﻿1
00:02:18,760 --> 00:02:24,980
سلطنت شاهزادگی لیچیا

2
00:13:10,000 --> 00:13:13,960
{\an8}‫ایشورا
‫‫شئ جادویی ، شمشیره سحر آمیز

3
00:00:04,250 --> 00:00:07,090
‫پادشاه اهریمنی حقیقی مُرده 

4
00:00:07,090 --> 00:00:11,010
‫دشمن این جهان توسط یک نفر کشته شد 

5
00:00:11,010 --> 00:00:16,100
‫اما اکنون ، قدرت باقی مانده او به چند بخش تقسیم شده

6
00:00:16,100 --> 00:00:19,350
‫یک فرد عادی توانایی کنترلش رو نداره 

7
00:00:19,350 --> 00:00:22,190
‫صد ها  شورا 
‫‫شبیه به اهریمن ها 

8
00:00:23,770 --> 00:00:29,360
‫بزرگترین شهرجهان ، آرشیا در پی انتخاب یک قهرمانه 

9
00:00:29,360 --> 00:00:32,950
‫اون هم زمانی که رهبر ، سلطنت شاهزادگی لیچیا 

10
00:00:32,950 --> 00:00:38,040
‫تارن محتاط دنبال قانونی جدید ، و حکمفرمانی به وسیله ترسه 

11
00:00:51,680 --> 00:00:55,060
‫‫ایشورا

12
00:00:51,680 --> 00:00:55,060
‫‫ایشورا

13
00:02:09,050 --> 00:02:12,920
‫قسمت 10






‫‫‫‫‫‫بلای پنهان

14
00:02:09,050 --> 00:02:12,920
‫قسمت 10






‫‫‫‫‫‫بلای پنهان

15
00:02:40,580 --> 00:02:42,660
‫این به خاطر شهر مِیجه !

16
00:02:43,200 --> 00:02:45,870
‫وای ، نه .

17
00:02:45,870 --> 00:02:48,380
‫شهر مِیج ، خونه ما بود
‫‫و شماها نابودش کردین .

18
00:02:48,380 --> 00:02:49,750
‫بمیر !

19
00:02:53,340 --> 00:02:55,680
‫استاد ، آتیش به اینطرف هم
‫‫نفوذ کرده .

20
00:02:56,840 --> 00:02:59,680
‫این آتیش نتیجه شورش شهروند های مِیجه ؟ 

21
00:02:59,680 --> 00:03:01,430
‫یا کار یکی دیگست ؟ 

22
00:03:01,430 --> 00:03:02,600
‫استاد !

23
00:03:07,730 --> 00:03:09,900
‫نگاه کن ، زن !

24
00:03:09,900 --> 00:03:11,650
‫حتما زن های لیچیا هستن !

25
00:03:11,650 --> 00:03:13,530
‫تمومش کن ، اونا که نظامی نیستن !

26
00:03:13,530 --> 00:03:14,610
‫کی اهمیت میده ؟

27
00:03:15,900 --> 00:03:18,870
‫لیچیا شهر ما رو نابود کرد .

28
00:03:18,870 --> 00:03:19,950
‫اونا هم مقصر هستن !

29
00:03:20,990 --> 00:03:23,330
‫سرباز های شهر مِیج طرف آرشیا هستن 

30
00:03:23,330 --> 00:03:25,080
‫اگه بخوام از شرشون خلاص بشم 

31
00:03:25,080 --> 00:03:27,460
‫به دلیل خوبی نیاز داریم 

32
00:03:28,040 --> 00:03:30,840
‫خیلی خب ، خانم ها تکون نخورین !

33
00:03:31,420 --> 00:03:32,550
‫استاد ؟

34
00:03:32,550 --> 00:03:33,840
‫صبرکن ، کیا!

35
00:03:33,840 --> 00:03:35,670
‫بزار من اول باهاشون حرف بزنم .

36
00:03:35,670 --> 00:03:37,220
‫اینجا چه خبره ؟

37
00:03:37,970 --> 00:03:38,970
‫

38
00:03:40,260 --> 00:03:42,680
‫شما دوتا اومدین سراغ این خانم ها ؟

39
00:03:42,680 --> 00:03:44,390
‫اونم تو یه همچین موقعی ؟

40
00:03:44,390 --> 00:03:48,140
‫بنظر جالب میاد ، منم پایم .

41
00:03:49,480 --> 00:03:52,150
‫این کارا به تو مربوط نمیشه !

42
00:03:59,910 --> 00:04:00,910
‫خب دیگه ،

43
00:04:01,910 --> 00:04:04,450
‫شما دوتا هم اهل لیچیا نیستین ، مگه نه ؟

44
00:04:05,160 --> 00:04:06,160
‫تو کی هستی ؟

45
00:04:08,080 --> 00:04:09,420
‫حرف نمیزنید نه ؟

46
00:04:12,840 --> 00:04:14,920
‫از مرده ها هم کمتر حرف میزنین .

47
00:04:17,800 --> 00:04:20,970
‫اگه کاری کنم که کیا بگه ، بمیر 

48
00:04:20,970 --> 00:04:23,300
‫میتونه اون اسکلت رو بکشه 

49
00:04:23,810 --> 00:04:24,810
‫ولی 

50
00:04:25,390 --> 00:04:28,640
‫یعنی میتونم کاری کنم که زود تر از حرکت اون کلمه رو بگه 

51
00:04:28,640 --> 00:04:30,440
‫من اومدم اینجا . . .

52
00:04:31,020 --> 00:04:34,270
‫از منطقه ایتا اومدم اینجا تا درس بخونم .

53
00:04:34,270 --> 00:04:36,780
‫ایشون استاد من هستن .

54
00:04:36,780 --> 00:04:38,570
‫پس برای همینه که  . . .

55
00:04:38,570 --> 00:04:39,990
‫

56
00:04:39,990 --> 00:04:42,660
‫تو ما رو نجات دادی ، مگه نه ؟

57
00:04:43,320 --> 00:04:44,330
‫ممنونم .

58
00:04:45,200 --> 00:04:46,200
‫به هر حال ،

59
00:04:46,790 --> 00:04:48,830
‫نیازی نبود اونارو بکشی .

60
00:04:49,910 --> 00:04:50,920
‫کیا !

61
00:04:50,920 --> 00:04:52,420
‫تو هم همچین فکری نمیکنی ؟

62
00:04:52,420 --> 00:04:54,500
‫اونا که هنوز کاری نکرده بودن .

63
00:04:54,500 --> 00:04:56,840
‫من میتونستم بهتر اوضاع رو جمع کنم .

64
00:05:01,010 --> 00:05:02,510
‫دقیقا .

65
00:05:02,510 --> 00:05:05,220
‫این دختر کوچولو درست میگه .

66
00:05:08,180 --> 00:05:10,980
‫سرباز های لیچیا ، سمت شرق دارن
‫‫شهروند هارو فراری میدن .

67
00:05:11,560 --> 00:05:12,980
‫اونا کمکتون میکنن .

68
00:05:12,980 --> 00:05:15,150
‫اونجا آتیش هنوز آرومه .

69
00:05:15,900 --> 00:05:17,730
‫میشه اسمتو بپرسم ؟

70
00:05:18,480 --> 00:05:19,940
‫من دیگه اسمی ندارم .

71
00:05:20,650 --> 00:05:22,860
‫وقتی که زنده بودم اسم داشتم .

72
00:05:23,530 --> 00:05:25,490
‫از اینطرف ! عجله کن !

73
00:05:25,490 --> 00:05:26,580
‫عجله کن !

74
00:05:26,580 --> 00:05:28,370
‫عجله کنید و شهرو ترک کنید !

75
00:05:28,370 --> 00:05:30,540
‫اول زن ها و بچه ها ،
‫‫هل ندین !

76
00:05:31,870 --> 00:05:35,000
‫کیا ، فکر کنم باید شهرو ترک کنیم !

77
00:05:35,000 --> 00:05:36,090
‫ولی . . .

78
00:05:36,840 --> 00:05:39,340
‫میدونم که نگران لانا هستی ،

79
00:05:39,340 --> 00:05:42,550
‫ولی خودت که دیدی چقدر اینجا خطرناکه !

80
00:05:43,840 --> 00:05:45,090
‫میدونم .

81
00:05:46,760 --> 00:05:48,770
‫کیا هیچی نمیدونه 

82
00:05:49,310 --> 00:05:52,690
‫اگه من هم قدیما مثل این دختر بودم 

83
00:05:55,480 --> 00:05:58,520
‫اگه فقط یه آدم بزرگسال بود که کمکم میکرد 

84
00:05:58,520 --> 00:06:01,280
‫اگه من هم میتونستم نسبت به شیاطین این دنیا شجاع باشم 

85
00:06:03,360 --> 00:06:07,620
‫نه ، درحقیقت هر کس باید با قدرت خودش به مبارزه ادامه بده 

86
00:06:08,530 --> 00:06:11,540
‫این وظیفه منه تا خوشحالی رو پیدا کنم 

87
00:06:11,540 --> 00:06:13,620
‫به هرحال ، بزار نجاتش بدم .

88
00:06:13,620 --> 00:06:16,000
‫کیا ؟

89
00:06:16,000 --> 00:06:18,380
‫من قراره هر کاری از دستم بر بیاد .

90
00:06:20,460 --> 00:06:23,760
‫امکان نداره من برای نجات جون دوستم ،
‫‫حتی تلاش هم نکنم .

91
00:06:24,800 --> 00:06:26,590
‫از اینطرف ! عجله کنید !

92
00:06:28,970 --> 00:06:31,970
‫اگه الان کاری برای نجاتش انجام ندم ،

93
00:06:32,640 --> 00:06:35,230
‫میدونم وقتی که بزرگ شدم
‫‫از اینکارم پشیمون میشم .

94
00:06:39,400 --> 00:06:42,490
‫پس لطفا با من بیا ، خانم اِلیا .

95
00:06:42,490 --> 00:06:44,990
‫ببین چجوری کار درست رو انجام میدم .

96
00:06:46,110 --> 00:06:47,780
‫چون من شکست ناپذیرم .

97
00:06:47,780 --> 00:06:49,490
‫و میخوام خوشحال باشم .

98
00:06:54,080 --> 00:06:57,330
‫دیگه نیازی نیست من ، لانا تندباد ماه رو بکشم 

99
00:06:58,330 --> 00:07:00,340
‫بعید میدونم فرصت حرف زدن گیرش بیاد 

100
00:07:00,340 --> 00:07:02,090
‫که بخواد راجب من یا کلمه دنیوی حرفی بزنه 

101
00:07:03,170 --> 00:07:05,760
‫اما اگه بزارم کیا کارشو انجام بده  

102
00:07:05,760 --> 00:07:09,640
‫ممکنه یه نفر متوجه بشه که کلمه دنیوی وجود داره 

103
00:07:13,060 --> 00:07:15,520
‫کیا ، لطفا به من گوش کن . . .

104
00:07:15,520 --> 00:07:18,440
‫ازت میخوام که پیشم باشی ، خانم اِلیا !

105
00:07:23,280 --> 00:07:25,280
‫آره ، میدونم .

106
00:07:29,910 --> 00:07:32,490
‫انگار این تو بودی که یه چیزی بهم یاد دادی !

107
00:07:34,000 --> 00:07:36,660
‫باعث افتخارمه که تو شاگرد منی ، کیا .

108
00:07:44,800 --> 00:07:46,380
‫کیا !

109
00:07:49,470 --> 00:07:50,850
‫برو عقب !

110
00:08:00,350 --> 00:08:01,610
‫استاد

111
00:08:02,190 --> 00:08:03,900
‫اوضاع دوباره مثل قبل میشه ، مگه نه ؟

112
00:08:03,900 --> 00:08:05,990
‫مثل موقعی که صلح وجود داشت .

113
00:08:05,990 --> 00:08:07,860
‫من مطمئن . . . 
‫‫باید اینطوری بشه 

114
00:08:07,860 --> 00:08:10,870
‫چون شهری که لانا عاشقش بود نابود شد .

115
00:08:11,530 --> 00:08:14,120
‫اونم درست بعد از اینکه ، همچین
‫‫تجربه سختی رو پشت سر گذاشت .

116
00:08:16,500 --> 00:08:18,080
‫براش احساس تاسف نمیکنی ؟

117
00:08:18,660 --> 00:08:20,790
‫چرا ، واقعا میکنم .

118
00:08:23,540 --> 00:08:27,550
‫بیا امیدوار باشیم که همه چیز به حالت عادیش برمیگرد۶ 

119
00:08:34,350 --> 00:08:37,600
‫راستش از اون فواره خوشم میومد .

120
00:08:43,650 --> 00:08:45,570
‫جوخه وایورن ها دیگه نابود شده 

121
00:08:45,570 --> 00:08:47,990
‫اونا همه خط های دفاعی رو شکستن 
‫‫داریم شکست میخوریم .

122
00:08:47,990 --> 00:08:49,820
‫آسیب جدی خوردیم 

123
00:08:49,820 --> 00:08:53,410
‫آتیش خیلی بالا گرفته و نمیشه خاموشش کرد 

124
00:08:54,080 --> 00:08:56,160
‫تازه سرباز های شهر مِیج هم که اومدن 

125
00:08:56,160 --> 00:08:57,250
‫و دارن کشت و کشتار راه میندازن 

126
00:09:05,710 --> 00:09:07,880
‫باقی جوخه ها همه عقب نشینی کردن .

127
00:09:08,550 --> 00:09:09,720
‫فقط من باقی موندم .

128
00:09:09,720 --> 00:09:11,380
‫جدی ؟

129
00:09:11,380 --> 00:09:13,970
‫ممنون که بهم اطلاع دادی .

130
00:09:14,470 --> 00:09:16,510
‫ولی تو هم باید عقب نشینی میکردی .

131
00:09:16,510 --> 00:09:18,600
‫شوخیت گرفته .

132
00:09:18,600 --> 00:09:20,600
‫من گزاشتم اونا عقب نشینی کنن ،

133
00:09:20,600 --> 00:09:22,520
‫تا سر راه من نباشن .

134
00:09:22,520 --> 00:09:24,610
‫تو همچین دنیای جالبی ،

135
00:09:24,610 --> 00:09:27,860
‫فرار کردن خیلی کار بیخودیه .

136
00:09:27,860 --> 00:09:29,440
‫تمام اینا مال منه .

137
00:09:29,440 --> 00:09:31,990
‫فهمیدم .

138
00:09:31,990 --> 00:09:34,780
‫پس تا آخرشو خوب نگاه کن .

139
00:09:35,370 --> 00:09:38,410
‫ببین چطوری همش قراره با خاک یکسان بشه .

140
00:09:49,170 --> 00:09:51,010
‫این یه دستگاه 

141
00:09:51,010 --> 00:09:53,380
‫درست مثل چیز هایی که توی ناگان دیدم 

142
00:09:53,380 --> 00:09:57,390
‫یه چیزی هست که این عنکبوت رو زنده نگه میداره 

143
00:09:57,970 --> 00:09:59,850
‫یعنی داخل بدنشه ؟

144
00:10:05,150 --> 00:10:07,440
‫باید هرچیزی که داخلش هست رو بکشم .

145
00:10:08,150 --> 00:10:09,150
‫خب پس 

146
00:10:10,230 --> 00:10:11,400
‫نقشه چیه ؟

147
00:10:29,710 --> 00:10:32,260
‫پسر ، اون زره خیلی قویه .

148
00:10:33,170 --> 00:10:35,590
‫خوب میجنگی ، شمشیر زن .

149
00:10:36,550 --> 00:10:38,470
‫ولی نمیتونی منو شکست بدی .

150
00:10:38,470 --> 00:10:40,220
‫شمشیر زن . . .

151
00:10:40,220 --> 00:10:41,890
‫شمشیر زن ، ها ؟

152
00:10:43,180 --> 00:10:44,480
‫اصلا نمیتونم زخمیش کنم 

153
00:10:45,060 --> 00:10:47,730
‫حمله های بدون شمشیرم امتحان کردم ، ولی 

154
00:11:04,370 --> 00:11:06,040
‫گفتی ، یه شمشیر زن مگه نه ؟

155
00:11:06,960 --> 00:11:09,040
‫ببینم کی تونسته به تو ضربه بزنه ؟

156
00:11:18,430 --> 00:11:19,930
‫درست همونجا .

157
00:11:19,930 --> 00:11:23,520
‫از اون فواره خوشم میومد .

158
00:11:23,520 --> 00:11:26,350
‫از ساختمون ها و معماریشون خوشم میاد .

159
00:11:26,350 --> 00:11:27,520
‫چون که نمیشه دزدیدشون .

160
00:11:37,530 --> 00:11:38,610
‫یه حمله ؟ 

161
00:11:39,200 --> 00:11:41,160
‫نه ، نسبت به قبل حرکتش عوض شده 

162
00:11:49,040 --> 00:11:50,380
‫یه تار ، میدونستم 

163
00:11:56,510 --> 00:11:58,260
‫به گمونم توی تارت گیر افتادم !

164
00:12:00,760 --> 00:12:03,260
‫خیلی خب ، وقت مرگه .

165
00:12:03,850 --> 00:12:05,770
‫البته برای تو .

166
00:12:35,590 --> 00:12:38,090
‫ارباب داکای ، ما نور ستاره سرد رو روشن کردیم 

167
00:12:38,090 --> 00:12:39,220
‫همونطور که دستور دادین 

168
00:13:01,240 --> 00:13:02,410
‫

169
00:13:25,220 --> 00:13:26,640
‫شوخیت گرفته .

170
00:13:38,230 --> 00:13:41,240
‫حرارت و آتش هیچ اثری
‫‫روی هِلِنِتن ندارن .

171
00:13:42,070 --> 00:13:44,490
‫فکر کردی اینکار برای شکستش کافیه ؟

172
00:13:47,120 --> 00:13:48,330
‫این خوب نیست 

173
00:13:48,950 --> 00:13:52,330
‫من از قصد اونو وارد آب کردم 

174
00:13:52,920 --> 00:13:54,580
‫فکر کردم که فضاهای خالی زره 

175
00:13:54,580 --> 00:13:57,710
‫ممکنه به خاطر حرارت پر از آب بشن

176
00:13:58,300 --> 00:14:00,130
‫ولی هیچ راه نفوذی نداره 

177
00:14:00,130 --> 00:14:02,130
‫یعنی یه دونه سوراخ هوا هم نداره ؟ 

178
00:14:02,130 --> 00:14:04,970
‫چطوری اون کسی که داخلشه زنده میمونه ؟

179
00:14:06,930 --> 00:14:08,640
‫پس خفگی جز گزینه ها نیست 

180
00:14:08,640 --> 00:14:10,470
‫خفگی توی آب هم کارساز نیست 

181
00:14:10,470 --> 00:14:13,140
‫تیغه شمشیر سحرآمیزم نمیتونه کاریش کنه 

182
00:14:13,140 --> 00:14:14,730
‫اگرم بخوام دفنش کنم دوباره میاد بالا 

183
00:14:15,310 --> 00:14:19,190
‫با قدرت خودش هم نمیشه زدش ، حتی به پاهاش هم نمیشه حمله کرد 

184
00:14:19,190 --> 00:14:21,360
‫حتی ستاره سرد هم اثری نداره 

185
00:14:25,490 --> 00:14:28,740
‫آخه کی تونسته به این ضربه بزنه ؟

186
00:14:30,540 --> 00:14:31,870
‫تو

187
00:14:31,870 --> 00:14:33,040
‫سر راهمی .

188
00:14:43,090 --> 00:14:46,590
‫خیلی خوبه ، این دنیا خیلی سرگرم کنندست 

189
00:14:47,510 --> 00:14:50,100
‫خیلی خب ، به گمونم یه امتحانیش میکنم .

190
00:14:56,270 --> 00:14:57,440
‫زنده ای ؟

191
00:14:57,440 --> 00:14:59,860
‫به دلایلی . . .

192
00:14:59,860 --> 00:15:02,530
‫انگار هیچکس متوجه نمیشه .

193
00:15:05,570 --> 00:15:08,320
‫که من یه شمشیر زن نیستم .

194
00:15:08,320 --> 00:15:10,620
‫من یه راهزنم .

195
00:15:10,620 --> 00:15:14,410
‫اوه ؟ ممکنه بتونیم با هم کنار بیایم .

196
00:15:14,410 --> 00:15:17,540
‫میدونی ، من میخوام با مینیان ها
‫‫صمیمی بشم .

197
00:15:17,540 --> 00:15:19,630
‫ولی هیچکس درکم نمیکنه .

198
00:15:20,840 --> 00:15:22,840
‫اینجا رو باش ، برای اولین بار

199
00:15:22,840 --> 00:15:26,220
‫تونستیم با هم گپ بزنیم .

200
00:15:28,680 --> 00:15:29,800
‫تار ؟

201
00:15:29,800 --> 00:15:32,890
‫کاری که من توش تخصص دارم .

202
00:15:32,890 --> 00:15:34,730
‫دزدیدن اسلحست . . .

203
00:15:38,770 --> 00:15:40,150
‫و باز کردن هر قفلی !

204
00:15:46,490 --> 00:15:48,780
‫

205
00:15:54,450 --> 00:15:56,790
‫چیکار کردی ؟

206
00:15:56,790 --> 00:15:59,290
‫یه صورت زیبا ، فکرشو میکردم .

207
00:16:00,380 --> 00:16:01,880
‫یکم بهش فکر کردم .

208
00:16:01,880 --> 00:16:06,380
‫اگه اون یه تانک زیست شناختی باشه ،
‫‫پس توسط رگ های اعصاب هدایت میشه .

209
00:16:06,380 --> 00:16:10,760
‫حتی باز کردن ورودی بالاییش هم
‫‫توسط رگ های اعصاب صورت میگیره .

210
00:16:10,760 --> 00:16:14,520
‫منم گفتم ، اگه اینطوره
‫‫پس راهی برای نابودیش هست .

211
00:16:14,520 --> 00:16:18,520
‫اونم با نابودی رگ هاش
‫‫توسط ، سَمه ماندریک .

212
00:16:20,400 --> 00:16:23,860
‫داکای یکی از خنجر های سَمی 

213
00:16:23,860 --> 00:16:26,860
‫رو که هیگواره داخل بدنش پنهان میکرد رو دزدیده 

214
00:16:27,440 --> 00:16:30,700
‫قدرت بررسی بالای اون 

215
00:16:30,700 --> 00:16:33,370
‫ حتی میتونه یک دسته از رگ های اعصاب رو به خوبی تشخیص بده

216
00:16:33,950 --> 00:16:38,080
‫با همین بررسی ، اون تشخیص داد که کجا رو مورد ضربه قرار بده 

217
00:16:38,080 --> 00:16:43,340
‫ و کدوم بخش مغز رو با سَم ، مورد حمله قرار بده 

218
00:16:43,340 --> 00:16:45,840
‫تا بتونه محل ورود رو پیدا کنه 

219
00:16:46,420 --> 00:16:50,760
‫ضربه ای که سوجیرو ، شمشیرزنه بید وارد کرد 

220
00:16:50,760 --> 00:16:54,810
‫تبدیل به یک راه نفوذ برای داکای شد 

221
00:16:57,100 --> 00:17:00,190
‫واقعا دوست داری حرف بزنی ، مگه نه ؟

222
00:17:00,190 --> 00:17:02,560
‫مگه حرف های بدی میزنم ؟

223
00:17:03,650 --> 00:17:05,070
‫شاید . . .

224
00:17:43,560 --> 00:17:46,320
‫هیگواره . . .

225
00:17:46,320 --> 00:17:47,570
‫کشته شده .

226
00:17:48,730 --> 00:17:50,070
‫کار کلمه دنیوی بوده ؟

227
00:17:51,240 --> 00:17:55,070
‫قدرت کلمه دنیوی چی بوده ؟

228
00:17:56,530 --> 00:17:57,910
‫

229
00:18:06,250 --> 00:18:08,670
‫اونا هم قوی بودن 

230
00:18:10,050 --> 00:18:13,180
‫برای نجات آرشیا باید جلوشون رو میگرفتیم 

231
00:18:13,720 --> 00:18:16,430
‫ولی اون ها خیلی راحت کشته شدن 

232
00:18:27,650 --> 00:18:31,820
‫هیولاهایی که بدون هیچ توجهی به بقیه ، همه رو میکشن و نابود میکنن ، نباید زنده بمونن 

233
00:18:52,340 --> 00:18:54,930
‫لانا ، داری چیکار میکنی ؟

234
00:18:58,550 --> 00:19:00,560
‫اِلیا ، کیا .

235
00:19:08,770 --> 00:19:10,940
‫این خیلی وحشتناکه .

236
00:19:12,190 --> 00:19:13,440
‫اینجا پر از هیولاست .

237
00:19:18,070 --> 00:19:20,240
‫من همشو نابود میکنم .

238
00:19:20,780 --> 00:19:21,830
‫لانا !

239
00:19:23,330 --> 00:19:25,580
‫این شهر و هرکسی که داخلشه ،

240
00:19:25,580 --> 00:19:27,920
‫من باید با ستاره سرد ، همشو نابود کنم .

241
00:19:27,920 --> 00:19:29,500
‫یه نفر . . .

242
00:19:29,500 --> 00:19:32,300
‫یه نفر باید اینکارو انجام بده
‫‫وگرنه تمومی نداره .

243
00:19:32,300 --> 00:19:33,380
‫لانا !

244
00:19:39,720 --> 00:19:40,890
‫متوقف شو !

245
00:19:46,770 --> 00:19:47,770
‫متفرق شو .

246
00:19:56,650 --> 00:19:58,490
‫آروم باش ، لانا !

247
00:19:59,070 --> 00:20:02,740
‫انقدر ترسیدی که نمیتونی درست فکر کنی .

248
00:20:02,740 --> 00:20:05,160
‫تو مثل لانایی که میشناختم رفتار نمیکنی .

249
00:20:05,160 --> 00:20:06,910
‫مگه نه ؟

250
00:20:13,460 --> 00:20:17,300
‫دلیلش همه این اتفاقات وحشتناکه .

251
00:20:19,380 --> 00:20:20,890
‫خانم اِلیا .

252
00:20:20,890 --> 00:20:25,430
‫تو گفتی که قدرت من باید مردم رو
‫‫خوشحال کنه ،مگه نه ؟

253
00:20:26,520 --> 00:20:28,390
‫کیا ، تمومش کن !

254
00:20:29,480 --> 00:20:30,900
‫تو نباید قدرتت رو نمایان کنی !

255
00:20:35,980 --> 00:20:37,150
‫ناپدید شو !

256
00:20:51,790 --> 00:20:52,960
‫لانا .

257
00:20:52,960 --> 00:20:55,800
‫دیگه نیازی نیست از چیزی بترسی .

258
00:20:56,170 --> 00:20:58,010
‫کی . . .

259
00:20:58,010 --> 00:21:00,010
‫شما ها دیگه کی هستین ؟

260
00:21:00,010 --> 00:21:01,180
‫لانا !

261
00:21:01,840 --> 00:21:03,510
‫بیا بریم خونه !

262
00:21:08,230 --> 00:21:09,230
‫تو . . .

263
00:21:10,440 --> 00:21:12,310
‫تو میخوای منو بکشی ؟

264
00:21:12,310 --> 00:21:14,900
‫لطفا اینکارو نکن ، التماست میکنم .

265
00:21:15,480 --> 00:21:17,230
‫کیا داره نگاه میکنه .

266
00:21:17,230 --> 00:21:19,490
‫لانا ، . . .

267
00:21:21,450 --> 00:21:24,780
‫حقیقت اینه که ،
‫‫من هرکاری از دستم برمیاد .

268
00:21:27,200 --> 00:21:28,790
‫ببخشید که اینو مثل یه راز نگه داشتم .

269
00:21:29,790 --> 00:21:33,540
‫ببخشید که نتونستم
‫‫زودتر شهرتو نجات بدم .

270
00:21:34,710 --> 00:21:37,550
‫ممکنه اون یه هیولا باشه .

271
00:21:37,550 --> 00:21:42,550
‫تو میخوای یه معلم
‫‫خوب و مهربون باشی ، مگه نه ؟

272
00:21:44,720 --> 00:21:45,720
‫لطفا

273
00:21:51,980 --> 00:21:53,060
‫لانا .

274
00:22:00,280 --> 00:22:01,360
‫امکان نداره .

275
00:22:02,280 --> 00:22:05,030
‫این معلم هرکاری که برای آسیب زدن بهت
‫‫لازم باشه رو انجام میده .

276
00:23:36,670 --> 00:23:38,750
‫

277
00:23:39,380 --> 00:23:40,840
‫قسمت 11










‫‫‫‫هنگام غروب خورشید

278
00:23:39,380 --> 00:23:40,840
‫قسمت 11










‫‫‫‫هنگام غروب خورشید

279
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
Amir Cooper     :مترجم

280
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
t.me/Amir_Cooper

281
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

282
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
@AioSub    |    @AioFilmcom

283
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
Amir Cooper     :مترجم

284
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
t.me/Amir_Cooper

285
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم

286
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
@AioSub    |    @AioFilmcom

287
00:23:40,840 --> 00:23:43,840

