1
00:00:16,450 --> 00:00:18,990
‫بدنم کاملاً بی‌حس شده.

2
00:00:19,990 --> 00:00:21,580
‫این سوزن‌ها...

3
00:00:22,040 --> 00:00:25,040
‫شاید از گلدان آبی
‫خلاص شده باشم...

4
00:00:25,040 --> 00:00:27,590
‫ولی...

5
00:00:31,300 --> 00:00:35,260
‫کوتتسو...

6
00:00:31,630 --> 00:00:34,680
{\an7}‫هیوتوکو

7
00:00:43,980 --> 00:00:45,390
‫قدرتم...

8
00:00:45,390 --> 00:00:46,690
‫ته کشیده.

9
00:00:48,900 --> 00:00:50,360
‫هیچ کاری نیست که...

10
00:00:51,030 --> 00:00:52,440
‫من بتونم...

11
00:00:55,780 --> 00:00:57,620
‫می‌دونم که می‌تونی
‫انجامش بدی، موئیچیرو.

12
00:00:57,620 --> 00:00:59,620
‫حالا، روی پاهات بایست!

13
00:01:00,660 --> 00:01:02,950
{\an8}‫پدر...

14
00:01:02,974 --> 00:01:09,974
 

15
00:01:09,998 --> 00:01:16,998
 

16
00:02:27,000 --> 00:02:33,000
‫ترجمه از
‫VahidMax

17
00:02:33,840 --> 00:02:39,010
{\an8}‫قسمت 8:
‫" مو در موئیچیرو "

18
00:02:42,430 --> 00:02:44,100
‫درسته.

19
00:02:44,430 --> 00:02:46,890
‫پدرم یه هیزم‌شکن بود.

20
00:02:47,310 --> 00:02:49,060
‫و پسرش...

21
00:02:49,520 --> 00:02:52,520
‫بهش کمک می‌کنم تا 
‫درخت‌هارو قطع کنه.

22
00:03:01,070 --> 00:03:02,110
‫من...

23
00:03:07,120 --> 00:03:08,580
‫از...

24
00:03:08,580 --> 00:03:11,920
‫اینکه تو کار پدرم
‫بهش کمک کنم خوشم میومد.

25
00:03:17,170 --> 00:03:18,960
‫مادر، حالت خوبه؟

26
00:03:18,960 --> 00:03:22,340
‫بابا رفته برات گیاهای دارویی بیاره،
‫پس...

27
00:03:22,590 --> 00:03:23,930
‫مادر!

28
00:03:29,230 --> 00:03:31,190
‫داره از تب می‌سوزه.

29
00:03:43,740 --> 00:03:45,620
‫بیا، پتوی منو بگیر.

30
00:03:45,620 --> 00:03:47,490
‫چطوره، مادر؟

31
00:03:49,790 --> 00:03:51,250
‫سردمه.

32
00:03:54,630 --> 00:03:58,170
‫پدر زود برمی‌گرده، باشه؟

33
00:04:27,030 --> 00:04:28,080
‫اون روز...

34
00:04:29,240 --> 00:04:31,790
‫من هم پدرم رو از دست دادم
‫هم مادرم رو...

35
00:04:32,910 --> 00:04:35,960
‫همزمان، آدم‌هایی که
‫عزیز من بودن رو از دست دادم.

36
00:04:38,960 --> 00:04:42,050
‫وقتی ده سالم بود
‫پدر و مادرم مُردن.

37
00:04:42,670 --> 00:04:45,090
‫تو ده سالگی خودم رو
‫تک و تنها دیدم.

38
00:04:47,800 --> 00:04:49,350
‫موئیچیرو؟

39
00:04:50,890 --> 00:04:52,930
‫نه، اشتباه می‌کنم.

40
00:04:52,930 --> 00:04:55,850
‫وقتی یازده سالم بود
‫خودم رو تک و تنها دیدم.

41
00:04:57,150 --> 00:04:58,360
‫یه...

42
00:04:59,060 --> 00:05:01,110
‫برادر دوقلو داشتم.

43
00:05:02,490 --> 00:05:06,360
‫اسم برادرم یوئیچیرو بود.

44
00:05:10,160 --> 00:05:12,700
‫دلسوزی برای کسی 
‫فایده‌ای نداره.

45
00:05:12,700 --> 00:05:16,580
‫انجام دادن کاری برای بقیه
‫برای تو هیچ خاصیت و فایده‌ای نداره.

46
00:05:17,120 --> 00:05:18,630
‫اشتباه می‌کنی.

47
00:05:18,630 --> 00:05:20,590
‫تو نیکی می‌کن و در دجله انداز...

48
00:05:20,590 --> 00:05:24,340
‫که ایزد در بیابانت دهد باز.

49
00:05:24,340 --> 00:05:26,130
‫پدر همیشه
‫این حرفو می‌زد.

50
00:05:26,430 --> 00:05:31,390
‫نباید به حرف کسی که به‌خاطر تلاش برای
‫کمک‌کردن به یکی دیگه مُرده اعتماد کنی.

51
00:05:32,520 --> 00:05:34,810
‫چرا این حرفو می‌زنی؟

52
00:05:34,810 --> 00:05:37,060
‫اون به خاطر مادرمون هر کاری...

53
00:05:37,060 --> 00:05:40,860
‫انگار قرار بود با چندتا دونه
‫گیاه دارویی بیماریش خوب بشه.

54
00:05:40,860 --> 00:05:42,400
‫فراتر از حماقته.

55
00:05:42,780 --> 00:05:44,690
‫حرفت خیلی زشت بود، برادر!

56
00:05:45,150 --> 00:05:50,160
‫اگه وسط اون طوفان بیرون نرفته بود،
‫فقط مادرمون رو از دست می‌دادیم.

57
00:05:50,160 --> 00:05:53,700
‫از این حرفا نزن!
‫خیلی بدجنسیه!

58
00:05:54,120 --> 00:05:56,210
‫فقط دارم شرایط رو
‫برات روشن می‌کنم.

59
00:05:56,210 --> 00:05:59,790
‫داد و بیداد نکن. صدات خیلی بلنده.
‫ممکنه توجه گرازها رو جلب کنی.

60
00:06:01,170 --> 00:06:04,210
‫" مو " در موئیچیرو
‫مخفف بی‌کفایتیه.

61
00:06:04,590 --> 00:06:06,420
‫گفت و گوی من و تو هم
‫هیچ فایده‌ای نداره.

62
00:06:06,840 --> 00:06:09,220
‫گذشته رو نمی‌تونی عوض کنی.

63
00:06:10,300 --> 00:06:14,350
‫" مو " در موئیچیرو
‫مخفف بی‌کفایتیه.

64
00:06:21,020 --> 00:06:23,860
{\an8}‫برادرم همیشه
‫با نیش و کنایه حرف می‌زد.

65
00:06:24,480 --> 00:06:26,610
{\an8}‫یه حسی بهم می‌گفت که...

66
00:06:26,940 --> 00:06:29,610
{\an8}‫وقتی فراموشی داشتم
‫منم مثل اون بودم.

67
00:06:32,320 --> 00:06:34,620
‫زندگی با برادرم...

68
00:06:34,620 --> 00:06:36,750
‫بهم احساس
‫خفگی می‌داد.

69
00:06:37,540 --> 00:06:40,620
{\an8}‫مطمئن بودم که
‫اون منو تحقیر می‌کنه...

70
00:06:41,290 --> 00:06:44,380
‫و در نظر من اون 
‫یه آدم سنگ‌دل بود.

71
00:06:45,710 --> 00:06:47,970
‫فصل‌ها عوض شدند...

72
00:06:49,180 --> 00:06:51,010
‫و بهار بود.

73
00:06:53,220 --> 00:06:56,020
‫می‌رم آب بیارم، باشه؟

74
00:06:56,680 --> 00:06:58,520
‫هنوز با حقیقت کنار نیومدی؟

75
00:07:22,880 --> 00:07:24,840
‫اون خیلی زیبا بود...

76
00:07:25,880 --> 00:07:27,510
‫به قدری زیبا که
‫اولش فکر کردم...

77
00:07:27,510 --> 00:07:30,970
‫روحِ درخت توسـه.

78
00:07:30,970 --> 00:07:34,970
{\an7}‫شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا
‫آرک دهکده شمشیرسازان

79
00:07:34,970 --> 00:07:38,970
{\an3}‫شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا
‫آرک دهکده شمشیرسازان

80
00:07:40,430 --> 00:07:41,810
‫اون شخص...

81
00:07:41,810 --> 00:07:43,730
‫همسر ارباب بود...

82
00:07:44,190 --> 00:07:45,610
‫و این‌همه مسافت رو
‫اومده بود تا...

83
00:07:46,110 --> 00:07:48,860
‫در کوهستان مارو ملاقات کنه.

84
00:07:49,690 --> 00:07:50,860
‫ولی...

85
00:07:53,950 --> 00:07:55,490
‫در نهایت...

86
00:07:55,490 --> 00:08:00,120
‫برادرم مثل همیشه حرفای توهین‌آمیز زد
‫و خانم آمانه رو بیرون کرد.

87
00:08:00,870 --> 00:08:04,380
‫باورت می‌شه؟ اون گفت که
‫ما از نسل شمشیرزن‌ها هستیم!

88
00:08:04,670 --> 00:08:09,510
‫از نوادگان یه شمشیرزن فوق‌العاده‌ایم
‫که از چیزی به اسم "تنفس اولیه" استفاده می‌کرده، نه چیز دیگه‌ای!

89
00:08:09,880 --> 00:08:11,340
‫خب که چی؟

90
00:08:11,340 --> 00:08:12,840
‫زودباش برنج‌ دم کن.

91
00:08:12,840 --> 00:08:15,010
‫گوش‌کن! بیا شمشیرزن بشیم!

92
00:08:15,430 --> 00:08:18,640
‫باورم نمی‌شه که راستی راستی
‫اون شیاطین تو دنیا وجود داشته باشن...

93
00:08:19,010 --> 00:08:21,180
‫ولی اگه بتونیم کمک کنیم...

94
00:08:21,180 --> 00:08:22,230
‫ببین!

95
00:08:22,230 --> 00:08:25,270
‫بیا آدمایی که به‌خاطر اون شیاطین
‫عذاب می‌کشن رو نجات بدیم!

96
00:08:25,560 --> 00:08:26,480
‫شرط می‌بندم که من و تو می‌تونیم...

97
00:08:41,040 --> 00:08:43,660
‫پیش خودت فکر کردی
‫مثلاً چه غلطی می‌تونی بکنی؟

98
00:08:43,960 --> 00:08:47,130
‫تو حتی نمی‌تونی تنهایی برنج دم کنی،
‫اونوقت می‌خوای شمشیرزن بشی؟

99
00:08:47,130 --> 00:08:48,630
‫بقیه رو نجات بدی؟

100
00:08:48,630 --> 00:08:50,920
‫بابا دست از سرم بردار، خب؟

101
00:08:50,920 --> 00:08:54,380
‫جداً، تو درست مثل
‫پدر و مادر هستی، مگه نه؟

102
00:08:54,380 --> 00:08:57,970
‫خیلی خوش‌بینی!
‫اصلاً اون مغزت چطوری کار می‌کنه؟

103
00:08:57,970 --> 00:09:02,020
‫درست مثل مادر، که با وجود مریضی و حال بدش
‫بدون اینکه بهمون بگه کار می‌کرد و آخرش هم زمین‌گیر شد!

104
00:09:02,310 --> 00:09:05,190
{\an8}‫درست مثل پدری، که تو اون طوفان
‫رفت بیرون تا گیاه دارویی پیدا کنه!

105
00:09:05,640 --> 00:09:06,730
‫بعد از همه...

106
00:09:07,100 --> 00:09:09,270
‫بعد از همه کارایی که کردم
‫تا جلوش رو بگیرم!

107
00:09:09,270 --> 00:09:12,820
‫بعد از التماس‌هایی که 
‫هرروز به مادر کردم تا استراحت کنه!

108
00:09:12,820 --> 00:09:15,400
‫می‌دونی کی می‌تونه
‫به بقیه کمک کنه؟

109
00:09:15,700 --> 00:09:17,820
‫فقط آدمایی که برگزیده هستن!

110
00:09:18,160 --> 00:09:22,580
‫شاید اجدادمون شمشیرزن بودن،
‫ولی بچه‌هایی مثل چه کار می‌تونن بکنن؟

111
00:09:22,870 --> 00:09:24,210
‫می‌خوای بهت جوابشو بگم؟

112
00:09:24,210 --> 00:09:25,540
‫که چه کار می‌تونیم بکنیم؟

113
00:09:25,540 --> 00:09:27,210
‫مثل سگ و بیهوده بمیریم...

114
00:09:27,540 --> 00:09:29,590
{\an8}‫این کاریه که می‌تونیم بکنیم!

115
00:09:29,920 --> 00:09:32,460
{\an8}‫چون ما بچه‌های 
‫پدر و مادرمون هستیم!

116
00:09:32,800 --> 00:09:35,010
‫اون زن فقط قراره
‫ازمون سو استفاده کنه!

117
00:09:35,010 --> 00:09:37,090
‫امکان نداره که تو سرش
‫نقشه‌ای نداشته باشه!

118
00:09:37,590 --> 00:09:40,220
{\an8}‫دیگه هم از این موضوع حرفی زده نشه!
‫فهمیدی؟

119
00:09:40,220 --> 00:09:42,720
{\an8}‫حالا بجنب و شام رو درست کن!

120
00:09:48,560 --> 00:09:50,400
‫بعد از اون...

121
00:09:51,190 --> 00:09:53,860
‫دیگه با هم حرفی نزدیم.

122
00:09:54,690 --> 00:09:57,740
‫به غیر از یه دعوای دیگه...

123
00:09:57,740 --> 00:10:00,950
‫وقتی برادرم روی خانم آمانه
‫آب ریخت...

124
00:10:00,950 --> 00:10:02,740
‫ایشون مدام به دیدن ما می‌اومد.

125
00:10:35,940 --> 00:10:37,440
‫بعدش، تابستون اومد.

126
00:10:37,780 --> 00:10:40,200
‫اون تابستون خیلی گرم بود...

127
00:10:40,200 --> 00:10:42,870
‫و من و برادرم همیشه
‫بداخلاق و بی‌حوصله بودیم.

128
00:10:43,410 --> 00:10:47,080
‫حتی شب هم هوا گرم بود،
‫و جیرجیرک‌ها وز وز می‌کردن.

129
00:11:33,500 --> 00:11:35,090
‫اوه، لعنتی...

130
00:11:35,090 --> 00:11:37,340
‫فقط دوتا موش کثیف اینجاست؟

131
00:11:38,800 --> 00:11:39,920
‫خب، حالا هر چی.

132
00:11:39,920 --> 00:11:41,090
‫موئیچیرو!

133
00:11:48,140 --> 00:11:50,890
‫داداش! داداش!

134
00:11:58,860 --> 00:12:00,990
‫خفه‌شو! خفه‌شو!

135
00:12:01,570 --> 00:12:03,070
‫صدات درنیاد.

136
00:12:03,570 --> 00:12:06,530
‫دوتا هیزم‌شکن بدبخت مثل شما...

137
00:12:06,530 --> 00:12:09,200
‫به هر حال شما دوتا
‫هیچ خاصیتی ندارید.

138
00:12:09,620 --> 00:12:12,370
‫از اونجایی که بودن یا نبودن شما
‫هیچ اهمیتی نداره...

139
00:12:12,670 --> 00:12:16,040
‫زندگی‌تون هم بی‌ارزشه!

140
00:12:19,260 --> 00:12:20,710
‫و در اون لحظه...

141
00:12:21,170 --> 00:12:22,970
‫رنگ قرمز جلوی چشمام رو پوشونده بود.

142
00:12:23,970 --> 00:12:26,930
‫خشونت شدیدی بود که قبلاً
‫هرگز حسش نکرده بودم...

143
00:12:27,350 --> 00:12:32,230
‫انگار دلم مثل سیر و سرکه می‌جوشید.

144
00:12:33,230 --> 00:12:36,810
‫واقعاً یادم نیست که بعدش
‫چه اتفاقی افتاد.

145
00:12:36,810 --> 00:12:39,610
‫یه غُرشی هیولایی...
‫باورم نمی‌شد که...

146
00:12:40,820 --> 00:12:45,660
‫این غرش و این صدا از ته حلقم بیرون میاد،
‫از دهن من بیرون میاد.

147
00:12:55,040 --> 00:12:56,460
‫بعدش فقط اینو می‌دونستم که...

148
00:12:56,460 --> 00:12:58,630
‫اون شیطان در آستانه مرگ بود.

149
00:12:58,630 --> 00:13:02,210
‫ولی ظاهراً، حتی بعد از
‫له‌کردن سرش هم قرار نبود بمیره...

150
00:13:02,210 --> 00:13:03,920
‫و داشت عذاب می‌کشید.

151
00:13:15,560 --> 00:13:17,610
‫کمی بعد، خورشید طلوع کرد...

152
00:13:18,610 --> 00:13:21,190
‫و شیطان تبدیل به خاکستر شد
‫و نابود شد.

153
00:13:21,530 --> 00:13:24,360
‫ولی این مسئله واقعاً
‫هیچ اهمیتی برام نداشت.

154
00:13:29,280 --> 00:13:33,250
‫فقط و فقط می‌خواستم برم پیش یوئیچیرو...

155
00:13:33,580 --> 00:13:37,210
‫ولی یکباره،
‫بدنم مثل سُرب سنگین شد.

156
00:13:37,210 --> 00:13:42,300
‫یه حسی بهم می‌گفت قراره
‫چندین سال طول بکشه تا به خونه‌ای که جلومه برسم.

157
00:13:49,050 --> 00:13:54,600
‫خواهش می‌کنم...
‫التماست می‌کنم...

158
00:13:55,310 --> 00:13:56,390
‫داداش...

159
00:13:56,940 --> 00:13:59,400
‫تو زنده‌ای؟ داداش!

160
00:14:13,740 --> 00:14:19,210
‫خدای عزیز...
‫بودای عزیز...

161
00:14:19,210 --> 00:14:20,960
‫خواهش می‌کنم...

162
00:14:22,000 --> 00:14:23,960
‫خواهش می‌کنم...

163
00:14:23,960 --> 00:14:28,340
‫فقط برادرم رو نجات بدید.

164
00:14:34,890 --> 00:14:39,520
‫برادرم... مثل من نیست.

165
00:14:39,520 --> 00:14:43,570
‫اون یه بچه خوش‌قلبه.

166
00:14:43,570 --> 00:14:48,550
‫می‌گه می‌خواد به
‫بقیه کمک کنه...

167
00:14:48,550 --> 00:14:52,120
‫ولی من جلوش رو گرفتم.

168
00:14:53,410 --> 00:14:55,240
‫تنها کسی که...

169
00:14:55,620 --> 00:14:57,450
‫باید سرزنش بشه...

170
00:14:57,450 --> 00:14:59,080
‫منم.

171
00:14:59,460 --> 00:15:02,040
‫اگه می‌خوای کسی رو تنبیه کنی...

172
00:15:02,040 --> 00:15:03,920
‫پس بذار...

173
00:15:03,920 --> 00:15:06,260
‫اون من باشم.

174
00:15:08,300 --> 00:15:11,800
‫من همیشه می‌دونستم.

175
00:15:12,760 --> 00:15:14,640
‫حقیقت اینه که...

176
00:15:15,760 --> 00:15:19,600
‫"مو" در موئیچیرو...

177
00:15:28,780 --> 00:15:29,950
‫به معنیه...

178
00:15:30,700 --> 00:15:32,450
‫"بی‌نهایته."

179
00:15:33,410 --> 00:15:34,700
{\an8}‫تنفس مه...

180
00:15:35,120 --> 00:15:36,580
‫فرم چهارم...

181
00:15:43,460 --> 00:15:45,380
‫برش جریان بی‌ثبات!

182
00:15:48,590 --> 00:15:49,510
‫کوتتسو!

183
00:15:50,170 --> 00:15:51,590
‫آقای توکیتو...

184
00:15:51,590 --> 00:15:54,090
‫نگران من نباش.

185
00:15:54,090 --> 00:15:56,010
‫آقای هاگانزوکا رو...

186
00:15:56,350 --> 00:15:57,810
‫نجات بده!

187
00:15:57,810 --> 00:15:59,140
‫از شمشیرها...

188
00:15:59,640 --> 00:16:01,230
‫محافظت کن!

189
00:16:03,770 --> 00:16:04,980
‫درسته.

190
00:16:08,730 --> 00:16:11,740
‫لعنت بهش!
‫لعنت بهش!

191
00:16:11,740 --> 00:16:13,530
{\an8}‫این مرد!

192
00:16:13,530 --> 00:16:15,700
‫این انسان!

193
00:16:16,240 --> 00:16:21,120
‫بعد از کاری که باهاش کردم
‫بازم دست از سنگ‌زدن برنمی‌داره!

194
00:16:21,120 --> 00:16:27,380
{\an9}‫رده بالا پنج

195
00:16:21,410 --> 00:16:27,380
‫حتی وقتی چشمـش رو نابود کردم،
‫بدون اینکه صدایی ازش دربیاد به سنگ‌زدن ادامه داد!

196
00:16:30,420 --> 00:16:31,920
‫فهمیدم!

197
00:16:31,920 --> 00:16:34,510
‫اگه بهش بگم که قراره
‫این یکی رو بکشم...

198
00:16:39,010 --> 00:16:41,430
‫از زندان گلدان آبی فرار کرد!

199
00:16:41,980 --> 00:16:43,810
‫چجوری؟

200
00:16:43,810 --> 00:16:45,350
‫یعنی چی آخه!

201
00:16:45,350 --> 00:16:49,940
‫فکر می‌کردم مرگش حتمیه،
‫به‌خاطر همین اصلاً حواسم بهش نبود.

202
00:16:50,730 --> 00:16:52,990
‫نه، یه لحظه صبر کن.

203
00:16:52,990 --> 00:16:57,990
‫از طرفی هم،
‫نشون می‌ده که من چقدر متمرکز بودم!

204
00:16:57,700 --> 00:16:59,330
{\an4}‫پنج

205
00:16:58,330 --> 00:16:59,330
‫آره!

206
00:17:00,040 --> 00:17:00,830
‫همم؟

207
00:17:00,830 --> 00:17:04,160
‫وایسا، وایسا، صبر کن!
‫اون علامت چیه؟

208
00:17:04,790 --> 00:17:07,960
‫بر اساس اطلاعاتی که
‫ارباب موزان بهم داده،

209
00:17:07,960 --> 00:17:12,050
‫اون بچه‌ای که گوشوازه داره هم
‫مثل همین علامت رو داره!

210
00:17:12,050 --> 00:17:14,430
‫نه! بهش فکر نکن!

211
00:17:14,430 --> 00:17:17,720
‫چطوری می‌تونی انقدر بی‌تفاوت
‫اونجا بایستی؟

212
00:17:17,720 --> 00:17:22,560
‫حمله من باید بدنـت رو فلج می‌کرد!

213
00:17:23,140 --> 00:17:27,690
‫چطور تونستی حتی با سرعت بیشتری
‫برای زخمی‌کردن من حرکت کنی؟

214
00:17:30,690 --> 00:17:32,360
‫جهنم گلدان اختاپوسی!

215
00:17:33,860 --> 00:17:35,280
‫ارباب توکیتو!

216
00:17:39,450 --> 00:17:41,200
‫هیو، هیو!

217
00:17:41,200 --> 00:17:44,830
‫بگو ببینم از خاصیت فنری بودن
‫گوشت این اختاپوس چقدر خوشت اومده؟

218
00:17:44,830 --> 00:17:46,960
‫دیگه این یکی رو نمی‌تونی ببری!

219
00:17:55,550 --> 00:17:57,890
‫هنوز داره اون
‫شمشیر رو سنگ می‌زنه!

220
00:17:57,890 --> 00:17:59,350
‫احمقه؟

221
00:17:59,350 --> 00:18:01,470
‫عقلش سر جاش نیست.

222
00:18:01,470 --> 00:18:03,770
‫ولی این موضوع در نوع خوش عالیه!

223
00:18:03,770 --> 00:18:07,230
‫اون شمشیرساز می‌تونه صبر کنه!
‫اول، هاشیرا رو می‌کشم!

224
00:18:07,520 --> 00:18:10,820
‫دفعه قبلی اصلاً تلاش نکردم!

225
00:18:10,820 --> 00:18:15,110
‫این‌بار، حتماً لهش می‌کنم،
‫بعدش به خودم جذبش می‌کنم!

226
00:18:16,700 --> 00:18:17,660
‫هیو؟

227
00:18:21,830 --> 00:18:22,950
‫تو برام...

228
00:18:23,370 --> 00:18:25,200
‫این شمشیر رو ساختی.

229
00:18:26,370 --> 00:18:27,330
{\an6}‫نابودکننده شیاطین

230
00:18:27,870 --> 00:18:29,080
‫ازت ممنونم...

231
00:18:29,420 --> 00:18:30,840
‫آقای کاناموری.

232
00:18:32,500 --> 00:18:34,260
‫نه!

233
00:18:34,260 --> 00:18:35,550
‫من فقط...

234
00:18:35,550 --> 00:18:39,430
‫دستورالعمل‌های اولین شمشیرساز
‫شما رو اجرایی کردم!

235
00:18:40,180 --> 00:18:41,930
‫درسته.

236
00:18:41,930 --> 00:18:46,100
‫آقای تتسوئیدو بود که
‫اولین شمشیرم رو برام ساخت.

237
00:18:46,100 --> 00:18:48,690
‫به‌خاطر بیماری قلبی فوت شد.

238
00:18:50,230 --> 00:18:54,190
‫مهم نیست چندبار شمشیرت رو عوض می‌کنی،
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه!

239
00:18:59,950 --> 00:19:01,200
‫آه...

240
00:19:01,200 --> 00:19:03,030
‫مثل یه دستکش
‫درست اندازه دستامه.

241
00:19:05,450 --> 00:19:08,210
‫نگرانت بودم، پسر جون.

242
00:19:09,420 --> 00:19:14,170
‫کی قراره درک کنه که تو
‫چه چیزایی رو داری پشت سر می‌ذاری؟

243
00:19:14,590 --> 00:19:17,970
‫که چطور برای هیچ چیز دیگه‌ای
‫وقتی نداری؟

244
00:19:18,470 --> 00:19:22,140
‫که چطور از پسش برمیای 
‫و حتی نمی‌تونی استراحتی کوتاه داشته باشی؟

245
00:19:22,140 --> 00:19:26,850
‫که چقدر مظطربی چون
‫نمی‌تونی چیزی رو به یاد بیاری؟

246
00:19:26,850 --> 00:19:29,980
‫و به حدی سخت تلاش می‌کنی
‫تا آخر خون بالا میاری؟

247
00:19:30,690 --> 00:19:33,650
‫کی قراره این چیزا رو درک کنه؟

248
00:19:34,230 --> 00:19:39,860
‫هرموقع شمشیرهایی که استفاده کردی رو می‌بینم،
‫باعث می‌شه اشکم دربیاد.

249
00:19:40,820 --> 00:19:43,570
‫زیاد این اطراف نمی‌مونم.

250
00:19:43,570 --> 00:19:46,660
‫نه اینکه بخوام تو این سن
‫به فکر زندگی کردن باشم، نه...

251
00:19:47,660 --> 00:19:52,580
‫ولی نمی‌تونم نگرانت نباشم.

252
00:19:54,170 --> 00:19:55,340
‫آقای تتسوئیدو...

253
00:19:55,670 --> 00:19:56,380
‫ببخشید.

254
00:19:56,380 --> 00:19:57,550
{\an7}‫نابودکننده شیاطین

255
00:19:57,170 --> 00:19:58,880
‫می‌دونم که نگرانتون کردم.

256
00:19:59,510 --> 00:20:00,470
‫ولی الان...

257
00:20:01,930 --> 00:20:04,220
‫حالم کاملاً خوبه!

258
00:20:05,430 --> 00:20:06,850
‫تنفس مه...

259
00:20:07,180 --> 00:20:08,310
‫فرم پنجم...

260
00:20:09,930 --> 00:20:11,690
‫دریایِ ابر و مه!

261
00:20:16,770 --> 00:20:19,280
‫خب، ضربات سریع و برشی‌ای بود،

262
00:20:19,280 --> 00:20:22,950
‫ولی به نظر نمیاد که بتونی 
‫به سرعت گلدان‌های من برسی!

263
00:20:23,740 --> 00:20:24,950
‫مطمئنی؟

264
00:20:25,240 --> 00:20:26,370
‫چی؟

265
00:20:26,990 --> 00:20:29,750
‫به نظر میاد رشته‌های عصبیت
‫خیلی کُند شدن.

266
00:20:29,750 --> 00:20:32,080
‫به‌خاطر اینه که
‫صدها سال زندگی کردی.

267
00:20:34,750 --> 00:20:36,540
‫دفعه بعدی گردنت رو می‌زنم.

268
00:20:36,540 --> 00:20:40,880
‫کارهای بهتری نسبت به تو کل روز
‫بازی کردن با گلدان‌های احمقانه تو دارم.

269
00:20:42,090 --> 00:20:45,090
‫منو دست کم نگیر، موش کثیف!

270
00:20:51,520 --> 00:20:54,520
{\an9}‫نابود کن

271
00:20:53,230 --> 00:20:54,520
‫موئیچیرو...

272
00:20:56,060 --> 00:20:59,070
‫ببخشید که نتونستم
‫باهات بهتر رفتار کنم.

273
00:21:00,780 --> 00:21:02,190
‫هرگز نمی‌تونستم...

274
00:21:02,190 --> 00:21:04,280
‫مثل تو رفتار کنم.

275
00:21:05,320 --> 00:21:07,410
‫مهربون بودن با بقیه...

276
00:21:08,370 --> 00:21:11,410
‫یه چیزیه که
‫فقط آدمای برگزیده می‌تونن انجامش بدن.

277
00:21:12,450 --> 00:21:13,580
‫ولی...

278
00:21:13,580 --> 00:21:15,170
‫موئیچیرو...

279
00:21:15,920 --> 00:21:18,380
‫مهم نیست که زندگیت
‫چقدر با فضیلت باشه،

280
00:21:18,840 --> 00:21:23,630
‫در نهایت نه خدایان و نه بودا
‫ازت محافظت نمی‌کنن.

281
00:21:23,630 --> 00:21:26,890
‫به‌خاطر همین فکر کردم که
‫خودم باید از تو محافظت کنم.

282
00:21:27,640 --> 00:21:28,850
‫موئیچیرو...

283
00:21:29,260 --> 00:21:32,020
‫تو مثل من نیستی.

284
00:21:34,520 --> 00:21:37,190
‫برای اینکه به کسی 
‫غیر از خودت کمک کنی...

285
00:21:39,150 --> 00:21:40,820
‫می‌تونی قدرت بی‌نهایتی رو به کار بگیری.

286
00:21:46,740 --> 00:21:49,120
‫تو یکی از آدم‌های برگزیده هستی!

287
00:21:51,000 --> 00:21:58,000
 

288
00:21:58,024 --> 00:22:05,024
 

289
00:22:05,048 --> 00:22:11,048
‫ترجمه از
‫VahidMax

290
00:23:20,040 --> 00:23:20,500
{\an4}‫بخش 8

291
00:23:21,790 --> 00:23:24,670
‫بانو کانروجی، تولدتون مبارک!

292
00:23:26,210 --> 00:23:28,220
‫بیاید با دوستانتون
‫از دهکده شروع کنیم!

293
00:23:27,630 --> 00:23:37,100
{\an3}‫هرقدر دلت خواست بخور!
‫از طرف دوستانت در دهکده

294
00:23:28,010 --> 00:23:37,100
{\an7}‫تولدت مبارم، میتسوری

295
00:23:28,420 --> 00:23:30,340
‫هدیه ما به شما:
‫هر قدر دلت خواست بخوره!

296
00:23:30,340 --> 00:23:31,180
‫اوه!

297
00:23:31,180 --> 00:23:34,600
‫هرقدر دلت خواست بخور یعنی می‌تونم
‫هر قدر دلم خواست غذا سفارش بدم، درسته؟

298
00:23:34,600 --> 00:23:37,100
‫ها؟ یعنی بعد از همه اینا
‫برای بار دوم هم سفارش می‌دی؟

299
00:23:37,350 --> 00:23:39,850
‫- البته!
‫- یا خدا یا حضرت عیسی و موسی!

300
00:23:38,140 --> 00:23:39,850
{\an6}‫نباید بهش می‌گفتیم
‫"هرقدر دلت خواست بخور"...

301
00:23:40,350 --> 00:23:42,690
‫حالا، وقت فاش کردن رازی 
‫از دوره تایشوئه!

302
00:23:43,020 --> 00:23:47,530
‫این‌روزها غذاهای مورد علاقه بانو کانروجی
‫کتلت گوشت‌خوک و «ام‌رایسـه».
‫[ترکیبی از املت و برنج]

303
00:23:47,530 --> 00:23:50,030
‫جفتشون غذاهای مدرن و به روز هستن
‫و به سبک غذاهای غربی هستن!

304
00:23:50,030 --> 00:23:51,240
‫بنابرایـــــــن...

305
00:23:51,240 --> 00:23:54,740
{\an3}‫مبارکتون باشه بانو کانروجی

306
00:23:51,660 --> 00:23:54,740
{\an8}‫من و نزوکو هم این دو غذا رو
‫به مناسبت تولدشون درست کردیم!

307
00:23:55,280 --> 00:23:56,990
‫اوه! ممنونم!

308
00:23:56,990 --> 00:23:58,410
‫حالا می‌تونم بخورمـشون؟

309
00:23:58,410 --> 00:23:59,460
‫مهمون ما باشید!

310
00:24:00,870 --> 00:24:04,670
‫قسمت بعدی، قسمت 9،
‫" هاشیرای مه، توکیتو موئیچیرو."

311
00:24:04,670 --> 00:24:05,590
‫دور بعدی لطفاً

312
00:24:05,920 --> 00:24:06,920
‫به این زودی؟

313
00:24:06,920 --> 00:24:08,710
‫زودباشید، بازم بیارید!

314
00:24:08,710 --> 00:24:10,050
‫ادامه دارد

