1
00:00:02,754 --> 00:00:04,798
‫شهروندان من در سراسر دنیا

2
00:00:04,798 --> 00:00:10,637
‫امروز ساعت جهانی ۰۹:۴۲، انجمن جهانی
‫حمله‌ای هماهنگ‌شده در جواب...

3
00:00:10,637 --> 00:00:13,306
‫مهاجمین بیگانه که به دنیای
‫ما هجوم آوردند خواهد داشت

4
00:00:20,900 --> 00:00:23,900
« فوکستون، کنت، بریتانیا »

5
00:00:38,123 --> 00:00:40,000
‫- هی! حواست به آسفالت باشه، دادا!
‫- تُف. ببخشید. ببخشید

6
00:00:40,000 --> 00:00:41,209
‫مونتی!

7
00:00:42,586 --> 00:00:44,796
‫پیداش کردی بالاخره؟ آدرس بیمارستان

8
00:00:46,673 --> 00:00:48,133
‫فکر کنم این ساختمونِ اینجا باشه

9
00:00:48,842 --> 00:00:50,176
‫منطقۀ هفتم
‫[ به فرانسوی ]

10
00:00:50,760 --> 00:00:52,053
‫چه خوش‌سلیقه‌ست کسپر

11
00:00:52,679 --> 00:00:54,681
‫ببخشید، اون فرانسوی بود به‌حساب؟

12
00:00:54,681 --> 00:00:57,475
‫معلم فرانسوی مونتی می‌گه
‫صامت‌ها رو خوب نمی‌تونه بگه

13
00:00:57,475 --> 00:01:00,270
‫فرانسوی من عالیه، خب؟ فقط یه‌کم تمرین لازم دارم

14
00:01:00,270 --> 00:01:02,355
‫اوه، باشه. حله، مشکلی نیست.
‫بعد از من تکرار کن

15
00:01:02,939 --> 00:01:05,650
‫شیا لباف، زوئی دشنل،

16
00:01:06,318 --> 00:01:08,028
‫تیموتی شالامی

17
00:01:08,028 --> 00:01:09,988
‫- بیانسه؟ آره
‫- بیانسه؟

18
00:01:09,988 --> 00:01:13,533
‫- می‌شه لطفاً آهنگ رو عوض کنیم؟
‫- نه، پن. فوراً پسش بده

19
00:01:13,533 --> 00:01:15,535
‫- ترپ. رپ
‫- پن. بسه

20
00:01:15,535 --> 00:01:17,454
‫- پن، بسه
‫- باز هم رپ

21
00:01:17,454 --> 00:01:19,539
‫وایسا، این چیه؟

22
00:01:26,963 --> 00:01:28,381
‫این آهنگ «بوسه از گل رز»ـه؟

23
00:01:29,132 --> 00:01:31,009
‫- پن، همین حالا قطعش کن
‫- شوخی‌ت گرفته؟

24
00:01:31,009 --> 00:01:32,636
‫- پن
‫- صداش رو زیاد کن

25
00:01:34,387 --> 00:01:37,432
‫اوه، تُف. یواش برو. مونتی، یواش برو. نگاه!

26
00:01:50,070 --> 00:01:51,321
‫گُه توش

27
00:01:55,784 --> 00:01:57,160
‫دارن به چی نگاه می‌کنن؟

28
00:01:58,578 --> 00:01:59,829
‫هی. وا...

29
00:02:03,959 --> 00:02:04,960
‫ببخشید

30
00:02:05,460 --> 00:02:07,504
‫- چی شده؟
‫- تونل بسته‌ست. ورود ممنوعه

31
00:02:08,004 --> 00:02:10,382
‫بسته؟ چرا؟

32
00:02:10,382 --> 00:02:12,300
‫آخرین قطار از فرانسه نتونست به اینجا برسه

33
00:02:12,300 --> 00:02:13,593
‫تیم شناسایی رفتن داخل و هیچ‌وقت برنگشتن

34
00:02:13,593 --> 00:02:16,179
‫حالا فرانسه تهدید کرده که پایانه‌شون رو دائمی می‌بندن

35
00:02:16,179 --> 00:02:19,474
‫پس یا تو و افرادِ اون جگوار می‌تونید الآن دور بزنید
‫یا می‌تونید مثل بقیه‌مون صبر کنید

36
00:02:19,975 --> 00:02:23,019
‫- صبر برای چی؟
‫- چی، توی اون رادیو نداری؟

37
00:02:23,520 --> 00:02:25,480
‫از موقعی که بیانیه رو صادر کرده، مرتب داره پخش می‌شه

38
00:02:38,994 --> 00:02:40,662
‫چیه؟ چی شده؟

39
00:02:44,749 --> 00:02:47,294
‫...برتری عددی، جناحی و تسلیحاتی رو از دست...

40
00:02:47,294 --> 00:02:49,546
‫به شما قول موفقیت نمی‌دم،

41
00:02:49,546 --> 00:02:53,008
‫ولی می‌تونم بگم که جوری به آن‌ها
‫ضربه خواهیم زد که فراموش نکنند

42
00:02:53,008 --> 00:02:54,759
‫- «ضربه بزنن»؟ چی...
‫- بگذارید ذره‌ای از احساسات ما را...

43
00:02:54,759 --> 00:02:57,512
‫- یه... حمله‌ست. لابد همینه
‫- مونتی؟

44
00:02:57,512 --> 00:02:59,139
‫- چیزی نیست. چیزی نیست
‫- «هرگز اجازه نده ببینن

45
00:02:59,139 --> 00:03:00,515
‫سرت رو پایین آوردی»

46
00:03:00,515 --> 00:03:03,685
‫پس حالا ازتون می‌خوام که سرتون رو بالا بگیرید

47
00:03:03,685 --> 00:03:05,854
‫سرتون رو بالا بگیرید. بیاید دیگه...

48
00:03:06,646 --> 00:03:08,523
‫چه غلطی می‌کنی؟ یه اتفاقی داره می‌افته

49
00:03:08,523 --> 00:03:10,275
‫آره، ما از اون تونل به فرانسه رد می‌شیم

50
00:03:10,275 --> 00:03:12,777
‫- جدی؟
‫- عقلت رو از دست دادی؟

51
00:03:12,777 --> 00:03:14,696
‫دور بزن و برون

52
00:03:30,921 --> 00:03:32,172
‫پس بذار ببینم درست فهمیدم،

53
00:03:32,172 --> 00:03:34,841
‫با وجود هشدارهای ارتش، باز هم می‌خوای بری داخل؟

54
00:03:34,841 --> 00:03:37,594
‫- قراره دستگیر بشیم؟
‫- نه، نمی‌شیم

55
00:03:38,762 --> 00:03:40,597
‫- آره؟
‫- تونل اونجاست

56
00:03:44,100 --> 00:03:45,310
‫گندش بزنه

57
00:03:45,310 --> 00:03:47,687
‫خوب نیست. هیچ‌جوره نمی‌شه دور از چشم اون‌ها
‫از اون فنس بالا بریم

58
00:03:47,687 --> 00:03:49,147
‫پس چطور قراره بریم داخل؟

59
00:03:51,191 --> 00:03:53,401
‫- اونجا! مونتی، اونجا بزن کنار
‫- باشه

60
00:04:04,829 --> 00:04:07,499
‫- فکر می‌کنی به تونل منتهی می‌شه؟
‫- فقط از یه راه می‌شه فهمید

61
00:04:09,292 --> 00:04:10,377
‫هی، وایسا

62
00:04:10,377 --> 00:04:12,087
‫من دیلم رو از صندوق‌عقب برمی‌دارم

63
00:04:15,215 --> 00:04:17,800
‫ما دیگه کاری نداریم. یعنی اگه سربازها رفتن اون پایین...

64
00:04:17,800 --> 00:04:19,636
‫می‌دونی...

65
00:04:23,640 --> 00:04:25,892
‫باشه، ببین. به‌خاطر خودم نیست، خب؟ فقط...

66
00:04:29,229 --> 00:04:30,689
‫نمی‌تونم بذارم اتفاقی براش بیفته

67
00:04:33,316 --> 00:04:34,317
‫مشکلی نیست

68
00:04:35,068 --> 00:04:37,070
‫تا اینجا ما رو آوردی،

69
00:04:37,904 --> 00:04:39,072
‫پس ممنونم

70
00:04:40,156 --> 00:04:42,826
‫این یعنی قرار نیست مامان‌بابا رو نجات بدیم؟

71
00:04:47,247 --> 00:04:48,248
‫می‌خوای کمک کنم؟

72
00:04:55,714 --> 00:04:58,633
‫معلومه قراره مامان‌بابا رو نجات بدیم، باشه؟

73
00:04:59,509 --> 00:05:01,344
‫ببین، فقط یعنی وقتی رسیدیم اونجا،

74
00:05:02,053 --> 00:05:04,598
‫ازت می‌خوام بهم گوش بدی و هر کار می‌گم بکنی،

75
00:05:04,598 --> 00:05:09,019
‫و مثل همیشه رومخ، نِق‌نِقو و چنگ‌انداز نباشی

76
00:05:09,019 --> 00:05:10,103
‫باشه؟ از پسش برمیای؟

77
00:05:10,103 --> 00:05:12,522
‫آره، به‌شرط اینکه خودت به‌دردنخور، ابله و...

78
00:05:12,522 --> 00:05:13,773
‫- باشه
‫- ...احمق نباشی...

79
00:05:13,773 --> 00:05:15,191
‫باشه. بیا برو خواهشاً

80
00:05:18,945 --> 00:05:20,280
‫چیه؟ فکر می‌کردی نمیایم؟

81
00:05:20,780 --> 00:05:22,032
‫راه بیفتید پس

82
00:05:22,949 --> 00:05:24,993
‫بیشتر زور بزن، اسکل

83
00:05:46,723 --> 00:05:47,724
‫تُف. سربازها

84
00:05:47,724 --> 00:05:50,060
‫سریع. تا ما رو ندیدن. بیاید

85
00:06:16,670 --> 00:06:17,504
‫این هم از این

86
00:06:17,528 --> 00:06:19,528
« به‌طرف تونل جنوبی »

87
00:06:24,052 --> 00:06:27,347
‫انگار به نقطۀ بی‌بازگشت رسیدیم. ها؟

88
00:06:27,973 --> 00:06:29,641
‫نگران نباش. من فکر اینجاش رو کردم

89
00:06:30,600 --> 00:06:32,018
‫پن، اون چیه؟

90
00:06:32,018 --> 00:06:34,354
‫گزارشم از اردوی کلاسی‌مون به تونل کانال

91
00:06:34,354 --> 00:06:36,064
‫یه نقشه و از این چیزها کشیدم. می‌بینی؟

92
00:06:40,652 --> 00:06:41,903
‫من هم کمک آوردم

93
00:06:43,780 --> 00:06:46,825
‫دافع بیگانه‌ها. شعله‌افکن دست‌ساز

94
00:06:47,534 --> 00:06:48,952
‫باند هم توی فیلم «زندگی کن و بگذار بمیرند» این کارو کرد

95
00:06:48,952 --> 00:06:52,622
‫آره، ولی آلف، توی زندگی واقعی
‫با اون می‌زنی دست‌هات رو می‌ترکونی

96
00:06:58,920 --> 00:07:00,171
‫این چه کوفتی بود دیگه؟

97
00:07:00,171 --> 00:07:01,256
‫دارن بهمون حمله می‌کنن؟

98
00:07:01,965 --> 00:07:03,466
‫یا ما داریم بهشون حمله می‌کنیم؟

99
00:07:03,466 --> 00:07:04,384
‫برق هنوز نرفته

100
00:07:05,093 --> 00:07:06,219
‫خوبه. راه بیفتید!

101
00:07:08,847 --> 00:07:11,558
‫شرمنده. درحال‌حاضر فقط من نیستم
‫که توی زندگی واقعی به سر می‌بره

102
00:07:11,558 --> 00:07:14,477
‫ولی الآن یه اتفاق خیلی بزرگ اونجا افتاد

103
00:07:15,145 --> 00:07:17,772
‫پس، نقشۀ جدید، برمی‌گردیم که ببینیم اونجا...

104
00:07:17,772 --> 00:07:19,357
‫نه! جایی نمی‌ریم

105
00:07:19,941 --> 00:07:22,152
‫اگه برگردیم اونجا، ممکنه پیدامون کنن و جلومون رو بگیرن

106
00:07:22,152 --> 00:07:25,155
‫- آره، ولی ما نمی‌دونیم اون بیرون چی هست
‫- حق با توئه. نمی‌دونیم

107
00:07:25,697 --> 00:07:28,575
‫ولی می‌دونیم که این تونل
‫تنها راهِ رسیدن به کسپره

108
00:07:29,701 --> 00:07:33,204
‫اینجا گفته ورودی خدمه به تونل قطارِ جلویی وصل می‌شه

109
00:07:38,084 --> 00:07:41,588
‫ببینید، هیچ اشکالی نداره که بترسید

110
00:07:42,756 --> 00:07:44,299
‫اصلاً اگه نترسید باید به عقلتون شک کرد

111
00:07:44,883 --> 00:07:47,469
‫ولی چهار ماه می‌گذره که سروکلۀ اون‌ها پیدا شده

112
00:07:48,053 --> 00:07:50,764
‫و من دیگه از این کوفتی خسته شده‌ام!

113
00:07:54,517 --> 00:07:59,356
‫مامانم یه بار بهم گفت توی جراحی حساس یا هرچی،

114
00:08:00,440 --> 00:08:01,650
‫یه لحظه هست

115
00:08:02,442 --> 00:08:04,778
‫که بدن روی میز تصمیم می‌گیره

116
00:08:05,612 --> 00:08:07,030
‫که بجنگه

117
00:08:07,030 --> 00:08:09,491
‫یا تسلیم بشه، و می‌شه به چشم دیدش

118
00:08:10,742 --> 00:08:13,370
‫دوستمون چشم‌به‌راه ماست

119
00:08:14,371 --> 00:08:17,666
‫اگه بتونیم پیداش کنیم، شاید هم‌نوع‌هامون
‫لااقل یه شانس داشته باشن

120
00:08:18,541 --> 00:08:20,293
‫حالا همون لحظه‌ست

121
00:08:20,293 --> 00:08:23,296
‫بجنگیم یا تسلیم بشیم؟

122
00:08:28,927 --> 00:08:30,345
‫برای کسپر

123
00:08:35,015 --> 00:08:36,058
‫برای کسپ

124
00:08:37,394 --> 00:08:38,602
‫کسپر

125
00:08:44,275 --> 00:08:45,986
‫آره، صحیح. ما هم هستیم پس، گمونم

126
00:09:05,900 --> 00:09:12,900
 

127
00:09:12,924 --> 00:09:19,924
 

128
00:09:20,248 --> 00:09:26,248
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:

129
00:10:29,381 --> 00:10:31,258
‫این یک پیروزی واقعاً مهم است
‫[ به فرانسوی ]

130
00:10:31,258 --> 00:10:32,801
‫برای کسانی که تازه به ما پیوسته‌اند،

131
00:10:32,801 --> 00:10:36,596
‫هفت سفینۀ بیگانگان با موفقیت
‫به‌وسیلۀ ائتلاف دفاع جهانی سرنگون شدند

132
00:10:36,596 --> 00:10:40,183
‫تاکنون نه واکنشی ازسوی مهاجمان بیگانه صورت گرفته،

133
00:10:40,183 --> 00:10:42,310
‫نه تلافی‌ای از سفینۀ مادر

134
00:10:42,310 --> 00:10:45,689
‫اما منابع نشان می‌دهند که نیروهای ائتلاف خوش‌بین هستند

135
00:10:45,689 --> 00:10:47,941
‫که احتمالاً ضربۀ مهلکی را وارد کرده باشیم

136
00:10:47,941 --> 00:10:53,738
‫بنا به گزارش‌ها، بنیا مابوته، رئیس «ادج» دستور
‫داده است که واحدهای نظامی به محل‌های سقوط بروند...

137
00:11:23,226 --> 00:11:25,353
‫« بخش ایمن »

138
00:12:32,921 --> 00:12:35,465
‫روز بزرگ رو از دست دادی، کسپر
‫[ به فرانسوی ]

139
00:12:36,800 --> 00:12:39,052
‫چرا بیدار نمی‌شی و با بقیه خوش بگذرونی، هوم؟

140
00:12:40,554 --> 00:12:42,222
‫کی می‌گه بهش خوش نمی‌گذره؟

141
00:12:46,184 --> 00:12:48,353
‫اطلاعات کمی دربارۀ این‌یکی داریم

142
00:12:48,353 --> 00:12:50,313
‫مایۀ تأسفه که حدس‌وگمانی بزنیم

143
00:12:50,564 --> 00:12:51,773
‫طبق فعالیت مغزی‌ش، گابریل،

144
00:12:51,773 --> 00:12:54,609
‫می‌شه فرض کرد که به‌طور میانگین
‫هر ساعت هفت بار تشنج می‌کنه

145
00:12:55,986 --> 00:12:57,737
‫نمی‌شه گفت خوش‌وخرمه

146
00:13:00,782 --> 00:13:01,741
‫راست می‌گی

147
00:13:06,871 --> 00:13:10,500
‫اون‌همه تحقیقات دربارۀ این بچه‌ها
‫و ارتباطشون با ملاقات‌کننده‌های ما

148
00:13:11,626 --> 00:13:13,795
‫به امید یافتن یه کلید

149
00:13:16,214 --> 00:13:18,341
‫شاید بعد از امروز، دیگه نیازی نباشه

150
00:13:19,509 --> 00:13:21,761
‫حالا که حرفش شد، چند نفرمون می‌خواستیم بریم

151
00:13:21,761 --> 00:13:23,638
‫یه لبی تر کنیم. یه جشن پیروزی کوچیک

152
00:13:24,306 --> 00:13:25,765
‫دوست داری بیای؟

153
00:13:26,600 --> 00:13:27,976
‫پیروزی

154
00:13:29,019 --> 00:13:31,521
‫مهم‌ترین مهارتی که یه متخصص
‫مغزواعصاب می‌تونه یاد بگیره، اِزمه،

155
00:13:31,521 --> 00:13:33,231
‫اینه که بدونه کِی مغز طرف رو خاموش کنه

156
00:13:36,610 --> 00:13:39,821
‫به‌خصوص وقتی‌که نشه کاری برای نجات بیمار کرد

157
00:13:48,371 --> 00:13:50,916
‫لطفاً بیدار شو، کسپر

158
00:13:54,920 --> 00:13:57,923
‫توی مدرسه، یه هفتۀ کامل دربارۀ پل‌ها مطالعه کردیم،

159
00:13:57,923 --> 00:13:59,966
‫ولی تونل‌ها خیلی جالب‌ترن،

160
00:13:59,966 --> 00:14:03,011
‫چون طول و عمق تونل‌ها جالب‌توجهه،

161
00:14:03,011 --> 00:14:04,930
‫و همین‌طور فشارشون

162
00:14:05,972 --> 00:14:09,643
‫نگاه. اون رو می‌بینید؟
‫یکی از کانال‌های تخلیۀ هواست

163
00:14:09,643 --> 00:14:11,770
‫تا تونل قطار بعدی ادامه داره

164
00:14:11,770 --> 00:14:14,397
‫خانم ملکین گفت اگه از اون‌ها نداشتیم، فشار اینجا

165
00:14:14,397 --> 00:14:18,026
‫- جمجمه‌ها رو مثل چوب‌پنبۀ شامپاین‌ها می‌فرسته هوا
‫- ای خدا، پن. کافیه

166
00:14:18,026 --> 00:14:19,819
‫اون‌ها فقط حقایق سرگرم‌کننده‌ان

167
00:14:19,819 --> 00:14:21,821
‫جدی؟ خب، یه ساعته که داری سرمون رو گرم می‌کنی

168
00:14:21,821 --> 00:14:23,365
‫آروم بگیر دیگه، باشه؟

169
00:14:24,407 --> 00:14:25,742
‫کس دیگه‌ای هم احساس کرد؟

170
00:14:26,701 --> 00:14:28,161
‫- سرما رو؟
‫- می‌دونم

171
00:14:28,161 --> 00:14:30,288
‫انگار روی یخی چیزی هستیم، انگار...

172
00:14:30,288 --> 00:14:31,790
‫زندگی عاشقانۀ مونتی

173
00:14:31,790 --> 00:14:33,124
‫مزخرف محضه، رفیق

174
00:14:33,124 --> 00:14:35,794
‫راست می‌گه، مونتی.
‫از موقع «برگزیت» دوست‌دختری نداشتی

175
00:14:35,794 --> 00:14:36,878
‫پنی!

176
00:14:36,878 --> 00:14:39,214
‫- حقیقته خب
‫- لازم نیست کسی بدونه

177
00:14:39,214 --> 00:14:40,924
‫همون‌طور که لازم نیست کسی دربارۀ فشار

178
00:14:40,924 --> 00:14:43,009
‫و سیم‌کشی و تمام اون چرت‌وپرت‌هایی
‫که داشتی می‌گفتی، چیزی بدونه

179
00:14:43,009 --> 00:14:44,469
‫هی، تو قول دادی که به حرفم گوش کنی

180
00:14:44,469 --> 00:14:47,055
‫خب، حالا بهت می‌گم دهنت رو گِل بگیر، باشه؟

181
00:14:47,055 --> 00:14:48,139
‫عالی

182
00:14:48,848 --> 00:14:51,393
‫وقتی مامانت بیست‌وچهاری در دسترسه،
‫زندگی عاشقانه می‌خوام چی‌کار، رفیق؟

183
00:14:51,393 --> 00:14:52,644
‫خفه شو

184
00:14:57,315 --> 00:14:59,234
‫ای خدا، آبجی‌کوچیک‌ها از همه بدترن

185
00:14:59,234 --> 00:15:01,236
‫من هم آبجی‌کوچیکم

186
00:15:01,236 --> 00:15:03,446
‫و الآن مثل عوضی‌ها باهاش حرف زدی

187
00:15:05,657 --> 00:15:07,826
‫احتمالاً مضطربه. یعنی،

188
00:15:08,451 --> 00:15:10,328
‫- کیه که نباشه؟
‫- شوخی می‌کنی

189
00:15:10,829 --> 00:15:13,164
‫قدم‌زدن توی یه تونل قطار تاریک و متروک

190
00:15:13,164 --> 00:15:15,333
‫با هزار تریلیون لیتر آب بالاسرمون

191
00:15:16,293 --> 00:15:17,419
‫همه آرزوش رو دارن، مگه نه؟

192
00:15:17,419 --> 00:15:19,713
‫آره. یه ماجراجویی واقعی برای اعصار

193
00:15:20,714 --> 00:15:22,424
‫مامان آلفی خوب بوس می‌کنه؟

194
00:15:23,008 --> 00:15:25,635
‫آره، نه. قطعاً توی ده تای اوله

195
00:15:25,635 --> 00:15:27,345
‫فقط زیر جودی دنچ قرار داره، پس...
‫[ از برترین بازیگرهای زن در بریتانیا ]

196
00:15:29,806 --> 00:15:31,391
‫خب، کِی متوجه شدی؟

197
00:15:32,058 --> 00:15:33,226
‫راجع به کسپر؟

198
00:15:33,727 --> 00:15:34,728
‫چی رو متوجه شدم؟

199
00:15:35,395 --> 00:15:37,439
‫که نمی‌دونم، استثناییه

200
00:15:38,648 --> 00:15:41,067
‫اولش متوجه نشدم

201
00:15:42,360 --> 00:15:43,361
‫به عقب که نگاه می‌کنم،

202
00:15:44,070 --> 00:15:45,071
‫آره

203
00:15:45,780 --> 00:15:47,407
‫همیشه یه چیز خاصی درباره‌ش بود

204
00:15:48,241 --> 00:15:53,872
‫انگار روی طولِ‌موجی از آهنگی تنظیم شده بود
‫که بقیه‌مون نمی‌تونستیم بشنویم

205
00:15:54,414 --> 00:15:55,874
‫مثل واکمن قرنِ‌بوقی‌ش

206
00:15:56,708 --> 00:15:57,709
‫چیزهای قدیمی

207
00:15:57,709 --> 00:16:00,253
‫خدا، حالا که می‌بینم، من همیشه اذیتش می‌کردم

208
00:16:00,253 --> 00:16:02,547
‫ولی حقیقت اینه که جدی‌جدی
‫فکر می‌کردم کار خیلی باحالیه

209
00:16:02,547 --> 00:16:03,882
‫شِرووِره

210
00:16:04,549 --> 00:16:06,301
‫تو اذیتش نمی‌کردی، ازش متنفر بودی

211
00:16:07,844 --> 00:16:10,555
‫بی‌خیال. از کسی پنهون که نیست

212
00:16:10,555 --> 00:16:12,349
‫باهاش مثل عن رفتار می‌کردی

213
00:16:15,769 --> 00:16:18,313
‫بد برداشت نکنی. از اینکه اینجایی خوش‌حالم

214
00:16:19,606 --> 00:16:22,734
‫گمونم فقط نمی‌دونم چرا اینجایی

215
00:16:25,528 --> 00:16:28,114
‫همون‌طور که گفتی، باید دنیامون رو پس بگیریم، نه؟

216
00:16:28,114 --> 00:16:29,324
‫به همین سادگی

217
00:16:29,324 --> 00:16:30,617
‫«به همین سادگی»؟

218
00:16:32,410 --> 00:16:34,246
‫البته. پس چرا باید اینجا باشم خب؟

219
00:16:35,956 --> 00:16:37,123
‫گندش بزنه!

220
00:16:38,250 --> 00:16:39,251
‫وای خدا

221
00:16:47,300 --> 00:16:48,343
‫تیم شناسایی

222
00:16:50,053 --> 00:16:51,388
‫کار بیگانه‌ها بوده. اون‌ها اینجان

223
00:16:55,475 --> 00:16:56,476
‫هی، حالت خوبه؟

224
00:16:56,476 --> 00:16:58,311
‫- بکش عقب!
‫- دادا، فقط می‌خوام کمک کنم

225
00:16:58,311 --> 00:17:00,438
‫خب، کمک نمی‌خواد، می‌خواد؟ نه از تو

226
00:17:00,438 --> 00:17:02,566
‫از هیچ‌کدومتون نمی‌خوام. علیل که نیستم

227
00:17:02,566 --> 00:17:05,235
‫فقط انتظار دیدن اون رو نداشتم

228
00:17:07,027 --> 00:17:08,612
‫وایسا، وایسا، وایسا. پنی کجاست؟

229
00:17:09,906 --> 00:17:10,907
‫تُف. کجا رفت؟

230
00:17:11,658 --> 00:17:13,785
‫- پنی؟
‫- درست پشت‌سرمون بود، مگه نه؟

231
00:17:13,785 --> 00:17:15,579
‫شاید از ما جلوتر رفته

232
00:17:17,205 --> 00:17:18,998
‫پن، همین حالا برگرد اینجا

233
00:17:21,877 --> 00:17:23,085
‫پن؟

234
00:17:28,049 --> 00:17:29,968
‫وای خدای من

235
00:17:31,636 --> 00:17:32,721
‫- فرار کنید!
‫- برید!

236
00:17:34,514 --> 00:17:35,682
‫- مونتی
‫- گُه توش

237
00:17:35,682 --> 00:17:39,352
‫- تُف، گیر کرده‌ام! گیر کرده‌ام!
‫- مونتی، پا شو. مونتی!

238
00:17:39,352 --> 00:17:40,854
‫بکِش! بکِش!

239
00:17:41,521 --> 00:17:42,814
‫فندکم کو؟

240
00:17:42,814 --> 00:17:44,608
‫- گُه توش، فندکم پیداش نیست
‫- بچه‌ها

241
00:17:45,233 --> 00:17:46,693
‫اوه، تُف!

242
00:17:59,039 --> 00:18:00,206
‫گُه توش

243
00:18:05,253 --> 00:18:06,463
‫گُه توش

244
00:18:07,756 --> 00:18:09,257
‫چه بلایی سرش اومد؟

245
00:18:09,799 --> 00:18:12,010
‫به نظر مریض می‌اومد

246
00:18:12,802 --> 00:18:15,305
‫خیلی سرده. از اینجا احساسش می‌کنم

247
00:18:15,305 --> 00:18:16,556
‫فکر کنم نفسش قطع شد

248
00:18:16,556 --> 00:18:18,683
‫اصلاً نفس می‌کشید؟ یا ریه داره یا...

249
00:18:18,683 --> 00:18:20,477
‫هرچی، چه اهمیتی داره آخه؟

250
00:18:20,477 --> 00:18:23,939
‫پنی گم شده، بعد شماها در-دربارۀ
‫آناتومی این تخم‌سگ حرف می‌زنید

251
00:18:24,439 --> 00:18:27,108
‫من الآن فقط نفس‌کشیدن پنی برام مهمه

252
00:18:27,108 --> 00:18:29,903
‫تو همیشه می‌گفتی نفس من بوی موش مُرده می‌ده

253
00:18:29,903 --> 00:18:31,321
‫پن. وای خدا

254
00:18:32,030 --> 00:18:34,991
‫بی‌خیال. دیگه اون‌طوری فرار نکن، خب؟

255
00:18:34,991 --> 00:18:36,743
‫فرار نکردم، داشتم کاوش می‌کردم

256
00:18:36,743 --> 00:18:40,163
‫و اگه از اون چیز قلمبه‌قلمبه خوشتون اومده،
‫عاشق چیزی می‌شید که من پیدا کردم

257
00:18:43,667 --> 00:18:44,668
‫خراب

258
00:18:57,764 --> 00:18:59,057
‫خونه

259
00:19:16,032 --> 00:19:18,493
‫به‌زودی

260
00:19:23,373 --> 00:19:25,542
‫کارشون تمومه، تمومه!

261
00:19:25,542 --> 00:19:27,544
باید این رو ببینی

262
00:19:28,211 --> 00:19:29,504
‫یه لحظه، پریشا

263
00:19:31,047 --> 00:19:33,258
‫رفته بودم پیاده‌روی که ذهنم آزاد بشه،

264
00:19:33,258 --> 00:19:37,053
‫و چند چهارراه دورتر از اینجا، این رو دیدم

265
00:19:39,139 --> 00:19:40,724
‫همه‌جا داره اتفاق می‌افته

266
00:19:42,100 --> 00:19:43,393
‫دارن می‌میرن، اِزمه

267
00:19:44,352 --> 00:19:45,186
‫موفق شدیم

268
00:19:46,271 --> 00:19:47,439
‫موفق شدیم

269
00:19:54,321 --> 00:19:56,531
‫- اون چیه؟
‫- یه معبر. توی نقشه هستن

270
00:19:56,531 --> 00:19:58,909
‫- از کنارش گذشتیم
‫- به کجا می‌ره؟

271
00:19:58,909 --> 00:20:01,119
‫فکر کنم یه تونل دیگه برای کارگرها

272
00:20:01,703 --> 00:20:05,206
‫دیگه ریلی نیست که پامون بهش گیر کنه،
‫یعنی سریع‌تر می‌تونیم بریم

273
00:20:06,082 --> 00:20:07,167
‫بیفت جلو

274
00:20:13,965 --> 00:20:15,467
‫دیدین؟ چی گفته بودم؟

275
00:20:22,432 --> 00:20:23,934
‫پنی، مراقب باش، خنگه

276
00:20:23,934 --> 00:20:25,685
‫طوری نیست. من هم اولش ترسیدم

277
00:20:25,685 --> 00:20:29,648
‫ولی این‌ها جون ندارن. مثل یخ هم سردن

278
00:20:35,278 --> 00:20:38,114
‫واسه همین دما این‌قدر پایینه.
‫به‌خاطر همۀ این چیزها

279
00:20:38,114 --> 00:20:41,368
‫به‌نظرتون توی همون حمله‌ای که توی رادیو
‫داشتن ازش حرف می‌زدن، کشته شدن؟

280
00:20:41,368 --> 00:20:44,496
‫شاید. شاید هم خودشون رو جمع کنن و ما رو ول کنن

281
00:20:44,496 --> 00:20:45,830
‫اون‌طوری عالی نمی‌شه؟

282
00:20:45,830 --> 00:20:48,291
‫بی‌خیال. قرار نیست همه‌شون سرما بخورن و بمیرن، پن

283
00:20:48,291 --> 00:20:49,626
‫تو که نمی‌دونی

284
00:20:49,626 --> 00:20:51,336
‫تازگی به آسمون نگاه کردی، رفیق؟

285
00:20:51,336 --> 00:20:53,630
‫چیز خیلی تکامل‌یافته‌ای اون بالا ندیدی، دیدی؟

286
00:20:53,630 --> 00:20:56,383
‫این پایین که قطعاً چیز خیلی تکامل‌یافته‌ای ندیده‌ام

287
00:20:56,383 --> 00:20:59,094
‫می‌شه شما دو تا دست از سر هم بردارید؟

288
00:20:59,094 --> 00:21:00,971
‫جمیلا، قضیه چیه؟

289
00:21:10,939 --> 00:21:12,107
‫چیه؟

290
00:21:12,107 --> 00:21:13,191
‫نمی‌دونم

291
00:21:24,369 --> 00:21:25,996
‫بذار یه چیزی رو امتحان کنم

292
00:22:12,334 --> 00:22:15,962
‫اون صدا چیه؟ شبیه بادزنگ مامانم یا همچین چیزیه

293
00:22:21,760 --> 00:22:23,929
‫نمایش تمومه، گمونم

294
00:22:23,929 --> 00:22:25,597
‫اون یه نمایش نبود

295
00:22:26,765 --> 00:22:28,350
‫یه مخابره بود

296
00:22:29,476 --> 00:22:32,145
‫یه پیغام ازطرف اون‌ها

297
00:22:32,145 --> 00:22:33,271
‫به کی؟

298
00:22:33,855 --> 00:22:35,273
‫و چی گفت؟

299
00:22:37,525 --> 00:22:38,735
‫یالا

300
00:22:40,153 --> 00:22:41,988
‫- بیاید بریم
‫- بریم

301
00:23:09,307 --> 00:23:11,059
‫اینجا دیگه چه اتفاقی افتاده؟

302
00:23:11,643 --> 00:23:12,894
‫اون مأمور حراسته؟

303
00:23:14,145 --> 00:23:16,064
‫یه‌جورایی انگار پایگاه مقاومت آخر بوده

304
00:23:17,232 --> 00:23:18,900
‫اون‌قدر مقاومت نکردن ولی

305
00:23:22,112 --> 00:23:24,614
‫این قشنگ شبیه فیلم گودزیلاست

306
00:23:25,198 --> 00:23:27,742
‫حتماً داشتن از چیزی محافظت می‌کردن یا...

307
00:23:27,742 --> 00:23:29,452
‫چی؟ تونل‌های بیشتر؟

308
00:23:30,954 --> 00:23:31,955
‫اینجا

309
00:23:33,957 --> 00:23:34,958
‫ای خدا

310
00:23:34,958 --> 00:23:36,918
‫نتونستن دروازه رو به‌موقع ببندن

311
00:23:37,502 --> 00:23:38,920
‫بیگانه‌ها سلاخی‌شون کردن

312
00:23:41,464 --> 00:23:43,008
‫پنی؟

313
00:23:43,008 --> 00:23:45,677
‫پن، هی، هی. هی، هی. من رو ببین.
‫من رو ببین. چیزی نیست، باشه؟

314
00:23:45,677 --> 00:23:47,429
‫فقط یه حملۀ عصبی دیگه‌ست. حالت خوبه؟

315
00:23:47,429 --> 00:23:49,764
‫- طوری نیست. طوری‌ت نیست، پنی. چیزی نیست
‫- حسش می‌کنم. حسش می‌کنم

316
00:23:49,764 --> 00:23:51,057
‫- چی رو حس می‌کنی؟
‫- حسش می‌کنم

317
00:23:55,770 --> 00:23:57,105
‫- حسش می‌کنم
‫- چی رو حس می‌کنی؟

318
00:24:04,613 --> 00:24:07,824
‫دکتر... دکتر لطفاً، متوجه نمی‌شم...

319
00:24:08,491 --> 00:24:11,036
‫قطع‌ووصلی داره، می‌شه دوباره بگید؟

320
00:24:11,995 --> 00:24:14,414
‫بیمارستان سن‌لوئیه. یه مشکل پیش اومده

321
00:24:15,248 --> 00:24:16,333
‫سلام، دکتر گانیو هستم

322
00:24:16,333 --> 00:24:18,835
‫...به نظر میاد همه‌شون قربانیِ نوعی حمله‌ان

323
00:24:19,794 --> 00:24:21,129
‫کنترل از دستمون خارج شده،

324
00:24:21,129 --> 00:24:23,590
‫یه نفر رو لازم داریم که...

325
00:24:23,590 --> 00:24:26,676
‫- کنترل از دستمون خارج شده، یه نفر رو لازم داریم...
‫- دکتر، پشت خطید؟

326
00:24:31,181 --> 00:24:35,063
‫« اورژانس »

327
00:24:46,780 --> 00:24:49,950
‫آروم، آروم. نفس بکش

328
00:24:49,950 --> 00:24:51,493
چی این بلا رو سرت آورد؟

329
00:24:51,493 --> 00:24:54,162
‫من رو ول کن،
‫بقیه رو یه جای امن ببر

330
00:24:54,537 --> 00:24:56,498
!‫اینجا به کمک احتیاج دارم

331
00:25:00,460 --> 00:25:03,463
...‫دارن میان

332
00:25:03,463 --> 00:25:05,257
...‫بدتر از همیشه‌ان

333
00:25:28,059 --> 00:25:29,781
!‫برید، برید، برید! زود برید

334
00:25:29,781 --> 00:25:31,992
‫- تف بهش، بلندش کن
‫- تف، چی‌کار کنیم؟

335
00:25:32,784 --> 00:25:35,328
‫داروین، داروین، برو! پنی، تو با من بیا

336
00:25:36,663 --> 00:25:37,747
‫هل بده

337
00:25:41,376 --> 00:25:42,961
‫باید از اینجا فرار کنیم

338
00:25:43,712 --> 00:25:44,713
‫هی، پنی

339
00:25:44,713 --> 00:25:46,631
‫پنی، پنی من رو نگاه کن

340
00:25:47,215 --> 00:25:50,093
‫هی، چشم‌هات رو ببند، خب؟

341
00:25:50,719 --> 00:25:52,429
‫با هم از هزارتو بیرون می‌ریم، خب؟

342
00:25:52,429 --> 00:25:55,724
‫هزارتو رو یادت هست؟
‫عالیه، خب تو جلو حرکت کن

343
00:25:55,724 --> 00:25:58,810
‫حصارها از چپ و راستت محافظت می‌کنن،
‫ولی یه دوراهی داریم

344
00:25:58,810 --> 00:26:00,145
‫می‌دونی باید کجا بری؟
‫باید سمت...

345
00:26:00,145 --> 00:26:01,897
‫- چپ برم
‫- آفرین، چپ می‌ری

346
00:26:01,897 --> 00:26:03,023
‫حالا مستقیم ادامه می‌دی

347
00:26:03,023 --> 00:26:05,317
‫بعدش به یه گوشه می‌رسی،
‫بعدش می‌پیچی سمت...

348
00:26:05,317 --> 00:26:07,277
‫- راست
‫- دقیقاً، راست. آره

349
00:26:07,861 --> 00:26:10,113
‫واجو. واجو. واجو...

350
00:26:12,908 --> 00:26:15,160
!‫همه حواستون به من باشه، ‫بچه‌ها رو بردارید و برید

351
00:26:15,160 --> 00:26:18,371
‫تمام تحقیقات ضروری رو بردارید، هرچی که می‌تونید

352
00:26:19,748 --> 00:26:21,124
!فوراً

353
00:26:23,627 --> 00:26:25,295
‫اِزمه، چه‌خبر شده؟

354
00:26:25,629 --> 00:26:27,714
‫اون‌ها نمردن، گابریل

355
00:26:27,714 --> 00:26:30,508
‫دارن برمی‌گردن

356
00:26:30,508 --> 00:26:32,719
‫بدتر از همیشه

357
00:26:36,181 --> 00:26:38,391
!‫هرچی که می‌تونید رو بردارید و برید

358
00:26:38,391 --> 00:26:40,101
‫این یه مانور نیست

359
00:26:43,063 --> 00:26:44,689
‫سارا، پرونده‌های من رو بردار

360
00:26:45,862 --> 00:26:46,934
‫اِزمه

361
00:26:47,150 --> 00:26:49,110
‫- با وضعیتی که داره نمی‌تونیم...
‫- می‌دونم

362
00:26:49,110 --> 00:26:52,864
‫- این‌جوری بیشتر به ضررشه تا...
‫- گفتم می‌دونم. برو به بقیه کمک کن

363
00:26:54,699 --> 00:26:55,825
‫گابریل...

364
00:26:56,326 --> 00:26:58,954
‫به نگهبان‌ها بگو به هر قیمتی که
‫شده از این پسربچه محافظت کنن

365
00:27:07,712 --> 00:27:09,756
‫کسپر، تو یه بازمانده‌ای

366
00:27:11,466 --> 00:27:13,593
‫پس زنده بمون

367
00:27:17,222 --> 00:27:19,891
‫- من می‌ترسم
‫- نه، نمی‌ترسی. ما قبلاً هم اینجا اومدیم

368
00:27:19,891 --> 00:27:22,143
‫- کجا می‌ری؟
‫- چپ، بعدش هم راست

369
00:27:22,143 --> 00:27:23,228
‫بعدش دوباره راست

370
00:27:23,228 --> 00:27:26,439
‫آره، آره، آره. ‫خب، حالا با من وسط باغی

371
00:27:26,752 --> 00:27:28,274
‫موفق شدی

372
00:27:29,401 --> 00:27:30,694
خب؟

373
00:27:32,153 --> 00:27:33,780
‫برید عقب، بچه‌ها! حالا!

374
00:27:43,790 --> 00:27:46,293
!‫اون‌ها دیگه چه کوفتی‌ان؟ خیلی بزرگن

375
00:27:47,002 --> 00:27:49,296
‫خدای من، اون‌ها چی‌ان؟

376
00:27:51,631 --> 00:27:54,384
!آلف، چی‌کار می‌کنی، آلف

377
00:28:01,433 --> 00:28:02,475
‫آره

378
00:28:03,685 --> 00:28:06,980
!‫تأثیر نداره، آتیش روشون تأثیری نداره

379
00:28:07,647 --> 00:28:09,024
!‫بجنبید

380
00:28:09,459 --> 00:28:10,682
‫بریم، بپر

381
00:28:12,694 --> 00:28:14,654
‫- باید در رو ببندیم
‫- اینجاست

382
00:28:14,654 --> 00:28:16,156
‫بجنب، ببند

383
00:28:17,106 --> 00:28:18,816
‫زود، بچه‌ها. بچرخونیدش

384
00:28:20,251 --> 00:28:22,962
‫- بچه‌ها، دارن دروازه رو می‌شکنن. زود باشید
‫- تمومه، چیزی نمونده

385
00:28:25,415 --> 00:28:27,584
‫- سریع‌تر نمی‌چرخه
‫- زود باش! سریع‌تر

386
00:28:27,584 --> 00:28:30,170
!‫بچه‌ها، بچه‌ها. زود! زود، داروین! ببندش

387
00:28:41,958 --> 00:28:44,333
‫« کوکلِ فرانسه سمت چپ »
‫« فوکستونِ انگلیس سمت راست »

388
00:28:46,228 --> 00:28:48,939
‫نباید اینجا بمونیم. راه بیفتید

389
00:28:50,607 --> 00:28:52,604
‫برو، برو، برو. پنی برو

390
00:29:18,176 --> 00:29:20,720
‫حاضرم هرچی دارم رو
‫واسه یه آتیش گرم‌ونرم بدم

391
00:29:20,720 --> 00:29:24,182
‫چندتا پک گرمایی توی کوله‌م
‫داشتم ولی دیگه تموم شد

392
00:29:24,724 --> 00:29:26,685
‫تجهیزات، غذا

393
00:29:26,685 --> 00:29:28,436
‫خواهش می‌کنم الآن حرفی از غذا نزن

394
00:29:29,396 --> 00:29:30,813
‫می‌دونی چقدر دیگه مونده؟

395
00:29:33,191 --> 00:29:36,486
‫فکر کنم بیگانه‌ها خیلی هم از بین
‫نرفته بودن. داشتن چُرت می‌زدن

396
00:29:37,045 --> 00:29:39,464
‫آره، ولی وقتی بیدار شدن فرق داشتن
‫انگار متحول شده بودن

397
00:29:39,489 --> 00:29:41,616
‫عالی شد، نیست خیلی راحت
‫نمونه‌های اولیه رو می‌کُشتیم،

398
00:29:41,616 --> 00:29:43,624
‫چطوری می‌خوایم جلوی این
‫جدیدها رو بگیریم خدا می‌دونه

399
00:29:45,245 --> 00:29:46,815
‫- اون...
‫- خدای من

400
00:29:50,292 --> 00:29:52,085
‫مثل اینکه با اون حرومی‌ها تصادف کرده

401
00:29:52,669 --> 00:29:54,896
‫پس اون آدم‌ها از اینجا اومده بودن

402
00:29:55,922 --> 00:29:57,785
‫خب، اون سمت که راه بسته‌ست

403
00:29:58,091 --> 00:30:00,427
‫آره، تازه به نظر میاد سیم برق وصل باشه

404
00:30:00,427 --> 00:30:01,845
‫بیاید از این سمت بریم

405
00:30:16,359 --> 00:30:18,028
‫بسته‌ست. بیاید از داخل بریم

406
00:30:22,866 --> 00:30:24,075
‫اوه، لعنتی

407
00:30:27,412 --> 00:30:31,374
‫انگار داخل تصادفِ قطار ماشین‌ها تصادف کردن

408
00:30:31,374 --> 00:30:32,709
‫چه بلبشویی

409
00:30:33,752 --> 00:30:35,754
‫پنی هم خسته‌ست هم سردشه

410
00:30:35,754 --> 00:30:38,340
‫و به استراحت احتیاج داره
‫حالا هم که اینجا گیر افتادیم...

411
00:30:38,340 --> 00:30:39,841
‫پس می‌گی جا زدی؟

412
00:30:39,841 --> 00:30:42,344
‫- می‌دونستم، عوضی...
‫- جا نزدم، لاشی

413
00:30:42,344 --> 00:30:44,221
‫- فقط می‌گم استراحت کنیم
‫- «استراحت کنیم؟»

414
00:30:44,221 --> 00:30:45,573
‫حالا شدی رهبر گروه؟

415
00:30:45,598 --> 00:30:47,449
‫جروبحث نکنید، جفتتون

416
00:30:47,474 --> 00:30:48,725
‫جم، نظر تو چیه؟

417
00:30:51,247 --> 00:30:52,270
‫مهم نیست

418
00:30:52,270 --> 00:30:55,857
‫من و داروین می‌ریم ببینیم چی گیرمون میاد
‫تا چیزهایی که از دست دادیم رو جایگزین کنیم

419
00:30:55,857 --> 00:30:57,953
‫از استراحتتون لذت ببرید، خب؟

420
00:31:05,200 --> 00:31:06,701
‫نه، خب...

421
00:31:07,994 --> 00:31:10,413
‫- بذار یه نگاه به این بندازیم
‫- این؟

422
00:31:10,413 --> 00:31:11,873
‫- آره
‫- همینه؟

423
00:31:12,916 --> 00:31:14,459
‫عالی شد، این خوبه

424
00:31:15,168 --> 00:31:16,670
‫خب، پنی. بپر بالا

425
00:31:19,965 --> 00:31:22,342
‫ببین پتوی مسافرتی پیدا نمی‌کنی؟

426
00:31:22,342 --> 00:31:24,314
‫خب، پنی دراز بکش

427
00:31:27,264 --> 00:31:29,766
‫خب، این هم از قلعۀ بالشی

428
00:31:32,227 --> 00:31:35,939
‫به‌علاوۀ چراغ‌خواب

429
00:31:37,372 --> 00:31:38,540
‫خیلی‌خب

430
00:31:39,276 --> 00:31:40,360
‫خب

431
00:31:44,698 --> 00:31:45,699
‫شب به‌خیر، پن

432
00:31:54,416 --> 00:31:55,959
‫چند ساعته که یه کلمه هم حرف نزدی

433
00:31:56,402 --> 00:31:57,793
‫مشکلی پیش اومده؟

434
00:31:58,336 --> 00:31:59,629
‫غیر از اون اتفاق‌هایی که داخل تونل افتاد

435
00:32:00,668 --> 00:32:02,274
‫خیلی باهاش خوب رفتار می‌کنی

436
00:32:04,009 --> 00:32:05,427
‫انگار تعجب کردی

437
00:32:06,094 --> 00:32:08,221
آخه هیچ‌وقت تو رو این‌جوری ندیده بودم

438
00:32:10,891 --> 00:32:12,907
‫خوب می‌دونی چی نیاز داره

439
00:32:16,479 --> 00:32:20,233
‫داخل تونل چی می‌گفتین؟
‫«برو سمت چپ، برو سمت راست»

440
00:32:23,194 --> 00:32:24,529
‫اون رو می‌گی...

441
00:32:24,529 --> 00:32:25,614
‫هزارتو

442
00:32:26,291 --> 00:32:27,770
‫عجیبه، نه؟

443
00:32:29,284 --> 00:32:33,079
‫چند سال پیش که اوضاعِ خونه به هم ریخت

444
00:32:33,622 --> 00:32:35,236
‫حملات عصبی پنی شروع شد

445
00:32:35,261 --> 00:32:38,684
‫اون موقع بود که فهمیدم چیزهای
‫به‌خصوصی آرومش می‌کنن. مثل نقشه و...

446
00:32:38,709 --> 00:32:40,520
‫مسیر رفت‌وآمد اتوبوس‌ها

447
00:32:40,826 --> 00:32:43,757
‫اون نقشه‌ها رو همه‌جا قایم می‌کردیم و
‫وقتی می‌ترسید، یکی‌ش رو برمی‌داشتیم

448
00:32:43,757 --> 00:32:45,490
‫و مسیرش رو دنبال می‌کردیم

449
00:32:46,801 --> 00:32:51,848
‫ولی یه بار داشتیم قدم می‌زدیم که
‫یه دوچرخه‌سوار تصادف کرد

450
00:32:52,570 --> 00:32:56,157
.‫مرسدس طرف رو داغون کرد
‫یارو اون‌طرف خیابون پرت شد

451
00:32:56,673 --> 00:32:58,118
‫با پنی چند متر فاصله داشت

452
00:32:58,688 --> 00:33:00,273
‫- خدای من
‫- آره

453
00:33:00,774 --> 00:33:02,108
پنی عقلش رو از دست داد

454
00:33:02,692 --> 00:33:04,861
‫کامل عقلش رو از دست داد. دیگه نه نقشه
نه ‫چیز دیگه‌ای کمکش نمی‌کرد

455
00:33:05,737 --> 00:33:09,866
‫من هم همون‌جا این هزارتو رو واسه‌ش ساختم

456
00:33:10,700 --> 00:33:15,219
...‫خدایا، خیلی مسخره به‌نظر میاد ولی
‫«برو چپ، برو راست»

457
00:33:15,411 --> 00:33:17,632
‫و ازاون‌به‌بعد این رو تکرار می‌کردیم

458
00:33:18,959 --> 00:33:20,335
‫تو مشکلش رو حل کردی

459
00:33:21,836 --> 00:33:23,171
‫بهترش کردی

460
00:33:25,131 --> 00:33:28,009
‫ببین، این‌ها همه‌ش تقصیر تو نیست. می‌دونی که؟

461
00:33:28,009 --> 00:33:29,511
‫ولی همه‌ش تقصیر منه

462
00:33:32,138 --> 00:33:33,901
‫کل این بدختی‌ها تقصیر منه

463
00:33:34,942 --> 00:33:38,103
‫توی تونل گیر افتادیم و
‫هیولاها محاصره‌مون کردن

464
00:33:38,103 --> 00:33:41,398
‫نه چیزی واسه خوردن داریم
‫نه راهی واسه بیرون‌رفتن

465
00:33:43,775 --> 00:33:45,235
‫و نمی‌تونم درستش کنم

466
00:33:48,905 --> 00:33:50,463
‫باید به حرف مادرم گوش می‌دادم

467
00:33:50,659 --> 00:33:52,867
‫اگه خونه می‌موندم اوضاع خیلی بهتر بود

468
00:33:52,867 --> 00:33:55,579
‫نه واسه من، یا واسه پن

469
00:33:56,955 --> 00:33:59,207
‫من هرچی گفتم نتونستم راضی‌ش کنم
‫از خونه بیرون بیاد

470
00:33:59,708 --> 00:34:01,037
‫هرچی که گفتم

471
00:34:01,707 --> 00:34:02,965
‫ولی تو تونستی

472
00:34:03,545 --> 00:34:04,546
‫به ما امید دادی

473
00:34:05,297 --> 00:34:06,840
‫و ببین به کجا کشیده شد

474
00:34:07,966 --> 00:34:11,469
‫مهم نیست، خب؟ فقط پنی
‫نیست که استراحت احتیاج داره

475
00:34:11,469 --> 00:34:13,096
‫چرا تو هم نمی‌ری استراحت کنی؟
‫من پاسِ اول رو نگهبانی می‌دم

476
00:34:13,096 --> 00:34:16,391
‫نه، خواب به کارم نمیاد. باید فکر کنم

477
00:34:17,559 --> 00:34:18,727
‫قدم بزن

478
00:34:18,985 --> 00:34:21,619
‫- به من که معمولاً کمک می‌کنه
‫- باشه، فهمیدم. ممنون

479
00:34:24,356 --> 00:34:26,693
‫ببخشید، فقط می‌خوام تنها باشم

480
00:34:26,693 --> 00:34:27,986
‫باشه. رواله

481
00:34:46,588 --> 00:34:48,256
‫یه جفت مُنور جاده دیگه

482
00:34:48,757 --> 00:34:50,800
‫- تا الآن چندتا شد؟
‫- پنج تا

483
00:34:51,593 --> 00:34:55,012
‫به‌علاوۀ دو تا بطری آب و
‫بیسکوئیت و یه آچارچرخ

484
00:34:55,242 --> 00:34:57,764
‫و یه مقدار طناب و تجهیزات کوهنوردی از...

485
00:34:57,789 --> 00:35:00,296
‫آقای فرانسوی‌ای که می‌خواست تعطیلات آلپ بره

486
00:35:03,146 --> 00:35:06,191
‫عمراً از این جون سالم به در ببریم. این ته خطه

487
00:35:06,191 --> 00:35:08,652
‫چیز به‌دردبخوری پیدا کردی؟
‫اوضاع بدجور خرابه، نه؟

488
00:35:09,736 --> 00:35:11,571
‫آره، یه‌مقدار بیسکوئیت

489
00:35:11,571 --> 00:35:13,156
‫خدا رو شکر، داشتم از گشنگی می‌مردم

490
00:35:13,156 --> 00:35:15,659
‫هی، این واسه روز مباداست

491
00:35:15,659 --> 00:35:17,661
.‫یه نگاه به اطرافت بنداز، رفیق
‫اگه روز مبادا نیست پس چیه؟

492
00:35:17,661 --> 00:35:20,026
‫راست می‌گه، آلف. راه بسته‌ست

493
00:35:20,051 --> 00:35:22,262
‫از اون‌ها هم نمی‌شه رد شد

494
00:35:22,582 --> 00:35:25,168
...و تازه، من که دارم از گشنگی می‌میرم، پس

495
00:35:25,193 --> 00:35:27,936
ای‌ول. حالا دیگه با لاشی اعظم گرم می‌گیری؟

496
00:35:28,088 --> 00:35:31,495
‫وقتی تو و کسپر رو توی مدرسه عذابت می‌داد

497
00:35:31,520 --> 00:35:33,590
‫کی بود که پشتت دراومد؟

498
00:35:33,615 --> 00:35:34,975
‫- تو بودی
‫- آره

499
00:35:35,470 --> 00:35:37,389
‫چه بخوام چه نخوام

500
00:35:39,433 --> 00:35:40,830
‫ببخشید؟

501
00:35:40,855 --> 00:35:43,816
‫ببین، همه‌چی که نباید با
‫جنگ و دعوا پیش بره، آلفی

502
00:35:44,067 --> 00:35:47,440
‫هر کاری که می‌کنیم واسه بقا می‌کنیم
‫آره، مونتی اون موقع یه پفیوز تمام‌عیار بود

503
00:35:47,440 --> 00:35:53,113
‫و هنوز هم می‌تونه باشه،
‫ولی الآن تو هم کم از اون نداری

504
00:36:01,621 --> 00:36:02,872
‫باشه. هرچی

505
00:36:03,665 --> 00:36:05,041
‫ولی هنوز هم بهت اعتماد ندارم

506
00:36:05,041 --> 00:36:10,052
‫- فکر کردی خیلی خوب منو می‌شناسی؟
‫- نه، اصلاً نمی‌شناسم. مشکلم همینه

507
00:36:10,077 --> 00:36:11,245
‫باشه

508
00:36:11,688 --> 00:36:13,847
‫هرچی می‌خوای ازم بپرس. کتاب باز

509
00:36:14,759 --> 00:36:15,844
‫کتاب باز، هان؟

510
00:36:17,622 --> 00:36:19,890
‫خیلی‌خب، «بوسه از گل رز»

511
00:36:20,269 --> 00:36:23,981
‫اون آهنگ سمی دهۀ نودی توی لیستت چی‌کار می‌کرد؟

512
00:36:24,006 --> 00:36:26,479
‫- نکنه قلب مونتی‌کوچولو شکسته؟
‫- به تو ربطی نداره

513
00:36:27,751 --> 00:36:31,463
‫اگه می‌خوای بهت اعتماد کنم،
این هزینه‌ایه که باید بپردازی

514
00:36:31,488 --> 00:36:34,763
‫خودت گفتی کتاب باز، من هم یه
‫صفحه از کتاب رو انتخاب کردم

515
00:36:37,240 --> 00:36:38,241
گُه توش

516
00:36:45,563 --> 00:36:47,908
‫آهنگِ پدرومادرمه، خب؟

517
00:36:50,170 --> 00:36:53,548
‫وقتی ۵-۶ سالم بود می‌دیدم با این آهنگ می‌رقصن

518
00:36:54,507 --> 00:36:58,094
‫قبلاً به هم لبخند می‌زدن. از ته دل

519
00:36:58,725 --> 00:37:01,184
‫پس آره، من هم بعضی وقت‌ها بهش گوش می‌دم

520
00:37:01,806 --> 00:37:06,353
‫چون من رو یاد دورانی می‌اندازه که
‫اوضاع واقعاً خوب بود

521
00:37:09,606 --> 00:37:10,899
‫خوش‌حال شدی، عوضی؟

522
00:37:46,893 --> 00:37:49,729
‫باشه، قدم می‌زنم

523
00:38:16,423 --> 00:38:18,205
شبیه اتوبوس خودمونه، نه؟

524
00:38:21,511 --> 00:38:24,139
‫همونی که قبل از تصادف
‫آقای ادواردز راننده‌ش بود

525
00:38:25,390 --> 00:38:28,018
‫مثل یه قوطی نوشیدنی گازدار مچاله شده بود

526
00:38:29,148 --> 00:38:30,504
‫ولی باز زنده موندیم

527
00:38:31,521 --> 00:38:32,856
‫باز هم دارم رؤیا می‌بینم

528
00:38:35,358 --> 00:38:36,526
‫یه‌جورایی

529
00:38:37,110 --> 00:38:38,153
‫آره

530
00:38:39,195 --> 00:38:40,739
،‫پس اگه رؤیاست

531
00:38:41,966 --> 00:38:43,715
تو کجایی؟

532
00:38:49,789 --> 00:38:50,874
‫من پیش اون‌هام

533
00:38:51,186 --> 00:38:52,440
‫خب،

534
00:38:53,418 --> 00:38:54,711
‫قسمتی از من با اون‌هاست

535
00:38:57,172 --> 00:39:02,302
‫بعد از اتفاقات توی بیمارستان
‫وقتی با تو و سرباز ترِوانته بودم،

536
00:39:02,859 --> 00:39:04,846
‫حس کردم یه چیزی من رو به‌سمت خودش می‌کِشه

537
00:39:04,846 --> 00:39:06,973
‫مثل... مثل عقربۀ قطب‌نما

538
00:39:06,973 --> 00:39:08,850
من هم دنبالش رفتم

539
00:39:10,060 --> 00:39:12,437
‫و من رو مستقیم وارد دنیاشون کرد

540
00:39:14,356 --> 00:39:15,523
‫وارد ذهنشون

541
00:39:15,523 --> 00:39:17,108
‫«ذهنشون»؟

542
00:39:17,859 --> 00:39:21,947
‫ولی بدونْ تمام تلاشم رو کردم
‫تا باهات در ارتباط باشم

543
00:39:23,323 --> 00:39:24,824
‫و بالاخره اینجایی

544
00:39:26,034 --> 00:39:27,118
‫خیلی‌وقته دنبالتم

545
00:39:29,722 --> 00:39:30,951
‫من هم همین‌طور

546
00:39:33,208 --> 00:39:34,542
‫می‌خواستم فرار کنم

547
00:39:35,100 --> 00:39:36,975
‫فکر کردم می‌شه

548
00:39:38,672 --> 00:39:40,632
‫فکر کنم الآن اوضاع بدتر شده

549
00:39:40,632 --> 00:39:43,176
رادیو یه چیزی دربارۀ یه حمله گفت

550
00:39:43,885 --> 00:39:46,846
‫شاید جواب داد. شاید بهشون ضربه زدیم

551
00:39:46,846 --> 00:39:49,975
‫واسه همون دارن علامت می‌دن
‫و... اون صدا

552
00:39:49,975 --> 00:39:51,685
‫حتماً بدجوری عصبانی شدن

553
00:39:51,685 --> 00:39:53,572
‫هر سیگنالی که می‌فرستن...

554
00:39:53,597 --> 00:39:55,849
‫حتماً سیگنال‌های قوی‌تری‌ان، چون...

555
00:39:57,482 --> 00:39:59,234
‫- بالاخره می‌تونم ببینمت
‫- می‌تونم ببینمت

556
00:40:01,027 --> 00:40:03,238
‫معنی‌ش رو نمی‌دونی؟

557
00:40:03,238 --> 00:40:05,240
‫هنوز دنبال راه برگشتی

558
00:40:06,400 --> 00:40:10,946
‫برگردی پیش من. مثل من که می‌خوام سمت تو بیام

559
00:40:12,455 --> 00:40:14,291
‫- واقعاً؟
‫- آره

560
00:40:15,625 --> 00:40:17,627
‫اگه باهاشون باشی، می‌تونی ازشون یاد بگیری

561
00:40:17,627 --> 00:40:21,339
‫اینکه چه موجوداتی‌ان، چطور مقابله کنیم،
‫چطور کارشون رو تموم کنیم

562
00:40:21,840 --> 00:40:24,676
‫اون‌وقت با هم می‌تونیم تو
‫رو برگردونیم. همه‌تون رو

563
00:40:25,590 --> 00:40:27,842
‫فقط باید همین‌طوری ادامه بدی

564
00:40:28,305 --> 00:40:30,348
‫ادامه می‌دم، اگه تو هم ادامه بدی

565
00:40:35,103 --> 00:40:36,521
‫من تسلیم نمی‌شم

566
00:40:38,100 --> 00:40:39,345
‫هیچ‌وقت

567
00:40:45,655 --> 00:40:47,824
‫هی، مونتی، مونتی

568
00:40:48,491 --> 00:40:50,702
‫- چی شده؟
‫- تو جهت‌یابی‌ت خوبه، نه؟

569
00:40:50,702 --> 00:40:52,077
‫«برو چپ، برو راست»؟

570
00:40:52,370 --> 00:40:53,955
‫آره، آره

571
00:40:53,955 --> 00:40:55,415
‫وقتشه درستش کنیم

572
00:41:45,465 --> 00:41:46,841
!‫مونتی

573
00:41:49,277 --> 00:41:51,279
‫مونتی، کجایی؟

574
00:41:51,304 --> 00:41:54,015
!‫آلفی! آلفی! آلفی

575
00:41:54,015 --> 00:41:57,143
‫- چیه؟ چی شده؟
‫- دارن میان، صداشون رو شنیدم

576
00:41:59,604 --> 00:42:01,189
‫یکی وسایلم رو برداشته

577
00:42:01,189 --> 00:42:02,732
‫می‌دونستم، چی برداشته؟

578
00:42:03,233 --> 00:42:04,484
‫- تجهیزات کوهنوردی
‫- چی؟

579
00:42:04,484 --> 00:42:06,361
‫بیدار شدی، خوبه

580
00:42:06,885 --> 00:42:08,280
‫چون قراره بریم

581
00:42:08,280 --> 00:42:09,906
‫بجنبید، بچه‌ها

582
00:42:12,534 --> 00:42:14,937
‫می‌بینید؟ توی این شلوغی یه راه پیدا کردیم

583
00:42:14,962 --> 00:42:17,543
‫طناب رو بگیرید و جلو برید،
‫مراقب شیشه‌ها باشید

584
00:42:17,622 --> 00:42:19,291
‫مجبور شد چندتا از شیشه‌ها رو بشکنه

585
00:42:19,291 --> 00:42:20,375
‫مونتی

586
00:42:21,710 --> 00:42:22,878
‫این‌ها کار تو بود؟

587
00:42:22,878 --> 00:42:24,045
‫آره

588
00:42:24,838 --> 00:42:26,256
‫آماده‌اید؟

589
00:42:26,256 --> 00:42:27,549
‫عالیه

590
00:42:27,549 --> 00:42:28,717
‫دنبالم بیا، پن

591
00:43:21,394 --> 00:43:23,188
‫- جایی‌ت زخمی نشد؟
‫- فکر نکنم

592
00:43:23,188 --> 00:43:24,940
‫خوبی؟ خیلی‌خب

593
00:43:29,444 --> 00:43:32,530
‫- دارن میان، بریم، بجنب
‫- برو، برو، برو

594
00:43:41,957 --> 00:43:44,167
‫دقت کردی داریم سربالایی می‌ریم؟

595
00:43:44,167 --> 00:43:45,877
‫دیگه چیزی نمونده

596
00:43:46,670 --> 00:43:47,671
‫نگاه!

597
00:43:50,382 --> 00:43:51,883
‫- اوه، نه
‫- این دیگه چیه؟

598
00:43:53,593 --> 00:43:55,746
‫- بچه‌ها، خواهش می‌کنم...
‫- دیوارها رو نگاه کنید

599
00:43:55,929 --> 00:43:57,013
‫چی؟

600
00:44:00,350 --> 00:44:01,226
‫خدای من

601
00:44:01,226 --> 00:44:03,937
‫موادمنفجره‌ست.
‫می‌خوان ورودی تونل رو منفجر کنن

602
00:44:03,937 --> 00:44:05,564
‫- خدایا
‫- لعنتی، کمک!

603
00:44:05,564 --> 00:44:07,315
‫کمک!

604
00:44:08,483 --> 00:44:10,527
‫یکی کمکمون کنه! خواهش می‌کنم، کمک کنید!

605
00:44:10,527 --> 00:44:11,945
‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم! کمک کنید!

606
00:44:12,821 --> 00:44:13,822
‫کسی صدامون رو می‌شنوه؟

607
00:44:24,958 --> 00:44:25,875
‫هی!

608
00:44:25,875 --> 00:44:29,629
!‫یکی داخل تونله! هی، یکی داخل تونله

609
00:44:29,629 --> 00:44:31,047
‫چی می‌گی؟

610
00:44:31,047 --> 00:44:32,007
‫صدای چندتا بچه میاد، قربان

611
00:44:32,424 --> 00:44:34,634
!‫شش نفر رو بفرستید

612
00:44:45,061 --> 00:44:46,688
‫خدای من، یکی اون‌جاست

613
00:44:46,688 --> 00:44:48,523
‫- بیاید
‫- زود، زود، زود

614
00:44:48,523 --> 00:44:49,816
!بیاید بالا! بیاید بالا

615
00:44:49,816 --> 00:44:51,109
!بیاید بالا! بیاریدش بالا

616
00:44:51,109 --> 00:44:53,278
‫- زود! زود! زود
‫- پن، عجله کن

617
00:44:53,278 --> 00:44:54,362
!‫برو، برو، برو، برو

618
00:45:02,162 --> 00:45:04,080
‫- مونتی!
‫- از سنگر فاصله بگیرید

619
00:45:04,080 --> 00:45:05,498
‫زود باش، بدو!

620
00:45:05,498 --> 00:45:07,709
‫- برو، برو، برو، برو
‫- برو من هوات رو دارم

621
00:45:07,709 --> 00:45:08,919
‫زود باش، دارن میان

622
00:45:11,421 --> 00:45:12,672
‫آمادۀ انفجار

623
00:45:12,672 --> 00:45:13,924
‫- داروین
‫- مونتی

624
00:45:20,764 --> 00:45:21,640
!‫با علامت من

625
00:45:24,017 --> 00:45:26,770
‫سه... دو... یک!

626
00:46:00,887 --> 00:46:02,514
‫پاک‌سازی شد!

627
00:46:10,529 --> 00:46:12,249
‫مرسی، رفیق

628
00:46:12,274 --> 00:46:13,900
‫- قابل نداشت
‫- لعنتی

629
00:46:13,900 --> 00:46:15,527
‫- مونتی
‫- پن

630
00:46:15,527 --> 00:46:18,530
‫- هی، فکر کردم مُردی
‫- من هم همین‌طور

631
00:46:19,406 --> 00:46:21,324
‫- تو خوبی؟
‫- آخ... گُه توش!

632
00:46:23,535 --> 00:46:26,496
‫- منو گاز گرفت
‫- لعنتی

633
00:46:26,496 --> 00:46:27,581
‫داروین

634
00:46:28,248 --> 00:46:30,625
‫- یکی داره میاد
‫- پزشک. پزشک

635
00:46:30,625 --> 00:46:32,168
‫بیا، بلندش کن

636
00:46:32,168 --> 00:46:33,420
‫بیا

637
00:46:34,963 --> 00:46:37,173
‫بیا، چیزی‌ت نمی‌شه، خب؟

638
00:46:37,173 --> 00:46:39,384
‫اینجا پزشک هست، درمانت می‌کنن

639
00:46:39,423 --> 00:46:41,091
‫این‌ها زود روبه‌راهت می‌کنن

640
00:46:44,848 --> 00:46:46,224
‫خیلی‌خب، داداش

641
00:46:49,185 --> 00:46:53,940
‫- کسپر، کسپر رو پیدا کنید
‫- چی؟

642
00:47:00,822 --> 00:47:03,033
‫باید ببریمش

643
00:47:09,748 --> 00:47:13,043
‫- اون...
‫- چیزی نیست. خوب می‌شه

644
00:47:13,585 --> 00:47:15,795
‫هی، اون‌ها دکترن، مراقبش هستن

645
00:47:15,795 --> 00:47:17,547
‫فقط یه خراشه، پن. چیزی نیست

646
00:47:19,549 --> 00:47:20,884
‫چی گفت؟

647
00:47:21,927 --> 00:47:23,622
‫بریم دنبال کسپر

648
00:47:30,180 --> 00:47:32,029
‫پس بریم دنبالش

649
00:48:09,987 --> 00:48:15,987
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:
 