﻿1
00:00:06,170 --> 00:00:08,430
‫پادشاه اهریمنی حقیقی مرده 

2
00:00:10,140 --> 00:00:13,850
‫دشمن این دنیا که افق رو پر از ترس کرده بود 

3
00:00:13,850 --> 00:00:15,850
‫توسط یک نفر کشته شد 

4
00:00:16,770 --> 00:00:19,100
‫تا به امروز 

5
00:00:19,100 --> 00:00:22,230
‫هیچکس از اسم یا وجود اون قهرمانِ تنها خبر نداره 

6
00:00:23,360 --> 00:00:26,150
‫اکنون دوره ترس به پایان رسیده 

7
00:00:26,860 --> 00:00:30,200
‫و اون فرد باید انتخاب بشه 

8
00:00:45,210 --> 00:00:49,090
‫ایشورا

9
00:00:45,210 --> 00:00:49,090
‫ایشورا

10
00:02:03,040 --> 00:02:06,920
‫قسمت 4






‫‫نیهیلو ، لگده گردآبی‫‫و کیا ، لغتِ دنیوی

11
00:02:03,040 --> 00:02:06,920
‫قسمت 4






‫‫نیهیلو ، لگده گردآبی‫‫و کیا ، لغتِ دنیوی

12
00:02:03,040 --> 00:02:06,920
‫قسمت 4






‫‫نیهیلو ، لگده گردآبی‫‫و کیا ، لغتِ دنیوی

13
00:02:06,920 --> 00:02:10,960
آرشیا - ‫‫زندان مرکزی

14
00:02:17,140 --> 00:02:20,430
‫ارباب هیدو ، یکسری اطلاعات جدید
‫‫از پایگاهمون داخل شهر مِیج رسیده ،

15
00:02:20,430 --> 00:02:25,230
‫ای بابا ، مگه مشکلات جدید قلمرو شاهزاده
‫‫تو حیطه تخصصی منه ؟

16
00:02:25,230 --> 00:02:26,310
‫بله قربان .

17
00:02:26,310 --> 00:02:29,650
‫وزیر سوم امروز صبح خبرمون کرد .

18
00:02:30,230 --> 00:02:31,360
‫جِلکی مگه نه ؟

19
00:02:31,730 --> 00:02:34,900
‫هنوز داره انقدر تند و تیز  کار میکنه ؟

20
00:02:34,900 --> 00:02:36,410
‫خیلی خب ، گزارش چیه ؟

21
00:02:36,410 --> 00:02:40,490
‫ارتباط عادی بین ۱۰ تا از
‫‫مامورین مخفیمون ، متوقف شده .

22
00:02:41,080 --> 00:02:43,620
‫همش توی یه روز اتفاق افتاد . . .

23
00:02:43,620 --> 00:02:45,790
‫حتما مقرشونو ، محاصره کردن .

24
00:02:45,790 --> 00:02:48,500
‫کسی از بینشون زنده نموند ؟

25
00:02:48,500 --> 00:02:50,550
‫نه قربان ، هیچکس .

26
00:02:51,170 --> 00:02:53,510
‫همشون مامورین درجه یکی بودن
‫‫که زیر دستور وزیر هفدهم بودن .

27
00:02:53,880 --> 00:02:54,970
‫

28
00:02:57,140 --> 00:02:59,970
‫به چند نفر نیاز داری ؟

29
00:03:00,470 --> 00:03:02,430
‫برای این جوخه تاکتیکی ،

30
00:03:02,930 --> 00:03:04,930
‫من ۶۴ نفر از جوخه ۱۶م رو میخوام .

31
00:03:05,310 --> 00:03:06,900
‫احتمالا به تک تیرانداز هم نیاز داشته باشم .

32
00:03:06,900 --> 00:03:08,940
‫خانم  اِلیا جریان میدونه ؟

33
00:03:08,940 --> 00:03:10,020
‫خانم اِلیا ؟

34
00:03:10,020 --> 00:03:12,070
‫وزیر هفدهم .

35
00:03:12,070 --> 00:03:13,990
‫اِلیا ، نشانه قرمز .

36
00:03:13,990 --> 00:03:16,450
‫اون رهبر جوخه تاکتیکیه .

37
00:03:16,450 --> 00:03:19,530
‫باید اول به اون گزارش بدی ، نه من .

38
00:03:19,990 --> 00:03:23,540
‫البته شنیدم که اون الان ، برای
‫‫یه عملیاتی ، مامور مخفی شده .

39
00:03:23,540 --> 00:03:24,620
‫بله ، قربان .

40
00:03:25,000 --> 00:03:28,830
‫بنظر میرسه توی منطقی قرار داره که
‫‫نمیشه ارتباط رادیویی باهاش برقرار کرد .

41
00:03:28,830 --> 00:03:32,130
‫برای همین تصمیم گرفتم به شما بگم
‫‫چون الان شما ارشد ما هستین .

42
00:03:32,130 --> 00:03:33,670
‫ارشد ؟

43
00:03:33,670 --> 00:03:34,760
‫بیخیال .

44
00:03:34,760 --> 00:03:37,260
‫من که هنوز رسما انتخاب نشدم .

45
00:03:37,260 --> 00:03:38,680
‫درسته ، ولی . . .

46
00:03:42,310 --> 00:03:46,100
‫پسر ، اینجا هرکس ، هرکاری دلش
‫‫بخواد انجام میده .

47
00:03:46,100 --> 00:03:48,810
‫بنظرتون مامور های مخفی بیشتری بفرستیم ؟

48
00:03:48,810 --> 00:03:51,980
‫اینکار فقط باعث مرگشون میشه .

49
00:03:51,980 --> 00:03:53,860
‫باید یه چیز دیگه رو امتحان کنیم .

50
00:03:54,980 --> 00:03:57,650
‫به سمت شرق پایگاه شهر مِیج

51
00:03:57,650 --> 00:04:00,410
‫یه زمین فروریخته ای وجود داره که توسط یه جویبار بوجود اومده 

52
00:04:00,870 --> 00:04:03,450
‫افرادتو ببر اونجا تا مستقر بشن 

53
00:04:04,040 --> 00:04:05,790
‫من اون زمینو میشناسم .

54
00:04:05,790 --> 00:04:08,460
‫ولی خیلی با پایگاه فاصله داره .

55
00:04:08,460 --> 00:04:11,290
‫موقعیت مناسبی برای دفاع نیست .

56
00:04:11,290 --> 00:04:13,250
‫ازش برای حمله استفاده میکنیم .

57
00:04:13,250 --> 00:04:16,460
‫اون وایورن های لعنتی ، نمیتونن
‫‫اونجا مارو پیدا کنن .

58
00:04:16,460 --> 00:04:20,050
‫فردا یه سری مهندس نظامی براتون میفرستم .

59
00:04:20,260 --> 00:04:21,340
‫متوجه شدم .

60
00:04:21,590 --> 00:04:22,600
‫راستی ،

61
00:04:23,260 --> 00:04:25,890
‫راجب آزادیه نیهیلو ،

62
00:04:25,890 --> 00:04:27,310
‫ارباب هیدو ،

63
00:04:27,310 --> 00:04:29,020
‫شما این موقعیت کنترل میکنید ؟

64
00:04:29,020 --> 00:04:31,600
‫حتما ، از سر راه برو کنار .

65
00:04:41,240 --> 00:04:42,990
‫میدونم که بیداری ، نیهیلو .

66
00:04:49,460 --> 00:04:50,870
‫نگران نباش .

67
00:04:50,870 --> 00:04:52,380
‫بیدارم .

68
00:04:52,380 --> 00:04:55,210
‫ظاهرا ۱۰ نفر از مامور های مخفی که
‫‫زیر نظر قلمرو شاهزاده بودن ،

69
00:04:55,210 --> 00:04:57,550
‫همشون توی یه روز کشته شدن .

70
00:04:57,550 --> 00:04:58,920
‫جالبه .

71
00:04:58,920 --> 00:05:00,880
‫چند نفرو نیاز داری ؟

72
00:05:01,970 --> 00:05:03,050
‫یک نفر .

73
00:05:03,590 --> 00:05:06,680
‫نیهیلو ، لگده گردآبی 

74
00:05:06,970 --> 00:05:11,520
‫این دختر به تنهایی یه ارتش آرشیا رو شکست داد

75
00:05:22,490 --> 00:05:23,820
‫یا بهتر بگم ،

76
00:05:24,620 --> 00:05:26,410
‫یک نفر و یک موجود .

77
00:05:26,410 --> 00:05:28,910
‫طبق گزارش های فعلی 

78
00:05:28,910 --> 00:05:31,790
‫اون ترسناکترین اسلحه زیستیه دنیاست 

79
00:05:31,790 --> 00:05:34,790
ایتا منطقه جنگلی

80
00:05:47,600 --> 00:05:50,310
مینیا
‫‫وزیر هفدهم اِلیا، نشانه قرمز

81
00:05:52,140 --> 00:05:53,900
‫مادرِ مادربزرگم میگفت‌ ،

82
00:05:54,940 --> 00:05:58,690
‫که زیبایی استعدادیه که توسط یه فرشته ، موقع تولدمون بهمون داده میشه 

83
00:05:59,940 --> 00:06:00,940
‫ولی 

84
00:06:02,320 --> 00:06:03,910
‫فکر نکنم درست باشه 

85
00:06:07,080 --> 00:06:10,200
‫زیبایی همراه با استعداد و سخت کوشی بوجود میاد 

86
00:06:11,080 --> 00:06:14,580
‫نیاز به نگهداری ظریف و پایدار داره 

87
00:06:20,300 --> 00:06:21,340
‫یاویکا ؟

88
00:06:21,840 --> 00:06:22,840
‫

89
00:06:22,840 --> 00:06:23,930
‫خانم اِلیا !

90
00:06:23,930 --> 00:06:25,220
‫ولی چرا ؟

91
00:06:25,220 --> 00:06:27,470
‫فکر کردم برگشتین به آرشیا .

92
00:06:31,770 --> 00:06:33,980
‫بدن شما خیلی زیباست .

93
00:06:33,980 --> 00:06:35,850
‫اینطوری فکر میکنی ؟

94
00:06:36,350 --> 00:06:37,480
‫ممنونم .

95
00:06:42,740 --> 00:06:44,950
‫الان دیگه درسا تمومه ،

96
00:06:44,950 --> 00:06:47,280
‫ولی من تا فردا توی روستا هستم .

97
00:06:47,280 --> 00:06:49,740
‫گفتم قبل از اینکه برم ، یه حموم برم .

98
00:06:49,740 --> 00:06:50,830
‫درسته !

99
00:06:51,240 --> 00:06:52,660
‫کیا هم تا فردا اینجا میمونه ؟

100
00:06:52,660 --> 00:06:53,750
‫البته .

101
00:06:53,750 --> 00:06:57,000
‫وقتی که خواستیم بریم ، میاد با همتون
‫‫خداحافظی میکنه .

102
00:06:57,000 --> 00:06:58,880
‫خانم اِلیا ،

103
00:06:58,880 --> 00:06:59,960
‫یه چیزی بهم یاد بده .

104
00:06:59,960 --> 00:07:01,380
‫یه درس خصوصی برای خودم .

105
00:07:01,380 --> 00:07:03,210
‫به گمونم چاره دیگه ای ندارم .

106
00:07:03,880 --> 00:07:05,970
‫خیلی خب ، اما درست باید از هنر کلمات باشه .

107
00:07:05,970 --> 00:07:07,300
‫نمیخوام الکی سرگیجه بگیری .

108
00:07:07,300 --> 00:07:08,390
‫هورااا !

109
00:07:10,890 --> 00:07:14,350
‫در هنر کلمات ، چهار سیستم اصلی داریم .

110
00:07:14,890 --> 00:07:17,440
‫با اینکه الف ها ، فرق
‫‫بینشون رو درست نمیفهمن .

111
00:07:17,440 --> 00:07:18,860
‫ولی در مرکز . . .

112
00:07:19,310 --> 00:07:21,940
‫در تدریس مینیایی ، این
‫‫قضیه خیلی مهم نیست .

113
00:07:21,940 --> 00:07:23,110
‫میدونم !

114
00:07:23,110 --> 00:07:25,110
‫هنر حرارتی داریم ، هنر صنعتی داریم ،

115
00:07:25,110 --> 00:07:26,360
‫و . . .

116
00:07:26,780 --> 00:07:27,820
‫دیگه چی بود ؟

117
00:07:27,820 --> 00:07:29,490
‫آفرین !

118
00:07:29,490 --> 00:07:31,330
‫تو دوتاشونو بلدی .

119
00:07:31,330 --> 00:07:33,330
‫خودت یادشون گرفتی ؟

120
00:07:33,330 --> 00:07:36,250
‫نه ! همسایمون مویا بهم یاد داد .

121
00:07:36,870 --> 00:07:39,210
‫سه تا شونو بلد بودم ، ولی یادم رفت .

122
00:07:39,210 --> 00:07:40,960
‫بزار ببینم . . .

123
00:07:41,960 --> 00:07:43,670
‫هنر حرارتی ، هنر صنعتی ،

124
00:07:43,670 --> 00:07:45,720
‫هنر فشار و هنر زندگی ،

125
00:07:45,720 --> 00:07:47,130
‫این ها چهارتا سیستم هستن .

126
00:07:47,130 --> 00:07:48,380
‫

127
00:07:48,380 --> 00:07:49,590
‫حالا یادم اومد !

128
00:07:51,220 --> 00:07:52,810
‫چه شاگرد خوبی هستی !

129
00:07:54,810 --> 00:07:57,100
‫تو هنر حرارتی درک میکنی ، مگه نه ؟

130
00:07:57,690 --> 00:08:01,810
‫همونیه که مامانت همیشه توی
‫‫آشپزخونه ازش استفاده میکنه .

131
00:08:01,810 --> 00:08:03,070
‫من هم میتونم ازش استفاده کنم !

132
00:08:03,070 --> 00:08:04,150
‫

133
00:08:04,730 --> 00:08:09,030
‫پس دفعه بعدی که اومدم ،
‫‫باید برام یه چیزی بپزی !

134
00:08:09,030 --> 00:08:11,160
‫حتما ! بسپاریدش به خودم .

135
00:08:11,990 --> 00:08:13,620
‫خب ، حالا برای هنر فشار . . .

136
00:08:13,620 --> 00:08:15,500
‫از اِلیا به دریای ایتا .

137
00:08:15,500 --> 00:08:16,830
‫حشره بی پر . . .

138
00:08:16,830 --> 00:08:19,250
‫برگ افتاده ، خار نرم ، پرواز کن .

139
00:08:20,670 --> 00:08:22,460
‫شرمنده !

140
00:08:22,460 --> 00:08:24,670
‫من خیلی توی هنر فشار ماهر نیستم .

141
00:08:24,670 --> 00:08:26,880
‫مهم نیست ، من خوبم !

142
00:08:27,470 --> 00:08:28,930
‫ولی کار کرد ، مگه نه ؟

143
00:08:28,930 --> 00:08:31,180
‫حرکت دادن وسایل ، و هوا کردنشون

144
00:08:31,760 --> 00:08:33,600
‫هنر فشار یعنی همین .

145
00:08:33,930 --> 00:08:34,930
‫مثلا

146
00:08:34,930 --> 00:08:38,310
‫تا حالا دیدی که یه تیری که از کمان پرتاب شده وسط راه ، مسیرشو عوض کنه ؟

147
00:08:38,310 --> 00:08:39,480
‫آره !

148
00:08:39,480 --> 00:08:40,900
‫البته فکر کنم . . .

149
00:08:40,900 --> 00:08:43,560
‫وقتی که هنر فشار رو یاد بگیری . . .

150
00:08:43,560 --> 00:08:46,230
‫تو حتی میتونی به آسمون پرواز کنی ،

151
00:08:46,230 --> 00:08:48,190
‫حتی اگه واسه یه لحظه هم باشه .

152
00:08:48,190 --> 00:08:49,610
‫شگفت انگیزه .

153
00:08:49,610 --> 00:08:51,860
‫پس هنر صنعت چی ؟

154
00:08:52,450 --> 00:08:54,370
‫خیلی خب ، تماشا کن .

155
00:08:55,160 --> 00:08:56,660
‫از اِلیا به آب های ایتا .

156
00:08:56,660 --> 00:08:58,250
‫۱۲ استخوان ، سطح اقیانوس

157
00:08:58,250 --> 00:09:00,040
‫خاکستر های پایان ، ایست .

158
00:09:06,960 --> 00:09:08,050
‫وای !

159
00:09:08,880 --> 00:09:09,880
‫یخ ؟

160
00:09:10,510 --> 00:09:13,430
‫بنظرت واقعا یخه ؟

161
00:09:17,180 --> 00:09:20,390
‫گرمه ، ولی یخ نیست ، آخه چجوری ؟

162
00:09:20,390 --> 00:09:23,100
‫از هنر صنعت برای تغییر شکل استفاده میشه .

163
00:09:23,600 --> 00:09:26,110
‫درست مثل وقتی که یه درخت
‫‫تبدیل به یه وسیله میکنیم .

164
00:09:26,110 --> 00:09:29,490
‫میتونیم اینجوری به آب داغ شکل بدیم .

165
00:09:29,490 --> 00:09:30,650
‫شگفت انگیزه !

166
00:09:38,490 --> 00:09:39,950
‫فقط یکی دیگه مونده .

167
00:09:39,950 --> 00:09:41,160
‫هنره زندگی .

168
00:09:41,160 --> 00:09:43,920
‫در اصل ، این هنر
‫‫تخصص دکترهاست .

169
00:09:44,540 --> 00:09:47,170
‫کسایی هستن که زخم ها و مریضی هاتو
‫‫درمان میکنن مگه نه ؟

170
00:09:47,170 --> 00:09:49,170
‫مامان بزرگ مینچ اینکارارو انجام میده .

171
00:09:49,800 --> 00:09:51,420
‫ولی جدیدا ،

172
00:09:51,420 --> 00:09:52,800
‫خیلی بلایی سرم نمیاد .

173
00:09:52,800 --> 00:09:53,880
‫فهمیدم .

174
00:09:54,390 --> 00:09:58,890
‫ولی مهم نیست چقدر مامان بزرگ مینچ با استعداد باشه ، به هر حال اون نمیتونه زخم هامو خوب بکنه

175
00:09:58,890 --> 00:10:00,520
‫زخم های یه نژاد غریبه ،

176
00:10:00,520 --> 00:10:02,440
‫میدونی چرا ؟

177
00:10:02,440 --> 00:10:03,730
‫

178
00:10:04,770 --> 00:10:08,020
‫اگه با یه نفر زیادی وقت نگذرونده باشی ،

179
00:10:08,020 --> 00:10:10,740
‫نمیتونی درک درستی از کلمات برای
‫‫اجرای هنر کلمات داشته باشی .

180
00:10:11,280 --> 00:10:12,990
‫همین اتفاق برای ، باد ، آب

181
00:10:12,990 --> 00:10:14,950
‫آهن و درخت هم میافته .

182
00:10:14,950 --> 00:10:17,120
‫یعنی بین ما هم کار نمیکنه ؟

183
00:10:17,120 --> 00:10:18,200
‫نه .

184
00:10:18,200 --> 00:10:22,120
‫البته ، آب خیلی مطیعه
‫‫و با عنصر های دیگه فرق داره .

185
00:10:22,120 --> 00:10:24,710
‫فقط ۶ ماهه که من اومدم اینجا .

186
00:10:24,710 --> 00:10:27,210
‫ولی حتی من هم میتونم
‫‫از هنر کلمات استفاده کنم .

187
00:10:27,210 --> 00:10:30,460
‫بزار یه چیز دیگه بهت یاد بدم
‫‫که با هنر زندگی میتونی ازش استفاده کنی .

188
00:10:31,050 --> 00:10:32,670
‫از اِلیا به آب های ایتا ،

189
00:10:32,670 --> 00:10:34,590
‫گودال درخت خم شده ،

190
00:10:34,590 --> 00:10:36,640
‫تپه ای از رگ های تاریک ، منحل بشید .

191
00:10:38,550 --> 00:10:39,930
‫یه لیس بزن .

192
00:10:41,850 --> 00:10:43,560
‫شیرینه !

193
00:10:43,560 --> 00:10:45,520
‫بر عکس هنر صنعت ،

194
00:10:45,520 --> 00:10:47,940
‫که شکل اجسام تغییر میده ،

195
00:10:47,940 --> 00:10:50,570
‫هنر زندگی خاصیتشونو تغییر میده .

196
00:10:50,570 --> 00:10:53,490
‫تو حتی میتونی آبو تبدیل به شراب بکنی .

197
00:10:53,490 --> 00:10:54,700
‫واقعا ؟

198
00:10:55,530 --> 00:10:58,370
‫وقتی از مامانبزرگ میچ پرسیدم که
‫‫چرا میتونه زخم هارو درمان کنه ،

199
00:10:58,870 --> 00:11:00,700
‫اون گفت که ، میتونم دیگه ؛

200
00:11:01,290 --> 00:11:03,450
‫اِلف ها خیلی توی هنر زندگی ماهرن .

201
00:11:03,450 --> 00:11:05,330
‫پس منطقیه .

202
00:11:05,750 --> 00:11:08,540
‫من توی هنر های زندگی هم خیلی خوبم .

203
00:11:08,540 --> 00:11:09,710
‫واقعا !

204
00:11:10,290 --> 00:11:12,380
‫پس هروقت زخمی شدم ، منو درمان کن .

205
00:11:12,380 --> 00:11:13,710
‫البته .

206
00:11:13,710 --> 00:11:16,470
‫آخجون .

207
00:11:17,130 --> 00:11:18,260
‫ولی 

208
00:11:20,430 --> 00:11:22,970
‫استعداد واقعی من یه چیز دیگست

209
00:11:29,980 --> 00:11:32,110
‫این پایان درسمونه .

210
00:11:32,900 --> 00:11:34,610
‫وقتی که برگشتم ،

211
00:11:34,610 --> 00:11:36,860
‫- .کارمونو ادامه میدیم
‫‫- .چشم

212
00:11:37,490 --> 00:11:38,780
‫میشه یه چیزی بهتون بگم ؟

213
00:11:38,780 --> 00:11:40,530
‫البته که میشه ، چی شده ؟

214
00:11:42,870 --> 00:11:44,120
‫هی !

215
00:11:44,120 --> 00:11:45,330
‫خیلی دوستون دارم !

216
00:11:46,250 --> 00:11:48,080
‫حتی اگه به آرشیا برگردی !

217
00:11:49,170 --> 00:11:52,960
‫آره ، منم دوست دارم یاویکا !

218
00:11:52,960 --> 00:11:56,380
‫راستی خوب سینه های بزرگی هم داری !

219
00:11:56,380 --> 00:11:59,090
‫چه ربطی به حرفامون داره آخه .

220
00:12:02,050 --> 00:12:03,510
‫عجب جونوری هستی .

221
00:12:04,100 --> 00:12:06,390
‫حتی اگه واسه مدت کمی هم باشه 

222
00:12:06,390 --> 00:12:09,770
‫که من بتونم دلیل اومدنم به این روستا رو فراموش کنم 

223
00:12:10,600 --> 00:12:12,480
‫هیچوقت نمیتونم به یاویکا 

224
00:12:12,480 --> 00:12:13,940
‫دلیل واقعی رو بگم .

225
00:12:15,030 --> 00:12:18,950
‫ایشورا
‫‫این دنیا هیچ زبان عادی ندارد .

226
00:12:26,950 --> 00:12:29,580
‫کی فگرشو میکرد که مینیان ها
‫‫انقدر حمومشون طول میکشه .

227
00:12:31,040 --> 00:12:32,130
‫کیا ؟

228
00:12:32,130 --> 00:12:35,500
‫تازه تو کل این مدت ، یاویکا رو هم
‫‫پیش خودت تو حموم نگه داشتی  .

229
00:12:35,500 --> 00:12:36,960
‫استاد اَفعی .

230
00:12:36,960 --> 00:12:40,800
‫نباید روی کسی از این اسما بزاری ، کیا .

231
00:12:40,800 --> 00:12:42,090
‫ولی حقیقتو میگم .

232
00:12:42,090 --> 00:12:43,970
‫تو توی خونه یه آدم شلخته ای .

233
00:12:43,970 --> 00:12:45,720
‫ولی بیرون که میای ، خودتو خاص جلوه میدی .

234
00:12:47,310 --> 00:12:48,600
‫این حرفا مهم نیست .

235
00:12:48,600 --> 00:12:50,730
‫تو اون بالا چیکار میکنی ؟

236
00:12:50,730 --> 00:12:54,150
‫منتظر بودم بیای بیرون
‫‫تا برم حموم کنم .

237
00:12:54,150 --> 00:12:55,730
‫ولی خیلی طولش دادی .

238
00:12:57,230 --> 00:12:59,530
‫استفاده از کلمات دنیوی
‫‫واسه فوضولی کردن ، کار خوبی نیست .

239
00:12:59,530 --> 00:13:02,660
‫فکر کردی من کیم ؟ این کار خیلی زشتیه .

240
00:13:02,660 --> 00:13:03,870
‫من این بالا میتونم آرامش داشته باشم .

241
00:13:03,870 --> 00:13:05,740
‫چون حشره ای اون بالا نیست .

242
00:13:06,330 --> 00:13:08,910
‫تو هم میخواستی درس منو یاد بگیری ؟

243
00:13:09,330 --> 00:13:11,790
‫نه ! از درس خوندن متنفرم !

244
00:13:11,790 --> 00:13:13,500
‫ای کارا خوراک یاویکائه عجیب و غریبه .

245
00:13:16,750 --> 00:13:18,880
‫منو بزار پیش استاد .

246
00:13:28,100 --> 00:13:29,100
‫حالا برگرد .

247
00:13:35,820 --> 00:13:36,980
‫میتونی این هم پس بگیری .

248
00:13:37,820 --> 00:13:38,900
‫ممنون .

249
00:13:41,950 --> 00:13:45,320
‫کلمات دنیوی هم نیاز به شناخت شئ هدف دارن 

250
00:13:45,780 --> 00:13:47,950
‫و هم یه طلسم خاص 

251
00:13:47,950 --> 00:13:50,500
‫تا بتونه کلمات رو وارد روح جسم بکنه 

252
00:13:50,500 --> 00:13:51,580
‫البته 

253
00:13:51,580 --> 00:13:53,540
‫یه استثنا برای این قوانین وجود داره 

254
00:13:53,540 --> 00:13:54,920
‫فقط یه استثنا 

255
00:13:54,920 --> 00:13:59,090
‫هنر کلمات کیا ، به تنهایی همه این قوانین زیر پا میزاره 

256
00:13:59,760 --> 00:14:01,130
‫کیا ؟

257
00:14:01,760 --> 00:14:05,090
‫واسه هر کار جزئی نباید
‫‫از قدرتت استفاده کنی .

258
00:14:05,090 --> 00:14:06,390
‫قدرت تو . . .

259
00:14:06,390 --> 00:14:10,270
‫یه استعداده ، که باعث خوشحالی
‫‫بقیه میشه ؟

260
00:14:11,600 --> 00:14:13,440
‫همیشه این حرفو میزنی .

261
00:14:13,440 --> 00:14:16,060
‫قدرت تو خیلی خاص .

262
00:14:16,730 --> 00:14:19,400
‫پس اگه بخوای برای کارهای عادی
‫‫ازش استفاده کنی ، خیلی خسته کننده میشه .

263
00:14:19,400 --> 00:14:20,690
‫

264
00:14:21,650 --> 00:14:24,700
‫تا وقتی که از زندگیم لذت ببرم
‫‫عادی بودن برام کافیه .

265
00:14:25,110 --> 00:14:27,580
‫چیزی که اینجا عادیه
‫‫بیرون از ایتا عادی نیست .

266
00:14:28,160 --> 00:14:30,950
‫تو مستقیم میری به یه
‫‫مدرسه در آرشیا .

267
00:14:31,500 --> 00:14:34,580
‫ولی مگه قرار نیست به جای آرشیا
‫‫بریم به لیچیا ؟

268
00:14:34,580 --> 00:14:36,830
‫توی لیچیا هم اوضاع همینه .

269
00:14:36,830 --> 00:14:38,250
‫اونجا نه تنها الف داره ،

270
00:14:38,250 --> 00:14:40,550
‫بلکه دورف و لپرکان ( جن کوچیک افسانه های ایرلندی ) هم داره .

271
00:14:40,550 --> 00:14:42,510
‫چی ! همچین نژادهایی اونجا وجود داره ؟

272
00:14:42,510 --> 00:14:43,590
‫بله .

273
00:14:43,590 --> 00:14:47,090
‫پس دید مردم نسبت بهت
‫‫باید برات مهم باشه .

274
00:14:47,680 --> 00:14:49,760
‫مردم ممکنه حرفای بدی راجبت بزنن .

275
00:14:51,020 --> 00:14:53,480
‫اصلا برام مهم نیست !

276
00:14:53,480 --> 00:14:54,810
‫من میتونم باهاشون روبرو بشم .

277
00:14:54,810 --> 00:14:56,770
‫تنها کاری که باید بکنم ، اینه که کلمه " بمیر " به زبون بیارم .

278
00:14:57,770 --> 00:14:59,060
‫و اونا هم بعدش میمیرن .

279
00:15:04,860 --> 00:15:05,860
‫کیا !

280
00:15:11,830 --> 00:15:12,910
‫خانم اِلیا !

281
00:15:12,910 --> 00:15:14,000
‫خانم اِلیا !

282
00:15:14,000 --> 00:15:16,080
‫سلام .

283
00:15:16,080 --> 00:15:19,080
‫صبح بخیر یاویکا ،

284
00:15:19,080 --> 00:15:20,170
‫تو هم همینطور ،شِن

285
00:15:20,170 --> 00:15:22,550
‫از اونجایی که جفتتون دارین میرین ،

286
00:15:22,550 --> 00:15:25,090
‫شِن گفت که میخواد
‫‫باهاتون خداحافظی کنه .

287
00:15:25,090 --> 00:15:28,050
‫خب ، من فقط . . .

288
00:15:28,050 --> 00:15:29,640
‫واقعا ؟

289
00:15:29,640 --> 00:15:32,640
‫از تو هم خیلی ممنونم که اومدی ، شِن .

290
00:15:32,640 --> 00:15:33,930
‫بله . . .

291
00:15:34,520 --> 00:15:35,560
‫خانم .

292
00:15:35,560 --> 00:15:38,650
‫میدونم که رفتار کیا اینطوریه ، ولی همه بچه های روستا ،

293
00:15:38,650 --> 00:15:40,060
‫و بزرگسالا ،

294
00:15:40,690 --> 00:15:42,690
‫همشون . . . از شما ممنونن .

295
00:15:43,190 --> 00:15:44,320
‫من هم همینطور .

296
00:15:44,320 --> 00:15:46,570
‫من خیلی ازتون ممنونم .

297
00:15:47,150 --> 00:15:48,450
‫به لطف شما ،

298
00:15:48,450 --> 00:15:50,570
‫ما الان خیلی باهوشتریم .

299
00:15:50,570 --> 00:15:51,740
‫درسته .

300
00:15:52,200 --> 00:15:53,700
‫اگه اینطوریه ،

301
00:15:53,700 --> 00:15:56,330
‫پس من هم خیلی خوشحالم .

302
00:15:56,330 --> 00:15:59,830
‫مطمئنم که یه بار توی کلاس بهت گفتم .

303
00:15:59,830 --> 00:16:02,340
‫دانش مثل یه دونه میمونه .

304
00:16:02,340 --> 00:16:04,760
‫تا وقتی که با یادگیری بهش آب بدی ،

305
00:16:04,760 --> 00:16:06,340
‫خودش رشد میکنه .

306
00:16:06,340 --> 00:16:07,420
‫

307
00:16:07,420 --> 00:16:09,340
‫کسی که اون دونه رو کاشت ،

308
00:16:09,930 --> 00:16:11,470
‫شما بودید ، خانم اِلیا .

309
00:16:11,930 --> 00:16:14,180
‫ولی ، حیف که من چیزی واسه جبران ندارم .

310
00:16:17,940 --> 00:16:19,600
‫بیخیال .

311
00:16:20,190 --> 00:16:24,270
‫همین که شاگردای بانمکی
‫‫مثل شما دارم برام کافیه .

312
00:16:24,270 --> 00:16:25,990
‫مگه نه ؟ یاویکا ؟

313
00:16:25,990 --> 00:16:27,110
‫درسته !

314
00:16:27,650 --> 00:16:29,240
‫دوستون دارم !

315
00:16:30,320 --> 00:16:32,240
‫چه دروغ بزرگی !

316
00:16:32,740 --> 00:16:34,620
‫به این میگن یه بزرگسالی بد .

317
00:16:34,620 --> 00:16:37,960
‫کیا ، تو فقط دلت نمیخواد بری
‫‫به آرشیا و درس بخونی  .

318
00:16:37,960 --> 00:16:40,750
‫بچه هایی که عاشق درس خوندنن
‫‫خیلی عجیبن .

319
00:16:40,750 --> 00:16:41,830
‫کیا .

320
00:16:41,830 --> 00:16:44,750
‫چرا واسه یه بارهم که شده
‫‫با خودت روراست نمیشی .

321
00:16:53,600 --> 00:16:55,220
‫من یه هویت تقلبی رو انتخاب کردم 

322
00:16:55,220 --> 00:16:58,020
‫و یک تحصیل خارج از کشور رو برای کیا آماده کردم 

323
00:16:58,480 --> 00:17:00,890
‫همه این کار ها یک هدف داشت 

324
00:17:04,820 --> 00:17:07,230
‫رقابت سلطنتی برای انتخاب قهرمان 

325
00:17:07,820 --> 00:17:10,240
‫کیا میتونه همه رو شکست بده 

326
00:17:10,860 --> 00:17:13,620
‫اون حتی میتونه با خود آرشیا روبرو بشه 

327
00:17:14,450 --> 00:17:15,450
‫اگه برنده بشه 

328
00:17:15,450 --> 00:17:17,290
‫اونوقت حتی منی که ، بچه یه زن صیغه ای بودم 

329
00:17:17,290 --> 00:17:19,870
‫میتونم توی زندگیم سربلند بشم 

330
00:17:20,460 --> 00:17:22,580
‫کیا ! بیا بریم به جای موردعلاقمون .

331
00:17:22,580 --> 00:17:24,040
‫من قراره تا یه مدت نبینمت .

332
00:17:24,040 --> 00:17:26,340
‫چی ؟ آخه چرا باید بریم اونجا ؟

333
00:17:26,340 --> 00:17:28,340
‫اونجا دیگه کجاست ؟

334
00:17:28,340 --> 00:17:30,670
‫یه مکان مخصوصه ؟ کیا ؟

335
00:17:30,670 --> 00:17:33,470
‫نه، مکان موردعلاقه یاویکاست .

336
00:17:33,470 --> 00:17:35,220
‫من فقط همراهیش میکنم همین .

337
00:17:35,220 --> 00:17:37,100
‫منو ببر اونجا .

338
00:17:37,100 --> 00:17:38,810
‫خیلی خب ، باشه .

339
00:17:38,810 --> 00:17:41,810
‫شما نیاز نیست بیای
‫‫استاد اَفعی .

340
00:17:41,810 --> 00:17:43,690
‫همچین جای خاصی هم نیست .

341
00:17:44,810 --> 00:17:46,570
‫صبر کنید .

342
00:17:46,570 --> 00:17:47,780
‫اشکالی نداره .

343
00:17:47,780 --> 00:17:50,780
‫شاید من هم اومدم .

344
00:17:51,360 --> 00:17:53,200
‫واقعا نیازی نیست بیاید .

345
00:18:03,870 --> 00:18:06,960
‫هیچوقت نمیدونستم این تپه
‫‫از بین بوشه ها یه راه مخفی داره .

346
00:18:06,960 --> 00:18:08,050
‫درسته !

347
00:18:08,590 --> 00:18:11,970
‫میره به جایی که از اونجا
‫‫میتونی کل روستارو ببینی ،

348
00:18:13,760 --> 00:18:17,300
‫گرازهای وحشی یا آهو ها
‫‫از این راه استفاده میکنن .

349
00:18:17,930 --> 00:18:19,600
‫گراز ها مشکلی نیستن.

350
00:18:19,600 --> 00:18:21,560
‫من با هنر فشارم میتونم
‫‫از پسشون بر بیام .

351
00:18:21,560 --> 00:18:23,440
‫کارت حرف نداره ، شِن .

352
00:18:23,440 --> 00:18:27,060
‫من میتونم یه دسته ازشونو
‫‫به یه درخت ببندم ،

353
00:18:27,060 --> 00:18:28,610
‫تو هم کارت درسته ، کیا !

354
00:18:28,610 --> 00:18:32,070
‫استادتونو جا نزارین !

355
00:18:34,200 --> 00:18:36,070
‫یه مینیا بزرگسال میتونه به راحتی 

356
00:18:36,070 --> 00:18:37,740
‫توی ماموریت پیشرفت بکنه 

357
00:18:38,410 --> 00:18:40,830
‫این راه به احتمال زیاد مارو به کوهستان چهارم میرسونه

358
00:18:43,040 --> 00:18:44,620
‫توی مراسم برداشت محصولات 

359
00:18:44,960 --> 00:18:47,380
‫من نیروهای دفاعیشونو گزارش کردم 

360
00:18:48,000 --> 00:18:51,920
‫اونم وقتی که تحت تاثیر لطف و زیباییشون بودم 

361
00:18:52,590 --> 00:18:55,630
‫وقتی که داشتم فایده گیاه های جنگلی درس میدادم 

362
00:18:56,220 --> 00:18:59,850
‫به وسیله یه پرنده ، گزارش فایده های تمام گل و گیاه های اینجارو برای آرشیا فرستادم 

363
00:19:00,350 --> 00:19:04,310
‫ روی هوای مه آلودی که باعث جلوگیری از ورود انسان ها میشه تحقیق کردم 

364
00:19:04,890 --> 00:19:06,520
‫در آخر ارتش آرشیا ، 

365
00:19:06,520 --> 00:19:09,270
‫همه چیزه این جزیره رو میگیره 

366
00:19:10,480 --> 00:19:13,490
‫یه شایعه از دوره پادشاه اهریمنی حقیق درباره این روستا وجود داشت 

367
00:19:13,490 --> 00:19:16,660
‫که یک نفر استعداد خاصی توی هنر کلمات داره 

368
00:19:16,660 --> 00:19:19,160
‫من از یه اسیر اهل لیچیا ، موقعیت این روستارو گرفتم 

369
00:19:19,620 --> 00:19:22,040
‫اون اسیر دیگه تو این دنیا نیست 

370
00:19:23,290 --> 00:19:24,290
‫تنها چیزی که باقیمونده 

371
00:19:24,290 --> 00:19:27,170
‫اینه که به حساب کسایی که با رابطه من و کلمه دنیوی . . . 

372
00:19:27,170 --> 00:19:28,580
‫خبر دارن ، برسم 

373
00:19:28,580 --> 00:19:30,420
‫نگاه کن رسیدیم .

374
00:19:30,420 --> 00:19:31,920
‫راه سختی بود مگه نه ؟

375
00:19:31,920 --> 00:19:33,550
‫شما هم خستتونه ؟ خانم اِلیا ؟

376
00:19:33,550 --> 00:19:35,380
‫آره .

377
00:19:35,380 --> 00:19:36,930
‫پس اینجا همون جاییه که گفتین .

378
00:19:38,930 --> 00:19:42,140
‫دیدین ؟ چیز خاصی نیست .

379
00:19:42,760 --> 00:19:44,730
‫برای همین گفتم نیازی نیست بیاین .

380
00:19:47,310 --> 00:19:48,940
‫بخاطر ابرهاست .

381
00:19:48,940 --> 00:19:50,980
‫کیا ، چرا جابجاشون نمیکنی ؟

382
00:19:51,400 --> 00:19:53,030
‫فکر خوبیه !

383
00:19:53,030 --> 00:19:54,610
‫خوشحالم که کیا اینجاست .

384
00:19:56,610 --> 00:19:58,280
‫جابجاشون بکنم ؟

385
00:19:58,280 --> 00:19:59,570
‫آخه چطوری ؟

386
00:19:59,570 --> 00:20:01,120
‫بسه دیگه .

387
00:20:01,120 --> 00:20:03,950
‫فکر کردین کار راحتیه ؟

388
00:20:03,950 --> 00:20:05,120
‫تازه ،

389
00:20:05,120 --> 00:20:08,540
‫من نمیخوام این آخرین خاطره من
‫‫از روستا باشه .

390
00:20:09,330 --> 00:20:12,540
‫من اینکارو فقط برای اثبات اینکه
‫‫قدرت انجامشو دارم ، انجام نمیدم ‌.

391
00:20:13,500 --> 00:20:14,500
‫

392
00:20:15,760 --> 00:20:16,760
‫برید کنار .

393
00:20:52,420 --> 00:20:53,590
‫اون شکست ناپذیره 

394
00:20:53,920 --> 00:20:55,920
‫این قدرت اونو شکست ناپذیر میکنه 

395
00:20:56,340 --> 00:20:58,800
‫مهم نیست کی سر راهش قرار بگیره 

396
00:20:58,800 --> 00:21:00,340
‫کیا برنده میشه 

397
00:21:00,340 --> 00:21:04,470
‫دیدین ؟ خیلی هم جالب نیست .

398
00:21:07,810 --> 00:21:09,140
‫خانم ؟

399
00:21:11,140 --> 00:21:12,900
‫مشکلی پیش اومده ؟

400
00:21:13,270 --> 00:21:14,310
‫خانم ؟

401
00:21:14,310 --> 00:21:15,770
‫دارین گریه میکنین ؟

402
00:21:16,650 --> 00:21:17,900
‫گریه نمیکنم .

403
00:21:18,400 --> 00:21:19,740
‫گریه نمیکنم .

404
00:21:20,360 --> 00:21:21,700
‫گریه نمیکنم .

405
00:21:26,490 --> 00:21:29,330
‫اون همه قوانینِ طبیعت نقص میکنه

406
00:21:29,330 --> 00:21:33,380
‫اون قدرت آفرینش رو داره 

407
00:21:33,960 --> 00:21:37,960
‫کسی که از طبیعت فراتر رفته 

408
00:21:37,960 --> 00:21:40,760
‫و با یک لغت کل دنیارو ، مال خود کرده 

409
00:21:41,340 --> 00:21:44,970
‫اون  از هر جور تحلیل و پیشگویی بیزاره 

410
00:21:44,970 --> 00:21:48,890
‫یک موجود منحصر بفرد 

411
00:21:49,470 --> 00:21:50,890
‫در حال حاضر 

412
00:21:50,890 --> 00:21:53,560
‫محدودیت این فردِ دانا 

413
00:21:53,560 --> 00:21:56,060
‫هنوز شناخته شده نیست 

414
00:22:01,570 --> 00:22:05,240
‫اون یه جادوگره، یه الفه ، اون کیا کلمه دنیویه .

415
00:23:36,830 --> 00:23:38,830
‫

416
00:23:38,830 --> 00:23:41,000
‫قسمت 5















‫‫‫هیگواره دریانشین
‫‫و ناستیک ، خواننده آرام

417
00:23:38,830 --> 00:23:41,000
‫قسمت 5















‫‫‫هیگواره دریانشین
‫‫و ناستیک ، خواننده آرام

418
00:23:38,830 --> 00:23:41,000
‫قسمت 5















‫‫‫هیگواره دریانشین
‫‫و ناستیک ، خواننده آرام

419
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
Amir Cooper     :مترجم

420
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
t.me/Amir_Cooper

421
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

422
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
@AioSub    |    @AioFilmcom

423
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
Amir Cooper     :مترجم

424
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
t.me/Amir_Cooper

425
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم

426
00:22:05,240 --> 00:22:25,240
@AioSub    |    @AioFilmcom

427
00:23:41,000 --> 00:23:44,000

