﻿1
00:00:07,531 --> 00:00:14,531
 

2
00:00:24,007 --> 00:00:31,007
 

3
00:00:38,081 --> 00:00:39,082
‫کسپر؟

4
00:00:41,102 --> 00:00:42,465
‫تویی؟

5
00:00:45,589 --> 00:00:47,382
‫با من حرف بزن، کَسپ

6
00:00:49,699 --> 00:00:50,872
‫من همین‌جام

7
00:00:52,053 --> 00:00:53,346
‫کجایی، کسپ؟

8
00:00:57,068 --> 00:00:58,662
‫کجا؟

9
00:00:59,569 --> 00:01:01,074
‫حضورت رو حس می‌کنم

10
00:01:02,457 --> 00:01:03,741
‫درست همین‌جام

11
00:01:05,065 --> 00:01:06,734
‫یه نشونی به من بده، کسپ

12
00:01:10,196 --> 00:01:11,323
‫جمیلا

13
00:01:34,998 --> 00:01:37,523
‫« ولینگ‌بورو، بریتانیا، زمین »
‫« وضعیت فعلی: امن »

14
00:01:37,557 --> 00:01:40,227
‫پس از گذشت چهار ماه
‫از اعلام حملۀ بیگانگان

15
00:01:40,310 --> 00:01:44,022
‫و عدم برقراری ارتباط با کشتی‌های،
‫و تأیید قصدوغرض آن‌ها،

16
00:01:44,047 --> 00:01:46,341
‫بحران پناهندگان با میلیون‌ها نفر
‫در جست‌وجوی پناهگاه ادامه دارد

17
00:01:46,366 --> 00:01:48,101
‫طبیعیه که هنوز عزاداری

18
00:01:48,126 --> 00:01:50,545
‫عزادار؟ خواب‌هام تمومی ندارن، مامان

19
00:01:50,570 --> 00:01:53,531
‫می‌دونم حالت گرفته، ولی باید صبور باشی

20
00:01:53,556 --> 00:01:55,373
‫صبور بوده‌ام

21
00:01:56,071 --> 00:01:57,918
‫اگه صرفاً خواب نباشن چی؟

22
00:01:58,995 --> 00:02:01,206
‫- می‌فهمی چی داری می‌گی؟
‫- مامان، به حرف‌هام گوش کن

23
00:02:01,231 --> 00:02:03,667
‫کسپر هم کارهایی می‌کرد
‫که با عقل جور درنمی‌اومد

24
00:02:03,692 --> 00:02:05,627
‫اون با ذهنش جلوی بیگانه‌ها رو گرفت

25
00:02:05,652 --> 00:02:08,462
‫بمب هسته‌ای جلوشون رو گرفت
‫نه جِدای‌بازی‌های تو

26
00:02:08,487 --> 00:02:10,780
‫واقعاً؟ پس چرا هنوز اینجان، هوم؟

27
00:02:10,805 --> 00:02:12,691
‫روزبه‌روز بیشتر می‌شن

28
00:02:12,816 --> 00:02:15,126
‫پس چرا سلاح هسته‌ای ما هیچ کاری
‫با ستارۀ مرگ اون‌ها نکرد، احمق‌خان؟

29
00:02:15,151 --> 00:02:16,236
‫جمیلا!

30
00:02:17,681 --> 00:02:19,391
‫ببخشید، مامان، ولی...

31
00:02:19,474 --> 00:02:23,019
‫می‌تونم حسش کنم. می‌دونی، کسپر اون بیرونه

32
00:02:23,103 --> 00:02:24,854
‫یه جوری، یه جایی هستش

33
00:02:25,665 --> 00:02:27,800
‫اون شاید تنها فرصتمون باشه

34
00:02:27,972 --> 00:02:30,377
‫مامان، تو هر روز به نجات مردم کمک می‌کنی

35
00:02:30,402 --> 00:02:33,029
‫اگه این فرصت رو داشته باشی تا
‫بیشتر از یه چادر بیمار رو نجات بدی چی؟

36
00:02:33,054 --> 00:02:34,667
‫حتی بیشتر از یه بیمارستان آدم رو نجات بدی

37
00:02:34,992 --> 00:02:37,000
‫اگه بتونی همه رو نجات بدی چی؟

38
00:02:37,742 --> 00:02:42,205
.رؤیاها از بین می‌رن، جمیلا
‫ولی روحیه‌ت تا ابد باهات می‌مونه

39
00:02:42,872 --> 00:02:45,000
همینه که جون ما رو نجات می‌ده

40
00:02:45,876 --> 00:02:49,666
‫نه جادو و پسری که بین ما نیست

41
00:02:53,974 --> 00:02:56,782
‫عذر می‌خوام، ولی اون دیگه فوت کرده

42
00:03:00,932 --> 00:03:02,475
‫باید برم

43
00:03:20,702 --> 00:03:21,703
‫اون چیه روی سرت؟

44
00:03:21,786 --> 00:03:24,289
‫- می‌خوامش، مامان! واسه حفاظته
‫- بده‌ش من

45
00:03:24,314 --> 00:03:25,442
‫مطمئنی؟

46
00:03:38,970 --> 00:03:42,182
‫باید تکونش بدی،
‫وگرنه دونۀ جو تهش می‌مونه

47
00:03:43,099 --> 00:03:44,309
‫چون چگالیش از آب سنگین‌تره

48
00:03:44,717 --> 00:03:50,295
‫« میامی، فلوریدا، آمریکا، زمین »
‫« وضعیت فعلی: امن »

49
00:04:09,351 --> 00:04:10,867
‫باهاش ارتباط برقرار نکردی؟

50
00:04:11,534 --> 00:04:12,868
‫چی؟

51
00:04:13,345 --> 00:04:15,095
‫هرچقدر که بخوای می‌تونی خیره شی

52
00:04:15,120 --> 00:04:17,384
‫ولی فکر نکنم به جشنمون بیان

53
00:04:18,300 --> 00:04:23,223
‫دِرین، می‌شه با اون شوخی‌های بی‌مزه‌ت
دست از سر داداشم برداری؟

54
00:04:23,306 --> 00:04:26,299
‫مهمونیه. توی مهمونی هم نمی‌تونم خوش بگذرونم؟

55
00:04:27,102 --> 00:04:28,520
‫حالت خوبه، ترِو؟

56
00:04:28,603 --> 00:04:30,313
‫خوبم، دارم از مهمونی لذت می‌برم

57
00:04:30,397 --> 00:04:32,065
‫نه‌خیر، من می‌فهمم داری دروغ می‌گی

58
00:04:32,148 --> 00:04:34,943
‫چون هیچ‌کس از مهمونی لذت نمی‌بره
‫وقتی گیر شوهر من بیفته

59
00:04:35,569 --> 00:04:36,861
‫غیر از خودت

60
00:04:40,353 --> 00:04:42,617
لااقل باعث شدن خانواده دور هم جمع بشن، مگه نه؟

61
00:04:42,701 --> 00:04:45,328
‫یعنی قبلِ اینکه سروکله‌شون پیدا بشه،
‫هیچ‌وقت این‌طوری دور هم جمع نشده بودیم

62
00:04:46,162 --> 00:04:48,707
‫مگه‌اینکه عروسی یا مراسم ختم بوده باشه

63
00:04:49,332 --> 00:04:51,001
‫الآن که مراسم‌های ختم بیشتر از عروسی شده

64
00:04:55,213 --> 00:04:59,551
‫این بچه‌ها هرچی بود رو خوردن.
‫شیونا، دیگه بستۀ تدارکات نداری؟

65
00:05:01,052 --> 00:05:02,679
‫ببین، می‌تونم برم فروشگاه بگیرم، خاله‌جون

66
00:05:02,762 --> 00:05:04,431
‫اوه، ما کل آذوقه‌هامون رو تموم کردیم، عزیزم

67
00:05:04,514 --> 00:05:07,517
‫اشکال نداره. من کوپن دارم. می‌دونی،
‫می‌تونم ملزومات رو جمع‌آوری کنم، خب؟

68
00:05:07,601 --> 00:05:09,185
‫«جمع‌آوری ملزومات»

69
00:05:10,145 --> 00:05:11,563
‫دوباره مثل سربازها حرف می‌زنی

70
00:05:13,106 --> 00:05:14,024
‫عادت‌های قدیمی

71
00:05:14,107 --> 00:05:17,402
‫خب، بجنب پس. وگرنه شروع می‌کنیم به خوردن چمن

72
00:05:18,361 --> 00:05:20,071
‫جوردن افتاد توی پُرعمق!

73
00:05:20,155 --> 00:05:22,282
‫- کمک! نمی‌تونه نفس بکشه
‫- جوردن!

74
00:05:22,365 --> 00:05:23,658
‫جوردن!

75
00:05:24,659 --> 00:05:26,036
‫جوردن!

76
00:05:33,043 --> 00:05:37,047
‫جوردن! جوردن! دِرین!

77
00:05:38,131 --> 00:05:40,383
‫یالا. یالا. هی، هی

78
00:05:40,467 --> 00:05:42,135
‫- وای خدا! وای خدا، دِرین!
‫- یالا

79
00:05:42,219 --> 00:05:44,387
‫- نفس نمی‌کشه، دِرین!
‫- لطفاً، پسر

80
00:05:44,471 --> 00:05:46,765
‫- نفس نمی... وای خدا!
‫- نفس بکش. نفس بکش. یالا

81
00:05:47,349 --> 00:05:48,642
‫طوری نیست. یالا

82
00:05:49,684 --> 00:05:50,685
‫خواهش می‌کنم

83
00:05:51,686 --> 00:05:52,729
‫یالا

84
00:05:52,812 --> 00:05:54,105
‫برید عقب! برید عقب!

85
00:05:54,856 --> 00:05:57,192
‫یالا. یالا، یالا

86
00:06:06,076 --> 00:06:07,410
‫یالا!

87
00:06:08,745 --> 00:06:10,956
‫- وای، خدا رو شکر!
‫- هی. به هوش اومدی

88
00:06:11,039 --> 00:06:13,041
‫- به هوش اومدی. هی
‫- عمو ترِو؟

89
00:06:13,124 --> 00:06:14,459
‫پیش خودت چی فکر کردی، ها؟

90
00:06:15,085 --> 00:06:16,670
‫می‌خوای بهشون کمک کنی، ها؟

91
00:06:16,753 --> 00:06:18,380
‫می‌خوای کارشون رو براشون تموم کنی؟

92
00:06:18,463 --> 00:06:20,465
‫- باید مراقب خودمون باشیم! باشه؟
‫- ترِوانته!

93
00:06:20,549 --> 00:06:22,175
‫شنیدی چی گفتم؟ شنیدی؟

94
00:06:22,259 --> 00:06:24,636
‫شنیدی چی گفتم؟ من رو ببین!

95
00:06:24,719 --> 00:06:26,805
‫- من رو ببین!
‫- نه! ترِوانته، فوراً تمومش کن!

96
00:06:26,888 --> 00:06:30,225
‫اون پسر منه! بس کن!

97
00:06:39,234 --> 00:06:40,360
‫معذرت می‌خوام

98
00:06:41,861 --> 00:06:43,071
‫معذرت می‌خوام

99
00:06:44,281 --> 00:06:45,490
‫چه‌ت شده تو؟

100
00:06:50,996 --> 00:06:52,080
‫می‌رم غذا رو بگیرم

101
00:06:59,379 --> 00:07:01,715
‫جوردن. جوردن، عزیزم، خوبی؟

102
00:07:02,424 --> 00:07:04,759
‫حالت خوبه؟ خوبی؟

103
00:07:04,843 --> 00:07:07,137
‫خوبه. خیلی‌خب، خیلی‌خب

104
00:07:07,861 --> 00:07:13,861
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:

105
00:08:31,179 --> 00:08:32,264
‫این‌طرف!

106
00:08:40,647 --> 00:08:42,774
‫مگه نمی‌بینی این آذوقۀ ماست؟

107
00:08:42,856 --> 00:08:45,235
‫- اینجا! اینجا
‫- اینجا!

108
00:08:45,318 --> 00:08:47,862
‫اینجا! من! اینجا!

109
00:08:48,363 --> 00:08:49,823
‫ای‌ول!

110
00:09:00,500 --> 00:09:01,501
‫گَردپاش‌ها!

111
00:09:09,634 --> 00:09:10,635
‫آتش‌گیره!

112
00:09:21,480 --> 00:09:23,480
« مناطق ممنوعه - تخلیۀ فوری »

113
00:09:59,768 --> 00:10:00,769
‫آهای!

114
00:10:01,311 --> 00:10:02,312
‫چی‌کار می‌کنی؟

115
00:10:03,438 --> 00:10:04,981
‫- خواهش می‌کنم. قصد آزار ندارم
‫- جدی؟

116
00:10:05,065 --> 00:10:07,067
‫- پس اون خون چیه؟
‫- خون منه

117
00:10:07,150 --> 00:10:08,860
‫با قفل اونجا دستم بُرید

118
00:10:10,028 --> 00:10:12,489
‫معذرت می‌خوام. فقط باید به خانواده‌م غذا بدم

119
00:10:13,156 --> 00:10:15,700
‫مجبور شدیم خونه‌مون رو تخلیه کنیم به حومۀ لندن، وقتی...

120
00:10:15,784 --> 00:10:18,245
‫آره، می‌دونم. نقشه رو دیدم. می‌دونم قرمز شده

121
00:10:20,580 --> 00:10:21,581
‫مثل ماه

122
00:10:23,792 --> 00:10:24,793
‫مگه ماه چی شده؟

123
00:10:25,794 --> 00:10:27,712
‫سربازها داشتن هاگ‌ها رو می‌سوزوندن

124
00:10:28,672 --> 00:10:32,217
‫باد وزید و هوا رو سمی کرد

125
00:10:32,926 --> 00:10:36,930
‫ماه قرمز شد. کل شب قرمز و خونین، انگار که...

126
00:10:37,013 --> 00:10:38,306
‫آتیشش داده باشن

127
00:10:38,890 --> 00:10:41,351
‫دختربچه‌م پرسید خورشید
‫وسط شب چی‌کار می‌کنه

128
00:10:42,310 --> 00:10:45,730
‫پرسید شاید می‌ترسه در طول روز
‫توی آسمون تک‌وتنها باشه

129
00:10:46,815 --> 00:10:51,361
‫لطفاً، فقط چندتا چیز برای خانواده‌م بردارم.
‫لطفاً، التماس می‌کنم

130
00:10:52,487 --> 00:10:53,738
‫فقط چیزی که لازم داری بردار

131
00:11:53,840 --> 00:11:57,385
‫قوانین رو می‌دونی. صحبت ممنوع، حداکثر نیم ساعت

132
00:11:57,469 --> 00:11:58,470
‫مرسی

133
00:12:34,256 --> 00:12:35,382
‫هی، اون چی بود؟

134
00:12:35,465 --> 00:12:36,841
‫- چی شده؟
‫- خدا

135
00:12:36,925 --> 00:12:37,801
‫کسپر؟

136
00:12:37,884 --> 00:12:40,262
‫میلیاردها نورون در اوج هماهنگی حرکت می‌کنن

137
00:12:41,513 --> 00:12:42,806
‫میتسوکی

138
00:12:43,598 --> 00:12:44,891
‫اون‌ها

139
00:12:53,000 --> 00:12:54,000
« تشنج به‌خاطر تصاویر ذهنی بیگانه‌ها »

140
00:13:01,324 --> 00:13:02,325
‫سلام؟

141
00:13:04,578 --> 00:13:07,706
‫- سلام. برگشتی
‫- هی، بقیه کجان؟

142
00:13:08,707 --> 00:13:12,335
‫خب، خیلی دیر کردی...

143
00:13:12,419 --> 00:13:13,628
‫اوه، عجب!

144
00:13:14,379 --> 00:13:18,091
‫خیلی دیر کردی، ولی مهمونی یه‌خرده قبل تموم شد

145
00:13:23,889 --> 00:13:24,973
‫جوردن چطوره؟

146
00:13:28,977 --> 00:13:29,978
‫وحشت‌زده

147
00:13:32,439 --> 00:13:34,649
‫- حدود یه ساعت پیش خوابوندیمش
‫- خوبه

148
00:13:39,070 --> 00:13:40,071
‫نمی‌خوام

149
00:13:41,239 --> 00:13:42,449
‫درباره‌ش حرف نمی‌زنیم؟

150
00:13:43,909 --> 00:13:45,035
‫منظورت چیه؟

151
00:13:46,453 --> 00:13:48,413
‫خشمت رو سر جوردن خالی کردی

152
00:13:48,496 --> 00:13:49,664
‫اوه، پسر

153
00:13:58,006 --> 00:13:59,299
‫شرمنده‌ام

154
00:14:03,929 --> 00:14:04,930
‫لیرا زنگ زد

155
00:14:07,432 --> 00:14:08,683
‫یا تو به لیرا زنگ زدی

156
00:14:11,770 --> 00:14:12,771
‫اوه، حالش خوبه

157
00:14:12,854 --> 00:14:14,481
‫نه، هنوز خونۀ عموش توی پنساکولاست

158
00:14:14,564 --> 00:14:17,484
‫- هنوز هم نمی‌خواد باهام حرف بزنه، آره؟
‫- خب، چه انتظاری داری؟

159
00:14:17,567 --> 00:14:21,071
‫از اون‌سرِ دنیا خودم رو به خاک‌وخون کشیدم
‫که فقط بتونم برگردم پیشش، باشه؟

160
00:14:21,154 --> 00:14:22,447
‫اون هم بابتش دوستت داره

161
00:14:24,366 --> 00:14:25,367
‫همه‌مون دوستت داریم

162
00:14:26,409 --> 00:14:27,994
‫ولی می‌دونی که تو هیچ‌وقت...

163
00:14:29,579 --> 00:14:30,956
‫هیچ‌وقت واقعاً برنگشتی

164
00:15:11,246 --> 00:15:12,747
‫قضاوتت نمی‌کنم، ترِو

165
00:15:24,926 --> 00:15:27,762
‫لیرا دربارۀ دفتره بهم گفت، دربارۀ پسره

166
00:15:29,222 --> 00:15:32,350
‫بهم هشدار داد که هنوز درگیر یه جور جنگ هستی

167
00:15:34,394 --> 00:15:36,146
‫می‌بینم چه‌جوری به آسمون نگاه می‌کنی

168
00:15:37,606 --> 00:15:39,733
‫جوری که گاهی اوقات از پنجره بیرون رو می‌بینی

169
00:15:43,111 --> 00:15:44,988
‫می‌دونم هنوز به‌دنبال غیرممکن‌هائی

170
00:15:45,071 --> 00:15:46,781
‫بعضی‌هامون فقط می‌خوایم

171
00:15:46,865 --> 00:15:51,161
‫هرچی زمان روی زمین برامون مونده
‫رو به‌دور از شیاطین بگذرونیم

172
00:15:51,244 --> 00:15:52,746
‫انگارنه‌انگار که واقعاً اینجان

173
00:15:54,205 --> 00:15:57,500
‫و مهمونی‌گرفتن و انگار که همه‌چی مثل سابقه

174
00:15:57,584 --> 00:16:01,087
‫من دنیایی که داریم توش زندگی می‌کنیم رو می‌شناسم،
‫دنیایی که پسرم توش زندگی می‌کنه،

175
00:16:02,839 --> 00:16:05,342
‫فقط ممکنه همون دنیایی نباشه
‫که تو توش زندگی می‌کنی

176
00:16:12,682 --> 00:16:14,100
‫چمدونت رو بستم

177
00:16:25,654 --> 00:16:27,447
‫به‌خاطر اینکه سر جوردن داد زدم؟

178
00:16:30,533 --> 00:16:34,037
‫چون سر جوردن داد زدم، داری بیرونم می‌کنی. خدایی؟

179
00:16:34,621 --> 00:16:36,915
‫می‌دونم وقتی از اینجا بری، کجا می‌ری

180
00:16:36,998 --> 00:16:39,501
‫می‌دونم می‌ری دنبال جواب بگردی

181
00:16:39,584 --> 00:16:44,047
‫می‌دونی بلاهایی که اون بیرون
‫ممکنه سرت بیاد، نیمه‌جونم می‌کنه

182
00:16:44,130 --> 00:16:48,009
‫پس این حرف رو با تمام عشق قلبی‌م می‌گم

183
00:16:50,679 --> 00:16:51,680
‫برو

184
00:16:52,556 --> 00:16:53,765
‫برو توی جنگت مبارزه کن

185
00:16:56,476 --> 00:16:59,396
‫امیدوارم چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی.
‫از ته دل می‌گم

186
00:17:04,943 --> 00:17:06,194
‫دوستت دارم

187
00:17:20,292 --> 00:17:23,545
‫جم؟ جم، غذا حاضره!

188
00:17:29,676 --> 00:17:31,219
‫جمیلا

189
00:17:31,887 --> 00:17:32,888
‫جم؟

190
00:17:47,485 --> 00:17:49,154
‫می‌دونم دردآوره

191
00:17:53,241 --> 00:17:55,994
‫می‌دونم این چیزی نیست که بخوای بخونی

192
00:17:57,704 --> 00:18:00,707
‫از خطرهای اون بیرون آگاهم،
‫و می‌دونم که ترسیدی

193
00:18:01,666 --> 00:18:02,667
‫من هم می‌ترسم

194
00:18:04,920 --> 00:18:07,255
‫ولی نمی‌تونم دست روی دست بذارم و کاری نکنم

195
00:18:08,215 --> 00:18:11,343
‫نمی‌تونم قایم بشم و وایستم که دنیا به پایان برسه

196
00:18:11,426 --> 00:18:14,679
‫هرقدر هم که اون بیرون سخت باشه،
‫سخت‌ترین قسمتْ ترک‌کردن خونه‌ست

197
00:18:15,263 --> 00:18:16,264
‫ترک‌کردن شما

198
00:18:18,391 --> 00:18:20,477
‫ولی می‌رم بیرون به‌دنبال رؤیاهام،

199
00:18:20,560 --> 00:18:22,229
‫حتی اگه رؤیایی بیشتر نباشن

200
00:18:23,730 --> 00:18:26,733
‫ولی این جِدای‌بازی ممکنه تنها چیزی باشه

201
00:18:26,816 --> 00:18:28,693
‫که سیاره‌مون رو نجات بده

202
00:18:39,079 --> 00:18:40,288
‫دارم میام، کسپ

203
00:18:42,666 --> 00:18:44,542
‫راستش تقصیر توئه

204
00:18:44,626 --> 00:18:47,587
‫تو بهم یاد دادی که به‌خاطر اعتقادم بجنگم،

205
00:18:47,671 --> 00:18:48,672
‫به هر قیمتی

206
00:18:50,048 --> 00:18:52,008
‫و من به این اعتقاد دارم

207
00:18:53,134 --> 00:18:54,177
‫دوستت دارم

208
00:18:54,678 --> 00:18:55,804
‫جم

209
00:19:23,600 --> 00:19:26,600
« مامانی تا ابد عاشقته »

210
00:20:27,312 --> 00:20:29,397
‫هوا سالم نیست

211
00:20:30,065 --> 00:20:31,650
‫باید برم بیمارستان!

212
00:20:31,733 --> 00:20:33,652
‫ما به نزدیک‌ترین بیمارستان می‌بریمت

213
00:20:33,735 --> 00:20:35,779
‫نه اون‌یکی. سنت بورنوالد؟

214
00:20:35,862 --> 00:20:37,822
‫اون ناحیه هم بسته شده

215
00:20:37,906 --> 00:20:39,199
‫- صدمه دیدی؟
‫- فقط باید برم...

216
00:20:39,282 --> 00:20:41,368
‫یه پناهگاه کودکان توی هاید پارک کرنر هست

217
00:20:41,993 --> 00:20:43,411
‫من اونجا نمی‌رم

218
00:20:43,495 --> 00:20:45,247
‫گفتم خلاف اون جهت می‌رم

219
00:20:45,330 --> 00:20:47,165
‫متأسفانه نمی‌تونیم بذاریم اون‌طرفی بری

220
00:20:55,173 --> 00:20:57,175
‫آهای! برگرد اینجا!

221
00:21:10,939 --> 00:21:11,940
‫دخترجان!

222
00:21:29,583 --> 00:21:30,625
‫هاگ

223
00:21:33,295 --> 00:21:34,379
‫بیا بیرون

224
00:21:34,880 --> 00:21:36,047
‫اینجا در خطری

225
00:21:36,756 --> 00:21:37,757
‫می‌تونیم کمکت کنیم

226
00:21:40,927 --> 00:21:43,305
‫می‌تونیم یه جای امن ببریمت

227
00:21:43,388 --> 00:21:45,932
‫اگه صدام رو می‌شنوی، بیا بیرون

228
00:21:46,641 --> 00:21:47,893
‫فقط می‌خوایم کمکت کنیم

229
00:21:51,771 --> 00:21:53,648
‫یه ماسک اینجا می‌ذاریم

230
00:21:56,359 --> 00:21:57,444
‫لازمت می‌شه، عزیزم

231
00:23:03,009 --> 00:23:05,053
‫یالا، یالا

232
00:23:06,388 --> 00:23:07,556
‫یه چیزی بهم بده

233
00:23:49,545 --> 00:23:55,345
« جسم مارپیچی‌شکل در شهرستان مک‌کرتین و سراسر جهان »

234
00:24:05,363 --> 00:24:11,536
‫ام، سی، یو

235
00:24:22,756 --> 00:24:23,757
‫خیلی‌خب

236
00:24:27,181 --> 00:24:30,981
« شهرستان مک‌کرتین »

237
00:24:32,349 --> 00:24:33,725
‫اُکلاهما؟

238
00:24:35,435 --> 00:24:37,187
‫- عرض جغرافیایی...
‫- وقت تمومه

239
00:24:38,188 --> 00:24:40,273
‫وقت تمومه! باید بری

240
00:24:41,858 --> 00:24:42,859
‫آره

241
00:24:44,778 --> 00:24:46,196
‫آره، باید برم

242
00:24:54,500 --> 00:24:57,500
« فلوریدا، مرز ایالتی »

243
00:26:10,906 --> 00:26:12,574
‫خواهش می‌کنم اون‌تو نباش، کسپ

244
00:26:38,200 --> 00:26:40,200
« نام: کسپر مارو »
« شمارۀ بیمار: ۱۳۴۷۲ »

245
00:26:40,424 --> 00:26:43,924
« اتاق بایگانی »

246
00:27:18,348 --> 00:27:21,059
‫«کسپر مارو. جعبۀ ۸۸۹۸»

247
00:28:00,473 --> 00:28:01,641
‫خل‌وچل

248
00:28:01,725 --> 00:28:03,435
‫- آقا؟
‫- چی شده؟

249
00:28:03,518 --> 00:28:06,146
‫- کسپر؟ کسپ؟
‫- هی، هی، هی!

250
00:28:19,576 --> 00:28:20,577
‫صدات رو می‌شنوم، کسپ

251
00:28:22,704 --> 00:28:23,830
‫پیدات می‌کنم

252
00:28:46,600 --> 00:28:48,600
« بیمارستان سنت بورنوالد »
« کسپر مارو »

253
00:29:00,900 --> 00:29:02,900
« انتقال به بیمارستان سن‌پلِ پاریس »
« به‌دستور ویژۀ ائتلاف دفاع جهانی »

254
00:29:17,384 --> 00:29:20,011
‫اون کمک می‌خواد. من می‌خوام

255
00:29:20,095 --> 00:29:21,513
‫چون نمی‌تونم اینجا باشم،

256
00:29:21,596 --> 00:29:25,058
‫از اون‌سرِ دنیا، برای هیچ‌وپوچ دوباره برگردم اینجا

257
00:29:25,141 --> 00:29:26,851
‫چون باید یه دلیلی پشتش باشه

258
00:29:28,144 --> 00:29:29,145
‫دلیلش اونه

259
00:29:30,605 --> 00:29:32,315
‫اون دفتر یه دلیلشه

260
00:29:32,399 --> 00:29:34,192
‫سلام، اسمت چیه؟

261
00:29:37,112 --> 00:29:38,113
‫ترِوانته

262
00:29:40,782 --> 00:29:41,908
‫من کسپرم

263
00:29:44,035 --> 00:29:45,662
‫کسپر کنجکاو

264
00:29:47,247 --> 00:29:48,540
‫هی

265
00:29:48,623 --> 00:29:50,417
‫- چه خبر، کسپر؟
‫- خودشم

266
00:30:15,800 --> 00:30:18,800
« به اُکلاهما خوش آمدید »

267
00:30:19,924 --> 00:30:24,924
« شهرستان مک‌کرتین، اُکلاهما، ایالات متحده، زمین »

268
00:30:32,417 --> 00:30:33,460
‫هی

269
00:30:38,673 --> 00:30:41,927
‫ببخشید، قربان. اینجا ته جاده‌ست.
‫از این قسمت نمی‌شه رد شد

270
00:30:42,010 --> 00:30:44,304
‫خب، مشخصه. چرا حالا؟

271
00:30:44,387 --> 00:30:47,224
‫برای صلاح خودتونه. امن نیست

272
00:30:47,307 --> 00:30:50,060
‫خب، اون عقب هم امن نیست

273
00:30:50,143 --> 00:30:54,314
‫اگه حدود ۴۰ کیلومتر از اون سمت برید،
‫یه خروجی به‌سمت مسیر ۴۶ هست

274
00:30:54,397 --> 00:30:56,524
‫که می‌ره سمت جنوب

275
00:30:57,400 --> 00:30:59,402
‫هیچ منطقۀ مُرده‌ای در اون جهت نیست

276
00:31:00,612 --> 00:31:03,073
‫خیلی‌خب. به‌سلامت

277
00:31:03,740 --> 00:31:04,741
‫همچنین، قربان

278
00:31:45,282 --> 00:31:47,534
‫ببخشید، این خانواده رو ندیدید؟ نه؟

279
00:31:47,617 --> 00:31:48,827
‫این خانواده رو ندیدید؟

280
00:31:48,910 --> 00:31:52,747
‫- سلام. ببخشید، این خانواده رو ندیدید؟ نه؟
‫- نه، نه، نه

281
00:31:52,831 --> 00:31:54,666
‫این خانواده رو... نه

282
00:31:54,749 --> 00:31:57,669
‫ببخشید. این‌ها براتون آشنا نیستن؟ نه؟

283
00:31:57,752 --> 00:31:59,004
‫- نه؟ نه
‫- فکر نمی‌کنم

284
00:31:59,087 --> 00:32:00,297
‫این خانواده رو ندیدید؟

285
00:32:00,380 --> 00:32:01,840
‫نه، شرمنده

286
00:32:01,923 --> 00:32:03,800
‫این خانواده رو ندیدید؟ دنبالشون می‌گردم

287
00:32:03,884 --> 00:32:08,221
‫- نه؟ هیچ‌کدومشون؟
‫- جمیلا! جمیلا! تُف توش

288
00:32:08,305 --> 00:32:12,183
‫- وای خدا. داروین!
‫- خودتی، خودتی!

289
00:32:12,267 --> 00:32:14,686
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟ فکر می‌کردم باید

290
00:32:14,769 --> 00:32:16,605
‫- توی حومه باشی
‫- بودم، آره

291
00:32:16,688 --> 00:32:17,981
‫- خانواده‌ت اینجان؟
‫- حالشون خوبه

292
00:32:18,064 --> 00:32:20,442
‫- واقعاً
‫- وای خدا. پس چرا اینجایی...

293
00:32:20,525 --> 00:32:22,819
‫لامصب «شانِ مردگان» شده اینجا
‫[ فیلم کمدی-ترسناک آخرالزمانی بریتانیایی ]

294
00:32:23,528 --> 00:32:25,447
‫اون چیه؟

295
00:32:30,660 --> 00:32:31,703
‫اومدی دنبال آلف؟

296
00:32:32,662 --> 00:32:33,663
‫اینجاست؟

297
00:32:34,456 --> 00:32:35,874
‫جم، قضیه چیه؟

298
00:32:36,750 --> 00:32:38,960
‫اون رو از سردخونه به آی‌سی‌یو برگردوندن

299
00:32:39,044 --> 00:32:40,670
‫بعد به این مرکز منتقلش کردن

300
00:32:41,838 --> 00:32:44,257
‫- پاریس؟
‫- به‌دستور «ادج» (ائتلاف دفاع جهانی)

301
00:32:44,341 --> 00:32:45,842
‫هی، داروین، این رو ببین

302
00:32:47,802 --> 00:32:51,223
‫- آره، نه، واقعاً نمی‌فهمم
‫- من هم همین‌طور

303
00:32:51,306 --> 00:32:54,309
‫ولی فکر می‌کنم، یعنی می‌دونم که کسپر زنده‌ست

304
00:32:54,392 --> 00:32:57,145
‫جم، آخرین‌بار کِی خوابیدی؟

305
00:32:57,229 --> 00:32:58,813
‫و فکر می‌کنم خبر دارن که اون استثناییه

306
00:32:59,397 --> 00:33:01,524
‫منظورت از «استثنایی» چیه دیگه؟

307
00:33:02,192 --> 00:33:04,027
‫به چشم خودم دیدم، خب؟

308
00:33:04,110 --> 00:33:06,446
‫وقتی فضایی‌ها اومدن و توی بیمارستانی
‫که مامانم توش کار می‌کرد گیر افتادیم،

309
00:33:06,529 --> 00:33:07,530
‫کسپر باهاشون حرف زد

310
00:33:07,614 --> 00:33:09,950
‫خب، یعنی اون‌ها انگلیسی‌ای چیزی بلد بودن؟

311
00:33:10,033 --> 00:33:11,034
‫نه، نه

312
00:33:11,117 --> 00:33:12,369
‫کاری کرد که دیگه کاری‌مون نداشته باشن

313
00:33:12,452 --> 00:33:16,148
‫انگار که اون‌ها ذهن کسپر رو می‌خوندن
‫و کسپر هم ذهن اون‌ها رو می‌خوند

314
00:33:16,440 --> 00:33:20,015
‫بعد از اون کار ذهنش از کار افتاد
‫ولی نفس می‌کشید

315
00:33:20,585 --> 00:33:23,098
‫کسپر زنده بود و این
‫حرفم رو ثابت می‌کنه

316
00:33:23,630 --> 00:33:26,800
‫من پنج روز بعد اینکه توی بیمارستان از
‫پیش کسپر رفتم، شروع کردم به رؤیادیدن

317
00:33:26,825 --> 00:33:28,902
‫رؤیا؟ چه‌جور رؤیایی رو می‌گی؟

318
00:33:28,927 --> 00:33:31,888
‫من قبل از دیدن ماه خونین
‫توی لندن خوابش رو دیده بودم

319
00:33:32,597 --> 00:33:34,317
‫و کسپر همیشه توی رؤیاهام هست

320
00:33:35,040 --> 00:33:36,557
‫صداش

321
00:33:36,957 --> 00:33:39,621
‫جم، من هر روز به کسپ فکر می‌کنم

322
00:33:39,646 --> 00:33:42,149
‫- جدی می‌گم، ولی...
‫- می‌دونم حرف‌هام به نظر...

323
00:33:42,305 --> 00:33:45,002
انگار کلاً رد دادم

324
00:33:45,151 --> 00:33:48,488
‫ولی تابه‌حال این‌قدر از چیزی
‫توی زندگی‌م مطمئن نبوده‌ام

325
00:33:50,615 --> 00:33:52,474
‫نیازی نیست حرفم رو باور کنید

326
00:33:52,499 --> 00:33:55,409
‫من واسه این دنبالتون اومدم چون فکر می‌کردم
‫بهتره بدونید اون هنوز زنده‌ست

327
00:33:55,434 --> 00:33:56,521
‫قبل از اینکه بخوام برم پاریس

328
00:33:56,546 --> 00:33:57,664
‫پاریس؟

329
00:33:57,689 --> 00:34:00,267
‫ولی اون‌ها خیلی وقته که مرزها رو بستن

330
00:34:00,292 --> 00:34:02,058
‫- اون رو می‌خوای چی‌کارش کنی؟
‫- یه راهی پیدا می‌کنم

331
00:34:02,083 --> 00:34:04,564
‫تا اینجاش که اومدم.
‫شماها رو که پیدا کردم، مگه نه؟

332
00:34:04,921 --> 00:34:07,757
‫کسپ شاید کلیدِ پایان تمام این اتفاق‌ها باشه

333
00:34:07,782 --> 00:34:09,597
‫بیگانه‌ها، حمله‌شون

334
00:34:10,260 --> 00:34:12,679
‫اگه یه بار تونسته جلوشون رو بگیره،
‫شاید تنها امید ما باشه

335
00:34:12,704 --> 00:34:14,489
‫ولی اگه این کارها رو می‌تونه بکنه

336
00:34:14,514 --> 00:34:18,643
‫قطعاً دولت ازش استفاده می‌کنه
‫تا جلوی بیگانه‌ها رو بگیره

337
00:34:18,668 --> 00:34:20,328
‫ما که نمی‌دونیم دارن باهاش چی‌کار می‌کنن

338
00:34:20,353 --> 00:34:22,396
‫یا شاید برخلاف میل خودش
‫اون رو زندانی کرده باشن

339
00:34:22,487 --> 00:34:24,388
‫- «ئی.تی. موجود فرازمینی» رو دیدی دیگه؟
‫- آره.

340
00:34:24,413 --> 00:34:26,083
‫همون اتفاق‌ها ممکنه تکرار شه

341
00:34:26,108 --> 00:34:28,778
‫یه حسی بهم می‌گه توی دردسر افتاده، یه دردسر بزرگ

342
00:34:28,803 --> 00:34:30,005
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

343
00:34:30,030 --> 00:34:32,699
‫جوری که توی رؤیاها من رو
‫صدا می‌کنه می‌تونم احساسش کنم

344
00:34:32,724 --> 00:34:34,852
‫انگار ازم می‌خواد تا پیداش کنم

345
00:34:34,877 --> 00:34:38,663
‫اگه بهش شک داشتم، خانواده‌م رو ول نمی‌کردم

346
00:34:38,688 --> 00:34:39,864
‫می‌خواستم شما در جریان باشید

347
00:34:39,889 --> 00:34:42,266
‫خواستم اگه موفق نشدم، یکی در جریان باشه

348
00:34:42,291 --> 00:34:45,149
‫ببین، بیا یه چیزی بخوریم، جم

349
00:34:45,659 --> 00:34:46,897
شیرکاکائو؟

350
00:34:47,380 --> 00:34:49,798
‫- آره، بیا بریم
‫- بیاید، بیاید

351
00:34:49,823 --> 00:34:51,144
‫از این‌طرف

352
00:35:05,565 --> 00:35:06,566
‫مرسی

353
00:35:10,846 --> 00:35:12,773
‫خب، ما با هم صحبت کردیم

354
00:35:14,910 --> 00:35:16,284
‫اوه، برید گم شید

355
00:35:16,309 --> 00:35:18,595
‫اگه فکر کردید می‌تونید جلوم رو بگیرید
‫اگه فکر کردید این‌همه راه رو اومدم...

356
00:35:18,620 --> 00:35:21,498
‫- که بخوام برگردم...
‫- نه! می‌دونیم که نمی‌تونیم جلوت رو بگیریم

357
00:35:21,523 --> 00:35:23,283
‫- واسه همین...
‫- ما هم همراهت میایم

358
00:35:23,308 --> 00:35:24,309
‫چی؟

359
00:35:24,334 --> 00:35:26,294
‫ما هم همراه تو میایم

360
00:35:26,319 --> 00:35:28,039
‫- آره، به همین راحتی
‫- آره

361
00:35:29,798 --> 00:35:32,801
‫وایسید ببینم. نه، نه.
‫مجبور نیستید بیاید

362
00:35:32,884 --> 00:35:35,262
‫من واسه این اینجا نیومده بودم

363
00:35:35,971 --> 00:35:38,431
‫- شماها خانواده دارین
‫- خب، تو هم داری

364
00:35:38,515 --> 00:35:42,310
‫و اگه فکر کردی که اجازه می‌دیم
‫تنهایی بری پاریس،

365
00:35:42,394 --> 00:35:44,062
‫پس حتماً یه تخته‌ت کمه

366
00:35:44,145 --> 00:35:45,585
‫ما هوات رو داریم

367
00:35:45,897 --> 00:35:47,460
‫برو استراحت کن

368
00:35:47,485 --> 00:35:49,906
‫قبل از اینکه آفتاب طلوع کنه
‫باروبندیل رو می‌بندیم

369
00:35:54,364 --> 00:35:55,532
‫کسپ

370
00:35:55,615 --> 00:35:56,616
‫کسپ

371
00:35:57,450 --> 00:35:58,451
‫کسپ

372
00:37:17,948 --> 00:37:19,866
‫اینجا دیگه کجاست؟

373
00:38:33,189 --> 00:38:34,482
‫چرا این‌قدر لفتش دادی؟

374
00:38:34,566 --> 00:38:37,152
‫آلف، یه دریچۀ بزرگه. شیشۀ مربای کوفتی که نیست

375
00:38:37,177 --> 00:38:39,063
‫- باز شوخی‌ت گرفت؟
‫- آره

376
00:38:39,088 --> 00:38:41,715
‫- چراغ‌قوه رو بده من
‫- می‌شه لطف کنی خفه شی؟

377
00:38:41,740 --> 00:38:43,405
‫چرا همیشه به من می‌گید؟

378
00:38:46,492 --> 00:38:48,102
‫یا خدا...

379
00:38:48,744 --> 00:38:50,287
‫نگفته بودم؟

380
00:38:50,312 --> 00:38:52,792
‫یانگ‌بلاد این‌جور ماشین‌های آس سوار نمی‌شه
‫[ خواننده راک انگلستانی ]

381
00:38:52,876 --> 00:38:55,378
‫این‌ها واسه یکی مثل دیوید بکامه

382
00:38:57,380 --> 00:39:00,800
‫فراری، استون مارتین، پورشه

383
00:39:01,570 --> 00:39:04,304
‫دست‌خوش. کریسمس زودتر از موعود رسید

384
00:39:04,329 --> 00:39:06,806
‫اسم من بانده، جیمز با... اوه

385
00:39:06,831 --> 00:39:07,832
‫ساکت

386
00:39:07,974 --> 00:39:11,770
‫چه دلبریه، مگه نه؟
‫خب، قطعاً پورشه رو برمی‌داریم

387
00:39:11,795 --> 00:39:14,923
‫- پورشِ مزخرف، جیمز باند که...
‫- پورشه! اول درست تلفظش کن

388
00:39:14,948 --> 00:39:17,117
‫پورشه، آلفی.
‫خب، حالا سوییچ رو بده

389
00:39:17,142 --> 00:39:18,401
‫- ولم کن، نمی‌دم
‫- بچه‌ها

390
00:39:18,426 --> 00:39:20,003
‫- با شماهام، تمومش کنید
‫- سوییچ‌ها رو بده من

391
00:39:20,028 --> 00:39:21,279
‫- گفتم ولم کن، عوضی
‫- سوییچ‌ها رو بده من

392
00:39:21,363 --> 00:39:23,782
‫- ول کن، تمومش کن
‫- ول کن، فقط می‌خوام ببینمش

393
00:39:24,783 --> 00:39:27,827
‫- ببین چی‌کار کردی
‫- یکی قطعش کنه، یکی قطعش کنه

394
00:39:27,911 --> 00:39:30,247
‫- هر دکمه‌ای که هست رو بزن
‫- نمی‌بینی دارم سعی خودم رو می‌کنم

395
00:39:30,303 --> 00:39:32,230
‫فکر کنم ریموتش کار نمی‌کنه

396
00:39:36,920 --> 00:39:38,505
‫فکر کنم خوب پیش رفتیم

397
00:39:39,881 --> 00:39:42,405
‫چه گهی می‌خورید؟

398
00:39:43,043 --> 00:39:45,237
‫ادبت کجا رفته، مونتی

399
00:39:48,494 --> 00:39:50,816
‫از وقتی اون اتفاق‌ها افتاد تنها بودیم

400
00:39:50,841 --> 00:39:53,228
‫مامان و بابا رفتن تعطیلات، واسه همین باید خونه بمونیم

401
00:39:53,253 --> 00:39:54,463
‫تا خودشون برگردن

402
00:39:54,488 --> 00:39:56,189
‫قانونش همینه

403
00:40:01,807 --> 00:40:03,236
‫اتاق قشنگیه

404
00:40:03,979 --> 00:40:05,657
‫باید زودتر از اینجا بری

405
00:40:05,807 --> 00:40:08,191
‫- لندن مرکزی رو تخلیه کردن
‫- می‌دونم

406
00:40:08,216 --> 00:40:09,578
‫چطور غذا گیرتون میاد؟

407
00:40:09,603 --> 00:40:11,746
‫مونتی توی انبار شراب گیلاس آبنباتی پیدا کرد

408
00:40:11,771 --> 00:40:14,357
‫می‌گه شیره‌ش زیاده، واسه همون
‫بیشترشون رو خودم می‌خورم

409
00:40:15,760 --> 00:40:17,811
‫فقط همین‌ها رو دارید؟

410
00:40:19,004 --> 00:40:20,046
‫صبر کن ببینم

411
00:40:20,130 --> 00:40:22,299
‫هی، چی‌کار می‌کنی؟
‫اون جیرۀ سفرمونه!

412
00:40:23,466 --> 00:40:24,626
‫هرطور راحتی

413
00:40:24,651 --> 00:40:27,445
‫همون‌جوری که شما خیلی راحت
‫می‌خواستید پورشۀ بابام رو بردارید؟

414
00:40:27,470 --> 00:40:29,389
‫پس، آره. راحتیم

415
00:40:29,414 --> 00:40:32,392
‫- قرار نبود خونه باشید
‫- این کارت رو توجیه می‌کنه؟

416
00:40:32,417 --> 00:40:33,577
‫این که بخوام دنیا رو نجات بدم؟

417
00:40:33,602 --> 00:40:35,647
‫آره، فکر می‌کنم توجیه خیلی خوبیه

418
00:40:35,672 --> 00:40:37,306
‫می‌تونم باهات چیپس رو معامله کنم

419
00:40:37,331 --> 00:40:39,046
‫من نقشه دارم، نگاه

420
00:40:39,071 --> 00:40:40,803
‫نگاه، این نقشۀ جنوبگانه

421
00:40:40,897 --> 00:40:42,777
‫- بستۀ کمک‌های اولیه هم دارم
‫- پن...

422
00:40:42,861 --> 00:40:45,530
‫اون‌ها نه نقشه‌های مزخرف و
‫نه کمک‌های اولیه‌ت رو می‌خوان

423
00:40:45,555 --> 00:40:46,889
‫تو از کجا می‌دونی؟

424
00:40:46,914 --> 00:40:48,091
‫برادرم رو ببخشید

425
00:40:48,116 --> 00:40:49,910
مامان می‌گه هیچ‌وقت نتونسته
دوران لجبازی بچگی‌ش رو کنار بذاره

426
00:40:49,935 --> 00:40:51,094
‫تمومش کن

427
00:40:51,119 --> 00:40:53,580
‫توی سات‌ارک چادر زدن،
‫واسه جاده‌های روستایی...

428
00:40:53,605 --> 00:40:55,626
‫اتوبوس گذاشتن تا بچه‌ها در امان باشن

429
00:40:56,471 --> 00:40:58,335
‫والدینتون می‌دونن که
‫باید اونجا دنبالتون بگردن

430
00:40:58,360 --> 00:41:00,754
‫ما همین‌جا می‌مونیم،
‫این‌جوری می‌دونیم که گم نمی‌شیم

431
00:41:00,779 --> 00:41:03,281
‫- قول می‌دم گم نمی‌شین
‫- نه

432
00:41:03,924 --> 00:41:05,258
‫بی‌خیال شید، خب؟

433
00:41:06,635 --> 00:41:08,493
‫حالا اصلاً هیچ‌کدومتون رانندگی بلده؟

434
00:41:12,265 --> 00:41:14,775
‫پس با یه ماشین دزدی می‌خواستید چی‌کار کنید؟

435
00:41:15,147 --> 00:41:17,204
‫تا حالا سریع و خشن ندیدی؟

436
00:41:17,229 --> 00:41:19,272
‫- چی؟
‫- توی عمرت جی‌تی‌ای بازی نکردی؟

437
00:41:19,356 --> 00:41:23,401
‫اون‌قدرها هم سخت نیست،
‫میلیون‌ها احمق هر روز رانندگی می‌کنن

438
00:41:23,485 --> 00:41:26,321
‫- مشکلی پیش نمیاد
‫- مسخره‌ست، نقشه‌تون ریده

439
00:41:27,030 --> 00:41:28,698
‫تو یه‌ذره هم عوض نشدی، نه؟

440
00:41:28,723 --> 00:41:30,634
‫- هنوز همون‌قدر احمقی
‫- واقعاً؟ جرئت داری تکرار کن

441
00:41:30,659 --> 00:41:32,385
‫- وگرنه چی؟
‫- گور باباش، یه بار دیگه بگو چی گفتی

442
00:41:32,410 --> 00:41:33,954
‫چی‌کار می‌کنی؟ چی‌کار می‌خوای بکنی؟

443
00:41:34,037 --> 00:41:35,622
‫- چرت نگو، یه بار دیگه بگو چی گفتی
‫- تمومش کن

444
00:41:36,331 --> 00:41:37,374
گُه توش

445
00:41:40,418 --> 00:41:41,503
‫بالگردها

446
00:41:42,379 --> 00:41:44,033
‫دنبال بیگانه‌هان

447
00:41:45,090 --> 00:41:47,133
‫برو پی کارت، برو پی کارت

448
00:41:47,217 --> 00:41:51,012
‫مامان، بابا، مامان، بابا
‫برو پی کارت، برو پی کارت

449
00:41:51,096 --> 00:41:52,806
‫مامان، بابا

450
00:41:52,880 --> 00:41:54,715
‫برو پی کارت، برو پی کارت

451
00:41:54,740 --> 00:41:55,908
‫- نه...
‫- مامان، بابا

452
00:41:55,933 --> 00:41:57,519
‫- هی، پنی؟ پنی، خوبی؟
‫- مامان، بابا

453
00:41:57,544 --> 00:41:59,062
‫- پنی، خوبی؟ منم
‫- برو پی کارت

454
00:41:59,087 --> 00:42:00,088
‫خوبی؟

455
00:42:00,113 --> 00:42:01,850
‫گوش بده چی می‌گم، پنی. خب؟

456
00:42:01,875 --> 00:42:04,526
‫هی، کجاییم؟ توی هزارتوی دانبری

457
00:42:04,609 --> 00:42:07,445
‫داخل هزارتو چی‌کار می‌کنیم؟
‫مستقیم می‌ریم بعدش می‌پیچیم راست

458
00:42:07,470 --> 00:42:09,759
‫- بعدش چی؟
‫- چپ

459
00:42:09,784 --> 00:42:13,121
‫آفرین، رسیدیم، تونستیم. خب؟

460
00:42:18,164 --> 00:42:20,767
‫می‌تونید شب رو بمونید،
‫ماشین هم خواستید بردارید

461
00:42:20,792 --> 00:42:22,252
‫برام اهمیتی نداره،
‫فقط گورتون رو گم کنید

462
00:42:29,499 --> 00:42:31,717
‫ترِوانته کول، آماده‌به‌خدمت

463
00:42:32,173 --> 00:42:33,547
‫تازه رسیدم

464
00:42:35,048 --> 00:42:37,216
‫امروز انتظار نیروی جدیدی رو نداشتیم

465
00:42:37,241 --> 00:42:39,728
‫- گفتی از کجا اومدی؟
‫- مرکز آموزش کمپ بلندینگ

466
00:42:39,753 --> 00:42:41,079
‫دو بار به افغانستان اعزام شدم

467
00:42:41,104 --> 00:42:43,107
‫برگشتم خونه، اینجا فرستادنم، نپرسیدم چرا

468
00:42:43,132 --> 00:42:46,510
‫باید هفتۀ پیش می‌رسیدم ولی
‫ماشینمون توی راه تصادف کرد

469
00:42:47,339 --> 00:42:49,690
‫مابقی سربازها زنده نموندن

470
00:42:50,363 --> 00:42:51,489
‫متأسفم

471
00:42:52,117 --> 00:42:53,996
‫راه درازی داشتم

472
00:42:55,869 --> 00:42:58,914
‫اگه یه تختی داشته باشین می‌خوابم
‫و چیزی واسه خوردن باشه می‌خورم

473
00:42:58,997 --> 00:43:01,499
‫دو تا ایالتِ قبل جیرهٔ پدافندی‌م رو تموم کردم

474
00:43:01,583 --> 00:43:03,418
‫سرباز پالومینو از سی۹

475
00:43:03,501 --> 00:43:07,088
‫سرکار ترِوانته کول از
‫کمپ بلندینگ آماده به خدمته

476
00:43:08,006 --> 00:43:10,133
‫توی این پایگاه چی شده؟

477
00:43:10,217 --> 00:43:11,718
‫طبقۀ دوم

478
00:43:12,742 --> 00:43:14,876
‫گروهبان توجیهت می‌کنه

479
00:43:16,431 --> 00:43:17,432
‫ممنون

480
00:43:36,201 --> 00:43:37,619
‫حالش خوبه؟

481
00:43:38,662 --> 00:43:41,206
‫آره، بعضی وقت‌ها این‌جوری می‌شه

482
00:43:53,801 --> 00:43:56,387
‫مامانم می‌گه وقتی حس می‌کنه از
‫کنترل خارج شده، این اتفاق می‌افته

483
00:43:57,347 --> 00:44:01,142
‫می‌دونم خیلی بهش فشار میاد.
‫وقت‌های دیگه خوبه

484
00:44:01,226 --> 00:44:04,896
‫درسته که روی اعصابه، ولی حالش خوبه

485
00:44:08,783 --> 00:44:10,480
‫نمی‌تونم سرزنشش کنم

486
00:44:11,236 --> 00:44:13,863
‫به‌نظرم همه‌مون از داخل داریم داد می‌زنیم

487
00:44:15,604 --> 00:44:17,695
‫اون فقط همون کار رو با صدای بلند می‌کنه

488
00:44:22,330 --> 00:44:24,251
‫چرا می‌خوای بری پاریس؟

489
00:44:24,893 --> 00:44:27,730
‫اون‌ها نمی‌خوان اونجا باشیم، مثل همیشه

490
00:44:28,795 --> 00:44:30,130
‫و اگه اشتباه کنی چی؟

491
00:44:30,839 --> 00:44:32,727
‫اگه اونجا نباشه چی؟

492
00:44:33,174 --> 00:44:36,678
‫اگه یه‌جوری از کانال رد شدی...

493
00:44:38,555 --> 00:44:39,890
‫می‌دونی منظورم چیه؟

494
00:44:40,849 --> 00:44:42,100
‫اگه اونجا نباشه چی؟

495
00:44:45,133 --> 00:44:46,980
‫دیدی مردم همیشه می‌گن...

496
00:44:47,054 --> 00:44:50,224
‫«اگه توی سرت هدفی داشته باشی، می‌تونی بهش برسی»

497
00:44:52,402 --> 00:44:54,466
‫من قبلاً هرگز نتونستم این کار رو بکنم

498
00:44:58,157 --> 00:44:59,871
‫توی ذهنم می‌بینمش

499
00:45:00,785 --> 00:45:01,786
‫کسپر رو می‌گم

500
00:45:02,621 --> 00:45:04,289
‫می‌تونم حسش کنم

501
00:45:04,924 --> 00:45:07,052
‫نمی‌دونم چطور باید توصیفش کنم

502
00:45:07,077 --> 00:45:08,418
‫فقط...

503
00:45:09,419 --> 00:45:10,837
‫مطمئنم که اون بیرونه

504
00:45:11,608 --> 00:45:13,610
‫و پیداش می‌کنم،

505
00:45:13,643 --> 00:45:16,354
‫و بعدش اون کمکمون می‌کنه
‫جلوی این حروم‌زاده‌ها رو بگیریم

506
00:45:19,415 --> 00:45:20,800
‫می‌دونم فکر می‌کنی دیوونه شدم

507
00:45:20,825 --> 00:45:23,160
‫نه، اتفاقاً...

508
00:45:25,477 --> 00:45:27,145
‫خب، آره راستش دیوانه‌واره

509
00:45:28,772 --> 00:45:30,815
‫ولی دنیایی که توش هستیم هم دیوانه‌واره

510
00:45:45,110 --> 00:45:46,737
‫پیش فرمانده می‌رم

511
00:47:19,435 --> 00:47:22,254
‫- هی، هی، صبر کنین
‫- دست‌ها بالا، دست‌هات رو بالا ببر

512
00:47:22,679 --> 00:47:23,887
‫آروم باشین، بچه‌ها

513
00:47:23,912 --> 00:47:26,389
‫بذارین توضیح بدم،
‫من فقط گم شدم، خب؟

514
00:47:26,414 --> 00:47:28,499
‫- اشتباه کردم
‫- درست فهمیدی

515
00:47:29,149 --> 00:47:31,693
‫کمپ بلندینگ چهار هفته‌ست که تعطیل شده

516
00:47:33,855 --> 00:47:36,650
‫مونتی! مونتی!

517
00:47:37,580 --> 00:47:39,048
‫مونتی، بیدار شو

518
00:47:40,804 --> 00:47:42,047
‫چی شده؟

519
00:47:42,072 --> 00:47:44,491
‫باید باهاشون بریم، باید کمکشون کنیم

520
00:47:45,450 --> 00:47:47,827
‫اگه دنیا رو نجات بدیم، مامان و بابا هم برمی‌گردن

521
00:47:47,852 --> 00:47:49,896
‫نمی‌تونیم، پن. خب؟

522
00:47:49,921 --> 00:47:53,708
‫- ببین، من نقشۀ پاریس رو هم دارم
‫- راستش، حق با مونتیه، پنی

523
00:47:53,733 --> 00:47:55,193
‫خیلی خطرناکه

524
00:47:55,218 --> 00:47:57,095
‫آره، تازه شما دعوت نیستین

525
00:47:57,411 --> 00:47:59,872
‫- آلف، دهنت رو ببند، خب؟
‫- چیه؟ خب نیستن دیگه

526
00:47:59,897 --> 00:48:02,859
‫شما بهمون نیاز دارید. مونتی رانندگی بلده

527
00:48:02,884 --> 00:48:04,135
‫بگی‌نگی

528
00:48:04,219 --> 00:48:05,470
‫خودت بهشون بگو، مونتی

529
00:48:06,629 --> 00:48:10,642
‫اگه مامان و بابا نمی‌تونن پیش ما برگردن،
‫پس ما باید نجاتشون بدیم

530
00:48:10,667 --> 00:48:12,824
این‌قدر تخم‌سگ نباش

531
00:48:12,991 --> 00:48:15,669
‫بگو که به ما نیاز دارن، خواهش می‌کنم

532
00:48:16,952 --> 00:48:18,203
‫خواهش می‌کنم

533
00:48:19,985 --> 00:48:23,113
‫خدای من، هوف...

534
00:48:23,905 --> 00:48:28,451
‫خب، ببینید. پدرمون توی پاریس یه آپارتمان داره

535
00:48:29,828 --> 00:48:33,331
‫می‌تونیم تا اونجا بریم، بعدش ‫شما
می‌تونید دنبال کسپر بگردید، خوبه؟

536
00:48:34,614 --> 00:48:35,777
‫خیلی‌خب

537
00:48:36,418 --> 00:48:37,586
‫ای‌ول

538
00:48:37,611 --> 00:48:39,750
‫خیلی‌خب، جگوار رو سوار می‌شیم

539
00:48:48,013 --> 00:48:51,641
‫کلانتر، ایشون از حصار پریده و وارد پایگاه شده

540
00:48:53,646 --> 00:48:55,024
‫خودمون بهش رسیدگی می‌کنیم

541
00:48:55,478 --> 00:48:56,800
‫از این‌طرف

542
00:49:02,485 --> 00:49:03,486
‫دست‌هاش رو باز کن

543
00:49:16,791 --> 00:49:18,743
‫هی! با کوله‌م چیکار داری؟

544
00:49:18,768 --> 00:49:20,979
‫- اون‌ها وسایل شخصیه
‫- نگران نباش

545
00:49:21,004 --> 00:49:23,340
‫تا فردا صبح که ماشین بیاد
‫تو رو از ایالت خارج کنه...

546
00:49:23,423 --> 00:49:24,716
‫- کوله‌ت رو برمی‌گردونیم
‫- نه...

547
00:49:24,790 --> 00:49:28,169
‫چی می‌گی؟ می‌شه لااقل دفترم رو پس بدی؟

548
00:49:28,261 --> 00:49:31,223
‫بهت که گفتم، ‫همه‌ش رو بهت پس می‌دیم

549
00:49:31,248 --> 00:49:32,525
‫فقط همین امشب در اختیارت نیست

550
00:49:33,099 --> 00:49:36,102
‫اگه چیزی خواستی، چه نیاز پزشکی یا چیز دیگه، صدا بزن

551
00:49:36,127 --> 00:49:37,837
‫حالا دیگه شلوغ‌کاری نکن

552
00:49:37,862 --> 00:49:40,415
‫نیازی نیست رابطه‌مون دور از مهمان‌نوازی باشه

553
00:49:44,507 --> 00:49:47,906
‫به «آیدابل» خوش اومدی.
‫امیدوارم از حضورت در اینجا لذت ببری

554
00:50:00,043 --> 00:50:02,774
‫« رفتیم پاریس »

555
00:50:16,851 --> 00:50:18,895
‫مدلش تخمیه

556
00:50:18,920 --> 00:50:20,713
‫شاید هم تو رانندۀ تخمی‌ای هستی!

557
00:50:21,137 --> 00:50:23,473
‫بهت که گفتم باید استون مارتین رو برمی‌داشتیم

558
00:50:23,498 --> 00:50:26,066
واقعاً؟ اون‌وقت تو باید روی پام می‌نشستی
و یا پنی رو توی صندوق می‌ذاشتیم

559
00:50:26,415 --> 00:50:27,856
‫فاتحه‌مون خونده‌ست

560
00:50:36,006 --> 00:50:42,006
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:
 