‫﻿۱
00:00:00,877 --> 00:00:02,648
‫‏آنچه گذشت...

2
00:00:02,807 --> 00:00:05,698
‫‏- چطور تونستی پول خریدش رو جور کنی؟
‫‏- خونه مال مادرمه

3
00:00:05,840 --> 00:00:07,957
‫،‏مادرت پنه لوپ دکره

4
00:00:07,958 --> 00:00:09,461
‫‏ملکه‌ی چیزبال علمی تخیلی دهه هشتاد؟

5
00:00:09,612 --> 00:00:11,151
‫‏باید منو بهش معرفی کنی

6
00:00:11,293 --> 00:00:13,049
‫‏پس تو همون دکتره هستی

7
00:00:13,143 --> 00:00:15,266
‫‏درست همونطوری هستی که لوسیفر گفت

8
00:00:15,331 --> 00:00:16,931
‫‏ازت خوشم میاد

9
00:00:16,998 --> 00:00:19,120
‫‏درمورد اتفاقی که افتاد حرف بزنیم؟

10
00:00:19,187 --> 00:00:20,117
‫‏بوسه‌مون

11
00:00:20,186 --> 00:00:21,392
‫‏یه جورایی مسئله‌ی بزرگیه

12
00:00:21,463 --> 00:00:22,772
‫کلویی، الان ذهنم خیلی درگیره

13
00:00:22,842 --> 00:00:24,083
‫‏ازم چی می‌خوای مالکوم؟

14
00:00:24,152 --> 00:00:26,668
‫باید بری بین مدارک بگردی
‫و یه چیزی رو برام قرض بگیری

15
00:00:26,739 --> 00:00:27,634
‫‏کارمون باهم تمومه؟

16
00:00:27,704 --> 00:00:30,220
‫‏حالا حالاها باهم کار داریم

17
00:00:30,291 --> 00:00:32,186
‫با زندگی‌ای که بهت دادم حال میکنی؟

18
00:00:32,256 --> 00:00:35,151
‫‏می‌خوای برگردی اونجا؟

19
00:00:35,221 --> 00:00:37,428
‫‏می‌خوای کی رو بکشم؟

20
00:00:37,497 --> 00:00:40,428
‫‏لوسیفر مورنینگ استار

21
00:00:55,385 --> 00:00:59,015
‫‏فقط یه راه برای انتخابِ
‫‏توت فرنگی سالم وجود داره

22
00:01:00,582 --> 00:01:02,180
‫‏دارین با من حرف میزنین؟

23
00:01:02,248 --> 00:01:03,845
‫‏بله، البته

24
00:01:03,913 --> 00:01:05,111
‫‏چرا که نه؟

25
00:01:05,179 --> 00:01:07,710
‫‏بیشتر مردم فکر می‌کنن فقط
‫‏سالم بودن بیرون توت فرنگی کفایت می‌کنه

26
00:01:07,778 --> 00:01:10,474
‫فقط شکل و رنگش

27
00:01:10,542 --> 00:01:11,840
‫‏ولی اونا هم عین ما هستن

28
00:01:11,908 --> 00:01:15,737
‫شیطون‌های دو روشون، اسرار خوشمزه‌شون
‫رو توشون قایم می‌کنن

29
00:01:15,805 --> 00:01:18,636
‫هیچوقت طرف، اونی که انتظارش رو داری، نیستش

30
00:01:18,703 --> 00:01:24,865
‫‏ولی بدون مزه کردنش هیچ راهی برای
‫فهمیدن اینکه چه مزه‌ای داره وجود نداره

31
00:01:29,063 --> 00:01:30,261
‫‏

32
00:01:30,329 --> 00:01:32,693
‫‏

33
00:01:32,761 --> 00:01:33,664
‫‏خوشت اومد؟

34
00:01:33,731 --> 00:01:35,940
‫‏خدایا!

35
00:01:36,008 --> 00:01:37,481
‫‏جان من؟

36
00:01:37,549 --> 00:01:39,055
‫‏مجبور بودی بحث اون رو پیش بکشی؟

37
00:01:39,122 --> 00:01:41,064
‫‏آخه، تازه داشت بهمون خوش می‌گذشت

38
00:01:41,132 --> 00:01:42,805
‫‏لوسیفر

39
00:01:42,873 --> 00:01:45,082
‫‏داری چه غلطی می‌کنی؟

40
00:01:45,150 --> 00:01:46,789
‫‏ببخشید

41
00:01:48,398 --> 00:01:50,071
‫‏خب، چیا داریم؟

42
00:01:50,139 --> 00:01:52,348
‫‏خب، این یکی مورد جالبیه

43
00:01:52,416 --> 00:01:54,357
‫‏قربانی ما یه پیرمرد ۶۰ ساله‌ست

44
00:01:54,425 --> 00:01:56,366
‫‏تو روز روشن افتاده مُرده

45
00:01:56,434 --> 00:01:58,643
‫،‏جراحات مشخصی نداره
‫‏اثری از تقلا هم نیست

46
00:01:58,712 --> 00:02:01,054
‫‏اونوقت بخش جالبش چی شد؟

47
00:02:01,122 --> 00:02:02,058
‫‏این

48
00:02:03,902 --> 00:02:07,618
‫،‏با توجه به قرمزی چشم و گلوی بسته
‫ظاهراً این آقا مسموم شده

49
00:02:07,686 --> 00:02:09,561
‫نه، نه، نه، وحشتناکه

50
00:02:09,628 --> 00:02:11,435
‫‏معمولاً اجساد تحریکت نمی‌کنن

51
00:02:11,504 --> 00:02:13,981
‫میدونی این کیه؟ سرآشپز خاویره

52
00:02:14,049 --> 00:02:15,253
‫‏خاویر آریاس، درسته

53
00:02:15,321 --> 00:02:16,391
‫‏صاحب رستوران خاویر

54
00:02:16,459 --> 00:02:17,664
‫‏می‌شناختیش؟

55
00:02:17,732 --> 00:02:20,812
‫خب، فقط با اسم. این مرد توی آشپزخونه
‫هنر می‌کرد

56
00:02:20,880 --> 00:02:24,094
‫‏اون خوشمزه‌ترین غذای مکزیکی که
‫‏تاحالا خورده بودم رو درست میکرد

57
00:02:24,161 --> 00:02:25,099
‫ولی حالا...

58
00:02:26,272 --> 00:02:27,472
‫‏اشکالی نداره

59
00:02:27,540 --> 00:02:29,508
‫‏دیگه هیچوقت نمی‌تونم از تامال‌هاش بخورم

60
00:02:29,576 --> 00:02:31,610
‫،‏پس مسئله این مرد نیست
‫‏به فکر شکمت هستی

61
00:02:31,678 --> 00:02:34,147
‫‏مسئله یه جنایت علیه غذای خوبه، کاراگاه

62
00:02:34,215 --> 00:02:36,116
‫‏حتماً باید یه نفر به خاطر این کارش
‫‏مجازات بشه

63
00:02:36,183 --> 00:02:40,388
‫به گفته‌ی بقالی‌ها، هر روز صبح بعد از
‫صبحونه خوردن توی رستورانش میومده اینجا

64
00:02:40,455 --> 00:02:43,659
‫‏پزشکی قانونی میگه که مسموم شدگی
‫‏حدوداً ۹۰ دقیقه قبل از مُردنش اتفاق افتاده

65
00:02:43,726 --> 00:02:45,127
‫‏که نشون میده توی رستورانش مسموم شده

66
00:02:45,195 --> 00:02:47,537
‫محاله کارمندای خودش
‫مسمومش کرده باشن

67
00:02:47,702 --> 00:02:48,982
‫‏این مرد مثل یه سرمشق بود

68
00:02:48,999 --> 00:02:50,935
‫که طبق شواهد، حسابی هم عصبی بود

69
00:02:51,002 --> 00:02:52,202
‫‏همه‌ی کارمندای رستوران مظنون هستن

70
00:02:52,270 --> 00:02:54,139
‫‏باید از همه‌ی کارمنداش بازجویی کنیم

71
00:02:54,206 --> 00:02:55,540
‫‏و یه پاکسازی کامل سموم انجام بدیم

72
00:02:55,608 --> 00:02:59,178
‫‏و دستور پخت غذاهاش رو پیدا کنیم

73
00:03:04,018 --> 00:03:05,761
‫‏بوش رو حس می‌کنی؟

74
00:03:05,829 --> 00:03:09,316
‫بوی آخرین غذای بی نظیر و
‫به تاریخ پیوسته‌ی سرآشپز خاویره

75
00:03:09,384 --> 00:03:12,803
‫موندم پلیس از آخرین وعده غذاییش
‫چیزی پیدا کردن یا نه

76
00:03:12,872 --> 00:03:14,380
‫‏خب، احتمالش زیاده که سمی باشه

77
00:03:14,448 --> 00:03:16,057
‫‏خب، ارزش خطر کردنش رو داره

78
00:03:16,125 --> 00:03:18,639
‫سلام. همه‌ی افرادی که اینجا
‫کار می‌کنن همینا هستن؟

79
00:03:18,707 --> 00:03:20,383
‫‏آره، همه‌شون جمعن

80
00:03:20,451 --> 00:03:22,451
‫‏فکر می‌کنین یکی از ما بابا رو کشته؟

81
00:03:22,518 --> 00:03:23,718
‫‏بابا؟

82
00:03:23,786 --> 00:03:25,985
‫‏چی؟ دخترش یا از نزدیکانشی؟

83
00:03:26,053 --> 00:03:28,719
‫‏نه، همه بابا صداش می‌کنیم

84
00:03:28,787 --> 00:03:30,620
‫‏ما اینجا مثل یه خونواده بودیم

85
00:03:30,687 --> 00:03:33,720
‫صبرکن ببینم، پس اینجا همه
‫اون رو به چشم یه پدر میدیدن؟

86
00:03:34,854 --> 00:03:38,021
‫اوه، الان خیلی جالبتر شد

87
00:03:38,089 --> 00:03:39,121
‫‏چرا؟

88
00:03:39,189 --> 00:03:42,556
‫‏خب، کاراگاه عزیزم، پدرکُشی کردن

89
00:03:42,624 --> 00:03:44,556
‫این داستانی به قدمت تاریخ داره

90
00:03:44,624 --> 00:03:47,390
‫همون جریان ادیپوس، برادرای منندز، والدمورت

91
00:03:47,458 --> 00:03:49,091
‫خیلی خب

92
00:03:49,159 --> 00:03:50,191
‫جانم

93
00:03:50,259 --> 00:03:53,325
‫،میدونم بعد از اتفاقی که برای پدر فرانک افتاد
‫تو عصبانی هستی از... آم...

94
00:03:53,393 --> 00:03:54,459
‫‏راحت بگو

95
00:03:54,527 --> 00:03:56,137
‫‏- خدا
‫‏- بابام

96
00:03:56,203 --> 00:03:57,780
‫‏البته

97
00:03:57,847 --> 00:04:00,147
‫‏نمی‌خوام توی این پرونده مشارکت کنی

98
00:04:00,214 --> 00:04:02,054
‫‏دلایل زیادی برای ارتکاب به قتل وجود داره

99
00:04:02,120 --> 00:04:05,736
‫نذار مشکلاتت با بابات قضاوتت رو
‫تحت شعاع قرار بده

100
00:04:05,802 --> 00:04:10,087
‫نه، نه، کاملاً درک می‌کنم که چه حسی داره
‫که آدم بخواد از چنگال یه پدر متفاوت فرار کنه

101
00:04:10,109 --> 00:04:11,324
‫‏همین و بس

102
00:04:11,391 --> 00:04:14,283
‫‏لوسیفر، همه‌ی مسائل که مربوط به
‫‏پدر تو نمیشن

103
00:04:14,350 --> 00:04:15,565
‫‏آهای کاراگاه

104
00:04:15,632 --> 00:04:16,616
‫‏بله

105
00:04:16,685 --> 00:04:17,974
‫‏خواهرتون برای دیدنتون اومده

106
00:04:18,044 --> 00:04:19,164
‫‏نه، نه

107
00:04:19,233 --> 00:04:20,047
‫من خواهری ندارم

108
00:04:20,115 --> 00:04:21,032
‫‏پس محاله که...

109
00:04:21,101 --> 00:04:22,492
‫وای نه

110
00:04:22,562 --> 00:04:25,380
‫‏سلام عزیزم، حدس بزن کی برگشته

111
00:04:25,449 --> 00:04:27,656
‫‏چه سوپرایز خوشایندی

112
00:04:27,725 --> 00:04:31,290
‫‏کاراگاه، هیچوقت بهم نگفته بودی که
‫‏همچین خواهر ماهی داری

113
00:04:31,359 --> 00:04:32,717
‫‏چون نخواستم دیگه

114
00:04:32,786 --> 00:04:35,333
‫اونوقت این شیطون خوشتیپ کیه؟

115
00:04:35,401 --> 00:04:36,636
‫‏محاله

116
00:04:36,704 --> 00:04:38,639
‫‏مامان، این لوسیفره
‫لوسیفر، این مامانه

117
00:04:38,707 --> 00:04:40,777
‫‏ببخشید، زبونم بند اومده، من...

118
00:04:41,512 --> 00:04:43,014
‫پنه لوپه دکر؟

119
00:04:43,082 --> 00:04:44,082
‫‏خب دیگه

120
00:04:44,150 --> 00:04:46,219
‫عجب سعادتی!
‫ملکه‌ی خون آشام؟

121
00:04:46,287 --> 00:04:47,148
‫آره

122
00:04:47,215 --> 00:04:49,885
‫‏عجب، واقعاً خون آشام هستین؟

123
00:04:49,886 --> 00:04:52,418
‫چون قطعاً سن‌تون اونقدری نیست که
‫یه دختر هم‌سن خودتون داشته باشین

124
00:04:52,485 --> 00:04:54,538
‫‏راستی چند سالته، کاراگاه؟

125
00:04:54,606 --> 00:04:57,355
‫عزیزم، دوست جدید خیلی خوشمزه‌ست

126
00:04:57,423 --> 00:04:58,365
‫وای نگو

127
00:04:58,433 --> 00:05:00,015
‫‏مامان، اینجا چیکار داری؟

128
00:05:00,083 --> 00:05:03,180
‫خب، میدونی که جلسات آموزشی
‫چقدر از آدم نیرو می‌گیره

129
00:05:03,249 --> 00:05:04,931
‫‏می‌خواستم زود برسم خونه

130
00:05:05,000 --> 00:05:07,793
‫مامان، منظورم اینجاست، سر کارِ بنده

131
00:05:07,862 --> 00:05:11,060
‫آها، خب تو جواب تلفن‌هام رو نمیدادی

132
00:05:11,128 --> 00:05:13,787
‫‏واسه همین به یه نفر توی اداره پلیس
‫‏زنگ زدم

133
00:05:13,855 --> 00:05:15,640
‫‏می‌تونم خیلی مُجاب کننده باشم

134
00:05:15,707 --> 00:05:17,626
‫ای دختر بدجنس باهوش

135
00:05:17,694 --> 00:05:20,623
‫گذشته از اینا، اخبار مُدام از اینجا میگه

136
00:05:20,692 --> 00:05:21,903
‫‏خاویر بیچاره

137
00:05:21,971 --> 00:05:23,822
‫‏سرآشپز بی نظیری بود

138
00:05:23,890 --> 00:05:25,842
‫یه زن خوش سلیقه هم که هستین

139
00:05:25,910 --> 00:05:27,480
‫‏آخه...

140
00:05:27,547 --> 00:05:29,184
‫‏تو چی شدی؟

141
00:05:29,252 --> 00:05:32,994
‫‏پس به نظرت یکی از این آدما
‫‏ممکنه اونو کشته باشه؟

142
00:05:33,062 --> 00:05:34,784
‫‏مامان، میشه بعداً درموردش حرف بزنیم؟

143
00:05:34,799 --> 00:05:36,001
‫‏خب، چرا که نه

144
00:05:36,069 --> 00:05:38,508
‫‏نظرت چیه امشب یه شام خانوادگی داشته باشیم؟

145
00:05:38,575 --> 00:05:39,911
‫‏شام خانوادگی؟

146
00:05:39,979 --> 00:05:41,348
‫‏آره، سال‌ها از باهم غذا خوردنمون گذشته

147
00:05:41,416 --> 00:05:43,520
‫‏سال؟ ما که هیچوقت...

148
00:05:43,587 --> 00:05:46,393
‫‏و لوسیفر، تو هم باید بیای

149
00:05:46,462 --> 00:05:48,031
‫‏- نه، اصلاً لازم نیست
‫- خوشحال میشم بیام

150
00:05:48,099 --> 00:05:49,060
‫‏عالی شد!

151
00:05:49,127 --> 00:05:53,439
‫خب، پس امشب منتظر هردوتون هستم

152
00:05:53,507 --> 00:05:54,965
‫‏دوستت دارم، عزیزم دلم

153
00:05:55,033 --> 00:05:56,591
‫‏

154
00:05:56,657 --> 00:05:58,780
‫‏مامان دکر

155
00:06:00,638 --> 00:06:02,694
‫‏خیلی خب

156
00:06:03,823 --> 00:06:05,215
‫‏هوی

157
00:06:05,283 --> 00:06:06,420
‫‏صحنه‌ی جرم؟

158
00:06:06,484 --> 00:06:07,621
‫‏بله. ببخشید

159
00:06:07,685 --> 00:06:09,517
‫خب، از کجا شروع کنیم؟

160
00:06:09,581 --> 00:06:12,267
‫،‏خب، می‌دونیم که سمی بوده
‫،‏می‌دونیم که اینجا بوده

161
00:06:12,331 --> 00:06:14,858
‫پس باید از هر کسی که ممکنه توی
‫آخرین وعده غذای خاویر

162
00:06:14,923 --> 00:06:16,059
‫دخالت داشته باشه، بازجویی کنیم

163
00:06:16,124 --> 00:06:17,955
‫‏سرآشپزها، گارسون‌ها، خدمتکارا

164
00:06:18,020 --> 00:06:19,725
‫حتی ظرف شور هم ممکنه مرتکب این کار شده باشه

165
00:06:19,789 --> 00:06:24,118
‫‏پس کُلی آدم، با یه عالمه دلیل برای قتل بابا داریم

166
00:06:24,141 --> 00:06:29,824
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

167
00:06:29,837 --> 00:06:35,520
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

168
00:06:36,689 --> 00:06:38,239
‫‏دوستش داشتم

169
00:06:38,306 --> 00:06:40,253
‫بابا برام حکم پدر رو داشت

170
00:06:40,320 --> 00:06:41,706
‫‏آدم خوب و مهربونی بود

171
00:06:41,773 --> 00:06:43,422
‫‏جز اینکه مرتکب یه اشتباه شدی

172
00:06:43,489 --> 00:06:44,743
‫‏درسته

173
00:06:44,809 --> 00:06:47,383
‫‏بعدش ناراحت شد و وسایل رو به اطراف پرت کرد

174
00:06:47,450 --> 00:06:50,584
‫زیاد وسایل رو اینور و اونور پرت میکنه

175
00:06:50,652 --> 00:06:52,764
‫‏- امروز صبح کجا بودی؟
‫‏- همینجا

176
00:06:52,830 --> 00:06:54,446
‫‏من همیشه اینجام

177
00:06:54,514 --> 00:06:55,927
‫بابا تا خرخره ازم کار می‌کشید

178
00:06:55,996 --> 00:06:57,443
‫‏ظالم بود، نه؟

179
00:06:57,511 --> 00:07:00,001
‫،مهم نبود براش چیکار کنی
‫هیچوقت کافی نبود؟

180
00:07:00,070 --> 00:07:01,550
‫‏همینطوره

181
00:07:01,619 --> 00:07:03,032
‫‏منم براش کارای زیادی کردم

182
00:07:06,165 --> 00:07:09,329
‫‏درسته، تا خرخره

183
00:07:09,398 --> 00:07:11,113
‫‏با بابا بحث و جدلی داشتی؟

184
00:07:11,182 --> 00:07:12,949
‫‏- البته
‫‏- همیشه

185
00:07:13,016 --> 00:07:15,484
‫‏تاحالا هر کاری که کردم
‫براش راضی کننده نبود

186
00:07:15,551 --> 00:07:17,185
‫‏و هیچوقت هم درست نمیشد، نه؟

187
00:07:17,253 --> 00:07:21,654
‫برای همینم بود که برات چاره‌ای جز
‫اینکه خودت دست به کار بشی، نذاشت

188
00:07:21,722 --> 00:07:23,323
‫‏اون برام حکم پدر رو داشت

189
00:07:23,390 --> 00:07:25,157
‫‏اون برام حکم پدر رو داشت

190
00:07:25,225 --> 00:07:26,858
‫‏اون برام حکم پدر رو داشت

191
00:07:29,527 --> 00:07:30,927
‫‏با بقیه چطور رفتار می‌کرد؟

192
00:07:30,995 --> 00:07:34,296
‫‏سخت‌گیرانه ولی نهایتاً عادل بود

193
00:07:34,364 --> 00:07:36,264
‫‏کارمنداش براش عزیز بودن

194
00:07:36,332 --> 00:07:37,409
‫اون...

195
00:07:37,477 --> 00:07:38,454
‫اون برات حکم پدر رو داشت

196
00:07:38,523 --> 00:07:40,240
‫‏بله، قبلاً این جمله رو شنیدیم

197
00:07:40,308 --> 00:07:42,160
‫‏اون پدر واقعیم بود

198
00:07:43,510 --> 00:07:45,227
‫‏این پسر خاویر، جونیوره

199
00:07:45,295 --> 00:07:46,912
‫‏دیگه اینجا کار نمی‌کنم

200
00:07:46,981 --> 00:07:49,204
‫‏یه مدت از اینجا دور بودم

201
00:07:49,272 --> 00:07:51,933
‫‏به محض اینکه باهام تماس گرفتن اومدم

202
00:07:53,821 --> 00:07:55,741
‫‏هنوز باورم نمیشه که اون مرده باشه، پسر

203
00:07:55,810 --> 00:07:57,790
‫پسر خودسری بودی، نه؟

204
00:07:57,856 --> 00:07:59,803
‫آره، میشه اینطوری گفت

205
00:07:59,870 --> 00:08:02,213
‫‏تو و پدرت رابطه‌ی پُر تنشی داشتین؟

206
00:08:02,279 --> 00:08:05,481
‫‏مسئله پیچیده‌ست

207
00:08:05,548 --> 00:08:09,970
‫احساس می‌کنم تنها چیزی که
‫خوشحالش می‌کرد، اینجا بود

208
00:08:10,037 --> 00:08:13,337
‫‏خب، بزار حدس بزنم، اون می‌خواست
‫‏پا جای پای اون بزاری؟

209
00:08:13,404 --> 00:08:14,789
‫آره، من برای سرآشپزی آموزش دیدم، آره

210
00:08:14,857 --> 00:08:17,794
‫‏و بابات سلطه جو بود و توی آشپزخونه
‫‏جوری رفتار می‌کرد که انگار خداست؟

211
00:08:17,861 --> 00:08:19,048
‫‏لوسیفر

212
00:08:19,115 --> 00:08:20,896
‫‏چه جورم

213
00:08:20,964 --> 00:08:22,514
‫‏تازه داستان منو نشنیدی

214
00:08:22,581 --> 00:08:24,692
‫هیچوقت به پاش نمی‌رسیدم، واسه همین...

215
00:08:24,760 --> 00:08:26,608
‫هر چیزی که براش اهمیت داشت رو رد کردی

216
00:08:26,674 --> 00:08:27,678
‫‏آره

217
00:08:27,746 --> 00:08:30,827
‫‏از آشپزی دست کشیدم، به جاده زدم...

218
00:08:30,895 --> 00:08:33,062
‫‏برای همینم هست که کنجکاوم چرا برگشتی

219
00:08:33,063 --> 00:08:36,621
‫‏می‌خواستی کاری بکنی که برگشتی؟

220
00:08:36,689 --> 00:08:39,334
‫‏نمی‌دونم...

221
00:08:39,402 --> 00:08:40,640
‫‏بیخیال دیگه

222
00:08:40,708 --> 00:08:43,621
‫پسر ولخرج برمی‌گرده پیش پدر غیرقابل تحملش

223
00:08:43,690 --> 00:08:46,502
‫می‌تونستی چه میل و خواسته‌ای داشته باشی؟

224
00:08:48,378 --> 00:08:50,588
‫‏می‌خواستم...

225
00:08:50,656 --> 00:08:51,790
‫‏خب؟

226
00:08:53,227 --> 00:08:56,064
‫‏یه وعده غذای دیگه با بابام بخورم

227
00:09:01,575 --> 00:09:03,510
‫‏پس همین دیشب به شهر اومدی؟

228
00:09:03,578 --> 00:09:05,881
‫‏آره، اینجا موقع صبحونه پدرم رو دیدم

229
00:09:05,949 --> 00:09:08,586
‫متوجهِ چیز عجیبی از اون یا غذاش نشدی؟

230
00:09:08,654 --> 00:09:10,222
‫‏هیچی؟

231
00:09:10,290 --> 00:09:12,025
‫غذای همیشگی‌مون رو خورد

232
00:09:12,092 --> 00:09:14,529
‫‏واسه یه بارم که شده راستی راستی
‫‏باهم جور شدیم

233
00:09:14,597 --> 00:09:16,433
‫،‏بعد از اینکه غذامون رو خوردیم

234
00:09:16,501 --> 00:09:18,503
‫بابا رفت مغازه که خرید کنه

235
00:09:18,571 --> 00:09:20,212
‫‏قرار بود شب دیروقت همدیگه رو ببینیم

236
00:09:20,273 --> 00:09:22,235
‫‏گفت یه مسئله‌ای هست که می‌خواد
‫‏بهم بگه، اما...

237
00:09:22,277 --> 00:09:23,779
‫،‏پس حالا که بابات مُرده

238
00:09:23,846 --> 00:09:25,648
‫‏به گمونم رستوران به تو میرسه

239
00:09:25,716 --> 00:09:28,320
‫‏نه، من... من لیاقت اینجا رو ندارم

240
00:09:29,389 --> 00:09:30,958
‫‏بابا اینو می‌دونست

241
00:09:32,595 --> 00:09:33,562
‫‏خب، توی شهر بمون

242
00:09:33,630 --> 00:09:35,031
‫‏شاید سوالات بیشتری ازت داشته باشیم

243
00:09:37,870 --> 00:09:38,879
‫‏خب

244
00:09:38,948 --> 00:09:41,068
‫این تصادفی نیست؟

245
00:09:41,136 --> 00:09:45,513
‫،پسر بابا برمی‌گرده به خونه
‫و خیلی راحت پدرش روز بعد می‌میره؟

246
00:09:45,580 --> 00:09:47,936
‫حرومزاده‌ی خوش شانس

247
00:09:48,005 --> 00:09:50,028
‫‏شاید

248
00:09:50,096 --> 00:09:52,318
‫‏یا شاید مسئله یه چیزی بیشتر از عصبانیت باشه

249
00:09:52,386 --> 00:09:53,812
‫همه‌شون که از دستش عصبانی هستن

250
00:09:53,880 --> 00:09:57,132
‫،‏ولی اگه جونیور رستوران رو به ارث نمیبره
‫پس به کی میرسه؟

251
00:10:00,850 --> 00:10:02,774
‫‏خوشحالم که تصمیم گرفتی بیای اینجا

252
00:10:02,842 --> 00:10:06,956
‫ولی مطمئن نیستم این کار به صلاح
‫و مناسب این شرایط باشه

253
00:10:07,024 --> 00:10:08,292
‫‏چرا؟

254
00:10:08,360 --> 00:10:11,431
‫‏خب، لوسیفر رئیس تو و بیمار منه

255
00:10:11,499 --> 00:10:13,802
‫می‌تونم سفارشت رو به یه نفر دیگه بکنم

256
00:10:13,870 --> 00:10:16,007
‫‏نه، از تو خوشم میاد

257
00:10:16,074 --> 00:10:18,177
‫،‏ببین، تو به لوسیفر کمک کردی
‫‏و باید به منم کمک کنی

258
00:10:20,216 --> 00:10:21,818
‫‏مشکلت چیه؟

259
00:10:24,825 --> 00:10:27,029
‫،‏به جایی چسبیدم که بهش تعلق ندارم

260
00:10:27,096 --> 00:10:29,333
‫‏و به این زودیا هم جایی نمیرم

261
00:10:29,401 --> 00:10:32,773
‫‏و باید بفهمم که چطور بیشتر چیز باشم...

262
00:10:34,844 --> 00:10:36,251
‫‏نرمال

263
00:10:36,318 --> 00:10:38,228
‫‏خب...

264
00:10:38,296 --> 00:10:40,037
‫‏خب چی؟

265
00:10:40,106 --> 00:10:42,551
‫‏بهم بگو چیکار کنم

266
00:10:42,618 --> 00:10:44,997
‫‏خب، پروسه‌ی کار اینجور نیست

267
00:10:46,674 --> 00:10:48,751
‫‏منم باید باهات بخوابم؟

268
00:10:48,818 --> 00:10:50,091
‫‏چی؟

269
00:10:50,159 --> 00:10:52,001
‫‏مسئله همینه؟

270
00:10:52,069 --> 00:10:53,139
‫‏وای، نه

271
00:10:53,206 --> 00:10:54,209
‫‏نه، لازم نیست

272
00:10:54,277 --> 00:10:55,146
‫لازم نیست

273
00:10:55,213 --> 00:10:57,219
‫‏جدی میگم، لازم نیست

274
00:10:57,288 --> 00:11:00,933
‫‏کاری که ازم ساخته‌ست...

275
00:11:01,001 --> 00:11:04,144
‫توصیه‌ی کردنه

276
00:11:04,213 --> 00:11:06,854
‫‏خب، اگه بخوایم احساس ارتباط بیشتری
‫،‏با محیطمون داشته باشیم

277
00:11:06,923 --> 00:11:11,672
‫گاهاً اگه محیط و اطرافیانمون
‫رو به آغوش بپذیریم، موثره

278
00:11:11,739 --> 00:11:13,712
‫هنوزم به نظرم این یعنی سکس

279
00:11:13,780 --> 00:11:20,905
‫،خب، منظورم این بود که
‫درگیرِ روابط دلسوزانه و معنی دار بشی

280
00:11:20,973 --> 00:11:23,152
‫‏دوست پیدا کنی

281
00:11:23,221 --> 00:11:24,294
‫‏بیخیالش

282
00:11:24,362 --> 00:11:25,434
‫‏اومدنم به اینجا اشتباه بود

283
00:11:25,503 --> 00:11:26,475
‫میزکین

284
00:11:26,542 --> 00:11:27,650
‫‏وایسا، اگه بتونی...

285
00:11:29,798 --> 00:11:31,710
‫‏الان چی شد؟

286
00:11:34,227 --> 00:11:37,213
‫‏چیزی ذهنت رو درگیر کرده، همکار؟

287
00:11:38,958 --> 00:11:40,085
‫‏اون اسلحه واسه چه کاری بود، مالکوم؟

288
00:11:40,133 --> 00:11:44,696
‫منظورت همون اسلحه‌ایه که برام دزدیدیش؟
‫همون اسلحه؟

289
00:11:44,764 --> 00:11:46,038
‫‏مونده بودم که می‌پُرسی

290
00:11:46,106 --> 00:11:47,078
‫‏میدونی چیه؟

291
00:11:47,147 --> 00:11:48,823
‫‏دیگه از بازی کردن بازیای مسخره‌ات خسته شدم

292
00:11:48,891 --> 00:11:52,548
‫اگه می‌خوای به همه بگی که
‫من بهت شلیک کردم، بفرما بگو

293
00:11:52,615 --> 00:11:54,964
‫‏اما من نقشه‌ای که تو سرته رو
‫‏نقشه بر آب می‌کنم

294
00:11:55,032 --> 00:11:56,575
‫‏

295
00:11:56,642 --> 00:11:57,715
‫‏آروم بگیر، دن

296
00:11:57,784 --> 00:12:00,836
‫‏خدایا، سریع جوش میاریا

297
00:12:00,904 --> 00:12:03,823
‫از نظر من، دارم بهت لطف می‌کنم

298
00:12:03,891 --> 00:12:05,565
‫‏لطف؟

299
00:12:05,714 --> 00:12:07,656
‫،‏اگه یه مرد دیگه با زنم کُلی وقت بگذرونه

300
00:12:07,721 --> 00:12:09,457
‫صدالبته خوشم نمیاد

301
00:12:09,523 --> 00:12:12,208
‫‏مخصوصاً اگه بدونم این یارو خیلی خطرناکه

302
00:12:13,977 --> 00:12:15,711
‫‏می‌خوای لوسیفرو بکشی؟

303
00:12:15,778 --> 00:12:17,380
‫‏چرا؟

304
00:12:17,448 --> 00:12:20,554
‫اگه بهت بگم، قول میدم

305
00:12:20,622 --> 00:12:22,158
‫‏حرفم رو باور نمی‌کنی

306
00:12:23,495 --> 00:12:28,305
‫،ولی قبل از اینکه بری جرئت به خرج بدی
‫اینو یادت باشه...

307
00:12:29,532 --> 00:12:31,112
‫‏اگه به این فکر می‌کنی که دوباره
‫‏بهم شلیک کنی

308
00:12:31,180 --> 00:12:33,116
‫‏و منو بکشی؟

309
00:12:35,089 --> 00:12:37,201
‫‏خطا نزن

310
00:12:40,355 --> 00:12:42,871
‫‏پس تو اَن مارتین، کمک آشپز هستی

311
00:12:42,938 --> 00:12:44,024
‫‏دومین آشپز خوب خاویر؟

312
00:12:44,080 --> 00:12:45,387
‫‏به گمونم قبلاً بودم

313
00:12:45,455 --> 00:12:48,071
‫آخه، باورم نمیشه

314
00:12:48,139 --> 00:12:51,191
‫بابا رو امروز صبح دیدم.
‫حالش خوب بود

315
00:12:51,258 --> 00:12:52,988
‫‏تو آخرین وعده‌ی غذاش رو پختی، درسته؟

316
00:12:53,037 --> 00:12:54,344
‫‏خب؟

317
00:12:54,412 --> 00:12:56,584
‫‏می‌دونین چند نفر دیگه دستشون به
‫‏بشقابش خورده؟

318
00:12:56,626 --> 00:12:58,169
‫‏خب، این آشپزخونه‌ی توئه، ان

319
00:12:58,237 --> 00:12:59,806
‫وقتی بابا اینجا نباشه، تو اینجا رو می‌گردونی

320
00:12:59,847 --> 00:13:03,050
‫‏و تا جایی که فهمیدم، کسی نیستی که
‫بشه باهاش درافتاد، پس...

321
00:13:03,180 --> 00:13:05,181
‫‏پس واقعاً فکر می‌کنی کسی
‫بی اطلاع تو کاری می‌کنه؟

322
00:13:05,248 --> 00:13:06,790
‫‏نمی‌تونم همه‌ی کاراشون رو کنترل کنم

323
00:13:06,859 --> 00:13:08,602
‫‏از کجا معلوم چه روانی‌هایی داشته باشیم؟

324
00:13:08,671 --> 00:13:11,607
‫‏خب، بین اون روانی‌ها کسی هست که
‫مثل تو رستوران بهش ارث رسیده باشه؟

325
00:13:12,461 --> 00:13:13,802
‫با وکیلش صحبت کردم

326
00:13:13,870 --> 00:13:16,855
‫‏همه می‌دونن که خاویر اینجا رو به می‌سپرد

327
00:13:16,923 --> 00:13:18,398
‫اون استادم بود

328
00:13:18,467 --> 00:13:21,920
‫،خب، بین کل دلایل قتل بابات
‫طمع واقعاً زشت‌ترینه

329
00:13:21,989 --> 00:13:24,404
‫‏خیال می‌کنین بابا رو کشتم تا
‫‏سریعتر ازش ارث ببرم؟

330
00:13:24,471 --> 00:13:26,751
‫‏هیچوقت حاضر نبودم کاری کنم که
‫‏بهش صدمه‌ای برسه

331
00:13:26,820 --> 00:13:29,033
‫‏اون همه چی بهم یاد داد.
‫‏اون برام یه دنیا ازش داشت

332
00:13:29,101 --> 00:13:32,128
‫‏خب

333
00:13:32,196 --> 00:13:36,421
‫،‏پس اگه نمی‌خواستی بابای پیرت صدمه ببینه
‫‏پس چی می‌خواستی؟

334
00:13:36,488 --> 00:13:38,750
‫‏ازش پیشی بگیرم

335
00:13:38,817 --> 00:13:41,711
‫آها! پس شاگرد استاد میشه

336
00:13:41,779 --> 00:13:43,142
‫‏چی؟ نه! اینطور نه

337
00:13:43,209 --> 00:13:44,473
‫‏نتایج اولیه‌ی سم اومد

338
00:13:44,541 --> 00:13:47,135
‫سمی که برای قتل خاویر
‫استفاده شده، جیوه بود

339
00:13:47,202 --> 00:13:48,233
‫‏

340
00:13:48,301 --> 00:13:50,795
‫پس جیوه‌ی داخل چند تا
‫دما سنج رو جمع کردی، نه؟

341
00:13:50,863 --> 00:13:52,892
‫،‏از اون جور حقه‌هایی نیست که من استفاده کنم
‫‏ولی ظاهراً تأثیرگذاره

342
00:13:52,960 --> 00:13:55,022
‫‏یه چیز دیگه توی سیستمش هست

343
00:13:55,089 --> 00:13:56,405
‫‏میشه داخل بازوت رو ببینم؟

344
00:13:56,420 --> 00:13:57,456
‫چرا؟

345
00:13:57,525 --> 00:13:58,495
‫‏واسه علائم تزریق

346
00:13:58,562 --> 00:14:00,136
‫‏پس هروئین هم بود؟

347
00:14:00,203 --> 00:14:01,876
‫‏قاتل بخشنده‌ای هستی، نه؟

348
00:14:01,944 --> 00:14:03,885
‫‏می‌خواستی قبل مرگش نئشه‌اش کنی؟

349
00:14:03,952 --> 00:14:05,358
‫‏احمقانه‌ست. نه. اگه تو...

350
00:14:05,426 --> 00:14:07,768
‫‏اگه هروئین باشه، باید صحبت کنی با...

351
00:14:07,837 --> 00:14:09,509
‫‏ببخشید

352
00:14:09,577 --> 00:14:10,748
‫‏نگران نباش

353
00:14:10,817 --> 00:14:12,657
‫عادت دارم یه تأثیر نسبی روی زن‌ها داشته باشم

354
00:14:12,725 --> 00:14:13,829
‫‏یالا

355
00:14:13,896 --> 00:14:15,620
‫‏همه چی رو بگو

356
00:14:15,685 --> 00:14:16,961
‫‏

357
00:14:17,025 --> 00:14:19,580
‫‏خیلی خب

358
00:14:19,644 --> 00:14:20,952
‫‏یه نفر آمبولانس خبر کنه!

359
00:14:21,017 --> 00:14:23,015
‫‏خب، تاحالا این تأثیر رو روی زن‌ها نداشتم

360
00:14:33,415 --> 00:14:35,139
‫‏هنوزم به نظرت اون یه مظنونه؟

361
00:14:35,207 --> 00:14:36,678
‫‏اگه بخوای، می‌تونیم بازداشتش کنیم

362
00:14:36,733 --> 00:14:39,053
‫‏البته وقتی که خالی کردن شکمش تموم بشه

363
00:14:39,121 --> 00:14:40,713
‫‏چیزی که می‌خوام بدونم اینه که...

364
00:14:40,779 --> 00:14:42,768
‫اون هم چیزی رو که خاویر
‫به اشتباه خورده، خورده؟

365
00:14:42,770 --> 00:14:45,854
‫یا اون هم مسموم شده؟

366
00:14:45,921 --> 00:14:47,148
‫‏چرا زنده موند؟

367
00:14:47,215 --> 00:14:49,769
‫خب، شاید دماسنج‌های قاتل تموم شده

368
00:14:49,835 --> 00:14:52,721
‫آخه کی با دومین آشپز خوب خاویر
‫مشکل دارشته؟

369
00:14:52,788 --> 00:14:54,015
‫‏نمی‌دونم

370
00:14:54,082 --> 00:14:55,607
‫شاید کسی که از حرفه‌ی خانوادگیش
‫بیرون انداخته شده

371
00:14:55,674 --> 00:14:56,967
‫‏منظورت جونیوره

372
00:14:57,035 --> 00:14:59,123
‫‏خب، از نظر من که جوون آشفته‌ایه

373
00:14:59,191 --> 00:15:00,282
‫‏آره

374
00:15:00,351 --> 00:15:02,262
‫‏به خصوص که پدرش تازه مُرده

375
00:15:03,696 --> 00:15:05,946
‫ببین کی تصمیم گرفته که بیاد
‫تا از خرزانگیش فیض ببریم

376
00:15:05,948 --> 00:15:07,031
‫‏دنیل...

377
00:15:07,096 --> 00:15:09,260
‫‏سلام. چیزی پیدا کردی؟

378
00:15:09,327 --> 00:15:10,671
‫نائومی آستن

379
00:15:10,738 --> 00:15:13,197
‫‏پارسال اینجا مهماندار بود
‫‏تا اینکه اخراج شد

380
00:15:13,264 --> 00:15:16,216
‫‏فقط طی سال قبل دو بار به خاطر
‫‏دراختیار داشتن هروئین بازداشت شده

381
00:15:16,282 --> 00:15:18,643
‫‏دختر بیچاره از اشتباهش درس نگرفته، نه؟

382
00:15:18,710 --> 00:15:19,661
‫‏نائومی آستن

383
00:15:19,727 --> 00:15:21,104
‫این اسم به نظرم آشنا میاد

384
00:15:21,171 --> 00:15:22,752
‫خیلی خب

385
00:15:22,819 --> 00:15:25,291
‫،‏یکی از آشپزها گفته که اون دو روز پیش پیداش شد

386
00:15:25,358 --> 00:15:27,138
‫‏و سر خاویر و اَن داد میزد، پس...

387
00:15:27,205 --> 00:15:29,149
‫ببینم توی اداره پست، آدرسی داره یا نه

388
00:15:29,216 --> 00:15:30,863
‫‏گذاشتمش توی پرونده

389
00:15:30,931 --> 00:15:32,472
‫‏نگاشون کن، عین کگنی و لیسی

390
00:15:32,480 --> 00:15:35,019
‫‏برات مهم نیست با اعصاب کی راه بری، نه؟

391
00:15:35,085 --> 00:15:36,139
‫‏اصلا و ابدا، نه

392
00:15:36,207 --> 00:15:37,788
‫‏خدای من

393
00:15:37,855 --> 00:15:38,831
‫‏وایسا!

394
00:15:38,899 --> 00:15:40,514
‫‏دن

395
00:15:43,075 --> 00:15:44,286
‫،‏خب، اگه امشب برنامه‌ای نداری

396
00:15:44,354 --> 00:15:47,452
‫‏مادرم شام خونوادگی ترتیب داده

397
00:15:47,519 --> 00:15:49,640
‫و یه سپر به دردت می‌خوره

398
00:15:49,708 --> 00:15:51,088
‫‏آره

399
00:15:51,156 --> 00:15:53,041
‫‏باشه. جزئیاتش رو برام اس کن

400
00:15:53,109 --> 00:15:54,219
‫‏باشه

401
00:15:54,288 --> 00:15:55,951
‫‏کاراگاه

402
00:15:56,019 --> 00:15:57,782
‫‏میشه سر راه یه جایی وایسی؟

403
00:15:57,849 --> 00:16:00,178
‫‏آخه، راستش این تی‌شرت امانتیه

404
00:16:10,430 --> 00:16:12,159
‫‏بازم کسی جواب نداد

405
00:16:15,056 --> 00:16:17,917
‫آب پرتقال، قاشق، فویل

406
00:16:17,984 --> 00:16:19,281
‫‏ظاهراً یه معتاده

407
00:16:24,175 --> 00:16:26,437
‫‏پیش خودت فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

408
00:16:26,505 --> 00:16:28,767
‫‏خب، یه چیز جالبتر پیدا می‌کنم

409
00:16:28,835 --> 00:16:29,932
‫‏ما حکم بازرسی نداریم

410
00:16:29,999 --> 00:16:31,496
‫‏واسه گرفتن حکم وقت نداریم، کاراگاه

411
00:16:31,564 --> 00:16:33,759
‫‏ببین، جونیور اینجا بوده

412
00:16:33,827 --> 00:16:34,894
‫‏جونیور اینجا می‌مونه؟

413
00:16:35,896 --> 00:16:37,431
‫حتماً اون و نائومی رابطه‌ی نزدیکی دارن

414
00:16:37,499 --> 00:16:40,236
‫‏آره خب، احتمالاً بعد از اینکه جونیور
‫‏باباش رو کشته، تریاک زدن و خمار شدن

415
00:16:40,304 --> 00:16:42,506
‫‏و بعدش نشستن و به اون نور درخشان چشم دوختن

416
00:16:42,574 --> 00:16:44,455
‫‏چرا هنوز درخت کریسمس‌شون اونجاست؟

417
00:16:44,510 --> 00:16:45,745
‫‏هنوز نمی‌دونیم چه اتفاقی افتاده

418
00:16:45,812 --> 00:16:47,647
‫خب شاید اینجا مدرکی باشه که
‫اینو مشخص کنه

419
00:16:47,715 --> 00:16:50,251
‫‏صحیح

420
00:16:51,521 --> 00:16:53,590
‫شلوارک شنا

421
00:16:53,657 --> 00:16:55,626
‫نمی‌دونم چه مدرک بهتری برای
‫اثبات دیوونگیش لازم داری

422
00:16:55,694 --> 00:16:57,696
‫‏نباید اینجا باشیم

423
00:16:57,764 --> 00:16:59,232
‫‏بیخیال

424
00:17:00,568 --> 00:17:03,004
‫‏پس سریعتر اینجا رو بگردیم

425
00:17:03,072 --> 00:17:04,707
‫‏اوه، خب خب

426
00:17:04,775 --> 00:17:06,523
‫دست به کار شو، کاراگاه

427
00:17:06,591 --> 00:17:08,137
‫‏خیلی خب

428
00:17:12,814 --> 00:17:14,192
‫‏من می‌تونم...

429
00:17:14,261 --> 00:17:15,370
‫‏می‌شنویش؟

430
00:17:15,438 --> 00:17:17,826
‫‏آره، از کی تاحالا این صداها اذیتت می‌کنن؟

431
00:17:17,894 --> 00:17:19,205
‫‏وای خدا!

432
00:17:19,274 --> 00:17:20,819
‫بازم بابای پیر عزیز حمله می‌کنه

433
00:17:20,888 --> 00:17:22,703
‫‏آخه...

434
00:17:22,772 --> 00:17:24,385
‫‏- خنده دار نیست
‫‏- یه جورایی خنده داره

435
00:17:24,454 --> 00:17:25,784
‫‏خب، گفتنش واسه تو راحته

436
00:17:25,833 --> 00:17:27,346
‫‏این تو نیستی که دست انداختنش، نه؟

437
00:17:27,414 --> 00:17:29,532
‫‏"وای خدا" اینطوری شد! "وای خدا" اونطوری شد!

438
00:17:29,600 --> 00:17:32,290
‫‏اسمش همه جا میاد و لحظات خوشم رو
‫‏خراب می‌کنه!

439
00:17:32,359 --> 00:17:34,477
‫‏واقعاً متنفرم که درکت کنم

440
00:17:34,545 --> 00:17:35,654
‫‏خب، چرا باید درک کنی؟

441
00:17:35,723 --> 00:17:37,624
‫‏مادرت که خیلی دلرباست

442
00:17:37,691 --> 00:17:39,461
‫‏معلومه که اینطور فکر می‌کنی

443
00:17:39,527 --> 00:17:40,247
‫‏

444
00:17:40,314 --> 00:17:42,150
‫یعنی بوی ترس و نگرانی به مشامم رسید؟

445
00:17:44,971 --> 00:17:46,513
‫اون مثل یه بچه‌ست

446
00:17:46,578 --> 00:17:48,250
‫‏- و این موضوع دیوونه‌ات می‌کنه
‫‏- آره

447
00:17:48,317 --> 00:17:50,972
‫تنها چیزی که می‌خواست این بود که
‫آرایشم کنه و ببره به نمایش‌هاش

448
00:17:51,039 --> 00:17:52,743
‫اینطوری هر کسی از عصبانیت دیوونه میشه

449
00:17:52,810 --> 00:17:54,186
‫‏اون فقط به فکر خودشه

450
00:17:54,253 --> 00:17:57,106
‫‏پس می‌تونستی راحت اونو بکشی!

451
00:17:57,172 --> 00:17:58,220
‫‏البته

452
00:17:58,287 --> 00:17:59,562
‫‏ولی نکشتم

453
00:17:59,630 --> 00:18:01,610
‫ولی هنوزم این نظرت راجع به
‫جونیور رو توجیه نمی‌کنه

454
00:18:03,324 --> 00:18:04,229
‫با عقل جور در میاد

455
00:18:04,298 --> 00:18:06,379
‫‏اصلاً چطور با این موضوع مقابله کردی؟

456
00:18:06,446 --> 00:18:08,359
‫‏جدا از عصبانیتت رو سر مجرم‌ها خالی کنی؟

457
00:18:08,428 --> 00:18:09,736
‫‏نمی‌دونم

458
00:18:09,804 --> 00:18:16,216
‫به گمونم همیشه می‌خواستم روی
‫چیز دیگه‌ای تمرکز کنم

459
00:18:16,285 --> 00:18:18,970
‫این عجیبه

460
00:18:27,265 --> 00:18:30,319
‫خب، الان اون نقاشی خیلی باارزشتر شد

461
00:18:32,905 --> 00:18:34,663
‫سلام نائومی

462
00:18:34,732 --> 00:18:35,848
‫‏تو کدوم خری هستی؟

463
00:18:35,917 --> 00:18:36,863
‫‏مفتش هروئین هستم

464
00:18:36,932 --> 00:18:39,908
‫متأسفانه قاشق‌هات استانداردهای روز رو ندارن، پس...

465
00:18:39,977 --> 00:18:41,262
‫‏وایسا

466
00:18:41,330 --> 00:18:42,850
‫‏ازت چند تا سوال داریم

467
00:18:45,100 --> 00:18:46,522
‫‏فکر می‌کنین من خاویر رو کشتم؟

468
00:18:46,589 --> 00:18:48,473
‫خب، من نه. ولی اون صد البته اینطور فکر می‌کنه

469
00:18:48,540 --> 00:18:51,271
‫،‏ولی قبلش هم فکر میکرد کمک سرآشپز قاتله
‫‏پس یه وقت ناراحت نشی

470
00:18:54,129 --> 00:18:56,476
‫سمی که خاویر رو کشته حاوی هروئین بود

471
00:18:56,544 --> 00:18:58,494
‫‏می‌دونیم که تو مصرف می‌کنی
‫‏و می‌دونیم که دو روز پیش...

472
00:18:58,562 --> 00:19:01,471
‫با خاویر و اَن مارتین یه بحث و جدل داشتی

473
00:19:01,538 --> 00:19:04,414
‫خیلی خب، قبول دارم.
‫،چند روز پیش رفتم که بابا رو ببینم

474
00:19:04,481 --> 00:19:07,920
‫چون جونیور بهم زنگ زد و گفت که
‫داره برمی‌گرده خونه

475
00:19:07,987 --> 00:19:10,500
‫‏فقط می‌خواستم با پدرش آشتی کنه

476
00:19:10,567 --> 00:19:11,641
‫‏آشتی؟ چرا؟

477
00:19:11,709 --> 00:19:13,420
‫‏چون پدرش نمی‌خواست ما باهم باشیم

478
00:19:13,421 --> 00:19:15,162
‫- پس تو با جونیور قرار میذاری
‫- قرار میذاشتیم

479
00:19:15,204 --> 00:19:17,354
‫‏یه سال پیش، قبل از اینکه از اینجا بره

480
00:19:17,421 --> 00:19:21,554
‫‏و من پیش خودم فکر کردم شاید
‫‏وقتی اون بگرده...

481
00:19:21,622 --> 00:19:23,167
‫‏ولی بابا اصلاً قبول نکرد

482
00:19:23,235 --> 00:19:25,082
‫‏خب، متوجه نمیشم چرا اونا این

483
00:19:25,151 --> 00:19:27,367
‫رابطه‌ی کورت و کورتنی گونه‌ی شما رو قبول ندارن
‫[ازدواج کوتاه مدت این دو و مبارزه با اعتیاد کورتنی]

484
00:19:27,436 --> 00:19:29,720
‫‏سعی کردم بهش بگم که جونیور
‫‏بعد از سفرهاش پاک شده

485
00:19:29,787 --> 00:19:31,568
‫‏ولی تأثیری نداشت

486
00:19:31,636 --> 00:19:33,853
‫‏خاویر گفت هیچوقت از ما حمایت نمی‌کنه

487
00:19:33,921 --> 00:19:35,130
‫‏منم ناراحت شدم

488
00:19:35,198 --> 00:19:36,648
‫‏وقت صبحونه چیکار کردی؟

489
00:19:36,677 --> 00:19:38,791
‫‏هیچی

490
00:19:38,858 --> 00:19:40,201
‫‏حتی موقع صبحونه اونجا نبودم

491
00:19:40,269 --> 00:19:42,416
‫‏جونیور می‌خواست باباش رو تنها ببینه

492
00:19:42,485 --> 00:19:43,860
‫‏منم رفتم پیش حامی‌ام

493
00:19:43,929 --> 00:19:45,875
‫‏اخیراً خیلی درگیر و داغونم

494
00:19:45,943 --> 00:19:47,385
‫‏خیلی خب

495
00:19:47,453 --> 00:19:50,205
‫،تا وقتی بتونیم تأییدش کنیم
‫باید یه سری به اداره پلیس بزنی

496
00:19:50,241 --> 00:19:53,764
‫لطفاً بگو، چرا جونیور می‌خواست
‫با باباش تنها باشه؟

497
00:19:53,833 --> 00:19:55,947
‫‏اون گفت که می‌خواد درستش کنه

498
00:19:56,015 --> 00:20:00,244
‫اینکه تنها کاری که باید بکنه، روبرو شدن
‫با پدرشه و حل و فصل این مسئله

499
00:20:00,313 --> 00:20:02,427
‫‏

500
00:20:02,494 --> 00:20:04,157
‫‏شما که فکر نمی‌کنین...

501
00:20:04,225 --> 00:20:05,553
‫‏جونیور اونو کشته؟

502
00:20:05,621 --> 00:20:08,380
‫‏جونیور بهمون گفت که می‌خواست یه
‫‏وعده غذای دیگه با پدرش داشته باشه

503
00:20:08,448 --> 00:20:09,845
‫‏ظاهراً همین کارو هم کرده

504
00:20:09,911 --> 00:20:11,474
‫البته یه وعده‌ی نهایی

505
00:20:13,138 --> 00:20:14,302
‫‏می‌دونی کجاست؟

506
00:20:14,368 --> 00:20:17,461
‫‏از صبح باهاش حرف نزدم

507
00:20:21,952 --> 00:20:23,348
‫‏برای جونیور به همه‌ی واحدهای پلیس خبر دادیم

508
00:20:23,416 --> 00:20:24,812
‫‏می‌خوایم تلفنش رو ردیابی کنیم

509
00:20:24,879 --> 00:20:26,940
‫‏خوشحالم که بالاخره هم عقیده شدیم

510
00:20:27,008 --> 00:20:30,200
‫،از وقتی این بچه رو دیدیم
‫این نظرو داشتی. چرا؟

511
00:20:30,268 --> 00:20:32,661
‫‏به گمونم موقعیتش شبیه مال منه

512
00:20:32,729 --> 00:20:35,522
‫‏سایه‌ی یه نفر کل عمرش روی سرش بوده

513
00:20:35,589 --> 00:20:38,782
‫درحقیقت من نتونستم از زیر سایه‌ی بالای سرم
‫فرار کنم، ولی اون تونست

514
00:20:38,849 --> 00:20:40,843
‫‏موندم چه حسی داره

515
00:20:41,909 --> 00:20:43,625
‫‏دکر

516
00:20:45,241 --> 00:20:46,957
‫‏نه، نه، کار خوبی کردی

517
00:20:47,026 --> 00:20:47,866
‫‏راه میوفتم

518
00:20:47,935 --> 00:20:49,044
‫‏جونیور رو پیدا کردن؟

519
00:20:49,112 --> 00:20:50,020
‫‏نه، باید برم

520
00:20:50,088 --> 00:20:51,130
‫‏آخه باید یه قاتل رو بگیریم!

521
00:20:51,199 --> 00:20:52,780
‫‏میگیرم. یه وضعیت اضطراری دارم

522
00:20:54,296 --> 00:20:55,463
‫‏کاراگاه!

523
00:20:55,530 --> 00:20:56,964
‫‏بیخیال!

524
00:20:57,032 --> 00:20:57,932
‫‏

525
00:21:00,535 --> 00:21:03,571
‫‏باید دست از این کارت برداری!

526
00:21:06,675 --> 00:21:07,742
‫‏نه

527
00:21:07,809 --> 00:21:10,578
‫‏مامان بزرگ میگه از ما فیلم می‌گیرن!

528
00:21:11,880 --> 00:21:13,581
‫‏نه، نه، نه

529
00:21:14,983 --> 00:21:19,453
‫‏پرستار بچه زنگ زد و گفت که تو
‫‏‏اجازه دادی زودتر بره

530
00:21:19,521 --> 00:21:21,121
‫‏آره، چون دیگه لازمش نداریم

531
00:21:21,924 --> 00:21:24,892
‫داشتیم میرفتیم به اولین نمایش‌مون

532
00:21:24,960 --> 00:21:26,027
‫‏هیجان انگیز نیست؟

533
00:21:26,094 --> 00:21:27,328
‫‏فکر نکردی که بهتره بهم خبر بدی؟

534
00:21:27,396 --> 00:21:29,397
‫‏منظورت از نمایش "ما" چیه؟

535
00:21:29,464 --> 00:21:31,065
‫،‏برای یه نقش جدید انتخاب شدم

536
00:21:31,133 --> 00:21:33,901
‫و پیش خودم گفتم خوب میشه
‫که یه نفر دیگه هم بازی کنه

537
00:21:33,969 --> 00:21:35,102
‫‏خیلی خب

538
00:21:35,170 --> 00:21:37,311
‫‏میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

539
00:21:37,378 --> 00:21:40,588
‫پس خیال کردی فکر خوبیه که از تریکسی به عنوان
‫یه اسباب بازی توی صحنه استفاده کنی؟

540
00:21:40,656 --> 00:21:41,659
‫یه ستاره

541
00:21:41,727 --> 00:21:43,198
‫هر باید از یه جایی شروع کنن دیگه

542
00:21:43,266 --> 00:21:45,941
‫مگه اون بامزه‌ترین خواننده‌ی
‫کوچولویی نیست که تاحالا دیدی؟

543
00:21:46,009 --> 00:21:47,380
‫مسخره به نظر میرسه

544
00:21:47,448 --> 00:21:49,822
‫چطور می‌تونی از خونواده‌ات برای
‫کار بازیگری بعدیت سوءاستفاده کنی؟

545
00:21:49,890 --> 00:21:53,101
‫،‏برای کسی که از بازیگری متنفره
‫مطمئناً بلدی چطوری فیلم بازی کنی

546
00:21:53,168 --> 00:21:54,138
‫‏نباید این کارو بکنی

547
00:21:54,206 --> 00:21:57,115
‫،‏نباید اونطور که منو تحت فشار گذاشتی
‫‏تریکسی رو هم تحت فشار بزاری

548
00:21:57,183 --> 00:21:58,821
‫‏نمی‌تونی بیای اینجا انگار که...

549
00:21:58,889 --> 00:22:00,661
‫انگار خونه‌ی خودمه؟

550
00:22:00,729 --> 00:22:04,274
‫خونه‌ای که توش زندگی می‌کنی
‫اونم مُفتی؟

551
00:22:04,342 --> 00:22:05,579
‫‏خودت خواستی اینجا بمونم

552
00:22:05,647 --> 00:22:07,954
‫‏حق نداری که اونو ببری...

553
00:22:09,461 --> 00:22:11,434
‫‏اون کجاست؟

554
00:22:12,337 --> 00:22:13,307
‫‏الان که اینجا بود

555
00:22:13,375 --> 00:22:14,635
‫‏تریکسی؟

556
00:22:15,703 --> 00:22:16,672
‫‏تریکس؟

557
00:22:18,032 --> 00:22:20,101
‫‏تریکسی؟

558
00:22:20,167 --> 00:22:21,654
‫‏تریکسی!

559
00:22:21,718 --> 00:22:24,196
‫‏اون رفته

560
00:22:28,535 --> 00:22:31,489
‫،به دوستاش زنگ زدم
‫به همسایه‌هامون زنگ زدم

561
00:22:31,555 --> 00:22:33,332
‫‏هیچکی ازش خبری نداره. نه

562
00:22:33,398 --> 00:22:37,116
‫‏باشه، اگه خبری شد بهت زنگ میزنم

563
00:22:37,181 --> 00:22:38,668
‫‏دن ازش خبر نداره

564
00:22:38,734 --> 00:22:39,862
‫آروم باش، کلویی

565
00:22:39,929 --> 00:22:41,654
‫،‏اون دختر باهوشیه
‫‏فکر کن کجا میره؟

566
00:22:41,722 --> 00:22:43,149
‫‏نمی‌دونم

567
00:22:43,216 --> 00:22:45,340
‫‏اون رفت و...

568
00:22:47,034 --> 00:22:48,001
‫‏چی؟

569
00:22:48,069 --> 00:22:49,437
‫‏چی شده؟

570
00:22:49,506 --> 00:22:53,145
‫‏از حساب اوبر من یه ماشین خواسته

571
00:22:53,213 --> 00:22:54,949
‫‏کجا رفته؟

572
00:23:13,989 --> 00:23:16,559
‫‏لوسیفر اینجاست؟

573
00:23:22,640 --> 00:23:24,475
‫‏تو کی باشی؟

574
00:23:24,542 --> 00:23:26,747
‫‏من تریکسی هستم، دوستش

575
00:23:26,814 --> 00:23:29,686
‫‏دوستاش دارن بدتر و بدتر میشن

576
00:23:29,754 --> 00:23:32,525
‫‏شرمنده ولی باید به عرضت برسونم
‫‏اینجا نیستش

577
00:23:32,593 --> 00:23:34,161
‫‏اشکالی نداره

578
00:23:34,229 --> 00:23:36,232
‫‏منتظر می‌مونم

579
00:23:52,700 --> 00:23:56,106
‫‏خب، با لوسیفر چیکار داری؟

580
00:23:56,174 --> 00:23:57,675
‫‏اون خوشحالم می‌کنه

581
00:23:57,744 --> 00:24:00,081
‫از کسایی که به خاطر دعوا می‌کنن متنفرم

582
00:24:00,148 --> 00:24:02,047
‫‏چه کسایی؟

583
00:24:02,115 --> 00:24:04,513
‫‏مامانم و بابام قبلاً زیاد این کارو می‌کردن

584
00:24:04,581 --> 00:24:08,181
‫ولی این دفعه دعوای بین مامان و مامان بزرگم
‫به خاطر قیافه‌ام بود

585
00:24:08,248 --> 00:24:12,313
‫کدومش می‌خواد شبیه یه
‫ملکه‌ی پیر و بی روح باشی؟

586
00:24:12,381 --> 00:24:14,947
‫‏به گمونم مامان بزرگم

587
00:24:15,015 --> 00:24:18,413
‫‏سر این دعوا می‌کنن که وقتی بزرگ بشم
‫‏باید چیکاره بشم

588
00:24:18,481 --> 00:24:19,847
‫‏می‌خوای چیکاره بشی؟

589
00:24:19,915 --> 00:24:23,113
‫‏می‌خوام اولین رئیس جمهور مریخ بشم

590
00:24:23,181 --> 00:24:24,980
‫‏یا یه مسئول باغ وحش

591
00:24:25,047 --> 00:24:27,080
‫‏

592
00:24:27,147 --> 00:24:31,513
‫‏من قبلاً یه جورایی یه نگهبان باغ وحش بودم

593
00:24:31,581 --> 00:24:34,513
‫‏واقعاً؟ خیلی باحاله

594
00:24:36,147 --> 00:24:37,879
‫‏کوکتیل شرلی تمپله؟

595
00:24:40,814 --> 00:24:42,517
‫‏معلومه

596
00:24:44,458 --> 00:24:45,560
‫‏تریکسی!

597
00:24:45,627 --> 00:24:47,064
‫‏خدا رو شکر که حالت خوبه

598
00:24:47,132 --> 00:24:48,601
‫‏پیش خودت چی فکر کردی که
‫‏اونطوری فرار کردی؟

599
00:24:48,670 --> 00:24:50,273
‫‏می‌خواستم لوسیفرو ببینم

600
00:24:50,341 --> 00:24:52,178
‫‏ولی اینجا نبود

601
00:24:52,246 --> 00:24:54,586
‫‏منم یه دوست جدید پیدا کردم

602
00:24:56,658 --> 00:24:58,129
‫‏اسمت چیه؟

603
00:24:58,196 --> 00:24:59,566
‫‏میزکین

604
00:24:59,634 --> 00:25:02,141
‫‏ولی تو می‌تونی میز صدام کنی

605
00:25:03,211 --> 00:25:05,015
‫‏ممنون میز

606
00:25:05,083 --> 00:25:07,689
‫‏نگفتم که تو می‌تونی

607
00:25:07,757 --> 00:25:10,402
‫‏صحیح

608
00:25:17,536 --> 00:25:18,942
‫چه حسی داره؟

609
00:25:20,450 --> 00:25:21,990
‫‏اینکه بالاخره آزاد شدی

610
00:25:22,058 --> 00:25:24,099
‫‏البته، قراره بازداشت بشی

611
00:25:24,168 --> 00:25:26,712
‫‏ولی، لااقل از دست اون آزاد شدی

612
00:25:26,779 --> 00:25:27,985
‫‏منظورت چیه؟

613
00:25:28,052 --> 00:25:29,023
‫‏پدرت رو میگم!

614
00:25:29,091 --> 00:25:30,797
‫‏تو اونو کشتی. داستانش رو بهم بگو

615
00:25:30,865 --> 00:25:32,941
‫‏آخه، الان هوا پاک‌تر شده؟

616
00:25:33,009 --> 00:25:35,352
‫‏آفتاب درخشانتر شده؟

617
00:25:35,420 --> 00:25:36,825
‫‏من که بابام رو نکشتم، پسر

618
00:25:36,894 --> 00:25:40,309
‫بیخیال بابا، پس چرا برگشتی که از شر
‫سلاح قتل خلاص بشی؟

619
00:25:40,377 --> 00:25:41,347
‫‏منظورم هروئینه

620
00:25:41,415 --> 00:25:42,587
‫‏شرمنده، همه‌اش پر پر شده

621
00:25:42,654 --> 00:25:43,792
‫‏پلیس برای آزمایش اونا رو بُرد

622
00:25:43,859 --> 00:25:46,103
‫‏خب، بیشترش رو

623
00:25:46,171 --> 00:25:46,976
‫‏هروئین؟

624
00:25:47,044 --> 00:25:49,428
‫نه، من اومدم اینو ببرم

625
00:25:49,496 --> 00:25:50,973
‫‏

626
00:25:51,042 --> 00:25:54,132
‫‏مراقب باش جونیور، نمی‌دونی با کی در میوفتی

627
00:25:54,199 --> 00:25:55,105
‫‏چی؟

628
00:25:55,174 --> 00:25:56,316
‫‏نه

629
00:25:58,600 --> 00:26:00,902
‫‏بابام این چاقو رو بهم داد

630
00:26:00,969 --> 00:26:02,969
‫‏این تنها چیزیه که ازش به یادگار دارم

631
00:26:04,939 --> 00:26:07,140
‫‏از اینکه اون مُرده اصلاً راضی و خوشحال نیستی

632
00:26:07,208 --> 00:26:09,042
‫‏چرا باید خوشحال باشم؟

633
00:26:09,110 --> 00:26:12,712
‫چون زود قضاوت می‌کرد و بی رحم بود و می‌خواست
‫وادارت کنه کسی بشی که نیستی

634
00:26:12,779 --> 00:26:16,448
‫ولی الان دیگه مُرده، پس
‫دیگه می‌تونی مستقل باشی

635
00:26:16,515 --> 00:26:18,049
‫‏ای داد

636
00:26:18,117 --> 00:26:20,251
‫‏تو اونو نکشتی، نه؟

637
00:26:20,319 --> 00:26:22,253
‫‏معلومه که نکشتم

638
00:26:24,255 --> 00:26:26,990
‫‏پس، می‌خوای بازداشتم کنی یا نه؟

639
00:26:33,063 --> 00:26:34,597
‫‏سلام تریکسی

640
00:26:34,665 --> 00:26:36,666
‫‏خیلی خوشحالم که برگشتی

641
00:26:36,734 --> 00:26:38,373
‫‏گوش کن، مامان بزرگ باید توضیح...

642
00:26:38,434 --> 00:26:40,635
‫مامان، بریم سر شام، باشه؟

643
00:26:40,703 --> 00:26:42,537
‫‏- سلام، سلام، سلام
‫‏- دن!

644
00:26:42,605 --> 00:26:44,706
‫‏چه سوپرایز خوبی

645
00:26:44,773 --> 00:26:47,475
‫‏- دسر هم که آوردی
‫‏- معلومه

646
00:26:47,542 --> 00:26:49,777
‫‏مثل همیشه باملاحظه

647
00:26:49,845 --> 00:26:51,379
‫‏از دیدنت خیلی خوشحالم، پنی

648
00:26:51,446 --> 00:26:52,679
‫‏یه بوهای محشری میاد

649
00:26:52,747 --> 00:26:54,114
‫‏آره مامان

650
00:26:54,181 --> 00:26:55,882
‫‏از کجا این غذای خونگی خوشمزه رو خریدی؟

651
00:26:55,950 --> 00:26:57,984
‫‏امشب از بیرون چیزی نخریدم

652
00:26:58,052 --> 00:27:01,086
‫‏لوسیفر یه غذا برامون درست کرده

653
00:27:01,154 --> 00:27:02,388
‫‏وایسا ببینم

654
00:27:02,455 --> 00:27:03,700
‫‏لوسیفر اینجاست؟

655
00:27:03,764 --> 00:27:05,712
‫‏اون و دوستش چند لحظه‌ی پیش اومدن

656
00:27:05,777 --> 00:27:06,734
‫‏دوستش؟

657
00:27:06,799 --> 00:27:09,098
‫‏کاراگاه! درست به موقع

658
00:27:09,162 --> 00:27:10,759
‫‏جونیور رو که یادته؟

659
00:27:10,823 --> 00:27:11,653
‫‏معلومه

660
00:27:11,718 --> 00:27:14,144
‫وایسید تا سس موله‌اش رو بچشین

661
00:27:14,209 --> 00:27:16,253
‫آدم حاضره براش بمیره

662
00:27:22,352 --> 00:27:23,882
‫‏- لوسیفر!
‫‏- برو عقب!

663
00:27:23,883 --> 00:27:26,180
‫‏خب میمون، سوپرایز دارم

664
00:27:26,245 --> 00:27:27,745
‫امشب برو تختت کیک شکلاتی بخور

665
00:27:27,810 --> 00:27:29,279
‫‏چرا؟

666
00:27:29,344 --> 00:27:30,460
‫‏مگه مهمه؟

667
00:27:30,525 --> 00:27:32,455
‫‏نوچ

668
00:27:32,523 --> 00:27:34,354
‫جونیور، می‌تونی اینو بگیری؟

669
00:27:36,886 --> 00:27:38,816
‫‏- جانم؟
‫‏- پس تو کسی رو

670
00:27:38,884 --> 00:27:44,412
‫،که مظنون به قتل به وسیله‌ی سمه
‫آوردی برای خونواده‌مون غذا بپزه؟

671
00:27:44,480 --> 00:27:46,943
‫،‏خب، اگه بازداشتش کنی
‫‏یه وکیل می‌خواد، نه؟

672
00:27:47,011 --> 00:27:50,440
‫پس چرا در این مدت که جواب‌هایی که
‫لازم داری رو گیرت میاد، یه غذای خوب هم نخوریم؟

673
00:27:50,507 --> 00:27:51,972
‫‏مطمئنم که همه چی رو راحت میگه

674
00:27:52,040 --> 00:27:53,170
‫‏چطور مگه؟

675
00:27:53,238 --> 00:27:54,403
‫‏چون متقاعدش کردم که
‫تو حرفش رو گوش می‌کنی

676
00:27:54,471 --> 00:27:55,702
‫‏در هر صورت، بی گناهه

677
00:27:55,770 --> 00:27:57,067
‫‏الان فکر می‌کنی بی‌گناهه؟

678
00:27:57,135 --> 00:27:58,273
‫‏یالا کاراگاه

679
00:27:58,343 --> 00:28:01,448
‫،اگه برات جواب‌هاش راضی کننده نباشن
‫بعدش می‌تونی راحت بازداشتش کنی

680
00:28:01,518 --> 00:28:05,658
‫‏وقتی توی هند مسافرت می‌کردم
‫‏خوردن گوشت رو ترک کردم

681
00:28:05,727 --> 00:28:09,143
‫‏برای همین مجبور شدم غذا رو
‫‏خلاقانه درست کنم

682
00:28:09,213 --> 00:28:12,041
‫،‏این غذای گیاهی من

683
00:28:12,111 --> 00:28:16,458
‫،‏با سس موله و یه تارت
‫‏و خامه‌ی گیاهیه

684
00:28:16,529 --> 00:28:19,081
‫‏- به نظر که خیلی خوشرنگه
‫‏- چه دوست داشتنی

685
00:28:19,151 --> 00:28:20,358
‫‏مشتاقم مزه‌اش کنم

686
00:28:20,429 --> 00:28:22,878
‫‏- مامان اونو نخور!
‫‏- چرا نخورم؟

687
00:28:22,947 --> 00:28:24,395
‫‏اون نگرانه که احیاناً سمی باشه

688
00:28:24,397 --> 00:28:26,259
‫- واقعاً؟
‫- درسته

689
00:28:26,329 --> 00:28:28,295
‫بزارین براتون تعریفش کنم، باشه؟

690
00:28:28,675 --> 00:28:32,056
‫امشب جونیور رو آوردم، چون کاراگاه دکر
‫بر این باوره که اون پدرش رو کشته

691
00:28:32,126 --> 00:28:34,023
‫- راست میگه؟
‫- داری چیکار می‌کنی، پسر؟

692
00:28:34,094 --> 00:28:36,286
‫‏ولی من معتقدم که اون هدف احمقانه‌تری داشت

693
00:28:36,302 --> 00:28:37,198
‫‏آشتی

694
00:28:37,268 --> 00:28:38,923
‫‏درسته

695
00:28:38,994 --> 00:28:40,407
‫‏من پدرم رو نکشتم

696
00:28:40,478 --> 00:28:41,443
‫‏مدرکی داری؟

697
00:28:41,513 --> 00:28:44,133
‫‏فقط حرفم

698
00:28:44,200 --> 00:28:45,928
‫‏خب، شاید یه مدرکی بیشتر از اون
‫‏لازم بشه

699
00:28:45,969 --> 00:28:49,277
‫بیخیال، کاراگاه. خودت گفتی که شاید
‫بخوای مادرت رو بکشی، ولی اونو نمی‌کشی

700
00:28:49,344 --> 00:28:51,309
‫‏پس حالا دیگه میخوای منو بکشی؟
‫‏اونم فقط به خاطر اینکه...

701
00:28:51,376 --> 00:28:52,973
‫‏- دخترت رو آرایش کردم؟
‫‏- نه، به خاطر اینکه اون فکر می‌کنه...

702
00:28:52,998 --> 00:28:56,356
‫تو یه بچه‌ای و اونو وادار می‌کنی
‫زود بزرگ بشه

703
00:28:57,470 --> 00:28:58,747
‫‏اشتباه می‌کنم؟

704
00:28:58,814 --> 00:29:00,090
‫‏حسابی پا از گلیمت دراز کردی، پسر

705
00:29:00,157 --> 00:29:02,712
‫‏بازم آقا پرید وسط که ازش دفاع کنه

706
00:29:02,779 --> 00:29:05,367
‫،شاید شما دوتا بیشتر از اونی که فکر می‌کردم
‫برای برگشتن پیش هم به هم آمادگی دارین

707
00:29:05,433 --> 00:29:06,808
‫‏- واقعاً؟
‫‏- نه، هنوز تصمیم نگرفتیم

708
00:29:06,842 --> 00:29:08,283
‫‏فعلاً که ظاهراً اینطور پیش میره

709
00:29:08,349 --> 00:29:10,216
‫‏فقط یه بوس داشتیم

710
00:29:10,283 --> 00:29:11,147
‫‏پس حالا دیگه بوس هم می‌کنین؟

711
00:29:11,200 --> 00:29:12,445
‫‏صحیح

712
00:29:12,510 --> 00:29:14,474
‫‏شاید این توجیه می‌کنه که چرا
‫‏حاضر نیستی باهام سکس کنی

713
00:29:14,510 --> 00:29:15,688
‫‏ببخشید، چی گفتی؟

714
00:29:15,755 --> 00:29:17,006
‫‏نه

715
00:29:17,072 --> 00:29:20,631
‫داری این دوتا مرد با شخصیت
‫و خوشتیپ رو به بازی می‌گیری؟

716
00:29:20,698 --> 00:29:23,530
‫من هیچی رو به بازی نمی‌گیرم

717
00:29:23,598 --> 00:29:26,035
‫،‏خب، باور کن عزیزم
‫بهتره یه کاری بکنی

718
00:29:26,102 --> 00:29:27,353
‫‏چون دیگه جوون نمیشی

719
00:29:27,421 --> 00:29:29,356
‫البته، از کجا بدونم؟
‫من یه بچه‌ی کوچولو هستم

720
00:29:29,398 --> 00:29:31,868
‫اگه خوشت نمیاد، پس چرا
‫دست از بچه بازی برنمیداری؟

721
00:29:35,131 --> 00:29:38,261
‫‏شماها دقیقاً مثل من و پدرم رفتار می‌کنین

722
00:29:38,328 --> 00:29:42,578
‫همیشه عادت داشتیم سر احمقانه‌ترین چیزا دعوا کنیم

723
00:29:42,645 --> 00:29:44,522
‫‏برای همین اینجا رو ترک کردم

724
00:29:44,589 --> 00:29:48,245
‫،ولی به هر دری که زدم
‫نتونستم خلاص بشم

725
00:29:48,313 --> 00:29:53,023
‫چون هر دفعه که غذایی می‌پختم
‫یا توی آینه نگاه می‌کردم...

726
00:29:53,091 --> 00:29:56,780
‫اونو درحالی که بهم خیره شده می‌دیدم

727
00:29:56,847 --> 00:29:58,033
‫این بچگانه و احمقانه‌ست

728
00:29:58,100 --> 00:30:00,867
‫‏چون اون بخشی از منه، پسر

729
00:30:00,933 --> 00:30:05,283
‫،‏شاید اون خیلی بهم فشار آورده باشه
‫و وادارم کرده باشه چیزی بشم که نیستم

730
00:30:05,350 --> 00:30:09,896
‫‏ولی در نهایت، ازم این مرد رو ساخته

731
00:30:09,963 --> 00:30:12,203
‫‏و از چیزی که بهش تبدیل شدم افتخار می‌کنم

732
00:30:12,270 --> 00:30:14,272
‫‏آره، من برگشتم خونه

733
00:30:14,339 --> 00:30:17,577
‫‏تا بتونم بهش بگم که دیگه پاکم

734
00:30:17,645 --> 00:30:20,080
‫‏و اینکه می‌خوام دوباره سرآشپز بشم

735
00:30:20,148 --> 00:30:21,783
‫‏و این غذا؟

736
00:30:21,851 --> 00:30:24,353
‫غذایی بود که می‌خواستم
‫براش درست کنم تا باور کنه

737
00:30:24,421 --> 00:30:28,928
‫خب، ظاهراً که خیلی خوبه

738
00:30:31,632 --> 00:30:33,134
‫‏من پدرم رو نکشتم

739
00:30:33,201 --> 00:30:37,140
‫‏خب، پس یا بازداشتم کن
‫‏یا ولم کن برم

740
00:30:38,777 --> 00:30:41,813
‫خب، باید بیای مرکز و یه اظهاریه بنویسی

741
00:30:41,881 --> 00:30:43,449
‫خواهش می‌کنم

742
00:30:43,517 --> 00:30:46,019
‫بسپرش به من. خوشحال میشم
‫یه بهونه برای رفتن داشته باشم

743
00:30:46,087 --> 00:30:47,155
‫‏دن

744
00:30:47,222 --> 00:30:49,026
‫‏نرو

745
00:30:50,265 --> 00:30:53,172
‫‏فقط دنبال یه دلیل واسه طرفداری از تو بودم

746
00:30:54,209 --> 00:30:57,083
‫‏فقط یکی. بیا بریم، رفیق

747
00:31:00,694 --> 00:31:04,604
‫‏خب، من یهویی اشتهام رو از دست دادم

748
00:31:06,510 --> 00:31:08,883
‫‏معلومه

749
00:31:08,951 --> 00:31:10,521
‫‏امیدوارم راضی شده باشی

750
00:31:10,589 --> 00:31:13,529
‫‏راستش نه. به شدت ناامید شدم

751
00:31:13,597 --> 00:31:14,920
‫‏- چون شام رو خراب کردی؟
‫‏- نه

752
00:31:14,934 --> 00:31:17,775
‫چون جواب جونیور به شدت بی‌فایده بود

753
00:31:17,842 --> 00:31:20,462
‫،‏اون از پدرش فرار نکرد
‫‏چون به پدرش تبدیل شد

754
00:31:20,483 --> 00:31:23,090
‫آخه، این برام اصلاً به کارم نمیاد!

755
00:31:39,237 --> 00:31:40,473
‫‏من جمع و جورش کردم

756
00:31:40,540 --> 00:31:42,144
‫منظورم غذاست

757
00:31:42,212 --> 00:31:43,949
‫‏به اندازه‌ی غذای سرآشپز خاویر خوشمزه نبود

758
00:31:44,016 --> 00:31:46,656
‫ولی باید اعتراف کنم، پسره آشپز خوبیه

759
00:31:46,724 --> 00:31:50,300
‫‏می‌بینم هنوز داری روی پرونده کار می‌کنی

760
00:31:50,368 --> 00:31:51,794
‫‏حق با توئه

761
00:31:51,861 --> 00:31:53,253
‫‏جونیور بی‌گناهه

762
00:31:53,320 --> 00:31:55,873
‫خب، خوشحالم که سر شام چیزی فهمیدی

763
00:31:55,941 --> 00:31:56,935
‫‏نه، از آزمایشگاه خبر دادن

764
00:31:57,002 --> 00:32:00,717
‫هروئینی که توی خونه‌ی نائومی پیدا کردیم
‫با موادی که خاویر رو کشته مطابقت نداره

765
00:32:00,783 --> 00:32:04,796
‫،پس اگه جونیور پدرش رو نکشته باشه
‫چرا از هروئین استفاده کرده؟

766
00:32:04,863 --> 00:32:07,151
‫‏شاید واسه اینکه براش پاپوش بسازن

767
00:32:07,218 --> 00:32:08,023
‫‏اره

768
00:32:08,091 --> 00:32:09,331
‫به ذهن منم خطور کرد

769
00:32:09,399 --> 00:32:11,580
‫‏ولی تنها کسی که انگیزه‌ی قتل داشته
‫‏خودش مسموم شد

770
00:32:11,648 --> 00:32:13,828
‫‏مگه اینکه می‌دونسته دقیقاً چقدر
‫‏سم مصرف کنه تا نمیره

771
00:32:13,896 --> 00:32:19,633
‫همه‌ی اون علائم مسمومیت رو روی
‫خودش پیاده می‌کنه، ولی نمی‌میره

772
00:32:19,702 --> 00:32:24,029
‫،ولی رستوران که مال اون بود
‫پس چرا باید مرتکب قتل میشده؟

773
00:32:24,098 --> 00:32:27,419
‫‏نمی‌دونم، شاید بابا تغییر عقیده داده

774
00:32:27,487 --> 00:32:29,533
‫بعد از اینکه فهمیده اون عوض شده
‫و داره برمیگرده خونه

775
00:32:29,601 --> 00:32:32,352
‫تصمیم گرفته که جونیور رو
‫دوباره بیاره توی جمع خودشون

776
00:32:40,205 --> 00:32:41,452
‫‏آره، کاراگاه دکر هستم

777
00:32:41,480 --> 00:32:44,399
‫‏برای یه بیمار به اسم اَن مارتین زنگ زدم

778
00:32:44,466 --> 00:32:45,506
‫‏آره

779
00:32:46,883 --> 00:32:48,550
‫یه ساعت پیش؟

780
00:32:48,618 --> 00:32:50,552
‫‏آره، ممنون

781
00:32:52,555 --> 00:32:54,489
‫‏حدس بزن کی برخلاف دستور دکتر مرخص شده

782
00:32:54,557 --> 00:32:59,428
‫‏خب، برام سواله کمک سرآشپز دوست داشتنی‌مون
‫‏با این عجله کجا میره

783
00:33:08,838 --> 00:33:10,806
‫آفرین

784
00:33:10,873 --> 00:33:12,113
‫‏اینجا جای هوشمندانه‌ای واسه قایم شدنه

785
00:33:12,141 --> 00:33:13,842
‫تعجبی نداره که پلیس زودتر نتونسته پیداش کنه

786
00:33:13,910 --> 00:33:15,178
‫‏اینجا چیکار داری؟

787
00:33:15,246 --> 00:33:16,514
‫‏خب، ما هم همین سوال رو ازت داشتیم

788
00:33:16,582 --> 00:33:17,918
‫ولی از قبل می‌دونیم که
‫داری مدارک رو از بین میبری

789
00:33:17,986 --> 00:33:19,320
‫‏چون تو خاویر رو کشتی

790
00:33:19,388 --> 00:33:21,926
‫‏قبلاً که گفتم، حاضر نیستم کاری بکنم که
‫‏به خاویر صدمه‌ای برسه

791
00:33:21,994 --> 00:33:24,198
‫‏به طرز فجیعی ناراحتی

792
00:33:24,265 --> 00:33:26,202
‫‏انگار که نمی‌خواستی خاویر بمیره

793
00:33:26,269 --> 00:33:28,741
‫‏شما انسان‌ها خیلی متناقض هستین، نه؟

794
00:33:28,808 --> 00:33:30,544
‫‏همیشه عزیزانتون رو می‌کشین و...

795
00:33:30,612 --> 00:33:32,616
‫‏مگه اینکه اون سم واسه خاویر نبوده

796
00:33:32,684 --> 00:33:35,489
‫‏می‌خواستی جونیور رو بکشی، مگه نه؟

797
00:33:35,556 --> 00:33:36,738
‫‏چی؟

798
00:33:36,804 --> 00:33:37,986
‫‏آها

799
00:33:38,052 --> 00:33:39,627
‫پس مواد رو واسه این کار اضافه کردی

800
00:33:39,694 --> 00:33:43,404
‫،اون به طرز وحشتناکی میمُرد
‫اونوقت ما هم خیال می‌کردیم که پاک نبوده

801
00:33:43,471 --> 00:33:44,848
‫‏حرکت زیرکانه‌ای انجام دادی

802
00:33:44,915 --> 00:33:46,885
‫فقط اینکه نمی‌دونستی جونیور وقتی
‫اینجا نبوده عوض شده

803
00:33:46,951 --> 00:33:48,034
‫‏اون دیگه گوشت خوار نبود

804
00:33:48,100 --> 00:33:52,500
‫،‏برای همین پدرش غذاش رو خورده
‫و تو کسی که دوست داشتی رو کشتی

805
00:33:52,566 --> 00:33:54,896
‫یه سرنوشت پیچیده و ظالم

806
00:33:54,963 --> 00:33:56,670
‫‏نمی‌دونی داری چی میگی

807
00:33:56,737 --> 00:33:57,885
‫‏پس میگی وقتی اون پودر روی
‫،دستت رو آزمایش کنیم

808
00:33:57,951 --> 00:34:00,118
‫با سمی که خاویر باهاش
‫کشته شده تطابق نداره؟

809
00:34:00,184 --> 00:34:03,500
‫‏اون بچه‌ی نمک نشناس لیاقت اینجا رو نداشت

810
00:34:03,567 --> 00:34:06,489
‫بابا همه چی بهش داد
‫ولی اون همه‌اش رو دور انداخت

811
00:34:06,556 --> 00:34:09,247
‫ولی اهمیتی نداشت

812
00:34:09,313 --> 00:34:11,940
‫‏چون هنوزم سرآشپز و پسر موردعلاقه‌اش بود

813
00:34:12,006 --> 00:34:14,895
‫‏چون اون سزاوار عشق پدرش بود

814
00:34:14,961 --> 00:34:17,424
‫و یه فرصت برای آشتی داشت
‫تا اینکه تو خرابش کردی

815
00:34:28,818 --> 00:34:29,852
‫‏حالت خوبه؟

816
00:34:29,919 --> 00:34:32,387
‫این ساختمون حتماً یه سازه‌ی قدیمیه

817
00:34:32,454 --> 00:34:34,755
‫‏باید از اینجا بریم

818
00:34:34,822 --> 00:34:36,622
‫‏لعنتش کنن، راه خروجی نداریم

819
00:34:38,524 --> 00:34:43,760
‫نه، نه، نه، نه، نباید حالا حالاها
‫این اتفاق بیوفته، بابا

820
00:34:43,827 --> 00:34:45,995
‫لوسیفر، اگه فکری داری...

821
00:34:47,230 --> 00:34:48,730
‫الان بهترین وقته

822
00:34:55,135 --> 00:34:57,535
‫‏منو بزار زمین

823
00:34:57,603 --> 00:34:58,970
‫‏صحیح

824
00:34:59,037 --> 00:35:00,370
‫‏راضی شدی؟

825
00:35:06,976 --> 00:35:08,909
‫‏آتیش شیطان رو سوزوند

826
00:35:08,977 --> 00:35:10,676
‫بیشتر از این میشه طعنه آمیز باشه؟

827
00:35:10,744 --> 00:35:12,445
‫‏

828
00:35:12,513 --> 00:35:14,546
‫‏درد کشیدنم خوشحالت می‌کنه، کاراگاه؟

829
00:35:14,614 --> 00:35:16,088
‫‏یکمی

830
00:35:16,157 --> 00:35:17,697
‫‏اینم همینطور

831
00:35:20,784 --> 00:35:22,727
‫‏ای دختر حقه باز

832
00:35:29,268 --> 00:35:31,211
‫‏محکم و مرتب بستمش

833
00:35:31,280 --> 00:35:33,156
‫‏ممنون

834
00:35:34,834 --> 00:35:40,568
‫،‏اَن چند بلوک اونطرف‌تر دستگیر شد
‫‏پس یه عمر آب خنک می‌خوره

835
00:35:40,635 --> 00:35:42,781
‫پس میره به جهنم خاص خودش

836
00:35:45,565 --> 00:35:49,487
‫ممنون که منو بیرون آوردی

837
00:35:49,556 --> 00:35:51,734
‫‏خب، نمیشد که تنها از اونجا بیرون اومد

838
00:35:51,802 --> 00:35:53,210
‫‏اونوقت مردم درموردم چطور فکر می‌کردن؟

839
00:35:53,277 --> 00:35:55,709
‫‏همین؟

840
00:35:56,543 --> 00:35:59,074
‫خبری از "ممنون که اول منو نجات دادی" نیست؟

841
00:35:59,142 --> 00:36:02,506
‫‏مگه همچین اتفاقی افتاد؟

842
00:36:02,574 --> 00:36:04,473
‫‏خنده داره، دارم گیج میزنم

843
00:36:04,540 --> 00:36:06,672
‫‏حتماً سوختگی درجه سه هستش

844
00:36:10,271 --> 00:36:11,737
‫‏باورم نمیشه که نابود شد

845
00:36:11,804 --> 00:36:15,369
‫‏فهمیدیم که پدرت نمی‌خواست بهت بگه

846
00:36:16,669 --> 00:36:19,266
‫‏می‌خواست کل رستوران رو برای تو
‫‏به ارث بزاره

847
00:36:20,434 --> 00:36:21,367
‫‏البته تو هم که نمی‌خواستی

848
00:36:21,434 --> 00:36:24,632
‫‏چرا، به نظرم می‌خوام

849
00:36:24,699 --> 00:36:27,831
‫‏شاید بتونم بازسازیش کنم

850
00:36:27,898 --> 00:36:29,397
‫مال خودم بکنمش

851
00:36:33,396 --> 00:36:35,628
‫‏یه لحظه صبر کن

852
00:36:35,695 --> 00:36:37,033
‫‏میز

853
00:36:37,101 --> 00:36:40,279
‫‏غافلگیر شدم که برگشتی

854
00:36:40,347 --> 00:36:41,283
‫‏امروز یه دوست پیدا کردم

855
00:36:41,351 --> 00:36:44,028
‫‏چه خبر معرکه‌ای

856
00:36:44,095 --> 00:36:45,299
‫‏کی؟

857
00:36:45,367 --> 00:36:47,977
‫‏یه دختر بچه‌ی هشت ساله که
‫‏به بار اومد

858
00:36:48,045 --> 00:36:50,721
‫‏خب

859
00:36:50,790 --> 00:36:52,797
‫‏اینم یه شروعیه دیگه

860
00:36:52,864 --> 00:36:55,073
‫شاید نفر بعدی سن قانونی
‫برای مشروب خوردن داشته باشه

861
00:36:55,140 --> 00:36:58,787
‫‏آره، منم به همین فکر می‌کردم

862
00:36:58,855 --> 00:37:00,394
‫‏آره

863
00:37:00,462 --> 00:37:03,506
‫‏پس تو امشب سرت شلوغه؟

864
00:37:11,439 --> 00:37:13,441
‫‏چه بلایی سرت اومده؟

865
00:37:13,509 --> 00:37:15,978
‫‏خب...

866
00:37:16,045 --> 00:37:18,883
‫‏یه جورایی شب سختی داشتم

867
00:37:18,950 --> 00:37:21,653
‫‏پس مشروب بدجور به کارم میاد

868
00:37:21,721 --> 00:37:22,922
‫‏بفرما

869
00:37:31,203 --> 00:37:34,206
‫‏چرا... چرا بیداری؟

870
00:37:34,274 --> 00:37:36,442
‫‏صبح سحر پرواز دارم

871
00:37:36,510 --> 00:37:38,947
‫‏و نمی‌خواستم بدون خدافظی از اینجا برم

872
00:37:39,015 --> 00:37:42,251
‫‏ولی تازه اومدی خونه که

873
00:37:42,320 --> 00:37:48,295
‫‏ببین، میدونم که همیشه مادر ساده‌ای نبودم

874
00:37:49,798 --> 00:37:51,767
‫ممکنه تحمیل کننده باشم

875
00:37:51,835 --> 00:37:53,903
‫از خود راضی

876
00:37:53,971 --> 00:37:58,810
‫متأسفم که فکر می‌کردی مجبور بودی
‫همیشه بزرگترِ من باشی

877
00:37:58,878 --> 00:38:04,018
‫،چیزی که همیشه برات آرزو داشتم
‫خوش بختیِ توئه

878
00:38:04,086 --> 00:38:05,888
‫‏می‌دونم

879
00:38:05,956 --> 00:38:10,929
‫و بعضی وقتا به نظرم می‌تونستی
‫از فرصت استفاده کنی

880
00:38:16,439 --> 00:38:17,940
‫‏شب بخیر، عزیزم

881
00:38:18,008 --> 00:38:19,609
‫‏شب بخیر

882
00:38:40,542 --> 00:38:42,745
‫‏چه خبر، همکار؟

883
00:38:42,812 --> 00:38:44,881
‫واسه ملاقات کردن، بدجور دیروقته، نه؟

884
00:38:44,949 --> 00:38:47,417
‫‏حق با تو بود

885
00:38:47,485 --> 00:38:50,420
‫‏لوسیفر مورنینگ استار دیوونه و خطرناکه

886
00:38:50,488 --> 00:38:52,322
‫‏و هر چی که بشه حقشه

887
00:38:52,390 --> 00:38:54,324
‫‏خب، الان بی‌نقص پیش میره

888
00:39:01,165 --> 00:39:02,866
‫‏ولی نمی‌تونم بزارم اونو بکشی

889
00:39:05,236 --> 00:39:07,037
‫‏بیخیال پسر

890
00:39:07,104 --> 00:39:09,172
‫‏درموردش که حرف زدیم

891
00:39:09,240 --> 00:39:12,909
‫‏من زمین‌گیر بشم، تو هم زمین‌گیر میشی

892
00:39:12,977 --> 00:39:14,379
‫‏پس من زمین‌گیر میشم

893
00:39:14,447 --> 00:39:16,285
‫‏خیلی بد شد

894
00:39:17,656 --> 00:39:22,033
‫آخه، فکر می‌کردم رابطه‌ی خاصی داریم

895
00:39:25,377 --> 00:39:27,782
‫برو به جهنم. یالا

896
00:40:06,187 --> 00:40:07,122
‫‏بخواب

897
00:40:07,190 --> 00:40:08,125
‫حالا شد

898
00:40:29,182 --> 00:40:30,552
‫‏نگران نباش

899
00:40:30,620 --> 00:40:33,025
‫‏به جات جوابشو میدم

900
00:40:44,925 --> 00:40:45,659
‫‏کاراگاه؟

901
00:40:45,726 --> 00:40:48,533
‫‏اومدنت غیرمنتظره بود

902
00:40:48,601 --> 00:40:53,414
‫،خودت گفتی که درت همیشه به روی من بازه
‫منم دارم از درت رد میشم

903
00:40:53,481 --> 00:40:54,884
‫‏

904
00:40:54,952 --> 00:40:57,324
‫‏خب، داشتم میرفتم دیدن بریتنی‌ها

905
00:40:57,391 --> 00:41:01,000
‫‏ولی به گمونم اونا می‌تونن همدیگه رو سرگرم کنن

906
00:41:01,069 --> 00:41:03,306
‫‏عالی شد

907
00:41:03,374 --> 00:41:04,711
‫‏بشین

908
00:41:04,778 --> 00:41:06,515
‫‏باشه. اتفاقی افتاده؟

909
00:41:06,583 --> 00:41:09,925
‫با توجه به وضعیت به گمونم مربوط به دنی باشه

910
00:41:09,993 --> 00:41:10,693
‫‏

911
00:41:10,761 --> 00:41:12,456
‫‏منظورم همون کاراگاه احمقه؟

912
00:41:12,523 --> 00:41:17,120
‫‏بله خب، منظورم همین بود. ولی
‫سوال بزرگتر اینه که تو چرا اینو گفتی؟

913
00:41:17,121 --> 00:41:22,795
‫حتی پیش هم برنگشتیم، ولی
‫امشب با یه اس باهام بهم زد

914
00:41:22,862 --> 00:41:24,855
‫‏آخه مگه بچه دبیرستانی هستیم؟

915
00:41:24,923 --> 00:41:27,582
‫‏خب، پس مسلماً باید مست کنیم

916
00:41:27,649 --> 00:41:32,435
‫چرا اینجا نمیشینی و برام تعریفش نمی‌کنی؟

917
00:41:32,503 --> 00:41:34,264
‫‏احساس می‌کنم یه احمقم

918
00:41:34,331 --> 00:41:37,887
‫باورم نمیشه که به خودم اجازه دادم
‫دوباره عاشقش بشم

919
00:41:37,955 --> 00:41:39,438
‫‏آخه چرا؟

920
00:41:39,506 --> 00:41:40,787
‫‏مثلا دلشکسته میشم؟

921
00:41:40,854 --> 00:41:45,575
‫نه، چون تو آدم مهربونی هستی که نیازهای بقیه رو
‫اولویت قرار میدی نه مال خودت رو

922
00:41:45,644 --> 00:41:48,812
‫وحشتناک‌ترین طعنه‌ایه که پدرم به وجود آورده

923
00:41:48,881 --> 00:41:50,565
‫ولی تو که این کارو نمی‌کنی

924
00:41:50,634 --> 00:41:52,368
‫‏هر چی که می‌خوای رو میگیری

925
00:41:52,436 --> 00:41:55,104
‫‏از همون اول کار

926
00:41:55,172 --> 00:41:56,639
‫‏خوبه

927
00:42:07,317 --> 00:42:08,517
‫‏داری چیکار می‌کنی؟

928
00:42:08,585 --> 00:42:12,121
‫‏ظاهراً دارم میگم نه

929
00:42:12,189 --> 00:42:15,591
‫‏ولی از روز اول می‌خواستی باهام بخوابی

930
00:42:15,659 --> 00:42:17,136
‫‏چرا جواب نه میدی؟

931
00:42:17,204 --> 00:42:19,177
‫،خب، رک و پوست کنده بگم عزیزم
‫منم به اندازه‌ی تو گیج شدم

932
00:42:19,219 --> 00:42:22,644
‫معمولاً به محض داشتن فرصتی برای
‫ارضای امیال جسمانیم درجا می‌پرم، ولی...

933
00:42:22,712 --> 00:42:27,280
‫به دلایلی نمی‌تونم

934
00:42:27,347 --> 00:42:28,757
‫‏من دارم چیکار می‌کنم؟

935
00:42:28,826 --> 00:42:30,773
‫‏چرا اومدم اینجا، چرا مست هستم
‫‏و خودم رو بهت میندازم؟

936
00:42:30,841 --> 00:42:32,491
‫‏خیلی غم انگیزه

937
00:42:32,559 --> 00:42:34,242
‫خب، همیشه از این اتفاقا میوفته، قول میدم

938
00:42:34,309 --> 00:42:36,224
‫ولی واسه من نه

939
00:42:36,291 --> 00:42:39,197
‫من از این کارا نمی‌کنم

940
00:42:39,265 --> 00:42:43,162
‫‏این کاریه که...

941
00:42:43,229 --> 00:42:47,556
‫‏مادرم انجام میداد

942
00:42:49,705 --> 00:42:51,582
‫‏بیا بغلم

943
00:42:54,268 --> 00:42:57,689
‫‏همه که پا جای پای پدر و مادرمون نمیزاریم، کاراگاه

944
00:42:57,757 --> 00:42:59,501
‫‏آخه منو ببین

945
00:42:59,569 --> 00:43:02,722
‫فکر نکنم هیچوقت اون پسری که
‫می‌خواست باشم، بوده باشم

946
00:43:02,790 --> 00:43:05,603
‫‏من...

947
00:43:13,884 --> 00:43:15,127
‫وای خدا

948
00:43:15,150 --> 00:43:22,016
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

949
00:43:22,522 --> 00:43:29,388
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

