﻿1
00:00:19,000 --> 00:00:23,000
« ارائه‌اي از تيم ترجمه‌ي ديباموويز »

2
00:00:23,001 --> 00:00:27,000
دانلود فيلم و سريال با لينك مستقيم
WwW.DibaMoviez.CoM

3
00:00:27,100 --> 00:00:32,100
« زيماي آبي »

4
00:00:32,333 --> 00:00:37,333
كـاري از هـومـن صـمـدي
Raylan Givens

5
00:00:39,671 --> 00:00:45,463
<i>«مثل ميليون‌ها نفر ديگه، من شنيدم كه «زيما
پرده‌برداري از آخرين اثر هنري‌ـش رو اعلام كرد</i>

6
00:00:46,630 --> 00:00:51,340
<i>در طي سال‌ها، من چندين بار درخواست
مصاحبه دادم و هميشه درخواستم رد شد</i>

7
00:00:51,463 --> 00:00:54,423
<i>،حالا، به هر دليلي</i>

8
00:00:54,546 --> 00:00:58,506
<i>زيماي آبي» درخواست داده بود با من صحبت كنه»</i>

9
00:00:59,671 --> 00:01:05,591
<i>نمي‌تونستم به نتيجه برسم آبي تطابق
نزديك‌تري به آسمون بود يا به دريا</i>

10
00:01:06,380 --> 00:01:07,630
<i>راستش به هيچ‌كدومش</i>

11
00:01:08,380 --> 00:01:12,630
<i>زيماي آبي، يه چيز دقيق بود</i>

12
00:01:14,505 --> 00:01:17,005
<i>چيز خيلي كمي راجع به گذشتۀ زيما مشخصه</i>

13
00:01:17,546 --> 00:01:21,126
<i>گفته شد كه اون حرفۀ هنري‌ـش
،رو با رخساره‌پردازي آغاز كرد</i>

14
00:01:22,255 --> 00:01:26,255
<i>ولي براي زيما، شمايل انساني
سوژۀ خيلي ناچيزي بود</i>

15
00:01:27,046 --> 00:01:30,666
<i>جست‌وجو براي مفهوم عميق‌تر
...باعث شد اون دورتر نگاه كنه</i>

16
00:01:32,380 --> 00:01:34,340
<i>به خود كيهان</i>

17
00:01:36,880 --> 00:01:39,590
<i>كار نقاشي ديواري اون‌جوري آغاز شد</i>

18
00:01:43,171 --> 00:01:45,961
<i>اونا به‌طور انكارناپذيري خارق‌العاده بودن</i>

19
00:01:48,588 --> 00:01:53,208
<i>يك روز، زيما از يه نقاشي ديواري پرده‌برداري كرد
كه يه چيز متفاوتي راجع بهش وجود داشت</i>

20
00:01:54,546 --> 00:01:59,336
<i>در وسط بوم يه مربع آبي كوچك بود</i>

21
00:02:00,046 --> 00:02:02,166
<i>مربع تازه شروع بود</i>

22
00:02:02,505 --> 00:02:04,545
<i>،در طي چند دهۀ آينده</i>

23
00:02:04,630 --> 00:02:08,210
<i>شكل‌هاي آبستره تغيير كردن و برجسته‌تر شدن</i>

24
00:02:08,796 --> 00:02:11,956
<i>ولي، هميشه، سايۀ آبي يك‌جور بود</i>

25
00:02:13,088 --> 00:02:14,708
<i>زيماي آبي بود</i>

26
00:02:15,380 --> 00:02:21,010
<i>طولي نكشيد كه زيما از اولينِ نقاشي‌هاي
ديواري تماماً آبي‌ـش پرده‌برداري كرد</i>

27
00:02:21,755 --> 00:02:25,665
<i>توسط شمار زيادي بالاترين
حد كار زيما در نظر گرفته شد</i>

28
00:02:26,755 --> 00:02:28,705
<i>بيشتر از اون نمي‌تونستن در اشتباه باشن</i>

29
00:02:31,255 --> 00:02:39,008
<i>،زماني كه اكثر مردم در مورد «دورۀ آبي»ـش صحبت مي‌كنن
...منظورشون دورۀ نقاشي‌هاي ديواري حقيقتاً عظيمشه</i>

30
00:02:40,213 --> 00:02:43,133
<i>ولي زيما تازه داشت شروع مي‌كرد</i>

31
00:02:48,963 --> 00:02:54,463
<i>سطح به‌خصوصي از شكوه‌نمايي
،بود كه زيما رو حقيقتاً مشهور كرد</i>

32
00:02:54,880 --> 00:02:57,460
<i>حتي براي اونايي كه علاقه‌اي به هنر نداشتن</i>

33
00:03:00,713 --> 00:03:02,843
<i>ولي نكته هيچ‌وقت شهرت نبود</i>

34
00:03:06,588 --> 00:03:11,088
<i>علي‌رغم تمام موفقيت‌هاش، زيما هنوز ناراضي بود</i>

35
00:03:12,546 --> 00:03:18,666
<i>و كاري كه بعدش كرد، براي خيلي‌ها فداكاري بيش
از حد افراط‌گرايانه‌اي براي خلق اثر هنري بود</i>

36
00:03:27,380 --> 00:03:29,340
خوشحالم تونستي بياي، كلير

37
00:03:30,630 --> 00:03:31,630
پرواز چطور بود؟

38
00:03:33,963 --> 00:03:35,213
آروم باش، كلير

39
00:03:36,421 --> 00:03:37,511
سلام

40
00:03:38,546 --> 00:03:41,756
،من از نظر بعضي از آدم‌ها ترسناك‌ـم
ولي اونا بسرعت باهاش كنار ميان

41
00:03:42,463 --> 00:03:46,513
از زماني كه با مطبوعات صحبت
كردم بالاي 100 سال مي‌گذره

42
00:03:46,588 --> 00:03:51,048
تو رو به اينجا دعوت كردم چون مي‌خوام
بهم كمك كني داستان‌ـم رو بگم

43
00:03:52,130 --> 00:03:54,210
يه خرده قدم بزنيم؟

44
00:03:56,130 --> 00:04:00,210
<i>اون مرد خوش‌تيپي بود، حتي
بعد از تمام دگرگوني‌هاش</i>

45
00:04:00,921 --> 00:04:03,381
<i>سياره‌اي به اسم «خاركف هشت» وجود داشت</i>

46
00:04:03,880 --> 00:04:07,460
<i>تخصص‌ـش در اصلاحات فرمانيك غيرقانوني بود</i>

47
00:04:09,255 --> 00:04:13,085
<i>اون متحمل جراحي‌هاي زيستي بنيادي شد</i>

48
00:04:13,171 --> 00:04:19,383
<i>كه قادرش كرد محيط‌هاي شديد رو
بدون سربار لباس ايمني تحمل كنه</i>

49
00:04:20,546 --> 00:04:23,626
<i>چشم‌هاش مي‌تونست با هر
طيف شناخته‌شده‌اي ببينه</i>

50
00:04:24,546 --> 00:04:27,046
<i>اون ديگه اكسيژن تنفس نمي‌كرد</i>

51
00:04:27,130 --> 00:04:31,090
<i>پوست‌ـش با پليمر تنظيم‌شده جايگزين شده بود</i>

52
00:04:31,171 --> 00:04:36,211
<i>و در نتيجه ريسك كرد تا با كيهان يگانه بشه</i>

53
00:04:39,421 --> 00:04:45,705
<i>ولي چيزي كه زيما سرانجام بهش پي برد اينه كه
كيهان از قبل داشت حقيقت خودش رو بيان مي‌كرد</i>

54
00:04:46,088 --> 00:04:48,508
<i>خيلي خيلي بهتر از اوني كه اون يه وقت بتونه</i>

55
00:04:53,921 --> 00:04:56,761
،جست‌وجوي من براي حقيقت من رو به اينجا رسونده

56
00:04:58,046 --> 00:05:01,086
به چيزي كه آخرين اثر من خواهد بود

57
00:05:02,421 --> 00:05:06,461
در نهايت، من چيزي كه از طريق
هنرم در پي‌ـش بودم رو درك مي‌كنم

58
00:05:07,005 --> 00:05:10,835
و اين استخر شنا چه ارتباطي به اون داره؟

59
00:05:11,088 --> 00:05:13,798
هر استخر شنايي نيست

60
00:05:14,713 --> 00:05:21,010
در گذشته‌هاي دور، متعلق به زن جواني مستعد
با علاقه‌اي شديد به روبات‌شناسي عملي بود

61
00:05:21,296 --> 00:05:25,416
<i>اون روبات‌هاي فراواني به وجود آورد تا
،اطراف خونه‌ش خرده‌كاري‌ها رو انجام بدن</i>

62
00:05:25,505 --> 00:05:30,665
<i>ولي اون به‌طور ويژه شيفتۀ اوني بود كه به
وجودش آورد تا استخر شناش رو تميز كنه</i>

63
00:05:31,171 --> 00:05:35,921
<i>،دستگاه كوچولو بي‌وقفه زحمت مي‌كشيد
نيمه‌هاي سراميكي استخر رو مي‌سابيد</i>

64
00:05:37,088 --> 00:05:40,548
<i>ولي زن جوان از كارش راضي نبود</i>

65
00:05:41,005 --> 00:05:43,505
<i>در نتيجه يه سيستم بينايي تمام‌رنگي بهش داد</i>

66
00:05:43,588 --> 00:05:48,836
<i>و يه مغز به قدري بزرگ تا داده‌هاي بصري
رو به مدل محيط‌ـش پردازش كنه</i>

67
00:05:48,921 --> 00:05:52,381
<i>،بهش اين قابليت رو داد تا تصميمات خودش رو بگيره</i>

68
00:05:52,463 --> 00:05:55,213
<i>تا راهبردهاي متفاوت براي
نظافت استخر طراحي كنه</i>

69
00:05:55,838 --> 00:06:00,338
<i>به استفاده از اون ماشين به‌عنوان يه بستر آزمايش
براي سخت‌افزار و نرم‌افزار جديد ادامه داد</i>

70
00:06:01,130 --> 00:06:04,090
<i>و با گذر زمان، آگاهي بيشتري پيدا كرد</i>

71
00:06:04,171 --> 00:06:06,761
<i>سرانجام، زنه مُرد</i>

72
00:06:07,005 --> 00:06:11,046
<i>دستگاه كوچولوئه از يه مالك
به مالك بعدي منتقل شد</i>

73
00:06:11,588 --> 00:06:20,111
<i>اونا چيزهايي اضافه كردن، اصلاحاتي
انجام دادن و با هر تكرار، زنده‌تر شد</i>

74
00:06:20,338 --> 00:06:22,378
<i>...بيشتر تبديل به</i>

75
00:06:22,921 --> 00:06:23,921
من شد

76
00:06:24,880 --> 00:06:27,800
اين همون استخره

77
00:06:28,171 --> 00:06:30,666
گفتم درش‌بيارن. منتقل‌ـش كنن به اينجا

78
00:06:31,296 --> 00:06:37,166
،ولي تو يه انسان با اعضاي ماشيني هستي
نه يه ماشين كه فكر مي‌كنه يه انسانه

79
00:06:37,255 --> 00:06:41,295
گاهي اوقات، حتي براي منم سخته
كه درك كنم به چي تبديل شدم

80
00:06:41,796 --> 00:06:45,456
و حتي سخت‌تره كه به ياد
بيارم يه زماني چي بودم

81
00:06:47,546 --> 00:06:49,916
...آبي اين كاشي‌ها

82
00:06:50,421 --> 00:06:53,551
توليدكننده، زيماي آبي خطاب‌ـش كرد

83
00:06:54,380 --> 00:06:56,630
اولين چيزي كه تابحال ديدم

84
00:06:57,130 --> 00:06:59,090
اينجا جايي بود كه من كارم رو آغاز كردم

85
00:06:59,296 --> 00:07:03,296
يه دستگاه كوچولوي خام با هوشي كه
براي هدايت خودش هم به زور كافي بود

86
00:07:04,130 --> 00:07:05,800
ولي دنياي من بود

87
00:07:06,088 --> 00:07:10,338
،تمام چيزي بود كه مي‌دونستم
تمام چيزي كه لازم بود بدونم

88
00:07:11,505 --> 00:07:12,625
و حالا؟

89
00:07:46,046 --> 00:07:47,796
<i>خودم رو در آب فرو مي‌برم</i>

90
00:07:55,421 --> 00:07:59,961
<i>و همزمان با اين‌كار، به آرومي عملكردهاي
...عالي مغزم رو از كار مي‌ندازم</i>

91
00:08:09,838 --> 00:08:11,838
<i>...خودم رو لغو مي‌كنم</i>

92
00:08:19,296 --> 00:08:22,626
<i>...فقط به قدري باقي مي‌ذارم كه محيطم رو درك كنم</i>

93
00:08:30,421 --> 00:08:35,801
<i>تا يه خرده لذت ساده از اجراي وظيفه‌اي
كه خوب انجام شده باشه ببرم</i>

94
00:08:37,005 --> 00:08:39,875
<i>جست‌وجوي من براي حقيقت در نهايت به پايان رسيد</i>

95
00:08:44,005 --> 00:08:46,005
<i>من مي‌رم خونه</i>

96
00:08:58,000 --> 00:09:02,000
كـاري از هـومـن صـمـدي
Raylan Givens

97
00:09:02,500 --> 00:09:06,500
دانلود فيلم و سريال با لينك مستقيم
WwW.DibaMoviez.CoM

98
00:09:06,501 --> 00:09:10,500
كانال تلگرام تيم ترجمه‌ي ديباموويز
https://t.me/DibaSub

