‫﻿۱
00:00:00,740 --> 00:00:03,739
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">TAra
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

2
00:00:03,763 --> 00:00:05,763
‫تیم ترجمه <font color="#۰۰۸۰ff">thundersub</font>

3
00:00:05,787 --> 00:00:10,087

‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

4
00:00:12,211 --> 00:00:14,211
‫<font color="#۸۰۸۰ff">حامی ترجمه های فارسی..فرا مدیا</font>
‫<font color="#ff۰۰ff">faramedia.co</font>

5
00:00:14,640 --> 00:00:17,390
‫دلایل تهدید به خودکشی

6
00:00:17,392 --> 00:00:19,852
‫از دست دادن عزیزی که تازه مرده

7
00:00:19,853 --> 00:00:22,150
‫که باعث عصبانیت و نا امیدی میشه

8
00:00:22,151 --> 00:00:24,017
‫کاهش ناگهانی عملکرد تحصیلی

9
00:00:24,024 --> 00:00:26,614
‫استفاده از دارو های ارام بخش قوی

10
00:00:26,615 --> 00:00:28,486
‫از دست دادن علاقه به رابطه جنسی

11
00:00:28,487 --> 00:00:30,907
‫الاسکا دو مورد از این علائم
‫هشداردهنده رو نشون داده بود

12
00:00:30,908 --> 00:00:34,446
‫با اینکه اخیرا این اتفاق نیوفتاده بود..اما اون مادرش رو از دست داده بود

13
00:00:34,451 --> 00:00:37,701
‫اون تا حد مرگ مشروب میخورد

14
00:00:37,704 --> 00:00:39,580
‫درمورد مردن حرف میزد

15
00:00:39,581 --> 00:00:42,381
‫اره چون میخواست ادم پر مدعایی باشه...نه اینکه واقعا منظورش این بوده

16
00:00:42,382 --> 00:00:44,456
‫ولی نمرات درسش افت نکرده بود

17
00:00:44,461 --> 00:00:47,008
‫و مطمئنم علاقش به
‫رابطه جنسی رو از دست نداده بود

18
00:00:47,009 --> 00:00:48,915
‫با اینکه
‫تو یه سکس خیلی افتضاح داشتی

19
00:00:48,924 --> 00:00:50,383
‫با اون بدن لاغر مردنیت

20
00:00:50,384 --> 00:00:52,093
‫نمکدون

21
00:01:02,187 --> 00:01:05,397
‫حال و هوای اون میتونست خیلی
‫غیر قابل پیشبینی باشه

22
00:01:05,399 --> 00:01:07,399
‫هروقت دلش میخواست جواب نمیداد

23
00:01:07,401 --> 00:01:10,278
‫" به سوالایی مثل " چطور ".."کی
‫" چرا " یا "چی"

24
00:01:10,279 --> 00:01:13,279
‫اون میتونست خیلی روح تاریکی داشته باشه

25
00:01:13,282 --> 00:01:15,160
‫چی؟ اونوقت من نتونستم روح تاریکش رو بفهمم ؟

26
00:01:15,161 --> 00:01:16,367
‫به هر حال..اینجوری نبودی

27
00:01:16,368 --> 00:01:18,497
‫روح اون پر از رنگین کمون و افتاب بود

28
00:01:18,498 --> 00:01:20,325
‫و ادم اینجوری از خودش بیزار نمیشه

29
00:01:20,330 --> 00:01:21,830
‫صبر کن ببینم نکنه تو میشی ؟

30
00:01:21,832 --> 00:01:23,499
‫نمکدون

31
00:01:33,010 --> 00:01:35,760
‫خیلی خب من یه تئوری دارم

32
00:01:35,762 --> 00:01:38,892
‫خیلی سخت نیست
‫اما قابل قبوله

33
00:01:38,893 --> 00:01:41,309
‫خب..اونشب تلفن زنگ خورد

34
00:01:41,310 --> 00:01:44,100
‫تماس از طرف جیک بود.زنگ زده بود تا
‫سالگرد اشناییشون رو تبریک بگه

35
00:01:44,104 --> 00:01:45,521
‫عجب ادم خوبی

36
00:01:45,522 --> 00:01:48,069
‫برای همین هم اون احساس بدی داشت
‫چون با خپل ریخته بود روهم

37
00:01:48,070 --> 00:01:49,476
‫و میخواست بره تا
‫جیک رو ببینه

38
00:01:49,484 --> 00:01:53,571
‫برای همین اون عصبی بود...مست بود
‫و از دست خودش ناراحت بود

39
00:01:53,572 --> 00:01:57,325
‫تنهایی رانندگی میکرد
‫و بعدش یهو ماشین پلیس رو دید

40
00:01:57,326 --> 00:02:00,906
‫و در یک لحظه همه چیز دست به دست هم داد

41
00:02:00,912 --> 00:02:03,039
‫و این اتفاق برای اون افتاد

42
00:02:03,040 --> 00:02:07,750
‫این اتفاق دلیلش برای این نبود که اون مست بوده
‫به این دلیل بوده که میخواسته خودش رو بکشه

43
00:02:10,297 --> 00:02:12,547
‫مسخره است

44
00:02:12,549 --> 00:02:14,258
‫قبلا در مورد این موضوع بحث کردیم

45
00:02:14,259 --> 00:02:15,799
‫اون به جیک فکر نمیکرد

46
00:02:15,802 --> 00:02:18,892
‫اصلا به اون اهمیتی میدی یا
‫به اتفاقات واقعی که افتاده ؟

47
00:02:18,893 --> 00:02:21,559
‫درباره چی داری حرف میزنی؟

48
00:02:23,018 --> 00:02:24,477
‫اروم باش سرهنگ

49
00:02:24,478 --> 00:02:27,357
‫اگر اون اینقدر تورو دوست داشت
‫چرا باید اونشب تنهات میذاشت ؟

50
00:02:27,358 --> 00:02:29,606
‫و اگر تو اون رو اینقدر دوست داشتی
‫چرا اجازه دادی اونشب بره ؟

51
00:02:29,608 --> 00:02:31,278
‫من مست بودم..بهانه ی تو چیه ؟

52
00:02:31,279 --> 00:02:33,566
‫خفه شو

53
00:02:36,073 --> 00:02:38,949
‫گوربابات

54
00:02:43,205 --> 00:02:44,995
‫به چی زل زدید شماها ؟

55
00:02:54,758 --> 00:02:58,758
‫چگونه میتونیم از این هزارتوی رنج خارج بشیم ؟

56
00:02:58,762 --> 00:03:02,181
‫اخیرا ...دلیل های کافی به ما داده شده

57
00:03:02,182 --> 00:03:05,851
‫تا نا امید بشیم...اما همه ی شما
‫الان اینجایید

58
00:03:05,852 --> 00:03:08,604
‫توی کلاس من

59
00:03:08,605 --> 00:03:12,225
‫با تمام غم و اندوه...همتون دارید
‫از این مرحله میگذرید

60
00:03:12,234 --> 00:03:14,994
‫همونجور که میگن ..شما بازماندگان هستید

61
00:03:16,446 --> 00:03:17,816
‫خب همونجور که دارید روی مقالتون کار میکنید

62
00:03:17,823 --> 00:03:19,532
‫تا بتونید جواب اون سوال رو بدید

63
00:03:19,533 --> 00:03:22,453
‫که مرحوم الاسکا یانگ از خودش پرسیده بود

64
00:03:24,788 --> 00:03:27,998
‫از خودتون بپرسید
‫به چه چیزی باید امید داشته باشم ؟

65
00:03:30,627 --> 00:03:32,377
‫هی خپل

66
00:03:32,379 --> 00:03:35,509
‫خپل..اینقدر تند تند راه نرو مرد

67
00:03:37,968 --> 00:03:40,636
‫من ..اه...

68
00:03:40,637 --> 00:03:43,267
‫میدونم خیلی چرت و پرت گفتم بهت

69
00:03:43,268 --> 00:03:45,515
‫و من اشتباه میکردم

70
00:03:45,517 --> 00:03:47,727
‫من فقط میخوام همه چیز به حالت عادی برگرده

71
00:03:47,728 --> 00:03:49,937
‫فقط منو تو...دوباره اوضاعمون عادی بشه

72
00:03:49,938 --> 00:03:52,356
‫این تمام چیزیه که منم میخوام

73
00:03:52,357 --> 00:03:53,647
‫فقط حس میکنم
‫اگر میتونستیم بفهمیم جریان چیه...

74
00:03:53,650 --> 00:03:55,780
‫حق با توعه
‫باید دنبال دلیل این اتفاق بگردیم

75
00:03:55,781 --> 00:03:59,405
‫اگر نتونیم چیزی پیدا کنیم چی؟

76
00:03:59,406 --> 00:04:01,316
‫برای هر رازی یه جوابی هست

77
00:04:01,324 --> 00:04:02,624
‫فقط باید بدونیم که کجا دنبالش بگردیم

78
00:04:02,625 --> 00:04:04,577
‫خوبیش اینه که....من یه نقشه هایی دارم

79
00:04:06,329 --> 00:04:08,079
‫ببخشید

80
00:04:08,081 --> 00:04:09,500
‫من برادر الاسکا یانگ هستم

81
00:04:09,501 --> 00:04:11,589
‫و میخوام با پلیسی که شاهد مرگش بوده صحبت کنم

82
00:04:15,964 --> 00:04:19,594
‫مطمئنی ۱۹ سالته ؟

83
00:04:29,019 --> 00:04:31,019
‫ببخشید که سنت شکنی میکنم جناب سروان

84
00:04:31,021 --> 00:04:32,811
‫اما همه این حرفا مزخرفه

85
00:04:32,814 --> 00:04:37,113
‫تو میتونی توی ۱۸ سالگیت ازدواج کنی...لعنتی حتی با
‫اجازه والدین تو ۱۴ سالگی هم میتونی اینکار رو کنی

86
00:04:37,114 --> 00:04:39,403
‫اما باید صبر کنم تا ۱۹ سالم بشه تا بتونم سیگار بکشم ؟

87
00:04:39,404 --> 00:04:42,406
‫- پس تو ۱۸ سالته ؟
‫- مرد...برام یه برگه جریمه بنویس بابتش

88
00:04:42,407 --> 00:04:44,277
‫فقط میخوایم بدونیم که شما چی دیدید

89
00:04:53,210 --> 00:04:57,004
‫من بیشتر از چیزی که فکر کنین از این چیزا دیدم
‫اما همچین چیزی تاحالا ندیده بودم

90
00:04:57,005 --> 00:04:58,835
‫اون ترمز نکرد

91
00:04:58,840 --> 00:05:00,590
‫فقط محکم خودش رو کوبوند به ماشین

92
00:05:02,427 --> 00:05:05,137
‫طوری که مطمئن بودم منم میمیرم

93
00:05:06,848 --> 00:05:08,138
‫اما همینجور که میبینید من الان اینجام

94
00:05:13,271 --> 00:05:15,521
‫اون هیچ حرفی نزد ؟

95
00:05:15,524 --> 00:05:18,359
‫مثلا اخرین کلمات عمرش رو بگه ؟

96
00:05:18,360 --> 00:05:20,030
‫ببخشید این یه موضوعیه که این بهش گیر داده

97
00:05:22,864 --> 00:05:25,084
‫اون..اه

98
00:05:28,161 --> 00:05:30,291
‫اون دیگه فوت کرده پسرم

99
00:05:33,959 --> 00:05:36,544
‫به نظر شما این یه تصادف بوده واقعا ؟

100
00:05:45,345 --> 00:05:50,265
‫خب..من..۲۶ ساله که جزو نیروی دولت هستم

101
00:05:51,893 --> 00:05:56,146
‫خیلی بیشتر از چیزی که
‫فکر کنین ادمای مست دیدم

102
00:05:56,147 --> 00:05:58,607
‫هیچوقت ندیدم کسی
‫مست باشه و منحرف نشه از جاده

103
00:05:58,608 --> 00:06:00,778
‫درصد الکل بدنش چقدر بود ؟

104
00:06:03,530 --> 00:06:07,825
‫اون..اه...۲۱ درصد الکل تو بدنش بود

105
00:06:07,826 --> 00:06:09,656
‫مطمئنا که مست بوده

106
00:06:09,661 --> 00:06:14,121
‫این یه مستیه قویه

107
00:06:16,710 --> 00:06:20,255
‫شانسی هست که ما بتونیم
‫یه کپی از برگه ی گزارش پلیس داشته باشیم؟

108
00:06:22,721 --> 00:06:26,466
‫ام.من نباید این کار رو بکنم

109
00:06:26,469 --> 00:06:29,138
‫و مطمئنا هم نباید اون رو به چنتا بچه تحویل بدم

110
00:06:29,139 --> 00:06:32,139
‫درک میکنم سرکار..واقعا میگم

111
00:06:32,142 --> 00:06:34,562
‫اما ما ناامیدیم و داریم یکم تحقیق میکنیم

112
00:06:34,563 --> 00:06:37,061
‫برای پیدا کردن یه سرنخ بابت اتفاقی که افتاده

113
00:06:37,063 --> 00:06:39,940
‫و شاید...فقط شاید..یه چیزی بتونیم پیدا کنیم

114
00:06:39,941 --> 00:06:41,861
‫اون گزارش پلیس میتونه بهمون کمک کنه

115
00:06:43,278 --> 00:06:47,118
‫خیلی خب.ولی فقط به این دلیل که
‫خانوادش هستید اینکار رو میکنم

116
00:06:48,992 --> 00:06:51,660
‫من میرم براتون یه کپی از چیزایی که میتونم بگیرم

117
00:06:51,661 --> 00:06:54,211
‫امیدوارم چیزی که دنبالش هستید رو پیدا کنین

118
00:06:54,235 --> 00:06:56,235
‫<font color="#۸۰۸۰ff">حامی ترجمه های فارسی..فرا مدیا</font>
‫<font color="#ff۰۰ff">faramedia.co</font>

119
00:06:56,541 --> 00:06:57,921
‫خب اون پلیسه من رو متقاعد کرد

120
00:06:57,922 --> 00:06:59,088
‫ممکنه این یه خودکشی باشه

121
00:06:59,089 --> 00:07:01,495
‫و اگر اون میدونسته که داره چیکار میکنه

122
00:07:01,504 --> 00:07:05,507
‫اون ما رو شریک کار خودش کرده خپل
‫و من ازش بابت اینکار متنفرم

123
00:07:05,508 --> 00:07:08,088
‫شاید باید بذاریم همینجور مرده بمونه

124
00:07:13,475 --> 00:07:17,975
‫شما بچه ها دارید میرید به کالور کریک ؟

125
00:07:19,272 --> 00:07:21,482
‫شنیدم اونجا کسی مرده

126
00:07:21,483 --> 00:07:25,573
‫اهه.وحشتناکه.بابت این خبر متاستفم

127
00:07:26,905 --> 00:07:29,025
‫مهمون من باشید

128
00:07:31,493 --> 00:07:34,043
‫من همیشه میدونستم الاسکا به یه دردی میخوره

129
00:07:34,044 --> 00:07:35,867
‫و معلوم شد که این حرفم درسته

130
00:07:35,872 --> 00:07:38,082
‫احمق مفتی داد بهمون اینارو

131
00:07:41,294 --> 00:07:44,260
‫توی این سایت میگه
‫خودکشی هایی که اتفاق میوفته

132
00:07:44,261 --> 00:07:46,045
‫معمولا از قبل خیلی دقیق برنامه ریزی شده اند

133
00:07:46,049 --> 00:07:47,929
‫اما همچین چیزی توی این گزارش نیومده

134
00:07:47,930 --> 00:07:49,635
‫اون بدون فکر اینکار رو کرده

135
00:07:49,636 --> 00:07:51,420
‫توی ماشینش پر از بورشور های انتخاب دانشگاه بوده

136
00:07:51,421 --> 00:07:53,931
‫و کاملا واضحه که
‫برای ایندش برنامه ریخته بوده

137
00:07:53,932 --> 00:07:58,435
‫باشه خیلی خب...پس این یه خودکشی نبوده

138
00:07:58,436 --> 00:08:00,976
‫اما به این معنی هم نمیشه که
‫این یه حادثه معمولی بوده

139
00:08:03,108 --> 00:08:06,068
‫ما واقعا داریم پیشرفت میکنیم

140
00:08:06,069 --> 00:08:08,904
‫فقط یه راه دیگه برامون باقی میمونه

141
00:08:08,905 --> 00:08:11,985
‫تنها راهی که بشه بفهمیم اونشب
‫چی تو سر الاسکا میگذشته

142
00:08:11,992 --> 00:08:15,327
‫اینه که به اندازه ی اون مست بشیم

143
00:08:15,328 --> 00:08:18,708
‫عقاب یه دستگاه تست الکل توی خونش داره
‫و ما بهش نیاز داریم

144
00:08:20,917 --> 00:08:23,877
‫اقایون عجب سوپرایز دلپذیری

145
00:08:23,878 --> 00:08:26,338
‫پس قیافتون بدون سیبیل این شکلیه

146
00:08:26,339 --> 00:08:28,718
‫میتونم شما پسرارو دعوت کنم
‫به چند لقمه ساندویچ تست ؟

147
00:08:28,719 --> 00:08:31,467
‫من داشتم یکم برای خودم صبحانه درست میکردم

148
00:08:31,469 --> 00:08:33,559
‫- اگر شما هم میخواید بفرمایید
‫- اوه نه ممنونیم قربان

149
00:08:33,560 --> 00:08:35,095
‫اه..ما ..ما تازه صبحانه خوردیم

150
00:08:36,349 --> 00:08:40,599
‫خب.چه چیزی شما رو اورده به اشیونه عقاب ؟

151
00:08:40,603 --> 00:08:43,233
‫اره میدونم چه لغبی روم گذاشتید...به نظرم جذابه

152
00:08:43,234 --> 00:08:45,858
‫اون پرنده ی باشکوهی هستش قربان

153
00:08:45,859 --> 00:08:48,068
‫و یه جورایی میهن پرستانه است
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( </font>عقاب ...نماد کشورشونه <font color="#ff۸۰۰۰">)

154
00:08:48,069 --> 00:08:50,359
‫ام..به هر حال..ما داشتیم باهم حرف میزدیم

155
00:08:50,363 --> 00:08:51,743
‫و با خودمون فکر کردیم چقدر خوب میشه که

156
00:08:51,744 --> 00:08:54,990
‫تا برای اینکه به یاد الاسکا
‫باشیم یه کار رسمی بکنیم

157
00:08:54,993 --> 00:08:57,123
‫اه فکر میکنم شما نشنیدید ما چی گفتیم

158
00:08:57,124 --> 00:08:58,495
‫ما صبحانه خوردیم

159
00:08:58,496 --> 00:09:01,076
‫اره اما من یه شریکی دارم

160
00:09:04,252 --> 00:09:06,170
‫اه..اینا خارق العاده به نظر میان

161
00:09:06,171 --> 00:09:07,761
‫- خانم اومالی
‫- ممنون

162
00:09:07,762 --> 00:09:09,666
‫اوه خدای من

163
00:09:09,674 --> 00:09:11,474
‫اصلا فکرشم نمیکردم شما و عقاب...

164
00:09:11,475 --> 00:09:15,178
‫یعنی اقای استارنس دارید
‫وقتتون رو کنار هم میگذرونید

165
00:09:15,180 --> 00:09:18,348
‫میدونی ...فرانسوی ها
‫به دلیل ظرافتشون شناخته شده هستن

166
00:09:18,349 --> 00:09:19,889
‫اره اونا خیلی ادمای پخته و پیچیده ای هستن

167
00:09:19,893 --> 00:09:21,435
‫خیلیم دوست داشتنی هستن اینجور که شنیدم

168
00:09:21,436 --> 00:09:23,226
‫خب در اصل من اهل آلبوکرکی هستم
‫اما...
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(</font> شهری در مکزیک <font color="#ff۸۰۰۰">)

169
00:09:23,229 --> 00:09:24,979
‫- اوه اونجا خیلی قشنگه
‫- ممنونم چیپ

170
00:09:24,981 --> 00:09:27,821
‫- من باید برم برگه های امتحانات رو تصحیح کنم
‫- اوه بیخیال

171
00:09:27,822 --> 00:09:29,647
‫برگه امتحانات میتونن منتظر بمونن

172
00:09:29,652 --> 00:09:33,741
‫درضمن شما یه ساندویچ خوشمزه ی تخم مرغ دارید
‫که تازه از روی گاز برداشته شده

173
00:09:35,079 --> 00:09:37,405
‫و من خیلی دوست دارم همه چیز رو
‫درباره رابطه شما دو نفر بدونم

174
00:09:37,410 --> 00:09:39,330
‫اقای استارنس شما عجب حیله گری بودید

175
00:09:39,331 --> 00:09:40,619
‫حواست به حرفات باشه چیپ

176
00:09:40,622 --> 00:09:43,332
‫وای این پنیرهای صبحانه
‫طعمش بی نظیره

177
00:09:43,333 --> 00:09:45,167
‫اوه واو

178
00:09:45,168 --> 00:09:46,798
‫نباید ازش دست بکشید

179
00:09:46,799 --> 00:09:49,004
‫این فقط یه صبحانه است

180
00:09:49,005 --> 00:09:51,415
‫اخه نمیتونم دست از تحسین کردنش بر دارم

181
00:09:51,424 --> 00:09:52,883
‫ام..اما به هرحال بهتره ما بریم

182
00:09:52,884 --> 00:09:54,343
‫اره ما باید بریم

183
00:09:54,344 --> 00:09:55,764
‫چون کلی کار داریم که انجام بدیم

184
00:09:55,765 --> 00:09:57,182
‫اون صدای درب ورودی بود ؟

185
00:09:57,183 --> 00:10:00,140
‫- من که چیزی نشنیدم
‫- منم همینطور

186
00:10:00,141 --> 00:10:03,060
‫خدایا شما دوتا دارید کاری میکنین ؟

187
00:10:03,061 --> 00:10:04,651
‫اه ..خدایا

188
00:10:10,944 --> 00:10:15,989
‫ببخشید..من فکر میکنم
‫هنوزم درگیر حاشیه هستم

189
00:10:15,990 --> 00:10:19,409
‫و شما دوتا هم امارتون خیلی خوب نیست

190
00:10:19,410 --> 00:10:21,289
‫کاملا قابله درکه حرفتون

191
00:10:21,290 --> 00:10:26,079
‫ما به این معروفیم که
‫تو قدیم کلی دردسر درست میکردیم

192
00:10:26,084 --> 00:10:28,924
‫هیچ دلخوشی نیست بابت غم و اندوهتون درسته ؟

193
00:10:28,925 --> 00:10:30,630
‫این خیلی وحشتناکه

194
00:10:32,507 --> 00:10:34,547
‫اما اگر براش یادبود درست کنیم
‫خیلی دوست داشتنی میشه

195
00:10:34,551 --> 00:10:36,051
‫بعد از تعطیلات کریسمس راجع بهش فکر میکنم

196
00:10:36,052 --> 00:10:40,055
‫ممنونیم که این رو در نظر گرفتید

197
00:10:40,056 --> 00:10:43,136
‫و من میخوام براتون یه دارواش بفرستم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(</font> دسته گیاهی که در کریسمس استفاده میشه<font color="#ff۸۰۰۰"> )

198
00:10:43,143 --> 00:10:46,231
‫شماها به طرز دیوونه کننده ای جذابید
‫و من ازتون حمایت میکنم

199
00:10:46,232 --> 00:10:47,688
‫خیلی مسخره بازی در نیاریدا

200
00:10:47,689 --> 00:10:50,189
‫- ممنون اقای مارتین
‫- به زودی میبینمت

201
00:10:50,213 --> 00:10:55,113

‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

202
00:10:55,137 --> 00:10:59,637
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">TAra
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

203
00:11:02,287 --> 00:11:03,705
‫- اه بهم کمک کن خپل
‫- خیلی خب

204
00:11:03,706 --> 00:11:05,035
‫- کمک کن
‫- این ششمین لیوان مشروبت بود

205
00:11:05,039 --> 00:11:06,915
‫بازم باید ادامه بدیم

206
00:11:06,916 --> 00:11:09,206
‫این همه ودکا خوردن خودش به اندازه کافی بد هست

207
00:11:09,210 --> 00:11:11,920
‫اما مطمئنم این شیر هستش که من رو میکشه

208
00:11:11,921 --> 00:11:13,921
‫اینجا نوشته هیچ ردی از
‫جای لاستیک ماشین رو اسفالت نیست

209
00:11:13,923 --> 00:11:16,220
‫که این یعنی اون ترمز نکرده
‫این یه خودکشی بوده

210
00:11:16,221 --> 00:11:17,757
‫مگر اینکه خوابش برده باشه

211
00:11:17,760 --> 00:11:20,139
‫نمیدونم...امکانش هست یا نه
‫که اینقدر مستقیم رانندگی کنی

212
00:11:20,140 --> 00:11:23,056
‫اونم در حالی که خوابی....
‫اما اگر کسی میتونه..

213
00:11:23,057 --> 00:11:26,727
‫برای این ازمایشمون یکی باید
‫نقش خوکچه هندی رو بازی کنه

214
00:11:29,900 --> 00:11:31,438
‫اوه داره میسوزونه ...داره میسوزونه

215
00:11:31,441 --> 00:11:34,610
‫خیلی خب دو ثانیه توی این دستگاه فوت کن

216
00:11:34,611 --> 00:11:36,781
‫- این چیزیه که به لارا موقع ساک زدن گفتی ؟
‫- خفه شو

217
00:11:41,075 --> 00:11:43,445
‫- ۱۴
‫- اوه بیخیال پسر

218
00:11:43,453 --> 00:11:44,873
‫تقریبا دو..سومه راه رو رفتی

219
00:11:44,874 --> 00:11:46,621
‫خب راستش من سه چهارم راه رو رفتم تا بالا اوردن

220
00:11:48,544 --> 00:11:50,961
‫اوه

221
00:11:56,424 --> 00:11:58,300
‫- من تونستم
‫- ۲۱

222
00:11:58,301 --> 00:11:59,591
‫وقت رفتنه سرهنگ

223
00:12:02,101 --> 00:12:04,636
‫- بگیر بشین سر جات
‫- وو.اروم باش

224
00:12:04,641 --> 00:12:06,181
‫- دارم بالا میارم
‫- نه نه نه نه نه

225
00:12:06,184 --> 00:12:07,603
‫تو..تو نمیتونی اینکار رو بکنی

226
00:12:07,604 --> 00:12:09,021
‫اگر اینکار رو بکنی همه چیز خراب میشه

227
00:12:09,022 --> 00:12:11,146
‫کل ازمایشمون بهم میریزه
‫و ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم هنوز

228
00:12:11,147 --> 00:12:12,937
‫ما باید تست هوشیاری رو پشت سر بذاریم

229
00:12:12,941 --> 00:12:14,941
‫فقط روی خط مستقیم باید راه بری

230
00:12:14,943 --> 00:12:16,783
‫- اوه.همش همین ؟
‫- اره

231
00:12:16,784 --> 00:12:18,658
‫مطمئنم میتونم اینکار رو بکنم

232
00:12:23,910 --> 00:12:26,286
‫ایا اون اینقدر مست بوده ؟

233
00:12:26,287 --> 00:12:29,037
‫ظاهرا

234
00:12:29,040 --> 00:12:31,580
‫هی..میتونی الان رانندگی کنی ؟

235
00:12:31,584 --> 00:12:34,711
‫نه نه نه نه نه

236
00:12:34,712 --> 00:12:38,382
‫خپل ما خیلی احمقیم

237
00:12:41,135 --> 00:12:44,595
‫ما از احمقم بدتریم

238
00:12:47,183 --> 00:12:49,313
‫اون حتما مست بوده

239
00:12:50,728 --> 00:12:54,314
‫ما چطور باور کردیم وقتی گفتش که مست نیست ؟

240
00:12:59,570 --> 00:13:04,074
‫چون ما هیچوقت نمیفهمیدیم اون مست هست یا نه

241
00:13:04,075 --> 00:13:06,905
‫که اگر اون خوشحال بود یا نه

242
00:13:09,122 --> 00:13:12,249
‫و همیشه هرکاری ازمون میخواست
‫براش انجام میدادیم

243
00:13:20,591 --> 00:13:21,881
‫- گریه کن
‫- چی ؟

244
00:13:21,884 --> 00:13:23,684
‫- میگم گریه کن
‫- دارم میام تو

245
00:13:26,264 --> 00:13:27,854
‫میدونی ساعت چنده ؟

246
00:13:27,855 --> 00:13:29,308
‫اینجا چه خبره ؟

247
00:13:29,309 --> 00:13:30,849
‫اه..اه..میدونیم

248
00:13:30,852 --> 00:13:33,061
‫و...و من خیلی خیلی متاستفم

249
00:13:33,062 --> 00:13:35,772
‫سرهنگ داره لحظات سختی رو میگذرونه

250
00:13:35,773 --> 00:13:38,483
‫قضیه مربوط به الاسکا است
‫واقعا این جریان بهش ضربه زده

251
00:13:38,484 --> 00:13:41,445
‫نمیدونستم باید چیکار کنم
‫برای همین به تاکومی گفتم بیاد

252
00:13:41,446 --> 00:13:46,950
‫من بهترین شونه برای گریه کردن رو
‫توی کالور کریک دارم

253
00:13:46,951 --> 00:13:48,871
‫اقای مارتین .میتونم کاری بکنم برات ؟

254
00:13:50,997 --> 00:13:52,956
‫نه قربان

255
00:13:52,957 --> 00:13:57,247
‫خیلی ازتون ممنونم
‫من واقعا دوستای خیلی خوبی دارم

256
00:13:59,630 --> 00:14:02,049
‫منم همینطور

257
00:14:02,050 --> 00:14:04,430
‫اقای هیکوهیتو چرا برنمیگردید به اتاقتون ؟

258
00:14:04,431 --> 00:14:07,137
‫از وقت خوابتون گذشته

259
00:14:07,138 --> 00:14:08,558
‫و مایلز...

260
00:14:20,818 --> 00:14:22,488
‫حواست بهش باشه .باشه ؟

261
00:14:22,489 --> 00:14:25,487
‫اگر دیدی احتیاج به مشاور داره
‫مدرسه میتونه یه نفر رو در اختیارش بذاره

262
00:14:25,490 --> 00:14:27,580
‫- حتما اینکار رو میکنیم
‫- ممنون مایلز

263
00:14:27,581 --> 00:14:29,945
‫حالا هم چراغاتون رو خاموش کنین

264
00:15:09,325 --> 00:15:10,534
‫حالت چطوره مایلز ؟

265
00:15:10,535 --> 00:15:11,825
‫هنوزم پشت خطی پال ؟

266
00:15:11,828 --> 00:15:16,788
‫من...اه..میدونی

267
00:15:16,791 --> 00:15:20,170
‫خب ما خیلی هیجان داریم
‫که تو داری برمیگردی خونه

268
00:15:20,171 --> 00:15:22,509
‫اره مادرت تقریبا تورو بخشیده بابت

269
00:15:22,510 --> 00:15:24,625
‫بهانه ای که بابت روز شکرگذاری اوردی

270
00:15:24,632 --> 00:15:28,852
‫اون دائم داشت
‫درباره سس زغال اخته ی باقی مونده حرف میزد

271
00:15:28,853 --> 00:15:30,925
‫واقعیت نداره

272
00:15:30,930 --> 00:15:32,180
‫چون هیچی ازش باقی نموند

273
00:15:32,181 --> 00:15:33,560
‫وقتی عمو ملوینت بهمون ملحق شد

274
00:15:33,561 --> 00:15:35,138
‫عمو مل رو خجالت زده نکن

275
00:15:35,143 --> 00:15:37,403
‫اون معدشو با جراحی کوچیک کرده
‫و الان خیلی خوب شده

276
00:15:48,030 --> 00:15:50,200
‫نمیخوای چیزی درباره جراحیش بگی.....مایلز ؟

277
00:15:50,201 --> 00:15:51,408
‫مایلز تو اونجایی ؟

278
00:15:51,409 --> 00:15:53,999
‫اوه.دوستون دارن رفقا ..به زودی میبینمتون

279
00:16:00,501 --> 00:16:02,210
‫هی

280
00:16:02,211 --> 00:16:03,751
‫گل های مینای مصنوعیه اون

281
00:16:03,754 --> 00:16:05,301
‫وقتی رفتیم وسایل اتاقش رو جمع کنیم

282
00:16:05,302 --> 00:16:08,378
‫میدونی گل های مینای مصنوعیش کجا بود ؟

283
00:16:08,384 --> 00:16:10,635
‫نمیدونم چیه ؟

284
00:16:10,636 --> 00:16:12,846
‫چرا ؟

285
00:16:12,847 --> 00:16:14,847
‫برگه گزارش پلیس کجاست ؟

286
00:16:14,849 --> 00:16:17,767
‫چه خبره خپل ؟

287
00:16:17,768 --> 00:16:19,936
‫لعنتی

288
00:16:19,937 --> 00:16:21,605
‫ایناهاشش

289
00:16:21,606 --> 00:16:25,986
‫تو ماشینش پیداش کردن
‫گلهای مینای پلاستیکیش رو

290
00:16:28,362 --> 00:16:30,162
‫این گلها یه معنی دارن

291
00:16:30,163 --> 00:16:34,736
‫چرا باید با خودش این گلهای مینای پلاستیکی رو ببره ؟

292
00:16:34,744 --> 00:16:36,832
‫اون داشته با جیک تلفنی حرف میزده

293
00:16:36,833 --> 00:16:39,329
‫و از اینکه سالگردشون رو یادش رفته ناراحت شده

294
00:16:39,332 --> 00:16:43,460
‫خب شاید به روش فمینیستیه اون

295
00:16:43,461 --> 00:16:46,301
‫داشته براش گل میبرده
‫تا از اون معذرت خواهی کنه ؟

296
00:16:46,302 --> 00:16:48,667
‫اره شاید

297
00:16:48,674 --> 00:16:51,804
‫باید با جیک حرف بزنیم
‫شاید اون بتونه برامون توضیح بده

298
00:16:53,095 --> 00:16:54,885
‫نمیدونم

299
00:16:54,889 --> 00:16:57,639
‫ما باید هرجا تحقیقات میکشونتمون بریم

300
00:16:57,642 --> 00:17:00,477
‫حتی اگر چیزی رو که پیدا کردیم
‫دوست نداشته باشیم

301
00:17:00,478 --> 00:17:05,188
‫اوه..اوه

302
00:17:05,191 --> 00:17:08,610
‫من هنوز احساس میکنم مثل جنازه ام

303
00:17:08,611 --> 00:17:11,361
‫برای همین بهت بابت حرف زدن با اون
‫احتیاج دارم

304
00:17:11,364 --> 00:17:13,281
‫میشه جلوی نور خورشید رو بگیری ؟

305
00:17:26,963 --> 00:17:28,838
‫- هی
‫- سلام جیک

306
00:17:28,839 --> 00:17:31,549
‫- مایلزم
‫- اوه سلام مایلز

307
00:17:31,551 --> 00:17:33,179
‫خوشحالم صدات رو میشنوم پسر

308
00:17:33,180 --> 00:17:35,047
‫راستش تو فکرم بود باهات تماس بگیرم

309
00:17:35,054 --> 00:17:36,933
‫- واقعا ؟
‫- اره

310
00:17:36,934 --> 00:17:40,021
‫منو تو یه جورایی شبیه به همیم تو
‫یه سری مسائل میفهمی که چی میگم ؟

311
00:17:40,022 --> 00:17:43,307
‫احساسی که به اون داشتیم ..حال الانمون

312
00:17:43,312 --> 00:17:45,232
‫مثل یه گروه پشتیبانی از الاسکا میمونیم

313
00:17:46,983 --> 00:17:49,283
‫قشنگ به نظر میاد

314
00:17:50,861 --> 00:17:53,530
‫راستش دلیل اینکه بهت زنگ زدم الاسکا هست

315
00:17:53,531 --> 00:17:55,411
‫اره .منم دائم دارم به اون فکر میکنم

316
00:17:55,412 --> 00:17:57,367
‫میبینی پسر..ما شبیه همیم

317
00:17:57,368 --> 00:18:00,038
‫ام به نظرت احتمالش هست که
‫اون داشته رانندگی میکرده تا بیاد پیش تو

318
00:18:00,039 --> 00:18:02,077
‫تا برات گلای مینای مصنوعی بیاره ؟

319
00:18:02,081 --> 00:18:04,961
‫ببخشید ولی دونستن این به چه دردت میخوره ؟

320
00:18:04,962 --> 00:18:07,749
‫ام..من...من نمیدونم

321
00:18:07,753 --> 00:18:10,964
‫اه..وقتی با صدای بلند این
‫فکرامو میگم به نظر عجیب میاد

322
00:18:10,965 --> 00:18:12,715
‫شایدم بعد از همه این اتفاقا
‫این هیچ سرنخی نباشه واقعا

323
00:18:12,717 --> 00:18:15,385
‫جالبه

324
00:18:15,386 --> 00:18:17,216
‫روزی که اونو دیدم رو یادمه

325
00:18:19,974 --> 00:18:22,809
‫اون یه گل مینا زده بود روی موهاش

326
00:18:22,810 --> 00:18:27,188
‫روی پل نشسته بود و خیلی ناراحت بود

327
00:18:27,189 --> 00:18:31,818
‫البته خیلیم خوشگل بود
‫و داشت تنهایی مشروب میخورد

328
00:18:31,819 --> 00:18:33,778
‫- من یکم گیج شدم مرد
‫- قطع کن

329
00:18:33,779 --> 00:18:35,238
‫- ششش
‫- قطع کن

330
00:18:35,239 --> 00:18:36,948
‫اون با من بهم زد و من هنوزم دوسش دارم

331
00:18:36,949 --> 00:18:40,329
‫خیلی متاستفم جیک
‫نمیخواستم ناراحتت کنم

332
00:18:40,330 --> 00:18:42,328
‫من دوباره باهات تماس میگیرم باشه ؟

333
00:18:44,624 --> 00:18:45,832
‫اینکارت خیلی بی ادبی بود

334
00:18:45,833 --> 00:18:47,042
‫به اندازه ای که میخواستیم
‫یه چیزایی دستگیرمون شد

335
00:18:47,043 --> 00:18:49,502
‫از اون پسره ی خوشگله غمگین

336
00:18:49,503 --> 00:18:51,132
‫پس این گل های مینا برای جیک نبود

337
00:18:51,133 --> 00:18:52,505
‫اره دقیقا همونجور که من گفته بودم

338
00:18:52,506 --> 00:18:54,376
‫و این اتفاق هیچ ربطی هم
‫به جشن سالگردشون نداشت

339
00:18:54,383 --> 00:18:56,223
‫پس داشته این گلها رو کجا میبرده ؟

340
00:18:58,471 --> 00:18:59,721
‫اه...به یه مراسم ازدواج

341
00:18:59,722 --> 00:19:01,602
‫چرا باید با گریه و عصبانیت رانندگی کنی

342
00:19:01,603 --> 00:19:03,308
‫اگر قرار بوده بری به مراسم عروسی ؟

343
00:19:03,309 --> 00:19:05,729
‫- پس میرفته تشییع جنازه
‫- نه الاسکا کسی رو نمیشناخت که مرده باشه

344
00:19:07,938 --> 00:19:09,148
‫نه به تازگی

345
00:19:10,691 --> 00:19:12,611
‫بجنب

346
00:19:19,241 --> 00:19:22,869
‫ماری الن یانگ دخترش رو تنها گذاشت.الاسکا

347
00:19:22,870 --> 00:19:24,210
‫همینه...اون دلیلشه

348
00:19:24,211 --> 00:19:27,205
‫تاریخش رو نگاه کن..۱۲ دسامبر ۱۹۹۷

349
00:19:27,208 --> 00:19:28,958
‫دقیقا همین تاریخیه که الاسکا مرد

350
00:19:28,959 --> 00:19:30,539
‫و همون تاریخیه که سالگرد اشناییش با جیک بود

351
00:19:30,544 --> 00:19:32,764
‫که میشه همزمان با سالگرد فوت مادرش

352
00:19:32,765 --> 00:19:36,424
‫- من فراموش کردم
‫- این همونجایی بود که اون داشت میرفت

353
00:19:36,425 --> 00:19:38,545
‫لعنت بهش

354
00:19:41,347 --> 00:19:42,806
‫تاکومی..رفیق

355
00:19:42,807 --> 00:19:44,677
‫دنبالت بودیم

356
00:19:44,684 --> 00:19:46,603
‫- کلاس رو از دست دادی
‫- تونستیم معما رو حل کنیم

357
00:19:46,604 --> 00:19:48,649
‫من یه نقاشیه گل مینا دیدم
‫روی دیوار کنار تلفن عمومی

358
00:19:48,650 --> 00:19:50,266
‫و یاد گل های مینای مصنوعیه اون افتادم

359
00:19:50,272 --> 00:19:51,572
‫و پلیسا هم اون رو توی ماشینش پیدا کرده بودن

360
00:19:51,573 --> 00:19:54,775
‫چون داشت میرفت سر قبر مادرش

361
00:19:54,777 --> 00:19:57,107
‫اونروز سالگرد مرگ مادرش بوده

362
00:19:57,113 --> 00:19:58,450
‫که اون فراموش کرده بوده
‫البته تقریبا

363
00:19:58,451 --> 00:19:59,737
‫برای همین اون ناراحت بود

364
00:19:59,740 --> 00:20:01,578
‫باورم نمیشه که زودتر نتونستیم
‫به این موضوع پی ببریم

365
00:20:01,579 --> 00:20:03,235
‫منظورم اینه که خودتو دست کم نگیر خپل

366
00:20:03,244 --> 00:20:04,913
‫- ولی در نهایت به این موضوع رسیدیم
‫- اره

367
00:20:04,914 --> 00:20:07,580
‫و من بهت چی گفته بودم ؟
‫همیشه برای همه چیز یه جوابی هست

368
00:20:07,581 --> 00:20:09,381
‫- اره تو این رو گفته بودی
‫- من همیشه این حرف رو میزنم

369
00:20:09,382 --> 00:20:10,785
‫جواب چیه ؟

370
00:20:12,920 --> 00:20:15,460
‫خب همون بخش گل های مینا

371
00:20:15,464 --> 00:20:16,589
‫همون گل ها

372
00:20:16,590 --> 00:20:17,970
‫این همه چیز رو ثابت میکنه

373
00:20:17,971 --> 00:20:19,926
‫ما هنوزم نمیدونیم این اتفاق یه تصادف بوده

374
00:20:19,927 --> 00:20:21,845
‫یا اینکه اون از قصد اینکار رو کرده بوده

375
00:20:21,846 --> 00:20:24,096
‫دقیقا چه چیزی فهمیدید؟

376
00:20:24,098 --> 00:20:26,598
‫فقط خود الاسکا اینو میدونه که اگر خواب الود بوده

377
00:20:26,600 --> 00:20:29,230
‫یا در حال کشیدن سیگار بوده
‫و ماشین پلیس رو ندیده

378
00:20:29,231 --> 00:20:31,438
‫یا اینکه پلیسا رو دیده و از قصد پاش رو گذاشته رو گاز

379
00:20:31,439 --> 00:20:33,609
‫و راز این موضوع باهاش مرده

380
00:20:33,610 --> 00:20:36,437
‫تازه اگرم همه چیز رو فهمیده بودید

381
00:20:36,444 --> 00:20:38,154
‫چه چیزی تغییر میکرد ؟

382
00:20:42,491 --> 00:20:45,577
‫این کارا باعث نمیشه اون کمتر مرده به نظر بیاد

383
00:20:45,578 --> 00:20:49,869
‫- ببین مرد.اگر نمیخوای بدونی...
‫- ما هرگز نمیفهمیم

384
00:20:49,874 --> 00:20:52,459
‫این رمزو راز قابل حل نیست

385
00:20:52,460 --> 00:20:54,259
‫ما باید با این موضوع تا اخر
‫عمرمون زندگی کنیم مایلز

386
00:20:55,460 --> 00:20:58,362
‫<font color="#ff۸۰ff">ممنونم از همه شما عزیزان بابت انرژی مثبتتون</font>
‫:.: <font color="#ff۰۰۸۰">تقدیم به تمام طرفداران این سریال</font> :.:..

387
00:20:58,386 --> 00:21:01,386

‫<font color="#ffff۸۰">برای درخواست همکاری و زیرنویس به ایمیل من پیام دهید</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

388
00:21:20,863 --> 00:21:22,238
‫مایلز

389
00:21:22,239 --> 00:21:24,616
‫مایلز

390
00:21:27,536 --> 00:21:29,706
‫میخوای بقیه تعطیلاتت رو توی استخر بگذرونی؟

391
00:21:29,707 --> 00:21:32,365
‫ما هم میخوایم یکم باهات وقت بگذرونیم رفیق

392
00:21:32,374 --> 00:21:34,125
‫تقریبا شب کریسمسه ها

393
00:21:34,126 --> 00:21:37,126
‫خیلی خب یکم دیگه میام بیرون

394
00:21:37,129 --> 00:21:39,509
‫میشه از شر این خلاص بشی برای من ؟

395
00:21:39,510 --> 00:21:40,797
‫لطفا

396
00:21:52,019 --> 00:21:53,649
‫برنامه بزرگی برای کریستمس نداری چیپ ؟

397
00:21:53,650 --> 00:21:55,056
‫داری به برنامم نگاه میکنی

398
00:21:55,064 --> 00:21:59,359
‫من اینجام چون میخوام از این مجسمه های گوزن بنجل
‫که با سورتمش میذارن داخل چمن

399
00:21:59,360 --> 00:22:01,448
‫توی این صنعت تجارت غرفه داری بفروشم

400
00:22:01,449 --> 00:22:03,565
‫امیدوارم تعطیلات خوبی داشته باشی

401
00:22:03,572 --> 00:22:05,122
‫- احتمالا نمیشه
‫- این دیگه چی بود ؟

402
00:22:06,283 --> 00:22:09,160
‫میگم شما هم همینطور خانم ویگفیلد

403
00:22:09,161 --> 00:22:12,288
‫خیلی خب چیپ
‫درسته بابت چیزی ناراحتی

404
00:22:16,502 --> 00:22:18,461
‫اما دلیل نمیشه با مشتری های من
‫بی ادبانه رفتار کنی

405
00:22:18,462 --> 00:22:19,962
‫که همسایه هامون هم هستن

406
00:22:19,964 --> 00:22:23,262
‫برای همین هم امشب وقتی خواستیم بریم
‫به کلیسا این رفتاراتو تموم کن

407
00:22:23,263 --> 00:22:24,839
‫من قرار نیست برم کلیسا

408
00:22:24,844 --> 00:22:28,012
‫ببخشید ؟

409
00:22:30,724 --> 00:22:33,272
‫اوه پس قراره به حضرت مسیح پشت کنی ؟

410
00:22:33,273 --> 00:22:35,188
‫کاملا مطمئنم که اون به من پشت کرده

411
00:22:35,189 --> 00:22:37,187
‫میدونم نا امید شدی پسرم

412
00:22:37,189 --> 00:22:40,358
‫اما الان بیشتر از همیشه
‫احتیاج به دعا کردن داری

413
00:22:40,359 --> 00:22:42,944
‫و جامعه و خدا

414
00:22:42,945 --> 00:22:45,105
‫خدا ؟

415
00:22:45,114 --> 00:22:49,284
‫چجور خدایی میذاره یه دختر جوون
‫توی تصادف با ماشینش بمیره ؟

416
00:22:49,285 --> 00:22:51,035
‫این چیزی نیست که من نیاز دارم....من دیگه
‫کارم با این چیزا تموم شده

417
00:22:51,059 --> 00:22:53,659
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">TAra
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

418
00:22:53,683 --> 00:22:56,583


‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

419
00:23:10,681 --> 00:23:12,056
‫هی مایلز ؟

420
00:23:12,057 --> 00:23:14,936
‫میخوای یکم با ما برنامه مرکات مانور رو ببینی ؟

421
00:23:14,937 --> 00:23:16,394
‫خیلی خوب شده

422
00:23:16,395 --> 00:23:18,895
‫فلاور همین الان کینکاجو و موزارت و بیرون کرد

423
00:23:18,898 --> 00:23:21,774
‫- تعریف نکن
‫- من...من دارم کار می کنم

424
00:23:21,775 --> 00:23:27,105
‫دارم سعی می کنیم این مقاله رو برای کلاس مذهب های دنیام تموم کنم

425
00:23:27,114 --> 00:23:30,825
‫یا شروع کنم راستش
‫این خیلی مهمه

426
00:23:30,826 --> 00:23:34,996
‫واقعا علاقه ای به مسائل خانوادگی مرکات ها ندارم

427
00:23:34,997 --> 00:23:36,827
‫در حالی که بقیه ی خانواده ی ویسکرز

428
00:23:36,832 --> 00:23:39,129
‫تو پناهگاهی که دزدیدن دور هم جمع شدن

429
00:23:39,130 --> 00:23:41,586
‫تیپ زدن و از معاشرت با هم لذت می برن

430
00:23:41,587 --> 00:23:43,417
‫این داستان خیلی متفاوتیه

431
00:23:43,422 --> 00:23:46,092
‫نمی تونم بنویسم وقتی اینجوری زل زدین به من

432
00:23:56,310 --> 00:23:57,770
‫من خوبم

433
00:23:59,813 --> 00:24:02,732
‫متاسفم...من فقط

434
00:24:02,733 --> 00:24:05,777
‫این مقاله خیلی تو نمره ام تاثیر داره

435
00:24:05,778 --> 00:24:08,068
‫و من حتی نمی دونم چی می خوام بنویسم

436
00:24:08,072 --> 00:24:13,042
‫واسه همین...من فقط...خیلی تحت فشارم

437
00:24:16,538 --> 00:24:20,458
‫من و پدرت می خوایم تو بدونی

438
00:24:20,459 --> 00:24:23,249
‫که مجبور نیستی برگردی به کلور کریک

439
00:24:24,922 --> 00:24:28,675
‫می تونی برگردی دبیرستانت تو اینجا

440
00:24:28,676 --> 00:24:30,466
‫می تونی بیای خونه، مایلز

441
00:24:30,469 --> 00:24:32,759
‫- ما کمکت می کنیم فراموش کنی
‫- من فراموش نمی کنم

442
00:24:32,763 --> 00:24:36,563
‫منظورم همین الان نبود
‫درست میگی

443
00:24:38,268 --> 00:24:41,978
‫اما با زمان می تونی این بحران و رد کنی

444
00:24:46,151 --> 00:24:47,991
‫این یکی رو‌ نه

445
00:24:50,239 --> 00:24:53,409
‫اگه فرض کنیم مردم بارون بودن

446
00:24:55,536 --> 00:25:00,036
‫من نم بارون بودم

447
00:25:00,040 --> 00:25:04,210
‫و...اون

448
00:25:05,963 --> 00:25:09,257
‫اون طوفان بود، باشه؟

449
00:25:09,258 --> 00:25:11,718
‫قرار نیست روزی تو زندگیم باشه

450
00:25:11,719 --> 00:25:14,049
‫که من به اون فکر نکنم

451
00:25:18,434 --> 00:25:22,061
‫الان این حسو داری، اما آسون تر می شه

452
00:25:22,062 --> 00:25:24,564
‫نمی خوام آسون تر بشه

453
00:25:24,565 --> 00:25:28,234
‫چون این یعنی که من فراموشش کردم

454
00:25:28,235 --> 00:25:29,815
‫و این چیزیه که امیدواریم اتفاق بیفته؟

455
00:25:29,820 --> 00:25:31,360
‫که...که من فراموشش کنم؟

456
00:25:31,363 --> 00:25:34,240
‫که اون فقط به خاطره ی دوری تو ذهنم تبدیل شه؟

457
00:25:34,241 --> 00:25:36,621
‫این کاریه که می خوای وقتی مردی من انجام بدم

458
00:25:36,622 --> 00:25:38,158
‫که فراموشت کنم؟

459
00:25:38,162 --> 00:25:40,959
‫چون همینجوری قراره جنازه ها
‫رو هم تلنبار بشن

460
00:25:40,960 --> 00:25:42,665
‫و هرچی بیشتر من زندگی کنم

461
00:25:42,666 --> 00:25:45,166
‫آدمای بیشتری که میشناسم میمیرن

462
00:25:45,169 --> 00:25:49,547
‫و آیا من فضای کافی تو ذهنم برای همشون دارم؟

463
00:25:49,548 --> 00:25:53,885
‫و اصلا چه اهمیتی داره؟

464
00:25:53,886 --> 00:25:57,805
‫یک روزی، هیچکس حتی یادش نمیاد که اون وجود داشته

465
00:25:57,806 --> 00:25:59,596
‫یا من وجود داشتم

466
00:25:59,600 --> 00:26:04,560
‫همه چیز از بین میره...خاطراتم همین طور

467
00:26:06,482 --> 00:26:09,901
‫و بعد تو میمونی و هیچی

468
00:26:09,902 --> 00:26:12,402
‫نه حتی یک روح لعنتی

469
00:26:19,536 --> 00:26:21,496
‫فقط بهش فکر کن

470
00:26:37,596 --> 00:26:40,806
‫- سلام
‫- سلام سرهنگ

471
00:26:40,808 --> 00:26:42,808
‫کریسمست مبارک خپل

472
00:26:42,810 --> 00:26:45,770
‫امیدوارم متوجه شده باشی که حرفم
‫سرشار از طعنه بود

473
00:26:45,771 --> 00:26:47,561
‫متوجه شدم

474
00:26:47,564 --> 00:26:52,276
‫هنوزم توانایی فهم طعنه رو دارم

475
00:26:52,277 --> 00:26:55,607
‫خوبه، در غیر این صورت، این دوستی تمومه

476
00:26:55,614 --> 00:26:58,993
‫و از اونجایی که تو آخرین دوستی هستی که برام مونده

477
00:26:58,994 --> 00:27:00,412
‫نمی تونم از دستت بدم

478
00:27:03,956 --> 00:27:08,706
‫گوش کن سرهنگ، داشتم با پدر مادرم حرف می زدم

479
00:27:08,710 --> 00:27:11,460
‫والتر هالتر و جودی، سلام منو بهشون برسون

480
00:27:11,463 --> 00:27:13,973
‫حتما، میرسونم

481
00:27:16,051 --> 00:27:23,814
‫اما ما داشتیم راجع به همه چی حرف می زدیم

482
00:27:26,103 --> 00:27:28,312
‫و من برنمی گردم کلور کریک

483
00:27:28,313 --> 00:27:30,398
‫نمی تونم

484
00:27:30,399 --> 00:27:32,358
‫به زودی بهار می شه

485
00:27:32,359 --> 00:27:34,359
‫و اون نیست که اینو ببینه

486
00:27:34,361 --> 00:27:36,904
‫و من فقط

487
00:27:36,905 --> 00:27:40,275
‫نمی خوام دنیایی و ببینم

488
00:27:40,284 --> 00:27:42,785
‫که اون هیچوقت نمی تونه ببینه

489
00:27:51,336 --> 00:27:55,046
‫باشه، تغییر فصل اتفاق می افته

490
00:27:55,048 --> 00:27:56,628
‫نمی شه ازش اجتناب کرد

491
00:27:56,633 --> 00:27:58,551
‫پس، چیکار می خوای بکنی؟

492
00:27:58,552 --> 00:28:00,761
‫خب، نمره هام خوب بود

493
00:28:00,762 --> 00:28:03,722
‫و معلمام توی مدرسه ی قبلیم دوسم داشتن

494
00:28:03,724 --> 00:28:06,058
‫چطور میتونستن نداشته باشن؟

495
00:28:06,059 --> 00:28:10,809
‫پس مادرپدرم می گن خوشحال می شن هوامو داشته باشن

496
00:28:12,274 --> 00:28:15,276
‫خب، خوبه، عالیه

497
00:28:15,277 --> 00:28:18,357
‫باید خوب باشه که بتونی از مشکلاتت فرار کنی

498
00:28:18,363 --> 00:28:20,203
‫و بدونی همه چی درست می شه

499
00:28:21,700 --> 00:28:25,450
‫امیدوارم فرود خوبی داشته باشی و موفق باشی

500
00:28:28,174 --> 00:28:34,874
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">TAra
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

501
00:29:41,446 --> 00:29:43,406
‫شرمنده، برای امشب تعطیلیم

502
00:29:50,914 --> 00:29:52,334
‫اینجا چیکار می کنی؟

503
00:29:52,335 --> 00:29:55,292
‫دکتر هاید

504
00:29:57,133 --> 00:29:58,709
‫نمی خواستی بری کلیسا

505
00:29:58,714 --> 00:30:01,132
‫به نظر میاد کلیسا اومده پیش تو

506
00:30:15,480 --> 00:30:17,270
‫بفرما

507
00:30:17,274 --> 00:30:18,649
‫نه، مامان

508
00:30:18,650 --> 00:30:20,860
‫شیرینی نمی خوام

509
00:30:20,861 --> 00:30:22,611
‫باورم نمیشه بهش زنگ زدی

510
00:30:22,612 --> 00:30:25,197
‫باورم نمیشه اومد

511
00:30:25,198 --> 00:30:27,118
‫باعث افتخارمونه که شمارو اینجا داریم، دکتر هاید

512
00:30:27,119 --> 00:30:29,657
‫من شمارو تنها میذارم اما اگه چیزی لازم داشتین

513
00:30:29,661 --> 00:30:30,786
‫فقط صدام کنین

514
00:30:30,787 --> 00:30:32,657
‫- ممنونم دلورس
‫- ممنونم

515
00:30:38,337 --> 00:30:39,707
‫خب

516
00:30:40,964 --> 00:30:42,674
‫خب

517
00:30:48,889 --> 00:30:51,809
‫می فهمم که دچار بحران شدی تو ایمانت

518
00:30:51,810 --> 00:30:53,638
‫نه بحران، نه ایمان

519
00:30:53,643 --> 00:30:55,900
‫آدما باید به یه چیزی باور داشته باشن، آقای مارتین

520
00:30:55,901 --> 00:30:57,266
‫آره، خب، آدما احمقن

521
00:30:57,272 --> 00:31:01,230
‫پس آماده ای که برای کل بشریت حکم صادر کنی؟

522
00:31:01,234 --> 00:31:03,402
‫فقط احمقن

523
00:31:03,403 --> 00:31:05,409
‫ببین، من ممنونم که اومدی اینجا

524
00:31:05,410 --> 00:31:06,655
‫اما واجب نبود

525
00:31:06,656 --> 00:31:09,656
‫من واقعا لازم ندارم حرف الهام بخشی بشنوم

526
00:31:09,659 --> 00:31:11,997
‫همه اینا نقشه ی خداست، چرخه ی زندگیه و این چرت و پرتا

527
00:31:11,998 --> 00:31:13,285
‫به خاطر این اینجا نیستم

528
00:31:13,288 --> 00:31:14,658
‫پس اینجا نیستی تا منو خوشحال کنی؟

529
00:31:14,664 --> 00:31:16,999
‫نه

530
00:31:17,000 --> 00:31:19,168
‫اینجام تا باهات باشم

531
00:31:19,169 --> 00:31:20,919
‫تو عزاداری، پس به خودت اجازه ی عزاداری بده

532
00:31:20,921 --> 00:31:22,131
‫مجبور نیستی باهاش مبارزه کنی

533
00:31:22,132 --> 00:31:24,670
‫خب، شاید دوست دارم مبارزه کنم

534
00:31:24,674 --> 00:31:27,676
‫آلاسکا مرده، مایلز بر نمی گرده

535
00:31:27,677 --> 00:31:29,757
‫و من جشن کریسمس و با معلمم میگذرونم

536
00:31:29,763 --> 00:31:31,101
‫پس با خشمت همراه شو

537
00:31:31,102 --> 00:31:33,388
‫به خودت اجازه بده حسی که داری و حس کنی

538
00:31:33,392 --> 00:31:35,892
‫تنها راه امیدی که برای گذشتن از این هست

539
00:31:35,894 --> 00:31:37,103
‫اینه که به درون این مسئله بری

540
00:31:37,104 --> 00:31:40,064
‫و من اینجام تا باهات به درونش برم

541
00:31:40,065 --> 00:31:43,775
‫آره، خب، قراره مدت طولانی ای اینجا بشینی

542
00:31:43,777 --> 00:31:46,027
‫خب، اشکالی نداره، برنامه ی دیگه ای ندارم

543
00:31:51,618 --> 00:31:53,698
‫اشکالی نداره

544
00:32:03,380 --> 00:32:05,590
‫اشکالی نداره

545
00:32:06,591 --> 00:32:07,758
‫چیزی نیست

546
00:32:11,179 --> 00:32:13,347
‫چیزی نیست

547
00:32:18,437 --> 00:32:20,187
‫چیزی نیست پسرم، چیزی نیست

548
00:32:22,274 --> 00:32:26,735
‫نمی فهمم اون چرا باید دوستامو بگیره

549
00:32:26,736 --> 00:32:28,195
‫من فقط دلم برای دوستام تنگ شده

550
00:32:28,196 --> 00:32:29,446
‫می دونم پسرم، می دونم

551
00:32:29,448 --> 00:32:32,238
‫فقط خودتو خالی کن، خوبه

552
00:32:32,242 --> 00:32:33,701
‫منم دلم براش تنگ شده

553
00:33:17,871 --> 00:33:20,956
‫"زندگی پس از مرگ"

554
00:33:20,957 --> 00:33:22,957
‫دوسش دارم

555
00:33:22,959 --> 00:33:25,419
‫به اندازه ی کافی مبهم هست

556
00:33:25,420 --> 00:33:30,716
‫غیرقابل توصیفه، یکجورایی جادوییه

557
00:33:30,717 --> 00:33:32,717
‫عجب استعاره ای

558
00:33:57,827 --> 00:34:00,327
‫خب

559
00:34:00,330 --> 00:34:03,540
‫اینجور که معلومه بعد از این
‫همه اتفاق هنوز تنها نشدم

560
00:34:03,542 --> 00:34:06,210
‫ببخشید که ناامیدت کردم

561
00:34:06,211 --> 00:34:08,841
‫تو هیچوقت نمی تونی منو ناامید کنی حرومزاده ی لاغر مردنی

562
00:34:24,521 --> 00:34:27,940
‫خیلی فکر کردیم تا به بهترین نحو ازش یاد کنیم

563
00:34:27,941 --> 00:34:30,150
‫و باعث افتخارمه که معرفی کنم

564
00:34:30,151 --> 00:34:33,611
‫نیمکت یادبود آلاسکا یانگ

565
00:34:33,613 --> 00:34:36,574
‫آلاسکا مطالعه کردن و دوست داشت، و خب شاید

566
00:34:36,575 --> 00:34:38,534
‫با اومدن بهار

567
00:34:38,535 --> 00:34:40,695
‫دانش آموزای دیگه روی نیمکتش بشینن

568
00:34:40,704 --> 00:34:43,998
‫مطالعه و رویا پردازی کنن

569
00:34:51,590 --> 00:34:54,675
‫نیمکت؟ اونا بهش یه نیمکت لعنتی دادن؟

570
00:34:54,676 --> 00:34:55,836
‫اگه بود از اون کوفتی متنفر می شد

571
00:34:55,844 --> 00:34:58,804
‫خب، براش یه چیزی بگیر که اگه بود دوست می داشت

572
00:34:58,805 --> 00:35:00,965
‫چی، یه شراب مضخرف و استعاره های دهن پرکن؟

573
00:35:00,974 --> 00:35:04,194
‫نمی دونم، یه شیطنت چطوره؟

574
00:35:05,979 --> 00:35:09,106
‫آره، عالیه

575
00:35:09,107 --> 00:35:11,397
‫یه شیطنت یادبود

576
00:35:11,401 --> 00:35:13,651
‫شیطنت یادبود آلاسکا یانگ

577
00:35:13,653 --> 00:35:15,663
‫اون یه ایده ای داشت که روش کار می کرد

578
00:35:15,664 --> 00:35:17,525
‫برای شیطنت سال آخر نگهش داشته بود

579
00:35:17,532 --> 00:35:19,620
‫از مرحله ی برنامه ریزی نتونست بیشتر بره

580
00:35:19,621 --> 00:35:20,908
‫اما واقعا خوبه

581
00:35:20,910 --> 00:35:23,329
‫همونجور که طراحی شده انجام بشه
‫این از خوب بیشتره

582
00:35:23,330 --> 00:35:24,870
‫افسانه ایه

583
00:35:24,873 --> 00:35:26,753
‫اما برای انجامش، به تعداد بیشتری احتیاج داریم

584
00:35:26,754 --> 00:35:29,668
‫درسته، به کل مدرسه احتیاج داریم

585
00:35:29,669 --> 00:35:31,629
‫و ممکنه تو کلی دردسر بیفتیم

586
00:35:31,630 --> 00:35:33,255
‫- من پایه ام
‫- منم همین طور

587
00:35:33,256 --> 00:35:34,626
‫- منم
‫- بیاین تاریخ بسازیم

588
00:35:46,478 --> 00:35:49,808
‫هی، مرد، دیگه نمی تونم چیزای مجانی بهت بدم

589
00:35:49,814 --> 00:35:51,402
‫مدیریت راضی نبود

590
00:35:51,403 --> 00:35:53,029
‫من  تغذیه مفتی ازت نمیخوام  داداش

591
00:35:53,030 --> 00:35:55,816
‫- چی می خوای پس ؟
‫- تورو می خوام

592
00:35:55,820 --> 00:35:57,696
‫اه، سلام

593
00:35:58,097 --> 00:35:59,567
‫سارا، بهت نیاز دارم

594
00:35:59,574 --> 00:36:01,575
‫لطفا این کارو نکن

595
00:36:01,576 --> 00:36:05,329
‫- چی؟ نه، اونجوری که فکر میکنی نه
‫- چه خبره؟

596
00:36:05,330 --> 00:36:08,666
‫خدایا، لانگول، یه چیزی بپوش

597
00:36:08,667 --> 00:36:10,667
‫پوست مرمریت داره کورم می کنه

598
00:36:10,669 --> 00:36:11,799
‫قضیه چیه ، چیپ؟

599
00:36:13,797 --> 00:36:15,967
‫یه چیزی بزرگ تر از همه ی ما

600
00:36:15,968 --> 00:36:17,465
‫باشه

601
00:36:17,467 --> 00:36:19,717
‫- مایلز، چی شده؟
‫- سلام ، آه

602
00:36:19,719 --> 00:36:21,348
‫یادته زنگ مدرسه رو دزدیدی؟

603
00:36:21,349 --> 00:36:22,805
‫و تو قبرستون خاکش کردی؟

604
00:36:22,806 --> 00:36:25,766
‫بهترین شیطنت تو تاریخ کلور کریک بود ، آره

605
00:36:25,767 --> 00:36:27,137
‫خب، دوست داری جزئی از

606
00:36:27,143 --> 00:36:28,773
‫بهترین شیطنت جدید باشی؟

607
00:36:28,774 --> 00:36:30,810
‫ادامه بده

608
00:36:30,814 --> 00:36:32,983
‫آقای استارنز، مایلز و من اینجاییم

609
00:36:32,984 --> 00:36:34,650
‫به عنوان نماینده ی کلاس سال سوم

610
00:36:34,651 --> 00:36:37,359
‫که بهتون بگیم ما سخنران روز سخنرانیمونو انتخاب کردیم

611
00:36:37,362 --> 00:36:38,570
‫خب، عالیه

612
00:36:38,571 --> 00:36:39,780
‫این روز همیشه روز پرباری بوده

613
00:36:39,781 --> 00:36:40,909
‫لطفا، اون کیه؟

614
00:36:40,910 --> 00:36:42,737
‫دوست نزدیک بابای مایلزه

615
00:36:42,742 --> 00:36:44,492
‫دکتر ویلیام مورس

616
00:36:44,494 --> 00:36:47,124
‫اون پروفسور دانشگاه فلوریداست

617
00:36:47,125 --> 00:36:49,415
‫اون داره درباره میل جنسی در نوجوانی
‫رو مطالعه می کنه

618
00:36:49,416 --> 00:36:51,496
‫ممم

619
00:36:51,501 --> 00:36:53,341
‫هدفمون بحث راه انداختنه، آره؟

620
00:36:53,342 --> 00:36:54,376
‫اه، نه

621
00:36:54,379 --> 00:36:56,629
‫من...دکتر مورس و دیدم

622
00:36:56,631 --> 00:36:59,631
‫اون آدم جالبیه اما بحث راه انداز نیست

623
00:36:59,634 --> 00:37:02,974
‫اون فقط فهم نوجوانا در مورد سکس رو مطالعه می کنه

624
00:37:02,975 --> 00:37:07,101
‫و اینکه درکشون چطور دائما رشد می کنه و‌عوض می شه

625
00:37:08,810 --> 00:37:10,730
‫اون مخالف سکس قبل از ازدواجه

626
00:37:10,731 --> 00:37:12,146
‫- آه
‫- اه

627
00:37:12,147 --> 00:37:14,397
‫خب لی به نظر جالب میاد

628
00:37:14,399 --> 00:37:16,278
‫وقتی میل جنسی نوجوانا مطرح میشه

629
00:37:16,279 --> 00:37:18,396
‫مهمترین ارگانشون مغزشونه

630
00:37:23,575 --> 00:37:25,365
‫بیاین بهش زنگ بزنیم

631
00:37:31,374 --> 00:37:35,210
‫دکتر مورس صحبت می کنه

632
00:37:35,211 --> 00:37:37,379
‫خوش آمدین همگی

633
00:37:37,380 --> 00:37:41,675
‫امروز روز مهم تاریخیه کلور کریک هستش

634
00:37:41,676 --> 00:37:44,966
‫این رویای موسسمون، فیلیپ گاردن بود

635
00:37:44,971 --> 00:37:46,721
‫که فکر می کرد شما، به عنوان دانش آموز

636
00:37:46,723 --> 00:37:50,976
‫و ما، به عنوان استادان، باید یک بعد از ظهر تو سالو بذاریم

637
00:37:50,977 --> 00:37:55,022
‫تا از دانش صداهای خارج از مدرسه امون بهره ببریم

638
00:37:55,023 --> 00:37:58,153
‫حالا، امسال، ما دوتا مهمان برجسته داریم

639
00:37:58,154 --> 00:37:59,985
‫سال آخری ها انتخاب کردن

640
00:37:59,986 --> 00:38:02,406
‫معاون دادستان کل آلاباما، تیم هریس

641
00:38:02,407 --> 00:38:04,235
‫خوش اومدی تیم

642
00:38:04,240 --> 00:38:06,909
‫و کلاس سومی ها یک سخنران انتخاب کردن

643
00:38:06,910 --> 00:38:09,077
‫در همون حد جذاب

644
00:38:09,078 --> 00:38:12,288
‫اما به نظر میاد، نه به همون اندازه وقت شناس

645
00:38:13,833 --> 00:38:15,584
‫و اوناهاشش

646
00:38:15,585 --> 00:38:16,835
‫سخنران کلاس سوم

647
00:38:16,836 --> 00:38:19,296
‫دکتر ویلیام مورس پروفسور روانشناسی

648
00:38:19,297 --> 00:38:21,337
‫دانشگاه مرکزی فلوریدا

649
00:38:21,341 --> 00:38:23,509
‫و یک محقق بسیار قابل احترام

650
00:38:23,510 --> 00:38:26,010
‫- دارن درمورد تو حرف می زنن
‫- خیلی خب، لبخند بزن

651
00:38:26,012 --> 00:38:28,812
‫- این...این می خارونه...این
‫- خیلی جالبه....

652
00:38:28,813 --> 00:38:32,434
‫پس لطفا کمکم کنین به دکتر ویلیام مورس خوش آمد بگیم

653
00:38:32,435 --> 00:38:34,515
‫دکتر

654
00:38:36,189 --> 00:38:37,359
‫خوش آمدین، ممنون که تشریف آوردین اینجا

655
00:38:37,360 --> 00:38:38,727
‫ممنون

656
00:38:55,750 --> 00:38:57,960
‫مطمئن شدیم که می تونه بخونه؟

657
00:39:05,593 --> 00:39:08,512
‫عصر بخیر

658
00:39:08,513 --> 00:39:11,265
‫من امروز اینجام تا با شما صحبت کنم

659
00:39:11,266 --> 00:39:14,556
‫درباره ی یک موضوع جذاب

660
00:39:14,561 --> 00:39:17,437
‫میل جنسی نوجوانان

661
00:39:17,438 --> 00:39:22,818
‫تحقیق من در زمینه ی زبان شناسی میل جنسی بود

662
00:39:22,819 --> 00:39:26,989
‫به خصوص طوری که جوانها در مورد سکس صحبت می کنن

663
00:39:26,990 --> 00:39:28,740
‫و سوالات مربوط به اون

664
00:39:28,741 --> 00:39:30,409
‫تو دنیای امروز

665
00:39:30,410 --> 00:39:34,580
‫پسرها بیشتر تمایل به شی انگاری بدن دخترا دارن

666
00:39:34,581 --> 00:39:36,831
‫تا برعکس اون

667
00:39:36,833 --> 00:39:38,503
‫پسرا بین خودشون می گن

668
00:39:38,504 --> 00:39:42,045
‫که فلانی سینه های سربالا داره

669
00:39:42,046 --> 00:39:44,006
‫درحالی که دخترا بیشتر احتمال داره بگن

670
00:39:44,007 --> 00:39:46,047
‫که اون پسره بانمکه
‫یه اصطلاح برای توصیف

671
00:39:46,050 --> 00:39:49,887
‫هم ویژگی احساسی و هم فیزیکی

672
00:39:49,888 --> 00:39:54,848
‫این تاثیرو داره که دخترارو به یک شی خالی تبدیل می کنه

673
00:39:54,851 --> 00:39:57,691
‫درحالی که دخترا پسرارو یک آدم کامل می بینن

674
00:39:57,692 --> 00:39:59,146
‫هی، دکتر

675
00:39:59,147 --> 00:40:01,607
‫تو خیلی جذابی، کاش فقط ساکت می شدی

676
00:40:01,608 --> 00:40:03,478
‫و همه ی لباساتو در می آوردی

677
00:40:05,153 --> 00:40:06,778
‫واو ، ممنون

678
00:40:06,779 --> 00:40:10,159
‫دیدین، اتفاقی که افتاد یک مورد مطالعاتی بسیار جذابه

679
00:40:10,160 --> 00:40:14,158
‫یه زن منو شی انگاری می کنه، یک مرد رو

680
00:40:14,162 --> 00:40:16,919
‫این خیلی غیرعادیه، من فقط می تونم تصور کنم که تو شوخی کردی

681
00:40:16,920 --> 00:40:18,115
‫اون شوخی نمی کنه

682
00:40:18,124 --> 00:40:20,542
‫همه ی لباساتو در بیار

683
00:40:20,543 --> 00:40:24,004
‫- دربیار، جذاب
‫- آره، عزیزم

684
00:40:25,548 --> 00:40:28,128
‫خب، این حتما مهمه که نظام

685
00:40:28,134 --> 00:40:30,177
‫مردسالاری رو سرنگون کنیم

686
00:40:30,178 --> 00:40:34,264
‫و حدس می زنم اینم یه راهی برای انجامشه

687
00:40:34,265 --> 00:40:36,015
‫خیلی خب پس

688
00:40:37,644 --> 00:40:40,479
‫این برای آلاسکا یانگه

689
00:40:40,503 --> 00:40:45,803
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">TAra
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

690
00:40:45,827 --> 00:40:52,527


‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

691
00:40:52,551 --> 00:40:55,051

‫<font color="#ffff۸۰">برای درخواست همکاری و زیرنویس به ایمیل من پیام دهید</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

692
00:40:55,075 --> 00:40:57,475
‫تیم ترجمه <font color="#۰۰۸۰ff">thundersub</font>

693
00:41:20,395 --> 00:41:22,604
‫این برای آلاسکا یانگه

694
00:41:24,524 --> 00:41:26,191
‫ایول، خپل

695
00:41:26,192 --> 00:41:28,235
‫این برای آلاسکا یانگه

696
00:41:31,030 --> 00:41:32,906
‫این برای آلاسکا یانگه

697
00:41:35,660 --> 00:41:38,704
‫این برای آلاسکا یانگه

698
00:41:38,705 --> 00:41:40,495
‫این برای آلاسکاست

699
00:41:42,917 --> 00:41:44,417
‫این برای آلاسکاست

700
00:41:45,545 --> 00:41:47,004
‫این برای آلاسکاست

701
00:41:47,005 --> 00:41:48,415
‫اه، خدای من

702
00:42:18,286 --> 00:42:20,326
‫خیلی خوب، خیلی خوب، کافیه

703
00:42:20,329 --> 00:42:21,997
‫کافیه دکتر مورس

704
00:42:21,998 --> 00:42:23,498
‫تمومش کن، تمومش کن

705
00:42:23,499 --> 00:42:26,168
‫کافیه دکتر مورس

706
00:42:26,169 --> 00:42:28,589
‫شما باید سریع محوطه رو ترک کنین

707
00:42:28,590 --> 00:42:29,918
‫لطفا بس کن

708
00:42:29,922 --> 00:42:33,132
‫من اصلا همچین چیزی و تایید نکردم

709
00:42:33,134 --> 00:42:34,509
‫آره
‫باشه

710
00:42:34,510 --> 00:42:35,680
‫کافیه، کافیه

711
00:42:35,681 --> 00:42:37,095
‫باشه، باشه

712
00:42:37,096 --> 00:42:38,676
‫اون... اون خیلی غیرمنتظره بود

713
00:42:38,681 --> 00:42:40,891
‫باشه...خیلی خوب

714
00:42:40,892 --> 00:42:42,809
‫خب این...این بامزه نیست

715
00:42:42,810 --> 00:42:45,439
‫خب، نفر بعد، سخنران سال آخریارو داریم

716
00:42:45,440 --> 00:42:49,732
‫معاون دادستان کل آلاباما، تیم هریس، لطفا

717
00:42:58,034 --> 00:43:01,411
‫آقای مارتین، آقای هالتر

718
00:43:01,412 --> 00:43:03,205
‫شما پسرا خیلی جرئت دارین

719
00:43:03,206 --> 00:43:04,456
‫قبل از این که عصبانی بشین

720
00:43:04,457 --> 00:43:06,707
‫این فقط می تونه ثابت بشه که ما کسی و آوردین

721
00:43:06,709 --> 00:43:08,838
‫به محوطه که فرض می کردیم

722
00:43:08,839 --> 00:43:10,336
‫متخصص بیان میل جنسی عه

723
00:43:10,338 --> 00:43:16,259
‫اما معلوم شد که میل جنسی یه جورایی شغل اونه

724
00:43:16,260 --> 00:43:17,850
‫همونکه اون گفت

725
00:43:19,972 --> 00:43:21,598
‫من عصبانی نیستم

726
00:43:21,599 --> 00:43:23,058
‫نیستین؟

727
00:43:23,059 --> 00:43:26,099
‫نه، هیچوقت دیگه همچین کاری نکنین

728
00:43:26,104 --> 00:43:28,772
‫اما خدای من

729
00:43:28,773 --> 00:43:31,608
‫سرنگونی نظام مردسالاری؟

730
00:43:31,609 --> 00:43:35,779
‫انگار خودش اون سخنرانی و نوشته بود

731
00:43:41,494 --> 00:43:44,041
‫با اینکه با این صدا آشنایی ندارم

732
00:43:44,042 --> 00:43:46,458
‫اما باور دارم الان خنده ی عقاب و شنیدیم

733
00:43:46,459 --> 00:43:49,667
‫- معجزه اتفاق میفته
‫- بهترین شیطنت دنیا بود

734
00:43:53,840 --> 00:43:56,130
‫اه

735
00:43:56,134 --> 00:43:57,594
‫باید تحسینش کنم

736
00:43:57,595 --> 00:43:59,678
‫گاس خوب میرقصه

737
00:43:59,679 --> 00:44:02,639
‫من اومدم اینجا دنبال زندگی پس از مرگ

738
00:44:02,640 --> 00:44:05,600
‫و دوستای واقعی و زندگی غیربالغانه

739
00:44:05,601 --> 00:44:07,811
‫داری چیکار می کنی؟

740
00:44:07,812 --> 00:44:13,775
‫بالاخره دارم مقالمو برای هاید می نویسم

741
00:44:13,776 --> 00:44:17,356
‫اون گفت ممکنه نویسنده بشم

742
00:44:17,363 --> 00:44:19,781
‫پس

743
00:44:19,782 --> 00:44:22,912
‫میخوام اولین چیزی که مینویسم راجع به اون باشه

744
00:44:24,704 --> 00:44:26,163
‫ببخشید مزاحم کارت شدم

745
00:44:26,164 --> 00:44:29,958
‫اما هنوزم یه کار دیگه هست که باید انجام بدیم

746
00:44:39,302 --> 00:44:40,639
‫تا قبل از اینجا

747
00:44:40,640 --> 00:44:42,216
‫تنها دوستای من حرفای آخر

748
00:44:42,221 --> 00:44:43,847
‫کسایی بود که قبلا مردن

749
00:44:45,641 --> 00:44:47,184
‫مثل ویلیام مک کینلی

750
00:44:47,185 --> 00:44:50,935
‫سومین رئیس جمهور آمریکا که ترور شد

751
00:44:50,938 --> 00:44:53,768
‫بعد از اینکه تیر خورد چند روز‌ زنده موند

752
00:44:53,774 --> 00:44:55,030
‫اما آخراش

753
00:44:55,031 --> 00:44:57,276
‫همسرش شروع کرد به گریه و‌ شیون

754
00:44:57,278 --> 00:44:59,446
‫"منم میخوام بمیرم"

755
00:44:59,447 --> 00:45:01,865
‫با آخرین ذره ی توانش

756
00:45:01,866 --> 00:45:06,494
‫مک کینلی برگشت و آخرین حرف و به همسرش زد

757
00:45:06,495 --> 00:45:08,245
‫"همه مون میمیریم"

758
00:45:10,082 --> 00:45:13,835
‫و بعد آلاسکا باید میرفت

759
00:45:13,836 --> 00:45:16,456
‫چون من گند زدم و سرهنگ گند زد

760
00:45:16,464 --> 00:45:17,672
‫و ما گذاشتیم بره

761
00:45:17,673 --> 00:45:20,300
‫و اون بین انگشتای ما سر خورد

762
00:45:23,262 --> 00:45:24,852
‫ما همیشه با چیزهای تموم شده زندگی‌می‌کنیم

763
00:45:24,853 --> 00:45:27,474
‫و اون روز همه چیز ناتموم موند

764
00:45:27,475 --> 00:45:28,885
‫ای کاش میتونستیم ببینیم

765
00:45:28,893 --> 00:45:30,649
‫ریسمان بی پایان عواقب رو

766
00:45:30,650 --> 00:45:33,104
‫که با کوچک ترین اعمال به وجود میاد

767
00:45:38,402 --> 00:45:39,952
‫اما نمی تونیم بهتر از این بدونیم

768
00:45:39,953 --> 00:45:42,236
‫تا وقتی که بهتر از این دونستن بی فایده است

769
00:45:44,700 --> 00:45:47,577
‫اولش فکر می کردم اون فقط مرده

770
00:45:47,578 --> 00:45:49,368
‫تاریکی محض

771
00:45:49,372 --> 00:45:52,457
‫فقط یک بدن که توسط حشرات خورده میشه

772
00:45:52,458 --> 00:45:54,958
‫هنوزم بعضی اوقات فکر می کنم زندگی بعد از مرگ

773
00:45:54,961 --> 00:45:57,921
‫چیزیه که ساختیم تا درد از دست دادنمونو تسکین بده

774
00:45:57,922 --> 00:46:00,472
‫تا این هزارتو رو برامون قابل تحمل کنه

775
00:46:00,473 --> 00:46:02,926
‫اما این چیزیه که به من امید میده

776
00:46:02,927 --> 00:46:05,136
‫اگه کد ژنتیکی آلاسکارو در بیاری

777
00:46:05,137 --> 00:46:06,846
‫و تجربه های زندگیشو بهش اضافه کنی

778
00:46:06,847 --> 00:46:09,476
‫و رابطه هایی که با آدما داشت

779
00:46:09,477 --> 00:46:12,185
‫و بعد سایز و شکل بدنشو بگیری

780
00:46:12,186 --> 00:46:14,854
‫باز هم اونو نمی تونی بسازی

781
00:46:14,855 --> 00:46:17,935
‫کاملا یه چیز دیگه میشه

782
00:46:17,942 --> 00:46:20,362
‫یه قسمتی از اون هست که بهتر از همه ی

783
00:46:20,363 --> 00:46:22,279
‫قسمت های شناخته شده اشه

784
00:46:25,992 --> 00:46:28,827
‫و اون قسمت باید یه جایی بره

785
00:46:28,828 --> 00:46:32,414
‫چون انرژی وقتی به وجود میاد دیگه از بین نمیره

786
00:46:36,294 --> 00:46:38,344
‫و اگر آلاسکا خودکشی کرد

787
00:46:38,345 --> 00:46:41,877
‫این امیدی بود
‫که ای کاش بهش داده بودم

788
00:46:41,882 --> 00:46:45,885
‫تا بفهمه که از هرچیزی تو زندگی میشه نجات پیدا کرد

789
00:46:45,886 --> 00:46:47,886
‫چون همه ی ما همونقدر فناناپذیر هستیم

790
00:46:47,888 --> 00:46:50,178
‫که باور داریم

791
00:47:30,598 --> 00:47:35,348
‫پس میدونم که اون منو می بخشه همینطور که من اونو می بخشم

792
00:47:35,353 --> 00:47:38,646
‫ما نمیتونیم متولد بشیم، و ما نمیتونیم بمیریم

793
00:47:38,647 --> 00:47:41,066
‫ما فقط می تونیم تغییر اندازه و شکل بدیم

794
00:47:41,067 --> 00:47:44,194
‫و ظاهر بشیم

795
00:47:47,782 --> 00:47:52,786
‫من حرفای آخر خیلی آدمارو می دونم، اما مال اونو نمی دونم

796
00:47:52,787 --> 00:47:55,577
‫فکرشو تو اون لحظات آخر هیچوقت نمی فهمم

797
00:47:55,581 --> 00:47:59,626
‫هیچوقت نمی فهمیم که عمدا مارو ترک کرد یا نه

798
00:47:59,627 --> 00:48:03,755
‫اما ندانستن باعث نمیشه که من اهمیت ندم

799
00:48:30,866 --> 00:48:32,826
‫باید خیلی داغون به نظر بیایم

800
00:48:37,415 --> 00:48:42,165
‫آخرین حرف آلاسکا به من "ادامه دارد" بود

801
00:48:44,046 --> 00:48:46,046
‫و حق با اون بود

802
00:48:46,048 --> 00:48:48,925
‫من باید ادامه بدم

803
00:48:48,926 --> 00:48:51,386
‫من هزارتو رو انتخاب می کنم

804
00:48:51,387 --> 00:48:53,387
‫حتی اگه هیچ راه خروجی نباشه

805
00:48:53,389 --> 00:48:55,219
‫حتی اگه همه ی ما بمیریم

806
00:48:55,224 --> 00:48:57,851
‫حتی اگه همه چیز از بین بره

807
00:49:03,441 --> 00:49:05,441
‫- سلام
‫- صبح بخیر

808
00:49:22,084 --> 00:49:23,084
‫باشه

809
00:49:29,175 --> 00:49:31,255
‫خیلی خوب، خوبه

810
00:50:01,749 --> 00:50:04,499
‫من همیشه آلاسکا یانگ و‌دوست خواهم داشت

811
00:50:04,502 --> 00:50:08,046
‫همون همسایه ی داغونمو
‫با تمام قلب داغونم

812
00:50:18,098 --> 00:50:20,475
‫آخرین حرف توماس ادیسون این بود

813
00:50:20,476 --> 00:50:22,936
‫"اونجا خیلی زیباست"

814
00:50:25,272 --> 00:50:27,902
‫من نمیدونم "اونجا" کجاست

815
00:50:30,486 --> 00:50:33,156
‫اما باور دارم یک جایی هست

816
00:50:36,033 --> 00:50:38,413
‫و امیدوارم که زیبا باشه

817
00:50:38,679 --> 00:50:43,679
‫تیم ترجمه <font color="#۰۰۸۰ff">thundersub</font>

818
00:50:43,903 --> 00:50:45,903
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">TAra
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

819
00:50:46,027 --> 00:50:48,027


‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

