‫﻿۱
00:00:01,002 --> 00:00:04,190
‫آنــچــه در
‫لــوســیــفــر گــذشــــت

2
00:00:04,191 --> 00:00:05,828
‫هم خونه؟ تو و کاراگاه دکر؟

3
00:00:05,833 --> 00:00:06,874
‫به نظرم مشکلی پیش نمیاد

4
00:00:06,875 --> 00:00:08,701
‫بعد از یه مدت کوتاه
‫که باهم جور بشیم

5
00:00:08,706 --> 00:00:11,705
‫قرار گذاشتی که مامان
‫رو به جهنم برگردونی

6
00:00:11,706 --> 00:00:13,725
‫تا در عوض جون کلویی حفظ بشه

7
00:00:13,726 --> 00:00:16,725
‫اگه بابا بخواد سهم خودش
‫از معامله رو پس بگیره چی؟

8
00:00:16,726 --> 00:00:18,007
‫سلام برادر

9
00:00:18,014 --> 00:00:19,012
‫یوریل

10
00:00:19,020 --> 00:00:20,742
‫تو ۲۴ ساعت وقت داری

11
00:00:20,743 --> 00:00:22,706
‫وگرنه به جریانی که با
‫کاراگاهت شروع کردم خاتمه میدم

12
00:00:22,708 --> 00:00:25,637
‫- یوریل اینجاست؟
‫- اومده سراغ کلویی

13
00:00:25,638 --> 00:00:27,910
‫- یا اون جنده‌ای که مامان
‫صداش می‌کنی - خب نگران نباش

14
00:00:27,912 --> 00:00:29,978
‫چون یوریل مشکل‌ساز نمیشه

15
00:00:29,980 --> 00:00:31,156
‫ما یه سلاح اتمی داریم

16
00:00:31,157 --> 00:00:34,161
‫چطوری تو رو زد، برادر؟

17
00:00:34,162 --> 00:00:35,915
‫دیگه قدرت‌هام رو ندارم

18
00:00:35,920 --> 00:00:37,510
‫میذارم یوریل منو
‫به جهنم برگردونه

19
00:00:37,511 --> 00:00:39,099
‫همیشه یه راه دیگه هم هست

20
00:00:39,100 --> 00:00:40,749
‫اون خنجر عزرائیله

21
00:00:40,754 --> 00:00:42,547
‫عمراً مامان رو برگردونی به حهنم

22
00:00:42,548 --> 00:00:45,281
‫چون سخت‌ترش کردین...

23
00:00:45,283 --> 00:00:47,208
‫الان هم کار مامان رو
‫می‌سازم و هم کاراگاه رو

24
00:00:48,258 --> 00:00:50,850
‫من کشتمش

25
00:00:50,851 --> 00:00:52,567
‫من چیکار کردم؟

26
00:00:52,591 --> 00:00:59,591
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

27
00:01:00,091 --> 00:01:05,091
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

28
00:01:05,336 --> 00:01:09,900
‫امروز برای سوگواریِ فقدانی
‫بزرگ اینجا جمع شدیم

29
00:01:09,904 --> 00:01:12,340
‫پگی، ادگار

30
00:01:12,346 --> 00:01:14,881
‫زندگی مجردی شما مُرده

31
00:01:18,537 --> 00:01:23,480
‫ولی زندگی سعادتمند
‫عروسی‌تون تازه شروع شده

32
00:01:23,482 --> 00:01:26,257
‫حتی وقتی یه زامبیِ
‫زشت باشه هم خوشگله

33
00:01:26,258 --> 00:01:29,095
‫ازش متنفرم

34
00:01:29,101 --> 00:01:32,177
‫اگه کسی به این ازدواج
‫کفرآمیز اعتراض داره

35
00:01:32,178 --> 00:01:33,548
‫همین الان مطرح کنه

36
00:01:33,549 --> 00:01:36,022
‫یا تاابد دهنش رو ببنده

37
00:01:39,434 --> 00:01:40,441
‫ادگار!

38
00:01:40,442 --> 00:01:41,685
‫خدای من، کمک کنین!

39
00:01:41,686 --> 00:01:43,127
‫یه نفر به آمبولانس زنگ بزنه!

40
00:01:43,132 --> 00:01:44,139
‫خواهش می‌کنم، واقعیه!

41
00:01:44,140 --> 00:01:46,215
‫لطفاً یه نفر به
‫آمبولانس زنگ بزنه!

42
00:02:34,017 --> 00:02:35,897
‫سلام بچه‌ها!

43
00:02:35,898 --> 00:02:38,749
‫مارتینی، با اکسترا درای،
‫همونطور که دوست دارم

44
00:02:38,755 --> 00:02:40,528
‫لوسیفر؟

45
00:02:40,537 --> 00:02:42,326
‫دکتر!

46
00:02:43,304 --> 00:02:44,601
‫واسه پارتی اومدی؟

47
00:02:44,606 --> 00:02:45,962
‫نه، اومدم که بهت سر بزنم

48
00:02:45,973 --> 00:02:48,051
‫- واسه جلسه‌مون
‫نیومدی - آره، آره

49
00:02:48,056 --> 00:02:49,715
‫می‌دونم، کنسلش کردم

50
00:02:49,717 --> 00:02:51,414
‫خیلی عجیبه چون
‫هیچوقت کنسل نمی‌کردی

51
00:02:51,415 --> 00:02:52,834
‫همه چی روبراهه؟

52
00:02:54,014 --> 00:02:56,424
‫چیزی نیست، فقط یه مشکل
‫خونوادگی دارم همین و بس

53
00:02:56,425 --> 00:02:57,525
‫جای نگرانی وجود نداره

54
00:02:57,529 --> 00:02:59,217
‫مشکل خونوادگی؟

55
00:02:59,222 --> 00:03:00,298
‫برادرم مُرده

56
00:03:00,307 --> 00:03:01,322
‫آمندیل؟

57
00:03:02,339 --> 00:03:04,167
‫نه، نه

58
00:03:04,169 --> 00:03:05,723
‫نه، یه برادر دیگه

59
00:03:05,728 --> 00:03:06,795
‫کُلی برادر دارم

60
00:03:06,796 --> 00:03:08,667
‫لوسیفر، خیلی متأسفم

61
00:03:08,668 --> 00:03:10,871
‫اشکالی نداره،
‫کاریه که شده دیگه؟

62
00:03:10,873 --> 00:03:11,874
‫ویسکی می‌خوری؟

63
00:03:11,875 --> 00:03:15,674
‫نه، نه. لوسیفر بیمارها معمولاً
‫وقتی بیشترین نیاز رو دارن

64
00:03:15,685 --> 00:03:17,547
‫جلساتشون رو کنسل می‌کنن

65
00:03:17,555 --> 00:03:20,027
‫وقتی که درد و ناراحتی
‫زیادی رو احساس می‌کنن

66
00:03:20,028 --> 00:03:22,031
‫مطمئنی که نمی‌خوای حرف بزنیم؟

67
00:03:22,033 --> 00:03:23,735
‫خب به نظرم یه چند تا کار دیگه
‫هست که ترجیح میدم انجام بدم

68
00:03:23,736 --> 00:03:24,868
‫- می‌دونی که - نه، نه

69
00:03:24,873 --> 00:03:26,484
‫- خیلی خب لوسیفر،
‫نه، نه، نه - بیخیال

70
00:03:26,485 --> 00:03:29,191
‫نه، دیگه از این خبرا
‫نیست خودتم خوب می‌دونی

71
00:03:29,200 --> 00:03:32,049
‫اومدم اینجا که یه وقت دلت خواست
‫درمورد مرگ برادرت حرف بزنی

72
00:03:32,051 --> 00:03:33,887
‫ولی...

73
00:03:33,888 --> 00:03:35,587
‫ولی با احترام

74
00:03:35,592 --> 00:03:36,791
‫چه فایده‌ای داره؟

75
00:03:36,792 --> 00:03:37,850
‫اگه حرف میزدم هم درک نمی‌کردی

76
00:03:37,851 --> 00:03:39,682
‫خیال می‌کنی هر چی که
‫میگم یه استعاره‌ست

77
00:03:39,687 --> 00:03:42,719
‫حالا اگه میشه برو که داری
‫لذتم رو از بین می‌بری

78
00:03:42,724 --> 00:03:43,709
‫خانم‌ها

79
00:03:43,710 --> 00:03:44,961
‫خب اگه یه‌وقت نظرت عوض شد

80
00:03:44,962 --> 00:03:46,535
‫درم همیشه به روت بازه

81
00:03:47,561 --> 00:03:49,683
‫راحت باش و درت رو ببند

82
00:04:13,684 --> 00:04:16,117
‫ببین مامان، دارم
‫تاب‌بازی می‌کنم!

83
00:04:18,088 --> 00:04:19,920
‫عزیزم، ازش بیا پایین

84
00:04:21,638 --> 00:04:22,695
‫هی

85
00:04:22,696 --> 00:04:24,388
‫میشه یه لحظه مامانی و میز رو
‫تنها بذاری تا باهم حرف بزنیم؟

86
00:04:24,389 --> 00:04:25,517
‫لطفاً؟

87
00:04:25,519 --> 00:04:26,999
‫خیلی خب

88
00:04:27,001 --> 00:04:28,693
‫جداً؟

89
00:04:28,694 --> 00:04:29,751
‫یه تاب سکس؟

90
00:04:29,752 --> 00:04:31,480
‫عجب چیزیه، نه؟

91
00:04:31,481 --> 00:04:32,963
‫می‌خوای بپری بالا؟

92
00:04:32,965 --> 00:04:34,674
‫خیلی خب، اگه قرار بر این
‫باشه که باهم زندگی کنیم

93
00:04:34,679 --> 00:04:36,151
‫باید یه سری قانون
‫واسه خونه تعیین کنیم

94
00:04:36,162 --> 00:04:38,236
‫قانون شماره یک که باورم
‫هم نمیشه اینو میگم

95
00:04:38,238 --> 00:04:39,333
‫تاب سکس تعطیل

96
00:04:39,334 --> 00:04:42,619
‫خودت گفتی که می‌تونی
‫وسایل خونه‌ام رو بیارم

97
00:04:42,623 --> 00:04:44,284
‫تاب سکس که وسایل خونه نیست

98
00:04:44,285 --> 00:04:47,009
‫باید قبول کنی که اینجا
‫یه فضای مشترکه، میز

99
00:04:47,010 --> 00:04:49,028
‫باشه، منم با دکوراسیون
‫قشنــگت موافق نیستم

100
00:04:49,033 --> 00:04:50,760
‫از هالووین خوشت نمیاد؟

101
00:04:50,761 --> 00:04:52,015
‫معلومه که خوشم میاد

102
00:04:52,022 --> 00:04:54,670
‫لباس‌های سکسی، آدم‌هایی
‫که احساساتشون رو بروز میدن

103
00:04:54,680 --> 00:04:56,830
‫لباس‌های مبدل

104
00:04:56,839 --> 00:04:57,847
‫عالیه

105
00:04:57,848 --> 00:04:59,621
‫ولی این هالووینِ ماها نیست

106
00:04:59,629 --> 00:05:01,009
‫الان با یه بچه هم خونه هستی

107
00:05:01,010 --> 00:05:03,165
‫باید روی دیدگاهت هم
‫یه تغییر عقیده بدی

108
00:05:05,380 --> 00:05:06,891
‫واقعاً؟

109
00:05:09,818 --> 00:05:12,776
‫شاید پیش هم زندگی
‫کردن ایده‌ی بدی بوده

110
00:05:12,777 --> 00:05:15,568
‫توی این مورد توافق داریم

111
00:05:17,485 --> 00:05:18,897
‫دکر هستم

112
00:05:22,228 --> 00:05:23,539
‫این پگی روسوئه

113
00:05:23,541 --> 00:05:25,961
‫اون یه گریمور فیلم
‫از استودیو سیتیه

114
00:05:25,963 --> 00:05:27,707
‫به ضرب یه گلوله در سینه مُرده

115
00:05:27,712 --> 00:05:29,326
‫هنوز منتظر نتیجه‌ی پرتابه‌شناسیش
‫هستیم ولی به نظر میرسه که

116
00:05:29,328 --> 00:05:31,909
‫یه گلوله با کالیبر بزرگ و به
‫احتمال زیاد یه رایفل بوده

117
00:05:31,918 --> 00:05:34,036
‫- - کسی تیرانداز رو دیده؟
‫هنوز داریم لیست مهمون‌ها رو

118
00:05:34,038 --> 00:05:36,054
‫بررسی می‌کنیم ولی تا
‫الان که هیچکس ندیده

119
00:05:36,056 --> 00:05:37,498
‫همه محوِ مراسم بودن

120
00:05:37,503 --> 00:05:39,863
‫- کارمندهای اینجا چی؟ - اول
‫از اونا سوال کردم، چیزی ندیدن

121
00:05:39,864 --> 00:05:42,551
‫ولی داریم اطلاعات همه رو بررسی می‌کنیم
‫تا ببینیم کسی سابقه‌ای داشته یا نه

122
00:05:42,552 --> 00:05:44,316
‫عالیه

123
00:05:44,318 --> 00:05:45,946
‫درست به وسطش زده

124
00:05:45,947 --> 00:05:47,744
‫گفتی... داماد دستش تیر خورده؟

125
00:05:47,749 --> 00:05:49,380
‫- آره - پس اون اولی رو خطا زده

126
00:05:49,381 --> 00:05:51,076
‫ولی دومی رو دقیق میزنه؟

127
00:05:51,077 --> 00:05:54,638
‫شاید عروس هدف اصلی بوده و
‫داماد وسط معرکه گیر افتاده بوده

128
00:05:54,647 --> 00:05:56,722
‫الان کجاست؟

129
00:05:56,723 --> 00:05:58,416
‫اونطرف دارن پانسمانش می‌کنن

130
00:06:01,417 --> 00:06:04,029
‫باورم نمیشه که اون مُرده

131
00:06:04,035 --> 00:06:06,323
‫آخه چه دلیلی داره کسی
‫بخواد این کارو بکنه؟

132
00:06:06,333 --> 00:06:08,630
‫پگی با کسی مشکلی داشت؟

133
00:06:08,633 --> 00:06:10,930
‫هر کی که به نظرت
‫می‌خواسته بهش صدمه بزنه؟

134
00:06:12,081 --> 00:06:14,317
‫نه

135
00:06:14,318 --> 00:06:15,764
‫پگی دختر بی‌نظیری بود

136
00:06:15,765 --> 00:06:17,371
‫اون خوشگل...

137
00:06:17,376 --> 00:06:19,086
‫باهوش

138
00:06:19,087 --> 00:06:20,989
‫و بامزه بود

139
00:06:20,994 --> 00:06:22,906
‫شرمنده. متأسفم که مجبورم
‫این سوالات رو ازت بپرسم

140
00:06:22,907 --> 00:06:25,889
‫کیک شیطانی!

141
00:06:25,895 --> 00:06:28,754
‫مسلماً جای درستی اومدم

142
00:06:29,974 --> 00:06:31,657
‫بفرما

143
00:06:31,658 --> 00:06:32,749
‫لوسیفر

144
00:06:32,756 --> 00:06:33,951
‫لطف کردی اومدی

145
00:06:33,959 --> 00:06:35,133
‫می‌دونی که دیر تشریف آوردی، نه؟

146
00:06:35,134 --> 00:06:37,806
‫و داری مدرک احتمالی رو می‌خوری

147
00:06:37,808 --> 00:06:39,867
‫- چی؟ - اونو بده ببینم

148
00:06:39,869 --> 00:06:42,723
‫مطمئناً نمیشه همه‌ی این
‫غذاها رو دور انداخت، کاراگاه

149
00:06:42,724 --> 00:06:44,781
‫خیلی داغون شدی

150
00:06:45,882 --> 00:06:47,157
‫این حرفت برام تازگی داشت

151
00:06:47,158 --> 00:06:48,501
‫- مست کردی؟ - کاش می‌تونستم

152
00:06:48,505 --> 00:06:51,866
‫متابولیسم ماوراءالطبیعه‌یِ
‫مزاحمِ بدنم اجازه نمیده مست بشم

153
00:06:51,867 --> 00:06:54,164
‫بااین‌حال دلیل
‫نمیشه امتحانش نکنم

154
00:06:54,165 --> 00:06:55,686
‫نه!

155
00:06:55,688 --> 00:06:57,834
‫سر صحنه‌ی جرم مشروب تعطیل!

156
00:06:57,835 --> 00:06:58,955
‫باشه

157
00:06:58,959 --> 00:07:00,088
‫امروز چه قتلی رو حل می‌کنیم؟

158
00:07:00,089 --> 00:07:02,125
‫آخه قیافه‌ی همه شبیه مرده‌هاست

159
00:07:02,133 --> 00:07:03,718
‫یه داماد مجروح و
‫یه عروس مُرده داریم

160
00:07:03,720 --> 00:07:07,022
‫سریع به بخش مزخرفِ "تا وقتی که مرگ
‫ما را از هم جدا کند" رسیدن، نه؟

161
00:07:07,027 --> 00:07:09,108
‫به سینه‌ی عروس شلیک شده

162
00:07:09,110 --> 00:07:11,023
‫سینه؟ تیرانداز سرش
‫رو نشونه نرفته؟

163
00:07:11,028 --> 00:07:14,496
‫اولین قانون کشتنِ
‫زامبی شلیک به سره

164
00:07:14,500 --> 00:07:16,274
‫می‌خوای باهام توی این
‫پرونده همکاری کنی یا نه؟

165
00:07:16,285 --> 00:07:18,524
‫معلومه که می‌خوام

166
00:07:18,533 --> 00:07:20,644
‫هر قاتلی باید مجازات بشه

167
00:07:20,650 --> 00:07:21,773
‫خوبه

168
00:07:21,777 --> 00:07:23,496
‫پس تو همینجا بمون

169
00:07:23,501 --> 00:07:24,494
‫یکم آب پیدا کن

170
00:07:24,495 --> 00:07:26,153
‫آروم بگیر

171
00:07:26,154 --> 00:07:27,743
‫من میرم با شاهدها حرف بزن

172
00:07:27,744 --> 00:07:29,998
‫و تو هم خودت رو جمع و جور کن

173
00:07:29,999 --> 00:07:32,254
‫شبیه یه تردستِ بی‌خانمان شدی

174
00:07:36,165 --> 00:07:37,575
‫خب...

175
00:07:37,577 --> 00:07:39,592
‫سلام، ساقدوش‌های عروس

176
00:07:39,594 --> 00:07:43,624
‫خب کدوم یکی از شما
‫زامبی‌های وحشتناک

177
00:07:43,628 --> 00:07:45,782
‫می‌خواستین عروس بمیره؟

178
00:07:45,783 --> 00:07:47,764
‫مطمئناً خیلی اذیتتون کرده

179
00:07:47,765 --> 00:07:48,901
‫همه‌ی عروس‌ها
‫کارشون اینه، مگه نه؟

180
00:07:50,721 --> 00:07:52,107
‫آره، بذارین حدس بزنم

181
00:07:52,108 --> 00:07:55,898
‫ازت خواسته بود که وزن کم کنی، مگه نه؟
‫از تو هم خواسته که تاتوهات رو بپوشونی

182
00:07:55,899 --> 00:08:00,092
‫مجبورت کرده که یه لباس کوتاه
‫بخری که مچ و پاهات رو نمی‌پوشونه

183
00:08:00,093 --> 00:08:02,019
‫کسی از شما می‌خواست این...

184
00:08:02,021 --> 00:08:03,877
‫آرایش زامبی زشت رو داشته باشه؟

185
00:08:03,882 --> 00:08:05,944
‫اوه ایناها

186
00:08:05,945 --> 00:08:07,628
‫مشکوک میزنی

187
00:08:07,629 --> 00:08:11,752
‫بگو ببینم، می‌خواستی چه بلایی
‫سر عروس مرده‌مون بیاری؟

188
00:08:11,758 --> 00:08:14,738
‫می‌خواستم عروسیش رو خراب کنم

189
00:08:14,745 --> 00:08:15,941
‫صحیح

190
00:08:15,942 --> 00:08:17,605
‫بذار حدس بزنم، عاشق دوماد بودی

191
00:08:17,606 --> 00:08:18,872
‫به خاطر حسودی بود، مگه نه؟

192
00:08:18,873 --> 00:08:20,863
‫نه! به خاطر پگی

193
00:08:20,865 --> 00:08:22,660
‫خیلی جالبتر شد، ادامه بده

194
00:08:22,662 --> 00:08:25,688
‫به طور نفرت انگیزی بی‌نقص
‫بود، ازش متنفرم بودم

195
00:08:25,689 --> 00:08:27,683
‫مگه کسی می‌تونست خودش
‫رو باهاش مقایسه کنه؟

196
00:08:27,685 --> 00:08:30,277
‫واسه همین اونو کشتی که هیچ
‫همتایی نداشته باشی، فهمیدم

197
00:08:30,280 --> 00:08:33,373
‫به دوست پسر سابقش، جیسون
‫محل عروسی رو گفتم

198
00:08:33,374 --> 00:08:37,292
‫به این امید که... چه‌می‌دونم،
‫پیداش بشه و عروسی رو به‌هم بریزه

199
00:08:38,496 --> 00:08:41,846
‫ولی تصورش رو هم
‫نمی‌کردم که اونو بکشه

200
00:08:41,856 --> 00:08:44,270
‫همه‌اش تقصیر منه

201
00:08:44,273 --> 00:08:47,147
‫نه، نه، نه، بیخیال

202
00:08:47,149 --> 00:08:48,490
‫گریه نکن

203
00:08:48,492 --> 00:08:50,216
‫احساس گناه احساس بیهوده‌ایه

204
00:08:50,217 --> 00:08:55,202
‫برای همچین صورت خوشگلی
‫کاملاً ناخوشاینده

205
00:08:55,203 --> 00:08:57,642
‫تو...

206
00:08:57,645 --> 00:08:59,693
‫به نظرت من خوشگلم؟

207
00:09:04,788 --> 00:09:06,594
‫لوسیفر، داری چیکار می‌کنی؟

208
00:09:06,596 --> 00:09:08,520
‫کاراگاه، یه سرنخ پیدا کردم

209
00:09:08,525 --> 00:09:09,545
‫کجا؟ توی دهنِ دختره؟

210
00:09:09,550 --> 00:09:10,582
‫راستش بله!

211
00:09:10,583 --> 00:09:12,441
‫فکرش رو بکن از توی سوراخ‌های
‫دیگه چه چیزایی میشه پیدا کرد

212
00:09:14,957 --> 00:09:16,257
‫خیلی خب

213
00:09:16,266 --> 00:09:19,703
‫- معذرت می‌خوام - داشتم
‫ادب رو رعایت می‌کردم

214
00:09:19,710 --> 00:09:21,568
‫بهم زنگ بزن. آروم!

215
00:09:26,943 --> 00:09:28,475
‫چی سرت اومده؟

216
00:09:28,476 --> 00:09:29,936
‫خیال می‌کردم قِلِق
‫کار دستت اومده

217
00:09:29,941 --> 00:09:31,330
‫برات سرنخ که گیر آوردم، نه؟

218
00:09:31,338 --> 00:09:33,585
‫دوست پسر سابقت بررسیش می‌کنه؟

219
00:09:33,587 --> 00:09:35,456
‫آره، دن داره بررسیش می‌کنه
‫ولی منظورم این نبود

220
00:09:35,461 --> 00:09:37,953
‫این ادای جدیدت، رو
‫هم ریختنت با شاهدین؟

221
00:09:37,954 --> 00:09:40,129
‫کاملاً نامناسب و ناجوره

222
00:09:40,131 --> 00:09:42,212
‫کی می‌خوای بفهمی؟
‫همیشه کارام نامناسبه

223
00:09:42,215 --> 00:09:43,602
‫همیشه رو اعصاب بودی، لوسیفر

224
00:09:43,603 --> 00:09:45,916
‫اما تاحالا با این
‫وضع ندیده بودمت

225
00:09:45,917 --> 00:09:48,028
‫قضیه چیه؟ چی شده؟

226
00:09:48,033 --> 00:09:49,024
‫اینقدر منو سوال
‫پیچ نکن، کاراگاه

227
00:09:49,025 --> 00:09:50,739
‫منو توبیخ کن یا
‫بریم به کارمون برسیم

228
00:09:51,735 --> 00:09:52,756
‫عجب

229
00:09:52,760 --> 00:09:55,118
‫میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

230
00:09:55,121 --> 00:09:56,564
‫شلوارت رو بکش بالا

231
00:09:56,569 --> 00:09:57,512
‫سلام

232
00:09:57,513 --> 00:09:58,596
‫اون چش شده؟

233
00:09:58,597 --> 00:09:59,682
‫انگار تازه از خواب بیدار شده

234
00:09:59,684 --> 00:10:00,688
‫نمی‌دونم

235
00:10:00,689 --> 00:10:02,457
‫امروز عجیب به نظر میرسه

236
00:10:02,465 --> 00:10:04,805
‫آره خب، همیشه عجیب به نظر میرسه

237
00:10:04,809 --> 00:10:05,890
‫نه، نه. امروز فرق می‌کنه.
‫امروز اون...

238
00:10:05,915 --> 00:10:09,021
‫شادابی بیش از اندازه‌ش رو نداره

239
00:10:09,029 --> 00:10:12,242
‫- خیلی عصبی و ناراحت به نظر
‫میرسه - برامون مشکل ساز میشه؟

240
00:10:12,246 --> 00:10:13,983
‫چون می‌دونی که از فرستادنش
‫به خونه ناراحت نمیشم

241
00:10:13,988 --> 00:10:14,992
‫- نه، مشکل‌ساز نمیشه - مطمئنی؟

242
00:10:14,993 --> 00:10:16,258
‫آره، اون با من.
‫می‌تونم ردیفش کنم

243
00:10:16,266 --> 00:10:17,711
‫نتیجه‌ی پرتابه‌شناسی چی بود؟

244
00:10:17,712 --> 00:10:20,690
‫تأیید شد که یه رایفل دوربُرد
‫با گلوله‌های کالیبر بزرگ بوده

245
00:10:20,691 --> 00:10:22,253
‫یه تیم فرستادم که محدوده‌ی بزرگتری
‫رو برای پیدا کردن سرنخ بگردن

246
00:10:22,261 --> 00:10:26,112
‫بررسی سابقه‌ی همه‌ی افراد
‫داخل جشن عروسی رو هم تموم شد

247
00:10:26,113 --> 00:10:27,687
‫هیچکدوم سوءسابقه ندارن

248
00:10:27,688 --> 00:10:29,094
‫ولی دوست پسر سابقش،
‫جیسون میرز اون مشکوکه

249
00:10:29,095 --> 00:10:31,643
‫اون یه حمله‌ی خشونت آمیز و دو
‫بار حمل غیرقانونی سلاح داشته

250
00:10:31,644 --> 00:10:33,478
‫آوردمش که ازش بازجویی کنی

251
00:10:44,604 --> 00:10:47,213
‫خب...

252
00:10:47,214 --> 00:10:49,891
‫سلام آدم بده

253
00:10:59,860 --> 00:11:01,028
‫لوسیفر، این در لعنتی رو باز کن!

254
00:11:01,037 --> 00:11:02,120
‫لوسیفر!

255
00:11:02,121 --> 00:11:05,141
‫لوسیفر، همین الان درو باز کن!

256
00:11:10,133 --> 00:11:11,570
‫لوسیفر، داری چیکار می‌کنی؟

257
00:11:12,563 --> 00:11:15,389
‫دارم با این دوستمون گپ میزنم

258
00:11:15,390 --> 00:11:17,120
‫می‌خوای بدونی چی فهمیدم؟

259
00:11:17,128 --> 00:11:19,224
‫همین الان از اونجا بیا بیرون

260
00:11:19,230 --> 00:11:22,350
‫همه‌اش دستور میده

261
00:11:28,064 --> 00:11:30,218
‫خب، اون بی‌گناهه

262
00:11:30,223 --> 00:11:33,963
‫اینو قبل یا بعد از
‫شکنجه دادنش فهمیدی؟

263
00:11:33,969 --> 00:11:35,183
‫مظنون رو شکنجه دادی؟

264
00:11:35,184 --> 00:11:36,964
‫به اون بُزدل احمق دست هم نزدم

265
00:11:36,972 --> 00:11:38,489
‫بیخیال بابا، بدبخت نشسته
‫روی زمین و گریه می‌کنه

266
00:11:38,491 --> 00:11:40,243
‫به خاطر یه زن داره گریه می‌کنه

267
00:11:40,247 --> 00:11:42,390
‫نه من. بخوای دقیق
‫بگم، به خاطر عروس

268
00:11:42,391 --> 00:11:44,072
‫ولی اون رو نکشته

269
00:11:44,080 --> 00:11:45,222
‫اونوقت از کجا می‌دونی؟

270
00:11:45,226 --> 00:11:46,943
‫گفت که تحمل دیدنِ اینکه عروس
‫اونقدر خوشحال بوده رو نداشته

271
00:11:46,945 --> 00:11:49,844
‫واسه همین با گریه اونجا رو
‫ترک کرده تعجبی هم نداره

272
00:11:49,845 --> 00:11:52,169
‫درست قبل از اینکه
‫تیراندازی شروع بشه

273
00:11:52,171 --> 00:11:53,502
‫تو هم باور کردی؟

274
00:11:53,503 --> 00:11:55,400
‫- معلومه که نه.
‫شاهد داشت - جداً؟

275
00:11:55,401 --> 00:11:57,829
‫بله. وقتی که داشته از
‫پارک به جاده فرعی میرفته

276
00:11:57,839 --> 00:11:59,946
‫با یه نوازنده‌ی
‫عروسی برخورد داشته

277
00:11:59,955 --> 00:12:02,922
‫اسمش رو نمی‌دونست ولی یارو
‫کچل بوده و یه جعبه گیتار داشته

278
00:12:02,932 --> 00:12:05,257
‫یه گیتار؟ نه

279
00:12:05,258 --> 00:12:07,049
‫توی لیست فقط یه دی‌جِی
‫داشتن، نه یه گروه اجرای زنده

280
00:12:07,050 --> 00:12:09,574
‫باور کن، کسی که
‫گریه بکنه دروغ نمیگه

281
00:12:09,575 --> 00:12:12,462
‫شاید ولی ممکنه توی
‫جعبه گیتار نبوده باشه

282
00:12:12,465 --> 00:12:15,590
‫پس به نظر نوازنده‌مون
‫ممکنه همون تیرانداز باشه؟

283
00:12:15,591 --> 00:12:17,778
‫حسابی شوکه شده
‫ولی حالش خوب میشه

284
00:12:17,780 --> 00:12:18,831
‫شانس آوردی

285
00:12:18,832 --> 00:12:20,551
‫خیلی خب، هنوزم باید درست
‫و حسابی ازش بازجویی کنم

286
00:12:20,553 --> 00:12:23,036
‫ولی احتمالش هست که جیسون
‫تیراندازمون رو دیده باشه

287
00:12:23,038 --> 00:12:25,462
‫و احتمالاً رایفلش رو داخل
‫یه جعبه‌ی گیتار حمل می‌کرده

288
00:12:25,463 --> 00:12:27,399
‫آخرین بار توی جاده‌ی
‫فرعیِ پارک دیده شده

289
00:12:27,404 --> 00:12:29,467
‫میرم بررسیش کنم

290
00:12:31,961 --> 00:12:34,041
‫- قابلت رو نداشت - ببخشید؟

291
00:12:34,050 --> 00:12:36,271
‫کاری که الان اون تو انجام
‫دادی به طرز فجیعی نامناسب بود

292
00:12:36,273 --> 00:12:40,483
‫می‌خوای دردسر درست کنی یا
‫می‌خوای اعصاب منو خرد کنی؟

293
00:12:40,484 --> 00:12:41,968
‫کاری که لازم بود رو انجام دادم

294
00:12:41,969 --> 00:12:43,612
‫نتیجه گرفتم، نگرفتم؟

295
00:12:43,617 --> 00:12:45,404
‫اگه بازم از این
‫شیرین کاریا بکنی

296
00:12:45,405 --> 00:12:47,956
‫جدا از اینکه چقدر
‫تأثیرگذار باشی

297
00:12:47,962 --> 00:12:49,274
‫تو رو از پرونده حذف می‌کنم

298
00:13:11,643 --> 00:13:14,137
‫فرض رو بر این میذارم
‫که شنیدی یوریل چی شده

299
00:13:18,549 --> 00:13:20,485
‫لوسیفر اینجاست؟

300
00:13:20,486 --> 00:13:22,093
‫نه، اون بیرونه

301
00:13:22,094 --> 00:13:26,425
‫احتمالاً الان سرش مشغوله انگار
‫نه انگار که اتفاقی افتاده

302
00:13:26,426 --> 00:13:28,951
‫همه که مثل هم عزا نمی‌گیرن

303
00:13:28,952 --> 00:13:32,887
‫لوسیفر، هیچوقت عادت نداشت که...

304
00:13:32,891 --> 00:13:35,482
‫احساساتش رو بروز بده

305
00:13:35,483 --> 00:13:38,666
‫به جای نشستن و فکر
‫کردن بدرفتاری می‌کنه

306
00:13:38,667 --> 00:13:40,989
‫از یه طرف حرف گوش نمی‌کنه

307
00:13:40,997 --> 00:13:43,614
‫از یه طرف هم مهربونه

308
00:13:45,034 --> 00:13:46,136
‫ولی تو...

309
00:13:46,137 --> 00:13:47,911
‫حالت چطوره؟

310
00:13:50,082 --> 00:13:52,354
‫یالا، به مامانت بگو

311
00:13:52,355 --> 00:13:55,190
‫اولش که خبر مردن یوریل رو شنیدم

312
00:13:55,197 --> 00:13:56,470
‫خواستم لوسیفرو سرزنش کنم

313
00:13:56,471 --> 00:13:59,974
‫ولی بعدش متوجه شدم که
‫منم به اندازه‌ی اون مقصرم

314
00:13:59,978 --> 00:14:03,244
‫تازه اگه بیشتر مقصر نباشم

315
00:14:03,254 --> 00:14:04,346
‫هیچکدوم این اتفاق‌ها
‫نمیوفتاد اگه من...

316
00:14:04,357 --> 00:14:08,233
‫قدرت‌هات رو داشتی

317
00:14:09,974 --> 00:14:11,142
‫از کجا می‌دونستی؟

318
00:14:11,143 --> 00:14:13,533
‫مادرها می‌فهمن

319
00:14:17,133 --> 00:14:19,622
‫ولی اینم می‌دونم که امکانش هست

320
00:14:19,623 --> 00:14:23,455
‫دوباره قدرتت رو بدست بیاری

321
00:14:23,459 --> 00:14:24,599
‫هر دومون می‌تونیم

322
00:14:24,603 --> 00:14:26,983
‫نه مامان، کار از کار گذشته

323
00:14:26,992 --> 00:14:29,783
‫یوریل هنوزم...

324
00:14:29,786 --> 00:14:32,776
‫اگه به خاطر من نبود
‫یوریل هنوز زنده بود

325
00:14:35,339 --> 00:14:38,827
‫بیا، یه چیزی هست
‫که باید نشونت بدم

326
00:14:46,878 --> 00:14:50,097
‫خیلی خب، نزدیک جاده
‫فرعی یه چیزی پیدا کردیم

327
00:14:51,767 --> 00:14:53,660
‫اینو نگاه کن

328
00:14:55,991 --> 00:14:57,456
‫پشت بوته‌ها محل مناسبی
‫واسه پنهان شدنه

329
00:14:57,457 --> 00:14:58,949
‫آثار زمین نشون میده
‫که یه نفر اونجا بوده

330
00:14:58,950 --> 00:15:00,415
‫دید کاملی به صحنه داشته

331
00:15:00,416 --> 00:15:02,676
‫ممکنه یه نفر با یه رایفل
‫از اونجا شلیک کرده باشه

332
00:15:02,677 --> 00:15:04,230
‫اون چیه؟

333
00:15:04,238 --> 00:15:05,457
‫اون...

334
00:15:05,458 --> 00:15:07,247
‫یه کاغذ شیرینی از یه
‫کامیون غذافروشیِ هلندیه

335
00:15:07,255 --> 00:15:09,694
‫اجاقِ هلندیِ فردی؟

336
00:15:09,697 --> 00:15:13,456
‫عاشق اونجام. اسمش ضایع‌ست ولی
‫بهترین وافل شیره‌دار هالیوود رو داره

337
00:15:13,461 --> 00:15:15,493
‫مطمناً این کاغذ مال امروزه

338
00:15:15,495 --> 00:15:16,816
‫دست که میزنی شیره‌اش
‫میچسبه به دستت

339
00:15:16,817 --> 00:15:18,504
‫مسلماً خوشمزه هم هست

340
00:15:18,512 --> 00:15:21,256
‫پس اگه تیرانداز وافل یا هر
‫چی که اسمشه رو خریده باشه

341
00:15:21,259 --> 00:15:23,596
‫با اطلاعات کارت اعتباریش
‫می‌تونیم هویتش رو هم پیدا کنیم

342
00:15:23,598 --> 00:15:26,272
‫پس باید کامیون رو پیدا
‫کنیم و با صاحبش حرف بزنیم

343
00:15:26,277 --> 00:15:27,293
‫دستور جستجو میدم

344
00:15:27,294 --> 00:15:28,950
‫تو و چه به دستور؟

345
00:15:28,954 --> 00:15:30,611
‫چرا راحت از نرم افزارِ اجاقِ
‫هلندیِ فردی استفاده نمی‌کنی؟

346
00:15:30,617 --> 00:15:32,172
‫موقعیت فعلیش رو نشونت میده

347
00:15:32,177 --> 00:15:35,251
‫هیچوقت نمیشه فهمید که کِی
‫هوسِ یه وافل خوب می‌کنی

348
00:15:52,995 --> 00:15:54,359
‫می‌دونی چیه؟

349
00:15:54,365 --> 00:15:55,770
‫همینجا بمون

350
00:15:55,771 --> 00:15:58,244
‫جُم نخور. خودم
‫باهاش صحبت می‌کنم

351
00:15:58,250 --> 00:16:00,939
‫از نظر من که اشکالی نداره

352
00:16:00,942 --> 00:16:03,055
‫کاراگاه دکر هستم از پلیس لس آنجلس.
‫صاحب ماشین شمایی؟

353
00:16:03,057 --> 00:16:05,486
‫آلفرد لومیس هستم، ولی
‫می‌تونی فردی صدام کنی

354
00:16:05,492 --> 00:16:08,820
‫بذار حدس بزنم، به اون دخترایی می‌خوری
‫که از طعم‌دهنده‌های شکلاتی خوششون میاد

355
00:16:08,825 --> 00:16:09,785
‫درست گفتم؟

356
00:16:09,786 --> 00:16:10,938
‫آقا، امروز صبح یه آقای
‫کچل که احتمالاً یه

357
00:16:10,939 --> 00:16:12,342
‫جعبه‌ی گیتار هم داشته
‫از شما شرینی خریده

358
00:16:12,349 --> 00:16:13,530
‫چیزی یادت نمیاد؟

359
00:16:13,535 --> 00:16:16,643
‫اگه میشه لطفاً یه اولیبولن بدین

360
00:16:16,644 --> 00:16:17,818
‫چی؟

361
00:16:17,825 --> 00:16:18,785
‫اولیبولن

362
00:16:18,789 --> 00:16:20,280
‫معنی اصلیش میشه "توپ‌های روغنی"

363
00:16:20,281 --> 00:16:22,023
‫مزه‌اش از اونی که به نظر
‫میرسه بهتره، باور کن

364
00:16:22,024 --> 00:16:24,520
‫- ممنون - نه، متأسفم کاراگاه

365
00:16:24,523 --> 00:16:25,692
‫همچین کسی رو یادم نمیاد

366
00:16:25,693 --> 00:16:27,757
‫ولی شیف صبح من اینجا نبودم

367
00:16:27,758 --> 00:16:29,954
‫فردی، یادم رفت بهت
‫بگم که وقتی شروع

368
00:16:29,956 --> 00:16:32,055
‫به کار کردم یه همچین
‫آدمی اومد اینجا

369
00:16:32,057 --> 00:16:34,555
‫ازم پرسید که اینجایی یا نه

370
00:16:34,558 --> 00:16:36,086
‫دقیقاً اسم منو گفت؟

371
00:16:36,091 --> 00:16:37,958
‫اصلاً دو تاش کن لطفاً

372
00:16:37,959 --> 00:16:38,957
‫دارم از گشنگی می‌میرم

373
00:16:38,958 --> 00:16:41,800
‫لوسیفر

374
00:16:41,806 --> 00:16:43,673
‫همه بخوابن زمین!

375
00:16:48,205 --> 00:16:50,143
‫تیرانداز روی پشت بومه.
‫قربانی هم توی کامیونه

376
00:16:50,149 --> 00:16:51,213
‫صحنه‌ی جرم رو پوشش بدین

377
00:16:52,360 --> 00:16:54,197
‫لعنت بهش!

378
00:17:36,417 --> 00:17:38,696
‫جناب تیرانداز خیلی بی ادب

379
00:17:38,697 --> 00:17:40,101
‫بوده که بدون خدافظی رفته

380
00:17:40,102 --> 00:17:42,154
‫گلوله‌هاش خیلی به درد میخورن

381
00:17:42,155 --> 00:17:43,747
‫خب، چرا به فردیِ صاحب
‫غذافروشی شلیک کرد؟

382
00:17:43,752 --> 00:17:45,119
‫فقط واسه اینکه ما
‫ازش سوال کردیم؟

383
00:17:45,119 --> 00:17:48,049
‫نه، برنامه‌اش رو داشته

384
00:17:48,051 --> 00:17:49,741
‫تیرانداز اومده که پیداش کنه

385
00:17:49,745 --> 00:17:51,044
‫بعدش رفته عروس رو کشته

386
00:17:51,049 --> 00:17:53,255
‫و وقتی مطمئن بوده که فردی
‫اینجاست برگشته اینجا

387
00:17:58,671 --> 00:18:00,788
‫این یارو واسه خودش یه لیست داره

388
00:18:00,789 --> 00:18:02,123
‫خدایا، بعدی کیه؟

389
00:18:02,125 --> 00:18:05,070
‫اون بهت نمیگه

390
00:18:12,053 --> 00:18:14,208
‫در بیا دیگه!

391
00:18:18,490 --> 00:18:19,755
‫داری چیکار می‌کنی؟

392
00:18:19,756 --> 00:18:21,501
‫امروز بار دومه که
‫نتونستم حله حوله بخورم

393
00:18:21,503 --> 00:18:22,765
‫واسه یه دلاری پول خرد داری؟

394
00:18:22,770 --> 00:18:24,604
‫وای خدا

395
00:18:24,605 --> 00:18:26,441
‫پرتابه‌شناسی تأیید کرده
‫که در هردو تیراندازی

396
00:18:26,442 --> 00:18:29,637
‫از یه رایفل استفاده شده ولی روی
‫پشت بوم هیچ اثرانگشی پیدا نکردیم

397
00:18:29,638 --> 00:18:31,020
‫این یارو واسه اون
‫وافل پول نقد داده

398
00:18:31,021 --> 00:18:34,823
‫خوب ردش رو حذف می‌کنه

399
00:18:34,824 --> 00:18:38,728
‫کاش می‌تونستم بین دو
‫قربانی‌مون یه ارتباطی پیدا کنم

400
00:18:38,729 --> 00:18:42,159
‫ولی ظاهراً پگی روسو و فردی
‫لومیز هیچ وجهه‌ی مشترکی ندارن

401
00:18:42,164 --> 00:18:43,748
‫به جز مرده‌بودنشون

402
00:18:43,749 --> 00:18:46,710
‫شاید به صورت تصادفی انتخاب شدن

403
00:18:46,711 --> 00:18:47,882
‫حس ششمم خلافش رو میگه

404
00:18:47,890 --> 00:18:49,566
‫این یارو خیلی حساب
‫شده عمل می‌کنه

405
00:18:49,575 --> 00:18:50,854
‫قتل‌ها حساب شده بوده

406
00:18:50,855 --> 00:18:52,975
‫تا وقتی بتونیم یه
‫ارتباط بین این دو...

407
00:18:52,978 --> 00:18:55,169
‫دونات‌های کوچیک یا
‫از چیپس‌های عجیب؟

408
00:18:55,170 --> 00:18:57,727
‫لوسیفر نمی‌تونی توی خود اداره

409
00:18:57,728 --> 00:18:59,816
‫- غذا بدزدی - چرا؟

410
00:18:59,817 --> 00:19:03,016
‫می‌خوای سرزنشم کنی تا بتونم
‫به کار بدی که کردم فکر کنم؟

411
00:19:04,770 --> 00:19:06,803
‫سلام عزیزم

412
00:19:06,803 --> 00:19:08,445
‫آره، آره، خیلی متأسفم

413
00:19:08,446 --> 00:19:10,409
‫سرم شلوغ شد

414
00:19:10,411 --> 00:19:13,003
‫آره، خیلی خیلی دوست دارم
‫که واسه قاشق‌زنی ببرمت

415
00:19:13,004 --> 00:19:15,193
‫ولی اگه مامانی یا بابایی
‫نتونن به موقع برسن خونه

416
00:19:15,199 --> 00:19:17,656
‫پرستار شلی شاید تو رو ببره، خب؟

417
00:19:17,658 --> 00:19:19,404
‫اون رفته

418
00:19:19,409 --> 00:19:21,395
‫- چی؟ چرا؟ - نمی‌دونم

419
00:19:21,396 --> 00:19:22,980
‫ولی وقتی رفت به اتاق میز

420
00:19:22,981 --> 00:19:24,996
‫با جیغ و داد بیرون اومد

421
00:19:24,998 --> 00:19:26,606
‫خیلی خنده دار بود

422
00:19:26,608 --> 00:19:29,150
‫- الان کی مواظبته؟ - میز

423
00:19:29,155 --> 00:19:31,596
‫میشه اون منو به قاشق‌زنی ببره؟

424
00:19:31,602 --> 00:19:33,043
‫- نه - خواهش می‌کنم مامان

425
00:19:33,044 --> 00:19:34,883
‫قول میدم بچه خوبی باشم

426
00:19:34,888 --> 00:19:37,538
‫عزیزم، نگران تو که نیستم

427
00:19:37,539 --> 00:19:39,244
‫تو رو خدا، تو رو
‫خدا، تو رو خدا!

428
00:19:41,224 --> 00:19:42,901
‫باشه. گوشی رو بده به میز

429
00:19:46,186 --> 00:19:47,173
‫بله؟

430
00:19:47,174 --> 00:19:48,389
‫چه بلایی سر پرستار بچه آوردی؟

431
00:19:48,393 --> 00:19:49,380
‫من؟

432
00:19:49,381 --> 00:19:50,240
‫تقصیر خودش بود که در نزد

433
00:19:50,241 --> 00:19:51,947
‫وقت نکردم وسایلم رو جمع کنم

434
00:19:51,951 --> 00:19:54,746
‫خیلی خب، میز ازت
‫می‌خوام یه لطفی بکنی

435
00:19:54,752 --> 00:19:55,937
‫لوسیفر از این کارا می‌کنه نه من

436
00:19:55,938 --> 00:19:58,248
‫می‌دونم ولی خیلی دیره و
‫نمی‌تونم پرستار دیگه‌ای پیدا کنم

437
00:19:58,249 --> 00:20:02,391
‫قاشق‌زنی خیلی واسه
‫تریکسی مهمه، میز

438
00:20:02,395 --> 00:20:03,817
‫میشه لطفاً به خاطر من ببریش؟

439
00:20:03,818 --> 00:20:07,594
‫چرا که نه، بچه‌ات
‫رو یه سر می‌گردونم

440
00:20:07,601 --> 00:20:09,576
‫خب اون سگ نیست ولی ممنون

441
00:20:09,578 --> 00:20:12,303
‫خیلی خب، نذار از جلوی چشمت بره

442
00:20:12,312 --> 00:20:14,879
‫شکلات‌هایی که می‌گیره
‫رو برسی کن و زودتر ببرش

443
00:20:14,882 --> 00:20:16,117
‫- مثلاً ساعت ۳ - چه عالی

444
00:20:16,118 --> 00:20:18,485
‫بهترین افترپارتی‌ها تا
‫قبلِ سه صبح شروع نمیشن

445
00:20:18,488 --> 00:20:20,684
‫سه صبح نه، سه بعد از ظهر

446
00:20:20,685 --> 00:20:21,982
‫قبل از تاریک شدنِ هوا بیارش

447
00:20:21,990 --> 00:20:24,007
‫و به پارتی هم نبرش

448
00:20:24,016 --> 00:20:25,397
‫اسگل

449
00:20:25,405 --> 00:20:26,420
‫ولی باشه، بچه خودته

450
00:20:26,421 --> 00:20:28,115
‫ممنون، خیلی ممنون

451
00:20:28,116 --> 00:20:30,490
‫راستی، لباسش رو دیدی؟
‫گذاشتم روی تختش

452
00:20:36,447 --> 00:20:38,579
‫چی شده؟

453
00:20:38,581 --> 00:20:41,728
‫وقتی هفت سالم بود به مامان
‫گفتم که می‌خوام پرنسس بشم

454
00:20:41,731 --> 00:20:42,949
‫الان ده سالمه

455
00:20:42,951 --> 00:20:44,354
‫خب؟

456
00:20:44,358 --> 00:20:46,261
‫هالووین باید شبی باشه که

457
00:20:46,262 --> 00:20:48,278
‫هر چی که می‌خوای بشی

458
00:20:53,851 --> 00:20:55,519
‫می‌خوای چی باشی؟

459
00:21:02,721 --> 00:21:04,526
‫کجا رفتش؟

460
00:21:04,528 --> 00:21:08,107
‫هی. با زنِ صاحب
‫غذافروشی صحبت کردم

461
00:21:08,108 --> 00:21:09,452
‫اون عروس زامبی رو نشناخت

462
00:21:09,453 --> 00:21:12,055
‫و به نظرش هیچ ارتباطی
‫با شوهرش نداشته

463
00:21:14,165 --> 00:21:16,943
‫دو قربانی، دو همسر بیوه

464
00:21:18,247 --> 00:21:20,393
‫شاید از زاویه‌ی اشتباهی
‫به قضیه نگاه می‌کنیم

465
00:21:25,843 --> 00:21:27,448
‫خانم لومیز، عذر می‌خوام

466
00:21:27,450 --> 00:21:29,285
‫می‌دونم که الان
‫در شرایط بدی هستین

467
00:21:29,290 --> 00:21:31,835
‫یه سوال دیگه از شما داشتم، خب؟

468
00:21:31,836 --> 00:21:33,538
‫این مرد رو می‌شناسین؟

469
00:21:33,540 --> 00:21:36,015
‫بله، این ادگار رومرو هستش

470
00:21:36,016 --> 00:21:37,088
‫از کجا می‌شناسینش؟

471
00:21:37,089 --> 00:21:38,519
‫باهم کار کردیم

472
00:21:38,520 --> 00:21:39,543
‫من یه دکترم

473
00:21:39,544 --> 00:21:40,771
‫اون هم یه وکیله

474
00:21:40,772 --> 00:21:44,493
‫اون خیلی از تخلفات و معالجات اشتباهِ
‫بیمارستانمون رو به عهده داشت

475
00:21:44,494 --> 00:21:47,487
‫- با اون یکی قربانی
‫ازدواج کرده؟ - بله ولی

476
00:21:47,495 --> 00:21:50,016
‫ارتباطی که می‌خواستیم
‫پیدا کنیم بین اونا نبود

477
00:21:50,021 --> 00:21:51,862
‫بین شماست، همسرهاشون

478
00:21:51,863 --> 00:21:54,730
‫به نظرت تیرانداز به خاطر یکی از
‫این معالجات اشتباه ناراحت بوده؟

479
00:21:54,731 --> 00:21:55,724
‫شاید،

480
00:21:55,725 --> 00:21:58,707
‫شاید به جای اونا عزیزانشون
‫رو هدف قرار میده

481
00:21:59,770 --> 00:22:02,775
‫میشه یه لیست از همه‌ی پرونده‌هایی
‫که ادگار وکیل بود رو بدین؟

482
00:22:07,892 --> 00:22:10,039
‫کِی می‌خوای بگی که جریان چیه؟

483
00:22:10,048 --> 00:22:11,041
‫می‌خوای درموردش حرف بزنیم؟

484
00:22:11,042 --> 00:22:12,026
‫چرا باید بخوام حرف بزنم؟

485
00:22:12,037 --> 00:22:13,030
‫چون همکارها معمولاً
‫همین کارو می‌کنن

486
00:22:13,031 --> 00:22:14,025
‫باهم حرف میزنن

487
00:22:14,026 --> 00:22:17,176
‫من می‌تونم از سردردهام به
‫خاطر زندگی کردن با میز بگم

488
00:22:17,177 --> 00:22:18,496
‫تو هم بگی که چه مرگت شده

489
00:22:18,501 --> 00:22:20,423
‫بیخیال

490
00:22:20,424 --> 00:22:21,573
‫لوسیفر

491
00:22:21,575 --> 00:22:24,348
‫جداً هر شرایطی که داری...

492
00:22:24,352 --> 00:22:26,008
‫چه‌می‌دونم، شاید بتونم کمک کنم

493
00:22:26,013 --> 00:22:27,274
‫چطوری؟

494
00:22:27,282 --> 00:22:29,020
‫با یه آغوش گرم و صمیمانه؟

495
00:22:29,021 --> 00:22:31,149
‫اونا پرونده‌های
‫کوفتیشون رو نشون نمیدن

496
00:22:31,155 --> 00:22:33,686
‫انگار یه قانون جدید دارم
‫که حکم اضافی لازم دارن

497
00:22:33,692 --> 00:22:36,328
‫چند روز طول می‌کشه که بتونیم
‫از یه قاضی حکم رو بگیریم

498
00:22:36,329 --> 00:22:40,059
‫ظاهراً کاراگاه اسگل کسیه که بغل
‫کردن نیاز داره. بیا بغلم دنیل جون

499
00:22:40,068 --> 00:22:41,599
‫ولم کن، پسر

500
00:22:41,600 --> 00:22:43,696
‫دنیل، اگه می‌خوام
‫درمورد احساساتت حرف بزنی

501
00:22:43,698 --> 00:22:45,195
‫کاراگاه دکر در خدمته

502
00:22:45,196 --> 00:22:46,294
‫یه چند دقیقه تنهاتون
‫میذارم که درمورد

503
00:22:46,295 --> 00:22:50,657
‫مشکلاتِ فوق‌العاده
‫حساس‌تون صحبت کنین

504
00:22:50,658 --> 00:22:53,290
‫- جریان چی بود؟ - بهت
‫گفتم که امروز یه چیزیش شده

505
00:22:53,291 --> 00:22:54,854
‫- کم کم دارم نگران
‫میشم - آره خب

506
00:22:54,855 --> 00:22:56,083
‫راستش کلویی فعلا
‫مسائل مهمتری هست

507
00:22:56,087 --> 00:22:57,425
‫- که باید نگرانشون
‫باشیم - می‌دونم

508
00:22:57,426 --> 00:22:59,116
‫ببینم میشه یه جوری
‫سریع‌تر حکم رو گرفت

509
00:22:59,118 --> 00:23:01,215
‫و به ستوان زنگ بزنم

510
00:23:02,049 --> 00:23:03,514
‫صحیح. بفرما

511
00:23:03,519 --> 00:23:04,817
‫کریسمس مبارک

512
00:23:04,818 --> 00:23:06,765
‫یا بهتره بگم، هالووین مبارک

513
00:23:06,766 --> 00:23:07,790
‫اینا همون پرونده‌ها هستن؟

514
00:23:07,791 --> 00:23:09,192
‫از کجا آوردیشون؟

515
00:23:09,193 --> 00:23:10,555
‫خب، اگه اجازه بگیری، میگن نه

516
00:23:10,560 --> 00:23:13,636
‫نشان رو به آدم درستش
‫نشون بدی ردیف میشه

517
00:23:14,936 --> 00:23:16,137
‫این مال منه

518
00:23:16,142 --> 00:23:17,538
‫خیلی خب، آروم بگیر دنیل

519
00:23:17,542 --> 00:23:19,339
‫دوستت که نشانت رو قرض بگیره
‫این همه داد و بیداد نداره؟

520
00:23:19,340 --> 00:23:21,317
‫حداقل مجبور نشدم
‫از این استفاده کنم

521
00:23:21,322 --> 00:23:23,139
‫نشان و اسلحه‌ام رو دزدیدی؟

522
00:23:23,146 --> 00:23:24,611
‫آخه چه مرگته؟

523
00:23:24,613 --> 00:23:25,708
‫هی بچه‌ها

524
00:23:25,711 --> 00:23:26,806
‫یعنی الان طرف اونو می‌گیری؟

525
00:23:26,809 --> 00:23:27,905
‫- - همین کارو می‌کنی؟
‫خب، پرونده‌ها رو که آوردم

526
00:23:27,909 --> 00:23:29,728
‫نیاوردم؟ کاری که لازم
‫بود رو انجام دادم

527
00:23:29,736 --> 00:23:30,910
‫بیخیال بابا، این چرت و
‫پرتا رو تحویل من نده

528
00:23:30,911 --> 00:23:32,407
‫هیچوقت کاری که
‫لازمه رو نمی‌کنی،

529
00:23:32,412 --> 00:23:33,705
‫لوسیفر

530
00:23:33,706 --> 00:23:34,992
‫فقط کارایی رو می‌کنی
‫که دلت می‌خواد

531
00:23:34,999 --> 00:23:36,530
‫حقیقت نداره

532
00:23:36,532 --> 00:23:39,084
‫کارای زیادی هست که جلوی
‫خودم رو گرفتم انجام ندم

533
00:23:39,086 --> 00:23:40,178
‫- جداً؟ - بله

534
00:23:40,180 --> 00:23:42,233
‫چون اگه هر کاری که
‫می‌خواستم رو انجام میدادم

535
00:23:42,234 --> 00:23:43,892
‫الان این کارو می‌کردم

536
00:23:47,536 --> 00:23:49,888
‫چه مرگته؟

537
00:23:49,889 --> 00:23:51,537
‫چرا اینقدر تعجب کردی، کاراگاه؟

538
00:23:51,545 --> 00:23:52,598
‫من شیطانم، یادته؟

539
00:23:52,606 --> 00:23:53,698
‫من شیطانم!

540
00:23:53,699 --> 00:23:54,861
‫نه، از پرونده حذف شدی

541
00:23:54,862 --> 00:23:57,143
‫برو خونه، دیگه تمومه

542
00:23:59,564 --> 00:24:01,050
‫برو!

543
00:24:08,772 --> 00:24:09,822
‫حالت خوبه؟

544
00:24:09,834 --> 00:24:11,490
‫- نه زیاد - خب...

545
00:24:11,499 --> 00:24:14,747
‫ببریمت پیش یه دکتر و
‫پرونده‌ها رو برگردونیم

546
00:24:14,757 --> 00:24:16,498
‫نظرت چیه که یکم
‫به عقب بندازیمش؟

547
00:24:16,499 --> 00:24:20,238
‫با کار لوسیفر موافق نیستم

548
00:24:20,246 --> 00:24:22,900
‫ولی هنوز یه قاتل اون بیرونه

549
00:24:22,903 --> 00:24:25,132
‫و شاید بشه با این
‫پرونده‌ها جلوش رو گرفت

550
00:24:25,134 --> 00:24:27,257
‫یعنی میگی که نگهشون داریم؟

551
00:24:27,259 --> 00:24:28,802
‫بیشتر به قرض گرفتن می‌خوره

552
00:24:30,123 --> 00:24:31,512
‫کجا میریم، مامان؟

553
00:24:31,513 --> 00:24:32,757
‫به زودی می‌بینی

554
00:24:32,762 --> 00:24:34,692
‫اولش باید یه چیزی رو روشن کنیم

555
00:24:34,694 --> 00:24:37,778
‫مرگ یوریل تقصیر تو نبود

556
00:24:37,779 --> 00:24:41,304
‫چطور می‌تونی این
‫حرفو بزنی، مامان؟

557
00:24:41,305 --> 00:24:44,525
‫دوران جوونی‌تون رو یادته؟

558
00:24:44,526 --> 00:24:48,818
‫یوریل همیشه با لوسیفر شوخی
‫می‌کرد تا توجه پدر رو جلب کنه

559
00:24:48,820 --> 00:24:50,659
‫کوتوله‌ی رو اعصاب

560
00:24:50,664 --> 00:24:54,383
‫و هیچوقت به خاطرش تنبیه نشد
‫چون تو تقصیرش رو گردن می‌گرفتی

561
00:24:54,388 --> 00:24:57,032
‫هوای برادرم رو داشتم، مامان

562
00:24:57,038 --> 00:24:58,809
‫نه، بیشتر از این حرفا

563
00:24:58,817 --> 00:25:01,875
‫کل عمرت مسئولیت پذیر بودی

564
00:25:01,876 --> 00:25:04,217
‫به نظرت حق نداری یکم
‫استراحت کنی و راحت باشی؟

565
00:25:04,222 --> 00:25:06,767
‫مامان، تو درک نمی‌کنی

566
00:25:06,773 --> 00:25:09,228
‫به نظرت منم احساس
‫مسئولیت نمی‌کنم؟

567
00:25:09,229 --> 00:25:13,821
‫کل این دعوا سرِ من بوده

568
00:25:13,823 --> 00:25:17,673
‫یوریل به خاطر برای همیشه
‫مُرده، نه به خاطر تو

569
00:25:17,684 --> 00:25:19,571
‫چطور می‌تونی اینو بگی، مامان؟

570
00:25:19,580 --> 00:25:22,186
‫هر کاری که می‌تونستی انجام دادی

571
00:25:22,187 --> 00:25:23,709
‫با پای خودت اومدی
‫که برگردی به جهنم

572
00:25:23,711 --> 00:25:25,974
‫پا پیش گذاشتی و کار
‫درست رو انجام دادی

573
00:25:25,979 --> 00:25:27,298
‫تو هم همین کارو می‌کردی؟

574
00:25:27,299 --> 00:25:30,987
‫با انجام کار درست می‌خواستی
‫پدرت رو خوشحال و راضی کنی؟

575
00:25:30,989 --> 00:25:34,335
‫تو نباید مجازات بشی

576
00:25:34,336 --> 00:25:36,422
‫باید بهت پاداش هم بده

577
00:25:39,441 --> 00:25:41,328
‫واقعاً نظرت همینه؟

578
00:25:42,692 --> 00:25:45,538
‫اگه پدرت این پایین بود...

579
00:25:47,262 --> 00:25:49,614
‫اینو متوجه میشد

580
00:26:14,605 --> 00:26:17,753
‫اینجا جاییه که لوسیفر
‫برادرت رو خاک کرد

581
00:26:40,588 --> 00:26:41,581
‫یوریل؟

582
00:26:47,880 --> 00:26:49,896
‫خیلی متأسفم

583
00:26:49,901 --> 00:26:51,000
‫نه

584
00:26:51,002 --> 00:26:52,000
‫نگران نباش

585
00:26:52,001 --> 00:26:53,699
‫تقصیر تو نبود

586
00:27:05,696 --> 00:27:07,224
‫خب، توی همه‌ی این
‫پرونده‌ها هم دکترلومیز

587
00:27:07,229 --> 00:27:11,094
‫و هم داماد زامبی‌مون
‫ادگار دخالت داشتن

588
00:27:11,095 --> 00:27:13,022
‫شش تاش حل شده، سه
‫تا درحال برسی هستن

589
00:27:13,027 --> 00:27:14,425
‫و آخریش هم به تازگی
‫مختومه اعلام شده

590
00:27:14,426 --> 00:27:17,191
‫پرونده‌ی مرگ با معالجه اشتباه
‫به خاطر نبود مدرک مختومه شد

591
00:27:17,192 --> 00:27:18,458
‫ناامید کننده‌ست

592
00:27:18,459 --> 00:27:20,026
‫- می‌تونه انگیزه قتل
‫باشه - آره، چه‌می‌دونم

593
00:27:20,027 --> 00:27:22,152
‫شاید شاکی به خاطر این مختومه
‫اعلام کردن عصبانی شده باشه

594
00:27:22,157 --> 00:27:24,154
‫تصمیم گرفته باشه که
‫یه جور دیگه شکایت کنه

595
00:27:24,156 --> 00:27:27,152
‫بذار ببینم. شاکی: وس ویلیامز

596
00:27:27,155 --> 00:27:29,122
‫یه شکایت برای مرگ زنش کاساندرا

597
00:27:29,123 --> 00:27:31,249
‫بعد از اینکه نتونست
‫مقابله کنه با...

598
00:27:31,254 --> 00:27:33,151
‫وای پسر، حتی
‫نمی‌تونم تلفظش بکنم

599
00:27:33,153 --> 00:27:36,702
‫لمفانجیولیومایماتوسیس؟

600
00:27:36,706 --> 00:27:38,343
‫- آره، یه بیماری شش‌هاست
‫- آره، انگار وس

601
00:27:38,344 --> 00:27:39,763
‫پزشک کاساندرا یعنی
‫دکتر سیدنی لومیز رو

602
00:27:39,771 --> 00:27:43,878
‫مقصر دونسه و وکیل بیمارستان، ادگار
‫رومرو پرونده رو مختومه کرده

603
00:27:43,880 --> 00:27:45,237
‫یه همچین بیماری‌ای
‫نمی‌تونه تقصیر کسی باشه

604
00:27:45,240 --> 00:27:49,416
‫آره خب، این طور که معلومه
‫وس نظر دیگه‌ای داره

605
00:27:49,419 --> 00:27:50,835
‫چی شده؟

606
00:27:50,836 --> 00:27:52,253
‫هیچی، فقط...

607
00:27:52,254 --> 00:27:54,348
‫با حال این یارو دلم می‌سوزه

608
00:27:56,474 --> 00:27:59,882
‫آخه نمی‌دونم چیکار
‫می‌کردم اگه زنم...

609
00:27:59,883 --> 00:28:02,412
‫آره، صحیح

610
00:28:02,415 --> 00:28:06,494
‫خب، حاضر نمی‌شدی از آدمای
‫بی‌گناه انتقام بگیری

611
00:28:06,500 --> 00:28:08,351
‫نکته خوبی بود

612
00:28:08,356 --> 00:28:11,725
‫خیلی خب، بذار ببینم این وس ویلیامز
‫هنوزم توی سیستم هست یا نه

613
00:28:16,627 --> 00:28:18,043
‫هیچ سوءسابقه‌ای نداره

614
00:28:18,045 --> 00:28:20,312
‫ولی مشخصاتش به تیرانداز می‌خوره

615
00:28:21,117 --> 00:28:23,736
‫اینجا رو ببین

616
00:28:23,739 --> 00:28:25,076
‫مأمور مبارزه با مواد،
‫الکل و سلاح گرم

617
00:28:25,080 --> 00:28:26,885
‫ملقب به "روح"

618
00:28:26,891 --> 00:28:29,293
‫چند مأموریت در مکزیک برای
‫نابود کردن کارتل‌ها داشته

619
00:28:29,294 --> 00:28:30,572
‫متخصصِ...

620
00:28:30,573 --> 00:28:32,882
‫تیراندازی دور بُرد

621
00:28:32,883 --> 00:28:34,630
‫بیاید

622
00:28:34,631 --> 00:28:36,196
‫برو! اونطرف رو بگردین

623
00:28:36,201 --> 00:28:37,868
‫ورودی امنه

624
00:28:40,057 --> 00:28:41,151
‫امنه!

625
00:28:42,719 --> 00:28:44,867
‫- امنه! - امنه

626
00:28:51,728 --> 00:28:56,442
‫واسه داروسازی استرود
‫کارت جعلی درست می‌کنه

627
00:29:24,729 --> 00:29:26,397
‫بده یا میزنم!

628
00:29:26,402 --> 00:29:29,643
‫شما کی هستی، خانم جوان؟

629
00:29:29,644 --> 00:29:31,748
‫اون رئیس مریخه

630
00:29:31,749 --> 00:29:32,899
‫داه

631
00:29:32,903 --> 00:29:34,030
‫آره

632
00:29:34,031 --> 00:29:35,440
‫داه هستم

633
00:29:35,442 --> 00:29:38,637
‫رئیس مریخ!

634
00:29:38,640 --> 00:29:39,838
‫خیلی خب

635
00:30:10,720 --> 00:30:12,387
‫حال نمیده؟

636
00:30:13,718 --> 00:30:15,945
‫انتظارِ بدتر از اینا رو داشتم

637
00:30:18,082 --> 00:30:20,239
‫کاش تو هم یه لباس مبدل می‌پوشدی

638
00:30:21,580 --> 00:30:23,844
‫خب من...

639
00:30:23,845 --> 00:30:26,910
‫یه چیزی آوردم

640
00:30:28,443 --> 00:30:30,074
‫می‌خوای ببینیش؟

641
00:30:30,075 --> 00:30:31,173
‫آره

642
00:30:32,540 --> 00:30:34,040
‫بچرخ

643
00:30:37,178 --> 00:30:38,368
‫حاضرم

644
00:30:43,684 --> 00:30:45,314
‫چه باحاله!

645
00:30:46,621 --> 00:30:48,051
‫کُلی آبنبات گیرمون میاد

646
00:31:27,361 --> 00:31:28,691
‫چرا؟

647
00:31:28,696 --> 00:31:29,734
‫چرا منو آوردی اینجا؟

648
00:31:29,735 --> 00:31:32,899
‫غرقِ در سرزنش کردن خودت بودی

649
00:31:32,900 --> 00:31:35,730
‫به خودت اجازه ندادی عزا بگیری

650
00:31:35,736 --> 00:31:37,604
‫حقیقت نداره

651
00:31:37,605 --> 00:31:39,779
‫هیچکدومش

652
00:31:39,780 --> 00:31:41,281
‫چرا این کارو کردی؟

653
00:31:41,282 --> 00:31:42,308
‫لوسیفر فقط سعی داشت...

654
00:31:42,309 --> 00:31:43,360
‫نه، مامان

655
00:31:43,361 --> 00:31:45,731
‫لوسیفر نه، پدر

656
00:31:48,434 --> 00:31:51,064
‫چطور اجازه داد همچین
‫اتفاقی بیوفته؟

657
00:31:51,070 --> 00:31:53,130
‫پسرم، اشکالی نداره

658
00:31:53,672 --> 00:31:55,472
‫بیخیالش شو

659
00:31:55,474 --> 00:31:58,875
‫بیخیال همه‌اش شو

660
00:32:17,266 --> 00:32:19,896
‫پدر رو به خاطر این
‫اتفاق مقصر نمی‌دونم

661
00:32:19,902 --> 00:32:21,692
‫حق با توئه مامان، اون کجاست؟

662
00:32:21,703 --> 00:32:25,573
‫اگه می‌خواست می‌تونست
‫جلوی این اتفاق

663
00:32:25,575 --> 00:32:29,175
‫سوءتفاهم‌ها و همه‌ی
‫این درد و رنج رو بگیره

664
00:32:30,179 --> 00:32:31,709
‫دیگه خسته شدم

665
00:32:31,715 --> 00:32:35,785
‫دیگه از راضی نگه داشتنِ کسی که
‫اصلاً اینجا حضور هم نداره خسته شدم

666
00:33:02,482 --> 00:33:03,647
‫بیرون

667
00:33:03,648 --> 00:33:06,211
‫همگی برید بیرون! زود باشین!

668
00:33:06,212 --> 00:33:07,939
‫برید!

669
00:33:30,128 --> 00:33:31,316
‫چیزی هست که تیراندازمون رو به

670
00:33:31,327 --> 00:33:33,124
‫- داروسازی استرود مرتبط
‫کنه؟ - آره، یه چیزی هست

671
00:33:33,126 --> 00:33:35,821
‫وس ویلیامز برای یکی از داروهای
‫بالینیِ کلینیکی داوطلب شده

672
00:33:35,823 --> 00:33:37,620
‫یه "درمان جدید و امیدوارکننده"
‫برای بیماری شش‌های زنش

673
00:33:37,622 --> 00:33:38,989
‫اونقدر امیدوارکننده
‫نبوده که بشه نجاتش داد

674
00:33:38,990 --> 00:33:40,984
‫نه. کاشف به عمل اومد که عضو
‫یه گروهِ داروی دل خوش کن بوده

675
00:33:40,986 --> 00:33:42,983
‫واسه همین عصبی شده؟ کی
‫به اون گروه اضافه‌اش کرده؟

676
00:33:42,985 --> 00:33:44,981
‫راستش هیچکس. یه آزمایش
‫دابل‌بلایند بوده

677
00:33:44,983 --> 00:33:47,339
‫پس به جز دکتر و وکیل کس
‫دیگه‌ای تقصیری نداره

678
00:33:47,348 --> 00:33:48,875
‫کس تیرانداز فکر
‫می‌کنه تقصیر کیه؟

679
00:33:48,880 --> 00:33:50,108
‫کی این گروه رو می‌گردونه؟

680
00:33:50,113 --> 00:33:51,948
‫دکتر جک پیترسون

681
00:33:51,953 --> 00:33:53,757
‫و از اونجایی که ویلیامز
‫همسرهاشون رو هدف قرار میده

682
00:33:53,759 --> 00:33:55,533
‫اگه خانم پیتسرسون
‫رو پیدا کنیم...

683
00:33:55,534 --> 00:33:57,036
‫- نه وایسا. لعنتی - چیه؟

684
00:33:57,038 --> 00:33:59,715
‫اینجا نوشته که آزمایش توسط
‫دکتر سالی پیترسون اداره میشده

685
00:33:59,716 --> 00:34:01,188
‫اونا یه تیم زن و شوهری هستن

686
00:34:01,189 --> 00:34:02,857
‫عالی شد. هدف کیه؟

687
00:34:02,858 --> 00:34:04,893
‫خب، هر کدومشون ممکنه باشن.
‫باید بریم سراغ هردوشون

688
00:34:04,899 --> 00:34:06,674
‫آره، قبل از اینکه
‫اون بره سراغشون

689
00:34:08,378 --> 00:34:09,381
‫دکتر پیترسون

690
00:34:09,382 --> 00:34:10,519
‫- پلیس لس آنجلس هستیم
‫- خانم‌تون سالی

691
00:34:10,520 --> 00:34:12,186
‫- کجاست؟ - چی شده؟

692
00:34:12,187 --> 00:34:14,385
‫بعداً توضیح میدم.
‫همسرتون کجاست؟

693
00:34:14,387 --> 00:34:16,388
‫احتمالاً داره از دکه‌ی
‫لابی قهوه می‌گیره

694
00:34:16,389 --> 00:34:17,559
‫پیش اون بمون. من پیداش می‌کنم

695
00:34:17,560 --> 00:34:19,725
‫- مراقب باش - باشه

696
00:34:19,726 --> 00:34:20,767
‫همونجا بمون

697
00:34:20,768 --> 00:34:23,265
‫- بفرمایین - ممنون

698
00:34:30,663 --> 00:34:33,264
‫می‌دونم که اونجایی،
‫جناب تیرانداز!

699
00:34:43,544 --> 00:34:45,969
‫بیخیال بابا!

700
00:34:45,975 --> 00:34:48,826
‫بهتر از اینا می‌تونی شلیک کنی!

701
00:34:51,635 --> 00:34:53,060
‫بهم شلیک کن!

702
00:34:58,475 --> 00:35:00,556
‫خب یالا دیگه!

703
00:35:00,558 --> 00:35:02,563
‫منتظر چی هستی؟

704
00:35:02,565 --> 00:35:04,571
‫همین الان بهم شلیک
‫کن خواهش می‌کنم!

705
00:35:04,573 --> 00:35:06,448
‫لوسیفر، داری چیکار می‌کنی؟

706
00:35:06,449 --> 00:35:07,716
‫پلیس اومده!

707
00:35:07,717 --> 00:35:10,053
‫باید عجله کنی، جناب تیرانداز

708
00:35:13,472 --> 00:35:15,938
‫جداً؟ همینجا ایستادم

709
00:35:21,769 --> 00:35:23,674
‫داری آبروی خودت رو می‌بری

710
00:35:23,676 --> 00:35:26,082
‫تیرانداز از این بدتر؟

711
00:35:31,672 --> 00:35:33,578
‫بیخیال بابا

712
00:35:36,323 --> 00:35:38,860
‫انگار اصلاً سعی هم نمی‌کنه

713
00:35:45,054 --> 00:35:47,328
‫اون نه، احمق. من!

714
00:35:47,329 --> 00:35:48,803
‫بهم شلیک کن!

715
00:35:53,486 --> 00:35:55,645
‫اسلحه‌ات رو بذار زمین

716
00:36:11,889 --> 00:36:14,176
‫تو

717
00:36:14,181 --> 00:36:15,487
‫چرا بهم شلیک نکردی؟

718
00:36:15,491 --> 00:36:17,453
‫- - بهت شلیک کنم؟
‫همینجا ایستاده بودم

719
00:36:17,455 --> 00:36:19,840
‫منطقی بود که بزنی.
‫چرا شلیک نکردی؟

720
00:36:19,846 --> 00:36:21,243
‫چون حقت نبود

721
00:36:21,244 --> 00:36:23,575
‫از کجا می‌دونی حقمه یا نه؟

722
00:36:23,576 --> 00:36:25,939
‫می‌خواستم بترسونمت
‫که ازش دور بشی

723
00:36:25,940 --> 00:36:28,570
‫فقط می‌خواستم آدمایی
‫که کاساندرا رو کشتن...

724
00:36:29,737 --> 00:36:32,566
‫مثل من عذاب بکشن

725
00:36:32,567 --> 00:36:34,003
‫ای کودن!

726
00:36:34,008 --> 00:36:35,414
‫لوسیفر

727
00:36:35,415 --> 00:36:37,283
‫دکتر، وکیل، اون زن...
‫اونا زنت رو نکشتن!

728
00:36:37,292 --> 00:36:39,040
‫اونا مسئول مرگش نبودن!

729
00:36:39,872 --> 00:36:41,479
‫ولی اینو می‌دونستی

730
00:36:41,481 --> 00:36:45,027
‫تو یه نفر دیگه رو
‫مسئول می‌دونی، مگه نه؟

731
00:36:45,033 --> 00:36:49,187
‫اگه اینقدر مأموریت نمی‌رفتم...

732
00:36:49,188 --> 00:36:52,031
‫اگه وقتی کاساندرا بهم نیاز
‫داشت توی خونه می‌بودم...

733
00:36:52,037 --> 00:36:54,206
‫می‌تونستیم بیماری
‫رو زودتر تشخیص بدیم

734
00:36:54,215 --> 00:36:57,465
‫اونوقت الان زنده بود

735
00:36:57,466 --> 00:36:59,371
‫بله

736
00:36:59,372 --> 00:37:01,686
‫پس تو انتقام نمی‌خوای

737
00:37:01,687 --> 00:37:03,013
‫مجازات می‌خوای

738
00:37:08,054 --> 00:37:10,400
‫خب، حالا دیگه گیرت اومد

739
00:37:10,402 --> 00:37:12,167
‫خوش به حالت

740
00:37:19,049 --> 00:37:20,131
‫خودم می‌برمش

741
00:37:22,658 --> 00:37:24,096
‫هی

742
00:37:26,755 --> 00:37:28,053
‫چطوری پیدامون کردی؟

743
00:37:28,054 --> 00:37:29,752
‫به رئیست زنگ زدم

744
00:37:29,754 --> 00:37:31,251
‫همه‌ی جزئیات رو بهم گفت

745
00:37:31,252 --> 00:37:34,587
‫کاری که اینجا کردی کاملاً
‫بی‌ملاحظانه و احمقانه بود

746
00:37:35,650 --> 00:37:37,307
‫ولی جون اون زن رو نجات دادی

747
00:37:37,315 --> 00:37:40,049
‫جون اون زن برام
‫هیچ اهمیتی نداره

748
00:37:40,050 --> 00:37:43,112
‫پس می‌خواستی خودت
‫رو به کشتن بدی؟

749
00:37:44,112 --> 00:37:45,409
‫نه

750
00:37:45,410 --> 00:37:46,576
‫تو کَتَم نمیره

751
00:37:46,577 --> 00:37:48,803
‫هربار که میگی برات اهمیت نداره

752
00:37:48,809 --> 00:37:51,026
‫یا تو ابلیسی یا تو شیطانی

753
00:37:51,031 --> 00:37:53,287
‫می‌دونم که خودِ واقعیت این نیست

754
00:37:53,288 --> 00:37:55,642
‫تو روحت هم خبر نداره
‫کی هستم، کاراگاه

755
00:37:55,643 --> 00:37:56,993
‫یا اینکه چیکار کردم

756
00:37:57,001 --> 00:38:00,580
‫چند لحظه پیش
‫منظورت وس نبود، نه؟

757
00:38:02,606 --> 00:38:04,595
‫می‌خوای به خاطر
‫یه کاری مجازات بشی

758
00:38:04,597 --> 00:38:06,684
‫واسه همین بود که این اواخر
‫عجیب و غریب رفتار می‌کردی

759
00:38:06,686 --> 00:38:09,698
‫هر چی هست بهم بگو،
‫لوسیفر خواهش می‌کنم

760
00:38:09,705 --> 00:38:12,298
‫بگو جریان چیه

761
00:38:12,307 --> 00:38:14,738
‫من پیشت هستم، خب؟

762
00:38:16,397 --> 00:38:18,828
‫فقط می‌خوام درک کنم

763
00:38:20,690 --> 00:38:23,323
‫نمی‌تونی درک کنی، کاراگاه

764
00:38:25,522 --> 00:38:28,293
‫هیچوقت هم درک نمی‌کنی

765
00:38:28,294 --> 00:38:33,024
‫خب اگه با من حرف نمیزنی پس...

766
00:38:33,026 --> 00:38:35,761
‫لطفاً برو با یه
‫نفر دیگه صحبت کن

767
00:38:35,763 --> 00:38:38,366
‫یه روانشناس که داری

768
00:38:38,367 --> 00:38:41,982
‫باهاش حرف بزن قبل از
‫اینکه از درون نابودت کنه

769
00:39:03,175 --> 00:39:05,976
‫حالا...

770
00:39:25,134 --> 00:39:28,108
‫خوشحالم که تغییر عقیده دادی

771
00:39:31,135 --> 00:39:34,327
‫آماده‌ای درمورد
‫برادرت حرف بزنی؟

772
00:39:37,630 --> 00:39:40,822
‫اسمش یوریله.

773
00:39:40,828 --> 00:39:44,158
‫یعنی بود

774
00:39:44,950 --> 00:39:47,420
‫و از وقتی مُرده

775
00:39:47,423 --> 00:39:49,923
‫یه احساس عجیبی دارم

776
00:39:49,929 --> 00:39:53,546
‫تاحالا این احساس
‫رو تجربه نکرده بودم

777
00:39:53,555 --> 00:39:55,433
‫احساس گناه

778
00:39:56,457 --> 00:39:59,816
‫چرا احساس گناه می‌کنی؟

779
00:40:02,887 --> 00:40:05,061
‫یوریل همینطوری نمرد

780
00:40:06,447 --> 00:40:08,349
‫من اونو کشتم

781
00:40:08,350 --> 00:40:10,119
‫من تاحالا...

782
00:40:10,124 --> 00:40:12,985
‫تاحالا کسی رو نکشته بودم. فقط
‫اونایی رو که مُرده بودن مجازت می‌کردم

783
00:40:12,995 --> 00:40:16,822
‫یعنی اون زمان که
‫جهنم رو اداره می‌کردم

784
00:40:16,832 --> 00:40:18,362
‫اما...

785
00:40:18,367 --> 00:40:21,503
‫یوریل لجوج...
‫چاره‌ای برام نذاشت

786
00:40:21,504 --> 00:40:23,634
‫از شهر نقره‌ای پایین اومد

787
00:40:23,639 --> 00:40:25,709
‫تا قولی که به بابام
‫داده بودم رو عملی کنم

788
00:40:25,710 --> 00:40:29,547
‫می‌خواست یا کاراگاه رو بکشه
‫یا مامان رو از هستی ساقط کنه

789
00:40:29,548 --> 00:40:31,513
‫- لوسیفر - خنجر عزرائیل
‫رو با خودش آورده بود

790
00:40:31,514 --> 00:40:33,514
‫یه خنجر الهی هست که
‫روح رو نابود می‌کنه

791
00:40:33,516 --> 00:40:34,916
‫فقط آدم رو نمی‌کشه

792
00:40:34,917 --> 00:40:36,917
‫- - به کل آدم رو...
‫لوسیفر، دیگه کافیه

793
00:40:40,389 --> 00:40:42,589
‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم

794
00:40:44,060 --> 00:40:47,030
‫نمی‌تونم طبق این
‫استعاره‌های دقیقت پیش برم

795
00:40:47,031 --> 00:40:48,863
‫ولی استعاره نیستن،

796
00:40:48,864 --> 00:40:50,336
‫دکتر

797
00:40:50,337 --> 00:40:51,771
‫باید حرفم رو جدی بگیری،

798
00:40:51,775 --> 00:40:54,282
‫باید حرفم رو باور کنی

799
00:40:54,285 --> 00:40:56,492
‫در غیراینصورت نمیفهمی که...

800
00:40:58,167 --> 00:41:00,709
‫من یه هیولام

801
00:41:00,710 --> 00:41:03,518
‫هیولایی که حقشه مجازات بشه

802
00:41:03,521 --> 00:41:05,963
‫باور دارم که اینطوری حس می‌کنی

803
00:41:07,201 --> 00:41:09,175
‫و می‌خوام درک کنم

804
00:41:09,176 --> 00:41:10,940
‫واقعاً می‌خوام!

805
00:41:10,941 --> 00:41:12,952
‫ولی لوسیفر، تو هم باید کمکم کنی

806
00:41:12,954 --> 00:41:15,599
‫باید باهام صادق باشی

807
00:41:15,603 --> 00:41:18,312
‫کاملاً صادق باشی...

808
00:41:19,804 --> 00:41:22,058
‫درمورد کسی که هستی

809
00:41:22,064 --> 00:41:24,763
‫کاملاً صادق؟

810
00:41:24,764 --> 00:41:26,061
‫- مطمئنی؟

811
00:41:26,066 --> 00:41:28,309
‫بله، مطمئنم

812
00:41:28,310 --> 00:41:33,901
‫کل جلسات و رابطه‌مون
‫درمورد همین بود

813
00:41:33,907 --> 00:41:37,446
‫شناختنِ لوسیفر واقعی

814
00:41:39,373 --> 00:41:41,294
‫بدون هیچ دروغی

815
00:41:41,296 --> 00:41:43,454
‫بدون هیچ استعاره‌ای

816
00:41:43,455 --> 00:41:45,579
‫باشه

817
00:42:08,120 --> 00:42:10,345
‫بله

818
00:42:11,697 --> 00:42:13,719
‫دکتر؟

819
00:42:13,743 --> 00:42:20,743
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

820
00:42:21,243 --> 00:42:28,243
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

