‫﻿۱
00:00:00,501 --> 00:00:04,343
‫- ‏آنچه در لوسیفر گذشت ‏...
‫یه نفر از جهنم فرار کرده

2
00:00:04,344 --> 00:00:06,547
‫‏- کی از جهنم فرار
‫کرده؟ ‏- مامان

3
00:00:06,549 --> 00:00:07,781
‫‏اگه واسه کشتن من نیاد

4
00:00:07,785 --> 00:00:10,118
‫‏اونوقت نمی‌فهمم قصدش چیه

5
00:00:10,124 --> 00:00:11,256
‫‏از دیدنم خوشحال نیستی؟

6
00:00:11,261 --> 00:00:12,923
‫‏بابت شکل انسانیم معذرت می‌خوام

7
00:00:12,931 --> 00:00:14,073
‫کلویی، شرمنده‌ام

8
00:00:14,074 --> 00:00:16,029
‫‏حق نداری شرمنده باشی

9
00:00:16,030 --> 00:00:17,236
‫‏بهم تنزل مقام دادن

10
00:00:17,240 --> 00:00:18,767
‫‏بهم دستور دادن توی
‫پرونده‌ها همکاری کنم

11
00:00:18,772 --> 00:00:20,971
‫‏باید بفهمم که جایگاهم
‫‏توی دنیا کجاست

12
00:00:20,981 --> 00:00:22,229
‫‏باید یکم تنها باشم

13
00:00:22,237 --> 00:00:24,218
‫‏شرایط خیلی بدی داشتم

14
00:00:24,220 --> 00:00:25,399
‫‏لوسیفر با شوهر سابقت قرار

15
00:00:25,410 --> 00:00:26,856
‫گذاشته ‏که تو رو ببره جهنم

16
00:00:26,864 --> 00:00:28,350
‫قول و قراراش رو هم
‫که زیر پا نمیزاره

17
00:00:28,352 --> 00:00:30,036
‫‏من چیزی رو که پدرت
‫ازم گرفت می‌خوام

18
00:00:30,037 --> 00:00:31,255
‫‏خیلی خب، میتونی بمونی

19
00:00:31,260 --> 00:00:33,905
‫‏فقط تا وقتی که ببینم
‫باید چیکار کنم

20
00:00:38,829 --> 00:00:42,197
‫‏میخوام بگم متأسفم...

21
00:00:42,200 --> 00:00:44,211
‫‏بابت همه‌ی گناهام

22
00:00:44,217 --> 00:00:48,215
‫به خاطر هر کار بدی که کردم
‫و مردم به خاطرش صدمه دیدن

23
00:00:48,216 --> 00:00:51,673
‫‏احمق بودم

24
00:00:51,674 --> 00:00:54,663
‫‏و متأسفم

25
00:00:54,666 --> 00:00:57,855
‫‏خیلی متأسفم

26
00:01:02,745 --> 00:01:05,665
‫‏الان تنها چیزی که می‌خوام بخششه

27
00:01:07,433 --> 00:01:11,050
‫‏می‌خوام جبرانشون کنم

28
00:01:11,057 --> 00:01:12,183
‫‏خواهش می‌کنم

29
00:01:13,219 --> 00:01:14,783
‫‏نه! بذار جبرانشون کنم!

30
00:01:14,784 --> 00:01:18,151
‫‏نه، نه، نه!!

31
00:01:26,228 --> 00:01:28,020
‫‏لازم نیست جیغ بزنی

32
00:01:28,021 --> 00:01:30,478
‫‏هر وقت که بخوای شکنجه‌ات
‫رو متوقف می‌کنیم

33
00:01:30,483 --> 00:01:32,507
‫‏فقط کافیه لب تر کنی

34
00:01:32,509 --> 00:01:34,534
‫‏غلط کردی متوقفش کنی

35
00:01:36,731 --> 00:01:39,899
‫‏اگه متوقفش کنه چی میشه؟

36
00:01:39,906 --> 00:01:41,696
‫‏لوسیفر خجالت نکش

37
00:01:41,697 --> 00:01:43,049
‫‏منو به دوستت معرفی کن

38
00:01:43,050 --> 00:01:45,030
‫‏لوسیفر یه سوپرایز آوردی

39
00:01:45,038 --> 00:01:47,224
‫‏مسلماً هیچ سوپرایزی نیاوردم

40
00:01:47,233 --> 00:01:48,651
‫‏خیلی خوشگله

41
00:01:48,652 --> 00:01:49,685
‫‏اونی که داری درموردش

42
00:01:49,686 --> 00:01:50,969
‫حرف میزنی مادرمه

43
00:01:53,908 --> 00:01:56,295
‫‏خیلی عجیب شد

44
00:01:56,319 --> 00:02:02,319
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

45
00:02:02,582 --> 00:02:04,033
‫گوش کن مامان، قبول کردم که

46
00:02:04,041 --> 00:02:06,525
‫فعلاً تو رو به جهنم برنگردونم

47
00:02:06,527 --> 00:02:07,978
‫‏- خیلی هم ممنونتم
‫‏- ولی دلیل نمیشه که

48
00:02:07,987 --> 00:02:11,197
‫‏همینجوری بیای داخل ‏و
‫با مهمونای من حرف بزنی

49
00:02:11,203 --> 00:02:12,975
‫معذرت میخوام

50
00:02:12,976 --> 00:02:14,745
‫‏مشکل اینه که این قوانین و رسم و

51
00:02:14,751 --> 00:02:17,434
‫‏رسوم‌های انسانی
‫خیلی گیج کننده هستن

52
00:02:17,437 --> 00:02:20,518
‫‏یادت باشه که هنوزم به این
‫تیکه گوشت ‏عادت نکردم

53
00:02:20,521 --> 00:02:22,409
‫‏بله بله، قبلا یه الهه بودی

54
00:02:22,411 --> 00:02:24,269
‫‏میدونم ولی الان شرایط فرق کرده

55
00:02:24,270 --> 00:02:25,685
‫یه کاریش میکنم

56
00:02:25,686 --> 00:02:27,917
‫‏حالا که بازم برگشتیم پیش هم...

57
00:02:27,926 --> 00:02:29,612
‫‏میخوام بخشی از زندگی‌هاتون باشم

58
00:02:29,617 --> 00:02:31,303
‫‏این بخش نه!

59
00:02:32,172 --> 00:02:34,106
‫این بخش ممنوعه

60
00:02:36,762 --> 00:02:38,831
‫‏وایسا ببینم. منظورت
‫از زندگی‌ها چیه؟

61
00:02:39,938 --> 00:02:41,655
‫‏میخوام آمندیل رو ببینم

62
00:02:41,663 --> 00:02:43,901
‫‏چی؟

63
00:02:43,910 --> 00:02:45,858
‫‏وقتشه

64
00:02:45,859 --> 00:02:48,434
‫‏حاضر نیستم با ترس از

65
00:02:48,436 --> 00:02:50,278
‫پسر خودم ‏زندگی کنم

66
00:02:50,286 --> 00:02:52,039
‫‏شاید تفاوت‌هایی داشته باشیم...

67
00:02:52,040 --> 00:02:53,958
‫‏شخصاً تا جهنم تو رو برد

68
00:02:53,959 --> 00:02:55,270
‫‏ولی من خلقش کردم

69
00:02:55,274 --> 00:02:57,423
‫‏مطمئناً باید یه
‫ارزشی داشته باشه

70
00:02:57,424 --> 00:02:58,907
‫‏نداره. ناامید کننده‌ست، نه؟

71
00:02:58,909 --> 00:03:00,066
‫‏چشمش که بهت بیوفته در جا تو رو

72
00:03:00,067 --> 00:03:01,254
‫‏میفرسته همون جایی که ازش اومدی

73
00:03:01,255 --> 00:03:04,324
‫‏موندم که چرا نیومده سرک بکشه

74
00:03:04,327 --> 00:03:06,961
‫‏خب چیکار کنم؟ ‏اینجا
‫بشینم و قایم بشم؟

75
00:03:06,970 --> 00:03:09,084
‫‏یه فیلم ببین، برو موزه

76
00:03:09,085 --> 00:03:11,857
‫‏همون کاریو که این چند
‫هزار سال کردی بکن

77
00:03:11,860 --> 00:03:13,612
‫‏جا میخوری

78
00:03:13,613 --> 00:03:14,825
‫‏آره، به گمونم چیزای
‫زیادی فرق کرده

79
00:03:14,826 --> 00:03:16,271
‫‏کی فکرشو میکرد که این

80
00:03:16,276 --> 00:03:18,061
‫کار انسانی رو بکنی؟

81
00:03:18,062 --> 00:03:20,860
‫‏من یه مجازاتگر هستم مامان.
‫‏همیشه همین کاره بودم

82
00:03:20,861 --> 00:03:23,253
‫‏تنها چیزی که فرق
‫کرده منطقه‌ی مجازاته

83
00:03:23,300 --> 00:03:30,300
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

84
00:03:30,837 --> 00:03:32,250
‫‏میدونم که چی فکر میکنی

85
00:03:32,251 --> 00:03:34,442
‫‏برای یه نظارت به یکی
‫از همکارام کمک می‌کردم

86
00:03:34,443 --> 00:03:36,834
‫‏و خیلی متأسفم، ولی قول میدم که

87
00:03:36,835 --> 00:03:38,610
‫‏برات جبرانش کنم، خب؟

88
00:03:38,619 --> 00:03:41,173
‫‏چطوری؟

89
00:03:42,627 --> 00:03:46,292
‫‏شکلات دو برابر، کیک موردعلاقت

90
00:03:47,984 --> 00:03:50,205
‫‏شانس آوردی ازت خوشم میاد

91
00:03:54,485 --> 00:03:55,685
‫‏سلام

92
00:03:55,690 --> 00:03:56,861
‫‏سلام

93
00:03:56,862 --> 00:03:58,939
‫‏ممنون که گذاشتی اینجا
‫دوباره کارمو بکنم

94
00:03:58,945 --> 00:04:01,648
‫‏از وقتی تنزل مقام گرفتم ‏خودم
‫رو خیلی به این درو اون در زدم

95
00:04:01,649 --> 00:04:03,046
‫‏میدونی که، توی پرونده‌ی

96
00:04:03,047 --> 00:04:04,178
‫همه همکاری میکنم

97
00:04:04,186 --> 00:04:06,040
‫‏آره. اشکالی نداره، اشکالی نداره

98
00:04:06,042 --> 00:04:08,412
‫‏هنوزم اون کمپ
‫خانوادگیمون سرجاشه؟

99
00:04:10,907 --> 00:04:13,404
‫‏هنوز... هنوز داریم روی
‫چطور رفتنمون بحث میکنیم

100
00:04:13,405 --> 00:04:15,349
‫‏به سفر رفتن رو میگم

101
00:04:18,280 --> 00:04:20,427
‫‏میدونم هنوز از دستم عصبی هستی

102
00:04:20,430 --> 00:04:22,215
‫‏حقمه

103
00:04:22,220 --> 00:04:25,468
‫‏ولی این مشکل بین ما داره
‫روی تریکسی اثر میذاره

104
00:04:25,474 --> 00:04:27,913
‫‏به نظرم باید بعدا
‫درموردش حرف بزنیم

105
00:04:29,577 --> 00:04:31,752
‫‏آره، آره. باید حرف بزنیم

106
00:04:31,757 --> 00:04:32,791
‫‏حق با توئه

107
00:04:32,799 --> 00:04:34,002
‫دکر هستم

108
00:04:34,003 --> 00:04:36,637
‫‏باشه، یه لحظه

109
00:04:39,146 --> 00:04:41,780
‫‏احمق بودم

110
00:04:41,783 --> 00:04:43,611
‫‏و متأسفم

111
00:04:45,682 --> 00:04:47,925
‫‏اسم قربانی نیکولاس
‫سندز بود ‏۳۵ سال داشت

112
00:04:47,926 --> 00:04:51,232
‫به عنوان مدیر در یه استارت‌آپ
‫اینترنتی به اسم وابل کار میکرد

113
00:04:51,236 --> 00:04:53,025
‫‏وابل؟

114
00:04:53,030 --> 00:04:55,273
‫خواهشا بگو که یه
‫سایت پورنوگرافیه

115
00:04:55,274 --> 00:04:58,445
‫‏نه، نه، نه. وابل
‫مثل فیسبوک جدیده

116
00:04:58,446 --> 00:05:00,514
‫‏مردم خبرهاشون، عکس
‫و لینک پست میدن

117
00:05:00,516 --> 00:05:02,655
‫‏من اکثراً ویدیوهای
‫اسلوموشن از توپ‌هایی میزارم

118
00:05:02,656 --> 00:05:03,690
‫‏که طرف اسباب‌بازیای.
‫بادی پرتاب میشه

119
00:05:03,691 --> 00:05:06,139
‫‏باید نگاش کنی

120
00:05:06,140 --> 00:05:08,428
‫‏بیخیالش، ولی ممنون

121
00:05:08,429 --> 00:05:10,377
‫‏اعتراف نیک شش ساعت
‫پیش با اکانت وابلش

122
00:05:10,382 --> 00:05:11,794
‫پست شده، درست درو
‫و ورای زمان مرگش

123
00:05:11,796 --> 00:05:15,691
‫‏که یعنی هر کسی که این کارو کرده
‫‏میخواسته اون ویدیو رو هم پیدا کنیم

124
00:05:15,701 --> 00:05:18,627
‫تا بتونیم ببینم این بدبخت
‫قبل از مردنش چقدر ناله کرده

125
00:05:18,630 --> 00:05:20,446
‫‏ظالمانه‌ست

126
00:05:20,448 --> 00:05:23,009
‫‏الا، میدونیم چطور آتیشش زده؟

127
00:05:23,010 --> 00:05:24,581
‫‏ماده‌ی شیمیایی‌ای هست
‫که ‏بشه ردش رو گرفت؟

128
00:05:24,589 --> 00:05:27,273
‫‏تا اینجا فقط روغن
‫پارافین پیدا کردم

129
00:05:27,282 --> 00:05:30,177
‫که به شدت قابل اشتعاله
‫ولی همه جا هم هست

130
00:05:30,178 --> 00:05:33,207
‫،حتی توی مداد شمعی هم استفاده
‫میشه پس رنگ‌ها هم علیه‌تون شدن

131
00:05:33,208 --> 00:05:35,326
‫این برای پیدا کردن
‫مظنون فایده‌ای نداره

132
00:05:35,328 --> 00:05:36,570
‫آره، ولی شاید فایده داشته باشه

133
00:05:36,574 --> 00:05:38,289
‫‏خب، بر اساس الگوی سوختگی

134
00:05:38,291 --> 00:05:40,470
‫‏که توی این مورد به
‫خصوص بحث برانگیزه

135
00:05:40,479 --> 00:05:43,042
‫‏به نظر میرسه بیشترین غلظتِ

136
00:05:43,043 --> 00:05:44,720
‫‏تسریع کننده هم اونجاش بوده...

137
00:05:44,721 --> 00:05:46,177
‫‏اینجا

138
00:05:49,313 --> 00:05:52,669
‫خدای بزرگ، یا خایه آتیشی!

139
00:05:52,674 --> 00:05:54,170
‫‏- لوسیفر ‏- درمورد
‫شلوارهای داغ شنیده بودم

140
00:05:54,171 --> 00:05:55,505
‫ولی این معنای جدیدی به

141
00:05:55,506 --> 00:05:57,367
‫اصطلاح "خایه سوزی" میده،
‫- مگه نه؟ - لوسیفر

142
00:05:57,368 --> 00:05:58,662
‫‏وایسا. حرفم تموم نشده

143
00:05:58,663 --> 00:05:59,690
‫‏بابینسون دودی

144
00:05:59,694 --> 00:06:00,991
‫‏آخر هفته در خونه‌ی برنی

145
00:06:00,992 --> 00:06:02,029
‫‏بوشِ سوزانش؟

146
00:06:02,030 --> 00:06:04,165
‫‏آفرین

147
00:06:04,166 --> 00:06:06,140
‫‏راستی، کار من بود

148
00:06:06,142 --> 00:06:07,752
‫‏پس به کسی نگو

149
00:06:07,757 --> 00:06:09,031
‫‏ناسلامتی جسده ها

150
00:06:09,041 --> 00:06:10,681
‫‏میشه لطفا جدی بگیریش؟

151
00:06:10,688 --> 00:06:13,562
‫‏کاراگاه، تضمین میکنم که
‫‏این جسد رو خیلی جدی میگیرم

152
00:06:13,563 --> 00:06:14,601
‫‏اینجا رو ببین

153
00:06:14,609 --> 00:06:17,236
‫‏واضحه که قاتل ما داشته
‫قربانی رو مجازات میکرده

154
00:06:18,728 --> 00:06:19,873
‫‏خب؟

155
00:06:19,881 --> 00:06:21,928
‫‏مجازات کردن وظیفه‌ی منه

156
00:06:21,930 --> 00:06:25,471
‫‏پس اگه یه نفر اون بیرون باشه که
‫وظیفه‌ام ‏رو میدزده، باید بفهمم کی بوده

157
00:06:26,778 --> 00:06:30,635
‫‏بازی شروع شده

158
00:06:40,640 --> 00:06:43,710
‫‏به خایه‌ی سوخته دست نزن

159
00:06:45,078 --> 00:06:47,503
‫‏این جمله‌ایه که فکرشم
‫نمیکردم ‏بلند بگم

160
00:06:47,504 --> 00:06:49,712
‫‏کار شرورانه‌ایه

161
00:06:49,722 --> 00:06:51,564
‫‏آخه من توی جهنم این بلا رو سر

162
00:06:51,566 --> 00:06:53,950
‫‏کسایی میارم که خیلی بد باشن

163
00:06:53,956 --> 00:06:55,628
‫‏بچه بازا، نازی‌ها

164
00:06:55,629 --> 00:06:57,636
‫‏کسایی که تو هواپیما
‫صندلیشون رو به پشت میخوابونن

165
00:06:57,638 --> 00:07:01,318
‫‏فهمیدن ماهیتِ جرم خیلی خاصه

166
00:07:01,319 --> 00:07:06,973
‫‏باید ببینیم کی کینه‌ی
‫شخصی علیه قربانی داشته

167
00:07:06,976 --> 00:07:11,427
‫‏راستی، اینجا یه دکمه
‫رو یادت رفته ببندی

168
00:07:12,934 --> 00:07:16,715
‫خب، بهت نمیاد که توی
‫لباس پوشیدن کم بزاری

169
00:07:16,716 --> 00:07:18,159
‫آره، ولی امروز صبح
‫عجله‌ای بیرون اومدم

170
00:07:18,160 --> 00:07:19,992
‫‏یه مهمون غیرمنتظره داشتم که
‫‏نمیتونستم از شرش خلاص بشم

171
00:07:19,997 --> 00:07:22,474
‫صحیح. دوست مونث جدیدی
‫که نتونستی بکنیش

172
00:07:22,475 --> 00:07:24,219
‫‏راستش یه زن نسبتاً پیر بود

173
00:07:24,220 --> 00:07:29,360
‫آره، میدونم رابطه‌ی
‫همسرای سابق چطوریه

174
00:07:29,368 --> 00:07:30,903
‫‏چی؟ اون زن سابق کسی نیست

175
00:07:30,908 --> 00:07:32,683
‫باید اینو ببینی، کاراگاه

176
00:07:32,684 --> 00:07:34,117
‫‏ممنون

177
00:07:34,122 --> 00:07:35,251
‫‏چی شده؟

178
00:07:35,252 --> 00:07:38,014
‫‏ایمیل‌هایی از
‫سرپرست نیک در وابل

179
00:07:38,015 --> 00:07:39,937
‫‏یه زن به اسم لایلا سیمز

180
00:07:39,943 --> 00:07:42,735
‫‏بزار حدس بزنم، گزارش سه ماهه
‫اخیرش چیز قابل توجهی داره؟

181
00:07:42,736 --> 00:07:43,723
‫‏"چطور تونستی؟

182
00:07:43,734 --> 00:07:45,189
‫‏"باید بهتر میدونستم

183
00:07:45,198 --> 00:07:46,883
‫"‏از این قضیه قِسِر در نمیری

184
00:07:46,894 --> 00:07:49,346
‫‏"می‌سوزونمت و از
‫آلتت شروع می‌کنم"؟

185
00:07:50,686 --> 00:07:52,248
‫‏نه

186
00:07:52,249 --> 00:07:54,711
‫‏- بااینحال سرنخ
‫خیلی خوبیه ‏- آره

187
00:07:58,037 --> 00:08:00,730
‫‏دست نزن به...

188
00:08:00,731 --> 00:08:02,959
‫خایه‌ی سوخته

189
00:08:05,665 --> 00:08:09,787
‫‏نیک خیلی مهربون و خوشتیپ بود

190
00:08:09,788 --> 00:08:11,338
‫‏چطور کسی میتونه
‫همچین کاری بکنه؟

191
00:08:11,343 --> 00:08:13,571
‫‏خب لیلا، تو سرپرستش بودی

192
00:08:13,573 --> 00:08:15,558
‫‏چقدر میشناختیش؟

193
00:08:15,567 --> 00:08:16,914
‫‏یه مدت پیش مختصر
‫قراری باهم داشتیم

194
00:08:21,481 --> 00:08:23,242
‫‏به نظرت یه جوری اوضاع آتیشی شد

195
00:08:23,243 --> 00:08:26,072
‫و یا آخرش مثل یه شعله‌ی
‫افتخار و سربلندی شد؟

196
00:08:26,078 --> 00:08:27,698
‫‏- لوسیفر ‏- راست میگی،
‫اصلا زیرکانه نبود

197
00:08:27,699 --> 00:08:29,897
‫‏چرا اون مرد بیچاره رو تا
‫سر حد مرگ ‏شکنجه کردی؟

198
00:08:29,898 --> 00:08:32,165
‫‏شکنجه کردم؟

199
00:08:32,972 --> 00:08:35,023
‫‏خدای من

200
00:08:35,028 --> 00:08:37,049
‫‏خیال میکنین توی این
‫جریان دخالتی داشتم؟

201
00:08:37,051 --> 00:08:38,698
‫‏خب، از اون ایمیل‌هایی که
‫‏قاطی کرده بودی خبر داریم

202
00:08:38,703 --> 00:08:40,118
‫‏عصبی بودم

203
00:08:40,119 --> 00:08:42,746
‫‏اون عکسامون رو پخش کرده بود

204
00:08:42,749 --> 00:08:44,224
‫‏عکسای نیمه لختی‌تون؟

205
00:08:44,232 --> 00:08:45,717
‫‏اگه اینطور باشه باید
‫سریعاً ‏توقیفشون کنیم

206
00:08:45,718 --> 00:08:47,097
‫‏نه

207
00:08:47,098 --> 00:08:49,218
‫فقط عکس ما که سر شام بودیم

208
00:08:49,222 --> 00:08:50,738
‫‏ولی من رئیسش هستم

209
00:08:50,740 --> 00:08:52,427
‫‏روابط عاشقانه‌ی اداری
‫در اینجا ممنوعه

210
00:08:52,428 --> 00:08:56,361
‫‏خب، بعید به نظر میرسه که حقش باشه
‫‏سالارِ درخشانش رو به آتیش بکشی

211
00:08:57,820 --> 00:08:59,538
‫‏وایسا ببینم

212
00:08:59,540 --> 00:09:01,379
‫‏اینطوری مُرده؟

213
00:09:02,428 --> 00:09:03,932
‫‏یه چیزی هست که باید ببینین

214
00:09:08,449 --> 00:09:09,905
‫ری، میتونی لطفاً بیای اینجا؟

215
00:09:09,909 --> 00:09:13,185
‫‏ری، اون ویدیوی تامی رو که

216
00:09:13,192 --> 00:09:15,294
‫‏توی اردوی شرکتی بود رو پخش کن

217
00:09:15,295 --> 00:09:16,797
‫‏ویدیوی تامی؟

218
00:09:16,801 --> 00:09:18,310
‫‏ری مسئول کارمندای شرکته

219
00:09:18,311 --> 00:09:20,042
‫‏اینکه چیزی رو نگه،
‫بخشی از وظیفه‌اشه

220
00:09:20,051 --> 00:09:21,585
‫پخشش کن، ری

221
00:09:23,103 --> 00:09:26,022
‫‏نیک خوشتیپ بود ولی عادت داشت

222
00:09:26,023 --> 00:09:27,960
‫‏که با تازه واردا
‫یکم بدرفتاری کنه

223
00:09:27,961 --> 00:09:30,222
‫‏میشه گفت، خیلی عوضی میشد

224
00:09:31,832 --> 00:09:33,081
‫‏الان میبینیدش

225
00:09:39,872 --> 00:09:41,801
‫‏خایه‌ام! خاموشش کنین!

226
00:09:47,478 --> 00:09:49,237
‫‏بیخیال بابا، خیلی خنده داره

227
00:09:49,245 --> 00:09:51,145
‫‏نیک این ویدیو رو کمی
‫بعد از اردو پست کرد

228
00:09:51,147 --> 00:09:54,749
‫،‏با این وجود که سریعا
‫پاک شد ‏همه دیدنش

229
00:09:54,750 --> 00:09:57,617
‫‏تامی مضحکه‌ی کارمندا شده بود

230
00:09:57,618 --> 00:09:59,017
‫‏خیلی زود استعفا داد

231
00:09:59,019 --> 00:10:01,059
‫‏ظاهراً انگیزه‌اش رو داشته

232
00:10:07,691 --> 00:10:09,150
‫‏درمورد مرگ نیک سند چی میدونی؟

233
00:10:09,159 --> 00:10:11,589
‫‏فقط اینکه اون حرومزاده بالاخره
‫به چیزی ‏که حقش بود رسید

234
00:10:11,595 --> 00:10:14,262
‫‏چرا حقش بود؟

235
00:10:14,263 --> 00:10:16,762
‫‏به محض اینکه توی وابل کار کردم

236
00:10:16,765 --> 00:10:20,626
‫‏نیک مأموریتش رو برای جهنم
‫کردنِ زندگیم ‏شروع کرد

237
00:10:20,634 --> 00:10:22,933
‫‏کارم رو از بین بُرد، منو ترسوند

238
00:10:22,936 --> 00:10:25,096
‫‏منو سوژه‌ی کونِ
‫همه‌ی جوک‌هاش کرد

239
00:10:25,104 --> 00:10:27,443
‫یا میشه گفت خایه

240
00:10:28,674 --> 00:10:31,934
‫‏اون ویدیوی مسخره
‫زندگیم رو نابود کرد

241
00:10:31,943 --> 00:10:34,842
‫‏همه دیدنش، همه بهم خندیدن!

242
00:10:34,844 --> 00:10:36,745
‫‏الان دیگه کسی نمی‌خنده، تامی

243
00:10:36,747 --> 00:10:39,349
‫‏بعد از این اتفاقاتی که افتاد...

244
00:10:39,352 --> 00:10:41,992
‫میخواستی اونم این عذاب رو بکشه؟

245
00:10:41,993 --> 00:10:44,021
‫‏اتفاقی که براش افتاد حقش بود

246
00:10:44,026 --> 00:10:46,468
‫‏آره ولی جواب سوالم رو ندادی

247
00:10:48,401 --> 00:10:51,405
‫‏تو نیک رو کشتی؟

248
00:10:51,406 --> 00:10:53,267
‫‏منم مجازات رو خوب
‫درک میکنم، تامی

249
00:10:53,276 --> 00:10:56,879
‫‏و نیک حقش بود مجازات بشه

250
00:10:56,882 --> 00:10:58,551
‫‏حقش بود، مگه نه؟

251
00:10:58,552 --> 00:11:02,086
‫‏اون عزت تو رو گرفت ‏تو
‫هم باید انتقام میگرفتی

252
00:11:02,091 --> 00:11:05,624
‫‏دیگه هیچ جوره نمیشد ‏آبروی
‫از دست رفته‌ات رو برگردونی

253
00:11:05,631 --> 00:11:07,162
‫‏پس بهم بگو ببینم...

254
00:11:08,769 --> 00:11:10,330
‫‏میخواستی...

255
00:11:10,338 --> 00:11:11,651
‫‏من کشتمش

256
00:11:13,910 --> 00:11:17,955
‫‏ولی همه‌ی حالش پرید

257
00:11:19,673 --> 00:11:21,491
‫اونطور که انتظارش
‫رو داشتم پیش نرفت

258
00:11:21,493 --> 00:11:25,700
‫‏بیخیال کاراگاه. میخواسته به مردم
‫‏بفهمونه که اون انتقامش رو گرفته

259
00:11:25,704 --> 00:11:27,926
‫‏حالا عدالت برای
‫مجازاتگرمون اجرا میشه

260
00:11:27,929 --> 00:11:31,264
‫‏و دوباره توی مجازاتگری
‫یکه تاز میشم

261
00:11:31,265 --> 00:11:34,022
‫‏اون اینجا چه غلطی میکنه؟

262
00:11:34,028 --> 00:11:35,532
‫‏شارلوت ریچاردز

263
00:11:35,534 --> 00:11:37,600
‫‏وکیل مدافعی که نجات
‫داده شد، یادته؟

264
00:11:37,608 --> 00:11:40,355
‫‏حتما برگشته که از
‫یه ‏لاشی دفاع کنه

265
00:11:40,356 --> 00:11:43,459
‫‏چرا همه اینقدر
‫باهاش صمیمی هستن؟

266
00:11:43,462 --> 00:11:46,339
‫‏خب، قبلا یه پلیس بود و آره...

267
00:11:46,340 --> 00:11:48,011
‫‏چون کارشم درسته

268
00:11:48,012 --> 00:11:50,349
‫‏شخصاً برام سواله...
‫که چرا تو هنوز

269
00:11:50,355 --> 00:11:52,490
‫‏ببخشید، ببخشید، ببخشید

270
00:11:52,495 --> 00:11:55,844
‫‏شارلوت سلام ‏میشه یه.
‫لحظه باهم صحبت کنیم؟

271
00:11:57,715 --> 00:12:00,523
‫‏اینجا چیکار میکنی مادر؟

272
00:12:00,525 --> 00:12:02,059
‫فکر میکردم توافق کردیم
‫که با وقتی که داری

273
00:12:02,064 --> 00:12:04,740
‫،‏کار مفیدی انجام بدی ...‏بری قدم
‫بزنی یا بری یه گردش توی استودیو

274
00:12:04,741 --> 00:12:06,145
‫‏ولی...

275
00:12:06,146 --> 00:12:08,011
‫‏چطور تونستی راهت رو
‫به اینجا پیدا کنی؟

276
00:12:08,020 --> 00:12:09,597
‫‏خب، زیاد سخت نبود

277
00:12:09,598 --> 00:12:13,215
‫یه یه بشر مذکر لبخند زدم و
‫ازش خواستم که منو برسونه

278
00:12:13,218 --> 00:12:15,691
‫‏باید یادت بندازم که
‫شارلوت ریچارد یه شوهر داره

279
00:12:15,701 --> 00:12:17,671
‫‏که میخواد بدونه
‫زنش کدوم گوری رفته

280
00:12:17,679 --> 00:12:19,890
‫‏و تو یکی از پسرات میخواد
‫تو رو ‏برگردونه به جهنم

281
00:12:19,892 --> 00:12:21,933
‫‏جلب توجه کردن توی اداره‌ی پلیس

282
00:12:21,939 --> 00:12:25,558
‫‏با این لباس فکر خوبی نیست

283
00:12:25,561 --> 00:12:27,707
‫‏باید خودم میدیدمش

284
00:12:27,708 --> 00:12:31,966
‫‏اینکه پسرم بین کثافت
‫بشری کار و زحمت میکشه

285
00:12:31,967 --> 00:12:33,877
‫‏خب امیدوارم تصورت
‫خراب نشده باشه

286
00:12:33,879 --> 00:12:36,593
‫حالا برو کاباره. مطمئنم
‫خیلی ازش خوشت میاد

287
00:12:36,596 --> 00:12:37,872
‫‏درک نمیکنم

288
00:12:37,873 --> 00:12:40,414
‫‏بین همه‌ی کارایی که با
‫قدرت‌هات ‏میتونستی انجام بدی

289
00:12:40,420 --> 00:12:42,289
‫‏اومدی اداره‌ی پلیس کار کنی؟

290
00:12:42,298 --> 00:12:44,680
‫‏اصلا در نظر گرفتی که شاید
‫‏از انسان شناسی لذت میبرم؟

291
00:12:45,988 --> 00:12:48,129
‫‏اونا میخورن، عزیزم

292
00:12:48,134 --> 00:12:49,270
‫‏فقط میخورن

293
00:12:49,275 --> 00:12:51,747
‫‏و بعدشم اون غذاها وقتی از
‫بدنشون ‏بیرون میان عوض میشن

294
00:12:51,757 --> 00:12:54,782
‫‏تازه بهتر هم نمیشه

295
00:12:56,485 --> 00:12:58,055
‫‏کاراگاه

296
00:12:59,088 --> 00:13:02,183
‫‏نمیدونستم تو و شارلوت
‫اینقدر هم رو میشناسین

297
00:13:02,191 --> 00:13:05,727
‫‏کم و بیش میشناسیم.
‫‏راستش داستانش مفصله

298
00:13:05,728 --> 00:13:09,226
‫‏صحیح، باید بریم و حل
‫پرونده رو جشن بگیریم؟

299
00:13:09,231 --> 00:13:11,066
‫‏نه. هنوز نه

300
00:13:11,067 --> 00:13:12,867
‫‏تامی مضحکه شده بود

301
00:13:12,868 --> 00:13:14,668
‫‏اینکه بخواد نیک رو
‫بکشه با عقل جور در میاد

302
00:13:14,670 --> 00:13:16,340
‫‏ولی یه جای کار میلنگه

303
00:13:16,341 --> 00:13:19,039
‫کاراگاه، تو که دیگه باید
‫بدونی چه حس خوبی داره که

304
00:13:19,041 --> 00:13:20,879
‫کسی که بهت بدی
‫کرده رو مجازات کنی

305
00:13:20,880 --> 00:13:22,276
‫- چطور؟ - خودت
‫رو به اون راه نزن

306
00:13:22,278 --> 00:13:25,278
‫شاید هنوز خایه‌های دن
‫رو جزغاله نکرده باشی...

307
00:13:25,281 --> 00:13:27,881
‫ولی یه شونه بالا بندازی و
‫یه نگاه تحقیرآمیز بکنی

308
00:13:27,883 --> 00:13:29,613
‫- همون تأثیر رو
‫داره - باشه، قبول

309
00:13:29,618 --> 00:13:32,056
‫شاید این اواخر یه مقدار به
‫دن سخت گرفته باشم، ولی حقشه

310
00:13:32,057 --> 00:13:33,654
‫و مطمئنم که واست
‫خیلی لذتبخش بوده

311
00:13:33,656 --> 00:13:34,656
‫ولی حتی یه لحظه

312
00:13:34,657 --> 00:13:35,957
‫به این فکر کردی که

313
00:13:35,958 --> 00:13:39,694
‫دعواتون چقدر روی بدبختی که
‫بین شما گیر کرده تأثیر میذاره؟

314
00:13:39,695 --> 00:13:41,281
‫منظورت تریکسیه؟

315
00:13:41,283 --> 00:13:42,869
‫چی؟ نه، منظورم خودمه

316
00:13:42,870 --> 00:13:44,654
‫فکرش رو بکن با این اوضاع
‫من چقدر حوصله‌م سر رفته

317
00:13:44,656 --> 00:13:47,134
‫عه، نگاه کن، اونجاست.
‫الان فرصت داری

318
00:13:47,136 --> 00:13:49,674
‫این مزخرفات "چی میشه،
‫چی نمیشه" رو تموم کنی

319
00:13:49,683 --> 00:13:50,664
‫به این سادگی‌ها نیست

320
00:13:50,675 --> 00:13:51,864
‫دارم از یه بحث دشوار دوری میکنم

321
00:13:51,865 --> 00:13:52,916
‫خب، من...

322
00:13:52,924 --> 00:13:54,837
‫سلام

323
00:13:54,842 --> 00:13:56,259
‫یه چیزی هست که باید ببینی

324
00:13:56,264 --> 00:13:58,474
‫یه ویدیوی عذرخواهی دیگه
‫به همراه یه جسد پیدا شده

325
00:13:58,479 --> 00:14:00,590
‫میدونم اشتباه کردم!

326
00:14:00,596 --> 00:14:03,768
‫نباید اون ویدیو رو پست میکردم!

327
00:14:03,771 --> 00:14:06,477
‫حقش نبود اونجوری تحقیر بشه

328
00:14:06,483 --> 00:14:09,119
‫معذرت میخوام

329
00:14:33,965 --> 00:14:35,749
‫دو تا قتل

330
00:14:35,751 --> 00:14:37,643
‫با سبک یکسان

331
00:14:37,644 --> 00:14:39,536
‫ولی وقتی این یارو کشته
‫شده تامی توی حبس بوده

332
00:14:39,538 --> 00:14:41,308
‫امکان نداره کار اون باشه

333
00:14:41,313 --> 00:14:43,123
‫تامی میخواست
‫احترامش رو پس بگیره

334
00:14:43,124 --> 00:14:44,554
‫کسی که اینکار رو کرده

335
00:14:44,555 --> 00:14:47,388
‫مطمئناً هدف بزرگتری
‫تو سرش داشته

336
00:14:47,389 --> 00:14:48,756
‫خانم‌ها و آقایان،

337
00:14:48,757 --> 00:14:50,860
‫بنظر میاد با یه قاتل
‫زنجیره‌ای سروکار داریم

338
00:14:55,613 --> 00:14:57,693
‫قربانی "آدام
‫وایزر" هست، ۲۹ ساله

339
00:14:57,694 --> 00:14:59,812
‫بعنوان معاون توی یه
‫بانک محلی کار میکرده

340
00:14:59,813 --> 00:15:02,541
‫زمان مرگش دو ساعت پیش بوده،
‫ولی اینطور که میگن حدوداً

341
00:15:02,542 --> 00:15:03,800
‫دو روز مفقود بوده

342
00:15:03,804 --> 00:15:05,993
‫زمان زیادی به این
‫وسیله آویزون بوده

343
00:15:05,994 --> 00:15:08,615
‫البته رکورد نیست،
‫ولی تحسین‌برانگیزه

344
00:15:08,616 --> 00:15:10,181
‫الا، دلیل مرگ رو میدونیم؟

345
00:15:10,186 --> 00:15:12,302
‫خب، دنده‌هاش شکسته،
‫طحالش ترکیده

346
00:15:12,303 --> 00:15:16,055
‫و خونریزی جمجمه‌ای احتمالی،
‫که همه‌شون خیلی مزخرفن

347
00:15:16,056 --> 00:15:18,030
‫ولی با این حال، این
‫دوستمون خفه شده

348
00:15:18,035 --> 00:15:20,623
‫یعنی با یه سیب خفه شده؟

349
00:15:20,629 --> 00:15:22,218
‫نه

350
00:15:22,219 --> 00:15:25,231
‫بیشتر مثل یه باغ میوه میمونه

351
00:15:25,232 --> 00:15:27,260
‫برای بقیه‌ی ماجرا باید بشکافیمش

352
00:15:27,262 --> 00:15:28,547
‫وضعش داغونه

353
00:15:28,548 --> 00:15:31,317
‫بدون شک معنی جدیدی به
‫عبارت "گلوگاه" میده

354
00:15:31,323 --> 00:15:32,743
‫چرا فقط یارو رو نکشته؟

355
00:15:32,744 --> 00:15:34,773
‫چرا اینقدر مفصل
‫طرف رو شکنجه کرده؟

356
00:15:34,775 --> 00:15:37,412
‫خب، مشخصه که مجازاتگرمون
‫داره یه پیغامی بهمون میده

357
00:15:37,415 --> 00:15:38,977
‫شاید اگه ویدیویی که توش
‫این پسر سیب‌به‌دهن‌

358
00:15:38,978 --> 00:15:42,116
‫داره معذرت‌خواهی میکنه رو
‫ببینیم، بفهمیم این پیغام چیه

359
00:15:42,119 --> 00:15:44,178
‫- این رو بگیر - چیکار میکنی؟

360
00:15:44,183 --> 00:15:46,069
‫ویدیوی اصلی با موبایل
‫نیک گرفته شده، درسته؟

361
00:15:46,078 --> 00:15:48,411
‫اگه آدام هم مشغول
‫همینکار باشه چی؟

362
00:15:59,547 --> 00:16:01,137
‫مراقب باش، کاراگاه

363
00:16:01,138 --> 00:16:02,527
‫ممکنه یه تله‌ی ممه‌ای باشه

364
00:16:12,610 --> 00:16:14,405
‫ویدیو از قبل آماده‌ی پخش شده

365
00:16:15,893 --> 00:16:18,318
‫این رو ببینید

366
00:16:28,704 --> 00:16:30,825
‫متوجه چیز آشنایی نشدین؟

367
00:16:30,833 --> 00:16:32,562
‫اون دهان‌بند قرمز

368
00:16:32,570 --> 00:16:34,828
‫درست مثل اون سیب

369
00:16:34,831 --> 00:16:37,188
‫پس قاتلمون برای یه کلیپ
‫سکسی هم احترام قائله

370
00:16:37,190 --> 00:16:39,743
‫داره همون جرم‌هایی که
‫مرتکب شدن رو بازسازی میکنه

371
00:16:39,746 --> 00:16:41,543
‫اول صبح نیک به آتیش
‫کشیده شد، حالا هم این

372
00:16:41,548 --> 00:16:42,657
‫داره سطح کارش رو میبره بالا

373
00:16:42,661 --> 00:16:43,839
‫آره ولی این لباسه چیه؟

374
00:16:43,840 --> 00:16:45,903
‫منظورم اینه که، جدا از
‫اینکه خاطرات ترسناکی رو

375
00:16:45,906 --> 00:16:48,557
‫از مدرسه‌ی کاتولیک یادم
‫انداخت، با عقل جور نمیاد

376
00:16:48,559 --> 00:16:50,719
‫و اون زنه هم تو ویدیو
‫از اینا نپوشیده

377
00:16:50,721 --> 00:16:54,060
‫یقیناً پیرتر از اونیه
‫که بخواد مدرسه بره

378
00:16:54,064 --> 00:16:56,489
‫مگه اینکه خودش تو
‫مدرسه تدریس کنه

379
00:17:00,354 --> 00:17:03,979
‫اسمش "سارا ایکن"ـه، ۲۷ سالشه

380
00:17:03,986 --> 00:17:05,983
‫- معلم کلاس سوم - چه بامزه

381
00:17:05,985 --> 00:17:08,650
‫جذاب نیست، ولی بخاطر علایقش
‫چند امتیاز مثبت میگیره

382
00:17:08,651 --> 00:17:10,209
‫وقتی با آدام به هم زد

383
00:17:10,217 --> 00:17:12,613
‫پورنِ انتقامیش رو
‫توی وابل آپلود کرد

384
00:17:12,615 --> 00:17:15,541
‫چند تا معلم از قضیه بو
‫بردن، و بعدش هم اخراج شد

385
00:17:15,547 --> 00:17:18,382
‫خب، شاید اون نیک و دوست‌پسر
‫نفرت‌انگیز سابقش رو گرفته

386
00:17:18,383 --> 00:17:19,808
‫میدونی، بدون آسیب، بدون حیله

387
00:17:19,812 --> 00:17:22,877
‫امکان نداره چون هیچ
‫ربطی به نیک نداشته

388
00:17:22,878 --> 00:17:26,342
‫و یه مدت بعد از
‫اخراجش خودش رو کُشت

389
00:17:26,343 --> 00:17:29,374
‫چی، پس معلم جذاب
‫و بدبختمون مُرده

390
00:17:29,375 --> 00:17:31,472
‫و بچه‌مدرسه‌ای سیب‌به‌دهنمون
‫مسئول این مرگه؟

391
00:17:31,474 --> 00:17:33,641
‫و تنها ارتباط دیگه‌ای
‫که تونستیم پیدا کنیم

392
00:17:33,642 --> 00:17:36,506
‫این بود که هر دو قربانی ویدیوهای
‫غیرقانونی‌شون رو تو وابل پست کردن

393
00:17:36,507 --> 00:17:39,601
‫پس، شاید یه روانی
‫هر دو ویدیو رو دیده

394
00:17:39,604 --> 00:17:41,801
‫- و تصمیم گرفته دست
‫به کار بشه - "روانی"؟

395
00:17:41,803 --> 00:17:44,459
‫بنظر من که یکی داره به جای
‫ما کارمون رو انجام میده

396
00:17:44,469 --> 00:17:47,065
‫ما به زور انتقام
‫نمیگیریم، لوسیفر

397
00:17:47,067 --> 00:17:48,727
‫خب شاید باید اینکار رو بکنیم

398
00:17:48,729 --> 00:17:50,388
‫تا جایی که به من ربط داره

399
00:17:50,389 --> 00:17:52,049
‫این جقی‌ها دقیقاً به
‫چیزی رسیدن که حقشون بوده

400
00:17:52,051 --> 00:17:53,158
‫بعداً میبینمت

401
00:17:53,159 --> 00:17:55,057
‫هی، کجا داری میری؟

402
00:17:55,062 --> 00:17:56,546
‫باید بفهمیم کی اینکارو کرده

403
00:17:56,551 --> 00:17:57,796
‫خب، فکر میکردم
‫کسی اون بیرون هست

404
00:17:57,797 --> 00:17:59,840
‫که داره کار من رو میدزده،
‫ولی از شأن من دوره که بخوام

405
00:17:59,841 --> 00:18:02,090
‫سر راه یه کار حرفه‌ای بایستم

406
00:18:02,091 --> 00:18:03,540
‫میرم نوشیدنی بزنم

407
00:18:08,630 --> 00:18:10,488
‫نه

408
00:18:10,493 --> 00:18:12,838
‫راستش رو بخوای تحت
‫تأثیر قرار گرفتم

409
00:18:12,839 --> 00:18:15,342
‫سخته که به تنهایی بری اون بیرون

410
00:18:15,344 --> 00:18:17,973
‫عادت‌های قدیمی رو ترک کنی

411
00:18:17,979 --> 00:18:19,644
‫قدم‌هایی که تو این زمینه
‫برمیداری رو تحسین میکنم

412
00:18:19,649 --> 00:18:21,508
‫خب، زیادی هم تحسین نکن

413
00:18:21,513 --> 00:18:23,304
‫هنوزم میام لاکس

414
00:18:23,312 --> 00:18:25,273
‫بله

415
00:18:25,274 --> 00:18:26,964
‫همین قدم‌های کوچیک هم خوبن

416
00:18:26,965 --> 00:18:30,107
‫تازه، نمای اینجا خیلی هم...
‫عالیه

417
00:18:32,240 --> 00:18:36,436
‫رمز کار اینه که از
‫شکست‌ها اجتناب کنی

418
00:18:38,226 --> 00:18:42,622
‫شکست‌هایی که قدبلندن،
‫بلوندن و یه جایگاه ویژه

419
00:18:42,623 --> 00:18:43,964
‫تو جهنم دارن؟

420
00:18:43,965 --> 00:18:44,997
‫سلام میز

421
00:18:46,203 --> 00:18:48,225
‫سلام انسان

422
00:18:51,779 --> 00:18:53,327
‫باید از شر اون عوضی خلاص شم

423
00:18:53,329 --> 00:18:56,218
‫حالا فهمیدم چرا
‫هنوزم میای اینجا

424
00:18:56,220 --> 00:18:58,589
‫چرا؟

425
00:18:58,599 --> 00:19:01,324
‫تو و لوسیفر خیلی
‫با هم صمیمی هستین

426
00:19:02,518 --> 00:19:04,926
‫عادیه که نسبت به
‫دوست‌دختر جدیدش حسادت کنی

427
00:19:05,893 --> 00:19:07,848
‫حسادت نمیکنم

428
00:19:07,853 --> 00:19:10,164
‫و اونم دوست‌دخترش نیست

429
00:19:10,167 --> 00:19:12,093
‫فقط زهر داره

430
00:19:12,095 --> 00:19:14,088
‫لوسیفر این رو
‫نمیبینه، ولی من چرا

431
00:19:14,089 --> 00:19:16,367
‫اوه، پس میخوای از
‫لوسیفر محافظت کنی؟

432
00:19:16,368 --> 00:19:18,842
‫میخوام حقش رو بذارم کف دستش

433
00:19:18,843 --> 00:19:21,347
‫که حداقل، یه کله میزنم تو صورتش

434
00:19:21,349 --> 00:19:22,533
‫الان برمیگردم

435
00:19:22,538 --> 00:19:23,350
‫خیلی‌خب، حیلی‌خب

436
00:19:23,351 --> 00:19:25,482
‫خب، شاید...

437
00:19:25,484 --> 00:19:27,513
‫باید کار رو با حرف شروع کنیم

438
00:19:27,515 --> 00:19:30,154
‫شاید بعنوان دوست لوسیفر،
‫بتونی باهاش صحبت کنی

439
00:19:30,156 --> 00:19:32,728
‫بهش بگو چه حسی داری

440
00:19:32,729 --> 00:19:34,454
‫گوش نمیده

441
00:19:35,844 --> 00:19:38,341
‫ولی شاید یکی دیگه گوش بده

442
00:19:39,705 --> 00:19:40,719
‫کجا داری میری؟

443
00:19:40,720 --> 00:19:42,378
‫به نصیحتت عمل میکنم

444
00:19:42,379 --> 00:19:44,104
‫هی، موقشنگ

445
00:19:44,105 --> 00:19:45,455
‫هوای دوستم رو داشته باش

446
00:19:48,373 --> 00:19:50,605
‫اصلاً چرا اینقدر
‫به خودم زحمت میدم؟

447
00:19:50,607 --> 00:19:53,437
‫چون زن فوق‌العاده‌ای هستی

448
00:19:55,363 --> 00:19:56,959
‫اوه

449
00:19:58,700 --> 00:20:01,998
‫خب، سعی کردم با وابل ارتباط
‫برقرار کنم که بفهمم کی

450
00:20:02,001 --> 00:20:03,809
‫ویدئوهای نیک و آدام رو دیده

451
00:20:03,812 --> 00:20:05,939
‫- و؟ - وکیل گرفتن

452
00:20:05,941 --> 00:20:08,356
‫،پشت قوانین حریم خصوصی قایم
‫شدن ،و بدون حُکم قضایی

453
00:20:08,357 --> 00:20:11,121
‫وابل بهمون اجازه دسترسی به
‫اطلاعات کاربرانش رو نمیده

454
00:20:11,124 --> 00:20:15,631
‫،خیلی‌خب، حکم رو بگیر منم
‫راه میفتم میرم اونجا

455
00:20:15,632 --> 00:20:18,602
‫مشکلی نیست

456
00:20:18,603 --> 00:20:20,224
‫دن

457
00:20:21,292 --> 00:20:23,167
‫،در مورد اون مسافرت فکر میکردم

458
00:20:23,168 --> 00:20:24,668
‫و...

459
00:20:24,669 --> 00:20:26,796
‫بنظرم انصاف نیست که تریکسی رو

460
00:20:26,797 --> 00:20:29,232
‫وارد مشکلات خودمون کنیم، میدونی؟

461
00:20:29,234 --> 00:20:31,234
‫پس میخوای بیخیالش شی

462
00:20:31,235 --> 00:20:33,736
‫نه، میخوام دیگه غم و...
‫غصه‌ای بینمون نباشه و

463
00:20:33,737 --> 00:20:35,921
‫فقط حس میکنم اگه
‫بریم به اون مسافرت

464
00:20:35,926 --> 00:20:37,800
‫و میدونی، تظاهر کنیم
‫که همه‌چی روبراهه

465
00:20:37,802 --> 00:20:39,863
‫یعنی داریم بهش دروغ میگیم

466
00:20:39,865 --> 00:20:42,489
‫آره

467
00:20:42,492 --> 00:20:44,021
‫خیلی‌خب

468
00:21:14,106 --> 00:21:15,636
‫ببخشید

469
00:21:15,637 --> 00:21:16,696
‫ببخشید. مامان

470
00:21:18,036 --> 00:21:19,365
‫با خودت چه فکری کردی آخه؟

471
00:21:19,371 --> 00:21:20,638
‫دارم به حرف تو گوش میدم، پسرم

472
00:21:20,639 --> 00:21:21,838
‫دارم در مورد انسانیت
‫عزیزت یاد میگیرم

473
00:21:21,839 --> 00:21:23,837
‫با رقصیدن تو کلاب من؟

474
00:21:23,839 --> 00:21:25,438
‫خب، دیدم آدمایی که پشت میزن

475
00:21:25,439 --> 00:21:27,038
‫دارن لبخند میزنن،
‫منم خواستم بدونم

476
00:21:27,040 --> 00:21:28,499
‫چیه که اینقدر خوشحالشون کرده

477
00:21:28,507 --> 00:21:32,035
‫امکانش هست بخاطر پولی
‫باشه که بهشون میدم؟

478
00:21:32,042 --> 00:21:33,710
‫اینم ممکنه

479
00:21:33,711 --> 00:21:36,468
‫ولی باید اعتراف کنم که
‫،وقتی شروع به رقصیدن کردم

480
00:21:36,471 --> 00:21:40,080
‫،در حالی که برای
‫انسان‌های دیگه قر میدادم

481
00:21:40,081 --> 00:21:41,204
‫یه خرده مورمورم شد...

482
00:21:41,205 --> 00:21:42,737
‫خیلی‌خب، دیگه کافیه

483
00:21:42,738 --> 00:21:45,188
‫ببخشید، ببخشید، ممنون

484
00:21:45,191 --> 00:21:46,179
‫نمیفهمم

485
00:21:46,180 --> 00:21:47,842
‫فکر میکردم تلاشم
‫باعث خوشحالیت میشه

486
00:21:47,847 --> 00:21:49,889
‫بیشتر باعث مزاحمت شدی

487
00:21:49,891 --> 00:21:52,750
‫واقعاً میخوای همه‌ی
‫اجزای زندگی من رو

488
00:21:52,753 --> 00:21:54,519
‫- یکی یکی نابود کنی؟ - نه

489
00:21:54,524 --> 00:21:57,311
‫میخوام در مورد اجزای
‫زندگیت بیشتر بدونم

490
00:21:57,317 --> 00:21:58,526
‫که اینطور

491
00:21:58,527 --> 00:21:59,928
‫تا الان چطور پیش رفته؟

492
00:21:59,929 --> 00:22:01,959
‫خب، راستش خیلی آموزنده بوده

493
00:22:01,965 --> 00:22:05,784
‫حالا درک میکنم که چرا این کلاب
‫شهوت‌انگیز رو راه انداختی

494
00:22:05,785 --> 00:22:07,464
‫درک میکنم که چرا خودت رو با

495
00:22:07,471 --> 00:22:09,379
‫انسان‌های خوش‌اندام سرگرم کردی

496
00:22:09,381 --> 00:22:11,155
‫ولی چیزی درک نمیکنم...

497
00:22:11,164 --> 00:22:12,551
‫شغل انسانی منه. بله، میدونم

498
00:22:12,559 --> 00:22:15,654
‫خیلی هم ساده‌ست. من
‫یه مشاور غیرنظامی‌ام

499
00:22:15,655 --> 00:22:18,438
‫ولی چرا هنوز به
‫مجازات آدم‌ها مشغولی؟

500
00:22:18,444 --> 00:22:20,310
‫کاریه که همیشه انجام دادم

501
00:22:20,316 --> 00:22:21,608
‫این حقیقت نداره

502
00:22:21,609 --> 00:22:24,331
‫پدرت بود که میخواست
‫تو اینجوری باشی

503
00:22:25,691 --> 00:22:28,378
‫هنوزم میخوای تو رو
‫بیشتر دوست داشته باشه؟

504
00:22:28,379 --> 00:22:30,182
‫مراقب حرفات باش، مادر

505
00:22:30,183 --> 00:22:31,029
‫چرا؟

506
00:22:31,030 --> 00:22:33,323
‫میخوای مجازاتم کنی؟

507
00:22:49,905 --> 00:22:51,068
‫متأسفم، کاراگاه

508
00:22:51,069 --> 00:22:53,607
‫اون دو تا ویدیوی
‫موردنظر رو بررسی کردم

509
00:22:53,609 --> 00:22:55,374
‫اما متأسفانه، هیچ
‫وجه مشترکی نداشتن

510
00:22:55,375 --> 00:22:57,013
‫با عقل جور درنمیاد

511
00:22:57,014 --> 00:22:59,045
‫لیست تمام کسانی که
‫ویدیو رو دیدن میخوام

512
00:22:59,045 --> 00:23:02,187
‫متأسفانه، ما رد مردم رو نمیزنیم،
‫فقط آدرس آی‌پی رو بهتون میدیم

513
00:23:02,191 --> 00:23:05,303
‫شاید دارم اشتباه
‫به قضیه نگاه میکنم

514
00:23:05,304 --> 00:23:08,092
‫میتونی من رو در جریان بذاری که مراحل
‫اشتراک ویدیویی‌تون به چه صورته؟

515
00:23:08,093 --> 00:23:10,771
‫خب، کاربرهامون میتونن هرچیزی
‫که دلشون میخواد آپلود کنن

516
00:23:10,777 --> 00:23:12,741
‫و اگه دارای...
‫محتوای نامناسبی باشه

517
00:23:12,743 --> 00:23:15,945
‫از خشونت علیه حیوانات...
‫گرفته تا سر بریدن

518
00:23:15,955 --> 00:23:17,389
‫ویدیو حذف میشه

519
00:23:17,397 --> 00:23:18,935
‫توسط کی؟

520
00:23:18,936 --> 00:23:20,404
‫ناظران محتوا

521
00:23:21,734 --> 00:23:23,694
‫بیشترشون فقط چند ماه دووم میارن

522
00:23:23,696 --> 00:23:24,951
‫راستش رو بخوای، بیشتر مردم

523
00:23:24,953 --> 00:23:27,154
‫تاب محتویات تاریک و
‫ناراحت‌کننده رو ندارن

524
00:23:27,156 --> 00:23:28,875
‫درسته

525
00:23:28,877 --> 00:23:31,523
‫ای خدا، حتماً خیلی درد داره

526
00:23:33,313 --> 00:23:36,039
‫میشه دوباره ببینمش؟

527
00:23:36,041 --> 00:23:37,522
‫لوسیفر؟

528
00:23:37,530 --> 00:23:39,362
‫اوه، کاراگاه. اومدی پس

529
00:23:39,368 --> 00:23:40,919
‫میدونستی بهترین چیزهای اینترنت

530
00:23:40,920 --> 00:23:42,468
‫تو این اتاق جمع میشه؟

531
00:23:42,472 --> 00:23:44,247
‫میشه یه لحظه باهات
‫- صحبت کنم؟ - آره، آره

532
00:23:44,248 --> 00:23:46,050
‫ولی باید این رو ببینی...
‫یه آقای لخت

533
00:23:46,052 --> 00:23:47,951
‫خیال میکنه میتونه سوار کرگدن شه

534
00:23:47,952 --> 00:23:50,136
‫عمراً بتونی حدس بزنی
‫رو چی فرود میاد

535
00:23:50,138 --> 00:23:52,397
‫راستش، احتمالاً میتونی

536
00:23:52,403 --> 00:23:54,196
‫چیه؟ قبلاً دیدیش؟

537
00:23:58,318 --> 00:23:59,534
‫اینجا چیکار میکنی؟

538
00:23:59,535 --> 00:24:00,852
‫میخوام مچ قاتل رو بگیرم

539
00:24:00,854 --> 00:24:02,779
‫معلومه دیگه - فکر
‫- میکردم واست مهم نیست

540
00:24:02,781 --> 00:24:05,010
‫که اون روانی به سزای
‫عملش برسه یا نه

541
00:24:05,012 --> 00:24:07,818
‫خب واسم مهم نیست. ولی بعدش متوجه
‫شدم قاتل ممکنه جواب یه سوالی که

542
00:24:07,819 --> 00:24:10,279
‫میدونی، مغزم رو
‫مشغول کرده رو بدونه

543
00:24:11,332 --> 00:24:12,781
‫چرا مجازات میکنه؟

544
00:24:12,786 --> 00:24:13,954
‫همین؟

545
00:24:13,955 --> 00:24:16,194
‫اول میخواستی به این
‫خودسر ،یه درس حسابی بدی

546
00:24:16,197 --> 00:24:18,242
‫حالا میخوای باهاش صحبت کنی؟

547
00:24:18,244 --> 00:24:20,220
‫بله. و از خوش‌شانسیم،
‫فهمیدم که میخوای کجا بری

548
00:24:20,225 --> 00:24:22,627
‫،منظورم اینه که این ویدیوها
‫آدم رو میخکوب میکنن

549
00:24:22,628 --> 00:24:23,960
‫نه، من نمیتونم اینا رو نگاه کنم

550
00:24:23,961 --> 00:24:25,518
‫اوه، من بدتر از ایناش رو دیدم

551
00:24:25,520 --> 00:24:27,661
‫ولی ندیده بودم همه‌شون
‫تو یه اتاق جمع بشن

552
00:24:27,663 --> 00:24:29,708
‫میدونی، اگه بعداً
‫دوباره به جهنم برگردم

553
00:24:29,710 --> 00:24:31,657
‫یه دونه از اینا واسه خودم میخرم

554
00:24:31,659 --> 00:24:33,606
‫این بی‌پدرهای خودخواه
‫میتونن همه‌چی رو ببینن

555
00:24:36,726 --> 00:24:38,766
‫آره

556
00:24:40,163 --> 00:24:41,421
‫میتونن

557
00:24:41,422 --> 00:24:43,462
‫فهمیدم وجه مشترکشون کجاست

558
00:25:22,118 --> 00:25:25,146
‫آماندیل، میدونم اینجایی

559
00:25:27,732 --> 00:25:29,497
‫بازش کن!

560
00:25:35,627 --> 00:25:37,493
‫سلام

561
00:25:41,547 --> 00:25:43,791
‫داری چی رو قایم میکنی؟

562
00:25:43,793 --> 00:25:45,434
‫هیچی

563
00:25:54,699 --> 00:25:57,455
‫فهمیدم قضیه چیه

564
00:25:58,870 --> 00:26:00,906
‫- واقعاً؟ - معلومه

565
00:26:00,907 --> 00:26:03,762
‫،انسان‌ها میگن برای احیای
‫بعد از جدایی سکس خیلی مهمه

566
00:26:03,765 --> 00:26:06,846
‫مجبور نیستی قایمش کنی

567
00:26:08,233 --> 00:26:09,709
‫من که نمیکنم

568
00:26:11,715 --> 00:26:13,812
‫درسته

569
00:26:13,816 --> 00:26:16,474
‫البته. فقط نمیخواستم معذب بشی

570
00:26:16,477 --> 00:26:18,250
‫عجب احمقی‌ام

571
00:26:23,113 --> 00:26:24,855
‫حالا اینجا چیکار میکنی؟

572
00:26:24,856 --> 00:26:28,525
‫به یه مشکلی برخوردم

573
00:26:28,532 --> 00:26:29,649
‫به کمکت نیاز دارم

574
00:26:29,650 --> 00:26:32,079
‫تو زندگی لوسیفر...

575
00:26:32,080 --> 00:26:34,510
‫یه زن جدید وارد شده

576
00:26:34,511 --> 00:26:37,228
‫،من نمیخوام باشه اما
‫لوسیفر به حرفم گوش نمیده

577
00:26:37,234 --> 00:26:39,592
‫حالا چرا برات مهمه؟ فکر میکردم

578
00:26:39,593 --> 00:26:41,283
‫میخوای از جفتمون فاصله بگیری

579
00:26:44,373 --> 00:26:45,548
‫همینطور هم هست

580
00:26:45,552 --> 00:26:46,726
‫ولی قبلش، ازت میخوام...
‫- - باهاش صحبت میکنم

581
00:26:46,731 --> 00:26:48,103
‫آره

582
00:26:51,309 --> 00:26:53,465
‫چقدر آسون بود

583
00:26:53,468 --> 00:26:55,330
‫من برادر بزرگترشم، میز

584
00:26:55,331 --> 00:26:57,193
‫واقعاً باید از این به
‫بعد بیشتر مراقبش باشم

585
00:26:58,994 --> 00:27:01,224
‫باشه

586
00:27:01,225 --> 00:27:03,005
‫ممنون

587
00:27:04,727 --> 00:27:06,340
‫بسیارخب. ممنون

588
00:27:06,341 --> 00:27:07,987
‫دن داره با وابل میگرده
‫دنبال اون ناظری که

589
00:27:07,989 --> 00:27:09,769
‫جفت ویدیوها رو حذف کرده

590
00:27:09,774 --> 00:27:11,009
‫امیدوارم که زود نتیجه‌ش
‫به دستمون برسه

591
00:27:11,010 --> 00:27:12,759
‫پس از کجا اینقدر مطمئنی که قاتل

592
00:27:12,761 --> 00:27:14,130
‫یکی از این مردم‌گریزها هستن؟

593
00:27:14,134 --> 00:27:15,591
‫خب، قاتل‌های زنجیره‌ای

594
00:27:15,592 --> 00:27:17,108
‫معمولاً با یکی از
‫آشناهاشون شروع میکنن

595
00:27:17,113 --> 00:27:18,899
‫،اگه قاتل کارمند اینجا
‫بوده پس نیک رو میشناخته

596
00:27:18,901 --> 00:27:21,083
‫دیده که اون شوخی چقدر
‫تامی رو اذیت کرده

597
00:27:21,085 --> 00:27:22,375
‫پس بنظرت وقتی یکی از
‫آشناهاشون رو تو یکی از این

598
00:27:22,377 --> 00:27:25,192
‫ویدیوهای بی‌شرمانه دیدن بالاخره
‫باعث شده از کوره در برن؟

599
00:27:25,193 --> 00:27:27,472
‫شاید یه چیزی رو
‫درونشون بیدار کرده

600
00:27:27,474 --> 00:27:30,816
‫،چیزی که همیشه درونشون وجود داشته
‫برای آشکار شدن تقلا میکرده

601
00:27:30,817 --> 00:27:33,685
‫ولی...

602
00:27:33,686 --> 00:27:36,615
‫فقط میخواستن کارشون رو انجام بدن

603
00:27:36,621 --> 00:27:38,151
‫شغلی که هیچکس دیگه‌ای نخواسته

604
00:27:38,155 --> 00:27:40,155
‫خب، شاید به یه دلیلی
‫این شغل رو انتخاب کردن

605
00:27:40,157 --> 00:27:43,491
‫هیچکس پوشوندن گناه دیگران
‫رو انتخاب نمیکنه، کاراگاه

606
00:27:43,492 --> 00:27:46,560
‫هیچکس دوست نداره مسئول

607
00:27:46,561 --> 00:27:49,429
‫آلودگی دنیا بشه. چرا
‫باید اینو بخوان؟

608
00:27:49,430 --> 00:27:52,798
‫هر روز خدا، بدترین
‫اعمال بشر رو تحمل کنه

609
00:27:52,799 --> 00:27:54,298
‫آدم رو تغییر میده

610
00:27:54,299 --> 00:27:55,954
‫پس فکر میکنی تقصیر شغلشونه که

611
00:27:55,955 --> 00:27:57,074
‫شروع کردن به مجازات مردم؟

612
00:27:57,077 --> 00:27:58,267
‫آدم‌ها افسرده به دنیا نمیان

613
00:27:58,268 --> 00:28:01,244
‫اولش اشتیاق و آرزو دارن

614
00:28:01,245 --> 00:28:05,081
‫تا وقتی که یه چیزی باعث میشه
‫چشمشون به روی حقیقت باز بشه

615
00:28:07,860 --> 00:28:11,429
‫که یعنی... هیچکدوم از این
‫آدم‌ها اینکارو نکردن

616
00:28:11,432 --> 00:28:12,659
‫خیلی‌خب. منظورت رو نمیفهمم

617
00:28:12,660 --> 00:28:14,143
‫خب، "تیم" رو نگاه
‫کن که اونجا نشسته

618
00:28:14,144 --> 00:28:17,186
‫با عکس‌های بچه‌های زشتش

619
00:28:17,187 --> 00:28:19,368
‫آیوان" و اون گلدون‌هاش"

620
00:28:19,370 --> 00:28:21,451
‫آندریا"ی بیچاره هنوز امیدواره" "گروه
‫"دستنیز چایلد (گروهی که بیانسه عضوش بود)

621
00:28:21,453 --> 00:28:22,742
‫دوباره دور هم جمع بشن

622
00:28:22,744 --> 00:28:23,768
‫نمیبینی؟

623
00:28:23,769 --> 00:28:26,737
‫این آدم‌ها هنوز
‫امید تو وجودشون هست

624
00:28:28,584 --> 00:28:30,191
‫- ببخشید؟ - بله

625
00:28:30,192 --> 00:28:32,920
‫اینجا کی از همه قدیمی‌تره؟

626
00:28:32,921 --> 00:28:34,150
‫شاید من

627
00:28:34,151 --> 00:28:35,891
‫دو ماه کامله که اینجا کار میکنم

628
00:28:35,893 --> 00:28:37,633
‫کس دیگه‌ای نیست؟

629
00:28:37,634 --> 00:28:38,831
‫نه

630
00:28:38,833 --> 00:28:40,458
‫"البته به جز "لایلا

631
00:28:40,463 --> 00:28:42,926
‫لایلا، رئیست؟ - آره. قبل
‫- از این که شرکت بترکونه

632
00:28:42,927 --> 00:28:44,920
‫اون یه ناظر بوده

633
00:28:44,922 --> 00:28:46,684
‫تو این کار اولین نفر بوده

634
00:28:46,685 --> 00:28:48,703
‫ممنون

635
00:28:48,705 --> 00:28:51,227
‫،لایلا نیک رو میشناخته
‫به ویدیوها دسترسی داشته

636
00:28:51,230 --> 00:28:52,612
‫اگه اون پشت این قضیه باشه...

637
00:28:52,613 --> 00:28:56,312
‫تک تک کارهایی که برای پرونده
‫انجام دادیم رو میدونه

638
00:28:56,313 --> 00:28:59,208
‫دن، میخوام ببینم
‫میتونی از ویدیوها به

639
00:28:59,209 --> 00:29:01,832
‫یه شخص خاص برسی یا نه

640
00:29:01,834 --> 00:29:04,670
‫مظنونمون "لایلا سیمز" هست

641
00:29:09,173 --> 00:29:12,231
‫باورم نمیشه قاتل
‫دقیقاً بغل گوشمون بوده

642
00:29:12,237 --> 00:29:15,434
‫و حالا نیست

643
00:29:15,435 --> 00:29:17,967
‫باریکلا، لایلا. باریکلا

644
00:29:26,141 --> 00:29:28,919
‫لوسی؟

645
00:29:28,927 --> 00:29:31,746
‫لوسی، خونه‌ای؟

646
00:29:35,992 --> 00:29:39,070
‫اینجا نیست

647
00:29:39,071 --> 00:29:40,887
‫خیلی با عجله رفت بیرون

648
00:29:40,888 --> 00:29:44,800
‫فکر کنم بخاطر چیزی
‫بود که من بهش گفتم

649
00:29:45,941 --> 00:29:48,757
‫ببخشید. شما آخرین...

650
00:29:48,760 --> 00:29:51,994
‫باور کن، من هیچیش نیستم

651
00:29:52,000 --> 00:29:53,970
‫بسیارخب

652
00:29:53,971 --> 00:29:56,243
‫پس اینجا چیکار میکنی؟

653
00:29:56,245 --> 00:29:58,323
‫فکر کنم یه مقدار

654
00:29:58,329 --> 00:30:01,699
‫دچار بحران وجودی هستم

655
00:30:01,700 --> 00:30:04,845
‫میگن من شنونده‌ی خوبی هستم

656
00:30:04,846 --> 00:30:06,979
‫باشه

657
00:30:08,555 --> 00:30:10,719
‫یه مقدار با بچه‌هام
‫به مشکل خوردم

658
00:30:10,721 --> 00:30:12,945
‫برای یه مدت میخواستی
‫ازشون دور بشی؟

659
00:30:12,954 --> 00:30:15,415
‫نه، راستش برعکس

660
00:30:15,416 --> 00:30:17,148
‫سعی‌ـم اینه که بهشون نزدیکتر بشم

661
00:30:17,155 --> 00:30:19,477
‫ولی بخت باهام یار نیست

662
00:30:21,291 --> 00:30:24,272
‫بگو ببینم

663
00:30:24,279 --> 00:30:26,109
‫تو فرزند خوبی هستی؟

664
00:30:26,117 --> 00:30:29,090
‫سعی میکنم باشم

665
00:30:29,091 --> 00:30:31,871
‫خب، پس شاید بتونی برام توضیح بدی

666
00:30:31,874 --> 00:30:33,761
‫یه فرزند خوب

667
00:30:33,761 --> 00:30:37,720
‫موقع طلاق کورکورانه
‫طرف پدرش رو میگیره؟

668
00:30:38,719 --> 00:30:40,605
‫یه فرزند خوب

669
00:30:40,606 --> 00:30:42,906
‫مادرش رو به جهنم میفرسته؟

670
00:30:42,909 --> 00:30:45,851
‫و یه فرزند خوب

671
00:30:45,852 --> 00:30:48,919
‫،صاف جلوی من وایمیسته

672
00:30:48,922 --> 00:30:52,977
‫،بدون اینکه ذره‌ای واسش مهم باشه
‫برای برگردوندن من نقشه میکشه؟

673
00:30:56,022 --> 00:30:57,175
‫مامان؟

674
00:30:57,176 --> 00:31:02,901
‫فکر میکردم میام رو زمین
‫تا بتونم با پسرهام باشم

675
00:31:02,911 --> 00:31:06,938
‫ولی عوضش، لوسیفر یه بند
‫درگیر شغل انسانیشه

676
00:31:06,948 --> 00:31:08,676
‫و تو هم هنوز سرباز وفادار پدرتی

677
00:31:08,679 --> 00:31:13,122
‫دیگه از جنگیدن برای چیزهایی که
‫هیچوقت بدستشون نمیارم خسته شدم

678
00:31:13,123 --> 00:31:16,581
‫پس فقط برم‌گردون، آماندیل

679
00:31:16,584 --> 00:31:18,629
‫من حاضرم

680
00:31:26,205 --> 00:31:28,319
‫،هر اتفاقی هم بیفته

681
00:31:28,320 --> 00:31:32,717
‫من همیشه... دوستت دارم

682
00:31:32,721 --> 00:31:34,347
‫همیشه

683
00:31:38,076 --> 00:31:39,649
‫لایلا بوده که جفت
‫ویدیوها رو حذف کرده

684
00:31:39,650 --> 00:31:41,415
‫نیک و آدام رو کشته، و بعد

685
00:31:41,420 --> 00:31:43,434
‫ما رو فرستاده دنبال
‫نخودسیاه که بتونه فرار کنه

686
00:31:43,435 --> 00:31:44,903
‫چرا نفهمیده بودم که کار اونه؟

687
00:31:44,904 --> 00:31:46,945
‫چون بعنوان یه مجازاتگر، خوب بلده

688
00:31:46,947 --> 00:31:48,511
‫از زیر مجازات خودش در بره

689
00:31:48,517 --> 00:31:50,255
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

690
00:31:53,872 --> 00:31:55,070
‫هی، دن

691
00:31:55,071 --> 00:31:57,400
‫آره، همین الان دیدمش دارم.
‫سعی میکنم ردش رو بزنم

692
00:31:57,402 --> 00:31:58,693
‫روز حسابرسی"؟"

693
00:31:58,698 --> 00:32:00,901
‫ملت جداً باید موقع گفتن
‫این عبارت مراقب باشن

694
00:32:00,902 --> 00:32:03,557
‫راستش تا چند سال دیگه
‫این روز سر نمیرسه

695
00:32:03,558 --> 00:32:05,399
‫میخواد به طور زنده
‫رو آنتن خودش رو بکشه

696
00:32:05,401 --> 00:32:07,959
‫چی؟ خب، این که رسمش نیست

697
00:32:07,960 --> 00:32:10,289
‫اگه بمیره چجوری باهاش صحبت کنم؟

698
00:32:10,291 --> 00:32:12,038
‫خوشحالم اینقدر درست
‫اولویت‌بندی کردی

699
00:32:12,040 --> 00:32:14,403
‫فکر میکردم با یه فرد زرنگ
‫و باهوش ،سروکار داریم

700
00:32:14,404 --> 00:32:15,724
‫که با حس تمسخر و
‫بی‌رحمی شکنجه میکنه

701
00:32:15,732 --> 00:32:17,052
‫ولی اینکه خودش رو بُکشه

702
00:32:17,059 --> 00:32:18,709
‫در حالی که مهمونش...
‫رو تحقیر میکنه

703
00:32:18,710 --> 00:32:20,491
‫با الگوی قتل‌هاش جور درنمیاد

704
00:32:20,492 --> 00:32:23,859
‫هی، شارون میتونی اون ویدیوی
‫رانندگی لایلا رو دوباره پخش کنی؟

705
00:32:23,860 --> 00:32:26,063
‫آره. حتماً

706
00:32:27,435 --> 00:32:29,004
‫همینجا متوقفش کن

707
00:32:29,005 --> 00:32:30,307
‫دنبال چی میگردی کاراگاه؟

708
00:32:30,308 --> 00:32:32,883
‫به لبه‌ی صندلی زوم کن

709
00:32:32,884 --> 00:32:34,414
‫میتونی نزدیکتر بشی؟

710
00:32:39,598 --> 00:32:41,531
‫خب، میدونم که تصاویر
‫میتونن گول‌زننده باشن

711
00:32:41,537 --> 00:32:44,080
‫ولی اون بدجوری شبیه
‫یه تفنگه، مگه نه؟

712
00:32:44,081 --> 00:32:46,540
‫لایلا قاتل نیست

713
00:32:46,549 --> 00:32:48,509
‫اون در خطره

714
00:32:48,511 --> 00:32:50,058
‫تو این روانی رو خوب درک میکنی

715
00:32:50,059 --> 00:32:51,637
‫فکر میکنی داره کجا میره؟

716
00:32:51,643 --> 00:32:54,945
‫خب، فکر کنم یه جایی که به
‫گناهان لایلا مرتبط باشه

717
00:32:54,946 --> 00:32:56,287
‫ما لایلا رو خیلی کم میشناسیم

718
00:32:56,288 --> 00:32:58,112
‫کی میدونه قاتل چه
‫گناهی از لایلا دیده؟

719
00:32:58,113 --> 00:32:59,516
‫خب، اون شرکتی رو اداره میکنه که

720
00:32:59,524 --> 00:33:02,268
‫،بدترین فسادهای بشر رو میزبانی
‫میکنه ولی میدونیم که اونجا نیست

721
00:33:02,277 --> 00:33:03,756
‫هی، دن، ردش رو زدی؟

722
00:33:03,757 --> 00:33:05,645
‫آی‌پی همه‌ش داره سرور
‫اصلی وابل رو نشون میده

723
00:33:05,650 --> 00:33:07,920
‫حتماً اشتباه شده

724
00:33:12,121 --> 00:33:15,246
‫با این تفاوت که
‫اصلاً اشتباه نیست

725
00:33:19,624 --> 00:33:21,773
‫میدونی، اگه این چراغ‌های
‫چشمک‌زن رو برداری

726
00:33:21,775 --> 00:33:23,241
‫،و به جاش ارواح گم‌شده رو بذاری

727
00:33:23,243 --> 00:33:25,783
‫اینجا شباهت چشمگیری به جهنم داره

728
00:33:25,785 --> 00:33:28,550
‫هیس. گوش کن

729
00:33:28,557 --> 00:33:32,015
‫اسم من... لایلا سیمز ـه

730
00:33:33,772 --> 00:33:37,063
‫من یکی از مؤسس‌های وابل هستم

731
00:33:37,064 --> 00:33:40,386
‫میخوام از تمام
‫بیننده‌ها عذرخواهی کنم

732
00:33:40,390 --> 00:33:43,379
‫بابت... بابت ایجاد یه فروم...

733
00:33:45,214 --> 00:33:48,147
‫که برای شر و نفرت
‫تبدیل به پناهگاه شد

734
00:33:48,148 --> 00:33:51,108
‫اینم از خودِ ملکه‌ی وابل

735
00:33:51,114 --> 00:33:53,210
‫آره، ولی قاتل کجاست؟

736
00:33:53,212 --> 00:33:55,838
‫و امشب منم با کشتی غرق میشم

737
00:33:57,443 --> 00:33:59,679
‫به همراه تمام اون گناهانی که

738
00:33:59,680 --> 00:34:03,668
‫که به فراگیر شدنشون کمک کردم...

739
00:34:03,671 --> 00:34:06,167
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم

740
00:34:06,170 --> 00:34:08,327
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم

741
00:34:08,336 --> 00:34:10,966
‫مجبورم نکن اینکارو کنم

742
00:34:10,967 --> 00:34:12,824
‫خواهش میکنم

743
00:34:18,246 --> 00:34:19,737
‫اون "ری" ـه، نماینده‌ی
‫بخش منابع انسانی

744
00:34:19,738 --> 00:34:23,424
‫عجب، باید میفهمیدم

745
00:34:23,425 --> 00:34:25,556
‫بوی گند دهن اولین نشونه‌ی شیطانه

746
00:34:25,558 --> 00:34:26,948
‫اونقدر دسترسی داشته که بتونه

747
00:34:26,949 --> 00:34:29,817
‫قربانی‌هاش رو پیدا کنه و
‫برای لایلا پاپوش درست کنه

748
00:34:37,000 --> 00:34:38,928
‫منتظر چی هستی؟ بهش شلیک کن

749
00:34:38,930 --> 00:34:40,685
‫،اگه اون فندک از دستش
‫بیفته لایلا رو میکُشه

750
00:34:40,690 --> 00:34:42,070
‫نمیتونم شلیک کنم

751
00:34:55,451 --> 00:34:57,957
‫خیلی‌خب، کاراگاه، بخش بعدی
‫کار خیلی آسون‌تر میشه

752
00:34:57,958 --> 00:35:00,766
‫اگه اینجا نباشی، پس میخوام مؤدبانه
‫ازت درخواست کنم از اینجا بری، باشه؟

753
00:35:00,767 --> 00:35:02,351
‫من هیچ‌جا نمیرم

754
00:35:02,352 --> 00:35:03,941
‫یه راهی پیدا میکنیم.
‫فقط یه لحظه فرصت بده

755
00:35:09,310 --> 00:35:11,132
‫خیلی‌خب، عجله‌ای نیست

756
00:35:11,134 --> 00:35:13,695
‫،تا تو تفکر میکنی من
‫برم دو کلام با قاتلمون

757
00:35:13,701 --> 00:35:14,946
‫صحبت کنم

758
00:35:14,950 --> 00:35:16,226
‫فکر خیلی خوبیه

759
00:35:17,416 --> 00:35:19,238
‫شرمنده، یه بار دیگه بگو

760
00:35:20,658 --> 00:35:23,452
‫من هیچوقت نمیخواستم
‫کسی آسیبی ببینه

761
00:35:24,542 --> 00:35:26,870
‫معذرت میخوام. خیلی عذر میخوام

762
00:35:26,873 --> 00:35:29,161
‫آره

763
00:35:29,170 --> 00:35:31,688
‫سلام، ریمند

764
00:35:31,689 --> 00:35:33,974
‫دوست ندارم حست رو خراب کنم

765
00:35:33,977 --> 00:35:35,864
‫ولی ازت یه سوال
‫دارم قبل از اینکه

766
00:35:35,866 --> 00:35:37,456
‫این نمایش کوچولوی
‫مزخرف رو تموم کنی

767
00:35:37,457 --> 00:35:38,738
‫جلو نیا

768
00:35:38,749 --> 00:35:41,163
‫،قسم میخورم این رو میندازم
‫اونوقت این میمیره

769
00:35:41,169 --> 00:35:42,560
‫اوه، خدا، بوی گند دهن

770
00:35:42,562 --> 00:35:43,891
‫پخش هم میشه، مگه نه؟

771
00:35:43,892 --> 00:35:46,143
‫واقعاً باید بدی دکتر...
‫بهش نگاه بندازه، ولی قبلش

772
00:35:46,144 --> 00:35:50,116
‫با پاسخ دادن به این
‫پرسشم من رو مستفیض کن

773
00:35:50,120 --> 00:35:51,342
‫چرا؟

774
00:35:54,529 --> 00:35:55,486
‫چی؟

775
00:35:55,490 --> 00:35:58,576
‫چرا مجازات میکنی؟

776
00:35:58,579 --> 00:36:00,596
‫میل شدید به برقراری
‫عدالت رو درک میکنم

777
00:36:00,605 --> 00:36:03,722
‫،یا لذت انتقام شیرین رو

778
00:36:03,728 --> 00:36:05,889
‫،ولی هیچکس مجبورت
‫نکرده اینکارو بکنی

779
00:36:05,891 --> 00:36:08,946
‫پس چرا به خودت زحمت میدی؟

780
00:36:11,075 --> 00:36:13,482
‫چون دیگه نمیتونستم تحمل کنم

781
00:36:13,483 --> 00:36:15,082
‫این همه گناه

782
00:36:15,091 --> 00:36:16,531
‫دائماً در حال سرایته

783
00:36:16,532 --> 00:36:18,034
‫باید یه کاری میکردم

784
00:36:19,621 --> 00:36:21,679
‫باید مجازاتشون میکردم

785
00:36:21,681 --> 00:36:24,257
‫اشتباه میکنی

786
00:36:24,260 --> 00:36:25,879
‫مجبور نبودی کاری کنی

787
00:36:25,886 --> 00:36:27,358
‫خودت دلت میخواست مجازاتشون کنی

788
00:36:27,360 --> 00:36:28,731
‫نه، حقیقت نداره

789
00:36:28,741 --> 00:36:30,765
‫چرا، با نیک شروع...
‫شد اون یه هوس بود

790
00:36:30,768 --> 00:36:32,544
‫ولی بعدش تشنه به خون شدی

791
00:36:32,548 --> 00:36:34,149
‫و حس خوبی هم داشت، مگه نه؟

792
00:36:34,150 --> 00:36:35,402
‫داشتم وظیفه‌ام رو انجام میدادم

793
00:36:35,403 --> 00:36:36,570
‫نقشه‌های بزرگی

794
00:36:36,578 --> 00:36:37,875
‫برای انتقام‌جویی تو سرت داشتی

795
00:36:37,885 --> 00:36:39,183
‫تا وقتی که ما اومدیم و
‫چوب لای چرخت گذاشتیم

796
00:36:39,195 --> 00:36:41,810
‫که تو این مورد لایلای
‫بیچاره قربانی شد

797
00:36:41,813 --> 00:36:43,121
‫- یه بی‌گناه - نه، اشتباه میکنی!

798
00:36:43,122 --> 00:36:44,459
‫حالا چی میشد؟ دست برمیداشتی؟

799
00:36:44,464 --> 00:36:46,909
‫بدون مجازات قسر در بری؟

800
00:36:49,163 --> 00:36:52,954
‫جفتمون میدونیم نمیتونی دست
‫برداری چون عاشق این کاری!

801
00:36:52,955 --> 00:36:55,098
‫درست مثل آدم‌هایی که مجازات کردی

802
00:36:55,103 --> 00:36:56,682
‫نیستم! من...

803
00:37:01,345 --> 00:37:03,161
‫هستم

804
00:37:05,684 --> 00:37:09,790
‫از اینکه ببینم برای بخشش
‫التماس میکنن خوشم میاد

805
00:37:09,791 --> 00:37:11,638
‫میدونی، فرق من و تو

806
00:37:11,645 --> 00:37:14,782
‫اینه که تو خودت تبدیل
‫به بخشی از مشکل شدی، ری

807
00:37:14,792 --> 00:37:17,532
‫کسی که حقشه مجازات بشه

808
00:37:19,794 --> 00:37:21,114
‫حق با توـه

809
00:37:23,370 --> 00:37:24,859
‫حقمه

810
00:37:26,351 --> 00:37:27,939
‫همه‌مون همینطوریم

811
00:37:29,332 --> 00:37:31,506
‫نه، صبر کن!

812
00:37:49,059 --> 00:37:52,650
‫پسر، جدی جدی خفه‌خون نمیگیریا!

813
00:37:52,651 --> 00:37:54,581
‫تبریک میگم، کاراگاه

814
00:37:54,583 --> 00:37:57,427
‫فکر کنم بشه گفت خیلی
‫خاموش بنظر میام

815
00:37:58,277 --> 00:37:59,279
‫خیلی‌خب

816
00:37:59,280 --> 00:38:01,384
‫اجازه هست بازت کنم؟

817
00:38:04,363 --> 00:38:07,169
‫تا دیروقت کار میکنی؟

818
00:38:07,172 --> 00:38:09,637
‫چه میشه گفت؟

819
00:38:09,646 --> 00:38:11,788
‫نوکر همه بودن خیلی مزخرفه

820
00:38:11,789 --> 00:38:13,819
‫آره، خب، تا همیشه
‫که اینجوری نمیمونه

821
00:38:13,825 --> 00:38:17,132
‫،خب یه مقدار با خودم فکر کردم

822
00:38:17,135 --> 00:38:20,743
‫و... متوجه شدم که

823
00:38:20,747 --> 00:38:22,885
‫این اواخر خیلی تند رفتار کردم

824
00:38:22,886 --> 00:38:23,688
‫اشکالی نداره

825
00:38:23,689 --> 00:38:25,962
‫نه، بذار حرفم رو تموم کنم، لطفاً

826
00:38:25,963 --> 00:38:29,038
‫الان یه مدته که
‫خیلی بهت سخت میگیرم

827
00:38:29,039 --> 00:38:31,645
‫و خیلی هم...

828
00:38:31,647 --> 00:38:33,851
‫ناراحت و عصبانی بودم

829
00:38:33,853 --> 00:38:38,062
‫و... آره، حس میکردم
‫بهم خیانت شده

830
00:38:38,067 --> 00:38:39,650
‫میدونم

831
00:38:39,655 --> 00:38:41,760
‫ولی متوجهم که...

832
00:38:41,760 --> 00:38:43,897
‫،که برای درست کردن اوضاع
‫خیلی سخت تلاش کردی

833
00:38:43,900 --> 00:38:47,236
‫و حسم بهم میگه، بخاطر تریکسی

834
00:38:47,237 --> 00:38:48,888
‫باید اون مسافرت رو بریم

835
00:38:48,890 --> 00:38:50,667
‫،میدونی، باید بریم

836
00:38:50,672 --> 00:38:53,450
‫مثل همیشه

837
00:38:55,501 --> 00:38:56,704
‫من نمیتونم

838
00:38:56,705 --> 00:38:59,040
‫منـ... منظورت چیه؟

839
00:39:01,755 --> 00:39:04,020
‫تو درست میگفتی

840
00:39:05,366 --> 00:39:07,401
‫نباید به دخترمون دروغ بگیم

841
00:39:07,406 --> 00:39:09,370
‫خیلی‌خب

842
00:39:11,419 --> 00:39:14,325
‫ببین، من همیشه بابای
‫تریکسی میمونم

843
00:39:15,833 --> 00:39:18,580
‫و همیشه جزئی از
‫زندگیتون خواهم بود

844
00:39:18,581 --> 00:39:22,284
‫ولی خیلی وقته که داریم
‫تو گذشته زندگی میکنیم

845
00:39:25,732 --> 00:39:27,465
‫ما برای تریکسی مفید نیستیم

846
00:39:27,470 --> 00:39:29,505
‫اگه برای همدیگه مفید نباشیم

847
00:39:33,357 --> 00:39:36,233
‫ولی فکر کنم جفتمون
‫حقیقت رو میدونیم

848
00:39:41,315 --> 00:39:43,851
‫وقتشه که طلاق بگیریم

849
00:40:02,651 --> 00:40:04,504
‫سلام، لوسی

850
00:40:08,159 --> 00:40:10,215
‫بگو که اونکارو نکردی

851
00:40:10,220 --> 00:40:11,567
‫چه کاری؟

852
00:40:11,572 --> 00:40:12,849
‫ادای نفهم‌ها رو درنیار

853
00:40:12,857 --> 00:40:14,720
‫دقیقاً میدونی منظورم چیه

854
00:40:16,101 --> 00:40:17,620
‫آروم باش، لوسیفر

855
00:40:17,622 --> 00:40:19,040
‫،برادرت من رو به جهنم نفرستاد

856
00:40:19,041 --> 00:40:21,036
‫اگه این نگرانت کرده

857
00:40:21,037 --> 00:40:24,244
‫ولی تو که خیلی مصمم بودی

858
00:40:24,245 --> 00:40:25,795
‫بهت گفته بودم، لوسیفر

859
00:40:25,799 --> 00:40:28,635
‫عشق مادری بیشتر از اونی
‫که فکرش رو بکنی ارزشمنده

860
00:40:28,638 --> 00:40:30,825
‫زمانی که روی زمین
‫گذروندم کمک کرد بفهمم

861
00:40:30,834 --> 00:40:33,670
‫که پدر علاقه‌ی زیادی
‫به زیاده‌روی داره

862
00:40:33,673 --> 00:40:36,134
‫پس میخوای علیه بابا عمل کنی؟

863
00:40:37,526 --> 00:40:39,687
‫اوضاع تغییر میکنه، برادر

864
00:40:39,688 --> 00:40:41,214
‫واقعاً؟

865
00:40:42,527 --> 00:40:44,904
‫خب، من که به شخصه
‫خوشحالم که همه‌مون

866
00:40:44,910 --> 00:40:48,293
‫،با هم تو یه اتاق هستیم
‫بعنوان یه خانواده

867
00:40:48,303 --> 00:40:50,709
‫باشه، اینقدر تند نرو، مادر

868
00:40:50,718 --> 00:40:52,478
‫،میدونی، من یه قولی دادم

869
00:40:52,480 --> 00:40:54,338
‫و من همیشه سر حرفم میمونم

870
00:40:54,340 --> 00:40:56,130
‫بهت گفتم میتونی اینجا بمونی

871
00:40:56,135 --> 00:40:57,445
‫تا وقتی که بفهمم چه جوری

872
00:40:57,446 --> 00:40:59,328
‫معامله‌ام با بابا رو متعادل کنم

873
00:40:59,333 --> 00:41:01,413
‫و حالا اینکار رو کردم

874
00:41:01,414 --> 00:41:02,815
‫پس به هر حال میخوای
‫من رو مجازات کنی؟

875
00:41:02,816 --> 00:41:04,858
‫قطعاً همینطوره. نه بخاطر اینکه

876
00:41:04,860 --> 00:41:07,794
‫بابا من رو شستشوی مغزی داده یا
‫اینکه بخوام چیزی رو اثبات کنم

877
00:41:07,795 --> 00:41:11,814
‫مجازات میکنم چون توش مهارت دارم

878
00:41:11,821 --> 00:41:14,071
‫خوشم میاد مردم رو
‫به سزاشون برسونم

879
00:41:15,540 --> 00:41:17,006
‫خوشحالم میکنه

880
00:41:17,007 --> 00:41:20,791
‫فکر کنم نمیتونم دلیل
‫بهتری ازت بخوام

881
00:41:22,705 --> 00:41:25,190
‫میرسیم به حکمت

882
00:41:26,902 --> 00:41:28,966
‫مادر...

883
00:41:28,967 --> 00:41:31,984
‫تو میتونی همینجا روی
‫زمین باقی بمونی

884
00:41:31,985 --> 00:41:35,032
‫بین موجوداتی که...
‫اونا رو خوار میشمری

885
00:41:35,035 --> 00:41:36,140
‫به عنوان یکی از خودشون

886
00:41:36,147 --> 00:41:38,051
‫صبر کن ببینم

887
00:41:38,053 --> 00:41:39,348
‫میخوای من رو بفرستی

888
00:41:39,356 --> 00:41:41,679
‫به زندگی شارلوت ریچاردز؟

889
00:41:43,073 --> 00:41:45,101
‫خب قضیه چجوری قراره جواب
‫- بده؟ - مشکل من نیست

890
00:41:45,106 --> 00:41:46,566
‫اگه قبول نکنم چی؟

891
00:41:46,567 --> 00:41:49,299
‫نمیتونی با این حکم
‫بجنگی، الان دیگه انسانی

892
00:41:49,300 --> 00:41:50,518
‫ولی اون شوهره...

893
00:41:50,519 --> 00:41:51,768
‫تازه بچه‌هاشم هستن، درسته؟

894
00:41:51,772 --> 00:41:53,061
‫اونا یه نیازهایی دارن

895
00:41:53,062 --> 00:41:55,057
‫منم همین انتظار رو دارم

896
00:41:55,058 --> 00:41:57,292
‫ولی اگه حقیقتاً
‫میخوای با پسرهات باشی

897
00:41:57,294 --> 00:42:00,441
‫پس این بهاییه که باید بپردازی

898
00:42:10,098 --> 00:42:12,900
‫قبوله

899
00:42:31,133 --> 00:42:32,905
‫پولت رو میخوای یا جونت، زنیکه؟

900
00:42:32,911 --> 00:42:34,684
‫پول رو انتخاب میکنم

901
00:42:35,464 --> 00:42:37,556
‫کسی هم هست که جونش
‫رو انتخاب کنه؟

902
00:42:37,564 --> 00:42:39,598
‫- خیلی - !بیا اینجا...

903
00:42:39,600 --> 00:42:41,760
‫چیزی که میخوای رو!
‫بهت میدم فقط صبر کن

904
00:42:41,766 --> 00:42:43,645
‫گفتم صبر کن!

905
00:42:44,000 --> 00:42:51,000
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

906
00:42:51,500 --> 00:42:58,500
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

