﻿1
00:00:08,470 --> 00:00:10,470
‫پادشاه شیاطین حقیقی از بین رفته.

2
00:00:12,510 --> 00:00:15,770
‫دشمنِ دنیا که افق رو لبریز از وحشت کرد،

3
00:00:16,180 --> 00:00:17,730
‫توسط شخصی شکست خورد.

4
00:00:18,480 --> 00:00:20,440
‫تا به امروز،

5
00:00:20,770 --> 00:00:23,820
‫نام و وجود اون یگانه قهرمان در هاله‌ای از ابهام‌ـه.

6
00:00:24,190 --> 00:00:26,860
‫اکنون که روزگار وحشت به پایان رسیده،

7
00:00:27,280 --> 00:00:30,570
‫اون شخص بایستی انتخاب بشه.

8
00:02:21,600 --> 00:02:22,680
‫تارن-ساما!

9
00:02:23,180 --> 00:02:24,310
‫هوم؟

10
00:02:26,810 --> 00:02:28,270
‫چی می‌خوای، پسر جون؟

11
00:02:29,270 --> 00:02:31,320
‫شرمنده ولی نمی‌تونم هیچ آب‌نباتی بهت بدم.

12
00:02:31,650 --> 00:02:35,660
‫پدرم می‌گه شما همیشه خیلی بهش کمک می‌کنید.

13
00:02:35,990 --> 00:02:39,280
‫می‌گه مشتری‌هاش بیشتر شدن،
‫برای همین می‌خواستم ازتون تشکر کنم.

14
00:02:39,370 --> 00:02:40,410
‫هوم.

15
00:02:40,490 --> 00:02:41,490
‫عجب.

16
00:02:42,700 --> 00:02:47,210
‫اما این‌طور نیست که من شخصاً کمکی به پدرت کرده باشم.

17
00:02:47,290 --> 00:02:53,210
‫طرح نقشه‌هایی برای تضمین اینکه
‫ساکنین لیثیا در رنج به سر نمی‌برن شغل منه.

18
00:02:53,630 --> 00:02:54,720
‫واقعاً؟

19
00:02:55,090 --> 00:02:56,090
‫آره.

20
00:02:56,180 --> 00:02:59,600
‫درست مثل هر روز هفته باز کردن مغازه که شغل پدر توـه.

21
00:03:00,100 --> 00:03:02,470
‫اگه می‌خوای از کسی تشکر کنی، از پدرت تشکر کن.

22
00:03:03,060 --> 00:03:05,850
‫چـ ـ چیزه، ولی دست‌سازه‌ها...

23
00:03:06,480 --> 00:03:08,730
‫توی باشگاه بچه‌ها دست‌سازه‌ها رو یاد گرفتم.

24
00:03:10,480 --> 00:03:13,650
‫برای همین این رو واسه شما درست کردم، تارن-ساما.

25
00:03:14,240 --> 00:03:16,240
‫برای گذاشتن کش موهام عالیه.

26
00:03:16,650 --> 00:03:18,530
‫به خوبی ازش استفاده می‌کنم.

27
00:03:20,530 --> 00:03:22,370
‫با جدیت درس بخون، پسر جون.

28
00:03:22,450 --> 00:03:25,620
‫یه شهروند لیثیائی شایسته مثل پدرت شو.

29
00:03:25,710 --> 00:03:26,710
{\blur1.5\be1.5}‫چشم!

30
00:03:37,680 --> 00:03:38,970
‫تارنِ محفوظ،

31
00:03:39,890 --> 00:03:44,270
‫جنگ‌های زیادی رو به چشم دیده، و روزگاری
‫یکی از اعضای بیست‌ونه نفره مقامات آورتیا،

32
00:03:45,020 --> 00:03:46,940
‫ژنرال بیست‌وسوم بود.

33
00:03:49,150 --> 00:03:51,060
‫اون یه نخبه‌ی ممتاز بود،

34
00:03:51,150 --> 00:03:54,320
‫و علاوه بر ادبیات و هنرهای رزمی، در امور سیاسی هم سررشته داشت.

35
00:03:54,400 --> 00:03:58,820
‫وقتی پادشاه شیاطین حقیقی جان سپرد،
‫از آورتیا اعلام استقلال کرد.

36
00:03:59,410 --> 00:04:02,280
‫اون که هم‌اکنون به‌عنوان پادشاه شیاطین خودخوانده شناخته می‌شه،

37
00:04:02,370 --> 00:04:04,200
‫نیروی نظامی خودش رو در اختیار داره،

38
00:04:05,040 --> 00:04:07,460
‫و داره برای جنگ با آورتیا آماده می‌شه.

39
00:04:20,930 --> 00:04:23,220
‫جنگ با آورتیا در پیشه.

40
00:04:23,600 --> 00:04:25,810
‫باید فوراً تمهیدات لازم رو به عمل بیارم.

41
00:04:26,470 --> 00:04:28,810
‫این فرصتِ پیروزی رو به‌هیچ‌وجه از دست نمی‌دم.

42
00:04:41,700 --> 00:04:43,120
‫داکای،

43
00:04:43,200 --> 00:04:44,370
‫می‌دونم برگشتی.

44
00:04:44,450 --> 00:04:45,910
‫جل الخالق!

45
00:04:47,040 --> 00:04:48,500
‫از کجا فهمیدی؟

46
00:04:48,960 --> 00:04:50,500
‫صرفاً یه حدس بود.

47
00:04:51,080 --> 00:04:54,750
‫هردفعه که به دفتر برمی‌گردم این رو می‌گم.

48
00:04:54,840 --> 00:04:58,130
‫حالا که تونستم اون واکنشت ببینم،
‫گمونم ارزششو داشت.

49
00:04:58,720 --> 00:05:00,550
‫امان از دست تو،

50
00:05:00,630 --> 00:05:01,720
‫تارن-چان.

51
00:05:02,300 --> 00:05:05,260
‫چیزی رو که خواسته بودم از ناگان بیاری پیدا کردی؟

52
00:05:05,350 --> 00:05:07,100
‫پیدا نکرده بودم که برنمی‌گشتم.

53
00:05:09,850 --> 00:05:10,850
‫هوم.

54
00:05:10,940 --> 00:05:12,770
‫خودشه، نه؟

55
00:05:12,850 --> 00:05:15,480
‫بدون شک. ستاره سرد.

56
00:05:16,360 --> 00:05:19,530
‫نبوغت واقعاً‌ فوق‌العاده‌ست، داکای.

57
00:05:20,110 --> 00:05:22,450
‫خب، حالا چی هست؟

58
00:05:23,110 --> 00:05:27,540
‫یه شیء جادویی که پیش از دوره‌ی
‫پادشاه شیاطین حقیقی توی اسناد ثبت شده.

59
00:05:28,120 --> 00:05:30,620
‫حدسم این بود که پادشاه شیاطین خودخوانده کیازونا،

60
00:05:30,710 --> 00:05:33,290
‫برای نیرو بخشیدن به هزارتوی عظیم ازش استفاده می‌کرده.

61
00:05:33,370 --> 00:05:34,540
‫مثل اینکه حدسم درست بود.

62
00:05:35,080 --> 00:05:36,750
‫بعد از عبور از بلور مرکزی،

63
00:05:36,840 --> 00:05:40,920
‫نور خورشید تبدیل به نور منفجره شده که
‫حتی می‌تونسته یه شهر رو بمباران کنه.

64
00:05:42,130 --> 00:05:43,180
‫چه خطری.

65
00:05:43,260 --> 00:05:47,510
‫هیچ‌یک از چیزهایی که از جهان دوردست بیرون
‫انداخته شدن، طبع مسالمت‌آمیزی ندارن.

66
00:05:47,600 --> 00:05:49,180
‫شمشیرهای طلسم‌شده و اشیای جادویی...

67
00:05:49,270 --> 00:05:51,810
‫موجودات ناهنجاری که در جهان دوردست،

68
00:05:51,890 --> 00:05:54,600
‫جایی ندارن، به دنیای ما قدم می‌ذارن.

69
00:05:55,150 --> 00:05:56,440
‫من رو می‌گی؟

70
00:05:56,520 --> 00:05:59,820
‫تو که مطمئناً خودت رو یه موجود مسالمت‌آمیز درنظر نمی‌گیری؟

71
00:06:00,440 --> 00:06:01,780
‫یا دست کم اون شمشیر رو.

72
00:06:02,400 --> 00:06:05,320
‫تیغه‌ جادویی رازوکورت، که از این جهت که توی هر حمله‌ای،

73
00:06:05,410 --> 00:06:07,830
‫ابتکار عمل رو به دست می‌گیره به خودش می‌باله.

74
00:06:07,910 --> 00:06:10,200
‫اون هم از جهان دوردست بیرون انداخته شده، مگه نه؟

75
00:06:10,830 --> 00:06:11,830
‫احتمالاً.

76
00:06:11,910 --> 00:06:14,500
‫اشیای جادویی دیگه غیر از ستاره سرد چی؟

77
00:06:15,250 --> 00:06:16,880
‫وقت کردی دنبال اون‌ها هم بگردی؟

78
00:06:17,340 --> 00:06:18,420
‫آره.

79
00:06:18,500 --> 00:06:21,130
‫ولی چیز باارزش دیگه‌ای به چشمم نخورد.

80
00:06:21,210 --> 00:06:22,380
‫مشکلی نیست.

81
00:06:22,470 --> 00:06:26,180
‫ستاره سرد تنها چیزیه که بهش نیاز داشتم.

82
00:06:26,260 --> 00:06:29,560
‫آه، پس اشکالی نداره که گولم دانجن رو با خودم نیاوردم؟

83
00:06:30,100 --> 00:06:31,890
‫نمی‌دونم کی شکستش داده،

84
00:06:31,970 --> 00:06:33,890
‫ولی چرخ‌دنده‌ی مهمی به‌نظر می‌اومد.

85
00:06:33,980 --> 00:06:36,270
‫اون پادشاهان شیاطین خودخوانده دست همدیگه رو از پشت بستن.

86
00:06:36,850 --> 00:06:39,730
‫خیال می‌کردم تو شکستش دادی.

87
00:06:40,230 --> 00:06:43,240
‫خب، این یعنی فرد دیگه‌ای هم به قدرتمندی من وجود داره.

88
00:06:43,320 --> 00:06:44,320
‫یه گوشه از این دنیا.

89
00:06:45,820 --> 00:06:48,120
‫مُهر توی شونه‌ی راستش بود.

90
00:06:48,200 --> 00:06:49,200
‫درست می‌گم؟

91
00:06:49,950 --> 00:06:52,160
‫هنوز خبر دقیقی به گوشم نرسیده.

92
00:06:52,700 --> 00:06:55,420
‫آورتیا بقایا رو جمع‌آوری کرده.

93
00:06:56,000 --> 00:06:57,290
‫حیف شد که.

94
00:06:57,380 --> 00:07:00,420
‫دوست داشتم ببینم که از اون شمشیر استفاده می‌کنی.

95
00:07:00,500 --> 00:07:02,630
‫انتظاراتتم ازم خیلی بالاست.

96
00:07:02,710 --> 00:07:04,470
‫من که شمشیرزن نیستم.

97
00:07:04,550 --> 00:07:07,640
‫اما، حالا که شی‌ء جادویی‌ای که می‌خواستم رو به‌دست آوردی،

98
00:07:07,720 --> 00:07:10,300
‫باید کار دیگه‌ای بهت محول کنم.

99
00:07:11,100 --> 00:07:12,560
‫الان نزدیک دو ماهه که،

100
00:07:12,640 --> 00:07:15,600
‫کاروان‌های تجاری که به لیثیا
‫رفت‌وآمد دارن مورد حمله قرار می‌گیرن.

101
00:07:16,390 --> 00:07:18,810
‫احتمالاً کار راهزن‌هاییه که آورتیا فرستاده.

102
00:07:19,400 --> 00:07:20,570
‫درموردش شنیدم.

103
00:07:20,650 --> 00:07:23,780
‫اما مگه وظیفه‌ی محافظت از آسمون‌های لیثیا به‌عهده‌ی رگنجی نیست؟

104
00:07:24,320 --> 00:07:26,320
‫یه‌مشت راهزن نباید هیچ خطری داشته باشن.

105
00:07:26,900 --> 00:07:29,950
‫اگه محموله‌مون رو در راه لیثیا بدزدن،

106
00:07:30,030 --> 00:07:32,700
‫دراین‌صورت حتی یه ارتش از وایورن‌ها هم نمی‌تونن بهمون کمک کنن.

107
00:07:32,790 --> 00:07:35,120
‫این راهزن‌هایی که مدام اطراف لیثیا سروکله‌شون پیدا می‌شه،

108
00:07:35,200 --> 00:07:36,960
‫مشکل دیگه‌ای به‌وجود میارن.

109
00:07:38,830 --> 00:07:40,920
‫یه مشکل بزرگ؟

110
00:07:41,420 --> 00:07:45,800
‫دشمن با استفاده از این راهزن‌ها
‫اقدامات‌مون رو زیر نظر داره.

111
00:07:46,340 --> 00:07:49,140
‫مثلاً‌ زمانی که رهگیری وایورن‌ها کمی به تأخیر بیفته،

112
00:07:49,220 --> 00:07:52,050
‫یا زمانی که یه محموله‌ی مهم جابه‌جا می‌شه.

113
00:07:52,140 --> 00:07:57,020
‫پس لب کلامت اینه که فکر می‌کنی یه‌نفر
‫داره این اطلاعات رو بهشون لو می‌ده؟

114
00:07:57,100 --> 00:07:58,440
‫آره.

115
00:07:58,520 --> 00:08:01,650
‫کسی رو که برای آورتیا خبرچینی می‌کنه پیدا و دستگیرش کن.

116
00:08:01,860 --> 00:08:04,780
‫می‌تونی از اون شمشیرت به نحو احسن استفاده کنی.

117
00:08:05,320 --> 00:08:08,110
‫به نحو احسن استفاده کنم...

118
00:08:09,030 --> 00:08:12,530
‫خیال می‌کردم بهت گفتم که یه شمشیرزن نیستم.

119
00:08:28,170 --> 00:08:29,720
‫بعدش، این خبر رو به آورتیا برسون-

120
00:08:29,800 --> 00:08:31,840
‫-آقایون، یه‌لحظه وقت دارید؟
‫-هان؟

121
00:08:36,470 --> 00:08:37,980
‫البته، چه امری داشتید؟

122
00:08:38,060 --> 00:08:39,690
‫اگه گوشت دودی می‌خواید-

123
00:08:39,770 --> 00:08:42,860
‫چندتا راهزن یه‌راست اومدن جلوی شهر.

124
00:08:43,560 --> 00:08:45,860
‫برای فرستادن جاسوس بود؟

125
00:08:47,360 --> 00:08:50,990
‫شما که دنبال نقاط ضعف سیستم دفاع هوایی ما نبودید، مگه نه؟

126
00:08:51,570 --> 00:08:54,200
‫در بحبوحه‌ی بلبشو، از یه تاجر خواستید که شما رو برسونه،

127
00:08:54,280 --> 00:08:56,490
‫و مستقیم به لیثیا نفوذ کردین.

128
00:08:56,580 --> 00:09:00,710
‫خودتون رو تاجرهایی جا زدید که از
‫جای دیگه‌ای می‌اومدن و بهشون حمله شده.

129
00:09:02,880 --> 00:09:07,300
‫آه، اگه خودتون رو تاجر معرفی می‌کنید،
‫پس گمونم بیشتر از این‌ها باشید.

130
00:09:07,670 --> 00:09:12,260
‫حدسم اینه که یه‌سری‌هام جاسوسی ساختمان فرماندهی رو می‌کنن.

131
00:09:15,100 --> 00:09:16,100
‫اوه؟

132
00:09:25,980 --> 00:09:27,230
‫چهار تیرانداز.

133
00:09:27,320 --> 00:09:29,360
‫سه‌تای دیگه قایم شدن.

134
00:09:29,440 --> 00:09:31,110
‫سرجمع می‌شن هفت‌نفر.

135
00:09:33,320 --> 00:09:36,490
‫به دام انداختنِ دشمن...
‫یه منطقه‌ی جغرافیایی مناسب برای تک‌تیراندازی...

136
00:09:36,580 --> 00:09:38,660
‫اینام دژشون این‌مدلی‌ـه؟

137
00:09:38,740 --> 00:09:39,830
‫می‌دونستم.

138
00:09:46,090 --> 00:09:48,590
‫سرویس مخفی آورتیا، ها؟

139
00:09:48,670 --> 00:09:50,010
‫کارتون درسته.

140
00:09:57,100 --> 00:09:58,310
‫چهار شلیک تا اینجای کار.

141
00:09:58,390 --> 00:10:00,890
‫همه‌ی تیراندازها دارن خشاب اسلحه‌هاشون رو پر می‌کنن.

142
00:10:15,950 --> 00:10:17,450
‫خب، دیگه کی مونده؟

143
00:10:18,080 --> 00:10:20,370
‫یک، دو، و سه تای دیگه.

144
00:10:20,450 --> 00:10:21,500
‫پنج‌تا؟

145
00:10:24,250 --> 00:10:25,460
‫می‌مونه چهارتا.

146
00:10:32,920 --> 00:10:34,590
‫حتی فکر فرار هم به سرت نزنه.

147
00:10:34,680 --> 00:10:35,680
‫نمی‌تونی.

148
00:10:36,260 --> 00:10:40,140
‫اگه ترتیب شما دوتا رو هم بدم، فقط یه‌نفر می‌مونه.

149
00:10:41,810 --> 00:10:44,560
‫نظرتون چیه؟ باید هردوتون رو بکشم؟

150
00:10:45,810 --> 00:10:46,940
‫من تسلیم می‌شم.

151
00:10:47,020 --> 00:10:48,980
‫اگه قراره رحم کنی، بذار زنده بمونه.

152
00:10:49,070 --> 00:10:50,150
‫و ـ‌ ولی...

153
00:10:50,230 --> 00:10:53,150
‫تو حریف این شمشیرزن نمی‌شی. این یارو-

154
00:10:56,780 --> 00:11:01,580
‫سعی دارید با اتلاف وقت و التماس برای
‫نجات جونتون، واسه رفیق‌تون که هنوز داخله زمان بخرید؟

155
00:11:01,660 --> 00:11:04,330
‫با این حقه‌ها آشنام.

156
00:11:06,420 --> 00:11:09,130
‫هیچ دلیلی نداره که بذارم اون هم زنده بمونه.

157
00:11:09,960 --> 00:11:12,510
‫همه‌چیز روی این چند برگ کاغذ ثبت شده، درسته؟

158
00:11:13,090 --> 00:11:15,420
‫از اون یارو که تازه کشتمش دزدیدمش.

159
00:11:15,510 --> 00:11:17,090
‫مـ ـ مقاومت نمی‌کنم!

160
00:11:17,180 --> 00:11:19,930
‫پس خواهشاً، به‌عنوان یه شمشیرزن رحم کن!

161
00:11:20,010 --> 00:11:21,390
‫نه، راه نداره.

162
00:11:26,690 --> 00:11:28,810
‫چون‌ من یه شمشیرزن نیستم.

163
00:11:29,360 --> 00:11:30,770
‫یه سارقم.

164
00:11:34,570 --> 00:11:36,110
‫داکایِ زاغی.

165
00:11:36,570 --> 00:11:40,160
‫یه موجود ناهنجار که جایی توی جهان دوردست نداره.

166
00:11:40,740 --> 00:11:44,160
‫یه بازدیدکننده که وارد این دنیا شده...

167
00:11:44,750 --> 00:11:48,250
‫اون کسی‌ـه که می‌تونه با هوشیاری
‫حتی جلوی سرعت گلوله‌ها رو هم بگیره،

168
00:11:48,330 --> 00:11:51,590
‫و دید فوق‌العاده قوی و یه شمشیر طلسم‌شده داره.

169
00:11:52,250 --> 00:11:55,970
‫کسی که از قدرت بینش عمیقی بهره‌منده،

170
00:11:56,050 --> 00:11:58,800
‫تا به تنهایی هزارتوهای نفوذناپذیری رو تسخیر کنه.

171
00:11:59,470 --> 00:12:02,470
‫کسی که در بحرانی‌ترین لحظات غارت می‌کنه،

172
00:12:02,560 --> 00:12:06,850
‫و انگشت‌هایی با حدأکثر دقت و سرعت خدادادی داره.

173
00:12:07,350 --> 00:12:10,100
‫با بی‌اعتنایی لجام‌گسیخته نسبت به قانون،

174
00:12:10,190 --> 00:12:13,860
‫آن‌سوی مرزهای دنیای خودش سرقت می‌کنه.

175
00:12:20,990 --> 00:12:23,240
‫خب، حالا چیکار می‌کنی،

176
00:12:23,660 --> 00:12:24,740
‫آورتیا؟

177
00:12:25,160 --> 00:12:29,960
‫اون یه سارقه. یه مینیا.
‫اون داکایِ زاغی‌ـه.

178
00:12:54,150 --> 00:12:56,150
‫همه‌ی افراد، به صف شید.

179
00:12:56,570 --> 00:12:57,610
‫به من نگاه کنید.

180
00:13:00,740 --> 00:13:02,200
‫بی‌معطلی بهتون می‌گم.

181
00:13:02,280 --> 00:13:04,780
‫ما اینجائیم تا حکم مرگ یه موجود فاسد رو اجرا کنیم.

182
00:13:05,370 --> 00:13:09,120
‫احتمالاً‌ درمورد اون شهروند لیثیائی که امروز گم شد، شنیدید.

183
00:13:09,660 --> 00:13:11,540
‫یه بچه‌ی مینیان.

184
00:13:11,620 --> 00:13:13,630
‫نُه‌ساله. یه دختر بچه.

185
00:13:14,080 --> 00:13:16,880
‫احتمال می‌دم یکی از شما چیزی درموردش می‌دونه.

186
00:13:19,300 --> 00:13:21,050
‫درسته!

187
00:13:21,130 --> 00:13:24,220
‫کار معاون فرمانده لوکوِل از واحد چریکی شرقی بود!

188
00:13:24,300 --> 00:13:26,140
‫ا ـ‌ اون یه بچه رو خورد!

189
00:13:26,760 --> 00:13:28,600
‫مـ ـ من خودم دیدمش.

190
00:13:29,020 --> 00:13:30,310
‫حقیقت داره!

191
00:13:36,190 --> 00:13:40,190
‫ما بیشتر از حد لازم غذا دریافت می‌کنیم،

192
00:13:40,280 --> 00:13:43,490
‫و درعوض موظفیم از شهروندهای لیثیا محافظت کنیم.

193
00:13:43,570 --> 00:13:45,240
‫قرارمون اینه.

194
00:13:46,450 --> 00:13:48,620
‫بذارید به زبون ساده بهتون بگم، احمق‌ها.

195
00:13:49,250 --> 00:13:51,040
‫خوردنِ شهروندهای لیثیا،

196
00:13:51,120 --> 00:13:54,670
‫و از دست دادن اعتماد تارنِ محفوظ،

197
00:13:54,750 --> 00:14:00,130
‫یه اقدام خیانت‌آمیز شنیع و ناگواره که
‫منجر به تلف شدن تمام گروه‌مون از گرسنگی می‌شه!

198
00:14:00,840 --> 00:14:03,630
‫معاون فرمانده لوکوِل از واحد چریکی شرقی.

199
00:14:04,260 --> 00:14:06,140
‫برای دفاع از خودت چیزی داری بگی؟

200
00:14:09,640 --> 00:14:11,890
‫باورم نمی‌شه لوکوِل همچین کاری کرده.

201
00:14:15,100 --> 00:14:17,400
‫از رگنجی به باد لیثیا.

202
00:14:17,480 --> 00:14:19,400
‫دیسک آینه‌ی وارونه. خورشید رشته‌ای!

203
00:14:19,980 --> 00:14:20,990
‫بدرخش!

204
00:14:24,950 --> 00:14:26,450
‫چرا من؟

205
00:14:26,530 --> 00:14:28,830
‫فکر کردی می‌تونی سرم رو شیره بمالی؟

206
00:14:29,410 --> 00:14:30,580
‫آشغال!

207
00:14:32,290 --> 00:14:35,960
‫خوب چشماتو باز کن! ببین چه بلایی سر کسایی که از قوانین تخطی می‌کنن میاد!

208
00:14:38,170 --> 00:14:43,590
‫ بلا استثناء هر آشغالی که شهروندهای لیثیا رو بخوره، محکوم به مرگ می‌شه!

209
00:14:43,670 --> 00:14:46,550
‫محکوم به مرگ می‌شه، محکوم به مرگ!

210
00:14:49,640 --> 00:14:54,560
‫سال پیش... این آشغال سال پیش به گروه‌مون ملحق شد.

211
00:14:54,640 --> 00:14:56,690
‫درست تربیتش نکردم.

212
00:14:56,770 --> 00:15:00,570
‫تمام اون‌هایی که باهاش هم‌دوره بودن،
‫گزارشِ تجدید آمادگی می‌دن.

213
00:15:00,650 --> 00:15:02,740
‫هیچکس حق نداره دوباره قوانین رو دور بزنه.

214
00:15:02,820 --> 00:15:04,700
‫دیگه نباید تکرار شه!

215
00:15:15,000 --> 00:15:17,290
‫من گله‌ی اون آشغال‌ها رو رهبری می‌کنم.

216
00:15:17,710 --> 00:15:20,750
‫باید یه سروگردن از هر وایورن‌ دیگه‌ای بالاتر باشم.

217
00:15:21,420 --> 00:15:23,590
‫از گله فرار نمی‌کنم.

218
00:15:36,850 --> 00:15:39,270
‫کسانی که واقعاً قوی‌ان، دیگران رو رهبری می‌کنن.

219
00:15:39,860 --> 00:15:43,570
‫مسئولیت جان هرچند افرادی رو که بتونن گردن می‌گیرن.

220
00:15:55,620 --> 00:15:57,410
‫امروز هوا آفتابی‌ـه.

221
00:15:57,500 --> 00:16:01,790
‫رگنجی صبح زود رفت و هنوز برنگشته.

222
00:16:02,500 --> 00:16:04,800
‫جدیداً به‌نظر خیلی سرش شلوغه.

223
00:16:05,260 --> 00:16:07,170
‫زیرلب داری چی ور ور می‌کنی؟

224
00:16:08,090 --> 00:16:09,300
‫رگنجی؟

225
00:16:09,390 --> 00:16:11,180
‫آره، خودمم.

226
00:16:11,760 --> 00:16:13,600
‫امروز هم اعزام شدید؟

227
00:16:13,680 --> 00:16:16,730
‫تازه از تعقیب چندتا راهزن آشغال برگشتم.

228
00:16:16,810 --> 00:16:19,690
‫وقت ندارم مثل تو هر روزمو به یللی تللی بگذرونم.

229
00:16:20,310 --> 00:16:21,730
‫داشتم یه خاطره می‌نوشتم.

230
00:16:22,310 --> 00:16:27,570
‫شنیدم اشراف‌زاده‌هایی که نوشتن بلدن،
‫هر روز توی کتاب‌هایی مثل این وقایع اون‌ روزشون رو ثبت می‌کنن.

231
00:16:27,650 --> 00:16:33,080
‫اگه منم این‌کارو بکنم، همیشه حرف‌هامون رو یادم می‌مونه.

232
00:16:34,410 --> 00:16:36,330
‫چرت‌وپرت نگو.

233
00:16:36,410 --> 00:16:39,460
‫با دو چشم نابینا چطوری می‌خوای بنویسی؟

234
00:16:41,080 --> 00:16:43,460
‫این چالشی‌ـه که اخیراً ازش لذت می‌برم.

235
00:16:48,170 --> 00:16:50,220
‫بیرون هوا هنوز روشنه، نه؟

236
00:17:03,190 --> 00:17:05,190
‫-اوه.
‫-بهم دست نزن.

237
00:17:06,610 --> 00:17:08,690
‫حتی نمی‌تونم غافلگیرت کنم، نه؟

238
00:17:08,780 --> 00:17:09,950
‫یه جغله مثل تو؟

239
00:17:10,030 --> 00:17:14,320
‫تو حتی اگه یه عمر هم تلاش می‌کردی، هیچوقت نمی‌تونستی بهم دست بزنی.

240
00:17:14,830 --> 00:17:16,950
‫شاید حق با تو باشه.

241
00:17:17,040 --> 00:17:19,620
‫باید دنبال راه دیگه‌ای باشم.

242
00:17:23,880 --> 00:17:26,880
‫رگنجی، بودن در لیثیا رو دوست داری؟

243
00:17:26,960 --> 00:17:28,710
‫خودت چی؟

244
00:17:28,800 --> 00:17:30,510
‫حتی نمی‌تونی ببینیش.

245
00:17:30,590 --> 00:17:31,590
‫دوستش دارم.

246
00:17:31,680 --> 00:17:33,260
‫زیباست.

247
00:17:33,340 --> 00:17:34,890
‫چه احمقانه.

248
00:17:34,970 --> 00:17:36,310
‫بهت حسودیم می‌شه.

249
00:17:43,150 --> 00:17:45,940
‫امروز نمی‌خوای آواز بخونی؟

250
00:17:46,020 --> 00:17:49,030
‫کلی خواننده‌ی دیگه هستن که
‫بهتر از من آواز می‌خونن.

251
00:17:49,860 --> 00:17:52,030
‫ولی من می‌خوام صدای آواز خوندن تو رو بشنوم.

252
00:17:53,160 --> 00:17:54,240
‫که اینطور؟

253
00:18:10,760 --> 00:18:13,380
‫حتی الان که همه‌چیز تموم شده،

254
00:18:13,470 --> 00:18:18,310
‫شاید هیچکسی هیچ‌کجای دنیا نباشه که،

255
00:18:18,390 --> 00:18:20,970
‫هویت پادشاه شیاطین حقیقی رو درست بدونه.

256
00:18:22,140 --> 00:18:25,310
‫پادشاه شیاطین حقیقی چه کسی بود؟

257
00:18:25,400 --> 00:18:28,320
‫ پادشاه شیاطین حقیقی با زادگاه اون چیکار کرد؟

258
00:18:28,400 --> 00:18:30,820
‫کارته هیچوقت نتونست ببینه.

259
00:18:30,900 --> 00:18:36,910
‫اما بعد از اون وحشت توصیف‌ناپذیر، سوی چشم‌هاش رو از دست داد.

260
00:18:37,660 --> 00:18:43,160
‫با این حال، یک دختر، و یک وایورن تن به جنون ندادن.

261
00:18:43,790 --> 00:18:45,750
‫کارته باور داره.

262
00:18:45,830 --> 00:18:50,800
‫که آهنگ سوررئالی که در تاریکی به گوشش خورد،

263
00:18:50,880 --> 00:18:54,220
‫چیزیه که اون‌ها رو از جنون حفظ کرد.

264
00:19:01,560 --> 00:19:02,850
‫هی، رگنجی.

265
00:19:03,730 --> 00:19:06,060
‫سر لیثیا چی میاد؟

266
00:19:06,650 --> 00:19:08,270
‫خودت چی؟

267
00:19:08,900 --> 00:19:11,820
‫قصد داری همین‌جا توی لیثیا بمونی؟

268
00:19:13,990 --> 00:19:16,450
‫خب مامانم فرمانروای لیثیاست.

269
00:19:19,700 --> 00:19:21,490
‫مردم قراره بمیرن.

270
00:19:21,580 --> 00:19:23,750
‫قراره جنگی آغاز شه.

271
00:19:23,830 --> 00:19:26,420
‫حقیقت داره. این چیزها رو متوجه می‌شم.

272
00:19:26,960 --> 00:19:29,960
‫حتی اگه اینطور نباشه، نمی‌تونم تو رو ول کنم و برم، رگنجی.

273
00:19:31,420 --> 00:19:36,220
‫اگه واقعاً‌ جنگی آغاز شه، نادون‌هایی مثل تو اول از همه می‌میرن.

274
00:19:36,800 --> 00:19:38,590
‫آره، حق با توـه.

275
00:19:40,300 --> 00:19:41,470
‫آه.

276
00:19:41,560 --> 00:19:43,890
‫کی قراره بیخیال شی، فس‌فسو؟

277
00:19:43,970 --> 00:19:46,350
‫ایش، چی می‌شه یه‌کوچولو دست بزنم؟

278
00:19:46,440 --> 00:19:47,640
‫گرفتمت!

279
00:19:47,730 --> 00:19:49,350
‫بـ ـ‌ بس کن احمق!

280
00:19:49,440 --> 00:19:51,110
‫اگه زمین بخوری و خودتو زخمی کنی چی؟

281
00:19:55,030 --> 00:19:56,400
‫می‌شه دوباره آواز بخونم؟

282
00:19:56,490 --> 00:20:00,070
‫بفرما. هرکاری می‌خوای بکن.

283
00:20:01,280 --> 00:20:03,580
‫هی، رگنجی، می‌دونی؟

284
00:20:04,200 --> 00:20:07,000
‫در آغازِ دنیا، یه فرشته وجود داشت.

285
00:20:07,080 --> 00:20:10,330
‫فرشته و خالق همه‌چیز رو باهم آفریدن.

286
00:20:10,420 --> 00:20:13,090
‫به اون افسانه باور داری؟

287
00:20:13,170 --> 00:20:17,090
‫آره. فرشته‌ها آواز رو دوست دارن.

288
00:20:17,590 --> 00:20:19,970
‫فنون کلام از آوازها شکل می‌گیره.

289
00:20:21,760 --> 00:20:24,140
‫کاش می‌شد یه فرشته بودی، رگنجی.

290
00:20:42,450 --> 00:20:44,700
‫اون فرمانروای گروهی‌ـه که آزادانه پرواز می‌کنن،

291
00:20:44,830 --> 00:20:49,500
.‫و حرف اول رو در آسمون بی‌کران دنیا می‌زنن

292
00:20:50,080 --> 00:20:54,130
‫کسی که به یه گله‌ی نترس و کاملاً مطیع فرمان می‌ده،

293
00:20:54,210 --> 00:20:58,510
‫طوری که انگار یه موجود زنده‌ی واحدن.

294
00:20:59,050 --> 00:21:01,800
‫کسی که با هوش جنگی سرشارش،

295
00:21:01,890 --> 00:21:06,350
‫خودش رو قاطعانه در مرکز یه ملت جای داده.

296
00:21:25,200 --> 00:21:30,960
‫اون یه فرمان‌ـه. یه وایورن.
‫اون رگنجی بال‌های غروب‌ـه.

297
00:23:04,760 --> 00:23:06,470
‫وضعیت از این قراره.

298
00:23:07,840 --> 00:23:10,430
‫به محض اینکه تماسی دریافت کردی، راه بیفت.

299
00:23:15,850 --> 00:23:17,940
‫نه، یه‌لحظه صبر کن.

300
00:23:18,650 --> 00:23:21,940
‫من وظیفه دارم یه‌چیزی رو تحویل بدم، نه اینکه کلک کسی رو بکنم.

301
00:23:24,400 --> 00:23:27,610
‫و شنیدم باری هم که حمل می‌کنم، تاحدودی حیاتی‌ـه.

302
00:23:29,070 --> 00:23:31,080
‫خب، مطمئنم چیزی نمی‌شه.

303
00:23:31,790 --> 00:23:34,370
‫هرچی نباشه، یه فرشته همراهم دارم.

304
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
CWThierry
<font size="50">AnimeList Translation Team</font>

305
00:02:03,040 --> 00:02:05,920
‫لیثیا شاهزاده‌نشین جدید

306
00:02:18,510 --> 00:02:20,640
‫مینیا
‫تارنِ‌ محفوظ

307
00:04:08,290 --> 00:04:09,290
‫قسمت سوم

308
00:04:09,370 --> 00:04:12,210
‫داکای زاغی و رگنجی بال‌های غروب

309
00:04:14,550 --> 00:04:16,970
‫دژ مرکزی لیثیا

310
00:23:01,000 --> 00:23:03,970
‫آورتیا
‫جایی در حومه شهر

311
00:23:38,750 --> 00:23:39,750
‫بعدی: قسمت 4

312
00:23:39,840 --> 00:23:41,000
‫نیهیلو رم گردبادی و کیا کلام دنیا

