1
00:00:18,393 --> 00:00:19,394
یکی...

2
00:00:19,477 --> 00:00:24,190
به نظر می رسد که او فقط به سمت افرادی که اطرافش را احاطه کرده است برمی گردد.

3
00:00:24,274 --> 00:00:26,443
و و به دست آوردن پول،

4
00:00:26,526 --> 00:00:28,987
کارهایی که باید برای پول انجام داد، از این دست چیزها.

5
00:00:29,070 --> 00:00:32,907
من باید مشکوک باشم که به نوعی در نحوه عبور او نقش داشته است.

6
00:00:32,991 --> 00:00:38,163
و او می دانست که هیچ راهی برای خروج از این وضعیت وجود ندارد.

7
00:00:39,956 --> 00:00:40,956
آره؟

8
00:00:42,709 --> 00:00:44,210
چیزی به ذهن می رسد؟

9
00:00:46,963 --> 00:00:48,840
تقریباً به نظر می رسد که او ...

10
00:00:51,092 --> 00:00:53,011
می دانست که آن روز قرار است بمیرد.

11
00:00:53,094 --> 00:00:53,928
مم-هوم

12
00:01:07,108 --> 00:01:11,237
به طرز عجیبی به مادرم زنگ زد. "مامان، حالت خوبه؟"

13
00:01:11,321 --> 00:01:13,782
او می‌گوید، "مواجهت چیست؟ بله، من خوبم."

14
00:01:13,865 --> 00:01:14,866
آره

15
00:01:14,949 --> 00:01:19,120
- او با افراد خطرناک برخورد کرد، و اوه... - آره.

16
00:01:20,580 --> 00:01:25,585
من... فقط می توانم حدس بزنم که تهدیدی صورت گرفته است.

17
00:01:25,668 --> 00:01:27,754
- که اگر این کار را نکنی... - بله.

18
00:01:27,837 --> 00:01:30,048
- پس ما به خانواده شما صدمه می زنیم. - درست.

19
00:01:30,131 --> 00:01:32,008
- آیا می دانیم چه کسی او را کشته است؟ - نه هنوز.

20
00:01:32,092 --> 00:01:33,510
- منم دارم - میکای

21
00:01:40,225 --> 00:01:41,309
این را در نظر داشته باشید.

22
00:01:41,392 --> 00:01:44,729
این احساس می کند که او به من نشان می دهد که فریب خورده است

23
00:01:44,813 --> 00:01:47,315
به هر جا که رفت شما باید این را بدانید.

24
00:01:47,398 --> 00:01:48,691
- باشه؟ - اوه خدای من.

25
00:01:48,775 --> 00:01:51,736
بنابراین اگر به آن شخصی که به او فکر می کنید مشکوک هستید،

26
00:01:51,820 --> 00:01:54,989
اگر این می توانست به این موضوع مرتبط باشد، او امروز این را تایید می کند.

27
00:01:55,073 --> 00:01:56,073
وای.

28
00:01:56,533 --> 00:02:00,411
من همیشه باید مراقب باشم، چون نمی‌خواهم کسی را متهم کنم،

29
00:02:00,495 --> 00:02:03,123
اما یک عنصر وجود دارد، او خیانت کرد.

30
00:02:03,206 --> 00:02:05,500
"دوست" او در آن زمان

31
00:02:05,583 --> 00:02:08,503
کسی است که به گمان من او را فریب داده است

32
00:02:08,586 --> 00:02:11,214
به شخصی که در واقع ماشه را کشیده است.

33
00:02:11,297 --> 00:02:12,297
آره.

34
00:02:12,340 --> 00:02:15,844
اما ما به درستی می دانیم که این "دوست" بود

35
00:02:15,927 --> 00:02:18,805
مسلما آخرین نفر با برادرم.

36
00:02:18,888 --> 00:02:22,058
- آره - مسلماً او را رها کرد

37
00:02:22,142 --> 00:02:25,103
در پمپ بنزینی که کسی او را در آن ندیده است.

38
00:02:25,186 --> 00:02:28,565
- آره، احساس می کنم عدالت اجرا خواهد شد. - شما انجام می دهید؟

39
00:02:28,648 --> 00:02:30,316
من فکر می کنم فردی که این کار را انجام داده است،

40
00:02:30,400 --> 00:02:33,778
آنها نماد من را برای حبس نشان می دهند، اما به روش های دیگر.

41
00:02:33,862 --> 00:02:36,614
بنابراین این شخصی که این کار را انجام داده ممکن است گرفتار شود

42
00:02:37,699 --> 00:02:41,494
انجام کار دیگری و سپس اطلاعات ممکن است از آن بدست آید.

43
00:02:42,537 --> 00:02:45,748
میدونی، با وجود همه اینها، او احساس می کرد پسر خوبی است.

44
00:02:45,832 --> 00:02:47,458
- میدونی؟ آره - او بود.

45
00:02:48,459 --> 00:02:50,378
- واقعا برادر خوبی بود. - آره

46
00:02:50,461 --> 00:02:52,046
دلم برای او خیلی تنگ شده.

47
00:02:54,883 --> 00:02:57,760
برادرم در سن خیلی کم در خیابان بود،

48
00:02:57,844 --> 00:03:02,473
هم من و هم او. همون موقع بود که شروع کردیم به هیاهو کردن.

49
00:03:03,141 --> 00:03:06,936
اون موقع بود که شروع کردیم به پول گرفتن... راه های غیرقانونی.

50
00:03:07,020 --> 00:03:09,731
ما به عواقب آن فکر نکردیم، درست است؟

51
00:03:09,814 --> 00:03:13,359
کسی به ما نگفت ما هیچ الگویی نداشتیم که بگوید:

52
00:03:13,443 --> 00:03:15,904
تو داری به زندان می‌روی، وگرنه می‌میری.»

53
00:03:15,987 --> 00:03:20,617
هیچ کس سعی نکرد ما را در مسیر درست قرار دهد. ما آن الگوها را نداشتیم.

54
00:03:21,826 --> 00:03:25,455
برادرم حدود هفت سال به زندان فدرال رفت.

55
00:03:25,538 --> 00:03:29,375
او آزاد شد و حتی یک سال بعد نگذشته بود.

56
00:03:30,501 --> 00:03:32,587
وقتی تصمیم گرفتم زندگی ام را تغییر دهم،

57
00:03:32,670 --> 00:03:36,591
من این تصمیم را برای حفظ کامل خودم گرفتم.

58
00:03:36,674 --> 00:03:42,305
اوم، شاید یک تصمیم خودخواهانه بود، اما می دانستم که باید آن شهر را ترک کنم.

59
00:03:42,388 --> 00:03:48,853
و من هرگز سعی نکردم او را مجبور به انجام کاری متفاوت با زندگیش کنم.

60
00:03:49,687 --> 00:03:52,774
این یکی دیگر از زمینه های پشیمانی و گناهی است که من دارم.

61
00:03:54,275 --> 00:03:56,945
وقتی این اتفاق می افتد، کسی را سرزنش نمی کند.

62
00:03:57,028 --> 00:04:00,073
قضاوت کسی نیست می‌گوید: «کسی اینگونه احساس می‌کند».

63
00:04:00,156 --> 00:04:02,992
به وضوح این احساس شماست. و او می خواهد که شما آزاد باشید

64
00:04:03,076 --> 00:04:06,079
از این احساس که می‌توانستید یا باید زودتر اقدام می‌کردید.

65
00:04:06,162 --> 00:04:07,162
آره.

66
00:04:10,625 --> 00:04:13,378
آیا وقتی صحبت می کنم و با آنها دعا می کنم صدایم را می شنوند؟

67
00:04:13,461 --> 00:04:14,462
اوه، قطعا.

68
00:04:14,545 --> 00:04:17,507
من همیشه به مردم می گویم، آنها ما را می شنوند. آنها قصد ما را احساس می کنند.

69
00:04:17,590 --> 00:04:19,717
این قدرت این است. وقتی مطالعه می کنم،

70
00:04:19,801 --> 00:04:23,263
من قصد وصل کردم. و وقتی با صدای بلند باهاشون حرف میزنی...

71
00:04:23,346 --> 00:04:26,307
... در هر صورت، آنها این را احساس می کنند. آنها این را می دانند.

72
00:04:27,642 --> 00:04:29,936
دعای من براشون همینه

73
00:04:30,436 --> 00:04:33,856
وقتی با آنها صحبت می کنم، انگار...

74
00:04:33,940 --> 00:04:37,527
"فقط به من بگو که اینجا با من هستی." من این را به آنها می گویم.

75
00:04:37,610 --> 00:04:40,989
شما با آنها تنها نیستید. آنها هنوز بخشی از زندگی شما هستند.

76
00:04:41,072 --> 00:04:42,782
شنیدن آن بسیار بسیار مفید است.

77
00:04:42,865 --> 00:04:45,285
الان احساس می کنم برادرم و پدرم را دارم.

78
00:04:45,368 --> 00:04:46,971
- آنها اینجا با من هستند. - دقیقا.

79
00:04:46,995 --> 00:04:49,539
- اشکالی نداره بغلت کنم؟ - نه من نمیکنم.

80
00:04:49,622 --> 00:04:52,834
- من آن را دوست دارم. متشکرم. - این از هر دوی آنها امروز.

81
00:04:52,917 --> 00:04:54,752
متشکرم.

82
00:04:54,836 --> 00:04:58,881
تایلر به من اجازه داده تا زندگی ام را بگذرانم.

83
00:04:59,590 --> 00:05:02,760
او به من تمرکز جدید و کمی امید داده است.

84
00:05:06,139 --> 00:05:09,100
- خیلی خواندنی زیبا بود. - واقعا؟

85
00:05:09,183 --> 00:05:12,270
- به همین دلیل است که ما کاری را که انجام می دهیم، انجام می دهیم، ها؟ - خوشحالم که می شنوم.

86
00:05:12,353 --> 00:05:13,813
خیلی شفابخش بود

87
00:05:44,135 --> 00:05:46,846
ما به نیواورلئان آمدیم تا جواب بگیریم.

88
00:05:46,929 --> 00:05:49,349
من قبلاً با خانواده ای که مادرم با آنها بزرگ شده صحبت کرده ام.

89
00:05:49,432 --> 00:05:52,310
اما حالا وقت آن است که با خانواده بیولوژیکی مادرم بنشینم

90
00:05:52,393 --> 00:05:53,895
و شاید آنها را مطالعه کنند.

91
00:05:53,978 --> 00:05:55,146
من یک توده از

92
00:05:55,229 --> 00:05:57,732
لباس زیر و چیزهایی که به راحتی به آنها دسترسی دارید.

93
00:05:57,815 --> 00:05:59,525
- باشه. - باشه.

94
00:05:59,609 --> 00:06:03,821
من فقط یک بار آنها را ملاقات کردم. اگر من بیش از حد احساساتی، بیش از حد سرمایه گذاری، بیش از حد مغرضانه،

95
00:06:03,905 --> 00:06:06,699
سپس ارتباط من با طرف دیگر کج می شود.

96
00:06:06,783 --> 00:06:09,160
بنابراین امیدوارم بتوانم توضیحاتی را دریافت کنم.

97
00:06:09,243 --> 00:06:12,789
هر چیزی، هر قطعه اطلاعاتی که من نمی دانم، مفید خواهد بود.

98
00:06:12,872 --> 00:06:15,375
من سوالات زیادی در مورد چگونگی این اتفاق دارم،

99
00:06:15,458 --> 00:06:19,045
و من می دانم که فقط مردم نیواورلئان می توانند پاسخ را داشته باشند.

100
00:06:19,629 --> 00:06:21,798
با دیدن خانواده چه احساسی دارید؟

101
00:06:21,881 --> 00:06:26,135
اوه، من ... من خوبم. من هیجان زده هستم. یعنی مطمئنم که خوب میشه

102
00:06:27,136 --> 00:06:30,390
من فقط در مورد خواهر و برادرهای بیولوژیکی ام فهمیدم

103
00:06:30,473 --> 00:06:33,184
حدود دو سال پیش از طریق آزمایش DNA.

104
00:06:33,768 --> 00:06:36,771
با ساعت ها صحبت تلفنی با آنها،

105
00:06:36,854 --> 00:06:39,232
آنها برای من توضیح دادند که چه اتفاقی افتاده است،

106
00:06:39,315 --> 00:06:41,317
و چگونه مادرم مرا رها کرده بود.

107
00:06:41,818 --> 00:06:44,654
آنها همه جزئیات را در مورد چگونگی و چرایی نمی دانستند.

108
00:06:44,737 --> 00:06:48,533
تمام این مدت به دنبال من بودند. و من هیچ نظری نداشتم.

109
00:06:49,033 --> 00:06:50,785
خیلی طاقت فرسا بود

110
00:06:58,626 --> 00:07:00,253
- اوه خدای من. - سلام.

111
00:07:00,336 --> 00:07:01,796
اوست که رانندگی می کند!

112
00:07:01,879 --> 00:07:04,173
- مراقب باش. - اوه خدای من.

113
00:07:04,257 --> 00:07:05,383
اوه

114
00:07:05,466 --> 00:07:07,635
و او ناخن های بنفش دارد!

115
00:07:07,718 --> 00:07:09,345
سلام. به تو نگاه کن

116
00:07:09,429 --> 00:07:11,556
اوضاع چطوره؟

117
00:07:12,598 --> 00:07:14,725
من پنج سال از ترزا بزرگتر هستم.

118
00:07:14,809 --> 00:07:16,686
اون خواهر بچه منه

119
00:07:16,769 --> 00:07:19,981
من از سال 1969 دنبال خواهرم هستم.

120
00:07:20,064 --> 00:07:23,609
زمان‌هایی پیش می‌آمد که می‌گفتم، "خوب، خوب، از کجا شروع کنم؟"

121
00:07:23,693 --> 00:07:26,863
اما من همیشه احساس می کردم او در جایی که باید باشد نیست.

122
00:07:26,946 --> 00:07:29,615
و من می دانم که مامان آنجاست، و او مانند

123
00:07:29,699 --> 00:07:30,699
"به راهت ادامه بده."

124
00:07:31,409 --> 00:07:34,412
نه تنها مادرم و عمه مریم تقریباً شبیه هم هستند،

125
00:07:34,495 --> 00:07:35,663
آنها یکسان لباس می پوشند

126
00:07:35,746 --> 00:07:38,166
آنها همین رفتار را دارند.

127
00:07:38,666 --> 00:07:39,917
خیلی دیوانه است.

128
00:07:40,001 --> 00:07:42,044
بچه ها اینجا چه خبره؟

129
00:07:42,128 --> 00:07:43,796
جورج، به ما بگو چه اتفاقی می افتد.

130
00:07:43,880 --> 00:07:46,924
کاری که می‌خواهیم بکنیم این است که تور و همه چیز را می‌گرفتیم

131
00:07:47,008 --> 00:07:48,968
و برو و خرچنگ ها را بگیر و...

132
00:07:49,051 --> 00:07:52,263
- به هیچ وجه. وای خدای من. - این منطقه بایو سنت جان است.

133
00:07:52,346 --> 00:07:53,222
کنار دریاچه.

134
00:07:53,306 --> 00:07:55,933
ما خیلی فقیر بزرگ شدیم،

135
00:07:56,017 --> 00:07:59,103
اما با وجود اینکه روزهای سختی داشتیم، مادرم آدم فوق العاده ای بود.

136
00:07:59,187 --> 00:08:02,023
او مطمئن شد که ما همیشه عشق داریم.

137
00:08:02,106 --> 00:08:06,319
بنابراین من می خواهم تایلر و ترزا را در حال خرچنگ کردن ببرم

138
00:08:06,402 --> 00:08:09,655
چون می خواهم کاری را که ما به عنوان یک خانواده انجام دادیم، تجربه کنند.

139
00:08:09,739 --> 00:08:13,493
من می خواهم او با مادر ما ارتباط داشته باشد.

140
00:08:14,911 --> 00:08:18,039
- بهترین مادربزرگ شما که انتظارش را دارید. - آره. میدانم.

141
00:08:18,122 --> 00:08:19,540
کاش او را ملاقات می کردم

142
00:08:20,041 --> 00:08:22,627
- او با روحیه اینجاست. - کاملا.

143
00:08:22,710 --> 00:08:27,882
کاری که برای شروع به شما نیاز دارم این است که این تور را ببندید.

144
00:08:27,965 --> 00:08:29,759
من برایت دستکش می آورم

145
00:08:29,842 --> 00:08:31,052
درست.

146
00:08:31,135 --> 00:08:33,888
کاری که شما انجام می دهید این است که سه گردن مرغ در آنجا می گیرید،

147
00:08:33,971 --> 00:08:37,308
آن را مانند بند کفش ببندید. آن را محکم ببند، زیرا خرچنگ ها می توانند آن را بگیرند.

148
00:08:37,391 --> 00:08:39,018
گوچا شما آن را به ریسمان می بندید.

149
00:08:39,101 --> 00:08:42,772
تنها کاری که باید انجام می دادید این بود که تورهای خود را در آنجا ببندید.

150
00:08:42,855 --> 00:08:44,023
و برای آنها برگرد.

151
00:08:44,106 --> 00:08:46,901
- خدای من. - تمام کاری که باید انجام می دادی تا شام بخوری.

152
00:08:48,069 --> 00:08:49,362
- کمی بود... - عالی.

153
00:08:51,447 --> 00:08:55,284
مادربزرگ شما مشتاقانه منتظر آمدن به اینجا بود

154
00:08:55,368 --> 00:08:59,789
آنقدر که او تمام شب را بیدار می ماند و مرغ سوخاری، سالاد سیب زمینی می پزد،

155
00:09:00,289 --> 00:09:02,333
و ما تمام روز اینجا می نشستیم.

156
00:09:02,416 --> 00:09:03,251
وای.

157
00:09:03,334 --> 00:09:05,002
- زمان خوبی بود. - وای.

158
00:09:05,086 --> 00:09:10,007
او کارهای خوبی انجام داد تا کودکی خوبی را برای ما رقم بزند.

159
00:09:10,091 --> 00:09:12,927
از همه چیزهایی که مردم مادربزرگم را به آن توصیف کرده اند،

160
00:09:13,010 --> 00:09:15,096
سرگرم کننده، دوست دارم اوقات خوبی داشته باشم.

161
00:09:15,179 --> 00:09:17,473
او برای چیزهای ساده، خانواده اش ارزش قائل بود،

162
00:09:17,557 --> 00:09:20,560
چیزی که برای او اهمیت بیشتری داشت او برای شاد بودن به چیزهای زیادی نیاز نداشت.

163
00:09:20,643 --> 00:09:23,187
من احساس خوشبختی می کنم که می دانم از افراد خوب آمده ام.

164
00:09:23,271 --> 00:09:26,440
به من قدردانی عمیق تری نسبت به شخصیتی که هستم می دهد.

165
00:09:28,776 --> 00:09:30,336
اگر می توانید آن تور را بکشید.

166
00:09:30,361 --> 00:09:33,614
-ببین اونجا چی آوردند - ما خیلی سریع جلو می رویم.

167
00:09:34,115 --> 00:09:35,575
آیا آنها چیزی را گرفتند؟

168
00:09:36,075 --> 00:09:37,994
- آیا آنها چیزی را گرفتند؟ - من هنوز نمی دانم.

169
00:09:38,077 --> 00:09:39,662
- اوه - آنها را بکش.

170
00:09:39,745 --> 00:09:41,038
خیلی خوب. پولین.

171
00:09:41,122 --> 00:09:43,791
- اوه ببین چی داری - هی، ما خرچنگ گرفتیم!

172
00:09:45,167 --> 00:09:47,354
- این باید برای آن روز درست شود. - شما برو.

173
00:09:47,378 --> 00:09:49,380
- این کافی است. - می توانیم هفته ها غذا بخوریم.

174
00:09:53,092 --> 00:09:54,927
وای. خیلی به این موضوع می پردازد.

175
00:09:55,011 --> 00:09:56,178
- این شگفت انگیز است. - آره...

176
00:09:56,262 --> 00:09:57,763
امروز خیلی روز خاصی بود

177
00:09:57,847 --> 00:10:02,101
- آه من می دانم. عالیه. خیلی عالی. - اوه خدای من.

178
00:10:02,184 --> 00:10:04,395
اووو اینجا چلپ چلوپ است!

179
00:10:04,478 --> 00:10:05,855
- باشه. - اینو ببین!

180
00:10:06,439 --> 00:10:07,315
من خيلي تو را دوست دارم.

181
00:10:07,398 --> 00:10:09,859
من هم شما را دوست دارم. این خیلی عالیه

182
00:10:09,942 --> 00:10:13,529
- این است. به نسیم نگاه کن - خیلی عالی. می دانم، می دانم و باران نمی بارد.

183
00:10:15,865 --> 00:10:19,577
اما می دانی، یک چیز در مورد مادرت، مادر ما...

184
00:10:19,660 --> 00:10:20,660
بله درست است.

185
00:10:20,703 --> 00:10:23,080
او قبلاً واقعاً کار می کرد

186
00:10:23,164 --> 00:10:27,376
او را پایین بیاورد تا مطمئن شود که ما به رژه رفته ایم.

187
00:10:27,460 --> 00:10:28,711
هر کاری که انجام دادیم

188
00:10:29,754 --> 00:10:31,797
خیلی شرم داشت

189
00:10:32,715 --> 00:10:34,300
مامان خراب شد

190
00:10:35,426 --> 00:10:38,679
بعد از اینکه شما را به استلا داد.

191
00:10:48,356 --> 00:10:49,774
این را بعداً فهمیدم

192
00:10:49,857 --> 00:10:54,362
آن زمان من خیلی کوچک بودم و چیزی به ما نمی گفتند.

193
00:10:54,445 --> 00:10:57,114
شرط می بندم شما و مریم خاطرات خوبی دارید

194
00:10:57,198 --> 00:10:58,407
در مورد کاری که اینجا انجام دادی

195
00:10:58,491 --> 00:11:01,661
کاش میتونستم اینجا باشم ما الان اینجا هستیم این همون چیزیه که مهم است.

196
00:11:06,248 --> 00:11:09,043
می توانم بگویم این برای مادرم واقعاً سخت بوده است.

197
00:11:09,126 --> 00:11:10,961
او می توانست زندگی متفاوتی داشته باشد،

198
00:11:11,045 --> 00:11:14,924
و توسط این جنایتکار از او گرفته شد.

199
00:11:19,428 --> 00:11:22,723
تمرکز بر پردازش تمام اطلاعاتی که از طریق آن به دست می آید، دشوار است

200
00:11:22,807 --> 00:11:24,308
با همه چیز در جریان است

201
00:11:24,392 --> 00:11:27,603
می توانم بگویم که مادرم در اطراف مری و جورج احساساتی است.

202
00:11:27,687 --> 00:11:30,690
به من نشان می دهد که زمان مناسبی برای خواندن نیست،

203
00:11:30,773 --> 00:11:32,400
اما امیدوارم این شانس را داشته باشم

204
00:11:32,483 --> 00:11:34,610
در روزهای آینده که زمان تک به تک داریم.

205
00:11:34,694 --> 00:11:38,239
او واقعاً یک شخص خاص بود.

206
00:11:38,322 --> 00:11:40,116
- من مطمئن هستم. - تو خیلی شبیه او هستی.

207
00:11:40,199 --> 00:11:42,910
- بله، او است! - متشکرم. افتخار دارم.

208
00:11:43,661 --> 00:11:49,417
سخت ترین قسمت همه اینها این است که احساس می کنم خیلی عصبانی هستم

209
00:11:49,500 --> 00:11:52,211
که این بار از من دزدیده شد.

210
00:11:59,093 --> 00:12:02,388
من نمی دانم. من فقط میلیون ها راه مختلف را مرور کردم.

211
00:12:02,471 --> 00:12:05,891
در واقع به نوعی شبیه شکنجه است.

212
00:12:06,392 --> 00:12:09,061
وقتی از کودکی خود تعریف می کنند،

213
00:12:09,145 --> 00:12:11,731
و وقتی تعریف می کنند که مادر ما چقدر فوق العاده بود،

214
00:12:11,814 --> 00:12:13,816
و چه مادر بزرگی بود

215
00:12:13,899 --> 00:12:17,194
و چقدر سرگرم کننده بود و چگونه آنها را از مدرسه بیرون می کرد

216
00:12:17,278 --> 00:12:20,573
به طوری که آنها می توانند خرچنگ، اوم، و یک روز سرگرم کننده با هم داشته باشند.

217
00:12:20,656 --> 00:12:24,702
بعد آخر وقت به خانه می رفتند و خرچنگ را می جوشاندند.

218
00:12:25,286 --> 00:12:30,458
میدونی روز خوبی داشته باشی اوم، فکر می‌کنم، می‌دانی، حسادت می‌کنم.

219
00:12:31,041 --> 00:12:32,668
استلا هیچ کدام از این کارها را انجام نداد.

220
00:12:32,752 --> 00:12:35,963
او هرگز به من نگفت که دوستم دارد، حتی یک بار در زندگی من.

221
00:12:40,259 --> 00:12:43,971
خواهر و برادر من، آنها پولدار نبودند. آنها در پروژه ها زندگی می کردند.

222
00:12:44,054 --> 00:12:48,309
اما عشقی که به مادرم داشتند، نمی توان برای آن قیمت گذاشت.

223
00:12:48,392 --> 00:12:50,644
معلوم شد که آنها افراد بزرگی هستند.

224
00:12:50,728 --> 00:12:54,607
بنابراین به شما می گوید که می توانید فقیر باشید، و تا زمانی که شما را دوست داشته باشند،

225
00:12:54,690 --> 00:12:57,401
اگر در خانه خود عشق دارید، همه چیز دارید.

226
00:13:02,323 --> 00:13:06,076
اتفاقی را به یاد آوردم و فکر می‌کنم آن را کنار گذاشتم

227
00:13:06,160 --> 00:13:07,453
و آن را فراموش کرد

228
00:13:07,953 --> 00:13:09,747
وقتی 19 یا 20 ساله بودم،

229
00:13:09,830 --> 00:13:12,124
این شخص با من تماس گرفت و گفت:

230
00:13:12,208 --> 00:13:17,004
استلا از زندان مرا گرفت و می‌گوید که مادرت نیست.

231
00:13:17,087 --> 00:13:20,508
"من فقط می خواهم به شما بگویم، و شما می توانید با آن کاری که می خواهید انجام دهید."

232
00:13:20,591 --> 00:13:24,094
و من او را باور نکردم زیرا او دروغ های زیادی گفته است،

233
00:13:24,178 --> 00:13:26,180
حتی به ذهنم هم نمی رسید

234
00:13:26,764 --> 00:13:29,350
اما ای کاش... خیلی از دست خودم عصبانی هستم.

235
00:13:29,433 --> 00:13:30,893
کاش اون موقع گوش میکردم

236
00:13:30,976 --> 00:13:34,313
چون می توانستم مادرم را ملاقات کنم. فقط استلا بود.

237
00:13:34,396 --> 00:13:36,398
او دروغ گفت و دروغ گفت.

238
00:13:37,149 --> 00:13:40,361
بنابراین من او را باور نکردم. و من آن را به قبرم خواهم برد.

239
00:13:40,444 --> 00:13:43,072
من همیشه به خاطر این یکی به خودم لگد می زنم.

240
00:13:51,497 --> 00:13:54,333
روز اول در نیواورلئان. ما چیزی بیشتر نمی دانیم

241
00:13:54,416 --> 00:13:57,920
در مورد اینکه چگونه و چرا مادرم با استلا، یک قاتل، به پایان رسید.

242
00:13:58,003 --> 00:14:01,549
اما ما چیزهای زیادی یاد گرفتیم که مادربزرگم چه مادر مهربانی بود،

243
00:14:01,632 --> 00:14:03,008
که گیج کننده است

244
00:14:03,092 --> 00:14:07,054
اگر او اینقدر وقف بچه هایش بود، پس چرا مادرم را رها کرد؟

245
00:14:07,137 --> 00:14:10,432
این فقط منطقی نیست. من می خواهم این را برای مامانم بفهمم،

246
00:14:10,516 --> 00:14:12,434
چون می دانم که او را از هم می پاشد.

247
00:14:12,935 --> 00:14:16,105
فقط امیدوارم بتوانم او را تا جایی که می توانم به احساس بسته بودن نزدیک کنم.

248
00:14:16,188 --> 00:14:20,109
به خصوص با در نظر گرفتن زندگی من با لحظاتی تعریف می شود که می خواهم به مردم بدهم

249
00:14:20,192 --> 00:14:22,152
احساس بسته شدن برای صلح

250
00:14:27,783 --> 00:14:30,995
امروز کمی عجیب است، پیچیده تر از همیشه.

251
00:14:31,745 --> 00:14:32,745
از چه طریقی؟

252
00:14:32,788 --> 00:14:38,043
فقط ارجاعات زیادی به، مانند عدم وضوح ذهنی.

253
00:14:38,127 --> 00:14:39,003
هوم

254
00:14:39,086 --> 00:14:41,755
فقط کمی احساس میکنم... انگار ابری شده.

255
00:14:46,969 --> 00:14:48,095
ایناهاش.

256
00:14:50,472 --> 00:14:51,472
آری

257
00:14:54,018 --> 00:14:57,521
- بیشتر از حالات عجیب و غریب. آره - عجیب است.

258
00:15:01,025 --> 00:15:03,944
مکان هایی مانند این گاهی اوقات اتصال را سخت تر می کنند.

259
00:15:04,528 --> 00:15:07,406
اگر مکان هایی باشد که افراد زیادی در آن رفت و آمد داشته اند.

260
00:15:07,489 --> 00:15:09,241
آره، چون انرژی می‌گذارند.

261
00:15:09,325 --> 00:15:12,620
آره همه فقط یه جورایی... آره، مثل یه اسفنجه.

262
00:15:12,703 --> 00:15:15,289
با صداقت بیشتر شبیه کیک ادراری است.

263
00:15:18,167 --> 00:15:20,669
خوشحالم که اینجا هستید و ما با هم این کار را انجام می دهیم.

264
00:15:20,753 --> 00:15:22,880
- میدانم. آری - آره!

265
00:15:22,963 --> 00:15:26,008
- سلام! اوضاع چطوره؟ - سلام!

266
00:15:26,091 --> 00:15:27,968
-بذار یه دستی بهت بدم - میتونیم؟

267
00:15:28,052 --> 00:15:31,096
اوه خدای من. من لورن هستم. خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم.

268
00:15:31,180 --> 00:15:34,016
- کجا دوست داری بنشینم؟ - آنجا بنشین. من این را می آورم

269
00:15:34,099 --> 00:15:36,435
- بله، این کار می کند. - آره

270
00:15:36,518 --> 00:15:38,145
بنابراین من دفترچه یادداشت خود را اینجا دارم.

271
00:15:38,228 --> 00:15:39,897
- یک دفترچه یادداشت خوش دست - باشه.

272
00:15:39,980 --> 00:15:43,609
هر کسی را که ملاقات کرده اید، می شناسید، و حتی گاهی در خانواده،

273
00:15:43,692 --> 00:15:46,028
افرادی می توانند از آن عبور کنند که ما هرگز آنها را ندیده ایم.

274
00:15:46,111 --> 00:15:48,864
- لباس های کثیف خانوادگی من را هوا ندهید. - سعی می کنم نکنم.

275
00:15:49,490 --> 00:15:51,909
پس با این گفته، آیا ما برای من اشیایی داریم؟

276
00:15:51,992 --> 00:15:53,118
ما یک زوج داریم.

277
00:15:53,202 --> 00:15:55,079
پس ما هر دوی اینها را داریم.

278
00:15:55,162 --> 00:15:57,247
باشه افسانه

279
00:15:57,331 --> 00:16:01,168
من آنها را همانجا می گذارم، اگر اشکالی ندارد. اوه، افسانه ای

280
00:16:01,251 --> 00:16:04,964
- این چیز زیبا. - گرانبها که...

281
00:16:05,047 --> 00:16:08,175
- زوج جواهرات زیبا. - عاشقشم! خدای من!

282
00:16:09,760 --> 00:16:10,594
باشه.

283
00:16:14,515 --> 00:16:15,683
چقدر عجیب.

284
00:16:17,184 --> 00:16:18,184
باشه.

285
00:16:19,812 --> 00:16:21,605
آنجا. من اینو میگیرم

286
00:16:21,689 --> 00:16:23,899
می‌خواهم ببینم آیا می‌توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم.

287
00:16:27,611 --> 00:16:28,611
آنجا.

288
00:16:34,326 --> 00:16:38,539
- انگار دارم میفهمم - میدانم. دارم میخونمش

289
00:16:38,622 --> 00:16:41,041
من آن را شفاهی می کنم. من می گویم "چه خبر است؟"

290
00:16:41,709 --> 00:16:42,918
بسیار جالب.

291
00:16:45,671 --> 00:16:46,880
این متفاوت به نظر می رسد.

292
00:16:48,590 --> 00:16:52,970
باشه. آنها از من می خواهند که زن را برجسته کنم، نه مرد.

293
00:16:53,053 --> 00:16:54,138
- آره - باشه.

294
00:16:54,638 --> 00:16:58,017
یه جورایی عجیبه او این را مطرح می کند، مانند تنها راهی که می توانم آن را توصیف کنم

295
00:16:58,100 --> 00:17:00,728
یک تشدید است، همه چیز در برخی ظرفیت ها تشدید می شود.

296
00:17:00,811 --> 00:17:04,648
سعی می‌کنم جزئیات بیشتری به دست بیاورم، زیرا به نظر یک گذر عجیب است.

297
00:17:04,732 --> 00:17:07,234
من راه‌های مختلفی را که مردم پیش می‌روند، آورده‌ام.

298
00:17:07,317 --> 00:17:09,153
- این خیلی عجیب به نظر می رسد. - آره

299
00:17:12,531 --> 00:17:14,241
چیزهای جالبی هست

300
00:17:14,324 --> 00:17:16,952
این خواندن سنتی شما نیست، حتی به عنوان یک رسانه.

301
00:17:17,036 --> 00:17:20,122
یک چیزی که به نوعی از طریق آن اتفاق افتاد و در راه اینجا مرا تحت تأثیر قرار داد.

302
00:17:20,205 --> 00:17:23,000
از نظر ذهنی واقعاً احساس کدر شدن داشتم.

303
00:17:23,083 --> 00:17:24,084
این منطقی خواهد بود.

304
00:17:24,168 --> 00:17:27,171
بنابراین، اگر کسی مست است، یا اگر کسی، مانند، احساس می کند ...

305
00:17:27,254 --> 00:17:29,256
من احساس سرگیجه کردم، تنها راه برای توصیف آن است.

306
00:17:29,339 --> 00:17:30,674
احساس خلاصی نمی کردم

307
00:17:30,758 --> 00:17:32,968
- آره که طنین انداز است، مطمئنا. - می کند.

308
00:17:33,052 --> 00:17:34,052
باشه.

309
00:17:39,266 --> 00:17:43,896
می‌دانی، من آب را می‌بینم که مثل فواره به بیرون فوران می‌کند. من نمی دانم.

310
00:17:43,979 --> 00:17:49,401
من نمی دانم که آیا فواره هایی در این نزدیکی وجود داشت یا خیر. اوم، من نمی دانم.

311
00:17:56,992 --> 00:17:58,994
زمانی که این شخص گذشت،

312
00:17:59,078 --> 00:18:01,121
یه جورایی این احساس وجود داره...

313
00:18:02,706 --> 00:18:03,540
متعجب.

314
00:18:03,624 --> 00:18:06,543
من نه... احساس می کنم یک جورهایی از بعضی ها فاصله گرفته ام.

315
00:18:07,628 --> 00:18:11,924
افرادی هستند که او از نزدیک آنها را نمی شناخت.

316
00:18:12,007 --> 00:18:15,010
من باید این را با قاطعیت بگویم در روشی که این اتفاق می افتد.

317
00:18:15,094 --> 00:18:16,261
- با صداقت تمام. - باشه.

318
00:18:16,345 --> 00:18:20,432
من مطمئن هستم که این احساس وجود کسی در اطراف وجود دارد

319
00:18:20,516 --> 00:18:21,850
که من خیلی خوب نمی دانم

320
00:18:22,768 --> 00:18:25,979
مانند زمانی که کسی... حتی اگر یک جوان بر اثر سرطان بمیرد،

321
00:18:26,063 --> 00:18:27,981
مردم می توانند در کنار تخت باشند،

322
00:18:28,065 --> 00:18:30,025
- آنها کار ارسال را انجام می دهند. - در انتظار آن

323
00:18:30,109 --> 00:18:32,361
من این را به معنای سنتی درک نمی کنم.

324
00:18:32,444 --> 00:18:35,447
بنابراین به نظر می رسد، من یک جورهایی دزدیده شده ام،

325
00:18:35,531 --> 00:18:37,449
مانند "زندگی من از من گرفته شده است."

326
00:18:37,533 --> 00:18:39,844
- من اینجا هستم پس نه... - خیلی منطقی است.

327
00:18:39,868 --> 00:18:41,286
- آره - جوری که میاد.

328
00:18:44,456 --> 00:18:46,208
خیلی جالبه، حول و حوش گذر،

329
00:18:46,291 --> 00:18:50,379
و من نمی دانم چرا این است، اما تاکید بر احساس جشن وجود دارد.

330
00:18:50,462 --> 00:18:54,133
بنابراین این یک نوع دوگانگی بسیار تاریک است بین کسی که در حال مرگ است،

331
00:18:54,216 --> 00:18:57,511
اما پس از آن یک احساس جشن وجود دارد، مردم آن را زندگی می کنند.

332
00:18:57,594 --> 00:18:59,179
من احساس شادی میکنم. احساس هیجان می کنم.

333
00:19:01,431 --> 00:19:03,684
میدونی؟ این خیلی تحریک کننده است

334
00:19:03,767 --> 00:19:07,563
من در تمام این مدت شاهد ارجاعات موسیقی بودم و در یک بار هستیم.

335
00:19:07,646 --> 00:19:09,857
گاهی اوقات این کار انجام می شود، اما چیزهای بیشتری در آن وجود دارد.

336
00:19:09,940 --> 00:19:10,774
آره

337
00:19:10,858 --> 00:19:13,360
فقط حال و هوا با مرگ همخوانی ندارد.

338
00:19:14,278 --> 00:19:18,448
موسیقی در حال پخش بود. میدونی.

339
00:19:18,532 --> 00:19:19,992
- منطقی است. - ناگهانی بود.

340
00:19:20,993 --> 00:19:22,870
موسیقی چیزی شبیه او بود.

341
00:19:23,787 --> 00:19:25,455
او عاشق موسیقی کانتری بود.

342
00:19:25,956 --> 00:19:28,709
او عاشق بلند شدن و رقصیدن و آواز خواندن بود.

343
00:19:29,459 --> 00:19:30,579
آره

344
00:19:35,048 --> 00:19:37,801
این یه جورایی عجیبه آنجا، آنجا، آنجا.

345
00:19:38,927 --> 00:19:41,555
آیا نام "C" یا "K" به او مرتبط است؟

346
00:19:41,638 --> 00:19:42,973
مم-هوم

347
00:19:43,056 --> 00:19:45,475
دریافت صدای بسیار قوی "چ، چ، چ".

348
00:19:45,559 --> 00:19:46,643
اسمش چی بود

349
00:19:47,186 --> 00:19:48,896
- کریسی بود. - گوچا

350
00:19:49,479 --> 00:19:51,732
پس این شخص برای شما چه کسی بود؟

351
00:19:51,815 --> 00:19:56,403
خواهر خواهری ما بود. پس از این رو دزدی ها و همه اینها.

352
00:19:56,486 --> 00:20:00,032
نفهمیدم چی بود بعد از فارغ التحصیلی آن را روی مردم می گذارند؟

353
00:20:00,115 --> 00:20:02,951
- من از دانشگاه فارغ التحصیل نشدم. من نمی دانم. - آره

354
00:20:03,035 --> 00:20:09,291
ما در همان کالج بازرگانی بودیم. این همون دزدی ما بود که تو پوشیدی.

355
00:20:09,374 --> 00:20:13,253
- برای زمانی که فارغ التحصیل می شوید تزئین است. - باشه.

356
00:20:13,337 --> 00:20:16,924
آخرین عکس هایی که با او گرفتیم، آنها را پوشیده بودیم.

357
00:20:17,007 --> 00:20:18,592
- آره - من آن را دوست دارم.

358
00:20:19,259 --> 00:20:23,263
- خیلی دختر باحالی بود. - آره

359
00:20:23,347 --> 00:20:25,933
دوست شگفت انگیز سرگرمی، انرژی سرگرم کننده.

360
00:20:26,016 --> 00:20:29,478
سرگرم کننده، اما بسیار صادقانه، حتی زمانی که شما نمی خواهید او باشد.

361
00:20:29,978 --> 00:20:33,273
حضور خوبی برای بودن

362
00:20:33,857 --> 00:20:36,360
واقعا عالیه آره و خاص

363
00:20:36,443 --> 00:20:37,443
یکی...

364
00:20:40,280 --> 00:20:42,532
عجیب و غریب. مثلاً یک چیز کتاب وجود دارد.

365
00:20:42,616 --> 00:20:43,659
هوم...

366
00:20:43,742 --> 00:20:45,452
این یک نماد جالب است.

367
00:20:47,955 --> 00:20:50,916
آیا از اهمیت اول ماه اطلاع دارید؟

368
00:20:50,999 --> 00:20:52,751
- مممم - مممم

369
00:20:52,834 --> 00:20:55,837
او قرار است تا حدی مورد تجلیل قرار گیرد،

370
00:20:55,921 --> 00:20:58,215
و من چیزی را می بینم که شبیه یک پلاک است،

371
00:20:58,298 --> 00:21:00,801
بنابراین سعی کنید فکر کنید که چگونه این را بیان کنید.

372
00:21:00,884 --> 00:21:04,805
قرار دادن سنگ راهی برای توصیف آن است. مثل اینکه، من احساس می کنم که ...

373
00:21:04,888 --> 00:21:07,015
باید وجود داشته باشد... یادت باشد که من این را می گویم،

374
00:21:07,099 --> 00:21:10,018
کسی یا به کاشتن درختی به یاد او فکر کرده است

375
00:21:10,102 --> 00:21:13,063
یا قرار است درختی بکارد و این کار بزرگی است.

376
00:21:13,146 --> 00:21:16,942
مراسمی هست من دارم می بینم که خاک کنده می شود، این همه چیز.

377
00:21:17,025 --> 00:21:19,069
از آنچه شما می دانید کلیک نمی کند؟

378
00:21:19,152 --> 00:21:21,433
- کاملا کلیک می کند. متاسف. - کلیک می کند؟ باشه.

379
00:21:21,488 --> 00:21:23,657
احساس غرور در اطراف آن وجود دارد.

380
00:21:23,740 --> 00:21:25,826
در ظرفیت بیشتری مورد تقدیر قرار می گیرد.

381
00:21:29,788 --> 00:21:32,165
من با این کار بیشتر می شوم. دارم سرما میخورم

382
00:21:33,208 --> 00:21:36,420
چون دارم می بینم... من همه این آدم ها را دارم که تازه می پیچند.

383
00:21:38,839 --> 00:21:42,884
اما من فقط احساس می کنم ترس زیادی فراتر از آنچه اینجا اتفاق افتاد وجود دارد.

384
00:21:44,136 --> 00:21:47,347
وقتی نوبت به تلاش برای دریافت درمان پزشکی در هر ظرفیتی می رسد،

385
00:21:47,431 --> 00:21:49,141
آنها یک "X" قرمز بزرگ را از طریق آن قرار می دهند.

386
00:21:49,224 --> 00:21:52,686
هر زمان که آنها این کار را انجام می دهند، همیشه نشان می دهد که تاخیر وجود داشته است

387
00:21:52,769 --> 00:21:54,604
برای شدت وضعیت

388
00:21:54,688 --> 00:21:58,567
- مربوط به زمان حضور پلیس. - صد در صد آره

389
00:21:58,650 --> 00:22:00,444
قطعا تاخیر داشت

390
00:22:02,112 --> 00:22:03,739
من به راهم ادامه میدم

391
00:22:09,077 --> 00:22:10,829
توضیح این موضوع کمی سخت است،

392
00:22:10,912 --> 00:22:13,790
اما نمادی که در راه است این است که من شبیه...

393
00:22:15,751 --> 00:22:17,544
از بالا به پایین می روم.

394
00:22:17,627 --> 00:22:20,630
فقط احساس می کنم بالا هستم و بعد پایین.

395
00:22:20,714 --> 00:22:21,965
- از نظر فیزیکی - آره

396
00:22:22,049 --> 00:22:24,092
- آره - کاملا منطقی است.

397
00:22:24,176 --> 00:22:25,552
- باشه. خوب - آره

398
00:22:26,678 --> 00:22:30,474
یک چیز بزرگ در راه این وجود دارد

399
00:22:30,557 --> 00:22:32,642
از کمانه کردن صدا

400
00:22:32,726 --> 00:22:36,521
و می دانم که این خیلی عجیب است، اما مشکلی وجود داشت که صدا ...

401
00:22:36,605 --> 00:22:39,483
احساس می کنم نمی توانم بفهمم این از کجا می آید،

402
00:22:39,566 --> 00:22:41,109
تنها راه برای توصیف این است.

403
00:22:41,193 --> 00:22:43,904
- آره - و وقتی این اتفاق بیفتد ...

404
00:22:43,987 --> 00:22:47,157
این فقط این احساس است، نمی دانم کجا را نگاه کنم.

405
00:22:47,240 --> 00:22:49,743
انگار به معنای واقعی کلمه هستم... اوه.

406
00:22:51,078 --> 00:22:53,955
- اینجا خیلی چیزهاست. - آره

407
00:22:54,748 --> 00:22:56,583
پس چه اتفاقی افتاده؟

408
00:22:57,334 --> 00:22:59,336
این یک رویداد موسیقی زنده بود.

409
00:22:59,419 --> 00:23:01,546
و یک تیراندازی دسته جمعی رخ داد.

410
00:23:01,630 --> 00:23:06,551
- پس هر چیزی که گفتی منطقی است. - آره

411
00:23:09,054 --> 00:23:13,433
سلام به همه ما اکنون به پوشش خود از تیراندازی وحشتناک در لاس وگاس ادامه می دهیم.

412
00:23:13,517 --> 00:23:15,894
مرگبارترین در تاریخ آمریکا

413
00:23:15,977 --> 00:23:17,813
یک مرد مسلح شب گذشته تیراندازی کرد

414
00:23:17,896 --> 00:23:20,107
کمی بعد از ساعت ده به وقت محلی،

415
00:23:20,190 --> 00:23:22,442
از طبقه 32

416
00:23:22,526 --> 00:23:27,322
در هتل ماندالی بی در لاس وگاس، موجی پس از بارندگی آتش خودکار.

417
00:23:27,406 --> 00:23:30,283
افراد زیادی گیج شده بودند و می دویدند.

418
00:23:30,367 --> 00:23:32,828
افسر، خلیج ماندالی در نیمه راه.

419
00:23:32,911 --> 00:23:35,747
من شات‌هایی را می‌بینم که از خلیج ماندالی، در نیمه‌ی راه می‌آیند.

420
00:23:35,831 --> 00:23:39,584
- در زمان پاسخگویی تاخیر وجود داشت. - گرفتن ...

421
00:23:39,668 --> 00:23:43,088
از اینجا برو بیرون! تیراندازی از آنجا می آید. برو اون طرف!

422
00:23:43,171 --> 00:23:44,548
برو برو. به این ترتیب! به این ترتیب!

423
00:23:44,631 --> 00:23:50,303
شصت و یک نفر فوت کردند، اما فکر می کنم 500 نفر مجروح شدند.

424
00:23:50,387 --> 00:23:53,098
چند یادبود در مکان های مختلف وجود دارد.

425
00:23:53,181 --> 00:23:57,394
- اما پلاک چیز قیامتی است. - این چیزی است که به ذهنم رسید.

426
00:23:57,477 --> 00:23:59,479
مردم از کنسرت لذت می بردند

427
00:23:59,563 --> 00:24:02,524
و همه این چیزها را در حالی که می چرخیدند پشت سر گذاشتند.

428
00:24:02,607 --> 00:24:06,361
در حال حاضر، اساساً به دلیل وقایع غم انگیزی که رخ داده، ساکت است.

429
00:24:13,160 --> 00:24:16,121
آیا سوالی در مورد این شخص دارید؟

430
00:24:16,872 --> 00:24:18,457
- حالت خوبه؟ - آره

431
00:24:18,540 --> 00:24:21,001
- آخرش خوب بودی؟ من نمی دانم. - آره

432
00:24:21,084 --> 00:24:22,544
- میدونی؟ - البته.

433
00:24:23,128 --> 00:24:25,505
روشی که من این را توصیف می کنم، وقتی او از راه می رسد،

434
00:24:25,589 --> 00:24:26,798
این خیلی سریع اتفاق افتاد

435
00:24:26,882 --> 00:24:29,593
او با احساس پذیرش و آرامش وارد می شود.

436
00:24:29,676 --> 00:24:32,929
اما من نمی توانم به اندازه کافی تأکید کنم که او چقدر با شادی همراه است.

437
00:24:33,013 --> 00:24:35,724
- فقط احساس آرامش. - این شگفت انگیز است.

438
00:24:35,807 --> 00:24:38,167
- اما، می دانی، اینطور نیست... - این باعث آرامش است.

439
00:24:38,226 --> 00:24:40,645
من همچنین می فهمم که آنچه اتفاق افتاده را پاک نمی کند.

440
00:24:40,729 --> 00:24:43,732
- آره - پس از به اشتراک گذاری آن متشکرم.

441
00:24:43,815 --> 00:24:46,401
من می دانم که صحبت کردن در مورد آن کار سختی است.

442
00:24:46,485 --> 00:24:49,738
اکنون منطقی است، در زمینه، چرا برای من اینقدر عجیب بود

443
00:24:49,821 --> 00:24:52,032
چون این وضعیت سنتی شما نیست.

444
00:24:52,115 --> 00:24:55,535
اما من امیدوارم که این به آگاهی نسبت به خشونت با سلاح نیز کمک کند.

445
00:24:55,619 --> 00:24:57,263
- امیدوارم. - میدونی چون...

446
00:24:57,287 --> 00:25:01,666
من نمی توانم به اندازه کافی به شما بگویم. آنها هرگز نمی خواهند مرگ آنها زندگی آنها را مشخص کند.

447
00:25:01,750 --> 00:25:04,252
پس از گذشت او، فرصت هایی وجود خواهد داشت

448
00:25:04,336 --> 00:25:06,087
برای آگاهی دادن به چیزهای بزرگتر

449
00:25:06,171 --> 00:25:08,089
این به خیلی ها کمک خواهد کرد

450
00:25:08,173 --> 00:25:09,925
- خیلی ممنونم. - البته.

451
00:25:10,008 --> 00:25:14,179
قبل از رفتن، می توانید اعداد لوتوی هفته آینده را به ما بگویید؟

452
00:25:14,262 --> 00:25:16,598
- آنها پشت این کتاب هستند. - آن ها هستند؟

453
00:25:16,681 --> 00:25:19,226
- بذار اینجا. با صدای بلند نگو -اگه بهت نشون بدم...

454
00:25:19,309 --> 00:25:21,412
- من باید تو را از راه برسانم. - خوبه.

455
00:25:21,436 --> 00:25:22,854
بله دقیقا.

456
00:25:22,938 --> 00:25:25,208
- اگر به نوشیدنی نیاز دارید، گزینه‌هایی وجود دارد. - ممکن است.

457
00:25:25,232 --> 00:25:28,151
- ایمن باش خدا حافظ! - استراحت شگفت انگیزی از روز خود داشته باشید. خدا حافظ!

458
00:25:28,860 --> 00:25:32,656
من فکر می کنم خوب بود که این تایید را دریافت کردم

459
00:25:33,156 --> 00:25:35,492
که، بله، او هنوز در حال درخشش است.

460
00:25:35,575 --> 00:25:36,993
او هنوز در حال رقصیدن در اطراف است.

461
00:25:37,077 --> 00:25:39,871
- واقعاً همین را می خواستم بشنوم. - آره

462
00:25:41,456 --> 00:25:43,083
این یک خواهر خواهر بود

463
00:25:43,166 --> 00:25:45,627
که در تیراندازی در لاس وگاس جان باخت.

464
00:25:46,753 --> 00:25:49,923
تو راه اینجا داشتم این حس تهوع رو داشتم.

465
00:25:50,006 --> 00:25:52,693
- مردم به شدت مشروب می خوردند. -چون داشتی میگفتی...

466
00:25:52,717 --> 00:25:55,262
اوه، آره داشتی می گفتی: «در سرش معلوم نیست».

467
00:25:55,345 --> 00:25:56,846
- و تو مطمئن نبودی. - آره

468
00:25:56,930 --> 00:26:00,183
وقتی آنجا نشستم، می توانم بگویم که او مشروب خورده است.

469
00:26:01,351 --> 00:26:04,271
پس اون داشت بهت میداد اون چیزی که بود...

470
00:26:04,813 --> 00:26:08,066
- اونجا بودن - ... در حال حاضر آنجا بودن.

471
00:26:09,776 --> 00:26:10,776
وای.

472
00:26:26,543 --> 00:26:28,461
من مجذوب این ایده هستم

473
00:26:28,545 --> 00:26:32,132
به هر طریقی که بتوانم کاری که روزانه انجام می دهم را تسریع کنم.

474
00:26:33,633 --> 00:26:35,218
در کارم خط خطی می کنم.

475
00:26:36,303 --> 00:26:37,596
اینجوری وصل میشم

476
00:26:37,679 --> 00:26:40,557
اگر بتوانم جایی داشته باشم که بتوانم قبل از مطالعه به آنجا بروم،

477
00:26:40,640 --> 00:26:43,143
که ممکن است به من کمک کند تا برداشت های واضح تری داشته باشم،

478
00:26:43,226 --> 00:26:44,477
البته من آن را امتحان خواهم کرد

479
00:26:48,898 --> 00:26:51,901
بنابراین من روانگردان را با پدرم ساختم.

480
00:26:51,985 --> 00:26:55,405
آره بیایید ببینیم اینجا چه چیزی به دست آوردیم.

481
00:26:56,406 --> 00:26:57,616
داره جمع میشه

482
00:26:58,116 --> 00:26:59,316
چه حسی دارد؟

483
00:26:59,367 --> 00:27:03,079
آه، خیلی مردانه. تمام تستوسترون

484
00:27:04,539 --> 00:27:07,542
Psychomanteum بر اساس یک فرآیند باستانی است

485
00:27:07,626 --> 00:27:10,170
برقراری ارتباط با نیروهای بالاتر،

486
00:27:10,253 --> 00:27:14,924
قدمت آن به دوران یونان، یونان باستان، گورستان ها برمی گردد.

487
00:27:15,008 --> 00:27:17,385
جاهایی که مردم می رفتند، مردم غمگین،

488
00:27:17,469 --> 00:27:19,846
برای ارتباط با عزیزانی که گذشتند.

489
00:27:22,182 --> 00:27:24,476
ایده این است که شما به یک فضا بروید.

490
00:27:24,559 --> 00:27:27,646
در آن زمان، معمولاً زیرزمینی، زیر زمین، در غارها بود.

491
00:27:27,729 --> 00:27:30,231
و در تاریکی غرق می شد.

492
00:27:30,315 --> 00:27:32,525
این به آنها اجازه می دهد تا تجربیاتی داشته باشند

493
00:27:32,609 --> 00:27:35,862
جایی که آنها چیزهایی را می دیدند یا چیزهایی را احساس می کردند که به طور معمول نمی دیدند.

494
00:27:36,696 --> 00:27:39,949
سایکومانتیوم آن را به شیوه ای مدرن تر تقلید می کند.

495
00:27:47,666 --> 00:27:51,378
این فرآیند شامل رفتن به اتاق و صرف 45 دقیقه تا یک ساعت است

496
00:27:51,461 --> 00:27:52,754
خیره شدن به آینه،

497
00:27:52,837 --> 00:27:56,841
آینه ای که به گونه ای قرار گرفته باشد که بازتاب شما را به سمت شما منعکس نکند.

498
00:27:57,842 --> 00:28:00,053
اکثر مردم گزارش می دهند که برداشت ها را می بینند.

499
00:28:00,136 --> 00:28:02,597
گاهی اوقات آنها رنگ هستند. گاهی اوقات آنها نماد هستند.

500
00:28:02,681 --> 00:28:05,016
جالبتر اینکه گاهی اوقات مردم چهره ها را می بینند

501
00:28:05,100 --> 00:28:08,770
و مظاهر کامل افرادی که زمانی می شناختند،

502
00:28:08,853 --> 00:28:10,772
و گاهی افرادی که این کار را نکردند.

503
00:28:10,855 --> 00:28:14,234
بنابراین، شغل من به عنوان یک رسانه به نظر می رسد که این یک امر طبیعی است

504
00:28:14,317 --> 00:28:17,153
برای رفتن به فضا و تلاش برای دیدن آنچه می توانم به دست بیاورم.

505
00:28:17,237 --> 00:28:20,824
و اگر با آنچه ممکن است یک فرد روزمره دریافت کند متفاوت باشد.

506
00:28:40,260 --> 00:28:43,012
برای ده، پانزده دقیقه اول یا بیشتر،

507
00:28:44,055 --> 00:28:47,600
واقعاً احساس چندانی از درون یا بیرون نداشت.

508
00:28:47,684 --> 00:28:48,810
من چیزی ندیدم

509
00:28:48,893 --> 00:28:53,022
و سپس، همانطور که پیشرفت کرد، در واقع کمی طاقت فرسا شد.

510
00:28:54,274 --> 00:28:56,025
احساس کردم چیزی به شانه ام برخورد کرد.

511
00:28:56,693 --> 00:28:59,529
در آینه دیدم، مثل یک دست.

512
00:29:00,029 --> 00:29:05,034
من به خانمی اشاره کردم که خال روی قسمت بالای لبش دارد.

513
00:29:06,119 --> 00:29:07,119
عجیب و غریب.

514
00:29:12,500 --> 00:29:17,046
اشاره ای به یونان وجود داشت که من آن را در آنجا می دیدم، مانند

515
00:29:17,130 --> 00:29:20,049
کلمه "یونان" با حروف سفید.

516
00:29:22,010 --> 00:29:24,596
حضور یک پدربزرگ را احساس کردم،

517
00:29:24,679 --> 00:29:27,724
مردی را دیدم با موهای قهوه‌ای که بلندتر بود.

518
00:29:27,807 --> 00:29:28,808
جوان یا پیر؟

519
00:29:28,892 --> 00:29:30,769
ام، جوان مرد جوانتر

520
00:29:30,852 --> 00:29:32,562
زنده است نه مرده

521
00:29:32,645 --> 00:29:34,898
عجیب بود. انتظار داشتم مرده ها را ببینم.

522
00:29:34,981 --> 00:29:36,900
من تصوراتی از مردم زنده داشتم.

523
00:29:40,445 --> 00:29:44,157
وقتی مطالعه ای انجام می دهم، به افرادی دست خواهم زد که هم زنده اند و هم گذشتگان.

524
00:29:44,240 --> 00:29:46,618
و به عنوان یک رسانه، با افرادی که گذرانده اند صحبت می کنم.

525
00:29:47,202 --> 00:29:49,579
اما اغلب، پیام های آنها شامل زنده ها می شود.

526
00:29:49,662 --> 00:29:50,830
افرادی که اینجا هستند.

527
00:29:50,914 --> 00:29:53,291
از طریق برقراری ارتباط با طرف مقابل،

528
00:29:53,374 --> 00:29:56,169
من اغلب می توانم در مورد افرادی که هنوز اینجا هستند اطلاعات کسب کنم.

529
00:29:56,252 --> 00:29:58,046
رفاه آنها، آنچه آنها در حال انجام هستند،

530
00:29:58,129 --> 00:30:01,132
آنچه آنها انجام داده اند، مسائلی که با آنها سروکار دارند.

531
00:30:01,216 --> 00:30:02,926
آن پیام ها نیز معنادار هستند.

532
00:30:03,009 --> 00:30:05,220
همیشه نباید از طرف دیگر بیاید.

533
00:30:05,303 --> 00:30:09,140
این یک تجربه بود، نزدیکترین چیزی که من تا به حال انجام خواهم داد،

534
00:30:09,224 --> 00:30:13,269
...با صداقت تمام. چون میدونی من خیلی وانیلی هستم.

535
00:30:13,353 --> 00:30:17,565
بزرگترین نکته من از روانگردان این است که می تواند بینایی را در درون ایجاد کند.

536
00:30:17,649 --> 00:30:19,234
این چیزی نبود که انتظارش را داشتم.

537
00:30:19,317 --> 00:30:23,279
انتظار داشتم چیز مهمی که دیدم در آینه روبروم باشد،

538
00:30:23,363 --> 00:30:27,325
اما به نظر می رسد که به عنوان مجرای عمل می کند تا فرد را در آن وضعیت ذهنی قرار دهد

539
00:30:27,408 --> 00:30:29,118
جایی که آنها پذیرای بیشتری هستند.

540
00:30:40,588 --> 00:30:44,217
- سلام! - سلام! از دیدنت خوشحالم! آره.

541
00:30:44,300 --> 00:30:45,552
این تایلر است. چطور هستید؟

542
00:30:45,635 --> 00:30:47,554
- از ملاقات شما خوشبختم. - از آشنایی با شما خوشحالم.

543
00:30:47,637 --> 00:30:50,348
- خوب -ممنون که منو دارین زیباست.

544
00:30:50,431 --> 00:30:52,618
- ممنون که ما را دعوت کردید. - کاملا.

545
00:30:52,642 --> 00:30:55,061
- خدا را شکر که دیگر رویا نیست. - میدانم

546
00:30:55,144 --> 00:30:58,273
که من با تو کتاب می خوانم چون تو را در خواب دیدم.

547
00:30:58,356 --> 00:30:59,774
شگفت انگيز! این یک پیش گویی بود.

548
00:30:59,858 --> 00:31:01,359
- باید این چنین میشد. - آره

549
00:31:01,442 --> 00:31:06,781
پس من باید چیزی به شما بگویم. دیشب داشتم این اتاق رو تست می کردم

550
00:31:06,865 --> 00:31:08,741
که من جایی دارم که مدیتیشن و ارتباط برقرار کنم.

551
00:31:08,825 --> 00:31:12,245
- باشه. - نمی دانستم با شما ملاقات دارم.

552
00:31:12,328 --> 00:31:15,248
اما من اشاره ای به مرد یونانی دیدم،

553
00:31:15,331 --> 00:31:18,167
و من موهای قهوه ای بلند و مجلل را می دیدم.

554
00:31:18,251 --> 00:31:19,377
- جدی میگی؟ - آره.

555
00:31:19,460 --> 00:31:21,629
بدیهی است که این امر از نظر الهی انجام می شد.

556
00:31:21,713 --> 00:31:24,132
این به من لرز می دهد که حتی در مورد آن صحبت کنم.

557
00:31:24,215 --> 00:31:25,091
من خیلی هیجان زده هستم.

558
00:31:25,174 --> 00:31:28,928
من در حال حاضر چیزهای زیادی وارد شده ام. سعی می کنم از آن عبور کنم.

559
00:31:29,012 --> 00:31:31,764
سوال من این است که آیا شما کسی مشترک دارید؟

560
00:31:31,848 --> 00:31:33,141
یا جدا هستی؟

561
00:31:33,224 --> 00:31:36,311
- من آنها را می شناسم، اما آنها جدا هستند. - باشه.

562
00:31:36,394 --> 00:31:37,937
همدیگر را نمی شناسند.

563
00:31:38,021 --> 00:31:41,065
تهیه کننده می گوید شما می توانید فقط یک نفر را بیاورید،

564
00:31:41,149 --> 00:31:42,567
و من گفتم: "من نمی توانم انتخاب کنم."

565
00:31:42,650 --> 00:31:45,528
"من نمی توانم این کار را با دوستم انجام دهم زیرا قبلاً به او گفته بودم."

566
00:31:45,612 --> 00:31:48,615
"به هیچ وجه نمی توانم از او مراقبت کنم و شخص دیگری را بیاورم."

567
00:31:48,698 --> 00:31:51,367
گفتم: خیلی مهم است.

568
00:31:51,451 --> 00:31:53,578
روز بعد تهیه کننده زنگ زد و گفت:

569
00:31:53,661 --> 00:31:56,372
"خوب، می‌توانی مهمان دوم را با خودت بیاوری."

570
00:31:56,456 --> 00:31:59,542
خوب، این کمک می کند. من می خواهم در راه این در سراسر وجود دارد جدا.

571
00:31:59,626 --> 00:32:00,877
- اشیا آوردیم؟ - آره.

572
00:32:00,960 --> 00:32:02,962
سرد. ما می توانیم همه آنها را روی میز بگذاریم.

573
00:32:03,546 --> 00:32:05,673
کامل. بذار اونجا بذارم

574
00:32:05,757 --> 00:32:08,426
کاری که من انجام خواهم داد این است که اگر اشکالی ندارد، اول این را نگه می دارم.

575
00:32:08,509 --> 00:32:09,344
این یکی؟ باشه.

576
00:32:09,427 --> 00:32:11,721
- و خواهیم دید که چه چیزی بیرون می آید. - باشه.

577
00:32:13,514 --> 00:32:16,351
باشه. باشه.

578
00:32:21,439 --> 00:32:22,982
آیا ارتباطی با مارس دارید؟

579
00:32:23,483 --> 00:32:25,485
- تولدی دارید؟ - تولد من در مارس.

580
00:32:25,568 --> 00:32:28,571
- باشه، باحال. تصادفی. خیلی خوب. - آره

581
00:32:28,655 --> 00:32:29,697
یکی...

582
00:32:32,075 --> 00:32:33,159
می بینم.

583
00:32:34,160 --> 00:32:35,161
متعجب.

584
00:32:35,828 --> 00:32:37,747
تعجب می کنم، آیا کریستوسی را می شناسید؟

585
00:32:38,289 --> 00:32:39,975
- کریستوس؟ آره. - اون کی میشه؟

586
00:32:39,999 --> 00:32:41,000
این پدر من است.

587
00:32:41,793 --> 00:32:43,812
- پدر شما؟ - خدای من. خیلی عجیب است.

588
00:32:43,836 --> 00:32:46,673
- آره میدونم ترسناکه - خیلی عجیب است، آن مکالمه.

589
00:32:46,756 --> 00:32:50,760
بسیار جالب. باشه پس من به اینجا ادامه میدم باشه.

590
00:32:55,056 --> 00:32:57,976
باشه. من این شکل مادری را دارم که می آید

591
00:32:58,059 --> 00:33:00,061
این برای شما نیست، بلکه برای یکی از شما دو نفر است.

592
00:33:00,645 --> 00:33:02,772
کسی که اساساً چنین می شد،

593
00:33:02,855 --> 00:33:05,375
بزرگترین شخصیت مادر در جهان، من می توانم آن را توصیف کنم.

594
00:33:05,400 --> 00:33:08,653
نمی دانم چرا اینقدر قوی وارد می شود، اما باید آن را برجسته کنم.

595
00:33:08,736 --> 00:33:10,154
که باشه.

596
00:33:13,491 --> 00:33:16,619
آیا هیچ کدام از شما اصلاً ارتباط خانوادگی با نیویورک دارید؟

597
00:33:16,703 --> 00:33:18,055
- تو گفتی نیویورک؟ - آره.

598
00:33:18,079 --> 00:33:19,247
نه شهر نیویورک

599
00:33:19,330 --> 00:33:21,457
- درست. ایالت نیویورک. - باشه.

600
00:33:21,541 --> 00:33:23,626
وقتی به آن می رسد واقعاً جالب است.

601
00:33:23,710 --> 00:33:26,462
او به تعدادی از زنان که به او متصل هستند اشاره می کند.

602
00:33:26,546 --> 00:33:29,841
وقتی این اتفاق می‌افتد، به این اشاره می‌شود که آیا کسی تعدادی دختر دارد،

603
00:33:29,924 --> 00:33:32,468
اگر دو یا سه دختر در خانواده وجود داشته باشد،

604
00:33:32,552 --> 00:33:35,013
اساساً مقدار زیادی استروژن به من می دهد.

605
00:33:35,096 --> 00:33:36,889
- درست. - شخصیت های زن قوی

606
00:33:36,973 --> 00:33:39,350
- میدونی بچه داشت یا نه؟ - آره.

607
00:33:39,434 --> 00:33:41,394
- میدونی دختر داشت؟ - آره.

608
00:33:41,477 --> 00:33:45,732
همه خوبن حداقل می شد... من به راهم ادامه می دهم، مثلاً دو تا سه.

609
00:33:45,815 --> 00:33:47,233
- چند تا؟ دو؟ - آره.

610
00:33:47,316 --> 00:33:51,112
- او یکی دارد که به دنیا آورده است. - گوچا

611
00:33:51,195 --> 00:33:53,114
و او یکی را پذیرفت.

612
00:33:53,197 --> 00:33:54,657
من آن را دوست دارم. باشه، گوچا

613
00:33:55,324 --> 00:33:56,534
متعجب. عجیب و غریب.

614
00:33:58,327 --> 00:34:01,622
او این تصور را به من می دهد که با طول عمرش مشکلی ندارد.

615
00:34:01,706 --> 00:34:03,750
اتفاقی که افتاد جالب است.

616
00:34:03,833 --> 00:34:07,295
برخی از مردم در زمان مرگ او از نظر جغرافیایی فاصله داشتند.

617
00:34:07,378 --> 00:34:09,672
- آنها به تازگی خبر دریافت کردند که او پاس کرده است. - چی؟

618
00:34:09,756 --> 00:34:10,923
- اوه خدای من. - عجیب است.

619
00:34:11,007 --> 00:34:12,842
او مانند "خوب است. چیز مهمی نیست."

620
00:34:12,925 --> 00:34:15,344
من یک احساس بسیار واقعی دارم

621
00:34:15,428 --> 00:34:17,972
از، "اشکالی ندارد. من نیازی به حضور مردم ندارم."

622
00:34:18,056 --> 00:34:21,517
- این درست است. این کاملا درست است. - پس این چیزی است که ...

623
00:34:22,685 --> 00:34:24,187
بذار ببینم این چیه

624
00:34:24,270 --> 00:34:28,399
چون او موقعیتی را مطرح می کند که در آن می گذرد،

625
00:34:28,483 --> 00:34:31,027
اما پس از آن کسی نمی تواند آنجا باشد.

626
00:34:31,110 --> 00:34:34,405
پس شما کجا بودید و او کجا بود در هنگام مرگ؟

627
00:34:34,489 --> 00:34:36,991
- در Neuilly، فرانسه. - پس با هم بودید؟

628
00:34:37,075 --> 00:34:38,177
- با یکدیگر. - گوچا

629
00:34:38,201 --> 00:34:42,121
وقتی در مورد بچه های او، دو دختر صحبت می کنیم، کسی آنجا نبود؟

630
00:34:42,205 --> 00:34:43,289
موفق نشدند؟

631
00:34:43,372 --> 00:34:45,625
- هیچکدام از بچه هایش آنجا نبودند. - باشه.

632
00:34:45,708 --> 00:34:48,336
- اما به درخواست او. - بله بله بله.

633
00:34:48,419 --> 00:34:50,088
باشه. اونجا هست

634
00:34:50,171 --> 00:34:51,798
این عجیب است.

635
00:34:53,883 --> 00:34:54,883
هوم

636
00:34:56,094 --> 00:34:57,720
بنابراین این عجیب به نظر می رسد،

637
00:34:57,804 --> 00:34:59,806
اما ارتباطی وجود دارد ...

638
00:35:00,306 --> 00:35:01,474
مدام میگیرم

639
00:35:02,266 --> 00:35:03,726
یه جور حس معروف

640
00:35:03,810 --> 00:35:05,478
هر وقت احساس معروفی به من دست داد،

641
00:35:05,561 --> 00:35:09,732
این نشان می دهد که شخصی یا مشهور است یا با افراد مشهور مرتبط است،

642
00:35:09,816 --> 00:35:12,610
یا به یک شخصیت تاریخی نمادین متصل است

643
00:35:12,693 --> 00:35:15,029
یا... شما به نوعی اصل مطلب را متوجه می شوید.

644
00:35:15,113 --> 00:35:16,239
حق با شماست

645
00:35:16,322 --> 00:35:18,658
- صحبت کردن در مورد نوع زندگی بزرگ. - آره.

646
00:35:18,741 --> 00:35:22,495
به شکلی که می آید. احساس سلطنت می کند، این راهی است که من آن را توصیف می کنم.

647
00:35:22,578 --> 00:35:23,454
این کلمه خوبی است.

648
00:35:23,538 --> 00:35:28,000
فقط میخواستم بگم یکی ربطی داره...

649
00:35:28,084 --> 00:35:31,129
من فکر می کنم او یا خانواده سلطنتی را ملاقات کرد، خانواده سلطنتی را شناخت،

650
00:35:31,212 --> 00:35:32,964
چیزی در مورد که مسیرها را متقابل می کند.

651
00:35:33,047 --> 00:35:36,300
وقتی به افراد مشهور در تلویزیون فکر می کنیم، این احساس را ندارم.

652
00:35:36,384 --> 00:35:39,095
من در مورد بزرگان صحبت می کنم. افراد با مقام.

653
00:35:39,178 --> 00:35:41,764
و این از طریق می آید. یک مرجع جالب وجود دارد،

654
00:35:41,848 --> 00:35:44,350
و این ممکن است کلیک نکند. من فکر می کنم یک روت وجود دارد.

655
00:35:44,433 --> 00:35:46,102
- اسم روت رو میدونی؟ - آه بله.

656
00:35:46,185 --> 00:35:47,812
- میدونی روت کیه؟ - آره.

657
00:35:47,895 --> 00:35:49,564
شوخی میکنی؟

658
00:35:49,647 --> 00:35:52,733
بله، بنابراین، من باید روث را برجسته کنم، به همان شکلی که این اتفاق می افتد.

659
00:35:52,817 --> 00:35:53,943
واقعا خانم جالبیه

660
00:35:54,026 --> 00:35:56,821
به وضوح مانند یک نیروی طبیعت می آید.

661
00:35:56,904 --> 00:35:59,824
- من می خواهم شما بدانید که. - قبلاً به او گفته می شد.

662
00:35:59,907 --> 00:36:02,994
- من باور دارم. آره. - او برای آن شناخته شده است.

663
00:36:03,077 --> 00:36:04,996
بنابراین من کنجکاو هستم که بدانم مامان کیست.

664
00:36:05,079 --> 00:36:09,625
باشه. پس او مثل مادرم، مادربزرگم، بهترین دوست من بود،

665
00:36:09,709 --> 00:36:11,502
و خیلی چیزها یاد گرفتم

666
00:36:11,586 --> 00:36:13,713
- حالا تو خیلی جوانی. - آره.

667
00:36:13,796 --> 00:36:15,006
پس شاید ندانید

668
00:36:15,089 --> 00:36:19,427
- اما همین... این اوست. - چی؟

669
00:36:19,510 --> 00:36:20,595
- آره. - چی؟

670
00:36:20,678 --> 00:36:24,390
شوخی میکنی؟ اوه وای