﻿1
00:00:38,485 --> 00:00:42,193
‫[سال ۱۹۸۱]

2
00:00:42,291 --> 00:00:44,166
‫رسیدیم بارسلونا.

3
00:00:54,208 --> 00:00:56,625
‫خواکین، به برادرت کمک کن.

4
00:00:59,791 --> 00:01:00,791
‫بیا.

5
00:01:01,666 --> 00:01:02,875
‫این رو بردار.

6
00:01:05,500 --> 00:01:06,541
‫اون یکی رو نگه‌دار.

7
00:01:07,791 --> 00:01:09,958
‫رومان، نذار مامانت چیزی بلند کنه.

8
00:02:06,666 --> 00:02:07,875
‫این کیه؟

9
00:02:07,958 --> 00:02:08,958
‫برو گم‌شو.

10
00:02:09,041 --> 00:02:10,166
‫چه وضعشه؟

11
00:02:10,250 --> 00:02:12,458
‫هر روز خدا می‌ذارن
‫یه مشت تفاله‌ی به‌دردنخور بیان اینجا.

12
00:02:12,541 --> 00:02:13,583
‫ولش کن.

13
00:02:13,666 --> 00:02:15,208
‫انگار خیلی گرسنه‌ای.

14
00:02:15,291 --> 00:02:17,291
‫بی‌خیال، بچه‌ها. بیاید بریم. آره.

15
00:02:17,375 --> 00:02:19,166
‫بازنده.

16
00:02:23,583 --> 00:02:26,583
‫اصلاً بهشون توجه نکن.
‫اونا دردسرسازن.

17
00:02:26,666 --> 00:02:27,708
‫چی می‌تونم براتون بیارم؟

18
00:02:28,875 --> 00:02:30,083
‫دوتا قهوه فوری.

19
00:02:37,843 --> 00:02:40,343
‫ببخشید؟ می‌دونی کی این دور و بر
‫می‌تونه واسه‌مون کار جور کنه؟

20
00:02:41,000 --> 00:02:42,458
‫اون یارو.
‫که اون گوشه‌ست.

21
00:02:43,333 --> 00:02:44,791
‫اسمش سالازاره.

22
00:03:04,708 --> 00:03:07,291
‫سلام، صبح‌بخیر، آقای سالازار.

23
00:03:09,458 --> 00:03:10,750
‫صبح‌بخیر، بچه‌ها.

24
00:03:12,791 --> 00:03:15,875
‫من و داداشم دنبالم کار می گردیم.
‫هر کاری که باشه.

25
00:03:18,208 --> 00:03:19,291
‫شرمنده.

26
00:03:20,791 --> 00:03:24,500
‫گوش کن، اگه نیازمون داشته باشی
‫حتی شبانه‌روزی هم کار می‌کنیم.

27
00:03:24,583 --> 00:03:26,708
‫داداشم قویه.
‫به اندازه‌ی سه تا مرد کار می‌کنه.

28
00:03:26,791 --> 00:03:29,291
‫انگار چهارتا کارگر گرفتی
‫ولی پول دوتا کارگر رو میدی.

29
00:03:29,833 --> 00:03:32,333
‫پس فقط باید اون رو استخدام کنم.

30
00:03:33,500 --> 00:03:34,500
‫آره.

31
00:03:35,875 --> 00:03:37,250
‫ولی منم به اندازه‌ی سه نفر
‫فکرم کار می‌کنه.

32
00:03:45,208 --> 00:03:46,583
‫فعلاً که تو اسکله‌‌هامون جایی نداریم.

33
00:03:50,041 --> 00:03:51,833
‫ولی اگه کسی خواست بره،

34
00:03:52,875 --> 00:03:53,875
‫شما دونفر رو مدنظر قرار میدم.

35
00:03:55,250 --> 00:03:56,250
‫اسماتون چیه؟

36
00:03:56,291 --> 00:03:58,708
‫رومان و خواکین مانچادو.

37
00:04:02,375 --> 00:04:04,583
‫ببخشید تا اینجا کشوندم‌تون.

38
00:04:04,666 --> 00:04:07,583
‫اونا یه جسد پیدا کردن که
‫توسط موج‌شکن‌ها شناور شده...

39
00:04:07,666 --> 00:04:09,958
‫و می‌خوایم یه کمکی بهمون بکنی
‫تا بتونیم شناساییش کنیم.

40
00:04:23,833 --> 00:04:25,833
‫«گارد غیرنظامی»

41
00:04:35,000 --> 00:04:36,500
‫این ماهیگیرها زنگ خطر رو به صدا درآوردن...

42
00:04:36,583 --> 00:04:38,333
‫و حقیقتش رو بخوای
‫اصلاً جلوه‌ی خوبی نداره.

43
00:04:39,041 --> 00:04:42,583
‫مشکوکیم که یکی از کارگرای شما باشه،
‫لوسیو ناوارو.

44
00:04:42,666 --> 00:04:44,750
‫بعد از شیفت دیشبش خونه نرفته.

45
00:04:44,833 --> 00:04:45,873
‫همسرش گزارش مفقودیش رو داده بوده.

46
00:04:45,916 --> 00:04:49,500
‫گوش کن، بین خودم و خودت بمونه،
‫لوسیو دوران سختی رو داره پشت سر می‌ذاره.

47
00:04:49,583 --> 00:04:52,458
‫و اخیراً هم داره تو
‫یه سری چیزا زیاده‌روی می‌کنه.

48
00:05:09,916 --> 00:05:12,125
‫خودشه.
‫لوسیوی بیچاره.

49
00:07:04,125 --> 00:07:09,125
‫[قسمت دوم: زنده باد پادشاه]

50
00:07:33,708 --> 00:07:34,916
‫«تماس‌های اخیر»

51
00:07:49,500 --> 00:07:51,666
‫چی می‌خوای؟

52
00:07:52,166 --> 00:07:54,041
‫می‌خوام ببینمت.

53
00:07:54,125 --> 00:07:56,458
‫- الان نمی‌تونم.
‫- طبقه‌ی پایینم. فقط یه لحظه.

54
00:07:56,541 --> 00:07:59,333
‫- بذار بیام تو.
‫- بهت که گفتم. الان نه.

55
00:07:59,833 --> 00:08:02,166
‫تازه منتظر کسی هم هستم.

56
00:08:02,833 --> 00:08:05,083
‫چقدر بهت پول میده؟
‫من دوبرابرش رو میدم.

57
00:08:05,166 --> 00:08:07,041
‫لعنت بهت رومان.
‫شروع نکن.

58
00:08:07,125 --> 00:08:08,791
‫مگه قرار نذاشتیم فردا همدیگه رو ببینیم؟

59
00:08:08,875 --> 00:08:10,958
‫خب به این مفهوم نیست که
‫نتونیم امروز همدیگه رو ببینیم.

60
00:08:11,041 --> 00:08:12,041
‫امشب وقتم آزاده.

61
00:08:12,125 --> 00:08:13,541
‫بذار بیام بالا، دختر.

62
00:08:16,916 --> 00:08:18,708
‫- شب می‌بینمت.
‫- کریس...

63
00:08:18,791 --> 00:08:20,041
‫کریس؟

64
00:08:24,000 --> 00:08:26,166
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

65
00:09:18,250 --> 00:09:20,666
‫برنده!

66
00:09:25,250 --> 00:09:26,458
‫«جایزه‌ی نقدی»

67
00:10:08,250 --> 00:10:10,500
‫پول کوفتیم رو می‌خوام، ریچی!

68
00:10:12,833 --> 00:10:13,958
‫ریکاردو!

69
00:10:14,541 --> 00:10:16,166
‫فرار نکن، پست‌فطرت!

70
00:10:20,875 --> 00:10:22,833
‫نه! ریکاردو!

71
00:10:32,416 --> 00:10:33,541
‫لعنتی. مسخره.

72
00:11:01,791 --> 00:11:03,500
‫ریکاردو!

73
00:11:45,375 --> 00:11:46,875
‫ای پست‌فطرت خوش‌شانس.

74
00:11:47,625 --> 00:11:49,041
‫تونستیم.

75
00:11:50,708 --> 00:11:52,041
‫رسیدیم به بارسلونا.

76
00:11:52,875 --> 00:11:54,166
‫بابامون بهمون افتخار می‌کنه.

77
00:12:00,083 --> 00:12:03,208
‫مشکلت چیه؟
‫عجیب می‌زنی.

78
00:12:05,291 --> 00:12:06,666
‫حس بدی دارم، لو.

79
00:12:07,875 --> 00:12:09,208
‫منظورت چیه؟

80
00:12:17,208 --> 00:12:18,291
‫رفتم دیدن چاکته.

81
00:12:18,375 --> 00:12:20,125
‫لعنتی.

82
00:12:20,208 --> 00:12:21,708
‫آینده رو بهم گفت.

83
00:12:22,458 --> 00:12:24,041
‫و اینکه چطوری میمیرم.

84
00:12:27,291 --> 00:12:28,958
‫بهم گفت من...

85
00:12:32,125 --> 00:12:34,125
‫تو ساحل دریای مدیترانه میمیرم.

86
00:12:34,958 --> 00:12:36,250
‫حالا فهمیدم.

87
00:12:37,250 --> 00:12:39,625
‫به خاطر همین به بابا گفته بودی
‫نمی‌خوای بیای اینجا.

88
00:12:41,375 --> 00:12:42,875
‫دست بردار، رفیق.

89
00:12:43,375 --> 00:12:44,750
‫کانتینر کوفتی رو تحویل میدیم و...

90
00:12:44,833 --> 00:12:47,833
‫تو کم‌تر از 24 ساعت برمی‌گردیم مکزیک.

91
00:12:47,916 --> 00:12:50,083
‫هیچ بلایی قرار نیست سر تو بیاد.

92
00:12:52,875 --> 00:12:54,583
‫خودت می‌دونی خودم مراقبتم.

93
00:14:03,250 --> 00:14:06,250
‫نمی‌تونی اینکار رو باهام بکنی، بابا.
‫بالای 24 ساعته که لنگر انداختن.

94
00:14:06,333 --> 00:14:08,291
‫اگه بهشون بگم باز هم صبر کنن،
‫راهشون رو می‌کشن و میرن.

95
00:14:08,375 --> 00:14:10,875
‫یه سری اولویت داریم.
‫تامپیکو تو اولویته.

96
00:14:10,958 --> 00:14:12,833
‫کار منه، پس مسئولیتش هم با خودمه.

97
00:14:12,916 --> 00:14:14,375
‫از اَوون به برج مراقبت.

98
00:14:14,458 --> 00:14:16,541
‫اجازه می‌خوایم پهلوگیری رو شروع کنیم.

99
00:14:16,625 --> 00:14:18,250
‫ما برنامه‌ی تخلیه‌ی بار رو ارسال کردیم.

100
00:14:18,333 --> 00:14:20,375
‫آماده و منتظریم.

101
00:14:20,458 --> 00:14:23,708
‫دارید با خواکین مانچادو حرف می‌زنید.
‫پرالتا، گند همه چی دراومده.

102
00:14:23,791 --> 00:14:25,833
‫باید اولویت رو بذارم واسه یه کشتی دیگه.

103
00:14:25,916 --> 00:14:27,791
‫ولی نمی‌خوام مسئله رو شخصیش کنی.

104
00:14:28,291 --> 00:14:30,875
‫ظرف شش ساعت آینده،
‫می‌تونی تخلیه‌ی بار رو شروع کنی.

105
00:14:30,958 --> 00:14:33,291
‫چندتا تیم از بهترین کارگران اسکله‌م رو
‫واست آماده می‌کنم.

106
00:14:33,375 --> 00:14:35,958
‫چی داری میگی، خواکین؟
‫یه لحظه. روسیو، اونجایی؟

107
00:14:36,041 --> 00:14:38,125
‫آخه ناظر اصلی تویی.
‫می‌خوای چیکار کنـ...

108
00:14:38,208 --> 00:14:41,166
‫واقعاً دیگه داری کم کم عصبانیم می‌کنی، پرالتا.

109
00:14:41,666 --> 00:14:43,208
‫نه بابا، خواکین؟
‫مرد...

110
00:14:43,291 --> 00:14:46,166
‫اگه می‌خوای تو تاراگونا، بارت رو
‫خالی کنی، میل و صلاح خودته...

111
00:14:46,250 --> 00:14:49,083
‫ولی دیگه نمی‌تونی پات رو
‫تو بارسلونا بذاری.

112
00:14:49,791 --> 00:14:50,958
‫در موردش فکر کن.

113
00:14:51,041 --> 00:14:54,000
‫بیا یه راهی پیدا کنیم، خواکین.
‫روسیو؟

114
00:14:55,625 --> 00:14:57,375
‫یه اسکله به تامپیکو اختصاص بدید.

115
00:14:57,458 --> 00:14:58,458
‫چشم.

116
00:15:07,232 --> 00:15:09,817
‫[سال 1981]

117
00:15:09,916 --> 00:15:13,166
‫مطمئن نیستم کافیه یا نه.

118
00:15:13,250 --> 00:15:15,500
‫باید دوباره حساب کتاب کنم.

119
00:15:16,083 --> 00:15:19,375
‫پنج، ده، پونزده، چهل، چهل و پنج، پنجاه.

120
00:15:20,958 --> 00:15:23,833
‫انقدر سریع نندازشون زمین.
‫یه سانحه‌ای پیش میاد.

121
00:15:32,958 --> 00:15:34,416
‫به چی داری فکر می‌کنی؟

122
00:15:40,333 --> 00:15:42,666
‫از اون‌طرف پول و پله‌ی خوبی نصیب‌مون می‌شه.

123
00:15:44,416 --> 00:15:45,416
‫از دریا.

124
00:15:46,208 --> 00:15:47,291
‫نه از زمین.

125
00:15:47,375 --> 00:15:50,666
‫خب، پول و پله‌ای که امروز شکم‌تون رو
‫سیر می‌کنه از اونجا میاد.

126
00:15:51,208 --> 00:15:53,291
‫پس خیال‌بافی رو بذارید کنار
‫و به کارتون برسید.

127
00:15:53,375 --> 00:15:54,583
‫یه عالمه کار عقب‌افتاده داریم.

128
00:15:55,083 --> 00:15:57,458
‫مانچادو!
‫چندین گونی سیمان ناپدید شده.

129
00:15:57,541 --> 00:16:01,291
‫تا حواسم پرت می‌شه ازم کِش می‌رید.

130
00:16:01,375 --> 00:16:04,583
‫- به خدا کار من نبوده.
‫- لازم نیست قسم بخوری، باشه؟

131
00:16:04,666 --> 00:16:05,916
‫همه‌تون مثل همید.

132
00:16:06,000 --> 00:16:08,250
‫دزد و نمک‌نشناسید.

133
00:16:08,750 --> 00:16:10,041
‫از حقوقت کم می‌کنم.

134
00:16:11,458 --> 00:16:12,500
‫آهای؟

135
00:16:13,125 --> 00:16:14,541
‫همین‌الان گفت کار اون نبوده.

136
00:16:15,125 --> 00:16:16,250
‫عه؟ واقعاً؟

137
00:16:16,333 --> 00:16:18,250
‫خب پس شاید کار خودت بوده.

138
00:16:18,333 --> 00:16:19,333
‫یا کار داداشت.

139
00:16:19,791 --> 00:16:22,041
‫مشکلی ندارم که از دستمزد خودتون کم کنم.

140
00:16:22,125 --> 00:16:24,958
‫نیازی نیست، آقای ماتیاس. جدی میگم.
‫کار خواکین نبوده. مطمئن باشید.

141
00:16:25,041 --> 00:16:27,250
‫زود باشید پس.
‫کارتون رو تموم کنید.

142
00:16:27,333 --> 00:16:29,458
‫دفعه‌ی دیگه ببینم گونی‌های سیمانم کم شدن،

143
00:16:29,541 --> 00:16:30,625
‫اخراجت می‌کنم.

144
00:16:30,708 --> 00:16:32,958
‫و باید بچه‌هات رو هم با خودت ببری.

145
00:16:37,250 --> 00:16:38,375
‫خواکین!

146
00:16:39,333 --> 00:16:41,416
‫سیمان می‌خوای؟
‫بفرما.

147
00:16:46,500 --> 00:16:47,583
‫برید بیرون.

148
00:16:48,750 --> 00:16:49,958
‫کَرید؟

149
00:16:50,458 --> 00:16:52,833
‫گم شید برید بیرون، به‌دردنخورهای بی‌عرضه.

150
00:16:52,857 --> 00:16:54,857
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

151
00:17:02,291 --> 00:17:06,125
‫این غرور کوفتی تو آخر ما رو
‫از گشنگی می کُشه.

152
00:17:07,833 --> 00:17:11,250
‫یه کار خیلی بهتر واست پیدا می‌کنم، بابا.
‫به خدا قسم.

153
00:18:12,750 --> 00:18:15,250
‫بفرمایید. آره.

154
00:18:15,333 --> 00:18:17,458
‫برو، برو، برو.
‫شروع کن.

155
00:18:22,375 --> 00:18:23,625
‫فاصله‌تون رو حفظ کنید.

156
00:18:32,958 --> 00:18:36,000
‫خیلی‌خب. حالا دنده سه.
‫دنده سه.

157
00:18:37,833 --> 00:18:39,000
‫اوضاع چطوره، رومان؟

158
00:18:39,083 --> 00:18:40,750
‫زیر اون کانتینر، مرسوله‌ی تزاره.

159
00:18:40,833 --> 00:18:43,541
‫- مطمئنی؟
‫- آره، مطمئنم.

160
00:18:43,625 --> 00:18:46,083
‫با علامت شما، بچه‌ها!

161
00:18:48,958 --> 00:18:49,958
‫خوبه.

162
00:18:56,291 --> 00:18:57,333
‫داره میاد.

163
00:19:05,458 --> 00:19:07,291
‫خوبه، ریکاردو.

164
00:19:12,833 --> 00:19:13,916
‫- مورا.
‫- چیه؟

165
00:19:14,000 --> 00:19:15,875
‫حواست رو جمع کن.
‫این یکی واسه ماست.

166
00:19:15,958 --> 00:19:17,333
‫مرسوله‌ی تزار.

167
00:19:23,708 --> 00:19:25,791
‫ادامه بده.
‫ما همین‌جاییم.

168
00:19:52,041 --> 00:19:53,041
‫بله؟

169
00:19:53,125 --> 00:19:55,750
‫تخلیه‌ی بار چطوری پیش میره؟
‫همه چی مرتبه؟

170
00:19:55,833 --> 00:19:58,750
‫آره، همه چی داره طبق برنامه پیش میره.
‫الان داریم مرسوله‌ی تزار رو خالی می‌کنیم.

171
00:20:00,333 --> 00:20:01,708
‫خب پس شاید بتونی توضیح بدی که...

172
00:20:01,791 --> 00:20:05,500
‫چرا اون دوتا سوسک فاضلاب
‫مستقیم دارن میان سمت تامپیکو.

173
00:20:06,916 --> 00:20:08,500
‫نه، اصلاً خبر ندارم.

174
00:20:08,583 --> 00:20:10,000
‫آخه الان چی از جون‌مون می‌خوان؟

175
00:20:10,083 --> 00:20:12,250
‫فلاکو، همین‌الان حل و فصلش کن.

176
00:20:12,333 --> 00:20:14,750
‫حالا که به میکی نیاز داریم کدوم گوریه؟

177
00:20:15,291 --> 00:20:16,833
‫نباید به این یکی گند بزنیم.

178
00:20:17,916 --> 00:20:19,625
‫- چی شده؟
‫- داشتم با بی‌دست حرف می زدم.

179
00:20:19,708 --> 00:20:22,333
‫گفت دوتا گارد غیرنظامی دارن میان
‫سمتمون که سر از کارمون دربیارن.

180
00:20:22,416 --> 00:20:23,666
‫لعنت بهش.

181
00:20:33,041 --> 00:20:34,208
‫ویکتور.

182
00:20:36,259 --> 00:20:37,083
‫جرثقیل دوم صحبت می‌کنه.

183
00:20:37,166 --> 00:20:39,666
‫گارد غیرنظامی روی اسکله هستن.
‫از افراد خودمون نیستن.

184
00:20:39,750 --> 00:20:41,916
‫اگه کانتینر رو بگردن بدبخت شدیم.

185
00:20:56,583 --> 00:20:59,458
‫هر چقدر می‌تونی زمان بخر.
‫سعی می‌کنم دست به سرشون کنم.

186
00:21:10,625 --> 00:21:13,416
‫پست‌فطرت، بهت که گفته بودم.
‫چرا سروکله‌ی گاردغیرنظامی پیدا شده؟

187
00:21:13,500 --> 00:21:15,791
‫- آروم باش.
‫- لوسیا، گارد غیرنظامی اینجا چیکار می‌کنه؟

188
00:21:15,875 --> 00:21:17,541
‫خودشون حل و فصلش می‌کنن، باشه؟

189
00:21:18,625 --> 00:21:21,666
‫بهتره اون اسپانیایی‌های لعنتی حلش کنن.
‫چون ما داریم خودمون رو تو خطر می‌ندازیم.

190
00:21:28,875 --> 00:21:31,166
‫شب‌بخیر، جناب.
‫فقط اومدیم یه بررسی عادی بکنیم.

191
00:21:31,708 --> 00:21:33,541
‫می‌خوام فهرست بار رو ببینم.

192
00:21:35,416 --> 00:21:36,416
‫البته.

193
00:21:39,541 --> 00:21:40,375
‫اینجا پیشمه.

194
00:21:40,458 --> 00:21:42,791
‫می‌تونم برنامه‌ی تخلیه‌ی بار رو
‫هم بهتون نشون بدم.

195
00:21:42,875 --> 00:21:45,708
‫جفتش پیشمه.

196
00:21:48,375 --> 00:21:51,416
‫- می‌خوایم بریم یه چندتا کانتینر رو بگردیم.
‫- دلیل‌تون چیه؟

197
00:21:51,500 --> 00:21:54,833
‫کارمون رو کند می‌کنید و
‫همین‌الانش هم از برنامه‌مون عقبیم.

198
00:21:54,916 --> 00:21:56,208
‫فقط دستورات رو دنبال می‌کنیم.

199
00:22:20,625 --> 00:22:22,666
‫هی، اونجا چه خبره؟

200
00:22:40,041 --> 00:22:42,125
‫از رومان به جرثقیل دوم.

201
00:22:45,291 --> 00:22:47,541
‫چه بلایی سر جرثقیل اومده؟

202
00:22:56,708 --> 00:22:59,916
‫چرا دست از سرم برنمی‌داری؟
‫بله؟

203
00:23:00,000 --> 00:23:02,083
‫میکی، کجایی؟
‫اینجا چه خبره؟

204
00:23:02,166 --> 00:23:03,846
‫هنوز نمی‌دونم.
‫چیزی نمونده برسم اونجا.

205
00:23:03,875 --> 00:23:05,416
‫یعنی چی که نمی‌دونی؟
‫چه وضعشه؟

206
00:23:05,500 --> 00:23:07,000
‫بهت پول میدم که این بلاها سرم نیاد.

207
00:23:07,083 --> 00:23:09,333
‫نگران نباش. خودم حواسم هست.
‫تحت کنترله.

208
00:23:09,416 --> 00:23:13,125
‫اون دوتا آشغال رو از اسکله‌ی من ببر بیرون.
‫همین‌الان.

209
00:23:23,875 --> 00:23:26,875
‫جرثقیل دوم صحبت می‌کنه.
‫جرثقیل ثبات نداره.

210
00:23:27,541 --> 00:23:30,583
‫فکر کنم به خاطر سیستم کنترلش باشه.
‫گیرپاچ کرده.

211
00:23:34,708 --> 00:23:36,083
‫شنیدی چی گفت، افسر.

212
00:23:36,166 --> 00:23:38,083
‫کُل روز جرثقیل سرمون بازی درآورده.

213
00:23:38,166 --> 00:23:40,916
‫خب، ما از سرجامون تکون نمی‌خوریم
‫تا وقتی که بار اون کانتینر رو خالی کنید...

214
00:23:41,000 --> 00:23:42,458
‫و بهمون اجازه بدید بگردیمش.

215
00:23:42,541 --> 00:23:44,041
‫مشکلی پیش اومده، افسر؟

216
00:23:44,125 --> 00:23:47,041
‫گمرگ اجازه‌ی تخلیه‌ی بار رو داده
‫و هیچ خطری اینجا وجود نداره.

217
00:23:47,125 --> 00:23:49,351
‫آلکازار بهمون دستور داده
‫تا هر چی اونجا هست رو بررسی کنیم.

218
00:23:49,375 --> 00:23:52,458
‫جلوی تخلیه رو از سمت گمرگ می‌گیرن
‫و من حرفم اینه که...

219
00:23:52,541 --> 00:23:55,375
‫طبق گمرگ، بارمون هیچ مشکلی نداره.

220
00:23:55,458 --> 00:23:57,458
‫پس می‌تونید دست نگه‌دارید.

221
00:23:57,541 --> 00:24:00,583
‫اونوقت می‌خواید با این همه حجم کاری‌ای
‫که داریم جلوی تخلیه‌ی بار رو بگیرید؟

222
00:24:02,833 --> 00:24:05,208
‫با کمال احترام
‫فقط دارید وقت‌تون رو تلف می‌کنید.

223
00:24:05,291 --> 00:24:07,171
‫بهتون دارم میگم این تخلیه‌ی بار مجوز داره.

224
00:24:07,208 --> 00:24:08,375
‫کارسلن؟
‫آنتونز؟

225
00:24:08,458 --> 00:24:10,875
‫- اینجا چه خبره؟
‫- باید این محموله رو بررسی کنیم.

226
00:24:11,375 --> 00:24:12,291
‫خیلی هم خوب.
‫و؟

227
00:24:12,375 --> 00:24:14,125
‫قبلاً بهشون گفتم که همه چی طبق روالشه.

228
00:24:16,000 --> 00:24:17,666
‫خب، همین واسه‌تون بسه دیگه.

229
00:24:18,250 --> 00:24:19,750
‫تو بخش سوم یه حادثه‌ای پیش اومده.

230
00:24:19,833 --> 00:24:21,833
‫سیلوا پشت بیسیم
‫دنبال نیروی کمکیه.

231
00:24:22,333 --> 00:24:24,916
‫- آلکازار بهمون دستور مستقیم داده.
‫- کَر شدی، کارسلن؟

232
00:24:26,000 --> 00:24:28,250
‫طبق اداره‌ی گمرگ همه چی مرتبه، مگه نه؟

233
00:24:28,333 --> 00:24:29,773
‫و مافوقت داره بهت دستور میده.

234
00:24:29,833 --> 00:24:31,833
‫مشکلش کجاست؟
‫می‌شه توضیح بدی؟

235
00:24:33,500 --> 00:24:35,934
‫- پرسیدم مشکلش کجاست؟
‫- فهمیدم، گروهبان.

236
00:24:35,958 --> 00:24:38,125
‫خیلی هم خوب.
‫زود باشید دیگه، بریم.

237
00:24:38,208 --> 00:24:39,958
‫من حواسم به این موضوع هست.
‫نگرانش نباشید.

238
00:24:40,041 --> 00:24:41,250
‫شب خوبی داشته باشید.

239
00:24:42,000 --> 00:24:43,000
‫عالیه.

240
00:24:46,958 --> 00:24:48,833
‫وقتی همه چی مرتب شد
‫باهام تماس بگیرید.

241
00:24:48,916 --> 00:24:51,833
‫اوضاع جرثقیل چطوره؟

242
00:25:06,416 --> 00:25:07,416
‫به همین راحتی.

243
00:25:07,500 --> 00:25:09,500
‫از شرشون خلاص شدن، خیلی‌خب؟

244
00:25:11,166 --> 00:25:12,750
‫چیزی نمونده بود، لوسیا.

245
00:25:22,750 --> 00:25:24,166
‫ویکتور.

246
00:25:24,250 --> 00:25:26,458
‫صدام رو داری؟

247
00:26:26,332 --> 00:26:28,943
‫[سال 1981]

248
00:26:32,541 --> 00:26:34,791
‫نمی‌گم به اون ساعت‌های کاری نیاز ندارم.

249
00:26:34,875 --> 00:26:36,250
‫باید اجاره خونه‌م رو بدم.

250
00:26:37,958 --> 00:26:40,958
‫می‌دونم. آره.
‫ولی قراره اضافه‌کاری بردارم.

251
00:26:41,041 --> 00:26:43,875
‫می‌دونی؟
‫فردا هفتمین روز اضافه‌کاریم می‌شه.

252
00:26:43,958 --> 00:26:46,666
‫ولی من رو تو جدول‌زمانی متفاوتی گذاشتن.

253
00:26:46,750 --> 00:26:49,583
‫- عمراً. اشتباه می‌کنی.
‫- اینجوری دیگه پول اضافه‌کاری رو نمیدن.

254
00:26:49,666 --> 00:26:51,916
‫آره، آره راست میگی.

255
00:26:52,000 --> 00:26:53,083
‫و واسه بقیه...

256
00:26:53,166 --> 00:26:55,083
‫باید سخت باشه.
‫واسه ما که سخته.

257
00:26:55,166 --> 00:26:59,083
‫- بخشی از مشکل اینه.
‫- باید انجامش بدیم. از موعد پرداخت گذشته.

258
00:26:59,166 --> 00:27:00,750
‫حرفش راحت‌تر از عمله.

259
00:27:00,833 --> 00:27:02,916
‫خیلی وقته داریم این حرف‌ها رو می‌زنیم.

260
00:27:03,000 --> 00:27:05,458
‫گمون نکنم ایده‌ای داشته باشید
‫که چطوری می‌تونیم به سرانجام برسونیمش.

261
00:27:05,541 --> 00:27:06,750
‫آهای!

262
00:27:07,291 --> 00:27:08,416
‫این کیه دیگه؟

263
00:27:08,500 --> 00:27:09,875
‫- چیه؟
‫- چی می‌خوای؟

264
00:27:09,958 --> 00:27:11,416
‫چته تو؟
‫چیه؟

265
00:27:11,500 --> 00:27:13,375
‫چی می‌خوای؟

266
00:27:13,458 --> 00:27:15,500
‫- چیه؟ داری چیکار می‌کنی؟
‫- دقیقاً داری چیکار می‌کنـ...

267
00:27:18,416 --> 00:27:19,458
‫- هی!
‫- لعنتی!

268
00:27:19,541 --> 00:27:21,291
‫- چیه؟
‫- چه وضعشه؟

269
00:27:21,375 --> 00:27:23,500
‫پست‌فطرت!

270
00:27:23,583 --> 00:27:25,500
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- بیا اینجا.

271
00:27:27,083 --> 00:27:28,416
‫هی!

272
00:27:28,500 --> 00:27:30,625
‫چه وضعشه؟
‫نه!

273
00:27:32,250 --> 00:27:33,291
تخم حروم!

274
00:27:37,708 --> 00:27:39,833
‫بس کن! بس کن!

275
00:27:42,791 --> 00:27:45,041
‫نه، نه، نه، نه!

276
00:27:50,208 --> 00:27:51,583
‫بس کن! بس کن!

277
00:27:53,791 --> 00:27:55,041
‫بس کن! بس کن!

278
00:27:55,875 --> 00:27:57,583
‫- بریم.
‫- حرومزاده‌ها!

279
00:28:09,416 --> 00:28:10,791
‫عالیه.
‫اون یکی خوب بود.

280
00:28:34,041 --> 00:28:36,000
‫تو همونی نیستی که
‫گفته بودی اندازه‌ی چهار نفر کار می‌کنی؟

281
00:28:36,083 --> 00:28:37,208
‫درسته.

282
00:28:37,291 --> 00:28:39,458
‫چهار نفر از کارگران اسکله‌م رو از دست دادم.

283
00:28:39,541 --> 00:28:41,500
‫بریم ببینیم حرفتون درست بوده یا نه!

284
00:28:44,750 --> 00:28:45,958
‫همراهم بیاید.

285
00:29:10,875 --> 00:29:15,875
‫[بیست و چهار ساعت تا تحویل]

286
00:29:26,000 --> 00:29:28,875
‫یه بار دیگه همچین اتفاقی بیفته
‫دیگه پات رو تو بندر نمی‌ذاری.

287
00:29:32,166 --> 00:29:34,208
‫- حل و فصل شد؟
‫- تحت کنترله.

288
00:29:36,250 --> 00:29:38,291
‫عالی تخلیه‌ی بار رو انجام دادی.

289
00:29:38,375 --> 00:29:39,541
‫آفرین بهت.

290
00:29:40,125 --> 00:29:41,125
‫ممنون.

291
00:30:18,125 --> 00:30:19,291
‫چطورید؟

292
00:30:20,416 --> 00:30:21,708
‫حالتون چطوره؟

293
00:30:21,791 --> 00:30:22,791
‫می‌شه شروع کنیم؟

294
00:30:28,041 --> 00:30:29,125
‫حال پدرتون چطوره؟

295
00:30:32,666 --> 00:30:34,041
‫خوبه، خوبه.

296
00:30:34,625 --> 00:30:36,041
‫خب مثل همیشه سرش خیلی شلوغه.

297
00:30:37,125 --> 00:30:39,416
‫منم به زودی قراره بازنشسته بشم.

298
00:30:39,500 --> 00:30:40,708
‫حقیقت زندگی همینه.

299
00:30:41,875 --> 00:30:45,000
‫همیشه سعی می‌کنیم همه چی رو
‫تحت کنترل نگه داریم، ولی درنهایت تسلیم می‌شیم.

300
00:30:45,083 --> 00:30:46,083
‫اوهوم.

301
00:30:50,666 --> 00:30:51,875
‫بریم.

302
00:32:40,458 --> 00:32:41,750
‫واسه ماست، درسته.

303
00:32:43,125 --> 00:32:44,125
‫خالصه.

304
00:32:44,208 --> 00:32:46,125
‫با رنگ آبی مشخص شدن.

305
00:32:46,208 --> 00:32:48,291
‫چهل و نُه تا پالت دیگه هم اونجاست.

306
00:32:54,291 --> 00:32:58,083
‫کارفورا باهاتون تماس می‌گیره و
‫خاطرجمع می‌شه همه‌ی مختصات رو دارید.

307
00:32:58,625 --> 00:33:00,583
‫تا اون‌موقع، محتاط باشید.

308
00:33:01,208 --> 00:33:02,916
‫از امنیتش خاطرجمع می‌شم.

309
00:33:03,000 --> 00:33:06,250
‫و کار کردن با خانواده‌تون مایه‌ی افتخارمه.

310
00:33:06,333 --> 00:33:08,875
‫- برای ما هم مایه‌ی افتخاره.
‫- سلام من رو به پدرتون برسونید.

311
00:33:08,958 --> 00:33:10,083
‫حتماً.

312
00:33:30,250 --> 00:33:32,916
‫به مولینا بگو فوراً سهمش رو واسش می‌فرستیم.

313
00:33:34,041 --> 00:33:35,958
‫- ببین آرومش می‌کنه یا نه.
‫- بهش زنگ می‌زنم.

314
00:33:36,041 --> 00:33:37,291
‫لطف می‌کنی.

315
00:33:39,458 --> 00:33:40,541
‫بابا؟

316
00:33:41,916 --> 00:33:44,500
‫یه لحظه وقت داری؟

317
00:33:45,583 --> 00:33:46,875
‫ام...

318
00:33:48,958 --> 00:33:50,458
‫ببین، می‌دونی، من...

319
00:33:51,208 --> 00:33:55,708
‫یه بدهی کوچولو به شرکت دارم.

320
00:33:56,375 --> 00:33:57,666
‫واقعاً خیلی نیست.

321
00:33:58,750 --> 00:34:03,500
‫ولی خودت می‌دونی که عرضه‌کننده‌ها چطورین
‫بهم سپرده‌ی تضمینی نمیدن.

322
00:34:05,125 --> 00:34:07,958
‫- رسماً دیگه ازم حمایت مالی نمی‌کنن.
‫- منم دیگه ازت حمایت مالی نمی‌کنم.

323
00:34:10,666 --> 00:34:11,916
‫بی‌خیال، بابا.
‫شوخی نکن.

324
00:34:12,541 --> 00:34:16,125
‫گوش کن پسرم. تا الان دیگه باید یاد گرفته باشی
‫چطوری گندکاری خودت رو تمیز کنی.

325
00:34:16,208 --> 00:34:17,541
‫برو. برو کنار.

326
00:34:22,708 --> 00:34:24,291
‫راه‌حلش به عهده‌ی خودته.

327
00:34:43,750 --> 00:34:47,250
‫ و همه‌شون تا آخر به خوبی و خوشی
‫با هم زندگی کردن.

328
00:35:08,958 --> 00:35:11,208
‫«نستور: دیر می‌رسم.»

329
00:35:11,291 --> 00:35:16,500
‫«خواکین ازم خواست اوضاع رو
‫با مولینا حل و فصل کنم.»

330
00:36:07,875 --> 00:36:09,666
‫فقط یه دقیقه صبر کن.

331
00:36:09,750 --> 00:36:11,625
‫- چیه؟
‫- یه دقیقه.

332
00:36:20,666 --> 00:36:21,750
‫این چیه؟

333
00:36:22,416 --> 00:36:24,625
‫نمی‌دونم.
‫بازش کن.

334
00:36:35,000 --> 00:36:37,333
‫چی شده؟
‫نمی‌تونم یه هدیه‌ی ساده بهت بدم؟

335
00:36:37,416 --> 00:36:39,125
‫نه، این یه هدیه‌ی ساده نیست.

336
00:36:39,208 --> 00:36:43,083
‫راست می‌گی.
‫الماسه.

337
00:36:44,708 --> 00:36:46,791
‫چندبار باید در مورد این مسئله حرف بزنیم؟

338
00:36:47,625 --> 00:36:48,916
‫لعنتی.

339
00:36:49,416 --> 00:36:50,958
‫با من صاحب همه چی می‌شی.

340
00:36:51,041 --> 00:36:52,166
‫می‌تونی همه چی رو پشت سر بذاری.

341
00:36:52,250 --> 00:36:54,041
‫می‌تونی بری یه جای دور.

342
00:36:55,208 --> 00:36:57,291
‫همه چی همین‌جوری‌ای که هست خوبه.

343
00:36:58,333 --> 00:37:00,541
‫من خودم راهم رو انتخاب کردم.

344
00:37:01,875 --> 00:37:04,083
‫نیازی به یه مرد ایده‌آل ندارم
‫که بیاد و نجاتم بده.

345
00:37:04,833 --> 00:37:05,916
‫روشن شد؟

346
00:37:31,791 --> 00:37:33,500
‫پنج‌شنبه‌ی دیگه می‌بینمت.

347
00:37:41,833 --> 00:37:42,916
‫خیلی‌خب.

348
00:38:33,250 --> 00:38:34,666
‫باختی.

349
00:38:48,127 --> 00:38:53,443
‫[به بازی ادامه بده]
‫[عتبارت رو افزایش بده]

350
00:40:24,291 --> 00:40:26,666
‫برو سراغش!
‫برو سراغش!

351
00:40:29,041 --> 00:40:30,625
‫ولش نکن!

352
00:40:31,166 --> 00:40:32,458
‫حسابی ناکارش کن!

353
00:40:32,541 --> 00:40:34,541
‫اینجا رسماً مثل یه سیرک می‌مونه.

354
00:40:36,791 --> 00:40:38,541
‫ممنون که اومدی.

355
00:40:38,625 --> 00:40:39,875
‫خواکین رو که می‌شناسی.

356
00:40:40,541 --> 00:40:42,875
‫وقتی یه ایده میره تو سرش
‫دیگه نمی‌شه متوقفش کرد.

357
00:40:42,958 --> 00:40:45,541
‫می‌خواستم حضوری ازت عذرخواهی کنم.

358
00:40:48,291 --> 00:40:49,750
‫من خیلی خوب می‌شناسمش.

359
00:40:49,833 --> 00:40:51,583
‫این دفعه دیگه زیاده‌روی کرد.

360
00:40:52,416 --> 00:40:55,291
‫واقعاً شرمنده، مولینا.
‫ولی قضیه مهم بود.

361
00:40:56,416 --> 00:40:58,136
‫دیگه خودت از سازوکار کار کردن
‫تو بندر خبر داری.

362
00:40:58,791 --> 00:41:00,250
‫با یه عالمه خطر دست و پنجه نرم می‌کنیم.

363
00:41:01,416 --> 00:41:04,000
‫مغزت رو به کار بگیر.
‫نذار پرتت کنه روی زمین.

364
00:41:04,083 --> 00:41:06,708
‫بهش اجازه نده بزنتت زمین.
‫این پست‌فطرت از خیلی چیزا خبر داره.

365
00:41:06,791 --> 00:41:09,708
‫از دور بهش حمله کن.
‫نذار بگیرتت. گوش بده ببین چی می گم.

366
00:41:09,791 --> 00:41:12,166
‫تو از اون بهتری.
‫تو از اون بهتری.

367
00:41:12,250 --> 00:41:14,666
‫بکشش!

368
00:41:17,666 --> 00:41:20,791
‫خواکین داره آدمای زیادی رو اذیت می‌کنه.

369
00:41:20,875 --> 00:41:21,916
‫فقط مسئله من نیستم.

370
00:41:22,000 --> 00:41:25,000
‫- بزنش!
‫- بالاخره یکی بال‌هاش رو می‌چینه.

371
00:41:25,083 --> 00:41:26,833
‫محکم‌تر بزنش.

372
00:41:36,458 --> 00:41:40,875
‫روسو! روسو! روسو! روسو!

373
00:41:43,708 --> 00:41:44,791
‫مبارزه‌ی بعدی.

374
00:41:47,500 --> 00:41:48,958
‫بزن بریم، روستر!

375
00:41:53,041 --> 00:41:55,125
‫تنها قانونی که داریم اینه که
‫هیچ قانونی در کار نیست.

376
00:41:55,208 --> 00:41:56,500
‫یه مسابقه‌ی درست درمون رو نشون‌مون بدید.

377
00:41:59,625 --> 00:42:00,666
‫مبارزه کنید!

378
00:42:49,291 --> 00:42:50,791
‫این هم برنده‌تون!

379
00:42:50,875 --> 00:42:52,208
‫همینه!

380
00:44:03,958 --> 00:44:05,666
‫همه چی مرتبه، آقای مانچادو؟

381
00:44:05,750 --> 00:44:06,666
‫بله.

382
00:44:06,750 --> 00:44:07,750
‫[گارد غیرنظامی]

383
00:45:52,458 --> 00:45:53,625
‫کی اونجاست؟

384
00:45:54,750 --> 00:45:56,791
‫چه خبر شده؟

385
00:46:14,875 --> 00:46:16,500
‫این دیگه چه وضعشه!

386
00:46:16,583 --> 00:46:18,750
‫هوی!

387
00:46:57,749 --> 00:46:58,624
‫هوی!

