1
00:00:08,880 --> 00:00:11,260
‫پادشاه شیاطین حقیقی از بین رفته است.

2
00:00:12,010 --> 00:00:15,890
‫دشمنِ دنیا که افق را لبریز از وحشت کرد،

3
00:00:15,890 --> 00:00:17,810
‫توسط شخصی شکست خورد.

4
00:00:18,480 --> 00:00:20,770
‫تا به امروز،

5
00:00:20,770 --> 00:00:23,820
‫نام و وجود آن یگانه قهرمان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

6
00:00:24,440 --> 00:00:27,190
‫اکنون که روزگار وحشت به پایان رسیده است،

7
00:00:27,570 --> 00:00:30,780
‫آن شخص بایستی انتخاب شود.

8
00:02:05,920 --> 00:02:10,670
‫شهر میج، شهر مستمره‌ای در نزدیکی لیثیا شاهزاده‌نشین جدید است،

9
00:02:10,670 --> 00:02:12,920
‫که مقر آورتیا،

10
00:02:12,920 --> 00:02:16,890
‫برای نظارت بر اقدامات لیثیا است.

11
00:02:35,820 --> 00:02:37,490
‫مهمون‌هامون از راه رسیدن؟

12
00:02:37,490 --> 00:02:40,160
‫بله، گویا امروز صبح اومدن.

13
00:02:40,740 --> 00:02:42,410
‫پس من دیر کردم.

14
00:02:42,410 --> 00:02:46,830
‫خب، ادب و نزاکت برای بیشتر بازدید‌کننده‌ها فاقد اهمیته.

15
00:02:59,720 --> 00:03:00,850
‫شرمنده.

16
00:03:00,850 --> 00:03:03,430
‫من دعوتتون کردم ولی خودم دیر کردم.

17
00:03:03,430 --> 00:03:05,190
‫من وزیر بیستم،

18
00:03:05,190 --> 00:03:06,940
‫هیدوی بندم.

19
00:03:09,020 --> 00:03:11,770
‫مـ ـ من یونوی چنگال دورم.

20
00:03:11,770 --> 00:03:12,900
‫توی ناگان،

21
00:03:12,900 --> 00:03:15,450
‫ناگانی که نابود شد،

22
00:03:15,450 --> 00:03:17,200
‫من شاگرد یه محقق بودم.

23
00:03:17,780 --> 00:03:20,120
‫می‌خواستم بابت اینکه قبول کردید به حرفامون گوش بدید ازتون تشکر-

24
00:03:20,120 --> 00:03:21,780
‫بیخیال معرفی.

25
00:03:22,330 --> 00:03:24,620
‫اگه سروکله‌ی یه بازدیدکننده جدید پیدا شده،

26
00:03:24,620 --> 00:03:27,170
‫آورتیا حتماً باید بهش رسیدگی کنه.

27
00:03:27,170 --> 00:03:29,080
‫تصمیم درستی گرفتی که بهمون خبر دادی.

28
00:03:29,080 --> 00:03:30,500
‫خیر...

29
00:03:30,500 --> 00:03:32,590
‫کار خاصی نکردم.

30
00:03:32,590 --> 00:03:34,340
‫خب پس،

31
00:03:35,170 --> 00:03:37,550
‫تو باید شمشیر بید باشی.

32
00:03:37,550 --> 00:03:40,890
‫آه، نمی‌شه اون رو به اسمم اضافه نکنم؟

33
00:03:40,890 --> 00:03:42,430
‫من سوجیرو اَم.

34
00:03:42,430 --> 00:03:45,100
‫شمشیر بید لقب خیلی‌خوبی‌ـه.

35
00:03:45,640 --> 00:03:47,690
‫بگذریم، بهتره برم سر اصل مطلب.

36
00:03:50,770 --> 00:03:53,440
‫دشمن، ژنرال بیست‌وسوم پیشین آورتیا،

37
00:03:53,440 --> 00:03:55,320
‫تارنِ محفوظ ـه.

38
00:03:55,990 --> 00:03:57,860
‫اون یه ارتش وایورن داره،

39
00:03:57,860 --> 00:04:00,570
‫و داره اشیاء جادویی و مزدور جمع می‌کنه.

40
00:04:01,160 --> 00:04:03,700
‫می‌خوام قبل از درگرفتن جنگی بین آورتیا و لیثیا شاهزاده‌نشین جدید،

41
00:04:03,700 --> 00:04:05,790
‫تمام این جریانات رو خاتمه بدم.

42
00:04:05,790 --> 00:04:08,160
‫و از شما دو نفر می‌خوام بهم کمک کنید.

43
00:04:08,540 --> 00:04:11,290
‫اون رقابتی که برای برگزیدن قهرمان برگزار می‌شه، چی؟

44
00:04:11,290 --> 00:04:12,960
‫به موقعش به اون هم می‌رسیم.

45
00:04:12,960 --> 00:04:16,050
‫به‌هرحال، بزرگ‌ترین رویداد توی کل دنیاست.

46
00:04:16,050 --> 00:04:18,970
‫و پرواضحه، فقط کسایی که اسم‌ورسم‌دارن می‌تونن شرکت کنن.

47
00:04:20,680 --> 00:04:22,430
‫این رو یه آزمون صلاحیت برای،

48
00:04:22,430 --> 00:04:24,560
‫نامزد قهرمانی در نظر بگیر.

49
00:04:24,560 --> 00:04:28,100
‫اگه بتونی ضربه‌ی جدی به لیثیا شاهزاده‌نشین جدید وارد کنی،

50
00:04:28,100 --> 00:04:32,110
‫ یکی از بیست‌ونه مقام عالی‌رتبه، محتملاً از نامزدیِ تو حمایت می‌کنه.

51
00:04:32,110 --> 00:04:34,940
‫همه‌چی قبوله، به شرطی که یه جنگ جانانه گیرم بیاد.

52
00:04:36,110 --> 00:04:37,820
‫سو ـ سوجیرو،

53
00:04:37,820 --> 00:04:40,200
‫هیدو-ساما شخص خیلی بانفوذی‌ان.

54
00:04:40,200 --> 00:04:41,740
‫سعی کن مؤدب‌تر باشی.

55
00:04:41,740 --> 00:04:42,820
‫آه...

56
00:04:42,820 --> 00:04:44,180
‫می‌خوای چطوری حرف بزنم؟

57
00:04:44,180 --> 00:04:44,490
‫اوه.

58
00:04:45,080 --> 00:04:46,200
‫خب...

59
00:04:46,200 --> 00:04:50,620
‫از صمیم قلب بابت رعایت حال ما، بازدیدکننده‌های حقیر،

60
00:04:50,620 --> 00:04:52,540
‫ازتون سپاسگزاریم.

61
00:04:52,540 --> 00:04:53,630
‫چطوره؟

62
00:04:53,630 --> 00:04:54,710
‫عا.

63
00:04:54,710 --> 00:04:58,010
‫بیا وانمود کنیم که این‌طوری باهات چاق سلامتی کردم.

64
00:04:58,630 --> 00:04:59,720
‫شماها.

65
00:04:59,720 --> 00:05:01,930
‫شانس آوردین که من مرد باگذشتی‌ام.

66
00:05:02,510 --> 00:05:05,310
‫یونو، این جنگ با لیثیا،

67
00:05:05,310 --> 00:05:08,020
‫اهمیت خاصی برات داره،‌ مگه نه؟

68
00:05:08,020 --> 00:05:09,930
‫بـ ـ بله.

69
00:05:10,520 --> 00:05:11,520
‫هیدو-ساما...

70
00:05:12,150 --> 00:05:14,900
‫مطمئنید که یکی از پیروان تارن، پادشاه شیاطین خودخوانده،

71
00:05:14,900 --> 00:05:19,150
‫اون روز توی هزارتوی عظیم ناگان بوده؟

72
00:05:19,150 --> 00:05:20,650
‫مطمئنم.

73
00:05:20,650 --> 00:05:23,320
‫اسمش داکایِ زاغی‌ـه.

74
00:05:23,320 --> 00:05:25,410
‫شمشیرزنی که یه شمشیر طلسم‌شده‌ی آبی داره.

75
00:05:30,870 --> 00:05:35,750
‫پس، گولم دانجن چون این مرده داکای زاغی به اعماق هزارتو پا گذاشت،

76
00:05:35,750 --> 00:05:37,710
‫به حرکت دراومد؟

77
00:05:37,710 --> 00:05:40,840
‫این صرفاً حدس‌وگمان توـه.

78
00:05:43,300 --> 00:05:47,720
‫نمی‌خوام باور کنم که اون فاجعه صرفاً یه حادثه بود،

79
00:05:47,720 --> 00:05:49,850
‫به این فکر کنم که درهرصورت اجتناب‌ناپذیر بود،

80
00:05:49,850 --> 00:05:52,730
‫و عجز و ناتوانی خودم رو بابتش سرزنش کنم.

81
00:05:53,310 --> 00:05:54,560
‫هیدو-ساما،

82
00:05:54,560 --> 00:05:56,400
‫می‌خوام ازتون اجازه بگیرم.

83
00:05:56,400 --> 00:05:57,480
‫اجازه؟

84
00:05:58,070 --> 00:06:00,150
‫می‌خوام سوجیرو رو همراهی کنم.

85
00:06:02,280 --> 00:06:03,910
‫خیلی‌خب.

86
00:06:03,910 --> 00:06:04,990
‫ببینم چیکار می‌کنی.

87
00:06:22,920 --> 00:06:24,510
‫اگه درست خاطرم باشه،

88
00:06:24,510 --> 00:06:26,640
‫امشب با تارن شام می‌خوره.

89
00:06:38,020 --> 00:06:39,190
‫تکون نخور.

90
00:06:39,820 --> 00:06:41,190
‫تکون بخوری می‌کشمت.

91
00:06:42,320 --> 00:06:43,690
‫منم.

92
00:06:48,070 --> 00:06:50,030
‫نمی‌خواد گارد بگیری.

93
00:06:50,030 --> 00:06:51,950
‫دارم اینجا رو هم وارسی می‌کنم.

94
00:06:51,950 --> 00:06:54,040
‫اجازه‌ش رو از تارن-چان گرفتم.

95
00:06:54,040 --> 00:06:56,420
‫یادم نمیاد من بهت اجازه داده باشم.

96
00:06:57,080 --> 00:07:00,090
‫و تصمیم ندارم با یه شمشیرزن ابله کنار بیام.

97
00:07:00,090 --> 00:07:01,710
‫شمشیرزن، ها.

98
00:07:02,050 --> 00:07:04,260
‫چه تصادفی.

99
00:07:04,260 --> 00:07:07,430
‫بعید می‌دونم منم بتونم با وایورن جماعت کنار بیام.

100
00:07:09,260 --> 00:07:13,020
‫همچین مردی در هر حالتی می‌تونه،

101
00:07:13,020 --> 00:07:15,060
‫سریع‌تر از فنون کلام من دست به حمله بزنه.

102
00:07:15,640 --> 00:07:16,890
‫می‌دونی دفتر خاطرات چیه؟

103
00:07:16,890 --> 00:07:18,650
‫دفتر خاطرات؟

104
00:07:18,650 --> 00:07:20,900
‫توی این دنیا محبوب نیست؟

105
00:07:21,320 --> 00:07:24,070
‫وقایع روزانه رو توی یه دفتر یادداشت می‌کنی.

106
00:07:24,070 --> 00:07:27,820
‫می‌دونستی کارته-چان هم یه دفتر خاطرات داره؟

107
00:07:29,530 --> 00:07:31,620
‫نمی‌دونستم.

108
00:07:31,620 --> 00:07:34,620
‫شما مینیان‌های کودن از همچین سرگرمی‌هایی لذت می‌برین؟

109
00:07:34,620 --> 00:07:35,710
‫چی بگم والا.

110
00:07:35,710 --> 00:07:39,420
‫به‌هرحال، کارته-چان که لذت می‌بره.

111
00:07:39,420 --> 00:07:41,170
‫خب که چی؟

112
00:07:41,170 --> 00:07:43,550
‫هیچ کلمه‌ای توی این نوشته نشده.

113
00:07:43,550 --> 00:07:46,010
‫سوراخ‌هایی توی فواصل معین ایجاد شده.

114
00:07:46,010 --> 00:07:48,340
‫با لمس کردن می‌شه خوندش.

115
00:07:51,760 --> 00:07:56,060
‫اگه اون بانوی جوان تمام این مدت داشته
‫چیزهایی مثل وضع هوا یا مواقعی که باهات حرف می‌زده رو،

116
00:07:56,850 --> 00:08:00,560
‫یادداشت می‌کرده، چیکار می‌کنی؟

117
00:08:04,110 --> 00:08:05,820
‫امروز هم اعزام شدید؟

118
00:08:05,820 --> 00:08:08,950
‫تازه از تعقیب چندتا راهزن آشغال برگشتم.

119
00:08:08,950 --> 00:08:12,070
‫وقت ندارم مثل تو هر روزمو به یللی تللی بگذرونم.

120
00:08:12,070 --> 00:08:15,950
‫بعید می‌دونم اونقدری بی‌فکر باشی که اطلاعات نظامی رو باهاش درمیون بذاری،

121
00:08:16,580 --> 00:08:19,330
‫ولی از قرار معلوم اطلاعات دارن به آورتیا درز می‌کنن.

122
00:08:19,330 --> 00:08:21,170
‫می‌خوای به چی برسی؟

123
00:08:21,170 --> 00:08:23,670
‫اگه نوک انگشتت به کارته بخوره،

124
00:08:23,670 --> 00:08:27,170
‫تیکه تیکه‌ات می‌کنم و می‌کشمت.

125
00:08:27,170 --> 00:08:30,890
‫ای بابا، خیال کردی می‌تونی شکستم بدی؟

126
00:08:31,470 --> 00:08:32,890
‫نادون!

127
00:08:44,270 --> 00:08:46,480
‫بگو ببینم، رگنجی.

128
00:08:47,070 --> 00:08:48,240
‫درمورد گله‌ت.

129
00:08:48,240 --> 00:08:49,740
‫قضیه‌ش چیه؟

130
00:08:49,740 --> 00:08:50,910
‫گله‌م؟

131
00:08:51,410 --> 00:08:52,950
‫چیکار به گله‌م داری؟

132
00:08:53,320 --> 00:08:57,790
‫پادشاه شیاطین حقیقی قبلاً یه‌بار گله‌ت رو نابود نکرد؟

133
00:09:06,590 --> 00:09:09,550
‫همین چهار سال پیش،

134
00:09:09,550 --> 00:09:12,010
‫حول‌وحوش اون‌موقع که کارته-چان بینایی‌شو از دست داد.

135
00:09:12,680 --> 00:09:15,640
‫همچین گله‌ی بزرگی رو چطوری درعرض چهار سال تشکیل دادی؟

136
00:09:16,220 --> 00:09:18,520
‫اگه گفتم می‌خوای چیکار کنی؟

137
00:09:18,520 --> 00:09:19,890
‫یه مینیا مثل تو.

138
00:09:19,890 --> 00:09:21,440
‫آروم باش.

139
00:09:21,810 --> 00:09:23,980
‫فعلاً قصد انجام کاری رو ندارم.

140
00:09:27,400 --> 00:09:29,860
‫نه درخصوص کارته-چان، یا تو.

141
00:09:29,860 --> 00:09:32,860
‫اگه قراره از کارته حرف بکشی، می‌خوام کنار من باشه.

142
00:09:34,410 --> 00:09:36,410
‫حرف کشیدن ازش هیچ فایده‌ای نداره.

143
00:09:36,410 --> 00:09:38,910
‫به‌هرحال بعید می‌دونم چیزی برای گفتن داشته باشه.

144
00:09:39,500 --> 00:09:42,040
‫بر فرض یه‌نفر داشته کله‌ی کارته رو با اطلاعات پر می‌کرده،

145
00:09:42,040 --> 00:09:45,380
‫کارته-چان که ندیده کی بوده.

146
00:09:50,050 --> 00:09:52,930
‫من باید از گله‌م محافظت کنم.

147
00:09:52,930 --> 00:09:56,140
‫حتی اگه کارته یه خائن از آب دربیاد.

148
00:10:02,440 --> 00:10:04,850
‫تصمیم درست رو می‌گیرم،

149
00:10:05,610 --> 00:10:06,690
‫مثل همیشه.

150
00:10:15,570 --> 00:10:17,830
‫مثل اینکه رگنجی موقعِ رفتن،

151
00:10:17,830 --> 00:10:20,450
‫اتفاقی دستمال‌گردنم رو پاره کرده.

152
00:10:20,450 --> 00:10:24,000
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

153
00:10:24,460 --> 00:10:26,630
‫کل اتاقم رو گشتم.

154
00:10:26,630 --> 00:10:28,880
‫چه اتفاق ناگواری.

155
00:10:29,460 --> 00:10:33,510
‫مطمئنم با بی‌شرمی خودش رو به اون راه می‌زنه، ولی باید ببخشیش.

156
00:10:33,510 --> 00:10:36,430
‫می‌دونم.

157
00:10:44,100 --> 00:10:45,190
‫خوشمزه‌ست.

158
00:10:45,190 --> 00:10:46,310
‫که اینطور؟

159
00:10:46,980 --> 00:10:48,480
‫می‌گم، مامان.

160
00:10:49,440 --> 00:10:53,110
‫مگه چندبار بهت نگفتم من رو به این اسم صدا نزنی؟

161
00:10:53,440 --> 00:10:55,200
‫دلم برای مادر واقعیت می‌سوزه.

162
00:10:56,820 --> 00:10:57,820
‫راستش،

163
00:10:57,820 --> 00:11:02,370
‫می‌خواستم ازتون خواهش کنم که رگنجی رو
‫از انجام هرگونه کار خطرناکی منع کنید.

164
00:11:03,000 --> 00:11:06,460
‫وظیفه‌ی رگنجی اون رو مدام در معرض خطر قرار می‌ده.

165
00:11:07,040 --> 00:11:09,670
‫بازم قراره جنگ بشه؟

166
00:11:11,300 --> 00:11:12,420
‫اینطور که پیداست، آره.

167
00:11:13,010 --> 00:11:15,170
‫من پادشاه شیاطین خودخوانده‌م.

168
00:11:15,170 --> 00:11:18,340
‫آورتیا به کسی که خودش رو پادشاه شیاطین معرفی کنه، رحم نمی‌کنه.

169
00:11:18,760 --> 00:11:20,350
‫ارتش‌شون رو اعزام می‌کنن.

170
00:11:22,310 --> 00:11:26,230
‫وقتی این اتفاق افتاد، من باید از لیثیا محافظت کنم.

171
00:11:26,890 --> 00:11:28,850
‫هوم، می‌دونم.

172
00:11:33,730 --> 00:11:36,360
‫از وقتی که پیداش کردم،

173
00:11:36,360 --> 00:11:39,160
‫همیشه با رگنجی بوده.

174
00:11:39,870 --> 00:11:41,030
‫کارته،

175
00:11:41,030 --> 00:11:44,950
‫می‌خواد به این باور داشته باشه که رگنجی
‫یه فرشته‌ست که جون مردم رو نجات می‌ده.

176
00:11:46,370 --> 00:11:47,710
‫برای همین،

177
00:11:47,710 --> 00:11:51,840
‫نمی‌تونم حقیقت رو درمورد رگنجی بهش بگم.

178
00:11:54,800 --> 00:11:57,760
‫رگنجی بدون من کار نمی‌کنه.

179
00:11:57,760 --> 00:12:00,260
‫برای همین بهم جا و پناه دادید؟

180
00:12:00,260 --> 00:12:01,350
‫درسته.

181
00:12:01,350 --> 00:12:04,720
‫تو نقش حیاتی توی این جنگ داری.

182
00:12:04,720 --> 00:12:07,690
‫به‌نظرتون یه‌روز بالأخره می‌تونیم خوشبختی رو پیدا کنیم؟

183
00:12:08,810 --> 00:12:10,600
‫خودت و رگنجی رو می‌گی؟

184
00:12:10,600 --> 00:12:11,690
‫و ماما-

185
00:12:12,190 --> 00:12:13,400
‫تارن-ساما.

186
00:12:13,400 --> 00:12:15,940
‫اگه لیثیا توی جنگ پیروز شه و اقتصادش رونق پیدا کنه،

187
00:12:16,570 --> 00:12:18,070
‫و دیگه هیچ خطری تهدیدش نکنه.

188
00:12:18,070 --> 00:12:20,610
‫دراین‌صورت، به‌نظرتون می‌تونیم همگی در صلح و صفا زندگی کنیم؟

189
00:12:21,870 --> 00:12:23,030
‫نگران نباش.

190
00:12:23,030 --> 00:12:25,120
‫من تابه‌حال توی هیچ جنگی شکست نخوردم.

191
00:12:25,120 --> 00:12:26,830
‫من تارن محفوظم.

192
00:12:26,830 --> 00:12:30,420
‫این درگیری جزئی با آورتیا رو توی یه چشم به‌هم زدن خاتمه می‌دم.

193
00:12:30,420 --> 00:12:31,540
‫هوم.

194
00:12:33,420 --> 00:12:35,420
‫وقت خوابه.

195
00:12:35,420 --> 00:12:36,510
‫بله.

196
00:12:38,510 --> 00:12:40,800
‫شبتون بخیر، مامان.

197
00:12:42,260 --> 00:12:44,810
‫مگه بهت نگفتم من رو به این اسم صدا نزنی، کارته.

198
00:12:52,270 --> 00:12:54,940
‫اینجا تعریف چندانی نداره.

199
00:12:54,940 --> 00:12:56,730
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

200
00:12:56,730 --> 00:12:59,650
‫توی اتا درخت‌های بلندتری بود.

201
00:12:59,650 --> 00:13:04,530
‫خب، فکر نمی‌کردم انقدر میوه‌های جورواجور بفروشن.

202
00:13:05,120 --> 00:13:07,540
‫شهر آورتیا از این هم شگفت‌انگیزتره.

203
00:13:07,540 --> 00:13:09,620
‫بازم دارین چاخان می‌کنین.

204
00:13:13,630 --> 00:13:15,710
‫من برای گشت‌وگذار،

205
00:13:15,710 --> 00:13:19,050
‫یا برای آموزش کیا به لیثیا نیومدم.

206
00:13:19,920 --> 00:13:24,430
‫کلام هستی برگ برنده‌ی مختص خودمه که آورتیا ازش بی‌خبره.

207
00:13:24,430 --> 00:13:28,180
‫باید قبل از شروع رقابت، هر کسی رو که ممکنه به ارتباطم با کیا پی ببره،

208
00:13:28,180 --> 00:13:31,060
‫از سر راهم بردارم.

209
00:13:31,640 --> 00:13:36,070
‫حتی اگه لازمه‌ش اقدامی اساسی باشه،
‫باید تا دیر نشده کارشو بسازم.

210
00:13:39,740 --> 00:13:41,610
‫با کی قراره ملاقات کنیم؟

211
00:13:41,610 --> 00:13:43,910
‫با یکی از آشناهای قدیمیم.

212
00:13:43,910 --> 00:13:45,740
‫صحبت‌مون شاید یکم طول بکشه.

213
00:13:45,740 --> 00:13:49,660
‫ولی بازم، تنهایی توی مهمان‌سرا حوصله‌م سر می‌ره.

214
00:13:50,290 --> 00:13:51,480
‫کیا-سان، اونجا رو.

215
00:13:51,480 --> 00:13:52,370
‫هوم؟

216
00:13:53,250 --> 00:13:55,000
‫هـــه، کشتی؟

217
00:13:55,000 --> 00:13:58,090
‫چطوره بری یه نگاه بهش بندازی؟

218
00:13:58,090 --> 00:13:59,670
‫و ـ‌ ولی...

219
00:13:59,670 --> 00:14:02,800
‫شاید اگه درست رفتار کنی، بذارن سوار شی.

220
00:14:02,800 --> 00:14:05,180
‫واقعاً؟ پس من رفتم!

221
00:14:06,220 --> 00:14:08,350
‫توی فضای سبز منتظرت می‌مونم!

222
00:14:08,350 --> 00:14:09,560
‫باشه!

223
00:14:21,900 --> 00:14:23,780
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

224
00:14:24,360 --> 00:14:27,280
‫نه، درست به‌موقع اومدی، الیا.

225
00:14:28,580 --> 00:14:30,080
‫لانا آشوب ماه.

226
00:14:31,790 --> 00:14:35,120
‫لانا بعد از من تنها کسی‌ـه که درمورد کلام هستی می‌دونه.

227
00:14:35,620 --> 00:14:38,790
‫به‌عنوان جاسوس آورتیا به لیثیا نفوذ می‌کنه،

228
00:14:38,790 --> 00:14:42,010
‫و اخبار درمورد کلام هستی رو اون بهم داد.

229
00:14:45,430 --> 00:14:47,300
‫قضیه‌ی کلام هستی واقعاً جای تأسف داره.

230
00:14:47,300 --> 00:14:48,390
‫بله.

231
00:14:48,390 --> 00:14:51,060
‫مثل اینکه درکل چیزی جز یه شایعه نبوده.

232
00:14:52,310 --> 00:14:54,480
‫شنیدم اتفاقات زیادی توی آورتیا افتاده.

233
00:14:56,150 --> 00:14:57,650
‫ترور تارن،

234
00:14:57,650 --> 00:14:58,730
‫کی قراره صورت بگیره؟

235
00:14:58,730 --> 00:15:00,020
‫هــــــه؟

236
00:15:00,020 --> 00:15:01,650
‫پس تو هم درموردش می‌دونی؟

237
00:15:01,650 --> 00:15:03,740
‫گوش‌هات مثل همیشه تیزن.

238
00:15:04,360 --> 00:15:07,740
‫من بی‌هدف درحال تماشای ابرها به لیثیا نیومدم.

239
00:15:11,660 --> 00:15:13,950
‫هدف، ستاره رو به‌دست‌ آورده.

240
00:15:14,830 --> 00:15:17,710
‫منم به‌زودی می‌تونم گزارشات آرایش نظامی وایورن‌ها رو بدم.

241
00:15:18,290 --> 00:15:22,550
‫وقتی برای لیثیا کار می‌کردم،
‫دو موجود فوق‌العاده قدرتمند رو مجاب به همکاری کردم.

242
00:15:23,050 --> 00:15:25,800
‫هیگوآرۀ دریایی و شالک بُرندۀ صدا.

243
00:15:26,130 --> 00:15:28,510
‫مزدورهای کارآزموده می‌تونن آتیش به باروت جنگ داخلی بزنن.

244
00:15:29,050 --> 00:15:30,930
‫احسنت دارین.

245
00:15:30,930 --> 00:15:34,560
‫صدالبته، هیچکس به هویت واقعیم شک نکرده.

246
00:15:35,270 --> 00:15:37,650
‫ناسلامتی، یه جاسوس کارکشته‌م.

247
00:15:37,650 --> 00:15:38,810
‫بله.

248
00:15:38,810 --> 00:15:41,650
‫من بهتر از هرکسی می‌دونم که شما چقدر متبحرید.

249
00:15:44,570 --> 00:15:45,780
‫سنسه!

250
00:15:47,860 --> 00:15:50,490
‫نذاشتن سوار کشتی شم!

251
00:15:50,490 --> 00:15:52,280
‫گفتن نمی‌تونن یه بچه‌ی تنها رو راه بدن.

252
00:15:52,280 --> 00:15:54,080
‫سنسه‌ی دروغگو!

253
00:15:54,080 --> 00:15:56,160
‫کـ ـ که اینطور؟

254
00:15:56,160 --> 00:15:57,410
‫«سنسه»؟

255
00:15:57,410 --> 00:15:58,750
‫آه...

256
00:15:58,750 --> 00:16:00,670
‫پس این هویتی‌ـه که اختیار کردی؟

257
00:16:01,130 --> 00:16:03,800
‫و گمونم اون یکی از شاگردهات باشه.

258
00:16:06,050 --> 00:16:07,550
‫این همون آشنایی‌ـه که می‌گفتین؟

259
00:16:07,550 --> 00:16:09,090
‫بـ ـ بله.

260
00:16:09,720 --> 00:16:11,640
‫من لانا آشوب ماهم.

261
00:16:11,640 --> 00:16:13,850
‫از شاگردهای قبلی الیا سنسه.

262
00:16:13,850 --> 00:16:15,060
‫از آشناییت خوش‌وقتم.

263
00:16:18,310 --> 00:16:20,060
‫من کیام.

264
00:16:20,060 --> 00:16:23,480
‫کیا، می‌خوای بریم یکم این اطراف بگردیم؟

265
00:16:24,110 --> 00:16:26,190
‫سنسه اهل عشق و حال نیست، مگه نه؟

266
00:16:26,190 --> 00:16:30,700
‫خب، اینجا توی این شهر چیز زیادی برای دیدن نیست.

267
00:16:31,200 --> 00:16:32,910
‫یه غذاخوری معرکه می‌شناسم.

268
00:16:33,530 --> 00:16:35,370
‫غذاهایی که داره با برنج خورده می‌شن.

269
00:16:36,000 --> 00:16:38,660
‫با نون فرق داره. خوشت میاد.

270
00:16:39,120 --> 00:16:40,580
‫ر ـ‌ راست می‌گی؟

271
00:16:40,580 --> 00:16:41,750
‫پس...

272
00:16:52,760 --> 00:16:55,060
‫کیا، هنوز بیداری؟

273
00:16:55,060 --> 00:16:57,020
‫هوم، بیدارم.

274
00:16:58,680 --> 00:17:00,310
‫چقدر دیگه‌ می‌خوای مقاومت کنی.

275
00:17:00,310 --> 00:17:02,020
‫هوی هوی، هنوز می‌تونی بالا بری.

276
00:17:02,020 --> 00:17:05,230
‫دست از سرم بردار، فردا کار دارم.

277
00:17:05,230 --> 00:17:07,110
‫کارت زیاد مهم نیست.

278
00:17:07,110 --> 00:17:08,240
‫ای بابا، ممنون.

279
00:17:08,940 --> 00:17:11,320
‫تارن-سان حتماً فرمانروای خوبی هستن.

280
00:17:11,820 --> 00:17:12,910
‫آره گمونم.

281
00:17:13,370 --> 00:17:14,530
‫دقیقاً برای همینه که،

282
00:17:14,530 --> 00:17:17,700
‫حس می‌کنه موظفه همه‌ی این‌کارها رو بکنه.

283
00:17:18,290 --> 00:17:20,750
‫اگه انقدر محبوب نبود،

284
00:17:21,250 --> 00:17:23,080
‫کار به اینجا نمی‌کشید.

285
00:17:23,880 --> 00:17:25,710
‫دلیل استقلال‌طلبیِ لیثیا...

286
00:17:26,670 --> 00:17:28,760
‫و اعلام فرمانروایی از سوی تارن،

287
00:17:28,760 --> 00:17:31,130
‫خواسته‌ی مردم بود.

288
00:17:31,880 --> 00:17:33,970
‫به‌نظرشون اون شایسته‌ترین فرد برای جایگاه فرمانروایی بود،

289
00:17:33,970 --> 00:17:35,800
‫و کشور خودشون رو می‌خواستن.

290
00:17:36,220 --> 00:17:38,100
‫تارن رو تحت فشار قرار دادن.

291
00:17:38,100 --> 00:17:40,270
‫علی‌رغم جنگ قریب‌الوقوع با آورتیا،

292
00:17:40,270 --> 00:17:44,060
‫مردم توی میخانه طوری شادی می‌کردن که انگار جشنه.

293
00:17:44,060 --> 00:17:45,190
‫آره.

294
00:17:45,610 --> 00:17:48,400
‫خیال می‌کنن مادامی که ارتش مقاوم وایورن
‫و تارن شکست‌ناپذیر رو داشته باشن،

295
00:17:48,400 --> 00:17:49,940
‫می‌تونن پیروز بشن.

296
00:17:50,400 --> 00:17:53,860
‫فکرِ اینکه ممکنه همین‌جا مورد حمله قرار بگیرن، به ذهن‌شونم خطور نکرده.

297
00:17:54,360 --> 00:17:57,330
‫من توی موارد بی‌شماری از تارن-سان درس گرفتم.

298
00:17:57,330 --> 00:18:00,870
‫ولی درنهایت، هیچ‌وقت فرصت نشد ازشون تشکر کنم.

299
00:18:00,870 --> 00:18:04,290
‫الان دیگه به‌خاطرش احساس تأسف نکن.

300
00:18:04,880 --> 00:18:07,800
‫اگه نکشیمش، دوباره یه جنگ تمام‌عیار درمی‌گیره.

301
00:18:07,800 --> 00:18:10,420
‫پادشاه شیاطین حقیقی مرده،

302
00:18:10,420 --> 00:18:12,550
‫درنتیجه شروع یه جنگ دیگه برای هیچ‌کس فایده‌ای نداره.

303
00:18:15,720 --> 00:18:18,180
‫لانا در جریان جنگ، عضو یه سازمان جاسوسی بود.

304
00:18:18,180 --> 00:18:20,470
‫به‌عنوان عضوی از «چشم‌های ابسیدین»،

305
00:18:20,470 --> 00:18:23,060
‫کارهای کثیف زیادی انجام داد.

306
00:18:23,730 --> 00:18:25,440
‫حتی بعد از اومدن به آورتیا،

307
00:18:25,440 --> 00:18:27,690
‫چاره‌ای جز ادامه دادن توی اون مسیر نداشت.

308
00:18:28,650 --> 00:18:32,280
‫خب، من تقریباً دیگه آخرای این کار لعنتی‌ام.

309
00:18:32,280 --> 00:18:34,860
‫توی آورتیا در آرامش زندگی می‌کنم.

310
00:18:40,410 --> 00:18:41,790
‫برگشتیم مهمان‌سرا؟

311
00:18:41,790 --> 00:18:43,210
‫نزدیکیم.

312
00:18:43,580 --> 00:18:47,540
‫منم یکم خسته‌م، پس بازم بخواب.

313
00:18:52,630 --> 00:18:54,170
‫به‌زودی به آورتیا برمی‌گردی.

314
00:18:54,840 --> 00:18:57,300
‫می‌رم به‌عنوان سوغاتی از لیثیا، یه اسباب‌بازی برای کیا بخرم.

315
00:19:23,250 --> 00:19:24,580
‫الان فرصت دارم...

316
00:19:28,040 --> 00:19:30,630
‫خب، بنا به گفته‌ی تارن-چان،

317
00:19:30,630 --> 00:19:32,460
‫بین مقامات‌مون یه خبرچین هست.

318
00:19:32,460 --> 00:19:33,760
‫خبرچین؟

319
00:19:33,760 --> 00:19:36,300
‫اگه بگم کارته-چانه چی؟

320
00:19:36,300 --> 00:19:37,840
‫یعنی چی که چی؟

321
00:19:37,840 --> 00:19:39,340
‫اتفاق بزرگی می‌شه.

322
00:19:40,010 --> 00:19:42,510
‫منظورت اینه که فرزندخوانده‌ی تارن خبرچینی کرده؟

323
00:19:42,510 --> 00:19:44,770
‫اون دختر یه دفتر خاطرات داشته.

324
00:19:44,770 --> 00:19:46,390
‫باورت می‌شه؟

325
00:19:46,390 --> 00:19:50,110
‫از خط بریل استفاده کرده.
‫حتی افراد نابینا هم می‌تونن با اون می‌خونن و می‌نویسن.

326
00:19:50,480 --> 00:19:52,400
‫این رو توی جهان دوردستی که من ازش اومدم، داریم.

327
00:19:52,400 --> 00:19:53,780
‫هـــــه؟

328
00:19:53,780 --> 00:19:57,860
‫منطقیه که فکر کنی کارته-چان خبرچینه، مگه نه؟

329
00:19:57,860 --> 00:20:00,280
‫اما اون دختر به تارن-چان باور داره.

330
00:20:00,280 --> 00:20:02,740
‫به‌هیچ‌وجه بهش خیانت نمی‌کنه.

331
00:20:02,740 --> 00:20:03,830
‫دراین‌صورت-

332
00:20:03,830 --> 00:20:06,910
‫این یعنی یه‌نفر کارته-چان رو گول زده.

333
00:20:07,830 --> 00:20:09,790
‫چه فکر بکری.

334
00:20:09,790 --> 00:20:13,750
‫برای استفاده از یه دختر نابینا بهش یاد بدی که اطلاعات رو یادداشت کنه.

335
00:20:15,590 --> 00:20:18,050
‫و با موفقیت، جور کردن بهترین بهانه.

336
00:20:18,050 --> 00:20:20,140
‫خبرچین تمام این مدت خارج شهر بود،

337
00:20:20,140 --> 00:20:23,510
‫دنبال مزدورهایی مثل شالک و هیگوآره می‌گشت.

338
00:20:23,510 --> 00:20:25,020
‫می‌خوای به چی برسی؟

339
00:20:25,020 --> 00:20:27,270
‫کسی که اون رو گول زده، توئی.

340
00:20:27,270 --> 00:20:30,310
‫قبلاً عضو یه سازمان جاسوسی بودی.

341
00:20:30,310 --> 00:20:33,230
‫ایجاد یه رمز با استفاده از خط بریل حتماً برات مثل آب خوردن بوده.

342
00:20:33,860 --> 00:20:34,900
‫خب،

343
00:20:34,900 --> 00:20:36,400
‫چه مدرکی داری؟

344
00:20:36,400 --> 00:20:37,820
‫رونوشت‌ها.

345
00:20:39,570 --> 00:20:41,820
‫از وقتی که به شهر برگشتی،

346
00:20:41,820 --> 00:20:45,290
‫دفتر خاطرات رو رونوشت می‌کردی و
‫اون رونوشت‌ها رو در اختیار آورتیا می‌ذاشتی.

347
00:20:45,290 --> 00:20:49,670
‫من اون رونوشت‌ها رو قبل از رسیدن رفقات، قاپیدم.

348
00:20:49,670 --> 00:20:51,750
‫و البته بررسی کردم تا مطمئن بشم که،

349
00:20:51,750 --> 00:20:55,670
‫همون اطلاعات به جاسوس‌های آورتیا رسیده بوده.

350
00:20:56,260 --> 00:20:58,670
‫خب، ناسلامتی من یه سارقم.

351
00:20:58,670 --> 00:21:02,930
‫هر محل جاسازی رو پیدا می‌کنم و هر قفلی رو می‌تونم باز کنم.

352
00:21:02,930 --> 00:21:06,060
‫همیشه این حرف رو به تارن-چان می‌زنم.

353
00:21:06,470 --> 00:21:08,180
‫خب، نظرت چیه؟

354
00:21:08,770 --> 00:21:09,770
‫تحت تأثیر قرار گرفتی؟

355
00:21:12,150 --> 00:21:13,480
‫شرایط عوض شده.

356
00:21:13,480 --> 00:21:15,940
‫صرفاً مخفی کردنِ کلام هستی کفایت نمی‌کنه.

357
00:21:19,110 --> 00:21:21,200
‫سوار شو. تارن-چان منتظرته.

358
00:21:29,040 --> 00:21:32,710
‫اگه لانا زبون باز کنه، منم بازجویی می‌کنن.

359
00:21:33,130 --> 00:21:35,090
‫کیا هرچقدرم شکست‌ناپذیر باشه،

360
00:21:35,090 --> 00:21:36,380
‫من...

361
00:21:36,380 --> 00:21:38,550
‫سنسه؟

362
00:21:38,550 --> 00:21:41,340
‫چیکار دارین می‌کنین؟ داشتم دنبال‌تون می‌گشتم.

363
00:21:42,470 --> 00:21:44,260
‫لانا رو یه سابق ربوده.

364
00:21:44,260 --> 00:21:45,390
‫هـــه؟

365
00:21:45,390 --> 00:21:47,810
‫بـ‌ ـ باید نجاتش بدیم.

366
00:21:52,690 --> 00:21:54,310
‫صـ‌ ـ‌ صبر کنین، سنسه!

367
00:21:54,310 --> 00:21:55,730
‫امکانش هست؟

368
00:21:55,730 --> 00:22:00,570
‫که با قدرت نامحدودِ فنون کلام کیا، لانا رو بکشیم...

369
00:22:01,400 --> 00:22:03,610
‫و بدون برجا گذاشتن هیچ اثری،

370
00:22:03,610 --> 00:22:04,950
‫از لیثیا فرار کنیم؟

371
00:00:00,000 --> 00:00:02,900
CWThierry
AnimeList Translation Team

