‫﻿۱
00:00:01,419 --> 00:00:03,146
‫<font color=Red> آنــچــه گــذشــت

2
00:00:03,411 --> 00:00:05,993
‫حال همسر سابقت
‫چطوره، کاراگاه احمق؟

3
00:00:06,139 --> 00:00:07,346
‫این دعواییه که می‌خوای؟

4
00:00:07,468 --> 00:00:09,504
‫تو خودت رو واسه پرونده
‫پالمتو در خطر انداختی

5
00:00:09,655 --> 00:00:11,216
‫- ببین تو رو کجا کشونده - باشه

6
00:00:11,383 --> 00:00:13,715
‫کلویی، تو چیزی میگی

7
00:00:13,838 --> 00:00:14,973
‫که اصلا امکان نداره

8
00:00:15,132 --> 00:00:17,292
‫باید یه توضیحی برای

9
00:00:17,443 --> 00:00:18,441
‫چیزی که دیدم باشه، دن

10
00:00:18,509 --> 00:00:19,172
‫باید باشه!

11
00:00:19,310 --> 00:00:21,335
‫کلویی، این می‌تونه
‫دلایل زیادی داشته باشه

12
00:00:21,336 --> 00:00:22,793
‫این یعنی یه پلیس می‌دونسته

13
00:00:22,924 --> 00:00:24,765
‫که این راه مخفی وجود داره، دن

14
00:00:24,901 --> 00:00:26,608
‫- اون چیه؟ - یه کلید ۹۹۹

15
00:00:26,769 --> 00:00:28,894
‫پلیس لس آنجلس صادرش.
‫کرده حق با من بود

16
00:00:29,022 --> 00:00:31,289
‫این وظیفه منه تا بال ها رو برگردونم
‫به جایی که بهشون متعلق هستند

17
00:00:31,421 --> 00:00:33,488
‫بخشی از وجودت نمی...
‫خواد که برگردی؟

18
00:00:33,742 --> 00:00:34,918
‫راستش نه

19
00:00:37,439 --> 00:00:39,192
‫من صلاح لوسیفر رو می خوام

20
00:00:39,398 --> 00:00:40,148
‫پس یه چیزی بهم بگو که

21
00:00:40,149 --> 00:00:41,885
‫بتونه علیه لوسیفر استفاده
‫کنم ...و مطمئن بشم که

22
00:00:41,886 --> 00:00:43,210
‫هردوتون به جایی که بهش
‫تعلق دارین برگردین

23
00:00:43,211 --> 00:00:44,183
‫مشکل همینه

24
00:00:44,260 --> 00:00:45,543
‫اون دیگه بهم اعتماد نداره

25
00:00:45,655 --> 00:00:47,434
‫ولی یکی هست که باهاش حرف میزنه

26
00:00:47,915 --> 00:00:48,924
‫یه دکتر

27
00:00:48,925 --> 00:00:50,097
‫سلام همسایه

28
00:00:50,239 --> 00:00:52,291
‫راستش یکی رو لازم دارم
‫که درمورد یه بیمار

29
00:00:52,448 --> 00:00:53,338
‫باهاش درد دل کنم

30
00:00:53,339 --> 00:00:55,172
‫و گوش کن ...اگه تو...
‫هم بیماری داشتی که

31
00:00:55,204 --> 00:00:56,485
‫بخوای درموردش حرف بزنی...

32
00:00:58,423 --> 00:01:00,142
‫فکرشم نمی تونی بکنی

33
00:01:07,484 --> 00:01:14,484
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

34
00:01:15,000 --> 00:01:22,000
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

35
00:01:23,859 --> 00:01:25,193
‫ماشالا. ممنون دخترا

36
00:01:27,397 --> 00:01:28,564
‫.

37
00:01:30,401 --> 00:01:31,834
‫بعداً امتحانش می کنیم

38
00:01:35,407 --> 00:01:36,707
‫برایان! به سلامتی!

39
00:01:45,552 --> 00:01:47,888
‫میز، بهم نگفتی تولدت مبارک

40
00:01:47,956 --> 00:01:49,756
‫شیطان روز تولد نداره

41
00:01:49,824 --> 00:01:50,891
‫خب، الان که دارم

42
00:01:50,959 --> 00:01:51,959
‫من بال‌هام رو سوزوندم

43
00:01:51,960 --> 00:01:53,294
‫احساس می کنم دوباره متولد شدم

44
00:01:53,362 --> 00:01:54,963
‫این پارتی تولد دوباره منه

45
00:01:56,031 --> 00:01:57,399
‫تولد دوباره؟ به عنوان کی؟

46
00:01:57,467 --> 00:01:59,234
‫هر کی که می خوام باشم

47
00:01:59,302 --> 00:02:01,303
‫هیجان‌انگیزه، مگه نه؟

48
00:02:04,375 --> 00:02:06,509
‫.

49
00:02:09,047 --> 00:02:10,084
‫به سلامتی شروع جدید

50
00:02:10,151 --> 00:02:11,789
‫تولدم مبارک

51
00:02:11,857 --> 00:02:13,495
‫چه خوب

52
00:02:13,564 --> 00:02:14,800
‫اون واسه قرار اومده

53
00:02:27,111 --> 00:02:28,784
‫"تو که گفتی "مستی با چند تا دوست

54
00:02:28,851 --> 00:02:30,423
‫خب، میدونی، اوضاع
‫از کنترل خارج شد

55
00:02:30,490 --> 00:02:32,396
‫درست همونطوری شد که دوست دارم

56
00:02:32,464 --> 00:02:34,136
‫یه کادوی تولد برات آوردیم

57
00:02:34,204 --> 00:02:35,307
‫این ما که گفتی مای شاهانه بود؟

58
00:02:35,375 --> 00:02:37,080
‫ویسکی با یه عصاره خیارشور

59
00:02:37,147 --> 00:02:39,589
‫توی اداره‌مون اینطوری
‫تولد می‌گیریم

60
00:02:39,657 --> 00:02:41,261
‫چه عالی! مگه میشه قبول نکنم؟

61
00:02:41,329 --> 00:02:42,426
‫میشه قبول نکنم؟

62
00:02:42,494 --> 00:02:43,558
‫معلومه که می‌تونی

63
00:02:43,625 --> 00:02:45,854
‫همیشه تو رو بدبخت فرض می‌کنیم

64
00:02:45,922 --> 00:02:48,451
‫به سلامتی یه سفر دیگه زیر آفتاب

65
00:02:48,518 --> 00:02:49,781
‫نوش

66
00:02:56,106 --> 00:02:57,736
‫.

67
00:02:57,804 --> 00:02:59,300
‫بدک نبود، نه؟

68
00:02:59,368 --> 00:03:00,366
‫شور بود!

69
00:03:00,367 --> 00:03:01,497
‫بزار مِیز رو پیدا کنم

70
00:03:01,565 --> 00:03:03,261
‫باید این معجون عجیب رو بچشه

71
00:03:03,328 --> 00:03:05,158
‫اون عاشق مزه‌ی شور
‫بعد از عشق و حاله

72
00:03:05,225 --> 00:03:06,423
‫نه. فقط خواستیم یه
‫سر بزنیم و بریم

73
00:03:06,490 --> 00:03:08,745
‫یه کار مربوط به اداره
‫داریم که باید بهش برسیم

74
00:03:08,746 --> 00:03:09,518
‫بعضی از ما واسه زندگی کردن
‫باید یه لقمه نون در بیاریم

75
00:03:09,585 --> 00:03:10,883
‫خب، اینم از شانس بد ماست، نه؟

76
00:03:10,950 --> 00:03:12,946
‫بیخیال، پارتی هنوز شروع هم نشده

77
00:03:13,945 --> 00:03:16,567
‫تولدت مبارک، لوسیفر

78
00:03:33,544 --> 00:03:35,392
‫مطمئنی می‌خوای اینجا باشی؟

79
00:03:35,460 --> 00:03:36,973
‫نمیشه که تنها آدمایی باشیم که

80
00:03:37,040 --> 00:03:38,754
‫جشن برگشتن مالکوم
‫رو از دست میدیم

81
00:03:38,822 --> 00:03:40,401
‫اگه بخوایم یه...
‫پلیس کثیف پیدا کنیم

82
00:03:40,470 --> 00:03:41,800
‫باید مثل همکارها رفتار کنیم

83
00:03:41,848 --> 00:03:43,048
‫کلویی دکر!

84
00:03:43,116 --> 00:03:44,116
‫شروع شد

85
00:03:53,493 --> 00:03:55,160
‫من و تو باید صحبت کنیم

86
00:03:55,228 --> 00:03:57,763
‫چرا که نه، مالکوم

87
00:04:00,466 --> 00:04:02,100
‫برگشتی پیش این بابا؟

88
00:04:02,168 --> 00:04:03,468
‫.

89
00:04:03,536 --> 00:04:04,734
‫مگه چه مدت من نبودم؟

90
00:04:04,802 --> 00:04:06,832
‫مگه عقل از سرت پریده، دکر؟

91
00:04:06,900 --> 00:04:08,697
‫ما فقط، ما فقط - ....
‫- می‌دونی، ما..

92
00:04:08,732 --> 00:04:09,890
‫ریلکس باشین بچه‌ها

93
00:04:09,897 --> 00:04:11,529
‫فقط خواستم اذیت‌تون کنم

94
00:04:13,228 --> 00:04:15,425
‫بالاخره حس شوخ‌طبعیت برگشت

95
00:04:15,427 --> 00:04:17,391
‫آره، داره زود خوب میشه

96
00:04:17,458 --> 00:04:18,690
‫دکتر گفت که می‌تونه چند روز دیگه

97
00:04:18,757 --> 00:04:20,755
‫از شر این صندلی خلاص بشه

98
00:04:20,822 --> 00:04:23,352
‫از هل دادنم خسته شدی، پائولوچی؟

99
00:04:25,652 --> 00:04:27,516
‫ببینش

100
00:04:27,584 --> 00:04:29,648
‫همکاری که نمی‌میره

101
00:04:31,080 --> 00:04:32,645
‫به گمونم بهشت اون رو نمی‌خواسته

102
00:04:32,712 --> 00:04:33,977
‫و جهنم هم نتونسته نگهش داره

103
00:04:35,644 --> 00:04:37,208
‫فکرشم نمی‌تونی بکنی

104
00:04:41,139 --> 00:04:42,870
‫خب، شاید من...

105
00:04:43,937 --> 00:04:46,533
‫آخرین بار که اینجا بودم پا
‫از گلیمم فراتر گذاشته باشم

106
00:04:48,500 --> 00:04:49,931
‫اما به جاش گل فرستادم

107
00:04:49,999 --> 00:04:51,902
‫و شکلات

108
00:04:51,969 --> 00:04:54,607
‫حالا هم خودم رو آوردم، تا
‫بهترین کادو آخر کار تقدیمت بشه

109
00:04:57,413 --> 00:04:59,884
‫کافی نیست؟ نه؟

110
00:04:59,952 --> 00:05:02,538
‫می‌تونی یه دوست هم دعوت کنی

111
00:05:03,860 --> 00:05:06,196
‫چرا فکر کردی که ناراحت میشم؟

112
00:05:08,536 --> 00:05:11,206
‫به خاطر این کارت؟

113
00:05:13,178 --> 00:05:14,313
‫به نظر معمولاً زن‌ها

114
00:05:14,380 --> 00:05:17,118
‫خوششون نمیاد یه مرد با مشت
‫چیزا رو سوراخ کنه، بله

115
00:05:18,656 --> 00:05:21,494
‫لوسیفر، آخرین جلسه‌مون
‫پیشرفت غیرمنتظره‌ای داشت

116
00:05:21,562 --> 00:05:24,032
‫واقعاً؟

117
00:05:24,100 --> 00:05:26,604
‫بالاخره احساساتت دارن
‫روی تو تأثیر میزارن

118
00:05:26,672 --> 00:05:28,007
‫اجازه میدی ارتباطاتت با
‫بقیه آدما بهبود پیدا کنن

119
00:05:28,075 --> 00:05:29,610
‫می‌دونی، مشکل این بخش قضیه‌ست

120
00:05:29,678 --> 00:05:31,848
‫البته میخوام مثل سابق بشه

121
00:05:31,916 --> 00:05:32,647
‫چرا؟

122
00:05:32,714 --> 00:05:33,844
‫خب، چون این احساسات...

123
00:05:33,911 --> 00:05:37,635
‫به شدت ناراحت کننده.
‫هستن، برای همین

124
00:05:38,933 --> 00:05:40,594
‫الان چی ناراحتت می‌کنه؟

125
00:05:41,493 --> 00:05:42,723
‫خب...

126
00:05:42,791 --> 00:05:44,585
‫الان دارم یه احساس عجیب
‫و غریب رو تجربه می‌کنم

127
00:05:44,653 --> 00:05:46,182
‫انگار یه...

128
00:05:46,249 --> 00:05:48,343
‫انگاز یه آدم گنده نشسته
‫باشه روی سینه‌ام

129
00:05:48,411 --> 00:05:51,303
‫ولی نه جوری که خوش بگذره

130
00:05:51,370 --> 00:05:53,598
‫کِی اینطوری میشه؟

131
00:05:54,530 --> 00:05:55,526
‫خب...

132
00:05:55,527 --> 00:05:56,790
‫وقتی پیش کلویی هستی؟

133
00:05:56,858 --> 00:05:58,106
‫بله

134
00:05:58,175 --> 00:06:00,471
‫خب، راستش این روزا
‫هم وقتی با دن بوده

135
00:06:00,540 --> 00:06:01,721
‫شوهر سابقش

136
00:06:01,789 --> 00:06:03,748
‫البته، بگی نگی

137
00:06:03,816 --> 00:06:05,876
‫نمی‌دونم توی اون کله‌خر چی دیده

138
00:06:05,944 --> 00:06:06,956
‫لوسیفر...

139
00:06:08,174 --> 00:06:09,457
‫تو حسودی

140
00:06:09,525 --> 00:06:12,665
‫شیطان حسودی نمی‌کنه

141
00:06:12,734 --> 00:06:14,625
‫من کسی هستم که شهوت رو
‫به بقیه القاء می‌کنم

142
00:06:14,693 --> 00:06:15,705
‫آخه...

143
00:06:15,741 --> 00:06:16,922
‫خودت که می‌دونی

144
00:06:16,990 --> 00:06:18,644
‫اصلاً

145
00:06:18,713 --> 00:06:19,715
‫ممنون

146
00:06:19,716 --> 00:06:21,587
‫جواب به جایی بود

147
00:06:24,730 --> 00:06:26,067
‫وایسا ببینم، شاید
‫مشکل از من نیست

148
00:06:26,134 --> 00:06:28,941
‫مشکل از اونه

149
00:06:29,009 --> 00:06:30,714
‫تو می‌تونی کاراگاه رو درست کنی

150
00:06:30,781 --> 00:06:32,953
‫چطور این کارو بکنم؟

151
00:06:33,021 --> 00:06:35,594
‫خب معلومه، احمق
‫گرایی اونو درست کنه

152
00:06:35,662 --> 00:06:37,466
‫اونوقت دیگه از شوهر
‫سابقش دور میشه

153
00:06:37,533 --> 00:06:38,970
‫بعدش همکارم رو پس می‌گیرم

154
00:06:39,038 --> 00:06:41,076
‫معالجه اینطوریا نیست

155
00:06:42,014 --> 00:06:44,486
‫ما با مشکلات تو سر و کله میزنیم

156
00:06:44,553 --> 00:06:46,225
‫نه مشکلات بقیه

157
00:07:05,246 --> 00:07:08,254
‫خدای بزرگ! جلسه‌ش بد پیش رفته

158
00:07:08,322 --> 00:07:10,160
‫ممنون که با قدم فرمایی‌تون
‫ما رو منوّر فرمودین

159
00:07:10,228 --> 00:07:11,832
‫بله، یه کار به خصوصی داشتم

160
00:07:11,899 --> 00:07:15,196
‫دوبار درمان توی یه روز.
‫خوش به حالم

161
00:07:15,197 --> 00:07:16,746
‫دکتر برنی شاو، دیشب به قتل رسیده

162
00:07:16,813 --> 00:07:17,822
‫کسی به زور وارد نشده

163
00:07:17,823 --> 00:07:19,135
‫قاتل به احتمال زیاد
‫قربانی رو می‌شناخته

164
00:07:19,203 --> 00:07:20,952
‫اسلحه، فقط کاربرد
‫دفاع از خود داشته

165
00:07:21,021 --> 00:07:22,434
‫به نظر یه جرم خشونت آمیز بوده

166
00:07:22,501 --> 00:07:24,554
‫صحیح. آره

167
00:07:24,622 --> 00:07:27,381
‫تا حالا رفتی پیش روانشناس؟

168
00:07:27,449 --> 00:07:30,545
‫می‌دونی، به خاطر خشم سرکوب
‫شده و مشکلات اعتماد نداشتنت

169
00:07:30,614 --> 00:07:32,329
‫و جاذبه تو به مردای خیلی احمق

170
00:07:32,397 --> 00:07:34,921
‫بیا فقط روی پرونده
‫تمرکز کنیم، باشه؟

171
00:07:34,989 --> 00:07:36,571
‫خب، وقتی پرونده جالب
‫باشه، چرا که نه

172
00:07:36,638 --> 00:07:38,724
‫اینجا رو باش

173
00:07:38,793 --> 00:07:41,019
‫"جالبه... "روانشناس خیانتکار

174
00:07:41,087 --> 00:07:43,247
‫آره، اون زوج‌ها رو تشویق می‌کرد
‫که برای نجات ازدواج‌شون خیانت کنن

175
00:07:43,314 --> 00:07:45,341
‫تصور کن چند نفر از
‫مردم می‌خوان اونو بکشن

176
00:07:45,409 --> 00:07:47,336
‫راستش نمی‌تونم تصور کنم.
‫به نظر فکر عالی‌ایه

177
00:07:47,403 --> 00:07:49,663
‫نمیشه که آدم با خوابیدن با
‫بقیه ازدواجش رو نجات بده

178
00:07:49,730 --> 00:07:51,126
‫امتحان کردنش ضرری نداره

179
00:07:51,991 --> 00:07:53,419
‫کاملاً مطمئنم که ضرر داره

180
00:07:58,972 --> 00:08:01,165
‫این زنش، الکساندرا ست

181
00:08:01,233 --> 00:08:02,828
‫اون بیرون از شهر...
‫بوده و تا برگشته

182
00:08:02,896 --> 00:08:03,958
‫دیده که شوهرش مرده

183
00:08:04,026 --> 00:08:05,454
‫زن بیچاره

184
00:08:05,522 --> 00:08:07,283
‫بخشید!

185
00:08:07,350 --> 00:08:08,912
‫شوهرتون همون روانشانس
‫خیانتکار بود

186
00:08:08,979 --> 00:08:10,807
‫دقیقاً تو رو نمی‌شناسم

187
00:08:10,875 --> 00:08:12,735
‫ولی الان وقت خوبی برای
‫قضاوت درباره مردم نیست

188
00:08:12,802 --> 00:08:14,197
‫چی؟ قضاوتی نکردم، آقای سنگ صبور

189
00:08:14,265 --> 00:08:16,791
‫به نظرم کار شوهرشون!
‫واقعاً عالی بود

190
00:08:16,859 --> 00:08:17,921
‫من کاراگاه دکر هستم

191
00:08:17,988 --> 00:08:19,683
‫ایشون همکار من، جناب
‫مورنینگ استار هستن

192
00:08:19,750 --> 00:08:20,521
‫آره، آره

193
00:08:20,589 --> 00:08:21,930
‫جاناتان مدینا

194
00:08:21,998 --> 00:08:23,204
‫همکار دکتر شاو هستم

195
00:08:23,273 --> 00:08:25,821
‫شهوت نباید سرکوب...
‫بشه این کار غیر طبعیه

196
00:08:25,889 --> 00:08:27,498
‫شوهرت این موضوع رو درک کرد

197
00:08:27,566 --> 00:08:30,953
‫برنی فقط می‌خواست
‫به مردم کمک کنه

198
00:08:31,022 --> 00:08:33,033
‫اون زندگیش رو وقفِ بقیه کرد

199
00:08:33,906 --> 00:08:35,213
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

200
00:08:35,281 --> 00:08:37,159
‫به زودی می‌فهمیم، خانم شاو

201
00:08:38,300 --> 00:08:39,305
‫.

202
00:08:43,399 --> 00:08:46,323
‫تک به تکِ بیمارهای
‫شوهرش مضنون هستن

203
00:08:46,324 --> 00:08:49,097
‫این یعنی پرونده‌ی بیمارها
‫رو بررسی می‌کنیم؟

204
00:08:49,098 --> 00:08:50,134
‫مخفی‌ترین و تاریک‌ترین رازهای

205
00:08:50,202 --> 00:08:51,468
‫بی‌وفاترین آدم لس
‫آنجلس رو کشف کنیم؟

206
00:08:51,535 --> 00:08:53,235
‫نه، ما بدون وجود یه
‫روانشناس برای محافظت از

207
00:08:53,303 --> 00:08:55,168
‫محرمیت بیمار، نمی‌تونیم
‫برسی‌شون کنیم

208
00:08:55,236 --> 00:08:58,133
‫عالی شد! من روانشناس سراغ دارم!

209
00:08:58,134 --> 00:09:00,504
‫دکتر لیندا مارتین، از زمان
‫اولین تحقیقاتِ باهم‌مون

210
00:09:00,572 --> 00:09:01,938
‫همونی که می‌خواست
‫باهات باهات بخوابه؟

211
00:09:02,006 --> 00:09:03,005
‫- آره - نه، محاله

212
00:09:03,039 --> 00:09:04,072
‫نه، به نظرم واقعاً برای مشکلی که

213
00:09:04,140 --> 00:09:05,640
‫باهاش درگیری...

214
00:09:05,707 --> 00:09:06,740
‫خیلی کمک می‌کنه

215
00:09:06,807 --> 00:09:08,140
‫منظورم پرونده‌ست

216
00:09:08,208 --> 00:09:09,927
‫اصلا لازم نیست. بعلاوه،
‫از توانایی ما خارجه

217
00:09:09,942 --> 00:09:12,341
‫تأییدیه دادگاه لازمه.
‫یه قاضی باید حکم بده

218
00:09:25,481 --> 00:09:27,980
‫خیلی عالی! حالا...

219
00:09:28,048 --> 00:09:30,081
‫،می‌بینم که همونطور که ازت
‫خواستم چَکُشت رو هم آوردی

220
00:09:34,817 --> 00:09:36,050
‫.

221
00:09:36,118 --> 00:09:38,276
‫اعتراض دارم، عالیجناب

222
00:09:48,603 --> 00:09:49,631
‫نه، نه

223
00:09:49,697 --> 00:09:50,690
‫بیخیال!

224
00:09:50,725 --> 00:09:51,950
‫اگه خودت به کسی نگی، من نمیگم

225
00:09:52,017 --> 00:09:54,331
‫من برای یه قاضی... قسم خوردم

226
00:09:54,356 --> 00:09:55,530
‫اوه، الان میگی قسم خوردی؟

227
00:09:55,597 --> 00:09:56,656
‫تو فقط پرونده‌هایی رو می‌خونی که

228
00:09:56,724 --> 00:09:58,115
‫از نظر من برای
‫تحقیقات ضروری باشن

229
00:09:59,540 --> 00:10:01,329
‫خب، معامله‌مون رو یادت بمونه

230
00:10:01,397 --> 00:10:03,517
‫باید در مدتی که به...
‫این جرم رسیدگی می‌کنیم

231
00:10:03,584 --> 00:10:05,332
‫احمق‌سنج خراب شده‌ی
‫کاراگاه رو درست کنی

232
00:10:05,340 --> 00:10:07,428
‫من اصلاً قبولش نکردم
‫- - قبول کن دیگه

233
00:10:07,495 --> 00:10:08,986
‫نمی‌خوای کمکم کنی؟

234
00:10:11,571 --> 00:10:12,708
‫لیندا؟

235
00:10:14,483 --> 00:10:15,653
‫لوسیفر

236
00:10:15,721 --> 00:10:17,527
‫صحبت از من شد

237
00:10:17,595 --> 00:10:19,869
‫بیا بیرون، همین الان

238
00:10:25,192 --> 00:10:26,195
‫چیکار کردی؟

239
00:10:26,262 --> 00:10:27,706
‫اگه بخوای بدونی، چی نه، کی

240
00:10:27,769 --> 00:10:29,273
‫ولی سعی می‌کنم جزئیات
‫سکس زندگیم رو نگم

241
00:10:29,341 --> 00:10:31,951
‫بهت گفتم که تایید و مشاوره‌ی
‫دکتر مارتین رو نمی‌خوام

242
00:10:32,018 --> 00:10:34,327
‫ما به یه آدم بی‌طرف احتیاج...
‫داریم، که معنیش اینه که

243
00:10:34,394 --> 00:10:36,903
‫نه اینکه کسی که...
‫بخوای باهاش بخوابی. چی

244
00:10:36,972 --> 00:10:38,510
‫اصلاً به حرفام گوش میدی؟

245
00:10:38,577 --> 00:10:39,781
‫راستش نه. ببین

246
00:10:39,849 --> 00:10:42,208
‫یه دکتر جدید اومده

247
00:10:42,276 --> 00:10:44,270
‫دکتر کینن [کنعان]

248
00:10:44,338 --> 00:10:46,032
‫چه مقدس

249
00:10:46,099 --> 00:10:48,493
‫چرا که نه، بیا یه دکتر رندوم
‫دیگه رو هم به پرونده اضافه کنیم

250
00:10:48,560 --> 00:10:49,889
‫فکر عالی‌ایه

251
00:10:49,956 --> 00:10:53,180
‫گوش کن ببینم، تضمین می‌کنم که
‫دکتر مارتین کارش حرف نداره

252
00:10:53,248 --> 00:10:55,208
‫،توی استفورد درس خونده توی
‫دانشکاه کالیفرنیا سخنرانی کرده

253
00:10:55,275 --> 00:10:56,737
‫یه تپه جایزه داره...

254
00:10:56,805 --> 00:10:58,766
‫از کی تا حالا طرفدار خاصش شدی؟

255
00:10:58,833 --> 00:10:59,995
‫از وقتی که بیمارش شدم

256
00:11:00,063 --> 00:11:01,325
‫تو

257
00:11:01,393 --> 00:11:02,456
‫واقعاً میری پیش روانپزشک؟

258
00:11:02,523 --> 00:11:04,185
‫چرا برات اینقدر تعجب‌آوره؟

259
00:11:04,252 --> 00:11:05,614
‫تو بی‌منطق‌ترین و یه دنده‌ترین
‫کسی هستی که می‌شناسم

260
00:11:05,682 --> 00:11:06,678
‫من لایه‌های زیادی دارم

261
00:11:06,746 --> 00:11:08,340
‫من مثل پیازم

262
00:11:08,408 --> 00:11:09,936
‫البته یه پیاز قوی

263
00:11:10,004 --> 00:11:11,311
‫راستش، دکتر لیندا

264
00:11:11,379 --> 00:11:13,324
‫گفت که اخیراً یه پیشرفت داشتیم

265
00:11:13,392 --> 00:11:15,269
‫چرا به نظرم این یه
‫جور رمز برای سکسه؟

266
00:11:15,337 --> 00:11:16,980
‫در این شرایط خاص، نه

267
00:11:17,048 --> 00:11:18,556
‫هنوز فکر می‌کنی شیطانی؟

268
00:11:18,625 --> 00:11:19,798
‫من شیطانم

269
00:11:19,866 --> 00:11:22,213
‫پس شرمنده که به
‫مهارت‌های دکتر شک کردم

270
00:11:22,281 --> 00:11:23,608
‫ببین، اون کمکم کرد، باشه؟

271
00:11:23,656 --> 00:11:24,863
‫و به نظرم اون می‌تونه
‫توی این مورد هم کمک کنه

272
00:11:24,931 --> 00:11:26,574
‫- ببخشید - مطمئنم

273
00:11:27,032 --> 00:11:28,876
‫- همه چی روبراهه؟ - بله، لیندا

274
00:11:28,901 --> 00:11:30,431
‫- همه چی کاملاً روبراهه...
‫- بهتون برنخوره، دکتر لیندا ولی...

275
00:11:30,456 --> 00:11:31,548
‫یه چی پیدا کردم

276
00:11:31,573 --> 00:11:32,913
‫- سلام کاراگاه - چی پیدا کردی؟

277
00:11:32,939 --> 00:11:34,602
‫یه بیمار به اسم ریچارد کستر

278
00:11:34,627 --> 00:11:36,805
‫زنش متقاعدش کرد که درمان
‫دکتر شاو رو امتحان کنه

279
00:11:36,872 --> 00:11:38,381
‫بزار حدس بزنم، عاقبت خوشی نداشت؟

280
00:11:38,450 --> 00:11:39,757
‫به زنش خیانت کرد

281
00:11:39,825 --> 00:11:40,954
‫اونا طلاق گرفتن

282
00:11:41,022 --> 00:11:43,614
‫و بعدش ریچارد دکتر شاو
‫رو به مرگ تهدید کرد

283
00:11:43,681 --> 00:11:46,340
‫،بیشتر از یه سالی میشه
‫ولی همچین عصبانیت‌هایی...

284
00:11:46,407 --> 00:11:47,836
‫می‌تونن زمانی که اصلاً کسی
‫انتظارش رو نداره، متورم بشن

285
00:11:47,904 --> 00:11:50,296
‫دکتر شاو بیمارهای
‫عصبی زیادی داره

286
00:11:50,364 --> 00:11:51,194
‫خیلیا فقط عصبی هستن

287
00:11:51,262 --> 00:11:53,189
‫ریچارد تنها کسیه که
‫تا این حد پیش رفته

288
00:11:53,256 --> 00:11:55,616
‫بیمارهای دکتر شاو به نظر به طرز
‫قابل ملاحظه‌ای ازش راضی هستن

289
00:11:55,684 --> 00:11:56,713
‫واقعاً اینطوره؟

290
00:11:56,781 --> 00:11:58,641
‫می‌بینی، راه درمانی
‫خیانت جواب میده

291
00:11:58,709 --> 00:12:02,664
‫شاید تو هم باید این درمان رو
‫با کاراگاه احمق امتحان کنی

292
00:12:02,731 --> 00:12:05,955
‫یا این چیزی بود که
‫باعث شد جدا بشین؟

293
00:12:06,954 --> 00:12:09,352
‫این تازگیا چت شده؟

294
00:12:10,444 --> 00:12:12,106
‫بررسش می‌کنم

295
00:12:12,174 --> 00:12:14,001
‫ممنون

296
00:12:14,068 --> 00:12:15,271
‫باشه

297
00:12:15,338 --> 00:12:16,339
‫ماشالا، شرلوک

298
00:12:21,619 --> 00:12:23,289
‫این حرفای درمورد

299
00:12:23,356 --> 00:12:24,391
‫حسادت رو درک نمی‌کنم

300
00:12:24,458 --> 00:12:27,358
‫آخه، چرا باید کسی طمع چیزی که
‫یه نفر دیگه داره رو داشته باشه

301
00:12:27,359 --> 00:12:27,932
‫چرا ازش نگیره؟

302
00:12:28,000 --> 00:12:29,836
‫چون اصلاً به اون آسونیا نیست

303
00:12:29,904 --> 00:12:32,142
‫خب، برای من که آسونه

304
00:12:32,210 --> 00:12:34,112
‫معمولاً

305
00:12:36,419 --> 00:12:37,854
‫شاید این اواخر در
‫رابطه با کاراگاه احمق

306
00:12:37,922 --> 00:12:40,193
‫پا از گلیمم درازتر کرده باشم

307
00:12:40,261 --> 00:12:41,320
‫آره

308
00:12:41,387 --> 00:12:42,976
‫صد در صد همینطوره

309
00:12:43,044 --> 00:12:47,436
‫اصلاً واسه چی از هم جدا شدین؟

310
00:12:51,855 --> 00:12:54,339
‫واسه اون کار از من و
‫تریکسی مهم‌تر بود

311
00:12:54,406 --> 00:12:56,327
‫اما این اواخر یه تغییری کرده

312
00:12:56,370 --> 00:12:59,456
‫اون برای من وقت میزاره

313
00:12:59,481 --> 00:13:01,124
‫برای ما وقت میزاره

314
00:13:01,643 --> 00:13:03,534
‫واقعاً داره تلاشش رو می‌کنه

315
00:13:03,559 --> 00:13:05,900
‫بله، اگه کسی شایستگی جایزه‌ی

316
00:13:05,924 --> 00:13:08,474
‫مشارکت رو داشته، اون دَنه

317
00:13:18,841 --> 00:13:19,856
‫دکر

318
00:13:19,880 --> 00:13:21,025
‫سلام کاراگاه

319
00:13:21,049 --> 00:13:23,056
‫واسه ریچارد مزاحم شدم
‫خواستم بهتون هشدار بدم

320
00:13:23,081 --> 00:13:24,488
‫اون شاید ثبات رفتاری نداشته باشه

321
00:13:24,513 --> 00:13:25,919
‫احتمالاً خطرناک باشه

322
00:13:25,944 --> 00:13:27,383
‫حواسم هست، ولی ممنون

323
00:13:27,408 --> 00:13:28,586
‫منظورم برای شما نبود

324
00:13:28,610 --> 00:13:30,012
‫منظورم اینه که برای خودش خطرناکه

325
00:13:32,262 --> 00:13:35,031
‫آره، شاید حق با شما باشه

326
00:13:35,274 --> 00:13:36,645
‫لوسیفر؟

327
00:13:36,881 --> 00:13:37,805
‫پناه بر خدا

328
00:13:37,839 --> 00:13:38,950
‫یه نفر دیگه هم اون بالاست

329
00:13:38,975 --> 00:13:40,616
‫سلام کاراگاه

330
00:13:41,125 --> 00:13:43,084
‫باید ریشه‌ی جدید
‫موهات رو رنگ بزنی

331
00:13:53,107 --> 00:13:54,545
‫من تصمیمم رو گرفتم

332
00:13:54,613 --> 00:13:56,520
‫تو نمی‌تونی جلوم رو بگیری

333
00:13:56,587 --> 00:13:58,361
‫چی؟ نه بابا. نیومدم
‫که جلوت رو بگیرم

334
00:13:58,428 --> 00:14:00,168
‫اگه می‌خوای بپری، بفرما

335
00:14:01,407 --> 00:14:04,485
‫این کار یه جور روانشناسی معکوسه؟

336
00:14:04,553 --> 00:14:05,719
‫نه، کاملاً جدی گفتم

337
00:14:05,787 --> 00:14:06,787
‫بفرما دیگه

338
00:14:06,788 --> 00:14:10,130
‫باشه، فرمودم

339
00:14:10,131 --> 00:14:11,358
‫قبل اینکه بمیری یه سوال دارم

340
00:14:11,426 --> 00:14:13,394
‫می‌دونی، می‌خوام
‫حسادت رو درک کنم

341
00:14:13,461 --> 00:14:15,596
‫برای من یه جور مفهوم جدیده

342
00:14:15,664 --> 00:14:18,732
‫و تو، ریکی عزیز، بهترین
‫شخص برای توضیح دادنش هستی

343
00:14:18,800 --> 00:14:21,036
‫منظورت چیه؟ - ادب
‫- داشته باش، ریکی

344
00:14:21,103 --> 00:14:22,003
‫ادب داشته باش!

345
00:14:22,071 --> 00:14:23,238
‫هنوز حرف‌مون تموم نشده!

346
00:14:23,306 --> 00:14:24,639
‫باشه، حرف میزنم

347
00:14:24,707 --> 00:14:26,441
‫لطفاً من رو بکش عقب!

348
00:14:26,509 --> 00:14:28,743
‫مطمئنی؟ آره؟ ...چون
‫می‌تونی به این راحتی

349
00:14:28,811 --> 00:14:31,146
‫من رو بکش عقب!

350
00:14:31,214 --> 00:14:33,481
‫لطفاً من رو بکش عقب!

351
00:14:36,752 --> 00:14:37,965
‫خدای بزرگ

352
00:14:38,033 --> 00:14:39,447
‫اگه جات بودم نفسم رو حبس می‌کردم

353
00:14:39,482 --> 00:14:42,076
‫،وقتی پای همچین مسائلی میاد وسط
‫اون خیلی تریپ قضاوت برمیداره

354
00:14:42,145 --> 00:14:44,738
‫صحیح، برگردیم سر بحث‌مون

355
00:14:44,807 --> 00:14:47,872
‫خب، اونقدر حسود بودی
‫که دکتر شاو رو کشتی

356
00:14:47,941 --> 00:14:49,194
‫می‌تونی کمکم کنی دلیلش رو بفهمم؟

357
00:14:49,255 --> 00:14:51,546
‫چطور می‌تونی این حرف رو بزنی؟

358
00:14:51,615 --> 00:14:53,771
‫واسه اینکه اون مرده می‌خوام بپرم

359
00:14:53,839 --> 00:14:55,219
‫دروغ نگو، ریکستر

360
00:14:55,288 --> 00:14:56,434
‫از تهدید به مرگت خبر دارم

361
00:14:56,501 --> 00:14:59,331
‫من در موقعیت بدی بودم

362
00:14:59,400 --> 00:15:00,941
‫کارا ترکم کرده بود

363
00:15:00,992 --> 00:15:02,081
‫منم دکتر رو تهدید کردم

364
00:15:02,148 --> 00:15:03,622
‫بعدش رفتم به دفترش...

365
00:15:03,690 --> 00:15:04,859
‫و اون رو کشتی

366
00:15:04,885 --> 00:15:06,325
‫و اون من رو آروم کرد

367
00:15:06,606 --> 00:15:08,884
‫و بعدش، مُدام من رو ویزیت می‌کرد

368
00:15:08,953 --> 00:15:11,532
‫حتی با اینکه می‌دونست از
‫پسِ حق ویزیتش برنمی‌اومدم

369
00:15:11,600 --> 00:15:14,080
‫آخه، من رو برای عبور از
‫دوران طلاق، ورشکستگی

370
00:15:14,147 --> 00:15:15,722
‫مرگ طوطیم، کمک کرد

371
00:15:15,789 --> 00:15:18,892
‫الان فهمیدم

372
00:15:18,893 --> 00:15:19,341
‫تو حسودی نمی‌کنی، مگه نه؟

373
00:15:19,409 --> 00:15:21,118
‫تو فقط افسرده‌ای

374
00:15:21,185 --> 00:15:22,861
‫خیلی رقت انگیزه

375
00:15:22,928 --> 00:15:26,312
‫خب، اگه تو نتونی چیزی که
‫می‌خوام بدونم رو ندونی...

376
00:15:26,313 --> 00:15:26,949
‫پس به چه دردی می‌خوری؟

377
00:15:27,017 --> 00:15:29,463
‫مگه قرار نیست بهم بگی که دلایل
‫زیادی واسه زنده موندن دارم؟

378
00:15:29,532 --> 00:15:30,536
‫خب، کاش می‌تونستم ریکی

379
00:15:30,603 --> 00:15:32,848
‫اما به نظر، زندگیت
‫خیلی غم‌انگیزه

380
00:15:32,917 --> 00:15:35,764
‫جالب اینجاست که، به نظر جز رفتن
‫به اون بالا جای دیگه‌ای نداری

381
00:15:40,357 --> 00:15:41,832
‫می‌دونی چیه؟ حق با توئه

382
00:15:41,900 --> 00:15:43,274
‫.

383
00:15:43,342 --> 00:15:45,991
‫شاید بدترین اتفاقات
‫رو پشت سر گذاشتم

384
00:15:46,058 --> 00:15:47,600
‫.

385
00:15:47,669 --> 00:15:49,412
‫فکر کنم الان دیگه
‫برگشتن به خونه باشم

386
00:15:49,480 --> 00:15:51,088
‫خب، این رو ازت نخواستم ولی...

387
00:15:51,157 --> 00:15:53,303
‫باشه، یالا، هر چه زودتر برو

388
00:15:53,370 --> 00:15:55,265
‫یالا، بجنب

389
00:15:58,427 --> 00:16:00,122
‫حرفات باورم نمیشه، لوسیفر

390
00:16:00,190 --> 00:16:01,885
‫چی؟ باید ازم تشکر کنی

391
00:16:01,953 --> 00:16:05,478
‫خیلی خب ریچارد، ما از همسایه‌ت
‫خبر گرفتیم و عذرت موجهه

392
00:16:05,546 --> 00:16:07,074
‫آزادی که بری

393
00:16:07,142 --> 00:16:08,871
‫چطور این اتفاق افتاد؟

394
00:16:08,938 --> 00:16:10,334
‫سندی بیچاره

395
00:16:10,402 --> 00:16:11,299
‫سندی کیه؟

396
00:16:11,367 --> 00:16:13,462
‫همسر دکتر شاو، الکساندرا

397
00:16:13,529 --> 00:16:15,757
‫دوستاش سندی صداش میکنن

398
00:16:15,824 --> 00:16:18,917
‫با همسر روانشناس دوست بودی؟

399
00:16:18,985 --> 00:16:22,077
‫بله، درمان رابطه‌ش
‫تا چه حد آزاد بود؟

400
00:16:22,145 --> 00:16:24,339
‫نه، اصلاً هم اینطوریا نیست

401
00:16:24,406 --> 00:16:26,002
‫خانواده‌ی شاو اینطوری هستن

402
00:16:26,070 --> 00:16:28,697
‫اونا از حد فراتر میرن

403
00:16:28,764 --> 00:16:30,925
‫همین دو روز پیش بهش بر خوردم

404
00:16:30,993 --> 00:16:32,888
‫سندی داشت برنامه‌ی یه سوپرایز

405
00:16:32,956 --> 00:16:34,951
‫رای دکتر شاو می‌ریخت

406
00:16:35,018 --> 00:16:37,211
‫گفتی دو روز پیش بهش...
‫برخوردی از این بابت مطمئنی؟

407
00:16:37,247 --> 00:16:38,390
‫آره

408
00:16:38,459 --> 00:16:40,815
‫الکساندرا به ما گفت
‫که توی فینکس بوده

409
00:16:40,884 --> 00:16:41,791
‫غیبتش هنگام ارتکاب
‫جرم رو بررسی کردیم

410
00:16:41,860 --> 00:16:42,970
‫واسه اثباتش بلیط هواپیما داشت

411
00:16:43,038 --> 00:16:44,216
‫سوپرایز چی چی بود؟

412
00:16:44,285 --> 00:16:45,630
‫خبر ندارم

413
00:16:45,698 --> 00:16:47,920
‫فقط بهم گفت که به دکتر
‫شاو نگم اون توی شهره

414
00:16:47,988 --> 00:16:50,108
‫.

415
00:16:50,177 --> 00:16:52,631
‫جداً فکر نمی‌کنین که اون
‫این کارو کرده باشه؟

416
00:17:05,933 --> 00:17:08,784
‫تعطیلیم

417
00:17:10,710 --> 00:17:12,035
‫تو باید مِیز باشی

418
00:17:13,695 --> 00:17:15,851
‫دقیقاً همونطوری
‫هستی که لوسیفر گفت

419
00:17:19,997 --> 00:17:22,252
‫پس، همون دکتره هستین

420
00:17:22,319 --> 00:17:23,745
‫لیندا صدام کن

421
00:17:23,813 --> 00:17:26,010
‫از آشنایی‌تون خوشبختم

422
00:17:32,470 --> 00:17:34,493
‫قبلاً هم اون نگاه
‫رو توی زن‌ها دیدم

423
00:17:34,559 --> 00:17:35,918
‫آخر و عاقبت خوشی نداره

424
00:17:35,986 --> 00:17:37,278
‫چی عاقبت خوشی نداره؟

425
00:17:37,346 --> 00:17:38,506
‫خوابیدن با رئیسم

426
00:17:38,574 --> 00:17:41,159
‫عاقبتت مثل بقیه میشه

427
00:17:41,227 --> 00:17:43,714
‫آشغالی که کنار جاده رها میشه

428
00:17:43,781 --> 00:17:45,206
‫جالبه

429
00:17:45,274 --> 00:17:46,447
‫چی؟

430
00:17:46,514 --> 00:17:47,821
‫خب، به نظرم آدمایی...
‫که بی‌ادب هستن

431
00:17:47,888 --> 00:17:50,134
‫معمولاً توی زندگی خودشون
‫احساس ناتوانی دارن

432
00:17:50,203 --> 00:17:52,816
‫می‌ترسن که کنترل نشده باشن

433
00:17:52,884 --> 00:17:54,761
‫ولی مطمئنم تو اینطوری نیستی

434
00:17:54,829 --> 00:17:57,343
‫ازت خوشم میاد

435
00:17:59,288 --> 00:18:01,058
‫دکتر؟

436
00:18:01,125 --> 00:18:03,930
‫چه سوپرایزی

437
00:18:03,998 --> 00:18:05,533
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

438
00:18:05,600 --> 00:18:06,869
‫خیال می‌کردم ازم خواستی
‫که اینجا بیام دیدنت

439
00:18:06,937 --> 00:18:08,773
‫اون من بودم. احساس کردم...

440
00:18:08,841 --> 00:18:11,545
‫خوب میشه که از تجربه‌ی تو
‫در این پرونده استفاده کنم

441
00:18:11,612 --> 00:18:13,549
‫راستش فکر خوبیه، مخصوصاً...

442
00:18:13,617 --> 00:18:15,821
‫از اونجا که آخرین مضنون‌مون تقریباً
‫آخرش به یه نقاشی کف پیاده‌رو تبدیل بشه

443
00:18:15,888 --> 00:18:18,325
‫کاشف به عمل اومد خانم
‫به فینکس پرواز کرده

444
00:18:18,393 --> 00:18:20,964
‫اما یه ماشین کرایه کرده و چند
‫روز زودتر با اون ماشین برگشته

445
00:18:21,032 --> 00:18:23,102
‫پس، سندی عزیز و...
‫نازنین برای قتل

446
00:18:23,169 --> 00:18:24,772
‫سر موقع اینجا بود

447
00:18:24,840 --> 00:18:28,334
‫وایسا ببینم، الکساندرا
‫شاو رو سندی صدا می‌کنن؟

448
00:18:28,781 --> 00:18:30,484
‫دکتر یه بیمار مونث
‫داشت که یه نفر

449
00:18:30,551 --> 00:18:33,255
‫که اس.اس حروف اول
‫اسمش بود، تعقیب میشد

450
00:18:33,324 --> 00:18:34,992
‫این حروف اول اسم رو توی
‫یادداشت‌هاش پیدا کردم

451
00:18:35,060 --> 00:18:36,194
‫به نظرم منم عجیب بود

452
00:18:36,263 --> 00:18:39,000
‫چرا باید هویت کسی رو توی
‫یادداشت‌های خصوصی پنهان کرد؟

453
00:18:39,068 --> 00:18:41,539
‫اما خیال کردم...
‫بی‌ربطه، برای همین

454
00:18:41,607 --> 00:18:45,313
‫مگه اینکه اس.اس مخفف
‫اسم سندی شاو باشه

455
00:18:45,381 --> 00:18:46,549
‫اگه اون داشته...
‫تعقیب‌گریِ یکی از

456
00:18:46,617 --> 00:18:48,520
‫بیمارهای زنِ شوهرش رو می‌کرده...

457
00:18:48,587 --> 00:18:49,870
‫پس شاید دکتر شاو

458
00:18:49,935 --> 00:18:51,827
‫درگیر درمانِ

459
00:18:51,893 --> 00:18:52,919
‫رابطه‌آزاد خودش بوده

460
00:18:52,984 --> 00:18:54,138
‫سندی هم فهمیده

461
00:18:54,203 --> 00:18:55,358
‫،پس شاید اونطور که خودش گفت

462
00:18:55,422 --> 00:18:56,417
‫با این موضوع اوکی نبوده

463
00:18:56,481 --> 00:18:58,150
‫ببخشید

464
00:18:59,210 --> 00:19:00,492
‫دکر هستم

465
00:19:00,557 --> 00:19:02,823
‫اره، ۸۳۱ هستم

466
00:19:02,891 --> 00:19:06,223
‫آره، بهش بگو هر چه
‫سریعتر میام اونجا

467
00:19:06,291 --> 00:19:07,724
‫باشه، ممنون

468
00:19:08,591 --> 00:19:10,024
‫یه پیغام بود

469
00:19:10,092 --> 00:19:11,158
‫گوشی دَن خاموش شده

470
00:19:11,225 --> 00:19:12,625
‫و ازم می‌خواد که توی
‫خونه‌م برم دیدنش

471
00:19:12,693 --> 00:19:14,025
‫ظاهراً کارش ضروریه

472
00:19:14,093 --> 00:19:15,259
‫چه متقاعد کننده

473
00:19:15,326 --> 00:19:16,626
‫بعدش چی؟ یه چیزی
‫میریزه روی لباسش

474
00:19:16,694 --> 00:19:17,759
‫و بعدش مجبوره لباس رو در بیاره؟

475
00:19:17,827 --> 00:19:20,459
‫وای نه، شلوار رو
‫هم باید در بیاره

476
00:19:20,527 --> 00:19:22,026
‫- چی؟ - پس فقط همین؟

477
00:19:22,094 --> 00:19:23,693
‫به محض اینکه دن زنگ
‫بزنه میری پیشش؟

478
00:19:23,728 --> 00:19:24,960
‫پرونده چی؟

479
00:19:25,028 --> 00:19:26,946
‫ممکنه کارش یه ارتباطی با پرونده‌ی
‫دیگه‌ای که روش کار می‌کنم داشته باشه

480
00:19:26,961 --> 00:19:28,727
‫الان واحدهایی هستن که
‫دنبال سندی می‌گردن

481
00:19:28,795 --> 00:19:30,394
‫و وقتی پیداش کنن، بهم زنگ میزنن

482
00:19:30,462 --> 00:19:31,908
‫خدافظ

483
00:19:31,985 --> 00:19:32,993
‫خدافظ

484
00:19:33,018 --> 00:19:33,936
‫غیرقابل باوره

485
00:19:33,961 --> 00:19:36,104
‫الان متوجهی که با چی
‫سرو کار دارم، مگه نه؟

486
00:19:36,113 --> 00:19:39,576
‫راستش فکر کنم همینطور باشه

487
00:19:39,644 --> 00:19:41,432
‫بدتر از اونیه که فکر می‌کردم

488
00:19:41,457 --> 00:19:42,880
‫ممنون

489
00:19:51,147 --> 00:19:53,804
‫سلام دن

490
00:19:53,872 --> 00:19:55,688
‫چی فهمیدی؟

491
00:19:55,756 --> 00:19:57,134
‫سوپرایز

492
00:20:06,382 --> 00:20:09,392
‫آهای! فقط خواستم صحبت کنیم

493
00:20:09,418 --> 00:20:11,464
‫توی جمع صمیمانه رفتار می‌کنی

494
00:20:11,489 --> 00:20:12,941
‫بعدش دزدکی وارد خونه‌م میشی

495
00:20:12,966 --> 00:20:14,275
‫گولم میزنی که یه ملاقات
‫خصوصی داشته باشم؟

496
00:20:14,301 --> 00:20:17,236
‫ببخشید اگه اعتماد ندارم

497
00:20:17,261 --> 00:20:19,513
‫هی، من مسلح نیستم

498
00:20:19,582 --> 00:20:21,834
‫باشه؟

499
00:20:23,080 --> 00:20:25,804
‫اونطوریا هم نیست

500
00:20:27,352 --> 00:20:29,524
‫خیلی خب

501
00:20:30,476 --> 00:20:32,155
‫پس حرف بزن

502
00:20:32,223 --> 00:20:34,306
‫باید جایی باهات ملاقات می‌کردم
‫که کس دیگه‌ای نتونه بشنوه

503
00:20:34,373 --> 00:20:35,985
‫چی رو بشنون؟ جیغ‌هام رو؟

504
00:20:36,927 --> 00:20:40,050
‫دکر، ما یه طرفیم

505
00:20:40,119 --> 00:20:41,797
‫می‌دونم که هنوز پرونده
‫پالمتو رو بررسی می‌کنی

506
00:20:41,866 --> 00:20:43,747
‫خب، حدس بزن چی شده؟ منم همینطور

507
00:20:43,814 --> 00:20:45,594
‫اون پرونده رو مدت‌ها پیش حل کردم

508
00:20:45,662 --> 00:20:47,173
‫بهتر از این نمی‌تونی دروغ بگی؟

509
00:20:47,242 --> 00:20:50,433
‫خدایا. تو پلیس نجیب ولی
‫دروغگوی افتضاحی هستی

510
00:20:50,500 --> 00:20:52,674
‫بیخیال!

511
00:20:52,742 --> 00:20:53,945
‫پالمتو بو گند داره

512
00:20:54,013 --> 00:20:55,384
‫من می‌دونم. چون اونجا بودم

513
00:20:55,452 --> 00:20:57,257
‫.

514
00:20:57,325 --> 00:20:59,432
‫یالا، بگو دیگه

515
00:20:59,500 --> 00:21:01,071
‫من به نظر یه پلیس کثیفم

516
00:21:01,139 --> 00:21:03,547
‫من دیدمت که با نیکولاس
‫آودی ملاقات کردی

517
00:21:03,615 --> 00:21:05,320
‫داشتی می‌خندیدی

518
00:21:05,388 --> 00:21:06,960
‫دیدم که بهش پول دادی

519
00:21:07,027 --> 00:21:08,900
‫قبلاً از اون واسه
‫خبرچینی استفاده می‌کردم

520
00:21:08,968 --> 00:21:11,008
‫داشتم اطلاعات می‌خریدم

521
00:21:11,076 --> 00:21:14,253
‫بعدش هردومون تیر خوردیم

522
00:21:14,320 --> 00:21:17,853
‫،و فکر کنم اونی که به
‫من شلیک کرد یه پلیس بود

523
00:21:18,938 --> 00:21:20,810
‫ولی خودت از قبل
‫می‌دونستی، مگه نه؟

524
00:21:20,878 --> 00:21:22,148
‫چرا فکر می‌کنی یه پلیس بود؟

525
00:21:22,216 --> 00:21:23,855
‫برای این داشتم به
‫آودی پول می‌دادم

526
00:21:23,923 --> 00:21:25,929
‫اطلاعاتی از یه پلیس
‫فاسد در اداره‌مون

527
00:21:25,997 --> 00:21:27,970
‫ولی فکر کنم اون مرد
‫یا زن اول مچم رو گرفت

528
00:21:28,038 --> 00:21:29,699
‫این...

529
00:21:29,767 --> 00:21:31,261
‫داستان باحالیه

530
00:21:31,329 --> 00:21:32,425
‫عاشق آخر داستانش هستم

531
00:21:32,493 --> 00:21:34,486
‫کل پرونده به نتیجه رسید

532
00:21:34,554 --> 00:21:35,815
‫راستش نه

533
00:21:35,883 --> 00:21:37,279
‫نمی‌تونم توضیح بدم

534
00:21:37,346 --> 00:21:40,836
‫اون پلیس فاسد چطور
‫می‌دونست که من اونجام

535
00:21:41,934 --> 00:21:43,728
‫چطور پیدام کردی؟

536
00:21:43,795 --> 00:21:45,523
‫اون بوی گند رو دنبال کردم

537
00:21:45,590 --> 00:21:46,826
‫بو رو دنبال...

538
00:21:46,887 --> 00:21:48,282
‫می‌دونی چیه؟

539
00:21:48,350 --> 00:21:49,684
‫به درک

540
00:21:49,752 --> 00:21:51,254
‫فقط واسه کمک بهت زنگ زدم

541
00:21:51,321 --> 00:21:52,189
‫جداً؟

542
00:21:52,257 --> 00:21:53,858
‫آره، جداً

543
00:21:53,926 --> 00:21:56,463
‫گوش کن دکر، اونا
‫دستگاه رو ازم جدا کردن

544
00:21:56,531 --> 00:21:59,668
‫مالکوم

545
00:21:59,736 --> 00:22:01,304
‫من مرده بودم

546
00:22:01,372 --> 00:22:03,475
‫می‌دونم

547
00:22:03,543 --> 00:22:07,649
‫باعث شد از فرصتی که
‫بدست آوردم شکرگذار باشم

548
00:22:07,716 --> 00:22:09,718
‫پس، شخصاً فکر نکنم...

549
00:22:09,786 --> 00:22:13,225
‫این دفعه بیشتر از این
‫پیِ پرونده رو بگیرم

550
00:22:13,293 --> 00:22:15,228
‫اگه جای تو بودم، منم
‫این کارو نمی‌کردم

551
00:22:15,296 --> 00:22:17,966
‫مطمئن نیستم این حرفت یه
‫هشدار بود یا یه تهدید

552
00:22:18,034 --> 00:22:20,671
‫دشمن، من نیستم، کلویی

553
00:22:20,738 --> 00:22:22,840
‫ولی کسی که درموردش...
‫تحقیق می‌کردیم

554
00:22:22,908 --> 00:22:25,111
‫هنوز آزاد می‌چرخه

555
00:22:25,179 --> 00:22:29,007
‫و کاملاً واضحه که اونا با
‫شلیک به پلیس‌ها مشکلی ندارن

556
00:22:36,565 --> 00:22:38,305
‫دکر

557
00:22:39,378 --> 00:22:40,883
‫پلیس‌ها سندی شاو رو توی ماشینش

558
00:22:40,951 --> 00:22:42,390
‫در یه پارکینگ پیدا کردن

559
00:22:42,458 --> 00:22:43,830
‫خب، امیدوارم
‫پرونده‌مون بوس‌بازیت

560
00:22:43,897 --> 00:22:46,139
‫با دن رو خراب نکرده باشه

561
00:22:46,208 --> 00:22:48,516
‫وسواسی که این اواخر با
‫زندگی عشقیم داری واسه چیه؟

562
00:22:48,585 --> 00:22:49,856
‫وسواس؟

563
00:22:49,923 --> 00:22:51,396
‫چه حالت دفاعی‌ای

564
00:22:51,463 --> 00:22:53,639
‫،احتمالاً نشانگر مشکلات
‫عمیق‌تریه نظرت چیه؟

565
00:22:53,707 --> 00:22:54,705
‫موافقم

566
00:22:54,739 --> 00:22:57,971
‫تو چرا اینقدر موضع
‫دفاعی گرفتی، لوسیفر؟

567
00:22:58,038 --> 00:22:59,636
‫سوال خوبی بود

568
00:22:59,704 --> 00:23:02,035
‫تو دیگه چرا، دکتر؟

569
00:23:02,102 --> 00:23:04,200
‫لوسیفر، تو از من خواستی
‫موقعیت رو تجزیه و تحلیل کنم

570
00:23:04,268 --> 00:23:06,966
‫نه، ازت خواستم که
‫ببینی اون چه مرگشه

571
00:23:07,966 --> 00:23:09,232
‫واقعاً؟

572
00:23:09,298 --> 00:23:10,297
‫ولی...

573
00:23:10,332 --> 00:23:12,163
‫اون مشکلی نداره

574
00:23:12,231 --> 00:23:14,595
‫اون زن متعادلیه

575
00:23:14,663 --> 00:23:17,761
‫،و تا جایی که می‌تونم بگم
‫کار شگفت آوری هم می‌کنه

576
00:23:17,828 --> 00:23:19,359
‫خب، ممنون

577
00:23:19,427 --> 00:23:21,625
‫حق با تو بود لوسیفر،
‫اون شگفت انگیزه

578
00:23:21,693 --> 00:23:22,824
‫نه، اون ابولای زبانیه

579
00:23:22,892 --> 00:23:24,457
‫اون دکمه‌ای که لیوان
‫رو بالا میاره کجاست؟

580
00:23:24,524 --> 00:23:26,756
‫این که لیموزین نیست، لوسیفر

581
00:23:26,823 --> 00:23:27,805
‫و دکتر لیندا...

582
00:23:27,839 --> 00:23:29,705
‫باید بیشتر به ما ملحق بشین

583
00:23:31,147 --> 00:23:33,635
‫دو نفری به یه زن پیچیدن
‫بیشتر از این خوش می‌گذره

584
00:23:33,701 --> 00:23:34,978
‫.

585
00:23:35,044 --> 00:23:36,091
‫حالم به هم خورد

586
00:23:38,811 --> 00:23:39,989
‫پس به ما دروغ گفتین

587
00:23:40,055 --> 00:23:41,725
‫همون روزی که همسرتون
‫مُرد، توی شهر بودین

588
00:23:41,792 --> 00:23:44,378
‫بله، اونطور که فکر می‌کنین نیست

589
00:23:44,445 --> 00:23:45,950
‫خیلی خب، پس کمک کنین بفهمم

590
00:23:46,016 --> 00:23:48,505
‫سندی، من طرف تو هستم

591
00:23:48,572 --> 00:23:50,110
‫همه چی که از حسادت نشئت نمی‌گیره

592
00:23:50,177 --> 00:23:51,746
‫مهم نیست که این زن‌ها بهت چی بگن

593
00:23:51,771 --> 00:23:52,491
‫لوسیفر...

594
00:23:52,534 --> 00:23:55,547
‫یه خواسته‌ای داشتی که با
‫ماشین اومدی اینجا، مگه نه؟

595
00:23:56,186 --> 00:23:57,338
‫نه

596
00:23:57,364 --> 00:23:58,143
‫یالا

597
00:23:58,168 --> 00:23:59,833
‫می‌تونی بهم بگی. چی بودش؟

598
00:24:01,429 --> 00:24:02,921
‫حال به هم زنه

599
00:24:02,990 --> 00:24:05,278
‫ای دختر شیطون

600
00:24:05,304 --> 00:24:07,018
‫یالا، الان دیگه باید بگی

601
00:24:07,043 --> 00:24:10,695
‫توی ماشین منه

602
00:24:11,763 --> 00:24:13,202
‫چی اونجاست، سندی؟

603
00:24:13,271 --> 00:24:14,506
‫مدفوع

604
00:24:14,553 --> 00:24:16,086
‫.

605
00:24:16,155 --> 00:24:17,613
‫یه عالمه کیسه پر از مدفوع

606
00:24:17,681 --> 00:24:19,886
‫خدای من

607
00:24:23,450 --> 00:24:25,892
‫نمی‌دونم جا خورده باشم
‫یا تحت تأثیر قرار گرفتم

608
00:24:25,961 --> 00:24:27,554
‫دوستم یه اسب داره

609
00:24:27,623 --> 00:24:30,676
‫به طرز عجیبی فهمیدنش
‫دلگرم کننده بود

610
00:24:30,745 --> 00:24:32,644
‫می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

611
00:24:32,713 --> 00:24:34,578
‫می‌خواستم پرتشون کنم به تیفانی

612
00:24:34,647 --> 00:24:35,528
‫اون همون بیماریه که تو

613
00:24:35,597 --> 00:24:38,785
‫به تعقیب اون متهم شدی

614
00:24:38,854 --> 00:24:40,291
‫آره

615
00:24:40,360 --> 00:24:42,231
‫اون الان توی یه جلسه‌ی گروه

616
00:24:42,299 --> 00:24:43,736
‫درمانی برای مشتری‌های شوهرمه

617
00:24:43,804 --> 00:24:44,873
‫درمان گروهی خیانتکاری

618
00:24:44,941 --> 00:24:46,747
‫خلاقیت شعله ور میشه

619
00:24:46,814 --> 00:24:48,351
‫پس تیفانی با شوهرتون می‌خوابید؟

620
00:24:48,419 --> 00:24:49,489
‫بله، می‌خوابید

621
00:24:49,556 --> 00:24:50,726
‫چطور فهمیدین؟

622
00:24:50,794 --> 00:24:53,468
‫همکار شوهرم، دکتر
‫مدینا بهم زنگ زد

623
00:24:53,536 --> 00:24:55,609
‫خب پس اون به شما گفت که شوهرتون
‫داره به شما خیانت می‌کنه؟

624
00:24:55,677 --> 00:24:57,449
‫نه، اون اصلاً نمی‌دونست

625
00:24:57,517 --> 00:24:58,519
‫اون فقط زنگ زد که ببینه...

626
00:24:58,586 --> 00:25:00,693
‫برنی می‌خواد یه نوشیدنی
‫دقیقه نودی بخوره یا نه

627
00:25:00,760 --> 00:25:03,536
‫اما برنی اونموقع قرار
‫بود پیش دکتر مدینا باشه

628
00:25:03,603 --> 00:25:05,843
‫اونموقع بود که فهمیدم
‫شوهرم بهم دروغ گفته

629
00:25:05,911 --> 00:25:07,415
‫اما اون شغلش درمان با خیانت بود

630
00:25:07,483 --> 00:25:09,121
‫من این وسط مشکلی نمی‌بینم

631
00:25:09,189 --> 00:25:10,325
‫آخه، خودت گفتی...

632
00:25:10,393 --> 00:25:12,332
‫مشکل اینجاست که اون عاشقش شد

633
00:25:15,042 --> 00:25:16,813
‫درمورد سفرم بهش دروغ گفتم

634
00:25:16,881 --> 00:25:20,994
‫بعدش از فینکس برگشتم تا
‫ببینم داره چیکار می‌کنه

635
00:25:21,062 --> 00:25:22,058
‫من...

636
00:25:22,120 --> 00:25:23,210
‫نگو

637
00:25:23,273 --> 00:25:23,910
‫حسودی کردم

638
00:25:23,978 --> 00:25:25,286
‫بله، بله، همه فهمیدیم!

639
00:25:25,355 --> 00:25:26,696
‫حسادت دنیا رو می‌گردونه

640
00:25:26,764 --> 00:25:28,508
‫آخه، شما چی هستین؟
‫یه گروه دخترانه؟

641
00:25:28,577 --> 00:25:29,684
‫من دوستش داشتم

642
00:25:29,752 --> 00:25:30,758
‫.

643
00:25:30,759 --> 00:25:31,933
‫اون رو نکشتم

644
00:25:32,000 --> 00:25:34,148
‫فقط می‌خواستم اون رو برگردونم

645
00:25:35,659 --> 00:25:37,069
‫عالی شد

646
00:25:37,136 --> 00:25:39,883
‫- احمق‌موبیل - یه لحظه

647
00:25:42,407 --> 00:25:44,084
‫پیامت به دستم رسید. حالت خوبه؟

648
00:25:44,152 --> 00:25:45,495
‫مالکوم بهت صدمه زد؟

649
00:25:45,562 --> 00:25:47,240
‫نه، بهت که گفتم، چیزی نیست

650
00:25:47,307 --> 00:25:50,026
‫همه چی روبراهه

651
00:25:50,094 --> 00:25:52,778
‫جوری به اون حرومزاده مشت
‫میزنم که درجا برگرده به کما

652
00:25:52,847 --> 00:25:53,853
‫بیخیال

653
00:25:53,887 --> 00:25:55,746
‫نه، نه

654
00:25:55,813 --> 00:25:57,150
‫چیزی از روی اون
‫کلید ۹۹۹ پیدا شد؟

655
00:25:57,216 --> 00:25:59,303
‫شرمنده کلویی

656
00:25:59,370 --> 00:26:01,424
‫اونا نتونستن روی اون هیچ
‫اثر انگشتی پیدا کنن

657
00:26:03,415 --> 00:26:05,242
‫ممنون

658
00:26:05,309 --> 00:26:07,200
‫پس اون دَنه؟

659
00:26:07,267 --> 00:26:08,277
‫بله

660
00:26:08,343 --> 00:26:11,181
‫آدم بی احساسیه، نه؟

661
00:26:11,247 --> 00:26:12,584
‫اگه من بودم این حرفو نمی‌زدم

662
00:26:12,650 --> 00:26:15,913
‫چی؟ تو مثلا باید طرف من باشی

663
00:26:15,979 --> 00:26:19,143
‫نه، من قرار بود کمکت کنم
‫که احساساتت رو بفهمی

664
00:26:19,210 --> 00:26:21,036
‫تا بتونی به صورت سازنده
‫باهاشون مقابله کنی

665
00:26:21,102 --> 00:26:25,423
‫بله، با طرفداری کردن از من
‫و فهمیدنِ اینکه حق با منه

666
00:26:25,544 --> 00:26:26,781
‫لوسیفر

667
00:26:26,806 --> 00:26:28,677
‫بحث دیگه تمومه

668
00:26:29,432 --> 00:26:30,735
‫می‌خوام برم و با آدمایی حرف بزنم

669
00:26:30,760 --> 00:26:34,535
‫که آزاد اندیش‌تر هستن، دکتر

670
00:26:40,857 --> 00:26:43,933
‫سلام. من دکتر مدینا هتم.
‫ممنون که تشریف آوردین

671
00:26:44,316 --> 00:26:46,376
‫خیلی خب، به نظر همه اومدن

672
00:26:46,421 --> 00:26:47,425
‫پس بیاید شروع کنیم

673
00:26:47,459 --> 00:26:48,984
‫بله! فکر عالیه‌ایه

674
00:26:49,009 --> 00:26:50,870
‫موضوعات زیادی برای
‫بحث کردن داریم

675
00:26:50,895 --> 00:26:53,611
‫پس بیاید با مهمترین
‫موضوع شروع کنیم، باشه؟

676
00:26:54,449 --> 00:26:55,757
‫من

677
00:27:06,296 --> 00:27:08,436
‫و یه بار دیگه

678
00:27:08,503 --> 00:27:10,536
‫لوسیفر ناپدید میشه

679
00:27:10,603 --> 00:27:14,203
‫فکر کنم این پرونده یکم
‫زیادی روش تأثیر گذاشته

680
00:27:14,271 --> 00:27:15,338
‫شاید برای آقای کم توجه
‫[کوتاهی دامنه توجه*]

681
00:27:15,404 --> 00:27:17,104
‫یکم خسته کننده شده

682
00:27:17,172 --> 00:27:18,404
‫نمی‌دونم

683
00:27:18,472 --> 00:27:20,504
‫از وقتی با تو داره کار
‫می‌کنه پیشرفت زیادی داشته

684
00:27:20,572 --> 00:27:23,138
‫مطمئن نیستم دلیلش من باشم

685
00:27:23,206 --> 00:27:24,806
‫به نظرم تو خیلی کمکش کردی

686
00:27:24,873 --> 00:27:27,106
‫قبلاً تو رو دست کم گرفتم، شرمنده

687
00:27:27,174 --> 00:27:29,040
‫لزومی نداره، ولی ممنون

688
00:27:29,107 --> 00:27:30,606
‫و من خیال می‌کردم...

689
00:27:30,674 --> 00:27:32,307
‫خیال می‌کردم باهاش می‌خوابیدی

690
00:27:32,375 --> 00:27:33,874
‫خب، می‌خوابم دیگه

691
00:27:33,942 --> 00:27:35,574
‫.

692
00:27:37,142 --> 00:27:38,575
‫این کار...

693
00:27:38,643 --> 00:27:39,241
‫از نظر اخلاقی درسته؟

694
00:27:39,309 --> 00:27:40,842
‫نه

695
00:27:40,910 --> 00:27:43,099
‫نه، اخلاقی نیست

696
00:27:44,393 --> 00:27:46,881
‫ولی یه چیزیش هست

697
00:27:46,949 --> 00:27:48,739
‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم

698
00:27:51,926 --> 00:27:53,549
‫ولی به نظرم وقتشه
‫که یه کاریش بکنم

699
00:27:55,111 --> 00:27:57,498
‫یعنی، حتی اگه احساس کنم که...

700
00:28:00,884 --> 00:28:03,371
‫خب، فکر می‌کنی کار اون بوده؟

701
00:28:03,439 --> 00:28:07,020
‫سندی ادعا داره که بیرون
‫خونه‌ی تیفانی نشسته بوده

702
00:28:07,088 --> 00:28:08,945
‫منتظر بوده که دکتر شاو پیداش بشه

703
00:28:09,012 --> 00:28:11,367
‫مشکل اینجاست که هیچکس
‫نمی‌تونه بهانه‌ش رو تأیید کنه

704
00:28:11,434 --> 00:28:13,623
‫ولی نه، فکر نکنم
‫کار اون بوده باشه

705
00:28:13,690 --> 00:28:16,974
‫پس توی پرونده‌های دکتر شاو هیچکی

706
00:28:17,042 --> 00:28:18,235
‫نیست که یه مضنون احتمالی باشه؟

707
00:28:18,302 --> 00:28:20,424
‫چیز خاصی نمی‌تونم بگم ولی شاید
‫یه چیزی رو جا انداخته باشم

708
00:28:20,492 --> 00:28:21,838
‫چی؟

709
00:28:21,907 --> 00:28:24,598
‫کاشف به عمل اومد که روانشناس
‫خیانتکاری توی خیانت کردن افتضاح بود

710
00:28:24,667 --> 00:28:26,349
‫چرا به دکتر مدینا نگفت که
‫داشته از اون به عنوان یه

711
00:28:26,374 --> 00:28:27,989
‫داستان برای مخفی کردن این
‫موضوع استفاده می‌کرده؟

712
00:28:28,033 --> 00:28:29,278
‫شاید بهش گفته

713
00:28:29,346 --> 00:28:31,298
‫شاید با دکتر مدینا حرف زده

714
00:28:31,366 --> 00:28:33,048
‫ولی خانم شاو...
‫گفت که دکتر مدینا

715
00:28:33,117 --> 00:28:34,899
‫درمورد اون خیانت اصلاً خبر نداشت

716
00:28:34,968 --> 00:28:36,179
‫آره، برای همین
‫راحت هر چیزی رو که

717
00:28:36,247 --> 00:28:38,104
‫برای فهمیدنش نیاز
‫داشته رو بهش گفته

718
00:28:39,210 --> 00:28:40,589
‫باید با دکتر مدینا حرف بزنیم

719
00:28:40,657 --> 00:28:43,181
‫که امروز ما رو به جایی رسوند...

720
00:28:43,249 --> 00:28:45,605
‫که خانم شاو رو با

721
00:28:45,673 --> 00:28:47,658
‫یه کیسه از مدفوع توی
‫کفشش پیدا کردیم

722
00:28:47,727 --> 00:28:48,863
‫شرمنده، صندوق عقب ماشین

723
00:28:48,931 --> 00:28:50,871
‫و یه جورایی، گذشته
‫از این جریانات

724
00:28:50,939 --> 00:28:53,246
‫اونا گفتن که من حسود هستم

725
00:28:54,318 --> 00:28:56,560
‫پس... نظرتون چیه؟

726
00:28:56,627 --> 00:28:57,630
‫.

727
00:28:57,665 --> 00:28:58,467
‫بله

728
00:28:58,534 --> 00:28:59,839
‫پس وایسا ببینم، تو شیطانی؟

729
00:28:59,906 --> 00:29:01,048
‫بله، بله

730
00:29:01,117 --> 00:29:02,896
‫لطفاً ادامه بدید، هیچکی نبود؟ تو

731
00:29:02,965 --> 00:29:04,913
‫وقتی گفتی تو...
‫بال‌هات رو سوزوندی

732
00:29:04,981 --> 00:29:05,989
‫یه جور استعاره بو...

733
00:29:06,023 --> 00:29:07,837
‫روی جزئیات درست!
‫قضیه تمرکز نمی‌کنید

734
00:29:07,905 --> 00:29:09,585
‫جان

735
00:29:09,653 --> 00:29:10,929
‫اون می‌خواست مدفوع
‫پرت کنه طرف من؟

736
00:29:10,997 --> 00:29:12,643
‫خدایا، قضیه تو نیست، تیفانی

737
00:29:12,711 --> 00:29:13,777
‫باشه؟

738
00:29:13,844 --> 00:29:15,842
‫جای تعجب نداره که توی
‫جلسه‌ی گروه درمانی هستین

739
00:29:15,910 --> 00:29:19,108
‫خیلی خب، این قرار
‫بود یه جلسه‌ی عزا

740
00:29:19,176 --> 00:29:20,441
‫برای بیمارهای دکتر شاو باشه

741
00:29:20,509 --> 00:29:23,941
‫و همه‌ی افراد اینجا غم از دست دادن کسی
‫رو دارن که باید باهاش دست و پنجه نرم کنن

742
00:29:24,008 --> 00:29:25,074
‫چی؟ یعنی من ندارم؟

743
00:29:25,142 --> 00:29:27,240
‫من هم روانشناسم و هم
‫همکارم رو از دست دادم

744
00:29:27,308 --> 00:29:29,010
‫من...

745
00:29:29,078 --> 00:29:30,079
‫اونا مُردن؟

746
00:29:30,113 --> 00:29:31,348
‫نه، نه، بهم پشت کردن

747
00:29:31,416 --> 00:29:32,450
‫نظر بعضیا اینه که
‫این بدتر از عزاست

748
00:29:32,518 --> 00:29:33,686
‫خیلی خب، باید از اینجا بری

749
00:29:33,753 --> 00:29:36,291
‫،نه، دارم به یه جاهایی
‫میرسم اینو احساس می‌کنم

750
00:29:36,359 --> 00:29:38,016
‫قضیه تو نیستی!

751
00:29:38,083 --> 00:29:39,541
‫.

752
00:29:40,935 --> 00:29:41,929
‫حق با توئه

753
00:29:41,930 --> 00:29:43,155
‫بله

754
00:29:43,223 --> 00:29:45,145
‫باید از یکی‌تون به عنوان شیء
‫مورد مطالعه استفاده کنم

755
00:29:45,213 --> 00:29:46,306
‫ممنون که داوطلب شدی

756
00:29:46,373 --> 00:29:48,362
‫بگو ببینم...

757
00:29:48,428 --> 00:29:50,882
‫چی باعث میشه حسودی کنی؟

758
00:29:50,949 --> 00:29:54,795
‫چه خواسته‌ای داری که
‫نمی‌تونی بهش برسی؟

759
00:29:54,862 --> 00:29:55,856
‫یالا

760
00:29:56,917 --> 00:29:58,044
‫من...

761
00:29:58,112 --> 00:29:59,171
‫خب؟

762
00:29:59,239 --> 00:30:01,327
‫سندی رو می‌خوام

763
00:30:02,886 --> 00:30:04,626
‫چی؟

764
00:30:04,694 --> 00:30:06,769
‫.

765
00:30:06,837 --> 00:30:09,246
‫حالا یادم میاد

766
00:30:09,314 --> 00:30:11,823
‫آقای سنگ صبور!

767
00:30:11,891 --> 00:30:15,004
‫یه جور درمان با رابطه‌آزاد
‫برای خودت می‌خواستی، نه؟

768
00:30:15,072 --> 00:30:16,544
‫اینطور که به نظر میرسه نیست

769
00:30:16,612 --> 00:30:18,284
‫ولی اون تو رو نخواست، نه؟

770
00:30:18,352 --> 00:30:20,226
‫سندی عاشق شوهرش بود

771
00:30:20,294 --> 00:30:23,071
‫برای همین اون رو کشتی، نه؟

772
00:30:23,139 --> 00:30:23,975
‫خفه شو!

773
00:30:24,043 --> 00:30:25,079
‫حل کردم، مگه نه؟

774
00:30:25,148 --> 00:30:26,820
‫حل نکردم؟

775
00:30:28,328 --> 00:30:29,331
‫پس این یعنی بله

776
00:30:29,332 --> 00:30:30,703
‫اون یه چاقو دستشه!

777
00:30:30,771 --> 00:30:33,046
‫متوجهی چیکار کردی؟

778
00:30:33,113 --> 00:30:34,852
‫باید اون رو می‌کشتم، باشه؟

779
00:30:34,920 --> 00:30:37,161
‫اون به سندی دروغ گفت.
‫بهش خیانت کرد

780
00:30:37,230 --> 00:30:40,206
‫بهش اطلاعات دادم ولی براش مهم
‫نبود که شوهرش چیکار کرده

781
00:30:40,274 --> 00:30:41,310
‫هنوز عاشقش بود

782
00:30:41,378 --> 00:30:42,448
‫نه، نه، اون رو نمی‌گفتم

783
00:30:42,516 --> 00:30:43,954
‫این. همین

784
00:30:44,022 --> 00:30:47,468
‫الان یه نمونه‌ی عالی از حسادت
‫لجام‌گسیخته بهم نشون دادی

785
00:30:47,535 --> 00:30:49,810
‫من حسود نیستم. نیستم

786
00:30:49,878 --> 00:30:52,487
‫،زنی که عاشقش بودی
‫با یه نفر دیگه بود

787
00:30:52,554 --> 00:30:54,729
‫کسی که به نظر لیاقت
‫سندی رو نداشت

788
00:30:54,797 --> 00:30:57,841
‫ولی مهم نیست چیکار کردی...

789
00:30:57,909 --> 00:31:00,451
‫اون هیچوقت اون طوری که خودت
‫می‌خوای تو رو نمی‌بینه

790
00:31:00,519 --> 00:31:03,128
‫این...

791
00:31:03,196 --> 00:31:04,817
‫کاملاً درسته

792
00:31:04,889 --> 00:31:06,651
‫آره

793
00:31:06,722 --> 00:31:08,695
‫الان یه چیزی رو فهمیدم

794
00:31:10,036 --> 00:31:13,773
‫اینکه موقعیت من و تو...

795
00:31:13,845 --> 00:31:16,418
‫اصلاً شبیه هم نیستن

796
00:31:16,489 --> 00:31:18,392
‫حق با من بود! حسادت نکردی!

797
00:31:18,464 --> 00:31:20,120
‫اسلحه‌ت رو بنداز!

798
00:31:23,189 --> 00:31:24,986
‫.

799
00:31:29,430 --> 00:31:32,268
‫جداً گازم گرفتی؟

800
00:31:33,607 --> 00:31:34,748
‫اون همون قاتله

801
00:31:36,185 --> 00:31:38,435
‫آره، واقعاً؟

802
00:31:58,407 --> 00:31:59,907
‫درمورد لیندا حق با تو بود

803
00:31:59,974 --> 00:32:01,408
‫اون کمکم کرد انگیزه قتل رو بفهمم

804
00:32:01,475 --> 00:32:05,063
‫و بعدش فهمیدم که مطب
‫جاناتان و دکتر شاو

805
00:32:05,130 --> 00:32:06,760
‫یه سیستم امنیتی دارن

806
00:32:06,827 --> 00:32:07,936
‫برای همین بررسی کردم و...

807
00:32:08,001 --> 00:32:10,285
‫به حرفام گوش نمیدی، نه؟

808
00:32:12,342 --> 00:32:14,723
‫متأسفانه نه

809
00:32:15,801 --> 00:32:16,942
‫هیچ شباهتی بین خودت

810
00:32:17,008 --> 00:32:18,704
‫و جاناتان نمی‌بینی؟

811
00:32:18,770 --> 00:32:21,412
‫تو یکم از اون حرفا رو شنیدی، نه؟

812
00:32:21,479 --> 00:32:23,044
‫آخرش رو شنیدم

813
00:32:26,276 --> 00:32:28,297
‫نمی‌دونم

814
00:32:28,364 --> 00:32:29,533
‫تو چی؟

815
00:32:30,437 --> 00:32:33,210
‫نه

816
00:32:33,278 --> 00:32:34,715
‫کاملاً فرق دارن

817
00:32:34,782 --> 00:32:37,756
‫منم همین فکرو می‌کردم

818
00:32:39,028 --> 00:32:42,905
‫خب... پرونده‌ی پنهانیت
‫با دن چطور پیش میره؟

819
00:32:42,972 --> 00:32:44,174
‫به صورت پنهانی افتضاح پیش میره

820
00:32:44,242 --> 00:32:45,478
‫مالکوم رو یادته؟

821
00:32:46,382 --> 00:32:47,513
‫جناب کُما؟

822
00:32:48,414 --> 00:32:49,546
‫اون به هوش اومد

823
00:32:49,613 --> 00:32:51,012
‫ادعا داره که بی‌گناهه

824
00:32:52,811 --> 00:32:55,542
‫حرفی که زد اذیتم می‌کنه

825
00:32:55,609 --> 00:32:57,108
‫هر کسی که بهش شلیک کرده
‫از پالمتو خبر داشته

826
00:32:57,175 --> 00:32:59,606
‫اما اون میگه که هیچکس نباید
‫می‌دونست که اون اونجاست

827
00:32:59,674 --> 00:33:01,771
‫خب، تو که اونجا پیداش کردی

828
00:33:01,839 --> 00:33:04,104
‫آره، اون اینو هم گفت

829
00:33:04,171 --> 00:33:06,835
‫پس، هر کس که تعقیبش کرده ممکنه
‫به روش من عمل کرده باشه

830
00:33:06,903 --> 00:33:08,635
‫تو چطوری پیداش کردی؟

831
00:33:08,701 --> 00:33:11,100
‫همکارهای هر نیرویی یه ردیاب
‫جی‌پی‌اس مشترک بین ابزارهاشون دارن

832
00:33:11,166 --> 00:33:13,365
‫تا بتونن هم رو موقعیت‌های
‫اضطراری پیدا کنن

833
00:33:13,432 --> 00:33:16,563
‫تو ردیاب همکارش رو هک کردی

834
00:33:16,631 --> 00:33:18,629
‫معنیش اینه که...

835
00:33:18,695 --> 00:33:21,160
‫همکار مالکوم می‌دونست
‫که اون هم اونجاست

836
00:33:23,093 --> 00:33:24,725
‫تونی پائولوچی خبر داشت

837
00:33:44,981 --> 00:33:48,044
‫،این ماشین پائولوچیه
‫طبق جی‌پی‌اس اون

838
00:33:48,112 --> 00:33:49,210
‫اما بار بسته‌ست

839
00:33:49,278 --> 00:33:52,408
‫شاید تصمیم گرفته
‫پارتی رو ادامه بده

840
00:34:00,438 --> 00:34:02,236
‫باید این کارات رو بس کنی

841
00:34:02,303 --> 00:34:03,968
‫باز بود

842
00:34:14,396 --> 00:34:16,694
‫پائولوچی، اینجایی؟

843
00:34:45,003 --> 00:34:47,333
‫حداقل می‌تونی بفهمی
‫که چی فکر می‌کرده

844
00:35:00,641 --> 00:35:01,943
‫دن

845
00:35:07,367 --> 00:35:08,886
‫من یه یادداشت خودکشی پیدا کردم

846
00:35:09,807 --> 00:35:11,077
‫با دست خط خودش؟

847
00:35:11,909 --> 00:35:13,269
‫مطمئناً باید همینطور باشه

848
00:35:13,623 --> 00:35:15,081
‫ظاهراً، رشوه گرفته بود

849
00:35:15,635 --> 00:35:17,791
‫،مالکوم بهش شک داشته برای
‫همین پائولوچی بهش شلیک کرده

850
00:35:18,231 --> 00:35:19,164
‫وقتی مالکوم به هوش اومد...

851
00:35:19,189 --> 00:35:21,079
‫پائولوچی نتونسته عذاب
‫وجدانش رو تحمل کنه

852
00:35:27,152 --> 00:35:28,512
‫حالت خوبه؟

853
00:35:30,095 --> 00:35:31,389
‫پائولوچی خیلی عوضی بود

854
00:35:31,779 --> 00:35:34,196
‫ولی این... فکرشم نمی‌تونم بکنم

855
00:35:35,004 --> 00:35:36,265
‫می‌دونم

856
00:35:36,939 --> 00:35:38,015
‫می‌دونم

857
00:35:55,955 --> 00:35:58,344
‫بیا تو

858
00:35:58,368 --> 00:35:59,928
‫سلام دکتر

859
00:36:03,289 --> 00:36:04,582
‫ممنون که اومدی

860
00:36:04,607 --> 00:36:08,203
‫می‌دونم که یه چند
‫روزی ویزیت نکردیم

861
00:36:08,228 --> 00:36:09,509
‫نه، تقصیر منه

862
00:36:09,533 --> 00:36:11,984
‫متوجهم که سر موعد حق ویزیتم
‫رو ...پرداخت نمی‌کنم، پس

863
00:36:13,346 --> 00:36:15,005
‫.

864
00:36:15,466 --> 00:36:16,495
‫این کارو نکن

865
00:36:18,525 --> 00:36:20,318
‫- مشکل چیه؟ - مشکلی نیست

866
00:36:20,386 --> 00:36:22,212
‫یه چیزایی فهمیدم

867
00:36:22,279 --> 00:36:24,902
‫همونطور که گفتم...

868
00:36:24,970 --> 00:36:28,390
‫ما یه پیشرفتی داشتیم

869
00:36:28,457 --> 00:36:32,708
‫و به نظرم، با...
‫توجه به این موضوع

870
00:36:32,776 --> 00:36:35,166
‫ما رابطه‌مون رو از الان
‫به بعد حرفه‌ای نگه داریم

871
00:36:35,234 --> 00:36:36,296
‫.

872
00:36:36,988 --> 00:36:38,070
‫مطمئنی؟

873
00:36:38,095 --> 00:36:40,089
‫خیلی مطمئنم

874
00:36:40,986 --> 00:36:42,236
‫بسیار خب

875
00:36:42,305 --> 00:36:44,908
‫اگه به نظر صلاح باشه، چرا که نه

876
00:36:44,977 --> 00:36:45,991
‫به نظرم همینطوره

877
00:36:45,992 --> 00:36:47,343
‫صحیح

878
00:36:47,412 --> 00:36:51,843
‫خب، من پس جلسه‌ی...
‫بعدی می‌بینمت

879
00:37:01,516 --> 00:37:03,971
‫قبل از اینکه برم، یه
‫- سوال دارم - بله؟

880
00:37:03,996 --> 00:37:07,277
‫دکتر کینن، توی...
‫پایین سالن چه شکلیه؟

881
00:37:07,302 --> 00:37:09,432
‫با ملاحظه

882
00:37:09,501 --> 00:37:11,563
‫مذهبی. چرا؟

883
00:37:11,639 --> 00:37:13,780
‫کمی حق به جانبه؟

884
00:37:13,891 --> 00:37:15,649
‫نمی‌دونم. فکر کنم

885
00:37:15,674 --> 00:37:18,254
‫قد ۱.۸۸، سیاه، صداش
‫هم مثل یه فرشته‌ست؟

886
00:37:18,279 --> 00:37:19,777
‫پس می‌شناسیش

887
00:37:21,949 --> 00:37:24,198
‫چه جورم

888
00:37:28,960 --> 00:37:30,284
‫بالاخره تریکسی خوابید

889
00:37:30,928 --> 00:37:32,754
‫اون گولت زد تا...
‫کتابی که درمورد

890
00:37:32,812 --> 00:37:34,600
‫پاندای مریض بود رو بخونی، نه؟

891
00:37:34,784 --> 00:37:36,405
‫پنج بار

892
00:37:41,675 --> 00:37:44,289
‫هی...

893
00:37:44,357 --> 00:37:46,043
‫ممنون؟

894
00:37:47,757 --> 00:37:48,816
‫بابت چی؟

895
00:37:48,841 --> 00:37:52,696
‫می‌دونی، بابت اینکه...
‫هوام رو داشتی و

896
00:37:52,957 --> 00:37:54,638
‫همه چی

897
00:38:02,810 --> 00:38:04,397
‫قابلت رو نداشت

898
00:38:05,375 --> 00:38:06,565
‫برای همه چی

899
00:38:20,369 --> 00:38:22,651
‫باید بری

900
00:38:24,637 --> 00:38:26,003
‫آره، باید برم

901
00:38:26,028 --> 00:38:27,638
‫شرمنده

902
00:38:27,706 --> 00:38:30,505
‫نه، شرمنده نباش

903
00:38:56,118 --> 00:38:57,985
‫خیلی خب

904
00:38:58,309 --> 00:39:00,008
‫باشه

905
00:39:00,482 --> 00:39:01,714
‫خدافظ

906
00:39:20,615 --> 00:39:22,748
‫عصر بخیر دن

907
00:39:24,983 --> 00:39:26,915
‫پیامت به دستم رسید

908
00:39:26,983 --> 00:39:28,782
‫چی می‌خوای؟

909
00:39:31,793 --> 00:39:34,592
‫فقط می‌خواستم برای بستنِ
‫پرونده‌ی پالمتو بهت تبریک بگم

910
00:39:34,617 --> 00:39:37,151
‫تو و اون خانم باهوش و جذابت...

911
00:39:37,176 --> 00:39:39,075
‫کسی که بهم شلیک کرد
‫رو دستگیر کردین

912
00:39:41,385 --> 00:39:43,918
‫توی اعتراف‌نامه
‫نوشته بود، درسته؟

913
00:39:44,987 --> 00:39:48,486
‫چقدر طول کشید که اون رو بنویسی؟

914
00:39:50,626 --> 00:39:52,992
‫تا ابد. آخه من آدمی نیستم
‫که ادبیاتم خوب باشه

915
00:39:53,017 --> 00:39:54,545
‫می‌دونی؟

916
00:39:54,613 --> 00:39:57,324
‫چیه؟ باید ازم تشکر کنی

917
00:39:57,392 --> 00:39:59,051
‫چرا اونوقت؟

918
00:39:59,111 --> 00:40:02,499
‫خب، می‌تونستم حقیقت
‫رو به همه بگم

919
00:40:03,123 --> 00:40:05,114
‫که تو بهم شلیک کردی

920
00:40:06,282 --> 00:40:07,636
‫چرا نگفتی؟

921
00:40:15,114 --> 00:40:16,638
‫چون ازت خوشم میاد

922
00:40:16,706 --> 00:40:20,603
‫و تصورش رو هم نمی‌تونم بکنم
‫که اگه ...مردم حقیقت رو بفهمن

923
00:40:20,671 --> 00:40:23,144
‫چی سر زندگیت میاد

924
00:40:23,213 --> 00:40:24,838
‫همکارهات، زن سابقت...

925
00:40:24,907 --> 00:40:27,549
‫قسم به خدا، من - چیکار...
‫- می‌کنی؟ بهم شلیک می‌کنی؟

926
00:40:27,609 --> 00:40:29,144
‫توی اون موقعیت بودم،
‫بهم شلیک کردی

927
00:40:29,178 --> 00:40:31,111
‫شکست خوردی

928
00:40:31,136 --> 00:40:34,599
‫بعلاوه، حالا که سعی...
‫داری مشکلات رو حل کنی

929
00:40:34,624 --> 00:40:36,295
‫دلت نمی‌خواد که کاری کنی...

930
00:40:36,319 --> 00:40:38,488
‫اون خانواده‌ی کوچولوت
‫تاوانش رو پس بده؟

931
00:40:39,685 --> 00:40:41,291
‫هر کاری که ازم می‌خوای...

932
00:40:41,315 --> 00:40:42,889
‫- پای اونا رو وسط نکش - دن

933
00:40:44,098 --> 00:40:45,868
‫بیخیال

934
00:40:45,934 --> 00:40:47,605
‫نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم

935
00:40:48,656 --> 00:40:50,098
‫نه

936
00:40:50,165 --> 00:40:51,869
‫نه، نه، نه، نه

937
00:40:51,936 --> 00:40:54,230
‫من و تو...

938
00:40:55,280 --> 00:40:57,181
‫قراره بهترین دوست همدیگه باشیم

939
00:40:57,248 --> 00:40:58,392
‫آره

940
00:40:58,417 --> 00:41:01,232
‫چون برنامه‌های بزرگی واسه‌ت دارم

941
00:41:01,300 --> 00:41:02,806
‫برنامه‌های بزرگ

942
00:41:04,830 --> 00:41:06,716
‫خوش می‌گذره، درسته؟

943
00:41:06,742 --> 00:41:08,950
‫الان خوش می‌گذره

944
00:41:43,583 --> 00:41:46,907
‫الان عجیب‌ترین چیز
‫ممکن رو فهمیدم

945
00:41:46,932 --> 00:41:50,748
‫خطر اسپویلر! آمندیل
‫دکتر لیندا رو پیدا کرده

946
00:41:51,260 --> 00:41:54,507
‫اون فرشته‌ای بود که بهش نفوذ
‫کرده تا من رو کنترل کنه

947
00:41:54,532 --> 00:41:57,076
‫برام سواله که چطوری...
‫برادر فرشته‌ی عزیزم

948
00:41:57,101 --> 00:41:59,645
‫همچین فکر زیرکانه و
‫شرورانهی به سرش زده

949
00:42:01,947 --> 00:42:03,620
‫برای محافظت از تو این کارو کردم

950
00:42:04,146 --> 00:42:05,484
‫،قبلاً بهت گفتم که هر خطری که

951
00:42:05,509 --> 00:42:07,801
‫باشه برای جلوگیری
‫ازش کمکت می‌کنم

952
00:42:07,868 --> 00:42:09,587
‫چه انتظارش رو داشته باشی، چه نه

953
00:42:09,612 --> 00:42:11,509
‫تو بهم خیانت کردی، میز

954
00:42:12,491 --> 00:42:14,009
‫و نه به خاطر صلاح خودم

955
00:42:14,074 --> 00:42:15,856
‫برای صلاح خودت این کارو کردی

956
00:42:17,192 --> 00:42:20,137
‫این دنیای انسانی کی رو
‫واقعاً دگرگون می‌کنه؟

957
00:42:20,162 --> 00:42:22,145
‫من رو یا تو؟

958
00:42:23,626 --> 00:42:25,016
‫لوسیفر، من...

959
00:42:25,087 --> 00:42:26,403
‫نمی‌خوام حرفی بشنوم

960
00:42:27,338 --> 00:42:30,718
‫چون دیگه نه من نه تو

961
00:42:30,742 --> 00:42:37,742
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

962
00:42:38,258 --> 00:42:45,258
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

