‫﻿۱
00:00:00,121 --> 00:00:04,210
‫آنچه گذشت کی از...
‫- جهنم فرار کرده؟

2
00:00:04,214 --> 00:00:05,201
‫مامان

3
00:00:05,212 --> 00:00:07,573
‫‏بابا عصبانی شد و منو
‫از خونه بیرون انداخت

4
00:00:07,575 --> 00:00:08,702
‫‏اونوقت مادرت چیکار کرد؟

5
00:00:08,706 --> 00:00:10,232
‫‏همینجوری وایساد و نگاه کرد

6
00:00:10,237 --> 00:00:12,600
‫،‏چند هزار سال بعدش
‫‏بابا اونم بیرون انداخت

7
00:00:12,699 --> 00:00:16,429
‫‏واسه همین منم همون کاری رو ‏کردم
‫که اون کرد: هیچ کاری نکردم

8
00:00:16,526 --> 00:00:19,348
‫‏پس مامان مورنینگ استار آزاد شده

9
00:00:19,354 --> 00:00:20,693
‫‏هیچوقت نتونستم
‫اون زن رو خرد کنم

10
00:00:20,698 --> 00:00:22,278
‫‏تسلیم نمیشد

11
00:00:22,377 --> 00:00:23,957
‫‏- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫‏- بهم تنزل مقام دادن

12
00:00:24,057 --> 00:00:26,070
‫‏گفتن که توی
‫پرونده‌ها همکاری کنم

13
00:00:28,758 --> 00:00:30,097
‫‏تو درمورد اینکه
‫دکتری بهم دروغ گفتی

14
00:00:30,102 --> 00:00:32,015
‫‏متوجهی که منو در چه موقعیت
‫اخلاقی‌ای ‏قرار دادی؟

15
00:00:34,804 --> 00:00:36,978
‫‏اگه برای کشتن من نیاد...

16
00:00:36,987 --> 00:00:38,497
‫‏اونوقت نمی‌دونم
‫اون چیکار می‌کنه

17
00:00:38,498 --> 00:00:39,538
‫‏این واقعاً وحشتناکه

18
00:00:41,607 --> 00:00:42,617
‫‏لوسیفر

19
00:00:42,622 --> 00:00:43,731
‫‏مامان

20
00:00:43,734 --> 00:00:45,598
‫‏کمکم کن

21
00:00:49,789 --> 00:00:51,260
‫‏آهای

22
00:00:51,261 --> 00:00:52,646
‫‏- حالت خوبه؟ ‏- یهویی غش کرد

23
00:00:52,651 --> 00:00:54,806
‫‏- کسی احیای قلبی بلده؟
‫‏- نه، بلد نیستم

24
00:00:54,909 --> 00:00:56,544
‫‏آهای؟ حالت خوبه؟

25
00:00:56,646 --> 00:00:58,030
‫‏به اورژانس زنگ بزن!

26
00:00:58,035 --> 00:00:59,941
‫‏ممکنه حمله‌ی قلبی داشته باشه؟

27
00:00:59,946 --> 00:01:01,851
‫به نظرم ممکنه مُرده باشه

28
00:01:05,191 --> 00:01:08,477
‫‏آقا؟ آقا؟

29
00:01:08,481 --> 00:01:10,044
‫‏- لوسیفر؟ ‏- آقا، حالتون خوبه؟

30
00:01:10,141 --> 00:01:11,137
‫‏لوسیفر؟ کجایی؟

31
00:01:11,138 --> 00:01:12,701
‫‏آقا، حالتون خوبه؟

32
00:01:12,799 --> 00:01:14,620
‫‏کسی لوسیفرو دیده؟

33
00:01:36,386 --> 00:01:37,710
‫‏لوسیفر

34
00:01:37,714 --> 00:01:39,277
‫‏باید لوسیفرو پیدا کنم

35
00:01:39,376 --> 00:01:43,527
‫‏پسر، خیال کردم کشتمت

36
00:02:17,745 --> 00:02:19,806
‫‏آهای مامان؟

37
00:02:22,894 --> 00:02:24,310
‫‏مامانی

38
00:02:24,334 --> 00:02:31,334
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

39
00:02:32,334 --> 00:02:39,334
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

40
00:03:06,646 --> 00:03:10,193
‫‏لوسیفر

41
00:03:10,203 --> 00:03:14,477
‫‏همون موقع بود که دیگه
‫دنبالت گشتم، پسرم

42
00:03:14,478 --> 00:03:18,406
‫‏لااقل تونستم این تیکه
‫گوشت ‏رو همینطوری نگه دارم

43
00:03:18,411 --> 00:03:20,400
‫‏کار راحتی نبود

44
00:03:20,498 --> 00:03:23,778
‫‏چند تا از گونه‌های نر جوری نگام
‫‏میکردن که انگار میخوان منو بخورن

45
00:03:24,910 --> 00:03:26,591
‫‏انسان‌ها هم نوع
‫خودشون رو میخورن؟

46
00:03:26,791 --> 00:03:29,443
‫‏خب، یه چیزی بگو

47
00:03:29,446 --> 00:03:31,214
‫‏از دیدنم خوشحال نیستی؟

48
00:03:31,216 --> 00:03:33,249
‫‏بابت شکل انسانیم...
‫شرمنده‌ام ولی

49
00:03:33,346 --> 00:03:36,361
‫‏حداقل این یکی نیم‌تنه‌ی
‫عقبی بی‌نظیری داره

50
00:03:38,098 --> 00:03:39,276
‫‏دروغ میگی

51
00:03:39,277 --> 00:03:41,045
‫‏نه، خیلی محکم و.
‫ماهیچه‌ایه ‏بهش دست بزن

52
00:03:41,047 --> 00:03:45,632
‫نه الان، نه هیچوقت دیگه
‫منظورم کونت نیست، مامان

53
00:03:45,635 --> 00:03:48,738
‫داستانِ پرونده‌ی
‫زخمیت رو باور ندارم

54
00:03:48,748 --> 00:03:50,320
‫‏تو الهه‌ی کل مخلوقاتی

55
00:03:51,566 --> 00:03:53,727
‫‏متأسفانه دیگه نه

56
00:03:53,728 --> 00:03:57,186
‫‏حالا دیگه توی بدن این بشر بوگندو
‫‏که کون استثنائی‌ای داره گیر افتادم

57
00:03:57,187 --> 00:04:00,512
‫قسم میخورم تنها کاری که این سه روز کردم
‫اینور و اونور بردن این چاه مستراح بوده

58
00:04:00,513 --> 00:04:03,075
‫‏از این کله‌پوک‌ها می‌پرسیدم
‫که چطور پیدات کنم

59
00:04:07,331 --> 00:04:08,856
‫‏داری چیکار میکنی؟

60
00:04:08,861 --> 00:04:10,257
‫‏آمندیل رو صدا میزنم

61
00:04:12,354 --> 00:04:13,849
‫‏چه عالی، اونم اینجاست؟

62
00:04:13,850 --> 00:04:16,671
‫‏بله و اون خودش تو رو
‫برمیگردونه به جهنم

63
00:04:16,677 --> 00:04:17,674
‫‏چی؟

64
00:04:17,675 --> 00:04:19,132
‫‏چرا؟

65
00:04:19,140 --> 00:04:21,635
‫‏چون توخطرناک و ترسناکی

66
00:04:21,638 --> 00:04:24,203
‫‏بهت قول میدم برای صدمه
‫زدن به کسی نیومدم اینجا

67
00:04:24,302 --> 00:04:26,328
‫‏باید حرفمو باور کنی

68
00:04:26,334 --> 00:04:29,628
‫‏تمرکز من روی پیدا
‫کردن تو بود، پسرم

69
00:04:29,631 --> 00:04:31,288
‫‏تا بتونی دل و روده‌ام
‫رو بریزی بیرون؟ ‏فهمیدم

70
00:04:31,296 --> 00:04:34,958
‫نه، وقت زیادی رو برای
‫غریبه بودن حروم کردیم

71
00:04:34,959 --> 00:04:37,614
‫‏الان حاضرم برای
‫جبرانش هر کاری بکنم

72
00:04:37,623 --> 00:04:39,560
‫‏مطمئنی منظورت
‫انتقام گرفتن نیست؟

73
00:04:39,654 --> 00:04:43,447
‫‏لوسیفر، پدرت منو انداخت جهنم

74
00:04:43,451 --> 00:04:44,896
‫‏نه تو. اینو میدونم

75
00:04:44,992 --> 00:04:45,995
‫‏بله

76
00:04:45,996 --> 00:04:48,375
‫‏ولی من رئیس زندان جهنم بودم

77
00:04:48,474 --> 00:04:49,980
‫‏به انتخاب خودت نه

78
00:04:49,982 --> 00:04:51,588
‫‏با هردومون ناعادلانه رفتار شده

79
00:04:54,670 --> 00:04:57,681
‫‏ولی لااقل میتونستی بیای دیدنم

80
00:04:57,684 --> 00:04:59,933
‫‏ببخشید

81
00:05:00,029 --> 00:05:02,869
‫،‏وقتی بابا منو طرد کرد
‫‏کی وایساد و نگاه کرد؟

82
00:05:02,875 --> 00:05:05,716
‫‏راهنمایی: شبیه کلمه‌ی مامانه

83
00:05:05,722 --> 00:05:09,175
‫‏خب، اگه به جای فرستادنِ
‫‏اهریمن کوچولوی شکنجه‌گرت

84
00:05:09,272 --> 00:05:10,778
‫‏با من حرف میزدی

85
00:05:10,779 --> 00:05:12,615
‫‏میتونستم کل داستان رو توضیح بدم

86
00:05:12,620 --> 00:05:13,925
‫‏راست میگی، راست میگی

87
00:05:13,927 --> 00:05:16,597
‫‏ولی الان که اینجا
‫در خدمتم، توضیح بده

88
00:05:18,147 --> 00:05:21,961
‫‏حرفمو باور نمیکردی

89
00:05:21,965 --> 00:05:26,481
‫‏میدونم که چقدر بدگمان
‫و بی اعتماد هستی

90
00:05:26,485 --> 00:05:28,824
‫‏تو هیچی درموردم نمیدونی

91
00:05:28,830 --> 00:05:31,147
‫‏لوسیفر

92
00:05:31,153 --> 00:05:32,972
‫‏من مادرتم

93
00:05:32,977 --> 00:05:36,855
‫‏خیلی وقته که دیگه نیستی

94
00:05:38,285 --> 00:05:41,338
‫‏خب میخوان الان مادرت باشم

95
00:05:48,238 --> 00:05:52,944
‫‏پس باید داستان اصلی
‫کوچولوت رو بهم ثابت کنی

96
00:05:55,205 --> 00:05:56,528
‫هیچ جزئیاتی رو جا ننداز

97
00:05:56,533 --> 00:05:58,850
‫اگه یه مسیر پر از
‫خون و جسد پیدا نکنم

98
00:05:58,856 --> 00:06:00,287
‫‏شاید اونموقع حرفت رو باور کنم

99
00:06:00,382 --> 00:06:04,190
‫‏باشه. از همونجا شروع میکنیم که
‫‏اون چیز نوک تیز توی گردنم بود

100
00:06:04,197 --> 00:06:06,484
‫‏باشه

101
00:06:06,486 --> 00:06:08,007
‫‏باید یه سری لباس تمیز تنت کنیم

102
00:06:08,012 --> 00:06:10,965
‫‏انسان‌ها هر جا خون
‫ببینن مشکوک میشن

103
00:06:10,965 --> 00:06:12,785
‫‏آره

104
00:06:12,790 --> 00:06:14,451
‫قبلا متوجهش شدم

105
00:06:27,818 --> 00:06:29,920
‫‏بزارش همونجا، باشه؟

106
00:06:29,922 --> 00:06:32,264
‫‏خدایا، شاید بهتر بود که ‏اون
‫لباس رو از میز قرض نمیگرفتم

107
00:06:32,360 --> 00:06:35,493
‫‏لباساش مناسب نیستن

108
00:06:35,499 --> 00:06:37,330
‫‏آره، نصف کونم بیرونه

109
00:06:37,335 --> 00:06:39,838
‫‏پوشش بشر خیلی غیر عملیه

110
00:06:39,841 --> 00:06:41,342
‫‏اونا خیلی احمقن، نه؟

111
00:06:41,343 --> 00:06:42,844
‫‏پس قبول داری که
‫بهشون ناسزا میگی؟

112
00:06:42,846 --> 00:06:45,008
‫‏ناسزا گفتن به اونا به این
‫معنیه ‏که بهشون اهمیت میدم

113
00:06:45,017 --> 00:06:47,579
‫‏که البته بهشون اهمیت نمیدم

114
00:06:53,867 --> 00:06:57,702
‫‏پس همه‌ی اون شایعات درمورد اینکه .
‫‏چرا بابا تو به جهنم فرستاد..

115
00:06:57,707 --> 00:07:02,119
‫‏طاعون‌ها، سیل‌ها...
‫‏کار تو نبودن؟

116
00:07:02,215 --> 00:07:03,259
‫‏خب...

117
00:07:03,265 --> 00:07:05,597
‫‏آره، منم همینطور فکر میکردم

118
00:07:05,599 --> 00:07:06,947
‫‏عصبانی بودم

119
00:07:06,953 --> 00:07:11,007
‫ولی انسان‌ها دلیلِ دعوای
‫بین من و پدرت نبودن

120
00:07:11,013 --> 00:07:12,605
‫‏حداقل اونموقع دلیلش نبودن

121
00:07:12,704 --> 00:07:14,570
‫‏مامان؟

122
00:07:22,348 --> 00:07:24,345
‫‏به نظرم یه جزئیات
‫ناچیزی رو جا انداختی

123
00:07:24,546 --> 00:07:26,138
‫‏وای خدا

124
00:07:40,787 --> 00:07:44,538
‫‏مثل ته دیگ سیاهی، مامان

125
00:07:44,543 --> 00:07:49,273
‫هر کی که لباس انسانیم رو نابود
‫کرده این جوون رو هم کشته، تابلوئه

126
00:07:50,430 --> 00:07:51,950
‫‏لوسیفر عزیزم

127
00:07:51,955 --> 00:07:55,233
‫چرا باید بیارمت اینجا که
‫داستانم رو تکذیب کنم؟

128
00:07:55,236 --> 00:07:56,796
‫‏نمیدونم

129
00:07:56,893 --> 00:07:59,377
‫‏ولی این دقیقاً چیزیه
‫که میخوام بفهمم

130
00:07:59,380 --> 00:08:01,923
‫‏مدیریت هستم

131
00:08:03,358 --> 00:08:05,672
‫‏- نکن. وایسا، وایسا ‏- چرا؟

132
00:08:05,678 --> 00:08:07,993
‫‏چون یه آدم مُرده توی تخت
‫‏دراز به دراز افتاده

133
00:08:07,998 --> 00:08:09,985
‫‏انسان‌ها از همچین
‫چیزایی خوششون نمیاد

134
00:08:09,987 --> 00:08:11,974
‫‏باشه. پس بیا از
‫پنجره پرواز کنیم

135
00:08:11,976 --> 00:08:14,271
‫‏دیگه بال ندارم، مامان

136
00:08:14,462 --> 00:08:15,982
‫‏چی؟

137
00:08:15,987 --> 00:08:18,014
‫‏داستانش مفصله

138
00:08:18,108 --> 00:08:19,161
‫‏یالا. از این طرف بیا

139
00:08:22,086 --> 00:08:23,486
‫‏مدیریت

140
00:08:25,089 --> 00:08:27,089
‫‏از این طرف بیا

141
00:08:27,091 --> 00:08:28,921
‫‏بال‌هات چی شدن، پسرم؟

142
00:08:28,926 --> 00:08:30,426
‫‏بریدمشون

143
00:08:30,428 --> 00:08:34,764
‫چرا این کارو کردی؟ وقتی بیای به زمین فوقش
‫باید موهاتو کوتاه کنی، ولی این زیاده رویه

144
00:08:34,765 --> 00:08:36,495
‫‏آهای رفیق

145
00:08:38,102 --> 00:08:39,602
‫‏منم میتونم بهش بچسبونم؟

146
00:08:39,604 --> 00:08:40,764
‫‏ببخشید؟

147
00:08:40,771 --> 00:08:41,931
‫‏خانم رو میگم

148
00:08:41,939 --> 00:08:43,379
‫‏چقدر؟

149
00:08:43,474 --> 00:08:45,504
‫‏این یکی رو میتونی بکشی. بیا

150
00:08:46,611 --> 00:08:47,971
‫‏شوخی کردم!

151
00:08:47,979 --> 00:08:50,349
‫‏شوخی کردم، مامان

152
00:08:50,448 --> 00:08:51,693
‫‏خدایا

153
00:08:51,788 --> 00:08:53,454
‫‏باید از شر اون لباس‌ها خلاص بشی

154
00:08:53,463 --> 00:08:55,301
‫‏واقعا مشکل ساز هستن

155
00:08:55,306 --> 00:08:56,812
‫‏میرسونمت خونه

156
00:08:56,813 --> 00:09:00,067
‫‏چون واضحه که بیرون
‫بودنت ‏جواب نمیده

157
00:09:00,164 --> 00:09:02,504
‫‏بعدش باید برم پیش همکار...

158
00:09:02,510 --> 00:09:04,006
‫‏مامان!

159
00:09:04,017 --> 00:09:05,684
‫‏- بله؟ !‏- لخت شدی که

160
00:09:05,693 --> 00:09:09,036
‫،‏خب، خودت گفتی لباس‌ها مشکل
‫سازن ‏الان مشکل حل شد دیگه

161
00:09:09,042 --> 00:09:12,226
‫‏سوار این ماشین کوفتی شو، باشه؟

162
00:09:12,226 --> 00:09:15,910
‫،‏یا خدا. تا ابد دچار آسیب
‫روانی شدم ‏ممنون به خاطرش

163
00:09:30,821 --> 00:09:32,323
‫‏میز؟

164
00:09:32,324 --> 00:09:33,656
‫‏چه خوب، هنوز اینجایی

165
00:09:33,661 --> 00:09:34,993
‫‏یه کار برات دارم

166
00:09:34,997 --> 00:09:37,000
‫‏دارم میرم بیرون،.
‫لوسیفر ‏کار مارو بیخیال

167
00:09:37,002 --> 00:09:38,705
‫‏باشه باشه، میدونم
‫دیگه برام کار نمیکنی

168
00:09:38,707 --> 00:09:41,421
‫‏کاملا واضحه ولی یه حسی
‫دارم ‏که عاشق این کار میشی

169
00:09:42,517 --> 00:09:44,520
‫یه هدیه‌ی خدافظی در نظر بگیرش

170
00:09:44,522 --> 00:09:45,723
‫‏بیا

171
00:09:47,195 --> 00:09:50,930
‫‏سلام میزکین

172
00:09:54,212 --> 00:09:55,574
‫‏خودشه؟

173
00:09:56,585 --> 00:09:58,047
‫‏توی یه بدن انسانی؟

174
00:09:58,055 --> 00:09:59,457
‫‏خب، متأسفانه

175
00:10:00,227 --> 00:10:01,669
‫‏البته برای تو

176
00:10:01,764 --> 00:10:04,769
‫،‏بابت شور و ذوقت ممنونم
‫میز ‏ولی بهش دست نزن

177
00:10:04,772 --> 00:10:06,073
‫‏چی؟

178
00:10:06,074 --> 00:10:07,146
‫‏شوخی میکنی دیگه؟

179
00:10:08,246 --> 00:10:10,749
‫‏هزار سال گذشته، لوسیفر

180
00:10:10,752 --> 00:10:12,994
‫‏که شکل فیزیکی‌ای نداشته

181
00:10:14,927 --> 00:10:16,830
‫‏ولی الان...

182
00:10:19,938 --> 00:10:21,099
‫‏به این بدن نگاه کن

183
00:10:21,106 --> 00:10:22,768
‫،‏بله، ولی شرمنده
‫عزیزم ‏شکنجه تعطیل

184
00:10:22,777 --> 00:10:24,609
‫‏فقط نذار از جلوی چشمات دور بشه

185
00:10:24,614 --> 00:10:27,853
‫،‏تا وقتی که بفهمم دروغ میگه
‫یا نه ‏نمیشه بهش اعتماد کرد

186
00:10:30,126 --> 00:10:32,288
‫‏ازم میخوای بچه داری کنم؟

187
00:10:32,297 --> 00:10:34,069
‫خب "مادرم در بدن آزاردهنده‌ی
‫یک زن جذاب"داری

188
00:10:34,168 --> 00:10:35,870
‫‏ولی فعلا بله

189
00:10:57,518 --> 00:11:00,751
‫‏خیلی متأسفم که سعی کردم ‏تامی
‫انگشت خوشگله رو آرایش کنم

190
00:11:05,735 --> 00:11:08,948
‫‏عزیزم، تو چشماش رو درآوردی

191
00:11:09,043 --> 00:11:11,205
‫آره

192
00:11:11,213 --> 00:11:12,706
‫‏یه حادثه بود

193
00:11:12,708 --> 00:11:15,693
‫‏خب، به نظرم نسبتاً خوشگله

194
00:11:15,696 --> 00:11:16,890
‫‏لوسیفر

195
00:11:16,891 --> 00:11:19,677
‫سلام کاراگاه و
‫جناب اسگل و بچه‌اش

196
00:11:19,680 --> 00:11:22,726
‫‏- شرط میبندم کار توئه،
‫نه؟ ‏- متأسفانه نه

197
00:11:22,734 --> 00:11:25,321
‫،نمیتونم اعتبارش رو برای خودم
‫بردارم ولی قبول دارم کارش خوب بوده

198
00:11:25,323 --> 00:11:27,343
‫‏میشه لطفاً بریم سر کارمون؟

199
00:11:27,349 --> 00:11:30,006
‫‏برام سواله قتل جدیدی
‫انجام شده یا نه

200
00:11:31,133 --> 00:11:33,951
‫‏وقتی اونطوری قیافه
‫میگیری شبیه عروسک میشی

201
00:11:38,936 --> 00:11:40,588
‫‏- هی ‏- ببین

202
00:11:40,596 --> 00:11:42,944
‫میتونی توی بازجویی برای
‫آدم بدا دیسکو هم جور کنی

203
00:11:42,953 --> 00:11:44,575
‫،‏این که یه بازی نیست
‫‏این پدر و مادری کردنه

204
00:11:44,580 --> 00:11:45,938
‫‏و چیزی مهمیه

205
00:11:45,938 --> 00:11:48,588
‫‏اون تامی توینکتوز
‫رو زده ناقص کرده

206
00:11:48,588 --> 00:11:50,475
‫مطمئنم الان که داریم حرف
‫میزنیم یه ناقص کردنِ

207
00:11:50,499 --> 00:11:52,197
‫واقعی اون بیرون در
‫انتظارمونه که حلش کنیم

208
00:11:52,199 --> 00:11:56,009
‫:یه پرونده‌ای که هوار کنه
‫زن جادوگر دیوونه شده"؟"

209
00:11:56,009 --> 00:11:58,328
‫‏چی؟ تا جایی که خبر دارم نه

210
00:11:58,328 --> 00:12:00,671
‫‏خیلی خب، برمیگردم اونجا

211
00:12:00,680 --> 00:12:01,713
‫‏کاراگاه

212
00:12:01,714 --> 00:12:03,056
‫‏یه عروسک ساده‌ست

213
00:12:03,057 --> 00:12:05,401
‫‏نمیدونم چرا این همه
‫قشقرق راه انداختی

214
00:12:05,503 --> 00:12:08,394
‫‏مسئله فقط عروسک
‫نیست، فریب دادنه

215
00:12:08,397 --> 00:12:10,803
‫‏- چی؟ ‏- بهترین
‫دوست تریکسی، لندا یه

216
00:12:10,809 --> 00:12:12,874
‫‏عروسک جدید خریده، حالا تریکسی
‫‏هم از اون عروسکا میخواد

217
00:12:12,876 --> 00:12:14,941
‫‏پس چیکار میکنه؟ ‏عروسک
‫قدیمیش رو خراب میکنه

218
00:12:14,943 --> 00:12:17,008
‫به این امید که به جاش یکی
‫- دیگه بخرم - تحسین برانگیزه

219
00:12:17,010 --> 00:12:19,938
‫‏ولی خب از این زن هرزه‌ی حیله‌گر
‫‏بیشتر از این انتظار نمیره

220
00:12:19,939 --> 00:12:22,695
‫‏چرا قبول نمیکنی که براش بخری
‫‏و بعدش بریم به کارمون برسیم؟

221
00:12:22,695 --> 00:12:25,451
‫‏نه، و ممنون میشه اگه
‫اختیارات ‏منو زیرسوال نبری

222
00:12:25,451 --> 00:12:26,515
‫‏ولی تو مادر بدی هستی

223
00:12:26,519 --> 00:12:28,378
‫‏وقتی بچه بهت نیاز داره ولش کنی

224
00:12:28,380 --> 00:12:30,274
‫‏بعداً توی آینده هم
‫بهت اعتماد نمیکنه

225
00:12:30,274 --> 00:12:32,164
‫‏- همینو میخوای
‫کاراگاه؟ ‏- دکر هستم

226
00:12:32,169 --> 00:12:33,754
‫‏آره

227
00:12:33,754 --> 00:12:35,854
‫‏گرفتم

228
00:12:35,860 --> 00:12:37,702
‫‏پرونده جدید داریم. هتل گلیم

229
00:12:37,702 --> 00:12:40,039
‫‏بالاخره! چه خبر فوق العاده‌ای

230
00:12:44,085 --> 00:12:45,919
‫‏اصولاً یه بچه‌ست

231
00:12:45,928 --> 00:12:47,868
‫‏آره، ۱۹ سالش میشه

232
00:12:47,868 --> 00:12:49,217
‫‏چه مدت اینجا بوده؟

233
00:12:49,217 --> 00:12:50,992
‫نمیدونم، شاید یه چند روزی

234
00:12:50,994 --> 00:12:54,285
‫"‏به گمونم خدمتکار "مزاحم
‫نشید ‏رو جدی گرفته

235
00:12:54,285 --> 00:12:58,722
‫علت مرگ: سوراخی در گردن

236
00:12:58,726 --> 00:13:00,698
‫‏به نظرم یخ شکن باشه

237
00:13:00,700 --> 00:13:02,179
‫‏شایدم یه پیچ گوشتی

238
00:13:02,181 --> 00:13:03,493
‫با سر پنج اینچی؟

239
00:13:04,978 --> 00:13:06,787
‫‏آره، شاید

240
00:13:06,787 --> 00:13:08,104
‫‏کارت خوبه

241
00:13:08,109 --> 00:13:11,145
‫‏میدونم. کاراگاه اینجا
‫هم ‏کلی خون پخش شده

242
00:13:15,546 --> 00:13:17,892
‫‏به نظرم این کفش سیندرلامون باشه

243
00:13:17,892 --> 00:13:20,369
‫‏سیندرلا؟ مطمئنی منظورت
‫‏مادرخونده‌ی شیطون نیست؟

244
00:13:20,372 --> 00:13:22,650
‫‏جداً؟

245
00:13:22,652 --> 00:13:25,297
‫‏هنوزم اون "کارم مادرم
‫بوده" بازیا رو داریم؟

246
00:13:25,297 --> 00:13:27,476
‫‏خیال میکردم اون مسئول
‫قتل قبلیمون بود

247
00:13:27,478 --> 00:13:28,924
‫‏همه‌ی قتل‌ها رو گردنش میندازی

248
00:13:28,932 --> 00:13:30,913
‫‏- تا وقتی که یکیشون جور در
‫بیاد؟ ‏- نه، فقط میگم که

249
00:13:30,915 --> 00:13:33,055
‫‏شاید زن گمشده‌مون
‫قاتل داستان باشه

250
00:13:33,064 --> 00:13:36,691
‫یه روانی قاتل که وحشیگریش رو با سوراخ
‫کردنِ گردنِ اون بچه بیچاره شروع کرده

251
00:13:36,699 --> 00:13:39,334
‫خیلی خب، به نظرم یه خیانت
‫به همسر بوده که بد پیش رفته

252
00:13:39,343 --> 00:13:42,483
‫شوهر حسود زن خیانت کارش
‫رو تا اینجا تعقیب کرده

253
00:13:42,483 --> 00:13:44,632
‫،اون جوون عاشقمون رو می‌کشه
‫زنش رو هم زخمه می‌کنه

254
00:13:44,632 --> 00:13:46,946
‫بعدش زنه رو میکشه به
‫خونه و زنشم فرار میکنه

255
00:13:46,946 --> 00:13:48,462
‫‏آخرین بخش رو که صد در صد

256
00:13:48,466 --> 00:13:51,231
‫خب، اگه یه چیزی بیشتر از یه کفش جا
‫گذاشته بود چیزای بیشتری میفهمیدیم

257
00:13:51,242 --> 00:13:53,718
‫‏کیفی نداریم

258
00:13:53,721 --> 00:13:55,405
‫نه کیف پولی، نه کلیدی

259
00:13:55,407 --> 00:13:57,357
‫‏تلفن این خانوم هم کمکی میکنه؟

260
00:13:57,357 --> 00:13:59,338
‫‏خب معلومه که آره، ولی ما که...

261
00:13:59,340 --> 00:14:01,163
‫‏یه تلفن!

262
00:14:03,735 --> 00:14:05,493
‫‏عجب!

263
00:14:05,493 --> 00:14:07,147
‫‏عجب چشمایی داری، لوس!

264
00:14:08,517 --> 00:14:09,918
‫‏...ـیفر

265
00:14:09,923 --> 00:14:12,168
‫اینا رو به آزمایشگاه میبرم

266
00:14:12,173 --> 00:14:13,931
‫‏ببینم میتونی ریستورش کنم یا نه

267
00:14:13,931 --> 00:14:15,859
‫،‏آره، هر چه سریعتر ردیفش
‫کن اِلا ‏باید بفهمیم که

268
00:14:15,865 --> 00:14:18,362
‫این زن گمشده‌مون هنوز
‫زنده‌ست یا نه، خب؟

269
00:14:18,362 --> 00:14:20,258
‫‏- آره ‏- نمیخوام یه
‫جسد دیگه پیدا کنم

270
00:14:20,259 --> 00:14:22,799
‫‏باور کن، جسد
‫دیگه‌ای پیدا نمیکنی

271
00:14:23,951 --> 00:14:25,427
‫‏یه جسد پیدا کردم

272
00:14:32,742 --> 00:14:34,322
‫‏اون خدمتکار هتله

273
00:14:34,323 --> 00:14:36,785
‫این توجیه میکنه که چرا مرد
‫مرده‌مون رو پیدا نکرده

274
00:14:36,785 --> 00:14:39,419
‫‏چون میدونی که، خودش مُرده بود

275
00:14:39,421 --> 00:14:41,247
‫‏بگذریم، خب

276
00:14:41,252 --> 00:14:43,117
‫‏زخم بازی نداشته، پس مسلماً
‫اون سیندرلایی نیست که

277
00:14:43,117 --> 00:14:44,414
‫‏همه‌جای آپارتمان خونریزی کرده

278
00:14:44,415 --> 00:14:47,074
‫این کبودی و علائم نیم دایره
‫رو روی گردنش می‌بینی؟

279
00:14:47,079 --> 00:14:48,411
‫‏خفه شده

280
00:14:48,411 --> 00:14:51,075
‫‏ناخن‌های درازی داشته
‫‏که یعنی قاتل زن بوده

281
00:14:51,075 --> 00:14:53,071
‫‏لزوماً نه. علائم عمیق هستن

282
00:14:53,073 --> 00:14:54,400
‫‏ممکنه یه پسر باشه که

283
00:14:54,404 --> 00:14:56,235
‫‏- که هنوز مرد نشده
‫‏- بیخیال بابا

284
00:14:56,235 --> 00:14:57,900
‫خیلی تابلوئه، موجود
‫جهنمی سیندرلاییت

285
00:14:57,900 --> 00:15:00,395
‫‏یه پیچ گوشتی توی گردن
‫‏این بچه بیچاره فرو کرده

286
00:15:00,397 --> 00:15:03,555
‫،‏وقتی خدمتکار مزاحم کارش شده
‫‏اونو هم با دستای خالی کشته

287
00:15:03,560 --> 00:15:04,588
‫خدمتکار؟

288
00:15:04,592 --> 00:15:07,248
‫‏قاتل کیه؟ خانم پیکاپ با
‫یه شمعدون توی کتابخونه؟

289
00:15:07,256 --> 00:15:08,721
‫‏عاشق اون بازیم

290
00:15:08,721 --> 00:15:10,716
‫‏به نظرم کار اون زن
‫گمشده نیست، لوسیفر

291
00:15:10,718 --> 00:15:12,883
‫‏واسه یه زن عجیبه
‫که یه نفرو خفه کنه

292
00:15:12,883 --> 00:15:15,213
‫،‏ولی به اندازه‌ی کبودی نگاه
‫کن ‏معلومه که دست یه مرد نیست

293
00:15:15,213 --> 00:15:17,877
‫‏من مردایی دیدم که دستاشون
‫‏مثل دست زن‌ها خوشگل و کوچیکه

294
00:15:17,877 --> 00:15:19,033
‫‏دن حساب نیست

295
00:15:19,041 --> 00:15:20,197
‫- بیخیال - خب، با این وجود

296
00:15:20,204 --> 00:15:22,034
‫‏مرگ خدمتکار برنامه
‫ریزی نشده بود

297
00:15:22,034 --> 00:15:24,357
‫‏هنوزم فکر میکنم که پای
‫یه نفر سوم در میون بوده

298
00:15:24,362 --> 00:15:27,355
‫‏یه نفر وقتی خدمتکار وارد
‫شده ‏به این زوج حمله کرده

299
00:15:27,355 --> 00:15:29,009
‫بعدش قاتل خدمتکار رو
‫به اتاق خواب کشونده

300
00:15:29,018 --> 00:15:32,843
‫‏باهم درگیر شدن تا اینکه
‫‏بالاخره تونسته اونو خفه کنه

301
00:15:32,843 --> 00:15:34,672
‫‏اینطوری برای سیندرلامون
‫‏واسه فرار کردن وقت جور شده

302
00:15:34,672 --> 00:15:35,828
‫‏کاملاً موافقم

303
00:15:35,836 --> 00:15:38,829
‫‏و باید هر چه سریعتر مستقیماً
‫‏به جهنم فرستاده بشه

304
00:15:38,829 --> 00:15:41,819
‫،‏حالا اگه منو ببخشید ‏باید
‫با یه نفر تماس بگیرم

305
00:15:41,822 --> 00:15:43,485
‫‏چیزی از اون تلفن گیرمون اومد؟

306
00:15:43,485 --> 00:15:45,617
‫‏صحیح! پاک یادم رفته بود

307
00:15:46,703 --> 00:15:48,256
‫نه، نه

308
00:15:48,261 --> 00:15:49,743
‫نتونستم از سیم کارتش
‫چیزی ریکاوری کنم

309
00:15:49,751 --> 00:15:51,817
‫‏آب که به تلفن
‫بخوره، واویلا میشه

310
00:15:51,817 --> 00:15:53,979
‫،‏یه بار گوشیم افتاد
‫توی توالت ‏افتضاح بود

311
00:15:53,980 --> 00:15:55,847
‫‏- تو روحش، این دیگه آخرش بود ‏- مجبور
‫شدم دستم رو بکنم توش، دستکش هم نداشتم

312
00:15:55,847 --> 00:15:57,197
‫‏نه

313
00:15:57,202 --> 00:16:00,251
‫‏نه، چون ازش یه شماره
‫سریال پیدا کردم

314
00:16:00,251 --> 00:16:02,443
‫‏واسه همین حداقل
‫میدونم کی اونو خریده

315
00:16:02,451 --> 00:16:04,481
‫‏تقاطع خیابان ریچاردز و ویلر

316
00:16:04,483 --> 00:16:06,006
‫‏شرکت حقوقی بزرگ در بورلی هیلز

317
00:16:06,008 --> 00:16:07,181
‫‏حله

318
00:16:07,181 --> 00:16:08,687
‫‏دفعه بعد اگه خواستی اطلاعات بدی

319
00:16:08,688 --> 00:16:11,701
‫‏یه راست اطلاعات رو بده

320
00:16:11,704 --> 00:16:13,380
‫‏البته اگه راحت باشی

321
00:16:13,380 --> 00:16:15,218
‫خب رئیس، میخوای چیکار کنم؟

322
00:16:15,223 --> 00:16:17,393
‫،‏من رئیست نیستم
‫‏فقط میدونی که چیز....

323
00:16:17,402 --> 00:16:18,908
‫‏رئیسم

324
00:16:18,909 --> 00:16:20,074
‫‏اشکال نداره، کلویی

325
00:16:20,082 --> 00:16:21,925
‫مثل یه پسر بزرگ
‫تنزلم رو قبول میکنم

326
00:16:21,925 --> 00:16:24,205
‫‏ضمناً، وقتی بهم دستور
‫میدی ‏سکسی میشه

327
00:16:25,611 --> 00:16:27,449
‫‏شرمنده

328
00:16:27,455 --> 00:16:29,202
‫‏اما از عادت‌های قدیم

329
00:16:29,297 --> 00:16:31,376
‫‏با افراد گمشده شروع کن

330
00:16:31,476 --> 00:16:33,143
‫ببین سر نخ جدیدی از
‫سیندلامون پیدا میکنی یا نه

331
00:16:33,151 --> 00:16:35,662
‫‏من و لوسیفر هم میرم
‫سراغ ‏اون شرکت حقوقی

332
00:16:35,664 --> 00:16:37,371
‫‏باشه

333
00:16:37,373 --> 00:16:38,511
‫‏لوسیفر

334
00:16:38,516 --> 00:16:40,258
‫‏لوسیفر

335
00:16:41,707 --> 00:16:43,288
‫‏داری دعا میکنی؟

336
00:16:43,388 --> 00:16:44,969
‫‏بله، معمولاً جواب میده

337
00:16:45,067 --> 00:16:47,152
‫‏احتمالا رفته جقی چیزی بزنه

338
00:16:48,763 --> 00:16:50,877
‫‏یالا آمندیل، کجایی؟

339
00:16:53,635 --> 00:16:55,720
‫‏سلام؟

340
00:16:55,819 --> 00:16:57,399
‫‏رادارت روشنه؟

341
00:16:57,499 --> 00:17:00,178
‫‏منم مثل تو وایمیستم
‫تا خدا باهام حرف بزنه

342
00:17:00,187 --> 00:17:02,865
‫‏ولی میدونی چیه؟
‫‏دلسرد نشو، باشه؟

343
00:17:02,874 --> 00:17:06,904
‫‏اون می‌شنوه، فقط این یه
‫جور ‏مخابره‌ی یک طرفه‌ست

344
00:17:12,787 --> 00:17:15,204
‫‏یالا برادر، کجایی؟

345
00:17:24,378 --> 00:17:26,109
‫‏لیندا

346
00:17:28,293 --> 00:17:31,462
‫‏از اینکه دیدم هنوزم
‫میای مطب تعجب کردم

347
00:17:31,556 --> 00:17:33,581
‫‏آخه در هر صورت این یه...

348
00:17:33,677 --> 00:17:37,100
‫‏این یه ساختمان واقعی واسه
‫‏روانپزشک‌های واقعی و بیمارهای واقعیه

349
00:17:37,103 --> 00:17:38,569
‫‏متأسفانه الان نمی‌تونم
‫بحث کنم، لیندا

350
00:17:38,571 --> 00:17:40,527
‫‏یه تحقیقاتی باید انجام بدم

351
00:17:40,529 --> 00:17:41,536
‫‏معلومه، چرا که نه

352
00:17:41,540 --> 00:17:43,789
‫‏درمورد روانپزشکی
‫بیشتر یاد می‌گیری؟

353
00:17:43,791 --> 00:17:45,815
‫‏یا وقتشه که شغلت رو عوض
‫کنی؟ ‏شاید یه وکیل بشی

354
00:17:45,912 --> 00:17:47,643
‫‏فضانورد

355
00:17:47,740 --> 00:17:49,040
‫‏درک می‌کنم

356
00:17:49,044 --> 00:17:51,616
‫‏از اینکه بهت گفتم
‫یه روانپزشکم ناراحتی

357
00:17:51,622 --> 00:17:55,044
‫،‏شایدم روانپزشک باشی
‫‏چون درکت فوق العاده‌ست

358
00:17:55,048 --> 00:17:58,471
‫‏لیندا گوش کن، من کاری رو ‏که
‫لازم بود انجام دادم، خب؟

359
00:17:58,474 --> 00:18:01,732
‫شاید تو درکش نکنی ولی من داشتم به
‫مسائل خیلی مهمتری رسیدگی می‌کردم

360
00:18:01,737 --> 00:18:03,037
‫‏چاره‌ای نداشتم

361
00:18:03,042 --> 00:18:04,614
‫‏چرا، داشتی

362
00:18:06,215 --> 00:18:07,546
‫‏تو ازم سوءاستفاده کردی

363
00:18:07,551 --> 00:18:10,865
‫‏مجبور نبود این کارو بکنی

364
00:18:11,059 --> 00:18:14,894
‫‏به اینکه بیمارهام بهم دروغ بگن
‫‏عادت دارم، ولی همکارام نه

365
00:18:14,901 --> 00:18:17,734
‫‏نه دوست‌هام

366
00:18:17,740 --> 00:18:21,744
‫‏باهات مشورت کردم،
‫بهت اعتماد کردم

367
00:18:21,748 --> 00:18:23,851
‫‏ولی تو به اون اعتماد خیانت کردی

368
00:18:25,757 --> 00:18:31,264
‫‏توضیحش سخته، ولی خیلی
‫تحت فشار مشکلات بودم

369
00:18:32,972 --> 00:18:35,105
‫‏شاید اگه خیلی خودخواهی نمی‌کردی

370
00:18:35,111 --> 00:18:37,684
‫و بیشتر به فکرِ
‫رفتارت با بقیه بودی

371
00:18:37,783 --> 00:18:39,715
‫‏اینقدر تحت فشار مشکلات نبودی

372
00:18:41,791 --> 00:18:44,024
‫کارما" که می‌گفتی همینه"

373
00:18:45,132 --> 00:18:47,375
‫‏شاید بخوای درمورد
‫اونم تحقیق کنی

374
00:19:05,676 --> 00:19:09,845
‫خیلی خب، موثرترین راهش اینه
‫که با احتیاط و اصولی نزدیک شد

375
00:19:09,851 --> 00:19:10,852
‫‏مفهوم شد

376
00:19:10,853 --> 00:19:12,856
‫‏می‌تونیم با همکارها...
‫شروع کنیم و بعدش

377
00:19:12,858 --> 00:19:15,691
‫‏وکیل‌ها توجه کنن! سلام!

378
00:19:15,697 --> 00:19:17,556
‫‏سلام. لطفاً توجه کنین

379
00:19:17,556 --> 00:19:23,809
‫این مدرک مهمی که از یه صحنه‌ی جرم‌ِ
‫وحشتناک پیدا شده برای کسی آشناست؟

380
00:19:23,809 --> 00:19:25,499
‫آره. می‌بینی؟

381
00:19:25,499 --> 00:19:27,189
‫‏این تلفن شرکتی ماست

382
00:19:27,189 --> 00:19:28,365
‫‏همه ازش یکی داریم

383
00:19:28,373 --> 00:19:29,720
‫‏می‌تونه مال هر کسی باشه

384
00:19:29,724 --> 00:19:31,244
‫‏صحیح

385
00:19:31,246 --> 00:19:36,816
‫این کفش لوبتون با کف امبره و سایز...
‫هفت چی؟

386
00:19:36,822 --> 00:19:38,504
‫‏- ششِ انگلیسی ‏- لوسیفر

387
00:19:38,513 --> 00:19:39,860
‫‏خدای من

388
00:19:39,864 --> 00:19:41,718
‫‏اون کفش شارلوته

389
00:19:41,723 --> 00:19:43,772
‫‏حالش خوبه؟

390
00:19:43,870 --> 00:19:45,424
‫‏به گمونم اینم
‫شاهزاده‌ی دلربا باشه

391
00:19:46,677 --> 00:19:48,984
‫‏ریچاردز. شارلوت ریچاردز

392
00:19:48,990 --> 00:19:50,474
‫‏اون صاحب این شرکته

393
00:19:50,476 --> 00:19:52,615
‫‏وقتی دیدم به اداره نیومد...

394
00:19:52,623 --> 00:19:55,751
‫‏پیش خودم گفتم حتماً واسه
‫‏یه پرونده رفته خارج شهر

395
00:19:55,760 --> 00:19:58,631
‫‏احیاناً این مرد توی هیچکدوم
‫از ‏اون پرونده‌ها درگیر بوده؟

396
00:20:00,880 --> 00:20:02,860
‫‏- خدای من، این ‏- مثل یه...
‫میخِ‌در دراز به دراز مُرده

397
00:20:02,862 --> 00:20:04,911
‫‏بله. یا استثنائاً توی این
‫مورد ‏میشه گفت پیچِ‌در

398
00:20:05,009 --> 00:20:06,989
‫‏چون سوراخ گردنش به خاطر
‫‏فرو کردن یه پیچ گوشتیه

399
00:20:06,991 --> 00:20:08,802
‫‏و از قضا به نظرم شارلوت شاید...

400
00:20:08,807 --> 00:20:13,591
‫میشه اطلاعات بیشتری
‫برای مرگش بهمون بدید؟

401
00:20:13,596 --> 00:20:16,239
‫‏خب، من نشناختمش

402
00:20:16,239 --> 00:20:18,189
‫‏وایسا، به نظرتون
‫شارلوت زنده‌ست؟

403
00:20:18,385 --> 00:20:19,384
‫‏"زنده" رو تعریف کن

404
00:20:19,385 --> 00:20:21,651
‫آخرین بار کِی اونو دیدین؟

405
00:20:32,088 --> 00:20:33,886
‫‏کار من بود!

406
00:20:33,888 --> 00:20:35,547
‫‏شارلوت، خیلی متأسفم!

407
00:20:35,555 --> 00:20:37,054
‫‏خب بردلی، گوش کن

408
00:20:37,056 --> 00:20:39,214
‫‏چون الان من مشکلات
‫اعتماد شخصی دارم

409
00:20:39,223 --> 00:20:40,951
‫‏برد، نگام کن

410
00:20:43,723 --> 00:20:46,151
‫‏می‌خواستی شارلوت بمیره؟

411
00:20:47,724 --> 00:20:49,962
‫‏نه، نه

412
00:20:50,058 --> 00:20:51,627
‫‏اصلاً اینو نمی‌خواستم

413
00:20:51,724 --> 00:20:54,053
‫‏صحیح. پس چی می‌خوای؟

414
00:20:54,059 --> 00:20:56,626
‫‏اینکه با شارلوت باشم

415
00:20:56,725 --> 00:20:58,224
‫‏ما عاشق هم بودیم

416
00:20:58,226 --> 00:21:00,224
‫‏آقای ویلر

417
00:21:00,226 --> 00:21:08,058
‫‏امکانش بود که احیاناً شارلوت با
‫این ‏آقای توی عکس هم خوابیده باشه؟

418
00:21:08,061 --> 00:21:09,220
‫‏نه

419
00:21:09,228 --> 00:21:11,984
‫ما کاملاً تک همسر بودیم

420
00:21:11,986 --> 00:21:14,058
‫‏حتی با شوهر خودشم نمی‌خوابید

421
00:21:15,903 --> 00:21:17,567
‫‏پس از قبل ازدواج کرده بود؟

422
00:21:17,572 --> 00:21:20,297
‫‏آره ولی از اون یارو متنفر بود

423
00:21:30,855 --> 00:21:32,897
‫بابت این به هم ریختگی شرمنده

424
00:21:32,899 --> 00:21:34,940
‫‏بابت اون کفشا متأسفم

425
00:21:34,942 --> 00:21:36,473
‫‏ببخشید

426
00:21:36,475 --> 00:21:38,998
‫آقای ریچاردز، آخرین بار کِی
‫همسرتون توی خونه بودن؟

427
00:21:39,200 --> 00:21:40,731
‫‏وای خدا

428
00:21:40,733 --> 00:21:43,111
‫‏فکر کنم سه روز پیش

429
00:21:43,116 --> 00:21:44,984
‫‏شما براش گزارش
‫گمشدگی پر نکردین؟

430
00:21:44,991 --> 00:21:48,124
‫‏اون همیشه در سفره ‏هیچوقت.
‫زمانش رو بهم نمیگه

431
00:21:48,225 --> 00:21:50,267
‫‏بهت گفته بود که با شریکش
‫بردلی ریخته رو هم؟

432
00:21:50,269 --> 00:21:51,896
‫‏لوسیفر

433
00:21:52,765 --> 00:21:53,765
‫‏درسته؟

434
00:21:53,857 --> 00:21:54,820
‫‏می‌دونستم

435
00:21:54,824 --> 00:21:56,039
‫چه کاری از دستم برمیومد؟

436
00:21:56,040 --> 00:21:58,599
‫خب یه گزینه‌اش اینه که یه
‫پیچ گوشتی فرو کنی توی گردنش

437
00:21:59,502 --> 00:22:01,437
‫‏این مرد رو می‌شناسین؟

438
00:22:01,530 --> 00:22:02,848
‫‏خدای من

439
00:22:02,849 --> 00:22:07,917
‫اون هفته پیش با یه بسته
‫برای شارلوت اومد جلوی در

440
00:22:07,924 --> 00:22:09,445
‫‏کاملاً مطمئنم که
‫مربوط به کارش بود

441
00:22:09,447 --> 00:22:11,637
‫‏خب، به این بستگی داره که
‫‏چه جور بسته‌ای باشه، نه؟

442
00:22:11,645 --> 00:22:14,089
‫‏- شارلوت حالش خوبه؟
‫‏- میشه بگین این

443
00:22:14,183 --> 00:22:15,866
‫سه روز اخیر چیکار
‫- می‌کردین؟ - آره

444
00:22:15,874 --> 00:22:17,902
‫توی خونه خراب شده بودم

445
00:22:17,904 --> 00:22:19,760
‫‏بچه‌هام مریض و توی خونه بودن

446
00:22:19,765 --> 00:22:22,543
‫‏از دوشنبه خونه رو ترک نکردم

447
00:22:22,641 --> 00:22:24,233
‫‏انگار از اون روزم دوش نگرفتی

448
00:22:24,333 --> 00:22:26,016
‫‏بچه‌هاتون خونه هستن؟

449
00:22:26,024 --> 00:22:27,200
‫می‌خوام اونا حرفتون رو تایید کنن

450
00:22:27,208 --> 00:22:29,307
‫باشه چرا که نه،...
‫پایین راهرو که برین

451
00:22:29,408 --> 00:22:34,213
‫دقیقاً کی غیرت
‫مردونگیت رو رها کردی؟

452
00:22:34,313 --> 00:22:35,625
‫‏جونم؟

453
00:22:35,630 --> 00:22:37,928
‫‏عاشق باباهای تو خونه بمون هستم

454
00:22:37,933 --> 00:22:39,442
‫‏و باور کن، شخصا
‫بهت توصیه می‌کنم

455
00:22:39,447 --> 00:22:41,054
‫‏بچه‌هات رو ترک نکنی

456
00:22:41,059 --> 00:22:43,032
‫‏ولی هنوزم دلیلی واسه رها
‫کردن مردونگی نمی‌بینم

457
00:22:43,034 --> 00:22:45,243
‫‏من مردونگیم رو رها...

458
00:22:45,338 --> 00:22:47,872
‫آقای ریچاردز، یه تیکه کامل
‫سوسیس به لباست چسبیده

459
00:22:47,970 --> 00:22:49,706
‫‏خدایا

460
00:22:50,767 --> 00:22:51,753
‫‏بیخیال

461
00:22:51,754 --> 00:22:52,977
‫‏کمدت کجاست؟ بالای اینجا؟

462
00:22:53,071 --> 00:22:54,551
‫‏آره

463
00:22:55,868 --> 00:22:57,673
‫‏چه خوب. رنگای بیشترش هم هست

464
00:22:57,678 --> 00:22:59,483
‫‏فقط یه قسمت از بدن هست

465
00:22:59,489 --> 00:23:00,801
‫‏که پلاستیک باید بپوشونتش

466
00:23:00,805 --> 00:23:02,116
‫البته تو که نمی‌دونستی

467
00:23:02,121 --> 00:23:03,758
‫‏مشخصه که خودت رو عقیم کردی

468
00:23:03,766 --> 00:23:05,739
‫‏اما نگران نباش. من
‫اینجام که کمک کنم

469
00:23:05,741 --> 00:23:07,378
‫‏لباس با طرح هاوایی؟

470
00:23:07,387 --> 00:23:09,952
‫‏هشتمین گناه کبیره. بیرون

471
00:23:09,954 --> 00:23:12,344
‫‏این لباس طرفدارای
‫‏دیو متیو چیه آخه

472
00:23:12,350 --> 00:23:14,474
‫‏حالا دیگه دارم به سالم
‫بودن عقلت شک می‌کنم

473
00:23:14,576 --> 00:23:16,453
‫‏چی داریم؟ آهان! بیا

474
00:23:16,458 --> 00:23:18,510
‫‏این بنظر امیدوار کننده تره

475
00:23:18,512 --> 00:23:20,051
‫‏از کی تا حالا پوشیده...؟

476
00:23:20,052 --> 00:23:21,663
‫‏- عروسی ‏- همین فکر
‫رو می‌کردم، خوبه

477
00:23:21,764 --> 00:23:23,303
‫‏بذار یه نگاهی بکنیم

478
00:23:23,304 --> 00:23:24,843
‫‏زود باش

479
00:23:24,845 --> 00:23:27,174
‫‏زود باش!

480
00:23:29,637 --> 00:23:32,202
‫‏این...

481
00:23:32,204 --> 00:23:33,778
‫‏کوکائینه!

482
00:23:33,877 --> 00:23:35,350
‫‏و همینطور چیزای خوب

483
00:23:35,549 --> 00:23:38,957
‫‏کاراگاه، به مهمونی خوش اومدید

484
00:23:45,449 --> 00:23:46,912
‫‏یه دقیقه‌ی دیگه آمادم

485
00:23:46,920 --> 00:23:50,087
‫‏می‌دونی، غذا دادن به
‫یه تیم کامل بیسبال

486
00:23:50,097 --> 00:23:52,102
‫‏وقتی که ماکارونی و پنیر
‫آماده دارید کار سختی نیست

487
00:23:52,104 --> 00:23:53,938
‫‏خب، پسرا، بیایید بخورید!

488
00:23:53,943 --> 00:23:57,892
‫‏میزکین، این ماده‌ی
‫عجیب و چسبناک

489
00:23:57,990 --> 00:24:00,295
‫‏که این پسر بخاطرش خوشحاله چیه؟

490
00:24:00,297 --> 00:24:02,472
‫‏داری فیلم پورن نگاه می‌کنی؟

491
00:24:09,829 --> 00:24:11,403
‫‏این چیه؟

492
00:24:11,501 --> 00:24:13,004
‫‏مثل پوله

493
00:24:13,006 --> 00:24:16,184
‫‏انسان‌ها ازش استفاده می‌کنند تا
‫چیزهایی ‏که توان مالیش رو ندارند بخرند

494
00:24:16,184 --> 00:24:17,517
‫‏کاش قبل اینکه

495
00:24:17,521 --> 00:24:19,686
‫‏از سطل آشغال‌های تو خیابون غذا
‫می‌خوردم اینو پیدا می‌کردم

496
00:24:20,866 --> 00:24:22,870
‫‏انسان‌ها حیوانات
‫مسخره‌ای هستن مگه نه؟

497
00:24:22,872 --> 00:24:26,040
‫‏ضعیف. شکننده

498
00:24:26,050 --> 00:24:27,643
‫‏منم رو همین حساب می‌کنم

499
00:24:29,227 --> 00:24:32,394
‫‏خب... کجا بودیم؟

500
00:24:43,942 --> 00:24:46,102
‫‏کوکائین زیادیه

501
00:24:46,111 --> 00:24:48,441
‫‏فکر می‌کنی شوهر وکیل
‫مدافع توزیع می‌کرده؟

502
00:24:48,446 --> 00:24:50,946
‫‏فکر نکنم از اون سبک آدم
‫های کارآفرین بوده باشه

503
00:24:50,949 --> 00:24:52,689
‫‏بنظرم وکیله اینطوری بوده

504
00:24:52,784 --> 00:24:54,854
‫،‏خیلی با عقل جور در
‫نمیاد ‏اما توضیح میده

505
00:24:54,953 --> 00:24:57,313
‫‏چرا آخر سر کارش با خون و ریزی و
‫مُردن ‏توی اتاق یه هتل تموم شد

506
00:24:57,322 --> 00:25:00,782
‫‏خب، شاید بچه توزیع کننده‌ی
‫خیابونیش بوده ‏یا همچین چیزی

507
00:25:00,792 --> 00:25:04,152
‫‏آره شاید. بگذریم، الا از اون پلاستیک
‫‏یه اثر انگشت بزرگ بدست آورد

508
00:25:04,162 --> 00:25:05,462
‫‏الان دارم تو سیستم خودکار
‫شناسایی اثر انگشت ‏بررسیش می‌کنم

509
00:25:05,463 --> 00:25:07,463
‫‏این جعبه دیگه چیه؟

510
00:25:07,465 --> 00:25:08,636
‫‏برای تو اومده؟

511
00:25:08,834 --> 00:25:10,194
‫‏- چی؟ ‏- آره

512
00:25:14,807 --> 00:25:17,637
‫‏دن، فکر کنم در موردش حرف زدیم

513
00:25:17,643 --> 00:25:19,143
‫‏یه آغاز متحدانه، مخصوصاً الان

514
00:25:19,145 --> 00:25:21,215
‫‏کار من که نبوده

515
00:25:21,314 --> 00:25:22,644
‫‏اون اینجاست! چه دوست داشتنی

516
00:25:22,648 --> 00:25:24,148
‫‏اون آشپزخونه‌ی کوچیک هم رسیده؟

517
00:25:24,150 --> 00:25:26,850
‫‏لوسیفر، نباید براش
‫یه عروسک می‌گرفتی

518
00:25:26,852 --> 00:25:28,312
‫‏چیزی نیست. می‌تونی
‫بگی از طرف تو بوده

519
00:25:29,822 --> 00:25:31,482
‫‏سلام

520
00:25:31,490 --> 00:25:33,268
‫‏لوئیس مندوزا

521
00:25:33,367 --> 00:25:35,416
‫‏یکی از همکارهای مهم ویکتور پرزه

522
00:25:35,511 --> 00:25:37,018
‫‏آدم ترسناکیه

523
00:25:37,020 --> 00:25:38,355
‫،‏با این حال هوشمندانست

524
00:25:38,360 --> 00:25:40,369
‫‏که با یه وکیل مدافع
‫قوی همکار بشی

525
00:25:40,371 --> 00:25:42,882
‫‏بخاطر همین هم هست که چرا تونسته
‫سال ها ‏از اِف بی آی دور بمونه

526
00:25:42,884 --> 00:25:44,722
‫‏یه دوست توی دفتر اِف‌بی‌آی دارم

527
00:25:44,727 --> 00:25:46,233
‫‏بهش زنگ میزنم. ببینم
‫چی می‌تونم پیدا کنم

528
00:25:46,235 --> 00:25:47,571
‫‏ممنون

529
00:25:47,575 --> 00:25:50,588
‫‏ببین، یدونه کیک کوچیک خوشگل
‫شکلاتی هم ‏باهاش اومده

530
00:25:50,591 --> 00:25:51,665
‫‏کیک مورد علاقه‌ی بچه‌هات

531
00:25:51,764 --> 00:25:53,371
‫‏بعداً به حسابت میرسم

532
00:25:54,646 --> 00:25:57,458
‫‏خواهش می‌کنم

533
00:26:01,985 --> 00:26:04,224
‫‏ده بیست سی چهل...

534
00:26:10,060 --> 00:26:13,043
‫‏داری وقتت رو تلف میکنی، میزکین

535
00:26:13,043 --> 00:26:14,379
‫‏نتونستی توی جهنم منو شکست بدی

536
00:26:14,384 --> 00:26:16,131
‫‏چی باعث شده فکر کنی بتونی
‫اینجا این کار رو بکنی؟

537
00:26:16,227 --> 00:26:19,240
‫‏شاید نمی تونستم بهت آسیب
‫بزنم ‏چون انسان نبودی

538
00:26:19,243 --> 00:26:21,081
‫‏خب، الان انسانی

539
00:26:21,086 --> 00:26:23,596
‫‏نه، بخاطر اینکه که
‫هیچ گناهی نداشتم

540
00:26:23,599 --> 00:26:26,110
‫‏جهنم به افراد چیزی که
‫لایقشون هستند رو میده

541
00:26:26,112 --> 00:26:28,291
‫‏من لایق این نبودم که مجازات بشم

542
00:26:28,491 --> 00:26:29,867
‫‏و تو هم می‌دونستی

543
00:26:29,966 --> 00:26:31,673
‫‏نه

544
00:26:31,675 --> 00:26:34,656
‫‏فکر کنم بخاطر این بود که نتونسته
‫بودم ‏نقطه ضعفت رو پیدا کنم

545
00:26:34,656 --> 00:26:37,166
‫‏همه یکی دارند

546
00:26:37,168 --> 00:26:39,416
‫‏بدن انسان چندین نقطه ضعف داره

547
00:26:39,512 --> 00:26:41,018
‫‏مراقب باش

548
00:26:41,019 --> 00:26:42,595
‫،‏این بدن فقط یبار
‫بهبود پیدا می‌کنه

549
00:26:42,694 --> 00:26:44,862
‫‏لوسیفر هم بهت گفت
‫که بهم آسیب نزنی

550
00:26:44,870 --> 00:26:48,213
‫،‏شاید الان باعث گیج شدنش
‫شده باشی ‏اما اون باهوشه

551
00:26:48,220 --> 00:26:51,974
‫،‏بالاخره عقلش میاد سرجاش
‫چهره‌ی واقعیت رو می‌بینه

552
00:26:52,071 --> 00:26:54,410
‫‏مادری که پسرش رو دوست داره

553
00:26:54,416 --> 00:26:57,759
‫‏مادرهای عاشق پسرشون
‫رو رها نمی‌کنن

554
00:26:57,766 --> 00:27:01,118
‫‏من رابطت رو با اون
‫تهدید کردم، مگه نه؟

555
00:27:02,622 --> 00:27:04,094
‫‏تلاش خوبی بود

556
00:27:05,897 --> 00:27:08,184
‫،‏با این حال که میگی
‫تو راه رفتن بودی

557
00:27:08,190 --> 00:27:10,644
‫‏هنوز اینجایی و داری
‫دستورش رو انجام میدی

558
00:27:10,647 --> 00:27:11,952
‫‏تو بهش احتیاج داری

559
00:27:11,956 --> 00:27:14,184
‫‏و اگه من بمونم، بعدش
‫دیگه اون بهت احتیاج نداره

560
00:27:14,282 --> 00:27:16,539
‫‏بهم اعتماد کن، تو نمی‌مونی

561
00:27:16,542 --> 00:27:19,556
‫‏لوسیفر با همسر سابقت یه معامله
‫کرد ،‏تا تو رو برگردونه جهنم

562
00:27:19,653 --> 00:27:22,539
‫،‏و اون قول و قرارهاش
‫رو زیر پا نمی ذاره

563
00:27:22,634 --> 00:27:25,285
‫‏فکر نکنم با خدا سر جنگ بگیره

564
00:27:26,368 --> 00:27:28,273
‫‏اون یه معامله کرد؟

565
00:27:29,316 --> 00:27:31,389
‫‏وایسا

566
00:27:35,695 --> 00:27:37,777
‫‏این یه نقطه ضعفه؟

567
00:27:42,242 --> 00:27:45,663
‫‏اونا اشک هستن؟

568
00:27:54,497 --> 00:27:56,711
‫‏تو مادر بدی هستی

569
00:27:56,713 --> 00:27:59,470
‫‏واقعاً؟ فکرش رو می‌کردم
‫ممکنه یکم برنامه‌ریزی کنی

570
00:27:59,566 --> 00:28:01,207
‫‏واقعاً؟ چطوری؟

571
00:28:01,212 --> 00:28:03,969
‫‏خب، تو همش سعی می‌کنی قتل ها
‫رو ‏به مادر خودت مرتبط کنی

572
00:28:04,065 --> 00:28:06,953
‫‏حدس می‌زنم تو و اون
‫رابطه جالبی نداشتید

573
00:28:06,953 --> 00:28:08,764
‫‏بفرما

574
00:28:08,765 --> 00:28:11,653
‫‏حداقل تونستم اون کیک شکلاتیِ
‫خوشگل کوچولو رو نگه دارم

575
00:28:11,653 --> 00:28:13,293
‫‏بیخیال

576
00:28:13,299 --> 00:28:14,838
‫‏با مامور کولبرن صحبت کردم

577
00:28:14,843 --> 00:28:16,151
‫‏شارلوت برای کارتل کار نمیکرده

578
00:28:16,152 --> 00:28:17,490
‫‏اون داشته کار می‌کرده
‫تا کارتل رو نابود کنه

579
00:28:17,496 --> 00:28:19,337
‫‏اون بچه‌ی بیچاره هم همینطور

580
00:28:19,342 --> 00:28:21,183
‫‏اسمش مارکو سنچزه.
‫‏با کارتل به مشکل

581
00:28:21,188 --> 00:28:23,201
‫،‏برخورده بوده ‏داشته
‫سعی می‌کرده درستش کنه

582
00:28:23,203 --> 00:28:26,423
‫‏پس داشته با شارلوت و اِف‌بی‌آی
‫به عنوان ‏خبر چین کار می‌کرده؟

583
00:28:26,426 --> 00:28:28,307
‫‏آره، سعی می‌کردن یه
‫پرونده علیه پرز بسازن

584
00:28:28,407 --> 00:28:31,194
‫‏بخاطر همین هم هست که اون و شارلوت
‫داشتند ‏مخفیانه توی هتل ملاقات می‌کردند

585
00:28:31,294 --> 00:28:32,350
‫‏اما اینو ببین

586
00:28:32,447 --> 00:28:36,030
‫‏آدمکش پرز بوده جیمیِ نجار

587
00:28:36,037 --> 00:28:38,673
‫‏می خوای حدس بزنی
‫روش کارش چطوریه؟

588
00:28:38,673 --> 00:28:40,391
‫‏- با پیچ گوشتی آدم
‫میکشه؟ ‏- دقیقاً

589
00:28:40,484 --> 00:28:43,939
‫‏پس اون زن همچینم
‫اشتیاق آدمکشی نداره

590
00:28:43,942 --> 00:28:45,917
‫‏نه، پرز همچین اشتیاقی داره

591
00:28:45,919 --> 00:28:47,893
‫‏- یا حداقل آدمکشش ‏- درسته

592
00:28:47,895 --> 00:28:50,027
‫‏خب، پس باید اون کارمند
‫پرز رو دستگیر کنیم؟

593
00:28:50,036 --> 00:28:51,211
‫‏اِف بی آی سال‌هاست که داره
‫سعی می‌کنه دستگیرش کنه

594
00:28:51,222 --> 00:28:52,337
‫‏اون از زیر همه چیز در میره.
‫کارهاش رو

595
00:28:52,342 --> 00:28:53,892
‫‏از طریق سال زیباییش پیش می‌بره

596
00:28:53,989 --> 00:28:56,486
‫‏آره، نمی‌تونیم ریسک کنیم که ‏پرونده‌ی
‫اِف‌بی‌آی از روندش خارج بشه

597
00:28:56,492 --> 00:28:58,960
‫،‏باید از طریق دادگاه اقدام
‫کنیم ‏حُکم هم باید بگیریم

598
00:28:58,962 --> 00:29:00,107
‫‏ببینم می‌تونم یه
‫حُکم سریع بگیرم یا نه

599
00:29:00,115 --> 00:29:01,447
‫‏ممکنه پرز الان
‫شارلوت رو گرفته باشه

600
00:29:01,449 --> 00:29:03,325
‫‏شک دارم

601
00:29:03,330 --> 00:29:05,380
‫‏خب، اگه هم اونو نگرفته
‫باشه، الان دنبالشه

602
00:29:05,382 --> 00:29:06,991
‫‏به این مورد شک ندارم

603
00:29:07,091 --> 00:29:09,213
‫‏آره، چرا تو اینجا
‫نمی‌مونی و حُکم رو نمیگیری

604
00:29:09,314 --> 00:29:10,852
‫‏فکر کنم من اجاق رو روشن گذاشتم

605
00:29:13,794 --> 00:29:15,915
‫‏چه دوست داشتنی، مشغولی

606
00:29:16,017 --> 00:29:18,200
‫‏خب. اطلاعات جدید دارم، میز

607
00:29:18,205 --> 00:29:21,280
‫‏بنظر میاد بعد از همه‌ی اینا ممکنه مامان
‫،‏یه آدم وحشی و همیشه دروغ گو نباشه

608
00:29:21,283 --> 00:29:23,097
‫‏اما همینطور بنظر میاد که هدف

609
00:29:23,198 --> 00:29:25,381
‫‏یه آدمکش شرور کارتل شده

610
00:29:25,386 --> 00:29:27,375
‫‏پس نباید گذاشته
‫باشی پنت هاوس رو

611
00:29:27,473 --> 00:29:29,553
‫‏تا قبل از حل شدن این گندکاری
‫ترک کرده باشه، درسته؟

612
00:29:30,687 --> 00:29:32,626
‫‏مادرت رفته

613
00:29:32,628 --> 00:29:34,112
‫‏چی؟

614
00:29:34,116 --> 00:29:36,414
‫‏خب، چطور این اتفاق افتاد، میز؟

615
00:29:36,510 --> 00:29:37,800
‫،‏منو گول زد

616
00:29:37,805 --> 00:29:40,578
‫‏بعدش هم با سرش زد توی سرم و رفت

617
00:29:42,334 --> 00:29:43,788
‫‏شرمنده

618
00:29:43,790 --> 00:29:45,729
‫‏باشه

619
00:29:45,731 --> 00:29:47,699
‫‏بنظرم بدترین اتفاقی که
‫ممکنه بیافته اینه که

620
00:29:47,704 --> 00:29:49,934
‫‏با بی‌رحمی به قتل رسیده باشه

621
00:29:49,936 --> 00:29:51,943
‫‏اگه هم اینطوری باشه، اون
‫فقط یه بدن جدید پیدا می‌کنه

622
00:29:52,039 --> 00:29:54,618
‫‏و مثل یه مامان خوب فرار
‫می‌کنه و برمیگرده، مگه نه؟

623
00:29:54,627 --> 00:29:55,797
‫‏یا نه

624
00:29:55,805 --> 00:29:57,561
‫‏ممکنه که من کُل قضیه‌ی

625
00:29:57,657 --> 00:30:00,350
‫‏معامله با خدا رو لو داده باشم

626
00:30:00,350 --> 00:30:02,570
‫‏پس فکر کنم ممکنه
‫فرار کنه بره جای دیگه

627
00:30:02,572 --> 00:30:05,467
‫،‏پس اگه بره توی یه بدن جدید
‫‏هیچ وقت پیداش نمی‌کنیم

628
00:30:07,251 --> 00:30:10,651
‫‏خب. پس فقط باید قبل از اینکه
‫این ‏اتفاق بیافته پیداش کنیم

629
00:30:10,651 --> 00:30:13,304
‫‏منظورم اینه که،
‫مگه یه جسم آسمانی

630
00:30:13,310 --> 00:30:16,165
‫‏که برای اولین بار وارد جسم ضعیف
‫انسانی شده ‏چقدر می‌تونه دور بشه؟

631
00:30:16,171 --> 00:30:17,251
‫‏خب، بذار ببینیم

632
00:30:17,349 --> 00:30:19,942
‫،‏یه آدم احمق و سکسیه
‫،لباس‌های منو هم پوشیده

633
00:30:20,042 --> 00:30:21,959
‫‏یه کارت اعتباری شرکتی هم داره

634
00:30:25,597 --> 00:30:26,707
‫‏عوضی

635
00:30:30,646 --> 00:30:33,501
‫‏سلام بچه‌ها. فقط دنبال سردسته‌ی
‫‏یه کارتل بزرگ مواد مخدرم

636
00:30:33,507 --> 00:30:35,686
‫‏خونست؟ ویکی؟

637
00:30:35,696 --> 00:30:38,157
‫‏ویکتور؟

638
00:30:38,254 --> 00:30:40,244
‫‏شرمنده عزیزم

639
00:30:43,647 --> 00:30:46,476
‫‏سلام

640
00:30:46,479 --> 00:30:47,823
‫‏آقای پرز، می‌خوام بدونید

641
00:30:47,828 --> 00:30:49,505
‫‏که من اینجا نیستم تا
‫بخاطر اقدامات مهم و جنایی

642
00:30:49,513 --> 00:30:50,594
‫‏ معامله‌ی مواد باهاتون صحبت کنم

643
00:30:50,693 --> 00:30:52,107
‫‏من بخاطر شارلوت ریچاردز اینجام

644
00:30:54,232 --> 00:30:57,768
‫احیاناً ‏شارلوت رو زندانی کردی؟

645
00:30:57,772 --> 00:30:59,621
‫‏- کی؟ ‏- خوبه. این رو
‫به عنوان نه قبول می‌کنم

646
00:30:59,626 --> 00:31:01,647
‫‏حرفم اینه

647
00:31:01,649 --> 00:31:03,326
‫،‏ممکنه فکر کنید که اون
‫مُرده ،‏اما اینطور نیست

648
00:31:03,334 --> 00:31:04,587
‫‏که خوبه، چون
‫همینطور فکر می‌کنید

649
00:31:04,683 --> 00:31:06,269
‫،‏که اون هنوز شارلوته
‫‏که اینطور نیست

650
00:31:06,368 --> 00:31:07,884
‫‏واضح گفتم؟

651
00:31:07,886 --> 00:31:09,735
‫‏خیلی ساده ازتون
‫می‌خوام قول بدید

652
00:31:09,740 --> 00:31:11,831
‫‏از شارلوت ریچاردز دور بمونید.
‫قبوله؟

653
00:31:17,999 --> 00:31:20,222
‫‏نگاش کن

654
00:31:20,224 --> 00:31:24,305
‫‏طوفان برف توی سالن.
‫زیبایی ‏چقدر مسخره

655
00:31:26,427 --> 00:31:28,519
‫‏کاراگاه

656
00:31:28,618 --> 00:31:30,972
‫‏فکر کنم ویکی برای یه برنامه نشون دادن
‫چیزها ‏و توضیح در موردشون آماده باشه

657
00:31:30,978 --> 00:31:32,655
‫‏تاکید زیادی روی ابرازش داره

658
00:31:36,541 --> 00:31:38,128
‫‏یه لحظه وایسا

659
00:31:38,227 --> 00:31:40,753
‫‏فکر می‌کنی چون مامور بود کشتمش؟

660
00:31:40,755 --> 00:31:42,270
‫‏چرا باید همچین کاری بکنم؟

661
00:31:42,273 --> 00:31:43,525
‫‏من داشتم ازش استفاده می‌کردم

662
00:31:43,621 --> 00:31:46,148
‫‏مخصوصاً بهش اطلاعات
‫ساختگی می‌دادم

663
00:31:46,150 --> 00:31:49,211
‫‏کاری کرده بودم اِف‌بی‌آی
‫بیافته دنبال کون خودش

664
00:31:49,217 --> 00:31:51,066
‫‏بچه یه جاسوس بود

665
00:31:51,072 --> 00:31:53,134
‫‏احمقانه بود که بهش آسیب زد

666
00:31:53,230 --> 00:31:55,250
‫‏خب، تو فراموش کردی که به
‫رفیقت جیمی ‏نقشه رو بگی

667
00:31:55,252 --> 00:31:57,607
‫‏پیچ گوشتی توی گردن

668
00:31:57,613 --> 00:32:00,402
‫‏نجار؟ مُرده

669
00:32:01,995 --> 00:32:04,764
‫‏باعث شدن کارتون پیچ بخوره؟

670
00:32:04,862 --> 00:32:07,590
‫‏تیکه‌ای که انداختم رو
‫گرفتی؟ پیچ گوشتی؟ پیچ خوردن؟

671
00:32:07,592 --> 00:32:08,936
‫‏واسه خودش یه موضوعیه

672
00:32:11,975 --> 00:32:14,976
‫‏اون کله‌ی گنده‌ی کوچولو
‫موچولوی قاچاقچیم چطوره؟

673
00:32:14,976 --> 00:32:16,961
‫‏کسی که می‌خوایم نیست

674
00:32:16,963 --> 00:32:19,275
‫‏باید یکی رو پیدا کنیم که به
‫مارکو و شارلوت ‏مربوط باشه

675
00:32:19,280 --> 00:32:21,096
‫‏و اینکه ندونه جیمی نجار مُرده

676
00:32:21,101 --> 00:32:23,324
‫‏خب، جیمی مُرده؟ غم انگیزه

677
00:32:23,420 --> 00:32:26,893
‫،‏پس با فرض اینکه همه‌ی کارتل این مسئله رو
‫می‌دونند ‏باعث میشه اونا مظنون ما نباشند

678
00:32:26,897 --> 00:32:29,378
‫‏و ما رو برسونه به تنها راهی

679
00:32:29,380 --> 00:32:31,365
‫:‏که از اون طریق شارلوت
‫و مارکو بهم مرتبط میشدن

680
00:32:31,367 --> 00:32:33,858
‫‏شرکت حقوقی

681
00:32:33,861 --> 00:32:35,685
‫‏دوتا دستگیری توی یه روز.
‫پایه‌ام

682
00:32:35,690 --> 00:32:37,922
‫‏دیگه دستگیری در کار نیست، دیگه از
‫اون شیطنت‌های سالن زیبایی خبری نباشه

683
00:32:38,017 --> 00:32:40,339
‫‏من و تو به اندازه‌ی
‫کافی با همدیگه کار کردیم

684
00:32:40,345 --> 00:32:42,338
‫‏که بدونی چطوری از
‫دستورالعمل‌ها پیروی کنی

685
00:32:42,340 --> 00:32:44,333
‫‏متاسفم کاراگاه،
‫اما شارلوت در خطره

686
00:32:44,335 --> 00:32:46,159
‫‏باید پیداش کنیم

687
00:32:46,164 --> 00:32:48,894
‫‏چطور شارلوت از یه گرگ خطرناک
‫تبدیل به یه ‏بره‌ی گمشده شد؟

688
00:32:48,990 --> 00:32:50,983
‫،‏خب، شاید یه گرگ
‫توی لباس گوسفنده

689
00:32:50,985 --> 00:32:54,214
‫‏اما الان باید برگرده به گله‌اش

690
00:32:58,800 --> 00:33:00,365
‫‏آره، من روی اون پرونده کار کردم

691
00:33:00,462 --> 00:33:02,226
‫‏من روی هر پرونده‌ای که
‫میاد اینجا کار می‌کنم

692
00:33:02,324 --> 00:33:04,387
‫‏باشه، اما پرونده‌ی پرز حساس بود

693
00:33:04,485 --> 00:33:05,940
‫‏غیر از شارلوت تو تنها کسی بودی

694
00:33:05,948 --> 00:33:07,443
‫‏که اینجا در موردش می‌دونست

695
00:33:07,445 --> 00:33:09,182
‫‏و این معنی رو میده که تو

696
00:33:09,187 --> 00:33:10,611
‫‏تنها کسی در اینجا
‫بوده که می‌دونسته

697
00:33:10,613 --> 00:33:12,350
‫‏روش کار جیمی نجار چطوریه

698
00:33:12,355 --> 00:33:14,567
‫‏وایسا ببینم. تو...
‫که فکر نمی‌کنی من

699
00:33:14,571 --> 00:33:16,470
‫‏کارت با پیچ گوشتی خوبه

700
00:33:16,472 --> 00:33:19,158
‫‏و سعی کردی کارت رو
‫بندازی گردن کارتل پرز؟

701
00:33:19,165 --> 00:33:21,152
‫‏- آره ‏- دیوونگیه

702
00:33:21,154 --> 00:33:22,346
‫‏چیزی که دیوونگیه اینه که

703
00:33:22,347 --> 00:33:23,967
‫‏یکی با مدرک حقوقی
‫دانشگاه هاروارد

704
00:33:23,971 --> 00:33:25,462
‫‏هنوز داره به عنوان
‫شریکش کار می‌کنه

705
00:33:25,463 --> 00:33:28,682
‫بله، مثل تام کروز قدیم نتونستی
‫از شراکت چیزی گیر بیاری

706
00:33:28,778 --> 00:33:31,788
‫‏به گمونم باید از شر رئیسِ
‫‏"تاپ گانت" خلاص میشدی

707
00:33:31,794 --> 00:33:33,910
‫‏اگه داری میگی که من

708
00:33:33,916 --> 00:33:38,129
‫‏یه بچه‌ی بیگناه و رئیسم رو...
‫کشتم کسی که ۱۲ سال مثل مربیم بود

709
00:33:38,225 --> 00:33:42,368
‫‏اونم همش بخاطر حسادت
‫کاری، ‏دیوونه‌اید

710
00:33:42,369 --> 00:33:43,859
‫‏وایسا

711
00:33:43,861 --> 00:33:45,918
‫‏فکر نکنم که ما به دوتا
‫قتل اشاره کرده باشیم

712
00:33:46,016 --> 00:33:48,072
‫‏منظورم اینه که، ما عکس‌های
‫صحنه‌ی ،جرم مارکو رو نشونت دادیم

713
00:33:48,170 --> 00:33:50,226
‫‏- اما شارلوت رو نه ...‏- لوسیفر

714
00:33:50,325 --> 00:33:53,802
‫‏خب، با وجود...
‫اطلاعاتی که شما دادید

715
00:33:53,806 --> 00:33:57,283
‫‏تلفن، کفش ...‏من...
‫فقط فرض کردم که اون

716
00:33:57,286 --> 00:33:59,047
‫‏مُرده؟ نه

717
00:33:59,049 --> 00:34:02,125
‫،‏فقط گم شده و اگه
‫زنده پیداش کنیم

718
00:34:02,125 --> 00:34:04,714
‫‏خیلی جالب میشه که ببینیم
‫،چی داره که در مورد تو بگه

719
00:34:04,716 --> 00:34:06,343
‫‏شاگرد وفادارش

720
00:34:06,444 --> 00:34:09,727
‫‏این سوالات دیگه تمومه

721
00:34:09,727 --> 00:34:11,281
‫‏چرا با وکیلم صحبت نمی‌کنی

722
00:34:11,283 --> 00:34:14,390
‫‏دفترش دوتا اتاق پایین‌تره

723
00:34:14,393 --> 00:34:17,749
‫‏چرا باید اطلاعات
‫مُهممون رو برای کسی

724
00:34:17,849 --> 00:34:19,920
‫‏که ‏حالا مشخصاً مظنونی هست که ما
‫رو به ‏هدفمون می‌رسونه فاش کنی؟

725
00:34:19,922 --> 00:34:22,615
‫‏شرمنده. بالاخره یه روز اون دستورالعمل‌ها
‫‏یا هرچی که هست رو یاد میگیرم

726
00:34:49,505 --> 00:34:51,119
‫‏چرا تو نمردی؟

727
00:34:51,221 --> 00:34:52,835
‫‏چی؟ تو کی هستی؟

728
00:34:52,936 --> 00:34:54,303
‫‏این چرت و پرت‌ها رو
‫تحویلم نده، شارلوت

729
00:34:54,308 --> 00:34:55,922
‫‏به هر حال، ممنون که از

730
00:34:56,023 --> 00:34:58,151
‫‏کارت اعتباریی که برای پرونده‌ی
‫پرز باز کردیم استفاده کردی

731
00:34:58,253 --> 00:35:00,134
‫‏فراموش کردی من تنها کسی
‫هستم ‏که بهش دسترسی داره؟

732
00:35:00,139 --> 00:35:01,332
‫‏که من تنها کسی هستم

733
00:35:01,340 --> 00:35:03,468
‫‏که توی اون سوراخ
‫جهنم هرکاری برات کرد؟

734
00:35:03,570 --> 00:35:06,212
‫‏سوراخ جهنم؟ تو هم یه شیطانی؟

735
00:35:06,314 --> 00:35:07,355
‫‏چرا؟

736
00:35:07,450 --> 00:35:08,977
‫‏چون یکم ناراحتم؟

737
00:35:09,072 --> 00:35:11,698
‫اگه تو هم مثل من همکارت ویلرِ
‫سوسیس‌گنده ازت سوءاستفاده می‌کرد

738
00:35:11,701 --> 00:35:13,228
‫ناراحت نمی‌شدی؟

739
00:35:13,323 --> 00:35:15,560
‫‏الان فهمیدم تو کی هستی.
‫‏همونی هستی که منو کُشت

740
00:35:15,562 --> 00:35:17,254
‫‏خب، مشخصاً نه. ولی الان می‌کشم

741
00:35:17,347 --> 00:35:19,292
‫‏شرمنده

742
00:35:19,294 --> 00:35:21,074
‫‏نمی‌تونی مامانم رو بکُشی

743
00:35:21,079 --> 00:35:22,156
‫‏لوسیفر!

744
00:35:22,254 --> 00:35:23,764
‫‏کاراگاه

745
00:35:23,765 --> 00:35:25,778
‫‏اگه می‌خوای منو تعقیب کنی
‫،که اونو تعقیب می‌کردم

746
00:35:25,780 --> 00:35:27,521
‫‏باید با همدیگه تا
‫اینجا رانندگی می‌کردیم

747
00:35:29,977 --> 00:35:32,825
‫‏درسته، بگیرش کاراگاه!

748
00:35:32,831 --> 00:35:35,085
‫‏من اینجا می‌مونم و از!
‫خانم بیچاره محافظت می‌کنم

749
00:35:35,182 --> 00:35:36,923
‫‏منو محافظت می‌کنی؟ از چی؟

750
00:35:39,714 --> 00:35:40,962
‫‏چرا این کار رو کردی؟

751
00:35:41,058 --> 00:35:42,567
‫،‏خب، الان دیگه کاراگاه
‫می‌دونه زنده‌ای

752
00:35:42,568 --> 00:35:44,611
‫‏پس باید با اون تظاهر
‫ناشیانه‌ات گولش بزنی که شارلوتی

753
00:35:44,617 --> 00:35:46,499
‫‏باید اون حموم خون
‫رو یجوری توضیح داد

754
00:35:46,598 --> 00:35:48,681
‫‏- تو کوچولوی ‏- شیطان؟...

755
00:35:48,780 --> 00:35:50,793
‫‏آره. اما در مورد اون...

756
00:35:50,795 --> 00:35:53,311
‫،‏ما تا الان همدیگه رو ندیده
‫بودیم ‏همدیگه رو نمیشناسیم

757
00:35:53,314 --> 00:35:56,232
‫‏فکر کنم هضمش برای
‫کاراگاه سخت باشه

758
00:35:58,552 --> 00:36:02,074
‫‏خب، بنظر که از پس
‫خیلی چیزها بر میاد

759
00:36:02,078 --> 00:36:03,889
‫‏آره

760
00:36:14,100 --> 00:36:17,069
‫‏خب، بنظر میاد زخمش توی
‫اون همه هیاهو بدتر شده

761
00:36:17,072 --> 00:36:18,300
‫‏زن بیچاره

762
00:36:18,394 --> 00:36:20,700
‫‏می خوای بهم بگی چه
‫غلطی داشتی می‌کردی؟

763
00:36:20,705 --> 00:36:22,427
‫‏البته که داشتیم موش رو به
‫طرف ‏پنیر هدایت می‌کردیم

764
00:36:22,521 --> 00:36:24,333
‫،‏منظورم اینه که،
‫قرار بود گربه من باشم

765
00:36:24,339 --> 00:36:28,041
‫،‏بعدش تو پیدا شد ‏پس فکر کنم
‫این باعث میشه تو سگ باشی

766
00:36:28,137 --> 00:36:29,948
‫‏من باهات چیکار کنم؟

767
00:36:29,953 --> 00:36:31,438
‫‏خب، من چندتا کاری به ذهنم میرسه

768
00:36:31,439 --> 00:36:33,250
‫شاید اولش بهتر باشه نرمش کرد

769
00:36:33,256 --> 00:36:34,484
‫‏تو باید از قوانین پیروی کنی

770
00:36:34,577 --> 00:36:36,754
‫‏بهم میگی به مظنون
‫جلوی چشمت حمله نکنم

771
00:36:36,757 --> 00:36:38,608
‫‏حالا دیگه حتی پشت سرت هم
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم؟

772
00:36:38,705 --> 00:36:40,685
‫تصمیمت رو بگیر دیگه کاراگاه

773
00:36:40,687 --> 00:36:42,667
‫‏دیگه برای دخترم
‫عروسک ۲۰۰ دلاری نخر

774
00:36:42,669 --> 00:36:44,718
‫‏خب، چرا نه؟ تو
‫همچین کاری نمی‌کنی

775
00:36:44,816 --> 00:36:47,528
‫‏من داشتم بهش یه درسی می‌دادم

776
00:36:47,623 --> 00:36:49,649
‫‏قانون ۱۰۱ کودک آزاری.
‫کاراگاه، تو زمانی که دخترت

777
00:36:49,652 --> 00:36:51,242
‫‏بهت احتیاج داشت رهاش کردی

778
00:36:57,090 --> 00:37:00,808
‫‏من نمی‌دونم بین تو و
‫مادرت چه اتفاقی افتاده

779
00:37:00,808 --> 00:37:03,676
‫،‏و اگه یه موقع خواستی در موردش
‫حرف بزنی ‏من آماده گوش کردنم

780
00:37:03,682 --> 00:37:05,029
‫‏اما بهم گوش بده

781
00:37:05,035 --> 00:37:06,554
‫‏انجام کاری که...
‫برای بچه‌ات بهتره

782
00:37:06,555 --> 00:37:10,000
‫‏همیشه باعث خوشحالیشون نمیشه

783
00:37:21,093 --> 00:37:24,883
‫‏متنفرم که دیروقت...
‫مزاحم بشم، اما

784
00:37:24,981 --> 00:37:27,342
‫‏فقط می‌خواستم عذر خواهی کنم

785
00:37:28,532 --> 00:37:30,558
‫‏آره، حق با تو بود لیندا

786
00:37:30,560 --> 00:37:34,106
‫‏می دونی، کارهای زیادی
‫کردم که باید جبرانشون کنم

787
00:37:34,109 --> 00:37:38,669
‫‏اخیراً اشتباهات زیادی کردم

788
00:37:38,674 --> 00:37:40,528
‫‏اما یکی از اشتباهات
‫بزرگم آسیب زدن به تو بود

789
00:37:40,533 --> 00:37:42,560
‫‏شاید یه دوستی ساختگی اونم با

790
00:37:42,562 --> 00:37:45,095
‫‏الکی تظاهر کردن با تو داشتم

791
00:37:45,097 --> 00:37:49,089
‫‏اما تو رو به عنوان
‫یه دوست در نظر گرفتم

792
00:37:49,093 --> 00:37:51,528
‫‏و واقعاً متاسفم که این
‫دوستی رو خراب کردم

793
00:37:54,921 --> 00:37:58,154
‫،‏اگه کسی اشتباهات رو متوجه
‫بشه ‏اون یه آدم روان پزشکه

794
00:37:58,250 --> 00:38:01,284
‫‏نه اینکه تو متوجهش بشی

795
00:38:04,577 --> 00:38:06,144
‫‏معذرت خواهی قبول شد

796
00:38:07,574 --> 00:38:09,071
‫‏ممنون

797
00:38:09,072 --> 00:38:11,068
‫‏شب خوش

798
00:38:11,070 --> 00:38:12,966
‫‏شب خوش

799
00:39:27,658 --> 00:39:29,731
‫‏این دیگه چه کوفتیه؟

800
00:39:29,830 --> 00:39:31,402
‫‏ماکارونی پنیری

801
00:39:31,500 --> 00:39:34,735
‫‏این چیزیه که مادرها برای
‫‏خوشحالی بچشون درست می‌کنند

802
00:39:35,845 --> 00:39:38,849
‫‏توی اون صفحه تخت دیدمش

803
00:39:41,525 --> 00:39:43,087
‫‏پس این وجود پنیرها
‫رو توضیح میده

804
00:39:47,706 --> 00:39:49,539
‫‏لوسیفر...

805
00:39:49,544 --> 00:39:53,209
‫‏با تمام وجودم، آرزو می‌کنم

806
00:39:53,219 --> 00:39:56,383
‫‏که اوضاع برمی‌گشت
‫به همون حالتی که بود

807
00:39:56,393 --> 00:39:59,227
‫‏با تو...

808
00:39:59,233 --> 00:40:02,138
‫‏و دوباره با تمام
‫بچه هام توی بهشت

809
00:40:05,415 --> 00:40:09,030
‫‏من چیزی که پدرت ازم
‫گرفت رو می‌خوام

810
00:40:09,124 --> 00:40:11,998
‫‏می‌خوام خونه‌ام رو پس بگیرم

811
00:40:16,442 --> 00:40:20,277
‫‏اما می‌دونم که همچین
‫چیزی ممکن نیست

812
00:40:20,284 --> 00:40:22,958
‫‏پس می‌خوام کاری
‫که می‌تونم رو بکنم

813
00:40:22,958 --> 00:40:28,035
‫‏تا روی زمین، برات
‫مادر خوبی باشم

814
00:40:36,657 --> 00:40:38,560
‫‏خیلی دیره

815
00:40:41,001 --> 00:40:43,575
‫‏تو منو رها کردی، مامان

816
00:40:43,674 --> 00:40:47,680
‫وقتی طرد شدم وایسادی
‫‏و منو نگاه کردی

817
00:40:47,684 --> 00:40:51,599
‫‏وقتی پرت می‌شدم توی جهنم و
‫برای همیشه ‏بدنام می‌شدم

818
00:40:53,698 --> 00:40:56,272
‫‏متاسفانه، اونقدری ماکارونی
‫پنیری توی جهان وجود نداره

819
00:40:56,371 --> 00:40:58,273
‫‏که اون کارها رو جبران کنه

820
00:41:02,920 --> 00:41:04,995
‫‏باشه

821
00:41:17,027 --> 00:41:18,908
‫‏پدرت هیچ وقت تو
‫رو به جهنم نفرستاد

822
00:41:20,928 --> 00:41:23,597
‫‏من فرستادم

823
00:41:23,691 --> 00:41:26,146
‫‏چه عالی. خیلی بهتر شد

824
00:41:27,650 --> 00:41:30,514
‫‏این کار رو کردم تا
‫جونت رو نجات بدم

825
00:41:30,517 --> 00:41:35,028
‫‏بعد از تمرد، پدرت عصبانی بود

826
00:41:35,124 --> 00:41:37,579
‫‏شدیداً عصبانی

827
00:41:40,926 --> 00:41:43,688
‫‏می خواست تو رو نابود کنه

828
00:41:43,690 --> 00:41:47,310
‫‏بهش التماس کردم این کار رو نکنه

829
00:41:47,410 --> 00:41:51,777
‫‏ازش خواستم بجاش
‫تو رو بفرسته جهنم

830
00:41:53,041 --> 00:41:56,856
‫‏پسرم، بخاطر اینکه دوستت
‫داشتم این کار رو کردم

831
00:41:57,990 --> 00:42:01,058
‫‏و همیشه هم دوستت خواهم داشت

832
00:42:01,061 --> 00:42:03,846
‫‏با این حال...

833
00:42:03,852 --> 00:42:06,549
‫‏اگه هنوز می‌خوای

834
00:42:06,643 --> 00:42:09,202
‫‏که برگردم به جهنم، درک می‌کنم

835
00:42:11,077 --> 00:42:13,212
‫‏تو کاری که برات
‫درسته رو انجام میدی

836
00:42:15,673 --> 00:42:17,484
‫‏لطفت رو میرسونه، مامان

837
00:42:18,793 --> 00:42:20,761
‫‏باشه، اما لطفاً دوباره
‫منو نفرست به جهنم

838
00:42:24,704 --> 00:42:27,558
‫‏اما بقیه‌ی حرفام رو جدی گفتم

839
00:42:29,465 --> 00:42:31,876
‫‏می دونم که همینطور بوده

840
00:42:33,654 --> 00:42:35,161
‫‏باشه

841
00:42:35,162 --> 00:42:36,739
‫‏باشه، می‌تونی بمونی

842
00:42:36,838 --> 00:42:38,847
‫البته فعلا

843
00:42:38,849 --> 00:42:40,919
‫‏فقط تا وقتی که...

844
00:42:41,018 --> 00:42:43,349
‫‏بفهمم باید چیکار کنم

845
00:42:43,354 --> 00:42:45,891
‫‏ممنون، پسرم

846
00:42:45,898 --> 00:42:47,782
‫‏خواهش

847
00:42:47,806 --> 00:42:54,806
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

848
00:42:55,806 --> 00:43:02,806
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

