‫﻿۱
00:00:01,320 --> 00:00:03,437
‫- آنچه در لـوسیفـر گذشت...
‫- هی، ستوان

2
00:00:03,640 --> 00:00:04,278
‫جایی می‌رین؟

3
00:00:04,520 --> 00:00:05,636
‫درخواست انتقالی دادم

4
00:00:05,840 --> 00:00:06,717
‫شاید حالا لازم نباشه که برین

5
00:00:07,080 --> 00:00:08,434
‫،به‌عنوان تشکری برای پرستاری از تریکسی

6
00:00:08,640 --> 00:00:10,279
‫،شاید بشه یه‌وقت بریم
‫اون قهوه‌‍ه رو با هم بخوریم؟

7
00:00:10,480 --> 00:00:11,755
‫شام خیلی رومانتیک‌تره

8
00:00:14,560 --> 00:00:17,519
‫می‌دونستی که لیندا و آماندیل با هم‌ان؟

9
00:00:17,720 --> 00:00:18,915
‫خب رابطه‌های قبلی‌مون حالا
‫،دارن یه حالی با هم می‌برن

10
00:00:19,160 --> 00:00:20,594
‫،اهمیتی نداره که
‫تو چرا انقدر روش گیری؟

11
00:00:21,360 --> 00:00:23,556
‫مگه این‌که هنوزم عشقِ فرشته‌ها باشی!

12
00:00:23,760 --> 00:00:24,750
‫نه خیرم!

13
00:00:26,600 --> 00:00:27,590
‫،می‌دونی
‫،واسه‌ی یه موجود فناناپذیر

14
00:00:27,880 --> 00:00:29,360
‫خیلی خون‌ریزی می‌کنی‌ها، مگه نه؟

15
00:00:29,960 --> 00:00:31,280
‫،هنوزم انسان‌ام
‫هنوزم می‌تونم تمام اون

16
00:00:31,480 --> 00:00:33,119
‫دردهایی که مرگ با خودش میاره رو حس کنم

17
00:00:33,320 --> 00:00:34,436
‫فقط فرقش اینه که زخم‌هام خوب میشن

18
00:00:34,680 --> 00:00:36,273
‫اون سؤال معروفتُ ازم بپرس، یالا.

19
00:00:36,480 --> 00:00:37,630
‫قابیل

20
00:00:37,880 --> 00:00:39,473
‫خواسته‌ی حقیقی‌ات چیه؟

21
00:00:39,720 --> 00:00:40,551
‫مُردن.

22
00:00:40,760 --> 00:00:43,229
‫بالأخره یه راهی پیدا می‌کنم
‫،که از این بدبختیِ بی‌پایان خلاصت کنم

23
00:00:43,480 --> 00:00:44,994
‫حتی اگه آخرین کاری باشه
‫که تو زندگی‌ام می‌کنم.

24
00:00:51,760 --> 00:00:52,637
‫لوسیفر؟

25
00:00:54,440 --> 00:00:55,396
‫لوسیفر!

26
00:00:57,520 --> 00:00:59,000
‫هستی، لوسیفر؟

27
00:01:08,800 --> 00:01:09,517
‫اگه کشتنم انقدر آسون بود که

28
00:01:09,720 --> 00:01:11,154
‫،خیلی وقت پیش مُرده بودم

29
00:01:14,200 --> 00:01:15,316
‫بسیار خب.

30
00:01:16,560 --> 00:01:19,234
‫بله، تا حالا...

31
00:01:19,440 --> 00:01:20,999
‫- نارنجک قورت دادی؟
‫- آره.

32
00:01:22,080 --> 00:01:23,594
‫- حموم اسیدی گرفتی؟
‫- اوهوم.

33
00:01:24,040 --> 00:01:25,713
‫رفتی بذاری گرگ‌ها بخورنت؟

34
00:01:25,920 --> 00:01:26,558
‫بله

35
00:01:26,760 --> 00:01:27,716
‫خودتُ پرت کردی تو پره‌های
‫در حال حرکت هلی‌کوپتر؟

36
00:01:27,920 --> 00:01:28,637
‫اهم.

37
00:01:29,840 --> 00:01:30,717
‫من از "عصر برنز" دارم زور می‌زنم
‫[ تقریباً ۲۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح ]

38
00:01:30,920 --> 00:01:32,320
‫کلک خودمُ بکنم.

39
00:01:32,760 --> 00:01:33,591
‫،هر چی بگی

40
00:01:33,800 --> 00:01:35,234
‫امتحان کردم

41
00:01:35,440 --> 00:01:36,794
‫حتی یه‌بار پریدم تو یه آتش‌فشان

42
00:01:37,000 --> 00:01:38,559
‫چی، از مواد مذاب آتش‌فشانی
‫جون سالم به در بردی؟

43
00:01:38,760 --> 00:01:41,832
‫،آره، ۶ ماه سختی بود
‫موضوع اینه که هر کاری‌هم می‌کنم...

44
00:01:42,320 --> 00:01:43,310
‫آخرش دوباره رشد می‌کنم.

45
00:01:43,560 --> 00:01:46,473
‫هه، مثل یه کرم کدوی آرواره مربعیِ چشم آبی.

46
00:01:46,680 --> 00:01:49,673
‫،پس اگه دقیقاً دو نصفت کنم
‫دو تا پیرس ازت در میاد؟

47
00:01:49,920 --> 00:01:52,435
‫نه، فقط یه طرفم شروع به ترمیم‌شدن می‌کنه

48
00:01:52,640 --> 00:01:54,518
‫"می‌دونی، اسمشُ گذاشتم تئوریِ "مولکول ارشد.

49
00:01:54,760 --> 00:01:56,035
‫،آره، آره، ولورین خیلی شاخه
‫فهمیدم.

50
00:01:56,840 --> 00:01:57,432
‫ولی...

51
00:01:57,640 --> 00:01:59,438
‫حتماً باید یه راهی باشه که جواب بده...

52
00:02:00,760 --> 00:02:02,479
‫لوسیفر، چرا انقدر این موضوع برات مهمه؟

53
00:02:02,720 --> 00:02:05,519
‫چون‌که بابام جوری طلسمت کرد که
‫تا اَبد زندگی کنی

54
00:02:05,720 --> 00:02:08,872
‫پس با کشتنت، خوب گندی به پیرمرد می‌زنم.

55
00:02:09,080 --> 00:02:09,957
‫خب، تو شیطانی دیگه

56
00:02:10,160 --> 00:02:11,719
‫حتماً باید یه راه شیطانیِ شک‌آوری

57
00:02:11,920 --> 00:02:12,751
‫توی آستین‌هات داشته باشی

58
00:02:12,960 --> 00:02:14,872
‫هوم، منظورت...

59
00:02:15,600 --> 00:02:17,432
‫همچین چیزی‌‍ه؟

60
00:02:18,200 --> 00:02:19,475
‫آخ!

61
00:02:19,680 --> 00:02:20,318
‫ممنونم

62
00:02:20,520 --> 00:02:21,636
‫اصلاً هم قابلتُ نداشت

63
00:02:21,840 --> 00:02:25,595
‫چون‌که این کوچولو توی اعماق جهنم ساخته شده.

64
00:02:29,920 --> 00:02:32,230
‫آره، فولاد اهریمنی.

65
00:02:32,440 --> 00:02:34,511
‫حتی منم می‌تونه بکشه، پس...

66
00:02:35,040 --> 00:02:38,158
‫وقتشه که با "هالیوود" خداحافظی کنی، پریس.
‫[ محله‌ای در لُس‌آنجلس ]

67
00:02:39,960 --> 00:02:41,110
‫خدافظ، لوسیفر

68
00:02:42,520 --> 00:02:44,830
‫،نه، نمی‌فهمم
‫چطور روت جواب نمیده؟

69
00:02:45,200 --> 00:02:45,997
‫باید می‌دونستم که

70
00:02:46,600 --> 00:02:48,080
‫نمی‌تونی از پس این کار بر بیای.

71
00:02:49,000 --> 00:02:49,751
‫خب، یعنی، حداقل خبر خوب اینه که

72
00:02:49,960 --> 00:02:51,713
‫برای حل کردن این کار
‫هر چقدر دلت بخواد وقت داریم

73
00:02:52,720 --> 00:02:54,120
‫برای من، این خبر بدی‌‍ه

74
00:03:09,120 --> 00:03:09,758
‫سلام، دَن

75
00:03:10,000 --> 00:03:11,036
‫- سلام.
‫- ممنونم.

76
00:03:11,520 --> 00:03:14,592
‫انگار داره حس "دژاوو" بهم دست میده، این خیابون خیلی آشناست.
‫[ حس آشناپنداری ]

77
00:03:14,840 --> 00:03:15,751
‫آره، خب، بایدم همچین حسی داشته باشی

78
00:03:16,000 --> 00:03:17,400
‫درست توی اون گوشه رفتیم یه خونه دیدیم.

79
00:03:17,600 --> 00:03:19,114
‫یادته؟ درست بعد از به‌دنیا اومدنِ تریکسی

80
00:03:19,320 --> 00:03:22,438
‫عه، آره، واقعاً که مدارس دولتی خوبی داشت
‫و محله‌ی امنی هم بود

81
00:03:23,240 --> 00:03:25,994
‫اُوه... یا که نه.
‫[ اشاره به امن نبودن محله ]

82
00:03:26,600 --> 00:03:27,920
‫جون لی"، ۳۴ ساله".

83
00:03:28,120 --> 00:03:30,237
‫،معلم شیمیِ مدارس همین منطقه
‫دقیقاً تهِ همین خیابون زندگی می‌کرد

84
00:03:30,480 --> 00:03:32,437
‫سرویس جنگل‌بانی چوب خوردکن‌شونُ
‫،شب اینجا گذاشته

85
00:03:32,640 --> 00:03:34,836
‫و یکی هم ازش سوء استفاده کرده

86
00:03:36,160 --> 00:03:38,914
‫فرصت کردی صحبتی با این فضول‌ها بکنی؟
‫[ افرادی که سرِ صحنه‌های جرم و... به تماشا می‌ایستند ]

87
00:03:39,120 --> 00:03:40,031
‫نه.

88
00:03:40,280 --> 00:03:41,031
‫همه در اختیار خودتن

89
00:03:41,280 --> 00:03:42,430
‫خیلی‌خب

90
00:03:43,520 --> 00:03:44,237
‫سلام

91
00:03:44,440 --> 00:03:45,396
‫من کارآگاه دکر هستم

92
00:03:45,600 --> 00:03:47,557
‫آخه کی میاد همچین بلایی سر جونِ طفلی بیاره؟

93
00:03:47,760 --> 00:03:50,594
‫خب، امیدوارم که شماها
‫بتونید کمکم کنید متوجه بشم.

94
00:03:50,800 --> 00:03:52,712
‫،اِم... هیچ‌کدوم از شماها

95
00:03:52,960 --> 00:03:55,429
‫امروز صبح چیز غیرعادی‌ای
‫نشنیدین یا ندیدین؟

96
00:03:55,640 --> 00:03:58,712
‫نه، یعنی خب، صدای کار کردنِ
‫اون چوب خوردکن‌‍ه رو شنیدم، ولی...

97
00:03:59,400 --> 00:04:00,151
‫نمی‌دونستم

98
00:04:00,360 --> 00:04:01,476
‫و هیچ‌کدوم از شماها کسی رو نمی‌شناسه

99
00:04:01,720 --> 00:04:02,756
‫که ممکنه بخواد به جون آسیبی برسونه؟

100
00:04:02,960 --> 00:04:04,076
‫نه

101
00:04:04,280 --> 00:04:06,397
‫همه خیلی دوستش داشتن

102
00:04:06,920 --> 00:04:08,752
‫توی محله‌مون فرد خیلی فعالی بود

103
00:04:08,960 --> 00:04:11,600
‫تازه با هم رفته‌بودیم مانیکور.

104
00:04:13,240 --> 00:04:14,356
‫متأسفم

105
00:04:18,600 --> 00:04:21,752
‫از کمکت ممنونم، میز.

106
00:04:21,960 --> 00:04:23,030
‫مشکلی نیست

107
00:04:23,280 --> 00:04:25,078
‫این اتفاقاً این فرصتُ بهم میده که

108
00:04:25,320 --> 00:04:26,640
‫برای یکی از مشکلات خودم
‫هم یه چاره‌ای پیدا کنم.

109
00:04:26,920 --> 00:04:27,558


110
00:04:27,760 --> 00:04:30,150
‫خب، این برای هر موجودِ بال‌داری‌‍ه

111
00:04:30,360 --> 00:04:32,158
‫،با این می‌گیرم‌شون

112
00:04:32,640 --> 00:04:34,916
‫و بعد با خنجرم می‌زنم تو کمرشون

113
00:04:35,360 --> 00:04:36,032
‫که این‌طور

114
00:04:36,240 --> 00:04:38,471
‫این خوشگله...

115
00:04:38,680 --> 00:04:41,115
‫این برای موجودات شاخ‌داره...

116
00:04:41,320 --> 00:04:42,231
‫جونم.

117
00:04:42,440 --> 00:04:43,794
‫- پس این‌شکلی گیرشون می‌ندازم.
‫- آره.

118
00:04:44,400 --> 00:04:45,550
‫بعدم، بوم!

119
00:04:46,560 --> 00:04:48,677
‫خنجر راست توی قلب.

120
00:04:48,880 --> 00:04:50,200
‫آره، باید همین‌جا بپرم وسط کلامت

121
00:04:50,560 --> 00:04:51,630
‫،همه‌ی این درگیری‌های وحشتناک

122
00:04:51,840 --> 00:04:54,150
‫همیشه پایان‌شون اینه که تو با خنجرت
‫می‌زنی ترتیبِ یارو رو میدی؟

123
00:04:54,360 --> 00:04:55,760
‫خنجرام توی جهنم ساخته شدن.

124
00:04:55,960 --> 00:04:57,917
‫دیگه مگه چطوری قراره یه موجود الهی رو بکشم؟

125
00:04:58,120 --> 00:05:00,999
‫لعنتی، من قبلاً با یکی از خنجرهات زدمش.

126
00:05:02,520 --> 00:05:03,670
‫خب، ای‌کاش که از قبل اینُ بهم می‌گفتی

127
00:05:03,880 --> 00:05:05,872
‫که دیگه این همه خنجرُ
‫از زیرزمین تا اینجا خرکش نکنم.

128
00:05:06,080 --> 00:05:07,196
‫نه چیزی روی زمین.

129
00:05:07,400 --> 00:05:08,197
‫نه چیزی از جهنم.

130
00:05:08,400 --> 00:05:11,757
‫یعنی خب بالأخره باید یه راهی باشه که
‫نوک فیتیله‌ی این شمعُ بگیری خاموشش کنی دیگه

131
00:05:11,960 --> 00:05:12,837
‫خب...

132
00:05:14,000 --> 00:05:15,832
‫دکر تو رو آسیب‌پذیر می‌کنه دیگه، نه؟

133
00:05:16,200 --> 00:05:16,792
‫- هوم.
‫- چرا نمی‌ری ببینی

134
00:05:17,040 --> 00:05:18,235
‫قضیه‌اش چیه؟

135
00:05:19,880 --> 00:05:20,757
‫یکمی از این داستان دکر هم بمالی به پیرس.

136
00:05:21,000 --> 00:05:22,320
‫این که اصلاً قیاس مع الفارغ‌‍ه، میز

137
00:05:22,520 --> 00:05:23,556
‫قضیه‌ی دکر اینه که

138
00:05:23,800 --> 00:05:26,031
‫فقط یه شوخیِ بی‌مزه از طرف باباست

139
00:05:26,240 --> 00:05:28,197
‫و قضیه‌ی پیرس این نیست؟

140
00:05:28,720 --> 00:05:29,358
‫پدر تو

141
00:05:29,560 --> 00:05:32,029
‫همش تو کارِ بازی‌های ذهنی و
‫یه راه در روهایی‌‍ه، یادت رفته؟

142
00:05:33,320 --> 00:05:34,993
‫آره، شاید حق با تو باشه، میز

143
00:05:36,600 --> 00:05:39,274
‫،شاید باید برم ببینم
‫چی پیرس رو آسیب‌پذیر می‌کنه.

144
00:05:39,520 --> 00:05:40,670
‫وارد ذهنش شم.

145
00:05:41,960 --> 00:05:43,679
‫نه با اون اره‌ی جمجمه‌ای

146
00:05:44,600 --> 00:05:45,317
‫خب، حداقل

147
00:05:45,520 --> 00:05:46,237
‫فعلاً نه.

148
00:06:00,280 --> 00:06:02,237
‫چرا مبلم وسط اتاقم‌‍ه؟

149
00:06:02,440 --> 00:06:03,476
‫عه، خوبه، بالأخره اومدی

150
00:06:03,680 --> 00:06:04,750
‫خواهش می‌کنم، بگیر بشین

151
00:06:05,480 --> 00:06:07,039
‫امروز در چه حالی؟

152
00:06:07,840 --> 00:06:08,478
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

153
00:06:08,720 --> 00:06:10,791
‫جواب دادن یه سؤال با یه سؤال دیگه

154
00:06:11,000 --> 00:06:12,434
‫"بهش میگن، "طفره رفتن.

155
00:06:13,440 --> 00:06:14,112
‫،خیلی‌خب

156
00:06:14,320 --> 00:06:15,879
‫و اشارات بدنی‌ات هم نشون میدن
‫که خیلی ناراحتی.

157
00:06:16,320 --> 00:06:18,118
‫نه، فقط خیلی طرفدار این
‫تغییر دکوراسیون‌ات نیستم.

158
00:06:18,680 --> 00:06:19,909
‫این واقعاً "پرخاشگری منفعلانه"‌‍ت
‫[ .نوعی بیان غیرمستقیم خصومت، مانند ترش‌رویی ]

159
00:06:20,120 --> 00:06:22,430
‫رو می‌رسونه، پیرس.
‫چرا احساس اصلی‌ات رو بهم نمی‌گی؟

160
00:06:22,840 --> 00:06:23,876
‫گم‌شو از دفترم بیرون

161
00:06:24,080 --> 00:06:25,309
‫خوبه، خوبه، خشم

162
00:06:25,520 --> 00:06:27,159
‫به این میگن پیشرفت، آره

163
00:06:27,400 --> 00:06:29,517
‫نگران نباش.

164
00:06:29,800 --> 00:06:31,280
‫اینجا همه‌چی بین خودمون می‌مونه

165
00:06:35,400 --> 00:06:36,436
‫چرا داری این کارا رو می‌کنی؟

166
00:06:36,640 --> 00:06:37,278
‫خب، پس چطوری می‌تونم

167
00:06:37,520 --> 00:06:39,113
‫،قبل این‌که اول بشناسمت

168
00:06:39,320 --> 00:06:41,312
‫معمای چطور کشتن‌ات رو حل کنم؟

169
00:06:41,560 --> 00:06:43,233
‫نقاط قوت، نقاط ضعفت.

170
00:06:43,440 --> 00:06:45,272
‫چون‌که بالأخره یه نقطه ضعفی دارن، ستوان

171
00:06:48,480 --> 00:06:51,120
‫پس به زبون دیگه، هنوزم هیچ ایده‌ای
‫نداری که چطور میشه منُ کشت؟

172
00:06:51,520 --> 00:06:53,637
‫ولی... خب ایده‌ام همین‌‍ه دیگه.

173
00:06:55,280 --> 00:06:56,600
‫من نه اهل گریه‌کردنم.

174
00:06:56,800 --> 00:06:57,950
‫نه اهل درد و دل کردن.

175
00:06:58,160 --> 00:06:59,913
‫پس مگه این‌که حرفی درمورد
‫،پرونده‌های پلیسی داشته باشی

176
00:07:00,760 --> 00:07:01,955
‫دیگه کارمون اینجا تموم شده‌ست.

177
00:07:04,400 --> 00:07:05,754
‫و میزم رو هم برگردون به حالت عادی‌اش.

178
00:07:08,480 --> 00:07:09,118
‫دکر.

179
00:07:09,360 --> 00:07:09,998
‫لطفاً بگو که داری رو یه

180
00:07:10,240 --> 00:07:11,515
‫پرونده‌ی جالب توجهی کار می‌کنی

181
00:07:11,720 --> 00:07:12,597
‫پیرس

182
00:07:13,160 --> 00:07:14,480
‫ستوان، هنوزم اینجایین

183
00:07:14,920 --> 00:07:15,558
‫این... این یعنی

184
00:07:15,760 --> 00:07:17,479
‫تصمیم گرفتین که بمونین، یا...؟

185
00:07:17,680 --> 00:07:18,318
‫آره

186
00:07:18,520 --> 00:07:19,271
‫حداقل فعلاً.

187
00:07:19,480 --> 00:07:20,550
‫عالیه که.

188
00:07:20,760 --> 00:07:21,989
‫جدی، جدی عالیه.

189
00:07:22,200 --> 00:07:23,793
‫دو تا جدی؟
‫جدی؟

190
00:07:24,200 --> 00:07:25,111
‫آره، فقط بخاطر این‌که...

191
00:07:25,880 --> 00:07:28,156
‫،توی پرونده‌ام به یه پیچیدگی‌ای خوردم
‫و می‌تونم از کمک‌تون استفاده کنم.

192
00:07:28,360 --> 00:07:29,953
‫،پس این قربانی چوب خوردکن برون شهری‌‍ه

193
00:07:30,160 --> 00:07:31,514
‫،اثر انگشتشُ گرفتیم و بررسی‌اش کردیم

194
00:07:32,120 --> 00:07:33,759
‫معلوم شد که جون لی
‫واقعاً جون لی نیست.

195
00:07:33,960 --> 00:07:35,030
‫یه هویت جعلی؟

196
00:07:35,240 --> 00:07:36,879
‫،اسم اصلی قربانی‌مون ساندرا جنگ‌‍ه

197
00:07:37,080 --> 00:07:39,914
‫،و بر اساس گزارشات مرگ
‫سه سال پیش مُرده بوده.

198
00:07:40,120 --> 00:07:42,112
‫،باورنکردنی‌‍ه، می‌دونی

199
00:07:42,320 --> 00:07:45,040
‫ستوان تجارب خیلی زیادی روی
‫پرونده‌های جعل مرگ داره.

200
00:07:45,240 --> 00:07:46,720
‫حتماً منظورت اون پُستی‌‍ه که توی

201
00:07:46,920 --> 00:07:47,797
‫شیکاگو تو بخش "افراد گم‌شده" داشتم.

202
00:07:48,000 --> 00:07:48,831
‫هوم.

203
00:07:49,040 --> 00:07:49,917
‫عالیه، پس می‌تونیم استفاده‌ی خوبی

204
00:07:50,120 --> 00:07:51,315
‫از تجارب‌تون روی این پرونده ببریم

205
00:07:51,520 --> 00:07:52,954
‫آره، منم خیلی دوست دارم همه‌چیز رو

206
00:07:53,200 --> 00:07:54,429
‫درباره‌ی تجاربی که داشتی بفهمم.

207
00:07:55,480 --> 00:07:56,391
‫البته.

208
00:07:56,960 --> 00:07:57,677
‫دکر، چطوره بری

209
00:07:57,880 --> 00:07:59,553
‫،حکم مرگ اصلیِ قربانی رو در بیاری
‫ممکنه یه داستانی از توش در بیاد

210
00:07:59,760 --> 00:08:00,432
‫السّاعه.

211
00:08:01,720 --> 00:08:02,631
‫می‌دونم سعی داری چی‌کار کنی

212
00:08:02,840 --> 00:08:04,911
‫اگه منظورت حل‌کردن یه معماست، آره

213
00:08:05,360 --> 00:08:07,272
‫و حالا که من و تو با هم
‫،روی این پرونده کار می‌کنیم

214
00:08:07,480 --> 00:08:09,312
‫می‌تونیم دو تا معما رو با یه نشون "بزنیم"، نه؟
‫[ بُکشیم ]

215
00:08:09,520 --> 00:08:11,318
‫البته که تأکیدم روی اون کُشتنه‌ست.

216
00:08:12,400 --> 00:08:13,550
‫اُوه...

217
00:08:14,598 --> 00:08:19,598
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

218
00:08:26,800 --> 00:08:27,870
‫پس اگه بتونیم سر در بیاریم که

219
00:08:28,080 --> 00:08:29,594
‫،چرا ساندرا سه سال پیش مرگشُ جعل کرده

220
00:08:29,800 --> 00:08:30,756
‫شاید راهنمایی‌مون کنه به سمت قاتلش.

221
00:08:30,960 --> 00:08:32,917
‫،بر اساس تجربه‌ای که من داشتم
‫افرادی که مرگ خودشونُ جعل می‌کنن

222
00:08:33,120 --> 00:08:34,873
‫دارن از یه کسی یا یه چیزی فرار می‌کنن.

223
00:08:35,080 --> 00:08:38,312
‫،آره، کسی یا چیزی که می‌ترسوندشون

224
00:08:38,560 --> 00:08:39,676
‫آسیب‌پذیرشون می‌کنه.

225
00:08:40,360 --> 00:08:42,431
‫همچین تجاربی توی زندگی خودتون نداشتین، ستوان؟

226
00:08:43,440 --> 00:08:44,920
‫خیلی احتمال بالایی داشته که
‫ساندرا می‌خواسته فرار کنه.

227
00:08:45,160 --> 00:08:47,072
‫- لیست فعالیت‌هاش رو ببینید
‫- در اختیار داشتن، و توزیع

228
00:08:47,280 --> 00:08:48,031
‫داروهای روان‌گردان.

229
00:08:48,240 --> 00:08:48,878
‫اوهوم.

230
00:08:49,080 --> 00:08:50,673
‫،برای گروه خلافی به اسم
‫"قدرت کُره‌ای".

231
00:08:50,920 --> 00:08:52,400
‫مثل خلافکارهای گروهیِ دیگه نیست.

232
00:08:52,600 --> 00:08:54,353
‫بخاطر این‌که همچین آدمی نیست

233
00:08:54,560 --> 00:08:55,710
‫اون یه‌جور شیمی‌دان‌‍ه

234
00:08:55,920 --> 00:08:57,320
‫بچه‌های فنی رمز لپ‌تاپ ساندرا رو در آوردن

235
00:08:57,520 --> 00:08:59,876
‫و دستور ساخت یه مرکبات شیمیایی مصنوعی
‫،توش پیدا کردن

236
00:09:00,120 --> 00:09:01,952
‫که همه تحت اسم "کی‌پاپ" بودن.

237
00:09:02,160 --> 00:09:02,911
‫حتماً یه جور موسیقی‌‍ه دیگه

238
00:09:03,120 --> 00:09:04,031
‫- نه؟
‫- وای خدا.

239
00:09:04,240 --> 00:09:05,799
‫،دنیل طفلکی
‫چقدرم که از دوره‌زمونه عقب‌‍ه.

240
00:09:06,000 --> 00:09:07,719
‫کی‌پاپ یه جور "اکستازی"‌‍ه.
‫[ قرص اِکس: متیلن‌دی‌اکسیدمتاآمفتامین ]

241
00:09:07,920 --> 00:09:09,195
‫اتفاقاً یکی از بهترین‌هاش هم هست

242
00:09:11,800 --> 00:09:13,280
‫وایسا ببینم، پس ساندرا

243
00:09:13,600 --> 00:09:16,240
‫،دلال مواد نبوده
‫داشته براشون مواد می‌پخته.

244
00:09:16,560 --> 00:09:18,313
‫نمی‌دونم کی‌پاپ هنوزم توی بازار هست یا نه

245
00:09:18,520 --> 00:09:21,354
‫خب، از سه‌شنبه‌ی پیش بود

246
00:09:21,560 --> 00:09:23,631
‫واقعاً چیز خیلی توپی‌‍ه

247
00:09:23,840 --> 00:09:25,877
‫آره، یه‌کاری می‌کنه پوستت حسِ یه بچه "چین‌چالا" رو بده.
‫[ .نوعی جونده که بخاطر خز لطیفش پرورش داده می‌شود ]

248
00:09:27,040 --> 00:09:28,918
‫،تو هم به‌عنوان یه کلوپ‌دار

249
00:09:29,160 --> 00:09:31,117
‫می‌دونی که کجا میشه از اینا گیر آورد دیگه؟

250
00:09:31,320 --> 00:09:33,312
‫بله البته، با کمال میل راهنمایی‌تون می‌کنم

251
00:09:33,520 --> 00:09:34,476
‫تا یه حالی ببرین، کارآگاه
‫[ اشاره به مصرف کی‌پاپ ]

252
00:09:34,680 --> 00:09:35,477
‫البته اگه من جاتون بودم یه روزی بعدش

253
00:09:35,720 --> 00:09:36,551
‫مرخصی می‌رفتم تا دوباره جون بگیرم.

254
00:09:36,840 --> 00:09:37,432
‫من که نمی‌خوام...

255
00:09:37,680 --> 00:09:38,557
‫بهتره برین این دلال‌‍ه رو بگیرین.

256
00:09:38,800 --> 00:09:41,110
‫آره، و کم‌کم بریم تا به بالای زنجیره‌ی
‫این گروه "قدرت کره‌ای" برسیم.

257
00:09:41,320 --> 00:09:42,276
‫شاید قاتل ساندرا رو پیدا کنیم.

258
00:09:42,480 --> 00:09:44,153
‫پای این گروه‌‍ه توی ده دوازده‌ها
‫پرونده‌ی قتل گیره.

259
00:09:44,400 --> 00:09:46,835
‫خیلی‌خب، الان یه دلال اکستازی میدم خدمت‌تون.

260
00:09:47,040 --> 00:09:48,679
‫شما دوتا یه ساعت دیگه بیاید لاکس دیدنم.

261
00:09:48,880 --> 00:09:50,234
‫- حتماً.
‫- آره، دنیل.

262
00:09:50,480 --> 00:09:51,834
‫- بله؟
‫- تو می‌تونی همین‌جا بمونی.

263
00:09:57,840 --> 00:09:59,240
‫آها، این یکی

264
00:09:59,440 --> 00:10:01,397
‫"یه احمقی به اسم "بن سیمپ‌سون.

265
00:10:01,600 --> 00:10:03,876
‫تو یه وانت بستنی‌فروشی دزدی فرار کرده.

266
00:10:04,120 --> 00:10:05,395
‫مورد شش پنج.
‫،حمله‌ی جدی

267
00:10:05,600 --> 00:10:07,398
‫با یه چراغ جوش‌کاری.
‫خوابم گرفت بابا.

268
00:10:08,120 --> 00:10:10,237
‫یعنی شما دلقک‌ها تو دست و بال‌تون
‫یه مورد چالشی ندارین؟

269
00:10:13,240 --> 00:10:14,594
‫اون دیگه چیه؟

270
00:10:15,680 --> 00:10:16,716
‫تو هم بوش می‌کنی؟

271
00:10:17,280 --> 00:10:18,555
‫اسپری بدن "اَکس"‌‍ه.

272
00:10:26,880 --> 00:10:28,917
‫سلام، من می‌شناسم‌تون؟

273
00:10:29,360 --> 00:10:30,077
‫قبلاً می‌شناختی.

274
00:10:31,040 --> 00:10:33,509
‫من... دوست لوسیفرم.

275
00:10:33,920 --> 00:10:36,037
‫پس... ما هم دوستیم؟

276
00:10:36,320 --> 00:10:38,789
‫عمرناش.

277
00:10:39,280 --> 00:10:40,430
‫،تو یه زنیکه‌ی هیولا بودی

278
00:10:40,640 --> 00:10:43,030
‫،و منم ازت متنفر بودم
‫ما دشمنای خونی بودیم

279
00:10:43,280 --> 00:10:45,715
‫درسته، خیلی‌ها این حرفُ بهم می‌زنن

280
00:10:45,920 --> 00:10:49,755
‫آره، ولی الان یه چیزی عوض شده.

281
00:10:50,560 --> 00:10:51,471
‫خیلی...

282
00:10:52,640 --> 00:10:53,391
‫عالیه.

283
00:10:54,680 --> 00:10:56,956
‫و خدا می‌دونه که الان یه مورد حواس‌پرتی
‫خیلی بدردم می‌خوره.

284
00:10:57,520 --> 00:11:00,160
‫خب، آره من چند وقتی‌‍ه
‫در تلاشم که یه تغییراتی رو صورت بدم

285
00:11:00,480 --> 00:11:02,551
‫می‌دونی، یه شروع دوباره و از این حرفا.

286
00:11:03,520 --> 00:11:04,397
‫،خیلی آسون نبوده

287
00:11:04,640 --> 00:11:07,109
‫ولی خیلی خوشحالم که بالأخره...

288
00:11:08,680 --> 00:11:09,318
‫دارم یه پیشرفت‌هایی می‌کنم

289
00:11:09,560 --> 00:11:11,358
‫پیشرفت که الحق داری می‌کنی، بی‌شک.

290
00:11:14,640 --> 00:11:15,517


291
00:11:17,120 --> 00:11:18,554
‫چه بوی محشری میدی.

292
00:11:21,920 --> 00:11:25,516
‫دقیقاً، گفتی ما چه رابطه‌ای داشتیم؟

293
00:11:25,720 --> 00:11:27,916
‫هیس، حرف نزن.

294
00:11:30,960 --> 00:11:32,519
‫من الان باید برم شرت یه
‫فراری‌ای رو که تو یه وانت بستنی‌فروشی‌‍ه

295
00:11:32,720 --> 00:11:34,359
‫بکشم رو سرش.

296
00:11:35,360 --> 00:11:39,877
‫ولی... حتماً دوباره بر می‌گردم.

297
00:11:58,240 --> 00:11:59,276
‫پیرس کجاست؟

298
00:11:59,520 --> 00:12:00,749
‫گفت که خودش هم میاد

299
00:12:00,960 --> 00:12:02,792
‫خب، احتمالاً توی اداره کار داره.

300
00:12:03,120 --> 00:12:03,871
‫و اگه که

301
00:12:04,080 --> 00:12:05,912
‫،نگران رفتنشی
‫نگران نباش.

302
00:12:06,160 --> 00:12:08,072
‫فعلاً قراره تو لس‌آنجلس بمونه.

303
00:12:08,800 --> 00:12:10,154
‫من یه‌جورایی راضی‌اش کردم که بمونه

304
00:12:10,360 --> 00:12:11,077
‫حرف بی‌ربط نزن بابا

305
00:12:11,280 --> 00:12:12,396
‫روشنه که آقا بخاطر من مونده

306
00:12:12,600 --> 00:12:14,512
‫کاشف به عمل اومده که
‫همچین هم کم موارد مشترک نداریم.

307
00:12:14,720 --> 00:12:17,235
‫صحیح، خب برگردیم به واقعیت
‫که قراره توش یه پرونده‌ای رو حل کنیم

308
00:12:17,440 --> 00:12:18,874
‫این دلالی رو که قولشُ دادی، کو؟

309
00:12:19,080 --> 00:12:20,400
‫دو تا مخصوصِ لاکس بده.

310
00:12:20,640 --> 00:12:22,472
‫لوسیفر تو که می‌دونی من
‫سر کار مشروب نمی‌خورم.

311
00:12:22,760 --> 00:12:25,195
‫بفرمایید، دو تا مخصوص لاکس

312
00:12:28,960 --> 00:12:30,553
‫متصدی بارت، اون دلاله‌ست؟

313
00:12:30,760 --> 00:12:32,672
‫چیه، فکر کردی فقط بخاطر
‫شش‌تیکه‌هاش استخدامش کردم؟

314
00:12:33,360 --> 00:12:34,111
‫کی‌پاپ‌ها رو از کجا میاری؟

315
00:12:37,080 --> 00:12:38,673
‫از گروه قدرت کره‌ای می‌خرم‌شون

316
00:12:39,040 --> 00:12:40,554
‫،بهترین اکس توی شهره
‫یا حداقل این‌طور بود

317
00:12:40,760 --> 00:12:41,716
‫غم‌انگیز ولی حقیقت‌‍ه

318
00:12:41,920 --> 00:12:43,752
‫،قبلاً خماری تو کارش نبود
‫ولی الان صبح که میشه

319
00:12:43,960 --> 00:12:45,917
‫دهنت میشه مثل دمپایی‌های گاندی.

320
00:12:46,160 --> 00:12:47,310
‫هوم، چی تغییر کرده؟

321
00:12:47,520 --> 00:12:48,397
‫آشپزشون.

322
00:12:48,640 --> 00:12:50,393
‫،این گروه‌‍ه قبلاً یه خانم شیمی‌دان نابغه داشتن

323
00:12:50,600 --> 00:12:51,590
‫،ولی شنیدم که دختره رو طمع گرفته بودتش

324
00:12:52,040 --> 00:12:54,271
‫- از "قدرت کره‌ای" دزدی کرد؟
‫- آره.

325
00:12:54,880 --> 00:12:56,712
‫،یه رئیس گنده‌بکِ ترسناکِ قدرتمند

326
00:12:57,000 --> 00:12:58,719
‫و درست از زیر گوشش پول کش رفت

327
00:12:59,000 --> 00:12:59,956


328
00:13:00,160 --> 00:13:01,594
‫خیلی دل و جرئت داشته.

329
00:13:02,200 --> 00:13:03,077
‫یعنی، نه که من اصلاً بخوام...

330
00:13:03,280 --> 00:13:04,191
‫آره، آره، بقیه‌ی داستانُ بنال

331
00:13:04,400 --> 00:13:05,959
‫پس، این رئیس‌‍ه برای سرش جایزه گذاشت، نه؟

332
00:13:06,160 --> 00:13:08,117
‫آره، ولی قبل این‌که دست‌شون بهش برسه
‫آزمایشگاهش منفجر شد

333
00:13:08,320 --> 00:13:09,197
‫یه تصادف باورنکردنی

334
00:13:09,400 --> 00:13:10,197
‫تصادف؟

335
00:13:10,680 --> 00:13:13,593
‫اسم این رئیسه یا این‌که کجا
‫می‌تونیم پیداش کنیم رو می‌دونی؟

336
00:13:13,840 --> 00:13:15,638
‫"آره، "براندون هانگ.

337
00:13:15,840 --> 00:13:17,479
‫بیشتر دوست داره وقتشُ توی این
‫محل کارائوکه و آوازخونی‌‍ه

338
00:13:17,680 --> 00:13:18,750
‫که توی "ایرولو"ئه بگذرونه.

339
00:13:19,360 --> 00:13:20,589
‫ولی این آدما اصلاً شوخی ندارن

340
00:13:20,800 --> 00:13:22,712
‫آره، خب...

341
00:13:23,080 --> 00:13:24,434
‫برو بریم، کارآگاه

342
00:13:24,640 --> 00:13:25,835
‫چی؟ برو بریم کجا؟

343
00:13:26,040 --> 00:13:28,271
‫،به این اتاق آوازخونی‌‍ه
‫با رئیس‌شون صحبت کنیم

344
00:13:28,480 --> 00:13:30,278
‫،شاید اگه حس ماجراجویی‌ات گل کرد
‫یه هم‌خوانی هم بکنیم

345
00:13:30,480 --> 00:13:32,472
‫باید تأییدیه‌ی این شهادت رو
‫از بخش مبارزه با منکرات بگیریم.

346
00:13:32,680 --> 00:13:33,636
‫باید حکم بگیریم.

347
00:13:33,840 --> 00:13:35,035
‫یه تیم ضربت تشکیل بدیم.

348
00:13:35,280 --> 00:13:37,317
‫،می‌دونی، واقعاً یه برنامه‌ریزی درست بکنیم
‫تا دخل یه گروه خلافکاری رو بیاریم

349
00:13:37,520 --> 00:13:38,397
‫آره، این از اون مواردی هست که

350
00:13:38,600 --> 00:13:39,716
‫پیرس هم درگیرش بشه؟

351
00:13:39,960 --> 00:13:42,475
‫،نه، پیرس تا وقتی که براش یه قربانی نبریم
‫خودشُ درگیر نمی‌کنه.

352
00:13:42,680 --> 00:13:44,034
‫،برای همینم هست که باید بریم اونجا

353
00:13:44,240 --> 00:13:45,151
‫و اون قسمت حکم‌گرفتن رو بی‌خیال شیم

354
00:13:45,360 --> 00:13:46,794
‫لوسیفر، این یه سلطان مواد بی‌رحم‌‍ه

355
00:13:47,000 --> 00:13:48,878
‫که خدا می‌دونه چندتا آدم مسلح داره.

356
00:13:49,080 --> 00:13:51,197
‫نمی‌تونی همین‌جوری با
‫،کت‌شلوار سه تیکه‌ات بری اونجا

357
00:13:51,400 --> 00:13:53,995
‫و بگی...
‫".سلام، دلالین مواد"

358
00:13:54,600 --> 00:13:56,478
‫من عمراً همچین کاری نکنم.

359
00:13:56,502 --> 00:13:58,502


360
00:14:01,693 --> 00:14:03,693
‫سلام، دلالین مواد!

361
00:14:04,400 --> 00:14:06,312
‫زودباشین بیاید بیرون، عمو ببینه.

362
00:14:15,200 --> 00:14:16,793
‫- تو کی باشی؟
‫- لوسیفر.

363
00:14:17,040 --> 00:14:19,032
‫مورنینگ‌استار، ولی نگران نباشید.
‫تنهایی اومدم.

364
00:14:19,240 --> 00:14:21,516
‫- تا چند ساعت، خبری از حمله‌ی پلیس‌ها نمی‌شه.
‫- حمله‌ی پلیس؟

365
00:14:21,720 --> 00:14:24,474
‫،بله، و همین‌طور که می‌بینید
‫یکمی عجله دارم

366
00:14:24,680 --> 00:14:26,034
‫می‌تونید منُ ببرید پیش گنده‌تون؟

367
00:14:26,240 --> 00:14:27,469
‫- رئیس‌تون؟
‫- خلاصش کن.

368
00:14:27,720 --> 00:14:29,837
‫چی شده امروز انقدر ملت می‌خوان ازم طفره برن؟

369
00:15:28,640 --> 00:15:30,518
‫- فقط قصد کمک دارم.
‫- کمک؟

370
00:15:32,960 --> 00:15:35,350
‫- به کی؟
‫- تو، ستوان.

371
00:15:35,560 --> 00:15:37,153
‫بابا لامصبا، من یه بخشنده‌ام.

372
00:15:37,760 --> 00:15:38,989
‫و حالا هم تو

373
00:15:39,360 --> 00:15:40,840
‫قراره بهم کمک کنی.

374
00:15:43,040 --> 00:15:46,272
‫آقای هانگ، ممنونم که تشریف آوردین

375
00:15:46,480 --> 00:15:49,757
‫،خب، از روی کنجکاوی
‫شما... از کجا می‌دونستین که

376
00:15:49,960 --> 00:15:51,110
‫ما می‌خواستیم باهاتون صحبت کنیم؟

377
00:15:51,320 --> 00:15:53,118
‫،آه، وقتی شما تو خط کاری من باشین

378
00:15:53,960 --> 00:15:55,030
‫خبرها می‌رسه دیگه، می‌دونین؟

379
00:15:55,240 --> 00:15:56,594
‫و این خط کاری‌تون دقیقاً چجور کاری‌‍ه؟

380
00:15:56,800 --> 00:15:57,677


381
00:15:57,880 --> 00:15:59,360
‫من رئیس سازمان "قدرت کره‌ای"ام.

382
00:16:00,200 --> 00:16:03,318
‫ما یه سازمان جنایت‌کارانه هستیم که

383
00:16:03,600 --> 00:16:06,513
‫تو بخش‌های اخاذی و مواد فروشی تخصص داریم.

384
00:16:07,240 --> 00:16:08,310
‫و، بله

385
00:16:08,640 --> 00:16:10,313
‫ساندرا جنگ قبلاً برای ما اکستازی می‌پخت

386
00:16:10,920 --> 00:16:14,152
‫و حالا که کُلی دارین حقیقت ماجرا رو

387
00:16:14,360 --> 00:16:16,317
‫،درباره‌ی این جرم توزیع موادتون می‌گین

388
00:16:16,880 --> 00:16:18,314
‫نمی‌خواین به قتل هم اعتراف کنید؟

389
00:16:18,520 --> 00:16:20,637
‫،خیلی دوست دارم کمک‌تون کنم

390
00:16:20,840 --> 00:16:22,672
‫ولی مرگ ساندرا کار ما نبود.

391
00:16:23,080 --> 00:16:24,196
‫،چی، حتی با این‌که ازت دزدی کرد

392
00:16:24,400 --> 00:16:25,754
‫و برای فرار از دست‌تون، مرگشُ جعل کرد؟

393
00:16:26,000 --> 00:16:27,514
‫آره، اون واقعاً دختر باهوشی بود

394
00:16:27,840 --> 00:16:29,069
‫منم قشنگ گولِ اون حقه‌ی قدیمی

395
00:16:29,680 --> 00:16:31,592
‫"آزمایشگاهم منفجر شد و منم مُردم"
‫رو خوردم.

396
00:16:31,840 --> 00:16:32,591
‫،ولی بعدش

397
00:16:32,840 --> 00:16:36,197
‫،مثل یه صدایی از اون دنیا
‫بهم زنگ زد.

398
00:16:36,400 --> 00:16:38,995
‫ساندرا از شما پول دزدید تا
‫یه زندگی جدید تشکیل بده.

399
00:16:39,800 --> 00:16:41,996
‫چرا دوباره بیاد باهاتون تماس برقرار کنه؟

400
00:16:42,240 --> 00:16:44,311
‫،که پولمُ برگردونه
‫با سودش

401
00:16:44,640 --> 00:16:46,836
‫به گمونم، از این‌که همش حواسش
‫به اطراف باشه، خسته شده بود.

402
00:16:47,040 --> 00:16:49,396
‫تو زندگی بیرون شهر، هم یه خونه با
‫گاراژ دوگانه گیرش اومده، هم وجدان.

403
00:16:49,600 --> 00:16:51,114
‫آره، باورش یکم برام سخت‌‍ه.

404
00:16:51,360 --> 00:16:52,430
‫،شما و بچه‌هاتون

405
00:16:52,640 --> 00:16:54,677
‫خیلی بخاطر مهربونی‌هاتون معروف نیستین

406
00:16:54,880 --> 00:16:57,634
‫ممنونم

407
00:16:58,280 --> 00:16:59,191
‫و حق با شماست

408
00:16:59,400 --> 00:17:00,675
‫من هیچ‌وقت ساندرا رو نبخشیدم

409
00:17:01,160 --> 00:17:03,436
‫برای دزدی‌کردنش نه، برای رفتنش.

410
00:17:04,320 --> 00:17:05,674
‫،وقتی که فهمیدم هنوزم زنده‌ست

411
00:17:05,920 --> 00:17:08,435
‫،التماسشُ کردم که دوباره برگرده
‫ولی جواب رد داد

412
00:17:09,440 --> 00:17:11,193
‫بهترین موادسازی بود که
‫می‌شناختم و می‌شناسم.

413
00:17:11,920 --> 00:17:15,152
‫،وقتی که فرمول ساختش رو از دست دادیم
‫سود کاری‌مون تا ۴۰% کاهش پیدا کرد.

414
00:17:15,560 --> 00:17:17,631
‫پس زنده‌اش برات باارزش‌تر از مُرده‌اش بود

415
00:17:20,720 --> 00:17:21,710


416
00:17:22,280 --> 00:17:24,078
‫به بچه‌هام هم دستور دادم که همکاری کنن

417
00:17:25,040 --> 00:17:28,112
‫می‌دونین دیگه، شاهد و اینجور مباحث
‫واسه شب قتل ساندرا.

418
00:17:28,760 --> 00:17:29,830
‫هر چی پلیس بخواد.

419
00:17:30,760 --> 00:17:33,480
‫خیلی‌خب، باید بدونی که
‫حتی اگه توی مرگ ساندرا هم

420
00:17:33,680 --> 00:17:36,673
‫،دخالتی نداشته باشین
‫،به جرم‌های متعددی اعتراف کردین

421
00:17:36,880 --> 00:17:38,234
‫و ما الان دستگیرتون می‌کنیم

422
00:17:38,720 --> 00:17:41,554
‫هر کاری برای رسوندن قاتل ساندرا
‫به سزای اعمالش لازمه رو انجام بدین.

423
00:17:42,080 --> 00:17:42,911
‫بله.

424
00:17:50,600 --> 00:17:53,479
‫این یارو مفیدترین و دوستانه‌ترین
‫خلافکار درجه اولی بود که به عمرم دیدم.

425
00:17:53,680 --> 00:17:55,399
‫آخر تنهایی رفتی اون کلوپ‌‍ه؟

426
00:17:56,000 --> 00:17:56,831
‫چی کارش کردی؟

427
00:17:57,040 --> 00:17:58,394
‫،هیچی
‫فقط یه قراری باهاش گذاشتم

428
00:17:59,280 --> 00:18:00,031
‫معلومه که گذاشتی.

429
00:18:00,240 --> 00:18:01,640
‫،در عوض همکاری‌اش باهامون

430
00:18:01,960 --> 00:18:04,156
‫فرمول ساختی رو که توی کامپیوتر
‫ساندرا پیدا کردیم رو بهش دادم.

431
00:18:04,400 --> 00:18:06,278
‫یعنی میگم، چند سال آب‌خنک خوردن
‫بهای خیلی کمی‌‍ه

432
00:18:06,560 --> 00:18:08,677
‫،که در ازای دو برابر شدن سود کارت
‫اونم با یه محصول درجه‌یک‌تر بپردازی.

433
00:18:08,920 --> 00:18:12,197
‫نمی‌تونی بری بیرون همین‌طوری
‫دستور پخت‌های رندوم و غیرقانونی بدی دست ملت.

434
00:18:12,440 --> 00:18:14,636
‫نه، رندوم که نیست، کارآگاه.
‫بهترین‌‍ه.

435
00:18:15,080 --> 00:18:16,753
‫یعنی خب، دل‌تون نمی‌خواد که اکستازی نامرغوب

436
00:18:16,960 --> 00:18:18,440
‫،توی خیابون‌ها دست ملت بدن
‫،و مهمونی‌های اونجوری

437
00:18:18,640 --> 00:18:20,393
‫و پارتی‌های دوپس‌دوپسی‌شونُ خراب کنن.
‫می‌خواین؟

438
00:18:21,520 --> 00:18:23,910
‫سؤال "لفظی" بود، منظورم اینه که رفتم مظنون‌مونُ پیدا کردم
‫Tسؤالی که فقط برای منظور رسوندن می‌پرسین و جوابی نمی‌خواین ]
‫[ .و اینجا کلویی به‌عنوان یه پلیس صد در صد همچین چیزایی رو نمی‌خواد

439
00:18:24,160 --> 00:18:26,117
‫تا بالأخره بتونیم ستوان رو داخل پرونده کنیم

440
00:18:26,320 --> 00:18:28,630
‫،تا وقتی که داستان هانگ رو چک نکردیم
‫پیرس رو تو ماجرا دخیل نمی‌کنیم

441
00:18:28,840 --> 00:18:30,991
‫،و اگه چیزایی که میگه درست باشه

442
00:18:31,520 --> 00:18:32,636
‫اون اصلاً مظنون‌مون نیست

443
00:18:35,320 --> 00:18:37,073
‫فقط یه راه برای فهمیدن هست.

444
00:18:37,760 --> 00:18:38,591
‫واقعاً؟

445
00:18:39,840 --> 00:18:40,910
‫خب، قراره اینجا چی پیدا کنیم؟

446
00:18:41,120 --> 00:18:43,396
‫خودمون که راجب گذشته‌ی جنایی ساندرا باخبریم.

447
00:18:43,640 --> 00:18:45,791
‫آره، ولی حال و حاضر سابقه‌ی جنایی‌اش، چی؟

448
00:18:46,000 --> 00:18:49,152
‫،ساندرا نقدی خونه‌اشُ خریده
‫بعد دو سال بعد

449
00:18:49,360 --> 00:18:51,955
‫پول مافیای کره‌ای رو با سود برگردونده.

450
00:18:52,160 --> 00:18:53,799
‫آره، اون پولُ از کجا آورده؟

451
00:18:54,000 --> 00:18:56,640
‫دقیقاً، نمی‌تونی همچین پولی رو
‫با یه حقوق معلم شیمی‌ای ساده در بیاری

452
00:18:56,840 --> 00:18:57,876
‫خب، پس چی؟

453
00:18:58,080 --> 00:18:59,673
‫بانک هک کرده؟

454
00:18:59,880 --> 00:19:03,556
‫یا تصمیم گرفته که مهارت‌های قدیمیِ
‫اکستازی‌سازی‌اش رو دوباره عملی کنه.

455
00:19:03,880 --> 00:19:05,155
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

456
00:19:05,360 --> 00:19:06,794
‫،حالا که می‌دونیم دنبال چی‌ایم

457
00:19:07,040 --> 00:19:09,600
‫بیا سعی کنیم شواهدی پیدا کنیم که
‫هنوزم داشته مواد درست می‌کرده

458
00:19:09,800 --> 00:19:12,076
‫و الانم داره می‌فروشه.

459
00:19:12,320 --> 00:19:14,551
‫هه، چه عجیب.

460
00:19:14,760 --> 00:19:15,989
‫وصل نمی‌شه.

461
00:19:16,280 --> 00:19:18,158
‫بذار ببینم.

462
00:19:18,360 --> 00:19:20,158
‫لوسیفر، لطفاً بهش ور نرو

463
00:19:20,720 --> 00:19:21,676
‫اصلاً این کاربردش چیه؟

464
00:19:21,880 --> 00:19:24,076
‫،انقدر نلرزونش
‫آخر می‌شکونیش

465
00:19:25,320 --> 00:19:27,710
‫راست میگی، کارآگاه

466
00:19:28,240 --> 00:19:30,118
‫،وقتی بدونی دنبال چی‌ای
‫خیلی به کارت کمک می‌کنه.

467
00:19:33,000 --> 00:19:34,912
‫اینا لیست مشتری‌هاشن؟
‫اُوه.

468
00:19:35,880 --> 00:19:37,439
‫خب، شاید یکی از مشتری‌های عصبانیش.

469
00:19:39,400 --> 00:19:40,356
‫،می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی"

470
00:19:40,560 --> 00:19:41,755
‫".یا بس کن، یا کلکت کنده‌ست

471
00:19:43,440 --> 00:19:44,032


472
00:19:45,200 --> 00:19:46,839
‫پس میشه دختره رو از
‫،تجارت اکستازی‌سازی دور کرد

473
00:19:47,080 --> 00:19:48,673
‫ولی تجارت اکستازی رو نمی‌شه
‫از دختره دور کرد.

474
00:19:48,880 --> 00:19:50,280
‫خب، در اصل، این اکستازی نیست

475
00:19:50,480 --> 00:19:52,551
‫یه جور آدرال ساخت خونگی‌‍ه.

476
00:19:52,760 --> 00:19:54,240
‫خیلی هم خوب چیزی‌‍ه.

477
00:19:54,440 --> 00:19:56,193
‫ببینم این همکارت الان به
‫کشیدنِ مدرک اعتراف کرد؟

478
00:19:56,400 --> 00:19:59,677
‫،تنها چیزی که من بهش اعتراف می‌کنم
‫داشتن تمرکز خیلی بالا روی این پرونده‌ست

479
00:20:00,360 --> 00:20:01,396
‫ما فکر می‌کنیم که ساندرا

480
00:20:01,600 --> 00:20:03,478
‫،محصولش رو با توجه به محیط جدیدش
‫تنظیم و تغییر داده.

481
00:20:03,720 --> 00:20:05,279
‫،مادران استرسی
‫پدرهای فشار بالا...

482
00:20:05,480 --> 00:20:07,551
‫و تموم اون بچه‌های مدارس "آیوی لیگ باند" بین‌شون.
‫[ نوعی دبیرستان غیر دولتی با تحصیلات حرفه‌ای‌تر ]

483
00:20:07,760 --> 00:20:10,036
‫،و اگه واقعاً داشته بوده مواد می‌فروخته
‫این نامه‌های تهدید به مرگ نشون میده که

484
00:20:10,240 --> 00:20:12,630
‫یکی نمی‌خواسته این موادها توی محله پخش شن

485
00:20:12,840 --> 00:20:14,479
‫و ما هم فکر می‌کنیم که ساندرا می‌خواسته
‫ببینه که این تهدیدها از سمت کی‌ان.

486
00:20:14,680 --> 00:20:16,239
‫و شاید همین‌کار به کشتن دادتش.

487
00:20:16,480 --> 00:20:17,516
‫،خیلی‌خب
‫به همسایه‌ها نزدیک شین.

488
00:20:17,720 --> 00:20:18,631
‫ببینید می‌تونید کی رو بیرون بکشین

489
00:20:18,840 --> 00:20:20,354
‫،آره، منم... همچین فکری داشتم

490
00:20:20,560 --> 00:20:22,517
‫و توی خیابون ساندرا اینا هم
‫یه خونه‌ی اجاره‌ای هست.

491
00:20:22,800 --> 00:20:24,757
‫البته، صاحب‌خونه فقط به
‫زوج متأهل خونه‌‍ه رو اجاره میده.

492
00:20:24,960 --> 00:20:26,394
‫عالیه، تو و لوسیفر برین سراغش.

493
00:20:26,600 --> 00:20:27,317
‫،نه، منم خیلی دوست داشتم

494
00:20:27,520 --> 00:20:28,670
‫ولی من از همه‌ی محله
‫پرس و جو و بازجویی کردم.

495
00:20:28,880 --> 00:20:30,200
‫می‌دونن که من پلیس‌ام.
‫دن هم همین‌طور.

496
00:20:30,400 --> 00:20:32,198
‫پس یه پلیس دیگه رو که اطلاعات کافی
‫،از این پرونده داره رو پیدا کنید

497
00:20:32,440 --> 00:20:33,191
‫تا به‌عنوان پلیس مخفی کار کنه

498
00:20:33,760 --> 00:20:34,477
‫نگران نباشین.

499
00:20:35,000 --> 00:20:35,911
‫قبلاً پیداش کردیم.

500
00:20:38,000 --> 00:20:38,911
‫هی، هی.

501
00:20:39,120 --> 00:20:40,076
‫واگن خوش‌آمدگویی‌‍ه.

502
00:20:40,280 --> 00:20:41,794
‫آره، ولی نه جور ضایعش.

503
00:20:42,000 --> 00:20:44,151
‫فقط می‌‌خوایم اولین نفری باشیم که به

504
00:20:44,360 --> 00:20:46,352
‫زوج جدید این محل خوش‌‌آمد بگیم.

505
00:20:46,560 --> 00:20:48,631
‫- من برایان هستم. این همسرم آنیا.
‫- سلام.

506
00:20:48,840 --> 00:20:52,151
‫ممنون.
‫چه باملاحظه.

507
00:20:52,360 --> 00:20:53,237
‫عزیزم!

508
00:20:53,520 --> 00:20:55,159
‫مهمون داریم.

509
00:20:55,480 --> 00:20:59,315
‫درسته.
‫برایان و آنیا، این مارک‌‌ـه.

510
00:20:59,760 --> 00:21:02,070
‫سلام.

511
00:21:09,160 --> 00:21:10,913


512
00:21:11,160 --> 00:21:12,196


513
00:21:12,680 --> 00:21:13,557
‫خیلی‌‌خب.

514
00:21:15,120 --> 00:21:16,315
‫چی، بشقاب‌‌های پلاستیکی؟

515
00:21:16,520 --> 00:21:17,670
‫مگه بربرین هستیم؟

516
00:21:17,920 --> 00:21:18,876
‫چینی نداریم؟

517
00:21:19,120 --> 00:21:20,156
‫می‌‌دونی این واقعی نیست، درسته؟

518
00:21:20,360 --> 00:21:21,476
‫یعنی...

519
00:21:21,720 --> 00:21:23,439
‫متوجهی این فقط برای پرونده است.

520
00:21:24,240 --> 00:21:26,800
‫این فرصت من برای شناختن
‫خیلی خوب توئه.

521
00:21:27,000 --> 00:21:28,559
‫پیرس، من دارم قضیه رو جدی می‌‌گیرم

522
00:21:28,800 --> 00:21:30,837
‫و تو هم باید همین‌‌کار رو بکنی
‫برای هدف‌‌مون

523
00:21:31,040 --> 00:21:32,520
‫و مشخصاً برای پرونده.

524
00:21:33,240 --> 00:21:35,118
‫پس، بیا فقط بریم اونجا و
‫نمایش خوبی راه بندازیم.

525
00:21:35,320 --> 00:21:36,879
‫باشه؟
‫فقط اون قیافه‌‌ی

526
00:21:37,080 --> 00:21:38,560
‫درحال استراحت پیرس‌‌ـت رو بهم نده.

527
00:21:38,960 --> 00:21:39,871
‫کدوم قیافه؟

528
00:21:42,960 --> 00:21:46,317
‫خب، شما مرغ‌‌های عشق چطوری
‫با هم آشنا شدید؟

529
00:21:46,520 --> 00:21:48,876
‫معشوقه‌‌های دبیرستانی بودیم، راستش.

530
00:21:49,120 --> 00:21:51,510
‫همکارهای زیست بودیم.

531
00:21:51,800 --> 00:21:54,440
‫وقتی داشتیم یه خرچنگ آب‌‌شیرین
‫رو کالبد شکافی می‌‌کردیم ازم خواست بریم بیرون.

532
00:21:54,640 --> 00:21:56,711
‫زنم. چه چیزهایی رو که یادش میاد.

533
00:21:56,960 --> 00:21:58,394
‫شما چطور؟
‫چطوری آشنا شدین؟

534
00:21:58,600 --> 00:22:00,751
‫- سر کار.
‫- ،خب راستش

535
00:22:01,000 --> 00:22:02,116
‫از طریق پدرم آشنا شدیم.

536
00:22:02,320 --> 00:22:03,151


537
00:22:03,360 --> 00:22:04,476
‫- خیلی بانمکه.
‫- خب، نه زیاد.

538
00:22:04,680 --> 00:22:06,194
‫بابام یه حروم‌‌زاده‌‌ی دیوثه.

539
00:22:06,880 --> 00:22:07,950
‫درسته، آره.

540
00:22:08,160 --> 00:22:09,879
‫سخته، نه؟
‫وقتی والدین موافقت نمی‌‌کنن.

541
00:22:10,080 --> 00:22:11,799
‫درسته. درسته.
‫و پدرم مطمئناً

542
00:22:12,440 --> 00:22:13,191
‫با این مخالفت می‌‌کنه.

543
00:22:13,440 --> 00:22:14,715
‫درست نمیگم، مارکی مارک؟

544
00:22:14,920 --> 00:22:16,673
‫خب، بیا با این آدم‌‌های خوب

545
00:22:17,760 --> 00:22:19,513
‫اینطوری شروع نکنیم، لوک.

546
00:22:19,720 --> 00:22:22,599
‫متأسفم. مارک دوست نداره
‫از خودش صحبت کنه.

547
00:22:22,800 --> 00:22:23,950
‫خجالتیه.

548
00:22:24,200 --> 00:22:25,270
‫ولی بهتون برنخوره.

549
00:22:25,480 --> 00:22:26,709
‫،یعنی، حالا دیگه هرچی نباشه
‫همسایه هستیم.

550
00:22:26,920 --> 00:22:28,354
‫آره، آره.

551
00:22:28,560 --> 00:22:31,917
‫راحت باشید و ازش...
‫یعنی، از ما... هرچی می‌‌خواید بپرسید.

552
00:22:32,160 --> 00:22:33,230
‫- باشه.
‫- خیلی‌‌خب.

553
00:22:33,480 --> 00:22:34,675
‫- شروع کنیم؟
‫- آره.

554
00:22:35,160 --> 00:22:36,276
‫خیلی‌‌خب.

555
00:22:37,640 --> 00:22:38,357
‫ممنون.

556
00:22:38,560 --> 00:22:39,914
‫بوی خوبی میده.

557
00:22:42,560 --> 00:22:43,630
‫می‌‌دونم.

558
00:22:44,560 --> 00:22:45,835
‫،می‌‌دونی
‫،وقتی من و کلویی طلاق گرفتیم

559
00:22:46,040 --> 00:22:47,474
‫خیلی نگران تریکسی بودم.

560
00:22:48,080 --> 00:22:49,719
‫،چی با خودش فکر می‌‌کنه
‫کِی می‌‌بینمش.

561
00:22:50,120 --> 00:22:52,032
‫،ولی فهمیدم
‫،کیفیت زمان مهمه

562
00:22:52,680 --> 00:22:53,716
‫نه کمیتش، می‌‌دونی؟

563
00:22:54,240 --> 00:22:56,072
‫خیلی خوشحالم این‌‌کار رو کردیم، دن.

564
00:22:56,600 --> 00:22:57,954
‫تو خیلی آدم خوب و عادی‌‌ای هستی.

565
00:23:00,280 --> 00:23:01,600
‫خب، ممنون، فکرکنم.

566
00:23:02,160 --> 00:23:04,391
‫می‌‌خواستم ازت تعریف کنم.

567
00:23:04,640 --> 00:23:06,279
‫،یعنی، بعد از چند ماه گذشته

568
00:23:06,920 --> 00:23:10,914
‫عادی دقیقاً چیزیه که تو زندگیم نیاز دارم.

569
00:23:14,720 --> 00:23:15,756
‫سلام سکسی.

570
00:23:16,880 --> 00:23:17,518
‫چه خبر، دن؟

571
00:23:17,720 --> 00:23:18,790
‫سلام.

572
00:23:20,840 --> 00:23:21,956
‫شما همدیگه رو می‌‌شناسید.

573
00:23:22,320 --> 00:23:23,071
‫آره.

574
00:23:23,280 --> 00:23:25,033
‫یه بار یه نفر رو با هم کشتیم.

575
00:23:27,880 --> 00:23:28,791
‫میز...

576
00:23:29,280 --> 00:23:29,997
‫نه.

577
00:23:30,200 --> 00:23:32,556
‫،منظورش اینه که

578
00:23:32,800 --> 00:23:34,075
‫،زمانی خیلی با هم

579
00:23:34,280 --> 00:23:35,396
‫خوش می‌‌گذروندیم.

580
00:23:36,600 --> 00:23:37,317
‫چرا اینجا هستی، میز؟

581
00:23:37,640 --> 00:23:38,869
‫معلوم نیست؟

582
00:23:45,160 --> 00:23:46,116
‫سه نفرمون؟

583
00:23:46,560 --> 00:23:48,153
‫ببخشید.

584
00:23:49,720 --> 00:23:50,517
‫ما... ؟

585
00:23:51,000 --> 00:23:51,797
‫نه.

586
00:23:52,000 --> 00:23:53,798
‫نه، نه، اصلاً.

587
00:23:54,000 --> 00:23:55,354
‫نه، البته که...

588
00:23:56,480 --> 00:23:57,630
‫ولی اگه می‌‌خواستی...

589
00:23:59,040 --> 00:23:59,632


590
00:24:00,400 --> 00:24:02,039
‫حالا، به هرچی که...

591
00:24:03,240 --> 00:24:04,230
‫علاقه داری.

592
00:24:04,880 --> 00:24:07,315
‫شنیدم می‌‌تونه قدرت‌‌بخش باشه

593
00:24:07,520 --> 00:24:09,830
‫،چون یه مقاله‌‌ی اجتماعی
‫فمینیستی رو مطالعه کردم...

594
00:24:10,240 --> 00:24:11,230
‫خب من بهش علاقه دارم.

595
00:24:13,560 --> 00:24:14,676
‫اگه اون باشه.

596
00:24:15,960 --> 00:24:18,475
‫چقدر گرمه.

597
00:24:21,040 --> 00:24:22,952
‫میشه یه مشروب دیگه بیارید، لطفاً؟

598
00:24:23,560 --> 00:24:24,516
‫ممنون.

599
00:24:25,640 --> 00:24:26,391
‫میلانو؟

600
00:24:27,000 --> 00:24:28,514
‫مغز که توش نداره، درسته؟

601
00:24:28,720 --> 00:24:30,279
‫مثل بادکنک باد می‌‌کنم.

602
00:24:30,480 --> 00:24:31,675
‫البته، حساسیت.

603
00:24:31,920 --> 00:24:33,434
‫آره.
‫فکرش رو نمی‌‌کردم.

604
00:24:33,640 --> 00:24:36,712
‫چیزی که ما رو آسیب‌‌پذیر می‌‌کنه
‫اغلب زیر دماغ‌‌مونه.

605
00:24:37,120 --> 00:24:38,270
‫حلزون، شاید؟

606
00:24:38,480 --> 00:24:39,152
‫ها؟

607
00:24:39,360 --> 00:24:40,760
‫زنبور؟ شیره‌‌ی گیاهی؟

608
00:24:41,080 --> 00:24:43,117
‫،می‌‌دونی من حساسیت ندارم
‫عزیزم.

609
00:24:43,560 --> 00:24:44,835
‫بیاید درباره‌‌ی این انجمن صحبت کنیم.

610
00:24:45,080 --> 00:24:46,275
‫به نظر خیلی ارتباط قوی‌‌ای دارید.

611
00:24:46,480 --> 00:24:48,119
‫آره، آره.
‫لابد خیلی ناراحت‌‌کننده بوده وقتی

612
00:24:48,320 --> 00:24:51,233
‫اون زن بیچاره رو مثل گوشت همبرگر
‫سر و ته پیدا کردن.

613
00:24:51,600 --> 00:24:52,511
‫مشاور املاک‌‌مون گفت؟

614
00:24:52,760 --> 00:24:54,353
‫آره، افتضاح بود.
‫خیلی ناراحت شدیم...

615
00:24:54,560 --> 00:24:57,280
‫یه جورایی یه خانواده‌‌ی بزرگ بودیم اینجا.

616
00:24:57,480 --> 00:24:58,960
‫خب، به هرحال بیشترمون.

617
00:24:59,160 --> 00:25:01,277
‫بعضی از همسایه‌‌ها می‌‌تونن یکم پُرتنش باشن.

618
00:25:01,520 --> 00:25:04,080
‫بیخیال عزیزم، بچه‌‌ها نمی‌‌خوان
‫در اون باره بشنون.

619
00:25:04,320 --> 00:25:05,674
‫درسته؟ اومدیم
‫بهشون خوش‌‌آمد بگیم.

620
00:25:05,880 --> 00:25:08,475
‫- درباره‌‌ی چی؟
‫- نگهبان محله.

621
00:25:08,680 --> 00:25:11,514
‫یه نفر نامه می‌‌نویسه و
‫بلوک رو می‌‌ترسونه.

622
00:25:11,960 --> 00:25:13,633
‫".پرچین‌‌هاتون رو مرتب کنید، یا چیزهای دیگه"

623
00:25:14,040 --> 00:25:15,872
‫،اینقدر از علف‌‌هرزکُش غیر اورگانیک استفاده نکنید"

624
00:25:16,080 --> 00:25:17,070
‫".وگرنه مجبورتون می‌‌کنم بنوشیدش

625
00:25:17,320 --> 00:25:19,630
‫به نظر این نگهبان خیلی سرش گرمه
‫باغبونیه.

626
00:25:19,840 --> 00:25:23,197
‫نه. مردم از همه جور چیزها
‫نوشته دریافت می‌‌کنن.

627
00:25:23,400 --> 00:25:25,551
‫،صدای موسیقی بلند، پارک کردن

628
00:25:25,760 --> 00:25:27,194
‫دکور تعطیلات.

629
00:25:27,400 --> 00:25:31,235
‫انگار مارتا استوارت و ترمیناتور
‫بچه دار شدن.

630
00:25:32,800 --> 00:25:34,200
‫نظری ندارید این "نگهبان" کیه؟

631
00:25:34,440 --> 00:25:35,715
‫نه راستش.

632
00:25:35,920 --> 00:25:37,274
‫خب، فکرکنم همه رازهای خودمون رو داریم.

633
00:25:37,480 --> 00:25:39,358
‫مگه نه؟
‫،حالا که حرفش شد

634
00:25:39,720 --> 00:25:40,710
‫شما دوتا نمی‌‌خواید بیشتر از این

635
00:25:40,920 --> 00:25:42,320
‫معمای کوچیک بدونید؟

636
00:25:42,560 --> 00:25:43,311
‫،خب

637
00:25:43,560 --> 00:25:44,880
‫خیلی خوش گذشت.

638
00:25:45,080 --> 00:25:46,275
‫ولی یادت نره، باید فردا واسه اون کار

639
00:25:46,520 --> 00:25:47,715
‫صبح زود از خواب بلند بشیم.

640
00:25:48,240 --> 00:25:49,356


641
00:25:50,160 --> 00:25:52,629
‫نمی‌‌دونم از چی حرف می‌‌زنی، عزیزم.

642
00:25:56,200 --> 00:25:57,395
‫بفرمایید.

643
00:26:05,360 --> 00:26:06,714
‫فکرکردم رفتی دستشویی.

644
00:26:09,040 --> 00:26:09,871
‫نه.

645
00:26:10,080 --> 00:26:14,074
‫ببخشید فقط...
‫یه چند لحظه نیاز داشتم.

646
00:26:16,760 --> 00:26:20,800
‫راستش، من...
‫اخیراً خیلی چیزها پشت‌‌سر گذاشتم.

647
00:26:24,320 --> 00:26:25,595
‫همینه.

648
00:26:26,360 --> 00:26:27,760
‫تعجبی نداره می‌‌خواستمس.

649
00:26:27,960 --> 00:26:28,791
‫همینه.

650
00:26:29,000 --> 00:26:30,878
‫می‌‌تونم روت بوش کنم.

651
00:26:31,440 --> 00:26:34,399
‫درد، شکنجه.

652
00:26:34,960 --> 00:26:36,394
‫چی، اینقدر واضحه؟

653
00:26:36,600 --> 00:26:37,431
‫،دختر

654
00:26:37,640 --> 00:26:38,915
‫از سر و کولت می‌‌باره.

655
00:26:39,120 --> 00:26:40,873
‫فکرکردم به خوبی

656
00:26:41,160 --> 00:26:42,719
‫دارم مخفیش می‌‌کنم.

657
00:26:44,280 --> 00:26:45,600
‫ببین...

658
00:26:47,040 --> 00:26:48,076
‫،من اخیراً مردم

659
00:26:48,280 --> 00:26:53,071
‫یا خب، تقریباً... مردم.

660
00:26:53,280 --> 00:26:55,590
‫،و از اون موقع
‫داشتم تقلا می‌‌کردم

661
00:26:55,840 --> 00:26:58,480
‫که زندگیم رو یه جورایی
‫شبیه به عادی کنم.

662
00:26:58,760 --> 00:26:59,876
‫این چیزیه که می‌‌خوای؟

663
00:27:00,480 --> 00:27:01,152
‫عادی؟

664
00:27:01,360 --> 00:27:04,114
‫آره، لطفاً، خدایا، آره.

665
00:27:04,320 --> 00:27:05,276
‫،خب

666
00:27:05,480 --> 00:27:06,914
‫مطمئناً من خدا نیستم.

667
00:27:07,160 --> 00:27:08,150
‫یا عادی.

668
00:27:08,360 --> 00:27:09,840
‫پس، فکرکنم دیگه برم.

669
00:27:10,480 --> 00:27:11,630
‫میری؟

670
00:27:11,840 --> 00:27:12,751
‫الان...

671
00:27:13,520 --> 00:27:15,352
‫عمیق‌‌ترین رازم رو بهت گفتم.

672
00:27:16,080 --> 00:27:16,831
‫آره.

673
00:27:17,040 --> 00:27:17,791
‫شرمنده.

674
00:27:18,000 --> 00:27:19,116
‫،فکرمی‌‌کردم به تو جذب شدم

675
00:27:19,360 --> 00:27:21,795
‫،ولی معلوم شد
‫فقط زندگی قدیمیم بوده.

676
00:27:22,320 --> 00:27:25,313
‫و مطمئن نیستم... بخوام به
‫اون زندگی برگردم.

677
00:27:27,840 --> 00:27:30,150
‫هی، ولی احتمالاً دن هنوز تو کارش باشه.

678
00:27:30,760 --> 00:27:31,671


679
00:27:32,800 --> 00:27:33,790
‫بابت شام خیلی ممنون، خدافظ.

680
00:27:34,040 --> 00:27:35,030
‫خدافظ، شب خوبی داشته باشید.

681
00:27:45,520 --> 00:27:47,477
‫این یارو نگهبان عجیب‌‌غریبه به نظر امیدوار کننده است.

682
00:27:47,960 --> 00:27:49,553
‫و اون نوشته‌‌ها انگار شبیه همون‌‌هاییه

683
00:27:49,760 --> 00:27:50,910
‫که توی وسایل ساندرا بود.

684
00:27:51,840 --> 00:27:53,672
‫فقط باورم نمیشه یه نفر اینقدر نسبت به

685
00:27:53,880 --> 00:27:55,155
‫اطاعت کردن از قوانین حومه‌‌ی شهر وسواس داشته باشه.

686
00:27:55,400 --> 00:27:56,436
‫فکرکردی داری کجا میری؟

687
00:27:57,080 --> 00:27:58,753
‫من می‌‌پزم، تو تمیز می‌‌کنی، یادته؟

688
00:27:59,400 --> 00:28:01,676
‫زندگی خانگی می‌‌تونه
‫تأثیر عجیبی روی مردم بذاره.

689
00:28:01,880 --> 00:28:03,200
‫،حالا سؤال اینه که

690
00:28:03,840 --> 00:28:05,797
‫چطوری این نگهبان رو بکِشونیم بیرون؟

691
00:28:06,360 --> 00:28:08,033
‫خب، نگران اون نباش، کارآگاه.

692
00:28:08,240 --> 00:28:08,912
‫،باورکن

693
00:28:09,400 --> 00:28:11,869
‫هیچکس همسایه‌‌ی بدتری نسبت به شیطان نیست.

694
00:29:02,720 --> 00:29:03,437
‫لوسیفر.

695
00:29:03,640 --> 00:29:04,960
‫داری چیزی می‌‌سازی؟

696
00:29:05,160 --> 00:29:05,911
‫آره.

697
00:29:06,120 --> 00:29:08,589
‫اعتبارمون به عنوان رواعصاب‌‌ترین
‫همسایه‌‌های بلوک رو.

698
00:29:14,360 --> 00:29:15,555
‫ساعت ۴ صبحه.

699
00:29:15,760 --> 00:29:17,080
‫شاید بتونیم صبح تمومش کنیم.

700
00:29:17,400 --> 00:29:18,356
‫تمومش کنیم؟

701
00:29:19,840 --> 00:29:21,320
‫تو که کاری نمی‌‌کنی.

702
00:29:21,520 --> 00:29:22,431
‫می‌‌دونی، من...

703
00:29:22,640 --> 00:29:24,279
‫فکرمی‌‌کردم این قراره درباره‌‌ی
‫وقت گذروندن من و تو

704
00:29:24,480 --> 00:29:25,834
‫باهمدیگه باشه.

705
00:29:26,040 --> 00:29:28,794
‫نه، نه، نه.
‫موضوع گرفتن یه قاتله.

706
00:29:35,560 --> 00:29:37,119
‫بچه‌‌ها، یه نفر داره به خونه نزدیک میشه.

707
00:29:37,320 --> 00:29:39,437
‫فقط باید سفره‌‌ی دلت رو برام بازکنی.

708
00:29:39,640 --> 00:29:41,279
‫- بچه‌‌ها؟
‫- اون چیزی رو حل نمی‌‌کنه!

709
00:29:41,480 --> 00:29:42,436
‫- بچه‌‌ها، مراقب باشید.
‫- هرکسی نقطه ضعفی داره.

710
00:29:42,640 --> 00:29:44,074
‫- یه نفر داره نزدیک میشه.
‫- فقط باید نقطه ضعفت رو پیداکنیم.

711
00:29:44,280 --> 00:29:45,157
‫الان، نقطه ضعف من تویی.

712
00:29:45,360 --> 00:29:47,192
‫بچه‌‌ها. لعنت.

713
00:29:49,040 --> 00:29:50,315
‫قبلاً درباره‌‌اش حرف زدیم.

714
00:29:50,520 --> 00:29:51,795
‫حس می‌‌کنم نمی‌‌شناسمت.

715
00:29:52,000 --> 00:29:53,639
‫منظورت چیه؟

716
00:29:53,960 --> 00:29:55,519
‫پلیس لُس‌‌آنجلس.
‫تکون نخور.

717
00:30:00,920 --> 00:30:01,637


718
00:30:01,840 --> 00:30:02,591
‫سلام.

719
00:30:02,800 --> 00:30:04,154
‫برای ظرف کسرول‌‌ـت اومدی؟

720
00:30:04,640 --> 00:30:05,471
‫دست‌‌ها بالا.

721
00:30:13,640 --> 00:30:15,757
‫غیرقانونی نیست مردم رو وادار به

722
00:30:16,000 --> 00:30:17,150
‫تابعیت از استاندارهای جامعه‌‌مون بکنیم.

723
00:30:17,360 --> 00:30:18,635
‫پلیس باید ازم تشکرکنه.

724
00:30:19,120 --> 00:30:21,715
‫هرشب میرم بیرون به شما کمک می‌‌کنم.

725
00:30:21,960 --> 00:30:25,158
‫کمک می‌‌کنی؟ وقتی جون لی رو
‫کشتی داشتی همین‌‌کار رو می‌‌کردی؟

726
00:30:25,360 --> 00:30:27,352
‫چی؟
‫من به جون صدمه نزدم.

727
00:30:27,560 --> 00:30:29,279
‫درک می‌‌کنم.
‫،میری بیرون

728
00:30:29,480 --> 00:30:31,312
‫سعی می‌‌کنی محله‌‌ات رو تمیز نگه‌‌داری.

729
00:30:31,520 --> 00:30:33,432
‫،و بعد جون هستش
‫مواد معامله می‌‌کنه.

730
00:30:33,680 --> 00:30:36,149
‫صبرکن، فکرمی‌‌کردی سعی داشتم کاری کنم
‫جون دیگه مواد فروشی نکنه؟

731
00:30:36,400 --> 00:30:37,311
‫من بهترین مشتریش بودم.

732
00:30:37,560 --> 00:30:38,789
‫ازش آدرال می‌‌خریدی؟

733
00:30:39,000 --> 00:30:40,150
‫آره.

734
00:30:40,400 --> 00:30:41,629
‫من و نصف بلوک.

735
00:30:41,840 --> 00:30:42,512
‫فکرمی‌‌کنی از کجا انرژیش رو می‌‌آوردم

736
00:30:42,720 --> 00:30:44,951
‫،که هرشب برم بیرون
‫تمام شب؟

737
00:30:45,160 --> 00:30:47,152
‫یعنی، جون زندگیم رو تغییر داد.

738
00:30:47,400 --> 00:30:49,198
‫زبان ماندارین یاد گرفتم.

739
00:30:49,600 --> 00:30:52,638
‫یه سکو اطراف...
‫۴۰پوند وزن کم کردم.

740
00:30:52,840 --> 00:30:53,671
‫باشه.

741
00:30:54,400 --> 00:30:56,631
‫پس داری میگی اون نامه‌‌ی تهدیدآمیز رو
‫تو ننوشتی؟

742
00:30:56,840 --> 00:30:58,479
‫نه، اون حتی دست‌‌خط من نیست...
‫ببین، نگاه کن.

743
00:30:58,680 --> 00:31:00,512
‫خیلی شلخته‌‌ است. البته، از کسی که
‫اینقدر نابلد بوده که تمام

744
00:31:00,720 --> 00:31:04,350
‫بدن رو بندازه توی چوب‌‌خُردکن چه انتظاری داری؟
‫چی...

745
00:31:04,560 --> 00:31:05,471
‫،یعنی

746
00:31:05,680 --> 00:31:06,557
‫قبل از کوددادن باید اره کنی.

747
00:31:06,800 --> 00:31:08,075
‫همه می‌‌دونن.

748
00:31:09,760 --> 00:31:10,750
‫ممنون.

749
00:31:10,960 --> 00:31:12,314
‫حالا، اون هم می‌‌دونه

750
00:31:12,520 --> 00:31:14,671
‫نباید پوست پیاز رو
‫بندازی توی سطل‌‌آشغال.

751
00:31:14,880 --> 00:31:16,200
‫،می‌‌دونی
‫چرا نباید

752
00:31:16,440 --> 00:31:17,396
‫بندازم؟

753
00:31:17,640 --> 00:31:18,551
‫آشغال هستن دیگه.

754
00:31:18,760 --> 00:31:20,194
‫- کود هستن.
‫- می‌‌دونی چیه؟

755
00:31:20,440 --> 00:31:21,920
‫خدا رو شکر این ازدواج تمومه.

756
00:31:22,120 --> 00:31:23,236
‫بچه‌‌ها.

757
00:31:23,600 --> 00:31:24,750
‫برایان قاتل‌‌مون نیست.

758
00:31:24,960 --> 00:31:26,553
‫ولی پوشش‌‌تون هنوز لو نرفته

759
00:31:26,760 --> 00:31:28,035
‫و یه نقشه‌‌ی جدید دارم.

760
00:31:28,280 --> 00:31:30,476
‫شما مرغ‌‌های عشق می‌‌خواید
‫به حومه‌‌ی شهر برگردید؟

761
00:31:33,160 --> 00:31:33,752


762
00:31:34,240 --> 00:31:35,390
‫،تا مرگ ما رو از هم جدا کنه

763
00:31:35,600 --> 00:31:36,272
‫عزیزم.

764
00:31:41,440 --> 00:31:43,318
‫،خب، این زاویه چطوره
‫کارآگاه؟

765
00:31:45,160 --> 00:31:46,037
‫،یکم سمت راست
‫و مطمئن شو

766
00:31:46,240 --> 00:31:47,640
‫لیست مهمان‌‌ها رو
‫جایی بذاری که ببینمش.

767
00:31:47,880 --> 00:31:49,030
‫نگران نباش، دکر، همین‌‌که

768
00:31:49,240 --> 00:31:50,879
‫،این‌‌جا هستیم دست‌‌خط‌‌ها رو بررسی می‌‌کنیم
‫فقط امیدوارم مردم بیان بعد از

769
00:31:51,080 --> 00:31:52,560
‫مسخره‌‌بازی‌‌های لوسیفر.

770
00:31:52,800 --> 00:31:55,440
‫من فقط کنجکاوی‌‌شون رو تحریک کردم.

771
00:32:05,920 --> 00:32:07,559
‫مایلیم همه امضا کنند.

772
00:32:07,760 --> 00:32:08,637
‫لطفاً.

773
00:32:08,840 --> 00:32:10,559
‫بیشتر شخصیش می‌‌کنه.

774
00:32:12,960 --> 00:32:16,032
‫چرا هامس اینقدر از کرودیته فاصله داره؟

775
00:32:16,680 --> 00:32:18,114
‫- چی؟
‫- همه می‌‌دونن باید

776
00:32:18,320 --> 00:32:20,676
‫اسنک‌‌ها رو بذاری
‫کنار سس. من...

777
00:32:20,880 --> 00:32:22,109
‫چرا حس می‌‌کنم فقط من دارم

778
00:32:22,320 --> 00:32:23,276
‫اینجا از خودم تلاشی نشون میدم؟

779
00:32:23,480 --> 00:32:25,278
‫احتمالاً چون همه چیز رو
‫درباره‌‌ی خودت می‌‌کنی.

780
00:32:26,760 --> 00:32:27,432
‫من؟

781
00:32:28,320 --> 00:32:30,835
‫،اگه یه وقت یادت رفته
‫دارم این‌‌کار رو برای تو انجام میدم.

782
00:32:31,040 --> 00:32:32,440
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً.

783
00:32:32,640 --> 00:32:33,790
‫،و اگه متعهد نشی
‫پس فایده‌‌ای نداره

784
00:32:34,000 --> 00:32:35,195
‫که اصلاً اینجا باشیم.

785
00:32:35,400 --> 00:32:37,596
‫تنها دلیلی که اینجا هستم
‫اینه که مجبورم باشم.

786
00:32:37,800 --> 00:32:40,076
‫بقیه‌‌ی چیزها فقط یه قول توخالیه.

787
00:32:40,280 --> 00:32:41,191
‫تو نمی‌‌دونی داری چی‌‌کار می‌‌کنی.

788
00:32:41,480 --> 00:32:42,311
‫ببخشید؟

789
00:32:42,560 --> 00:32:43,914
‫میگی سر قولت می‌‌مونی.

790
00:32:45,120 --> 00:32:45,917
‫ولی نیستی.

791
00:32:51,600 --> 00:32:53,080
‫باورم نمیشه الان این حرف رو زد.

792
00:32:53,440 --> 00:32:54,430
‫عذر می‌‌خوام!

793
00:33:00,760 --> 00:33:01,910
‫لوسیفر.

794
00:33:03,400 --> 00:33:04,356
‫لوسیفر.

795
00:33:05,040 --> 00:33:07,191
‫چه غلطی می‌‌کنید اونجا؟

796
00:33:07,440 --> 00:33:09,875
‫این یه عملیات خیلی حساسه...
‫نمی‌‌تونی وسط کار بیخیال بشی.

797
00:33:10,080 --> 00:33:11,878
‫فقط نمی‌‌تونم الان کنارش باشم.

798
00:33:12,080 --> 00:33:14,879
‫لوسیفر، گاهی وقتی
‫،مخفی کار می‌‌کنی

799
00:33:15,080 --> 00:33:17,834
‫اوضاع واقعی میشن، مردم
‫میرن رو اعصاب همدیگه.

800
00:33:18,040 --> 00:33:18,871
‫ولی قضیه اینه.

801
00:33:19,080 --> 00:33:20,639
‫نمی‌‌تونی همکارت رو عوض کنی.

802
00:33:20,840 --> 00:33:22,115
‫همین رو بگو.

803
00:33:22,320 --> 00:33:25,836
‫باشه، با اینکه
‫،الان خیلی سختته

804
00:33:26,200 --> 00:33:28,112
‫می‌‌خوام طاقت بیاری تا وقتی کار تموم بشه.

805
00:33:29,640 --> 00:33:31,791
‫پیرس هیچوقت کسی نمیشه که

806
00:33:32,000 --> 00:33:33,639
‫،اهمیت بده هامس کجاست
‫یا هرچی.

807
00:33:34,240 --> 00:33:35,993
‫ولی به چیزی که مهمه اهمیت میده.

808
00:33:36,440 --> 00:33:37,840
‫مثل حل کردن این پرونده.

809
00:33:38,040 --> 00:33:39,997
‫،بدون تو نمی‌‌تونه انجامش بده
‫و خودش می‌‌دونه.

810
00:33:40,400 --> 00:33:43,359
‫- جدی؟
‫- آره، جدی.

811
00:33:43,560 --> 00:33:45,199
‫پس لطفاً برگرد اونجا

812
00:33:45,760 --> 00:33:47,319
‫و اون امضاها رو بگیر.

813
00:33:50,040 --> 00:33:51,030
‫درسته.

814
00:34:07,120 --> 00:34:08,315
‫ناچوها رو تکون دادی.

815
00:34:12,880 --> 00:34:14,872
‫خب آره، نمی‌‌خواستم کسی
‫سس رو...

816
00:34:15,080 --> 00:34:16,480
‫توی ماکارونی بریزه.

817
00:34:22,280 --> 00:34:23,760
‫مطمئن نبودم برگردی.

818
00:34:23,960 --> 00:34:25,280
‫بهت یه قولی دادم.

819
00:34:25,480 --> 00:34:26,880
‫،و سر قولم هستم

820
00:34:27,120 --> 00:34:28,520
‫مهم نیست چی فکرکنی.

821
00:34:29,720 --> 00:34:31,200
‫شاید زیاده‌‌روی کرده باشم.

822
00:34:32,120 --> 00:34:33,236
‫متأسفم.

823
00:34:33,640 --> 00:34:34,596
‫ممنون.

824
00:34:35,200 --> 00:34:36,031
‫ولی...

825
00:34:37,600 --> 00:34:39,273
‫درباره‌‌ی یه چیزی درست می‌‌گفتی.

826
00:34:40,920 --> 00:34:42,673
‫من همه‌‌ی جواب‌‌ها رو ندارم.

827
00:34:43,920 --> 00:34:45,354
‫ولی امیدوارم

828
00:34:46,520 --> 00:34:48,751
‫بتونیم پیداشون کنیم...
‫باهمدیگه.

829
00:34:50,000 --> 00:34:53,471
‫یعنی، هرچی نباشه، شاید تو تنها کسی
‫روی این سیاره باشی

830
00:34:53,680 --> 00:34:55,797
‫که واقعاً من رو درک می‌‌کنه.

831
00:34:58,080 --> 00:34:59,309
‫آماده نیستم بیخیال اون بشم.

832
00:35:00,200 --> 00:35:02,032


833
00:35:15,240 --> 00:35:17,994
‫وای.
‫پوشش رسماً ترمیم شد دیگه.

834
00:35:18,880 --> 00:35:21,952
‫باشه، حالا میشه لطفاً امضاها رو بررسی کنیم؟

835
00:35:28,320 --> 00:35:29,117
‫ببخشید.

836
00:35:29,600 --> 00:35:30,590
‫،مارسیا

837
00:35:30,800 --> 00:35:31,836
‫نظرت درباره‌‌ی سرآشپز؟

838
00:35:32,040 --> 00:35:32,917
‫سس خردل ریخته روی...

839
00:35:33,120 --> 00:35:34,236
‫نظرت راجع به سرآشپز!

840
00:35:37,880 --> 00:35:39,951
‫عالیه. میشه کلمه‌‌ی "منحرف" رو

841
00:35:40,200 --> 00:35:41,190
‫یه جایی بنویسی؟

842
00:35:42,720 --> 00:35:44,439
‫میشه بنویسی "فاحشه‌‌ی آب‌‌زیرکاه"؟

843
00:35:45,840 --> 00:35:47,718
‫فقط یه شوخی شخصی برای مارک‌‌ـه.

844
00:35:49,800 --> 00:35:51,314
‫برایان گفت قبلاً
‫برای جفت‌‌مون امضا کرده.

845
00:35:51,520 --> 00:35:53,352
‫خب، من و مارک می‌‌خوایم همه یه

846
00:35:53,560 --> 00:35:55,199
‫،پیام کوچیک بنویسن
‫اگه مشکلی نداره.

847
00:35:55,400 --> 00:35:56,993
‫باشه.
‫بذار ببینم.

848
00:35:57,200 --> 00:35:59,192
‫راستش، فکرمی‌‌کنم...

849
00:35:59,400 --> 00:36:00,516
‫وقتشه ما دیگه بریم، عزیزم.

850
00:36:00,760 --> 00:36:01,876
‫ولی ما که تازه رسیدیم.

851
00:36:02,080 --> 00:36:03,036
‫آره، می‌‌دونم، ولی واقعاً

852
00:36:03,800 --> 00:36:04,472
‫باید بریم.

853
00:36:04,720 --> 00:36:06,473
‫برایان، خواهش می‌‌کنم.
‫داری چی‌‌کار می‌‌کنی؟

854
00:36:06,760 --> 00:36:07,352
‫فقط دفتر رو بنداز.

855
00:36:07,600 --> 00:36:08,431
‫برایان!
‫برایان...

856
00:36:08,680 --> 00:36:10,000
‫- برایان، خواهش می‌‌کنم...
‫- فقط یه پیام کوچیک.

857
00:36:10,200 --> 00:36:11,316
‫نه، نه، می‌‌دونم قصد دارید چی‌‌کار کنید.

858
00:36:11,560 --> 00:36:12,550
‫برایان.

859
00:36:12,920 --> 00:36:13,831
‫هی، برایان، فقط آروم باش.
‫باشه؟

860
00:36:14,040 --> 00:36:14,837
‫فقط آروم باش.

861
00:36:15,040 --> 00:36:16,076
‫آروم باش.

862
00:36:17,160 --> 00:36:18,389
‫همه برن عقب!

863
00:36:18,600 --> 00:36:21,513
‫زودباشید، برید عقب.
‫باشه، آره؟ برید عقب.

864
00:36:21,760 --> 00:36:22,989
‫برایان. برایان...

865
00:36:23,240 --> 00:36:24,037
‫ما میریم.

866
00:36:27,080 --> 00:36:28,400
‫ممنون.
‫خوش گذشت.

867
00:36:32,520 --> 00:36:34,318
‫- قیچی پرچین چی؟
‫- امتحانش کردم. جواب نداد.

868
00:36:34,520 --> 00:36:35,920
‫بذارش زمین، برایان.

869
00:36:37,600 --> 00:36:38,636
‫نمی‌‌خواستم به کسی صدمه بزنم.

870
00:36:38,880 --> 00:36:42,112
‫می‌‌دونم. و می‌‌دونم الان
‫هم نمی‌‌خوای.

871
00:36:43,200 --> 00:36:45,760
‫،تو قاتل نیستی
‫فقط داری از یه قاتل محافظت می‌‌کنی.

872
00:36:48,160 --> 00:36:49,389
‫برایان، چی داره میگه؟

873
00:36:50,760 --> 00:36:52,672
‫تو نامه‌‌ی تهدید‌آمیز رو برای جون نوشتی.

874
00:36:53,240 --> 00:36:54,720
‫،شوهرت رو متهم کردیم
‫ولی لابد وقتی دست‌‌خطت رو

875
00:36:54,920 --> 00:36:56,912
‫نشونش دادیم تشخیصش داده.

876
00:36:57,600 --> 00:36:59,671
‫واسه همین نمی‌‌خواست
‫دفتر مهمان‌‌ها رو امضا کنی.

877
00:37:03,200 --> 00:37:03,872
‫می‌‌دونی؟

878
00:37:04,440 --> 00:37:06,511
‫چطور کاری به این حماقت انجام دادی، عزیزم؟

879
00:37:07,120 --> 00:37:08,315
‫من احمق نیستم.

880
00:37:08,520 --> 00:37:10,716
‫می‌‌دونم تو و جون با هم رابطه داشتین.

881
00:37:10,920 --> 00:37:12,434
‫- نه.
‫- دیدمت

882
00:37:12,640 --> 00:37:13,960
‫،که دزدکی باهاش بودی

883
00:37:14,160 --> 00:37:15,514
‫و بعدش اون همه وزن رو کم کردی.

884
00:37:15,720 --> 00:37:17,313
‫فکرکردم فقط یکی از اون نامه‌‌ها

885
00:37:17,520 --> 00:37:19,159
‫،برای ترسوندنش بنویسم

886
00:37:19,360 --> 00:37:22,432
‫ولی بعدش هنوز
‫هرشب می‌‌رفتی بیرون.

887
00:37:22,640 --> 00:37:23,790
‫و بعدش رفتی با جون رو در رو شدی.

888
00:37:25,480 --> 00:37:27,073
‫،آره، ولی بعدش فقط انکار می‌‌کرد

889
00:37:27,280 --> 00:37:28,953
‫،و من خیلی

890
00:37:29,400 --> 00:37:32,438
‫،خیلی عصبی شدم... هلش دادم
‫و سرش...

891
00:37:32,680 --> 00:37:34,114
‫ضربه خورد.

892
00:37:34,320 --> 00:37:36,437
‫ولی...
‫نمی‌‌خواستم بکشمش.

893
00:37:36,640 --> 00:37:37,915
‫فقط...

894
00:37:38,360 --> 00:37:40,795
‫نمی‌‌خواستم تو ولم کنی.

895
00:37:41,640 --> 00:37:43,359
‫ولی اون رابطه نداشته.

896
00:37:43,560 --> 00:37:45,438
‫جون دلال موادش بوده.

897
00:37:46,560 --> 00:37:47,437
‫درسته.

898
00:37:48,840 --> 00:37:51,400
‫ازش قرص می‌‌خریدم که کمکم کنه
‫وزن کم کنم.

899
00:37:52,160 --> 00:37:53,799
‫برای تو، که بتونم همون آدمی بشم

900
00:37:54,040 --> 00:37:55,872
‫که تو دبیرستان عاشقش شدی.

901
00:37:57,280 --> 00:37:58,794
‫نمی‌‌خواستم ترکم کنی.

902
00:37:59,680 --> 00:38:01,239
‫خیلی متأسفم بهت شک کردم.

903
00:38:02,240 --> 00:38:05,790
‫فقط... نمی‌‌دونم
‫بدون تو چی‌‌کار کنم.

904
00:38:06,760 --> 00:38:09,320
‫من هم همینطور.

905
00:38:11,320 --> 00:38:12,470
‫باشه، نمایش تمومه.

906
00:38:13,800 --> 00:38:15,359
‫آره، فکرکنم یکم آرامش در

907
00:38:15,600 --> 00:38:17,193
‫دستگیر شدن‌‌شون باهمدیگه وجود داشته باشه.

908
00:38:18,200 --> 00:38:19,395
‫حداقل همدیگه رو دارن.

909
00:38:21,040 --> 00:38:23,430
‫آره، دارن.

910
00:38:31,560 --> 00:38:32,516
‫دن؟

911
00:38:35,200 --> 00:38:35,997
‫سلام.

912
00:38:36,200 --> 00:38:37,793
‫فقط می‌‌خواستم بیام عذرخواهی

913
00:38:38,040 --> 00:38:39,156
‫بابت اون شب.

914
00:38:41,080 --> 00:38:42,958
‫چیزی برای عذرخواهی نیست.

915
00:38:43,520 --> 00:38:45,591
‫کاملاً میز رو مقصر می‌‌دونم.

916
00:38:46,280 --> 00:38:47,191
‫دختر عجیب‌‌غریبیه.

917
00:38:47,400 --> 00:38:49,357
‫عجیب هست.

918
00:38:49,880 --> 00:38:52,475
‫ولی همینطور باعث شد یه چیزی
‫رو راجع به خودم بفهمم.

919
00:38:53,800 --> 00:38:55,439
‫فقط میز عجیب نیست.

920
00:38:56,600 --> 00:38:57,829
‫خودم هم داغونم.

921
00:38:58,840 --> 00:39:02,197
‫اون همه حرف درباره‌‌ی
‫احساس عادی بودن دوباره؟

922
00:39:02,840 --> 00:39:03,830
‫فقط خیال و آرزو بود.

923
00:39:04,400 --> 00:39:05,800
‫هنوز کلی راه دارم که برم.

924
00:39:08,600 --> 00:39:10,592
‫،می‌‌دونی، هرچیزی که بین‌‌مون باشه

925
00:39:11,640 --> 00:39:13,233
‫هیچوقت عادی نبوده.

926
00:39:15,040 --> 00:39:17,760
‫و تصمیم گرفتم فقط
‫باید قبولش کنم.

927
00:39:21,080 --> 00:39:22,560
‫ازت خوشم میاد، شارلوت.

928
00:39:23,960 --> 00:39:26,077
‫شبیه هیچکسی نیستی
‫که تا حالا دیده باشم.

929
00:39:27,880 --> 00:39:30,156
‫پس اگه وقت می‌‌خوای
‫،تا اوضاع رو متوجه بشی

930
00:39:31,280 --> 00:39:32,316
‫می‌‌تونم صبرکنم.

931
00:39:34,880 --> 00:39:35,711
‫ارزشش رو داری.

932
00:39:40,800 --> 00:39:42,678
‫خب، شنیدم طلاق‌‌تون خوب پیش رفته.

933
00:39:42,880 --> 00:39:44,439
‫نصف لاکس‌‌ـت رو می‌‌خوای چی‌‌کار کنی؟

934
00:39:44,640 --> 00:39:46,313
‫خیلی بانمک بود، دکر.

935
00:39:46,840 --> 00:39:47,478
‫چه خبر؟

936
00:39:47,680 --> 00:39:49,637
‫بعضی‌‌هامون از اداره می‌‌خوایم
‫بریم پادوک

937
00:39:49,840 --> 00:39:50,910
‫،که بعد از کار آبجو بزنیم

938
00:39:51,120 --> 00:39:52,349
‫و گفتم شاید بخوای بیای.

939
00:39:52,560 --> 00:39:53,596
‫اگه کار بهتری نداری.

940
00:39:53,960 --> 00:39:54,996
‫فکرنکنم باید بیام.

941
00:39:55,640 --> 00:39:57,359
‫آره، مهم نیست.

942
00:39:57,560 --> 00:39:59,916
‫،فقط، همونطور که گفتم
‫خیلی‌‌ها میرن، پس...

943
00:40:00,600 --> 00:40:01,511
‫،گوش کن کلویی

944
00:40:02,480 --> 00:40:04,119
‫من و تو، ایده‌‌ی خوبی نیست.

945
00:40:04,920 --> 00:40:08,391
‫اصلاً منظورم چیز رومانتیکی نبود.

946
00:40:08,640 --> 00:40:10,199
‫- فقط...
‫- گوش کن، فقط

947
00:40:10,800 --> 00:40:12,200
‫،ما هرروز با مرگ سر و کار داریم

948
00:40:12,400 --> 00:40:13,311
‫و...

949
00:40:15,360 --> 00:40:16,271
‫همه قراره بمیرن.

950
00:40:16,480 --> 00:40:17,914
‫،یه روز تو می‌‌میری
‫و فقط...

951
00:40:18,120 --> 00:40:19,110
‫آره.

952
00:40:19,920 --> 00:40:22,151
‫،از دست دادن برادرت
‫هنوز

953
00:40:22,360 --> 00:40:23,680
‫خیلی روت تأثیر داره، نه؟

954
00:40:25,600 --> 00:40:27,398
‫کتمان حقیقت این هزارساله.

955
00:40:28,400 --> 00:40:30,232
‫درک می‌‌کنم.
‫جدی میگم.

956
00:40:31,400 --> 00:40:33,357
‫،و درباره‌‌ی امشب
‫چیز خاصی نیست.

957
00:40:36,200 --> 00:40:36,997
‫ولی...

958
00:40:39,040 --> 00:40:42,272
‫فقط واسه اینکه بدونم دیوانه نشدم...

959
00:40:43,400 --> 00:40:44,390
‫،توی ون نظارت

960
00:40:45,160 --> 00:40:46,879
‫،وقتی ازت خواستم توی لُس‌‌آنجلس بمونی

961
00:40:48,440 --> 00:40:50,432
‫یه لحظه‌‌ای بین‌‌مون بود، آره؟

962
00:40:52,480 --> 00:40:53,516
‫یه لحظه‌‌ای بین‌‌مون بود.

963
00:40:54,960 --> 00:40:56,030
‫واسه همین باید بهت می‌‌گفتم

964
00:40:56,240 --> 00:40:58,436
‫تو کار رابطه نیستم.

965
00:40:59,840 --> 00:41:00,751


966
00:41:02,960 --> 00:41:04,917
‫،خب، به هرحال باید بگم

967
00:41:05,920 --> 00:41:07,115
‫لحظه‌‌ی خیلی خوبی بود.

968
00:41:07,139 --> 00:41:09,139


969
00:41:19,527 --> 00:41:22,697
‫لوسیفر، بهتر موضوع خوبی باشه.

970
00:41:22,720 --> 00:41:24,518
‫خیلی امیدوار بودم امشب

971
00:41:24,720 --> 00:41:26,439
‫خیلی دور از تو بخوابم.

972
00:41:26,800 --> 00:41:28,029
‫موضوع خوبیه.

973
00:41:29,120 --> 00:41:30,998
‫بالأخره ازت سر در آوردم.

974
00:41:31,200 --> 00:41:33,351
‫- واقعاً؟
‫- آره.

975
00:41:33,880 --> 00:41:35,712
‫از این وحشت داری که بذاری یه نفر بهت نزدیک بشه

976
00:41:35,920 --> 00:41:37,912
‫چون می‌‌دونی
‫در آخر ترکت می‌‌کنه.

977
00:41:38,400 --> 00:41:39,390
‫ازش بیشتر زندگی می‌‌کنی.

978
00:41:40,360 --> 00:41:42,272
‫می‌‌خوای بمیری چون

979
00:41:42,520 --> 00:41:43,920
‫دیگه نمی‌‌خوای تنها بمونی.

980
00:41:44,800 --> 00:41:45,916
‫آره، خب که چی.

981
00:41:46,360 --> 00:41:47,999
‫- منظورت چیه؟
‫- اگه بخوایم بکشیمت...

982
00:41:49,520 --> 00:41:52,638
‫پس باید باهم انجامش بدیم.

983
00:41:53,960 --> 00:41:54,632
‫جدی؟

984
00:41:55,080 --> 00:41:55,752


985
00:41:56,280 --> 00:41:57,794
‫ببین، فکرنمی‌‌کنم این وقتی که باهام گذروندی

986
00:41:58,000 --> 00:41:59,719
‫واسه تلاش برای فهمیدن نحوه‌‌ی کشتن من بوده باشه.

987
00:42:00,720 --> 00:42:01,517
‫فکرمی‌‌کنم می‌‌خوای با کسی

988
00:42:01,720 --> 00:42:02,836
‫وقت بگذرونی که به اندازه‌‌ی خودت

989
00:42:03,080 --> 00:42:04,400
‫بابات دهنش رو سرویس کرده.

990
00:42:04,880 --> 00:42:07,998
‫تو کسی هستی که
‫نمی‌‌خوای تنها باشی.

991
00:42:10,440 --> 00:42:13,080
‫فکرکنم میشه دیگه بهمون گفت دوست.

992
00:42:13,960 --> 00:42:16,191
‫و خوبه دوستی رو داشته باشی
‫که حرفت رو بفهمه.

993
00:42:16,800 --> 00:42:17,677
‫درکت می‌‌کنم.

994
00:42:17,880 --> 00:42:19,075
‫نه، نمی‌‌کنی.

995
00:42:20,400 --> 00:42:22,278
‫،ولی چند وقته روی زمین بودی
‫۵سال؟

996
00:42:22,640 --> 00:42:23,517
‫خواهی دید.

997
00:42:25,200 --> 00:42:26,793
‫سخته وابسته نشی.

998
00:42:28,320 --> 00:42:30,118
‫باشه. باشه.

999
00:42:30,400 --> 00:42:32,119
‫پس جفت‌‌مون مشکلاتی داریم
‫که باید حل‌‌شون کنیم.

1000
00:42:32,360 --> 00:42:34,829
‫ولی اگه بخوایم از پدرم
‫،انتقام بگیریم

1001
00:42:35,040 --> 00:42:36,838
‫باید متعهد بشیم.

1002
00:42:38,000 --> 00:42:38,717
‫دیگه باهات ازدواج کردم.

1003
00:42:38,920 --> 00:42:40,559
‫نمی‌‌دونم بیشتر از این باید
‫چقدر متعهد باشم.

1004
00:42:44,440 --> 00:42:46,193
‫درسته. درسته.

1005
00:42:46,400 --> 00:42:47,834
‫ولی خیلی چیزهای دیگه هست

1006
00:42:48,080 --> 00:42:49,514
‫که باید امتحان کنیم.

1007
00:42:55,080 --> 00:42:56,275
‫باشه.

1008
00:42:57,280 --> 00:42:58,919
‫برو اره‌‌برقی رو بیار.

1009
00:42:59,360 --> 00:43:02,000
‫فکرکردم هیچوقت نگی.

1010
00:43:04,048 --> 00:43:09,048
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

