1
00:00:35,952 --> 00:00:38,246
سلام، مقداری پاستا صدای خوبی دارد؟

2
00:00:38,329 --> 00:00:39,914
- آره تو منو میشناسی - باشه.

3
00:00:39,998 --> 00:00:41,958
- سرد. - آیا تا به حال چیز دیگری می خواهم؟

4
00:00:42,000 --> 00:00:45,420
میدونم تو خیلی کسل کننده ای روی آن پنیر چدار می خواهید؟

5
00:00:45,503 --> 00:00:47,255
این آخرین چیزی است که در این مورد نوشتم.

6
00:00:47,338 --> 00:00:49,507
- خنده داره که... تو روشن بینی؟ - بس کن

7
00:00:49,591 --> 00:00:51,968
- تو اینو ننوشتی - ببین "پنیر چدار".

8
00:00:52,469 --> 00:00:56,056
- چقدر عجیب است؟ وای خدای من. - چدار. یک معما. خیلی خوب.

9
00:00:56,139 --> 00:00:58,308
- ام... - تو خیلی بامزه ای.

10
00:00:59,392 --> 00:01:03,146
آیا می دانید که من قرار بود به جشن تولد استلا بروم؟

11
00:01:03,229 --> 00:01:06,316
و من کاملاً... من دعوت شده بودم، اما هرگز این کار را نمی کردم.

12
00:01:06,399 --> 00:01:08,276
- دعوت شدی؟ - من هرگز نمی روم.

13
00:01:08,359 --> 00:01:09,194
امسال؟

14
00:01:09,277 --> 00:01:12,489
- آره، او 94 یا 95 یا چیزی دیگر شد. - وای.

15
00:01:12,572 --> 00:01:16,451
ولی میدونی همه مودب بودن و دعوتم میکردن و ...

16
00:01:16,534 --> 00:01:18,828
- هرگز این اتفاق نمی افتد. - آره میگم

17
00:01:18,912 --> 00:01:22,499
آره می دانی، اتفاقات زیادی با او می افتد،

18
00:01:22,582 --> 00:01:24,542
و من هیچ کاری با او نمی خواهم

19
00:01:27,295 --> 00:01:30,799
من تمام زندگی ام را تا دو سال پیش فکر می کردم

20
00:01:30,882 --> 00:01:32,217
که استلا مادر من بود.

21
00:01:32,300 --> 00:01:35,428
این قاتل، و، می دانید، این وحشتناک به نظر می رسد.

22
00:01:35,512 --> 00:01:38,264
او فقط یک آدم بد نیست زیرا یک قاتل بود.

23
00:01:38,348 --> 00:01:40,266
کارهای دیگری هم بود که او انجام داد.

24
00:01:40,350 --> 00:01:43,436
می دانی، تایلر، من هنوز با استلا مقابله نکرده ام

25
00:01:43,520 --> 00:01:45,355
در مورد اینکه او چگونه مرا گرفت

26
00:01:46,856 --> 00:01:49,442
او فقط یکی پس از دیگری به من دروغ می گفت.

27
00:01:50,777 --> 00:01:52,946
تمام عمرم فکر می کردم او مادرم است،

28
00:01:53,029 --> 00:01:55,865
و من نمی دانم چگونه او توانست این کار را انجام دهد.

29
00:01:55,949 --> 00:01:58,618
و چگونه او مرا از مادر بیولوژیکی ام گرفت.

30
00:01:58,701 --> 00:02:03,706
چه دروغی گفت که مادرم مرا تحویل دهد؟

31
00:02:03,790 --> 00:02:08,545
چون مادرم هرگز مرا به کسی بد و وحشتناک مثل خودش نمی داد.

32
00:02:09,129 --> 00:02:12,841
در کودکی به من گفتند که مادر مادرم مدتی را در زندان گذرانده است.

33
00:02:12,924 --> 00:02:15,718
با توجه به اینکه او 30 سال خدمت کرد، این راز نبود.

34
00:02:15,802 --> 00:02:18,346
و بخش زیادی از کودکی من در قلم بود.

35
00:02:19,931 --> 00:02:21,891
افرادی از زندان برای من نامه می نوشتند.

36
00:02:21,975 --> 00:02:24,519
آنها می گفتند: "اوه، در انجیل، می گوید که شما باید

37
00:02:24,602 --> 00:02:27,939
به مادر و پدرت احترام بگذار اشتباه است که به او سر نمیزنی،

38
00:02:28,022 --> 00:02:29,858
و تو با او صحبت نخواهی کرد."

39
00:02:29,941 --> 00:02:33,069
این کسی نیست که شما با او در تماس باشید یا در کلامش اهمیتی قائل شوید.

40
00:02:33,153 --> 00:02:35,321
آره بیا... بیا با هم کریسمس داشته باشیم.

41
00:02:35,405 --> 00:02:37,907
-آره خب... -آره میدونم. این فقط آجیل است.

42
00:02:37,991 --> 00:02:40,076
او قطعاً از کتاب مقدس به نفع خود استفاده کرد،

43
00:02:40,160 --> 00:02:44,789
و بتواند هم آن را نقل کند و هم آن ایده را به فرزندانش تحمیل کند.

44
00:02:44,873 --> 00:02:47,292
و مردم را به هر نحوی دستکاری کنید.

45
00:02:47,375 --> 00:02:49,460
- او همیشه به کلیساها می پیوست. - آره

46
00:02:49,544 --> 00:02:52,213
و اینجاست که او افراد آسیب پذیر را پیدا می کند

47
00:02:52,297 --> 00:02:53,715
که او می تواند آنها را کار کند.

48
00:02:53,798 --> 00:02:56,176
"اوه، ما به پول نیاز داریم. ما به این نیاز داریم. ما به آن نیاز داریم."

49
00:02:56,259 --> 00:02:58,261
می آمدند کمک. او مرا به درب آنها می برد.

50
00:02:58,344 --> 00:02:59,596
- آره - چون من کوچیک بودم

51
00:02:59,679 --> 00:03:03,892
بنابراین او مرا به درب آنها می برد و می دانست که دارد چه کار می کند.

52
00:03:03,975 --> 00:03:07,562
استلا یک قاتل است یک کلاهبردار دروغگو.

53
00:03:07,645 --> 00:03:10,732
من فقط نمی توانم ... نمی دانم به کجا ختم می شود.

54
00:03:11,399 --> 00:03:15,820
منظورم این است که این کار ادامه می یابد و ادامه می یابد. او همه چیز بدی است که یک فرد می تواند باشد.

55
00:03:15,904 --> 00:03:17,655
و، این چیز دیوانه کننده است.

56
00:03:17,739 --> 00:03:20,241
او 94 سال دارد و هنوز زنده است.

57
00:03:21,284 --> 00:03:22,702
میدونی تایلر

58
00:03:22,785 --> 00:03:28,082
- شاید هرگز نفهمم چه اتفاقی افتاده است. - آره

59
00:03:28,166 --> 00:03:31,002
ما در مورد زنی صحبت نمی کنیم که یک یا دو اشتباه مرتکب شده است.

60
00:03:31,085 --> 00:03:32,921
ما در مورد استلا صحبت می کنیم،

61
00:03:33,004 --> 00:03:35,340
که یک عمر دارد...

62
00:03:35,423 --> 00:03:38,885
... یک عمر خراب کردن زندگی مردم.

63
00:03:39,761 --> 00:03:42,138
فکر می کنم مادرم فقط یک قربانی نبود،

64
00:03:42,222 --> 00:03:43,389
اما یک بازمانده

65
00:03:43,473 --> 00:03:47,268
اما بیش از این، او سزاوار این است که پاسخ هایی برای آنچه اتفاق افتاده است داشته باشد.

66
00:03:47,352 --> 00:03:50,063
چرا مادرش نتوانست او را نگه دارد.

67
00:03:50,146 --> 00:03:53,900
و چرا این شخص دیگر او را گرفت و هرگز پس نداد.

68
00:03:54,567 --> 00:03:58,154
فکر می کنید به عنوان یک رسانه، باید بتوانم با همه طرف مقابل تماس بگیرم

69
00:03:58,238 --> 00:04:00,615
و بفهمید که چگونه استلا او را به دست آورد،

70
00:04:00,698 --> 00:04:02,200
اما اینطوری کار نمی کند

71
00:04:02,283 --> 00:04:05,870
به یک معنا، من هم مثل بقیه در پی یافتن پاسخ هستم.

72
00:04:07,455 --> 00:04:08,895
آره، تایلر، من نمی دانم.

73
00:04:09,457 --> 00:04:13,044
نمی دانم با او به کجا ختم می شود. و حدس می زنم روزی که می میرد.

74
00:04:13,127 --> 00:04:17,257
من فقط می مانم تا تمام عمر با این موضوع کنار بیایم.

75
00:04:18,716 --> 00:04:24,764
او می توانست زندگی متفاوتی داشته باشد. که توسط این جنایتکار از او گرفته شد.

76
00:04:24,847 --> 00:04:28,268
در یک راه بزرگتر، من می خواهم او بتواند تا جایی که می تواند به او نزدیک شود

77
00:04:28,351 --> 00:04:29,477
به حس بسته شدن

78
00:04:29,560 --> 00:04:33,690
من می خواهم در مورد آنچه برای خانواده مادرم اتفاق افتاده است بیشتر بدانم.

79
00:04:33,773 --> 00:04:36,985
من می خواهم در مورد برخی از جزئیات گمشده پاسخ دریافت کنم.

80
00:04:37,068 --> 00:04:39,654
با هم، من فکر می کنم شفای زیادی وجود دارد که می توان داشت

81
00:04:39,737 --> 00:04:42,323
اگر هر دوی ما حاضریم به چیزهایی که هستند نگاه کنیم

82
00:04:42,407 --> 00:04:44,784
بدون خجالت و دوباره آنها را ببینید.

83
00:05:05,513 --> 00:05:06,931
این یک سواری ناهموار است.

84
00:05:07,557 --> 00:05:09,809
- لعنتی این ... - اوه خدای من!

85
00:05:09,892 --> 00:05:13,021
- گاو مقدس! اون رو دیدی؟ - مسیح لعنتی مقدس!

86
00:05:13,104 --> 00:05:15,106
- این یک قطره است. - وای.

87
00:05:15,189 --> 00:05:18,026
من باید در این مرحله رانندگی کنم. یعنی واقعا

88
00:05:20,653 --> 00:05:23,072
واقعاً نیازی نیست که به شما بگویم چگونه رانندگی کنید

89
00:05:23,156 --> 00:05:24,866
چون میدونم اون روز کی میاد

90
00:05:24,949 --> 00:05:27,452
وقتی گواهینامه خود را دریافت کردید، یک راننده عالی خواهید بود.

91
00:05:28,286 --> 00:05:30,913
آیا احساس نمی کنید که بعضی اوقات در حال رانندگی هستید؟

92
00:05:30,997 --> 00:05:34,167
اما شما نمی توانید حرکت کنید، زیرا نمی توانید دو پا را در مقابل خود ببینید.

93
00:05:39,589 --> 00:05:42,133
من گمان می کنم که امروز در حال خواندن تعدادی از افراد هستم.

94
00:05:42,216 --> 00:05:45,261
- من گروه های مختلفی دارم که می آیند. - واقعا؟

95
00:05:45,345 --> 00:05:47,805
بنابراین من یک مادربزرگ دارم،

96
00:05:48,306 --> 00:05:50,850
که احساس می کنم زندگی کاملاً کاملی داشته ام.

97
00:05:52,226 --> 00:05:54,395
و در واقع به نوعی زمان رفتن او را تعیین کرد.

98
00:05:55,772 --> 00:05:59,567
پس یه جورایی رفت... وقتی آماده رفتن بود.

99
00:06:00,193 --> 00:06:01,444
جالب هست.

100
00:06:01,527 --> 00:06:04,864
بنابراین، خواهیم دید که آیا این موضوع امروز حل می شود یا خیر.

101
00:06:09,911 --> 00:06:11,871
یه سورپرایز براتون دارم بچه ها

102
00:06:11,954 --> 00:06:13,915
بنابراین من یک دانش آموز خود را دارم

103
00:06:13,998 --> 00:06:16,125
که خیلی وقت پیش تدریس کردم،

104
00:06:16,209 --> 00:06:18,586
و او فقط تاثیر زیادی بر زندگی من گذاشت،

105
00:06:18,669 --> 00:06:20,922
و من تأثیر زیادی بر زندگی او گذاشتم،

106
00:06:21,005 --> 00:06:23,758
و فقط واقعا عالی است. من از شما بچه ها می خواهم که او را ملاقات کنید.

107
00:06:23,841 --> 00:06:26,177
- او تمام راه را به اینجا می آید؟ - آره

108
00:06:26,260 --> 00:06:30,098
همه دوستان من فکر می کنند که، اوم، ما می خواهیم

109
00:06:30,181 --> 00:06:33,434
فیلمی در مورد اینکه معلم چگونه است،

110
00:06:33,518 --> 00:06:35,937
و من به کسی چیزی نگفتم

111
00:06:36,020 --> 00:06:39,482
- او شاگرد شما در سن دیگو بود؟ - نه. در هانفورد. ما در هانفورد زندگی می کردیم.

112
00:06:39,565 --> 00:06:41,818
هانفورد در آن روزها.

113
00:06:44,737 --> 00:06:45,738
باشه.

114
00:06:46,948 --> 00:06:48,783
- این بوگی است. - آره

115
00:06:48,866 --> 00:06:50,743
این مثل این است که من احساس می کنم خیلی ...

116
00:06:50,827 --> 00:06:52,870
- بوگی؟ - نه، احساس ثروتمندی می کنم.

117
00:06:52,954 --> 00:06:54,622
- باشه. - باشه.

118
00:06:55,415 --> 00:06:57,875
- در مطالعه خود موفق باشید. - با تشکر.

119
00:07:02,880 --> 00:07:05,480
آیا کسی چیزی برای نوشیدن می خواهد؟ مثل چای سرد یا ...

120
00:07:05,550 --> 00:07:06,926
- من دوست دارم. - آره؟

121
00:07:07,009 --> 00:07:08,261
- عالی میشه - با تشکر.

122
00:07:08,344 --> 00:07:10,930
- کوری همش خوبه. - عاشقشم.

123
00:07:11,013 --> 00:07:13,224
- فرصتی برای خوردن غذا - میدونم درسته؟

124
00:07:13,307 --> 00:07:15,560
سلام!

125
00:07:15,643 --> 00:07:19,689
- اوه خدای من! شما دانشجو هستید؟ - اوه! اوضاع چطوره؟

126
00:07:19,772 --> 00:07:22,400
او فقط از یکی از شاگردانش برای ما می گفت.

127
00:07:22,483 --> 00:07:25,653
- اوه وای! اوه خدای من! - تریش، شاگردت اینجاست!

128
00:07:25,736 --> 00:07:29,073
- سلام! اوه خدای من! - چقدر عجیب! چقدر بامزه

129
00:07:29,866 --> 00:07:31,242
چی؟

130
00:07:31,325 --> 00:07:33,161
- اوه خدای من! - سلام!

131
00:07:33,244 --> 00:07:34,871
- او را میشناسی؟ - نه

132
00:07:34,954 --> 00:07:37,373
او مدیوم هالیوود است. اونم تایلر هنری

133
00:07:37,457 --> 00:07:39,750
من هیچ سرنخی نداشتم!

134
00:07:39,834 --> 00:07:43,296
وای اوه خیلی خوبه که میبینمت

135
00:07:43,379 --> 00:07:46,007
من الان یک سال است که می خواهم با شما ملاقات کنم.

136
00:07:46,090 --> 00:07:47,508
میدانم. مثل "اوه!"

137
00:07:47,592 --> 00:07:49,719
- الان داره اتفاق میفته اوه خدای من! - داره اتفاق میفته

138
00:07:49,802 --> 00:07:52,555
- خوب، او قطعاً من را شگفت زده کرد. - اوه خدای من.

139
00:07:52,638 --> 00:07:54,718
- آره! بیا بریم. چه منظره ای - بنابراین...

140
00:07:54,765 --> 00:07:56,017
- سلام! - سلام!

141
00:07:56,100 --> 00:07:58,519
- چطور هستید؟ - خوب بچه ها چطورین؟ اوه

142
00:07:58,603 --> 00:08:00,813
- چه سفری - تازه داریم میخوریم

143
00:08:00,897 --> 00:08:02,440
جای نگرانی نیست از دیدار هر دوی شما خوشحالم

144
00:08:03,357 --> 00:08:05,318
- متشکرم! - هی، به تو نگاه کن، کور.

145
00:08:05,401 --> 00:08:09,071
- من مهماندار دست و پا چلفتی هستم. - میزبان با بیشترین.

146
00:08:09,155 --> 00:08:10,823
خب، این خیلی سورئال است.

147
00:08:10,907 --> 00:08:14,452
- آره. سلام عزیزم. - چقدر بامزه سلام! آیا همه کار خوبی می کنند؟

148
00:08:14,535 --> 00:08:15,411
آره

149
00:08:15,495 --> 00:08:17,914
- خوب! خوشحالم که اینجا هستم. - تعجب!

150
00:08:17,997 --> 00:08:20,875
تو موفق شدی یک روانی را غافلگیر کنی، کار خوبی است.

151
00:08:23,169 --> 00:08:24,295
باشه. بنابراین.

152
00:08:24,378 --> 00:08:27,548
میدونی خیلی وقته ندیدمت و فکر کردم...

153
00:08:28,049 --> 00:08:31,469
اینها افراد مهم زندگی من هستند. تو آدم خیلی مهمی در زندگی من هستی

154
00:08:31,552 --> 00:08:33,137
فکر کردم: "آنها را با هم بیاور."

155
00:08:33,221 --> 00:08:35,223
میخواستم ببینم سورپرایزشون میکنی...

156
00:08:35,306 --> 00:08:37,225
آره. من شگفت زده ام. همه ما شگفت زده شده ایم.

157
00:08:37,308 --> 00:08:40,228
اگر مطالعه ای مانند آن ها انجام می دادید، این ...

158
00:08:40,311 --> 00:08:41,312
کاملا.

159
00:08:41,395 --> 00:08:43,523
- ما در مورد این صحبت کردیم ... - او پرسید.

160
00:08:43,606 --> 00:08:46,067
ما طرفداران بزرگی هستیم. ما سال ها در این مورد صحبت کرده ایم.

161
00:08:46,150 --> 00:08:48,069
آره و من فکر کردم، "یک روز، یک روز."

162
00:08:48,152 --> 00:08:51,239
- فکر کردم بیا همین الان انجامش بدیم برو دنبالش. - کاملا.

163
00:08:51,322 --> 00:08:54,033
ما در حال انجام آن هستیم. من هیجان زده هستم.

164
00:08:54,116 --> 00:08:56,160
هرگز فکر نمی کردم این تجربه را بدست بیاورم.

165
00:08:56,244 --> 00:08:57,495
- میدانم. - واقعا - جدا.

166
00:08:57,578 --> 00:08:59,622
آیا قبلاً مطالعه ای داشته اید؟

167
00:08:59,705 --> 00:09:00,957
- همچین چیزی؟ - نه

168
00:09:01,040 --> 00:09:02,041
باشه باحال

169
00:09:02,124 --> 00:09:04,502
- تا حالا یکی گرفتی؟ باشه. - کمی.

170
00:09:05,002 --> 00:09:08,548
بنابراین، روشی که من در مورد توانایی او فهمیدم

171
00:09:08,631 --> 00:09:10,424
کلاس ریاضی من بود

172
00:09:11,801 --> 00:09:13,970
تایلر پشتش روی صندلی نشسته است.

173
00:09:14,053 --> 00:09:17,765
او واقعاً ساکت است و من فقط می گویم: "باشه. او را دریابید."

174
00:09:17,848 --> 00:09:20,685
شما آن یک بچه را می شناسید، می گویید "من متوجه می شوم."

175
00:09:20,768 --> 00:09:25,106
و بعد مادرشوهرم خیلی مریض شد.

176
00:09:25,189 --> 00:09:26,857
و او در بیمارستان بود.

177
00:09:26,941 --> 00:09:29,110
بعد دخترم به من زنگ زد و گفت:

178
00:09:29,193 --> 00:09:32,113
"مامان، تو باید جاشوا و دلا رو بفرستی پایین."

179
00:09:32,863 --> 00:09:35,408
بنابراین من بچه ها را همان شب فرستادم.

180
00:09:35,491 --> 00:09:38,869
بنابراین آنها راندند، و بنابراین همه آنها در بیمارستان هستند.

181
00:09:38,953 --> 00:09:42,915
و به این ترتیب او گذشت، و کیکی با من تماس گرفت و او گفت: "او رفت."

182
00:09:42,999 --> 00:09:47,420
او می‌گوید: «این دیوانه‌کننده بود، زیرا تماشای او، خوب به نظر نمی‌رسید.»

183
00:09:47,503 --> 00:09:51,090
و بعد از اینکه گذشت، گفت: "به نظر می رسید می تواند بلند شود و بدود."

184
00:09:51,173 --> 00:09:53,175
مثل، او فقط متفاوت به نظر می رسید.

185
00:09:53,259 --> 00:09:56,929
بنابراین، پس از آن به این فکر کردم که "من می روم سر کار." رفتم سر کار و در کلاس قدم می زنم.

186
00:09:57,013 --> 00:10:00,766
و من سعی می کنم تدریس کنم و بالاخره زنگ به صدا در می آید.

187
00:10:00,850 --> 00:10:04,061
و همه بچه ها می روند و تایلر هنوز پشت میزش نشسته است.

188
00:10:04,145 --> 00:10:08,441
فقط پشت میزش نشسته او می گوید: خانم کمپ، می توانم با شما صحبت کنم؟

189
00:10:08,524 --> 00:10:12,653
و من اینطور گفتم: "آره، حتما. در مورد چه چیزی باید با من صحبت کنی؟"

190
00:10:13,154 --> 00:10:15,781
او می‌گوید: «نمی‌دانم چطور می‌خواهی این را تحمل کنی،

191
00:10:16,282 --> 00:10:19,702
اما من یک پیام برای شما دارم."

192
00:10:19,785 --> 00:10:21,329
و من گفتم: بله؟

193
00:10:21,412 --> 00:10:24,707
و او گفت: «خب، لورن می‌خواست به شما بگویم

194
00:10:25,583 --> 00:10:26,959
که اشکالی ندارد گریه کنی."

195
00:10:27,043 --> 00:10:29,879
و من به او نگاه کردم و آن را گم کردم.

196
00:10:29,962 --> 00:10:33,424
شروع کرد به گریه کردن و او می‌گوید: "او می‌خواهد بدانی گریه کردن اشکالی ندارد."

197
00:10:33,507 --> 00:10:38,304
و اینکه او می خواهد از شما برای فرستادن بچه ها به خانه اش تشکر کند.

198
00:10:38,387 --> 00:10:39,387
وای.

199
00:10:39,764 --> 00:10:43,017
زیرا او احساس بسیار بهتری دارد و احساس می‌کند می‌تواند بدود.»

200
00:10:43,100 --> 00:10:46,062
- و من به او نگاه کردم، و من مثل ... - اوه، وای.

201
00:10:46,145 --> 00:10:47,271
و من فقط...

202
00:10:49,273 --> 00:10:50,274
لحظه ای داشت

203
00:10:50,358 --> 00:10:51,734
آه!

204
00:10:51,817 --> 00:10:54,528
این بزرگ بود. این چیزی است که آن روز باید بشنوم.

205
00:10:54,612 --> 00:10:56,947
شما می گویید "من دیدم هاله شما متفاوت است."

206
00:10:57,031 --> 00:11:00,076
و من مثل "وای! چه اتفاقی می افتد؟"

207
00:11:00,159 --> 00:11:01,786
مانند "چه خبر است؟"

208
00:11:01,869 --> 00:11:03,996
دلیل اینکه من فوراً او را باور کردم

209
00:11:04,080 --> 00:11:06,457
به این دلیل است که هیچ کس او را "لورن" صدا نمی کند.

210
00:11:06,540 --> 00:11:08,167
- مم - هیچکس.

211
00:11:08,250 --> 00:11:09,919
- همه او را "نان" صدا می زنند. - آره

212
00:11:10,002 --> 00:11:11,796
- یا او را "دلا" صدا می زنند. - آره

213
00:11:11,879 --> 00:11:16,842
زمانی که تایلر نوجوان بود، بسیار ساکت بود، خیلی برای خودش.

214
00:11:16,926 --> 00:11:20,346
او همیشه هر روز مرا چک می کرد. "حالت چطوره؟ چه خبره؟"

215
00:11:20,429 --> 00:11:23,933
حالا، با نگاهی به گذشته، منطقی است که چرا او اینقدر ساکت بود.

216
00:11:24,016 --> 00:11:27,895
او احتمالاً در تمام مدت اطلاعات زیادی از او می گرفت.

217
00:11:27,978 --> 00:11:33,734
او فقط یک فرد خاص در زندگی من است که من را برای بهتر شدن تغییر داده است.

218
00:11:34,819 --> 00:11:38,030
بنابراین امروز که من وارد این فرآیند می شوم، هر کسی می تواند از آن عبور کند.

219
00:11:38,114 --> 00:11:42,159
در خواندن، اغلب افرادی که هم زنده هستند و هم گذشته، تصدیق می شوند.

220
00:11:42,243 --> 00:11:46,539
من باید به نوعی حرکت کنم و بفهمم چه کسی رفته است، چه کسی هنوز اینجاست.

221
00:11:46,622 --> 00:11:47,915
و پیام چیست.

222
00:11:47,998 --> 00:11:51,627
بنابراین راه دیگری که من کار می کنم گاهی اوقات با اشیا است.

223
00:11:51,711 --> 00:11:53,879
حالا بعضی ها اشیا می آورند. دیگران این کار را نمی کنند.

224
00:11:53,963 --> 00:11:56,090
اوم، امروز امروز دارید؟

225
00:11:56,173 --> 00:11:59,468
من نمی دانستم. پس من چیزی نیاوردم. چیزی نیاوردی

226
00:11:59,552 --> 00:12:03,180
وقتی دیدم تو اینجا هستی یکی آوردم وقتی برای همه نوشیدنی برداشتم.

227
00:12:03,264 --> 00:12:05,367
اگر مشکلی ندارید ... آیا آن را در دست دارید؟

228
00:12:05,391 --> 00:12:08,936
- روی انگشتم است. به معنای واقعی کلمه در دست است. - سرد. میتونی اونجا بذاری؟ عاشقشم.

229
00:12:09,937 --> 00:12:10,937
ما شوخی کردیم

230
00:12:11,355 --> 00:12:13,542
- پس من برای شروع این کار را ادامه می دهم. - باشه.

231
00:12:13,566 --> 00:12:16,402
تا آنجا که پیش می‌رود، ببینم چه چیزی به دست می‌آورم.

232
00:12:16,485 --> 00:12:17,486
من به شما سگو

233
00:12:17,570 --> 00:12:19,029
- در تئوری، امیدوارم. - باشه.

234
00:12:19,113 --> 00:12:21,115
-و ببینیم چی میشه -خدایا

235
00:12:21,198 --> 00:12:23,242
من تازه شروع به اتصال می کنم.

236
00:12:23,868 --> 00:12:26,120
من شروع می کنم از طریق افراد یک به یک.

237
00:12:28,205 --> 00:12:29,915
خیلی خوب.

238
00:12:30,666 --> 00:12:31,500
باشه.

239
00:12:33,419 --> 00:12:34,419
آره

240
00:12:38,883 --> 00:12:40,176
وقتی با شما صحبت می کنیم،

241
00:12:40,259 --> 00:12:42,553
من می خواهم در مورد خانواده مادرت صحبت کنم،

242
00:12:42,636 --> 00:12:43,971
به روشی که این اتفاق می افتد.

243
00:12:44,054 --> 00:12:46,515
و این واقعاً جالب است، نحوه ورود آن.

244
00:12:47,641 --> 00:12:50,644
چون آنها من را در مورد یک صف طولانی از مربیان صحبت می کنند،

245
00:12:50,728 --> 00:12:54,023
که چندین نسل از مربیان در برخی ظرفیت ها هستند.

246
00:12:54,106 --> 00:12:57,610
اما من به طور خاص سه تا را می بینم، پس آیا شما حداقل سه نسل را می شناسید؟

247
00:12:57,693 --> 00:12:59,236
- اوه بله. - باشه، باحال.

248
00:12:59,737 --> 00:13:01,447
پس باید این خانم را بزرگ کنم.

249
00:13:01,947 --> 00:13:05,075
من بیشتر به طرف مادرت وصل میشم تا طرف بابات. باشه؟

250
00:13:05,159 --> 00:13:07,411
این جایی است که من می روم، راهی که از آن عبور می کند.

251
00:13:08,204 --> 00:13:10,331
او وارد می شود. او خیلی اصرار دارد.

252
00:13:10,414 --> 00:13:13,667
او از من می خواهد در مورد مادرت صحبت کنم، که به من احساس زنده بودن می دهد.

253
00:13:13,751 --> 00:13:15,211
- خوب است که در نظر داشته باشید. - آره

254
00:13:16,712 --> 00:13:17,712
باشه.

255
00:13:21,592 --> 00:13:25,179
من باید مادرش را برجسته کنم. آیا این کسی است که امیدوارید از او بشنوید؟

256
00:13:25,262 --> 00:13:27,014
- باشه فقط مطمئن باش - غیر واقعی، بله.

257
00:13:27,097 --> 00:13:29,099
- دوستش دارم. - او یک چیز خنده دار به من نشان داد.

258
00:13:29,183 --> 00:13:31,185
تا آنجا که یک مرجع، این خنده دار است.

259
00:13:31,268 --> 00:13:33,521
احساس می کنم او احساس می کند زندگی کاملی داشته است.

260
00:13:33,604 --> 00:13:37,733
او به من آسیب زیادی وارد نمی کند. من چیزی زودرس نمیگیرم

261
00:13:37,817 --> 00:13:41,445
این شوخی در مورد تلاش وجود دارد: "تا 100 سالگی در آنجا بمان."

262
00:13:41,529 --> 00:13:43,840
- او فقط آن را از دست داده است. - "من به 100 میرسم!"

263
00:13:43,864 --> 00:13:45,533
من احساس می کنم او به آن نرسیده است.

264
00:13:45,616 --> 00:13:47,243
- او نزدیک شد. - تقریبا. آره

265
00:13:47,326 --> 00:13:48,702
به شکلی که این اتفاق می افتد،

266
00:13:49,537 --> 00:13:52,248
او این تاکید را بر روی تعدادی از چیزها مطرح می کند.

267
00:13:53,332 --> 00:13:56,335
- او برج ایفل را به من نشان می دهد. - او اهل پاریس است!

268
00:13:56,836 --> 00:13:58,671
- غیر واقعی! - هر چند یک عکس وجود دارد.

269
00:13:58,754 --> 00:14:01,590
عکسی از او یا روبروی برج ایفل هست...

270
00:14:01,674 --> 00:14:02,675
اوه خدای من، بله.

271
00:14:02,758 --> 00:14:05,010
و تا آنجا که پیش می‌رود، تأکید زیادی وجود دارد.

272
00:14:05,094 --> 00:14:08,097
- من شکل مثلثی را می بینم. - اوه خدای من.

273
00:14:08,180 --> 00:14:10,057
- آره خیلی خوب. - وای. از پاریس.

274
00:14:10,140 --> 00:14:12,060
- او اهل پاریس است. - جالبه.

275
00:14:12,643 --> 00:14:15,145
خیلی باحاله باشه.

276
00:14:15,229 --> 00:14:19,024
اوم، او چیزهای زیادی را در رابطه با دخترانش مطرح می کند.

277
00:14:19,108 --> 00:14:21,735
- آیا او بیش از یک دختر خواهد داشت؟ - دو تا دختر، آره.

278
00:14:22,862 --> 00:14:25,823
این یک اتصال به دو مکان است. وقتی در مورد دخترانش صحبت می کنیم،

279
00:14:25,906 --> 00:14:28,784
من به نوعی مشکوک هستم که او یکی را اینجا و دیگری را به من نشان می دهد.

280
00:14:28,868 --> 00:14:31,120
- ساحل شرقی، ساحل غربی. - از نظر جغرافیایی جدا

281
00:14:31,203 --> 00:14:34,123
- آنها فلوریدا را مطرح می کنند. - جایی که عمه من زندگی می کند. دختر دیگرش

282
00:14:34,206 --> 00:14:37,710
- گوچا من تایلر، عمه، فلوریدا هستم، عجیب و غریب. - وای!

283
00:14:38,252 --> 00:14:41,380
پس از آن که این اتفاق می افتد، او این احساس را تصدیق می کند

284
00:14:41,463 --> 00:14:42,882
از زمان گذراندن او

285
00:14:42,965 --> 00:14:46,886
احساس می‌کند که او برای پاس کردن دست نگه می‌دارد، سپس وقتی آماده شد عبور کرد.

286
00:14:47,553 --> 00:14:51,223
اگر خانواده گفته اند: "من نمی دانم که آیا او آن را نگه داشته و زمان بندی کرده است؟"

287
00:14:51,307 --> 00:14:52,725
او کاملا آن را زمان بندی کرد.

288
00:14:52,808 --> 00:14:56,312
او هر چه را که بود کنار زد و منتظر ماند تا بچه هایم خداحافظی کنند.

289
00:14:56,395 --> 00:14:58,230
سپس او گذشت. بله، او همه چیز را زمان بندی کرد.

290
00:14:58,314 --> 00:15:00,691
- تاکید بسیار زیادی روی آن وجود دارد. - آره؟

291
00:15:00,774 --> 00:15:03,611
او می خواهد که این موضوع شناخته شود. "می دانستم که این اتفاق خواهد افتاد."

292
00:15:03,694 --> 00:15:07,156
- "احساس می کنم در پایان کنترل داشتم." - بله، او این کار را کرد. حق با شماست.

293
00:15:07,239 --> 00:15:11,076
- واقعا عالیه - وای. منظورم این است که شما آن را میخکوب کردید.

294
00:15:11,160 --> 00:15:13,621
خوب شگفت انگيز. من این را به شما پس می دهم.

295
00:15:13,704 --> 00:15:15,915
- متشکرم. -پس من وصل میشم...

296
00:15:16,874 --> 00:15:18,459
- باید یه مقدار بگیری... - مطمئنی؟

297
00:15:18,542 --> 00:15:21,045
- آره لذت بردن. - ممنون آقا.

298
00:15:21,128 --> 00:15:23,088
بنابراین، من می خواهم دنده را عوض کنم.

299
00:15:23,756 --> 00:15:27,384
و از آنجا میریم این یه جورایی جالبه باشه...

300
00:15:27,468 --> 00:15:30,012
- اوه، کمی باد! - میدانم.

301
00:15:30,095 --> 00:15:33,432
من با این باد توی موهایم شبیه بیانسه هستم. مثل... هووو

302
00:15:33,515 --> 00:15:35,476
باشه پس...

303
00:15:35,559 --> 00:15:36,559
آره.

304
00:15:42,024 --> 00:15:44,526
چطور در مورد این گذر جوان صحبت کنیم؟

305
00:15:44,610 --> 00:15:47,863
این یکی برای شما آسیب زاتر از راه است.

306
00:15:48,364 --> 00:15:50,574
این کسی است که قطعاً زودتر از موعد درگذشت.

307
00:15:50,658 --> 00:15:54,203
حتی زودتر از میانسالی. بنابراین ما در حال صحبت کردن در اوایل و اوایل.

308
00:15:54,286 --> 00:15:56,997
حالا، این شخص با اضطراب زیادی از راه می رسد.

309
00:15:57,081 --> 00:16:00,334
وقتی آن‌ها این کار را انجام می‌دهند، به این معنی است که در مورد نحوه عبورشان مردد هستند،

310
00:16:00,417 --> 00:16:03,963
فقط به دلیل ماهیت آسیب زا نحوه وقوع آن.

311
00:16:04,046 --> 00:16:07,383
تاکید بر کشف،

312
00:16:07,466 --> 00:16:09,343
دیدن جسد کسی بعد از گذشتن

313
00:16:09,426 --> 00:16:12,221
تمرکز زیادی روی آن است و نمی‌خواهیم آسیب‌زا باشد

314
00:16:12,304 --> 00:16:13,764
برای افراد درگیر

315
00:16:13,847 --> 00:16:15,641
- آره - اما این یک چیز کامل است.

316
00:16:15,724 --> 00:16:21,355
و این بسیار مربوط به زمانی است که پس از مرگ با کسی روبرو می شویم.

317
00:16:21,438 --> 00:16:25,359
- این قطعاً زودرس بود. - آره

318
00:16:25,442 --> 00:16:30,948
این یک چیز واقعاً سخت است که باید با آن هماهنگ شوم زیرا احساس می کنم ...

319
00:16:31,031 --> 00:16:32,157
من مطمئن هستم.

320
00:16:33,450 --> 00:16:35,077
شرایطی وجود داشت که

321
00:16:35,160 --> 00:16:38,580
آنها فرصتی برای خداحافظی به روشی که می خواستند پیدا نکردند.

322
00:16:39,081 --> 00:16:41,625
هر زمان که از راه می رسد، نشان می دهد

323
00:16:41,709 --> 00:16:43,711
فرصتی برای آخرین تعامل،

324
00:16:43,794 --> 00:16:46,213
و بعد ما آن را نداشتیم. فرقی میکنه؟

325
00:16:46,296 --> 00:16:48,716
آره، مطمئنم که اون رفیق من تراویس است.

326
00:16:48,799 --> 00:16:49,799
آره

327
00:16:50,592 --> 00:16:54,888
یکی از بهترین دوستان ما تمام شب سعی می کرد او را نگه دارد و نتوانست.

328
00:16:54,972 --> 00:16:57,182
- آره - و بیدار نشد.

329
00:16:57,266 --> 00:16:59,143
اما فکر می کنم او مشکلات قلبی داشت.

330
00:16:59,226 --> 00:17:01,687
و دوستمان او را در رختخواب پیدا کرد.

331
00:17:01,770 --> 00:17:06,150
- آره درست است. - و او را نمی توان بیدار کرد. بود...

332
00:17:06,233 --> 00:17:08,152
آره آره

333
00:17:08,235 --> 00:17:11,071
حتی حرف هم ندارم واقعا حرفی هم ندارم

334
00:17:13,365 --> 00:17:16,452
او تقریباً عذرخواهی می کند که چگونه این اتفاق افتاده است.

335
00:17:16,535 --> 00:17:20,039
اساسا. مبهم است. او فقط بر این احساس تاکید می کند،

336
00:17:20,122 --> 00:17:22,082
من می خواهم این را واضح و کاملا مسالمت آمیز بگویم.

337
00:17:22,166 --> 00:17:24,168
او با وضوح ذهنی فوق العاده از راه می رسد.

338
00:17:24,251 --> 00:17:26,253
- وضوح ذهنی فوق العاده - من آن را دوست دارم.

339
00:17:26,336 --> 00:17:28,172
فکر می کنم شاید قبل از اینکه بگذرد،

340
00:17:28,255 --> 00:17:32,217
او ممکن است در وضعیت روحی نبوده باشد که من احساس نمی کنم،

341
00:17:32,301 --> 00:17:34,678
راهی است که من می خواهم با احترام آن را بیان کنم.

342
00:17:34,762 --> 00:17:37,639
- آره. - پس او اکنون به وضوح خود تصدیق می کند.

343
00:17:37,723 --> 00:17:39,475
او مثل "من همه خوبم."

344
00:17:39,558 --> 00:17:40,758
- او اینجاست. - عالی.

345
00:17:40,809 --> 00:17:43,812
بله، و این یک چیز فوق العاده غم انگیز است،

346
00:17:43,896 --> 00:17:47,608
زیرا به نوعی احساس می شود که او در زمانی که همه چیز به نوعی پیش می رفت از دنیا رفت ...

347
00:17:47,691 --> 00:17:48,859
در راه بالا رفتن

348
00:17:48,942 --> 00:17:51,904
- او برای رسیدن به آنجا کار زیادی کرده بود. - بله، داشت.

349
00:17:51,987 --> 00:17:55,407
آره. و در سفرش به افراد زیادی کمک کرد.

350
00:17:55,491 --> 00:18:00,329
و بنابراین فکر می‌کنم به همین دلیل است که همه ما خیلی عادل بودیم.

351
00:18:00,412 --> 00:18:03,791
میدونی؟ اوم... او بهترین ها را از همه به ارمغان آورد.

352
00:18:03,874 --> 00:18:06,043
اینجور آدما خیلی خاصن

353
00:18:06,126 --> 00:18:07,294
این واقعا شگفت انگیز است.

354
00:18:07,878 --> 00:18:09,606
- به باسنت لگد زدند. - میدانم.

355
00:18:10,881 --> 00:18:12,233
- اشکالی نداره. - اوه عزیزم.

356
00:18:12,257 --> 00:18:13,342
هرچند احساس خیلی خوبی دارم

357
00:18:13,425 --> 00:18:17,137
احساس می کنم اکنون می توانم آن را به خانواده اش منتقل کنم.

358
00:18:17,221 --> 00:18:18,347
او سه دختر دارد.

359
00:18:18,430 --> 00:18:21,350
او را دوست داشتند. یعنی خیلی. همه او را دوست داشتند.

360
00:18:21,433 --> 00:18:24,686
تراویس واقعاً به من کمک کرد پوستم را از بین ببرم

361
00:18:24,770 --> 00:18:27,272
و تبدیل به فردی شوم که واقعاً باید باشم.

362
00:18:28,524 --> 00:18:32,277
تراویس برای من مانند یک برادر بزرگ بود، زمانی که واقعا به یکی نیاز داشتم.

363
00:18:32,361 --> 00:18:34,988
آره خیلی خوب.

364
00:18:39,576 --> 00:18:42,037
در حالی که داشتم اینجا خط می زدم، اینجا تمرکز می کردم،

365
00:18:42,121 --> 00:18:43,789
احساس میکنم باید باهات حرف بزنم

366
00:18:44,289 --> 00:18:46,708
- احساس کردم باید در مورد مامانت صحبت کنم. - باشه.

367
00:18:46,792 --> 00:18:49,378
باشه؟ و این یک چیز کمی پیچیده است.

368
00:18:49,461 --> 00:18:52,840
می‌خواهم بدانی، وقتی او با او روبرو می‌شود، خوب برخورد می‌کند.

369
00:18:52,923 --> 00:18:56,718
اما من احساس می کنم که او از زمانی که گذشته است چیزهای زیادی یاد گرفته است

370
00:18:56,802 --> 00:18:58,887
در مورد کاری که او می توانست متفاوت انجام دهد

371
00:19:00,180 --> 00:19:04,434
در زندگی، من معتقدم که ما با آنچه که با آن کار می کنیم، آنچه را که می توانیم انجام می دهیم.

372
00:19:05,853 --> 00:19:08,188
اما من همچنین احساس می کنم زمان هایی وجود داشته است

373
00:19:08,272 --> 00:19:12,901
جایی که ممکن بود نتواند ببیند یا به اشتباهش اعتراف کند.

374
00:19:13,652 --> 00:19:15,904
و زمانی که او می توانست کارها را متفاوت انجام دهد.

375
00:19:16,780 --> 00:19:20,159
و من فکر می کنم این است، به روشی که این اتفاق می افتد،

376
00:19:20,242 --> 00:19:23,912
احساس "الان متوجه شدم. الان متوجه شدم و متاسفم."

377
00:19:25,873 --> 00:19:28,625
شما اساساً باید عذرخواهی را که هرگز دریافت نکرده اید بپذیرید.

378
00:19:28,709 --> 00:19:30,669
- وای. - در یک راه بزرگ.

379
00:19:30,752 --> 00:19:34,923
او می خواهد امروز از شما عذرخواهی کند زیرا نتوانست آن را در زندگی ببیند.

380
00:19:35,007 --> 00:19:37,134
- اوه وای. - نه به طور کامل.

381
00:19:37,217 --> 00:19:39,386
اما او اکنون آن را از جایی که در آن است می بیند.

382
00:19:40,387 --> 00:19:44,308
و در مواقعی که احساس می‌کنید بیش از هر چیز به یک مادر نیاز دارید،

383
00:19:44,391 --> 00:19:48,228
او احساس می‌کند توانایی‌اش برای انجام این کار محدود است.

384
00:19:48,312 --> 00:19:50,147
- برای دادن آن به طور کامل. - وای.

385
00:19:50,230 --> 00:19:54,067
او با این احساس روبرو می شود: "الان می بینم. الان متوجه شدم."

386
00:19:54,651 --> 00:19:55,903
"و من متاسفم."

387
00:19:56,653 --> 00:20:00,240
و وقتی او از راه می رسد، او عشق زیادی به شما دارد.

388
00:20:00,741 --> 00:20:03,619
من بیش از هر چیزی احساس می کنم، او آرزو دارد که این کار را می کرد

389
00:20:03,702 --> 00:20:05,537
در جزئیات چیزها گم نشدم

390
00:20:06,371 --> 00:20:09,333
و او به این افتخار می کند که چگونه با فرزندان خود رفتار کرده اید،

391
00:20:09,416 --> 00:20:11,335
و اشتباهاتی را که او مرتکب شده است انجام نمی دهد.

392
00:20:11,418 --> 00:20:12,920
زیباست.

393
00:20:13,003 --> 00:20:16,256
و از این طریق، او احساس می کند که شما هستید،

394
00:20:16,340 --> 00:20:19,426
بهترین دختری که می توانست داشته باشد

395
00:20:19,509 --> 00:20:23,222
اما او از زمان مرگش خیلی چیزها را فهمیده است.

396
00:20:23,722 --> 00:20:26,308
و من فکر می کنم این چیز زیباست

397
00:20:26,391 --> 00:20:29,061
وقتی مردم از راه می رسند آنها این تحول را می بینند

398
00:20:29,144 --> 00:20:33,941
از کاری که می توانستند متفاوت انجام دهند. و او واقعا متاسف است.

399
00:20:35,067 --> 00:20:37,152
- متشکرم. - البته.

400
00:20:38,153 --> 00:20:41,406
- اوه خدای من. - حالا به باسنت لگد زدند.

401
00:20:42,616 --> 00:20:45,786
- لگد زدن، نام بردن. - هر چند واقعا احساس خوبی دارد.

402
00:20:45,869 --> 00:20:48,914
خوب این چیزها رهایی است. هدف همین است.

403
00:20:48,997 --> 00:20:51,166
- موضوع همینه - بسته.

404
00:20:51,792 --> 00:20:53,710
رابطه خیلی عجیبی داشتیم.

405
00:20:53,794 --> 00:20:56,255
او فقط به من خیلی توهین می کرد.

406
00:20:56,338 --> 00:20:57,422
مم-هوم

407
00:20:57,506 --> 00:20:59,967
و هیچ وقت نفهمیدم چرا

408
00:21:00,050 --> 00:21:01,802
حتی وقتی گذشت،

409
00:21:02,302 --> 00:21:05,389
گریه کردم چون میگفتم "فکر نمیکنم عذرخواهی کنم."

410
00:21:06,390 --> 00:21:10,018
- و من خیلی... این یه جورایی تکان دهنده است. - مممم

411
00:21:10,519 --> 00:21:11,353
یکی...

412
00:21:11,436 --> 00:21:14,523
خیلی نگه داشتم. من... خیلی ها نمی دانستند.

413
00:21:14,606 --> 00:21:17,484
و تقریباً عزیزترین مامان بود...

414
00:21:17,567 --> 00:21:18,902
آره آره.

415
00:21:18,986 --> 00:21:21,321
- ...زندگی که با او داشتم. - آره

416
00:21:21,405 --> 00:21:25,367
- اما خوشحالم که او احساس بهتری دارد. - آره

417
00:21:25,450 --> 00:21:29,204
در این عذرخواهی مسئولیت پذیری وجود دارد و من فکر می کنم این چیزی است که مهم است.

418
00:21:29,288 --> 00:21:32,291
این تکان دهنده است، زیرا من گردنبند او را در ماشین دارم.

419
00:21:32,374 --> 00:21:35,043
و من آن را وارد نکردم، زیرا من اینطور بودم،

420
00:21:35,127 --> 00:21:37,587
نمی‌دانستم می‌خواهم او بیاید یا نه.

421
00:21:37,671 --> 00:21:40,007
- آره - او نیاز داشت.

422
00:21:41,008 --> 00:21:44,553
به نظر می رسد که به آن نیاز است، و این اشکالی ندارد.

423
00:21:44,636 --> 00:21:47,264
خیلی خوب. تو یه نعمتی

424
00:21:47,347 --> 00:21:49,599
- تو همیشه یکی بودی. - تو برای من نعمتی

425
00:21:49,683 --> 00:21:52,311
در دبیرستان دوران سختی را پشت سر گذاشتم.

426
00:21:52,394 --> 00:21:53,520
مجبور شدم زودتر برم.

427
00:21:53,603 --> 00:21:57,357
به لطف شما توانستم و از آن محیط خارج شوم.

428
00:21:57,441 --> 00:22:00,193
اما حضور در دبیرستان برای من بسیار سمی بود.

429
00:22:00,277 --> 00:22:03,613
و، اوم، منظورم این است که صادقانه بگویم، یک نکته وجود داشت

430
00:22:03,697 --> 00:22:05,532
جایی که من به پایان دادن به زندگی ام فکر می کردم.

431
00:22:05,615 --> 00:22:08,035
- وای. - حمایتی را که نیاز داشتم احساس نمی کردم.

432
00:22:08,118 --> 00:22:10,495
و من اینطوری حس کردم...

433
00:22:10,579 --> 00:22:13,165
وقتی یک نوجوان هستید، همه چیز بسیار بزرگتر است.

434
00:22:13,248 --> 00:22:17,085
و اگر تو نبودی، واقعاً فکر نمی‌کنم امروز اینجا باشم،

435
00:22:17,169 --> 00:22:18,670
در صداقت کامل

436
00:22:18,754 --> 00:22:21,465
حمایتی که از من کردی، عشقی که به من نشان دادی.

437
00:22:21,548 --> 00:22:24,551
شما به عنوان یک معلم برای من خیلی بیشتر از یک معلم بودید.

438
00:22:24,634 --> 00:22:27,054
دوران دبیرستان من فوق العاده سخت بود.

439
00:22:27,137 --> 00:22:30,640
مورد آزار و اذیت قرار گرفتم. من با قلدری برخورد کردم من نه تنها مدیوم بودم، بلکه همجنس گرا بودم.

440
00:22:30,724 --> 00:22:33,977
همچنین، من تک فرزند بودم، بنابراین به طبل خودم می زدم.

441
00:22:34,061 --> 00:22:36,688
از افرادی که با آنها به مدرسه می رفتم پاسخ های بسیار متفاوتی دریافت کردم.

442
00:22:36,772 --> 00:22:39,191
و دوران بسیار سختی در زندگی من بود.

443
00:22:39,274 --> 00:22:42,235
بر سلامت روحی و احساسی من تأثیر گذاشت.

444
00:22:42,319 --> 00:22:43,779
می ترسیدم به مدرسه بروم.

445
00:22:44,529 --> 00:22:47,949
من به همه درباره شما می گویم، و اینکه چگونه یک معلم می تواند تفاوت ایجاد کند

446
00:22:48,033 --> 00:22:50,827
در کل زندگی یک نفر چون می تواند جان یک نفر را نجات دهد.

447
00:22:50,911 --> 00:22:53,830
و تو حتی متوجه نشدی و فقط امیدوارم بدونی

448
00:22:53,914 --> 00:22:56,958
که اگر تو نبودی امروز روی این صندلی نمی نشستم.

449
00:22:57,042 --> 00:22:58,293
- پس... - اوه!

450
00:22:58,377 --> 00:23:01,004
وقتی بیشتر از همه بهش نیاز داشتم دستت رو به سمتم دراز کردی.

451
00:23:01,088 --> 00:23:02,923
- متشکرم. - اوه!

452
00:23:03,006 --> 00:23:06,968
اوه خدای من. من به معنای واقعی کلمه به سمت ماشین می روم و گریه می کنم.

453
00:23:07,052 --> 00:23:09,172
- میدانم. - متشکرم. این خوبه.

454
00:23:09,221 --> 00:23:11,848
از آشنایی با همه شما خیلی خوشحال شدم.

455
00:23:11,932 --> 00:23:13,767
- اما برای امروز ممنونم. - خیلی خوب.

456
00:23:13,850 --> 00:23:15,477
خاص بوده است آره.

457
00:23:15,560 --> 00:23:17,062
- خیلی خوب. - متشکرم.

458
00:23:17,145 --> 00:23:18,605
- متشکرم. مراقب باش. - خدا حافظ!

459
00:23:18,688 --> 00:23:19,688
خدا حافظ!

460
00:23:20,065 --> 00:23:22,651
- خیلی هیجان انگیز بود. - آه من می دانم.

461
00:23:22,734 --> 00:23:23,774
چه کسی فکرش را می کرد، ها؟

462
00:23:23,819 --> 00:23:24,694
او خیلی ناز است.

463
00:23:24,778 --> 00:23:27,280
- وای خدای من. این دیوانه کننده بود - همچین پای بامزه ای.

464
00:23:27,364 --> 00:23:29,157
-میخوام به مامانم زنگ بزنم - میدانم.

465
00:23:29,241 --> 00:23:30,575
- من دارم می میرم. - دیوانه

466
00:23:30,659 --> 00:23:33,328
من به تمام تماس هایی که قرار است انجام دهم فکر کرده ام.

467
00:23:33,412 --> 00:23:35,723
- خانواده تراویس می خواهند... - این دیوانه است، درست است؟

468
00:23:35,747 --> 00:23:37,249
آنها قرار است تحریک شوند.

469
00:23:37,332 --> 00:23:39,459
هیچ راهی وجود ندارد که تایلر بتواند آن را بداند.

470
00:23:39,543 --> 00:23:41,795
- اوه، آغوش بزرگ. مم - آغوش بزرگ

471
00:23:42,963 --> 00:23:45,465
- خیلی ممنونم. اوه - اوه، حتما.

472
00:23:52,722 --> 00:23:55,118
- که باید کمی بیشتر بپزد. - میدانم.

473
00:23:55,142 --> 00:23:57,519
من بیشتر از زنده بودن تو این کار را انجام داده ام.

474
00:23:57,602 --> 00:23:58,937
خوب.

475
00:23:59,020 --> 00:24:01,148
حالا بیا. آیا می دانید چگونه بیکن را سرخ کنید؟

476
00:24:01,231 --> 00:24:02,816
او می داند که چگونه تخم مرغ را بجوشاند.

477
00:24:05,193 --> 00:24:07,320
این حسرت منه باید بهش یاد میدادم

478
00:24:07,404 --> 00:24:09,084
- هر چه. - چیزهایی که من نکردم.

479
00:24:09,114 --> 00:24:11,533
من این کار را کردم، زیرا فکر می کردم که مادر خوبی است.

480
00:24:11,616 --> 00:24:14,453
- به جای اینکه به او زندگی کردن را یاد بدهی ... - مرا وابسته کردی.

481
00:24:14,953 --> 00:24:18,123
شلوارش را در خشک کن گرم می کردم

482
00:24:18,206 --> 00:24:19,666
زمانی که او در مدرسه گرامر بود،

483
00:24:19,749 --> 00:24:22,169
بنابراین وقتی به مدرسه می رفت با او گرم می شدند.

484
00:24:22,252 --> 00:24:23,086
نه!

485
00:24:23,170 --> 00:24:25,505
آیا ترزا یک راهنمای روح محصور در زمین است؟

486
00:24:27,924 --> 00:24:31,386
در مورد اون چیزی نمیدونم. او می تواند آن را در رزومه خود قرار دهد. اوم...

487
00:24:31,470 --> 00:24:33,638
وقتی غرق می شوم، به کمک نیاز دارم تا خودم را زمین گیر کنم.

488
00:24:33,722 --> 00:24:34,764
پس به سراغ مردم می روم.

489
00:24:34,848 --> 00:24:35,765
میرم پیش مامانم

490
00:24:35,849 --> 00:24:38,101
او گاهی اوقات مرا دیوانه می کند، اما او عالی است.

491
00:24:38,685 --> 00:24:40,729
شما نباید دیرتر از ساعت 9:15 حرکت کنید.

492
00:24:40,812 --> 00:24:41,980
خیلی خوب. من عجله خواهم کرد.

493
00:24:42,063 --> 00:24:44,733
موهای شما خوب به نظر می رسد. تنظیمش کردی؟

494
00:24:44,816 --> 00:24:45,901
من ژن های تو را دارم

495
00:24:45,984 --> 00:24:47,819
میخوای موهاتو خیس کنم؟

496
00:24:47,903 --> 00:24:51,114
- یا میخوای انجامش بدی؟ باشه. - نه فکر کردم تو...

497
00:24:51,198 --> 00:24:53,450
وقتی او شما را دیوانه می کند چه کسی شما را زمینگیر می کند؟

498
00:24:53,533 --> 00:24:55,660
وقتی مامان دیوونم میکنه

499
00:24:55,744 --> 00:24:57,746
فکر کنم کلینت کلینت مرا زمین گیر می کند.

500
00:24:57,829 --> 00:25:00,081
کراوات رنگ خوبی داشتی.

501
00:25:00,165 --> 00:25:02,334
- به نظر خوب میاد. من عرق کرده ام. - همه شما عرق کرده اید.

502
00:25:02,417 --> 00:25:03,627
من همیشه عرق کرده ام.

503
00:25:03,710 --> 00:25:05,629
شورت من تا الان بالا رفته.

504
00:25:05,712 --> 00:25:10,383
آنها در واقع برای یک ماجراجویی می روند. ما در حال صحبت از مسافران جاده ای هستیم.

505
00:25:10,467 --> 00:25:13,220
سفر، این نیست. اوه، این حمام منزجر کننده است.

506
00:25:13,303 --> 00:25:15,597
خوب، این چیزهای واقعی است، درست است؟

507
00:25:15,680 --> 00:25:20,060
بعد منو دیوونه میکنه پس من فقط وقتم را در تنهایی می گذرانم.

508
00:25:20,644 --> 00:25:22,646
نه، من نانسی دارم. من نانسی دارم

509
00:25:24,022 --> 00:25:25,023
استعداد.

510
00:25:26,066 --> 00:25:28,109
اوه!

511
00:25:28,193 --> 00:25:29,110
ممنون، نانسی

512
00:25:29,194 --> 00:25:31,404
بعد مرا دیوانه می کند و روی پله ها مدفوع می کند.

513
00:25:31,488 --> 00:25:34,324
پس من به کلینت برگشتم. واقعا شبیه مثلث است.

514
00:25:47,170 --> 00:25:48,338
- نقطه ... - بله.

515
00:25:48,421 --> 00:25:51,216
به بلوار سانست می رویم. بنابراین...

516
00:25:51,299 --> 00:25:53,134
بله، این همان چیزی است که ما در حال رانندگی به آن هستیم.

517
00:25:53,218 --> 00:25:55,095
- یه کم دارم... - میگیریمش...

518
00:25:55,178 --> 00:25:58,056
-تحویل زیاد است، تعداد زیادی در راه نیست. - اوه

519
00:25:58,139 --> 00:26:00,600
تو خیلی شبیه اینجا هستی من می گویم "ها؟"

520
00:26:00,684 --> 00:26:02,686
- چیزهایی از راه می رسند؟ - تو ويبين هستي؟

521
00:26:06,898 --> 00:26:07,816
سلام!

522
00:26:09,818 --> 00:26:12,779
سفارش شما موجود است آنها امروز نیز برای شما اضافی دارند.

523
00:26:12,862 --> 00:26:15,143
- اوه، عالی. خیلی ممنونم. - آره البته.

524
00:26:15,615 --> 00:26:19,327
احتمالاً چهار یا پنج سال است که با Project Angel Food درگیر هستم.

525
00:26:20,036 --> 00:26:21,162
اوضاع چطوره؟

526
00:26:21,246 --> 00:26:22,622
من خیلی هیجان زده ام!

527
00:26:22,706 --> 00:26:28,086
اوه باشه همه چی خوبه امروز سه کیف گرفتی

528
00:26:28,169 --> 00:26:31,423
احساس می کنم زندگی من با لحظات تلاش برای کمک به مردم تعریف می شود.

529
00:26:31,506 --> 00:26:32,841
راه اصلی من خواندن است،

530
00:26:32,924 --> 00:26:35,760
اما وقتی بتوانم آن را به روش دیگری انجام دهم، احساس خوبی دارم.

531
00:26:38,722 --> 00:26:41,808
ممنون که آمدید و همیشه این کار را برای ما انجام می دهید.

532
00:26:41,891 --> 00:26:43,268
بله کاملا.

533
00:26:43,351 --> 00:26:44,269
تایلر!

534
00:26:44,352 --> 00:26:46,313
- اوضاع چطوره، برد؟ - خوب

535
00:26:46,396 --> 00:26:49,941
- از دیدنت خوشحالم. - تحویل امروز چطور بود؟

536
00:26:50,025 --> 00:26:53,111
- شگفت انگيز. من از انجام آن سپاسگزار بودم. - اوه، عالی.

537
00:26:53,194 --> 00:26:55,322
-می خواستم باهات حرف بزنم. - چرا؟

538
00:26:55,405 --> 00:26:57,407
- از ملاقاتتون خوشبخت شدم. - از آشنایی با شما خوشحالم.

539
00:26:57,490 --> 00:26:59,576
آره. بنابراین من می دانم که این تصادفی است.

540
00:26:59,659 --> 00:27:01,995
- مادرت - آره

541
00:27:02,078 --> 00:27:03,538
آیا ما می توانیم در مورد این واقعا سریع صحبت کنیم؟

542
00:27:03,622 --> 00:27:05,248
- آره. - آیا شما برای آن باز هستید؟

543
00:27:05,332 --> 00:27:06,332
- آره. - باشه.

544
00:27:06,374 --> 00:27:07,374
رفتن به مطالعه،

545
00:27:07,417 --> 00:27:10,253
اگر کسی بداند قصد خواندن دارد کمک می کند.

546
00:27:10,337 --> 00:27:13,632
وقتی یک مطالعه غافلگیر کننده است، می تواند برای یک فرد بسیار طاقت فرسا باشد.

547
00:27:13,715 --> 00:27:15,425
گاهی اوقات می تواند آنها را ببندد،

548
00:27:15,508 --> 00:27:18,094
به همین دلیل است که من معمولاً این کار را انجام نمی دهم.

549
00:27:18,178 --> 00:27:21,264
من در سوپرمارکت برای افراد بی خبر مطالعه نمی کنم.

550
00:27:21,348 --> 00:27:23,850
شما هرگز فضای اصلی آنها را نمی دانید. اما در این مورد،

551
00:27:23,933 --> 00:27:25,810
به نظر می رسد که او واقعاً به آن نیاز دارد.

552
00:27:26,478 --> 00:27:28,688
بنابراین ما باید یک مطالعه انجام دهیم.

553
00:27:28,772 --> 00:27:31,149
- باشه همه چی خوبه چیز بزرگی نیست - باشه.

554
00:27:31,232 --> 00:27:33,902
خیلی خوب است، اما احساس می کنم باید مادر را برجسته کنم.

555
00:27:33,985 --> 00:27:37,447
نکته جالبی که می آمد این بود که باید در مورد بچه های کوچک صحبت می کردم،

556
00:27:37,530 --> 00:27:39,366
و احساس مراقبت از آنها

557
00:27:39,449 --> 00:27:42,035
یک تصدیق در راه این اتفاق وجود داشت.

558
00:27:42,118 --> 00:27:43,411
من مدام پسر بچه ای را می دیدم.

559
00:27:44,120 --> 00:27:46,122
این احساس وجود دارد که می خواهید آن را شناخته شود.

560
00:27:46,206 --> 00:27:47,832
داره این پسر کوچولو رو در آغوش میکشه

561
00:27:47,916 --> 00:27:52,337
او این شانس را پیدا نکرد که در زندگی آنطور که می خواست با او باشد، اما

562
00:27:52,837 --> 00:27:55,507
او او را تصدیق می کند و فقط به من نشان می دهد

563
00:27:55,590 --> 00:27:58,343
نمادی برای در آغوش گرفتن و در آغوش گرفتن و دوست داشتن.

564
00:27:58,426 --> 00:28:01,012
و این احساس غرور وجود دارد

565
00:28:01,096 --> 00:28:03,723
در اینکه چگونه توانسته اید در خانواده پیمایش کنید،

566
00:28:03,807 --> 00:28:05,558
و ایجاد خانواده برای خود،

567
00:28:05,642 --> 00:28:07,852
و پیدا کردن حس خانواده برای خود.

568
00:28:09,145 --> 00:28:12,482
این واقعاً چیز جالبی است، اما نمی توانم به اندازه کافی استرس داشته باشم

569
00:28:12,565 --> 00:28:14,192
چقدر به تو افتخار می کند،

570
00:28:14,275 --> 00:28:16,945
اما همچنین، من شک دارم، شریک زندگی شما. پس متاهل هستی؟

571
00:28:17,028 --> 00:28:18,113
آره.

572
00:28:18,196 --> 00:28:20,949
خوب، او می خواهد او را پسرش هم صدا کند.

573
00:28:21,032 --> 00:28:22,450
باید بدانید که امروز،

574
00:28:22,534 --> 00:28:25,245
که به این شکل که این اتفاق می افتد، او را در آغوش می گیرد.

575
00:28:25,328 --> 00:28:28,415
اوم، وقتی مامان متوجه می‌شود، فقط این احساس خانواده وجود دارد،

576
00:28:28,498 --> 00:28:31,292
با دیدن خانواده ات، این پسر کوچولو نمی دانم چگونه،

577
00:28:31,376 --> 00:28:34,170
چیست، اما این احساس در آغوش گرفتن وجود دارد.

578
00:28:34,254 --> 00:28:38,383
و فقط یک حس شناخته شدن از طریق داستان هایی که به او خواهید گفت.

579
00:28:38,466 --> 00:28:41,052
- آره این خیلی... - ادامه آن میراث.

580
00:28:42,345 --> 00:28:44,305
- آره. بابت آن تشکر می کنم. - آره

581
00:28:44,389 --> 00:28:46,057
- من، مامان من، اوم... - البته.

582
00:28:47,142 --> 00:28:51,855
زمانی که من و شوهرم در حال انجام مراحل فرزندخواندگی پسرمان بودیم ...

583
00:28:53,440 --> 00:28:56,317
وقتی شروع به صحبت کردن با او می کردم، او می گفت:

584
00:28:56,401 --> 00:28:59,904
"بردلی، من نمی‌خواهم در این مورد صحبت کنم. چرا می‌خواهی این کار را بکنی؟"

585
00:28:59,988 --> 00:29:02,323
"به اندازه کافی بد است که شما همجنسگرا هستید."

586
00:29:02,824 --> 00:29:05,660
- درست؟ برای داشتن یک پسر. - آره

587
00:29:06,244 --> 00:29:08,872
- سپس او ناگهان از دنیا رفت. - آره آره.

588
00:29:10,123 --> 00:29:13,793
و این همه سال بعد... پسرم 13 ساله است.

589
00:29:13,877 --> 00:29:18,465
- که داره تصدیق میکنه... -و در آغوش میگیره.

590
00:29:18,548 --> 00:29:20,842
- و در آغوش گرفتنش... - آره.

591
00:29:20,925 --> 00:29:25,555
اخیراً، هفته گذشته یا بیشتر، گابریل در حال درخواست داستان بوده است.

592
00:29:25,638 --> 00:29:28,391
و من تمام این داستان ها را برایش تعریف کردم

593
00:29:28,475 --> 00:29:32,270
درباره مادر پرانرژی، دوست داشتنی و پر زرق و برق من.

594
00:29:32,353 --> 00:29:35,356
بنابراین من واقعاً از آن قدردانی می کنم، تایلر.

595
00:29:37,734 --> 00:29:38,902
این در آغوش گرفتن اوست

596
00:29:38,985 --> 00:29:41,446
من می خواهم شما بدانید که. اون خیلی بهت افتخار میکنه

597
00:29:41,529 --> 00:29:45,158
و چگونه با مسائل برخورد کرده اید. من معتقدم آدم ها وقتی می میرند رشد می کنند.

598
00:29:45,241 --> 00:29:46,743
ما چیزها را متفاوت می بینیم.

599
00:29:46,826 --> 00:29:49,245
او به خانواده ای که شما ایجاد کرده اید افتخار می کند.

600
00:29:49,329 --> 00:29:52,207
- متشکرم. من هم به خانواده ام افتخار می کنم. - خوب تو باید باشی

601
00:29:54,167 --> 00:29:58,129
مامانم هیچ وقت واقعاً همجنس گرا بودن من را به طور کامل قبول نکرد.

602
00:29:58,213 --> 00:29:59,589
- مطمئن. - او تمام تلاشش را کرد.

603
00:29:59,672 --> 00:30:01,382
آره. منظورش خوب بود

604
00:30:01,466 --> 00:30:04,260
- با تلاش - آره

605
00:30:04,344 --> 00:30:07,347
یکی از آخرین بارهایی که با شوهرم بود،

606
00:30:07,430 --> 00:30:11,184
با او نشست و با او صحبت کرد و تمام تلاش خود را کرد.

607
00:30:11,851 --> 00:30:15,271
اما تایید او همیشه برای من اهمیت زیادی داشت.

608
00:30:15,355 --> 00:30:18,274
و فقط برای شنیدن این همه سال بعد که او اینجاست،

609
00:30:18,358 --> 00:30:20,652
و اینکه داره تماشا میکنه که او،

610
00:30:20,735 --> 00:30:24,280
او به خانواده ای که ما ساخته ایم افتخار می کند.

611
00:30:24,364 --> 00:30:26,199
دقیقا. همینه که قشنگه

612
00:30:26,282 --> 00:30:29,118
- واقعاً یعنی خیلی، خیلی. - اوه، خیلی خوشحالم.

613
00:30:29,828 --> 00:30:33,081
اصلاً انتظار خواندن امروز را نداشتم.

614
00:30:33,164 --> 00:30:35,667
این چنین هدیه ای است که تایلر دارد،

615
00:30:35,750 --> 00:30:39,921
و بتواند عشق و محبت خود را از طریق هدیه با دیگران در میان بگذارد،

616
00:30:40,004 --> 00:30:43,508
این یک شفا است مثل اینکه امروز احساس می کنم بهبود یافته ام.

617
00:30:43,591 --> 00:30:46,469
- خداحافظ بچه ها متشکرم. - خدا حافظ.

618
00:30:54,477 --> 00:30:56,980
بنابراین، ابتدا به یک کاسه نیاز داریم. میخوای یه کاسه بگیری؟

619
00:30:57,063 --> 00:30:58,231
آره دو ثانیه

620
00:30:58,314 --> 00:31:00,817
آیا این 8*8 است؟ آره.

621
00:31:01,734 --> 00:31:04,571
در چنین لحظاتی می فهمم که باید گردنم را می تراشیدم.

622
00:31:05,113 --> 00:31:08,700
سپس همه چیز خزدار است، اما نگاه کنید. به من بگو. آیا من گردن پشمالو دارم؟

623
00:31:09,409 --> 00:31:11,009
- این بد است؟ - اونقدرها هم بد نیست.

624
00:31:11,077 --> 00:31:13,246
- باشه. آنقدر بد نیست؟ - می تواند بدتر باشد.

625
00:31:13,329 --> 00:31:15,999
- چهارم یک فنجان آب. - می تونی از پسش بر بیای؟

626
00:31:16,082 --> 00:31:17,458
چهارمی؟ معنی آن چیست؟

627
00:31:17,542 --> 00:31:20,295
یک چهارم فنجان... فکر کنم این یکی. در واقع جام ...

628
00:31:20,378 --> 00:31:22,839
فرسوده شده است. اون چهارمی همینجاست

629
00:31:24,674 --> 00:31:26,509
اوه من خیلی کار کردم

630
00:31:26,593 --> 00:31:28,595
دقیقا یک چهارم من از تو خبر ندارم...

631
00:31:28,678 --> 00:31:29,846
اوه، صبر کن، نه اینطور نیست.

632
00:31:29,929 --> 00:31:33,099
- من تا نیمه. - این نصف است. خوشحالم که نکردی...

633
00:31:33,600 --> 00:31:36,800
- وای کی میدونست آشپزی خیلی سخته. -میخوای تخم مرغ رو بشکنی؟

634
00:31:38,229 --> 00:31:40,940
اره حتما. کجا... کجا؟

635
00:31:43,568 --> 00:31:47,238
لعنت به خیلی خوب. بیا جوجه کوچولو

636
00:31:49,324 --> 00:31:52,327
- آن ها چه چیزی میخورند؟ آیا تخم مرغ آب پز است؟ -به کمک نیاز داری؟

637
00:31:52,410 --> 00:31:54,704
- شما آن را ترک نمی کنید. - تو انجامش بده

638
00:31:57,707 --> 00:31:58,708
این، من می توانم انجام دهم.

639
00:32:01,878 --> 00:32:04,505
فکر می کنید اگر براونی ها را بسوزانید چه اتفاقی می افتد؟

640
00:32:04,589 --> 00:32:06,716
براونی های ما ممکن است ستاره میشلن بگیرند،

641
00:32:06,799 --> 00:32:08,301
اما نوع لاستیک

642
00:32:08,384 --> 00:32:10,053
- چهل و یک ثانیه؟ - دقایق.

643
00:32:10,136 --> 00:32:15,433
اوه، ما باید فقط 45 دقیقه به چشمان هم خیره شویم.

644
00:32:15,516 --> 00:32:19,687
- و سپس به هر یک از احساسات خود بگویید. - چهل دقیقه

645
00:32:21,147 --> 00:32:23,775
- می دانی که به زوج ها می گویند... - بگذار یک مطالعه انجام بدهی.

646
00:32:25,777 --> 00:32:27,528
این یک راه برای نگاه کردن به آن است.

647
00:32:46,965 --> 00:32:48,216
- سلام؟ - سلام.

648
00:32:48,299 --> 00:32:49,384
سلام.

649
00:32:49,467 --> 00:32:51,719
سوگندنامه را برای من فرستادی، درست است؟

650
00:32:51,803 --> 00:32:55,598
- من کردم. منم برات فرستادم - خیلی خوب. می گوید: "جنایتکار احتمالی."

651
00:32:56,557 --> 00:32:59,268
بله، قطعا سابقه دستگیری دارد.

652
00:33:01,270 --> 00:33:03,064
- سلام. - سلام.

653
00:33:08,820 --> 00:33:12,323
- اوه، باید نگاهت کنم، درسته؟ - بله خانم.

654
00:33:12,407 --> 00:33:16,202
نام من رابین مارتینلی است. من مالک و اداره تحقیقات Martinelli هستم،

655
00:33:16,285 --> 00:33:20,039
و من یک بازرس خصوصی در ایالت جورجیا و آلاباما هستم.

656
00:33:20,123 --> 00:33:22,709
من پرونده های جنایی و مدنی را انجام می دهم. اوم...

657
00:33:23,209 --> 00:33:27,880
حضانت فرزند، خیانت همسران، مفقودین، قتل، قتل،

658
00:33:27,964 --> 00:33:29,549
پرونده های جنایات جنسی

659
00:33:30,133 --> 00:33:32,635
پس قبض هایش را پرداخت نکرد. او چند حق حبس دارد.

660
00:33:35,138 --> 00:33:37,390
- من باید دوباره با شما تماس بگیرم. - باشه.

661
00:33:37,473 --> 00:33:38,808
باشه. خدا حافظ.

662
00:33:41,436 --> 00:33:44,605
- اوضاع چطوره؟ من تایلر هستم. - هی چطوری؟ از ملاقات شما خوشبختم.

663
00:33:44,689 --> 00:33:46,441
- من هدر هستم. - سلام. رابین مارتینلی.

664
00:33:46,524 --> 00:33:48,943
- تایلر - از ملاقات شما خوشبختم.

665
00:33:49,027 --> 00:33:52,739
تایلر امروز در دفتر من است تا به من و شرکتم کمک کند

666
00:33:52,822 --> 00:33:57,952
هر گونه سرنخ یا احساسی که او در مورد دو مورد من دارد را تسهیل کنید.

667
00:33:58,036 --> 00:33:59,495
فقط میخواستم بهت بگم

668
00:33:59,579 --> 00:34:02,457
وقتی آنقدر تو را در تلویزیون دیدم، با ستاره ها،

669
00:34:02,540 --> 00:34:06,461
من به عنوان یک بازپرس خصوصی خیلی امیدوار بودم، و در پرونده هایم،

670
00:34:06,544 --> 00:34:09,547
که شما خیلی جوان هستید و انرژی و اشتیاق شما،

671
00:34:09,630 --> 00:34:12,175
اگر بتوانیم مقداری از آن را برای موارد استفاده کنیم،

672
00:34:12,258 --> 00:34:15,386
می دانید، موارد سرماخوردگی، موارد جدید، که بسیار کمک خواهد کرد.

673
00:34:15,470 --> 00:34:17,805
قطعا. از هر طریقی که بتوانم کمکی بکنم، خوشحالم.

674
00:34:17,889 --> 00:34:20,475
من هرگز هیچ کنترلی بر آنچه پیش می آید ندارم.

675
00:34:20,558 --> 00:34:23,061
من می بینم که عموماً برداشت ها به شدت از بین می روند،

676
00:34:23,144 --> 00:34:25,688
و وقتی آنها این کار را انجام می دهند، من دوست دارم جایی که من را می برند دنبال کنم.

677
00:34:25,772 --> 00:34:27,190
- آره - پس آره.

678
00:34:27,273 --> 00:34:29,859
اما به طور کلی، اوم، اشیا گاهی اوقات کمک می کنند.

679
00:34:29,942 --> 00:34:32,236
گاهی اوقات آنها می توانند به من در تعیین یک ارتباط کمک کنند.

680
00:34:32,320 --> 00:34:34,697
اگر ندارید اشکالی ندارد. اما واقعا...

681
00:34:34,781 --> 00:34:36,949
من ندارم... اشیایی ندارم.

682
00:34:37,033 --> 00:34:38,701
من پرونده آنها را دارم.

683
00:34:38,785 --> 00:34:39,660
گوچا باشه.

684
00:34:39,744 --> 00:34:41,746
ما در هر دو مورد در بن بست هستیم.

685
00:34:41,829 --> 00:34:45,124
یکی پرونده قدیمی است و دیگری مورد جدیدتر.

686
00:34:45,208 --> 00:34:48,544
جالب است، همانطور که شما در حال صحبت کردن هستید، بدون اینکه چیز زیادی از خود بدهید،

687
00:34:49,837 --> 00:34:52,131
آیا حداقل با یکی از موارد سؤالی وجود دارد؟

688
00:34:52,215 --> 00:34:54,175
آیا کسی زنده است یا مرده؟

689
00:34:54,258 --> 00:34:55,760
بله بله.

690
00:34:55,843 --> 00:34:58,012
- باشه. آیا این یکی از این دو است؟ - آره.

691
00:34:58,096 --> 00:35:00,348
باشه. بنابراین من می خواهم آن را خط خطی کنم.

692
00:35:00,431 --> 00:35:02,350
این به ما تمایلی خواهد داد

693
00:35:03,851 --> 00:35:06,020
کجا می رویم پس دو مورد داریم.

694
00:35:06,104 --> 00:35:07,438
- آره. - یکی بزرگتره

695
00:35:07,939 --> 00:35:09,774
- مممم - یکی جدیدتره

696
00:35:10,566 --> 00:35:11,859
مم-هوم

697
00:35:11,943 --> 00:35:15,029
و من سعی خواهم کرد این دو را از هم جدا کنم،

698
00:35:15,113 --> 00:35:16,114
اما بگذار نگاه کنم

699
00:35:19,408 --> 00:35:22,286
فقط یک ثانیه بهش میدم باشه.

700
00:35:22,787 --> 00:35:23,913
با جدیدتر،

701
00:35:25,373 --> 00:35:27,834
من روح این شخص را ندارم.

702
00:35:27,917 --> 00:35:32,046
من باید یک زن را برجسته کنم، اما آنها هیچ نشانه ای به من نمی دهند

703
00:35:32,130 --> 00:35:34,841
از رفتن این شخص اینجا باید خیلی واضح بگویم.

704
00:35:34,924 --> 00:35:36,801
- آنها می توانند باشند. - ما اینطور فکر نمی کنیم.

705
00:35:36,884 --> 00:35:38,094
گوچا

706
00:35:40,805 --> 00:35:42,682
من فقط یک ثانیه به آن فرصت می دهم.

707
00:35:43,307 --> 00:35:45,351
خواندن پرونده بسیار متفاوت است

708
00:35:45,434 --> 00:35:48,396
از خواندن کسی که عزیزی دارد که از دنیا رفته است.

709
00:35:48,479 --> 00:35:50,439
من به عنوان یک رسانه با افراد مرده صحبت می کنم.

710
00:35:50,523 --> 00:35:54,986
اگر او نمرده است، پس من باید از شکل دیگری از توانایی استفاده کنم

711
00:35:55,069 --> 00:35:56,279
به نام مشاهده از راه دور

712
00:35:56,362 --> 00:35:59,448
من همه اینها را فقط از طریق شهود خودم دریافت می کنم، اما من، من...

713
00:35:59,532 --> 00:36:04,412
مدام این احساس را دارم که این شخص می‌ترسید حرفش را بزند.

714
00:36:04,495 --> 00:36:08,291
مشاهده از راه دور وسیله ای برای دریافت برداشت های بصری است،

715
00:36:08,374 --> 00:36:11,586
معمولاً در مورد یک موقعیت، یک مکان یا یک شخص.

716
00:36:11,669 --> 00:36:14,088
صرف نظر از این، روی قوای ذهنی کار می کند

717
00:36:14,172 --> 00:36:16,007
معمولاً به روشن بینی نسبت داده می شود.

718
00:36:16,090 --> 00:36:19,510
داشتن تصاویر ذهنی قوی که به نوعی به ترسیم یک تصویر ختم می شود

719
00:36:19,594 --> 00:36:22,346
از چیزی که واقعی است و وجود دارد.

720
00:36:24,390 --> 00:36:28,102
باشه. احساس می کنید که باید مطرح کنند

721
00:36:28,853 --> 00:36:32,523
نوعی عدم آگاهی در مورد این مورد.

722
00:36:33,482 --> 00:36:36,319
موارد این بود که اقلیت ها کمتر حضور دارند،

723
00:36:36,402 --> 00:36:39,447
یا در آگاهی کم است

724
00:36:39,530 --> 00:36:41,032
از این واقعیت که آنها گم شده اند.

725
00:36:41,115 --> 00:36:44,744
مورد جدیدتر این احساس را به من می دهد که نشان داده نشده است،

726
00:36:44,827 --> 00:36:48,456
کم نمایندگی، کم نمایندگی. به شکلی که می آید

727
00:36:48,539 --> 00:36:50,833
با مورد جدیدتر آیا این شخص در اقلیت بود؟

728
00:36:51,834 --> 00:36:54,170
گوچا جالب است.

729
00:36:57,340 --> 00:36:59,050
متعجب.

730
00:36:59,133 --> 00:37:03,095
باشه. آنها از من می خواهند در مورد ارجاع به نام مستعار صحبت کنم،

731
00:37:03,638 --> 00:37:07,975
نام های مختلف که با چیز دیگری شناخته می شوند.

732
00:37:08,059 --> 00:37:11,395
من اهمیت آن را نمی دانم، اگر یک اهمیت جنایی وجود دارد،

733
00:37:11,479 --> 00:37:14,815
یا اگر این فقط یک نام مستعار است، اما مدام مطرح می شود.

734
00:37:14,899 --> 00:37:18,152
آیا ما نام مستعار می شناسیم؟ آیا از نام دیگری استفاده شده است؟

735
00:37:18,236 --> 00:37:20,988
- آره. - این بخش بزرگی از این وضعیت است.

736
00:37:21,072 --> 00:37:23,032
- باشه. - این بخش بزرگی از این موضوع است.

737
00:37:23,115 --> 00:37:27,286
این یک سرنخ بزرگ است زیرا او نام بسیار غیرمعمولی دارد.

738
00:37:27,370 --> 00:37:31,999
بنابراین اگر کاملاً متفاوت است، باید مسیر دیگری را طی کنم تا او را پیدا کنم.

739
00:37:32,083 --> 00:37:36,420
درست. آیا شرایطی وجود دارد که مانند تلفن، اینترنت،

740
00:37:36,504 --> 00:37:39,006
همه اینها، آیا به طور کامل بررسی شده است؟

741
00:37:39,090 --> 00:37:43,344
می دانید، ما از نظر قانونی در مورد آن می دانیم، اما آن را در دست نداریم.

742
00:37:43,427 --> 00:37:46,347
می بینم. گوچا یه چیزی دیجیتالی هست

743
00:37:46,847 --> 00:37:50,768
این به ما نشان می دهد که چه اتفاقی ممکن است برای او افتاده باشد.

744
00:37:50,851 --> 00:37:52,728
پس مثل آخرین پیامک ها فکر کنید.

745
00:37:52,812 --> 00:37:54,605
او بسیار دیجیتالی زندگی می کرد.

746
00:37:54,689 --> 00:37:56,190
- اونجا خیلی چیزا هست - کاملا.

747
00:37:56,274 --> 00:37:58,484
دارم حس مستند بودن پیدا می کنم.

748
00:38:00,820 --> 00:38:03,406
این شخص به طور همزمان، من باید اینجا روشن باشم،

749
00:38:03,489 --> 00:38:05,658
با برخی از مسائل بهداشت روانی برخورد کرد.

750
00:38:05,741 --> 00:38:08,619
همیشه به نظر نمی رسد که تشخیص داده شده باشد،

751
00:38:08,703 --> 00:38:11,247
یا مثلاً کاملاً واضح نیست.

752
00:38:11,330 --> 00:38:13,833
اما این نیز کمی عنصر پیچیده را اضافه می کند

753
00:38:13,916 --> 00:38:16,919
زیرا من همچنین احساس می کنم که این شخص واقعاً در یک سوپر نبود

754
00:38:17,003 --> 00:38:19,380
وضعیت ذهنی روشن، و آن نوع بدتر شده است.

755
00:38:19,463 --> 00:38:22,091
- اما او به بخش روانی رفت. - او انجام داد؟ باشه.

756
00:38:22,174 --> 00:38:23,342
بله انجام داد.

757
00:38:23,426 --> 00:38:26,762
آیا قبل از این تشخیص داده نشده بود، یا این اولین بار بود که او بود؟

758
00:38:26,846 --> 00:38:28,973
نه، و او تازه بیرون آمد.

759
00:38:29,056 --> 00:38:32,852
گوچا خب، من واقعاً احساس می‌کنم که اینجا بیشتر از مسائل روانپزشکی وجود دارد.

760
00:38:32,935 --> 00:38:35,563
این چنین احساس می کند: "گذشته من دوباره به سراغم می آید."

761
00:38:41,193 --> 00:38:44,947
نکته عجیب این است که احساس می کنم قطعاً یک احساس وجود دارد

762
00:38:45,031 --> 00:38:47,575
با او از تنها نبودن.

763
00:38:47,658 --> 00:38:50,953
این وضعیتی نیست که کسی به جنگل برود و بمیرد.

764
00:38:51,037 --> 00:38:52,288
چنین چیزی نیست.

765
00:38:52,371 --> 00:38:54,832
-ولی من باورم نمیشه همین الان اینو گفتی. - آره

766
00:38:54,915 --> 00:38:56,542
شنیدی چی گفتی؟

767
00:38:56,625 --> 00:38:57,877
اوه...

768
00:38:57,960 --> 00:39:01,380
گفتی حس نمیکنه که تو جنگل راه رفته باشه.

769
00:39:01,464 --> 00:39:03,466
- درست. درست. - و مرد.

770
00:39:03,549 --> 00:39:06,677
چون سعی کرد در جنگل راه برود و مرد.

771
00:39:06,761 --> 00:39:08,763
اوه گوچا

772
00:39:09,263 --> 00:39:10,263
و او این کار را نکرد.

773
00:39:10,306 --> 00:39:13,100
درست. آیا می دانیم چرا؟

774
00:39:13,809 --> 00:39:14,809
آره.

775
00:39:15,269 --> 00:39:18,439
- پس فکر کن ما در مسیر درستی هستیم. - آره، ما هستیم.

776
00:39:18,522 --> 00:39:20,691
پس وسایلش را با گل پوشاند.

777
00:39:20,775 --> 00:39:23,944
مم-هوم اوم، من یک چیزی را خصوصی می نویسم

778
00:39:24,028 --> 00:39:27,031
که نمی‌خواهم جلوی دوربین، اما آن را به شما می‌دهم تا بخوانید،

779
00:39:27,114 --> 00:39:28,699
و فقط چیزی برای در نظر گرفتن

780
00:39:28,783 --> 00:39:30,618
- یک ثانیه اینجا به من فرصت بده. - آره باشه.

781
00:39:30,701 --> 00:39:31,702
مطمئن شوید.

782
00:39:44,632 --> 00:39:46,884
بسیار خوب، من فقط آن را به شما می دهم.

783
00:39:47,385 --> 00:39:48,844
این برای مورد جدیدتر است.

784
00:39:49,428 --> 00:39:53,057
فقط می توانید آن دوربین را باز کنید. بنابراین شما ممکن است بخواهید آن را از ...

785
00:39:53,140 --> 00:39:55,035
- الان نه. - اوه، شما می توانید به آن نگاه کنید.

786
00:39:55,059 --> 00:39:57,770
آن را برگردانید. فقط مطمئن شوید که دوربین نمی تواند آن را ببیند.

787
00:39:57,853 --> 00:40:01,607
من می خواهم با این شخص با احترام و مانند حریم خصوصی رفتار کنم.

788
00:40:01,690 --> 00:40:04,652
- و... باشه. - صد در صد درست است.

789
00:40:05,486 --> 00:40:06,487
ولی...

790
00:40:07,947 --> 00:40:08,947
ولی...

791
00:40:12,535 --> 00:40:13,535
من...

792
00:40:15,413 --> 00:40:16,705
ما می دانیم که پس ...

793
00:40:16,789 --> 00:40:19,625
- تو می دانی که؟ - هر ساعت مهم است.

794
00:40:19,708 --> 00:40:24,130
گوچا من حدس می زنم چیزی مربوط به آن باشد

795
00:40:24,213 --> 00:40:26,632
تا جایی که برای این شخص اتفاق افتاده است.

796
00:40:26,715 --> 00:40:27,715
بله

797
00:40:39,270 --> 00:40:42,481
- من هنوز به او امید دارم. من حتما انجام میدم. - اوه، من هم همینطور.

798
00:40:42,982 --> 00:40:45,818
حالا شاید بتوانیم دنده ها را به دنده قدیمی تر تغییر دهیم.

799
00:40:46,610 --> 00:40:47,610
باشه.

800
00:40:49,155 --> 00:40:50,156
مم...

801
00:40:50,239 --> 00:40:53,075
- ما برای این یکی بدن داریم. گوچا - مممم

802
00:40:53,742 --> 00:40:57,121
خوب، آنها از من می خواهند در مورد اینکه چه کسی مسئول این کار می شود صحبت کنم

803
00:40:57,204 --> 00:41:00,541
از این مورد خاص، بررسی آن، آن نوع چیزها.

804
00:41:02,042 --> 00:41:04,253
یه جورایی یه چیزی بهم حس میشه

805
00:41:04,336 --> 00:41:06,088
سوء مدیریت یا سوء مدیریت

806
00:41:06,172 --> 00:41:09,383
تقریباً به نوعی پیچیده به نظر می رسد، مانند

807
00:41:10,468 --> 00:41:14,346
در زمانی که آنها باید بفهمند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، باید کارهای بیشتری انجام می شد.

808
00:41:14,430 --> 00:41:17,850
بنابراین به نوعی احساس عجیبی به من دست می دهد.

809
00:41:17,933 --> 00:41:20,603
- اوم، صد در صد درست می گویی. - گوچا

810
00:41:23,063 --> 00:41:25,024
جالب است.

811
00:41:31,864 --> 00:41:32,865
مم

812
00:41:34,158 --> 00:41:37,578
این احساس را به من می دهد، تنها راه توصیف آن...

813
00:41:38,287 --> 00:41:39,455
مم...

814
00:41:40,581 --> 00:41:44,001
این باعث عرق کردن من می شود، نشانه خوبی است. فقط باید اینو بردارم

815
00:41:44,543 --> 00:41:46,670
چیزها از نظر فیزیکی شروع می شود.

816
00:41:49,298 --> 00:41:50,424
وای، باشه

817
00:41:56,222 --> 00:41:58,224
آره وقتی با این ارتباط برقرار می کنم،

818
00:41:58,307 --> 00:42:00,809
به دلایلی، او به من کمی نفس کشیدن را سخت می کند.

819
00:42:02,311 --> 00:42:06,941
اما من خیلی احساس می کنم اینجا به شکلی عجیب به گردنم می روم.

820
00:42:07,024 --> 00:42:08,776
احساس می کنم دارم سعی می کنم هوا نفس بکشم.

821
00:42:09,360 --> 00:42:13,030
حتی مجبورم باهاش ​​ارتباط برقرار کنم حالت تهوع دارم.

822
00:42:14,031 --> 00:42:15,031
مرد.

823
00:42:18,744 --> 00:42:22,331
جایی که او پیدا شد، آیا این منطقه ای بود که با آن آشنا بود؟

824
00:42:22,414 --> 00:42:24,542
- آره. خیلی آشنا - ببین منم همینه...

825
00:42:24,625 --> 00:42:26,502
- داشت راه میرفت خونه. - مممم

826
00:42:26,585 --> 00:42:31,632
منظورم گاهی اوقات مواردی از این دست است که همه منابع را تمام کرده ایم،

827
00:42:31,715 --> 00:42:35,970
و تنها چیزی که لازم است فقط یک جزئیات کوچک است که قبلاً نمی دانستیم تا چیزهای زیادی را باز کنیم.

828
00:42:36,053 --> 00:42:37,346
- پس آره.

829
00:42:37,429 --> 00:42:41,308
ما یک صحنه جرم واقعی و فیزیکی داریم که به شما کمک خواهد کرد.

830
00:42:41,392 --> 00:42:42,685
گوچا باشه.

831
00:42:50,276 --> 00:42:51,735
من به صحنه جنایت رفته ام،

832
00:42:51,819 --> 00:42:54,613
اما این وضعیتی است که ما می دانیم یک بدن وجود دارد،

833
00:42:54,697 --> 00:42:57,032
اما نمی دانیم چه چیزی منجر به مرگ این مرد جوان شد.

834
00:42:57,116 --> 00:43:00,494
و این بسیار منحصر به فرد است، داشتن یک محقق خصوصی در آنجا،

835
00:43:00,578 --> 00:43:03,122
در حالی که من سعی می کنم بفهمم دقیقاً چه اتفاقی افتاده است.

836
00:43:03,205 --> 00:43:05,749
بنابراین، از بسیاری جهات، من در قلمرو جدیدی هستم.

837
00:43:06,834 --> 00:43:08,460
اینجا صحنه جنایت است.

838
00:43:12,214 --> 00:43:14,633
به گمانم این یادبود کوچک اوست.

839
00:43:18,095 --> 00:43:21,015
آیا احساس می کنید چیزی از راه رسیده است؟

840
00:43:25,644 --> 00:43:26,645
آره

841
00:43:29,148 --> 00:43:30,274
طاقت فرسا است.

842
00:43:32,359 --> 00:43:33,652
اووو