‫﻿۱
00:00:01,211 --> 00:00:04,105
‫- آنچه در لوسیفر گذشت...
‫- پس تو شیطونی

2
00:00:04,106 --> 00:00:05,587
‫‏و جهنم رو ترک کردی

3
00:00:05,589 --> 00:00:08,176
‫‏تا برای تعطیلات بیای به لس آنجلس

4
00:00:08,177 --> 00:00:09,293
‫‏خب، باید کجا میرفتم؟

5
00:00:09,436 --> 00:00:12,163
‫بازگشت تو به عالم اموات درخواست شده

6
00:00:12,165 --> 00:00:15,171
‫‏به بابا یادآوری کن، چون از بازی کردن
‫‏نقش‌هایی که اون دلش می‌خواست...

7
00:00:15,173 --> 00:00:16,535
‫‏خسته شدم، از جهنم بیرون اومدم

8
00:00:16,559 --> 00:00:17,304
‫‏فهمیدم

9
00:00:17,306 --> 00:00:18,923
‫‏اسمت، کل این لوسیفر بازیا

10
00:00:18,974 --> 00:00:20,422
‫‏و خواسته‌ها مثلاً قدرت استثانی تو هستن

11
00:00:20,492 --> 00:00:21,957
‫‏راستش بیشتر مثل یه هدیه از طرف خداست

12
00:00:21,958 --> 00:00:23,479
‫‏چرا روی تو تأثیری ندارم، کاراگاه؟

13
00:00:23,480 --> 00:00:25,078
‫‏به گمونم هردومون اسرار خودمونو داریم

14
00:00:25,150 --> 00:00:27,061
‫کلویی دکر باعث آسیپ پذیریت میشه

15
00:00:27,063 --> 00:00:27,805
‫‏دارم خونریزی میکنم

16
00:00:27,875 --> 00:00:29,737
‫‏با یه اهریمن خوابیدم

17
00:00:29,807 --> 00:00:31,213
‫‏آماده‌ام که خودم رو تحویل بدم

18
00:00:31,215 --> 00:00:33,353
‫‏من یه اسلحه‌ی گرم از بایگانی مدارک برداشتم

19
00:00:35,328 --> 00:00:36,394
‫‏بابا

20
00:00:36,464 --> 00:00:41,078
‫‏اون پسری میشم که همیشه میخواستی باشم

21
00:00:41,148 --> 00:00:42,868
‫‏غیرممکنه

22
00:00:43,972 --> 00:00:45,038
‫‏میز کجاست؟

23
00:00:45,109 --> 00:00:46,933
‫‏منم میخواستم همین سوال رو ازت بپرسم

24
00:00:47,003 --> 00:00:48,034
‫‏پدر چی میخواد؟

25
00:00:48,106 --> 00:00:49,276
‫‏یه نفر از جهنم فرار کرده

26
00:00:49,345 --> 00:00:51,067
‫‏کی از جهنم فرار کرده؟

27
00:00:51,136 --> 00:00:52,718
‫‏مامان

28
00:01:09,861 --> 00:01:12,525
‫‏همگی بخوابین رو زمین!

29
00:01:19,547 --> 00:01:22,017
‫کیف رو با هر جنسی که برای
‫نمایش گذاشتین پر کن

30
00:01:22,083 --> 00:01:23,171
‫‏عجله کن!

31
00:01:24,635 --> 00:01:26,880
‫‏چه حرکت کلیشه‌ای

32
00:01:26,950 --> 00:01:30,284
‫به نظرم، همه‌شون الماس‌های خونی هستن

33
00:01:30,353 --> 00:01:32,938
‫،چه سرنوشت وحشتانکی
‫ولی بدتر از اون...

34
00:01:33,008 --> 00:01:35,593
‫اینه که ‏واقعاً میخوای اینطوری
‫توی زمین وقت بگذرونی؟

35
00:01:35,663 --> 00:01:37,091
‫،‏نمیدونم کی هستین

36
00:01:37,161 --> 00:01:39,371
‫‏ولی اگه عقب نکشین، میکشمتون

37
00:01:40,496 --> 00:01:43,081
‫‏ولی این خواسته‌ی اصلیت نیست، نه؟

38
00:01:45,941 --> 00:01:47,131
‫‏نه، نیست

39
00:01:47,201 --> 00:01:49,445
‫‏پس، چی میخوای؟

40
00:01:50,570 --> 00:01:51,841
‫‏آزادی

41
00:01:51,907 --> 00:01:53,048
‫‏

42
00:01:53,115 --> 00:01:54,596
‫‏درست ‏همونطور که فکرشو میکردم

43
00:01:54,597 --> 00:01:56,679
‫‏از زندانی بودن خسته شدی، مگه نه؟

44
00:01:56,704 --> 00:01:58,432
‫‏آره، درسته

45
00:01:58,498 --> 00:01:59,710
‫‏دیگه نمیتونستم تحمل کنم

46
00:01:59,738 --> 00:02:02,184
‫‏میخواستی غل و زنجیرت رو باز کنی
‫‏و دوباره متولد بشی

47
00:02:02,251 --> 00:02:03,130
‫‏همینطوره

48
00:02:03,197 --> 00:02:05,209
‫پس از جهنم فرار کردی و
‫دنبال یه بدن خالی گشتی

49
00:02:05,210 --> 00:02:08,064
‫‏و این بدن بیچاره رو پیدا کردی
‫‏که تازه از حمله‌ی قلبی مُرده

50
00:02:08,066 --> 00:02:10,407
‫‏و الان اومدی اینجا و روی زمین خرابی به بار میاری

51
00:02:10,473 --> 00:02:12,234
‫نقشه‌ات نقشه بر آب شد

52
00:02:12,300 --> 00:02:14,567
‫‏پیدات کردیم، مامان

53
00:02:14,636 --> 00:02:16,636
‫‏وایسا، چی؟

54
00:02:16,704 --> 00:02:18,872
‫همین الان گفتی که میخواستی
‫از غل و زنجیرها فرار کنی

55
00:02:18,940 --> 00:02:19,973
‫‏آره

56
00:02:20,041 --> 00:02:23,843
‫،وقتی امدادگرها منو برگردوندن
‫فهمیدم که باید آزاد باشم

57
00:02:23,911 --> 00:02:25,345
‫‏آره، از جهنم

58
00:02:25,413 --> 00:02:26,979
‫‏نه پسر، از بدهی

59
00:02:27,048 --> 00:02:28,548
‫‏من یه تن پول بدهکارم

60
00:02:28,616 --> 00:02:30,459
‫‏و اینا قراره منو از زیر بار بدهی خلاص کنن

61
00:02:30,485 --> 00:02:32,085
‫‏میدونین چیه، از این وضع خسته شدم

62
00:02:32,153 --> 00:02:33,843
‫‏شما دو تا...

63
00:02:35,352 --> 00:02:36,312
‫‏مامان نیستش

64
00:02:36,380 --> 00:02:37,605
‫‏فکر هم میکنی؟

65
00:02:37,674 --> 00:02:38,711
‫‏خب، باید بررسی میکردیم

66
00:02:38,735 --> 00:02:40,325
‫‏اون هیچ بدنی نداره

67
00:02:40,394 --> 00:02:43,212
‫باید به بدن یه انسان که
‫به تازگی مُرده وارد بشه

68
00:02:43,280 --> 00:02:46,141
‫که یعنی همه‌ی کسایی که
‫در زمان خوابِ جناب عالی مُردن

69
00:02:46,166 --> 00:02:48,719
‫‏لوسی، میدونی این آدم
‫آخرین نفر توی لیست‌مونه؟

70
00:02:49,616 --> 00:02:51,638
‫‏خب، حتماً یه نفرو جا انداختی

71
00:02:51,705 --> 00:02:53,993
‫‏شایدم اون توی لس آنجلس نیست

72
00:02:54,061 --> 00:02:55,387
‫‏نه، همینجاست

73
00:02:55,454 --> 00:02:57,310
‫‏هزاران سال زندانی نگهش داشتم

74
00:02:57,379 --> 00:02:59,599
‫‏مطمئنم که میاد سراغم

75
00:02:59,667 --> 00:03:01,424
‫‏باید سریعتر از اون پیداش کنیم

76
00:03:03,018 --> 00:03:04,078
‫‏میای؟

77
00:03:04,145 --> 00:03:05,968
‫‏الان میام

78
00:03:06,036 --> 00:03:09,153
‫وقت خیلی تنگه و کُلی هم باید مجازاتت کرد

79
00:03:11,145 --> 00:03:13,996
‫مُرده حساب میشین

80
00:03:20,201 --> 00:03:21,455
‫‏قضیه چیه؟

81
00:03:24,753 --> 00:03:26,178
‫‏مامانم میخواد منو بکشه

82
00:03:26,249 --> 00:03:28,557
‫،‏و قبل از اینکه چیزی بگی
‫حرفم ‏استعاره نبود

83
00:03:28,627 --> 00:03:30,324
‫‏واقعاً میخواد منو بکشه

84
00:03:30,393 --> 00:03:31,658
‫با بخشیدن هم میونه‌ای نداره

85
00:03:31,811 --> 00:03:34,401
‫‏قبلاً اصلاً از مادرت چیزی نگفتی

86
00:03:34,470 --> 00:03:35,556
‫‏چرا؟

87
00:03:35,625 --> 00:03:38,376
‫‏خب، درک نمیکردی، مگه نه؟

88
00:03:38,445 --> 00:03:40,244
‫‏دوست دارم ازش بگی

89
00:03:41,707 --> 00:03:43,778
‫‏باشه

90
00:03:43,847 --> 00:03:44,865
‫‏بسیار خب

91
00:03:44,934 --> 00:03:47,145
‫،‏با توصیف انسانی

92
00:03:47,213 --> 00:03:50,581
‫‏روزی روزگاری، پسری با دختری آشنا شد

93
00:03:50,647 --> 00:03:52,562
‫‏عاشق هم شدند

94
00:03:52,630 --> 00:03:53,883
‫‏باهم سکس کردند

95
00:03:53,950 --> 00:03:56,667
‫‏تنها مشکل این بود که اونا
‫‏موجودات آسمانی بودن

96
00:03:56,691 --> 00:03:58,672
‫‏پس اون موقع بود که دنیا خلق شد

97
00:03:58,739 --> 00:04:00,158
‫‏همون نظریه انفجار بزرگ؟

98
00:04:00,226 --> 00:04:02,634
‫‏تا الان نمیدونستی اسمش
‫‏چقدر بهش میاد، مگه نه؟

99
00:04:02,703 --> 00:04:04,352
‫‏بگذریم، اونا بابا و مامان شدن

100
00:04:04,420 --> 00:04:08,184
‫یه عالمه بچه داشتن، من‌جمله اینجانب

101
00:04:08,252 --> 00:04:09,571
‫‏و اونا یه خونه ساختن

102
00:04:09,639 --> 00:04:10,661
‫‏اسمش رو گذاشتن بهشت

103
00:04:10,728 --> 00:04:11,684
‫‏اونا خوشبخت بودن

104
00:04:11,753 --> 00:04:13,576
‫‏بابا...

105
00:04:13,645 --> 00:04:16,212
‫‏خب، بابا بود و مامان...

106
00:04:18,106 --> 00:04:22,125
‫‏خب، مامان اون اول دوست داشتنی بود

107
00:04:24,087 --> 00:04:25,438
‫‏ولی اوضاع عوض شد، مگه نه؟

108
00:04:27,027 --> 00:04:28,411
‫‏بابا کم کم رفت به گاراژ

109
00:04:28,481 --> 00:04:31,522
‫و ساخت یه پروژه‌ی کوچولو
‫به اسم بشریت رو شروع کرد

110
00:04:32,976 --> 00:04:36,827
‫‏مامان سرد و غیرصمیمی شد

111
00:04:38,248 --> 00:04:40,511
‫و به زودی، از خانواده‌شون غفلت کردن

112
00:04:40,579 --> 00:04:43,619
‫و بعدش یکی از بچه‌هاش به خاطر
‫این وضع بی ادبی کرد؟

113
00:04:43,688 --> 00:04:44,734
‫درسته

114
00:04:44,804 --> 00:04:47,980
‫آره، بابا هم عصبی شد و منو از خونه بیرون انداخت

115
00:04:48,048 --> 00:04:50,480
‫مادرت چیکار کرد؟

116
00:04:50,583 --> 00:04:52,423
‫‏هیچ کاری

117
00:04:52,491 --> 00:04:55,517
‫‏همونجا وایساد و گذاشت منو بندازه بیرون

118
00:04:57,328 --> 00:04:59,235
‫‏بگذریم، چند هزار سال بعد...

119
00:04:59,303 --> 00:05:01,013
‫‏بابا اونم بیرون انداخت

120
00:05:01,080 --> 00:05:03,975
‫اونو به جهنم روند
‫و انداخت توی یه سلول

121
00:05:04,042 --> 00:05:07,659
‫‏منم با مادرم مثل خودش رفتار کردم

122
00:05:07,728 --> 00:05:09,339
‫‏هیچ کاری نکردم

123
00:05:10,820 --> 00:05:13,878
‫‏خوشحالی که برمیگردی به استودیو، کاراگاه؟

124
00:05:13,947 --> 00:05:14,900
‫‏نه اونقدرا

125
00:05:16,250 --> 00:05:19,045
‫‏تو رو یاد روزای بازیگریت میندازه؟

126
00:05:19,114 --> 00:05:22,998
‫اگه احساس غریبی میکنی، مطمئناً میتونم
‫چندتا نوجوون شلوغ و جکوزی پیدا کنم

127
00:05:22,999 --> 00:05:25,177
‫‏چون اون فیلمی که توش بازی کردی...

128
00:05:25,201 --> 00:05:26,028
‫‏آره، فهمیدم

129
00:05:26,096 --> 00:05:27,364
‫‏همه چی روبراهه، کاراگاه؟

130
00:05:27,389 --> 00:05:28,626
‫به نظر حواست پرته

131
00:05:28,628 --> 00:05:31,431
‫معمولاً حداقل به حرفام یه لبخند کوچولو میزنی

132
00:05:31,498 --> 00:05:32,624
‫‏بعضی وقتا هم با چشم زخم نگاه میکنی

133
00:05:32,691 --> 00:05:34,911
‫‏به نظرم یه بار هم خرناس کشیدی

134
00:05:34,980 --> 00:05:36,668
‫‏دو روز پیش، مستقیماً تیرخوردی

135
00:05:36,736 --> 00:05:38,557
‫خب، لزومی به تشکر از حرکت قهرمانانه‌ام نیست

136
00:05:38,625 --> 00:05:39,595
‫‏خب، شاید یه کوچولو لازم باشه

137
00:05:39,620 --> 00:05:40,546
‫‏هیچکی جلوتو نمیگیره

138
00:05:41,641 --> 00:05:43,264
‫‏همه جات خونی بود

139
00:05:43,332 --> 00:05:44,401
‫باید می‌مُردی

140
00:05:44,426 --> 00:05:46,844
‫ماجراجوییمون همیشه اینطوریه، کاراگاه.
‫چه فرقی داشت؟

141
00:05:46,912 --> 00:05:49,771
‫،‏یه نمونه از خونت رو دارم
‫‏و میخوام ببرم آزمایشش کنم

142
00:05:49,796 --> 00:05:53,044
‫‏یه بار و برای همیشه میفهمم که دقیقا چی هستی

143
00:05:53,110 --> 00:05:54,037
‫‏آره

144
00:05:54,105 --> 00:05:54,998
‫‏خود شیطان؟

145
00:05:55,065 --> 00:05:57,520
‫‏نه، به گمونم تو لری مورنینگ استار
‫‏پسر یه لوله کش در کانکتیکات باشی

146
00:05:57,549 --> 00:05:59,636
‫‏صحیح، خب فعلا بیخیالش شو، باشه؟

147
00:05:59,702 --> 00:06:01,291
‫چون میتونم از کمکت برای هدفی که دارم استفاده کنم

148
00:06:01,359 --> 00:06:02,582
‫‏دارم دنبال یه مرد جنایتکار میگردم

149
00:06:02,650 --> 00:06:05,497
‫خب، زن جنایتکار، و باید
‫پیداش کنم قبل از اینکه...

150
00:06:08,910 --> 00:06:10,896
‫‏خیلی دیر بشه

151
00:06:10,920 --> 00:06:15,920
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

152
00:06:16,000 --> 00:06:24,000
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

153
00:06:24,435 --> 00:06:26,189
‫پس قربانی ما اسمش جیلیان تیلوره

154
00:06:26,257 --> 00:06:29,569
‫اون بازیگر جایگزین برای بازیگر اصلیِ
‫بذارش به عهده لزلی" بود"

155
00:06:29,636 --> 00:06:30,728
‫‏جایگزین؟

156
00:06:30,795 --> 00:06:33,840
‫آره، بازیگرای جایگزین تا وقتی خود بازیگر
‫آماده بشه صحنه رو گرم میکنن

157
00:06:33,909 --> 00:06:35,143
‫معمولا می‌خوان که خودشون هم بازیگر بشن

158
00:06:35,167 --> 00:06:37,948
‫‏حالا هم به خاطر من مُرده

159
00:06:38,016 --> 00:06:39,118
‫‏منظورت چیه که به خاطر تو مُرده؟

160
00:06:39,142 --> 00:06:40,460
‫‏خب، کسی رو یادت نمیندازه؟

161
00:06:40,596 --> 00:06:42,353
‫‏عجیبه

162
00:06:42,421 --> 00:06:43,546
‫چی عجیبه، اِلا؟

163
00:06:43,613 --> 00:06:45,276
‫‏خب...

164
00:06:45,344 --> 00:06:50,760
‫آدم اولش خیال میکنه به خاطر این میلگردهای
‫بزرگ که توی سرش فرو رفتن مُرده، ولی نه

165
00:06:50,826 --> 00:06:51,837
‫ببین، خفه شده

166
00:06:51,902 --> 00:06:53,152
‫کوفتگی رو میشه روی گردنش دید

167
00:06:53,176 --> 00:06:54,676
‫‏پس، اون شاخ‌ها پس از مرگ اضافه شدن؟

168
00:06:54,742 --> 00:06:57,973
‫‏آره، بافت نرم در محل ضربه زرد و صورتیه

169
00:06:58,039 --> 00:07:01,856
‫که یعنی وقتی قاتل میله رو فرو کرده
‫فشار خونی در کار نبوده

170
00:07:01,923 --> 00:07:02,690
‫‏و...

171
00:07:02,758 --> 00:07:05,164
‫‏اون جای دیگه‌ای کشته شده

172
00:07:05,231 --> 00:07:06,600
‫‏این جسد به اینجا منتقل شده

173
00:07:06,669 --> 00:07:08,396
‫‏پس قاتل با این کارش داره یه پیام میفرسته

174
00:07:08,557 --> 00:07:09,953
‫‏خوب شد، پس الان باهام موافقی

175
00:07:09,977 --> 00:07:11,881
‫‏نگفتم که پیامش به توئه

176
00:07:11,950 --> 00:07:13,163
‫‏خب، برای کی میتونه باشه؟

177
00:07:15,225 --> 00:07:16,425
‫‏چه کوفتی؟

178
00:07:17,832 --> 00:07:21,540
‫چی لذت‌بخش‌تر از این، خیال میکردم
‫کاراگاه اسگل توی زندونه

179
00:07:21,609 --> 00:07:24,248
‫‏از کار معلق شده.
‫‏یا حداقل معلق شده بود

180
00:07:24,317 --> 00:07:25,919
‫‏یه لحظه ردیفش میکنم

181
00:07:25,988 --> 00:07:26,969
‫‏سلام

182
00:07:27,037 --> 00:07:27,849
‫‏سلام

183
00:07:27,918 --> 00:07:29,474
‫‏اینجا چیکار داری؟

184
00:07:29,544 --> 00:07:31,236
‫‏دوباره اومدم سر کار

185
00:07:31,305 --> 00:07:32,319
‫‏چی؟

186
00:07:32,389 --> 00:07:34,588
‫بعد از جریان مالکوم و اتفاقاتی
‫،که توی پالمتو افتاده

187
00:07:34,658 --> 00:07:35,988
‫ازم میخوان که مخفیشون کنم

188
00:07:36,013 --> 00:07:38,977
‫‏و تنها چیزی که اعتراف کردم به امانت
‫‏گرفتنِ نادرستِ یه مدرک بوده

189
00:07:39,026 --> 00:07:40,448
‫‏اسلحه‌ای که باهاش یه نفر کشته شده

190
00:07:40,517 --> 00:07:41,769
‫‏خودم که نمیخواستم اینجوری بشه

191
00:07:41,838 --> 00:07:43,563
‫‏جلوی این اتفاق رو هم نگرفتی

192
00:07:43,632 --> 00:07:44,793
‫ترجیج میدادی برم زندون؟

193
00:07:44,819 --> 00:07:45,945
‫‏به نظرت تریکسی دوست داشت برم زندون؟

194
00:07:45,970 --> 00:07:50,371
‫‏نه، فقط اینکه هضم اینا سخته

195
00:07:53,861 --> 00:07:55,484
‫‏بهم تنزل مقام دادن

196
00:07:55,555 --> 00:07:59,921
‫بهم دستور دادن توی پرونده‌ها همکاری کنم، پس...

197
00:07:59,991 --> 00:08:01,446
‫‏فعلاً چطور میتونم کمکت کنم؟

198
00:08:01,515 --> 00:08:04,596
‫از خدمه پرس و جو کن

199
00:08:04,665 --> 00:08:07,000
‫ببین چیزی میدونن یا دشمنی داشته یا نه

200
00:08:07,069 --> 00:08:08,254
‫‏خودت که میدونی

201
00:08:08,322 --> 00:08:09,602
‫‏ممنون کلویی

202
00:08:09,669 --> 00:08:10,851
‫‏خواهش

203
00:08:15,547 --> 00:08:17,088
‫‏تو تازه کاری، مگه نه؟

204
00:08:17,156 --> 00:08:18,863
‫‏سلام، آره

205
00:08:18,930 --> 00:08:20,373
‫اِلا لوپز هستم

206
00:08:20,440 --> 00:08:21,927
‫‏همین چند روز پیش منتقل شدم

207
00:08:21,951 --> 00:08:24,674
‫‏تو باید شهروند مشاورِ کاراگاه دکر باشی

208
00:08:24,741 --> 00:08:26,480
‫‏لوسیفر مورنینگ استار

209
00:08:26,547 --> 00:08:27,334
‫‏چه باحال

210
00:08:28,386 --> 00:08:31,800
‫با این مدالی که گردنته ازت انتظارِ
‫یه جور واکنش دیگه رو داشتم؟

211
00:08:31,868 --> 00:08:32,786
‫‏

212
00:08:32,852 --> 00:08:34,558
‫‏رفیق، یه دوست به اسم ادولف دارم

213
00:08:34,625 --> 00:08:35,543
‫‏خب، ادولف

214
00:08:35,611 --> 00:08:36,704
‫اجازه ندادم خاطرات قدیمم
‫روی آینده‌ام تأثیر بذاره

215
00:08:36,728 --> 00:08:39,812
‫‏بعلاوه، به نظرم شیطان اسمش بد دراومده

216
00:08:39,880 --> 00:08:41,225
‫‏- واقعاً اینطور فکر میکنی؟
‫‏- معلومه

217
00:08:41,291 --> 00:08:43,819
‫آخه، چیکار کرده که اینقدر بد بوده؟

218
00:08:43,885 --> 00:08:45,362
‫‏مثلا چی؟ به حرف پدرش گوش نکرده؟

219
00:08:45,430 --> 00:08:47,792
‫‏از یه خانم لخت پرسیده که
‫‏سیب میخواد یا نه؟

220
00:08:47,860 --> 00:08:49,533
‫‏ای جان من. ادامه بده

221
00:08:49,599 --> 00:08:51,207
‫‏به نظرم اون جهنم رو اداره میکنه

222
00:08:51,275 --> 00:08:54,885
‫‏کار چندان بزرگی نیست، میدونی که
‫‏با شکنجه و نفرین ابدی

223
00:08:54,952 --> 00:08:55,928
‫‏من بازنشسته شدم

224
00:08:55,997 --> 00:08:58,054
‫‏بعلاوه، من جهنم رو نساختم.
‫فقط اونجا کار میکنم

225
00:08:58,122 --> 00:09:01,695
‫‏با ضمیر اول شخص حرف میزنی

226
00:09:01,764 --> 00:09:02,774
‫‏وایسا ببینم

227
00:09:02,844 --> 00:09:04,696
‫‏- تو...
‫‏- شیطانم؟

228
00:09:04,766 --> 00:09:06,382
‫‏- بازیگر مِتُدی؟
‫‏- چی؟

229
00:09:10,160 --> 00:09:14,576
‫از این بازیگر بچه‌مون نمایشی
‫در حد جایزه‌ی امی ندیدیم

230
00:09:14,645 --> 00:09:16,228
‫و اون دوست پسر کله‌چیزیش

231
00:09:16,298 --> 00:09:19,736
‫عجیبه، برای یه دختری که معمولا زیاد
‫آرایش نمیکنه، توی آرایش زیاده روی کرده

232
00:09:19,805 --> 00:09:21,254
‫‏موندم دلیلش چیه

233
00:09:21,323 --> 00:09:22,265
‫تریکسی عاشق برنامه‌ی اونه

234
00:09:22,334 --> 00:09:24,052
‫‏خدای من، منم عاشقشم

235
00:09:27,460 --> 00:09:31,674
‫،آبنبات شیرین از بیرون خودش رو میپوشنه
‫ولی شیطان وجودی خوشمزه‌اش داخلشه؟

236
00:09:31,743 --> 00:09:33,225
‫‏شایدم دوست داره توجه بقیه رو به خودش جلب کنه

237
00:09:33,294 --> 00:09:35,484
‫‏در هر حال، کُلی گزارشگر دورشو گرفتن

238
00:09:35,552 --> 00:09:37,007
‫‏باید اونو احضار و ازش بازجویی کنم

239
00:09:37,036 --> 00:09:39,260
‫‏ولی فعلا تمرکزمون رو بزاریم روی جیلیان

240
00:09:39,330 --> 00:09:41,236
‫آره

241
00:09:43,383 --> 00:09:46,999
‫‏جیلیان واسه چهار سال ازم اجاره‌اش کرد

242
00:09:47,067 --> 00:09:49,377
‫‏دختر نازنین و قوی‌ای بود

243
00:09:49,444 --> 00:09:52,524
‫‏من دختری ندارم ولی...

244
00:09:54,234 --> 00:09:56,912
‫‏توی نمایش‌های زیادی ترکوند

245
00:09:56,981 --> 00:10:01,434
‫فکر میکردم از دست میره

246
00:10:05,053 --> 00:10:06,559
‫‏تقصیر خودمه

247
00:10:06,626 --> 00:10:08,835
‫‏چرا این حرفو میزنی؟

248
00:10:08,904 --> 00:10:10,644
‫‏خب، من یه پرستار خونگی هستم

249
00:10:10,712 --> 00:10:11,884
‫با چند نفر آشناش کردم

250
00:10:11,952 --> 00:10:13,726
‫یه شغل براش جور کردم

251
00:10:13,794 --> 00:10:15,735
‫‏اگه با ایمی آشنا نمیشد...

252
00:10:15,803 --> 00:10:17,108
‫‏به نظرت ایمی این کارو کرده؟

253
00:10:17,177 --> 00:10:19,955
‫‏نه، ایمی مظلوم و نازنین و عزیز؟

254
00:10:20,024 --> 00:10:22,937
‫بوی نفرت و طعنه به مشامم میرسه

255
00:10:23,005 --> 00:10:24,946
‫‏اون دختر سرمشق بدیه

256
00:10:25,014 --> 00:10:27,524
‫‏اونقدر کوکائین میزنه که اگه
‫‏تکونش بدین...

257
00:10:27,594 --> 00:10:29,411
‫‏- همه جا سفید میشه
‫‏- آره، امتحانش کردم

258
00:10:29,436 --> 00:10:31,042
‫برنامه‌ای که توش اجرا میکنه
‫این موضوع رو از اخبار مخفی کرده

259
00:10:31,109 --> 00:10:33,653
‫حتی اور دوزی که چند روز پیش
‫داشته رو هم مخفی کردن

260
00:10:33,723 --> 00:10:35,898
‫انگار بیمارستان تونسته دوباره قلبش رو
‫به کار بندازه

261
00:10:35,967 --> 00:10:37,171
‫‏وایسا ببینم

262
00:10:37,240 --> 00:10:39,180
‫‏میگی که ایمی مُرد و بعدش زنده شد

263
00:10:39,249 --> 00:10:42,071
‫و بعدش جنازه‌ی یه دختر بیگناه با شاخ‌های
‫شیطان که توی کله‌اش بود پیدا میکنن؟

264
00:10:42,096 --> 00:10:45,578
‫به گمونم میشه اینجوری هم گفت

265
00:10:45,646 --> 00:10:46,908
‫‏بله

266
00:10:50,405 --> 00:10:53,207
‫شاید جیلیان اونقدری که به نظر میرسید بیگناه نبود

267
00:10:55,533 --> 00:10:58,472
‫‏خب، شاید واسه خرج ارتش فلامینگوش
‫‏پول لازم داشته

268
00:10:58,541 --> 00:11:00,727
‫باید گزارشات مالی جیلیان رو بررسی کنیم

269
00:11:00,798 --> 00:11:03,975
‫،‏ببینم پول زیادی رو واریز کرده یا نه
‫‏اگرم واریز کرده کِی بوده

270
00:11:04,045 --> 00:11:05,991
‫‏نمیدونم، شاید بتونیم یه الگو پیدا کنیم

271
00:11:06,061 --> 00:11:08,795
‫‏خب، مهم نیست، چون میدونم قاتل کیه

272
00:11:08,864 --> 00:11:11,291
‫‏واقعا؟ کیه؟

273
00:11:12,214 --> 00:11:14,006
‫‏مادرم

274
00:11:14,072 --> 00:11:15,505
‫‏مامانت؟

275
00:11:15,572 --> 00:11:19,775
‫‏داستانش مفصله، ولی به نظرم
‫‏روح مامانم فعلا داخل بدن ایمیـه

276
00:11:19,842 --> 00:11:21,578
‫‏راستش، بدنِ‌میزبان بی نقصی هم هست

277
00:11:21,603 --> 00:11:23,687
‫جوون، خوشگله و خواهان زیادی هم داره

278
00:11:23,753 --> 00:11:25,544
‫‏حرفات از حالت همیشگیت هم
‫‏کمتر با عقل جور در میاد

279
00:11:25,612 --> 00:11:28,218
‫به این خاطره که هنوز حرفم رو باور نداری!

280
00:11:28,284 --> 00:11:29,751
‫‏خونم رو آزمایش کن، کاراگاه

281
00:11:29,816 --> 00:11:31,445
‫‏بعدش میتونیم یه بحث واقعی داشته باشیم

282
00:11:44,714 --> 00:11:46,016
‫‏

283
00:11:46,082 --> 00:11:47,797
‫‏ببینش، چه افسرده‌ست

284
00:11:49,817 --> 00:11:51,903
‫‏بهت میاد

285
00:11:53,754 --> 00:11:55,738
‫‏خب، نگران نباش

286
00:11:55,806 --> 00:11:57,320
‫‏میز همیشه آخر سر پیداش میشه

287
00:11:57,389 --> 00:12:00,212
‫اون یه آدم اعصاب خرد کنه
‫که شلوار پلنگی میپوشه

288
00:12:03,008 --> 00:12:05,698
‫‏مگه اینکه بترسی واسه همیشه رفته باشه

289
00:12:05,767 --> 00:12:07,482
‫‏از رفتنش بترسم؟

290
00:12:07,550 --> 00:12:10,813
‫‏خب، تا وقتی که باهاش خوابیدی
‫‏همه چی روبراه بود

291
00:12:10,882 --> 00:12:14,480
‫‏واقعاً؟ چون یادمه گفت هردومون
‫‏بریم درمون بزاریم

292
00:12:20,673 --> 00:12:23,666
‫لوسی، به نظر تو که اون به
‫فرار مامان کمک نکرده، نه؟

293
00:12:23,735 --> 00:12:25,786
‫خب، به نظر از اون جور کارای
‫شرورانه و فریبکارانه‌ای

294
00:12:25,855 --> 00:12:28,208
‫که معمولا اهریمن‌ها
‫انجام میدن نیست، نه؟

295
00:12:28,277 --> 00:12:33,491
‫ولی نه، به نظرم کار اون نبوده.
‫چون مادرو پیدا کردم

296
00:12:33,560 --> 00:12:35,746
‫‏- واقعا؟ کجاست؟
‫‏- توی یه پرونده

297
00:12:35,815 --> 00:12:38,068
‫و مهمتر از اون، به نظرم کاراگاه
‫به زودی بالاخره باور میکنه

298
00:12:38,137 --> 00:12:41,164
‫که من کی هستم، پس به سلامتی

299
00:12:41,232 --> 00:12:42,812
‫همه چیزای لوسیفری با عقل جور در میاد

300
00:12:42,881 --> 00:12:45,739
‫‏- چیکار کردی؟
‫‏- هیچکاری نکردم

301
00:12:45,808 --> 00:12:47,988
‫‏اون میخواد خونم رو آزمایش کنه

302
00:12:48,057 --> 00:12:51,009
‫- چیکار کنه؟
‫- هیجان انگیزه، نه؟

303
00:12:51,077 --> 00:12:52,619
‫‏نباید انسان‌ها نشونه‌ای از الهیات داشته باشن

304
00:12:52,688 --> 00:12:54,448
‫‏فقط کاراگاه میفهمه. به نظرم ضرری نداره

305
00:12:54,474 --> 00:12:56,612
‫‏چرا که نه. آخه اگه خون فرشته‌ای به

306
00:12:56,681 --> 00:12:59,935
‫دیتابیس اداره‌ی پلیس وارد بشه
‫چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟

307
00:13:00,003 --> 00:13:02,484
‫‏ببخشید، باید جواب بدم؟

308
00:13:02,553 --> 00:13:04,230
‫‏تو به مامان برس

309
00:13:04,299 --> 00:13:05,941
‫‏منم این گند تو رو درست میکنم

310
00:13:06,010 --> 00:13:09,566
‫‏حداقلش باعث شدم از افسردگی در بیای

311
00:13:10,775 --> 00:13:13,424
‫‏قابلتو هم نداره

312
00:13:18,090 --> 00:13:20,079
‫‏- سلام کلویی
‫‏- سلام

313
00:13:20,143 --> 00:13:21,457
‫‏از خدمه پرس و جو کردم

314
00:13:21,524 --> 00:13:24,250
‫توی بیشتر موارد گفتن که
‫ایمی و جیلیان باهم جور بودم

315
00:13:24,315 --> 00:13:25,245
‫بیشتر موارد؟

316
00:13:25,310 --> 00:13:30,090
‫‏آره، چند روز پیش که داشتن عکس میگرفتن
‫‏یه دعوای حسابی داشتن

317
00:13:30,156 --> 00:13:31,759
‫‏متأسفانه، اونا صداشون رو ضبط نکردن

318
00:13:31,824 --> 00:13:33,203
‫‏خب، اصل مطلب رو گرفتم

319
00:13:33,269 --> 00:13:36,188
‫‏جیلیان یه مقدار پول توی خونه‌اش
‫‏قایم کرده بود

320
00:13:36,252 --> 00:13:37,920
‫‏بعدشم دعواش شد

321
00:13:37,985 --> 00:13:39,139
‫‏نظرت چیه؟

322
00:13:39,207 --> 00:13:41,141
‫‏ایمی مشکل مواد داشته که
‫‏کسی هم ازش خبری نداشته

323
00:13:41,211 --> 00:13:43,790
‫‏بعدش جیلیان خبر دار شده
‫‏و ازش اخازی کرده

324
00:13:43,859 --> 00:13:45,328
‫اگه اینطور باشه، این انگیزه‌ی خیلی
‫قوی‌ای برای ارتکاب قتله

325
00:13:45,354 --> 00:13:48,510
‫‏همینطوره، آره.
‫‏ممنون دَن

326
00:14:01,514 --> 00:14:04,941
‫خب، الان فهمیدم از کجا سلیقه‌ام
‫برای زندگی خوب رو به ارث بردم

327
00:14:05,012 --> 00:14:07,047
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- ایمی داد؟

328
00:14:07,117 --> 00:14:10,613
‫،الگویی واسه دخترای نوجوون
‫شق شدگی بی هنگام واسه پدراشون

329
00:14:10,682 --> 00:14:13,091
‫گرگی در دامن کوچیک یه گوسفند

330
00:14:13,161 --> 00:14:15,189
‫خیلی بهت میاد، مامان

331
00:14:15,215 --> 00:14:17,428
‫تو کی هستی و اینجا چیکار داری؟

332
00:14:17,473 --> 00:14:18,966
‫‏آره

333
00:14:19,035 --> 00:14:20,662
‫‏بیا فیلم بازی نکنیم، باشه؟

334
00:14:20,732 --> 00:14:24,464
‫‏میدونم تو اونی که وانمود میکنی نیستی؟

335
00:14:26,538 --> 00:14:28,676
‫‏میدونم واقعاً کی هستی

336
00:14:28,744 --> 00:14:29,918
‫خیلی خب

337
00:14:29,982 --> 00:14:32,302
‫‏حمله کردن به من تلف کردنِ...
‫‏داری چیکار میکنی؟

338
00:14:32,364 --> 00:14:33,538
‫‏نباید این کارو بکنی!

339
00:14:33,602 --> 00:14:36,108
‫‏از اینکه همه فکر میکنن من
‫‏خیلی معصوم هستم خسته شدم

340
00:14:36,170 --> 00:14:37,809
‫ولی معصوم نیستم و اینو ثابت میکنم

341
00:14:37,873 --> 00:14:39,975
‫خواهش میکنم این کارو نکن!
‫یا خدا، نکن بابا!

342
00:14:40,038 --> 00:14:41,986
‫‏خدای بزرگ، این...

343
00:14:42,049 --> 00:14:43,849
‫‏وایسا

344
00:14:43,917 --> 00:14:46,216
‫‏تو اونی نیستی که فکر میکردم، نه؟
‫‏امیدوارم نباشی

345
00:14:46,284 --> 00:14:48,483
‫‏دقیقاً همونی هستم که فکر میکردی

346
00:14:48,552 --> 00:14:51,198
‫پس این واقعاً شیطانی‌ترین
‫بلاییه که سرم اومده

347
00:14:51,252 --> 00:14:53,485
‫‏دکمه‌هام رو باز نکن و...

348
00:14:53,553 --> 00:14:54,495
‫‏خواهش میکنم

349
00:14:54,520 --> 00:14:55,597
‫‏خانم داد؟

350
00:14:56,579 --> 00:14:58,474
‫قضیه‌ی کوفتی چیه؟

351
00:14:58,540 --> 00:15:00,925
‫‏صحیح، برای یه بارم که شده
‫‏اونجور که به نظر میرسه نیست

352
00:15:05,558 --> 00:15:07,665
‫‏- حسابی توی دردسر افتادم
‫‏- مصرف موادت...

353
00:15:07,668 --> 00:15:09,567
‫‏- برامون اهمیتی نداره، ایمی
‫‏- واقعا؟

354
00:15:09,673 --> 00:15:13,278
‫این برامون مهمه که تو و جیلیان قبل از
‫مرگش باهم یه دعوا داشتین. چرا؟

355
00:15:13,303 --> 00:15:14,510
‫مهمه؟

356
00:15:14,578 --> 00:15:17,747
‫‏ما توی خونه‌ی جیلیان مقدار زیادی پولِ نقد
‫‏پیدا کردیم، پس اگه ازت اخازی میکرده...

357
00:15:17,813 --> 00:15:18,956
‫ازم اخازی نمیکرد

358
00:15:19,023 --> 00:15:21,211
‫اون همیار ترکم بود

359
00:15:21,277 --> 00:15:23,303
‫‏خب، ظاهرا کارشو خوب بلد نبوده

360
00:15:23,370 --> 00:15:25,721
‫شرکت تولیدی به نظرش
‫ایده‌ی خوبی بود که

361
00:15:25,788 --> 00:15:29,153
‫بازیگر جایگزینم رو هم استخدام کنه
‫تا حواسش بهم باشه

362
00:15:29,219 --> 00:15:31,015
‫‏اونا فکر میکردن میشه اینطوری
‫‏این موضوع رو مخفی نگه داشت

363
00:15:31,083 --> 00:15:32,944
‫‏- دعوا سر چی بودش؟
‫‏- از اینکه اون...

364
00:15:33,012 --> 00:15:35,070
‫‏داشت مثل یه بچه باهام رفتار
‫‏میکرد خسته شده بودم

365
00:15:35,136 --> 00:15:36,245
‫‏من یه بزرگسالم!

366
00:15:36,312 --> 00:15:37,918
‫‏خودم میتونم تصمیم بگیرم

367
00:15:37,988 --> 00:15:39,527
‫‏معلومه

368
00:15:43,416 --> 00:15:45,927
‫‏یه مواد جدید جدید جور کردم

369
00:15:45,997 --> 00:15:48,474
‫‏میخواست اونو ازم بگیره

370
00:15:49,381 --> 00:15:51,926
‫‏

371
00:15:56,853 --> 00:15:58,963
‫‏ببرینش

372
00:16:00,036 --> 00:16:02,012
‫‏یه ایموجی شیطان؟ همینه

373
00:16:02,080 --> 00:16:03,889
‫‏امروز یه وکیل کپی رایت  خبر میکنم

374
00:16:03,956 --> 00:16:05,999
‫‏پس جیلیان موادت رو ازت میگرفت

375
00:16:06,067 --> 00:16:08,043
‫‏حتما ساقیت به خاطرش عصبانی شده.
‫‏ساقیت کیه؟

376
00:16:08,111 --> 00:16:09,416
‫‏تاحالا ندیدمش

377
00:16:09,486 --> 00:16:10,723
‫‏فقط یه شماره ازش دارم

378
00:16:10,791 --> 00:16:12,767
‫،‏بهش پیام میدم
‫‏اونم مواد رو با پیک میفرسته

379
00:16:12,837 --> 00:16:15,615
‫‏خیلی خب، خوبه. اون شماره رو لازم دارم

380
00:16:15,684 --> 00:16:17,610
‫‏باشه. ممنون

381
00:16:17,679 --> 00:16:25,022
‫خب، شرکت تولیدی تأیید کرد که به جیلیان
‫رشوه داده تا همیار ترک ایمی باشه

382
00:16:25,089 --> 00:16:26,004
‫این موضوع اون پول نقد رو توجیه میکنه

383
00:16:26,053 --> 00:16:28,977
‫‏منظورم این نیست که ایمی بیگناهه
‫ولی هیچ انگیزه‌ی قتلی هم نداره

384
00:16:29,044 --> 00:16:32,666
‫خب، اون ساقی مواد ایموجی‌دوستمون چی؟

385
00:16:32,734 --> 00:16:33,849
‫ممکنه یه نمایش قدرت باشه

386
00:16:33,897 --> 00:16:35,601
‫‏تا مطمئن بشه در آینده کسی
‫‏به پر و بالش نمی‌پیچه

387
00:16:35,626 --> 00:16:39,181
‫‏یه حکم واسه ردیابی تلفنش گرفتم و...

388
00:16:39,249 --> 00:16:40,325
‫‏چیه؟

389
00:16:40,465 --> 00:16:42,243
‫هنوزم فکر میکنی این جربان به تو مربوطه؟

390
00:16:42,267 --> 00:16:44,243
‫،‏معلومه که اینطور فکر میکنم
‫‏ولی بدتر از اونیه که فکر میکردم

391
00:16:44,311 --> 00:16:46,389
‫‏معلومه که مامانم برنامه‌ی بازی مفصلی رو داره

392
00:16:46,458 --> 00:16:49,407
‫بارها و بارها منو با تصور نادرستم دست میندازه

393
00:16:49,476 --> 00:16:52,927
‫‏نه، جداً فکر میکنی ساقی مواد
‫‏مادر توئه؟

394
00:16:52,997 --> 00:16:55,476
‫‏خب، اونقدر باهوشه که بتونه
‫‏توی این کار موفق باشه

395
00:16:55,544 --> 00:16:57,118
‫‏چیه؟ خیال میکنی به بابام رفتم؟

396
00:16:57,188 --> 00:17:00,673
‫لازم نیست حرفایی که
‫میزنم رو باور کنی، کاراگاه

397
00:17:00,742 --> 00:17:02,920
‫‏خونم رو آزمایش کن

398
00:17:02,988 --> 00:17:06,240
‫‏خدای من، چرا مردد هستی؟

399
00:17:06,309 --> 00:17:07,783
‫‏میترسی حقیقت رو بفهمی؟

400
00:17:07,850 --> 00:17:11,671
‫جز پیدا کردن بیماری‌های مقاربتی تو
‫از فهمیدنِ هیچ چی نمیترسم

401
00:17:11,740 --> 00:17:13,162
‫‏خیلی بامزه بود

402
00:17:22,348 --> 00:17:24,312
‫‏سلام

403
00:17:46,172 --> 00:17:47,153
‫آهای!

404
00:17:47,222 --> 00:17:50,405
‫- چطوری...
‫- اینجا چه غلطی میکنی؟

405
00:17:50,476 --> 00:17:53,491
‫‏متأسفم، من...

406
00:17:53,559 --> 00:17:55,795
‫‏حتماً گم شدم

407
00:18:03,015 --> 00:18:04,639
‫‏شب خوش

408
00:18:06,369 --> 00:18:10,468
‫به نظرت حقت نیست که به خاطر اتفاقی
‫که برای مادرت افتاد سرزنش بشی؟

409
00:18:10,538 --> 00:18:13,248
‫‏نه، این موضوع بین اون و بابا بود

410
00:18:13,317 --> 00:18:14,400
‫‏پس تقصیر کیه؟

411
00:18:14,469 --> 00:18:19,178
‫خب، به گمونم اگه آمندیل به وظیفه‌اش که
‫،نظارت بر جهنم بود عمل میکرد

412
00:18:19,246 --> 00:18:20,103
‫‏هیچکدومِ این اتفاق‌ها نمیوفتاد

413
00:18:20,129 --> 00:18:21,483
‫‏خیال میکردم این وظیفه‌ی توئه

414
00:18:21,551 --> 00:18:24,701
‫‏خب، قبلا بود. ولی وقتی بازنشسته شدم
‫‏وظیفه‌ی اون شد

415
00:18:24,771 --> 00:18:26,871
‫‏مثل گرفتنِ یه سیب زمینی داغه

416
00:18:26,940 --> 00:18:29,376
‫‏و میز هم هست

417
00:18:29,442 --> 00:18:30,485
‫‏مگه چی شده؟

418
00:18:30,549 --> 00:18:31,624
‫‏خب، هنوزم پیداش نیست

419
00:18:31,689 --> 00:18:34,727
‫‏نگرانم که شاید اونم درگیر این قضیه باشه

420
00:18:34,792 --> 00:18:37,861
‫اینو هم که مادرم چطور تونسته با شکنجه‌ی
‫من پاش به زمین بخوره رو توجیه میکنه

421
00:18:37,925 --> 00:18:41,290
‫،و اگه به خاطر کاراگاه نبود
‫اونوقت توی این وضع نبودم

422
00:18:41,313 --> 00:18:42,641
‫‏حتی خبر هم نداره!

423
00:18:42,706 --> 00:18:43,911
‫‏اونوقت چرا؟

424
00:18:43,981 --> 00:18:47,287
‫‏خب، وقتی از پدر خواستم بهم لطف کنه، من...

425
00:18:48,907 --> 00:18:50,146
‫‏ببین، مهم نیست

426
00:18:50,217 --> 00:18:51,949
‫‏حتی اگه بهش بگم، حرفمو باور نمیکنه

427
00:18:51,973 --> 00:18:55,555
‫‏ظاهرا که دلت از خیلیا پُره

428
00:18:55,626 --> 00:18:56,692
‫‏بله

429
00:18:56,763 --> 00:18:59,207
‫‏کسی هست که احیاناً جا انداخته باشی؟

430
00:18:59,278 --> 00:19:01,274
‫‏کسی که جا انداخته باشم

431
00:19:01,345 --> 00:19:03,341
‫‏

432
00:19:05,479 --> 00:19:07,426
‫‏حق با توئه

433
00:19:07,494 --> 00:19:08,748
‫‏بله

434
00:19:08,816 --> 00:19:11,930
‫‏اگه میتونستی مشکل موجودیت منو
‫‏حل کنی، هیچکدوم اینا اتفاق نمیوفتاد

435
00:19:11,955 --> 00:19:15,027
‫‏خب، آفرین به تو که مسئولیتش
‫‏رو قبول میکنی، دکتر

436
00:19:15,093 --> 00:19:17,272
‫‏کار ارزشمندیه

437
00:19:17,341 --> 00:19:19,255
‫‏

438
00:19:22,991 --> 00:19:26,888
‫نگرانم که با این جلساتمون
‫هیچ بهبودی پیدا نمیکنی

439
00:19:26,956 --> 00:19:28,640
‫‏- منظورت چیه؟
‫‏- اخیراً...

440
00:19:28,706 --> 00:19:30,886
‫از جلساتمون به عنوان یه بهونه برای توجیه

441
00:19:30,954 --> 00:19:33,894
‫تفاسیر اشتباهی که از حرفای من برداشت
‫میکنی، به نفع خودت استفاده میکنی

442
00:19:33,961 --> 00:19:35,545
‫‏چی؟

443
00:19:35,612 --> 00:19:37,660
‫فکر نکنم واقعاً به این وضعت کمکی کرده باشم

444
00:19:37,727 --> 00:19:39,245
‫داری باهام بهم میزنی؟

445
00:19:39,313 --> 00:19:40,766
‫‏من سوالا رو میپرسم

446
00:19:40,833 --> 00:19:45,887
‫‏جلساتمون فایده‌ای دارن یا
‫‏فقط وضعیت رو بدتر میکنن؟

447
00:19:52,067 --> 00:19:54,450
‫‏لوسیفر؟

448
00:19:54,520 --> 00:19:57,380
‫‏گفتی میخواستی حرف بزنی

449
00:19:58,575 --> 00:20:00,753
‫‏سلام کلویی

450
00:20:02,153 --> 00:20:04,298
‫‏قضیه چیه؟

451
00:20:04,368 --> 00:20:08,013
‫‏امیدوار بودم مجبور به این کار نباشم، ولی...

452
00:20:08,082 --> 00:20:10,807
‫ولی حوادث اخیر چاره‌ی دیگه‌ای برام نذاشتن

453
00:20:10,876 --> 00:20:12,715
‫‏چاره‌ای دیگه‌ای جز چی؟

454
00:20:12,785 --> 00:20:14,793
‫‏تو باید حقیقت رو بدونی، کلویی

455
00:20:14,863 --> 00:20:17,178
‫‏درمورد لوسیفر

456
00:20:17,248 --> 00:20:19,325
‫‏خیلی خب

457
00:20:19,395 --> 00:20:20,620
‫‏سرا پا به گوشم

458
00:20:20,690 --> 00:20:23,882
‫‏بهت نمیگم، بهت نشون میدم

459
00:20:25,664 --> 00:20:27,503
‫‏داری چیکار میکنی؟

460
00:20:28,868 --> 00:20:32,119
‫آمندیل، آمندیل! نه!

461
00:20:40,575 --> 00:20:42,822
‫‏خیلی خب، حالت خوب میشه

462
00:20:42,891 --> 00:20:45,003
‫‏به یه آمبولانس زنگ میزنم، تو..

463
00:20:48,684 --> 00:20:50,659
‫‏تو...

464
00:20:54,170 --> 00:20:56,894
‫‏چیزیت نشده

465
00:20:58,634 --> 00:21:01,436
‫‏چطور؟

466
00:21:01,501 --> 00:21:04,272
‫‏خیلی خب، حتماً شنیدنش برات سخته

467
00:21:04,338 --> 00:21:07,719
‫‏برای همین باید متوجه بشی که
‫‏لوسیفر چیه

468
00:21:08,981 --> 00:21:11,041
‫‏نه

469
00:21:11,107 --> 00:21:12,652
‫‏باورم نمیشه

470
00:21:12,718 --> 00:21:14,587
‫‏خوبه

471
00:21:14,652 --> 00:21:16,229
‫‏چون همه‌اش یه دروغه

472
00:21:16,296 --> 00:21:18,840
‫‏جلیقه‌ی ضد گلوله و کسیه خون

473
00:21:18,906 --> 00:21:20,871
‫‏دیوونه شدی؟

474
00:21:20,936 --> 00:21:22,707
‫‏ممکن بود خودت رو به کشتن بدی!

475
00:21:22,774 --> 00:21:23,997
‫‏اصلا خطری نداره، کلویی

476
00:21:24,061 --> 00:21:26,906
‫‏راستی، این همون چیزیه که وقتی با مالکوم
‫‏رو در رو شد پوشیده بود

477
00:21:26,930 --> 00:21:28,679
‫‏- از کجا میدونی؟
‫‏- چون خودم تنش کردم

478
00:21:28,702 --> 00:21:30,248
‫‏خودش میدونست داره کجا قدم میزاره

479
00:21:30,314 --> 00:21:34,566
‫‏گوش کن، هر کاری که کرده
‫‏بخشی از نمایش اونه

480
00:21:35,921 --> 00:21:37,507
‫‏خیلی خب

481
00:21:37,574 --> 00:21:39,776
‫اون طلسمی که روی مردم داره چی؟

482
00:21:39,842 --> 00:21:41,267
‫برنامه ریزی عصبی کلامی؟

483
00:21:42,144 --> 00:21:43,471
‫نیروی تلقین؟

484
00:21:43,536 --> 00:21:45,609
‫‏ببین، زمان جوونیش روش مطالعه میکرد

485
00:21:45,676 --> 00:21:48,137
‫دوست ندارم اعتراف کنم ولی
‫راستش خیلی هم کارش درسته

486
00:21:48,203 --> 00:21:49,864
‫‏این حقیقت که تو و اون برادر هستین چی؟

487
00:21:49,887 --> 00:21:52,771
‫‏بیخیال بابا. تاحالا از فرزند خوندگی
‫‏چیزی نشنیدی؟

488
00:21:53,939 --> 00:21:56,400
‫‏چرا؟ چرا این کارا رو میکنه؟

489
00:21:56,467 --> 00:22:00,354
‫‏گوش کن، چیزی که باید درک کنی اینه که
‫‏من و برادرم دوران کودکی سختی داشتیم

490
00:22:00,421 --> 00:22:02,006
‫،و برای مقابله با این وضعش
‫برای خودش یه

491
00:22:02,073 --> 00:22:05,636
‫‏شخصیت ساخت...
‫‏لوسیفر مورنینگ استار، شیطان

492
00:22:05,702 --> 00:22:07,970
‫شکست ناپذیر، مغلوب نشدنی

493
00:22:08,036 --> 00:22:09,310
‫‏پس اون یه دروغگوئه؟

494
00:22:09,382 --> 00:22:11,037
‫‏کلویی، نیتش خیره

495
00:22:11,106 --> 00:22:14,693
‫ولی در نهایت، تنها کسی که واقعا
‫بهش دروغ میگه، خودشه

496
00:22:18,974 --> 00:22:19,938
‫‏دکر هستم

497
00:22:20,010 --> 00:22:22,459
‫‏تلفن ساقی مواد رو ردیابی کردی؟
‫عالی شد

498
00:22:22,529 --> 00:22:24,287
‫‏تو راهم

499
00:22:24,357 --> 00:22:26,150
‫‏سوال دیگه‌ای نداری؟

500
00:22:26,221 --> 00:22:27,014
‫‏آره

501
00:22:27,080 --> 00:22:28,931
‫‏چرا اینا رو الان بهم میگی؟

502
00:22:29,000 --> 00:22:31,214
‫‏چون لازم بود بدونی

503
00:22:34,424 --> 00:22:36,474
‫،‏وقتی یه هفته بعدش بیدار شدم

504
00:22:36,541 --> 00:22:39,484
‫برای یه همسایه اعصاب خرد کن نوشته بودن

505
00:22:39,552 --> 00:22:42,923
‫بهترین حرفا رو برای اون نوشته بودن

506
00:22:42,991 --> 00:22:44,677
‫‏دلت داره به حالش میسوزه، نه؟

507
00:22:44,744 --> 00:22:47,521
‫‏یه ساقی که میخواد توی یه جلسه‌ی
‫‏الکلی‌های گمنام مشتری پدا کنه

508
00:22:47,589 --> 00:22:49,936
‫،آدمایی که در آسیب پذیرترین وضعشون هستن
‫خیلی عمل پستیـه

509
00:22:50,004 --> 00:22:53,044
‫آره، مادرم اصلا این چیزا براش مهم نیست

510
00:22:53,113 --> 00:22:55,792
‫آره و باورم نمیشه که اینو میگم...

511
00:22:55,858 --> 00:22:57,578
‫قاتل مادرت نیست

512
00:22:57,644 --> 00:22:59,662
‫متأسفانه به نظرم حق با توئه

513
00:22:59,728 --> 00:23:02,274
‫‏خدایا، همه‌اش یه تلاش بیهوده بود

514
00:23:02,341 --> 00:23:04,515
‫‏آهای

515
00:23:04,584 --> 00:23:06,457
‫هنوزم یه قاتل بیرون آزاده، لوسیفر

516
00:23:06,525 --> 00:23:08,096
‫‏و ما تلفنش رو تا اینجا ردیابی کردیم

517
00:23:08,166 --> 00:23:09,905
‫‏باید بفهمیم ساقی کیه

518
00:23:09,973 --> 00:23:12,048
‫‏این بدترین موقعیت زندگیم بود

519
00:23:12,115 --> 00:23:13,385
‫ممنون دیوید

520
00:23:13,455 --> 00:23:14,826
‫ممنون دیوید

521
00:23:14,894 --> 00:23:17,847
‫‏خیلی خب، کسی هست
‫‏که بخواد صحبت کنه؟

522
00:23:18,056 --> 00:23:20,515
‫‏بله، من میخوام یه چیزی بگم

523
00:23:20,584 --> 00:23:22,255
‫‏ممنون

524
00:23:25,906 --> 00:23:27,498
‫‏سلام

525
00:23:27,566 --> 00:23:31,017
‫‏من لوسیفر مورنینگ استار هستم

526
00:23:31,086 --> 00:23:34,238
‫‏و من...

527
00:23:34,306 --> 00:23:35,864
‫‏عاشق موادم

528
00:23:35,933 --> 00:23:38,123
‫‏عاشقشونم!

529
00:23:38,190 --> 00:23:40,314
‫چه حالی میده!
‫هر چی مصرف کنم بازم کنه

530
00:23:40,382 --> 00:23:42,837
‫‏و کُلی هم پول دارم

531
00:23:42,906 --> 00:23:45,626
‫‏که دوست دارم همه‌اش رو خرج مواد کنم

532
00:23:45,694 --> 00:23:47,751
‫،نه تنها انتخاب نمیکنم
‫از همه‌شون هم مصرف میکنم

533
00:23:47,818 --> 00:23:50,109
‫‏بعضی وقتا باهم ترکیبشون میکنم

534
00:23:50,176 --> 00:23:52,101
‫‏رو بدن هم دیگه مصرف کردین؟

535
00:23:52,168 --> 00:23:54,458
‫نه؟ ترکیب نئون ناد؟ ترکیب ماری؟

536
00:23:54,526 --> 00:23:56,748
‫آهان. آره، اون آقا
‫حتماً میدونه من چی میگم

537
00:23:56,817 --> 00:23:58,741
‫اون آقا بی‌شک ماری زده، مگه نه؟

538
00:23:58,809 --> 00:24:01,796
‫موضوع امروز، پست‌ترین موقعیت زندگیه

539
00:24:01,864 --> 00:24:04,186
‫درسته، پست‌ترین موقعیت زندگیم.
‫،خب، از نظر جغرافیایی

540
00:24:04,254 --> 00:24:05,647
‫که البته میشه جهنم

541
00:24:05,714 --> 00:24:09,000
‫سخته که از اونم پست‌تر بشی

542
00:24:11,326 --> 00:24:12,603
‫و...

543
00:24:18,426 --> 00:24:21,891
‫خب، پس فکر کنم موقعی بود که
‫مادرم من رو رها کرد

544
00:24:24,854 --> 00:24:27,445
‫عادلانه بود که منم موضعم رو تغییر بدم، پس منم...

545
00:24:27,514 --> 00:24:29,902
‫در عوض اون رو رها کردم

546
00:24:29,971 --> 00:24:34,008
‫حتی یه فرصت بهش ندادم که از خودش دفاع کنه

547
00:24:34,077 --> 00:24:35,657
‫آخه مگه چی میتونست بگه که

548
00:24:35,726 --> 00:24:38,047
‫بتونه ظلمش رو توجیه کنه؟

549
00:24:42,761 --> 00:24:44,980
‫یعنی چی میگفت؟

550
00:24:51,040 --> 00:24:53,259
‫عجب افتضاحی بود

551
00:24:53,328 --> 00:24:55,312
‫راستش، بنظرم واقعاً تأثیرگذار بود

552
00:24:55,381 --> 00:24:58,173
‫- واقعاً؟ نتوستم کسی رو به حرف بیارم که
‫- آره

553
00:24:58,241 --> 00:24:59,788
‫چیزی که تحت‌تأثیر قرارم داد این نبود

554
00:24:59,858 --> 00:25:01,471
‫سلام، بچه‌ها. دنبال چیز میگردین؟

555
00:25:01,541 --> 00:25:06,250
‫،چون اگه پول همراهتون باشه
‫جنس‌های خیلی ردیفی دارم

556
00:25:06,319 --> 00:25:07,765
‫داراییت رو به رخ میکشی؟

557
00:25:07,834 --> 00:25:09,953
‫خب منم یه چیزی برای نشون دادن دارم

558
00:25:10,022 --> 00:25:12,690
‫راستش من این رو از روی زمین پیدا کردم...
‫اصلاً مال من نیست. من فقط...

559
00:25:14,162 --> 00:25:16,214
‫نه، واقعاً مال من نیست. من...

560
00:25:16,282 --> 00:25:19,141
‫اوه، خیلی‌خب، اونا دیگه از کجا اومدن؟

561
00:25:19,210 --> 00:25:21,160
‫،همینطوره. حالا که دست این دوست موادفروشو رو کردم

562
00:25:21,229 --> 00:25:22,599
‫اشکالی نداره که من...؟

563
00:25:22,667 --> 00:25:24,135
‫راحت باش

564
00:25:25,018 --> 00:25:26,324
‫اینا واقعا مال من نیستن

565
00:25:26,390 --> 00:25:27,935
‫اوه، البته که نیستن

566
00:25:28,384 --> 00:25:29,993
‫تو که فکر نمیکنی من میتونم
‫همچین کاری با کسی بکنم؟

567
00:25:30,017 --> 00:25:32,085
‫بنظرم بخاطر این که یکی
‫،مشتریت رو پرونده عصبانی بودی

568
00:25:32,108 --> 00:25:34,041
‫و بنظرم سعی داشتی یه پیام بهش برسونی، آره

569
00:25:34,042 --> 00:25:36,451
‫آره، ولی نه همچین کاری رو. اون...

570
00:25:36,517 --> 00:25:38,705
‫وای خدا. اون جمجمه‌شه؟

571
00:25:38,772 --> 00:25:41,710
‫میشه این رو ببری اونور لطفاً؟

572
00:25:41,776 --> 00:25:43,897
‫نه تا وقتی که بهم نگی چی میدونی...

573
00:25:45,795 --> 00:25:47,889
‫وای خدایا

574
00:25:49,188 --> 00:25:51,182
‫دختر بدبخت

575
00:25:52,714 --> 00:25:54,442
‫،خیلی‌خب، اگه کار تو نبوده

576
00:25:54,510 --> 00:25:57,702
‫پس کیه که بخواد این
‫پاپوش رو برات درست کنه؟

577
00:25:59,100 --> 00:26:01,890
‫،اگه قبل از من ساقی دیگه‌ای هم داشته

578
00:26:02,038 --> 00:26:06,649
‫شک دارم از اینکه مشتریش رو
‫دزدیدم خوشحال بوده باشه

579
00:26:07,044 --> 00:26:09,005
‫اون ساقی کی بود؟

580
00:26:52,582 --> 00:26:55,108
‫بالاخره اومدی، میز

581
00:26:55,177 --> 00:26:56,706
‫دلم برات یه ذره شده بود

582
00:27:08,322 --> 00:27:11,233
‫خب کدوم گوری بودی، میز؟

583
00:27:12,048 --> 00:27:13,305
‫یه جای دور

584
00:27:13,373 --> 00:27:14,697
‫،به طور شگفت‌انگیزی سربسته بود

585
00:27:14,764 --> 00:27:17,611
‫ولی متأسفانه باید یه کوچولو دقیق‌تر بگی

586
00:27:17,678 --> 00:27:18,935
‫بهت نیاز داشتم

587
00:27:20,295 --> 00:27:23,573
‫پس قراره هر وقت نیازم داشتی
‫بدوم بیام اونجا؟

588
00:27:23,640 --> 00:27:26,023
‫آره، کارت دقیقاً همینه

589
00:27:26,091 --> 00:27:29,434
‫- چرا اونوقت؟
‫- ،چون از زمان خلقت جهنم

590
00:27:29,502 --> 00:27:31,056
‫رابطه‌ی بین ما همینه

591
00:27:31,125 --> 00:27:32,481
‫در تمام احوال

592
00:27:32,548 --> 00:27:35,462
‫پس، زودباش بگو. کجا بودی؟

593
00:27:35,528 --> 00:27:37,084
‫الان نباید بیشتر نگران اون

594
00:27:37,152 --> 00:27:38,839
‫یارویی باشی که الان از دستش نجاتت دادم؟

595
00:27:38,907 --> 00:27:42,316
‫اوه، بیخیال. من فقط موقعی
‫آسیب‌پذیرم که کاراگاه اطرافم باشه

596
00:27:45,431 --> 00:27:47,019
‫خب، ایشون کی هستن؟

597
00:27:47,087 --> 00:27:50,663
‫"دوست‌پسر کله‌چیزیِ "ایمی داد

598
00:27:50,731 --> 00:27:54,868
‫- همون بازیگر برنامه‌ی "بذارش به...
‫- "بذارش به عهده‌ی لزلی"

599
00:27:54,936 --> 00:27:57,484
‫چیه خب؟ واسم خنده‌داره

600
00:27:57,552 --> 00:27:58,987
‫خب، حتماً وقتی که فکر میکردم ایمی همون مامانه

601
00:27:58,988 --> 00:28:00,787
‫و داشتم میرفتم تو تریلی ایمی من رو دیده

602
00:28:00,830 --> 00:28:02,320
‫حسودیت شده بود؟

603
00:28:02,388 --> 00:28:04,505
‫میخواستی با چاقو زدن به صورت من

604
00:28:04,573 --> 00:28:05,897
‫ثابت کنی گنده‌ای شدی واسه خودت؟

605
00:28:05,964 --> 00:28:07,453
‫صبر کن، مامانت از جهنم فرار کرده؟

606
00:28:07,520 --> 00:28:08,321
‫بله

607
00:28:08,389 --> 00:28:09,993
‫چه زمانبندی جالبیه، مگه نه؟

608
00:28:10,061 --> 00:28:11,865
‫وقتی آمندیل مجروح شده بود
‫زده به چاک

609
00:28:11,934 --> 00:28:12,968
‫و تو...

610
00:28:13,036 --> 00:28:15,074
‫خب، کجا بودی میز؟

611
00:28:15,142 --> 00:28:17,648
‫صبر کن، تو فکر میکنی من دارم کمکش میکنم؟

612
00:28:17,717 --> 00:28:18,985
‫یادت رفته

613
00:28:19,054 --> 00:28:20,991
‫تو جهنم کی شکنجه‌ش میکرد؟

614
00:28:21,060 --> 00:28:24,200
‫خب، بیچارگی باعث میشه
‫آدم با هر کس و ناکسی همخواب بشه

615
00:28:25,438 --> 00:28:28,011
‫الان تو رو با مامانم تو تخت تصور کردم

616
00:28:28,080 --> 00:28:30,284
‫دیگه از ذهنم هم بیرون نمیره

617
00:28:30,353 --> 00:28:33,493
‫پس مامان مورنینگ‌استار داره ول میچرخه

618
00:28:33,562 --> 00:28:35,867
‫هیچوقت نتونستم اون زن رو خرد کنم

619
00:28:35,936 --> 00:28:38,074
‫تسلیم نمیشد

620
00:28:38,142 --> 00:28:40,648
‫بنظر میاد یه فرصت دیگه نصیبم شده

621
00:28:42,020 --> 00:28:43,890
‫مطمئنی چیزی نمیدونه؟

622
00:28:44,928 --> 00:28:46,865
‫شماها چتونه آخه؟

623
00:28:46,934 --> 00:28:49,172
‫آره، مطمئنمم. بده من اون رو

624
00:28:52,917 --> 00:28:54,654
‫فکر کنم اون مخالفه

625
00:28:56,361 --> 00:28:57,494
‫باشه

626
00:28:59,445 --> 00:29:01,734
‫من یه چیزایی میدونم... در مورد اون قتل

627
00:29:01,802 --> 00:29:04,952
‫ما به لطف طرح‌های ناز و تمیز شیطان
‫ساقی مواد رو پیدا کردیم

628
00:29:05,020 --> 00:29:07,075
‫- پرونده مختومه شد
‫- فکر میکنین "ایروین" اون رو کشته؟

629
00:29:07,142 --> 00:29:09,961
‫- نه اون همچین کاری نمیکنه
‫- شاید. شایدم نه. واسم مهم نیست

630
00:29:10,028 --> 00:29:11,562
‫ولی شما همکار پلیس هستید دیگه، نه؟

631
00:29:11,587 --> 00:29:14,541
‫بیشتر یه شغل روزانه‌ست، الان
‫مشکلات مهم دیگه‌ای دارم

632
00:29:14,543 --> 00:29:16,961
‫حالا، جدی بگو...

633
00:29:17,029 --> 00:29:19,714
‫اگه به مامانم کمک نمیکردی، پس کجا بودی؟

634
00:29:26,259 --> 00:29:28,016
‫پیش یه دوست دارم

635
00:29:28,084 --> 00:29:29,244
‫دوست؟

636
00:29:29,310 --> 00:29:30,636
‫اهریمن‌ها دوست ندارن

637
00:29:30,704 --> 00:29:34,086
‫کسی که داشت کمکم میکرد یه کم...

638
00:29:35,349 --> 00:29:37,139
‫وجدانم رو بررسی کنم

639
00:29:37,206 --> 00:29:38,907
‫چی؟ مثلاً اینکه بگیری و بکشیشون؟

640
00:29:38,932 --> 00:29:40,754
‫ای کاش اینطور بود

641
00:29:40,822 --> 00:29:42,873
‫اینطوری خیلی آسون‌تر میشد

642
00:29:42,943 --> 00:29:44,173
‫نه

643
00:29:44,243 --> 00:29:47,936
‫حالا که اینجا گیر افتادیم، باید بفهمم که...

644
00:29:48,004 --> 00:29:49,576
‫جایگاهم چیه

645
00:29:49,647 --> 00:29:51,834
‫و اون داشت کمکم میکرد که پیداش کنم

646
00:29:53,752 --> 00:29:56,316
‫ممنون. میدونستم درک نمیکنی

647
00:29:56,386 --> 00:29:58,539
‫خودمم به سختی درک میکنم

648
00:30:01,551 --> 00:30:02,850
‫چیه؟

649
00:30:02,918 --> 00:30:04,718
‫ایمی یه ساقی دیگه هم داشت

650
00:30:04,785 --> 00:30:05,952
‫- بگو
‫- اون قبل از اینکه

651
00:30:06,020 --> 00:30:08,152
‫پاک بشه از یه بابای دیگه مواد میخرید

652
00:30:08,221 --> 00:30:10,154
‫ولی جیلیان کاملاً کنارش زد

653
00:30:10,222 --> 00:30:11,888
‫و اون یکی یارو، ناجور بی‌اعصاب شده بود

654
00:30:11,957 --> 00:30:14,090
‫صحیح، حالا اون یکی ساقی رو
‫کجا میتونم پیدا کنم؟

655
00:30:14,157 --> 00:30:15,223
‫نمیدونم

656
00:30:15,293 --> 00:30:16,358
‫- اوه...
‫- نه، قسم میخورم

657
00:30:16,426 --> 00:30:17,592
‫تا حالا ندیدمش

658
00:30:17,660 --> 00:30:20,827
‫ببین، به اسم "بابی بی" صداش میزنن

659
00:30:21,930 --> 00:30:23,195
‫چه عالی

660
00:30:24,530 --> 00:30:28,965
‫فکر کردم گفتی این پرونده
‫دیگه هیچ ربطی به مامانت نداره

661
00:30:29,033 --> 00:30:30,499
‫خب نداره

662
00:30:30,567 --> 00:30:32,700
‫پس چرا داری میدوی بری به کلویی بگی؟

663
00:30:32,769 --> 00:30:36,169
‫خب، شاید تو هم یه چیزایی
‫رو در مورد من درک نمیکنی

664
00:30:41,174 --> 00:30:44,698
‫پس الان دیگه ولم میکنید برم، درسته؟

665
00:30:46,894 --> 00:30:48,190
‫البته

666
00:30:50,319 --> 00:30:52,680
‫بعد از اینکه خوشگذرونیم تموم شد

667
00:30:54,577 --> 00:30:56,804
‫- عه، اونجایی!
‫- سلام

668
00:30:56,872 --> 00:30:59,099
‫- در مورد پرونده یه خبرایی دارم
‫- منم همینطور

669
00:30:59,167 --> 00:31:00,329
‫ولی بگو. خانوما مقدم‌ترن

670
00:31:00,397 --> 00:31:02,791
‫خب، اینکه این ساقیه موقع وقوع جرم
‫غایب بوده هنوز کامل ثابت نشده

671
00:31:02,858 --> 00:31:05,185
‫ولی گفت که یه ساقی دیگه هم وجود داره

672
00:31:05,253 --> 00:31:07,845
‫- منم همین رو میخواستم بگم
‫- ،و ایمی هم وکیل گرفته

673
00:31:07,913 --> 00:31:09,774
‫پس از اون نمیتونیم حرف بکشیم

674
00:31:09,842 --> 00:31:11,637
‫و تنها اطلاعاتی که از "اون یکی ساقی" داریم

675
00:31:11,705 --> 00:31:13,501
‫اینه که قرص بدون تجویز میفروشه

676
00:31:13,568 --> 00:31:14,731
‫آنابولیک استروئید. پرکوست

677
00:31:14,798 --> 00:31:17,050
‫،اوه، زیاد طرفدارشون نیستم
‫ولی درمواقع بحرانی کفایت میکنه

678
00:31:17,052 --> 00:31:20,062
‫پس اگه این داستان درسته، یعنی
‫:دنبال شخصی میگردیم که تو تشکیلات دارو و سلامته

679
00:31:20,086 --> 00:31:22,159
‫یعنی دکتر یا داروساز. من تو این
‫برگه‌های بایگانی دنبال کسی میگردم که

680
00:31:22,215 --> 00:31:25,537
‫تو صنعت پزشکی مشغول باشه و توی
‫این دو سال اخیر سابقه داشته باشه

681
00:31:25,582 --> 00:31:26,975
‫صحیح

682
00:31:27,044 --> 00:31:29,491
‫میتونی بپری وسط و کمکم کنی

683
00:31:31,330 --> 00:31:33,234
‫چی لذت‌بخش‌تر از این

684
00:31:33,302 --> 00:31:36,089
‫اوه، یه چیز دیگه هم هست که ممکنه کارساز باشه

685
00:31:36,159 --> 00:31:37,621
‫خب، چیه؟

686
00:31:40,648 --> 00:31:42,450
‫بابی بی

687
00:31:42,520 --> 00:31:44,524
‫چی هست حالا؟

688
00:31:44,595 --> 00:31:47,314
‫واسش مثل مادر بوده

689
00:31:49,050 --> 00:31:51,055
‫،من یه مشکلاتی دارم که باید حلشون کنم

690
00:31:51,125 --> 00:31:53,334
‫و فکر کنم دقیقاً بدونم چجوری حلشون کنم

691
00:31:55,478 --> 00:31:57,620
‫چی؟

692
00:32:00,920 --> 00:32:04,098
‫شماها چتونه آخه؟

693
00:32:04,132 --> 00:32:05,737
‫شماها خل و چل‌ـین

694
00:32:14,037 --> 00:32:16,122
‫پس برگشتی

695
00:32:19,999 --> 00:32:21,687
‫اینجام

696
00:32:21,754 --> 00:32:23,210
‫نمیشه گفت برگشتم

697
00:32:23,278 --> 00:32:25,065
‫میدونی دنبالت میگشتم، آره؟

698
00:32:25,133 --> 00:32:27,019
‫بعد از اون اتفاق؟

699
00:32:27,087 --> 00:32:29,106
‫میز، کاری که در حقم کردی خیلی...

700
00:32:31,724 --> 00:32:33,312
‫ولی رفته بودی

701
00:32:33,379 --> 00:32:37,121
‫نیاز داشتم که از لوسیفر دور باشم

702
00:32:37,190 --> 00:32:38,215
‫همینطور از تو

703
00:32:38,282 --> 00:32:40,831
‫باید بفهمم

704
00:32:40,899 --> 00:32:44,937
‫جایگاهم تو این دنیا چیه و برای
‫اینکار یه کم فاصله نیاز دارم

705
00:32:45,006 --> 00:32:46,379
‫از جفتتون

706
00:32:46,448 --> 00:32:48,626
‫آره

707
00:32:48,694 --> 00:32:50,638
‫نه، منظورم اینه که، منم...

708
00:32:50,706 --> 00:32:52,281
‫همین احساس رو داشتم، میدونی؟

709
00:32:52,349 --> 00:32:54,058
‫بنظرم یه کم فاصله بینمون

710
00:32:54,127 --> 00:32:56,103
‫میتونه چیز خوبی باشه

711
00:33:18,973 --> 00:33:21,387
‫هی، میتونم یه سوال ازت بپرسم؟

712
00:33:21,454 --> 00:33:22,223
‫بفرما

713
00:33:22,293 --> 00:33:24,446
‫تو به خدا اعتقاد داری؟

714
00:33:26,072 --> 00:33:28,524
‫،اوه. بیشتر توقع داشتم بگی

715
00:33:28,592 --> 00:33:30,912
‫هی، الا، نقل مکان از دیترویت"
‫به لس‌آنجلس چه حسی داره؟

716
00:33:30,979 --> 00:33:34,094
‫هی، الا، چجوری با وجود بزرگ شدن
‫با چهار تا برادر زنده موندی؟

717
00:33:34,162 --> 00:33:36,580
‫ولی یه دفعه با سوال در مورد اون بالاسری پریدی وسط...

718
00:33:36,649 --> 00:33:38,073
‫انتظارش رو نداشتم

719
00:33:38,140 --> 00:33:41,024
‫- خب، شرمنده، کارم درست نیست
‫- اوه، نه، نه، نه. راستش

720
00:33:41,091 --> 00:33:43,278
‫من واقعاً دوست دارم راجع‌بهش صحبت کنم.
‫اعتقاد منه

721
00:33:43,346 --> 00:33:45,699
‫یه جورایی بخش بزرگی از زندگی منه

722
00:33:45,766 --> 00:33:49,180
‫در نتیجه، آره، حتماً، در خدمتم

723
00:33:49,247 --> 00:33:50,837
‫خیلی‌خب

724
00:33:50,905 --> 00:33:53,557
‫اعتقاد داری که این چیزا واقعاً وجود دارن؟

725
00:33:53,624 --> 00:33:54,518
‫منظورت چیه؟

726
00:33:54,586 --> 00:33:56,242
‫به فرض، فرشته‌ها

727
00:33:56,310 --> 00:33:57,469
‫یا شیطان

728
00:33:57,537 --> 00:34:00,237
‫اینجور چیزا. اینا همشون استعاره‌ان، درسته؟

729
00:34:00,305 --> 00:34:02,137
‫شاید

730
00:34:02,207 --> 00:34:03,406
‫شایدم نه

731
00:34:03,473 --> 00:34:05,306
‫اوه، باشه. یه جورایی...

732
00:34:05,375 --> 00:34:07,341
‫فقط فکر میکردم به اعتقاداتت بیشتر

733
00:34:07,409 --> 00:34:08,674
‫اعتقاد داشته باشی

734
00:34:08,744 --> 00:34:11,076
‫اوه، نه، ببین، عمه‌ی من راهبه بود، خب؟

735
00:34:11,145 --> 00:34:13,256
‫و همیشه بهم میگفت که شک خیلی مهمه

736
00:34:13,280 --> 00:34:15,346
‫،خب؟ یعنی، اگه چیزی رو زیر سوال نبری

737
00:34:15,414 --> 00:34:17,648
‫پس دیگه باور داشتن بهش چه فایده‌ای داره؟

738
00:34:18,583 --> 00:34:19,783
‫من شک میکنم

739
00:34:19,851 --> 00:34:21,803
‫که بتونم باور داشته باشم

740
00:34:21,871 --> 00:34:23,006
‫خب، پس اگه فرصتش رو داشتی

741
00:34:23,030 --> 00:34:25,148
‫،که ثابت کنی این چیزا واقعی‌ان یا الکی

742
00:34:25,216 --> 00:34:26,142
‫اینکارو میکردی؟

743
00:34:26,208 --> 00:34:28,493
‫،آخه این کار یه جورایی با نیت عمل مغایرت داره

744
00:34:28,561 --> 00:34:31,308
‫اینطور فکر نمیکنی؟ پای ایمان وسطه...

745
00:34:31,375 --> 00:34:32,963
‫رزها

746
00:34:33,032 --> 00:34:35,319
‫چی؟ رز چه ربطی به ایمان داره؟

747
00:34:35,320 --> 00:34:37,235
‫نه، ربطی به ایمان ندارن

748
00:34:37,304 --> 00:34:39,322
‫ولی به پرونده ربط دارن

749
00:34:39,390 --> 00:34:42,170
‫خب، من روی میله‌هایی که تو سر قربانی بود

750
00:34:42,238 --> 00:34:44,621
‫نیتروژن پیدا کردم، و باعث شد به فکر بیفتم

751
00:34:44,689 --> 00:34:47,569
‫تقریباً میتونست هر چیزی باشه. و بعد...

752
00:34:47,636 --> 00:34:48,828
‫بزرگ رو پیدا کردم  "K"

753
00:34:48,894 --> 00:34:50,814
‫- بزرگ؟  "K"
‫- پتاسیم؟ جدول تناوبی؟

754
00:34:50,882 --> 00:34:52,277
‫چطوره بری سر اصل مطلب؟

755
00:34:52,312 --> 00:34:54,374
‫و... کود رز

756
00:34:54,442 --> 00:34:57,865
‫که اونم نیتروژن داره

757
00:34:57,934 --> 00:35:00,161
‫پس میله‌ها از یه باغ برداشته شدن

758
00:35:00,229 --> 00:35:01,392
‫دقیقاً

759
00:35:01,460 --> 00:35:02,790
‫ابزار باغداری

760
00:35:02,857 --> 00:35:04,918
‫- لوازم چمن‌زنی...
‫- مثل فلامینگوها

761
00:35:04,986 --> 00:35:07,314
‫خب، آره، آخه
‫دیگه خیلی بخصوصه

762
00:35:07,381 --> 00:35:09,741
‫- ولی، آره، فلامینگو هم میشه...
‫- ممنون. ممنون

763
00:35:19,555 --> 00:35:21,384
‫آقای مورنینگ‌استار

764
00:35:21,452 --> 00:35:23,513
‫سلام قاتل

765
00:35:23,581 --> 00:35:25,344
‫قاتل؟

766
00:35:26,677 --> 00:35:28,174
‫نمی... نمیفهمم

767
00:35:28,242 --> 00:35:31,171
‫اوه، روبرتا میشه بخش کسل‌کننده‌ی
‫انکار کردنِ تو رو بیخیال شیم

768
00:35:31,239 --> 00:35:35,434
‫و فقط... برسیم به چیزای باحال، میشه؟

769
00:35:35,502 --> 00:35:38,031
‫اگه بابی بی صدات کنم کمکی میکنه؟

770
00:35:38,100 --> 00:35:39,564
‫چی داری میگی؟

771
00:35:39,632 --> 00:35:41,761
‫خیلی ساده‌ست

772
00:35:41,829 --> 00:35:43,492
‫تو از بیمارستان دارو دزدیدی

773
00:35:43,561 --> 00:35:44,791
‫،و اونا رو فروختی به ایمی داد

774
00:35:44,859 --> 00:35:46,656
‫بزرگترین مشتریت، که سر صحنه باهاش آشنا شدی

775
00:35:46,725 --> 00:35:49,387
‫جیلیان رو به ایمی معرفی کردی، نقش رو براش جور کردی

776
00:35:49,455 --> 00:35:51,984
‫ولی اون به ایمی کمک کرد که به خودش بیاد

777
00:35:52,053 --> 00:35:54,083
‫،تو احساس کردی بهت خیانت شده
‫غیره و غیره و غیره

778
00:35:54,150 --> 00:35:56,880
‫اون رو کشتی. بعدش سعی کردی
‫اون رو ساقی جدید نشون بدی

779
00:35:56,948 --> 00:35:58,015
‫دارم نزدیک میشم؟

780
00:35:58,083 --> 00:35:59,116
‫خنده‌داره

781
00:35:59,184 --> 00:36:01,419
‫نه. نه، خنده‌دار اینه که

782
00:36:01,488 --> 00:36:03,089
‫،تو براش مثل مادر بودی

783
00:36:03,156 --> 00:36:05,691
‫ولی چنان اون رو قربانی کردی
‫که انگار هیچی نیست

784
00:36:05,761 --> 00:36:08,897
‫یعنی اینقدر برات کم‌ارزش بود؟

785
00:36:08,965 --> 00:36:11,267
‫،واقعاً؟ بگو

786
00:36:11,334 --> 00:36:13,502
‫چرا اینکارو کردی؟ چرا؟

787
00:36:13,572 --> 00:36:14,939
‫باید همین الان بری

788
00:36:15,007 --> 00:36:15,986
‫بگو چرا

789
00:36:16,053 --> 00:36:17,197
‫عقب وایسا

790
00:36:17,264 --> 00:36:18,548
‫دو تا میله فرو کردی تو جمجمه‌ش

791
00:36:18,572 --> 00:36:20,215
‫تا اون رو تبدیل به شیطان داستان بکنی.
‫ولی میدونی چیه؟

792
00:36:20,239 --> 00:36:21,579
‫اون شیطان نیست... منم

793
00:36:21,645 --> 00:36:24,214
‫اوه! اینم از این!

794
00:36:24,215 --> 00:36:25,394
‫،من عاشق بازی سیخ‌زنی‌ام. یالا

795
00:36:25,418 --> 00:36:26,658
‫بهت یه آوانس هم میدم، فقط
‫برای اینکه بازی جالب بشه

796
00:36:30,312 --> 00:36:32,436
‫این چطور ممکنه؟

797
00:36:41,558 --> 00:36:43,715
‫خیلی‌خب. باشه. میشه فقط...

798
00:36:43,782 --> 00:36:46,822
‫یه وقت استراحت بدی، لطفاً؟

799
00:36:53,461 --> 00:36:56,141
‫این سیخ کباب، ماوراءالطبیعیه؟

800
00:36:56,209 --> 00:36:59,608
‫این چطور ممکنه؟

801
00:36:59,675 --> 00:37:02,486
‫خانم بلیارد، کاراگاه دکر هستم

802
00:37:02,553 --> 00:37:04,449
‫ای لعنتی. معلومه که اون اینجاست

803
00:37:04,515 --> 00:37:07,376
‫کاراگاه! کاراگاه، باید بری

804
00:37:07,443 --> 00:37:11,981
‫خیلی زود تموم میشه

805
00:37:17,575 --> 00:37:20,928
‫میدونم یه نفر اون داخله.
‫میتونم تمام روز منتظر بمونم

806
00:37:20,997 --> 00:37:23,429
‫من به اون دختر خونه دادم
‫بهش کار دادم

807
00:37:23,497 --> 00:37:26,621
‫و بعد رابطه‌ی من رو با بهترین مشتریم به هم زد

808
00:37:26,687 --> 00:37:30,108
‫پس، آره، سه اینچ فولاد فرو کردم تو مغزش

809
00:37:30,174 --> 00:37:31,521
‫و واقعاً ازش خوشم میومد

810
00:37:31,590 --> 00:37:33,759
‫خواهش میکنم

811
00:37:33,826 --> 00:37:35,929
‫خواهش میکنم نکن...

812
00:37:35,997 --> 00:37:37,115
‫- خواهش میکنم...
‫- چی؟

813
00:37:37,181 --> 00:37:39,121
‫چیه؟ میخوای برای جونت التماس کنی؟ ها؟

814
00:37:39,189 --> 00:37:41,819
‫به کسی نگو که...

815
00:37:41,886 --> 00:37:44,137
‫من اینجوری مُردم

816
00:37:58,544 --> 00:38:00,112
‫نزدیک بود خودم بگیرمش

817
00:38:02,264 --> 00:38:04,038
‫آره

818
00:38:19,057 --> 00:38:21,547
‫این لکه‌ی ننگ ازم پاک نمیشه، نه؟

819
00:38:21,617 --> 00:38:24,550
‫نه اگه من چیزی برای گفتن
‫درباره‌ش داشته باشم

820
00:38:24,621 --> 00:38:27,452
‫میدونی، وقتی گزارش پزشکی قانونی الا
‫ما رو رسوند به روبرتا

821
00:38:27,521 --> 00:38:29,192
‫تو اونجا نبودی

822
00:38:29,263 --> 00:38:30,531
‫پس چجوری از قضیه سر درآوردی؟

823
00:38:30,593 --> 00:38:32,571
‫خب، مشغول کارهای شیطان بودم، کاراگاه

824
00:38:33,884 --> 00:38:35,590
‫،ببین حتی اگرم بهت بگم

825
00:38:35,658 --> 00:38:37,329
‫تو میگی دارم دیوونه‌بازی درمیارم

826
00:38:37,400 --> 00:38:39,502
‫بامزه‌ست

827
00:38:39,570 --> 00:38:41,605
‫راستی برادرت در مورد تو یه چیزایی میگفت

828
00:38:41,674 --> 00:38:43,709
‫اوه. آمندیل باهات صحبت کرده، مگه نه؟

829
00:38:43,778 --> 00:38:45,979
‫آره. همه‌چی رو توضیح داد

830
00:38:46,048 --> 00:38:49,184
‫خیلی گیرا بود.
‫کاملاً با عقل جور درمیومد

831
00:38:49,254 --> 00:38:50,721
‫ولی؟

832
00:38:50,790 --> 00:38:52,724
‫ولی من تو کتم نمیره

833
00:38:53,762 --> 00:38:55,006
‫این رو قبول ندارم که تو دیوونه‌ای

834
00:38:55,031 --> 00:38:57,366
‫این قضیه‌ی "کارهای شیطان" هم قبول ندارم

835
00:38:57,434 --> 00:38:58,612
‫خب پس چی رو باور میکنی؟

836
00:38:58,636 --> 00:39:00,271
‫که تخم‌مرغ‌ها رو نیاز دارم

837
00:39:00,339 --> 00:39:01,750
‫جانم؟

838
00:39:01,816 --> 00:39:04,539
‫،یه جوک قدیمیه. یه یارو میره تو مطب یه روانپزشک

839
00:39:04,607 --> 00:39:06,443
‫میگه، "دکی جون، باید کمکم کنی

840
00:39:06,511 --> 00:39:08,578
‫"برادرم دیوونه‌ست. فکر میکنه که مرغه

841
00:39:08,645 --> 00:39:10,646
‫و دکتر میگه، "خب، چرا نمیاری

842
00:39:10,713 --> 00:39:12,057
‫،بستریش کنیم؟" یارو میگه

843
00:39:12,125 --> 00:39:16,063
‫میدونی، دوست دارما
‫"ولی تخم‌مرغ‌هاش رو نیاز دارم

844
00:39:16,129 --> 00:39:17,409
‫خیلی بامزه نبود

845
00:39:17,476 --> 00:39:18,361
‫آره

846
00:39:20,135 --> 00:39:22,530
‫،ببین

847
00:39:22,597 --> 00:39:24,894
‫،من نمیدونم داستان تو چیه

848
00:39:24,961 --> 00:39:27,258
‫ولی تو باعث میشی کاراگاه بهتری باشم

849
00:39:27,325 --> 00:39:29,983
‫و همیشه هوام رو داری

850
00:39:30,050 --> 00:39:32,871
‫دیگه بیشتر از این چی میخوام؟

851
00:39:36,156 --> 00:39:38,058
‫و تخم‌مرغ‌ها رو هم نیاز داری

852
00:39:38,126 --> 00:39:39,445
‫لعنت بر منکرش

853
00:39:43,568 --> 00:39:44,650
‫لوسیفر

854
00:39:44,717 --> 00:39:46,257
‫ما جلسه نداریم

855
00:39:46,326 --> 00:39:48,311
‫نه

856
00:39:48,380 --> 00:39:50,810
‫نه، نداریم. من...

857
00:39:50,880 --> 00:39:54,645
‫فقط میخواستم یه سر بزنم و...

858
00:39:54,716 --> 00:39:56,530
‫تشکر کنم

859
00:39:56,599 --> 00:39:58,961
‫و دلیلش چیه؟

860
00:39:59,030 --> 00:40:00,638
‫چون حق با تو بود

861
00:40:00,707 --> 00:40:02,076
‫من همه رو بخاطر موقعیتی که دارم

862
00:40:02,147 --> 00:40:06,494
‫سرزنش میکردم. و واقعیتش ...اینه که

863
00:40:06,564 --> 00:40:09,268
‫وقتی مادرم رونده شده بود

864
00:40:09,338 --> 00:40:11,186
‫ترجیح دادم کاری نکنم

865
00:40:11,255 --> 00:40:14,371
‫اینکه هیچوقت ازش نپرسیدم چرا اون کار رو کرده

866
00:40:14,439 --> 00:40:15,636
‫پس این گردن خودمه

867
00:40:15,706 --> 00:40:18,492
‫این خوبه، لوسیفر

868
00:40:19,370 --> 00:40:21,508
‫نه

869
00:40:21,574 --> 00:40:23,355
‫نه، نیست

870
00:40:23,422 --> 00:40:24,830
‫چرا این رو میگی؟

871
00:40:24,895 --> 00:40:26,751
‫خب، من خیلی فکرها
‫،در مورد مادرم کردم

872
00:40:26,817 --> 00:40:28,352
‫از جمله اینکه اون بابت کاری که باهاش کردم

873
00:40:28,386 --> 00:40:29,793
‫میخواد انتقام بگیره

874
00:40:29,859 --> 00:40:32,740
‫- و حالا دیگه نمیخواد؟
‫- خب اینطور که بنظر میرسه نه

875
00:40:32,805 --> 00:40:34,340
‫حالا این کجاش بده؟

876
00:40:34,406 --> 00:40:36,870
‫خب، دکتر، چون اگه نمیخواد من رو بکشه

877
00:40:36,936 --> 00:40:38,864
‫پس یعنی من نمیدونم داره چیکار میکنه

878
00:40:38,939 --> 00:40:41,595
‫و...

879
00:40:43,818 --> 00:40:46,124
‫این واقعاً وحشتناکه

880
00:40:54,950 --> 00:40:59,897
‫باید راه فراری از اینجا وجود داشته باشد ؟؟

881
00:40:59,965 --> 00:41:03,140
‫جوکر به دزد گفت ؟؟

882
00:41:03,208 --> 00:41:07,654
‫حال دیگر زیادی پیچیده شده است ؟؟

883
00:41:07,722 --> 00:41:11,867
‫نمیتوانم آرامش داشته باشم ؟؟

884
00:41:20,626 --> 00:41:24,837
‫دلیلی برای هیجان‌زده شدن وجود ندارد ؟؟

885
00:41:24,906 --> 00:41:28,816
‫دزد، با مهربانی صحبت کرد ؟؟

886
00:41:28,885 --> 00:41:33,697
‫افراد زیادی در میان ما هستند ؟؟

887
00:41:33,765 --> 00:41:37,073
‫که حس میکنند زندگی چیزی جز یک شوخی است ؟؟

888
00:41:37,142 --> 00:41:42,188
‫ولی من و تو آن را تجربه کرده‌ایم ؟؟

889
00:41:42,257 --> 00:41:45,866
‫و این سرنوشت ما نیست ؟؟

890
00:41:45,935 --> 00:41:49,635
‫پس بیا این صحبت مصنوعی رو بگذاریم کنار ؟؟

891
00:41:49,783 --> 00:41:56,229
‫دارد دیروقت میشود ؟؟

892
00:42:02,951 --> 00:42:07,363
‫سراسر برج نگهبانی ؟؟

893
00:42:07,430 --> 00:42:10,337
‫شاهزاده خانم منظره را نگاه داشت ؟؟

894
00:42:11,777 --> 00:42:15,920
‫در حالی که تمامی زنان آمدند و رفتند ؟؟

895
00:42:15,989 --> 00:42:19,398
‫کنیزان پابرهنه نیز همینطور ؟؟

896
00:42:19,466 --> 00:42:23,778
‫بیرون، در جایی سرد و دور ؟؟

897
00:42:23,845 --> 00:42:28,558
‫گربه‌ای وحشی غرید ؟؟

898
00:42:28,627 --> 00:42:32,670
‫دو سواره نزدیک میشدند ؟؟

899
00:42:32,738 --> 00:42:38,988
‫و باد، شروع کرد به زوزه کشیدن ؟؟...

900
00:42:52,363 --> 00:42:55,829
‫اوه. متوجه نشدم که یه شنونده دارم

901
00:42:55,893 --> 00:42:58,671
‫کمکی از دستم برمیاد؟

902
00:43:06,544 --> 00:43:08,615
‫‏لوسیفر

903
00:43:08,708 --> 00:43:10,330
‫مامان

904
00:43:10,422 --> 00:43:12,899
‫کمکم کن

905
00:43:12,923 --> 00:43:17,923
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

906
00:43:18,003 --> 00:43:26,003
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

