‫﻿۱
00:00:01,336 --> 00:00:03,214
‫آنچه در لوسیفر گذشت

2
00:00:03,338 --> 00:00:05,462
‫لوسیفر مورنینگ استار..

3
00:00:05,487 --> 00:00:07,433
‫اسم هنری، چیزیه؟

4
00:00:07,458 --> 00:00:08,756
‫متأسفانه خدادادیه

5
00:00:08,823 --> 00:00:10,070
‫برگشت تو به عالم اموات

6
00:00:10,136 --> 00:00:11,573
‫درخواست شده

7
00:00:11,641 --> 00:00:13,546
‫،به بابا یادآوری کن که من جهنم رو ترک کردم

8
00:00:13,615 --> 00:00:16,021
‫چون از کار کردن برای اون، مریض و خسته شدم

9
00:00:16,089 --> 00:00:18,127
‫نگو. بیخیال، نگیا

10
00:00:18,195 --> 00:00:22,173
‫من الان یه شهروند مشاورِ رسمیِ
‫پلیس لس آنجلس هستم

11
00:00:22,241 --> 00:00:23,711
‫من صلاح لوسیفر رو می‌خوام

12
00:00:23,780 --> 00:00:25,685
‫پس یه چیزی بهم بگو که بتونم ازش
‫علیه لوسیفر استفاده کنم

13
00:00:25,753 --> 00:00:27,837
‫بعدش مطمئن میشم هردوتون به
‫جایی که بهش تعلق دارین، برگردین

14
00:00:27,859 --> 00:00:29,497
‫دیگه چیزی باهام درمیون نمی‌زاره

15
00:00:29,564 --> 00:00:33,175
‫ولی یه نفر هست که باهاش
‫صحبت میکنه... یه دکتره

16
00:00:33,243 --> 00:00:34,438
‫سلام همسایه

17
00:00:34,505 --> 00:00:38,092
‫راستش کسی رو می‌خوام که
‫درمورد یه بیمار باهاش درددل کنم

18
00:00:38,159 --> 00:00:39,919
‫و گوش کن، اگه بیماری داشتی که

19
00:00:39,987 --> 00:00:42,444
‫- بخوای درموردش حرف بزنی...
‫- فکرشم نمی‌تونی بکنی

20
00:00:42,511 --> 00:00:44,808
‫خواهش می‌کنم زود بهم شلیک کن، کاراگاه

21
00:00:44,833 --> 00:00:46,693
‫چون شاید آخرش بفهمی که...

22
00:00:47,428 --> 00:00:48,125
‫داری خونریزی می‌کنی

23
00:00:48,193 --> 00:00:50,019
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

24
00:00:50,086 --> 00:00:52,956
‫تو داری تغییر می‌کنی، آسیپ پذیر میشی

25
00:00:52,981 --> 00:00:54,387
‫حتی شاید فانی بشی

26
00:00:54,411 --> 00:00:57,393
‫اوه میزی، می‌دونم که تو همیشه ازم مراقبت می‌کنی

27
00:00:57,461 --> 00:01:01,248
‫،اهمیتی نداره چقدر فانی باشم
‫شیطان روی این موضوع حساب می‌کنه

28
00:01:03,410 --> 00:01:06,373
‫در ابتدا...

29
00:01:06,647 --> 00:01:10,936
‫لوسیفر فرشته از بهشت بیرون رانده شد
‫و برای همیشه محکوم به اداره جهنم شد

30
00:01:11,141 --> 00:01:14,348
‫تا اینکه تصمیم گرفت به تعطیلات برود...

31
00:01:14,372 --> 00:01:21,372
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

32
00:01:21,888 --> 00:01:28,888
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

33
00:01:30,350 --> 00:01:33,472
‫♪ مرد گناهکار، کجا می‌خوای فرار کنی؟ ♪

34
00:01:33,539 --> 00:01:38,887
‫♪ مرد گناهکار، کجا می‌خوای فرار کنی؟ ♪

35
00:01:38,955 --> 00:01:43,438
‫♪ می‌خوای همه‌ی این روزا رو کجا فرار کنی؟ ♪

36
00:01:43,506 --> 00:01:45,100
‫♪ خب، به طرف صخره فرار می‌کنم ♪

37
00:01:45,166 --> 00:01:48,355
‫♪ ،لطفا منو پنهان کن ♪
‫♪ به طرف صخره فرار می‌کنم ♪

38
00:01:48,422 --> 00:01:51,511
‫♪ ،لطفا منو پنهان کن ♪
‫♪ به طرف صخره فرار می‌کنم ♪

39
00:01:51,578 --> 00:01:57,092
‫♪ لطفا منو پنهان کن، همه‌ی این روزها ♪

40
00:01:57,160 --> 00:01:59,949
‫♪ "اما صخره فریاد زد، "من نمی‌تونم تو رو پنهان کنم ♪

41
00:02:00,016 --> 00:02:01,311
‫♪ ...صخره فریاد زد ♪

42
00:02:01,379 --> 00:02:02,806
‫این یکی رو کجا می‌بری؟

43
00:02:02,874 --> 00:02:04,842
‫سن دیگو

44
00:02:04,910 --> 00:02:06,945
‫کی این دستور رو داده؟

45
00:02:07,013 --> 00:02:10,084
‫♪ همه‌ی این روزها ♪

46
00:02:10,152 --> 00:02:12,487
‫♪ پس به طرف شیطان فرار می‌کنم ♪

47
00:02:12,555 --> 00:02:15,926
‫♪ اون منتظر بود، به طرف شیطان فرار می‌کنم ♪

48
00:02:15,994 --> 00:02:17,194
‫♪ اون منتظر بود ♪

49
00:02:17,262 --> 00:02:19,130
‫♪ به طرف شیطان فرار می‌کنم ♪

50
00:02:19,198 --> 00:02:21,133
‫♪ اون منتظر بود ♪

51
00:02:21,202 --> 00:02:22,636
‫♪ همه‌ی این روزها ♪

52
00:02:22,704 --> 00:02:26,275
‫♪ ...فریاد زدم، "قدرت ♪

53
00:02:26,342 --> 00:02:29,346
‫آره، آره، پیت. اروین هستم، ۴۱۳

54
00:02:29,414 --> 00:02:32,852
‫یه یارویی اومده که محموله مورنینگ استار رو داره

55
00:02:32,920 --> 00:02:34,120
‫♪ خداوندا ♪

56
00:02:34,188 --> 00:02:39,228
‫♪ قدرتی عطا فرما، خداوندا ♪

57
00:02:39,296 --> 00:02:43,568
‫♪ خداوندا، خداوندا، خداوندا ♪

58
00:02:43,635 --> 00:02:46,773
‫♪ ...قدرتی ♪

59
00:02:51,047 --> 00:02:53,045
‫اروین، چه خبر شده؟ حالت خوبه؟

60
00:02:53,780 --> 00:02:58,710
‫♪ ...عطا فرما... تا ♪

61
00:02:58,778 --> 00:03:02,110
‫♪ ...خداوندا ♪

62
00:03:15,607 --> 00:03:20,005
‫چی شده فکر کنی از این قضیه قسر در میرِی؟

63
00:03:20,073 --> 00:03:23,271
‫،اگه الان اعتراف کنی
‫بهت سخت نمی گیرم

64
00:03:25,271 --> 00:03:27,737
‫پس، بگو ببینم...

65
00:03:27,804 --> 00:03:29,703
‫تو کیکِ...

66
00:03:29,771 --> 00:03:31,869
‫شکلاتی رو خوردی؟

67
00:03:33,470 --> 00:03:35,035
‫نه، مامانی

68
00:03:36,569 --> 00:03:38,468
‫شرمنده

69
00:03:38,535 --> 00:03:40,834
‫فقط یه کیک ساده‌ست، کلویی

70
00:03:40,901 --> 00:03:43,066
‫موضوع کیک نیست، دن

71
00:03:43,134 --> 00:03:44,866
‫موضوع صداقته

72
00:03:44,934 --> 00:03:46,601
‫و مسئولیت پذیری شخصیه

73
00:03:46,669 --> 00:03:48,535
‫خیلی خب

74
00:03:50,839 --> 00:03:52,973
‫این با من

75
00:03:54,675 --> 00:03:56,776
‫آهای میمون

76
00:03:56,844 --> 00:03:59,178
‫اون صحبتی که قبلاً داشتیم رو یادته؟

77
00:03:59,246 --> 00:04:01,613
‫که گفتیم دروغ گفتن کار خیلی بدیه؟

78
00:04:01,681 --> 00:04:03,014
‫خب...

79
00:04:03,082 --> 00:04:04,883
‫یکم از کیکت کم شده

80
00:04:04,951 --> 00:04:07,017
‫خب، من که نخوردمش

81
00:04:07,085 --> 00:04:10,154
‫می‌دونیم که مامان هم نخورده، پس...

82
00:04:10,222 --> 00:04:11,781
‫چیزی هست که بخوای به ما بگی؟

83
00:04:15,459 --> 00:04:16,993
‫من خوردمش

84
00:04:17,794 --> 00:04:18,794


85
00:04:18,828 --> 00:04:20,896
‫اما لوسیفر گفت که اشکالی نداره

86
00:04:20,964 --> 00:04:22,664
‫واقعاً؟

87
00:04:24,045 --> 00:04:25,377
‫اون گفت اگه خیلی دوست داری...

88
00:04:25,567 --> 00:04:28,536
‫یه کاری رو انجام بدی، تردید نکن

89
00:04:28,604 --> 00:04:31,705
‫منم خیلی دوست داشتم یکم کیک شکلاتی بخورم

90
00:04:31,773 --> 00:04:33,972
‫این...

91
00:04:35,193 --> 00:04:36,581
‫جالبه

92
00:04:39,088 --> 00:04:40,813
‫برو وسایلت رو بردار

93
00:04:44,235 --> 00:04:47,113
‫خیلی خوشحالم که از جناب لوسیفر

94
00:04:47,181 --> 00:04:49,314
‫برای درس مسئولیت پذیری شخصی
‫پند و نصیحت می‌شنوم

95
00:04:49,383 --> 00:04:50,330
‫دن، اونطور که فکر می‌کنی نیست

96
00:04:50,399 --> 00:04:51,448
‫می‌دونی چیه، کلویی؟

97
00:04:51,516 --> 00:04:52,870
‫زندگی خصوصیت به من ربطی نداره

98
00:04:52,939 --> 00:04:54,631
‫ولی وقتی پای تریکسی میاد وسط...

99
00:04:54,700 --> 00:04:55,715
‫لوسیفر رو ازش دور کن

100
00:04:58,561 --> 00:04:59,982
‫دکر هستم

101
00:05:00,051 --> 00:05:02,739
‫آره، آره، گوشی دستمه

102
00:05:02,807 --> 00:05:05,794
‫فقط یادت نره که فردا شب شام باهمیم، باشه؟

103
00:05:05,862 --> 00:05:07,920
‫- نمی‌تونم
‫- چرا

104
00:05:07,987 --> 00:05:09,447
‫یه ماموریت نظارت مخفی در ون نایزز دارم

105
00:05:09,515 --> 00:05:11,905
‫ما توافق کردیم که گهگاهی خانواده‌مون
‫جمع بشن تا تریکسی...

106
00:05:11,972 --> 00:05:14,163
‫حینِ جدایی‌مون یکم احساس عادی بودن بکنه

107
00:05:14,230 --> 00:05:16,420
‫می‌دونم، ولی این مهمه

108
00:05:16,488 --> 00:05:18,181
‫خیال می‌کردم می‌خواستی اوضاع رو درست کنی

109
00:05:18,249 --> 00:05:19,709
‫چاره‌ای ندارم کلویی. کاره دیگه

110
00:05:19,775 --> 00:05:21,170
‫آره، تاحالا این بهونه رو نشنیدم

111
00:05:21,237 --> 00:05:22,464
‫آره

112
00:05:22,532 --> 00:05:24,334
‫لانگ بیچ؟

113
00:05:24,401 --> 00:05:26,070
‫باشه، فهمیدم

114
00:05:26,138 --> 00:05:27,706
‫ممنون

115
00:05:28,641 --> 00:05:29,842
‫می‌دونی...

116
00:05:29,910 --> 00:05:32,412
‫وقتی تریکسی بپرسه تو فردا کجایی

117
00:05:32,480 --> 00:05:35,618
‫حتماً بهش میگم که کار مهمی پیش اومد

118
00:05:37,555 --> 00:05:41,226
‫لوسیفر، برات یه جشنِ...

119
00:05:41,294 --> 00:05:43,296
‫بعد از پارتی جور کردم

120
00:05:44,633 --> 00:05:46,233
‫با بریتنی...

121
00:05:47,103 --> 00:05:48,237
‫و بریتنی آشنا شو

122
00:05:48,305 --> 00:05:49,305
‫وای

123
00:05:49,339 --> 00:05:50,807
‫سلام بریتنی‌ها

124
00:05:51,876 --> 00:05:53,879
‫خیلی از آشناییتون خوشحالم

125
00:05:54,814 --> 00:05:57,112
‫سلام

126
00:05:58,146 --> 00:06:00,077
‫پارتی رو ببریم بالا؟

127
00:06:00,145 --> 00:06:02,276
‫راستش باید لباسام تنم بمونن

128
00:06:02,343 --> 00:06:04,375
‫شرمنده دخترا. دیرم شده

129
00:06:04,442 --> 00:06:05,507
‫واسه چی؟

130
00:06:05,575 --> 00:06:06,642
‫- کار
‫- خواهش می کنم نگو که

131
00:06:06,709 --> 00:06:08,310
‫باور نمی‌کنی که برای

132
00:06:08,378 --> 00:06:10,913
‫- پلیس کار می‌کنی
‫- براشون کار می‌کنم، باهاشون همکاری می‌کنم

133
00:06:10,980 --> 00:06:12,314
‫من یه شهروند مشاورم

134
00:06:12,382 --> 00:06:14,316
‫کاراگاه زنگ زد. یه قتل صورت گرفته

135
00:06:14,384 --> 00:06:15,517
‫به خدماتم احتیاج دارن

136
00:06:15,585 --> 00:06:16,752
‫بریتنی‌ها...

137
00:06:16,819 --> 00:06:19,922
‫چرا حال دوستم رو جا نمیارین؟

138
00:06:38,174 --> 00:06:39,975
‫این کبودی به خاطر چیه؟

139
00:06:40,043 --> 00:06:41,109
‫احتمالاً به خاطر ضربه

140
00:06:41,177 --> 00:06:42,777
‫وقتی برم آزمایشگاه چیزای بیشتری می‌فهمم

141
00:06:42,779 --> 00:06:44,713
‫باشه، وقتی چیزی فهمیدی بهم زنگ بزن

142
00:06:44,781 --> 00:06:46,715
‫در چه حالی، همکار؟

143
00:06:46,783 --> 00:06:48,550
‫ما همکار نیستیم

144
00:06:48,618 --> 00:06:50,641
‫صحیح

145
00:06:50,709 --> 00:06:52,898
‫خب، این جنازه‌ی بیچاره رو

146
00:06:52,965 --> 00:06:55,553
‫چه اتفاق ناگواری از پا درآورده؟

147
00:06:55,620 --> 00:06:57,676
‫خفگی، با فشار به گلو

148
00:06:57,744 --> 00:06:59,966
‫و این جنازه اسم داره

149
00:07:00,034 --> 00:07:02,853
‫اروین اسکول، ۵۵ ساله. بیست ساله اینجا نگهبانه

150
00:07:02,921 --> 00:07:04,181
‫اوه، درمورد خفگی بگو

151
00:07:04,249 --> 00:07:05,243
‫به نظر معاون یه تشکیلات خلافکاری...

152
00:07:05,244 --> 00:07:06,935
‫از این مکان برای انبار کردنِ

153
00:07:07,002 --> 00:07:08,628
‫کالاهای قاچاق استفاده می‌کردن

154
00:07:08,695 --> 00:07:09,955
‫کانتینر گم شده

155
00:07:10,022 --> 00:07:13,008
‫پس احتمالاً اسکول در یه سرقتِ
‫درحال انجام دخالت کرده

156
00:07:13,075 --> 00:07:16,128
‫،دوربین‌های امنیتی غیرفعال شدن
‫پس فیلمی هم ازش نداریم

157
00:07:16,195 --> 00:07:18,086
‫احتمالاً لازم بشه که...

158
00:07:19,148 --> 00:07:20,784
‫لوسیفر، این یه جسده

159
00:07:20,852 --> 00:07:22,054
‫یکم احترام هم خوب چیزیه

160
00:07:22,089 --> 00:07:24,861
‫می‌دونی، از این احترامی که شماها برای

161
00:07:24,929 --> 00:07:26,331
‫جسم پوسیده قائل هستین، متحیرم

162
00:07:26,399 --> 00:07:29,171
‫آخه، این آدم بدبخت و بی عرضع چه توی جهنم باشه

163
00:07:29,239 --> 00:07:31,777
‫چه توی بهشت، الان داره سخنرانی خوش آمدگوییِ
‫فرشته یوریل رو تحمل می کنه

164
00:07:31,845 --> 00:07:33,982
‫اگه بپرسی، میگم که خیلی بدتر از جهنمه

165
00:07:34,050 --> 00:07:36,254
‫بیا فقط واسه یه ثانیه وانمود کنیم تو آدم دیگه‌ای هستی

166
00:07:36,323 --> 00:07:38,359
‫یه آدم خوب، یه آدم بالغ

167
00:07:38,427 --> 00:07:40,297
‫عاشق نقش بازی کردنم

168
00:07:40,365 --> 00:07:41,266
‫عالیه

169
00:07:41,334 --> 00:07:42,803
‫خب از اونجا که سرنخی نداریم

170
00:07:42,872 --> 00:07:45,109
‫بیا روی قدم بعدی تحقیقاتمون تمرکز کنیم

171
00:07:45,177 --> 00:07:46,913
‫مثلاً اینکه چی توی اون کانتینر دزدیده شده بود

172
00:07:46,981 --> 00:07:49,486
‫ولی همین الانش هم حلش کردم.
‫می‌دونم چی اروین رو کشته

173
00:07:49,554 --> 00:07:50,823
‫چی؟

174
00:07:50,891 --> 00:07:52,025
‫خستگی

175
00:07:52,093 --> 00:07:53,495
‫آخه، به قتل رسیدن احتمالاً

176
00:07:53,530 --> 00:07:55,901
‫هیجان انگیزترین اتفاقیه که تاحالا براش افتاده

177
00:07:55,969 --> 00:07:58,607
‫کِی به یه معتادخونه حمله
‫یا به کسی شلیک می‌کنیم؟

178
00:07:58,675 --> 00:08:01,181
‫آخه، من برای اینجا اومدن، بیخیال یه سکس چهار نفره شدم

179
00:08:01,248 --> 00:08:04,254
‫یه آدم مرده و ما باید همه سعی‌مون رو بکنیم

180
00:08:04,322 --> 00:08:05,524
‫تا قاتل رو دستگیر کنیم

181
00:08:05,592 --> 00:08:07,128
‫کار من نیست

182
00:08:07,196 --> 00:08:08,673
‫شوخی می‌کنی؟

183
00:08:08,741 --> 00:08:09,950
‫اصلاً کار من نیست

184
00:08:10,018 --> 00:08:12,067
‫هوی! بعد از همه‌ی اون کارایی که کردی

185
00:08:12,134 --> 00:08:14,721
‫تا باهام همکار بشی، واقعاً می‌خوای
‫راهتو بگیری بری

186
00:08:14,789 --> 00:08:16,319
‫چون فکر می‌کنی این چرونده خسته کننده‌ست

187
00:08:16,369 --> 00:08:19,022
‫وقتی یه قاتل زنده گیدا کردی بهم زنگ بزن

188
00:08:19,090 --> 00:08:21,643
‫یا حداقل یه آدم خوشتیپ

189
00:08:21,711 --> 00:08:23,626
‫آخه...

190
00:08:24,718 --> 00:08:26,733
‫بریتنی پیشخدمت هنوز کار می‌کنه؟

191
00:08:26,800 --> 00:08:28,683
‫باشه، فهمیدم

192
00:08:28,750 --> 00:08:30,500
‫خدایا، امیدوار بودم یه سکس باحال

193
00:08:30,567 --> 00:08:31,756
‫که به اندازه‌ی یه کام پاک کن

194
00:08:31,823 --> 00:08:33,971
‫مزه‌ی اون خستگی رو از دهنم تمیز کنه، داشته باشم

195
00:08:34,038 --> 00:08:35,127
‫باید صحبت کنیم

196
00:08:35,195 --> 00:08:36,515
‫خب، تا وقتی که موضوعِ

197
00:08:36,582 --> 00:08:39,754
‫بحث قتل/دزدی انبار نباشه، سرتاپا گوشم

198
00:08:39,821 --> 00:08:41,605
‫نمی‌دونم چطور این کارو می‌کنن

199
00:08:41,671 --> 00:08:44,281
‫۴۰ساعت در هفته، ۵۲ هفته در سال تا ۵۰ سال

200
00:08:44,348 --> 00:08:46,826
‫آخه، جهنم رو ترک نکردم که توی یه
‫جهنم دیگه قدم بزارم

201
00:08:46,893 --> 00:08:50,098
‫آره خب، درمورد اون بحث دزدی/قتله

202
00:08:50,165 --> 00:08:53,733
‫کانتینر گم شده، مال تو بود

203
00:08:55,661 --> 00:08:56,936
‫کدوم کانتینر؟

204
00:08:56,962 --> 00:08:59,237
‫همون کانتینر

205
00:09:17,838 --> 00:09:19,871
‫نشنیدی الان چی گفتم؟

206
00:09:19,941 --> 00:09:21,492
‫کانتینر گم شده

207
00:09:21,562 --> 00:09:23,165
‫شنیدم

208
00:09:23,232 --> 00:09:25,403
‫چرا نمیریم بیرون و پسش بگیریم؟

209
00:09:25,471 --> 00:09:27,710
‫چرا اعصابت رو خورد می‌کنی؟
‫به گمونم اگه کسی اون رو تا این حدی

210
00:09:27,777 --> 00:09:29,313
‫،می خواد که حاضر شده بدزده

211
00:09:29,381 --> 00:09:31,585
‫پش شاید بهتره که مال خودشون باشه

212
00:09:31,653 --> 00:09:33,991
‫جداً؟

213
00:09:34,058 --> 00:09:35,594
‫این موضوع ناراحتت نمی‌کنه؟

214
00:09:35,663 --> 00:09:37,599
‫نمی‌دونم بهت چی بگم، میز

215
00:09:37,667 --> 00:09:40,506
‫به گمونم در هر صورت اونقدرا برام مهم نیست

216
00:09:41,342 --> 00:09:43,648
‫خب، کانتینر مال خودته...

217
00:09:43,715 --> 00:09:45,753
‫و البته پای اعتبارت هم در میونه

218
00:09:46,789 --> 00:09:48,660
‫از چه نظر اعتبارم درمیونه؟

219
00:09:48,727 --> 00:09:51,733
‫خب، ظاهراً الان دیگه برات اشکالی نداره
‫که ازت چیزی بدزدن

220
00:09:51,801 --> 00:09:52,970
‫ولی...

221
00:09:53,038 --> 00:09:56,211
‫اگه این موضوع اذیتت نمی‌کنه...
‫پس منم اذیت نمی‌کنه

222
00:10:06,504 --> 00:10:08,141
‫الان داریم کل این منطقه رو

223
00:10:08,209 --> 00:10:09,210
‫دنبال شاهد می‌گردیم

224
00:10:09,245 --> 00:10:10,280
‫خیلی خب، خوبه. انبارهای این نزدیکی رو

225
00:10:10,347 --> 00:10:11,283
‫هم بررسی کنیم

226
00:10:11,350 --> 00:10:12,318
‫- باشه
‫- و باید اون...

227
00:10:12,386 --> 00:10:14,190
‫- آره
‫- ببخشید

228
00:10:14,257 --> 00:10:15,593
‫چیه؟ به حرف‌های توهین آمیزی بیشتری فکر کردی که

229
00:10:15,661 --> 00:10:17,097
‫- بهم بگی؟
‫- نه، تجدید نظر کردم

230
00:10:17,165 --> 00:10:19,103
‫واسه کمک برگشتم. هنوز سرنخی پیدا نکردی؟

231
00:10:19,170 --> 00:10:21,040
‫کمک لازم داشتنت مثل این می‌مونه که
‫یه ممه دیگه لازم داشته باشم

232
00:10:21,109 --> 00:10:22,210
‫صبر کن

233
00:10:22,277 --> 00:10:24,081
‫حرفی نزن. همون موقعی که اون حرف رو پروندم

234
00:10:24,149 --> 00:10:25,715
‫می‌دونستم اشتباه کردم

235
00:10:25,740 --> 00:10:27,724
‫ما همکاریم و من خدماتم رو بهت ارائه میدم

236
00:10:27,792 --> 00:10:30,196
‫به نظرم تو یه دوره طراوت برای

237
00:10:30,265 --> 00:10:31,500
‫همکاری کردن همکارها لازم داری

238
00:10:31,568 --> 00:10:33,271
‫تو من رو تنها گذاشتی، یادته؟

239
00:10:33,339 --> 00:10:35,109
‫بله، ولی الان به خاطر دزدی اومدم اینجا

240
00:10:35,177 --> 00:10:36,648
‫دزدی؟ چرا؟

241
00:10:36,717 --> 00:10:38,623
‫چون کانتینر دزدیده شده مال من بود

242
00:10:38,691 --> 00:10:41,368
‫ولی قبلاً یه جورایی بیخیالش شدی

243
00:10:41,435 --> 00:10:42,572
‫خب، قبلاً نمی‌دونستم

244
00:10:42,641 --> 00:10:43,911
‫میز همیشه محموله رو انبار می‌کنه... انبار کردن و این چیزا

245
00:10:43,979 --> 00:10:46,656
‫می‌دونستی که این تأسیسات برای

246
00:10:46,723 --> 00:10:48,998
‫- انبار کالاهای قاچاق استفاده میشد؟
‫- نه

247
00:10:49,066 --> 00:10:50,504
‫اما چه جایی برای انبار کردم وسایلم

248
00:10:50,572 --> 00:10:51,843
‫بهتر از جاییه که مردم وسایل غیرقانونیشون رو
‫مخفی می‌کنن؟

249
00:10:51,911 --> 00:10:52,948
‫سوال‌ها مشخصن

250
00:10:53,015 --> 00:10:55,424
‫ولی جنس‌های تو هم قاچاقی و غیرقانونی بودن؟

251
00:10:55,491 --> 00:10:57,298
‫غیرقانونی" رو تعریف کن"

252
00:10:57,366 --> 00:10:58,967
‫چی توی کانتینر بود؟

253
00:10:59,034 --> 00:11:01,702
‫- یه وسیله شخصی، قیمتی نبود
‫- آره ولی چی توش بود؟

254
00:11:01,769 --> 00:11:03,402
‫تنها چیزی که با خودم به لس آنجلس آوردم

255
00:11:03,470 --> 00:11:04,637
‫می‌دونم ولی تو به سوالم جواب نمیدی

256
00:11:04,705 --> 00:11:06,705
‫،ببین، من جنس‌هایی رو انبار می‌کردم
‫اون رو دزدیدن

257
00:11:06,772 --> 00:11:08,006
‫این دزدی یه رویه قضایی رو شکل میده

258
00:11:08,074 --> 00:11:10,175
‫برای همین مجبور شدم کاری کنم که
‫سارق تاوانش رو پس بده

259
00:11:10,243 --> 00:11:12,843
‫حالا، اگه بزاری کمک کنم

260
00:11:12,911 --> 00:11:16,713
‫مطمئنم که خیلی زود این پرونده رو حل می‌کنم

261
00:11:16,780 --> 00:11:18,247
‫یه سرنخ هم دارم

262
00:11:23,261 --> 00:11:24,318
‫بستنی قیفی؟

263
00:11:24,386 --> 00:11:25,385
‫این سرنخ توئه؟

264
00:11:25,386 --> 00:11:26,786
‫برای این کارا وقت نداریم

265
00:11:26,854 --> 00:11:28,349
‫باید کار کنیم؟

266
00:11:28,415 --> 00:11:30,176
‫- چی بدم خدمتتون؟
‫- خب

267
00:11:30,244 --> 00:11:31,705
‫دو تا بستنی مخصوص می‌خوام

268
00:11:31,772 --> 00:11:33,939
‫و صورتِ با زمین نوازش شده‌ت رو

269
00:11:33,964 --> 00:11:34,975
‫چی؟

270
00:11:36,557 --> 00:11:37,552
‫چه غلطی...

271
00:11:37,620 --> 00:11:38,815
‫لوسیفر، داری چیکار می‌کنی؟ بس کن!

272
00:11:38,883 --> 00:11:40,443
‫به گمونم اونا واسه این بازپرسی زنگ زدن

273
00:11:40,511 --> 00:11:41,773
‫لوسیفر، بس کن!

274
00:11:41,841 --> 00:11:43,235
‫- اون باید بهم بگه جنس‌هام کجان
‫- این کارو نکن

275
00:11:43,302 --> 00:11:44,975
‫- من فقط بستنی می‌فروشم
‫- لوسیفر!

276
00:11:45,030 --> 00:11:46,325
‫ما کارا رو اینطوری پیش نمی‌بریم

277
00:11:46,393 --> 00:11:48,518
‫این احمق بدبخت اسم واقعیش فرانکی کوستا ست

278
00:11:48,585 --> 00:11:51,309
‫و کار اصلیش حمل و انبار کردن وسایل غیرقانونیه

279
00:11:51,377 --> 00:11:53,303
‫میز با کمک اون چند تا انبار پیدا کرد

280
00:11:53,370 --> 00:11:55,562
‫،پس اگه کسی می‌دونست که اون رو بدزده
‫این یارو درگیرش بوده

281
00:11:56,593 --> 00:11:58,155
‫من هیچوقت از محموله‌های خودم دزدی نمی‌کنم

282
00:11:59,417 --> 00:12:00,613
‫اون انبار ممنوعه‌ست

283
00:12:00,680 --> 00:12:01,696
‫هی، پسر

284
00:12:01,765 --> 00:12:04,000
‫می‌خوام هیاهوی این انبارکردن خلاص بشم

285
00:12:04,069 --> 00:12:05,084
‫خب تمرکز کن، فرانکی

286
00:12:05,085 --> 00:12:06,101
‫کی دارایی منو دزدیده؟

287
00:12:06,102 --> 00:12:07,138
‫نمی‌دونم

288
00:12:07,206 --> 00:12:09,046
‫خودم هم می‌خوام اینو بفهمم

289
00:12:09,114 --> 00:12:10,285
‫این مسائل برای کسب و کارم بد هستن

290
00:12:10,353 --> 00:12:11,490
‫کی ممکن بود درمورد سرویس انبار کردن بدونه؟

291
00:12:11,558 --> 00:12:12,326
‫تو کی باشی؟

292
00:12:12,394 --> 00:12:14,167
‫من کسی هستم که از اینا داره

293
00:12:14,235 --> 00:12:15,154
‫ولی این بابا از اینا نداره

294
00:12:15,221 --> 00:12:16,403
‫پس اینطور بگیم که اگه از اینجا برم

295
00:12:16,404 --> 00:12:18,605
‫اون می‌تونه هر کاری که دلش خواست انجام بده

296
00:12:18,672 --> 00:12:20,577
‫یا اگه تو مسئول این کار نیستی، ما رو به

297
00:12:20,644 --> 00:12:22,679
‫کسی می‌رسونی که مسئوله. حله؟

298
00:12:22,746 --> 00:12:23,994
‫باشه، باشه

299
00:12:24,061 --> 00:12:25,998
‫لُس دیابلوس

300
00:12:26,065 --> 00:12:27,182
‫کلوب موتورسوارها؟

301
00:12:27,248 --> 00:12:28,528
‫آره

302
00:12:28,597 --> 00:12:30,720
‫من انبارها رو می‌گردونم، اون انبار کردن و بارگیریا رو

303
00:12:30,789 --> 00:12:34,092
‫اگه مشکلی پیش بیاد، اونا ازش خبردار میشن

304
00:12:34,161 --> 00:12:35,508
‫فقط همینا رو می‌دونم

305
00:12:35,576 --> 00:12:36,721
‫قسم می‌خورم

306
00:12:36,790 --> 00:12:38,474
‫خیلی خب، کافیه

307
00:12:38,543 --> 00:12:40,295
‫باشه

308
00:12:43,870 --> 00:12:45,623
‫خارق‌العاده بود

309
00:12:45,691 --> 00:12:47,376
‫موزیکال بود، خیلی شاعرانه بود

310
00:12:47,445 --> 00:12:49,129
‫ما مثل چیپس و ماهی، نمک و فلفل بودیم

311
00:12:49,198 --> 00:12:50,410
‫نوپرست و خیر

312
00:12:50,479 --> 00:12:51,482
‫یه دلیل خوب بگو که

313
00:12:51,516 --> 00:12:53,691
‫چرا نباید تو رو به جرم یورش دستگیر نکنم

314
00:12:53,759 --> 00:12:55,164
‫باشه، فرانکی یه آدم پست تمام عیاره

315
00:12:55,232 --> 00:12:56,168
‫و شربت گیلاس کمی روی بستنی میریزه

316
00:12:56,236 --> 00:12:57,239
‫درواقع، این دوتا دلیله

317
00:12:57,240 --> 00:12:58,444
‫تو یه چیزیت هست

318
00:12:58,512 --> 00:13:00,251
‫و این باید به اون کانتینر مرموز مربوط باشه

319
00:13:00,319 --> 00:13:01,644
‫پس دیگه بازی در نیار...
‫چی توش هست؟

320
00:13:03,097 --> 00:13:04,536
‫یه هدیه از طرف پدرم

321
00:13:04,604 --> 00:13:06,008
‫هنوزم این جواب حساب نمیشه

322
00:13:06,076 --> 00:13:07,360
‫آخه، یادگاریش بود؟

323
00:13:07,381 --> 00:13:09,356
‫یه جور کلکسیون پرقیمت پورن

324
00:13:09,424 --> 00:13:10,527
‫ببین، اگه قرار باشه باهم روی این پرونده کار کنیم

325
00:13:10,594 --> 00:13:13,272
‫باید بهم اعتماد کنی، خیلی خب؟

326
00:13:14,879 --> 00:13:16,853
‫درست میگی، ما نباید توی این پرونده باهم کار کنیم

327
00:13:17,825 --> 00:13:20,300
‫خیلی موضوع رو دراماتیک نکردیم؟

328
00:13:20,368 --> 00:13:21,706
‫می‌دونی، خیلی سرم شیره مالیدی

329
00:13:21,774 --> 00:13:22,978
‫تا بزارم توی پرونده‌ام باشی

330
00:13:23,046 --> 00:13:24,685
‫ولی اینا به خاطر این بود که باهام روراست بودی

331
00:13:24,752 --> 00:13:27,329
‫ولی الان، به دلایلی، همه‌ی داستان رو بهم نمیگی

332
00:13:27,396 --> 00:13:28,634
‫هرچیزی که برای

333
00:13:28,702 --> 00:13:30,743
‫کمک کردن برای پیدا کردن جنس‌هام
‫لازم داری رو بهت میگم

334
00:13:30,811 --> 00:13:33,101
‫یه آدم مرده ولی تنها چیزی که می‌تونی
‫درموردش حرف بزنی دارایی توئه؟

335
00:13:33,168 --> 00:13:35,127
‫،بله، ولی اگه ما پیداش کنیم
‫بعدش تو می‌فهمی که

336
00:13:35,193 --> 00:13:37,616
‫کی اون نگهبان رو کشته...
‫قضیه برد-برده

337
00:13:37,684 --> 00:13:39,807
‫پس بیخیال، توجیهم کن

338
00:13:39,875 --> 00:13:41,833
‫لس دیابلوس رو زیر کدوم سنگ پیدا می‌کنیم؟

339
00:13:41,900 --> 00:13:44,157
‫اگه ازم بپرسی، میگم اسم دقیقیه

340
00:13:44,225 --> 00:13:45,386
‫هیچ جایی نمیشه پیداش کرد

341
00:13:45,454 --> 00:13:47,344
‫این یه تعارض منافعه

342
00:13:53,952 --> 00:13:57,073
‫ببین کلویی، بهت که گفتم، بابت فردا
‫هیچ کاری نمی‌تونم بکنم

343
00:13:57,141 --> 00:13:58,368
‫آتش بس

344
00:13:58,435 --> 00:14:00,061
‫این یه احضار برای دنِ کاراگاهه

345
00:14:00,129 --> 00:14:01,024
‫خیلی خب؟

346
00:14:01,091 --> 00:14:02,086
‫به کمکت نیاز دارم

347
00:14:02,087 --> 00:14:03,082
‫خیلی خب

348
00:14:03,083 --> 00:14:04,277
‫درمورد پرونده‌ام هستش

349
00:14:04,345 --> 00:14:05,571
‫قتل در انبار

350
00:14:05,638 --> 00:14:07,262
‫نگهبان اونجا در حین یه سرقت کشته شده

351
00:14:07,329 --> 00:14:09,119
‫آره، اون کانتینر دزدیده شده

352
00:14:09,186 --> 00:14:10,379
‫مال لوسیفر بوده

353
00:14:10,446 --> 00:14:14,026
‫اون ساختمان انباری پر از
‫جنس‌های بازار سیاهی بود

354
00:14:14,093 --> 00:14:16,645
‫آره، درسته

355
00:14:16,713 --> 00:14:18,734
‫تو هم فکر میکنی چیزی که لوسیفر
‫توش انبار کرده غیر قانونیه

356
00:14:18,802 --> 00:14:20,989
‫توی اون کانتینر هرچی که هست، اون بهم نمیگه

357
00:14:21,056 --> 00:14:24,172
‫و برای مردی که همه چی رو میگه، چیز بزرگیه

358
00:14:24,239 --> 00:14:25,472
‫برای همین می‌خوام یه بررسی درمورد لوسیفر بکنی

359
00:14:25,532 --> 00:14:27,621
‫ببینی چی رو ممکنه قایم کرده باشه

360
00:14:27,688 --> 00:14:29,775
‫ای به روی چشم

361
00:14:39,757 --> 00:14:41,314
‫پلیس لس آنجلس

362
00:14:41,382 --> 00:14:42,696
‫رئیس بیرونه

363
00:14:42,764 --> 00:14:44,179
‫بله، می‌دونم

364
00:14:47,249 --> 00:14:48,799
‫چی می‌خوای؟

365
00:14:48,867 --> 00:14:50,047
‫باید دفاتر ثبت شماها رو ببینم

366
00:14:50,115 --> 00:14:51,969
‫بدون هیچ دستمالی کردنی؟

367
00:14:52,038 --> 00:14:53,722
‫گزارش دادن که این پنج سال اخیر

368
00:14:53,791 --> 00:14:54,868
‫رئیست ضرر عملیاتی داشته

369
00:14:54,937 --> 00:14:56,469
‫خب؟

370
00:14:56,536 --> 00:14:58,467
‫هر شب این کلوب پر میشه

371
00:14:58,535 --> 00:15:01,066
‫و مارتینی سیبی ۲۰ دلاری باهاش جور در نمیاد

372
00:15:04,198 --> 00:15:06,129
‫تو همسر سابق کلویی هستی، درسته؟

373
00:15:06,197 --> 00:15:08,861
‫و تو سگ خونگی لوسیفری

374
00:15:08,929 --> 00:15:10,227
‫حالا جواب سوالم رو بده

375
00:15:10,295 --> 00:15:12,693
‫خب، از لحاظ فنی اون سوال نبود

376
00:15:12,760 --> 00:15:14,092
‫طلاق‌تون نهایی شده؟

377
00:15:14,160 --> 00:15:15,458
‫به تو هیچ ربطی نداره

378
00:15:16,591 --> 00:15:17,923
‫خب، یا گزارش‌ها رو بهم نشون میدی

379
00:15:17,991 --> 00:15:19,588
‫یا باید حکم بگیرم؟

380
00:15:19,656 --> 00:15:20,655
‫ما چیزی برای قایم کردن نداریم

381
00:15:20,656 --> 00:15:21,688
‫عالیه

382
00:15:21,755 --> 00:15:23,457
‫من همینجا می‌مونم

383
00:15:23,525 --> 00:15:24,992


384
00:15:25,060 --> 00:15:27,362
‫راستش دفاتر توی دفتر هستن

385
00:15:27,430 --> 00:15:31,068
‫و اونقدر زیادن که نمی‌تونم تنهایی بیارمشون

386
00:15:31,135 --> 00:15:34,072
‫ولی اگه اگه باهام بیای اون پشت

387
00:15:34,139 --> 00:15:36,275
‫میزارم هر چی که بخوای رو ببینی

388
00:15:36,343 --> 00:15:38,545
‫همون دفاتر ثبت کفایت می‌کنه

389
00:15:41,817 --> 00:15:44,090
‫از این طرف

390
00:15:51,360 --> 00:15:53,908
‫مستقیم برو، سمت چپ

391
00:16:06,037 --> 00:16:09,671
‫،وقتی کلویی بهت گفت بری
‫چه حسی بهت دست داد؟

392
00:16:09,697 --> 00:16:11,039
‫خب معلومه، اعصابم به هم ریخت

393
00:16:11,110 --> 00:16:14,072
‫،هرچی که ازت دزدیده باشن
‫باید خیلی مهم باشه

394
00:16:14,141 --> 00:16:15,178
‫نه

395
00:16:15,245 --> 00:16:18,289
‫راستش نه، اصالت و شرفم در خطره

396
00:16:18,357 --> 00:16:21,802
‫آخه، کسی ازم دزدی کنه نمی‌تونه قسر در بره

397
00:16:23,041 --> 00:16:25,348
‫این ضرر مشکلی رو پیش میکشه که ما

398
00:16:25,416 --> 00:16:26,955
‫از زمان آغاز کارمون باهم محدودش می‌کردیم

399
00:16:27,022 --> 00:16:29,196
‫- صحیح
‫- هویتت

400
00:16:29,264 --> 00:16:31,471
‫هنوز همون شیطونم، عزیزم

401
00:16:31,539 --> 00:16:35,553
‫بله ولی اینقدر سخت تلاش می‌کنی که کی باش؟

402
00:16:35,621 --> 00:16:36,818
‫هیچکی

403
00:16:36,886 --> 00:16:39,214
‫من کاملاً غیر قابل عوض شدنم

404
00:16:39,282 --> 00:16:41,544
‫،ولی هنوز سعی داری برای قایم کردن شاخ های شیطانیت
‫کلاه‌های زیادی روی سرت بزاری

405
00:16:41,612 --> 00:16:43,508
‫دختر بازی، پلیس بازی، صاحب کلوب بودن...

406
00:16:43,575 --> 00:16:45,937
‫بله، "استاد همه چیز زبانی" رو یادت رفت

407
00:16:46,005 --> 00:16:48,000
‫صحبت از چیز شد، شروع کنیم؟

408
00:16:48,068 --> 00:16:49,198
‫این بمونه واسه بعد

409
00:16:49,266 --> 00:16:52,161
‫به نظرم می‌خوایم چیز مهمی بشنویم

410
00:16:52,229 --> 00:16:55,988
‫یکی از سخت‌ترین کارهایی که باهاش مواجه هستیم...

411
00:16:56,056 --> 00:16:57,387
‫اینه که خودمون باشیم

412
00:16:57,453 --> 00:17:01,546
‫ازت می‌خوام که بهم بگی به باورت...

413
00:17:01,614 --> 00:17:04,442
‫تو واقعاً کی هستی

414
00:17:08,237 --> 00:17:09,744
‫من...

415
00:17:10,851 --> 00:17:13,362
‫من هسـ...

416
00:17:13,431 --> 00:17:16,746
‫به مهارت پزشکیت شک دارم

417
00:17:19,964 --> 00:17:21,336
‫احساس می‌کنی درموردت قضاوت کردم

418
00:17:22,745 --> 00:17:23,817
‫برای همین حالت حمله می‌گیری و
‫من رو قضاوت می‌کنی

419
00:17:23,884 --> 00:17:24,888
‫ولی عالیه

420
00:17:24,923 --> 00:17:26,028
‫این تحوله

421
00:17:26,095 --> 00:17:27,535
‫که یعنی می‌خوای تأییدش کنم

422
00:17:27,603 --> 00:17:29,345
‫تأیید کسی رو نمی‌خوام

423
00:17:30,854 --> 00:17:31,959
‫و وقت تموم شد

424
00:17:32,026 --> 00:17:33,566
‫یهویی دیگه حال سکس ندارم

425
00:17:33,635 --> 00:17:35,879
‫خیلی خب، صبر کن...

426
00:17:35,946 --> 00:17:38,023
‫صبر کن لوسیفر

427
00:17:39,766 --> 00:17:41,440
‫به نظرت این یه دعواست

428
00:17:41,508 --> 00:17:44,121
‫به نظرم یه پیشرفت ـه

429
00:17:44,188 --> 00:17:47,874
‫یا شایدم الان دارم متوجه میشم که
‫این کار چه وقت تلف کردنی بود

430
00:17:56,117 --> 00:17:58,026
‫خوشحالم که برگشـ...

431
00:17:58,094 --> 00:18:00,137
‫همه چی روبراهه؟

432
00:18:00,205 --> 00:18:02,132
‫این که تویی. سلام

433
00:18:02,200 --> 00:18:05,323
‫ببخشید، فقط... تقصیر این دیوارهای نازکه

434
00:18:05,391 --> 00:18:06,121


435
00:18:06,189 --> 00:18:07,551
‫بله، همه چی روبراهه

436
00:18:09,447 --> 00:18:11,706
‫خواهش می‌کنم

437
00:18:11,773 --> 00:18:13,900
‫بازم ممنون بابت نوشیدنی دیشب، لیندا

438
00:18:14,965 --> 00:18:16,360
‫خواهش می‌کنم

439
00:18:16,427 --> 00:18:17,822
‫بله، خوش گذشت

440
00:18:17,890 --> 00:18:19,692
‫آره

441
00:18:19,759 --> 00:18:23,631
‫خب، چه جور پدر و مادری اسمِ
‫بچه‌شون رو میزارن لوسیفر؟

442
00:18:25,233 --> 00:18:27,002
‫شرمنده، نمی‌خوام غیرحرفه‌ای رفتار کنم ولی...

443
00:18:27,070 --> 00:18:28,571
‫ما همکاریم. گفتن این چیزا موردی نداره

444
00:18:28,639 --> 00:18:31,909
‫و فکر نکنم اسم واقعیش لوسیفر باشه

445
00:18:32,778 --> 00:18:34,613
‫با استعاره صحبت می‌کنیم

446
00:18:34,680 --> 00:18:35,881


447
00:18:35,949 --> 00:18:38,131
‫بیمارهای تخیلی

448
00:18:38,199 --> 00:18:39,819
‫ممکنه خیلی چالش‌برانگیز باشن

449
00:18:39,886 --> 00:18:41,937
‫راستش خیلی هم دلرباست

450
00:18:42,003 --> 00:18:44,914
‫آره ولی حتی ابلیس هم به عنوان

451
00:18:44,980 --> 00:18:46,038
‫یه فرشته‌ی روشنایی از خودش متنفره

452
00:18:46,106 --> 00:18:48,420
‫نامه دوم به قرنتیان، فصل ۱۱، بخش ۱۴

453
00:18:48,487 --> 00:18:50,439


454
00:18:50,506 --> 00:18:52,352
‫دو سال مدرسه علوم دینی بودم

455
00:18:52,419 --> 00:18:55,710
‫قبل از اینکه تصمیم بگیریم که می‌خواستم
‫از یه راه متفاوت به مردم کمک کنم

456
00:18:55,778 --> 00:18:57,860
‫جالبه

457
00:18:57,928 --> 00:19:01,621
‫خیال می‌کردم آدم صاف و دل‌پاکی باشی

458
00:19:03,771 --> 00:19:05,349
‫گوش کن، دیروز بابت بیمارم خیلی کمکم کردی

459
00:19:05,416 --> 00:19:07,498
‫منم خیلی دوست دارم لطفت رو جبران کنم

460
00:19:07,566 --> 00:19:10,084
‫من کل کتاب مقدس رو از حفظم

461
00:19:10,152 --> 00:19:12,401
‫پس اگه یه موقعی احتیاج به مشاوره داشتی

462
00:19:12,469 --> 00:19:14,584
‫هم خبر بده

463
00:19:42,090 --> 00:19:43,366


464
00:19:43,433 --> 00:19:45,137
‫دیگه ازش دفاع نکن مامان

465
00:19:45,205 --> 00:19:47,611
‫می‌دونی که دن هیچوقت عوض نمیشه

466
00:19:50,019 --> 00:19:51,087


467
00:19:51,155 --> 00:19:54,163
‫واسه شام چی داریم، مامان؟

468
00:19:54,231 --> 00:19:56,436
‫سبزیجات، هیولای کوچولوی کیک خور

469
00:19:56,504 --> 00:19:58,275
‫آره

470
00:19:58,343 --> 00:20:01,283
‫آخه، نمی‌دونم اصلاً چرا دارم با کل کل کردن با تو
‫خودم رو اذیت می‌کنم

471
00:20:01,351 --> 00:20:03,590
‫اون عوض بشو نیست، مامان

472
00:20:03,658 --> 00:20:05,964
‫می‌دونی، دنی همینیه که هست

473
00:20:06,031 --> 00:20:07,468
‫منم چیز زیادی ازش نخواستم

474
00:20:07,536 --> 00:20:09,441
‫فقط یه کار جزئی ازش خواستم

475
00:20:09,508 --> 00:20:10,610
‫و احتمالاً دیگه خیلی دیره

476
00:20:10,678 --> 00:20:15,223
‫این بحث با تو هیچ فایده‌ای نداره

477
00:20:15,291 --> 00:20:18,734
‫چرا؟ چون همیشه طرفش رو می‌گیری

478
00:20:20,138 --> 00:20:22,344
‫ببین مامان، من...

479
00:20:23,114 --> 00:20:24,116
‫- بابایی!
‫- هیس

480
00:20:24,183 --> 00:20:26,563
‫- سلام میمون!
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟

481
00:20:26,629 --> 00:20:29,525
‫چرا بالش گذاشتی جلوت؟

482
00:20:29,590 --> 00:20:31,809
‫خب، این... اینا سوالای خوبی هستن

483
00:20:31,875 --> 00:20:33,998
‫و منم بعداً جوابشون رو میدم

484
00:20:34,064 --> 00:20:36,379
‫ولی فعلاً باید یه کاری برام بکنی

485
00:20:36,445 --> 00:20:37,654
‫چی؟

486
00:20:37,722 --> 00:20:40,814
‫یه چند تا لباس برام بیار و به مامان نگو که اینجام

487
00:20:40,882 --> 00:20:42,596
‫ولی تو گفتی که دروغ گفتن کار بدیه

488
00:20:42,664 --> 00:20:46,966
‫کار بدیه، کار خیلی بدیه ولی این فرق می‌کنه

489
00:20:47,034 --> 00:20:48,344
‫چون داریم بازی می‌کنیم

490
00:20:48,413 --> 00:20:50,764
‫"اسم بازی "بابا دزدکی از خونه برو بیرونه

491
00:20:50,832 --> 00:20:52,479
‫هنوزم به نظر یه دروغ باشه

492
00:20:53,891 --> 00:20:56,277
‫می‌دونی، قضیه پیچیده‌ست، میمون

493
00:20:56,345 --> 00:20:58,798
‫تو باید باهاش کنار بیای، باشه؟

494
00:20:58,867 --> 00:21:00,513
‫چی به من میرسه؟

495
00:21:00,581 --> 00:21:02,193
‫چی می‌خوای؟

496
00:21:02,262 --> 00:21:04,256
‫- کیک شکلاتی
‫- قبوله

497
00:21:04,322 --> 00:21:07,546
‫- برای کل سال
‫- صد در صد نه

498
00:21:07,614 --> 00:21:09,541
‫مامانی، من تشنمه!

499
00:21:09,608 --> 00:21:11,568
‫خیلی خب، باشه

500
00:21:11,636 --> 00:21:13,330
‫قبوله

501
00:21:13,397 --> 00:21:16,322
‫حالا میشه لطفاً برام چند تا لباس بیاری؟

502
00:21:23,902 --> 00:21:24,998
‫چه بلایی سرم آوردی؟

503
00:21:25,065 --> 00:21:27,292
‫منظورت چیه؟

504
00:21:27,359 --> 00:21:29,021
‫یه لحظه وایساده بودم

505
00:21:29,088 --> 00:21:30,981
‫بعدش یهویی، لخت روی تخت خواب همسر سابقم بودم

506
00:21:31,049 --> 00:21:33,176
‫خب، قابلت رو نداشت

507
00:21:33,243 --> 00:21:34,838
‫خب...

508
00:21:34,905 --> 00:21:36,467
‫جواب داد؟

509
00:21:36,534 --> 00:21:37,531
‫باهم سکس کردین؟

510
00:21:37,564 --> 00:21:38,760
‫نه

511
00:21:38,828 --> 00:21:41,652
‫چرا فکر می‌کنی لخت گذاشتنم توی تخت خوابش

512
00:21:41,720 --> 00:21:42,883
‫باعث میشه باهم سکس کنیم؟

513
00:21:42,949 --> 00:21:45,109
‫- واسه من که جواب میده
‫- اصلاً چرا می‌خوای...

514
00:21:45,177 --> 00:21:46,738
‫من و کلویی باهم سکس کنیم؟

515
00:21:46,806 --> 00:21:48,667
‫تا تو و اون دوباره برگردین پیش هم

516
00:21:48,734 --> 00:21:50,128
‫و اون از زندگی لوسیفر بیرون بره

517
00:21:50,130 --> 00:21:51,458
‫تو اهل این طرفا نیستی، مگه نه؟

518
00:21:51,526 --> 00:21:53,619
‫فکرشم نمی‌تونی بکنی

519
00:21:53,687 --> 00:21:55,799
‫نمیشه دو نفرو باهم مثل باربی بازی داد

520
00:21:55,814 --> 00:21:57,376
‫و خیال کرد که این اوضاع رو درست می‌کنه

521
00:21:57,443 --> 00:21:59,637
‫یه رابطه زمان و تلاش می‌طلبه

522
00:21:59,703 --> 00:22:02,129
‫و باید براش زحمت کشید، مثل...

523
00:22:02,197 --> 00:22:03,910
‫اینکه کارته

524
00:22:03,979 --> 00:22:07,710
‫انسان‌ها خیلی خسته‌کننده هستن

525
00:22:07,778 --> 00:22:09,962
‫اینم دفاتری که می‌خواستی ببینی

526
00:22:10,030 --> 00:22:12,047
‫به خاطر این نیومدم

527
00:22:12,115 --> 00:22:14,366
‫تو به یه افسر پلیس حمله کردی

528
00:22:15,443 --> 00:22:16,451
‫تو رو بازداشت می‌کنم

529
00:22:16,486 --> 00:22:17,763
‫و دقیقاً می‌خوای...

530
00:22:17,831 --> 00:22:20,352
‫بگی چه اتفاقی افتاده؟

531
00:22:21,495 --> 00:22:22,503
‫هان؟

532
00:22:24,219 --> 00:22:26,719
‫که یه متصدی زن کوچولو

533
00:22:26,787 --> 00:22:28,320
‫تو رو ناکوت کرد

534
00:22:28,388 --> 00:22:29,954
‫تو رو لخت کرد

535
00:22:30,022 --> 00:22:32,355
‫و تو رو گذاشت روی تخت خواب زن سابقت؟

536
00:22:42,460 --> 00:22:43,939
‫نمی‌تونم توضیحش بدم

537
00:22:43,994 --> 00:22:45,428
‫گزارشات لاکس مشکلی ندارن

538
00:22:45,496 --> 00:22:46,662
‫اصلاً چطور ممکنه؟

539
00:22:46,729 --> 00:22:47,895
‫اونا رو با مطالبات بررسی کردم

540
00:22:47,963 --> 00:22:49,729
‫پرداخت‌های مخفی رو گشتم

541
00:22:49,797 --> 00:22:51,597
‫لوسیفر هر قصدی که داشته باشه

542
00:22:51,665 --> 00:22:53,032
‫به لاکس ارتباطی نداره

543
00:22:53,099 --> 00:22:54,465
‫باشه، ممنون بابت بررسیت

544
00:22:54,533 --> 00:22:57,500
‫گوش کن کلویی...

545
00:22:57,568 --> 00:22:59,167
‫می‌خوام درمورد سه شنبه باهات حرف بزنم

546
00:22:59,202 --> 00:23:01,802
‫دن، باید برم

547
00:23:03,174 --> 00:23:05,938
‫دفعه‌ی بعد که کسی رو تعقیب می‌کنی، با فاصله برون

548
00:23:06,005 --> 00:23:07,205
‫یکم کمتر جلب توجه می‌کنه

549
00:23:07,272 --> 00:23:08,772
‫تقصیر من نیست که تو مثل یه لاکپشت پیر میرونی

550
00:23:08,840 --> 00:23:09,840
‫لوسیفر...

551
00:23:09,841 --> 00:23:10,906
‫برو خونه

552
00:23:10,974 --> 00:23:12,007
‫کاراگاه...

553
00:23:12,075 --> 00:23:13,075
‫خیلی بده که به چیزی که می‌خوای نرسی

554
00:23:13,142 --> 00:23:14,309
‫حالا باید مثل بقیه‌ی ما

555
00:23:14,376 --> 00:23:15,376
‫باهاش کنار بیای

556
00:23:15,411 --> 00:23:17,611
‫متأسفم

557
00:23:17,679 --> 00:23:19,646
‫الان چی گفتی؟

558
00:23:19,714 --> 00:23:21,681
‫معذرت می‌خوام

559
00:23:21,748 --> 00:23:23,516
‫امروز صبح خطوط قرمز رو با آقای بستنی فروش رد کردم

560
00:23:23,584 --> 00:23:25,117
‫یه اشتباه بود

561
00:23:25,185 --> 00:23:26,318
‫الان درک می‌کنم

562
00:23:26,385 --> 00:23:27,786
‫وای

563
00:23:27,854 --> 00:23:28,920
‫خیلی باید درمونده شده باشی

564
00:23:28,988 --> 00:23:30,454
‫کلمه‌ی مصمم رو ترجیح میدم

565
00:23:30,522 --> 00:23:32,289
‫ببین، برای پیدا کردن جنس‌هام به کمکت احتیاج دارم

566
00:23:32,357 --> 00:23:35,058
‫ولی باید قبول کنی که قبلاً ثابت کردم که
‫به درد می‌خورم

567
00:23:35,125 --> 00:23:36,192
‫با وجود به کار بردن یه روش کاری متفاوت

568
00:23:36,260 --> 00:23:37,894
‫فرانکی یه سرنخ خوب بهمون داد

569
00:23:37,962 --> 00:23:39,461
‫حدس احمقانه‌ایه

570
00:23:39,529 --> 00:23:41,329
‫ولی این جاییه که ما لس دیابلوس رو پیداش می‌کنیم

571
00:23:41,364 --> 00:23:43,064
‫یه علامت روی گردن مقتول وجود داشت

572
00:23:43,131 --> 00:23:45,800
‫که ما با نور فرابنفش پیداش کردیم

573
00:23:45,868 --> 00:23:47,868
‫قاتل وقتی گلوی نگهبان رو گرفته بود

574
00:23:47,935 --> 00:23:49,603
‫باید یه دستبند روی مچش بوده باشه

575
00:23:49,670 --> 00:23:51,037
‫اون ضربدر برات آشناست؟

576
00:23:53,506 --> 00:23:54,506
‫خب، چی می‌دونیم؟

577
00:23:54,574 --> 00:23:55,874
‫مظنون ما منتظره

578
00:23:55,941 --> 00:23:58,076
‫بریم؟

579
00:24:16,691 --> 00:24:17,824
‫موزیک چی شد؟

580
00:24:17,892 --> 00:24:18,892
‫هی! بیخیال، پسر!

581
00:24:18,959 --> 00:24:19,976
‫چیکار می‌کنی، پسر؟

582
00:24:20,045 --> 00:24:21,095
‫یعنی چی؟ قضیه چیه؟

583
00:24:21,164 --> 00:24:22,757
‫جریان از چه قراره؟

584
00:24:24,047 --> 00:24:25,098
‫ببخشید!

585
00:24:25,166 --> 00:24:26,183
‫سرزده اومدنم رو می‌بخشید

586
00:24:26,356 --> 00:24:28,245
‫شما دهاتی‌های ولگرد

587
00:24:28,271 --> 00:24:31,848
‫اما یکی از شماها یه چیزی رو
‫که متعلق به منه رو دزدیده

588
00:24:31,916 --> 00:24:35,477
‫پس لطفا خودش رو معرفی کنه تا بتونم اونو
‫به سزای عملش برسونم

589
00:24:38,293 --> 00:24:40,362
‫فکر کردی کی هستی؟

590
00:24:49,058 --> 00:24:51,797
‫خیال می‌کردم دیگه بیخیال قضیه‌ی
‫شکست ناپذیریت شدیم

591
00:24:51,823 --> 00:24:53,362
‫بدجور می‌خوام جنس‌هام رو پیدا کنم

592
00:24:53,387 --> 00:24:55,478
‫الان چی گفتی؟

593
00:24:55,547 --> 00:24:58,633
‫ها؟ جناب هری پاتر؟

594
00:24:58,701 --> 00:25:00,498
‫همینه

595
00:25:00,567 --> 00:25:01,937
‫فکش رو بیار پایین، رنی

596
00:25:01,977 --> 00:25:03,564
‫خب، از اونجا که معلومه تو

597
00:25:03,590 --> 00:25:05,319
‫در هرم تکاملی بشری در رده‌های پایین هستی

598
00:25:05,344 --> 00:25:06,973
‫شاید قدرت شنواییت اونطور که باید، پیشرفت نکرده

599
00:25:06,998 --> 00:25:08,456
‫برای همین حرفم رو تکرار می‌کنم

600
00:25:09,022 --> 00:25:10,412
‫کی...

601
00:25:10,437 --> 00:25:11,454
‫دارایی...

602
00:25:11,494 --> 00:25:12,545
‫من رو...

603
00:25:12,570 --> 00:25:13,791
‫دزدیده؟

604
00:25:16,119 --> 00:25:18,967
‫همه برن عقب وگرنه میرید زندون

605
00:25:28,241 --> 00:25:29,257
‫افرادم رو ببخشید

606
00:25:29,283 --> 00:25:30,571
‫اونا اصلاً استعدادهای

607
00:25:30,596 --> 00:25:32,698
‫مردم رو ندارن

608
00:25:33,028 --> 00:25:34,757
‫یه نفسی بگیر، رنی

609
00:25:34,826 --> 00:25:35,835
‫الان!

610
00:25:35,869 --> 00:25:38,607
‫آروم باش

611
00:25:38,675 --> 00:25:39,776
‫هنک کاتر هستم

612
00:25:39,844 --> 00:25:41,746
‫اینجا من رئیسم

613
00:25:41,814 --> 00:25:45,019
‫یه خانم پلیس. حالتون چطوره؟

614
00:25:45,086 --> 00:25:47,357
‫چرا توی دفترم گپ نزنیم؟

615
00:25:47,425 --> 00:25:48,425
‫دنبالم بیاین

616
00:25:49,876 --> 00:25:51,631
‫شنیدیم که شما کنترل انباری‌ها رو به عهده دارین

617
00:25:51,699 --> 00:25:54,204
‫اگه مشکلی پیش بیاد، لس دیابلوس
‫بهش یه ربطی داره

618
00:25:54,271 --> 00:25:56,408
‫واقعاً؟ ما یه کلوب موتورسوارهای ساده
‫هستیم، باشه؟

619
00:25:56,476 --> 00:26:00,348
‫،کلوبی که اعضاش به جرم حمل اسلحه
‫مواد، قتل دستگیر شدن

620
00:26:00,416 --> 00:26:02,285
‫به خاطر یه چند تا سیب گندیده

621
00:26:02,353 --> 00:26:03,835
‫دلیل نمیشه که بقیه سیب‌ها هم
‫گندیده باشن، میشه کاراگاه؟

622
00:26:03,857 --> 00:26:05,325
‫ولی دلیل میشه که یه مظنون باشید

623
00:26:05,392 --> 00:26:07,229
‫ببین، فقط به این خاطر که به خلافکاری شهرت داریم

624
00:26:07,296 --> 00:26:10,535
‫معنیش این نیست که به یه قتل مرتبط باشیم

625
00:26:11,872 --> 00:26:13,754
‫دوست داری یه خلافکار حساب بشی، مگه نه؟

626
00:26:15,044 --> 00:26:16,846
‫آره، دوست داری

627
00:26:16,915 --> 00:26:18,450
‫دیگه چی می‌خوای؟

628
00:26:23,861 --> 00:26:25,429
‫صاحب یه خط تولید لباس باشم

629
00:26:25,497 --> 00:26:26,265
‫اوه

630
00:26:26,332 --> 00:26:27,400
‫خط تولید لباس؟

631
00:26:27,468 --> 00:26:30,106
‫انتظار این یکی رو نداشتم

632
00:26:30,173 --> 00:26:32,075
‫بله، تصور می‌کنم موتورسوارها
‫باید خیلی خسته کننده باشن

633
00:26:32,143 --> 00:26:34,113
‫با اون همه جنگ و جدل و غارت

634
00:26:34,180 --> 00:26:35,816
‫- من ۵۴ سالمه
‫- جداً؟

635
00:26:35,884 --> 00:26:38,154
‫می‌خوام رو تخت دراز بکشم و استرکتور بزنم

636
00:26:38,222 --> 00:26:40,492
‫این همه موتورسواری باعث شده
‫غده پروستاتم بزرگ بشه

637
00:26:40,560 --> 00:26:41,994
‫خیلی ناخوش‌آینده

638
00:26:42,063 --> 00:26:43,865
‫این یه خطر شغلی تأسف باره

639
00:26:43,933 --> 00:26:45,267
‫کاملاً متوجهم

640
00:26:45,336 --> 00:26:46,504
‫ببین، ما اسم‌مون رو علامت تجاری کردیم

641
00:26:46,572 --> 00:26:47,806
‫داریم تی‌شرت و ژاکت می‌فروشیم

642
00:26:47,874 --> 00:26:49,075
‫و به زودی مارکش رو عوض می‌کنیم و...

643
00:26:49,109 --> 00:26:50,502
‫حلال میشه

644
00:26:50,570 --> 00:26:51,597
‫حلال

645
00:26:51,664 --> 00:26:54,052
‫پول زیادی توی صنعت لباسه

646
00:26:54,119 --> 00:26:56,541
‫برای همین دنبال دردسر نمی‌گردیم

647
00:26:56,607 --> 00:26:58,398
‫ببینید، قبلاً کار انبار کردن رو داشتیم، الان دیگه نه

648
00:26:58,466 --> 00:27:01,351
‫حتی دستور دادم که ممنوع هستن

649
00:27:01,418 --> 00:27:03,049
‫شاید کسی مارک جدید رو یادش رفته

650
00:27:03,110 --> 00:27:06,228
‫قاتل یه دستبند با یه ضربدر فلزی داشته

651
00:27:06,295 --> 00:27:09,247
‫روی جنازه‌ی نگهبان در انباری
‫یه علامت به جا گذاشته

652
00:27:13,031 --> 00:27:16,148
‫ببینید، خیلی از موتورسوارها ضربدر فلزی دارن

653
00:27:16,215 --> 00:27:19,168
‫آره خب، من به افرادت که
‫دستبند فلزی دارن مشکوکم

654
00:27:20,462 --> 00:27:23,879
‫ببین، هر چی که می‌دونستم رو بهت گفتم

655
00:27:23,945 --> 00:27:24,974
‫اگه سوال دیگه‌ای داشتین

656
00:27:25,040 --> 00:27:26,731
‫راحت باشین و با وکیلم تماس بگیرین

657
00:27:26,799 --> 00:27:27,727
‫ولی هنوز حرفامون تموم نشده

658
00:27:27,794 --> 00:27:30,082
‫چرا، دیگه تموم شده

659
00:27:30,150 --> 00:27:31,940
‫ممنون

660
00:27:37,111 --> 00:27:38,970
‫ولی چرا داریم میریم؟

661
00:27:39,038 --> 00:27:40,457
‫اون داره یه چیزی رو قایم می‌کنه

662
00:27:40,526 --> 00:27:41,369
‫کاملاً معلومه

663
00:27:41,437 --> 00:27:42,518
‫باید به زور از زبونش بکشیم بیرون

664
00:27:42,587 --> 00:27:44,816
‫ما مشکل کوچیکی به اسم رعایت تشریفات داریم

665
00:27:44,885 --> 00:27:46,505
‫نمی‌تونیم به زور از مردم حرف بکشیم بیرون

666
00:27:46,541 --> 00:27:48,939
‫بعلاوه، یه راه آسونتر برای گرفتن آدم بده‌مون وجود داره

667
00:27:51,204 --> 00:27:53,569
‫،وقتی کاتر به عکس نگاه کرد
‫صورتش رو دیدی

668
00:27:53,638 --> 00:27:55,258
‫اون می‌دونه دقیقاً کی از انبار دزدی کرده

669
00:27:55,327 --> 00:27:57,320
‫لازمه که فوراً ترتیب این قضیه رو بده

670
00:27:57,388 --> 00:27:59,685
‫وگرنه برنامه‌ش برای عوض کردن مارک به خطر میوفته

671
00:27:59,754 --> 00:28:00,835
‫به چالش کشیدن خواسته‌هاش...

672
00:28:00,904 --> 00:28:02,524
‫برای اعتبارش، چالش بزرگیه

673
00:28:02,593 --> 00:28:04,755
‫جلوی همه ترتیبش این کارو نمیده

674
00:28:04,824 --> 00:28:06,208
‫ولی تو اولین نفری هستی که

675
00:28:06,277 --> 00:28:07,594
‫صاحبت دستبند رو می‌بینی

676
00:28:07,663 --> 00:28:10,196
‫پس استراتژی تو اینه که اینجا بی حرکت بشینیم

677
00:28:10,265 --> 00:28:12,832
‫به امید اینکه کاتر ما رو به این مظنون برسونه؟

678
00:28:12,901 --> 00:28:14,131
‫چه فکر افتضاحی

679
00:28:14,199 --> 00:28:15,697
‫اینطور فکر می‌کنی؟

680
00:28:15,764 --> 00:28:17,228
‫آره، آخه جان من

681
00:28:17,296 --> 00:28:18,560
‫حتی اگه کاتر جراحی مغزی هم نداشته باشه

682
00:28:18,628 --> 00:28:19,959
‫مطمئناً اون نمیـ...

683
00:28:20,026 --> 00:28:21,123
‫چیکار نمی‌کرد؟

684
00:28:27,750 --> 00:28:29,381
‫آفرین کاراگاه

685
00:28:34,676 --> 00:28:36,773
‫به سلامتی دکتر لیندا مارتین

686
00:28:36,840 --> 00:28:38,836
‫پزشکِ خودِ شیطان

687
00:28:40,202 --> 00:28:42,465
‫خودش رو باید مقصر بدونم

688
00:28:42,533 --> 00:28:44,697
‫خب، به نظر می‌رسه اون کسیه که

689
00:28:44,765 --> 00:28:45,995
‫مشکلات وحشتناکی داره

690
00:28:46,063 --> 00:28:48,493
‫نفوذ به اون خیلی برام سخته

691
00:28:48,559 --> 00:28:51,455
‫شاید به این خاطر باشه که
‫تقلید و استعاره‌اش رو کاملاً

692
00:28:51,523 --> 00:28:52,886
‫قبول نداشتی

693
00:28:52,954 --> 00:28:55,714
‫منظورت اینه که کاملاً بپذیرم که اون
‫واقعاً شیطانه؟

694
00:28:55,782 --> 00:28:57,511


695
00:28:57,579 --> 00:28:59,341
‫ارزش امتحان کردن رو داره

696
00:28:59,409 --> 00:29:02,270
‫اگه فقط کسی رو می‌شناختم که
‫می‌تونست با کتاب مقدس کمکم کنه

697
00:29:03,635 --> 00:29:06,328
‫،خیلی درموردش می‌دونم
‫انگار که اونموقع همونجا بودم

698
00:29:08,325 --> 00:29:12,351
‫اگه خودش رو جای شیطان میزاره، خب؟

699
00:29:12,418 --> 00:29:14,147
‫پس باید خودش رو به عنوان شیطان ببینه

700
00:29:14,215 --> 00:29:15,212


701
00:29:15,213 --> 00:29:16,054
‫نه

702
00:29:16,122 --> 00:29:17,603
‫راستش، اون داره تقلا می‌کنه

703
00:29:17,672 --> 00:29:20,669
‫به نظرم اون فکر می‌کنه که بقیه‌ی مردم
‫اون رو به شیطان می‌بینن

704
00:29:20,736 --> 00:29:23,565
‫به نظر به این بیمار دلبسته شدی

705
00:29:23,633 --> 00:29:25,114
‫همینطوره

706
00:29:25,183 --> 00:29:28,246
‫انگیزه‌ی زیادی برای کمک کردنش دارم

707
00:29:28,315 --> 00:29:29,324
‫متوجهم

708
00:29:29,325 --> 00:29:30,975
‫خب...

709
00:29:31,043 --> 00:29:33,231
‫هر تمدنی در هر تاریخ

710
00:29:33,300 --> 00:29:35,959
‫البته در این مورد بخصوص، کل تاریخ

711
00:29:36,028 --> 00:29:37,879
‫اسطوره‌ی خاص خودش از شیطان رو داشت

712
00:29:37,948 --> 00:29:39,293


713
00:29:39,362 --> 00:29:41,484
‫ولی ویژگی مشترکی که همه‌شون داشتن

714
00:29:41,551 --> 00:29:44,867
‫اینه که اصولاً شیطان پسر یه آدم بی محبته

715
00:29:44,934 --> 00:29:46,094
‫مثل همین بیمار من

716
00:29:46,161 --> 00:29:47,487
‫به نظرم ممکنه

717
00:29:47,747 --> 00:29:49,072
‫خب، اگه واقعاً می‌خوای...

718
00:29:49,097 --> 00:29:50,743
‫استعاره‌اش رو بپذیری، لیندا...

719
00:29:50,768 --> 00:29:53,556
‫واقعاً بپذیرش... من می‌دونم که
‫چطور می‌تونی بهش نفوذ کنی

720
00:29:53,624 --> 00:29:55,811
‫ولی شاید از چیزی که میگی خوشش نیاد

721
00:29:55,879 --> 00:29:57,240
‫این کمکش می‌کنه؟

722
00:29:57,309 --> 00:30:00,645
‫شاید خودش متوجه نشه، ولی بله

723
00:30:00,715 --> 00:30:01,940
‫پس همین کارو می‌کنم

724
00:30:12,552 --> 00:30:15,857
‫توی یه ماشین پارک شده نشستم
‫ولی سکس نداشتم

725
00:30:15,926 --> 00:30:17,968
‫وای

726
00:30:20,694 --> 00:30:22,430
‫نمیشه ازش خوشت بیاد

727
00:30:22,499 --> 00:30:23,827
‫تا ابد در انتظار...

728
00:30:23,895 --> 00:30:26,184
‫اینکه اتفاقی بیوفته، یه جا بشینی

729
00:30:26,264 --> 00:30:28,696
‫می‌دونی، اگه اینجا نشستن سرگرم کننده نباشه

730
00:30:28,766 --> 00:30:30,059
‫حتماً خیلی افتضاحه، پس شاید
‫این یه نشونه باشه که

731
00:30:30,127 --> 00:30:31,311
‫باید یه جا دیگه جز اینجا باشی

732
00:30:31,354 --> 00:30:33,055
‫کاری کردم که ازم ناراحت بشی؟

733
00:30:33,125 --> 00:30:35,848
‫فقط همیشه که تو رو می‌بینم اینطوری میشم

734
00:30:35,917 --> 00:30:37,993
‫ها ها ها، قبول نیست. این فرق داره

735
00:30:41,128 --> 00:30:43,102
‫برای اولین بار، به نظرم تو باهام

736
00:30:43,171 --> 00:30:44,430
‫روراست نیستی. این کانتینر مرموزی که

737
00:30:44,499 --> 00:30:46,065
‫یه نفر حاضر شده به خاطر دزدیدنش آدم بکشه...

738
00:30:46,134 --> 00:30:48,210
‫مال تو بوده.

739
00:30:48,280 --> 00:30:50,901
‫تو با آدمای مرموز، معامله‌های مرموزی می‌کنی

740
00:30:50,970 --> 00:30:52,399
‫خشن هستی

741
00:30:52,468 --> 00:30:56,179
‫پرونده‌های شخصیت فقط ۵ سال اخیر رو
‫نشون میدن و دفاتر ثبت تو

742
00:30:56,249 --> 00:30:57,372
‫از لاکس، پاکِ پاک هستن

743
00:30:57,440 --> 00:30:58,673
‫این...

744
00:30:58,741 --> 00:31:00,407
‫به دن گفتم بره و بررسی کنه

745
00:31:00,474 --> 00:31:02,774
‫تو دن رو تنهایی فرستادی با میز سرو کله بزنه؟

746
00:31:02,842 --> 00:31:04,041
‫خدای بزرگ. برای اولین بار

747
00:31:04,108 --> 00:31:06,541
‫راستی راستی برای کاراگاه احمق
‫دلم می‌سوزه

748
00:31:06,608 --> 00:31:08,808
‫همه‌ی اینا نشون میده تو یه خلافکاری

749
00:31:08,875 --> 00:31:11,275
‫مگه چه مشکلی داره؟
‫اگه خلافکار باشم چی میشه؟

750
00:31:11,342 --> 00:31:12,542
‫مجبور میشم بازداشتت کنم

751
00:31:12,609 --> 00:31:13,909
‫پس دستنبد رو در بیار، لازم نیست که

752
00:31:13,976 --> 00:31:15,676
‫سکس برده‌ای خجالت بکشی

753
00:31:15,744 --> 00:31:17,709
‫لوسیفر، جدی میگم

754
00:31:17,777 --> 00:31:19,143
‫و جدا از این همه مرموز بودنت

755
00:31:19,211 --> 00:31:21,410
‫من...

756
00:31:21,478 --> 00:31:23,944
‫راستش خیلی باهات کار کردن رو دوست دارم

757
00:31:28,312 --> 00:31:29,912
‫خب، البته یه جورایی

758
00:31:29,979 --> 00:31:31,212
‫چه راز...

759
00:31:31,280 --> 00:31:34,279
‫مهمی، کاراگاه دکر. باید جشن بگیریم

760
00:31:34,346 --> 00:31:35,846
‫وقتی معلوم بشه که درموردت درست فکر می‌کردم...

761
00:31:35,914 --> 00:31:38,246
‫می‌تونه توی زندون جشنت رو بگیری

762
00:31:38,314 --> 00:31:40,017
‫هیچوقت بهت دروغ نگفتم

763
00:31:40,084 --> 00:31:41,420
‫و هیچوقت هم

764
00:31:41,488 --> 00:31:43,659
‫بهت دروغ نمیگم

765
00:31:45,297 --> 00:31:46,933
‫توی کانتینر چی بود؟

766
00:31:51,109 --> 00:31:53,047
‫عروسک‌های روسی

767
00:31:53,114 --> 00:31:54,951
‫عروسک‌های روسی؟

768
00:32:04,139 --> 00:32:05,474
‫شروع شد

769
00:32:09,251 --> 00:32:10,252
‫می‌دونستم که کار...

770
00:32:10,286 --> 00:32:11,488
‫همون رنی بود

771
00:32:11,556 --> 00:32:12,854
‫بابت اون انبار...

772
00:32:14,722 --> 00:32:16,087
‫فکر کردی این کارو نمی‌کنم؟

773
00:32:18,254 --> 00:32:19,552
‫واحد ۸۳۱ هستم

774
00:32:19,620 --> 00:32:23,483
‫در تقاطع ۲۱ام و لوئیز تیراندازی داشتیم.
‫همین الان، به پشتیبانی و یه آمبولانس احتیاج داریم

775
00:32:23,551 --> 00:32:25,383
‫دریافت شد واحد ۸۳۱

776
00:32:25,450 --> 00:32:27,548
‫همه‌ی واحدها در نزدیکی...

777
00:33:27,159 --> 00:33:28,424
‫ایناهاش

778
00:33:45,984 --> 00:33:47,182
‫فانی بودنِ لعنتی

779
00:33:57,680 --> 00:34:01,443
‫از آخرین شکار خوبم مدتی می‌گذره

780
00:34:06,576 --> 00:34:09,207
‫اون حس سوزن سوزن شدنی که

781
00:34:09,274 --> 00:34:11,173
‫از ستون فقراتت بالا میاد غیرقابل اجتنابه

782
00:34:11,241 --> 00:34:13,672
‫و کمی هم پایین پات میاد؟

783
00:34:13,739 --> 00:34:15,071
‫ترس

784
00:34:42,594 --> 00:34:44,359
‫حالا...

785
00:34:44,427 --> 00:34:47,891
‫چیزی که مال منه رو پس بده

786
00:34:47,959 --> 00:34:50,623
‫قسم می‌خورم، فکر من نبود

787
00:34:52,491 --> 00:34:54,208
‫اون بهم نگفت که چی توی کانتینره

788
00:34:55,956 --> 00:34:58,154
‫ولی من نگاه کردم

789
00:34:59,820 --> 00:35:00,819
‫اونا رو دیدم

790
00:35:00,820 --> 00:35:03,451
‫کی اونا رو دزدید؟

791
00:35:03,519 --> 00:35:05,661
‫وای خدا...

792
00:35:06,887 --> 00:35:08,213
‫وای خدا...

793
00:35:08,283 --> 00:35:10,867
‫کی اونا رو دزدید؟

794
00:35:12,262 --> 00:35:13,963
‫اونا مال تو بودن

795
00:35:14,032 --> 00:35:16,855
‫کی اونا رو دزدید؟

796
00:35:16,924 --> 00:35:18,420
‫متأسفم

797
00:35:18,489 --> 00:35:20,665
‫خیلی متأسفم

798
00:35:20,735 --> 00:35:21,516
‫اوه...

799
00:35:21,585 --> 00:35:23,659
‫بیشتر هم متأسف میشی

800
00:35:23,728 --> 00:35:26,313
‫مگه اینکه همه چی رو بهم بگی

801
00:35:26,383 --> 00:35:27,470
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، این کارو...

802
00:35:27,539 --> 00:35:28,966
‫نه!

803
00:35:29,036 --> 00:35:30,259
‫نه! نه!

804
00:35:30,329 --> 00:35:31,485
‫نه، این کارو نکن!

805
00:35:40,417 --> 00:35:42,661
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

806
00:35:57,046 --> 00:35:58,882
‫حالت خوبه؟

807
00:36:00,653 --> 00:36:02,421
‫به نظر کاتر زنده موند

808
00:36:02,490 --> 00:36:04,429
‫الان برامون یه شهادت نامه نوشت

809
00:36:04,497 --> 00:36:05,710
‫کاتر؟

810
00:36:05,777 --> 00:36:06,686
‫همون کسی که رنی بهش شلیک کرد

811
00:36:06,755 --> 00:36:08,404
‫رنی به خاطر اداره‌ی کلوب

812
00:36:08,473 --> 00:36:10,325
‫عصبی شد، فکر می‌کرد کلوب رو برمیدارن

813
00:36:10,393 --> 00:36:11,605
‫برای همین تنهایی عمل کرد

814
00:36:11,673 --> 00:36:14,300
‫از اون انباری دزدی کرد و نگهبان رو کشت

815
00:36:16,188 --> 00:36:17,264
‫ما عدالت رو در حقِ

816
00:36:17,333 --> 00:36:19,353
‫- اروین اسکول اجرا کردیم
‫- شگفت انگیزه

817
00:36:19,422 --> 00:36:22,924
‫و اونا یه کانتینر پیدا کردن

818
00:36:22,993 --> 00:36:24,406
‫که متعلقه به...

819
00:36:24,475 --> 00:36:25,940
‫یه لوسیفر مورنینگ استار

820
00:36:26,008 --> 00:36:27,007
‫کجا؟

821
00:36:27,008 --> 00:36:28,206
‫داخل

822
00:36:28,274 --> 00:36:30,152
‫قبل از اینکه بهم بگی
‫زیرچشمی که نگاه نکردی؟

823
00:36:30,206 --> 00:36:32,938
‫تو هیچوقت بهم دروغ نمیگی، نه؟

824
00:36:34,639 --> 00:36:36,770
‫قراره وقتی بازش می‌کنم نگام کنی

825
00:36:39,837 --> 00:36:42,168
‫حق با توئه

826
00:37:19,790 --> 00:37:20,789
‫وای

827
00:37:24,756 --> 00:37:26,420


828
00:37:30,220 --> 00:37:31,686
‫بهت که گفتم

829
00:37:41,384 --> 00:37:43,415
‫چرا برای این عروسک‌ها اینقدر دردسر کشیدی؟

830
00:37:43,483 --> 00:37:44,815
‫آروم باش، کاراگاه

831
00:37:44,883 --> 00:37:47,548
‫باید یه سری رازها پیش خودم بمونن

832
00:37:52,280 --> 00:37:54,578
‫از عروسک‌هات لذت ببر

833
00:38:23,670 --> 00:38:26,336
‫اینجا نیستن

834
00:38:40,898 --> 00:38:41,897
‫می‌خوای ببینی کیه؟

835
00:38:45,763 --> 00:38:46,762
‫سلام بابایی

836
00:38:46,763 --> 00:38:48,128
‫سلام میمون

837
00:38:48,196 --> 00:38:52,494
‫اینم برای بعد از شام، باشه؟

838
00:38:55,927 --> 00:38:56,925
‫- سلام
‫- سلام

839
00:38:56,926 --> 00:38:59,291
‫خیال می‌کردم یه کار مهم داشتی

840
00:38:59,359 --> 00:39:01,225
‫خب، کار مهمتر از

841
00:39:01,292 --> 00:39:03,591
‫شام خوردن با تریکسی نبود

842
00:39:03,657 --> 00:39:04,656
‫و البته تو

843
00:39:05,591 --> 00:39:08,489
‫البته اگه خیلی دیر نشده باشه

844
00:39:08,556 --> 00:39:09,868
‫آره

845
00:39:09,938 --> 00:39:12,114
‫تازه داشتیم سس سالسا درست می‌کردیم

846
00:39:12,184 --> 00:39:14,018
‫عالیه

847
00:39:15,387 --> 00:39:17,588
‫بوی خوشمزه‌ای میده

848
00:39:17,656 --> 00:39:18,556
‫خوبه

849
00:39:18,624 --> 00:39:20,825
‫خوشحالم که برگشتی

850
00:39:20,892 --> 00:39:22,660
‫خب، باید پارکم رو تمدید می‌کردم

851
00:39:24,229 --> 00:39:25,997
‫پس جنس‌هات پیدا نشدن؟

852
00:39:26,064 --> 00:39:27,064
‫نه

853
00:39:27,065 --> 00:39:28,099
‫اخیراً، گفتی که

854
00:39:28,166 --> 00:39:31,369
‫اون جنس‌ها اینقدرا مهم نیستن

855
00:39:31,436 --> 00:39:34,905
‫ولی الان به نظر از دزدیده شدنشون
‫خیلی ناراحتی

856
00:39:34,973 --> 00:39:36,173
‫خب، من یه موجود متناقض هستم

857
00:39:36,241 --> 00:39:38,843
‫چی می‌تونم بگم؟

858
00:39:38,910 --> 00:39:40,511
‫گاهاً قبل از اینکه ارزش چیزی رو بفهمیم

859
00:39:40,579 --> 00:39:43,447
‫باید اونا رو از دست بدیم

860
00:39:43,515 --> 00:39:45,149
‫من هیچی از دست ندادم

861
00:39:45,217 --> 00:39:46,212
‫نه

862
00:39:46,213 --> 00:39:47,526
‫نه، تو قربانی یه جنایت بودی

863
00:39:47,573 --> 00:39:51,123
‫کاملاً طبیعیه که احساس هتک حرکت داشته باشی

864
00:39:51,191 --> 00:39:52,424
‫و اغلب، احساس فقدان چیزی...

865
00:39:52,452 --> 00:39:53,978
‫به این مربوطه که چه حسی از...

866
00:39:54,044 --> 00:39:55,868
‫خودِ واقعی‌مون داریم

867
00:39:55,936 --> 00:39:57,511
‫صحیح

868
00:39:57,579 --> 00:39:59,121
‫بازم برگشتیم سر اون موضع، نه؟

869
00:39:59,190 --> 00:40:00,664
‫می‌خوای درمورد هویتم صحبت کنی

870
00:40:00,733 --> 00:40:02,375
‫بله، چون تو شیطانی

871
00:40:02,442 --> 00:40:03,650
‫خودت اسم‌هات رو بهم گفتی

872
00:40:03,717 --> 00:40:05,896
‫ولی چند تا دیگه‌اش رو جا انداختی

873
00:40:05,964 --> 00:40:07,171
‫اپولیون

874
00:40:07,239 --> 00:40:08,469
‫بلیال

875
00:40:08,537 --> 00:40:09,834
‫شاهزاده‌ی تاریکی...

876
00:40:09,902 --> 00:40:11,449
‫یکی زیادی به مدرسه‌ی یکشنه‌اش می‌رفته
‫[منظورش رفتن به کلیساست]

877
00:40:11,474 --> 00:40:14,428
‫،بله، ولی قبل از اینکه رانده بشی
‫بهت می‌گفتن سمائیل

878
00:40:15,561 --> 00:40:17,025
‫آورنده‌ی روشنایی

879
00:40:17,092 --> 00:40:19,023
‫دیگه منو به اون اسم صدا نمیزنن

880
00:40:19,090 --> 00:40:21,452
‫این اسم نشانگر عشق پدریت برای تو بود

881
00:40:21,520 --> 00:40:24,016
‫صحیح

882
00:40:24,083 --> 00:40:26,179
‫به جهنم انداختن پسرش هم

883
00:40:26,247 --> 00:40:27,811
‫نشونه‌ی عشقشه؟

884
00:40:27,879 --> 00:40:29,642
‫خدا به خاطر اینکه از دستت عصبانی بود

885
00:40:29,709 --> 00:40:31,406
‫تو رو ننداخت به بهشت

886
00:40:31,474 --> 00:40:34,636
‫از کجا از مقاصد خدا خبر داری؟

887
00:40:34,703 --> 00:40:35,867
‫نمی‌دونم

888
00:40:35,935 --> 00:40:36,840
‫اصلاً نمی‌تونم

889
00:40:36,907 --> 00:40:38,234
‫پس شاید بهتر باشه به محدوده‌ی

890
00:40:38,249 --> 00:40:39,322
‫ظرفیت هوشت بچسبی

891
00:40:39,391 --> 00:40:40,866
‫یا شاید بی آلایشیِ من

892
00:40:40,933 --> 00:40:42,811
‫یه دیدگاه متفاوت بهم میده

893
00:40:42,880 --> 00:40:44,320
‫خدا تو رو راند

894
00:40:44,389 --> 00:40:45,864
‫چون احتیاج داشت تا

895
00:40:45,932 --> 00:40:48,380
‫سخت‌ترین کارها رو بکنی

896
00:40:48,449 --> 00:40:51,265
‫- این یه موهبت بود
‫- موهبت؟

897
00:40:51,333 --> 00:40:53,111
‫اون من رو انداخت بیرون

898
00:40:53,178 --> 00:40:54,385
‫من رو بدنام کرد

899
00:40:54,453 --> 00:40:56,636
‫من رو یه شکنجه‌دهنده کرد

900
00:40:58,689 --> 00:41:00,342
‫اصلاً می‌تونی درک کنی چه حالی داره؟

901
00:41:00,409 --> 00:41:03,486
‫میلیونها سال صرفِ

902
00:41:03,553 --> 00:41:05,206
‫فراهم کردن جایی برای مرده‌ها شد

903
00:41:05,274 --> 00:41:07,126
‫تا خودشون رو مجازات کنن؟

904
00:41:07,193 --> 00:41:09,641
‫آخه، چرا اونا من رو به خاطر ناکامی‌هاشون
‫مقصر می‌دونن؟

905
00:41:09,708 --> 00:41:12,189
‫مثلا اگه، روزها روی شونه‌شون می‌نشستم

906
00:41:12,255 --> 00:41:14,605
‫اونا رو مجبور می‌کردم هر کاری بکنن
‫وگرنه متنفر میشدن

907
00:41:14,671 --> 00:41:15,861
‫"شیطان مجبورم کر این کارو بکنم"

908
00:41:15,896 --> 00:41:18,807
‫هیچوقت هیچکسی رو مجبور نکردم هیچکاری بکنه

909
00:41:18,874 --> 00:41:19,866
‫هیچوقت

910
00:41:19,867 --> 00:41:22,414
‫بلایی که به سرت اومد ناعادلانه‌ست

911
00:41:22,481 --> 00:41:23,184
‫ناعادلانه؟

912
00:41:23,253 --> 00:41:24,829
‫این بی‌عدالتیه

913
00:41:24,897 --> 00:41:27,548
‫تا ابد اسم من به خاطر

914
00:41:27,617 --> 00:41:29,394
‫بیانِ همه‌ی گناه‌هاشون به زبون میاد

915
00:41:29,463 --> 00:41:32,382
‫این موهبتیه که پدرم بهم داد

916
00:41:32,451 --> 00:41:33,591
‫به خاطر عشقش بود

917
00:41:33,659 --> 00:41:34,700
‫ازکجا می‌دونی؟

918
00:41:34,769 --> 00:41:37,189
‫چون تو پسر موردعلاقه‌ش هستی، سمائیل

919
00:41:37,258 --> 00:41:39,174
‫لطفاً به اون اسم صدام نزن!

920
00:41:39,243 --> 00:41:41,058
‫تو فرشته‌ی هبوط شده‌ای

921
00:41:41,126 --> 00:41:42,134
‫:ولی مسئله اینجاست

922
00:41:42,135 --> 00:41:43,446
‫وقتی فرشته‌ها هبوط میشن

923
00:41:43,514 --> 00:41:45,968
‫می‌تونن عروج هم کنن

924
00:41:46,037 --> 00:41:47,213
‫فقط کافیه که

925
00:41:47,281 --> 00:41:50,273
‫خود واقعیت رو کاملاً بپذیری

926
00:41:50,342 --> 00:41:52,176
‫نمی‌تونم

927
00:41:52,244 --> 00:41:53,844
‫چرا، می‌تونی

928
00:41:53,912 --> 00:41:56,280
‫فقط باید برای این فرایند آماده باشی...

929
00:41:56,348 --> 00:41:57,952
‫تو درک نمی‌کنی

930
00:41:58,021 --> 00:41:59,692
‫- نمی‌تونم!
‫- چرا آخه؟

931
00:41:59,760 --> 00:42:02,068
‫چون اونا ازم دزیدنشون!

932
00:42:33,928 --> 00:42:36,540
‫یه نفر اونا رو برده، میزکین

933
00:42:43,312 --> 00:42:45,444
‫یه نفر بال‌های من رو برده

934
00:42:45,468 --> 00:42:52,468
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

935
00:42:52,984 --> 00:42:59,984
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

