1
00:00:04,626 --> 00:00:05,626
‫ببخشید.

2
00:00:15,403 --> 00:00:16,503
‫بذار ببینم...

3
00:00:17,977 --> 00:00:19,227
‫فکر کنم...

4
00:00:20,398 --> 00:00:21,548
‫اینجا خالی ـه؟

5
00:00:22,885 --> 00:00:24,940
‫- اینجا، اینجا خالی ـه؟
‫- البته.

6
00:00:25,541 --> 00:00:26,541
‫ممنون.

7
00:00:28,913 --> 00:00:30,013
‫میشه اینو بگیرین؟

8
00:00:31,062 --> 00:00:32,212
‫عالیه.

9
00:00:33,105 --> 00:00:34,105
‫عالیه. ممنون.

10
00:00:35,775 --> 00:00:36,875
‫اینم از این.

11
00:00:38,523 --> 00:00:39,528
‫اوه، پسر.

12
00:00:43,104 --> 00:00:44,704
‫اوه، پسر، از من می‌شنوی...

13
00:00:45,335 --> 00:00:46,385
‫میگم عجب روزی ـه.

14
00:00:47,543 --> 00:00:49,743
‫- خیلی ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

15
00:00:53,068 --> 00:00:54,178
‫اوضاع چطوره؟

16
00:00:54,820 --> 00:00:56,270
‫خوب. خوبه، ممنون.

17
00:00:57,142 --> 00:00:58,058
‫می‌دونی...

18
00:00:58,183 --> 00:01:01,383
‫فکر می‌کردم قطارهای بعدازظهر
‫باید خلوت‌تر باشن.

19
00:01:02,461 --> 00:01:04,761
‫- چمعه بدترین روز هفته‌ست.
‫- البته.

20
00:01:05,538 --> 00:01:08,488
‫هرچی بیشتر طولش بدی شلوغتر میشه.

21
00:01:08,986 --> 00:01:10,047
‫البته.

22
00:01:10,172 --> 00:01:12,172
‫و تا وقتی برسیم واشنگتن...

23
00:01:12,572 --> 00:01:14,472
‫من همینطور می‌شینم کنارت.

24
00:01:17,081 --> 00:01:18,381
‫شوخی می‌کنم.

25
00:01:19,053 --> 00:01:20,753
‫شوخی بود. جسارت نشه.

26
00:01:21,713 --> 00:01:24,250
‫روانشناس احمقم بهم میگه
‫همچین حرفایی بزنم.

27
00:01:25,570 --> 00:01:26,924
‫ولی اون چی می‌دونه؟

28
00:01:27,049 --> 00:01:29,800
‫پارسال بهم گفت باید زنم رو ترک کنم.

29
00:01:29,925 --> 00:01:32,075
‫حالا دیگه کی برام مونده که باهاش حرف بزنم؟

30
00:01:32,560 --> 00:01:34,051
‫غریبه‌های تو قطار.

31
00:01:36,720 --> 00:01:38,740
‫خب، تو چیکار می‌کنی؟

32
00:01:40,788 --> 00:01:41,938
‫من تو کار خرید و فروشم.

33
00:01:46,033 --> 00:01:54,358
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

34
00:02:20,176 --> 00:02:24,176
‫- چه کار خوبی با اینجا کردی.
‫- سعی کردم یه خرده بهش روح بدم.

35
00:02:25,790 --> 00:02:29,558
‫- بشین.
‫- گوش کن، ازت ممنونم که قسمتی از...

36
00:02:29,683 --> 00:02:31,933
‫وقتت رو به من دادی که ببینمت.
‫می‌دونم که واقعاً...

37
00:02:32,583 --> 00:02:34,333
‫وقعاً سرت شلوغه.

38
00:02:34,790 --> 00:02:36,240
‫من همیشه می‌دیدمت.

39
00:02:40,160 --> 00:02:43,446
‫خب، نگرانت شده بودم.
‫مدتی ـه ازت خبر نداشتم.

40
00:02:43,571 --> 00:02:44,721
‫آره، می‌دونم.

41
00:02:46,972 --> 00:02:49,168
‫زیاد نمی‌تونم ارتباطم رو با کسی حفظ کنم.

42
00:02:49,499 --> 00:02:51,229
‫نه، می‌دونم تو هم دلایل خودت رو داری.

43
00:02:52,230 --> 00:02:53,450
‫خیلی اتفاقا افتاده، می‌دونی؟

44
00:02:56,587 --> 00:02:59,178
‫وکیلم بهت زنگ زد؟

45
00:02:59,346 --> 00:03:00,446
‫آره، زنگ زد.

46
00:03:01,250 --> 00:03:02,953
‫خیلی متاسفم پائول.

47
00:03:03,078 --> 00:03:04,867
‫داشتن بیماری که بمیره، وحشتناکه.

48
00:03:04,992 --> 00:03:07,352
‫ولی بعدش داشتن خانواده‌ای که ازت شکایت کنن..

49
00:03:07,545 --> 00:03:10,594
‫بهت گفت که ازت می‌خواد
‫چه جور شهادتی بدی؟

50
00:03:10,719 --> 00:03:12,608
‫آره. قراره احضار بشم.

51
00:03:12,803 --> 00:03:15,319
‫گرچه مطمئن نیستم تا چه حد می‌تونم مفید باشم.

52
00:03:17,033 --> 00:03:19,308
‫ازم می‌خوان که یه جوری...

53
00:03:19,581 --> 00:03:22,075
‫مشکلم رو از طریق تو حل کنم.

54
00:03:22,243 --> 00:03:25,579
‫"تو که تا بعد از مرگ "الکس
‫زیاد درموردش باهام حرف نزدی.

55
00:03:25,770 --> 00:03:27,600
‫بهشون گفتم تو اونجا نبودی.

56
00:03:27,725 --> 00:03:30,751
‫ممکن نیست بدونی که آیا من اونو
‫تحت مراقبت صحیح قرار دادم یا نه.

57
00:03:31,881 --> 00:03:33,804
‫اصلاً یادداشت برنداشتی نه؟

58
00:03:33,929 --> 00:03:36,089
‫نه من به یادداشت کردن احتیاج دارم نه تو.

59
00:03:36,408 --> 00:03:38,342
‫یادداشت برنداشتن من بوده که اونو به کشتن داده؟

60
00:03:39,752 --> 00:03:42,080
‫"من ۱۵ ساله که چیزی نمی‌نویسم "جینا.

61
00:03:42,205 --> 00:03:44,890
‫باید همه‌ی بیمارام رو به چشم کسی ببینم
‫که می‌خواد خودکشی کنه؟

62
00:03:45,058 --> 00:03:47,893
‫- چرا بهش میگی خودکشی؟
‫- مگه همه همینطور فکر نمی‌کنن؟

63
00:03:48,518 --> 00:03:50,896
‫نه، پائول. تنها چیزی که همه
‫باید بدونن اینه که اون مُرده.

64
00:03:51,064 --> 00:03:54,464
‫هم می‌تونی بگی خودشو کشته
‫هم اینکه من کشتمش. انتخاب با خودته.

65
00:03:56,677 --> 00:03:59,665
‫هر اتفاقی هم که تو طول درمان
‫بین تو و "الکس" افتاده باشه...

66
00:03:59,790 --> 00:04:01,290
‫تو اونو نکشتی.

67
00:04:02,387 --> 00:04:04,994
‫داشتی سعی می‌کردی کمکش کنی.
‫اون درمانش رو نیمه کاره گذاشت.

68
00:04:05,119 --> 00:04:06,969
‫هواپیماش سقوط کرد و مُرد.

69
00:04:07,696 --> 00:04:09,669
‫این اتفاقات پشت سر هم افتاده...

70
00:04:09,794 --> 00:04:12,072
‫- ولی به هم ارتباطی ندارن.
‫- می‌دونم.

71
00:04:12,197 --> 00:04:14,565
‫می‌دونم که می‌دونی.
‫دارم بهت میگم که گوش کنی.

72
00:04:14,690 --> 00:04:16,740
‫می‌دونی چیه؟ اینو هم می‌دونستم.

73
00:04:20,630 --> 00:04:22,086
‫وقتی یه نفر می‌میره...

74
00:04:23,976 --> 00:04:25,676
‫براش یه توضیح می‌خوای.

75
00:04:26,817 --> 00:04:28,433
‫ولی دیگه فایده نداره.

76
00:04:31,980 --> 00:04:33,980
‫نمی‌دونم کی ممکنه باشه.
‫ببخشید.

77
00:04:38,399 --> 00:04:40,208
‫متاسفم "جینا". لنزم رو جا گذاشتم.

78
00:04:40,333 --> 00:04:43,283
‫اوه، بیا تو.
‫من که ندیدمش ولی خودت یه نگاهی بنداز.

79
00:04:45,359 --> 00:04:46,359
‫"پائول".

80
00:04:47,578 --> 00:04:48,646
‫"تامی".

81
00:04:52,197 --> 00:04:53,297
‫حالت چطوره؟

82
00:04:53,793 --> 00:04:54,865
‫خوبم.

83
00:04:55,316 --> 00:04:56,316
‫تو چطوری؟

84
00:04:57,816 --> 00:05:00,142
‫سرمو انداختم پایین اومدم داخل. متاسفم.

85
00:05:00,267 --> 00:05:02,545
‫نه، "پائول" فقط یه دوسته. بیمارم نیست.

86
00:05:02,670 --> 00:05:05,470
‫،لنزهام رو جا گذاشتم
‫یا حداقل امیدوارم همینجا جا گذاشته باشم.

87
00:05:05,954 --> 00:05:07,204
‫ایناهاش.

88
00:05:10,312 --> 00:05:12,062
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

89
00:05:12,777 --> 00:05:16,760
‫- فکرشو بکن، بعد از این همه سال.
‫- آره، خیلی وقت گذشته.

90
00:05:17,516 --> 00:05:19,066
‫- خوش تیپی.
‫- تو هم همینطور.

91
00:05:19,191 --> 00:05:21,191
‫متاسفم. باید زنگ می‌زدم.

92
00:05:23,437 --> 00:05:24,437
‫خداحافظ.

93
00:05:24,562 --> 00:05:26,462
‫- خداحافظ.
‫- هفته‌ی بعد می‌بینمت.

94
00:05:31,224 --> 00:05:32,789
‫خوشحالم که لبخندتو می‌بینم.

95
00:05:33,771 --> 00:05:35,915
‫داشتم فراموش می‌کردم که
‫این شهر چقدر کوچیکه.

96
00:05:36,040 --> 00:05:37,794
‫تامی کنت" بود، درسته؟"

97
00:05:38,273 --> 00:05:39,973
‫الان دیگه "تامی مزیک" ـه.

98
00:05:44,542 --> 00:05:47,103
‫،تو یه خیابون بزرگ شدیم
‫ده دقیقه تا اینجا فاصله داره.

99
00:05:47,228 --> 00:05:48,378
‫اون...

100
00:05:49,948 --> 00:05:52,498
‫- دوباره داری مریض ویزیت می‌کنی؟
‫- آره.

101
00:05:55,354 --> 00:05:57,239
‫فکر کردم الان دیگه نویسنده شده باشی.

102
00:05:57,364 --> 00:05:59,941
‫تازه یه کتاب نوشتم.
‫ولی مثل اینکه مردم ازش خوششون اومده.

103
00:06:01,758 --> 00:06:03,778
‫بازخورداشو دیدم. خیلی خوششون اومده.

104
00:06:03,946 --> 00:06:05,780
‫فرصت نکردی بخونیش؟

105
00:06:07,013 --> 00:06:08,913
‫"راستشو بگم "جینا...

106
00:06:11,017 --> 00:06:13,455
‫فکر نکنم هنوز آمادگی خوندنش رو داشته باشم.

107
00:06:14,615 --> 00:06:16,249
‫- می‌دونی که منظورم چیه؟
‫- آره..

108
00:06:17,431 --> 00:06:18,831
‫از نویسندگی لذت می‌بردم...

109
00:06:18,956 --> 00:06:21,838
‫ولی حس کردم به اندازه‌ی کافی
‫وقتم رو تو تنهایی گذروندم.

110
00:06:23,416 --> 00:06:25,049
‫تا حالا تنها زندگی کردی؟

111
00:06:26,839 --> 00:06:28,964
‫این اولین باره که...

112
00:06:29,265 --> 00:06:30,852
‫تا...

113
00:06:32,487 --> 00:06:35,098
‫تا ابد تنها زندگی می‌کنم.

114
00:06:35,964 --> 00:06:40,122
‫باورت میشه؟ ۵۳ سالمه و تا حالا
‫هیچوقت تنهایی زندگی نکردم.

115
00:06:41,485 --> 00:06:44,569
‫یه کم وقت می‌بره تا بهش عادت کنی.
‫ولی جنبه‌های خوبی هم داره.

116
00:06:52,475 --> 00:06:55,226
‫جینا"، درمورد این دادخواهی"...

117
00:06:55,602 --> 00:06:57,602
‫می‌خوام بهشون بگم که...

118
00:06:57,734 --> 00:07:01,306
‫تو هر کاری که تونستی تو طول درمان
‫برای بیمارت انجام دادی...

119
00:07:01,431 --> 00:07:03,966
‫و اگه حس می‌کردی کوچکترین خطری براش داره...

120
00:07:04,091 --> 00:07:07,648
‫هرکاری می‌کردی که اونو
‫از پرواز دوباره منصرف کنی.

121
00:07:07,649 --> 00:07:08,649
‫خیلی خوبه.

122
00:07:08,650 --> 00:07:09,810
‫ممنونم.

123
00:07:10,595 --> 00:07:12,176
‫فکر می‌کنی کمک کنه؟

124
00:07:12,301 --> 00:07:14,660
‫فکر نکنم اصلاً مهم باشه
‫که تو چی میگی.

125
00:07:14,785 --> 00:07:17,059
‫اونا هم کارشناسایی دارن.
‫و نمی‌دونن...

126
00:07:17,184 --> 00:07:20,006
‫- که دارن از چی حرف می‌زنن.
‫- منظورت چیه که نمی‌دونن از چی حرف می‌زنن؟

127
00:07:20,131 --> 00:07:22,390
‫کل پرونده قراره توسط کسایی بررسی بشه...

128
00:07:22,515 --> 00:07:24,651
‫که اصلاً خبر ندارن تو اون اتاق چی گذشته.

129
00:07:24,961 --> 00:07:27,189
‫بعدش هم هیئت نظارت اخلاقی
‫مجوزم رو باطل می‌کنه...

130
00:07:27,314 --> 00:07:30,364
‫چون این کم هزینه‌ترین راه
‫برای حل و فصل موضوع ـه.

131
00:07:31,483 --> 00:07:33,733
‫پولی هم ندارم که جلوی اینکارو بگیرم.

132
00:07:33,921 --> 00:07:37,404
‫اگه هیئت منصفه براشون بیشتر از
‫سه میلیون خسارت در نظر بگیره...

133
00:07:37,529 --> 00:07:41,170
‫باید اعلام ورشکستگی کنم.
‫آپارتمانم رو تو بروکلین و هرچی رو که...

134
00:07:41,295 --> 00:07:44,963
‫بعد از هزینه‌ی بچه‌ها
‫و نفقه تو دستم می‌مونه از دست میدم.

135
00:07:45,515 --> 00:07:48,028
‫بروکلین؟ رفتی بروکلین؟

136
00:07:48,348 --> 00:07:50,734
‫و "کیت" و بچه‌ها هنوز اینجا هستن؟

137
00:07:50,859 --> 00:07:53,195
‫می‌دونی چیه؟
‫من اینطور بهش نگاه می‌کنم که...

138
00:07:53,320 --> 00:07:56,354
‫می‌تونن مجوزم رو بگیرن.
‫می‌تونن شغلم رو ازم بگیرن.

139
00:07:56,479 --> 00:07:57,979
‫من یه آدم تحصیلکرده هستم.

140
00:07:58,262 --> 00:08:01,729
‫می‌تونم هروقت بخوام یه کار...

141
00:08:02,032 --> 00:08:04,198
‫آبرومند انجام بدم یا ندم.

142
00:08:04,738 --> 00:08:07,803
‫برام مهم نیست.
‫دیگه برام مهم نیست.

143
00:08:08,023 --> 00:08:11,539
‫حقیقت اینه که خسته شدم از
‫اینکه هرروز هرروز بشینم...

144
00:08:11,664 --> 00:08:15,492
‫روی صندلی و به مشکلات مردم گوش بدم.

145
00:08:16,034 --> 00:08:17,034
‫اوه، پسر.

146
00:08:25,648 --> 00:08:26,648
‫متاسفم.

147
00:08:32,388 --> 00:08:34,913
‫کیت" و بچه‌ها هنوز اینجا هستن".

148
00:08:37,519 --> 00:08:39,821
‫لن" میره کالج".

149
00:08:41,305 --> 00:08:43,155
‫منم شدم یکی از اون...

150
00:08:43,806 --> 00:08:46,589
‫باباهای خونه به دوش.
‫بچه‌ها رو آخر هفته‌ها می‌بینم.

151
00:08:47,242 --> 00:08:48,484
‫حتماً سخته.

152
00:08:51,692 --> 00:08:55,690
‫دانشگاه بهم پیشنهاد کرسی استادی داده.
‫امیدوار بودم که...

153
00:08:56,892 --> 00:09:00,746
‫- برام یه شروع تازه باشه.
‫- انگار حرفای جدیدی برای شنیدن هست.

154
00:09:00,914 --> 00:09:03,364
‫- نه، حرف جدیدی نیست.
‫- می‌دونم.

155
00:09:07,417 --> 00:09:09,386
‫چرا داریم این کارو می‌کنیم "جینا"؟

156
00:09:10,466 --> 00:09:13,259
‫از نشستن روی صندلی خسته نمیشی؟

157
00:09:16,843 --> 00:09:18,943
‫به خاطر همین دو سال به خودم مرخصی دادم.

158
00:09:22,080 --> 00:09:24,130
‫دفتر کارم همون اتاق نشیمن ـه...

159
00:09:25,294 --> 00:09:27,481
‫پس درواقع هیچوقت از شرشون خلاص نمیشم.

160
00:09:27,650 --> 00:09:30,229
‫وسایلشون رو روی مبل جا می‌ذارن.
‫همونطور که روی مبل کتاب می‌خونم یا می‌خوابم...

161
00:09:30,354 --> 00:09:33,779
‫گوشواره‌ی یه نفر یا یه سالنامه رو
‫روی زمین پیدا می‌کنم.

162
00:09:33,947 --> 00:09:36,197
‫تو نشیمن می‌خوابی؟

163
00:09:36,814 --> 00:09:39,056
‫جای راحتی ـه برای خوابیدن.

164
00:09:41,076 --> 00:09:42,543
‫محض اطمینان برای روزایی آماده کردم...

165
00:09:42,668 --> 00:09:45,807
‫که "رزی" یا "مکس" بیان دیدنم.

166
00:09:47,602 --> 00:09:49,962
‫بهت گفتم "رزی" کم کم دیگه
‫داره دنبال کالج خوب می‌گرده؟

167
00:09:50,467 --> 00:09:51,467
‫"و "مکس...

168
00:09:52,381 --> 00:09:56,135
‫،مکس" از این ملاقات‌ها خوشش میاد"
‫که یه جور نشونه‌ از وجود مازوخیسم (لذت بردن از درد) در اونه.

169
00:09:57,569 --> 00:10:00,116
‫بهش قول دادم اگه همیشه...

170
00:10:01,455 --> 00:10:03,305
‫بیاد دیدنم، می‌برمش بازی.

171
00:10:06,511 --> 00:10:09,523
‫- فکر می‌کنی تاثیری هم داره؟
‫- البته که داره.

172
00:10:10,358 --> 00:10:12,943
‫فقط یه کم زمان نیاز داری...

173
00:10:14,777 --> 00:10:17,894
‫که یه رستوران خوب پیدا کنی
‫که خودت و بچه‌ها برین اونجا...

174
00:10:18,019 --> 00:10:19,669
‫یه کم کارای روزمره رو انجام بدی.

175
00:10:20,725 --> 00:10:23,037
‫"فکر نکنم مدت زیادی رو تنها بمونی "پائول.

176
00:10:24,630 --> 00:10:26,280
‫ولی می‌خوام تنها باشم.

177
00:10:27,844 --> 00:10:29,615
‫پارسال فرصتش رو داشتم...

178
00:10:30,671 --> 00:10:34,173
‫و از دستش دادم.
‫دوباره اون خطر رو تکرار نمی‌کنم.

179
00:10:34,341 --> 00:10:35,233
‫خطر؟

180
00:10:35,358 --> 00:10:38,340
‫خطر دیدن اینکه چقدر می‌تونستم خوشبخت باشم.

181
00:10:38,624 --> 00:10:42,569
‫خطر اینکه یه نفر منو بخواد.
‫خطر شاد بودن.

182
00:10:42,694 --> 00:10:43,744
‫نه، ممنون.

183
00:10:44,730 --> 00:10:47,061
‫حقیقت اینه که، من هنوزم عصبانیم.

184
00:10:48,238 --> 00:10:49,521
‫بعد از این همه سال...

185
00:10:55,812 --> 00:10:58,948
‫فکر می‌کردم اومدم قضیه‌ی استشهاد رو حل کنم.

186
00:10:59,525 --> 00:11:01,125
‫چرا نیومدی اینجا؟

187
00:11:09,569 --> 00:11:11,019
‫به یه کم نظم...

188
00:11:11,983 --> 00:11:13,278
‫"تو زندگیم احتیاج داشتم، "جینا.

189
00:11:14,192 --> 00:11:16,692
‫باید برام توضیح بدی که
‫چطور اجازه دادم این...

190
00:11:16,948 --> 00:11:18,926
‫"به اصطلاح، عشق "لورا...

191
00:11:19,347 --> 00:11:22,497
‫انقدر کورم کرد که به بیمارم احتیاج پیدا کنم.

192
00:11:23,181 --> 00:11:24,796
‫الکس" از "لورا" برای رسیدن به من استفاده کرد".

193
00:11:24,921 --> 00:11:28,421
‫همون موقع دوره‌ی درمانش تموم شده بود.
‫ازش متنفرم. واقعاً ازش متنفرم.

194
00:11:28,870 --> 00:11:30,854
‫- به احساساتم اجازه دادم که...
‫- عشقت.

195
00:11:31,022 --> 00:11:32,417
‫باشه، عشقم به...

196
00:11:32,542 --> 00:11:34,776
‫به "لورا"، که، ضمناً...

197
00:11:34,901 --> 00:11:37,528
‫هیچوقت عشقم رو از نظر جسمی...

198
00:11:39,101 --> 00:11:41,351
‫- اظهار نکردم...
‫- زیبا.

199
00:11:41,942 --> 00:11:43,461
‫آره، زیبا بود.

200
00:11:43,586 --> 00:11:46,161
‫- انقدر حرف تو دهن من نذار.
‫- ببخشید.

201
00:11:46,329 --> 00:11:48,418
‫وقتی زنگ زدی، خواستی
‫اگه میشه با هم حرف بزنیم.

202
00:11:48,543 --> 00:11:49,915
‫دوستا اینطوری با هم حرف می‌زنن.

203
00:11:50,502 --> 00:11:52,084
‫فکر نکنم هیچ دوستی داشته باشم.

204
00:11:52,252 --> 00:11:54,920
‫خیلی بد ـه که سگ نداری.
‫یه جورایی کمک میشد.

205
00:11:56,005 --> 00:11:57,559
‫خدایا. میشه بس کنی؟

206
00:11:59,623 --> 00:12:01,723
‫می‌خوای چیکار کنم، "پائول"؟

207
00:12:05,895 --> 00:12:08,331
‫ازت می‌خوام بهم بگی چیکار کنم.

208
00:12:10,792 --> 00:12:11,992
‫می‌خوام بدونم...

209
00:12:13,620 --> 00:12:14,720
‫راجع به تمام این قضایا...

210
00:12:16,113 --> 00:12:17,363
‫چه حسی دارم.

211
00:12:17,771 --> 00:12:19,871
‫- درمورد چی؟
‫- همه‌چی.

212
00:12:21,932 --> 00:12:23,934
‫هرچیزی که تو زندگیمه.

213
00:12:25,080 --> 00:12:26,774
‫نمی‌دونی چه حسی داری؟

214
00:12:32,029 --> 00:12:35,379
‫- نمی‌دونم چه حسی دارم.
‫- و به خاطر همین اینجایی؟

215
00:12:40,015 --> 00:12:41,665
‫"به کمکت نیاز دارم "جینا.

216
00:12:49,909 --> 00:12:53,459
‫- خب، وقتی درمان "الکس" رو متوقف کردی...
‫- نه، خودش متوقف کرد.

217
00:12:54,468 --> 00:12:58,150
‫با لباس نظامی جلوی در ظاهر شد.
‫از قبل تصمیمش رو گرفته بود.

218
00:12:59,631 --> 00:13:01,631
‫خیلی خب، وقتی اون درمانش رو متوقف کرد...

219
00:13:02,175 --> 00:13:04,531
‫حس کردی که تو کارت شکست خوردی؟

220
00:13:04,699 --> 00:13:06,141
‫- نه.
‫- خوبه.

221
00:13:06,782 --> 00:13:09,482
‫اومد پیش من چون از پرواز کردن می‌ترسید.

222
00:13:09,737 --> 00:13:11,656
‫و درمانش رو متوقف کرد...

223
00:13:11,781 --> 00:13:14,291
‫چون احساس کرده بود
‫که آماده‌ی برگشتن ـه.

224
00:13:14,459 --> 00:13:16,299
‫پس تو مقصودش رو از درمان می‌دونستی.

225
00:13:17,292 --> 00:13:19,629
‫و آیا تو قصد دیگه‌ای رو از
‫درمان اون دنبال می‌کردی؟

226
00:13:20,949 --> 00:13:23,424
‫- بله. همینطوره.
‫- قصدت چی بود؟

227
00:13:23,549 --> 00:13:25,199
‫می‌دونی، امیدوار بودم...

228
00:13:26,446 --> 00:13:29,097
‫امیدوار بودم که بتونه
‫خودش رو ببخشه به خاطر...

229
00:13:29,321 --> 00:13:31,299
‫- به خاطر چی؟
‫- به خاطر کاری که کرده بود.

230
00:13:31,424 --> 00:13:34,024
‫- تو یه مدرسه بمب انداخته بود.
‫- درسته.

231
00:13:34,934 --> 00:13:36,563
‫و تونسته بود خودش رو ببخشه؟

232
00:13:36,739 --> 00:13:39,424
‫نمی‌دونم. آدما اصلاً خودشون رو هم می‌بخشن؟

233
00:13:39,549 --> 00:13:43,403
‫،می‌دونم که همیشه از این موضوع حرف می‌زنیم
‫ولی آدما واقعاً خودشون رو می‌بخشن؟

234
00:13:44,213 --> 00:13:45,213
‫بعضی وقتا.

235
00:13:45,697 --> 00:13:46,997
‫بعضی وقتا، آره.

236
00:13:49,441 --> 00:13:50,869
‫چقدر طول می‌کشه؟

237
00:13:53,248 --> 00:13:54,248
‫تو...

238
00:13:55,571 --> 00:13:59,321
‫تا حالا از کاری حرف زدی که
‫نتونسته باشی درموردش خودت رو ببخشی؟

239
00:13:59,446 --> 00:14:02,281
‫،چی؟ مثل شکستن پیمان ازدواجم
‫یا نابود کردن زندگی بچه‌هام...

240
00:14:02,406 --> 00:14:05,871
‫یا نداشتن شغلی که
‫بتونم باهاش مادرم رو نجات بدم...

241
00:14:05,996 --> 00:14:08,512
‫یا توجه پدرم رو جلب کنم؟

242
00:14:08,680 --> 00:14:10,222
‫میشه شامل اینا هم باشه.

243
00:14:10,486 --> 00:14:11,848
‫داری مسخره‌م می‌کنی؟

244
00:14:13,518 --> 00:14:15,518
‫چرا که نه؟ هردومون باید بخندیم.

245
00:14:17,031 --> 00:14:18,131
‫ولی من نمی‌تونم.

246
00:14:18,530 --> 00:14:20,503
‫خب، ادامه بده...

247
00:14:21,469 --> 00:14:24,410
‫به خرابکاری‌های زندگیم بخند.

248
00:14:30,738 --> 00:14:32,118
‫نوشیدنی می‌خوای؟

249
00:14:35,605 --> 00:14:37,321
‫البته. چرا که نه؟

250
00:14:39,236 --> 00:14:41,636
‫،این یه بازی ـه
‫نه جلسه‌ی مشاوره، مگه نه؟

251
00:14:42,448 --> 00:14:45,048
‫- ودکا خوبه؟
‫- آره، عالیه.

252
00:14:48,402 --> 00:14:50,652
‫- فقط نوشابه دارم.
‫- اونم خوبه.

253
00:14:59,768 --> 00:15:01,392
‫خب...

254
00:15:02,739 --> 00:15:03,989
‫به سلامتی دوستای قدیمی.

255
00:15:05,166 --> 00:15:07,238
‫"و به سلامتی "تامی کنت.

256
00:15:08,680 --> 00:15:09,880
‫به سلامتی.

257
00:15:10,887 --> 00:15:12,115
‫از "تامی" تعریف کن.

258
00:15:14,576 --> 00:15:17,356
‫فکر کنم بشه گفت که
‫اگه "تامی" رو نداشتم...

259
00:15:17,481 --> 00:15:20,318
‫هیچوقت از نوجوونیم خیر نمی‌دیدم.
‫اون...

260
00:15:22,265 --> 00:15:24,615
‫- اولین عشقم بود.
‫- واقعاً؟

261
00:15:25,765 --> 00:15:28,229
‫و حتی قبل از اون...

262
00:15:28,747 --> 00:15:30,820
‫تنها کسی بود که می‌شناختم.

263
00:15:30,945 --> 00:15:33,023
‫- چطور؟
‫- خانواده‌ش...

264
00:15:33,148 --> 00:15:35,198
‫خیابون پایینی ما زندگی می‌کردن.

265
00:15:36,971 --> 00:15:39,157
‫و شبی که مادرم...

266
00:15:39,282 --> 00:15:40,963
‫رفته بود بیمارستان...

267
00:15:42,073 --> 00:15:43,073
‫بگذریم.

268
00:15:44,066 --> 00:15:46,166
‫بیا راجع به "تامی کنت" حرف نزنیم.

269
00:15:46,291 --> 00:15:47,674
‫تازه، اون...

270
00:15:47,799 --> 00:15:49,249
‫اون بیمار تو ـه.

271
00:15:51,847 --> 00:15:52,847
‫خب...

272
00:15:53,723 --> 00:15:55,723
‫میشه برگردیم به موضوع شکایت؟

273
00:15:56,442 --> 00:15:59,497
‫،"بعد از تشییع جنازه‌ی "الکس
‫"بین تو و "لورا...

274
00:15:59,665 --> 00:16:02,396
‫- هیچ اتفاقی نیفتاد؟
‫- نه، من حتی نمی‌تونستم...

275
00:16:02,521 --> 00:16:05,995
‫نمی‌تونستم بدون مقصر دونستن خودم
‫به خاطر مرگ اون، به "لورا" فکر کنم.

276
00:16:06,120 --> 00:16:09,117
‫،اگه عاشق اون نبودم
‫اگه به "الکس" حسودی نکرده بودم...

277
00:16:09,242 --> 00:16:12,010
‫اگه سر عشق "لورا" با "الکس" رقابت نکرده بودم...

278
00:16:13,215 --> 00:16:15,582
‫میشد نجاتش بدی. اینطور فکر می‌کنی؟

279
00:16:15,707 --> 00:16:18,183
‫- آره، فکر کنم.
‫- فکر کنی؟

280
00:16:18,533 --> 00:16:21,733
‫مگه همه‌مون همینو نمی‌خوایم؟
‫که بیمارامون رو نجات بدیم؟

281
00:16:22,127 --> 00:16:23,563
‫تو هم همینو می‌خوای؟

282
00:16:24,442 --> 00:16:26,618
‫مثل اینکه یه جلسه‌ی درمانی داره شروع میشه.

283
00:16:28,089 --> 00:16:30,239
‫دوتا دوستیم که راجع به کار حرف می‌زنیم.

284
00:16:32,221 --> 00:16:33,371
‫پس بیا...

285
00:16:34,888 --> 00:16:37,842
‫درمورد کار... حرف بزنیم.

286
00:16:42,755 --> 00:16:44,305
‫من یه بیمار جدید دارم.

287
00:16:44,430 --> 00:16:45,830
‫اسمش "آپریل"ـه.

288
00:16:46,103 --> 00:16:49,141
‫تازه فهمیده که سرطان غدد لنفاوی داره.

289
00:16:52,927 --> 00:16:54,177
‫وحشت کرده...

290
00:16:54,302 --> 00:16:57,102
‫و قبولش نداره.
‫به هیچکس هم نگفته.

291
00:16:57,245 --> 00:17:00,295
‫نه به خانواده‌ش، نه به دوستاش، فقط به من.

292
00:17:00,420 --> 00:17:01,420
‫چرا؟

293
00:17:02,059 --> 00:17:04,437
‫میگه که نمی‌خواد شیمی درمانی کنه.

294
00:17:04,732 --> 00:17:07,173
‫فکر می‌کنم احتمالاً یه توهم ناخودآگاه داره...

295
00:17:07,298 --> 00:17:11,298
‫،که اگه خودش رو درمان نکنه
‫سرطانی هم وجود نخواهد داشت.

296
00:17:12,145 --> 00:17:15,820
‫- هنوز بهش چیزی نگفتی؟
‫- اون... فکر نکنم هنوز برای شنیدنش آماده شده باشه.

297
00:17:16,375 --> 00:17:18,218
‫و منم...

298
00:17:18,909 --> 00:17:21,065
‫وقتی برای اینکار ندارم.

299
00:17:22,098 --> 00:17:25,875
‫منظورم اینه که، با بیماری خاصی
‫که داره، اگه از الان درمانش رو شروع کنه...

300
00:17:26,328 --> 00:17:30,234
‫،شانس بهبودیش خیلی زیاد میشه
‫ولی اگه اینکارو نکنه...

301
00:17:33,623 --> 00:17:36,997
‫،ببین، اگه اون دخترم بود
‫با دستای خودم...

302
00:17:37,122 --> 00:17:39,573
‫می‌بردمش بیمارستان.

303
00:17:39,698 --> 00:17:42,495
‫البته.
‫تو برای خانواده‌ت هرکاری می‌کنی.

304
00:17:42,674 --> 00:17:44,143
‫ولی برای بیمارات نمی‌کنی؟

305
00:17:47,656 --> 00:17:48,961
‫سوال همینجاست.

306
00:17:49,086 --> 00:17:52,336
‫یه روانشناس خوب وقتی بیمار
‫به کمک احتیاج داره...

307
00:17:53,380 --> 00:17:54,730
‫به جز حرف زدن...

308
00:17:55,425 --> 00:17:56,405
‫چیکار می‌کنه؟

309
00:17:56,573 --> 00:18:00,173
‫همونجا رو صندلیت می‌شینی و به حرفاش
‫گوش می‌کنی تا وقتی که رو مبل جون بده؟

310
00:18:00,703 --> 00:18:02,146
‫تو فقط مسئول این هستی...

311
00:18:02,271 --> 00:18:04,539
‫که تو طول جلسات درمان چه اتفاقی می‌افته.
‫می‌دونی که.

312
00:18:04,707 --> 00:18:07,375
‫داری میگی که اگه تو بودی
‫نمی‌بردیش شیمی درمانی؟

313
00:18:07,500 --> 00:18:09,726
‫من هرکاری می‌کردم که مجبورش کنم بره.

314
00:18:09,851 --> 00:18:11,365
‫ولی اگه بازم قبول نکرد چی؟

315
00:18:13,330 --> 00:18:16,230
‫می‌ترسم اون دختر بمیره.

316
00:18:17,657 --> 00:18:21,430
‫و نمی‌تونم دخالت کنم، چون
‫از یه شکایت دیگه می‌ترسم.

317
00:18:21,598 --> 00:18:24,061
‫باشه، پس به کارت برس و برای اون پرستار نشو.

318
00:18:24,186 --> 00:18:26,931
‫کار راحتی نیست.
‫ساده نگیرش.

319
00:18:29,439 --> 00:18:32,525
‫یعنی، میگی که بهش کمک نمی‌کردی؟

320
00:18:33,785 --> 00:18:36,779
‫فکر می‌کردم برای این اینجا هستیم
‫که به همدیگه کمک کنیم...

321
00:18:37,203 --> 00:18:40,153
‫و وقتی کسی بهمون
‫نیاز داره احساس مسئولیت کنیم.

322
00:18:43,323 --> 00:18:45,628
‫چند وقته داری درمانش می‌کنی؟

323
00:18:45,947 --> 00:18:46,947
‫یه هفته.

324
00:18:48,060 --> 00:18:50,626
‫فقط یه بار دیدیش و همچین حسی داری؟

325
00:18:50,794 --> 00:18:52,686
‫فقط می‌ترسم بمیره...

326
00:18:52,811 --> 00:18:56,059
‫و ناراحتم از اینکه
‫نمی‌ذاره بهش کمک کنم.

327
00:18:57,348 --> 00:19:00,043
‫این همون حسی نیست که در قبال "الکس" داشتی...

328
00:19:00,168 --> 00:19:03,499
‫- چون اونم نذاشت نجاتش بدی؟
‫- به "الکس" ربطی نداره.

329
00:19:03,624 --> 00:19:04,932
‫موضوع "اپریل"ـه.

330
00:19:05,198 --> 00:19:07,689
‫فکر نکنم اصلاً ربطی به بیمارات داشته باشه.

331
00:19:07,814 --> 00:19:09,164
‫می‌دونم.

332
00:19:09,289 --> 00:19:12,510
‫تو این حس عصبانیت رو قبل از
‫ورود بیمارات به دفترت داشتی.

333
00:19:12,635 --> 00:19:14,774
‫دوباره منو تو این راه نکشون.

334
00:19:14,899 --> 00:19:17,877
‫- تو رو توی هیچ راهی نمی‌کشونم.
‫- فکر می‌کنی قضیه به مادرم ربط داره.

335
00:19:18,002 --> 00:19:19,985
‫آره، فکر می‌کنم به ماجرای مادرت ارتباط داره.

336
00:19:20,110 --> 00:19:22,177
‫نمی‌خوام مشاوره بشم.

337
00:19:34,321 --> 00:19:36,521
‫چطوری راضی شدی که بره؟

338
00:19:37,494 --> 00:19:39,494
‫ازش قول گرفتم بهم زنگ بزنه.

339
00:19:41,186 --> 00:19:43,878
‫،دیروز دو بار زنگ زدم
‫امروزم سه بار زنگ زدم.

340
00:19:44,003 --> 00:19:45,703
‫و بازم اون تماسی نگرفته.

341
00:19:46,114 --> 00:19:47,114
‫فقط...

342
00:19:47,702 --> 00:19:49,940
‫می‌دونی، باید به این دختر کمک کنم.

343
00:19:50,065 --> 00:19:52,815
‫پائول"، ما خدا نیستیم".
‫نمی‌تونیم همه رو نجات بدیم.

344
00:19:53,438 --> 00:19:55,738
‫تو واقعاً به بیمارات اهمیت میدی.

345
00:19:56,816 --> 00:19:58,950
‫ولی باید بگم تا وقتی
‫که با این همه خشم و ترس...

346
00:19:59,075 --> 00:20:01,702
‫زندگی کنی، نمی‌تونی برای کسی مفید باشی.

347
00:20:02,324 --> 00:20:05,924
‫،ترس اینکه نمی‌تونم نجاتشون بدم
‫ترس اینکه قراره همشون بمیرن؟

348
00:20:06,767 --> 00:20:09,689
‫- همشون نمی‌میرن.
‫- آره، ولی مادرم مُرد.

349
00:20:09,814 --> 00:20:11,861
‫هرچی دوست داری بگو.
‫بگو، ادامه بده.

350
00:20:14,760 --> 00:20:17,060
‫با وجود همه‌ی کارایی که کردی...

351
00:20:18,953 --> 00:20:20,303
‫مادرت مُرد.

352
00:20:21,570 --> 00:20:23,034
‫و اگه مادرت می‌تونه بمیره...

353
00:20:23,159 --> 00:20:25,441
‫کسی که بهت قول داده بود
‫همیشه پیشت بمونه...

354
00:20:25,566 --> 00:20:27,056
‫این قول رو بهم نداد.

355
00:20:27,224 --> 00:20:28,933
‫- ولی فکر کردی قول داده.
‫- آره. فکر کردم قول داده.

356
00:20:29,101 --> 00:20:32,504
‫،چون وقتی منو به دنیا آورد
‫قرار بود پیشم بمونه. به عنوان یه بچه...

357
00:20:32,629 --> 00:20:33,879
‫این فکرو کرده بودم.

358
00:20:35,150 --> 00:20:36,600
‫"اون مریض بود، "پائول.

359
00:20:37,393 --> 00:20:39,518
‫بیشتر از اونی مریض بود
‫که بتونی نجاتش بدی.

360
00:20:40,393 --> 00:20:43,193
‫کاش می‌تونستی اینو
‫به ناخودآگاهم بگی.

361
00:20:44,194 --> 00:20:45,644
‫این ویران کننده‌ست.

362
00:20:48,512 --> 00:20:51,262
‫اگه می‌تونستی نجاتش بدی، اینکارو می‌کردی.

363
00:20:57,319 --> 00:20:59,943
‫- می‌دونی الان چه حسی داری؟
‫- ببین...

364
00:21:05,862 --> 00:21:08,617
‫اگه بخوام برای درمان برگردم پیشت چی میگی؟

365
00:21:08,897 --> 00:21:12,076
‫،نه تو کارت دخالت می‌کنم
‫نه هیچ چیز مبهمی باقی می‌ذارم...

366
00:21:12,708 --> 00:21:14,654
‫درست همون روش درمان قدیمی؟

367
00:21:18,798 --> 00:21:20,648
‫فکر می‌کنی بتونی بهم اعتماد کنی؟

368
00:21:23,457 --> 00:21:25,447
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونم بهش اعتماد کنم.

369
00:21:28,436 --> 00:21:31,537
‫تازه، واقعاً احمقم اگه دوباره شروع کنم...

370
00:21:31,705 --> 00:21:35,155
‫تا یـه سال به یکی دروغ بگم.
‫نمی‌خوام باز احساس حماقت کنم.

371
00:21:38,964 --> 00:21:40,337
‫چی رو می‌خوای حس کنی؟

372
00:21:42,272 --> 00:21:43,772
‫فقط می‌خوام حس کنم...

373
00:21:49,485 --> 00:21:51,135
‫البته که قبول می‌کنم.

374
00:21:53,465 --> 00:21:54,615
‫مطمئنی؟

375
00:21:57,652 --> 00:21:58,652
‫مطمئنم.

376
00:22:19,021 --> 00:22:20,421
‫وقت تموم شد؟

377
00:22:20,892 --> 00:22:21,942
‫آره. تموم شد.

378
00:22:22,943 --> 00:22:30,943
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

