﻿1
00:02:12,920 --> 00:02:17,470
سلطنت شاهزادگی لیچیا

2
00:10:54,280 --> 00:10:55,610
{\an8}‫مامان . . .

3
00:15:01,980 --> 00:15:05,910
{\an8}‫ایشورا
‫‫پادشاه اهریمنی مدعی

4
00:21:30,040 --> 00:21:32,170
{\an8}‫خب ، اشتباه نمیکردی

5
00:00:04,170 --> 00:00:07,010
‫پادشاه اهریمنی حقیقی مُرده 

6
00:00:07,010 --> 00:00:10,930
‫دشمن این جهان توسط یک نفر کشته شد 

7
00:00:10,930 --> 00:00:16,140
‫اما اکنون ، قدرت باقی مانده او به چند بخش تقسیم شده

8
00:00:16,140 --> 00:00:19,480
‫یک فرد عادی توانایی کنترلش رو نداره 

9
00:00:19,480 --> 00:00:22,230
‫صد ها  شورا 
‫‫شبیه به اهریمن ها 

10
00:00:23,770 --> 00:00:28,700
‫بزرگترین شهرجهان ، آرشیا در پی انتخاب یک قهرمانه 

11
00:00:29,450 --> 00:00:32,950
‫اون هم زمانی که رهبر ، سلطنت شاهزادگی لیچیا 

12
00:00:32,950 --> 00:00:38,080
‫تارن محتاط دنبال قانونی جدید ، و حکمفرمانی به وسیله ترسه 

13
00:00:51,680 --> 00:00:55,060
‫‫ایشورا

14
00:00:51,680 --> 00:00:55,060
‫‫ایشورا

15
00:02:09,050 --> 00:02:12,920
‫قسمت 11






‫‫‫‫هنگام غروب خورشید

16
00:02:09,050 --> 00:02:12,920
‫قسمت 11






‫‫‫‫هنگام غروب خورشید

17
00:02:45,170 --> 00:02:48,170
‫بزن به چاک ، یونو ، تالون دوردست ها .

18
00:02:49,460 --> 00:02:50,460
‫داکای . . .

19
00:02:51,050 --> 00:02:54,090
‫چته ؟ قول دادم که بیام کمکت کنم .

20
00:02:54,090 --> 00:02:57,090
‫چطور میتونی همچین حرفی بزنی ؟

21
00:02:57,090 --> 00:02:59,850
‫مگه الان ارتشت توی جنگ نیست ؟

22
00:03:00,510 --> 00:03:03,270
‫تو وقت داری که به امثال من کمک کنی ؟

23
00:03:03,270 --> 00:03:04,600
‫این ارتش من نیست .

24
00:03:05,190 --> 00:03:06,810
‫کار لیچیا تموم شده .

25
00:03:06,810 --> 00:03:09,020
‫دیگه نمیشه کاریش کرد .

26
00:03:09,020 --> 00:03:12,190
‫به هر حال ، من میخوام
‫‫به قولم عمل کنم .

27
00:03:13,940 --> 00:03:17,360
‫تقصیر تو نبود که
‫‫هیگواره تو رو اورد اینجا .

28
00:03:17,360 --> 00:03:19,450
‫تازه اون اوضاع ناگان هم هست .

29
00:03:20,280 --> 00:03:22,790
‫ممکنه من یه آدم شرور باشم ،

30
00:03:22,790 --> 00:03:24,910
‫ولی هیچوقت دروغ نگفتم .

31
00:03:24,910 --> 00:03:26,960
‫دهنتو ببند !

32
00:03:26,960 --> 00:03:31,210
‫چون که قدرتمندی ، اصلا برات مهم
‫‫نیست ، که شهرت داره نابود میشه .

33
00:03:31,210 --> 00:03:33,550
‫اصلا ناراحت یا عصبی نمیشی ؟

34
00:03:33,550 --> 00:03:35,760
‫نمیخوای تا نفس آخر مبارزه کنی ؟

35
00:03:36,470 --> 00:03:37,510
‫من خودم 

36
00:03:40,930 --> 00:03:43,770
‫حس میکنم که به عمق جهنم رفتم 

37
00:03:43,770 --> 00:03:46,600
‫فقط به خاطر اینکه یک نفر کشته شده 

38
00:03:47,640 --> 00:03:49,060
‫سوال خوبیه .

39
00:03:49,060 --> 00:03:51,560
‫من دیگه به چیزی اهمیت نمیدم .

40
00:03:51,560 --> 00:03:54,320
‫درسته که من از خانم تارن خوشم میومد .

41
00:03:55,070 --> 00:03:57,740
‫ولی تا وقتی که زنده هستم
‫‫مطمئنم که یکی دیگرو ملاقات میکنم .

42
00:03:57,740 --> 00:04:00,410
‫صبر کن ! داکای بد دهن !

43
00:04:00,410 --> 00:04:03,080
‫کار دیگه هست که برات انجام بدم ؟

44
00:04:03,080 --> 00:04:06,160
‫تو بهم گفتی که ، اگه میخوام
‫‫ازت انتقام بگیرم ؟

45
00:04:06,910 --> 00:04:09,580
‫از یونو به قلعه نوک تیز همچون تیر
‫‫انگشت اشاره به سمت ، ستاره شبکه ای

46
00:04:09,580 --> 00:04:10,880
‫جرقه های منفجره .

47
00:04:10,880 --> 00:04:12,210
‫بچرخید !

48
00:04:23,100 --> 00:04:24,760
‫واقعا میخوای با من بجنگی ؟

49
00:04:32,110 --> 00:04:34,520
‫کارت ، باید الان فرار کنی  ،

50
00:04:35,110 --> 00:04:36,530
‫خیلی کندی .

51
00:04:36,530 --> 00:04:39,700
‫رگنجی ، چرا . . .

52
00:04:41,450 --> 00:04:44,120
‫رگنجی ، این خون توئه ؟

53
00:04:44,120 --> 00:04:47,290
‫باورم نمیشه که تو باختی ،

54
00:04:47,870 --> 00:04:49,710
‫دیگه کار لیچیا تمومه .

55
00:04:49,710 --> 00:04:51,870
‫من به تارن بدهکارم .

56
00:04:51,870 --> 00:04:53,130
‫همینطور به دسته خودم .

57
00:04:55,630 --> 00:04:58,720
‫من تمام این مدت ازشون محافظت کردم .

58
00:04:59,300 --> 00:05:03,300
‫من اون دسته رو برپا کردم ،
‫‫و بعد رهبریشون کردم .

59
00:05:03,300 --> 00:05:06,060
‫یه مشت احمق بدردنخور .

60
00:05:06,060 --> 00:05:07,810
‫هر بلایی سرشون اومد حقشون بود .

61
00:05:08,390 --> 00:05:11,810
‫ولی الان دیگه همه چیز نابود شده 

62
00:05:12,730 --> 00:05:15,230
‫اما در آخر 

63
00:05:15,230 --> 00:05:18,070
‫در آخر من برنده شدم ، کارت 

64
00:05:18,740 --> 00:05:20,320
‫گنج من . . .

65
00:05:29,330 --> 00:05:31,080
‫فرار کن ، کارت .

66
00:05:31,080 --> 00:05:33,920
‫قبل از اینکه ارتش آرشیا به اینجا برسه .

67
00:05:33,920 --> 00:05:37,590
‫حداقل تو باید نجات پیدا بکنی .

68
00:05:37,590 --> 00:05:40,340
‫من در آخر پیروز میشم .

69
00:05:40,340 --> 00:05:42,760
‫آلوس دونده ستاره .

70
00:05:42,760 --> 00:05:44,590
‫حالا متوجه میشی .

71
00:05:45,180 --> 00:05:46,180
‫رگنجی . . .

72
00:05:50,770 --> 00:05:51,770
‫تکون نخور !

73
00:05:51,770 --> 00:05:52,850
‫

74
00:05:53,980 --> 00:05:55,310
‫امکان نداره .

75
00:05:55,900 --> 00:05:56,980
‫غیر ممکنه .

76
00:05:57,940 --> 00:05:59,110
‫تو کی هستی ؟

77
00:05:59,110 --> 00:06:03,110
‫من جنرال شیشم ، یکی
‫‫از مقام های رسمی آرشیا هستم .

78
00:06:03,110 --> 00:06:04,950
‫هارگنت ، مستحکم .

79
00:06:05,780 --> 00:06:07,780
‫من اومد اینجا تا دشمن متجاوز رو شکست بدم .

80
00:06:07,780 --> 00:06:10,120
‫به درخواست شهروند های
‫‫مِیج به اینجا اومدم .

81
00:06:10,120 --> 00:06:12,790
‫آرشیا . . . فهمیدم .

82
00:06:12,790 --> 00:06:15,630
‫پس واقعا همه چیز تموم شد .

83
00:06:18,710 --> 00:06:20,710
‫تو یه زندانی جنگ هستی ؟

84
00:06:20,710 --> 00:06:22,380
‫یا یه شهروندی ؟

85
00:06:29,970 --> 00:06:30,970
‫صبرکن !

86
00:06:30,970 --> 00:06:33,230
‫تو نباید ازش محافظت کنی !

87
00:06:33,230 --> 00:06:36,730
‫اون یه موجود وحشتناکه
‫‫که مردم رو سلاخی کرده .

88
00:06:36,730 --> 00:06:40,320
‫به عنوان عضوی از نژاد مینیان
‫‫باید نابودش کنم .

89
00:06:40,320 --> 00:06:42,030
‫رگنجی . . .

90
00:06:42,610 --> 00:06:44,900
‫دوست منه .

91
00:06:45,530 --> 00:06:48,700
‫اون از هر مینیا دیگه ای
‫‫بیشتر بهم کمک کرد .

92
00:06:48,700 --> 00:06:49,780
‫اون یه دوست عزیزه .

93
00:06:49,780 --> 00:06:51,450
‫تو هنوز

94
00:06:51,450 --> 00:06:53,790
‫یه دختر جوونی .

95
00:06:53,790 --> 00:06:56,580
‫تو نباید با همچین چیزایی
‫‫برای خودت مسئولیت بتراشی .

96
00:06:59,170 --> 00:07:00,590
‫لطفا .

97
00:07:00,590 --> 00:07:02,920
‫خیلی ها کشته شدن .

98
00:07:02,920 --> 00:07:04,590
‫خیلی .

99
00:07:04,590 --> 00:07:05,800
‫حقیقت اینه که ،

100
00:07:05,800 --> 00:07:09,640
‫من هیچ قصدی برای کشتن بقیه ندارم .

101
00:07:09,640 --> 00:07:10,890
‫پس لطفا ،

102
00:07:10,890 --> 00:07:12,640
‫میدونستم .

103
00:07:12,640 --> 00:07:14,810
‫فقط تظاهر به نادونی میکردم .

104
00:07:15,390 --> 00:07:16,640
‫تمام این مدت میدونستم

105
00:07:17,190 --> 00:07:19,770
‫که دارم چیکار میکنم .

106
00:07:19,770 --> 00:07:22,190
‫و اینکه رگنجی چجور موجودیه .

107
00:07:25,150 --> 00:07:26,200
‫صبرکن !

108
00:07:26,200 --> 00:07:29,700
‫تو همیشه فرشته من بودی !

109
00:07:30,280 --> 00:07:31,450
‫رگنجی !

110
00:07:33,540 --> 00:07:34,580
‫نه ! صبر کن !

111
00:07:35,160 --> 00:07:37,170
‫این دشمن نژاد مینیا هاست .

112
00:07:37,170 --> 00:07:39,330
‫دهنتو ببند ، آشغال .

113
00:07:39,330 --> 00:07:42,840
‫موجود ، ترسو خاک برسر .

114
00:07:42,840 --> 00:07:44,760
‫دیگه یه کلمه هم با کارت حرف نزن .

115
00:07:44,760 --> 00:07:45,920
‫اون

116
00:07:46,420 --> 00:07:47,970
‫یه وایورنه .

117
00:07:59,190 --> 00:08:00,190
‫

118
00:08:07,990 --> 00:08:09,070
‫کارت . . .

119
00:08:24,670 --> 00:08:26,670
‫رگنجی . . .

120
00:08:43,520 --> 00:08:45,440
‫به دوست من

121
00:08:46,030 --> 00:08:47,690
‫توهین نکن .

122
00:08:53,120 --> 00:08:55,450
‫آلوس . . . آلوس !

123
00:08:55,450 --> 00:08:56,910
‫آلوس !

124
00:08:56,910 --> 00:08:59,410
‫لعنت بهت !

125
00:09:00,000 --> 00:09:01,580
‫یه نفر همیشه به دوستش کمک میکنه .

126
00:09:02,460 --> 00:09:03,880
‫معلوم نیست ؟

127
00:09:06,050 --> 00:09:07,460
‫من میرم کمک بیارم .

128
00:09:14,720 --> 00:09:16,720
‫رگنجی . . .

129
00:09:42,210 --> 00:09:43,790
‫تو واقعا

130
00:09:44,670 --> 00:09:47,000
‫یه وایورن بودی .

131
00:10:21,250 --> 00:10:22,330
‫کیه ؟

132
00:10:23,500 --> 00:10:25,830
‫اگه بگم یه فرشتم
‫‫حرفمو باور میکنی ؟

133
00:10:26,630 --> 00:10:28,460
‫من به خاطر تو اومدم ، خانم جوان ،

134
00:10:28,460 --> 00:10:31,630
‫واقعا ؟ ممنونم .

135
00:10:32,210 --> 00:10:34,220
‫همون روز هم

136
00:10:34,220 --> 00:10:37,050
‫یک نفر آهنگ فرشته رو خوند .

137
00:10:40,260 --> 00:10:43,430
‫راستش ، یه چیزی هست

138
00:10:43,430 --> 00:10:46,190
‫که من همیشه آرزوش رو داشتم ،

139
00:10:46,190 --> 00:10:50,520
‫هرکسی حق نجات پیدا کردن رو داره .

140
00:10:50,520 --> 00:10:52,440
‫هر آرزویی که داری رو بگو ،

141
00:10:57,320 --> 00:10:59,240
‫مامان من . . .

142
00:11:11,550 --> 00:11:13,050
‫چند نفرو کشتم ؟

143
00:11:23,720 --> 00:11:26,810
‫این پایان مناسبیه ، برای
‫‫پادشاه اهریمن مدعی

144
00:11:26,810 --> 00:11:27,900
‫تارن .

145
00:11:28,980 --> 00:11:32,780
‫شالک ، تو هم زیاد کارکردی

146
00:11:32,780 --> 00:11:36,450
‫راستش کار خاصی نکردم ،

147
00:11:36,450 --> 00:11:37,660
‫خب ،

148
00:11:37,660 --> 00:11:40,320
‫اینطور بنظر نمیرسه .

149
00:11:40,320 --> 00:11:42,660
‫از شروع یه جنگ ویران کننده پشیمونی ؟

150
00:11:42,660 --> 00:11:43,830
‫اصلا .

151
00:11:44,580 --> 00:11:49,000
‫اگه یک نفر تصمیم میگیره که وارد جنگ بشه
‫‫باید قبلش شکست رو هم قبول داشته باشه .

152
00:11:49,750 --> 00:11:52,000
‫راستش ، نه . . .

153
00:11:53,880 --> 00:11:55,050
‫این یه دروغه .

154
00:11:55,720 --> 00:11:58,050
‫راستش ، من پشیمونم که نتونستم

155
00:11:58,050 --> 00:11:59,220
‫براشون خوشبختی بیارم .

156
00:11:59,220 --> 00:12:02,470
‫سرباز هایی که منو تحسین میکردن
‫‫مردم ، کارت .

157
00:12:03,600 --> 00:12:06,770
‫پشیمونم که من قبل از اینکه بتونم گناه کِشیدن
‫‫بقیه داخل این جنگ رو

158
00:12:06,770 --> 00:12:10,520
‫جبران کنم ، میمیرم .

159
00:12:10,520 --> 00:12:11,770
‫از ایده آل های توخالی پشیمونم .

160
00:12:12,360 --> 00:12:13,360
‫فهمیدم .

161
00:12:14,530 --> 00:12:18,110
‫به عنوان یه فرمانده .توانایی
‫‫برگزاری صلح رو نداشتم .

162
00:12:18,110 --> 00:12:21,570
‫چون تنها چیزی که بلدم
‫‫جنگ و مبارزست .

163
00:12:22,160 --> 00:12:23,330
‫نگرانش نباش .

164
00:12:23,330 --> 00:12:24,950
‫من هم مثل خودتم .

165
00:12:25,580 --> 00:12:28,080
‫تازه ، من با اینکه الان
‫‫مُردم ، هنوزم همونطوری هستم .

166
00:12:29,750 --> 00:12:31,580
‫شالک ، بُرنده صدا .

167
00:12:31,580 --> 00:12:33,840
‫تو دنبال اطلاعات برای
‫‫سرزمین پایانی بودی .

168
00:12:33,840 --> 00:12:37,050
‫جایی که پادشاه اهریمنی حقیقی
‫‫پایان خودشو به چشم دید ، درسته ؟

169
00:12:37,050 --> 00:12:38,130
‫درسته .

170
00:12:38,130 --> 00:12:39,970
‫بنظرت عجیب نیست ؟

171
00:12:39,970 --> 00:12:42,640
‫اینکه هیچکس نمیدونه
‫‫پادشاه اهریمنی حقیقی کیه ؟

172
00:12:42,640 --> 00:12:44,890
‫نه من ، نه تو .

173
00:12:44,890 --> 00:12:47,390
‫هیچوقت کسی راجبش حرف نزده .

174
00:12:47,890 --> 00:12:51,310
‫ولی همه میدونن که پادشاه اهریمنی

175
00:12:51,310 --> 00:12:53,110
‫چقدر ترسناک بود .

176
00:12:53,110 --> 00:12:54,610
‫ولی من مطمئنم ،

177
00:12:54,610 --> 00:12:58,570
‫زمانی میرسه که ما مطمئن بشیم .

178
00:12:59,150 --> 00:13:00,740
‫من خوندن بلد نیستم .

179
00:13:00,860 --> 00:13:03,120
‫پس یکی رو پیدا کن برات بخونه.

180
00:13:03,120 --> 00:13:06,040
‫من جوخه های جستجوگر داشتم که
‫‫چند بار سرزمین پایانی رو گشتن ،

181
00:13:06,040 --> 00:13:08,830
‫ولی هر دفعه بی نتیجه بوده .

182
00:13:09,410 --> 00:13:13,170
‫که یعنی یک هیولای خفته داخل اون سرزمین پنهان شده 

183
00:13:13,170 --> 00:13:14,840
‫ولی بازم ، توی اون سرزمین پنهان 

184
00:13:14,840 --> 00:13:18,170
‫ما موفق شدیم چند تامنطقه رو شناسایی کنیم 

185
00:13:18,920 --> 00:13:21,760
‫اما جسد اون قهرمان
‫‫و پادشاه اهریمنی

186
00:13:21,760 --> 00:13:23,590
‫هنوز پیدا نشده .

187
00:13:24,180 --> 00:13:26,600
‫همینارو باید میدونستم .

188
00:13:27,180 --> 00:13:30,390
‫شرط میبندم اگه بیشتر تلاش میکردم
‫‫خیلی بهتر میتونستم کمکت کنم .

189
00:13:31,100 --> 00:13:34,360
‫پاداشی بیشتر از این
‫‫نمیتونم بهت بدم .

190
00:13:37,820 --> 00:13:39,440
‫تو آزادی که هر جا میخوای ، بری .

191
00:13:39,990 --> 00:13:42,910
‫بعید میدونم برات خوب باشه ، اگه

192
00:13:42,910 --> 00:13:45,070
‫مردم بفهمن تو برای یکی مثل من
‫‫خدمت میکردی .

193
00:13:45,070 --> 00:13:46,240
‫درسته .

194
00:13:46,740 --> 00:13:50,580
‫حدس میزنم الان یکی پیدا میشه تا کارتو تموم کنه .

195
00:13:57,590 --> 00:13:59,590
‫قدرت فرمانروایی رو نداشتی .

196
00:13:59,590 --> 00:14:03,090
‫فکر میکردم فرمانروای خوبی بشی .

197
00:14:03,090 --> 00:14:05,510
‫من فرمانروا نیستم .

198
00:14:06,510 --> 00:14:07,680
‫من یه پادشاه اهریمنی هستم .

199
00:14:14,480 --> 00:14:18,320
‫میدونی ، بهتره سریع فرار کنی .

200
00:14:18,320 --> 00:14:20,650
‫خفه شو !

201
00:14:22,610 --> 00:14:25,870
‫میزنمت ، حتی اگه شده  یه مشت .

202
00:14:25,870 --> 00:14:27,320
‫جدی ؟

203
00:14:32,450 --> 00:14:34,790
‫خب مشتتم که زدی
‫‫دیگه تموم شد ؟

204
00:14:35,370 --> 00:14:38,960
‫سابقه نداشته انقدر
‫‫یه نفر رو تحمل کنم .

205
00:14:44,130 --> 00:14:47,140
‫بعید میدونم دوباره همدیگرو ببینیم ، یونو .

206
00:14:49,050 --> 00:14:50,060
‫صبرکن !

207
00:15:00,400 --> 00:15:01,480
‫هی .

208
00:15:10,990 --> 00:15:14,410
‫انگار بالاخره یه آدم بدردبخور رو پیدا کردم .

209
00:15:15,500 --> 00:15:16,670
‫از همون اول ،

210
00:15:17,500 --> 00:15:21,090
‫فکرشو نمیکردم بتونم یکی مثل
‫‫تو رو شکست بدم .

211
00:15:21,090 --> 00:15:22,920
‫من نمیتونم .

212
00:15:22,920 --> 00:15:24,010
‫فهمیدم .

213
00:15:24,010 --> 00:15:28,340
‫برام عجیب بود که از اون
‫‫تیرهای زیر آستینت استفاده کردی .

214
00:15:28,340 --> 00:15:32,930
‫فکر کردم شاید هنوز زنده باشه .

215
00:15:34,180 --> 00:15:36,440
‫و اینکه ممکنه به موقع برسه 

216
00:15:36,440 --> 00:15:38,850
‫و اینکه ممکنه تو منو نکشی 

217
00:15:40,060 --> 00:15:42,440
‫و اینکه اگه من بخوام باهات مبارزه کنم سعی میکنی بهم آسیب نزنی 

218
00:15:43,900 --> 00:15:46,400
‫سوجیرو با من سفر کرد 

219
00:15:46,400 --> 00:15:48,450
‫اون میتونه تیر های منو تشخیص بده

220
00:15:49,070 --> 00:15:51,490
‫میدونستم احتمالش کمه 

221
00:15:52,910 --> 00:15:55,830
‫من فقط میتونم این تیر ها رو پرتاب کنم .

222
00:15:56,410 --> 00:15:58,080
‫اسم دوم من

223
00:15:58,670 --> 00:16:00,670
‫یونو ، تالون دوردست هاست .

224
00:16:04,050 --> 00:16:06,380
‫خنده داره ، واقعا فوق العادست .

225
00:16:06,380 --> 00:16:07,630
‫باورم نمیشه

226
00:16:07,630 --> 00:16:10,140
‫این دختر تونست سر منو شیره بماله ،

227
00:16:10,140 --> 00:16:13,060
‫زندگی چه غافلگیری های باحالی داره .

228
00:16:13,060 --> 00:16:14,430
‫هی .

229
00:16:15,020 --> 00:16:16,680
‫الان وقت خندیدنه ،

230
00:16:16,680 --> 00:16:17,890
‫آره .

231
00:16:17,890 --> 00:16:21,980
‫مهمان .خیلی چیزها راجبت شنیدم .

232
00:16:21,980 --> 00:16:23,900
‫تو شمشیرزنی هستی که
‫‫به اون عنکبوت ضربه زد .

233
00:16:30,490 --> 00:16:32,740
‫انگار شمشیر خفنی دستته .

234
00:16:32,740 --> 00:16:35,540
‫تو که اصلا شبیه شمشیرزن ها نیستی .

235
00:16:35,540 --> 00:16:37,790
‫خوشم اومد .

236
00:16:37,790 --> 00:16:41,250
‫تو اولین کسی هستی که متوجه
‫‫این قضیه شد .

237
00:16:41,830 --> 00:16:44,500
‫مگه نرفتی تا خانم تارن رو بکشی ؟

238
00:16:44,500 --> 00:16:46,760
‫مگه کارت این نبود ؟

239
00:16:47,340 --> 00:16:48,760
‫از من نمیخواد سوال کنی .

240
00:16:48,760 --> 00:16:51,010
‫من فقط اومدم اینجا برای مبارزه .

241
00:16:51,590 --> 00:16:54,010
‫میخوام با یه چیز جدید بجنگم .

242
00:16:54,010 --> 00:16:56,350
‫چیزی که ارزش مبارزه داشته باشه .

243
00:16:56,350 --> 00:16:58,770
‫چیزی که فقط توی این دنیا وجود داره ‌.

244
00:16:59,350 --> 00:17:01,600
‫بهتر از اینه که برم دنبال
‫‫این یارو تارن .

245
00:17:01,600 --> 00:17:05,440
‫گفتم شاید اگه تیر های یونو رو دنبال
‫‫کنم اوضاع جالبتر بشه ،

246
00:17:05,440 --> 00:17:06,780
‫برای همین اومدم .

247
00:17:06,780 --> 00:17:08,030
‫سوجیرو .

248
00:17:08,780 --> 00:17:11,030
‫ازت خوشم نمیاد 

249
00:17:11,030 --> 00:17:12,280
‫ ولی بازم 

250
00:17:12,280 --> 00:17:14,370
‫بیا حرف زدن رو تموم کنیم .

251
00:17:14,370 --> 00:17:15,780
‫بریم سراغ مبارزه .

252
00:17:15,780 --> 00:17:17,370
‫عجله نکن .

253
00:17:17,370 --> 00:17:19,330
‫به هر حال یه نفرمون میمیره .

254
00:17:19,960 --> 00:17:23,040
‫بیا یه گپی راجب سرزمین
‫‫دوردست ها بزنیم ، سوجیرو .

255
00:17:23,040 --> 00:17:25,540
‫من خاطره خوبی از اونجا ندارم .

256
00:17:26,500 --> 00:17:30,050
‫غذاش مزخرف بود و مردم سعی داشتن منو بکشن 

257
00:17:30,050 --> 00:17:32,630
‫من فقط با یه مشت آدم ضعیف میجنگیدم 

258
00:17:33,890 --> 00:17:37,060
‫قبل از اینکه متوجهش بشم ،
‫‫سر از اینجا در اوردم .

259
00:17:37,060 --> 00:17:39,730
‫اره ، منم همینطور .

260
00:17:39,730 --> 00:17:42,560
‫همه این آدم ها کشته شدن
‫‫ولی برای من مهم نیست .

261
00:17:45,560 --> 00:17:49,320
‫هیچوقت احساس دلتنگی برای اون دنیا نداشتم 

262
00:17:49,320 --> 00:17:51,900
‫یا حتی احساس اینکه بخوام برگردم 

263
00:17:51,900 --> 00:17:55,820
‫شاید همه مهمان ها مثل ما همه جا غریبه هستن 

264
00:17:55,820 --> 00:17:58,080
‫ما همیشه تنهاییم چون خیلی قدرتمندیم 

265
00:17:58,910 --> 00:18:02,080
‫یه جوری حرف میزنی
‫‫انگار قدرت زیاد چیز بدیه .

266
00:18:03,250 --> 00:18:06,340
‫خیلی از مردم همچین فکری میکنن .

267
00:18:06,340 --> 00:18:08,840
‫ولی تنهایی یعنی آزادی .

268
00:18:08,840 --> 00:18:10,090
‫برای همینه

269
00:18:10,090 --> 00:18:13,180
‫که من از کسی که الان هستم راضیم .

270
00:18:13,180 --> 00:18:16,510
‫اگه دلیلی برای اومدن من
‫‫به این دنیا وجود داره .

271
00:18:16,510 --> 00:18:18,760
‫پس لابد دلیلش همینه .

272
00:18:19,810 --> 00:18:21,230
‫بکشش .

273
00:18:21,810 --> 00:18:23,190
‫من خودم میدونستم 

274
00:18:23,810 --> 00:18:25,980
‫که تا امروز کی رو باید مقصر میدونستم 

275
00:18:26,560 --> 00:18:28,570
‫مقصر خودم بودم 

276
00:18:28,570 --> 00:18:30,480
‫چون ضعیف بودم 

277
00:18:31,820 --> 00:18:32,990
‫ولی . . . 

278
00:18:32,990 --> 00:18:35,240
‫حتی اگه نفرت من نابه جا باشه

279
00:18:35,990 --> 00:18:38,160
‫همش برای نجات خودمه 

280
00:18:39,370 --> 00:18:41,330
‫بکشش ، سوجیرو !

281
00:18:41,330 --> 00:18:43,580
‫اگه هممون آزادیم که تصمیم گیری بکنیم .

282
00:18:43,580 --> 00:18:45,870
‫پس منم ازادم که دنبال انتقام بگردم .

283
00:18:45,870 --> 00:18:47,460
‫حتی اگه بی معنی باشه .

284
00:18:47,460 --> 00:18:49,550
‫حتی اگه یه آرزوی پلید باشه ،

285
00:18:49,550 --> 00:18:53,010
‫کسی نمیتونه منو قضاوت کنه ، مگه نه ؟

286
00:18:53,010 --> 00:18:54,260
‫درسته .

287
00:18:54,260 --> 00:18:58,010
‫پس یعنی تصمیمش با خودمه
‫‫که اینو بکشم یا نه .

288
00:18:58,010 --> 00:18:59,100
‫خدایا ،

289
00:18:59,100 --> 00:19:02,600
‫همین الان قصد داشتم
‫‫از اینجا برای همیشه برم ،

290
00:19:02,600 --> 00:19:04,770
‫خب ، نگران نباش .

291
00:19:04,770 --> 00:19:07,770
‫وقت زیاد داریم که من با تو بازی کنم .

292
00:19:14,360 --> 00:19:17,320
‫این دنیا همیشه آرزوی این اتفاق رو داشت 

293
00:19:17,910 --> 00:19:20,780
‫که یک نفر بیاد 

294
00:19:20,780 --> 00:19:22,790
‫و پادشاه اهریمنی حقیقی رو شکست بده 

295
00:19:22,790 --> 00:19:25,210
‫کسی که هیچکس نتونسته شکستش بده 

296
00:19:34,590 --> 00:19:36,050
‫بگیر که اومدم !

297
00:19:41,310 --> 00:19:42,720
‫هنوز نه 

298
00:19:42,720 --> 00:19:44,220
‫حالا 

299
00:19:45,730 --> 00:19:48,650
‫سریعترین شمشیر سحرآمیز 

300
00:19:48,650 --> 00:19:50,860
‫ضربه اول رو در هر مبارزه ای میزنه 

301
00:19:50,860 --> 00:19:57,950
‫البته ، اگه دست صاحبش در همون لحظه عقب باشه 

302
00:20:01,620 --> 00:20:03,790
‫حرکت همزمان .

303
00:20:03,790 --> 00:20:06,870
‫روشی استادانه ، حتی سریعتر از حمله های برق آسا 

304
00:20:07,460 --> 00:20:09,210
‫که در نا خود آگاه شکل میگیره 

305
00:20:09,210 --> 00:20:10,380
‫فهمیدم .

306
00:20:10,380 --> 00:20:11,630
‫آره .

307
00:20:11,630 --> 00:20:13,630
‫انگار واقعا خیلی قوی هستی .

308
00:20:13,630 --> 00:20:16,510
‫زندگی تو اینجاست .

309
00:20:16,510 --> 00:20:19,010
‫درست میگی ،ولی . . .

310
00:20:19,010 --> 00:20:22,600
‫ارزش واقعی این راهزن منحصر بفرد 

311
00:20:22,600 --> 00:20:24,930
‫به قدرت بینایی قوی خودش بستگی داره .

312
00:20:26,390 --> 00:20:29,350
‫حتی اگه یه شمشیرزن ماهر جلوش باشه 

313
00:20:29,350 --> 00:20:32,860
‫اون میتونه آینده رو پیش بینی کنه 

314
00:20:33,940 --> 00:20:36,030
‫اون همه چیز رو تشخیص میده 

315
00:20:36,030 --> 00:20:38,780
‫هم شرایطی که داخلشه هم افکار دشمنش رو 

316
00:20:38,780 --> 00:20:41,240
‫من همیشه برنده میشم .

317
00:20:41,240 --> 00:20:45,120
‫شمشیر راهزن ، بالاخره تونست از سبک شمشیرزنی یاگو پیشی بگیره

318
00:20:48,410 --> 00:20:50,790
‫این یارو 

319
00:20:51,830 --> 00:20:52,920
‫

320
00:20:52,920 --> 00:20:55,170
‫شمشیرش 

321
00:20:55,750 --> 00:20:56,920
‫با عقل جور در نمیاد 

322
00:20:56,920 --> 00:21:00,180
‫چطوری این شمشیر بدن اون عنکبوت رو زخمی کرد 

323
00:21:00,180 --> 00:21:02,800
‫بهت که گفتم تو مشتمه ،

324
00:21:02,800 --> 00:21:04,550
‫زندگیتو میگم !

325
00:21:04,550 --> 00:21:07,060
‫اون هیچوقت

326
00:21:07,060 --> 00:21:09,310
‫یه شمشیر سحرامیز نبود .

327
00:21:09,310 --> 00:21:12,060
‫بنظر میاد شمشیر خوبی دستته .

328
00:21:13,150 --> 00:21:16,570
‫یعنی همه اینارو پیش بینی کرده بود 

329
00:21:16,570 --> 00:21:20,070
‫چطور یه مهمان دیگه انقدر قویتره 

330
00:21:21,150 --> 00:21:23,820
‫باید چیکار کنم ؟ چکاری از دستم برمیاد 

331
00:21:23,820 --> 00:21:26,080
‫آخه چطوری شکستش میدادم 

332
00:21:27,540 --> 00:21:30,040
‫باورم نمیشه 

333
00:21:35,500 --> 00:21:37,800
‫تو واقعا یه شمشیر زن نیستی .

334
00:23:36,540 --> 00:23:38,540
‫

335
00:23:39,380 --> 00:23:40,960
‫قسمت 12










‫‫‫‫شورا

336
00:23:39,380 --> 00:23:40,960
‫قسمت 12










‫‫‫‫شورا

337
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
Amir Cooper     :مترجم

338
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
t.me/Amir_Cooper

339
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

340
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
@AioSub    |    @AioFilmcom

341
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
Amir Cooper     :مترجم

342
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
t.me/Amir_Cooper

343
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم

344
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
@AioSub    |    @AioFilmcom

345
00:23:40,960 --> 00:23:43,960

