‫﻿۱
00:00:01,120 --> 00:00:02,168
‫آنچه در لوسیـفر گذشت...

2
00:00:02,192 --> 00:00:04,079
‫باید بفهمیم کی منُ دزدید.

3
00:00:04,320 --> 00:00:05,800
‫نسبتاً مطمئنم که پدرم پشتِ قضیه بوده

4
00:00:06,000 --> 00:00:07,116
‫لوسیفر، من از دستت عصبانی نیستم

5
00:00:07,360 --> 00:00:09,079
‫که حالا به هر طریقی
‫بال‌هات رو پس گرفتی

6
00:00:09,320 --> 00:00:10,879
‫یا حتی از این‌که دوباره برداشتی بُریدی‌شون

7
00:00:11,080 --> 00:00:12,753
‫،منم یه‌بار آزمایش شدم
‫ولی تو امتحان قبول نشدم

8
00:00:12,960 --> 00:00:13,996
‫ولی دیگه همچین قصدی ندارم

9
00:00:14,240 --> 00:00:15,799
‫پس به‌نظرم این دیگه اذیتت نکنه

10
00:00:16,760 --> 00:00:17,716
‫ولی تو که بریده بودی‌شون

11
00:00:17,920 --> 00:00:18,990
‫این لامصب‌ها هم انگار این‌دفعه

12
00:00:19,240 --> 00:00:21,038
‫بیشتر گیرِ سه‌پیچ شدن.

13
00:00:21,240 --> 00:00:22,310
‫من ستوان "مارکوس پیرس" هستم.

14
00:00:22,520 --> 00:00:23,840
‫،خیلی تعریف‌تون رو شنیدم، ستوان

15
00:00:24,080 --> 00:00:25,560
‫و واقعاً هم از کار کردن باهاتون هیجان‌زده‌م

16
00:00:25,760 --> 00:00:27,353
‫تو همون پلیس فاسدی نبودی
‫که خیلی راحت آزادش کردن، بره؟

17
00:00:27,680 --> 00:00:28,431
‫جانم؟

18
00:00:28,640 --> 00:00:29,676
‫مردم یه درخواست‌هایی دارن
‫که بخاطرشون میان پیشم

19
00:00:29,920 --> 00:00:31,798
‫و بیشتر اوقات، با کمال میل کارشونُ راه می‌ندازم

20
00:00:32,040 --> 00:00:32,837
‫در ازاش چی گیرت میاد؟

21
00:00:33,080 --> 00:00:34,912
‫فقط این‌که تو یه زمان دیگه
‫دین‌شون رو ادا کنن.

22
00:00:35,120 --> 00:00:36,873
‫،اگه می‌خواین روش اسم بذارین
‫یه فته طلبِ شیطانی

23
00:00:38,600 --> 00:00:39,636
‫این سینرمن کی هست؟

24
00:00:39,840 --> 00:00:41,559
‫همونی‌‍ه که استخدامم کرد
‫تا تو رو بدزدم

25
00:00:41,760 --> 00:00:44,070
‫،مرد خیلی ترسناکی‌‍ه
‫یه خلافکار کله‌گنده‌ست.

26
00:00:44,280 --> 00:00:45,270
‫و کجا می‌تونم پیداش کنم؟

27
00:00:45,520 --> 00:00:47,910
‫،تو پیداش نمی‌کنی
‫اون خودش میاد سراغت

28
00:01:07,440 --> 00:01:08,317
‫از این طرف

29
00:01:18,840 --> 00:01:20,035


30
00:01:22,160 --> 00:01:24,311
‫تو یه فرشته‌ای...

31
00:01:25,880 --> 00:01:27,314
‫خدای من.

32
00:01:27,560 --> 00:01:28,880
‫عذر می‌خوام

33
00:01:29,080 --> 00:01:30,719
‫و صرفاً جهت اطلاعت بگم که
‫من معمولاً از

34
00:01:30,920 --> 00:01:32,798
‫بال زدنِ زودرس
‫رنج نمی‌برم.

35
00:01:35,360 --> 00:01:37,477
‫درسته، حالا
‫کجا بودیم؟

36
00:01:37,680 --> 00:01:39,637
‫نه، بذار بمونن

37
00:01:40,200 --> 00:01:42,237
‫من خودم عشقِ "کازپلی"‌اَم
‫[ لباس‌پوشیدن به‌جای شخصیت‌های دیگر ]

38
00:01:42,920 --> 00:01:46,152
‫من می‌تونم مثل شیطان لباس بپوشم
‫و کُلی سکسی‌ترش کنیم

39
00:01:46,360 --> 00:01:49,353
‫من هیچ علاقه‌ای به
‫خوابیدن با خودم ندارم

40
00:01:50,640 --> 00:01:52,279
‫حداقل، فعلاً نه

41
00:01:53,040 --> 00:01:54,110
‫داری کجا میری؟

42
00:01:54,600 --> 00:01:56,080
‫میرم یکم اصلاح کنم

43
00:01:59,400 --> 00:02:01,198
‫پیشنهاد می‌کنم که زود بری، همین‌الان!

44
00:02:02,960 --> 00:02:04,713
‫قراره یه‌طور اصلاحِ
‫نسبتاً مخوف

45
00:02:04,920 --> 00:02:05,876
‫داشته باشم

46
00:02:06,200 --> 00:02:07,680
‫بریدی‌شون، مگه نه؟

47
00:02:08,440 --> 00:02:09,317
‫بله، بریدم

48
00:02:09,560 --> 00:02:11,677
‫،ولی بعدش دوباره رشد کردن
‫و دوباره قطع‌شون کردم

49
00:02:12,000 --> 00:02:13,150
‫هرچی سعی می‌کنم، اصلاً اتفاقی نمیفته

50
00:02:15,280 --> 00:02:16,396
‫نگرانتم.

51
00:02:17,320 --> 00:02:19,710
‫،چیزی که داری توضیحش میدی
‫خود معیوب‌سازی‌‍ه.

52
00:02:19,920 --> 00:02:22,594
‫دکتر، یکی داره این بال‌ها
‫بهم تحمیل می‌کنه

53
00:02:22,800 --> 00:02:24,280
‫اون صورت شیطانیم رو هم ازم گرفت

54
00:02:24,480 --> 00:02:26,995
‫و منم تحملم نمی‌کشه که یکی منُ به آدمی
‫تبدیل کنه که نیستم

55
00:02:29,040 --> 00:02:30,952
‫به این‌که بالاخره بفهمی
‫این‌کارها، کار کی بوده نزدیک شدی؟

56
00:02:31,160 --> 00:02:33,880
‫آره، خب، یه‌کمی...

57
00:02:34,880 --> 00:02:36,599
‫،"طرف به خودش میگه، "سینرمن

58
00:02:37,040 --> 00:02:37,837
‫،با توجه به دانسته‌های من

59
00:02:38,040 --> 00:02:40,396
‫این بابا یه مغز متفکرِ خلافکاره که
‫به‌تازگی عملیاتش رو به

60
00:02:40,600 --> 00:02:43,035
‫لس‌آنجلس آورده، البته ظاهراً
‫،کسی تا حالا ندیدتش

61
00:02:43,240 --> 00:02:45,835
‫که مشت‌زدن تو صورتش رو
‫به‌طور نااُمید کننده‌ای سخت می‌کنه.

62
00:02:46,040 --> 00:02:48,111
‫خب، شاید....

63
00:02:48,720 --> 00:02:49,358
‫،دکتر

64
00:02:50,000 --> 00:02:51,673
‫مطمئنید که حال‌تون برای برگشتن
‫سرِ کار مساعده؟

65
00:02:51,880 --> 00:02:52,870
‫آخه هنوز خیلی از وقتی که

66
00:02:53,080 --> 00:02:53,957
‫مادرم خورد و خاک‌شیرتون کرد، نگذشته

67
00:02:54,160 --> 00:02:55,958
‫آره، مطمئناً...

68
00:02:57,280 --> 00:02:58,350
‫تجربه‌ی آسیب‌زایی بود

69
00:02:58,560 --> 00:03:00,119
‫خوش‌بختانه، من برای کنار اومدن
‫با همچین مشکلاتی آموزش دیدم

70
00:03:00,360 --> 00:03:01,760
‫و دارم‌هم همین‌کارُ می‌کنم

71
00:03:01,960 --> 00:03:03,872
‫و هیچ کمکی از دستِ من بر نمیاد؟

72
00:03:04,120 --> 00:03:05,952
‫آره، می‌تونی با گذاشتن این‌که
‫برگردیم سراغ مشکل خودت بهم کمک کنی

73
00:03:06,720 --> 00:03:08,234
‫اگه خودتون اصرار دارین...

74
00:03:09,400 --> 00:03:12,074
‫هنوز بدترین بخشش رو نگفتم، مگه نه؟

75
00:03:12,280 --> 00:03:13,760
‫،نه تنها به‌زور بال‌هام رو بهم برگردوند

76
00:03:14,000 --> 00:03:16,390
‫،و صورتم رو ازم گرفته
‫استایل کاریم رو هم دزدیده.

77
00:03:17,560 --> 00:03:18,960
‫داره به مردم لطف‌هایی می‌کنه که

78
00:03:19,160 --> 00:03:20,640
‫بهاش بعداً مشخص میشه

79
00:03:21,480 --> 00:03:22,231
‫بنظرت آشنا نمیاد؟

80
00:03:22,440 --> 00:03:25,433
‫لوسیفر، آخه تو که ایده‌ی لطف‌کردن
‫در حقِ ملت رو اختراع نکردی

81
00:03:26,800 --> 00:03:28,996
‫آره، یادم رفت داشتم با کی صحبت می‌کردم

82
00:03:30,160 --> 00:03:31,719
‫به گمونم حتماً اختراعِ خودت بوده

83
00:03:31,920 --> 00:03:33,877
‫ولی چند وقتی میشه که
‫درخواست کسی رو انجام ندادی

84
00:03:34,320 --> 00:03:35,276
‫و سینرمن هم اینُ می‌دونه

85
00:03:35,720 --> 00:03:37,154
‫فکر کنم داره دستم می‌ندازه

86
00:03:37,400 --> 00:03:38,834
‫فکر می‌کنی یه انسان‌‍ه؟

87
00:03:39,200 --> 00:03:40,156
‫یا چیزِ دیگه؟

88
00:03:40,640 --> 00:03:41,915
‫نمی‌دونم

89
00:03:42,440 --> 00:03:45,353
‫،ولی هر چی باشه
‫تا پیداش نکنم ولش نمی‌کنم

90
00:03:45,880 --> 00:03:46,518
‫پیداش کردیم

91
00:03:46,720 --> 00:03:48,598
‫کی رو؟
‫ارتباطِ گم‌شده رو؟

92
00:03:48,800 --> 00:03:50,678
‫مدرکِ جماعِ بین موش و انسان؟

93
00:03:51,280 --> 00:03:51,952
‫اسمش "مایک آلونسو"‍ه

94
00:03:52,160 --> 00:03:53,753
‫همونی که آدم‌ربات رو
‫زیر اسکله به سیخ کشید

95
00:03:54,000 --> 00:03:56,310
‫این مطمئناً سینرمن نیست

96
00:03:56,520 --> 00:03:58,318
‫مطمئناً، چونکه مطمئنم آدمی

97
00:03:58,560 --> 00:04:00,791
‫با همچین اسم وجودِ خارجی نداره

98
00:04:01,080 --> 00:04:03,072
‫،طرف هم انگیزه‌شُ داشته، هم شاهدی نداره

99
00:04:03,560 --> 00:04:05,153
‫و خب آره، تحت بازجویی‌هاش

100
00:04:05,360 --> 00:04:07,079
‫اعتراف هم کرده، همونی‌‍ه که دنبالش می‌گردیم

101
00:04:07,280 --> 00:04:09,112
‫خب، پس، حتماً برای سینرمن کار می‌کرده

102
00:04:10,400 --> 00:04:11,311
‫منُ دوباره وارد این

103
00:04:11,560 --> 00:04:13,517
‫مشکل جدیدی که برای خودت درست کردی، نکن

104
00:04:13,880 --> 00:04:14,677
‫و تو رو خدا میشه

105
00:04:14,880 --> 00:04:16,360
‫انقدر نگی، "سینرمن"؟

106
00:04:16,920 --> 00:04:17,671
‫سینرمن.

107
00:04:19,320 --> 00:04:20,356
‫طرفدار "نینا سیمون"ای؟
‫[ سینرمن: اسمِ آهنگی از این خواننده ]

108
00:04:20,560 --> 00:04:21,789
‫- خب، راستش من هستم، ولی داشتم به کارآگاه...
‫- چی؟ هیچی.

109
00:04:22,000 --> 00:04:23,036
‫- می‌گفتم که...
‫- هیچی، هیچی نیست.

110
00:04:25,440 --> 00:04:26,954
‫ببینم نکنه داری چیزی رو
‫از من مخفی می‌کنی، کارآگاه؟

111
00:04:27,920 --> 00:04:28,797
‫نه

112
00:04:30,480 --> 00:04:31,709
‫،برام اهمیتی نداره
‫فقط گفتم همین‌طوری بپرسم

113
00:04:32,280 --> 00:04:33,509
‫پرونده‌ی جدید دارم، برو سرِ کار

114
00:04:34,360 --> 00:04:35,077
‫ممنونم

115
00:04:37,040 --> 00:04:39,316
‫خیلی‌خب، چرا نذاشتی به ستوان بگم که

116
00:04:39,520 --> 00:04:41,193
‫در شرفِ حل‌کردن یکی از
‫بزرگ‌ترین پرونده‌هامون بودیم؟

117
00:04:41,440 --> 00:04:44,512
‫،چونکه سینرمن یه افسانه‌ی شهری‌‍ه
‫وجود خارجی نداره

118
00:04:44,800 --> 00:04:46,712
‫یه لولویی‌‍ه که خلافکارها ازش استفاده می‌کردن

119
00:04:46,920 --> 00:04:47,751
‫تا از زیرِ رفتارهای بدشون در برن.

120
00:04:47,960 --> 00:04:49,280
‫"وای، سینرمن مجبورم کرد این‌کارُ بکنم"

121
00:04:49,480 --> 00:04:50,914
‫،بازم یه چیز دیگه که ازم دزدیده

122
00:04:51,120 --> 00:04:53,032
‫تقصیرکار بودنِ کارهای بدِ انسان‌ها.

123
00:04:53,240 --> 00:04:55,994
‫- اصلاً بذار این‌یکی رو برا خودش نگه داره
‫- پس این فکر که

124
00:04:56,560 --> 00:04:58,153
‫به رئیس جدیدمون بگیم...

125
00:04:58,560 --> 00:05:00,233
‫اونم کسی که تازه داره
‫کار باهاش دستم میاد

126
00:05:00,480 --> 00:05:02,392
‫که می‌خوای بری و خرگوشِ عیدپاک
‫رو دستگیر کنی.

127
00:05:02,600 --> 00:05:03,920
‫خیلی هیجان‌زده‌م نمی‌کنه

128
00:05:04,120 --> 00:05:05,600
‫من هیچ قصدی برای دستگیر کردنِ کسی ندارم

129
00:05:05,800 --> 00:05:07,029
‫می‌خوام از گردنش بگیرمش
‫،و وقتی به‌قدر کافی فشارش میدم

130
00:05:07,280 --> 00:05:08,430
‫ببینم چه اتفاقی میفته.

131
00:05:08,640 --> 00:05:12,350
‫اگه حتی بتونی یه مدرک کوچیک
‫هم برام جور کنی که

132
00:05:12,560 --> 00:05:14,517
‫،سینرمن واقعاً وجود داره

133
00:05:14,720 --> 00:05:16,279
‫من خودم اولین نفری میشم
‫که میره رو پرونده‌ش

134
00:05:16,600 --> 00:05:17,397
‫ولی...

135
00:05:17,920 --> 00:05:21,072
‫تا اون‌موقع، این پرونده رو
‫مختومه در نظر بگیر.

136
00:05:21,320 --> 00:05:23,357
‫و بیا رو این‌یکی پرونده‌مون تمرکز کنیم، لطفاً

137
00:05:23,840 --> 00:05:24,557
‫باشه

138
00:05:51,800 --> 00:05:53,553
‫دنیل؟

139
00:05:54,680 --> 00:05:56,592
‫اسم یارو "جی‌دی ووداستاک‌"‍ه

140
00:05:56,800 --> 00:05:57,677
‫همین‌طرفا زندگی می‌کرده

141
00:05:57,880 --> 00:05:59,200
‫همسایه‌ها گفتن آدم تقریباً ساکتی بوده

142
00:05:59,400 --> 00:06:00,914
‫و بیکار، ولی اینُ تو جیب‌هاش پیدا کردیم

143
00:06:02,040 --> 00:06:02,712


144
00:06:05,360 --> 00:06:06,476
‫حالا چین اینا؟
‫جوک؟

145
00:06:06,720 --> 00:06:08,552
‫واقعاً توصیف سخاوت‌مندانه‌ای بود، کارآگاه

146
00:06:09,120 --> 00:06:09,792
‫آواکادو؟"

147
00:06:10,000 --> 00:06:11,593
‫"بهتره بگیم "آواکادونت
‫[ آواکادو: آواکا، بکن | آواکادونت: آواکا، نکن ]

148
00:06:11,800 --> 00:06:13,632
‫،گوجه‌ پرت کردن سمت جسد
‫بی‌ادبی‌‍ه؟

149
00:06:13,840 --> 00:06:15,194
‫بنظر کمدینِ بحث برانگیزی بوده

150
00:06:15,400 --> 00:06:17,153
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫جایی اجرا می‌کرده یا نه

151
00:06:17,520 --> 00:06:18,840
‫اگه می‌کرده، چی؟
‫آدم‌های اشتباهی رو مسخره می‌کرده؟

152
00:06:19,040 --> 00:06:20,110
‫یا با یکی بیننده‌ها درگیر شده بوده

153
00:06:20,400 --> 00:06:21,675
‫حداقل، به تحقیق روش میرزه.

154
00:06:21,920 --> 00:06:23,559
‫می‌دونی خیلی جوک‌های توهین‌آمیزی
‫وجود داره

155
00:06:23,760 --> 00:06:25,513
‫و همه هم از مسخره‌شدن لذت نمی‌برن

156
00:06:25,720 --> 00:06:27,074
‫اتفاقاً باید به دنیل گوش کنیم

157
00:06:27,320 --> 00:06:28,674
‫از این پرونده درک خوبی داره.

158
00:06:29,640 --> 00:06:30,437
‫از چی داره حرف می‌زنه؟

159
00:06:30,640 --> 00:06:31,835
‫خب، این و دنیل شبیه همه‌ن دیگه

160
00:06:32,040 --> 00:06:33,360
‫یه بابای دل‌شکسته که

161
00:06:33,560 --> 00:06:35,119
‫شرم‌آورترین بخش‌های زندگیش
‫،رو به نمایش می‌ذاره

162
00:06:35,360 --> 00:06:36,760
‫برای بیننده‌هاش تا بخندن.

163
00:06:37,160 --> 00:06:38,799
‫،این یارو استندآپ کمدی می‌کنه
‫من بداهه‌پردازم.

164
00:06:39,040 --> 00:06:40,030
‫خیلی با هم متفاوتن

165
00:06:40,240 --> 00:06:41,071
‫،بداهه‌پردازی

166
00:06:41,280 --> 00:06:42,634
‫"یعنی، "بله، و

167
00:06:42,880 --> 00:06:44,200
‫ولی خب استندآپ، یعنی جوک‌هایی بگی که...

168
00:06:44,400 --> 00:06:45,993
‫کلاً از شروع‌کردن این گفت‌ و گومون
‫پشیمون شدم.

169
00:06:46,200 --> 00:06:48,157
‫وایسا ببینم، ببخشید دَن.

170
00:06:48,360 --> 00:06:49,476
‫تو بداهه‌پردازی می‌کنی؟

171
00:06:50,400 --> 00:06:51,959
‫چطور که من خبرم ندارم؟
‫و چطور لوسیفر می‌دونه؟

172
00:06:52,160 --> 00:06:53,230
‫- خب، داستانش بامزه‌ست، اتفاقاً.
‫- ،راستش

173
00:06:53,440 --> 00:06:55,432
‫برای اینه که
‫به هر کسی نمی‌گم

174
00:06:55,920 --> 00:06:56,637
‫چرا؟

175
00:06:56,920 --> 00:06:57,876
‫آره... سلام، اِلا.

176
00:06:58,840 --> 00:06:59,796
‫چه خبر؟ چی پیدا کردی؟

177
00:07:00,000 --> 00:07:02,879
‫،خب، سلاح قتلی که پیدا نکردم
‫ولی سه تا تیر پیدا کردم.

178
00:07:03,080 --> 00:07:04,560
‫که همین‌الان دارن توی گلوله‌شناسی
‫بررسی‌شون می‌کنن.

179
00:07:05,200 --> 00:07:07,431
‫،ولی خب، طبق الگوی تیراندازی

180
00:07:08,480 --> 00:07:10,711
‫؛فکر می‌کنم این یارو قبل از اینکه بمیره
‫شکنجه شده بوده

181
00:07:11,120 --> 00:07:13,191
‫خب تبریک میگم، آقای ووداستاک.

182
00:07:13,400 --> 00:07:14,993
‫حداقل یکی یکم به جوک‌هات اهمیت می‌داد...

183
00:07:15,240 --> 00:07:16,276
‫ببینم الان گفتی "ووداستاک"؟

184
00:07:16,960 --> 00:07:17,950
‫یعنی خودِ، جی‌دی ووداستاک"؟

185
00:07:18,240 --> 00:07:19,151
‫آره، چرا؟
‫مگه می‌شناسیش؟

186
00:07:19,360 --> 00:07:20,680
‫آره، چند روز پیش
‫،یه سر و صداهایی کرد

187
00:07:20,880 --> 00:07:22,553
‫و ادعا می‌کرد که "بابی لو" جوک‌هاش
‫رو می‌دزدیده.

188
00:07:22,760 --> 00:07:24,558
‫حالا این بابی لو کیه؟
‫یه کمدین رقیب که

189
00:07:24,760 --> 00:07:26,717
‫که انقدری از خودش متنفره
‫که این اراجیفُ دزدیده؟

190
00:07:27,280 --> 00:07:29,158
‫نه بابا.

191
00:07:30,480 --> 00:07:31,755
‫چشم‌هاتُ باز کن، رفیق

192
00:07:31,960 --> 00:07:34,156
‫آره، جی‌دی، ادعا داشت که برنامه‌های بابی

193
00:07:34,360 --> 00:07:35,510
‫براساس جوک‌های خودش بوده

194
00:07:35,760 --> 00:07:36,910
‫و اینکه می‌تونسته ثابتش هم بکنه

195
00:07:37,560 --> 00:07:38,391
‫،که خب غیرممکنه

196
00:07:38,680 --> 00:07:40,797
‫چونکه برنامه‌های بابی لو
‫براساسِ داستان زندگی خودش‌‍ه

197
00:07:41,000 --> 00:07:42,912
‫پس داری میگی این
‫،دلقک کله‌گنده‌

198
00:07:43,120 --> 00:07:44,793
‫فکر و ایده‌های قربانیِ ما رو دزدیده؟

199
00:07:45,000 --> 00:07:47,356
‫،ثمره‌های زندگیش رو
‫و بعد ازش یه کسب و کار ساخته؟

200
00:07:47,560 --> 00:07:49,631
‫،"حالا شد یه "قربانی بی‌چاره

201
00:07:50,400 --> 00:07:51,629
‫،ببین، می‌دونم که باورم نمی‌کنی
‫کارآگاه

202
00:07:51,840 --> 00:07:53,513
‫ولی منم دارم همچین
‫اوضاعی رو می‌گذرونم

203
00:07:53,760 --> 00:07:54,989
‫پس اگه نتونم برای خودم عدالت رو اجرا کنم

204
00:07:55,640 --> 00:07:58,599
‫پس حداقل برای این بابای بی‌مزه و بدبخت
‫اجراش می‌کنم.

205
00:07:58,800 --> 00:08:01,520
‫خب، منکه صد در صد می‌خواستم
‫روی این پرونده تمرکز کنی

206
00:08:01,720 --> 00:08:03,234
‫ولی مراقب کارایی که می‌خوای بکنی باش

207
00:08:04,360 --> 00:08:05,555
‫حداقل دیگه ستوان اینجا نیست

208
00:08:06,320 --> 00:08:08,357
‫ببین، اگه انقدر به چرت‌وچرت‌گویی
‫،دور و برش ادامه بدی

209
00:08:09,080 --> 00:08:10,196
‫خدا می‌دونه ممکنه چیکار کنه

210
00:08:10,880 --> 00:08:12,519
‫آره، آخه از کِی تا حالا
‫من اهمیتی به این چیزا دادم، کارآگاه؟

211
00:08:12,760 --> 00:08:14,194
‫درسته.

212
00:08:14,275 --> 00:08:14,972


213
00:08:14,973 --> 00:08:18,473
‫«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »»
‫WwW.TakMovie.Co

214
00:08:18,497 --> 00:08:23,497
‫«« نایت مووی: دانلود فیلم و سریال زبان اصلی - دوبله فارسی »»
‫WwW.NightMovie.TV

215
00:08:23,500 --> 00:08:30,400
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

216
00:08:30,480 --> 00:08:32,119
‫من سر هر جوک عرق ریختم.

217
00:08:32,680 --> 00:08:34,273
‫ماه‌ها عین اسب کار کردم.

218
00:08:34,480 --> 00:08:37,314
‫و بابی هم همین‌جوری
‫الکی رفت و دزدیدشون.

219
00:08:37,960 --> 00:08:40,953
‫و برنامه‌ای براساس جوک‌های من ساخت!

220
00:08:42,160 --> 00:08:43,674
‫خب بابی، حدس بزن چی شده؟

221
00:08:44,360 --> 00:08:45,555
‫،بالاخره پیداش کردم

222
00:08:45,760 --> 00:08:47,479
‫اثباتِ اینکه تو یه شیادی.

223
00:08:48,320 --> 00:08:50,710
‫می‌خوام به دنیا نشون بدم.

224
00:08:52,480 --> 00:08:55,234
‫خب؟ روی کدوم‌یکی از اینا
‫برای مدرک‌‍ه کلیک کنم؟

225
00:08:55,480 --> 00:08:57,711
‫هیچ‌کدوم، این ویدئو رو روز قبلی که
‫مرده بود، آپلود کرده بوده.

226
00:08:57,920 --> 00:09:00,071
‫و نمی‌تونیم هم این مدرکی که
‫میگه داشته رو پیدا کنیم

227
00:09:00,280 --> 00:09:01,999
‫،پس برای همینم جی‌دی شکنجه شده بوده

228
00:09:02,200 --> 00:09:03,873
‫تا قاتل‌‍ه بتونه ویدئو‌‍ه رو پیدا و نابود کنه

229
00:09:04,240 --> 00:09:05,833
‫یا که داره دروغ میگه

230
00:09:07,840 --> 00:09:08,478
‫هان؟

231
00:09:08,680 --> 00:09:09,875
‫نمی‌دونم کی اینُ گفت

232
00:09:10,680 --> 00:09:13,434
‫ولی کاملاً باهاش موافقم

233
00:09:13,880 --> 00:09:15,758
‫امکان نداره بابی لو همچین کاری بکنه

234
00:09:15,960 --> 00:09:17,189
‫- چرا همچین حرفی میزنی؟
‫- بخاطر اینکه

235
00:09:17,400 --> 00:09:19,915
‫برنامه‌ی بابی لو خیلی شخصی‌‍ه

236
00:09:20,160 --> 00:09:20,957
‫خیلی قانونی و معتبره.

237
00:09:21,200 --> 00:09:22,350
‫اصلاً امکان نداره دزدی بوده باشه

238
00:09:22,560 --> 00:09:23,550
‫آره، بهش گوش نده

239
00:09:23,760 --> 00:09:24,796
‫این مرده روشنه که یه دزده

240
00:09:25,040 --> 00:09:26,269
‫بیا بریم درست و حسابی خفه‌ش کنیم

241
00:09:26,480 --> 00:09:27,630
‫،من بیشتر موافقم
‫فقط باهاش صحبت کنیم

242
00:09:27,840 --> 00:09:29,274
‫و بعدشم خفه‌ش کنیم
‫فکر می‌کنم یکم لاس زدن

243
00:09:29,520 --> 00:09:30,476
‫کسی رو اذیت نکنه

244
00:09:30,760 --> 00:09:31,398
‫وایسین

245
00:09:31,600 --> 00:09:32,397
‫،وایسین، وایسین، وایسین
‫ببینم شماها الان می‌خواین

246
00:09:32,600 --> 00:09:34,398
‫،باهاش صحبت کنین
‫یعنی همین‌الان؟

247
00:09:34,600 --> 00:09:35,954
‫آره، چطور؟

248
00:09:36,160 --> 00:09:37,355
‫شاید بهتره منم باهاتون بیام

249
00:09:38,360 --> 00:09:41,319
‫می‌دونید دیگه، برای جمع‌آوریِ مدرک

250
00:09:41,560 --> 00:09:44,234
‫- آره، خب، اگه بی‌گناه باشه که...
‫- بی‌گناه نیست.

251
00:09:44,520 --> 00:09:46,716
‫اگه بی‌گناه باشه که دیگه مدرکی

252
00:09:46,920 --> 00:09:48,240
‫برای جمع‌آوری نمی‌مونه

253
00:09:48,480 --> 00:09:49,675
‫پس احتمالاً بهتره که همین‌جا بمونی

254
00:09:49,880 --> 00:09:52,714
‫آره، آره، می‌گیرم چی میگی

255
00:09:53,160 --> 00:09:53,911
‫ولی...

256
00:09:54,120 --> 00:09:55,793
‫،فکر می‌کنم، فقط محض اطمینان

257
00:09:56,160 --> 00:09:57,992
‫باید تا می‌تونم مدرک جمع کنم

258
00:09:58,280 --> 00:10:00,317
‫،می‌دونین، اثر انگشت، یه تیکه مو
‫یه امضاء.

259
00:10:00,520 --> 00:10:01,237
‫که این‌طور

260
00:10:02,880 --> 00:10:03,791
‫محض اطمینان

261
00:10:04,200 --> 00:10:04,792
‫خیلی‌خب

262
00:10:05,760 --> 00:10:06,671
‫محض اطمینان

263
00:10:07,200 --> 00:10:08,236
‫آره!

264
00:10:21,160 --> 00:10:21,991
‫سلام

265
00:10:22,720 --> 00:10:23,551
‫سلام

266
00:10:24,280 --> 00:10:24,952
‫آره

267
00:10:25,160 --> 00:10:26,435
‫ممنون که موافقت کردی
‫که ببینم، آماندیل.

268
00:10:26,920 --> 00:10:28,593
‫ببینم اسمت نسخه‌ی کوتاه‌تری هم داره؟

269
00:10:29,560 --> 00:10:31,199
‫کسی مثلاً "آمان" صدات نمی‌کنه؟

270
00:10:33,120 --> 00:10:33,917
‫احتمالاً که نه

271
00:10:34,120 --> 00:10:35,349
‫تو اولیش میشی

272
00:10:37,880 --> 00:10:39,030
‫خب، لیندا، چه خبرا؟

273
00:10:39,760 --> 00:10:42,992
‫فقط می‌خواستم ازت تشکر کنم

274
00:10:44,640 --> 00:10:45,676
‫که زندگیمُ نجات دادی

275
00:10:45,880 --> 00:10:47,519
‫باید از مِیز تشکر کنی.

276
00:10:47,720 --> 00:10:48,790
‫،کُلی هم ازش تشکر کردم

277
00:10:49,040 --> 00:10:50,360
‫که فکر کنم داره بخاطرش ازم دوری می‌کنه

278
00:10:52,640 --> 00:10:55,109
‫،ولی اگه تو هم نبودی
‫منی در کار نبود.

279
00:10:56,960 --> 00:10:57,837
‫من‌که کاری نکردم

280
00:10:58,040 --> 00:11:00,271
‫سوای این‌که به‌طور معجزه‌آسایی
‫،سرعت گذر زمان رو آروم کردی

281
00:11:00,480 --> 00:11:02,153
‫تا از خون‌ریزی نمیرم؟

282
00:11:02,360 --> 00:11:03,794
‫آره خب، به‌غیرِ اون.

283
00:11:06,880 --> 00:11:08,314
‫حالا جداً حالت چطوره؟

284
00:11:08,880 --> 00:11:09,711
‫خوبم

285
00:11:11,920 --> 00:11:13,559
‫قدرت‌هات برگشتن

286
00:11:14,360 --> 00:11:15,350
‫حتماً هیجان‌زده‌ای

287
00:11:15,600 --> 00:11:18,798
‫خب، دقیقاً که نه

288
00:11:19,880 --> 00:11:21,519
‫دیگه بعد از اون روز کار نکردن

289
00:11:23,080 --> 00:11:24,036
‫از شنیدش متأسفم

290
00:11:24,280 --> 00:11:24,918
‫خب، نباش

291
00:11:25,160 --> 00:11:27,629
‫فکر کنم فقط پدرمه که
‫داره امتحانم می‌کنه

292
00:11:28,280 --> 00:11:30,033
‫ولی این دفعه دیگه لیندا، آماده‌م

293
00:11:30,400 --> 00:11:31,436
‫چطور داره امتحانت می‌کنه؟

294
00:11:33,880 --> 00:11:35,155
‫باید با کسی بجنگی؟

295
00:11:35,920 --> 00:11:37,718
‫مسئله‌های ریاضی پیشرفته
‫رو حل کنی؟

296
00:11:39,040 --> 00:11:42,317
‫،خب، درست فکر کنم
‫یه‌کاری هست که باید

297
00:11:42,520 --> 00:11:44,716
‫توی پنت‌هاوس بکنم...

298
00:11:46,680 --> 00:11:47,909
‫و دارم ازش دوری می‌کنم

299
00:11:49,680 --> 00:11:50,955
‫خب، تو بهم کمک کردی

300
00:11:51,680 --> 00:11:53,478
‫چرا نمی‌ذاری با این چیزی که هست...

301
00:11:55,280 --> 00:11:56,270
‫منم کمکت کنم؟

302
00:11:57,160 --> 00:11:57,991
‫مگه اینکه ریاضی باشه

303
00:11:58,240 --> 00:11:59,515
‫نه بابا، ریاضی نیست

304
00:11:59,960 --> 00:12:01,553
‫پس مطمئنم از پسش بر میام

305
00:12:08,640 --> 00:12:11,474
‫بال‌های فرشته‌ قطع شده توی کمد.

306
00:12:11,720 --> 00:12:12,517
‫البته.

307
00:12:13,240 --> 00:12:14,594
‫قشنگ میشه از پس‌شون بر اومد

308
00:12:15,400 --> 00:12:17,198
‫برادر مسئولیت نشناسم اینا رو برای یه

309
00:12:17,400 --> 00:12:19,790
‫،انسان نیمه خمار ول کرده
‫تا توشون قلت بخوره

310
00:12:20,320 --> 00:12:24,109
‫اثبات خدایی‌بودن، همینطوری
‫مثب اینکه لباس کثیف‌‍ه

311
00:12:25,000 --> 00:12:26,832
‫روی زمین ول شده

312
00:12:28,800 --> 00:12:31,838
‫به یه دلایلی، فکر می‌کردم که

313
00:12:32,360 --> 00:12:34,238
‫وقتی قطع‌شون کنه، به طور معجزه‌آسایی
‫غیب بشن

314
00:12:34,560 --> 00:12:35,437
‫ولی این...

315
00:12:36,840 --> 00:12:37,910
‫آره، این واقعاً وحشتناک‌‍ه

316
00:12:38,120 --> 00:12:38,997


317
00:12:39,920 --> 00:12:41,195
‫می‌دونی کیسه‌های زباله کجان؟

318
00:12:47,280 --> 00:12:48,270
‫سلام، ستوان

319
00:12:49,800 --> 00:12:51,234
‫فقط می‌خواستم یه سری بزنم
‫و باهاتون صحبت کنم

320
00:12:51,520 --> 00:12:53,113
‫یه‌طورایی حس می‌کنم
‫شناختِ اولیه‌ی خوبی ازم پیدا نکردین

321
00:12:53,320 --> 00:12:55,994
‫منکه مطمئنم همون شناختی که می‌خواستم
‫رو ازت پیدا کردم

322
00:12:58,160 --> 00:12:59,355
‫من آدم بدی نیستم

323
00:13:00,560 --> 00:13:01,676
‫و یه پلیس خیانت‌کار هم نیستم

324
00:13:04,960 --> 00:13:06,280
‫،پس یعنی یه تفنگ که مدرک جرم بود
‫،و بعداً هم باهاش جرم دیگه‌ای باهاش انجام شد

325
00:13:06,480 --> 00:13:07,755
‫رو از اتاق مدارک بیرون نبردی

326
00:13:09,800 --> 00:13:11,280
‫خب، آره

327
00:13:11,480 --> 00:13:13,119
‫حداقل قتل نبوده، نه؟

328
00:13:13,760 --> 00:13:16,070
‫خب، این...

329
00:13:16,680 --> 00:13:18,911
‫- من، من... من فقط...
‫- بس کن.

330
00:13:19,520 --> 00:13:20,476
‫می‌خواستم راستش همینطوری
‫نیام و چیزی نگم

331
00:13:20,720 --> 00:13:22,439
‫ولی همین‌الانشم برام یکم غم‌انگیزه

332
00:13:23,400 --> 00:13:24,959
‫در اصل خوشحال شدم که اومدی.

333
00:13:25,480 --> 00:13:27,915
‫جداً؟

334
00:13:28,440 --> 00:13:30,352
‫اطلاعاتی رو که از لوسیفر
‫به دست آوردی رو می‌خوام

335
00:13:31,640 --> 00:13:33,074
‫چرا من باید اطلاعاتی از لوسیفر
‫جمع کرده باشم؟

336
00:13:33,280 --> 00:13:34,760
‫،چونکه اولش که کار کردن با دکر رو شروع کرد

337
00:13:35,000 --> 00:13:36,480
‫تو هنوزم شوهرش بودی

338
00:13:37,120 --> 00:13:38,236
‫و مطمئنم که همه‌ی قوانین رو شکوندی

339
00:13:38,440 --> 00:13:39,999
‫،و هر آتویی تونستی ازش پیدا کردی

340
00:13:42,200 --> 00:13:43,919
‫نکردم، یعنی...

341
00:13:44,200 --> 00:13:47,079
‫خب آره، کردم

342
00:13:48,960 --> 00:13:50,440
‫می‌خوام تا یه ساعت دیگه رو میزم باشه

343
00:13:57,200 --> 00:13:58,680
‫این بزرگ‌ترین آلتی‌‍ه که به عمرم دیدم

344
00:14:00,120 --> 00:14:01,520
‫واو، واو، ببخشین بچه‌ها

345
00:14:01,720 --> 00:14:02,995
‫- اجازه ندارین بیاید این پشت.
‫- ما داریم دنبال...

346
00:14:03,200 --> 00:14:04,270
‫بابی لو" می‌گردیم"!

347
00:14:04,480 --> 00:14:06,711
‫آره

348
00:14:06,920 --> 00:14:07,717
‫خدای من، تو رو خدا، نه

349
00:14:07,920 --> 00:14:09,400
‫اون از ملاقاتی خوشش نمیاد

350
00:14:09,760 --> 00:14:11,035
‫لعنتی، نباید اخراج شم

351
00:14:11,280 --> 00:14:13,078
‫خدای من، واقعاً خود بابی لو‌‍ه

352
00:14:15,280 --> 00:14:16,157
‫چی گفتم؟

353
00:14:16,360 --> 00:14:18,033
‫- ببخشین.
‫- ،تماس چشمی ممنوع

354
00:14:18,240 --> 00:14:20,471
‫اسمارتیس سبز توی ظرف شکلاتم نباشه

355
00:14:20,680 --> 00:14:22,319
‫و مهمون هم نمی‌خوام!

356
00:14:22,560 --> 00:14:25,029
‫،من کارآگاه کلویی دکر هستم
‫از پلیس لُس‌آنجلس.

357
00:14:25,240 --> 00:14:28,039
‫می‌خوایم درباره‌ی قتل
‫جی‌دی ووداستاک باهاتون صحبت کنیم.

358
00:14:28,360 --> 00:14:29,111
‫چرا وایسادی؟

359
00:14:29,320 --> 00:14:30,993
‫برنامه تا ۵ دقیقه‌ی دیگه شروع میشه، عزیزم.
‫دست بجنبون.

360
00:14:31,880 --> 00:14:33,792
‫خدایا، بهش گفت عزیزم.
‫خیلی مهربونه.

361
00:14:34,000 --> 00:14:35,673
‫موضوع درباره‌ی اون پادکست مسخره‌است؟

362
00:14:35,920 --> 00:14:37,752
‫واقعاً فکر می‌کنید من جوک دزدی می‌کنم؟
‫من؟

363
00:14:37,960 --> 00:14:38,950
‫- کاملاً.
‫- البته که نه.

364
00:14:39,200 --> 00:14:41,192
‫من فکر می‌کنم که باید

365
00:14:41,440 --> 00:14:42,715
‫،اتهاماتش رو بررسی کنم

366
00:14:42,920 --> 00:14:44,400
‫و با این شروع کنم که زمان مرگش کجا بودین.

367
00:14:44,600 --> 00:14:46,193
‫می‌دونی چرا مردم بقیه رو

368
00:14:46,440 --> 00:14:47,874
‫به دزدیدن مصالح کاری متهم می‌کنن؟

369
00:14:48,080 --> 00:14:49,116
‫چون بقیه دزد هستن؟

370
00:14:49,360 --> 00:14:51,079
‫چون یه مشت بازنده‌ان.

371
00:14:51,320 --> 00:14:52,515
‫،و جای مقابله باهاش

372
00:14:52,720 --> 00:14:54,757
‫مردم موفق مثل من رو سرزنش می‌کنن.

373
00:14:54,960 --> 00:14:56,440
‫چطور جرئت می‌کنی...

374
00:14:56,640 --> 00:14:57,676
‫وقتشه، بابی.

375
00:14:59,240 --> 00:15:01,880
‫،ببین، بعضی‌هامون کارهای مهم داریم

376
00:15:02,360 --> 00:15:04,352
‫مثل سرگرم کردن مردم آمریکا.

377
00:15:04,560 --> 00:15:06,040
‫،اگه می‌خواید ببینید چطوری انجام میشه

378
00:15:06,240 --> 00:15:07,435
‫بگیرید بشینید.

379
00:15:09,480 --> 00:15:10,470
‫چه جذاب.

380
00:15:10,720 --> 00:15:12,074
‫باورم نمیشه.

381
00:15:13,200 --> 00:15:16,238
‫ما رو به ضبط برنامه دعوت کرد.

382
00:15:16,440 --> 00:15:19,512
‫آماده‌ی خندیدن هستید؟

383
00:15:19,720 --> 00:15:20,471
‫صبرکن، چی؟

384
00:15:20,680 --> 00:15:22,319
‫نه، صداتون رو نمی‌شنوم.

385
00:15:22,600 --> 00:15:23,317
‫زودباشید.

386
00:15:23,560 --> 00:15:24,994
‫بهتون تی‌شرت دادم که بخندیدها.

387
00:15:25,200 --> 00:15:26,714
‫همه‌ی جوک‌های باحالم رو گفتم.

388
00:15:26,920 --> 00:15:27,717
‫دیگه چی می‌خواید؟

389
00:15:28,440 --> 00:15:29,078
‫آره.

390
00:15:29,320 --> 00:15:30,959
‫بازم تی‌شرت!

391
00:15:31,440 --> 00:15:33,272
‫- آره!
‫- بیاید دوباره امتحانش کنیم.

392
00:15:33,480 --> 00:15:34,675
‫ببین چی گرفتم.

393
00:15:34,880 --> 00:15:36,234
‫آماده‌ی خندیدن هستید؟

394
00:15:36,440 --> 00:15:38,238
‫- آره!
‫- خیلی‌خب، بچه‌ها.

395
00:15:38,640 --> 00:15:39,471
‫بیاید برنامه رو شروع کنیم.

396
00:15:40,760 --> 00:15:41,910
‫آره!

397
00:15:42,760 --> 00:15:44,080
‫اومدش، اومدش.

398
00:15:53,880 --> 00:15:55,519
‫خب، این بدترین قرار زندگیم بود.

399
00:15:57,320 --> 00:15:58,800
‫ای بابا، دست بردار، بابی.

400
00:15:59,000 --> 00:16:00,354
‫مطمئنم اونقدرها بد نبوده.

401
00:16:00,640 --> 00:16:02,279
‫قبل از رسیدن دسر رفت.

402
00:16:02,520 --> 00:16:05,240
‫ولی دسر بهترین بخش غذاست، بابی.

403
00:16:06,800 --> 00:16:09,759
‫خب، نیمه‌ی پر لیوان رو ببین، سعی کردی
‫رژیم بگیری.

404
00:16:11,320 --> 00:16:13,437
‫نگفتم من قبل از رسیدن دسر رفتم.

405
00:16:13,720 --> 00:16:16,838
‫اون کلاه‌بردار مغرور
‫به این افتخار می‌کنه؟

406
00:16:17,640 --> 00:16:18,960
‫صبرکن، این برنامه درباره‌ی چیه؟

407
00:16:19,200 --> 00:16:20,236
‫اون‌ها دوست‌های

408
00:16:20,440 --> 00:16:21,715
‫خیالیش هستن.

409
00:16:21,960 --> 00:16:23,758
‫بهش کمک می‌کنن
‫با مشکلات تزلزلش کنار بیاد.

410
00:16:24,000 --> 00:16:25,673
‫- اوه.
‫همه‌مون چنین مشکلاتی داشتیم، درسته؟

411
00:16:25,920 --> 00:16:27,479
‫- فقط توی مهمونی تحت‌تأثیر قرارش میدم.
‫- درسته.

412
00:16:27,680 --> 00:16:28,477
‫ببخشید.

413
00:16:29,120 --> 00:16:30,110
‫ببخشید.

414
00:16:30,320 --> 00:16:31,117
‫وقت استراحت.

415
00:16:31,320 --> 00:16:32,197
‫ببخشید.

416
00:16:32,440 --> 00:16:33,191
‫شرمنده.

417
00:16:33,400 --> 00:16:34,914
‫تو کار یه آدم مرده رو دزدیدی

418
00:16:35,120 --> 00:16:36,474
‫و تبدیلش کردی به این؟

419
00:16:37,040 --> 00:16:38,030
‫برو گم‌شو، خرس مسخره.

420
00:16:38,800 --> 00:16:39,836
‫فکر می‌کنی داری چی‌کار می‌کنی، مرد؟

421
00:16:40,040 --> 00:16:40,791
‫،برنامه‌ات رو می‌دزدم

422
00:16:41,000 --> 00:16:42,798
‫که منصفانه‌است چون تو هم از یکی دزدیدیش.

423
00:16:43,040 --> 00:16:45,509
‫هی، سرت به کار خودت باشه، دکتر هو.

424
00:16:45,720 --> 00:16:46,870
‫از اینجا بزن به چاک.

425
00:16:47,080 --> 00:16:48,036
‫دکتر هو؟

426
00:16:48,240 --> 00:16:49,310
‫نخندید.

427
00:16:52,760 --> 00:16:53,511
‫وای، خدا.

428
00:16:54,040 --> 00:16:55,315
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

429
00:16:55,520 --> 00:16:56,749
‫درسته، چی داری بگی؟

430
00:16:56,960 --> 00:16:57,837
‫گم‌شو، دست دراز.

431
00:16:58,040 --> 00:17:00,157
‫با تو حرفی نمی‌زنم.
‫از برنامه‌ی من گم‌شو بیرون، مرد.

432
00:17:00,360 --> 00:17:02,477
‫باشه. باشه. با من حرف نزن.

433
00:17:02,680 --> 00:17:04,319
‫بیا یه صحبتی با یکی از دوست‌های
‫قدیمیت داشته باشیم، باشه؟

434
00:17:04,520 --> 00:17:05,920
‫- اینجا چی داریم؟
‫- نمی‌تونی به اون عروسک‌ها دست بزنی.

435
00:17:06,120 --> 00:17:07,270
‫کسی اینجا کار می‌کنه؟!

436
00:17:07,720 --> 00:17:09,632
‫همینه.
‫خیلی‌خب، این خیلی خوبه.

437
00:17:09,880 --> 00:17:11,155
‫نه، نه، اون رو بذار...

438
00:17:11,360 --> 00:17:13,079
‫- بذارش زمین.
‫- چی؟ چی؟

439
00:17:13,280 --> 00:17:15,954
‫حسودیت شده یه نفر دیگه
‫دستش رو کرده تو کونم؟

440
00:17:16,920 --> 00:17:18,877
‫راستش، این کار سخت‌تر از اونیه که...

441
00:17:19,840 --> 00:17:21,559
‫- جدی میگم، بذارش زمین.
‫- فهمیدم چطوریه.

442
00:17:21,760 --> 00:17:23,353
‫خب. کجا بودم؟
‫تو...

443
00:17:27,160 --> 00:17:29,038
‫دارم بهت میگم، فقط بخواب رو زمین.

444
00:17:29,240 --> 00:17:31,357
‫نگران نباشید.

445
00:17:31,560 --> 00:17:33,392
‫فقط یه اسلحه‌است که توی عروسکش مخفی شده بود.

446
00:17:33,760 --> 00:17:35,831
‫- لوسیفر، اسلحه رو بذار کنار.
‫- باشه.

447
00:17:36,080 --> 00:17:37,070
‫درسته. باشه.

448
00:17:37,560 --> 00:17:39,711
‫خب، حداقل کسی آسیب ندید.

449
00:17:42,680 --> 00:17:45,070
‫کار اون بود.

450
00:17:50,000 --> 00:17:52,117
‫دیوانه‌ای؟
‫ممکن بود بکشیش.

451
00:17:52,320 --> 00:17:55,631
‫من؟ من که یه تفنگ رو توی
‫یه عروسک مخفی نکرده بودم.

452
00:17:56,280 --> 00:17:57,316
‫یا نکنه تمام عروسک‌ها داخل‌شون
‫اسلحه هست؟

453
00:17:57,520 --> 00:17:58,351
‫اگه اینطوریه، باید دستگاه ضبط ویدئوم رو بفروشم.

454
00:17:58,560 --> 00:18:00,677
‫نه. هیچوقت از اون عروسک استفاده نمی‌کردیم.

455
00:18:00,880 --> 00:18:02,599
‫اون دوست تخیلی دوست‌های تخیلیم بود.

456
00:18:02,800 --> 00:18:04,075
‫شخصیتش موفق نبود.

457
00:18:04,280 --> 00:18:05,760
‫- برام سؤاله دلیلش چی بوده.
‫- پس یه تفنگ داخلش مخفی کردی؟

458
00:18:05,960 --> 00:18:06,871
‫فکر نمی‌کردم یه روانی

459
00:18:07,080 --> 00:18:08,196
‫بخواد باهاش من رو بکشه.

460
00:18:08,440 --> 00:18:09,396
‫فقط یه زخم سطحیه.

461
00:18:09,600 --> 00:18:10,920
‫و اعتراف می‌کنی که اسلحه‌ی توئه؟

462
00:18:11,600 --> 00:18:12,238
‫آره.

463
00:18:12,480 --> 00:18:13,709
‫فهمیدم.

464
00:18:13,920 --> 00:18:15,957
‫،پس زدی مقتول بیچاره‌مون رو کشتی
‫برگشتی سرکارت

465
00:18:16,160 --> 00:18:17,640
‫و توی یه عروسک کهنه مخفیش کردی.

466
00:18:17,840 --> 00:18:18,956
‫آلت قتاله این نیست.

467
00:18:19,200 --> 00:18:22,352
‫این یه ۳۸۰ـه، و
‫قاتل از یه ۹ میلی‌متری استفاده کرده.

468
00:18:22,560 --> 00:18:24,950
‫یعنی اون یکی اسلحه‌اش رو
‫یه جای دیگه مخفی کرده.

469
00:18:25,200 --> 00:18:27,351
‫پس بیاید. از همه‌ی عروسک‌ها
‫آزمایش پروستات می‌گیریم.

470
00:18:27,560 --> 00:18:29,631
‫- لوسیفر...
‫- من یه اسلحه‌ی دیگه ندارم.

471
00:18:31,160 --> 00:18:32,480
‫من جی‌دی رو نکشتم.

472
00:18:32,760 --> 00:18:34,797
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.
‫تو یه دزدی.

473
00:18:35,000 --> 00:18:36,912
‫،همه‌ی چیزهای جی‌دی رو ازش گرفتی
‫حتی زندگیش رو.

474
00:18:37,120 --> 00:18:40,113
‫پس زودباش، واقعاً چه خواسته‌ی دیگه‌ای داری؟

475
00:18:43,640 --> 00:18:45,074
‫می‌خوام از این جهنم خارج بشم.

476
00:18:47,760 --> 00:18:50,798
‫،هر روز میام سرکار
‫و جوک‌های مسخره‌ام رو با عروسک‌ها میگم.

477
00:18:51,520 --> 00:18:52,351
‫عروسک‌ها!

478
00:18:52,760 --> 00:18:53,830
‫بابی.

479
00:18:54,080 --> 00:18:54,957
‫منظورت چیه؟

480
00:18:55,160 --> 00:18:56,150
‫این یه کار رویاییه.

481
00:18:56,400 --> 00:18:57,436
‫یه کابوسه!

482
00:18:58,000 --> 00:18:59,036
‫می‌دونی بزرگ‌ترین جوک چیه؟

483
00:18:59,560 --> 00:19:02,119
‫- تو؟
‫- من!

484
00:19:02,320 --> 00:19:04,835
‫وقتی با خودشون حرف می‌زنن حال نمیده.

485
00:19:05,640 --> 00:19:08,314
‫،و حالا که جی‌دی مرده
‫هیچوقت نمی‌تونم از اینجا خارج بشم.

486
00:19:08,760 --> 00:19:09,989
‫منظورت چیه؟

487
00:19:13,200 --> 00:19:14,316
‫اون واقعیت رو می‌گفت.

488
00:19:18,440 --> 00:19:19,760
‫مننمایشش رو دزدیدم.

489
00:19:20,600 --> 00:19:22,114
‫برنامه‌ام رو از اون برداشتم.

490
00:19:24,120 --> 00:19:26,157
‫ولی من ازت دفاع کردم!

491
00:19:27,200 --> 00:19:28,919
‫من تو رو متهم می‌کنم، بابی لاو!

492
00:19:29,120 --> 00:19:30,156
‫تو رو متهم می‌کنم!

493
00:19:31,680 --> 00:19:33,478
‫،اگه اینقدر می‌خواستی از کار بکشی بیرون

494
00:19:33,680 --> 00:19:35,353
‫چرا فقط اعتراف نکردی و استعفا ندادی؟

495
00:19:35,560 --> 00:19:36,880
‫دستبندهای طلایی.

496
00:19:38,280 --> 00:19:40,078
‫اگه استعفا بدم، همه‌ی پول رو از دست میدم.

497
00:19:40,520 --> 00:19:43,194
‫و واقعاً از پولش خوشم میاد.

498
00:19:43,960 --> 00:19:45,474
‫و اگه جی‌دی ثابت می‌کرد

499
00:19:45,680 --> 00:19:47,160
‫،نمایشش رو دزدیدی
‫و اون‌ها اخراجت می‌کردن...

500
00:19:47,360 --> 00:19:49,192
‫به جاش یه چترنجات طلایی می‌گرفتم.

501
00:19:50,280 --> 00:19:51,873
‫واسه همین باید ظاهر کار
‫،رو حفظ می‌کردم

502
00:19:52,120 --> 00:19:53,270
‫و نمی‌ذاشتم کسی واقعیت رو بفهمه.

503
00:19:53,480 --> 00:19:55,472
‫- چرا اسلحه رو روی صحنه مخفی کردی؟
‫- آره.

504
00:19:55,680 --> 00:19:57,273
‫چون من رو تهدید به مرگ می‌کردن.

505
00:19:57,680 --> 00:20:00,593
‫،یه نفر که عصبی بود
‫ادعا می‌کرد تمام جوک‌هام درباره‌ی اونه.

506
00:20:00,880 --> 00:20:03,600
‫جوک‌هایی که اون شخصیت دزدت کِش رفته بود؟

507
00:20:03,840 --> 00:20:05,354
‫زیاد شلوغش نکن، خانوم لوپز.

508
00:20:06,280 --> 00:20:07,316
‫آره.

509
00:20:09,280 --> 00:20:11,272
‫می‌دونی کی تهدیدت می‌کرد؟

510
00:20:11,520 --> 00:20:13,557
‫از یه ایمیل ناشناس برام فرستاده می‌شدن.

511
00:20:13,760 --> 00:20:16,036
‫ولی همونطور که گفتم، جوک‌ها رو دزدیدم.

512
00:20:16,640 --> 00:20:18,359
‫تنها کسی که می‌دونه درباره‌ی کی هستن...

513
00:20:18,560 --> 00:20:20,358
‫همونه که مرده. عالی شد.

514
00:20:21,240 --> 00:20:22,435
‫اون ایمیل‌ها رو لازم دارم.

515
00:20:23,120 --> 00:20:24,440
‫باشه.

516
00:20:31,720 --> 00:20:32,949
‫خدایا.

517
00:20:34,240 --> 00:20:36,675
‫این‌کار باید خیلی دردناک باشه.

518
00:20:37,200 --> 00:20:40,511
‫بارها یه عضو از خودت رو ببری.

519
00:20:42,560 --> 00:20:45,394
‫،لوسیفر جوری نشون می‌داد انگار چیز خاصی نیست
‫ولی...

520
00:20:47,160 --> 00:20:47,911
‫آخ.

521
00:20:48,360 --> 00:20:50,352
‫،همه‌مون دردهایی داریم که مخفی‌شون می‌کنیم، لیندا

522
00:20:51,360 --> 00:20:53,192
‫که آماده نیستیم به بقیه بگیم‌شون.

523
00:20:56,880 --> 00:20:58,109
‫کاملاً درسته.

524
00:21:00,440 --> 00:21:02,352
‫از کجا می‌دونی یه امتحانه؟

525
00:21:02,600 --> 00:21:05,559
‫چون با اینکه مجبور بشم تنها چیزی که بدجوری

526
00:21:05,760 --> 00:21:07,513
‫،می‌خوامش رو از دست بدم
‫روبرو شدم.

527
00:21:07,960 --> 00:21:10,395
‫- ممکنه یه بدشانسی ناجور باشه.
‫- نه.

528
00:21:10,600 --> 00:21:12,239
‫پدرم همیشه یه نقشه‌ای داره.

529
00:21:13,640 --> 00:21:14,960
‫دیگه به این شک ندارم.

530
00:21:17,680 --> 00:21:19,194
‫به نظر بدجوری بی‌رحمانه‌است.

531
00:21:19,400 --> 00:21:21,835
‫،خب، اگه آسون بود
‫دیگه اسمش رو نمی‌ذاشتن امتحان.

532
00:21:22,840 --> 00:21:23,432
‫درسته؟

533
00:21:31,280 --> 00:21:33,033
‫می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی".
‫،اینقدر من رو مسخره نکن

534
00:21:33,240 --> 00:21:35,357
‫".وگرنه بهت چاقو می‌زنم

535
00:21:35,600 --> 00:21:37,193
‫می‌دونم داری مسخره‌ام می‌کنی".

536
00:21:37,440 --> 00:21:38,920
‫".بس کن وگرنه می‌کشمت

537
00:21:39,600 --> 00:21:40,829
‫طرف اصلاً ابتکار به خرج نداده، درست میگم؟

538
00:21:41,320 --> 00:21:42,993
‫ظاهراً تهدیدها از هفته‌ی پیش تموم شدن

539
00:21:43,200 --> 00:21:44,953
‫بعد از اینکه جی‌دی فیلمش رو پست کرد.

540
00:21:45,680 --> 00:21:47,399
‫پس فکرمی‌کنی قاتل دیدش
‫و بعد متوجه شده

541
00:21:47,600 --> 00:21:49,876
‫کل این مدت داشته کمدین
‫اشتباهی رو تهدید می‌کرده؟

542
00:21:50,120 --> 00:21:51,918
‫و بعدش جی‌دی رو کشته بعد از اینکه فهمیده

543
00:21:52,160 --> 00:21:54,038
‫درواقع اون داشته مسخره‌اش می‌کرده.

544
00:21:54,560 --> 00:21:55,391
‫به نظر ممکن میاد.

545
00:21:55,720 --> 00:21:56,471
‫خب...

546
00:21:56,680 --> 00:21:58,034
‫سر کدوم جوک اینقدر عصبی شده؟

547
00:21:58,240 --> 00:22:00,311
‫قاتل‌مون دوستان تخیلی بی‌مزه داشته؟

548
00:22:01,040 --> 00:22:02,838
‫نه، اون بعدش اتفاق افتاده.

549
00:22:03,280 --> 00:22:05,397
‫،من یه مقدار تحقیق کردم، و در اصل

550
00:22:05,600 --> 00:22:08,158
‫- برنامه خیلی زننده‌تر بوده.
‫- هوم؟

551
00:22:08,360 --> 00:22:11,273
‫درباره‌ی یه مرد که مشکلات
‫تزلزل داره درباره‌ی...

552
00:22:14,160 --> 00:22:15,435
‫خب، واقعاً نمی‌خوام بهت بگم.

553
00:22:15,680 --> 00:22:17,433
‫خب، حالا دیگه باید بدونم.

554
00:22:19,680 --> 00:22:23,833
‫،مشکلات تزلزل داره درباره‌ی
‫میکروپینسش.
‫[ آلت تناسلی بسیار کوچکش ]

555
00:22:26,000 --> 00:22:27,320
‫خیلی‌خب.

556
00:22:28,360 --> 00:22:29,680
‫داشتن آلت کوچیک هم بد دردیه.

557
00:22:29,880 --> 00:22:31,553
‫پس داری میگی داریم دنبال یه سوزن
‫تو انبار آلت می‌گردیم.

558
00:22:31,760 --> 00:22:33,513
‫دیدی، واسه همین نمی‌خواستم بهت بگم.

559
00:22:34,120 --> 00:22:35,998
‫خلاصه، بعد از اینکه شد یه برنامه‌ی خانوادگی...

560
00:22:36,200 --> 00:22:37,270
‫بخش میکروپینس برداشته شد.

561
00:22:37,480 --> 00:22:38,675
‫کسی متوجهش شد؟

562
00:22:38,880 --> 00:22:40,200
‫باشه.

563
00:22:41,040 --> 00:22:41,678
‫باشه.

564
00:22:41,920 --> 00:22:43,673
‫خودت رو خالی کن.

565
00:22:43,920 --> 00:22:45,479
‫هرچی داری بریز بیرون.

566
00:22:49,560 --> 00:22:50,198
‫چیه؟

567
00:22:51,440 --> 00:22:52,476
‫خب، شاید...

568
00:22:53,000 --> 00:22:55,037
‫بهتره این پرونده رو بسته در نظر بگیریم.

569
00:22:55,240 --> 00:22:56,310
‫ببخشید؟

570
00:22:57,120 --> 00:22:58,270
‫،خب، ما فکرمی‌کردیم بابی یه جوک رو دزدیده

571
00:22:58,520 --> 00:23:01,752
‫،ولی درواقع
‫مرحوم‌مون وجود این مرد رو دزدیده.

572
00:23:01,960 --> 00:23:03,872
‫،یعنی، وجود خیلی ریز و میکروسکوپیش
‫،درسته

573
00:23:04,080 --> 00:23:05,594
‫ولی به هرحال وجودش رو دزدیده.

574
00:23:06,000 --> 00:23:06,877
‫،پس، درواقع

575
00:23:07,080 --> 00:23:08,673
‫فکرمی‌کنم قاتل‌مون اینجا مقتوله.

576
00:23:08,880 --> 00:23:11,076
‫آره، راستش اینطوری‌ها نیستش.

577
00:23:11,320 --> 00:23:12,800
‫هنوز باید قاتل‌مون رو پیداکنیم.

578
00:23:13,520 --> 00:23:16,354
‫،این رو می‌برم به بخش سایبری
‫ببینم میشه یه آدرس آی‌پی پیداکنن یا نه.

579
00:23:23,280 --> 00:23:24,111
‫چی؟ نه.

580
00:23:24,320 --> 00:23:26,357
‫،سینمن (دارچین) نه
‫سینرمن.

581
00:23:26,560 --> 00:23:28,279
‫ادویه که نیست، میز.

582
00:23:29,600 --> 00:23:31,353
‫،خب آره، می‌دونم وقتت پره

583
00:23:31,560 --> 00:23:34,029
‫ولی مطمئناً می‌تونی وقت بذاری و
‫برام پیداش کنی.

584
00:23:35,040 --> 00:23:37,191
‫باشه. اینقدر تظاهر نکن تماس
‫داره قطع میشه، میز.

585
00:23:37,400 --> 00:23:38,311
‫خودم حقه‌اش رو یادت دادم.

586
00:23:39,400 --> 00:23:40,311
‫میز.

587
00:23:41,080 --> 00:23:42,150
‫مازکین!

588
00:23:53,480 --> 00:23:54,880
‫لوسیفر مورنینگ‌استار.

589
00:23:56,320 --> 00:23:58,391
‫فهمیدم واقعاً چی هستی.

590
00:24:06,480 --> 00:24:08,870
‫پس، به اینجا رسید، نه؟

591
00:24:09,360 --> 00:24:11,795
‫بالأخره، یه نفر توی اداره‌ی پلیس
‫فهمیدم که من

592
00:24:12,000 --> 00:24:14,913
‫:دقیقاً همونی هستم که میگم
‫خود شیطان.

593
00:24:16,200 --> 00:24:17,554
‫خب، تعجب کردم اینقدر دیر فهمیدی.

594
00:24:17,800 --> 00:24:18,677
‫نمی‌دونم چرا با تکبر راه میری

595
00:24:18,880 --> 00:24:19,757
‫و به خودت میگی ابلیس.

596
00:24:19,960 --> 00:24:20,871
‫با تکبر"؟"

597
00:24:21,480 --> 00:24:22,960
‫موضوع درباره‌ی سینرمن‌ـه.

598
00:24:23,480 --> 00:24:25,472
‫درسته.

599
00:24:25,680 --> 00:24:26,511
‫فهمیدم چه خبره.

600
00:24:26,720 --> 00:24:28,757
‫،یه آدم مرموز تازه‌وارد

601
00:24:28,960 --> 00:24:30,076
‫جذاب و خوشتیپ.

602
00:24:30,320 --> 00:24:32,312
‫فکرمی‌کنی من سینرمن‌ام.

603
00:24:32,600 --> 00:24:33,317
‫خب، راستش...

604
00:24:33,520 --> 00:24:35,830
‫تو سینرمن نسیتی...
‫اون باهوش و مبتکره.

605
00:24:36,280 --> 00:24:37,350
‫تو من رو نمی‌شناسی.

606
00:24:37,760 --> 00:24:40,116
‫شاید واقعاً سینرمن باشم، سورپرایز!

607
00:24:41,120 --> 00:24:43,112
‫نه، تعقیبت کردم و سابقه‌ات رو بررسی کردم.

608
00:24:43,880 --> 00:24:45,234
‫تو بی‌فکر و کم‌ظرفیت هستی.

609
00:24:45,440 --> 00:24:46,954
‫نخیر.

610
00:24:51,000 --> 00:24:51,751
‫بسیارخوب.

611
00:24:51,960 --> 00:24:53,633
‫فکرمی‌کنی کی هستم؟

612
00:24:54,360 --> 00:24:55,077
‫یه احمق.

613
00:24:56,560 --> 00:24:58,597
‫که چی، دزدکی وارد آپارتمانم شدی
‫که بهم توهین کنی؟

614
00:24:58,800 --> 00:25:00,473
‫می‌تونستی صبرکنی بیام دفتر.

615
00:25:00,720 --> 00:25:02,473
‫نه، اومدم بهت هشدار بدم.

616
00:25:03,600 --> 00:25:04,590
‫،می‌دونم داری درباره‌اش تحقیق می‌کنی

617
00:25:04,840 --> 00:25:06,672
‫ولی نمی‌دونی داری چی‌کار می‌کنی.

618
00:25:08,000 --> 00:25:09,354
‫سینرمن یه افسانه نیست.

619
00:25:09,560 --> 00:25:10,994
‫خودم خبردارم، ممنون.

620
00:25:11,200 --> 00:25:12,839
‫اسمی نیست که همین‌جوری کسی بگه.

621
00:25:13,560 --> 00:25:14,437
‫حتی توی ایستگاه پلیس.

622
00:25:14,640 --> 00:25:16,154
‫واسه همین اومدم صحبت کنم.

623
00:25:16,400 --> 00:25:17,550
‫اون خیلی خطرناکه.

624
00:25:18,240 --> 00:25:19,151
‫منم همینطور.

625
00:25:19,680 --> 00:25:20,796
‫شاید.

626
00:25:21,240 --> 00:25:23,391
‫به هرحال، باید بدونی
‫با کی در افتادی.

627
00:25:24,040 --> 00:25:25,633
‫توی شیکاگو باهاش درگیر شدم.

628
00:25:26,920 --> 00:25:27,876
‫آخرش خوب نشد.

629
00:25:28,080 --> 00:25:30,549
‫بعدش چی؟ دمت رو گذاشتی
‫رو کولت و فرار کردی اینجا؟

630
00:25:30,920 --> 00:25:31,717
‫بله.

631
00:25:32,040 --> 00:25:33,110
‫اوه.

632
00:25:33,440 --> 00:25:36,080
‫اون یه شخص نزدیک بهم رو... کشت.

633
00:25:38,520 --> 00:25:39,954
‫خیلی بهم نزدیک بود.

634
00:25:41,560 --> 00:25:43,233
‫نمی‌خوام اتفاقی که برام افتاد
‫واسه کسی اتفاق بیوفته.

635
00:25:43,520 --> 00:25:44,397
‫حتی واسه تو.

636
00:25:45,720 --> 00:25:46,676
‫باید مراقب باشی.

637
00:25:46,880 --> 00:25:49,475
‫،اون از من دزدی کرد، ستوان
‫و من این رو تحمل نمی‌کنم.

638
00:25:49,680 --> 00:25:51,478
‫- گوش نمیدی.
‫- چرا میدم.

639
00:25:51,680 --> 00:25:53,273
‫حالا تو گوش بده.

640
00:25:53,520 --> 00:25:56,319
‫،اگه می‌خوای می‌تونی خودت رو بیخیالی بزنی

641
00:25:56,840 --> 00:25:59,833
‫وقتی من با سینرمن رو در رو میشم، باشه؟

642
00:26:00,920 --> 00:26:01,956
‫خودم حلش می‌کنم.

643
00:26:10,160 --> 00:26:11,310
‫خب...

644
00:26:11,760 --> 00:26:12,591
‫بندازیمش تو بخش کود؟

645
00:26:12,840 --> 00:26:13,637
‫بازیافتی؟

646
00:26:15,680 --> 00:26:19,117
‫تا حالا یه عضو الهی
‫رو پرت نکردم.

647
00:26:23,800 --> 00:26:24,517
‫زباله‌ی زائد.

648
00:26:32,080 --> 00:26:36,632
‫فکرمی‌کردم یه مقدار...
‫بیشتر احترام می‌ذاریم.

649
00:26:37,000 --> 00:26:38,992
‫جای اینکه همین‌جوری آتیش‌شون بزنیم.

650
00:26:42,280 --> 00:26:43,600
‫چیزی بگیم؟

651
00:26:44,240 --> 00:26:45,435
‫حس می‌کنم باید یه چیزی بگیم...

652
00:26:45,640 --> 00:26:47,518
‫می‌خوای چی بگم، لیندا؟

653
00:26:47,960 --> 00:26:49,360
‫من این امتحان رو انتخاب نکرده بودم.

654
00:26:49,560 --> 00:26:51,756
‫حتی نمی‌دونم واقعاً یه امتحان باشه.

655
00:26:52,920 --> 00:26:55,389
‫یعنی، شاید فقط دارم
‫خودم رو شکنجه می‌کنم.

656
00:26:58,240 --> 00:27:01,039
‫ولی اگه لوسیفر می‌خواد
‫،با بال‌هاش مثل زباله رفتار کنه

657
00:27:01,560 --> 00:27:03,995
‫پس بهتره همون آشغال باشن.
‫حتی اگه واقعاً

658
00:27:04,200 --> 00:27:05,350
‫ناراحتم بکنه.

659
00:27:06,200 --> 00:27:08,760
‫فکرنکنم لوسیفر بدونه این‌کار چقدر ناراحتت می‌کنه.

660
00:27:09,320 --> 00:27:10,800
‫هیچوقت نمی‌دونه.

661
00:27:11,200 --> 00:27:12,680
‫،و با این‌که نمی‌فهمه

662
00:27:12,880 --> 00:27:16,510
‫انگار هرکاری انجام میده واسه
‫ناراحت کردن من طراحی‌ شدن.

663
00:27:18,400 --> 00:27:19,550
‫که امتحانت کنه؟

664
00:27:22,280 --> 00:27:23,794
‫وای.

665
00:27:26,640 --> 00:27:27,596
‫راست میگی.

666
00:27:29,160 --> 00:27:31,800
‫کل این مدت جلوی چشم‌هام بوده.

667
00:27:32,400 --> 00:27:33,880
‫امتحان من لوسیفره.

668
00:27:34,080 --> 00:27:35,673
‫همیشه لوسیفر بوده.

669
00:27:39,840 --> 00:27:41,559
‫تو خیلی عاقلی، لیندا.

670
00:27:42,080 --> 00:27:43,196
‫ممنون، آمین.

671
00:27:43,840 --> 00:27:45,672
‫آره، زیاد جالب نبود، نه؟

672
00:28:00,840 --> 00:28:02,832
‫دیشب یه گفتگوی روشن‌کننده

673
00:28:03,040 --> 00:28:04,520
‫با ستوان جدیدمون داشتم.

674
00:28:04,720 --> 00:28:06,074
‫- چی‌کار کردی؟
‫- هیچی.

675
00:28:06,280 --> 00:28:08,590
‫هنوز هیچی.
‫بهم هشدار داد درباره‌ی سینرمن حرف نزنم.

676
00:28:08,800 --> 00:28:09,756
‫آره، راست میگه.

677
00:28:10,040 --> 00:28:11,269
‫اینطوری دیوونه... تر میشی.

678
00:28:11,480 --> 00:28:12,834
‫نه. اون واقعاً می‌دونه...

679
00:28:13,080 --> 00:28:15,117
‫بخش سایبری تمام ایمیل‌ها رو
‫به یه آدرس آی‌پی شناسایی کرده.

680
00:28:15,360 --> 00:28:17,238
‫یه کلاب کمدی در سانست
‫به اسم خنده‌ساز.

681
00:28:17,560 --> 00:28:18,960
‫پس یعنی اونجا کار می‌کنه؟

682
00:28:19,160 --> 00:28:20,480
‫شاید. ایمیل‌ها همیشه در ساعت ۸ شب

683
00:28:20,680 --> 00:28:21,955
‫- پنج‌شنبه‌ها ارسال می‌شدن.
‫- و اون زمانیه که

684
00:28:22,200 --> 00:28:23,270
‫برنامه‌ی بابی پخش می‌شده.
‫پس با عقل جور در میاد

685
00:28:23,480 --> 00:28:24,357
‫که ممکنه اون اعصابش رو به هم ریخته باشه.

686
00:28:24,560 --> 00:28:25,789
‫آره، همینطور وقتیه که
‫،برنامه‌ی میکروفن آزاد می‌ذارن

687
00:28:26,000 --> 00:28:27,798
‫پس ممکنه هرکدوم از کمدین‌هایی بوده
‫که اجرا کردن.

688
00:28:28,320 --> 00:28:29,390
‫یا یه طرفدار سرسخت.

689
00:28:29,640 --> 00:28:30,960
‫به هرحال، نامتناقض هستن.

690
00:28:31,200 --> 00:28:32,031
‫منطقیه که قاتل به شب

691
00:28:32,280 --> 00:28:33,475
‫میکروفن آزاد بعدی بیاد.

692
00:28:33,680 --> 00:28:34,591
‫که همین امشبه.

693
00:28:34,920 --> 00:28:36,400
‫- خب چطوری بکشونیمش بیرون؟
‫- آسونه.

694
00:28:36,600 --> 00:28:38,353
‫همه‌ی افراد داخل کلاب در دستگیر کنید
‫و شلوارشون رو بکشید پایین.

695
00:28:38,560 --> 00:28:39,994
‫کوچولوترین دودول برنده میشه، واسه یه بارم که شده.

696
00:28:40,200 --> 00:28:42,715
‫یا، معلومه طرف‌مون خیلی حساسه، درسته؟

697
00:28:42,960 --> 00:28:43,950
‫چطوره از اون حساسیتش استفاده کنیم
‫و بیاریمش بیرون؟

698
00:28:44,200 --> 00:28:45,953
‫چی مثلاً، به یه نفر رو ببریم روی استیج
‫که خیلی عصبیش می‌کنه؟

699
00:28:46,880 --> 00:28:47,870
‫آره. آره، جواب میده.

700
00:28:48,120 --> 00:28:50,510
‫و فکرکنم همه‌مون بهترین شخص
‫رو واسه این‌کار می‌شناسیم.

701
00:28:52,440 --> 00:28:53,317
‫،خیلی‌خب

702
00:28:53,560 --> 00:28:56,473
‫،لطفاً تشویق کنید
‫،برای اولین بار

703
00:28:56,720 --> 00:28:58,677
‫شخصی بسیار خوشتیپ...

704
00:28:58,920 --> 00:29:01,913
‫دن اسپینوزا.

705
00:29:07,160 --> 00:29:09,117
‫یادت نره بگی "آره، و،" دنیل.

706
00:29:17,160 --> 00:29:18,879
‫سلام به همه.

707
00:29:19,240 --> 00:29:20,390
‫- سلام.
‫- سلام.

708
00:29:22,840 --> 00:29:23,717
‫خب...

709
00:29:24,000 --> 00:29:24,717


710
00:29:24,920 --> 00:29:26,513
‫اوه...

711
00:29:27,200 --> 00:29:28,395
‫من یه دوستی دارم.

712
00:29:29,280 --> 00:29:32,079
‫و... بنده خدا دستگاهش کوچیکه.

713
00:29:32,320 --> 00:29:33,390
‫چی؟

714
00:29:33,600 --> 00:29:34,875
‫یه میکروپینس.

715
00:29:35,520 --> 00:29:37,000
‫،درواقع

716
00:29:38,080 --> 00:29:39,878
‫،از بس کوچیکه

717
00:29:40,160 --> 00:29:41,560
‫که حتی میکروپینس حساب نمیشه.

718
00:29:41,800 --> 00:29:43,029
‫یه اَتومیک‌پینس‌ـه.
‫[ آلت اتمی ]

719
00:29:45,960 --> 00:29:47,314
‫چون اتم‌ها خیلی کوچیک هستن.

720
00:29:47,520 --> 00:29:49,876
‫نه چون... منفجر میشه.

721
00:29:51,560 --> 00:29:54,997
‫- آلتش اینقدر کوچیکه...
‫- هو!

722
00:29:55,240 --> 00:29:57,072
‫بابا یه مشکل پزشکیه، هیولا.

723
00:30:02,000 --> 00:30:03,480
‫- لوسیفر...
‫- چیه؟ نمی‌تونم صبرکنم، نمی‌خوام صبرکنم.

724
00:30:03,680 --> 00:30:04,909
‫خیلی خنده‌داره، کارآگاه.

725
00:30:05,120 --> 00:30:06,873
‫نه، نه، ادامه بده.
‫می‌خوام ادامه بدی.

726
00:30:07,080 --> 00:30:07,718
‫دریافت شد.

727
00:30:08,480 --> 00:30:09,231
‫خلاصه... که چی؟

728
00:30:09,920 --> 00:30:11,434
‫بعد می‌خوای بگی که آلتش

729
00:30:11,640 --> 00:30:13,279
‫،اینقدر کوچیکه که وقتی می‌خواد سکس کنه

730
00:30:13,480 --> 00:30:14,800
‫باید بگرده دنبالش؟

731
00:30:15,040 --> 00:30:17,680
‫،یا دولش اینقدر کوچیکه

732
00:30:17,920 --> 00:30:19,195
‫که انگار بیضه‌هاش داره کوچیک‌ترین

733
00:30:19,400 --> 00:30:20,720
‫علامت شست تاریخ رو نشون میدن؟

734
00:30:20,960 --> 00:30:21,757
‫ها؟

735
00:30:22,040 --> 00:30:23,076
‫شرم بر تو

736
00:30:23,280 --> 00:30:25,078
‫که این بیچاره رو مسخره می‌کنی.

737
00:30:25,280 --> 00:30:27,237
‫- آره!
‫- صبرکن.

738
00:30:27,440 --> 00:30:28,760
‫،شاید اصلاً دوستی درکار نیست

739
00:30:28,960 --> 00:30:30,792
‫و خودت هستی که چیزی لاپات نیست.

740
00:30:31,000 --> 00:30:32,400
‫چی؟ نه.

741
00:30:32,640 --> 00:30:34,996
‫نه، من میکروپینس ندارم.

742
00:30:35,200 --> 00:30:36,395
‫یعنی، نه اینکه داشتن میکروپینس
‫مشکلی داشته باشه.

743
00:30:36,720 --> 00:30:37,995
‫زودباش. الان فرصتش رو داری.

744
00:30:38,280 --> 00:30:40,112
‫،به مردم اون آلت کوچیک
‫و مورچه‌ایت رو نشون بده.

745
00:30:40,320 --> 00:30:41,879
‫من یه آلت کوچیک و...

746
00:30:42,080 --> 00:30:43,309
‫عیب نداره!

747
00:30:43,520 --> 00:30:45,113
‫ما تو رو با مردانگی ریزت قبول می‌کنیم.

748
00:30:45,400 --> 00:30:47,278
‫من آلت ریز...

749
00:30:48,040 --> 00:30:49,520
‫- خدای من...
‫- لوسیفر.

750
00:30:49,720 --> 00:30:50,676
‫چیه، شما نیاوردین؟

751
00:30:50,880 --> 00:30:52,837
‫برو پایین.

752
00:30:53,200 --> 00:30:55,157
‫یا شوشولت رو نشون‌مون بده.
‫هوم؟

753
00:30:55,360 --> 00:30:57,397
‫- آره!
‫- آره. هو!

754
00:30:58,880 --> 00:31:00,473
‫همینه!

755
00:31:02,720 --> 00:31:03,710
‫چه عالی.

756
00:31:05,280 --> 00:31:06,031
‫اون دیگه چه کوفتی بود، مرد؟

757
00:31:06,680 --> 00:31:08,114
‫همه‌ی نقشه‌مون رو خراب کردی.

758
00:31:08,640 --> 00:31:09,835
‫خب، به نظرم با اون تلاش

759
00:31:10,040 --> 00:31:11,269
‫بی‌ثمرت واسه بامزه بودن خرابش کردی.

760
00:31:11,480 --> 00:31:13,312
‫من فقط یه گوجه پرت کردم
‫به سمت یه آدمی که داره غرق میشه.

761
00:31:13,520 --> 00:31:14,715
‫مگه چقدر این فرصت گیر میاد؟

762
00:31:15,200 --> 00:31:17,032
‫من از اول هم حتی نمی‌خواستم انجامش بدم.

763
00:31:17,360 --> 00:31:20,512
‫و بهت گفتم استند‌آپ و
‫و بداهه کاملاً متفاوت هستن.

764
00:31:21,120 --> 00:31:21,917
‫تو چرا جلوش رو نگرفتی؟

765
00:31:22,400 --> 00:31:23,629
‫چون گفتم شاید قاتل بخواد

766
00:31:23,840 --> 00:31:25,194
‫به یه آدم هم‌درد واکنش نشون بده.

767
00:31:25,440 --> 00:31:26,715
‫اون هم‌دردی نکرد.

768
00:31:26,920 --> 00:31:27,876
‫فقط ازش به عنوان یه بهانه استفاده کرد

769
00:31:28,080 --> 00:31:30,515
‫که جوک‌های میکروپنیسی بیشتر بگه.

770
00:31:31,040 --> 00:31:33,191
‫امکان نداره کسی بخواد
‫از کارش تشکر کنه.

771
00:31:33,400 --> 00:31:34,151
‫سلام، مرد.

772
00:31:34,680 --> 00:31:36,160
‫فقط، می‌خواستم بگم...

773
00:31:36,640 --> 00:31:38,233
‫واقعاً ممنونم که اون حرف‌ها رو زدی.

774
00:31:39,080 --> 00:31:40,196
‫ها.

775
00:31:40,720 --> 00:31:42,359
‫کاملاً. قابلت رو نداشت.

776
00:31:42,560 --> 00:31:44,995
‫یعنی، یه نفر باید واسه این
‫مظلوم‌ها ایستادگی کنه، درست میگم؟

777
00:31:45,320 --> 00:31:45,992
‫آره.

778
00:31:46,200 --> 00:31:48,351
‫شنیدن چنین حرف‌هایی فقط...

779
00:31:48,560 --> 00:31:49,596
‫،باعث میشه بخوای یه نفر رو بکشی

780
00:31:49,840 --> 00:31:50,637
‫درست میگم؟

781
00:31:50,880 --> 00:31:53,076
‫البته.

782
00:31:53,400 --> 00:31:55,960
‫آفرین، کارآگاه.
‫،درسته، محض مطمئن شدن

783
00:31:56,160 --> 00:31:57,958
‫،شلوارش رو بکشم پایین
‫یا می‌خوای افتخارش رو از آن خودت کنی؟

784
00:31:59,680 --> 00:32:00,352
‫می‌خواید چی‌کار کنید؟

785
00:32:00,840 --> 00:32:01,591
‫- بیا دنبالم.
‫- چی؟

786
00:32:01,800 --> 00:32:02,870
‫- زودباش.
‫- من...

787
00:32:07,480 --> 00:32:08,470
‫متوجه نمیشم.

788
00:32:08,680 --> 00:32:10,717
‫داشتن میکروپینس جرم نیست.

789
00:32:10,920 --> 00:32:13,560
‫پس تو برای بابی لاو
‫ایمیل‌های تهدیدکننده نفرستادی؟

790
00:32:13,880 --> 00:32:15,394
‫نه، فرستادم.

791
00:32:15,880 --> 00:32:18,031
‫،وقتی بابی آدم خاصی نبود
‫باهاش تور می‌رفتم.

792
00:32:18,240 --> 00:32:19,913
‫و همون موقع اون درباره‌ی...

793
00:32:20,640 --> 00:32:21,278
‫وضعیتم فهمید.

794
00:32:22,960 --> 00:32:25,236
‫چطوری شنید؟

795
00:32:25,440 --> 00:32:26,715
‫خرگوش‌های خندان زیاد حرف می‌زنن.

796
00:32:26,960 --> 00:32:27,552
‫چی‌چی؟

797
00:32:28,840 --> 00:32:30,069
‫دخترهایی که دوست‌دارن با
‫کمدین‌ها سکس کنن.

798
00:32:30,280 --> 00:32:31,396
‫براش واژه‌ هم ساختن؟

799
00:32:31,600 --> 00:32:33,034
‫منم باید یه واژه داشته باشم.

800
00:32:33,240 --> 00:32:34,560
‫خرگوش‌های شیطانی.

801
00:32:34,800 --> 00:32:36,359
‫نه. لوسی‌فنز.

802
00:32:36,720 --> 00:32:37,756
‫- میشه لطفاً... ؟
‫- یا نه.

803
00:32:38,160 --> 00:32:39,480
‫،به یکی‌شون، حرف‌هایی زدم

804
00:32:39,720 --> 00:32:42,076
‫و یهو، شد بخشی از برنامه‌ی بابی.

805
00:32:42,280 --> 00:32:43,509
‫بعدش شروع کردی به تهدید کردنش.

806
00:32:43,720 --> 00:32:45,518
‫می‌خواستم حرصم رو خالی کنم، باشه؟

807
00:32:45,720 --> 00:32:47,154
‫،هربار که اون برنامه‌ی مسخره پخش می‌شد

808
00:32:47,400 --> 00:32:48,834
‫انگار یکی با مشت می‌زد تو شکم من.

809
00:32:49,480 --> 00:32:51,392
‫و بعدش فهمیدی جی‌دی داره
‫جوک‌ها رو می‌نویسه.

810
00:32:51,600 --> 00:32:52,954
‫و به‌طور توجیح‌پذیر اون رو به قتل رسوندی.

811
00:32:53,200 --> 00:32:54,520
‫من بخشیدمش.

812
00:32:54,720 --> 00:32:55,631
‫چی؟

813
00:32:55,840 --> 00:32:58,400
‫ولی اون داستان زندگیت رو دزدید
‫و ازش سود برد.

814
00:32:58,600 --> 00:32:59,920
‫چرا بخشیدیش؟

815
00:33:00,240 --> 00:33:02,630
‫مشکلی با این ندارم که یه دوست
‫که زندگیش رو واسه کمدی گذاشته انجامش بده.

816
00:33:02,840 --> 00:33:05,753
‫وقتی یه میلیونر بخواد درباره‌اش شوخی کنه
‫عصبی میشم.

817
00:33:06,400 --> 00:33:08,631
‫یا اون عوضی خوش‌قیافه از کلاب.

818
00:33:08,880 --> 00:33:10,234
‫- چی؟ کی رو میگه؟
‫- اوه.

819
00:33:10,440 --> 00:33:12,033
‫- دن.
‫- اوه، درسته.

820
00:33:12,320 --> 00:33:14,073
‫مطمئنی؟

821
00:33:14,280 --> 00:33:16,840
‫تازه، زندگی جی‌دی خیلی ناراحت‌کننده بود.

822
00:33:17,040 --> 00:33:19,157
‫یعنی، فکرکنم آخرین کارش توی کباب‌پزی بود.

823
00:33:19,600 --> 00:33:22,399
‫حتی یه داستان غم‌انگیز هم درست کرده بود
‫درباره‌ی اینکه یه کمدین استندآپ

824
00:33:22,640 --> 00:33:23,915
‫می‌خواد درباره‌ی یه شغل باهاش محاسبه کنه.

825
00:33:24,160 --> 00:33:26,152
‫- عمراً اینطوری نمی‌شد.
‫- چرا؟

826
00:33:26,400 --> 00:33:29,120
‫گفتن جوک‌های بد قبل از
‫حتی جوک‌های بدتر یه کار مطلوبه؟

827
00:33:29,360 --> 00:33:30,111
‫شوخی می‌کنی؟

828
00:33:30,360 --> 00:33:32,352
‫یه ساعت در روز کار با حقوق ۶ رقمی.

829
00:33:32,560 --> 00:33:34,040
‫،به این اشاره نکنم که
‫احتمالاً یه زمانی می‌تونی

830
00:33:34,280 --> 00:33:35,509
‫تو برنامه یه نقش بگیری.

831
00:33:35,840 --> 00:33:37,035
‫- اوه.
‫- واقعاً؟

832
00:33:37,680 --> 00:33:40,115
‫اسم این کمدین استندآپ چی بود؟

833
00:33:40,800 --> 00:33:43,269
‫شلی بود یا... ؟

834
00:33:43,480 --> 00:33:45,358
‫- شیلا؟
‫- آره، همین.

835
00:33:45,640 --> 00:33:46,676
‫می‌شناسیش؟

836
00:33:47,680 --> 00:33:48,511
‫کارمون تمومه.

837
00:33:49,040 --> 00:33:51,236
‫چی؟ کارآگاه، من چی رو نفهمیدم؟

838
00:33:51,440 --> 00:33:52,078
‫شیلا کیه؟

839
00:33:52,280 --> 00:33:54,511
‫شیلا اسم کمدین استندآپ
‫بابی لاوه.

840
00:33:56,040 --> 00:33:56,951
‫درسته.

841
00:34:02,800 --> 00:34:04,951
‫کارآگاه، مطمئنی شیلا این‌جاست؟

842
00:34:05,840 --> 00:34:10,073
‫هم‌اتاقیش گفت میاد اینجا
‫روی جوک‌های جدید کار می‌کنه، پس...

843
00:34:10,760 --> 00:34:12,353
‫خب، من هنوز نمی‌فهمم.

844
00:34:12,560 --> 00:34:15,359
‫به نظر می‌اومد داغون شده باشه وقتی
‫بابی گفت اون یه جوک دزده.

845
00:34:15,880 --> 00:34:18,679
‫خب، شاید بخاطر
‫دزدی عصبی نبوده باشه.

846
00:34:19,240 --> 00:34:23,154
‫چی؟ خب پس، واسه چی
‫عصبی بوده؟

847
00:34:25,400 --> 00:34:26,595
‫بیا بفهمیم.

848
00:34:27,480 --> 00:34:28,391
‫باشه.

849
00:34:29,680 --> 00:34:32,593
‫نه که این عروسک‌ها به اندازه‌ی کافی وحشتناک نیستن.

850
00:34:43,880 --> 00:34:45,030
‫سلام؟

851
00:34:45,520 --> 00:34:46,840
‫کسی نیست؟

852
00:34:48,080 --> 00:34:49,480
‫سلام؟

853
00:34:55,800 --> 00:34:56,870
‫لوسیفر؟

854
00:35:01,720 --> 00:35:03,757
‫سلام، کارآگاه.

855
00:35:04,320 --> 00:35:07,233
‫ببخشید.

856
00:35:07,520 --> 00:35:09,910
‫خب، نگران نباش.
‫حداقل من اسلحه دستم نیست.

857
00:35:10,240 --> 00:35:11,720
‫،اگه نمی‌خوای وضعیت رو جدی بگیری

858
00:35:12,480 --> 00:35:13,630
‫بهتره اینجا منتظرم بمونی.

859
00:35:14,720 --> 00:35:15,437
‫باشه.

860
00:35:26,720 --> 00:35:27,949
‫باشه.

861
00:35:28,800 --> 00:35:30,029
‫سلام؟

862
00:35:30,880 --> 00:35:32,155
‫کسی هست؟

863
00:35:51,520 --> 00:35:53,273
‫چی، چه خبره؟

864
00:35:53,480 --> 00:35:56,314
‫- هنوز این‌جاست؟
‫- کی؟ اون؟ شیلا؟

865
00:35:56,800 --> 00:35:57,631
‫اون این‌کار رو باهات کرده؟

866
00:35:57,880 --> 00:35:59,280
‫،بهش گفتم می‌خوام کنار بکشم

867
00:35:59,480 --> 00:36:01,711
‫،و اون عقلش رو از دست داد
‫شروع کرد داد و بی‌داد

868
00:36:01,920 --> 00:36:03,274
‫درباره‌ی کارهایی که برام انجام داده.

869
00:36:03,480 --> 00:36:05,949
‫ولی دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.
‫هنرِ من...

870
00:36:06,160 --> 00:36:08,356
‫باشه، بحران میان‌سالی باشه برای بعد.
‫چند وقت گذشته؟

871
00:36:08,840 --> 00:36:10,513
‫شاید چند دقیقه.

872
00:36:10,720 --> 00:36:12,154
‫،شنیدیم اومدین داخل
‫و بعدش اون

873
00:36:12,360 --> 00:36:14,477
‫،با قنداق اسلحه‌اش
‫زد تو صورتم!

874
00:36:14,680 --> 00:36:16,637
‫- اسلحه داره؟
‫- شنیدی چی گفتم؟!

875
00:36:16,840 --> 00:36:19,071
‫گفتم، زد تو صورتم!
‫صورتم وسیله‌ی امرار معاش‌مه!

876
00:36:19,320 --> 00:36:21,789
‫- حالم خوبه؟
‫- لوسیفر، شیلا این‌جاست!

877
00:36:22,080 --> 00:36:23,434
‫- نه.
‫- مسلحه!

878
00:36:35,280 --> 00:36:36,634
‫چرا این‌کار رو کردی، شیلا؟

879
00:36:40,160 --> 00:36:41,196
‫از سر راهم برو کنار!

880
00:36:41,400 --> 00:36:42,356
‫می‌خوام از اینجا برم.

881
00:36:42,560 --> 00:36:43,914
‫،خب، وقتی به سؤالم جواب بدی

882
00:36:44,160 --> 00:36:45,879
‫با خوشحالی می‌ذارم از کنارم رد بشی.

883
00:36:46,080 --> 00:36:49,960
‫چرا مردی رو برای این‌کار
‫پرجلوه و متظاهر شکنجه کردی و کشتی؟

884
00:36:50,160 --> 00:36:53,517
‫می‌دونی چقدر سخته از دنیای استندآپ خودت رو بالا بکشی

885
00:36:53,800 --> 00:36:55,120
‫و چنین کاری دست و پا کنی؟

886
00:36:55,520 --> 00:36:57,079
‫ولی اون دوست کمدینت بود.

887
00:36:57,640 --> 00:36:59,040
‫چرا برای کسی آدم بکشی

888
00:36:59,240 --> 00:37:00,959
‫که از جوک‌های خودت دزدیده؟

889
00:37:01,160 --> 00:37:02,116
‫خب اون مصالح کاری رو دزدیده بود.

890
00:37:02,360 --> 00:37:05,432
‫،حتی، نصف برنامه‌ی من رو هم دزدید
‫کی اهمیت میده؟!

891
00:37:05,640 --> 00:37:06,551
‫تو باید اهمیت بدی!

892
00:37:07,400 --> 00:37:08,754
‫چون جوک خودته!

893
00:37:09,320 --> 00:37:11,551
‫حتی شاید هویتت باشه.

894
00:37:12,120 --> 00:37:13,873
‫جوک‌ها یه کمدین رو تشکیل نمیدن.

895
00:37:14,120 --> 00:37:15,839
‫همه یه جوک خیلی خوب دارن.
‫[ جوک خارش کون ]

896
00:37:16,080 --> 00:37:17,594
‫مهم اینه باهاش چی‌کار کنی.

897
00:37:17,960 --> 00:37:19,076
‫تو با خارش کونت چی‌کار می‌کنی؟

898
00:37:19,280 --> 00:37:21,112
‫- جوک خیلی خوب!
‫- آها.

899
00:37:21,920 --> 00:37:24,355
‫،پس، منظورت اینه که

900
00:37:24,560 --> 00:37:26,392
‫عیب نداره کار یه نفر رو بدزدی

901
00:37:26,640 --> 00:37:27,835
‫به شرطی که خودت بهتر انجامش بدی؟

902
00:37:28,040 --> 00:37:30,157
‫و از بالاش سرشناس بشی؟
‫معلومه که هست.

903
00:37:30,680 --> 00:37:33,240
‫- اوه...
‫- حالا، اگه از سر راهم نری کنار...

904
00:37:34,240 --> 00:37:35,594
‫به خدا...

905
00:37:40,160 --> 00:37:41,833
‫کارت عالی بود، کارآگاه.

906
00:37:45,200 --> 00:37:48,557
‫باشه، خب... چطوری
‫از اینجا بیاریمش پایین؟

907
00:37:56,000 --> 00:37:56,911
‫دنیل؟

908
00:37:58,160 --> 00:37:59,753
‫نمی‌خوای که گوجه پرت کنی سمتم، درسته؟

909
00:38:00,000 --> 00:38:01,195
‫بیخیال، دنیل.

910
00:38:01,400 --> 00:38:03,551
‫فقط اون‌کار رو برای
‫پرونده انجام دادم.

911
00:38:03,880 --> 00:38:05,633
‫،همینطور، گوجه‌هام تموم شده، ولی مهم اینه که

912
00:38:05,880 --> 00:38:07,155
‫بهم پیام دادی بیام اینجا؟

913
00:38:07,360 --> 00:38:08,953
‫،شماره‌اش رو نشناختم
‫پس حدس زدم تو باشی.

914
00:38:09,160 --> 00:38:10,196
‫شماره‌ام رو ثبت نکردی؟

915
00:38:10,400 --> 00:38:11,629
‫من بودم.

916
00:38:22,320 --> 00:38:24,198
‫نمی‌خواستی دوباره واسه گپ زدن

917
00:38:24,440 --> 00:38:25,271
‫زحمت زیادی بکشی و دزدکی وارد پنت‌هاوسم بشی؟

918
00:38:26,960 --> 00:38:27,950
‫یکم تحقیق کردم، و حق با تو بود.

919
00:38:28,200 --> 00:38:29,316
‫سینرمن اومده توی لُس‌آنجلس.

920
00:38:29,720 --> 00:38:31,120
‫باشه.

921
00:38:31,720 --> 00:38:32,631
‫و نمی‌خوام به نصیحت دیشبم

922
00:38:32,840 --> 00:38:34,991
‫- گوش بدی؟
‫- به هیچ‌وجه.

923
00:38:35,560 --> 00:38:36,789
‫همین فکر رو می‌‌کردم.

924
00:38:41,720 --> 00:38:43,916
‫رفتی قل‌چماق گردن‌کلفت سینرمن رو گرفتی.

925
00:38:45,360 --> 00:38:46,510
‫متعلق به توئه.

926
00:38:47,200 --> 00:38:48,873
‫نتونستم به حرف بیارمش.
‫شاید تو بتونی.

927
00:38:49,560 --> 00:38:51,153
‫درسته.

928
00:38:51,360 --> 00:38:53,317
‫پس چی، می‌خوای باتونت رو بدی به من؟

929
00:38:53,560 --> 00:38:54,880
‫- بعدش به کجا فرار می‌کنی؟
‫- هیچ‌جا.

930
00:38:55,080 --> 00:38:56,514
‫می‌خوام تا تهش برم.

931
00:38:56,720 --> 00:38:58,996
‫ولی باید درباره‌ی سینرمن حرفی نزنی.

932
00:38:59,200 --> 00:39:00,839
‫باید با دقت کار کنیم.

933
00:39:01,160 --> 00:39:02,196
‫بین خودمون بمونه.

934
00:39:02,760 --> 00:39:04,513
‫،هرچی افراد کم‌تری متوجه بشن

935
00:39:04,720 --> 00:39:05,870
‫شانس کم‌تری هست که کسی صدمه ببینه.

936
00:39:06,080 --> 00:39:08,276
‫- ولی کارآگاه...
‫- یه بچه داره.

937
00:39:09,560 --> 00:39:10,789
‫اون رو وارد قضیه نمی‌کنی.

938
00:39:15,480 --> 00:39:16,311
‫بسیارخب.

939
00:39:29,960 --> 00:39:31,280
‫سلام، آلونسو.

940
00:39:32,720 --> 00:39:34,632
‫یه راست بریم سر اصل مطلب، باشه؟

941
00:39:35,240 --> 00:39:38,074
‫می‌دونم سینرمن گفته بود
‫،سم روزیر اسکله به سیخ بزنی

942
00:39:38,280 --> 00:39:39,634
‫پس همه‌چیز رو بهم بگو.

943
00:39:40,520 --> 00:39:41,590
‫سینرمن کدوم خریه؟

944
00:39:44,520 --> 00:39:45,590
‫باشه.

945
00:39:46,320 --> 00:39:48,437
‫باشه. بیا یه بازی کوچولو بکنیم، خب؟

946
00:39:49,000 --> 00:39:49,717
‫من رو ببین.

947
00:39:52,240 --> 00:39:52,957
‫بگو.

948
00:39:54,640 --> 00:39:57,633
‫واقعاً چه انگیزه‌ای از مرگ سم داشتی؟

949
00:39:57,840 --> 00:40:01,516
‫نمی‌خواستم... دوست‌دخترم دیگه باهاش بخوابه.

950
00:40:04,680 --> 00:40:05,477
‫و؟

951
00:40:05,680 --> 00:40:08,195
‫و... همین.

952
00:40:08,680 --> 00:40:10,194
‫عصبی شدم.

953
00:40:10,400 --> 00:40:12,551
‫مثل قرون وسطایی‌ها عمل کردم تا یه پیامی فرستاده بشه.

954
00:40:13,560 --> 00:40:14,755
‫هیچکس به دوست‌دختر من دست نمی‌زنه.

955
00:40:14,960 --> 00:40:16,474
‫سینرمن چی؟

956
00:40:17,240 --> 00:40:18,959
‫مرد، نمی‌دونم چی میگی.

957
00:40:19,160 --> 00:40:21,117
‫اوه، باید بدونی. زودباش، آلونسو.

958
00:40:21,320 --> 00:40:22,470
‫سینرمن چی؟

959
00:40:23,240 --> 00:40:23,957
‫نمی‌دونم.

960
00:40:24,160 --> 00:40:25,514
‫باید بدونی!

961
00:40:27,800 --> 00:40:29,917
‫من چیزی نمی‌دونم... قسم می‌خورم.

962
00:40:36,800 --> 00:40:37,836
‫حرفت رو باور می‌کنم.

963
00:40:42,080 --> 00:40:43,560
‫داشت واقعیت رو می‌گفت.

964
00:40:44,640 --> 00:40:45,790
‫یعنی، شاید

965
00:40:46,080 --> 00:40:48,549
‫سینرمن آلونسو رو بدون
‫دونستنش بازیچه کرده باشه.

966
00:40:48,800 --> 00:40:51,360
‫یا شاید فقط یه روانی بوده که فکرکرده

967
00:40:51,560 --> 00:40:53,870
‫سوراخ کردن معشوقه‌ی رقیبش
‫راه رسیدن به قلب دوست‌دخترشه.

968
00:40:55,960 --> 00:40:57,758
‫یکم از مد افتاده‌است درواقع.

969
00:41:00,040 --> 00:41:02,032
‫لوسیفر، می‌خوام درباره‌ی بال‌هات باهات صحبت کنم.

970
00:41:02,240 --> 00:41:04,550
‫ای وای.
‫نکنه دوباره در اومدن؟!

971
00:41:05,400 --> 00:41:06,675
‫پس رشد کردن؟

972
00:41:08,560 --> 00:41:10,392
‫آره... صبح.

973
00:41:10,840 --> 00:41:12,069
‫عوضی‌های مارموز.

974
00:41:12,560 --> 00:41:15,359
‫- نمی‌تونی همه‌اش این‌کار رو با خودت بکنی.
‫- موافقم.

975
00:41:15,760 --> 00:41:16,910
‫- جدی؟
‫- آره.

976
00:41:17,480 --> 00:41:20,234
‫داره خسته‌کننده میشه...
‫و خیلی کثیفه.

977
00:41:21,320 --> 00:41:22,834
‫نه، یه راه‌حل جدید لازم دارم.

978
00:41:23,760 --> 00:41:25,035
‫شاید بهتره یه نفر رو استخدام کنم براشون.

979
00:41:25,240 --> 00:41:28,074
‫یا شاید راه‌حل اینه که

980
00:41:28,280 --> 00:41:31,671
‫،قبول کنی فعلاً
‫دوباره بال داری.

981
00:41:31,920 --> 00:41:35,516
‫،چی، و اجازه بدم بابا برنده بشه
‫یا کار هرکسی که هست؟

982
00:41:35,760 --> 00:41:37,672
‫شدنی نیست.

983
00:41:39,520 --> 00:41:42,991
‫آسونه که بذاریم عامل‌های خارجی ما رو...
‫تعریف کنن.

984
00:41:44,680 --> 00:41:46,512
‫خصوصاً عامل‌های جراحتی.

985
00:41:49,560 --> 00:41:50,755
‫ولی فقط در صورتی که بهشون اجازه بدیم.

986
00:41:54,400 --> 00:41:55,800
‫همه‌مون خارش کون داریم.

987
00:41:56,000 --> 00:41:57,070
‫ببخشید؟

988
00:41:57,520 --> 00:41:58,636
‫نه، یه حرفیه که یه زن بهم گفت

989
00:41:58,840 --> 00:42:00,559
‫قبل از اینکه بزنم تو صورتش.

990
00:42:02,760 --> 00:42:04,638
‫موضوع ایده نیست.
‫موضوع نحوه‌ی اجرا کردنشه.

991
00:42:04,840 --> 00:42:06,638
‫اینکه چطوری از بال‌هام استفاده می‌کنم.

992
00:42:07,560 --> 00:42:08,914
‫اون... راستش...

993
00:42:10,040 --> 00:42:10,917
‫کاملاً عاقلانه‌است.

994
00:42:11,120 --> 00:42:12,520
‫آره. پس همین‌جوری ظاهرشون نمی‌کنم

995
00:42:12,720 --> 00:42:14,518
‫- و تظاهر می‌کنم وجود ندارن.
‫- بدتر شد.

996
00:42:14,760 --> 00:42:16,911
‫یه نفر دیگه می‌خواد لطف کنه.
‫کی اهمیت میده؟

997
00:42:17,480 --> 00:42:19,358
‫من لوسیفر مورنینگ‌استار لامصب‌ام!

998
00:42:19,560 --> 00:42:21,631
‫خودم بهتر از هرکسی لطف می‌کنم در حق مردم.

999
00:42:22,120 --> 00:42:23,713
‫البته با چیزهای دیگه.

1000
00:42:25,360 --> 00:42:27,556
‫یا حداقل، قبلاً اینطوری بودم.

1001
00:42:28,640 --> 00:42:29,994
‫و فکرکنم شاید...

1002
00:42:31,400 --> 00:42:33,073
‫وقتشه برگردم به بازی.

1003
00:42:59,800 --> 00:43:01,473
‫سلام.

1004
00:43:03,280 --> 00:43:08,275
‫خب، بگو ببینم.
‫واقعاً چه خواسته‌ای داری؟

1005
00:43:11,024 --> 00:43:21,024
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

1006
00:43:21,048 --> 00:43:27,048
‫«« نایت مووی: دانلود فیلم و سریال زبان اصلی - دوبله فارسی »»
‫WwW.NightMovie.TV

1007
00:43:27,100 --> 00:43:32,100
‫«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »»
‫WWW.TakMovie.CO

