‫﻿۱
00:00:00,919 --> 00:00:04,514
‫آنچه در لوسیفر گذشت...
‫- کانتینر گم شده

2
00:00:04,638 --> 00:00:06,710
‫دوربین های امنیتی غیرفعال شدن

3
00:00:07,384 --> 00:00:08,276
‫کدوم کانتینر؟

4
00:00:08,360 --> 00:00:09,461
‫همون کانتینر

5
00:00:09,767 --> 00:00:10,852
‫بازگشت تو به عالم اموات

6
00:00:10,988 --> 00:00:12,262
‫درخواست شده

7
00:00:12,263 --> 00:00:13,286
‫به بابایی یادآوری کن که

8
00:00:13,407 --> 00:00:15,230
‫من جهنم رو ترک کردم چون از

9
00:00:15,231 --> 00:00:16,693
‫کار کردن برای اون مریض و خسته شدم

10
00:00:16,694 --> 00:00:18,906
‫یه پرونده‌ای بود، در خیابان پالمتو تیراندازی کردم

11
00:00:18,975 --> 00:00:19,895
‫مالکولم در دیدار با

12
00:00:19,964 --> 00:00:21,192
‫گروه های خلافکار تیر خورد

13
00:00:21,261 --> 00:00:23,070
‫و پائولوچی فکر می کنه که همکارش
‫مثل قهرمان تیر خورده

14
00:00:23,138 --> 00:00:24,469
‫ولی اون رشوه گرفته بود

15
00:00:24,537 --> 00:00:25,322
‫حالا...

16
00:00:25,390 --> 00:00:27,096
‫هیچ کس دوست نداره باهام کار کنه

17
00:00:28,190 --> 00:00:31,464
‫چیزی که مال منه رو بهم بده!

18
00:00:31,533 --> 00:00:32,669
‫وای خدا

19
00:00:32,737 --> 00:00:33,873
‫کی اونا رو دزدید؟

20
00:00:33,941 --> 00:00:35,043
‫اونا مال تو بودن

21
00:00:35,111 --> 00:00:36,481
‫نه، این کارو نکن!

22
00:00:37,485 --> 00:00:39,022
‫یکی اونا رو دزدیده

23
00:00:39,090 --> 00:00:40,794
‫میزکین

24
00:00:40,862 --> 00:00:43,770
‫یه نفر بال‌هام رو دزدیده

25
00:00:51,426 --> 00:00:53,356
‫در ابتدا...

26
00:00:53,577 --> 00:00:56,232
‫لوسیفر فرشته از بهشت بیرون رانده شد
‫و برای همیشه محکوم به اداره جهنم شد

27
00:00:56,604 --> 00:00:58,698
‫تا اینکه تصمیم گرفت به تعطیلات برود...

28
00:01:07,484 --> 00:01:14,484
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

29
00:01:15,000 --> 00:01:22,000
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

30
00:01:52,113 --> 00:01:53,684
‫منتظر چی هستی؟

31
00:01:53,752 --> 00:01:54,755
‫بپر داخل

32
00:02:22,721 --> 00:02:23,723
‫سلام، سرگی

33
00:02:23,724 --> 00:02:24,927
‫آب یکم نامرده، مگه نه؟

34
00:02:24,996 --> 00:02:27,035
‫دارین چه غلطی می‌کنین؟

35
00:02:27,103 --> 00:02:28,105
‫مگه معلوم نیست؟

36
00:02:28,139 --> 00:02:29,710
‫قراره بی‌رحمانه شکنجه‌ت کنیم

37
00:02:29,779 --> 00:02:30,814
‫تااینکه چیزی رو که می‌خوام بهم بگی

38
00:02:30,882 --> 00:02:32,320
‫بال‌هام... اونا کجان؟

39
00:02:32,388 --> 00:02:35,130
‫کدوم بال‌‌ها من حتی نمی‌دونم
‫راجع‌به چی حرف می‌زنی!

40
00:02:36,201 --> 00:02:37,203
‫چرا اونا همیشه...

41
00:02:37,238 --> 00:02:39,545
‫اصرار دارن که موضوع رو اینقدر سخت کنن؟

42
00:02:39,613 --> 00:02:41,184
‫خیلی خب

43
00:02:42,389 --> 00:02:43,459
‫همونطور که می‌بینی

44
00:02:43,527 --> 00:02:44,429
‫بازی نمیکنم

45
00:02:44,496 --> 00:02:45,499
‫پس بیا دوباره امتحان کنیم؟

46
00:02:45,500 --> 00:02:46,989
‫باشه؟

47
00:02:47,057 --> 00:02:48,645
‫بال‌هام کجان، لطفاً

48
00:02:48,712 --> 00:02:50,698
‫ببین مَرد، آخه چرا باید بال‌هات رو بدزدم؟

49
00:02:50,765 --> 00:02:52,419
‫من حتی نمی‌دونم تو کی هستی!

50
00:02:52,487 --> 00:02:54,306
‫من لوسیفر مورنینگ استار

51
00:02:54,374 --> 00:02:56,259
‫و تو بچه مامانی احمق

52
00:02:56,327 --> 00:02:58,644
‫سرگی بوک هستی، یه قاچاقچی مشهور

53
00:02:58,711 --> 00:02:59,823
‫تقریباً هر چیزی که به اون

54
00:02:59,869 --> 00:03:01,491
‫دست‌های اروپاییت برسه، قاچاق می‌کنی

55
00:03:01,558 --> 00:03:02,559
‫خواهش می‌کنم، مرد!

56
00:03:02,594 --> 00:03:03,727
‫اونا پیش من نیست!

57
00:03:03,796 --> 00:03:04,963
‫قسم می‌خورم

58
00:03:05,030 --> 00:03:07,530
‫باشه؟ آخه نمی‌دونم با یه جفت بال چیکار کـ...

59
00:03:07,568 --> 00:03:09,503
‫میشه چند بار هم بزنمش؟

60
00:03:09,572 --> 00:03:11,674
‫با این وجود که از گفتنش متنفرم...

61
00:03:11,742 --> 00:03:14,012
‫ولی مطمئن نیستم که الان
‫خشونت کارساز باشه

62
00:03:14,080 --> 00:03:15,681
‫کم کم داره برام سوال پیش میاد...

63
00:03:15,749 --> 00:03:17,918
‫که این ننگ بشریت داره حقیقت رو میگه یا نه

64
00:03:17,986 --> 00:03:19,420
‫نه! اون آدم آشغالیه

65
00:03:19,488 --> 00:03:21,023
‫همه‌چی رو میگه

66
00:03:21,092 --> 00:03:22,660
‫شاید مشکل اون نباشه، ما باشیم

67
00:03:22,728 --> 00:03:23,828
‫ما؟

68
00:03:23,895 --> 00:03:26,199
‫اون پنجمین نفریه که این هفته باهاش مواجه شدیم

69
00:03:26,266 --> 00:03:28,168
‫شاید ما... به گمونم...

70
00:03:28,236 --> 00:03:30,206
‫در این باره اشتباه پیش میریم؟

71
00:03:31,542 --> 00:03:34,380
‫شاید وقتش باشه که از
‫یه آدم کاردان کمک بگیرم

72
00:03:35,883 --> 00:03:37,652


73
00:03:37,719 --> 00:03:39,654
‫میز!

74
00:03:47,929 --> 00:03:49,130
‫سلام

75
00:03:49,197 --> 00:03:50,398
‫نمیدونم که به صلاحت باشه که اینجا باشی یا نه

76
00:03:50,465 --> 00:03:51,599
‫ایناهاش اومد

77
00:03:51,667 --> 00:03:54,235
‫"آره. مگه از علامتِ "ازم متنفر باشین
‫روی صورتم متنفرم؟

78
00:03:54,302 --> 00:03:56,070
‫کاش به این سادگی بود

79
00:03:56,138 --> 00:03:57,838
‫قضیه مربوط به مالکوم‌ـه

80
00:03:57,906 --> 00:03:58,908
‫مگه چی شده

81
00:03:58,976 --> 00:04:00,779
‫این بابا چند ماه توی کما بود

82
00:04:00,847 --> 00:04:02,951
‫زنش تصمیم گرفت که دستگاه‌ها رو قطع کنن

83
00:04:04,022 --> 00:04:05,425
‫مالکوم امروز می‌میره

84
00:04:05,492 --> 00:04:08,365
‫و تو هنوز روی فساد اون تحقیق می‌کنی

85
00:04:08,433 --> 00:04:09,715
‫خب که چی، الان که تاج نذاشتم رو سرش

86
00:04:09,736 --> 00:04:11,106
‫حتی بیشتر از قبل ازم متنفرن؟

87
00:04:11,174 --> 00:04:12,175
‫شاید بهتر باشه امشب

88
00:04:12,176 --> 00:04:13,813
‫از اداره دور باشی

89
00:04:13,880 --> 00:04:15,851
‫پلیس‌ها امشب رو به خاطرش
‫شب زنده‌داری می‌کنن

90
00:04:15,919 --> 00:04:17,054
‫دیگه چی؟

91
00:04:22,435 --> 00:04:24,339
‫این زندگی همه رو راحت‌تر می‌کنه...

92
00:04:24,407 --> 00:04:26,479
‫اگه تحقیقت رو مختومه کنی

93
00:04:26,546 --> 00:04:27,815
‫می‌دونی دن، خیال می‌کردم راستی راستی

94
00:04:27,883 --> 00:04:29,519
‫داریم یکم اوضواعمون رو بهتر می‌کنیم

95
00:04:29,587 --> 00:04:32,869
‫ولی بازم، می‌بینی که هوای بقیه رو داری

96
00:04:33,296 --> 00:04:34,338
‫می‌خوام ازت محافظت کنم

97
00:04:34,399 --> 00:04:35,468
‫از چی؟

98
00:04:35,536 --> 00:04:37,406
‫گرفتن یه خلافکار یا خراب کردن اعتبار؟

99
00:04:38,577 --> 00:04:39,745
‫مسئله هیچکدوم از اونا نیستن

100
00:04:39,813 --> 00:04:41,115
‫مسئله، خانواده‌ی مالکومه

101
00:04:41,184 --> 00:04:43,421
‫اگه یه پرونده‌ی باز که باعث
‫اخراجش میشه وجود داشته باشه...

102
00:04:43,489 --> 00:04:44,691
‫ممکنه به قیمت مزایاش، حقوق بازنشستگیش

103
00:04:44,726 --> 00:04:46,061
‫و همه‌اش، تموم بشه

104
00:04:46,129 --> 00:04:48,201
‫خب که چی، می‌خوای همینطوری بیخیالش بشم؟

105
00:04:48,269 --> 00:04:50,974
‫می‌خوای به عقایدی که بهش پایبندم پشت کنم؟

106
00:04:51,042 --> 00:04:52,279
‫نه

107
00:04:52,346 --> 00:04:54,051
‫منظورم اینه که اگه می‌خوای کاریش بکنی

108
00:04:54,119 --> 00:04:55,121
‫پس باید الان بکنی

109
00:04:55,122 --> 00:04:57,429
‫۲۴ساعت وقت داری

110
00:04:57,497 --> 00:04:59,770
‫وگرنه بیخیالش شو و بزار این خانواده
‫زندگی‌شون رو بکنن

111
00:05:19,803 --> 00:05:22,649
‫واقعاً این کاریه که توی اوقات فراغتت انجام میدی؟

112
00:05:22,915 --> 00:05:24,986
‫چه قیافه‌ی عصبی خوشگلی

113
00:05:25,054 --> 00:05:26,692
‫تا حالا به بافندگی فکر کردی؟

114
00:05:27,797 --> 00:05:29,034
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

115
00:05:29,101 --> 00:05:32,545
‫من اومدم اینجا تا بتونم از
‫تخصص تو استفاده کنم

116
00:05:32,613 --> 00:05:34,618
‫تو که سرت شلوغ نیست، مگه نه؟

117
00:05:34,687 --> 00:05:36,257
‫،راستش، آقای شوکه کننده

118
00:05:36,325 --> 00:05:38,164
‫و راستش اصلاً روز خوبی

119
00:05:38,231 --> 00:05:40,136
‫برای کارای لوسیفریت نیست

120
00:05:40,204 --> 00:05:41,274


121
00:05:41,342 --> 00:05:42,576
‫یه پیشنهاد دارم

122
00:05:42,644 --> 00:05:43,877
‫- دفعه‌ی بعد زنگ بزن
‫- نه، نه، نه

123
00:05:43,945 --> 00:05:46,014
‫وایسا ببینم

124
00:05:46,082 --> 00:05:48,985
‫خب، معمولاً من از اون دست آدمایی نیستم
‫که احساسات رو درک کنن، ولی...

125
00:05:49,052 --> 00:05:51,188
‫تو به نظر واقعاً مضطربی

126
00:05:52,257 --> 00:05:53,024
‫حالت خوبه؟

127
00:05:53,092 --> 00:05:54,426
‫می‌خوای... چه‌می‌دونم...

128
00:05:54,494 --> 00:05:56,696
‫درموردش گپی چیزی بزنیم؟

129
00:05:56,764 --> 00:05:59,000
‫البته سکس رو همیشه می‌تونی
‫در نظر داشته باشی

130
00:05:59,968 --> 00:06:01,169
‫هیچوقت دست بردار نیستی، نه؟

131
00:06:01,237 --> 00:06:01,973
‫نه

132
00:06:02,042 --> 00:06:04,789
‫سنگ صبور خواستی در خدمتم

133
00:06:06,198 --> 00:06:07,606
‫یالا

134
00:06:09,383 --> 00:06:12,835
‫اون پرونده‌ی پالمتو که اون‌روز
‫بهت گفتم رو یادته؟

135
00:06:12,903 --> 00:06:14,310
‫همون پرونده که داشت نابودت می‌کرد

136
00:06:14,378 --> 00:06:15,383
‫داشت با اسم گذاشتن روی تو منجر به

137
00:06:15,451 --> 00:06:16,824
‫تحقیرت میشد... حتی من هم یهویی

138
00:06:16,892 --> 00:06:18,400
‫به خاطرش بزن بهادر شدم؟

139
00:06:18,468 --> 00:06:20,143
‫نه، چیزی یادم نمیاد

140
00:06:21,451 --> 00:06:23,219
‫خب، اونا دارن من رو تحت فشار میزارن
‫که پرونده رو ببندم

141
00:06:23,261 --> 00:06:24,031
‫راعایت قوانین و سیاست های کاری

142
00:06:24,099 --> 00:06:25,472
‫و گفتنِ اینکه اون بابا شهید شده

143
00:06:25,541 --> 00:06:26,746
‫حس عنکبوتیم بهم میگه که

144
00:06:26,815 --> 00:06:29,227
‫بستن پرونده چیزی نیست که می‌خوای، نه؟

145
00:06:29,295 --> 00:06:30,535
‫می‌خوام حقیقت رو بدونم

146
00:06:30,602 --> 00:06:31,607
‫خب، پس پیداش کن

147
00:06:31,642 --> 00:06:32,763
‫تو یه افسر پلیسی

148
00:06:32,830 --> 00:06:34,381
‫تو که به اجازه کسی نیاز نداری

149
00:06:34,448 --> 00:06:35,668


150
00:06:35,735 --> 00:06:37,517
‫توصیه‌ی عاقلانه‌ایه

151
00:06:37,584 --> 00:06:39,597
‫می‌دونم. من آدم خیلی شریفی هستم

152
00:06:39,664 --> 00:06:40,950
‫،بگذریم، حالا که بهت کمک کردیم
‫نوبت کمک به منه

153
00:06:41,017 --> 00:06:43,459
‫می‌دونی، من دارم روی یه پرونده‌ی
‫مخصوص به خودم کار می‌کنم

154
00:06:43,526 --> 00:06:44,780
‫و به نظر می‌رسه که من...

155
00:06:44,846 --> 00:06:46,892
‫خب، به یه مانع گیر کردم

156
00:06:47,950 --> 00:06:49,124
‫یه پرونده؟

157
00:06:49,191 --> 00:06:50,298


158
00:06:50,366 --> 00:06:51,540
‫چه جور پرونده‌ایه؟

159
00:06:51,608 --> 00:06:53,151
‫خب، نوع تحقیقات...

160
00:06:53,219 --> 00:06:54,225
‫اهمیتی نداره

161
00:06:54,260 --> 00:06:56,172
‫و صرفاً به خاطر توصیه‌ی حرفه‌ایت اومدم اینجا

162
00:06:56,239 --> 00:06:59,427
‫وقتی توی پرونده‌ت به یه دیوار
‫برخورد کنی، چیکار می‌کنی؟

163
00:06:59,495 --> 00:07:00,702


164
00:07:00,771 --> 00:07:02,314
‫وقتی گیر کنم چیکار می‌کنم؟

165
00:07:02,381 --> 00:07:03,387
‫بلی

166
00:07:03,455 --> 00:07:05,435
‫خب، از یه آدم دیگه کمک می‌گیرم...

167
00:07:05,503 --> 00:07:07,951
‫کسی که از صادق بودن با من، نترسه

168
00:07:08,020 --> 00:07:10,939
‫حتی اگه حرفی باشه که دوست ندارم بشنوم

169
00:07:11,007 --> 00:07:11,811
‫ایول

170
00:07:11,879 --> 00:07:14,027
‫فکر محشریه

171
00:07:14,094 --> 00:07:15,202
‫آره

172
00:07:15,269 --> 00:07:17,111
‫یه جورایی آره

173
00:07:17,180 --> 00:07:18,553
‫خب...

174
00:07:18,621 --> 00:07:20,665
‫شاید اگه تو کمکم کنی

175
00:07:20,733 --> 00:07:22,173
‫منم بتونم به تو کمک کنم

176
00:07:23,716 --> 00:07:24,955
‫می‌تونی...

177
00:07:25,023 --> 00:07:26,632
‫و بفرما

178
00:07:26,699 --> 00:07:27,838
‫صحیح

179
00:07:39,001 --> 00:07:41,242
‫اینجا چیکار می‌کنیم، لوسیفر؟

180
00:07:41,311 --> 00:07:43,619
‫دوست دارم گهگاهی بیام اینجا

181
00:07:43,687 --> 00:07:45,361
‫انگشت‌های پام رو توی ماسه بزارم

182
00:07:45,428 --> 00:07:46,900
‫هوای دریا رو تنفس کنم

183
00:07:46,968 --> 00:07:48,867
‫خاطراتم رو مرور کنم

184
00:07:51,130 --> 00:07:53,029
‫می‌دونی، ۵ سال پیش

185
00:07:53,096 --> 00:07:54,503
‫وقتی من و میز جهنم رو ترک کردیم

186
00:07:54,570 --> 00:07:57,191
‫دقیقاً اینجا، روی ساحل فرود اومدم

187
00:07:58,633 --> 00:08:00,565
‫اینجا بود که جای بزرگترین پرنده‌ها رو

188
00:08:00,632 --> 00:08:02,236
‫تصاحب کردم

189
00:08:03,581 --> 00:08:05,284
‫و میز بال‌هام رو جدا کرد

190
00:08:05,350 --> 00:08:07,610
‫چرا داری اینو بهم میگی؟

191
00:08:07,677 --> 00:08:09,052
‫راستش رو بگو، چرا اصلاً اینجا احضارم کردی؟

192
00:08:09,053 --> 00:08:11,804
‫مطمئناً فقط به خاطر یادآوری نیست

193
00:08:14,295 --> 00:08:16,973
‫ازت خواستم بیای اینجا جون اون بال‌ها

194
00:08:16,998 --> 00:08:18,459
‫دزدیده شدن

195
00:08:19,300 --> 00:08:22,412
‫من برای پس گرفتن اونا به تو نیاز دارم

196
00:08:26,932 --> 00:08:31,894


197
00:08:36,521 --> 00:08:38,124
‫بال‌هات گم شدن؟

198
00:08:38,205 --> 00:08:39,198
‫شرمنده، این اکوی صدای خودم بود؟

199
00:08:39,223 --> 00:08:40,291
‫مگه الان همین رو نگفتم؟

200
00:08:40,316 --> 00:08:42,182
‫دقیقاً باید با این خبر چیکار کنم؟

201
00:08:42,411 --> 00:08:43,934
‫از نیروهای فرشته‌ایت استفاده کن

202
00:08:44,001 --> 00:08:46,054
‫و دور شهر پرواز کن و پیداش کن

203
00:08:46,121 --> 00:08:47,213
‫آخه، جان من

204
00:08:47,279 --> 00:08:48,371
‫خوبی یه فرشته چیه...

205
00:08:48,438 --> 00:08:50,027
‫اگه برای یه مشکل نتونه کمک کنه؟

206
00:08:50,095 --> 00:08:51,616
‫درست نمیگم؟

207
00:08:53,075 --> 00:08:54,549
‫لوسی

208
00:08:54,616 --> 00:08:56,063
‫از زمان کوچ باشکوهت از جهنم

209
00:08:56,092 --> 00:08:58,605
‫من کسی بودم که از دروازه‌ها نگهبانی می‌کردم

210
00:08:58,673 --> 00:09:00,248
‫من کسی بودم که اجازه نمی‌دادم ارواح نفرین شده

211
00:09:00,316 --> 00:09:03,869
‫خارج بشن... کاری که ازش نفرت دارم

212
00:09:03,936 --> 00:09:05,445
‫- دست خودم نبود
‫- اما اون بال‌ها

213
00:09:05,513 --> 00:09:07,590
‫که بیرون جهنم توی دنیای انسان‌ها هستن؟

214
00:09:07,658 --> 00:09:09,065
‫لوسی، اونا خیلی قدرتمند هستن

215
00:09:09,133 --> 00:09:10,483
‫بخشی از خدا

216
00:09:10,552 --> 00:09:12,780
‫بشر نمی‌تونه کنترلش کنه

217
00:09:12,848 --> 00:09:14,670
‫ولی اگه دست آدم بدی بیوفتن...

218
00:09:14,739 --> 00:09:16,359
‫اونموقع مردم ممکنه بمیرن؟ آره، فهمیدم

219
00:09:16,427 --> 00:09:18,386
‫به تازگی کله پوکی رو دیدم که
‫بعد از اینکه زیرچشمی...

220
00:09:18,453 --> 00:09:21,357
‫،نگاهش کردم، خودش رو از ساختمون انداخت پایین
‫پس اگه دیگه گفتنِ چیزایی که می‌دونم رو

221
00:09:21,426 --> 00:09:23,350
‫تموم کردی...

222
00:09:25,107 --> 00:09:27,616
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

223
00:09:27,683 --> 00:09:29,368
‫یه چیزو بهم بگو

224
00:09:29,435 --> 00:09:30,656
‫اگه واقعاً از اون بال‌ها متنفری

225
00:09:30,723 --> 00:09:32,473
‫چرا اونا رو این همه مدت مخفی کرده بودی؟

226
00:09:34,688 --> 00:09:37,231
‫- این به تو ربطی نداره
‫- حرکت احساسی‌ایه، لوسی

227
00:09:37,298 --> 00:09:38,817
‫مخصوصاً برای کسایی که می‌خواستن...

228
00:09:38,885 --> 00:09:40,138
‫زندگیشون رو بیخیال بشن

229
00:09:40,206 --> 00:09:41,559
‫خدایا. بازم شروع شد

230
00:09:41,626 --> 00:09:44,533
‫شاید در اعماق وجودت فهمیدی که
‫هیچوقت نباید بال‌ها رو جدا می‌کردی

231
00:09:44,600 --> 00:09:45,887
‫و شاید برای همینه که

232
00:09:45,955 --> 00:09:47,771
‫یه راه خروج برای خودت گذاشتی

233
00:09:47,838 --> 00:09:49,310
‫آره

234
00:09:49,378 --> 00:09:50,615
‫پس حرفات تموم شد؟

235
00:09:50,683 --> 00:09:52,658
‫حرفای قشنگی بودن، اما نه

236
00:09:52,725 --> 00:09:54,666
‫اونا دارایی من هستن. می‌خوام پس بگیرم‌شون

237
00:09:54,733 --> 00:09:56,105
‫به همین سادگی. اگه بتونم...

238
00:09:56,173 --> 00:09:59,152
‫از دست یه تراژدی مخرب خلاص بشم
‫واقعا خوش به حالم میشه

239
00:09:59,220 --> 00:10:01,126
‫تو اختیار آزاد خواستی

240
00:10:02,969 --> 00:10:04,876
‫مسئولیت خواستی

241
00:10:04,943 --> 00:10:06,817
‫خب...

242
00:10:06,886 --> 00:10:09,730
‫برای یه بارم که شده گند کاریت رو
‫خودت درست کن

243
00:10:18,903 --> 00:10:20,274
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم

244
00:10:20,342 --> 00:10:21,881
‫مشکل تو، مشکل من...

245
00:10:21,949 --> 00:10:24,827
‫چرا ما آدم جدید هم نباشیم؟

246
00:10:24,895 --> 00:10:26,635
‫نظرت چیه؟ من برای تو، تو برای من؟

247
00:10:26,703 --> 00:10:28,743
‫پس الان به کمکم نیاز داری

248
00:10:28,812 --> 00:10:30,752
‫ببخشید، مگه امروز حرفم رو واضح نمیگم؟

249
00:10:30,820 --> 00:10:33,464
‫بله، اومدم سرغ مدد بخشنده‌ی شما

250
00:10:33,531 --> 00:10:35,806
‫اول از همه، باید بهم بگی روی چی کار می‌کنی

251
00:10:36,979 --> 00:10:38,618
‫مطمئن نیستم بتونی هضمش کنی

252
00:10:38,687 --> 00:10:39,690
‫امتحانم کن

253
00:10:39,724 --> 00:10:41,645
‫باشه

254
00:10:41,712 --> 00:10:43,037
‫اون کانتینر رو یادته که

255
00:10:43,104 --> 00:10:44,627
‫بدجور ازم دزدیدنش؟

256
00:10:44,694 --> 00:10:45,886
‫همونی که متقاعد شده بودم...

257
00:10:45,954 --> 00:10:47,643
‫- داشتی ازم مخفیش می‌کنی؟
‫- آره خب، دقیقاً من دنبالِ...

258
00:10:47,710 --> 00:10:49,180
‫اون عروسک‌ها نبودم

259
00:10:49,201 --> 00:10:52,547
‫یه چیز دیگه بود... یه چیز شخصی

260
00:10:52,614 --> 00:10:54,170
‫که وقتی اونجا رسیدم، گم شده بود

261
00:10:54,238 --> 00:10:55,376
‫می‌دونستم

262
00:10:55,444 --> 00:10:57,655
‫لوسیفر، چی توش بود؟

263
00:10:57,723 --> 00:11:00,337
‫بال‌های فرشته‌ایم

264
00:11:01,444 --> 00:11:02,549
‫آره، ادامه بده

265
00:11:02,616 --> 00:11:03,688
‫بخند

266
00:11:03,756 --> 00:11:04,760
‫خیلی خب، جدی بگو

267
00:11:04,795 --> 00:11:06,168
‫چی توش بود؟

268
00:11:09,387 --> 00:11:10,793
‫جدی میگی؟

269
00:11:10,861 --> 00:11:13,541
‫خیلی خب، شرمنده

270
00:11:13,609 --> 00:11:15,083
‫کسی اونا رو برات درست کرده؟

271
00:11:15,151 --> 00:11:18,032
‫یا اینکه لباس مخصوص می‌خواستی؟

272
00:11:18,100 --> 00:11:19,238
‫داری از این موقعیت لذت می‌بری، نه؟

273
00:11:19,307 --> 00:11:20,378
‫شرمنده، اعتراف می‌کنم که

274
00:11:20,447 --> 00:11:22,188
‫همیشه تو رو درک نمی‌کنم

275
00:11:22,256 --> 00:11:24,534
‫اما اگه اینقدر مهم هستن...

276
00:11:24,602 --> 00:11:26,050
‫مهمه

277
00:11:26,119 --> 00:11:28,004
‫باشه، هر کاری از دستم برمیاد انجام میدم

278
00:11:28,072 --> 00:11:30,935
‫به همه‌ی افسرها خبر میدم که دنبال...

279
00:11:32,284 --> 00:11:34,035
‫بال‌های فرشته بگردن

280
00:11:34,103 --> 00:11:35,551
‫ممنون و در عوضش

281
00:11:35,619 --> 00:11:38,078
‫منم خدماتم برای پرونده پالمتو رو
‫بهت اعطا می‌کنم، باشه؟

282
00:11:38,146 --> 00:11:39,277
‫چرا که نه، ما می‌تونیم از کمکت استفاده کنیم

283
00:11:39,325 --> 00:11:40,989
‫ما؟

284
00:11:41,871 --> 00:11:43,143
‫- سلام
‫- حاضری؟

285
00:11:43,209 --> 00:11:44,971
‫آره، تو برای کمک این طرفا نبودی

286
00:11:45,037 --> 00:11:46,505
‫برای همین یکی دیگه رو برای کمک انتخاب کردم

287
00:11:46,572 --> 00:11:47,550
‫هر چه بیشتر، بهتر

288
00:11:47,583 --> 00:11:48,585
‫تو بهش کمک می‌کنی؟

289
00:11:48,586 --> 00:11:50,759
‫می‌دونستم که اون بیخیال بشو نیست

290
00:11:50,827 --> 00:11:51,929
‫و منم نمی‌تونستم بزارم تنهایی
‫روی پرونده کار کنه

291
00:11:51,996 --> 00:11:54,404
‫برای همین واسه رانندگی اومدم اینجا

292
00:11:54,472 --> 00:11:55,640


293
00:11:55,708 --> 00:11:56,878
‫عالیه

294
00:11:56,946 --> 00:11:58,583
‫سه‌تایی باهم کار می‌کنیم

295
00:11:58,651 --> 00:12:00,222
‫بله، عالیه

296
00:12:00,289 --> 00:12:01,927
‫مگه بهتر از این هم میشه؟

297
00:12:08,849 --> 00:12:11,858
‫خب، اینم از خیابان پالمتو

298
00:12:13,397 --> 00:12:15,335
‫ببخشید، بازم میگی اون چرا اینجاست؟

299
00:12:15,403 --> 00:12:18,679
‫اون کمکم می‌کنه چیزا رو متفاوت ببینم

300
00:12:18,747 --> 00:12:22,324
‫بله، ثابت کردم که به درد بخور هستم، دن

301
00:12:22,392 --> 00:12:24,430
‫خب، چطور می‌تونیم کمکت کنیم؟

302
00:12:24,498 --> 00:12:26,069
‫خیلی خب، می‌خوام تیراندازی رو  بازسازی کنم

303
00:12:26,137 --> 00:12:27,540
‫می‌خوام ببینم چی رو جا انداختم

304
00:12:27,541 --> 00:12:28,744
‫چطور این چیزی رو ثابت می‌کنه؟

305
00:12:28,812 --> 00:12:31,620
‫لطف کن و به روم نیار که احمقم، ممنون

306
00:12:31,688 --> 00:12:33,793
‫- لوسیفر؟
‫- بله؟

307
00:12:33,860 --> 00:12:35,365
‫تو فرد خلافکار ناکوت شده‌مون رو

308
00:12:35,433 --> 00:12:36,769
‫بازسازی می‌کنی

309
00:12:36,837 --> 00:12:38,775
‫به نظرم منظورت فرد خلافکارِ خوشتیپه

310
00:12:38,843 --> 00:12:40,521
‫و دن

311
00:12:40,589 --> 00:12:42,596
‫تو هم نقش مالکوم رو بازی می‌کنی

312
00:12:42,663 --> 00:12:43,649
‫همون پلیس خشن‌مون

313
00:12:43,715 --> 00:12:44,801
‫که آرزو میکه کاش من...

314
00:12:44,868 --> 00:12:46,283
‫بیخیال این پرونده‌ی مسخره میشدم

315
00:12:46,350 --> 00:12:47,720
‫بامزه‌ست

316
00:12:47,788 --> 00:12:49,125
‫و منم نقش خودم رو بازی می‌کنم

317
00:12:49,193 --> 00:12:51,768
‫دختری که نمی‌تونه فهمه چه کوفتی دیده

318
00:12:51,836 --> 00:12:53,206
‫خب، در ماه‌های متنهی به تیراندازی

319
00:12:53,274 --> 00:12:55,146
‫ما دنبال یه دلال مواد فرانسوی می‌گشتیم

320
00:12:55,214 --> 00:12:56,417
‫نیکولاس آودی

321
00:12:56,485 --> 00:12:57,688
‫میشه یه تفنگ بدین؟

322
00:12:57,757 --> 00:12:59,495
‫احساس می‌کنم که نیکولاس حتما تفنگ داشته

323
00:12:59,563 --> 00:13:00,766
‫نه

324
00:13:00,833 --> 00:13:02,037
‫راستش اون بیشتر آدم چکش به دست بوده

325
00:13:02,105 --> 00:13:03,509
‫دوست داشت دست و انگشت بشکنه

326
00:13:03,577 --> 00:13:05,081
‫- خیلی خب
‫- و پا و دندون

327
00:13:05,149 --> 00:13:07,289
‫صحیح. پس میشه یه چکش بدین؟

328
00:13:07,357 --> 00:13:10,031
‫یه جوری آودی از پلیس لس آنجلس فرار می‌کرد

329
00:13:10,100 --> 00:13:12,225
‫،یکی از آدماش رو دستگیر کرد
‫خیال کردم اون لو میده

330
00:13:12,241 --> 00:13:13,979
‫بعدش یهویی داد و بیداد راه انداخت

331
00:13:14,046 --> 00:13:16,187
‫تنها پلیسی که باهاش صحبت کرد، مالکوم بود

332
00:13:16,255 --> 00:13:17,257
‫پس...

333
00:13:17,258 --> 00:13:19,998
‫یه شب، اون رو اینجا پیدا کردم

334
00:13:20,065 --> 00:13:22,169
‫دزدکی از در راهرو وارد شدم

335
00:13:22,238 --> 00:13:25,011
‫و پشت این اینه قایم شدم

336
00:13:25,079 --> 00:13:27,117
‫می‌تونستم ببینم‌شون

337
00:13:27,184 --> 00:13:29,390
‫مالکوم و آودی و بادیگاردش بودن

338
00:13:29,457 --> 00:13:31,997
‫به نظر می‌رسید داشتن یه معامله می‌کردن

339
00:13:32,065 --> 00:13:34,203
‫مالکوم پول رو نگه داشت

340
00:13:34,271 --> 00:13:35,540
‫وایسا ببینم

341
00:13:35,608 --> 00:13:37,612
‫این کافیه؟

342
00:13:37,681 --> 00:13:39,751
‫شاید رشوه بود

343
00:13:39,819 --> 00:13:41,724
‫مطمئن نیستم

344
00:13:41,792 --> 00:13:44,130
‫به جلو خم شدم تا بشنوم چی میگن

345
00:13:44,198 --> 00:13:45,935
‫و تصادفاً

346
00:13:46,003 --> 00:13:47,005
‫یه صدایی درآوردن

347
00:13:47,073 --> 00:13:48,075
‫احساسش کردم

348
00:13:48,142 --> 00:13:49,913
‫اون من رو دید اما به روی خودش نیاورد

349
00:13:49,980 --> 00:13:52,219
‫فقط برگشت سر صحبتش

350
00:13:52,287 --> 00:13:53,649
‫و اون‌موقع بود که تیراندازی کردن

351
00:13:55,195 --> 00:13:56,865
‫طولی نکشید که به خاطر تیراندازی مردن

352
00:13:56,933 --> 00:13:59,238
‫من پشت در مخفی شدم

353
00:13:59,306 --> 00:14:01,611
‫و همون موقع بود که وارد شدم

354
00:14:01,679 --> 00:14:03,917
‫آودی و آدمش مرده بودن

355
00:14:03,985 --> 00:14:06,792
‫مالکوم روی زمین بود و داشت از خونریزی می‌مرد

356
00:14:09,968 --> 00:14:11,839
‫کاری از دستت برنمی‌اومد

357
00:14:17,121 --> 00:14:18,958
‫با عقل جور در نمیاد

358
00:14:19,026 --> 00:14:20,061
‫ببخشید؟

359
00:14:20,129 --> 00:14:21,566
‫آودی تمایلی به کشتن مالکوم نداشته

360
00:14:21,634 --> 00:14:24,341
‫باور کنین، اگه یه چیزو خوب بودنم، اون تمایله

361
00:14:24,409 --> 00:14:27,685
‫آخه، اگه مالکوم پلیس فاسدی بوده

362
00:14:27,753 --> 00:14:29,088
‫غاز تخم طلای آودی میشد

363
00:14:29,157 --> 00:14:30,727
‫خیلی احمقانه‌ست که بهش شلیک کنه

364
00:14:30,795 --> 00:14:32,365
‫اگه یه نفر دیگه اینجا بوده باشه چی؟

365
00:14:32,433 --> 00:14:35,006
‫پلیس‌ها اینجا رو زیرو رو کردن، کلویی

366
00:14:35,075 --> 00:14:36,411
‫کس دیگه‌ای اینجا نبود

367
00:14:36,479 --> 00:14:39,688
‫ببین، شاید نمی‌خوای باورش کنی

368
00:14:39,755 --> 00:14:41,578
‫اما اگه...

369
00:14:41,644 --> 00:14:42,638
‫اشتباه می‌کردم

370
00:14:45,655 --> 00:14:47,444
‫اسپینوزا

371
00:14:47,511 --> 00:14:48,935
‫آره

372
00:14:49,003 --> 00:14:51,885
‫باشه، بهش خبر میدم

373
00:14:52,144 --> 00:14:53,337
‫واقعاً یه اطلاع بی‌سیمی برای

374
00:14:53,361 --> 00:14:56,393
‫بال‌های فرشته فرستادی؟

375
00:14:58,903 --> 00:15:00,360
‫شاید

376
00:15:00,385 --> 00:15:02,491
‫خب، به نظر یه مورد پیدا کردن

377
00:15:02,721 --> 00:15:03,980
‫عالی شد!

378
00:15:04,286 --> 00:15:06,241
‫صحیح، نوبت منه

379
00:15:10,435 --> 00:15:12,197
‫هنوز باورم نمیشه که چیزای دزیده شده
‫همین بال‌ها باشن

380
00:15:12,222 --> 00:15:14,323
‫حقیقی؟ عالی؟ الهی؟

381
00:15:14,462 --> 00:15:15,660
‫اشکالی نداره که بگی

382
00:15:15,728 --> 00:15:17,218
‫"می‌خواستم بگم "حراجی

383
00:15:17,285 --> 00:15:19,804
‫خب، اف.بی.آی چیز دیگه‌ای می‌تونه
‫بهمون بگه، افسر پیتز؟

384
00:15:19,870 --> 00:15:21,618
‫این بال‌ها... همراه یه سری آت و آشغال دیگه

385
00:15:21,627 --> 00:15:23,548
‫که مردم فکر می‌کنن واقعی هستن...
‫در یه حراج آثارباستانی بازار سیاه

386
00:15:23,616 --> 00:15:25,272
‫برای فروش گذاشته شدن

387
00:15:25,339 --> 00:15:26,564
‫یه حراج؟

388
00:15:26,632 --> 00:15:28,354
‫اونا برای یه جشن خیریه در سالن کریسمون گذاشتنش

389
00:15:28,422 --> 00:15:29,514
‫دندان قدیس؟

390
00:15:29,582 --> 00:15:30,806
‫دستمال مقدس؟

391
00:15:30,874 --> 00:15:32,100
‫یه تیکه از صلیب؟

392
00:15:32,166 --> 00:15:34,193
‫بال‌های من پیش یه مشت کلاهبرداره؟

393
00:15:34,255 --> 00:15:37,270
‫،آره، بال‌ها هم تقلبی هستن
‫محاله واقعی باشن

394
00:15:37,338 --> 00:15:38,695
‫دقیقاً، این اهانت آمیزه

395
00:15:38,762 --> 00:15:40,915
‫مثل شوی لباس کولی‌ها بال‌های من رو
‫برای فروش گذاشتن توی یه ساختمون

396
00:15:40,983 --> 00:15:42,205
‫خیلی خب

397
00:15:42,274 --> 00:15:43,700
‫خب، می‌تونین خیالتون رو با دونستن اینکه

398
00:15:43,769 --> 00:15:45,977
‫امشب به حراجی حمله می‌کنیم راحت کنین

399
00:15:46,046 --> 00:15:48,016
‫پس اف.بی.آی می‌خواد بال‌های من رو بدزده؟

400
00:15:48,085 --> 00:15:49,680
‫وقتی یه فرصت برای حمله به آدم بدا
‫داشته باشیم، ازش استفاده می‌کنیم

401
00:15:49,750 --> 00:15:51,277
‫اف.بی.آی این حمله رو رهبری می‌کنه

402
00:15:51,346 --> 00:15:52,772
‫متوجه شدم که ممکنه شما م دنبال اونا باشید

403
00:15:52,841 --> 00:15:54,641
‫ولی ما اختیارات این کارو داریم

404
00:15:54,710 --> 00:15:57,223
‫خیلی خب، چطوری این بال‌ها رو پس بگیریم؟

405
00:15:57,292 --> 00:15:58,413
‫بعد از حمله؟

406
00:15:58,482 --> 00:15:59,874
‫تا وقتی بتونید ثابت کنید بال‌ها مال کیه

407
00:15:59,943 --> 00:16:01,301
‫ظرف سی روز پسش می‌گیرید

408
00:16:01,370 --> 00:16:03,237
‫- مشکلی نیست
‫- سی روز

409
00:16:03,307 --> 00:16:05,480
‫بله، مشکلی نیست. اصلا مشکلی نیست

410
00:16:05,549 --> 00:16:06,587
‫درسته؟

411
00:16:06,655 --> 00:16:08,801


412
00:16:32,002 --> 00:16:34,147
‫ظاهر شو، آمندیل

413
00:16:36,897 --> 00:16:39,176
‫چی شد که تنهایی اومدی

414
00:16:39,244 --> 00:16:40,718
‫داشتی درمورد گندکاریم و اینا دروغ می‌گفتی؟

415
00:16:40,786 --> 00:16:42,730
‫یا می‌خواستی از نزدیک
‫درست کردن گندکاریم رو ببینی؟

416
00:16:42,797 --> 00:16:43,937
‫مطمئن باش، لوسیفر

417
00:16:44,005 --> 00:16:45,713
‫دنبالت اومدن هیچ لذتی برام نداره

418
00:16:45,781 --> 00:16:48,798
‫ولی خیلی مهمه که بزارم گند کاری راه بندازی

419
00:16:48,866 --> 00:16:51,480
‫پس اومدی کمک کنی؟

420
00:16:51,548 --> 00:16:54,196
‫اومدم که مطمئن بشم بال‌ها به
‫جایی که متعلق هستن برگردن

421
00:16:54,264 --> 00:16:55,880
‫که دقیقاً کجا باشه؟

422
00:16:55,947 --> 00:16:57,266
‫منظورت جایی جز پشتته؟

423
00:16:57,333 --> 00:16:58,797
‫چرا که نه، دوست پرنده‌ی من

424
00:16:58,851 --> 00:17:00,235
‫تو که انتظار نداری این اتفاق بیوفته

425
00:17:00,303 --> 00:17:03,371
‫اونا به بهشتی تعلق دارن که
‫اونجا خلق شدن

426
00:17:03,438 --> 00:17:06,274
‫،اگه تو اونا رو نخوای
‫باید ببرمشون اونجا

427
00:17:06,341 --> 00:17:09,014
‫عاقلانه‌ست

428
00:17:09,080 --> 00:17:10,663
‫با توجه به اینکه وقتمون تنگه

429
00:17:10,731 --> 00:17:11,720
‫می‌تونم از یه مرد پرنده استفاده کنم

430
00:17:11,721 --> 00:17:13,534
‫منظورت چیه؟

431
00:17:13,602 --> 00:17:15,349
‫اف.بی.آی داره به اینجا حمله می‌کنه

432
00:17:15,416 --> 00:17:18,452
‫،پس اگه ما بال‌ها رو بدست نیاریم
‫بشر این شی الهی رو پیدا می‌کنه

433
00:17:18,518 --> 00:17:20,530
‫و بقیه ماجرا دیگه... خودت که ادامه‌ش رو میدونی

434
00:17:20,597 --> 00:17:22,213
‫خب، نمی‌تونیم بزاریم این اتفاق بیوفته

435
00:17:22,280 --> 00:17:24,358
‫درسته، پس می‌تونی کمک کنی

436
00:17:24,425 --> 00:17:25,744
‫البته از قبل آمادگیت رو اعلام کردی، اینطوری می‌تونی...

437
00:17:25,811 --> 00:17:27,856
‫ضمیر فرشته‌ت رو چک کنی

438
00:17:27,923 --> 00:17:29,143
‫من ضمیر ندارم

439
00:17:29,210 --> 00:17:31,387
‫معلومه که داری اما توصیه می‌کنم درست از

440
00:17:31,454 --> 00:17:33,631
‫مغرور بودن برداری و یکی دو تا چیز
‫درمورد انسانیت یاد بگیری

441
00:17:33,698 --> 00:17:36,700
‫اما به نظر میرسه که تو
‫مد خاصی رو انتخاب کردی

442
00:17:36,768 --> 00:17:37,988
‫پس...

443
00:17:38,055 --> 00:17:40,298
‫دلم واسه این لباس تنگ شده

444
00:17:46,108 --> 00:17:47,453
‫سلام

445
00:17:47,520 --> 00:17:48,293
‫پارت خصوصیه

446
00:17:48,361 --> 00:17:51,119
‫عزیزم، آروم باش

447
00:17:52,162 --> 00:17:53,943
‫بله، ببخشید، متوجهم که

448
00:17:54,011 --> 00:17:55,289
‫این مراسم کاملاً انحصاریه

449
00:17:55,357 --> 00:17:59,190
‫اما، حتماً واسه دو نفر دیگه هم

450
00:17:59,258 --> 00:18:00,804
‫جا دارین

451
00:18:02,521 --> 00:18:05,244
‫اگه اینجا کاری ندارین، بزنین به چاک

452
00:18:10,626 --> 00:18:13,047
‫راستش خنده داره که این حرف رو می زنی

453
00:18:13,114 --> 00:18:15,367
‫شاید یه چیزی داشته باشم که

454
00:18:15,436 --> 00:18:18,462
‫توجه اون مشتاقان آثار مذهبی رو جلب کنه

455
00:18:24,920 --> 00:18:26,163
‫از این طرف، آقایون

456
00:18:26,231 --> 00:18:27,879
‫ممنون

457
00:18:27,946 --> 00:18:30,055
‫همه‌ش رو تو خاطرت سپردی؟

458
00:18:35,496 --> 00:18:37,354
‫باورم نمیشه که برای این کار
‫موافقت کردم

459
00:18:37,409 --> 00:18:38,958
‫خیال می‌کردم داشتی کمکم می‌کردی

460
00:18:39,025 --> 00:18:40,145
‫دارم کمکت می‌کنم

461
00:18:40,212 --> 00:18:41,365
‫ما رفتیم به پالمتو، نه؟

462
00:18:41,431 --> 00:18:42,717
‫هر اتفاقی که افتاد رو مرور کردیم

463
00:18:42,783 --> 00:18:45,387
‫- و هیچی پیدا نکردیم
‫- دقیقاً

464
00:18:45,454 --> 00:18:48,289
‫حالا می خوام نشونت بدم که
‫پروندت علیه کیه

465
00:18:50,136 --> 00:18:52,378
‫این همونه که انتهای این پرونده‌ست

466
00:18:52,445 --> 00:18:54,026
‫هیولا نیست

467
00:18:54,093 --> 00:18:55,238
‫تبهکار نیست

468
00:18:55,305 --> 00:18:58,100
‫بلکه یه خانواده‌ی عزاداره که
‫می‌خواد خدافظی کنه

469
00:18:59,346 --> 00:19:01,333
‫اون ما رو دید

470
00:19:05,779 --> 00:19:07,495
‫اون دیگه اینجا چیکار می‌کنه؟

471
00:19:07,564 --> 00:19:08,637
‫متأسفم، مل

472
00:19:08,704 --> 00:19:10,548
‫اون... اون دنبال دعوا نیست

473
00:19:10,616 --> 00:19:12,393
‫شوخیت گرفته؟

474
00:19:12,461 --> 00:19:13,701
‫دعوا؟

475
00:19:13,770 --> 00:19:15,579
‫اون...

476
00:19:15,647 --> 00:19:18,598
‫تو حقی نداری

477
00:19:18,666 --> 00:19:20,343
‫از زندگی‌مون چی‌خوای؟

478
00:19:22,222 --> 00:19:25,207
‫تسلیت میگم

479
00:19:27,723 --> 00:19:30,103
‫زود برو

480
00:19:30,172 --> 00:19:32,317
‫خواهش می‌کنم فقط...

481
00:19:37,886 --> 00:19:40,493
‫کارمن؟

482
00:19:40,561 --> 00:19:42,665
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم

483
00:19:50,589 --> 00:19:53,496
‫تبریک میگم، آقای مورنینگ استار

484
00:19:53,563 --> 00:19:57,507
‫کاتولیگ‌ها و شیطان پرست‌ها
‫واسه این سکه می‌میرن

485
00:19:57,574 --> 00:20:00,716
‫احتمالاً حتی یه جنگ مناقصه‌ای هم پیش‌رومون باشه

486
00:20:00,783 --> 00:20:02,286
‫اینطوری باحال نمیشه؟

487
00:20:02,354 --> 00:20:03,891
‫کی فکر می‌کرد سکه‌ی شیطان

488
00:20:03,958 --> 00:20:06,632
‫- ارزش این همه عشق رو داشته باشه
‫- یه چند تا معتقد بزاری توی یه اتاق

489
00:20:06,699 --> 00:20:10,476
‫یه بحثی بندازی وسط
‫تا ابد ادامه میدن

490
00:20:10,544 --> 00:20:11,739
‫عالی بود

491
00:20:11,806 --> 00:20:13,268
‫اگه بهتر نمی‌شناختمت، می‌گفتم که...

492
00:20:13,335 --> 00:20:16,126
‫تو به اعتقاد خریدارهات احترام نمیزاری

493
00:20:16,194 --> 00:20:17,556
‫کاملاً برعکس

494
00:20:17,624 --> 00:20:20,015
‫خیلی هم به اعتقادشون احترام میزارم

495
00:20:20,083 --> 00:20:21,411
‫اما برای سودجویی از اونا لازم نیست...

496
00:20:21,479 --> 00:20:23,305
‫منم اعتقاد داشته باشم

497
00:20:23,373 --> 00:20:26,331
‫پس اینطور برداشت می‌کنم که یه معتقد نیستی

498
00:20:26,397 --> 00:20:29,787
‫من کسی هستم که فقط به یک خدا معتقدم

499
00:20:29,855 --> 00:20:31,863
‫خدای دلار

500
00:20:35,716 --> 00:20:38,025
‫از دست انسان‌ها

501
00:20:38,093 --> 00:20:39,901
‫مگه نه؟

502
00:20:39,968 --> 00:20:42,178
‫باید اعتراف کنم...

503
00:20:42,246 --> 00:20:45,527
‫عاشق اینم که حامل خبرای بد باشم

504
00:20:45,595 --> 00:20:47,671
‫واقعاً؟ بگو

505
00:20:47,738 --> 00:20:49,178
‫این سکه فروشی نیست

506
00:20:49,246 --> 00:20:52,124
‫فقط ازش استفاده کردم که توجهت رو جلب کنم

507
00:20:52,193 --> 00:20:54,201
‫پس چرا اومدین اینجا؟

508
00:20:54,269 --> 00:20:55,709
‫یه نفر بال‌هام رو دزدیده

509
00:20:55,776 --> 00:20:58,320
‫تقریباً شش فوت طول داره که
‫با نور الهی می‌درخشه

510
00:20:58,389 --> 00:21:02,239
‫پس اگه اونقدر مهربون باشید که
‫اونا رو تحویل بدید، می‌تونیم...

511
00:21:02,307 --> 00:21:03,947
‫بدون هیچ اتفاق ناخوش‌آیندی از اینجا...

512
00:21:04,015 --> 00:21:05,990
‫بریم

513
00:21:06,058 --> 00:21:07,521
‫خنده‌داره

514
00:21:07,589 --> 00:21:10,350
‫اینطوری کار پیش نمیره

515
00:21:12,249 --> 00:21:14,611
‫شماها خبر ندارین با کی سر و کار دارین

516
00:21:14,678 --> 00:21:17,407
‫اون اسلحه‌ها ما رو نمی‌ترسونن

517
00:21:17,474 --> 00:21:18,971
‫درواقع

518
00:21:19,039 --> 00:21:21,267
‫اگه می‌تونی شلیک کن

519
00:21:21,869 --> 00:21:22,798
‫برادر...

520
00:21:22,866 --> 00:21:24,064
‫بفرما

521
00:21:24,131 --> 00:21:26,128
‫ببین چی میشه

522
00:21:28,137 --> 00:21:31,516
‫اینم از اون ضمیر فرشته‌ای که
‫درموردش حرف می‌زدم

523
00:21:37,876 --> 00:21:40,805
‫ببخشید... می‌فرمودید؟

524
00:21:40,872 --> 00:21:43,136
‫آقایون، بیخیال...

525
00:21:43,204 --> 00:21:44,601
‫از برادرم رو ناراحت نشو

526
00:21:44,669 --> 00:21:46,265
‫فقط یکم ساده‌لوحه

527
00:21:46,333 --> 00:21:48,997
‫واقعاً نمی‌خواستیم بی احترامی کنیم

528
00:21:49,063 --> 00:21:50,412
‫فکر کردم گفتی می‌خوای بال‌ها رو پس بگیری

529
00:21:50,437 --> 00:21:53,292
‫می‌خوام. ولی این نمیشه گفت که
‫این راه پس گرفتنش باشه

530
00:21:53,359 --> 00:21:54,690
‫یه دلیل بهم بدین که

531
00:21:54,758 --> 00:21:56,555
‫قال قضیه رو نکنم

532
00:21:56,623 --> 00:21:58,419
‫چون حرفم رو بد تعبیر کردی

533
00:21:58,487 --> 00:22:00,817
‫خریدن اون بالها از سرم هم زیادیه

534
00:22:00,884 --> 00:22:03,680
‫مثل بقیه، اونم نقدی

535
00:22:03,748 --> 00:22:05,478
‫یه خربار پول

536
00:22:05,546 --> 00:22:07,242
‫اگه واقعاً دلار رو میپرستی

537
00:22:07,310 --> 00:22:09,574
‫پس باید بلیط تو به سوی خدا هستم

538
00:22:14,502 --> 00:22:17,032
‫مناقصه مبارک

539
00:22:19,464 --> 00:22:20,632
‫ممنون

540
00:22:34,821 --> 00:22:36,089
‫خنده‌داره، مگه نه؟ که برای متحد کردنِ...

541
00:22:36,156 --> 00:22:38,225
‫ادیان جهان، فقط یکم...

542
00:22:38,293 --> 00:22:40,095
‫مصرف‌گرایی حرام لازمه

543
00:22:40,162 --> 00:22:41,230


544
00:22:41,298 --> 00:22:42,298
‫چیزی که میخوام بدونم...

545
00:22:42,299 --> 00:22:45,303
‫اینه که از کی تا حالا شاهزادهی تاریکی

546
00:22:45,371 --> 00:22:47,906
‫از اسلحه‌ی انسانی تحمل ناپذیر می‌ترسه؟

547
00:22:47,974 --> 00:22:49,876
‫خب، از وقتی که من...

548
00:22:49,944 --> 00:22:51,178
‫خونریزی کردم

549
00:22:51,246 --> 00:22:53,365
‫- منظورت از خونریزی چیه؟
‫- بلی

550
00:22:53,432 --> 00:22:56,048
‫،نمی‌دونم چطور امکان پذیره
‫اما مهم‌تر از چیزای دیگه

551
00:22:56,115 --> 00:22:58,499
‫به نظر میرسه الان درگیر یه وضعیت بشری هستم

552
00:22:58,566 --> 00:23:00,951
‫پس این چرت و پرتا رو تموم کن

553
00:23:01,845 --> 00:23:03,368
‫به چی می‌خندی؟

554
00:23:03,428 --> 00:23:05,812
‫فقط دارم حرفی که میگی رو هضم می‌کنم

555
00:23:05,837 --> 00:23:07,717
‫اینکه به گلوله آلرژی دارم؟

556
00:23:07,741 --> 00:23:09,702
‫حتی اگه خودت نخوای بیای جهنم...

557
00:23:10,372 --> 00:23:15,525
‫تنها کاری که باید بکنم اینه که منتظر بمونم
‫یه قاتل تو رو بکشه

558
00:23:16,476 --> 00:23:19,013
‫تا مستقیماً برگردی به جهنم

559
00:23:20,726 --> 00:23:23,574
‫اینو در نظر نگرفتی، مگه نه لوسی؟

560
00:23:24,602 --> 00:23:26,821
‫الان به لطف تو هزارساله میشم

561
00:23:28,809 --> 00:23:31,093
‫عصر بخیر، خانم‌ها و آقایون

562
00:23:31,161 --> 00:23:32,599
‫من کارمن گرنت هستم

563
00:23:32,666 --> 00:23:36,080
‫و متواضعانه برای آومدن به "عصر دین" خوش آمد میگم

564
00:23:38,690 --> 00:23:40,564
‫امشب نظاره‌گر چیزهایی خواهیم بود...

565
00:23:40,632 --> 00:23:43,442
‫که ثابت می‌کنن معجزه، واقعیه

566
00:23:43,509 --> 00:23:45,617
‫نیرویی هست که نمی‌تونیم ببینیم

567
00:23:45,685 --> 00:23:48,127
‫و روشناییش، این آثار گرانبها را

568
00:23:48,195 --> 00:23:51,507
‫که آن طرف دنیا سفر کردند، درخشان می‌کنه

569
00:23:51,575 --> 00:23:54,720
‫و به جرات می‌تونم بگم، از بهشت و جهنم...

570
00:23:54,788 --> 00:23:56,928
‫راهشون رو به طرف شما پیدا کردند!

571
00:24:01,681 --> 00:24:04,191
‫یک راست میرم سر اصل مطلب

572
00:24:04,259 --> 00:24:07,704
‫مایلم اولین شیء برای مزایده رو معرفی کنم

573
00:24:07,772 --> 00:24:10,984
‫این شما و این هم زنجیر گمشده‌ی سنت پائول!

574
00:24:12,256 --> 00:24:14,196
‫با توجه به سنت...

575
00:24:14,264 --> 00:24:16,472
‫سنت پائول بین سال‌های

576
00:24:16,540 --> 00:24:18,330
‫۶۱و ۶۳ قبل از میلاد مسیح حبس شده بود

577
00:24:18,397 --> 00:24:22,276
‫قطعاتی از اون در کلیسای پاپ به نمایش در میاد...

578
00:24:22,343 --> 00:24:24,133
‫یا طبق گفته‌ی خودشون اینطوره...

579
00:24:24,200 --> 00:24:26,752
‫اینا حلقه‌های گمشده زنجیر هستن

580
00:24:26,820 --> 00:24:29,140
‫مچ پائول کلفت تر از این بود که
‫توی اون حلقه‌ها جا بشه

581
00:24:29,207 --> 00:24:31,495
‫می‌دونم. اصلاً نمی‌تونه این دسرش رو بفروشه، نه؟

582
00:24:31,562 --> 00:24:32,953
‫اون باید قدیس...

583
00:24:32,955 --> 00:24:34,114
‫کیک عسلی؟

584
00:24:37,265 --> 00:24:39,420
‫کاملاً مشخصه که اونا تقلبی هستن!

585
00:24:39,487 --> 00:24:40,746
‫چی؟

586
00:24:40,814 --> 00:24:41,852
‫هیس

587
00:24:41,920 --> 00:24:44,232
‫چقدر طرفدار

588
00:24:44,300 --> 00:24:47,182
‫عمراً بدونی

589
00:24:47,250 --> 00:24:48,590
‫از کجا می‌دونستم میای اینجا؟

590
00:24:48,657 --> 00:24:50,501
‫چون بدجور اصرار داشتم بیام؟

591
00:24:50,568 --> 00:24:52,177
‫اصلاً چطوری اومدی اینجا؟

592
00:24:52,245 --> 00:24:53,316
‫یه خبرایی برات دارم، رفیق

593
00:24:53,384 --> 00:24:55,072
‫تو تنها کسی نیستی که طلسم دلربایی داره

594
00:24:55,094 --> 00:24:56,601
‫عجب

595
00:24:56,670 --> 00:24:57,943
‫و راستی، قابلت رو نداره

596
00:24:58,011 --> 00:24:59,217
‫اومدم که بهت هشدار بدم

597
00:24:59,285 --> 00:25:01,093
‫تقریباً ۵ دقیقه دیگه اف.بی.آی به
‫اینجا حمله می‌کنه

598
00:25:01,162 --> 00:25:02,334
‫پس باید همین الان بریم

599
00:25:02,402 --> 00:25:03,977
‫اما ما تازه داشتیم شروع می‌کردیم

600
00:25:04,045 --> 00:25:06,012
‫ما؟

601
00:25:06,080 --> 00:25:07,682
‫درسته. باهاش آشنا نشدی، نه؟

602
00:25:07,749 --> 00:25:09,250
‫اجازه بده معرفی کنم...

603
00:25:09,318 --> 00:25:10,518
‫آمندیل

604
00:25:10,586 --> 00:25:11,586
‫برادرم

605
00:25:11,587 --> 00:25:13,154
‫بیخیال بابا

606
00:25:13,221 --> 00:25:14,423
‫اینقدر شوکه نباش

607
00:25:14,490 --> 00:25:15,958


608
00:25:16,025 --> 00:25:18,694
‫من فقط...

609
00:25:18,761 --> 00:25:20,597
‫انتظار نداشتم که برادرت...

610
00:25:20,664 --> 00:25:23,199
‫اینقدر خوشتیپ باشه

611
00:25:23,267 --> 00:25:25,068
‫به نظر ما پر از سوپرایزیم

612
00:25:25,135 --> 00:25:28,539
‫اصلاً انتظار نداشتم برادرم اینطوری
‫کارش رو عوض کنه

613
00:25:28,607 --> 00:25:31,743
‫اما مطمئناً کم کم دارم دلیلیش رو متوجه میشم

614
00:25:32,712 --> 00:25:34,646
‫لوسیفر، برادرت خدایِ...

615
00:25:34,714 --> 00:25:36,281
‫دلربایی خانواده‌تونه

616
00:25:36,349 --> 00:25:37,549
‫خیلی خب، کافیه دیگه

617
00:25:37,617 --> 00:25:39,218
‫ناراحت میشم که می‌بینم دارین
‫باهم جور میشین

618
00:25:40,053 --> 00:25:41,220
‫مورد بعدی

619
00:25:44,425 --> 00:25:46,693
‫بال‌های یه فرشته

620
00:25:54,370 --> 00:25:56,070
‫چه خوشگلن

621
00:25:59,142 --> 00:26:00,146
‫ایست! اف.بی.آی!

622
00:26:00,147 --> 00:26:01,956
‫جریان چیه؟

623
00:26:02,024 --> 00:26:03,195
‫همه همون جایی که هستن، بمونن!

624
00:26:03,263 --> 00:26:04,535
‫بی حرکت!

625
00:26:07,619 --> 00:26:09,059
‫جایی که هستید، بمونین!

626
00:26:10,267 --> 00:26:11,202
‫آقای گرنت

627
00:26:11,271 --> 00:26:12,275
‫هیچکس حرکت نکنه

628
00:26:12,276 --> 00:26:13,313
‫یالا

629
00:26:13,381 --> 00:26:15,659
‫ایست! بی حرکت!

630
00:26:24,170 --> 00:26:25,710
‫کجا رفت؟

631
00:26:27,050 --> 00:26:28,625
‫یه کمکی بکن

632
00:26:29,631 --> 00:26:31,188
‫لطفاً

633
00:26:40,228 --> 00:26:42,361
‫ممنون

634
00:27:09,247 --> 00:27:11,650
‫تقلبی هستن

635
00:27:18,170 --> 00:27:20,608
‫بهت میگم که، دیدمش اومد این تو

636
00:27:25,450 --> 00:27:28,293
‫یه در مخفی وجود داشته

637
00:27:30,224 --> 00:27:31,747
‫می‌بینم که بال‌هات رو گیر آوردی

638
00:27:31,816 --> 00:27:33,541
‫فکر می‌کردم خوشحال‌تر بشی

639
00:27:33,610 --> 00:27:35,099
‫اینا بال‌های من نیستن

640
00:27:35,168 --> 00:27:37,131
‫مال کی هستن؟

641
00:27:37,200 --> 00:27:39,197
‫یکی که حس شوخ طبعی داشته

642
00:27:39,265 --> 00:27:40,652
‫- نمی‌فـ...
‫- اونا بدل هستن

643
00:27:40,721 --> 00:27:42,040
‫قلابیه

644
00:27:42,109 --> 00:27:44,173
‫ولی طرحش خوبه، قبول دارم

645
00:27:44,242 --> 00:27:46,409
‫شاید تقریباً همه رو گول زده باشن

646
00:27:46,477 --> 00:27:48,914
‫ولی صاحب اصلی بال‌ها رو نتونستن

647
00:27:48,983 --> 00:27:51,420
‫اونوقت صاحب اصلی هم... تویی؟

648
00:27:51,489 --> 00:27:52,841
‫آره، باید سرکارمون گذاشته باشن

649
00:27:52,910 --> 00:27:54,941
‫تصادفی نیست که بعد از دزدیده شدن بال‌هام

650
00:27:55,010 --> 00:27:58,632
‫هفته‌ی بعدش، کارمن یه نسخه
‫تقلبی رو ازش می‌فروشه

651
00:27:58,701 --> 00:28:00,494
‫نه، این یه جور نقشه‌ی شرورانه‌ست

652
00:28:00,563 --> 00:28:02,526
‫از شنیدن این موضوع بسیار ناراحت شدم

653
00:28:02,595 --> 00:28:05,212
‫ولی یه اتفاقی توی پالمتو افتاده

654
00:28:05,368 --> 00:28:06,602
‫که باید بهش رسیدگی کنم، پس...

655
00:28:06,603 --> 00:28:08,728
‫تو میای؟

656
00:28:08,794 --> 00:28:10,162
‫نشنیدی چی گفتم؟

657
00:28:10,230 --> 00:28:11,633
‫بال هام هنوز اون بیرون اند

658
00:28:11,700 --> 00:28:13,002
‫باید پیداشون کنم

659
00:28:13,069 --> 00:28:15,039
‫اگه نمی خوای بیای به پالمتو اشکالی نداره

660
00:28:15,107 --> 00:28:17,343
‫ولی دیگه برام بازی در نیار، ممنون

661
00:28:17,411 --> 00:28:19,648
‫من اینجا اومدم تا جونت رو نجات بدم
‫ولی چون این بال ها اون بال هایی که

662
00:28:19,715 --> 00:28:20,816
‫،تو می خواستی نبودند

663
00:28:20,884 --> 00:28:22,453
‫همکاری ما تموم میشه؟

664
00:28:23,823 --> 00:28:26,560
‫خیلی خوب لطفم رو جبران کردی

665
00:28:26,628 --> 00:28:28,231


666
00:28:29,501 --> 00:28:31,460
‫مطمئنی نمی خوای دنبالش بری؟

667
00:28:31,528 --> 00:28:35,117
‫شاید بتونم از بابا(خدا) بخوام یکم براتون
‫بارون ببارونه تا صحنه رمانتیک بشه

668
00:28:38,905 --> 00:28:41,696
‫خیلی‌خب

669
00:28:41,764 --> 00:28:43,359
‫قدم بعدی چیه؟

670
00:28:43,425 --> 00:28:46,449
‫خب، من متاسفم، از اینجا دیگه
‫کارمون تمومه، داداش

671
00:28:46,516 --> 00:28:47,678
‫کاری که می خوام بکنم

672
00:28:47,746 --> 00:28:50,138
‫کار شیطانی ـه

673
00:28:56,886 --> 00:28:59,809
‫فکر می کردم دیگه کارمون اینجا تمومه

674
00:28:59,877 --> 00:29:01,338
‫کارم تموم بود

675
00:29:01,406 --> 00:29:03,764
‫حتی به این فکر می کردم که من دیوونه ام
‫مثل همه اونهایی که بهم اینو می گفتند

676
00:29:03,831 --> 00:29:05,758
‫من هیچ وقت بهت دیوونه نگفتم

677
00:29:05,825 --> 00:29:07,653
‫آره، اشکالی نداره

678
00:29:07,720 --> 00:29:09,680
‫من خودم هم فکر می کردم، دیوونه ام

679
00:29:09,747 --> 00:29:11,574
‫ولی می دونی، باید فکر می کردم

680
00:29:11,642 --> 00:29:13,668
‫لوسیفر به این نکته اشاره کرد که با عقل جور در نمیاد

681
00:29:13,736 --> 00:29:15,562
‫که آودی به آدم خودش شلیک کنه، درسته؟

682
00:29:15,630 --> 00:29:17,227
‫درسته

683
00:29:18,294 --> 00:29:20,125
‫ولی کسی دیگه‌ای اینجا نبود

684
00:29:20,193 --> 00:29:23,289
‫کسی نمی تونست به مالکولم شلیک کنه
‫و بدون اینکه من ببینمش فرار کنه

685
00:29:23,357 --> 00:29:24,421
‫- الان داری به حرف من می رسی
‫- چون

686
00:29:24,489 --> 00:29:27,219
‫هیچ راه خروجی واضحی نبود

687
00:29:27,287 --> 00:29:28,318
‫،ولی شاید

688
00:29:28,386 --> 00:29:30,316
‫شاید...گوش کن...

689
00:29:30,384 --> 00:29:32,115
‫یه راه خروج مخفی بوده

690
00:29:32,183 --> 00:29:35,013
‫کلو، تو چیزی می گی که

691
00:29:35,081 --> 00:29:36,978
‫- اصلا امکان نداره
‫- باید یه توضیحی باشه

692
00:29:37,045 --> 00:29:38,676
‫برای چیزی که من دیدم، دن!
‫باید باشه

693
00:29:38,744 --> 00:29:40,875
‫ازم می خوای چیکار کنم؟

694
00:29:40,942 --> 00:29:41,940
‫من...

695
00:29:44,806 --> 00:29:46,737
‫اون چی بود؟

696
00:30:20,010 --> 00:30:21,942
‫بنظر مستقیما به خیابون ختم میشه

697
00:30:24,973 --> 00:30:26,971
‫هی

698
00:30:29,037 --> 00:30:31,010
‫چیه؟

699
00:30:31,078 --> 00:30:32,684
‫کلید ۹۹۹

700
00:30:32,752 --> 00:30:34,625
‫مربوطه به پلیس لوس آنجلس

701
00:30:35,798 --> 00:30:37,638
‫مالکولم هم از اینها داشت

702
00:30:37,706 --> 00:30:40,483
‫- صبر کن، تو داری می گی که...
‫- بله

703
00:30:40,551 --> 00:30:42,391
‫یه پلیس دیگه اینجا بود

704
00:30:42,459 --> 00:30:44,064
‫- حق با من بود
‫- ،کلو

705
00:30:44,132 --> 00:30:45,370
‫- این می تونه دلایل دیگه‌ای داشته باشه...
‫- این یعنی

706
00:30:45,437 --> 00:30:46,910
‫یه پلیس خبر داشته

707
00:30:46,977 --> 00:30:49,554
‫که این راه خروج مخفی وجود داره، دن

708
00:30:49,621 --> 00:30:51,060
‫،و ما شانس این رو داریم

709
00:30:51,128 --> 00:30:53,035
‫تا هر کسی که به مالکولم شلیک کرده
‫رو پیدا کنیم، پس...

710
00:30:53,102 --> 00:30:53,873
‫آره، ولی چرا؟

711
00:30:53,941 --> 00:30:56,052
‫من میخوام این موضوع رو بفهمم

712
00:30:56,119 --> 00:30:58,498
‫نه

713
00:30:58,567 --> 00:31:00,409
‫با هم این موضوع رو می فهمیم

714
00:31:25,553 --> 00:31:27,497
‫تو...

715
00:31:27,564 --> 00:31:28,737
‫یی

716
00:31:28,805 --> 00:31:30,469
‫درسته، منم

717
00:31:30,537 --> 00:31:33,167
‫لوسیفر مورنینگ استار عصبی

718
00:31:33,235 --> 00:31:35,365
‫ناراحت میشی بیام تو؟

719
00:31:35,433 --> 00:31:36,564
‫،تو، کارمن

720
00:31:36,632 --> 00:31:38,509
‫شناسایی کردنت کمی سخته، نه؟

721
00:31:38,564 --> 00:31:40,961
‫نه تلفنی، نه حساب بانکی

722
00:31:41,028 --> 00:31:43,226
‫این خونه رو با یکی از اسامی مستعارت خریدی

723
00:31:43,293 --> 00:31:46,090
‫بنظر فقط بال ها نبودند که عوضش کردی، نه؟

724
00:31:46,158 --> 00:31:48,154
‫- می تونم توضیح بدم...
‫- هنوز تحت تاثیر حرفهاتم

725
00:31:48,156 --> 00:31:51,086
‫من انسانی هستم که فقط به یه خدا
‫باور دارم

726
00:31:51,154 --> 00:31:53,717
‫- خدای پول
‫- تو متوجه نیستی...

727
00:31:53,785 --> 00:31:56,449
‫نه، می فهمم، دقیق

728
00:31:56,516 --> 00:31:58,048
‫یه منکر خدا در تمام طول عمرش

729
00:31:58,116 --> 00:32:00,445
‫تو یه نگاه به بال ها انداختی

730
00:32:00,513 --> 00:32:02,844
‫و درونت چیزی عوض شد

731
00:32:02,911 --> 00:32:04,843
‫نور سفید عالی آشکار شد

732
00:32:04,909 --> 00:32:06,841
‫و یه انسان معتقد به وجود اومد

733
00:32:06,908 --> 00:32:11,237
‫کسی که به خدای واقعی اعتقادی نداشت

734
00:32:20,231 --> 00:32:22,744
‫اوه، نه

735
00:32:24,621 --> 00:32:26,832
‫،بال های منو زدی به دیوار

736
00:32:26,900 --> 00:32:30,183
‫مثل سر گوزن تزئینی

737
00:32:35,580 --> 00:32:37,456
‫شرم بر تو باد

738
00:32:37,523 --> 00:32:40,472
‫تقصیر من نبود

739
00:32:40,540 --> 00:32:42,483
‫یه نفرم بهم پول داد

740
00:32:42,550 --> 00:32:43,722
‫بهانه، بهانه

741
00:32:43,791 --> 00:32:46,035
‫من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود

742
00:32:46,103 --> 00:32:48,012
‫من فکر می کردم اون داره برام مجسمه میاره

743
00:32:48,080 --> 00:32:49,521
‫ناامید شده بودی؟

744
00:32:49,588 --> 00:32:50,753
‫نمی دونستم اینها چین

745
00:32:50,794 --> 00:32:53,140
‫اگه می دونستم با چی سر و کار دارم

746
00:32:53,208 --> 00:32:54,882
‫اصلا این کارو نمی کردم

747
00:32:54,950 --> 00:32:57,396
‫خواهش می کنم
‫خواهش می کنم

748
00:32:57,463 --> 00:33:00,881
‫تو نمی تونی ببریشون

749
00:33:02,324 --> 00:33:04,199
‫بدون اونها نمی تونم زندگی کنم

750
00:33:04,267 --> 00:33:06,679
‫شاید تو متوجه نیستی

751
00:33:08,154 --> 00:33:10,822
‫اونها مالِ من هستند

752
00:33:10,889 --> 00:33:14,292
‫حالا، قبل اینکه به حسابت برسم

753
00:33:14,360 --> 00:33:18,495
‫یه سوالی دارم که مثل موره داره سرم رو می خوره

754
00:33:20,564 --> 00:33:22,465
‫کی اجیرت کرده بود؟

755
00:33:39,012 --> 00:33:40,679
‫می دونستم میای

756
00:33:40,747 --> 00:33:42,179
‫حتما میومدم

757
00:33:44,549 --> 00:33:47,417
‫این وظیفه منه تا بال ها رو برگردونم به
‫جایی که بهشون متعلق هستند

758
00:33:47,485 --> 00:33:49,424
‫همین؟

759
00:33:54,009 --> 00:33:56,751
‫بعد اون همه سختی که کشیدی...

760
00:33:56,819 --> 00:33:59,495
‫خون ریزی، جست و جو
‫التماس به خدا برای کمک...

761
00:33:59,563 --> 00:34:01,937
‫الان که بالاخره بال هات رو گرفتی

762
00:34:02,006 --> 00:34:04,982
‫بخشی از وجودت نمی خواد که برگردی؟

763
00:34:06,890 --> 00:34:08,896
‫به جایی که بهش متعلقی؟

764
00:34:15,054 --> 00:34:17,171
‫راستش نه

765
00:34:21,211 --> 00:34:23,394
‫داری چیکار می کنی؟

766
00:34:23,462 --> 00:34:25,447
‫خب، دارم گند می زنم به نقشه‌ت

767
00:34:26,904 --> 00:34:28,360
‫کار تو بود، برادر

768
00:34:28,427 --> 00:34:31,769
‫تو به کارمن پول دادی
‫و تو هماهنگ کننده این دزدی بودی

769
00:34:31,837 --> 00:34:33,523
‫چون برام هیچ چاره دیگه‌ای نذاشته بودی

770
00:34:34,849 --> 00:34:37,032
‫خب، معلومه که تو ناامید شده بودی

771
00:34:37,100 --> 00:34:39,085
‫تو آرزو داشتی که یه انسان بمیره

772
00:34:39,152 --> 00:34:41,534
‫و بال ها رو در جهان رها کنی

773
00:34:41,602 --> 00:34:43,488
‫فقط به این خاطر که
‫بهم یادآوری کنی من کیم

774
00:34:43,555 --> 00:34:46,202
‫تا منو خر کنی

775
00:34:46,270 --> 00:34:47,990
‫تا دلم برای بال ها تنگ بشه

776
00:34:48,056 --> 00:34:49,711
‫و قدرت پادشاهی جهنم که کنارشون هست

777
00:34:49,777 --> 00:34:52,160
‫خب، میدونی چیه؟

778
00:34:53,254 --> 00:34:55,536
‫داشت جواب می داد

779
00:34:55,604 --> 00:34:57,192
‫ولی نابود کردنشون برای چی بود؟

780
00:34:59,348 --> 00:35:00,393
‫چرا؟

781
00:35:00,448 --> 00:35:02,122
‫خب، تو حق داشتی

782
00:35:02,831 --> 00:35:05,314
‫جدا کردن بال ها فکر خوبی بود

783
00:35:05,836 --> 00:35:07,490
‫من خودم رو رها کردم

784
00:35:07,627 --> 00:35:11,588
‫طنابی که من رو به زندگی که پدر برام
‫انتخاب کرده بود هدایت می کرد

785
00:35:11,613 --> 00:35:13,326
‫ولی الان دیگه بهش نیازی ندارم

786
00:35:13,351 --> 00:35:17,070
‫چون، اگر کاملا حرفهام برات روشن نشده
‫دوباره می گم

787
00:35:18,325 --> 00:35:20,673
‫من هیچ وقت به جهنم بر نمی گردم

788
00:35:31,214 --> 00:35:32,610
‫ولی...

789
00:35:32,678 --> 00:35:34,407
‫تلاش کردی

790
00:35:34,474 --> 00:35:38,865
‫مطمئن هستم پدر برات یه مدال طلای بزرگ
‫بخاطر تلاش کردنت میده

791
00:35:46,452 --> 00:35:48,713
‫خودشه، منو بزن، برادر

792
00:35:48,781 --> 00:35:49,977
‫ادامه بده، دوباره

793
00:35:50,045 --> 00:35:51,108
‫شبیه من شو

794
00:35:51,176 --> 00:35:52,173
‫خشن شو

795
00:35:52,174 --> 00:35:53,736
‫مثل من سقوط کن

796
00:35:55,534 --> 00:35:56,665
‫یالا

797
00:35:59,992 --> 00:36:02,197
‫یالا

798
00:36:05,875 --> 00:36:09,250
‫تو هیچ وقت تا این حد جلو نرفته بودی، نه؟

799
00:36:09,318 --> 00:36:13,026
‫بی صبرانه منتظرم دستهات به خون آلوده بشه

800
00:36:14,097 --> 00:36:16,402
‫هنوز تموم نشده

801
00:36:23,154 --> 00:36:26,496
‫هر کاری که لازمه انجام میدم
‫تا تو رو به جهنم برگردونم

802
00:36:41,303 --> 00:36:43,675
‫اون برای من مثل برادر بود

803
00:36:43,743 --> 00:36:45,380
‫،و برای این هشت سال آخر

804
00:36:45,448 --> 00:36:48,054
‫بهترین همکاری بود

805
00:36:48,122 --> 00:36:50,427
‫که می تونستم داشته باشم

806
00:36:57,648 --> 00:37:00,487
‫میدونی، یادمه که یه بار...

807
00:37:02,026 --> 00:37:04,732
‫چی گهی خوردی؟

808
00:37:06,070 --> 00:37:09,946
‫کجای هِرّی برات نامفهوم ـه؟

809
00:37:10,014 --> 00:37:12,018
‫آروم بگیر، آنتونی، آروم بگیر

810
00:37:12,086 --> 00:37:13,823
‫تو عصبیم می کنی، دکر

811
00:37:16,064 --> 00:37:18,636
‫میخوام چند کلمه‌ای درباره مالکولم بگم

812
00:37:21,177 --> 00:37:23,382
‫،اون یه قهرمان بود

813
00:37:23,450 --> 00:37:26,658
‫کسی که سر انجام وظیفه تیر خورد

814
00:37:26,726 --> 00:37:29,599
‫با قرار دادن خودش جلوی تیر

815
00:37:30,569 --> 00:37:31,471
‫نمی تونم حرف هایی که

816
00:37:31,539 --> 00:37:33,810
‫زدم رو پس بگیرم

817
00:37:33,878 --> 00:37:36,549
‫ولی قول می دم که

818
00:37:36,616 --> 00:37:38,552
‫نذارم زندگیش...

819
00:37:38,619 --> 00:37:40,889
‫یا مرگش بی هدف باشه

820
00:37:42,893 --> 00:37:47,033
‫و بخاطر هر دردی که من باعثش شدم...

821
00:37:47,100 --> 00:37:51,040
‫به خانواده‌ش یا هر چیز دیگه...

822
00:37:51,107 --> 00:37:52,642
‫من متاسفم

823
00:37:52,710 --> 00:37:55,881
‫من پرونده‌ای که علیه‌ش هست رو می بندم

824
00:37:58,920 --> 00:38:00,589
‫به افتخار یه پلیس خوب

825
00:38:03,796 --> 00:38:05,497
‫به افتخار مالکولم

826
00:38:08,036 --> 00:38:09,972
‫به افتخار مالکولم

827
00:38:10,039 --> 00:38:11,873
‫به افتخار مالکولم

828
00:38:25,218 --> 00:38:26,684
‫امیدوارم که سر این موضوع حرکت درستی کرده باشی

829
00:38:26,752 --> 00:38:28,686
‫بهم اعتماد کن، اگه قرار اون پلیس
‫،کثیف رو پیدا کنیم

830
00:38:28,754 --> 00:38:30,622
‫بهتره که نفهمند دنبالشیم

831
00:38:45,700 --> 00:38:49,369
‫من اون گندی که توی ساحل زده بودی رو تمیز کردم

832
00:38:49,436 --> 00:38:51,904
‫من اینجا اومدم تا بمونم، میز

833
00:38:53,507 --> 00:38:55,707
‫و صادقانه از ناامیدت کردنت متنفرم

834
00:38:55,775 --> 00:38:59,777
‫ولی...خب، اینجا جاییه که من باید باشم

835
00:38:59,845 --> 00:39:04,648
‫و من میدونم، حتی با این همه سکس و مواد...

836
00:39:04,715 --> 00:39:06,650
‫،و البته بیشترش سکس

837
00:39:06,717 --> 00:39:09,818
‫این چیزی نیست که تو می خواستی

838
00:39:09,886 --> 00:39:13,288
‫و من می دونم تو سوگند خوردی، ولی...

839
00:39:13,355 --> 00:39:15,556
‫ولی هیچی

840
00:39:17,125 --> 00:39:18,625
‫،من کنارتم، لوسیفر

841
00:39:18,693 --> 00:39:20,894
‫از الان تا آخر

842
00:39:22,496 --> 00:39:25,564
‫ما یه تیم هستیم، نه؟

843
00:39:28,034 --> 00:39:29,972
‫بله

844
00:39:37,362 --> 00:39:39,868
‫الان...

845
00:39:39,937 --> 00:39:41,306
‫یکم باید روی کبودیت یخ بذاری

846
00:39:41,375 --> 00:39:43,513
‫آره

847
00:39:46,457 --> 00:39:48,595


848
00:39:59,463 --> 00:40:01,402
‫چی شده؟

849
00:40:01,469 --> 00:40:03,374
‫هممم، اوه

850
00:40:03,442 --> 00:40:05,480
‫ببخشید، اینو میگی، آره

851
00:40:05,549 --> 00:40:08,022
‫یکم با برادرم درگیر شدم

852
00:40:08,090 --> 00:40:09,928
‫چیز جدی نیست

853
00:40:12,202 --> 00:40:13,940
‫من...

854
00:40:14,008 --> 00:40:17,350
‫اونطوری که از هم جدا شدیم، خوشم نیومد

855
00:40:17,418 --> 00:40:20,226
‫بله، بله، من...

856
00:40:20,294 --> 00:40:22,195
‫موافقم

857
00:40:22,262 --> 00:40:25,032
‫تو مطمئنا بهتر از اینها می تونی
‫اتفاقات رو کنترل کنی

858
00:40:26,367 --> 00:40:29,938
‫و من بایستی، می دونی، من...

859
00:40:30,005 --> 00:40:32,207
‫ببخشید، چی داشتم می گفتم؟

860
00:40:35,846 --> 00:40:40,382
‫ببین، می دونم تنها بودن چقدر مزخرفه

861
00:40:40,450 --> 00:40:42,853
‫و نمی تونم تظاهر کنم که می فهمم

862
00:40:42,920 --> 00:40:45,255
‫چرا بال ها برات مهم بودند

863
00:40:47,626 --> 00:40:49,627
‫ولی اگه واقعا با هم دوست هستیم...

864
00:40:49,695 --> 00:40:52,964
‫اینکه بدونم چقدر بال ها برات ارزش دارند، کافیه

865
00:40:56,436 --> 00:40:57,836
‫قضیه اون بال ها دیگه قدیمی شده

866
00:40:59,907 --> 00:41:01,875
‫یکم قبل تمام فکر و ذکرت بال ها بود

867
00:41:01,942 --> 00:41:04,410
‫الان دیگه برات بی اهمیت شدند؟

868
00:41:04,478 --> 00:41:06,480
‫خب، در جستجو برای یافتن بال ها

869
00:41:06,548 --> 00:41:08,582
‫من فهمیدم اونها در حقیقت چی بودند

870
00:41:08,650 --> 00:41:11,086
‫یه یادگاری که ارزشش این بود

871
00:41:11,153 --> 00:41:13,989
‫که کسی بخواد با پول به دستشون بیاره

872
00:41:14,056 --> 00:41:16,526
‫چی می تونم بگم؟

873
00:41:16,595 --> 00:41:19,810
‫من هدف های بزرگتر و بهتری دارم

874
00:41:19,878 --> 00:41:21,536
‫خب، چی عوض شده؟

875
00:41:21,605 --> 00:41:23,273
‫نمی دونم

876
00:41:23,339 --> 00:41:26,085


877
00:41:26,152 --> 00:41:27,808
‫یا هم که نمیگی

878
00:41:29,263 --> 00:41:31,730
‫خب، کار تو توی پالمتو چطور پیش رفت؟

879
00:41:31,798 --> 00:41:34,468
‫جواب سوالی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟

880
00:41:36,227 --> 00:41:37,511
‫یه چیزی پیدا کردم

881
00:41:37,580 --> 00:41:40,354
‫اوه، خب

882
00:41:40,421 --> 00:41:43,424
‫به افتخار آینده های به یکسان مبهم‌مون

883
00:42:36,774 --> 00:42:37,948
‫چه خبره؟

884
00:42:38,015 --> 00:42:40,602
‫چی شده؟

885
00:42:40,698 --> 00:42:43,049
‫اوه!

886
00:42:43,145 --> 00:42:44,875
‫- جدا؟
‫- مالکولم؟

887
00:42:44,939 --> 00:42:46,921
‫مالکولم

888
00:42:46,945 --> 00:42:53,945
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

889
00:42:54,461 --> 00:43:01,461
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

