1
00:00:04,260 --> 00:00:06,600
‫پادشاه شیاطین حقیقی از بین رفته است.

2
00:00:07,180 --> 00:00:10,560
‫دشمنِ دنیا توسط شخصی شکست خورد.

3
00:00:11,060 --> 00:00:15,740
‫اما حتی اکنون نیز، قدرت‌های به‌جا مانده از شدت کثرت به خود می‌پیچند.

4
00:00:16,240 --> 00:00:19,410
‫نمی‌توانند تحت سیطره‌ی قدرت معمول در بیایند.

5
00:00:19,500 --> 00:00:22,000
‫صد شیطان شبهِ شورا...

6
00:00:23,880 --> 00:00:29,390
‫بزرگ‌ترین شهر دنیا، آورتیا، قصد دارد یک قهرمان برگزیند،

7
00:00:29,480 --> 00:00:33,530
‫درحالی که رهبر لیثیا شاهزاده‌نشین جدید،

8
00:00:33,610 --> 00:00:34,990
‫تارن محفوظ،

9
00:00:35,070 --> 00:00:38,470
‫در صدد نظام جدید، با وحشت‌آفرینی حکومت می‌کند.

10
00:02:23,620 --> 00:02:25,170
‫ببخشید، فرمانده.

11
00:02:25,250 --> 00:02:26,250
‫هوم؟

12
00:02:26,330 --> 00:02:29,170
‫کم مونده به مرز آورتیا و لیثیا برسیم، درسته؟

13
00:02:29,670 --> 00:02:30,680
‫آره.

14
00:02:30,760 --> 00:02:33,390
‫درست اون‌طرف اون تپه‌ست.

15
00:02:34,140 --> 00:02:39,320
‫متوجهم که ما رو برای آشنایی با
‫عوارض زمینِ اطراف لیثیا به اینجا آوردید،

16
00:02:40,030 --> 00:02:42,660
‫اما انقدر نزدیک شدن خطرناک نیست؟

17
00:02:42,740 --> 00:02:44,960
‫چرا، حق با توـه.

18
00:02:45,410 --> 00:02:48,210
‫اوضاع‌مون با لیثیا ناپایداره.

19
00:02:48,920 --> 00:02:50,510
‫اما از دید دنیای بیرون...

20
00:02:50,590 --> 00:02:53,510
‫منظورتون اینه که هردو کشور هنوز باهم روابط دوستانه دارن؟

21
00:02:54,100 --> 00:02:56,140
‫به عقیده‌ی من، معاهده‌ای هست که،

22
00:02:56,230 --> 00:03:00,240
‫به لیثیا ضرب‌الاجلی برای صرف نظر کردن از
‫استقلال و دوباره پیوستن به آورتیا رو می‌ده.

23
00:03:00,740 --> 00:03:06,870
‫هوم، درواقع این گشت‌زنی‌ها درخواست خود لیثیا بود.

24
00:03:08,250 --> 00:03:11,090
‫لیثیا تأکید داره که آورتیا باید سعی در حفظ نظم عمومی داشته باشه،

25
00:03:11,170 --> 00:03:16,180
‫و حملات راهزن‌ها رو مهار کنه.

26
00:03:17,140 --> 00:03:20,530
‫می‌گن چون‌ که ما استقلال لیثیا رو به رسمیت نمی‌شناسیم،

27
00:03:20,610 --> 00:03:22,910
‫عقل حکم می‌کنه که آورتیا مسئولیتش رو به عهده بگیره.

28
00:03:23,700 --> 00:03:25,910
‫اما اون راهزن‌ها کی‌ان؟

29
00:03:26,750 --> 00:03:31,260
‫حقیقتش، آورتیا اون‌ها رو به این کار گماشته. هوم.

30
00:03:31,340 --> 00:03:35,310
‫پس این گشت‌زنی‌ها از جانب آورتیا چیزی جز یه نمایش نیستن؟

31
00:03:36,140 --> 00:03:39,810
‫اما لیثیا هم به این امر واقفه.

32
00:03:40,400 --> 00:03:44,660
‫این درخواست‌ها برای گشت‌زنی، صرفاً به‌منظور آزار و اذیت دادنه،

33
00:03:45,280 --> 00:03:49,670
‫و مقصودش تحلیل بردن منابع و انرژی‌‌،
‫و به‌تدریج تضعیف روحیه‌ی سربازهاست.

34
00:03:53,550 --> 00:03:58,480
‫و همین‌طور می‌تونن از هر خطایی که ازمون سر می‌زنه،
‫به‌عنوان بهانه برای شروع یه جنگ استفاده کنن.

35
00:03:59,230 --> 00:04:01,320
‫تدبیر کارآمدی نیست،

36
00:04:01,400 --> 00:04:02,820
‫ولی حدأقل براشون بی‌خطره.

37
00:04:03,280 --> 00:04:06,330
‫تارن محفوظ می‌دونه مهره‌هاشو چطوری حرکت بده. هوم.

38
00:04:06,410 --> 00:04:09,500
‫واقعاً نمی‌شه از وقوع جنگ جلوگیری کرد؟

39
00:04:09,580 --> 00:04:10,580
‫نه،

40
00:04:11,040 --> 00:04:12,670
‫فکر نکنم بشه.

41
00:04:13,260 --> 00:04:16,510
‫اما بازم، لیثیا هنوز دلیلی برای حمله کردن نداره.

42
00:04:17,310 --> 00:04:19,390
‫بعید می‌دونم به این زودی‌ها،

43
00:04:19,480 --> 00:04:21,480
‫جنگ تمام‌عیاری دربگیره.

44
00:04:21,940 --> 00:04:23,070
هوی، گرفتی ما رو؟

45
00:04:23,150 --> 00:04:24,150
‫هان؟

46
00:04:24,240 --> 00:04:28,080
‫من این‌همه راه رو کوبیدم اومدم اینجا چون شنیدم
‫می‌تونم با یه حریف درست‌وحسابی بجنگم.

47
00:04:28,160 --> 00:04:30,420
‫اگه جنگی در کار نباشه، چه غلطی بکنم؟

48
00:04:30,500 --> 00:04:34,130
‫بعید می‌دونم لیثیا وضعیت تو رو مد نظر قرار داده باشه.

49
00:04:34,210 --> 00:04:35,550
‫گمونم حق با توـه.

50
00:04:35,630 --> 00:04:39,430
‫بهتره خودم به دیدن این یارو تارن برم و
‫ترغیبش کنم کرنای این جنگ رو بزنه.

51
00:04:40,020 --> 00:04:42,480
‫معلومه خیلی مشتاقی، مگه نه؟

52
00:04:42,570 --> 00:04:44,490
‫معذرت می‌خوام، فرمانده.

53
00:04:45,070 --> 00:04:48,120
‫اون یه بازدیدکننده‌ست. با دنیای ما آشنایی نداره.

54
00:04:49,200 --> 00:04:51,170
‫ما...

55
00:04:52,290 --> 00:04:55,420
‫آورتیا به سعی‌وتلاشش برای برقراری صلح ادامه داده.

56
00:04:57,140 --> 00:04:59,140
‫تارن محفوظ،

57
00:04:59,640 --> 00:05:02,520
‫بیست‌وسومین ژنرال آورتیا بود.

58
00:05:04,230 --> 00:05:07,110
‫ما حتی درنظر داشتیم که لیثیا رو یه منطقه خودمختار خاص تعیین کنیم،

59
00:05:07,200 --> 00:05:10,660
‫و لقب پادشاه شیاطین خودخوانده رو باطل کنیم.

60
00:05:11,250 --> 00:05:12,460
‫ولی...

61
00:05:12,540 --> 00:05:15,170
‫از وایورن‌ها استفاده می‌کنن.

62
00:05:15,760 --> 00:05:16,760
‫هوم...

63
00:05:16,840 --> 00:05:18,180
‫وایورن‌ها.

64
00:05:18,510 --> 00:05:19,600
‫غیرقابل‌ قبوله.

65
00:05:19,680 --> 00:05:23,690
‫پرواضحه که یه نیروی خطرناکن،
‫و برای گونه‌های مینیان مهارنشدنی‌ان.

66
00:05:24,020 --> 00:05:27,950
‫به عبارتی تارن، به‌هیچ‌وجه قصد نداره جلوی جنگ رو بگیره.

67
00:05:28,410 --> 00:05:29,450
‫اوهوم.

68
00:05:30,160 --> 00:05:33,790
‫در این عصر که خطری از سوی پادشاه شیاطین حقیقی ما رو تهدید نمی‌کنه،

69
00:05:33,880 --> 00:05:37,470
‫سعی می‌کنه نظام جدیدی رو به‌جای پادشاهی‌ای که،

70
00:05:37,550 --> 00:05:40,390
‫از بدو پیدایش گونه‌های مینیان برقرار بوده، پایه‌گذاری کنه.

71
00:05:41,470 --> 00:05:44,060
‫اون شورائی تحت تسخیر جنگه.

72
00:05:49,490 --> 00:05:50,490
‫اوی.

73
00:05:50,580 --> 00:05:51,580
‫هان؟

74
00:05:52,080 --> 00:05:53,080
‫چی شده؟

75
00:05:53,670 --> 00:05:54,670
‫دشمن‌ها.

76
00:06:06,190 --> 00:06:07,190
‫چی؟

77
00:06:17,550 --> 00:06:19,260
‫این احساس...

78
00:06:19,840 --> 00:06:21,430
‫آماده‌ی جنگ بشید!

79
00:06:26,860 --> 00:06:28,400
‫شما دوتا، جلو نیاید!

80
00:06:29,030 --> 00:06:30,530
‫ما از ارتش آورتیائیم.

81
00:06:31,490 --> 00:06:35,160
‫به درخواست لیثیا شاهزاده‌نشین جدید، اینجا گشت‌زنی می‌کنیم.

82
00:06:35,670 --> 00:06:38,710
‫اسم‌تون رو بگید و مجوز سفرتون رو نشون بدید.

83
00:06:38,800 --> 00:06:42,470
‫اجرای نمایش تا همین‌جا کافیه، فرمانده.

84
00:06:44,310 --> 00:06:47,360
‫می‌خوای بدونی ما کی هستیم؟

85
00:06:47,440 --> 00:06:53,240
‫اومدی راهزن‌ها رو شکار کنی،
‫ولی از اینکه واقعاً به چندتاشون برخوردی غافلگیر شدی؟

86
00:06:53,830 --> 00:06:56,750
‫ا ـ‌ اصلاً خوب نیست. باید فرار کنیم.

87
00:06:57,840 --> 00:06:59,000
‫همین الان!

88
00:07:00,130 --> 00:07:02,640
‫نایب فرمانده، سه‌تا از افراد عقبی رو بردار و برگرد به دژ.

89
00:07:03,180 --> 00:07:04,180
‫به مرکز فرماندهی گزارش بده.

90
00:07:13,410 --> 00:07:14,410
‫وی.

91
00:07:15,040 --> 00:07:16,870
‫تو دیگه کی هستی؟

92
00:07:16,960 --> 00:07:18,080
‫کارت بد نیست.

93
00:07:18,170 --> 00:07:19,590
‫که اینطور.

94
00:07:19,670 --> 00:07:22,430
‫یکی که می‌تونه پا به پای من شمشیر بزنه.

95
00:07:27,810 --> 00:07:28,980
‫شرمنده داش.

96
00:07:29,520 --> 00:07:32,320
‫این الان آخرین سرعتت با اون شمشیر بود؟

97
00:07:32,990 --> 00:07:34,240
‫من که اصلاً ندیدم از جات تکون بخوری.

98
00:07:35,240 --> 00:07:36,830
‫یه مشت استخون،

99
00:07:36,910 --> 00:07:38,330
‫به این وراجی ندیده بودم.

100
00:07:38,880 --> 00:07:39,960
‫چشم‌هام نمی‌تونن دنبالش کنن.

101
00:07:40,420 --> 00:07:41,800
‫مجبورم حرکاتشو پیش‌بینی کنم.

102
00:07:51,780 --> 00:07:52,780
‫بازوی راست.

103
00:08:00,630 --> 00:08:01,800
‫ترقوه.

104
00:08:08,390 --> 00:08:09,810
‫کشاله ران.

105
00:08:17,660 --> 00:08:19,790
‫شکاف‌های قفسه‌ی سینه‌ش...

106
00:08:25,300 --> 00:08:27,140
‫حسابی شور و حال داری.

107
00:08:28,350 --> 00:08:30,850
‫کار کمرشکنی‌ـه.

108
00:08:30,940 --> 00:08:32,650
‫طنز گفتی؟

109
00:08:32,730 --> 00:08:34,400
‫نظرت چیه کمرت رو جدی جدی خرد کنم؟

110
00:08:44,630 --> 00:08:45,970
‫نشونه بگیرید!

111
00:08:47,430 --> 00:08:49,140
‫اسکلت رو نه.

112
00:08:50,430 --> 00:08:51,650
‫ماندریک رو نشونه بگیرید!

113
00:08:54,780 --> 00:08:57,030
‫هیگوآره! شمشیرزنه با من.

114
00:08:57,120 --> 00:09:00,290
‫توی شمشیرزنی حریفش نمی‌شی.

115
00:09:00,870 --> 00:09:02,040
‫که اینطور؟

116
00:09:02,130 --> 00:09:03,130
‫بسیارخب.

117
00:09:03,380 --> 00:09:05,630
‫یه اسب بدزد و از اینجا در برو.

118
00:09:05,720 --> 00:09:06,720
‫الساعه.

119
00:09:07,220 --> 00:09:08,470
‫یه اسب می‌دزدم.

120
00:09:09,930 --> 00:09:11,100
‫داره میاد! تیربارونش کنید!

121
00:09:33,480 --> 00:09:35,270
‫فرمانده! حالتون خوبه؟

122
00:09:36,490 --> 00:09:38,070
‫کشنده نیست.

123
00:10:05,590 --> 00:10:06,960
‫سـ ـ سم...

124
00:10:07,630 --> 00:10:08,760
‫چطور...

125
00:10:08,840 --> 00:10:10,090
‫یونو!

126
00:10:10,180 --> 00:10:12,850
‫بزن به چاک تا نفله نشدی!

127
00:10:13,430 --> 00:10:15,400
‫و ـ‌ ولی، من...

128
00:10:15,480 --> 00:10:17,860
‫بله. الان می‌ذارم برید.

129
00:10:25,710 --> 00:10:26,670
‫کمک!

130
00:10:26,750 --> 00:10:28,460
‫بله، کمکتون می‌کنم،

131
00:10:28,550 --> 00:10:32,050
‫ولی دستور دارم از اینجا عقب‌نشینی کنم.

132
00:10:34,100 --> 00:10:36,350
‫لطفاً با اسب به‌سمت لیثیا برید.

133
00:10:36,940 --> 00:10:39,280
‫من نمی‌تونم یه اسب رو کنترل کنم.

134
00:10:39,650 --> 00:10:40,860
‫شما باید انجامش بدید.

135
00:10:42,740 --> 00:10:44,000
‫ولی...

136
00:10:44,080 --> 00:10:45,080
‫من...

137
00:10:46,120 --> 00:10:47,380
‫بی‌زحمت.

138
00:10:48,670 --> 00:10:52,090
‫گـ ـ گذاشت یه‌نفر زنده بمونه،

139
00:10:53,600 --> 00:10:55,560
‫تا اسب رو کنترل کنه.

140
00:10:56,440 --> 00:10:58,530
‫من رو انتخاب کرد چون از همه ضعیف‌ترم.

141
00:11:00,280 --> 00:11:01,360
‫چرا...

142
00:11:01,950 --> 00:11:03,620
‫حتی برای گذشتن از جونم التماس کنم؟

143
00:11:37,600 --> 00:11:39,610
‫واقعاً باید می‌ذاشتیم بیاد تو؟

144
00:11:40,190 --> 00:11:41,440
‫چاره چیه.

145
00:11:41,940 --> 00:11:44,200
‫اون شخص مهمی توی آورتیاست.

146
00:11:46,040 --> 00:11:47,870
‫چی می‌خوای، پیرمرد؟

147
00:11:47,960 --> 00:11:49,710
‫سرم شلوغه.

148
00:11:49,790 --> 00:11:52,380
‫بیخودی وقتم رو بگیری، می‌فرستمت بری آورتیا.

149
00:11:53,050 --> 00:11:55,050
‫بهت پیشنهاد رسمی اعزام نیروی پشتیبانی رو می‌دم.

150
00:11:55,760 --> 00:11:58,480
‫برای اعزام فوری هم به شورا درخواست دادم.

151
00:11:59,150 --> 00:12:01,360
‫نباید هیچ خللی توی روال کار ایجاد شه.

152
00:12:01,440 --> 00:12:04,200
‫بهت که گفتم، نیازی به پشتیبانی تو ندارم.

153
00:12:04,280 --> 00:12:05,410
‫حالیت نمی‌شه؟

154
00:12:05,780 --> 00:12:07,040
‫لطفاً، گوش کن-

155
00:12:07,120 --> 00:12:08,120
‫وایسا.

156
00:12:10,170 --> 00:12:14,010
‫اخیراً توی یه ماجراجویی شکار اژدها گند بالا نیاوردی؟

157
00:12:14,680 --> 00:12:18,480
‫علاوه بر اون، جوخه‌ی بارکشی من به‌خاطر گزارش معوق،

158
00:12:18,560 --> 00:12:20,940
‫از مسیر پیش‌رو به دردسر افتادن.

159
00:12:21,480 --> 00:12:25,160
‫اگه تو مسئولش شناخته بشی، تعجب نمی‌کنم.

160
00:12:28,250 --> 00:12:32,750
‫حضور تو در اینجا جز به‌هم زدنِ سلسله مراتب فرماندهی من نتیجه‌ی دیگه‌ای نداره.

161
00:12:33,420 --> 00:12:37,140
‫برگرد به آورتیا. ولی اگه واقعاً می‌خوای
‫کمک کنی، سربازهاتو بذار واسه من.

162
00:12:40,140 --> 00:12:41,150
‫به حرفم گوش کن.

163
00:12:41,230 --> 00:12:43,860
‫تو به یه متخصص نیاز داری که بلده چطوری با اون وایورن‌ها سروکله بزنه.

164
00:12:43,940 --> 00:12:47,280
‫می‌دونی که طرف حسابت وایورن‌های عادی نیستن، مگه نه؟

165
00:12:47,370 --> 00:12:48,700
‫هوی هوی.

166
00:12:48,790 --> 00:12:53,050
‫واقعاً فکر کردی من هیچ نقشه‌ای برای
‫وایورن‌های تارن نریختم؟

167
00:12:53,550 --> 00:12:55,800
‫انقدر رقت‌انگیزی که می‌تونم به حالت گریه کنم.

168
00:12:55,880 --> 00:12:57,180
‫اشتباه می‌کنی!

169
00:12:57,260 --> 00:12:59,430
‫مشکل اینجا تارن نیست.

170
00:13:00,100 --> 00:13:01,850
‫دوندۀ ستاره داره میاد.

171
00:13:02,860 --> 00:13:04,190
‫دوندۀ ستاره؟

172
00:13:04,610 --> 00:13:06,110
‫آلوس دوندۀ‌ ستاره؟

173
00:13:06,200 --> 00:13:07,780
‫داره میاد اینجا؟

174
00:13:08,910 --> 00:13:12,630
‫لیثیا ستارۀ سرد رو از هزارتوی عظیم ناگان دزدید.

175
00:13:13,460 --> 00:13:15,590
‫قبل از اینکه دست دوندۀ ستاره بهش برسه!

176
00:13:16,550 --> 00:13:20,180
‫خیال کردی اون دست روی دست می‌ذاره و
‫اجازه می‌ده یکی دیگه اون عتیقه رو تصاحب کنه؟

177
00:13:21,180 --> 00:13:25,860
‫ممکنه در کنار لیثیا به شهر میج هم حمله بشه.

178
00:13:26,650 --> 00:13:28,240
‫خب که چی؟

179
00:13:28,740 --> 00:13:33,040
‫می‌تونی با اون جنگ‌افزار شخمیت کلک دوندۀ ستاره رو بکنی.

180
00:13:33,130 --> 00:13:34,630
‫می‌دونم که از پسش برمیای، پیرمرد.

181
00:13:34,710 --> 00:13:37,130
‫پس می‌شه تو رو جون عزیزت آروم بگیری؟

182
00:13:39,350 --> 00:13:40,770
‫هان؟

183
00:13:46,280 --> 00:13:47,360
‫شوخی می‌کنی.

184
00:14:19,590 --> 00:14:21,010
‫الان داره ازش استفاده می‌کنه؟

185
00:14:21,470 --> 00:14:22,930
‫تارن زده به سیم آخر؟

186
00:14:23,020 --> 00:14:25,060
‫ا ـ اعلان جنگ شده؟

187
00:14:25,940 --> 00:14:27,320
‫چرا دارن بمباران‌مون می‌کنن؟

188
00:14:27,980 --> 00:14:31,280
‫شهر میج هنوز باید با لیثیا روابط دوستانه داشته باشه.

189
00:14:31,370 --> 00:14:32,830
‫نق نق نکن، پیرمرد.

190
00:14:33,450 --> 00:14:39,170
‫تارن به راحتی می‌تونست یه عذر موجه برای شروع جنگ جور کنه.

191
00:14:39,930 --> 00:14:42,720
‫پس یعنی این بخشی از نقشه‌ش ـه؟

192
00:14:43,890 --> 00:14:47,190
‫دیگه اهمیتی به عذر موجه نمی‌ده.

193
00:14:47,270 --> 00:14:48,780
‫آورتیا،

194
00:14:48,860 --> 00:14:51,530
‫متوجه نشد که تارن می‌تونه روی جوانمردی خط بطلان بکشه.

195
00:14:53,950 --> 00:14:56,000
‫هیدو-ساما، خبری براتون دارم.

196
00:14:56,080 --> 00:14:57,840
‫چیه؟ درمورد حمله‌ست؟

197
00:14:57,920 --> 00:14:59,260
‫خـ ـ خیر.

198
00:14:59,920 --> 00:15:03,350
‫جوخه‌ی گشت‌زنی که شبانگاه اعزام شد، برنگشت.

199
00:15:03,930 --> 00:15:04,980
‫چی؟

200
00:15:05,560 --> 00:15:07,980
‫بنا به گزارش مأمور گشتی که برای اطلاع از وضعیت‌شون رفته،

201
00:15:08,060 --> 00:15:10,950
‫همه‌شون توسط چیزی که به‌نظر میاد سم باشه، کشته شدن.

202
00:15:11,450 --> 00:15:13,320
‫هـ ـ هیچ‌کدوم زنده نموندن.

203
00:15:13,740 --> 00:15:15,040
‫هیچ‌کدوم؟

204
00:15:15,120 --> 00:15:17,210
‫حتی سوجیرو شمشیر بید؟

205
00:15:17,830 --> 00:15:19,500
‫ظا ـ ظاهراً...

206
00:15:20,130 --> 00:15:22,800
‫هیچ بازمانده‌ای پیدا نشده.

207
00:15:22,890 --> 00:15:23,890
‫هیدو.

208
00:15:23,970 --> 00:15:25,520
‫هیدوی بند!

209
00:15:25,600 --> 00:15:27,230
‫نقشه‌ای برای این موقعیت داری؟

210
00:15:28,520 --> 00:15:31,400
‫سوجیرو تنها مهره‌ توی نقشه‌ی ترور نیست.

211
00:15:32,110 --> 00:15:33,450
‫قبلاً یکی دیگه هم فرستادم.

212
00:15:33,910 --> 00:15:36,290
‫کوزه فاجعه فانی.

213
00:15:36,370 --> 00:15:39,210
‫حالا که لیثیا دست به کار شده، اون هم می‌شه.

214
00:15:39,290 --> 00:15:41,130
‫نقشه از این قراره.

215
00:15:41,210 --> 00:15:42,470
‫احمقانه‌ست.

216
00:15:42,550 --> 00:15:44,850
‫الان دیگه کار از نقشه‌ی ترور گذشته.

217
00:15:44,930 --> 00:15:46,140
‫باید سربازها رو اعزام کنیم.

218
00:15:46,220 --> 00:15:48,650
‫نمی‌تونم از این دژ بفرستمشون بیرون.

219
00:15:48,730 --> 00:15:51,940
‫ارتش وایورن به ضرس قاطع تو راه اینجان تا محاصره‌مون کنن.

220
00:16:01,590 --> 00:16:03,300
‫پس، من...

221
00:16:03,380 --> 00:16:05,260
‫مسئولیت رو به عهده می‌گیرم،

222
00:16:05,930 --> 00:16:07,810
‫و جوخه‌ی خودم رو می‌فرستم.

223
00:16:07,890 --> 00:16:09,520
‫برای تو که نباید موردی داشته باشه.

224
00:16:11,020 --> 00:16:14,030
‫شکار وایورن‌ها کار منه.

225
00:16:15,240 --> 00:16:16,790
‫حرف مفت نزن، پیرمرد!

226
00:16:17,370 --> 00:16:21,550
‫فکر کردی توی این وضعیت می‌تونیم یه جوخه‌ی ضدهوایی درست‌وحسابی اعزام کنیم؟

227
00:16:21,630 --> 00:16:24,630
‫اگه وارد ساختمون بشن، کارمون تمومه.

228
00:16:24,720 --> 00:16:26,600
‫تنها گزینه‌مون، نگه داشتن دژه.

229
00:16:27,220 --> 00:16:28,770
‫ولی این‌طوری نمی‌تونیم پیروز بشیم.

230
00:16:28,850 --> 00:16:29,850
‫می‌تونیم.

231
00:16:29,940 --> 00:16:31,730
‫گفتم که، یه جوخه‌ی دیگه هم هست.

232
00:16:32,110 --> 00:16:36,120
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که وایورن‌ها و بمباران رو روی خودمون متمرکز کنیم.

233
00:16:37,240 --> 00:16:38,240
‫پس...

234
00:16:38,830 --> 00:16:40,960
‫سربازهای شهر میج که اون پایینن چی؟

235
00:16:42,550 --> 00:16:45,090
‫اگه در راه حفاظت از شهروندان جونشونو از دست بدن،

236
00:16:45,180 --> 00:16:48,220
‫انتظار داری بیست‌ونه مقام عالی‌رتبه‌ی پرافتخار ملکه‌ی آورتیا،

237
00:16:48,310 --> 00:16:51,100
‫مثل لاک‌پشت‌ها از ترس عقب بکشن و به تماشا بشینن؟

238
00:16:52,770 --> 00:16:53,900
‫من باهاشون مواجه می‌شم.

239
00:16:54,990 --> 00:16:55,990
‫من...

240
00:16:57,200 --> 00:17:00,580
‫هیچ‌وقت از جنگ با وایورن‌ها فرار نمی‌کنم.

241
00:17:01,420 --> 00:17:03,630
‫اگه الان باهاشون مواجه نشم،

242
00:17:03,710 --> 00:17:05,260
‫همه‌چیمو از دست می‌دم.

243
00:17:06,090 --> 00:17:09,520
‫نمی‌ذارم حتی یه شهروند رو ببلعن!

244
00:17:10,850 --> 00:17:11,850
‫هوی!

245
00:17:11,940 --> 00:17:13,900
‫شاید روحیه‌ی ستودنی داشته باشی،

246
00:17:13,980 --> 00:17:15,780
‫ولی نمی‌ذارم سربازها رو بفرستی بیرون.

247
00:17:15,860 --> 00:17:17,450
‫این شامل سربازهای تو هم می‌شه.

248
00:17:17,820 --> 00:17:20,580
‫نمی‌ذارم اون‌ها به‌خاطر قهرمان‌بازی تو بمیرن.

249
00:17:26,220 --> 00:17:28,140
‫خـ‌ ـ‌ خیلی‌خب.

250
00:17:28,850 --> 00:17:30,680
‫به هیچ سربازی نیاز ندارم.

251
00:17:31,640 --> 00:17:33,230
‫تنهایی باهاشون مواجه می‌شم.

252
00:17:39,030 --> 00:17:40,040
‫لعنتی.

253
00:17:40,700 --> 00:17:43,540
‫از یه نقطه نظر، حق با پیرمرده.

254
00:17:44,170 --> 00:17:45,550
‫لیثیا بهمون شبیخون زده.

255
00:17:46,420 --> 00:17:49,640
‫اگه آورتیا مقابله به مثل نکنه، شهروندها ما رو به باد انتقاد می‌گیرن.

256
00:17:50,430 --> 00:17:51,810
‫ولی،

257
00:17:52,640 --> 00:17:55,270
‫این یه جنگه که ممکنه برنده‌ش ما نباشیم.

258
00:17:58,530 --> 00:18:02,160
‫من از شهروندهای شهر میج و هارگهنت پیر محافظت می‌کنم.

259
00:18:02,750 --> 00:18:04,880
‫من رو به خط اضطراری هفت رادزیو وصل کن.

260
00:18:04,960 --> 00:18:06,590
‫خط اضطراری هفت؟

261
00:18:06,670 --> 00:18:08,340
‫می‌خواید با کی تماس بگیرید؟

262
00:18:08,420 --> 00:18:10,430
‫یالا کارتو بکن.

263
00:18:11,010 --> 00:18:12,180
‫بـ ـ بله!

264
00:18:20,410 --> 00:18:21,580
‫بیداری؟

265
00:18:25,500 --> 00:18:27,800
‫یاغی گردبادی، وارد عمل می‌شی.

266
00:18:27,880 --> 00:18:31,560
‫هر دشمنی که جون ژنرال ششم رو تهدید می‌کنه،‌ از میون بردار.

267
00:18:31,640 --> 00:18:35,100
‫به هر وایورن لیثیا که دیدی شلیک کن.

268
00:18:35,190 --> 00:18:38,690
‫تاوقتی که اجازه‌ش صادر نشده، به هیچ‌یک از سربازهای مینیان دشمن صدمه نزن.

269
00:18:40,360 --> 00:18:41,490
‫مطمئنی؟

270
00:18:41,580 --> 00:18:45,080
‫تا الان که درخصوص آزاد کردنم مردد بودی.

271
00:18:45,170 --> 00:18:47,340
‫شرایط تغییر کرده.

272
00:18:47,960 --> 00:18:50,050
‫سوجیروی شمشیر بید کشته شده.

273
00:18:50,130 --> 00:18:53,010
‫دیگه تضمینی برای موفقیت نقشه‌ی ترور نیست.

274
00:18:53,350 --> 00:18:56,060
‫اگه کوزه توی مأموریتش شکست بخوره...

275
00:18:57,520 --> 00:19:00,110
‫تو باید لیثیا رو نابود کنی.

276
00:19:02,580 --> 00:19:03,660
‫باشه.

277
00:19:03,740 --> 00:19:05,120
‫نباید زیاد سخت باشه.

278
00:19:05,790 --> 00:19:09,710
‫اگه توی جنگ پیروز بشی، درخواستم رو قبول می‌کنی،‌ مگه نه؟

279
00:19:10,340 --> 00:19:14,970
‫حقوق برابر با گونه‌های مینیان و حق شهروندی رسمی آورتیا.

280
00:19:15,060 --> 00:19:18,150
‫مجوزی برات می‌گیرم که هیچ‌کس نتونه ردش کنه.

281
00:19:18,900 --> 00:19:19,980
‫هرطور میلته زندگی کن.

282
00:19:20,610 --> 00:19:22,410
‫و ثبت‌نام توی یه مدرسه.

283
00:19:22,490 --> 00:19:24,620
‫اگه موفق بشی.

284
00:19:29,210 --> 00:19:31,050
‫آه، این فکر خوبیه؟

285
00:19:31,590 --> 00:19:33,850
‫واقعاً باید از اون هیولا استفاده کنیم؟

286
00:19:34,430 --> 00:19:36,020
‫اون یه سلاحه.

287
00:19:36,430 --> 00:19:38,610
‫قرارمون رو که شنیدی.

288
00:19:39,190 --> 00:19:41,490
‫ولی ظاهراً می‌خواد دوباره یه مینیا بشه.

289
00:19:43,240 --> 00:19:47,460
‫شنیدم اون هیولایی بود که یه‌تنه کل یه ارتش محلی،

290
00:19:47,540 --> 00:19:49,250
‫توی آورتیا رو نابود کرد.

291
00:19:49,880 --> 00:19:51,920
‫به زودی می‌فهمیم که،

292
00:19:52,380 --> 00:19:53,930
‫تصمیم درستی گرفتم یا نه.

293
00:20:04,160 --> 00:20:05,450
‫یاغی گردبادی.

294
00:20:05,530 --> 00:20:08,000
‫جناب هیدو دستور دادن که بیرون بیای.

295
00:20:08,080 --> 00:20:09,080
‫آره.

296
00:20:09,170 --> 00:20:10,590
‫الان باهاش حرف زدم.

297
00:20:10,960 --> 00:20:12,670
‫الان دیگه در رو باز می‌کنی؟

298
00:20:18,940 --> 00:20:21,190
‫فکر می‌کنید بهتون خیانت می‌کنم؟

299
00:20:21,900 --> 00:20:24,780
‫چون یه مینیا نیستم بهم اعتماد ندارید؟

300
00:20:44,610 --> 00:20:46,320
‫دوباره میریم تو دل جنگ...

301
00:20:48,620 --> 00:20:49,620
‫هِلنِتِن.

302
00:20:56,760 --> 00:20:59,600
‫ما کارمون اینه دیگه، مگه نه؟

303
00:21:00,890 --> 00:21:02,230
‫هـ ـ هوی!

304
00:21:04,360 --> 00:21:05,400
‫چی شده؟

305
00:21:05,740 --> 00:21:07,490
‫هـ ـ‌ هیچی.

306
00:21:33,540 --> 00:21:38,930
‫مدت زیادی می‌گذره... از وقتی که بدنم رو دارم.

307
00:21:57,420 --> 00:21:59,180
‫خیلی احساس سبکی می‌کنم!

308
00:22:00,760 --> 00:22:03,020
‫آزاد! آزادم!

309
00:22:06,480 --> 00:22:08,990
‫آزادی چه خوبه.

310
00:00:00,000 --> 00:00:02,900
CWThierry
AnimeList Translation Team

