنگ بزنی
‫و بگی که نمیای؟

5
00:01:05,687 --> 00:01:12,409
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

6
00:01:26,132 --> 00:01:27,132
‫داری...

7
00:01:27,733 --> 00:01:28,754
‫داری میری بیرون؟

8
00:01:31,583 --> 00:01:32,833
‫عالی شدی.

9
00:01:33,103 --> 00:01:34,103
‫ممنون.

10
00:01:38,932 --> 00:01:40,668
‫ازت پرسیدم کجا داشتی می‌رفتی...

11
00:01:40,793 --> 00:01:44,143
‫ولی می‌دونم که تو هم به عنوان روانشناس
‫محدودیتهای خاص خودتو داری.

12
00:01:58,149 --> 00:02:01,599
‫،ببین، بدم میاد اینکارو بکنم
‫بدم میاد بیمارام هم اینکارو بکنن...

13
00:02:02,839 --> 00:02:05,499
‫ولی از وکیلم خواستم درمورد
‫گزارش دادرسی بهم زنگ بزنه.

14
00:02:06,087 --> 00:02:07,106
‫و...

15
00:02:09,128 --> 00:02:10,278
‫ترجیح میدم...

16
00:02:10,826 --> 00:02:11,826
‫اینجا باشم....

17
00:02:12,896 --> 00:02:15,244
‫- شاید خبر بدی باشه، خب؟
‫- البته.

18
00:02:18,640 --> 00:02:21,432
‫خیالم راحت شد که نامه رو ازم نخواستی.

19
00:02:21,600 --> 00:02:23,173
‫تصمیم گرفتم نفرستم.

20
00:02:24,895 --> 00:02:26,940
‫یکشنبه‌ی هفته‌ی پیش...

21
00:02:27,555 --> 00:02:31,442
‫"با بچه‌ها ناهار خوردم و "رزی
‫درمورد پرونده ازم پرسید.

22
00:02:32,237 --> 00:02:34,445
‫بهش راجع به پیشنهاد توافق گفتم...

23
00:02:34,613 --> 00:02:37,063
‫و اون گفت، "بابا نمی‌تونی اینکارو بکنی.

24
00:02:37,369 --> 00:02:39,868
‫نمی‌تونی به کاری اعتراف کنی"
‫که انجام ندادی.

25
00:02:39,993 --> 00:02:41,437
‫".تو آدم خوبی هستی

26
00:02:41,562 --> 00:02:45,089
‫تمام شب رو به خاطر بقیه‌ی مسائل کج خلقی می‌کرد.

27
00:02:46,221 --> 00:02:48,453
‫فکر کنم هنوز از جریان طلاق عصبانی‌ـه.

28
00:02:48,861 --> 00:02:51,275
‫و بعد یهو با یه جمله
‫کاری کرد که تو تمام طول هفته...

29
00:02:51,400 --> 00:02:53,800
‫- حس بهتری داشته باشم.
‫- خوشحالم.

30
00:02:53,925 --> 00:02:57,259
‫بعد زنگ زدم به وکیلم و گفتم علاقه‌ای به...

31
00:02:57,427 --> 00:02:58,827
‫توافق ندارم...

32
00:02:59,741 --> 00:03:02,591
‫که به خاطر همینه امروز صبح رفتن...

33
00:03:04,060 --> 00:03:06,460
‫- برای گزارش.
‫- خب، چطور پیش رفت؟

34
00:03:06,585 --> 00:03:08,812
‫هنوز نمی‌دونم. اونجا نبودم.

35
00:03:10,653 --> 00:03:14,163
‫وکیلم گفت حضورم لازم نیست.

36
00:03:15,070 --> 00:03:17,170
‫- نرفتی؟
‫- خواب موندم.

37
00:03:18,842 --> 00:03:21,825
‫و فکر می‌کنی چرا همین یه امروزو خواب موندی؟

38
00:03:22,494 --> 00:03:24,929
‫باشه، بخش ناخودآگاهم بود.

39
00:03:25,598 --> 00:03:27,247
‫احتمالاً چون نمی‌خواستم برم.

40
00:03:28,785 --> 00:03:32,753
‫دوست نداشتم به چندتا قاضی
‫التماس کنم که بذارن کارمو ادامه بدم.

41
00:03:33,197 --> 00:03:35,005
‫حس کردی حضور پیدا کردنت
‫یه جور التماس کردن‌ـه؟

42
00:03:36,027 --> 00:03:37,177
‫نمی‌دونم.

43
00:03:41,811 --> 00:03:43,611
‫خب، تو چرا لباس پوشیدی؟

44
00:03:46,491 --> 00:03:48,435
‫دوست دارم از زندگیت بشنوم.

45
00:03:49,887 --> 00:03:51,699
‫می‌خوای از زندگی من بشنوی؟

46
00:03:52,112 --> 00:03:53,982
‫نمی‌خوای از زندگی خودت حرف بزنی؟

47
00:03:54,150 --> 00:03:55,150
‫دقیقاً.

48
00:03:55,843 --> 00:03:59,259
‫من ترجیح میدم درمورد این حرف بزنیم
‫که وکیلت چه احساسی از روند گزارش داره.

49
00:03:59,384 --> 00:04:02,548
‫- چیزی نگفته؟
‫- چرا، گفت از قول قاضی حرفی نزنم...

50
00:04:02,673 --> 00:04:04,973
‫چون این آدما از این کارا بدشون میاد...

51
00:04:05,441 --> 00:04:07,202
‫ولی گفت که فکر می‌کنه...

52
00:04:08,465 --> 00:04:10,415
‫خوب پیش میره.

53
00:04:13,053 --> 00:04:14,849
‫بهت گفت کی خبرت می‌کنه؟

54
00:04:14,974 --> 00:04:18,035
‫یه ساعتی تو امروز، خدا می‌دونه کی.

55
00:04:19,653 --> 00:04:22,398
‫- پس الان تو برزخی.
‫- بین زمین و آسمون معلقم...

56
00:04:22,523 --> 00:04:23,973
‫منتظر سرنوشتم هستم...

57
00:04:24,331 --> 00:04:25,831
‫که براش تصمیم گرفته بشه، آره.

58
00:04:26,232 --> 00:04:28,868
‫حتماً برات اندازه‌ی یه سال گذشته.

59
00:04:28,993 --> 00:04:30,811
‫تحت فشار زیادی هستی.

60
00:04:33,495 --> 00:04:35,345
‫به خاطر همین لباس پوشیدی؟

61
00:04:38,417 --> 00:04:41,067
‫رنگ آبی واقعاً بهت میاد.

62
00:04:41,900 --> 00:04:44,574
‫رنگ همون لباسی‌ـه که اون شبی پوشیده بودی...

63
00:04:44,742 --> 00:04:48,787
‫که تو و "دیوید" رو دیدم می‌رفتین
‫یه کلوب تو ساحل شرقی.

64
00:04:51,307 --> 00:04:53,610
‫- چهارم جولای بود.
‫- یادم‌ـه.

65
00:04:53,735 --> 00:04:54,735
‫من...

66
00:04:55,266 --> 00:04:56,916
‫شغل تابستونی نکبتی داشتم.

67
00:04:58,416 --> 00:05:00,757
‫و ماشینا رو پارک می‌کردم...

68
00:05:00,925 --> 00:05:01,925
‫و...

69
00:05:02,824 --> 00:05:04,674
‫ماشین اشتباهی رو آوردم...

70
00:05:04,885 --> 00:05:07,681
‫و اون ازم خواست برگردم و ماشین خودشو بیارم.

71
00:05:08,265 --> 00:05:10,306
‫بهش نگاه کردم و فکر کردم...

72
00:05:10,431 --> 00:05:13,063
‫"معلومه. چرا نخواد باهاش باشه؟"

73
00:05:13,920 --> 00:05:16,378
‫آره، به شام فوق‌العاده داشتیم
‫و رقصیدیم.

74
00:05:17,640 --> 00:05:21,644
‫و بعد که اومدیم بیرون شاگرد
‫فارغ‌التحصیل مخصوصم اونجا بود.

75
00:05:22,278 --> 00:05:24,378
‫همه‌مون عاشقت بودیم.

76
00:05:25,366 --> 00:05:26,616
‫احمق نباش.

77
00:05:27,892 --> 00:05:29,392
‫چرا می‌تونستیم نباشیم؟

78
00:05:30,788 --> 00:05:32,188
‫باهوش بودی...

79
00:05:35,175 --> 00:05:38,211
‫و هرچیزی رو که می‌گفتی باور می‌کردیم.

80
00:05:38,379 --> 00:05:42,424
‫از چی حرف می‌زنی؟
‫هر حرفی می‌زدم باهام بحث می‌کردین.

81
00:05:42,592 --> 00:05:45,558
‫آره، ولی خودت مجبورمون می‌کردی.
‫روشت همین بود.

82
00:05:50,809 --> 00:05:52,600
‫مسحورت بودیم.

83
00:05:54,690 --> 00:05:56,040
‫می‌خواستیم همه‌چی رو...

84
00:05:57,141 --> 00:05:58,691
‫درموردت بدونیم.

85
00:06:06,866 --> 00:06:08,966
‫امروز چت شده "پائول"؟

86
00:06:09,909 --> 00:06:12,355
‫چیه که نمی‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

87
00:06:12,480 --> 00:06:15,030
‫اتفاقی که هفته‌ی پیش بین ما افتاد...

88
00:06:16,970 --> 00:06:20,086
‫یا پرونده‌ت، یا بیمارات...

89
00:06:20,254 --> 00:06:22,987
‫- بچه‌هات؟
‫- نه، هیچ کدوم.

90
00:06:24,653 --> 00:06:26,503
‫میشه بگی چی شده؟

91
00:06:32,117 --> 00:06:33,224
‫وکیلم‌ـه.

92
00:06:34,190 --> 00:06:36,990
‫- مطمئنی می‌خوای بمونم؟
‫- خواهش می‌کنم.

93
00:06:42,969 --> 00:06:44,119
‫"سلام "الیس.

94
00:06:44,244 --> 00:06:46,194
‫با قاضی پرونده‌ت حرف زدم.

95
00:06:46,527 --> 00:06:48,927
‫- یه خبرایی دارم.
‫- چه جور خبرایی؟

96
00:06:49,052 --> 00:06:50,752
‫اولیش، عصبی بود.

97
00:06:52,511 --> 00:06:53,511
‫از من؟

98
00:06:53,964 --> 00:06:54,964
‫نه.

99
00:06:55,231 --> 00:06:58,331
‫از دست آقای "پرینس" که وقت همه رو تلف کرده.

100
00:06:59,069 --> 00:07:02,003
‫،قاضی هنوز حکم رو ننوشته
‫و گفته که از قول اون حرفی نزنیم...

101
00:07:02,950 --> 00:07:05,778
‫ولی دیگه چیزی برای بررسی وجود نداره.

102
00:07:07,992 --> 00:07:10,442
‫- چی؟
‫- اون گفت که داستان غم‌انگیزی‌ـه...

103
00:07:10,714 --> 00:07:12,764
‫ولی می‌خواد کار رو یه سره کنه.

104
00:07:13,875 --> 00:07:15,725
‫پرونده رو مختومه اعلام می‌کنه.

105
00:07:17,640 --> 00:07:20,235
‫- داری میگی که تموم‌ـه "الیس"؟
‫- برات خوشحالم.

106
00:07:20,360 --> 00:07:23,259
‫- می‌دونم برات سنگین بود.
‫- خیلی ازت ممنونم.

107
00:07:23,384 --> 00:07:26,902
‫به خاطر همه‌ی کارایی که کردی ازت ممنونم.

108
00:07:27,430 --> 00:07:28,430
‫و...

109
00:07:28,982 --> 00:07:32,283
‫می‌دونم من راحتترین آدمی نبودم
‫که باهاش سر و کار داشتی...

110
00:07:32,451 --> 00:07:34,151
‫ولی می‌خواستم بگم...

111
00:07:35,005 --> 00:07:36,018
‫ممنونم.

112
00:07:36,143 --> 00:07:38,515
‫هیچ کس وقتی ازش شکایت میشه مهربون نیست.

113
00:07:38,762 --> 00:07:41,324
‫مهم اینه که عدالت برقرار شد.

114
00:07:41,920 --> 00:07:43,872
‫هفته‌ی دیگه بیا دیدنم.
‫تمومش می‌کنیم.

115
00:07:43,997 --> 00:07:46,376
‫ولی امشب رو برو بیرون و جشن بگیر.
‫گوش می‌کنی چی میگم؟

116
00:07:46,501 --> 00:07:48,001
‫"آره، ممنون "الیس.

117
00:07:48,975 --> 00:07:49,975
‫خدانگهدار.

118
00:07:53,180 --> 00:07:56,080
‫- خیلی برات خوشحالم.
‫- خدای من، محشرـه.

119
00:07:56,856 --> 00:07:59,602
‫خیلی خوشحالم که قاضی
‫حقیقت رو فهمید.

120
00:07:59,727 --> 00:08:02,503
‫فکر می‌کنی چقدر طول بکشه که واقعاً...

121
00:08:02,628 --> 00:08:04,328
‫واقعاً حسش کنم؟

122
00:08:04,509 --> 00:08:06,790
‫قبل از اینکه یه روز صبح
‫بدون فکر اون از خواب بیدار بشی؟

123
00:08:06,915 --> 00:08:09,362
‫یا اینکه شبا با فکرش نرم تو تخت.

124
00:08:09,530 --> 00:08:10,830
‫خیلی عالی‌ـه.

125
00:08:11,846 --> 00:08:13,866
‫حالا می‌دونی که می‌تونی کارت رو نگه داری.

126
00:08:19,311 --> 00:08:20,911
‫می‌خوای چیکار کنی؟

127
00:08:21,337 --> 00:08:24,127
‫هفته‌ی پیش تو برزخ بودی.

128
00:08:30,215 --> 00:08:34,011
‫این هفته با بیمارات چیکار کردی؟
‫دیدنشون برات سخت بود؟

129
00:08:34,497 --> 00:08:35,997
‫کاری رو که گفتی کردم.

130
00:08:36,939 --> 00:08:39,246
‫همونطوری رفتار کردم که باور داشتم...

131
00:08:40,019 --> 00:08:42,769
‫- واقعاً کمک می‌کنه.
‫- و کمکی هم کرد؟

132
00:08:43,860 --> 00:08:44,939
‫راستشو بخوای...

133
00:08:45,342 --> 00:08:47,314
‫اولش یه جورایی شک داشتم.

134
00:08:47,439 --> 00:08:49,439
‫احساس کردم آدم دورویی هستم...

135
00:08:49,764 --> 00:08:51,779
‫و اینکه اونا هم اینو می‌فهمن.

136
00:08:51,947 --> 00:08:53,947
‫معلومه که اینطوری حس کردی.

137
00:08:54,072 --> 00:08:57,272
‫ولی بعد در کمال تعجب یه اتفاقی افتاد.

138
00:08:58,495 --> 00:09:00,920
‫داشتم با بابای "الیور" حرف می‌زدم...

139
00:09:01,217 --> 00:09:02,917
‫درمورد مسئولیت...

140
00:09:03,269 --> 00:09:06,419
‫معنای پدر بودن و در دسترس...

141
00:09:06,972 --> 00:09:08,172
‫بچه‌ها بودن.

142
00:09:09,385 --> 00:09:11,632
‫راستش، داشتم با دوتامون حرف می‌زدم.

143
00:09:11,906 --> 00:09:13,971
‫ولی فکر کنم به اون فهموندم.

144
00:09:14,616 --> 00:09:17,388
‫یعنی، من هنوز به خودم شک داشتم...

145
00:09:18,286 --> 00:09:20,386
‫ولی بازم حرفامو ادامه دادم، می‌دونی؟

146
00:09:22,498 --> 00:09:25,711
‫باورم نمی‌شد چیزی به این
‫سادگی واقعاً بتونه...

147
00:09:26,653 --> 00:09:28,153
‫بتونه کارساز باشه.

148
00:09:29,416 --> 00:09:31,816
‫و همیشه هم اثر داره، می‌دونی؟

149
00:09:34,694 --> 00:09:36,394
‫تو روانشناس خوبی هستی.

150
00:09:36,836 --> 00:09:39,566
‫مطمئنم این هفته کلی کار خوب انجام دادی...

151
00:09:39,691 --> 00:09:41,412
‫باوجود اینکه تردید داشتی.

152
00:09:49,472 --> 00:09:50,522
‫اپریل" ول کرد".

153
00:09:51,131 --> 00:09:52,131
‫درمانشو؟

154
00:09:52,750 --> 00:09:53,750
‫چرا؟

155
00:09:54,801 --> 00:09:57,964
‫یه بخشیش به خاطر اینکه من بردمش شیمی‌درمانی.

156
00:09:59,647 --> 00:10:01,047
‫،افسوس نمی‌خورم

157
00:10:01,764 --> 00:10:02,764
‫ولی اینکار...

158
00:10:03,591 --> 00:10:06,041
‫- رابطه‌مونو عوض کرد.
‫- البته.

159
00:10:07,682 --> 00:10:08,682
‫ولی همینطور...

160
00:10:09,691 --> 00:10:12,991
‫فکر کنم احتیاج داشت که
‫دست از فکر کردن درمورد خودش برداره.

161
00:10:14,744 --> 00:10:16,111
‫یه کم...

162
00:10:17,363 --> 00:10:18,363
‫فضا می‌خواست.

163
00:10:18,769 --> 00:10:20,369
‫می‌خواست نفس بکشه...

164
00:10:21,640 --> 00:10:22,640
‫تا زندگی کنه.

165
00:10:24,143 --> 00:10:26,693
‫سعی کردی راضیش کنی بمونه؟

166
00:10:27,220 --> 00:10:28,520
‫معلومه.

167
00:10:29,127 --> 00:10:32,949
‫نگرانم که نتونه از یه
‫بحران دیگه جون سالم در ببره.

168
00:10:34,251 --> 00:10:36,800
‫ولی از طرف خودم، باید بگم
‫بهش افتخار می‌کنم.

169
00:10:37,180 --> 00:10:38,552
‫به خاطر رد کردنت؟

170
00:10:41,595 --> 00:10:43,195
‫به خاطر رد کردن درمانش.

171
00:10:43,853 --> 00:10:46,459
‫منظورم عکس‌العملش نسبت به تو بود.

172
00:10:47,905 --> 00:10:50,098
‫همچین کاری نکرد.

173
00:10:50,223 --> 00:10:52,421
‫منو یا والدینش رو...

174
00:10:52,795 --> 00:10:54,202
‫تنبیه نمی‌کرد.

175
00:10:54,524 --> 00:10:56,124
‫داره با سرطان می‌جنگه.

176
00:10:56,631 --> 00:10:59,031
‫تمام انرژیشو برای این کار لازم داره.

177
00:10:59,418 --> 00:11:02,576
‫- تونستی اینو قبول کنی؟
‫- از واکنش خودم...

178
00:11:02,857 --> 00:11:04,050
‫غافلگیر شده بودم.

179
00:11:06,115 --> 00:11:08,782
‫می‌دونم که باید ولش کنم...

180
00:11:10,692 --> 00:11:13,092
‫ولی واقعاً دلیلش رو هم کامل...

181
00:11:14,684 --> 00:11:15,768
‫درک کردم.

182
00:11:18,835 --> 00:11:20,874
‫"می‌دونی، "والتر" و "اپریل...

183
00:11:21,287 --> 00:11:24,056
‫هردو فکر می‌کردن که دنیا...

184
00:11:24,564 --> 00:11:25,564
‫باید...

185
00:11:26,472 --> 00:11:27,922
‫رو شونه‌هاشون باشه.

186
00:11:28,068 --> 00:11:30,796
‫و هردوشونم از کمک گرفتن از دیگران...

187
00:11:31,269 --> 00:11:32,272
‫ناتوان بودن.

188
00:11:33,043 --> 00:11:35,263
‫یکیش جلسات رو تموم می‌کنه...

189
00:11:35,939 --> 00:11:39,593
‫- اون یکی جلسات بیشتری می‌خواد.
‫- پس قراره ادامه بدی.

190
00:11:43,200 --> 00:11:45,285
‫می‌دونی این هفته چی فهمیدم؟

191
00:11:46,439 --> 00:11:50,082
‫با اینطوری کار کردن، هیچوقت ممکنه
‫نفهمم که آیا به مردم کمک می‌کنم یا نه.

192
00:11:51,818 --> 00:11:54,645
‫اینطوری نیست که سعی کنم
‫تو امتحان رانندگی کمکشون کنم که قبول بشن...

193
00:11:54,770 --> 00:11:57,044
‫یا اینکه کنکورشون رو خوب بدن یا نه.

194
00:11:57,169 --> 00:12:00,565
‫تنها کاری که بفهمم به کسی
‫کمک می‌کنم یا نه...

195
00:12:01,351 --> 00:12:03,451
‫اینه که بیمارام چه حسی داشته باشن...

196
00:12:04,144 --> 00:12:05,594
‫و چطور زندگی می‌کنن...

197
00:12:06,370 --> 00:12:08,112
‫و ادامه میدن.

198
00:12:08,878 --> 00:12:12,146
‫و اینو نمی‌فهمن تا زمانی که
‫درمانشون رو متوقف کنن.

199
00:12:12,314 --> 00:12:15,484
‫- منظورت چیه "پائول"؟
‫- فکر کنم چیزی که سعی دارم بگم اینه که...

200
00:12:15,609 --> 00:12:18,526
‫،این آدما میان پیش من
‫ازم می‌خوان مشکلشونو حل کنم...

201
00:12:18,835 --> 00:12:21,815
‫و حقیقت اینه که، فکر می‌کنم
‫تنها کاری که می‌تونم براشون بکنم اینه که...

202
00:12:22,938 --> 00:12:26,368
‫،تا یه جایی باهاشون راه بیام
‫تو گذر از مسیرهای سخت همراهیشون کنم.

203
00:12:27,118 --> 00:12:29,445
‫فکر نمی‌کنم زندگی هیچکسی
‫بتونه کامل درست بشه...

204
00:12:29,570 --> 00:12:33,176
‫ولی این تو سرشت ماست که
‫سعی کنیم یه معنی براش پیدا کنیم.

205
00:12:33,498 --> 00:12:35,498
‫و بعضی وقتا هم می‌تونیم کمک بگیریم.

206
00:12:35,924 --> 00:12:38,946
‫این مواقع، اگه خوش شانس باشیم
‫یکی اونجا هست...

207
00:12:39,071 --> 00:12:40,321
‫که بتونه بهمون گوش کنه.

208
00:12:41,167 --> 00:12:44,261
‫لازم نیست یه آدم بی‌نقص باشه، یکی که...

209
00:12:44,564 --> 00:12:48,567
‫به اندازه‌ی کافی گند زده باشه
‫که بفهمه ما داریم با چی سر و کله می‌زنیم.

210
00:12:48,808 --> 00:12:50,158
‫یکی مثل تو.

211
00:12:50,825 --> 00:12:53,425
‫- بستگی داره.
‫- نه یکی مثل من.

212
00:12:56,063 --> 00:12:57,063
‫"نه "جینا.

213
00:12:58,461 --> 00:12:59,511
‫نه برای من.

214
00:13:00,719 --> 00:13:01,819
‫دیگه نه.

215
00:13:07,855 --> 00:13:10,255
‫کی به این نتیجه رسیدی؟

216
00:13:10,449 --> 00:13:11,599
‫نمی‌دونم.

217
00:13:13,342 --> 00:13:15,149
‫لطفاً برداشت شخصی نکن.

218
00:13:17,486 --> 00:13:18,486
‫نه...

219
00:13:22,196 --> 00:13:24,705
‫شخصی برداشت نمی‌کنم.

220
00:13:26,434 --> 00:13:27,984
‫می‌دونی، من...

221
00:13:30,351 --> 00:13:32,434
‫فقط ناامید شدم که باز دوباره رسیدیم به اینجا.

222
00:13:33,757 --> 00:13:34,757
‫می‌دونم.

223
00:13:36,993 --> 00:13:37,993
‫می‌دونم.

224
00:13:40,671 --> 00:13:42,671
‫ولی این دفعه فرق داره.

225
00:13:44,692 --> 00:13:46,092
‫من اینکارو با...

226
00:13:46,502 --> 00:13:47,502
‫عصبانیت نمی‌کنم.

227
00:13:48,515 --> 00:13:51,665
‫و به خاطر همه‌ی کارایی
‫که برام کردی ازت ممنونم.

228
00:13:52,076 --> 00:13:54,206
‫- می‌خوام اینو بفهمی.
‫- ممنونم.

229
00:13:54,374 --> 00:13:56,474
‫بذار زیاد کشش ندیم.

230
00:13:57,378 --> 00:13:59,960
‫بعد از جلسه‌ی آخری، دیگه چی میشه گفت؟

231
00:14:01,210 --> 00:14:04,403
‫می‌فهمم.
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که می‌دونی...

232
00:14:04,861 --> 00:14:07,311
‫چرا داری اینکارو می‌کنی.

233
00:14:07,512 --> 00:14:09,511
‫چی باعث شده فکر کنی
‫نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم؟

234
00:14:10,247 --> 00:14:13,165
‫،مشخصه که هفته‌ی پیش برات هزینه داشته
‫یه هزینه زیاد.

235
00:14:13,290 --> 00:14:15,021
‫برای هردوی ما...

236
00:14:19,642 --> 00:14:21,592
‫می‌دونم از یه حدم رد شدم...

237
00:14:22,668 --> 00:14:26,216
‫ولی تو هم این هفته دوتا بیمارت رو از دست دادی.

238
00:14:26,614 --> 00:14:27,617
‫می‌دونم.

239
00:14:27,926 --> 00:14:29,885
‫خب، تا حالا برات پیش اومده...

240
00:14:30,010 --> 00:14:32,860
‫که از اونا به خاطر رفتنشون عصبانی بشی...

241
00:14:32,994 --> 00:14:35,539
‫و اینکه شاید به خاطر همین باشه
‫که تصمیم گرفتی از اینجا هم بری؟

242
00:14:36,589 --> 00:14:39,417
‫- اینطوری یه کم ساده‌ترـه، نه؟
‫- نه.

243
00:14:39,585 --> 00:14:40,685
‫ساده شده‌ش اینه که...

244
00:14:41,049 --> 00:14:43,832
‫از هفته‌ی پیش شروع کردی به زیر سوال بردن
‫ارزش خودت به عنوان یه روانشناس...

245
00:14:43,957 --> 00:14:45,924
‫و آخرش رسیدی به زیر سوال بردن من.

246
00:14:46,092 --> 00:14:47,697
‫من تو رو زیر سوال نمی‌برم.

247
00:14:47,822 --> 00:14:50,722
‫دارم روش تعامل خودم و تو رو زیر سوال می‌برم.

248
00:14:50,847 --> 00:14:53,905
‫فکر نکنم برای هیچکدوممون مناسب باشه.

249
00:14:54,030 --> 00:14:55,861
‫تو همیشه منو زیر سوال می‌بری....

250
00:14:55,986 --> 00:14:57,036
‫سرزنشم می‌کنی.

251
00:14:57,713 --> 00:14:59,305
‫فکر کنم من هرچیزی رو که...

252
00:14:59,430 --> 00:15:02,183
‫،تو کارت باهاش کشمکش داری بهت نشون میدم

253
00:15:02,609 --> 00:15:05,636
‫،مثل محدودیتهای عاطفی
‫،لذتهای به تاخیر افتاده

254
00:15:05,761 --> 00:15:08,919
‫و نه غرق شدن تو عشق یا تمایلت به یه بیمار.

255
00:15:09,044 --> 00:15:11,544
‫تو منو کردی پلیس مرزی...

256
00:15:12,716 --> 00:15:16,258
‫مربی که مانع از این میشه هرچیزی
‫رو که همیشه می‌خواستی به دست بیاری.

257
00:15:16,383 --> 00:15:18,233
‫و به خاطرش ناراحتت کردم.

258
00:15:19,665 --> 00:15:21,965
‫حتماً برات طاقت فرسا بوده که...

259
00:15:23,200 --> 00:15:25,400
‫تمام این سالها نقش مادرمو بازی کنی.

260
00:15:26,289 --> 00:15:29,541
‫اگه اومدم طرفت به خاطر این بود
‫که به مادرم احتیاج داشتم.

261
00:15:29,666 --> 00:15:32,508
‫اگه از دستت عصبانی بودم به خاطر این بود
‫که از دست مادرم عصبانی بودم.

262
00:15:32,633 --> 00:15:35,615
‫راستشو بخوای، نمی‌دونم چطوری تو رو جای اون گذاشتم.

263
00:15:35,740 --> 00:15:38,240
‫،ولی تو اینکارو برام کردی
‫و منو ازش عبور دادی.

264
00:15:39,037 --> 00:15:42,137
‫فقط اینو میگم که دیگه
‫مجبور نیستی اینکارو بکنی.

265
00:15:42,860 --> 00:15:44,190
‫داری آزادم می‌کنی.

266
00:15:46,164 --> 00:15:47,164
‫آره، همینطوره.

267
00:15:51,880 --> 00:15:53,130
‫"می‌دونی، "پائول...

268
00:15:54,576 --> 00:15:56,376
‫اگه باید بری برو.

269
00:15:58,225 --> 00:16:00,748
‫ولی من نگران اینم که شاید
‫به خاطر اینکه تو حمایت از تو...

270
00:16:00,916 --> 00:16:03,709
‫ناامیدت کردم، داری مجازاتم می‌کنی.

271
00:16:03,924 --> 00:16:06,756
‫"ولی تو منو ناامید نکردی "جینا.

272
00:16:08,680 --> 00:16:10,758
‫اینجا پناهگاه من بوده.

273
00:16:11,605 --> 00:16:14,498
‫،هر بخشی از خودم که خوشم نمیاد
‫که ازش خجالت می‌کشم رو...

274
00:16:14,623 --> 00:16:18,118
‫می‌تونستم بیارم اینجا و همیشه هم خوب بوده.

275
00:16:18,454 --> 00:16:21,118
‫فکر می‌کنی ارتباطی بین
‫تموم شدن دادگاهت با...

276
00:16:21,243 --> 00:16:22,937
‫توقف درمانت وجود داره؟

277
00:16:25,577 --> 00:16:27,293
‫مسأله فقط زمان‌ـه.

278
00:16:28,351 --> 00:16:31,512
‫چیزایی که تا مدتهای زیادی
‫بهشون نیاز داشتم عوض شدن.

279
00:16:32,106 --> 00:16:34,380
‫نمی‌تونم مدام بیام پیش تو...

280
00:16:35,774 --> 00:16:38,163
‫برای مادری که بدستش نیاوردم.

281
00:16:39,116 --> 00:16:40,872
‫و تو هم مجبور نیستی اینکارو بکنی.

282
00:16:41,130 --> 00:16:42,932
‫پس از خونه فرار نمی‌کنی؟

283
00:16:43,057 --> 00:16:46,041
‫ترجیح میدم به عنوان یه جابجایی بهش فکر کنم.

284
00:16:46,727 --> 00:16:48,588
‫می‌خوام راهم رو تو دنیا بسازم.

285
00:16:48,816 --> 00:16:51,469
‫- کجا میری؟
‫- جایی نمیرم.

286
00:16:51,594 --> 00:16:54,344
‫هنوزم می‌خوام روانشناس بمونم...

287
00:16:55,576 --> 00:16:57,764
‫شاید همشو جلسات خصوصی نذارم.

288
00:16:59,728 --> 00:17:03,732
‫بعضی وقتا با یه بیمار تو اتاق می‌شینم و حس می‌کنم...

289
00:17:04,604 --> 00:17:07,854
‫نمی‌دونم...
‫حس می‌کنم دوتا موش هستیم...

290
00:17:08,545 --> 00:17:10,568
‫- که پاهامون تو تله گیر افتاده.
‫- اوه، خدایا.

291
00:17:12,621 --> 00:17:14,321
‫حس وحشتناکی‌ـه.

292
00:17:14,842 --> 00:17:16,065
‫شاید مشکل صندلی‌ـه.

293
00:17:18,168 --> 00:17:20,870
‫از اون صندلی متنفرم.

294
00:17:21,257 --> 00:17:23,289
‫- می‌تونی یه صندلی جدید بخری.
‫- خریدم.

295
00:17:23,720 --> 00:17:27,364
‫تو فروشگاه که خوب بود.
‫ولی یه چیزی که درمورد صندلی هست...

296
00:17:27,489 --> 00:17:30,456
‫هیچوقت واقعاً نمی‌دونی تا وقتی
‫که ۴۰ ساعت در هفته...

297
00:17:30,581 --> 00:17:33,063
‫تا یه ماه روش بشینی...

298
00:17:33,467 --> 00:17:35,927
‫،ماه ها و ماه ها
‫و تا اون موقع دیگه خیلی دیر شده.

299
00:17:36,170 --> 00:17:38,470
‫می‌خوای سرپا جلساتت رو برگزار کنی؟

300
00:17:39,793 --> 00:17:40,621
‫شاید.

301
00:17:41,391 --> 00:17:44,667
‫،شاید یه کار گروهی لازم داشته باشم
‫اینطوری حداقل وقتی یه بیمار میره...

302
00:17:44,792 --> 00:17:47,728
‫می‌تونم برم تو سالن و با
‫یه سری آدمای دیگه...

303
00:17:47,853 --> 00:17:51,651
‫درمورد سیاست و کتاب و
‫هرچیز دیگه‌ای حرف بزنم.

304
00:17:52,289 --> 00:17:54,070
‫راجع به نظارت فکر کردی؟

305
00:17:54,470 --> 00:17:56,106
‫فکر نکنم...

306
00:17:56,785 --> 00:17:59,353
‫در حال حاضر تو جایگاهی از زندگیم باشم
‫"که ازم اطاعت کنن "جینا.

307
00:17:59,478 --> 00:18:01,728
‫فکر کنم ناظر خوبی بشی.

308
00:18:01,853 --> 00:18:05,040
‫نسبت به شاگردات حس دلسوزی داری.

309
00:18:05,165 --> 00:18:08,459
‫و بیشترین چیزی که تو یه ناظر به چشم میاد
‫اینه که تا چه حد ارزشمند باشه.

310
00:18:09,242 --> 00:18:13,246
‫کاملاً مطمئنم تو این مسأله
‫هیچ موردی تو رو شوکه یا غافلگیر نمی‌کنه.

311
00:18:13,852 --> 00:18:16,709
‫اینطوری باعث میشه یه
‫روانشناس تازه‌کار احساس امنیت کنه.

312
00:18:16,834 --> 00:18:18,284
‫شاید حق با تو باشه.

313
00:18:19,229 --> 00:18:21,479
‫یه چیزی که فهمیدم...

314
00:18:22,871 --> 00:18:25,059
‫اینه که فقط باید با آدمای بیشتری باشم.

315
00:18:25,642 --> 00:18:28,392
‫لازم نیست تو کارم وقفه بندازم.

316
00:18:30,667 --> 00:18:32,267
‫لازم‌ـه که...

317
00:18:33,036 --> 00:18:34,786
‫از این، فاصله بگیرم.

318
00:18:36,486 --> 00:18:39,115
‫می‌دونی؟ باید دست از موشکافی...

319
00:18:39,615 --> 00:18:40,875
‫زندگیم بردارم.

320
00:18:41,481 --> 00:18:43,281
‫باید زندگی کنم.

321
00:18:44,852 --> 00:18:46,552
‫باید بذاری من برم.

322
00:18:48,759 --> 00:18:50,809
‫خب، بخشی از منم دوست داره اینکارو بکنه.

323
00:18:52,049 --> 00:18:54,049
‫فقط نگران زمان بندی اونم.

324
00:18:54,400 --> 00:18:57,750
‫هنوز عزاداری. تنهایی. مجردی.

325
00:18:58,798 --> 00:19:01,542
‫خارج از حیطه‌ی کاریت
‫زندگی نداری.

326
00:19:01,667 --> 00:19:03,764
‫داری از من حرف می‌زنی
‫یا از خودت "جینا"؟

327
00:19:05,606 --> 00:19:07,206
‫از تو دارم حرف می‌زنم.

328
00:19:08,979 --> 00:19:11,281
‫این هفته اتفاق دیگه‌ای هم افتاده؟

329
00:19:13,563 --> 00:19:15,985
‫- منظورت چیه؟
‫- با کسی آشنا شدی؟

330
00:19:18,168 --> 00:19:20,718
‫- چرا این فکرو می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم.

331
00:19:24,630 --> 00:19:27,204
‫این هفته وقتی منتظر گرفتن قهوه بودم...

332
00:19:29,149 --> 00:19:30,702
‫با یه نفر حرف زدم.

333
00:19:30,827 --> 00:19:32,777
‫من تو راه مترو بودم...

334
00:19:33,827 --> 00:19:34,827
‫و...

335
00:19:36,435 --> 00:19:38,257
‫اونم تو راه باشگاه.

336
00:19:38,587 --> 00:19:40,633
‫از چیا حرف زدین؟

337
00:19:40,758 --> 00:19:43,058
‫بهش گفتم شبیه دونده‌هاست.

338
00:19:44,358 --> 00:19:46,891
‫این بهترین بخش دویدن‌ـه.

339
00:19:47,805 --> 00:19:48,955
‫و منم گفتم...

340
00:19:49,263 --> 00:19:52,246
‫،این کتابو می‌شناسی
‫"خاطرات دویدن؟"

341
00:19:52,546 --> 00:19:55,485
‫- من نمی‌شناسم.
‫- اونم نمی‌شناخت، ولی...

342
00:19:57,380 --> 00:19:59,987
‫خیلی خوب بود که وایسادم و...

343
00:20:00,155 --> 00:20:01,989
‫فقط درمورد کتاب باهاش حرف زدم...

344
00:20:02,979 --> 00:20:03,979
‫می‌دونی؟

345
00:20:06,331 --> 00:20:10,331
‫کلی ذوق کردم که داستانشو لو دادم
‫همه رو براش تعریف کردم.

346
00:20:10,499 --> 00:20:13,499
‫- درمورد چی بود؟
‫- درمورد رستگاری...

347
00:20:14,664 --> 00:20:15,669
‫فکر کنم.

348
00:20:16,936 --> 00:20:19,506
‫و برنامه‌ای داری این خانم رو دوباره ببینی؟

349
00:20:20,301 --> 00:20:21,701
‫اسمش "وندی"ـه.

350
00:20:22,983 --> 00:20:24,783
‫تو یه محله زندگی می‌کنیم.

351
00:20:25,544 --> 00:20:28,747
‫مطمئنم بازم به هم برخورد می‌کنیم.

352
00:20:34,294 --> 00:20:35,294
‫تو چی؟

353
00:20:36,335 --> 00:20:37,335
‫من چی؟

354
00:20:38,027 --> 00:20:39,902
‫امشب قرار داری؟

355
00:20:40,550 --> 00:20:43,000
‫به خاطر همین این لباسو پوشیدی؟

356
00:20:44,054 --> 00:20:45,604
‫- آره.
‫- می‌دونستم.

357
00:20:48,352 --> 00:20:49,870
‫کیه این آدم خوش شانس؟

358
00:20:52,980 --> 00:20:53,980
‫درسته.

359
00:20:54,983 --> 00:20:55,983
‫محدودیتها...

360
00:20:57,106 --> 00:20:58,656
‫تا آخرین لحظه.

361
00:20:59,951 --> 00:21:02,254
‫"تو روانشناس فوق‌العاده‌ای هستی "جینا.

362
00:21:03,398 --> 00:21:05,886
‫بدون تو جون سالم به در نمی‌بردم.

363
00:21:08,373 --> 00:21:09,373
‫ممنونم.

364
00:21:22,148 --> 00:21:24,833
‫پائول"، موضوع اینه که"...

365
00:21:25,529 --> 00:21:28,329
‫"باید بهت بگم "در اینجا همیشه به روت بازه...

366
00:21:29,570 --> 00:21:31,245
‫ولی نمی‌خوام اینو بگم.

367
00:21:34,197 --> 00:21:35,347
‫می‌فهمم.

368
00:21:44,176 --> 00:21:45,177
‫پس...

369
00:21:47,408 --> 00:21:48,658
‫وقتمون تموم‌ـه.

370
00:21:49,911 --> 00:21:50,911
‫موفق باشی.

371
00:21:56,912 --> 00:22:03,912
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

