‫﻿۱
00:00:01,240 --> 00:00:03,709
‫- آنچه در لوسیفر گذشت...
‫- ،تو برادر منی

2
00:00:03,920 --> 00:00:05,752
‫و همین‌طور آزمون من. خب نقشه چیه؟

3
00:00:05,960 --> 00:00:06,598
‫باید کاری کنیم که کارآگاه

4
00:00:06,800 --> 00:00:07,597
‫متوجه بشه که

5
00:00:07,800 --> 00:00:08,790
‫پیرس اون مردی نیست

6
00:00:09,000 --> 00:00:09,751
‫که فکرشُ می‌کنه.

7
00:00:09,960 --> 00:00:11,235
‫،اگه کلویی رو عاشقت نکنیم

8
00:00:11,440 --> 00:00:12,476
‫،بعدش من دیگه نمی‌تونم بکشمت

9
00:00:12,680 --> 00:00:15,479
‫و منم برای برگشتن به جهنم
‫به این‌کار لازم دارم.

10
00:00:15,680 --> 00:00:16,750
‫من ازت خوشم میاد، شارلوت

11
00:00:16,960 --> 00:00:18,280
‫پس، اگه زمان می‌خوای، من صبر می‌کنم.

12
00:00:18,480 --> 00:00:19,197
‫ارزششُ داری.

13
00:00:19,800 --> 00:00:21,473
‫خواسته‌ی حقیقی‌ات چیه؟

14
00:00:21,680 --> 00:00:24,070
‫- می‌خوام که منُ انتخاب کنه.
‫- پس برو بهش بگو.

15
00:00:24,280 --> 00:00:25,919
‫کلویی دکر، با من ازدواج می‌کنی؟

16
00:00:26,120 --> 00:00:26,758
‫بله.

17
00:00:30,280 --> 00:00:31,953
‫اصلاً گوش میدی؟

18
00:00:32,440 --> 00:00:33,635
‫جون بکن.

19
00:00:34,040 --> 00:00:34,757
‫کدوم بخش از

20
00:00:34,960 --> 00:00:38,397
‫،"بدون اون نمی‌تونه اجراشُ انجام بده"
‫رو نمی‌فهمی؟

21
00:00:38,640 --> 00:00:40,393
‫عالیه. بهتر از این نمی‌شه.

22
00:00:40,920 --> 00:00:44,357
‫یعنی قشنگ شده مثل اون قضیه‌ی
‫آزمون‌های چالاکیِ توی سان‌فرانسیسکو.

23
00:00:49,560 --> 00:00:50,357
‫بدو.

24
00:00:50,680 --> 00:00:51,352
‫بدو!

25
00:00:57,000 --> 00:00:58,434
‫این یه ترکه‌ست.

26
00:00:58,760 --> 00:00:59,910
‫بهترین‌ها فقط برای بوتسی.

27
00:01:03,080 --> 00:01:06,915
‫و حالا، این شما و این
‫،برنده‌ی جایزه‌ی بزرگ سال گذشته

28
00:01:07,520 --> 00:01:08,636
‫بوتسی.

29
00:01:11,320 --> 00:01:12,197
‫اوضاع حل شد.

30
00:01:12,400 --> 00:01:13,436
‫آره باشه.

31
00:01:13,640 --> 00:01:16,917
‫کورنلیا بعدش باید بره رو استیج
‫و هیچ‌کسی بهش سر نزده.

32
00:01:19,520 --> 00:01:20,795
‫خانم کورنلیا، وقت نمایش‌‍ه.

33
00:01:24,920 --> 00:01:25,831
‫خانم کورنلیا؟

34
00:01:34,200 --> 00:01:36,351
‫خدای من!

35
00:01:36,760 --> 00:01:37,477
‫ننه!

36
00:01:37,680 --> 00:01:39,956
‫عجب نگینی‌‍ه، دختر.

37
00:01:40,200 --> 00:01:41,554
‫هیجان‌انگیزه، نه؟

38
00:01:41,760 --> 00:01:44,639
‫آره خب، حس عشق
‫و باورنکردنی‌ای داره.

39
00:01:44,840 --> 00:01:45,637
‫وایسا ببینم، وقت همین‌جوری داره می‌گذره.

40
00:01:45,840 --> 00:01:47,160
‫تا روز عروسی چند روز وقت داریم؟

41
00:01:47,360 --> 00:01:48,589
‫- ۳...
‫- ماه؟

42
00:01:48,800 --> 00:01:49,870
‫والا، ۳ هفته.

43
00:01:50,080 --> 00:01:51,514
‫چی؟ تو این زمان که نمی‌شه برنامه‌ریزی کرد

44
00:01:51,720 --> 00:01:53,234
‫خب، من و مارکوس گفتیم
‫چرا اصلاً صبر کنیم؟

45
00:01:53,440 --> 00:01:54,476
‫وقتی می‌دونی، می‌دونی دیگه، نه؟

46
00:01:54,680 --> 00:01:55,670
‫عروسی رو نمیگم.

47
00:01:55,920 --> 00:01:58,879
‫نه، دارم راجب مهمونی مجردی حرف می‌زنم

48
00:01:59,080 --> 00:01:59,877
‫خب، این عروسی دومم‌‍ه.

49
00:02:00,080 --> 00:02:02,030
‫- مهمونی لازمه؟
‫- معلومه که لازمه.

50
00:02:02,240 --> 00:02:04,357
‫کلاً میشه پایه‌گذار اون سیستم پشتیبانی زندگی‌ات.

51
00:02:04,600 --> 00:02:06,592
‫و باور کن، لازمش هم داری

52
00:02:06,800 --> 00:02:08,632
‫برای روزای سیاهی که
‫،در پیش رو داری، یعنی میگم

53
00:02:09,440 --> 00:02:10,840
‫خوابیدن و رابطه فقط با یه آدم

54
00:02:11,040 --> 00:02:12,679
‫تا آخر عمرت؟

55
00:02:13,000 --> 00:02:14,434
‫حتی آدمای جذاب هم یه‌روزی
‫خسته‌کننده می‌شن، کلویی.

56
00:02:14,640 --> 00:02:16,233
‫الحق که روزهای سیاهی پیش رو داری.

57
00:02:16,440 --> 00:02:17,476
‫باید ریسک کنم.

58
00:02:17,680 --> 00:02:18,636
‫دکر.

59
00:02:19,400 --> 00:02:22,837
‫تمام زندگی‌ام، آرزوی این رو داشتم

60
00:02:23,080 --> 00:02:24,594
‫که شانس برنامه‌ریزی یه
‫مهمونی مجردی در خونه‌امُ بزنه.

61
00:02:24,840 --> 00:02:26,593
‫ولی چهارتا داداش دارم.
‫یادته دیگه؟

62
00:02:26,800 --> 00:02:29,759
‫و تو الان خواهرترین خواهری هستی
‫که می‌تونم بگم دارم.

63
00:02:31,160 --> 00:02:32,355
‫خب...

64
00:02:32,560 --> 00:02:33,710
‫،دیگه وقتی داستان خواهر رو می‌کشی وسط
‫چی‌کارت کنم.

65
00:02:33,960 --> 00:02:35,110
‫ایول!

66
00:02:35,600 --> 00:02:37,159
‫وایسا، بیا راجب تِم مهمونی حرف بزنیم.

67
00:02:37,600 --> 00:02:39,319
‫مهمونی و عروسی تم‌هاشون باید
‫هم‌خونی داشته باشن.

68
00:02:40,000 --> 00:02:44,791
‫،می‌دونی، پالت رنگ، لباس عروس
‫کیک، محل مراسم، گل‌ها...

69
00:02:45,000 --> 00:02:47,151
‫،"پلی‌لیست، دی‌جی، "تاکسیدو
‫[ کت‌شلوار رسمی ]

70
00:02:47,360 --> 00:02:48,396
‫- سند ازدواج.
‫- آره.

71
00:02:48,640 --> 00:02:49,960
‫برای بار یه

72
00:02:50,160 --> 00:02:51,310
‫تک مالته سرو می‌کنیم

73
00:02:51,560 --> 00:02:52,789
‫که بار هم قراره باز باشه.
‫[ سرو رایگان مشروب ]

74
00:02:53,000 --> 00:02:55,196
‫که یعنی باید چندتا متصدی بار هم بگیریم.

75
00:02:56,520 --> 00:02:57,431
‫خیلی سنگین‌‍ه، نه؟

76
00:02:58,120 --> 00:02:59,600
‫والا...

77
00:03:00,240 --> 00:03:02,038
‫بنظرت مثلاً باید تاریخش رو بندازیم عقب؟

78
00:03:02,280 --> 00:03:03,236
‫تو اینُ می‌خوای؟

79
00:03:03,480 --> 00:03:04,197
‫نه. نه.

80
00:03:04,400 --> 00:03:05,834
‫اصلاً و ابداً.

81
00:03:06,200 --> 00:03:07,350
‫مگه... این‌که...

82
00:03:08,160 --> 00:03:09,833
‫- مگه این‌که تو بخوای.
‫- البته که نه.

83
00:03:10,160 --> 00:03:12,152
‫من تا به‌حال انقدر به چیزی
‫توی زندگی‌ام مطمئن نبودم

84
00:03:14,920 --> 00:03:16,559
‫یعنی خب، ببین، ما پرونده‌ی قتل حل می‌کنیم

85
00:03:16,800 --> 00:03:18,792
‫،دیگه برنامه‌ی یه عروسی کوچیکُ ریختن
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

86
00:03:19,400 --> 00:03:20,470
‫آره. ولی فکر کنم بدونم چی کمک می‌کنه.

87
00:03:20,720 --> 00:03:22,598
‫- هوم؟
‫- تازه متوجهِ این شدم که یه کارآگاهی

88
00:03:22,840 --> 00:03:24,877
‫چند هفته مرخصیِ دست‌نخورده داره.

89
00:03:25,080 --> 00:03:28,039
‫چند روز دور از دفتر
‫شاید وقتِ برنامه‌ریزی رو بهت بده

90
00:03:30,040 --> 00:03:31,633
‫کلویی جواب بله داد؟

91
00:03:33,160 --> 00:03:34,992
‫- به ازدواجِ با پیرس؟
‫- ،واقعاً گیج‌کننده‌ست

92
00:03:35,200 --> 00:03:36,350
‫می‌دونم.

93
00:03:36,560 --> 00:03:37,710
‫یعنی خب، وقتی گفتم که با

94
00:03:37,920 --> 00:03:39,798
‫تصمیم‌گرفتن‌های شخصی
‫،کارآگاه مشکلی ندارم

95
00:03:40,160 --> 00:03:41,116
‫دیگه این به ذهنم نرسید که

96
00:03:41,360 --> 00:03:44,398
‫تواناییِ گرفتن همچین تصمیمات داغونی رو هم داره.

97
00:03:44,600 --> 00:03:45,670
‫،یعنی میگم

98
00:03:46,200 --> 00:03:46,997
‫آخه اصلاً چرا؟

99
00:03:47,240 --> 00:03:48,674
‫چراش الان مهم نیست، لوسی.

100
00:03:48,880 --> 00:03:50,030
‫ما نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫همچین کاری بکنن.

101
00:03:51,040 --> 00:03:53,509
‫از این ورژن جدیدت خوشم اومده.

102
00:03:53,720 --> 00:03:55,871
‫ای‌کاش میلیاردها سال پیش
‫به این نتیجه می‌رسیدی که آزمونت منم.

103
00:03:56,080 --> 00:03:57,594
‫لوسی، این خواستِ خداست که تو

104
00:03:57,840 --> 00:03:58,876
‫- تو کلویی...
‫- آره، حالا خرابش نکن.

105
00:03:59,400 --> 00:04:00,197
‫فقط خوشحالم

106
00:04:00,400 --> 00:04:02,357
‫برای یه بارم که شده طرف هم‌ایم.

107
00:04:03,280 --> 00:04:04,270
‫خب، نقشه چیه؟

108
00:04:04,640 --> 00:04:07,314
‫نقشه... خیلی ساده‌ست.

109
00:04:07,520 --> 00:04:08,715
‫نقشه ساده‌ست.

110
00:04:08,920 --> 00:04:10,354
‫من میرم بفهمم که چرا کارآگاه

111
00:04:10,800 --> 00:04:11,950
‫آخه می‌خواد که با اون

112
00:04:12,160 --> 00:04:13,230
‫مرتیکه‌ی متظاهر ازدواج کنه

113
00:04:13,480 --> 00:04:14,800
‫و بعدش متوجه‌اش کنم که زده به سرش.

114
00:04:15,000 --> 00:04:17,560
‫یا می‌تونی فقط بری بهش بگی
‫که چه حسی داری.

115
00:04:18,720 --> 00:04:21,633
‫متأسفانه، فرصتِ این کار رو
‫دیگه از دست دادم رفت.

116
00:04:22,240 --> 00:04:24,118
‫،اون به‌یه‌طرزی خودشُ توی دل کارآگاه جا کرده

117
00:04:24,560 --> 00:04:25,960
‫و منم نمی‌فهمم چرا.

118
00:04:26,200 --> 00:04:27,350
‫ولی باید بفهمم.

119
00:04:28,480 --> 00:04:29,436
‫خب، موفق باشی

120
00:04:29,640 --> 00:04:31,711
‫و منم میرم یه نقشه‌ای می‌چینم
‫که واقعاً بهمون کمک کنه و جواب بده

121
00:04:31,920 --> 00:04:32,831
‫تعجبی هم نداره.

122
00:04:35,600 --> 00:04:36,556
‫کارآگاه.

123
00:04:36,760 --> 00:04:38,194
‫- خوشگل شدین.
‫- مرسی.

124
00:04:38,400 --> 00:04:40,835
‫،بگذریم، از اون‌جایی که تغییراتی در حال انجامه

125
00:04:41,240 --> 00:04:42,674
‫دوست دارم همین‌الان قضیه رو مشخص کنیم.

126
00:04:43,480 --> 00:04:45,915
‫خب، این به‌طرز عجیبی
‫بلوغ فکری‌ات رو می‌رسونه.

127
00:04:46,120 --> 00:04:47,918
‫و... خوبه که فهمیدم

128
00:04:48,120 --> 00:04:49,520
‫دیگه قرار نیست دوباره
‫عجیب‌غریب‌بازی در بیاری

129
00:04:53,400 --> 00:04:55,710
‫این چیه؟
‫هدیه‌ی نامزدی‌مون‌‍ه؟

130
00:04:55,920 --> 00:04:58,071
‫از اونم بهتره.
‫یه تست شخصیت‌شناسی‌‍ه.

131
00:04:58,280 --> 00:05:00,112
‫تا بتونم بفهمم چرا
‫یه‌کارهای به‌خصوصی رو می‌کنی

132
00:05:00,360 --> 00:05:02,591
‫و چرا یه تصمیمات به‌خصوصی رو می‌گیری.

133
00:05:02,800 --> 00:05:03,790
‫تست شخصیت‌شناسی؟

134
00:05:04,280 --> 00:05:05,270
‫چقدرم که عجیب‌غریب‌بازی در نیاوردی.

135
00:05:05,480 --> 00:05:07,915
‫،چیه؟ می‌دونی دیگه
‫برای بهینه‌ساختن همکاری‌مون‌‍ه.

136
00:05:08,160 --> 00:05:09,196
‫،باشه، خب، باید بمونه برای بعد

137
00:05:09,400 --> 00:05:11,756
‫چون‌که دارم چند وقت میرم مرخصی
‫تا برنامه‌ی عروسی رو بریزم.

138
00:05:12,320 --> 00:05:15,119
‫من... خب، پس من چطوری
‫قراره ذهنت رو بخونم

139
00:05:15,320 --> 00:05:16,595
‫اگه نتونم سر کار زیر نظر داشته باشمت؟

140
00:05:16,800 --> 00:05:18,996
‫کارم اینه که شخصِ تو رو بشناسم، کارآگاه.

141
00:05:19,200 --> 00:05:20,991
‫خب، چطوره دَن رو زیر نظر بگیری؟

142
00:05:21,200 --> 00:05:23,271
‫،چون‌که پرونده‌هام واگذار شده

143
00:05:23,480 --> 00:05:25,278
‫و مطمئنم که از کمکت ممنون میشه.

144
00:05:28,400 --> 00:05:31,154
‫،خب، بنظر خودتی و خودم
‫لوسیندا.

145
00:05:33,680 --> 00:05:34,796
‫ایولا.

146
00:05:39,320 --> 00:05:42,631
‫- و بعد دلیل احتمالی شماره ۵۴ ئه...
‫- ۵۵.

147
00:05:42,840 --> 00:05:46,231
‫۵۵ که چرا کارآگاه به خواستگاری
‫پیرس جواب بله بده: مواد.

148
00:05:46,440 --> 00:05:48,352
‫"ن.ت.ت... "نامزدی تحت تأثیر.

149
00:05:48,560 --> 00:05:49,755
‫:یا شاید دیوانه‌وار ترین دلیل

150
00:05:49,960 --> 00:05:51,952
‫شاید کلویی برای این جواب بله داده
‫که خودش همچین چیزی می‌خواسته

151
00:05:52,200 --> 00:05:53,475
‫،خب، شاید این چیزی‌‍ه که فکر می‌کنه می‌خواد

152
00:05:53,680 --> 00:05:55,160
‫ولی آیا می‌دونه که
‫خواسته‌ی حقیقی‌ش چیه؟

153
00:05:55,360 --> 00:05:56,953
‫چون‌که تعداد معدودی از افراد
‫اینُ می‌دونن، مگه این‌که من کمک‌شون کنم.

154
00:05:57,160 --> 00:05:59,391
‫و متأسفانه، این هربه‌ام روی کارآگاه جواب نمی‌ده.

155
00:05:59,960 --> 00:06:01,440
‫شیر نه، کیر.

156
00:06:02,200 --> 00:06:05,318
‫کی‍... آره، باشه. منتظر می‌مونم.

157
00:06:05,520 --> 00:06:08,479
‫قربانی "فرانسیس هافمن"‌‍ه.
‫زمان مرگ تقریباً ۹ صبح.

158
00:06:08,880 --> 00:06:10,951
‫- شوهرش الان تو راه این‌جاست.
‫- آره.

159
00:06:12,040 --> 00:06:12,712
‫خب، نمی‌خوای درباره‌ی این

160
00:06:12,920 --> 00:06:13,990
‫جاهای پنجه‌ی مشکوک سؤال بپرسی؟

161
00:06:14,200 --> 00:06:15,077
‫اگه کارآگاه بود حتماً می‌پرسید

162
00:06:15,640 --> 00:06:18,357
‫اثر پنجه‌ها متعلق به "کورنلیا"ئن.
‫سگ بولداگِ برنده‌ی‌جایزه‌ی‌ قربانی.

163
00:06:18,600 --> 00:06:19,556
‫البته درحال حاضر اثری ازش نیست.

164
00:06:19,760 --> 00:06:21,513
‫صحیح. یه سگ قاتل.

165
00:06:21,720 --> 00:06:24,519
‫بنظر در حدی بهت اعتماد ندارن که
‫یه پرونده‌ی قتل واقعی رو بسپرن دستت، دنیل.

166
00:06:24,720 --> 00:06:25,995
‫نه. سگ‌‍ه بی‌گناهه.

167
00:06:26,520 --> 00:06:28,193
‫،علت مرگ ضربه‌ی فیزیکی بوده

168
00:06:28,400 --> 00:06:29,834
‫پس قاتل انسان‌‍ه.

169
00:06:30,160 --> 00:06:31,310
‫می‌تونید سفارشُ بندازین جلو؟

170
00:06:31,640 --> 00:06:32,391
‫عالی!

171
00:06:33,080 --> 00:06:33,831
‫باشه.

172
00:06:34,080 --> 00:06:34,831
‫همه‌ی اطلاعات این توئه.

173
00:06:35,080 --> 00:06:36,036
‫- اُوه.
‫- من باید برم

174
00:06:36,240 --> 00:06:37,720
‫عروسک پنیاتای دیلدو مانندمُ تحویل بگیرم.

175
00:06:39,560 --> 00:06:41,870
‫،آره، خب، تا الان، اگه کارآگاه بود

176
00:06:42,080 --> 00:06:44,390
‫- یه نظریه‌ی اجرایی تنظیم کرده بود، پس...
‫- گوش کن، رفیق.

177
00:06:45,000 --> 00:06:46,070
‫می‌دونم الان بخاطر این قضیه‌ی

178
00:06:46,280 --> 00:06:47,873
‫نامزدکردن کلویی خیلی سختی می‌کشی.

179
00:06:48,320 --> 00:06:50,198
‫نمی‌تونم اجازه بدم که
‫تمام حرکاتم رو برام حدس بزنی.

180
00:06:50,400 --> 00:06:52,312
‫کلویی دلایل خودشُ برای
‫،تصمیماتی که می‌گیره داره

181
00:06:52,520 --> 00:06:53,237
‫منم دلایل خودم رو.

182
00:06:54,840 --> 00:06:56,035
‫فقط یکی‌مون می‌تونه کارآگاه باشه.

183
00:06:56,240 --> 00:06:57,515
‫- راست میگی.
‫- آره.

184
00:06:58,040 --> 00:07:01,033
‫این بهترین‌راه برای درک‌کردن کارآگاه‌‍ه.

185
00:07:01,560 --> 00:07:03,791
‫من رئیس می‌شم و جای اونُ می‌گیره.

186
00:07:04,600 --> 00:07:05,238
‫آره.

187
00:07:06,400 --> 00:07:07,675
‫منظورم این نبود.

188
00:07:08,723 --> 00:07:12,723
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

189
00:07:20,400 --> 00:07:21,959
‫فرانسیس عاشق ساحل بود.

190
00:07:22,160 --> 00:07:24,516
‫خیلی نمی‌گذره که ششمین سالگرد
‫ازدواج‌مون رو توی "مالیبو" جشن گرفتیم.

191
00:07:24,880 --> 00:07:26,837
‫دو تا بابا و یه بچه‌ی پشمالو.

192
00:07:28,160 --> 00:07:29,276
‫اثری ازش پیدا کردین؟

193
00:07:30,160 --> 00:07:31,355
‫کورنلیا تنها کسی‌‍ه که برام مونده.

194
00:07:31,560 --> 00:07:34,678
‫هنوز نه، ولی شغلم خیلی برای من مهمه.

195
00:07:34,880 --> 00:07:36,917
‫حل‌کردن پرونده‌های قتل
‫تنها خواسته و علاقه‌ی حقیقی‌امه.

196
00:07:37,120 --> 00:07:40,397
‫و به همین دلیل، بهتون قول میدم
‫که کورنلیا رو پیدا کنم

197
00:07:40,640 --> 00:07:42,916
‫و عدالت رو هم برای همسر
‫سلاخی‌شده‌تون به اجرا در بیاریم...

198
00:07:43,440 --> 00:07:45,352
‫چون‌که من آدم همزادپنداری هستم.

199
00:07:45,680 --> 00:07:46,397
‫به دیگران اهمیت میدم.

200
00:07:46,840 --> 00:07:47,717
‫آره.

201
00:07:48,480 --> 00:07:50,711
‫میشه لطفاً یه لحظه ما رو ببخشید؟

202
00:07:53,480 --> 00:07:54,436
‫فکر کردم تو هیچ‌وقت دروغ نمی‌گی.

203
00:07:54,640 --> 00:07:56,279
‫چی؟ خیلی هم اهمیت میدم...

204
00:07:56,840 --> 00:07:58,240
‫،به خودمُ جای کارآگاه گذاشتن

205
00:07:58,440 --> 00:07:59,715
‫تا بتونم متوجه شم که چرا
‫یه کارهای به‌خصوصی رو می‌کنه

206
00:08:00,040 --> 00:08:01,394
‫- و یه‌سری تصمیم‌هایی رو می‌گیره.
‫- باشه، ببین.

207
00:08:01,600 --> 00:08:03,398
‫،هر چی که هست
‫ما هنوزم باید کارمونُ انجام بدیم.

208
00:08:03,600 --> 00:08:05,432
‫می‌دونی، مثلاً سؤالات مربوط
‫به جنایت صورت‌گرفته بپرسیم.

209
00:08:05,640 --> 00:08:07,393
‫باشه؟ بذار خودم ترتیبشُ بدم.

210
00:08:08,120 --> 00:08:09,440
‫فردریک؟

211
00:08:09,640 --> 00:08:11,711
‫کسی به ذهنت می‌رسه که
‫خورده‌حسابی با فرانسیس داشته بوده؟

212
00:08:11,920 --> 00:08:12,910
‫کسی که شاید می‌خواسته بهش
‫آسیبی برسونه؟

213
00:08:13,120 --> 00:08:14,156
‫آره، این دقیقاً

214
00:08:14,360 --> 00:08:15,191
‫از همون‌جور سؤالات بدردنخوری‌‍ه

215
00:08:15,400 --> 00:08:16,390
‫که کارآگاه هم بود می‌پرسید.

216
00:08:16,800 --> 00:08:17,950
‫- کسی رو می‌شناسی؟
‫- ،والا

217
00:08:18,160 --> 00:08:19,594
‫همه فرانسیس رو دوست داشتن.

218
00:08:22,200 --> 00:08:24,760
‫ولی خب هفته‌ی پیش توی پارکینگ

219
00:08:24,960 --> 00:08:26,599
‫آموزشگاه با یکی جر و بحثش شد.

220
00:08:26,800 --> 00:08:28,553
‫- اسم طرف رو می‌دونی؟
‫- نه، من...

221
00:08:28,760 --> 00:08:30,194
‫فکر کردم که بحث‌شون
‫همون سر جای پارک بوده.

222
00:08:30,920 --> 00:08:32,479
‫ولی پلاک‌اش رو بر داشتم

223
00:08:32,920 --> 00:08:34,673
‫اگه یه‌وقت برگشت که
‫رو ماشین خطی چیزی بندازه...

224
00:08:35,840 --> 00:08:36,591
‫بدرد می‌خوره بدم؟

225
00:08:36,800 --> 00:08:37,756
‫بدرد می‌خوره؟

226
00:08:38,400 --> 00:08:38,992
‫آره.

227
00:08:39,240 --> 00:08:40,230
‫آره. مرسی.

228
00:08:41,400 --> 00:08:42,754
‫پیغامت رو در رابطه با
‫نامزدی گرفتم.

229
00:08:43,280 --> 00:08:45,078
‫- نقشه‌مون دوباره به راهه، آره؟
‫- آروم باش، بابا.

230
00:08:45,280 --> 00:08:46,919
‫نگران نباش. اینجا که نمی‌کشمت.

231
00:08:47,520 --> 00:08:48,636
‫یعنی خب، نقشه رو یادمه.

232
00:08:48,880 --> 00:08:50,997
‫تو رو بکشم، برای لوسیفر پاپوش بدوزم.
‫و، و، و...

233
00:08:52,000 --> 00:08:53,719
‫فقط اینه که خیلی هیجان‌زده‌ام.

234
00:08:53,920 --> 00:08:55,752
‫خب، برای این بهت زنگ نزدم

235
00:08:55,960 --> 00:08:57,314
‫زنگ زدم که عذرخواهی کنم.

236
00:08:57,520 --> 00:08:58,920
‫برای چی؟

237
00:08:59,120 --> 00:09:00,236
‫من دیگه نمی‌خوام بمیرم.

238
00:09:01,520 --> 00:09:03,512
‫عاشق کلویی شدم.
‫می‌خوام با اون باشم.

239
00:09:04,160 --> 00:09:05,514
‫می... می‌دونم که درک نمی‌کنی

240
00:09:05,720 --> 00:09:06,995
‫من خودمم هم به‌زور می‌فهممش.

241
00:09:08,520 --> 00:09:09,795
‫می‌دونی، من هیچ‌وقت
‫همچین حسی نداشتم.

242
00:09:10,000 --> 00:09:12,037
‫- ما یه قراری با هم داشتیم!
‫- و منم پاش می‌مونم.

243
00:09:12,280 --> 00:09:14,511
‫قول میدم که یه راه دیگه‌ای برای
‫برگردوندنت به جهنم پیدا کنم

244
00:09:15,760 --> 00:09:16,557
‫بازوتُ نشونم بده.

245
00:09:17,080 --> 00:09:17,877
‫واقعاً؟

246
00:09:22,800 --> 00:09:23,790
‫نمی‌قهمم.

247
00:09:24,320 --> 00:09:25,436
‫،اگه دکر عاشقت باشه

248
00:09:25,640 --> 00:09:26,710
‫این نشان هم باید می‌رفت.

249
00:09:28,400 --> 00:09:30,551
‫مگه این‌که به شک افتاده باشه.

250
00:09:31,040 --> 00:09:31,917
‫خب، این که...

251
00:09:32,120 --> 00:09:32,837
‫خدای من.

252
00:09:33,040 --> 00:09:34,793
‫میز، خیلی خوشحالم که این‌جایی.

253
00:09:35,480 --> 00:09:37,153
‫یه جور مورد اورژانسی‌ای دارم

254
00:09:37,360 --> 00:09:40,000
‫"که میشه بهش گفت: "تمام خدمه به سوی دکر.
‫[ .بازی با کلمات: اعلان معروف در کشتی که تمام خدمه را به "دِک" یا "عرشه" فرا می‌خواند ]

255
00:09:40,640 --> 00:09:42,074
‫- تو...؟
‫- آره، آره، آره.

256
00:09:42,280 --> 00:09:43,430
‫- اتاق کنفرانس.
‫- آره.

257
00:09:47,840 --> 00:09:50,275
‫من میرم روی کلویی کار می‌کنم
‫و نظرش رو بر می‌گردونم.

258
00:09:50,840 --> 00:09:51,796
‫،در این حین

259
00:09:52,000 --> 00:09:54,196
‫تو هم بهتره که بری رو اون
‫یکی راهه رو پیدا کنی...

260
00:09:55,000 --> 00:09:55,956
‫سریع.

261
00:09:59,440 --> 00:10:00,237
‫این یه...

262
00:10:00,440 --> 00:10:01,999
‫تخته‌ی جنایی عروسی‌‍ه؟

263
00:10:02,280 --> 00:10:04,351
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫که کارها رو مرتب نگه دارم.

264
00:10:04,560 --> 00:10:05,880
‫عجب. تصویر چهره‌ی تهیه‌غذایی‌‍ه رو هم گرفته.

265
00:10:06,120 --> 00:10:07,190
‫ایول، دکر.

266
00:10:07,400 --> 00:10:08,629
‫- می‌بینی دارم با چی سر و کله می‌زنم؟
‫- اوهوم.

267
00:10:08,840 --> 00:10:11,230
‫بچه‌ها، حل کردن پرونده‌های قتل
‫برام با عقل جور در میاد.

268
00:10:11,560 --> 00:10:12,994
‫مسائل مربوط به عروسی، ولی خیلی نه.

269
00:10:13,200 --> 00:10:14,680
‫پس فکر کردین من و دَن چرا تو
‫دادگاه ازدواج کردیم و

270
00:10:14,920 --> 00:10:15,910
‫از اونجا یه‌راست برگشتیم سر کار؟

271
00:10:16,120 --> 00:10:17,759
‫،دکر، باور کن

272
00:10:17,960 --> 00:10:20,316
‫ما کمکت می‌کنیم که به تمام
‫جزئیات عروسی‌ات برسی

273
00:10:20,640 --> 00:10:22,472
‫:از راه نُرمالش

274
00:10:22,720 --> 00:10:23,676
‫عینِ چی مست تو مهمونی مجردی‌ات.

275
00:10:23,880 --> 00:10:26,714
‫- اوهوم.
‫- که باید بی‌نظیر باشه.

276
00:10:26,920 --> 00:10:27,637
‫اینم جایی‌‍ه که تو وارد میشی

277
00:10:27,840 --> 00:10:29,320
‫تا من به حساب این سرنخ جدید پرونده‌مون برسم.

278
00:10:29,680 --> 00:10:30,591
‫پرونده، راستی.

279
00:10:30,800 --> 00:10:33,031
‫- اون چی شد، آخر؟
‫- ،یه پلاک تو سیستم جستجو کردم

280
00:10:33,240 --> 00:10:34,071
‫و یه مورد تطابقی پیدا کردم.

281
00:10:34,320 --> 00:10:36,277
‫تصاویر امنیتی ماشین مظنون رو

282
00:10:36,480 --> 00:10:37,550
‫تو مکان وقوع قتل نشون میدن.

283
00:10:37,760 --> 00:10:38,876
‫خیلی‌خب، به اسم کی ثبت شده؟

284
00:10:39,080 --> 00:10:40,070
‫اینُ هرگز نمی‌فهمی

285
00:10:40,320 --> 00:10:42,437
‫چون‌که الان تو تعطیلات عروسی‌ات
‫به سر می‌بری.

286
00:10:42,640 --> 00:10:43,915
‫خیلی‌خب، لباس عروسم.

287
00:10:44,160 --> 00:10:45,674
‫- باید یه لباس بگیرم.
‫- آره. آره.

288
00:10:45,880 --> 00:10:46,916
‫و تا تو بری اون‌کارو بکنی...

289
00:10:48,000 --> 00:10:48,751
‫ما هم...

290
00:10:49,400 --> 00:10:50,834
‫پرونده‌ی این عروسی رو

291
00:10:51,080 --> 00:10:53,117
‫با گرفتن مهمونی مجردی‌ای برات می‌بندیم

292
00:10:53,320 --> 00:10:54,356
‫که هیچ‌وقت فراموشش نکنی.

293
00:10:55,080 --> 00:10:55,672
‫مرسی.

294
00:10:55,920 --> 00:10:56,910
‫فکر کنم دیگه.

295
00:10:59,480 --> 00:11:02,712
‫عالی. باشه، خب تو برو
‫برنامه‌ی پیش‌بازی رو بریز تا من کارم تموم شه.

296
00:11:02,920 --> 00:11:03,797
‫- اوهوم.
‫- خدای من.

297
00:11:04,000 --> 00:11:05,036
‫،حالا که تو هم تو پروژه‌ای

298
00:11:05,240 --> 00:11:07,277
‫این شب دیوانه‌وار میشه!

299
00:11:13,240 --> 00:11:14,879
‫بله، همین‌الان تو راهِ اون‌جاییم.

300
00:11:15,080 --> 00:11:16,673
‫در اصل، ۲۰ دقیقه پیش می‌رسیدیم اون‌جا

301
00:11:16,880 --> 00:11:18,633
‫اگه یکی وای نمیساد
‫تا لباساشُ عوض کنه.

302
00:11:18,840 --> 00:11:20,274
‫من بسیار عاشق و متعهد به کارمم، دنیل.

303
00:11:20,480 --> 00:11:22,836
‫باشه، خب... اِلا رد شماره پلاک
‫این یارویی که فرانسیس باهاش

304
00:11:23,040 --> 00:11:25,874
‫دعواش شده بوده رو به
‫آدمی به اسم "وینسنت واکر" گرفته.

305
00:11:26,240 --> 00:11:29,074
‫ماشین‌‍ه تو تقاطع سوم و اصلی دیده شده بوده.
‫پس باید، می‌دونی، عجله کنیم.

306
00:11:29,280 --> 00:11:30,509
‫خب، من دارم با حداکثر سرعت ممکن میرم.

307
00:11:30,720 --> 00:11:32,598
‫داری تو جاده‌ی ۳۵ تایی، ۳۴ تا میری، حاجی.

308
00:11:32,920 --> 00:11:35,276
‫نمی‌تونم ریسک کنم که یه‌دفعه تصادفاً
‫از حد مجاز سرعت بگذرم.

309
00:11:35,480 --> 00:11:36,436
‫کارآگاه بود همچین کاری نمی‌کرد

310
00:11:37,040 --> 00:11:39,953
‫چرا عین آدم نمی‌ری از کلویی بپرسی
‫چرا به خواستگاری پیرس جواب بله داده؟

311
00:11:41,360 --> 00:11:44,319
‫مزاحمِ کارآگاه شدن توی اوقات مرخصی‌اش
‫هیچ فایده‌ای نداره.

312
00:11:44,520 --> 00:11:46,989
‫،ولی حالا که صحبت از رابطه‌های عجیب شد

313
00:11:47,200 --> 00:11:49,510
‫خودت چه می‌کنی؟
‫تو و شارلوت هنوزم با همین؟

314
00:11:50,400 --> 00:11:52,312
‫من...

315
00:11:52,560 --> 00:11:55,519
‫آره، اون الان یه‌جورایی
‫یه مشکلاتی داره پشت سر می‌ذاره.

316
00:11:55,720 --> 00:11:57,518
‫- اوهوم. اوهوم.
‫- و منم...

317
00:11:57,760 --> 00:11:59,080
‫- می‌دونی، دارم بهش فضا میدم.
‫- آره.

318
00:11:59,320 --> 00:12:00,276
‫- یا حداقل دارم سعی‌امُ می‌کنم.
‫- هوم.

319
00:12:00,800 --> 00:12:01,916
‫ولی از همین که اهمیت دادی
‫خیلی ممنونم، پسر.

320
00:12:02,520 --> 00:12:03,556
‫نه، من اهمیتی نمی‌دم.

321
00:12:04,480 --> 00:12:06,631
‫آره، آره، ولی کلویی بود می‌داد

322
00:12:06,840 --> 00:12:08,593
‫تازه داره دوزاری‌ات میُفته.

323
00:12:08,800 --> 00:12:10,075
‫رانندگی‌ات بکن، بابا.

324
00:12:16,720 --> 00:12:17,995
‫سلام، آماندیل.

325
00:12:18,200 --> 00:12:19,793
‫- بد موقع مزاحم شدم؟
‫- می‌تونم چند دقیقه بی‌خیالِ

326
00:12:20,000 --> 00:12:22,469
‫متهم‌کردن تیم واترپولوی
‫ایالت مالیبو بشم.

327
00:12:22,720 --> 00:12:23,870
‫خب، امیدوار بودم دوباره بتونی

328
00:12:24,080 --> 00:12:25,036
‫یه کمکی بهم بکنی.

329
00:12:25,400 --> 00:12:27,670
‫می‌دونم نتونستیم ثابت کنیم
‫،که پیرس همون سینرمن بوده

330
00:12:27,880 --> 00:12:29,439
‫،ولی هنوزم دارم تحقیق می‌کنم

331
00:12:29,680 --> 00:12:31,911
‫و مطمئنم که آخرش...

332
00:12:32,120 --> 00:12:34,351
‫والا، این دفعه می‌خوام از یه
‫زاویه‌ی دیگه وارد بشیم، شارلوت

333
00:12:34,760 --> 00:12:36,399
‫باید نامزدیِ بین

334
00:12:36,600 --> 00:12:37,875
‫اون و کلویی‌رو بهم بزنم.

335
00:12:38,080 --> 00:12:41,710
‫هر فرصتی برای جلب‌توجه خدامون باشه، من هستم.

336
00:12:42,040 --> 00:12:45,192
‫موضوع اینه که پیرس انگاری
‫واقعاً عاشق کلویی شده.

337
00:12:45,600 --> 00:12:47,637
‫برای جلوگیری از این نامزدی
‫،باید پیرسُ درک کنیم

338
00:12:47,840 --> 00:12:51,356
‫و این... این یارو غیرقابل نفوذه.

339
00:12:51,560 --> 00:12:54,029
‫،خب، اگه وکالت دادگاهی چیزی یادم داده باشه

340
00:12:54,240 --> 00:12:57,039
‫همیشه یه راهی برای نفوذ
‫،به افکار مردم وجود داره

341
00:12:57,560 --> 00:12:59,233
‫این‌که راضی‌شون کنی تغییر عقیده بدن.

342
00:12:59,440 --> 00:13:00,351
‫بگو ببینم.

343
00:13:00,640 --> 00:13:03,394
‫هر دوتای شما نامیراهایی بودین
‫که تبدیل به موجودات میرا شدین.

344
00:13:03,800 --> 00:13:06,918
‫،می‌تونی به ترس‌ها و بی‌اعتماد بنفسی‌هات رجوع کنی

345
00:13:07,480 --> 00:13:08,311
‫و اونا رو تبدیل به سلاح کنی.

346
00:13:08,680 --> 00:13:10,592
‫خیلی کار آسونی نیست، می‌دونم

347
00:13:10,800 --> 00:13:12,234
‫ولی ارزش امتحان‌کردنُ داره.

348
00:13:12,640 --> 00:13:13,357


349
00:13:15,360 --> 00:13:17,431
‫،خب، تا من این‌کارو می‌کنم
‫شاید تو هم بتونی رو کلویی کار کنی؟

350
00:13:17,920 --> 00:13:20,037
‫حدس بزن کی همین‌الان
‫به مهمونی مجردی کلویی دعوت شد.

351
00:13:20,240 --> 00:13:22,197
‫میزبان کمکی‌اش هم مِیزه، از بین این همه آدم.

352
00:13:23,040 --> 00:13:23,951
‫مجرد با خودت ببر.

353
00:13:24,360 --> 00:13:25,350
‫دقیقاً.

354
00:13:26,000 --> 00:13:28,560
‫کلویی خیلی زود مست
‫،میفته تو بغل یه رقاصه‌ای

355
00:13:28,760 --> 00:13:31,639
‫و تصمیم‌گیری‌هاشُ زیر سؤال می‌بره.

356
00:13:32,360 --> 00:13:35,114
‫تنها کاری که باید بکنم اینه
‫که به بذر‌های شَکش آب بدم.

357
00:13:37,440 --> 00:13:39,238
‫باشه، خب، سابقه‌ی وینس واکر پر از

358
00:13:39,440 --> 00:13:40,999
‫خشونت‌های مختلف‌‍ه، پسر.

359
00:13:41,200 --> 00:13:43,271
‫به‌عنوان شرخر و خفت‌گیر مافیایی‌ها کار کرده.

360
00:13:45,440 --> 00:13:47,477
‫- گوش میدی، یا نه؟
‫- هوم؟

361
00:13:49,120 --> 00:13:50,793
‫،بله، هرکی می‌خواسته فرانسیس رو بکشه

362
00:13:51,000 --> 00:13:52,878
‫احتمالاً این رفیق‌مون وینسنت
‫رو برای این‌کار اجیر کرده.

363
00:13:53,080 --> 00:13:54,150
‫،و بنظر من

364
00:13:54,360 --> 00:13:55,794
‫باتوجه به محافظ اطراف اون در

365
00:13:56,000 --> 00:13:57,480
‫و این‌که من خودم قبلاً

366
00:13:57,680 --> 00:14:00,354
‫،چندین بار اومدم اینجا
‫اونجا یه خونه‌ی غمار غیرقانونی‌‍ه.

367
00:14:00,560 --> 00:14:01,835
‫به همین دلیل، فرضیه‌ی منطقی‌ای‌‍ه

368
00:14:02,040 --> 00:14:03,440
‫که بگیم این قاتل خبیث‌مون الان اون‌توئه

369
00:14:03,640 --> 00:14:04,471
‫آفرین. انگاری واقعاً

370
00:14:04,680 --> 00:14:06,831
‫این قضیه‌ی کلویی رو حلش کردی.

371
00:14:07,040 --> 00:14:09,077
‫و بااین‌حال هنوز یه‌ذره هم
‫به شناخت و درکش نزدیک نشدم.

372
00:14:09,320 --> 00:14:10,674
‫،یعنی خب، دارم از قوانین پیروی می‌کنم

373
00:14:10,880 --> 00:14:12,837
‫،واقعاً دارم به سرنخ‌ها توجه می‌کنم

374
00:14:13,080 --> 00:14:14,912
‫تمام اساس‌ها رو مثل خودش دارم انجام میدم.

375
00:14:15,440 --> 00:14:16,157
‫این‌کارا هم دیگه وقتِ

376
00:14:16,360 --> 00:14:18,317
‫اون کارای احمقانه و بدون‌فکری رو که
‫اصولاً انجام میدم

377
00:14:18,520 --> 00:14:19,636
‫تا به حل پرونده کمک کنم رو ازم گرفته.

378
00:14:21,760 --> 00:14:22,830
‫وایسا.

379
00:14:23,400 --> 00:14:25,915
‫خودشه. همینُ کم دارم.
‫به یه دونه "لوسیفر" نیاز دارم.

380
00:14:26,240 --> 00:14:27,117
‫- یه "لوسیفر"؟
‫- بله.

381
00:14:27,400 --> 00:14:28,800
‫خب، برای این‌که کاملاً
‫،برم تو نقش کارآگاه

382
00:14:29,080 --> 00:14:31,311
‫به همکاری نیاز دارم که
‫،باهوش و غیرقابل پیش‌بینی باشه

383
00:14:31,520 --> 00:14:33,398
‫و همین‌طور خوش‌تیپ و سکسی.

384
00:14:35,120 --> 00:14:38,352
‫به گمونم یکی از چهارتا هم کافی‌‍ه.
‫آفرین، دنیل.

385
00:14:40,320 --> 00:14:41,197
‫واو.

386
00:14:41,760 --> 00:14:42,796
‫من کدوم یکی از چهارتام؟

387
00:14:43,000 --> 00:14:44,480
‫بیا.

388
00:14:46,400 --> 00:14:48,312
‫هی، لوسیفر.

389
00:14:49,480 --> 00:14:50,118
‫سلام.

390
00:14:55,520 --> 00:14:56,397
‫مرسی.

391
00:14:58,320 --> 00:15:00,915
‫خیلی‌خب، یادت باشه، فقط خودتُ بذار جای من، دنیل.

392
00:15:02,800 --> 00:15:03,756


393
00:15:07,760 --> 00:15:08,557
‫سلام به همگی.

394
00:15:23,800 --> 00:15:24,950
‫تو دیگه خر کی باشی؟

395
00:15:26,640 --> 00:15:27,994
‫الان نشونت میدم من کی‌ام.

396
00:15:28,760 --> 00:15:31,355
‫این یاروم چی شد...

397
00:15:33,480 --> 00:15:35,676
‫دنبال چی می‌گردی، رفیق؟

398
00:15:36,000 --> 00:15:37,878
‫دردسر؟ چندتا دندون شکسته؟

399
00:15:39,400 --> 00:15:40,436
‫اصلاً چطوری وارد اینجا شدی؟

400
00:15:41,680 --> 00:15:44,275
‫آره. فقط مثل لوسیفر باش.

401
00:15:46,600 --> 00:15:49,399
‫برای پول... و خانم‌هاتون اومدم اینجا.

402
00:15:49,600 --> 00:15:50,590
‫پس همون دندون.

403
00:15:50,840 --> 00:15:51,876


404
00:15:56,200 --> 00:15:57,714
‫زودتر می‌گفتی.

405
00:16:02,240 --> 00:16:04,277
‫میز، خیلی لطف کردی.

406
00:16:04,560 --> 00:16:06,950
‫،داری توی این سنتی‌بازی‌های عروسی کمکم می‌کنی

407
00:16:07,440 --> 00:16:10,478
‫،و... و برای من
‫خیلی خوشحالم که دوباره با هم وقت بگذرونیم.

408
00:16:10,680 --> 00:16:13,275
‫خوشحال" دقیقاً همون کلمه‌ای بود که دنبالش بودم".

409
00:16:13,640 --> 00:16:16,678
‫آره، آره، باشه.
‫وایسا ببینم، کجا داریم می‌ریم؟

410
00:16:16,880 --> 00:16:18,712
‫بهتره که رقاصه‌ی مردی در کار نباشه‌ها.

411
00:16:18,920 --> 00:16:22,072
‫منُ دست کم می‌گیری‌ها، دکر.

412
00:16:25,040 --> 00:16:27,874
‫- مراقب باش. خیلی‌خب.
‫- باشه. باشه.

413
00:16:28,080 --> 00:16:29,958
‫- آماده‌ای؟
‫- آره، آره. آماده‌ام.

414
00:16:33,120 --> 00:16:33,792


415
00:16:38,200 --> 00:16:39,395
‫عجب. سلام.

416
00:16:40,400 --> 00:16:43,234
‫آره، عمراً نمی‌تونستم همچین حدسی بزنم.

417
00:16:43,480 --> 00:16:44,960
‫سورپرایز!

418
00:16:45,600 --> 00:16:46,716
‫برای من‌که جداً سورپرایز بود.

419
00:16:47,280 --> 00:16:49,158
‫مشروب غیرالکلی می‌خوای؟

420
00:16:54,080 --> 00:16:55,070
‫بیا.

421
00:16:57,360 --> 00:16:59,192
‫شرمنده، اصلاً شرمنده نیستم.

422
00:16:59,400 --> 00:17:00,436
‫بازنده.

423
00:17:09,080 --> 00:17:09,718
‫می‌دونی چیه؟

424
00:17:09,960 --> 00:17:11,553
‫شاید این صندلی‌‍ه شانس آورد.

425
00:17:14,960 --> 00:17:17,873
‫خب، بزرگترین هدف‌های قاتل بزرگ.

426
00:17:18,520 --> 00:17:19,590
‫خبرهای جدید چی‌ان، وینس؟

427
00:17:20,240 --> 00:17:22,755
‫من تو رو نمی‌شناسم، ولی
‫اون داستان‌ها برای خیلی وقت پیش بود.

428
00:17:23,040 --> 00:17:24,838
‫مردی با مهارت و شهرت تو؟

429
00:17:25,360 --> 00:17:26,316
‫نمی‌تونم بازنشستگی‌ات رو تصور کنم.

430
00:17:26,560 --> 00:17:28,517
‫دیگه اون دوران گذشته.
‫دیگه اون چیزا رو نمی‌خوام.

431
00:17:28,960 --> 00:17:30,599
‫،خب، بگو ببینم

432
00:17:32,000 --> 00:17:36,472
‫چی می‌خوای یا... خواسته‌ی حقیقی‌ات چیه؟

433
00:17:36,680 --> 00:17:37,716
‫من زن دارم، پسر.

434
00:17:37,920 --> 00:17:40,754


435
00:17:40,960 --> 00:17:42,917
‫نه، نه، منظورم اینه که...

436
00:17:43,160 --> 00:17:46,756
‫یعنی، کلاً چی می‌خوای؟
‫نه، مثلاً، من یا...

437
00:17:47,080 --> 00:17:49,390
‫از زندگی، چی می‌خوای؟

438
00:17:49,640 --> 00:17:51,996
‫می‌خوام که بازی کنم.
‫هستی یا نه؟

439
00:17:52,640 --> 00:17:53,391
‫آره.

440
00:17:58,480 --> 00:17:59,470
‫این جای گاز سگ‌‍ه؟

441
00:18:00,480 --> 00:18:01,960
‫نگو که جای زخم هم حشری‌ات می‌کنه؟

442
00:18:02,160 --> 00:18:04,550
‫نه، پسر.

443
00:18:04,760 --> 00:18:05,910
‫،فقط اینه که خودم وقتی بچه بودم
‫یه سگ گازم گرفت.

444
00:18:06,480 --> 00:18:08,915
‫یه سگ امداد بود، چی‌واوا.

445
00:18:09,120 --> 00:18:10,839
‫،ازش سوء استفاده شده بود
‫ولی... نگه‌اش داشتیم.

446
00:18:11,200 --> 00:18:13,476
‫پبلز"... یکی از بهترین"
‫دوست‌هام شد، می‌دونی.

447
00:18:14,840 --> 00:18:18,595
‫- خب، این‌که چی‌واوا نبود.
‫- چه نوع سگی بود؟

448
00:18:18,800 --> 00:18:21,554
‫خب... هان؟

449
00:18:22,480 --> 00:18:23,277
‫برو، برو، برو!

450
00:18:23,480 --> 00:18:24,357
‫پلیس لس‌آنجلس!

451
00:18:24,560 --> 00:18:25,311
‫دست‌ها بالا!

452
00:18:25,520 --> 00:18:27,000
‫قهرمان‌بازی کسی در نیاره!

453
00:18:27,200 --> 00:18:28,316
‫دست‌ها بالا!

454
00:18:30,400 --> 00:18:32,153
‫لوسیفر. بیا اینجا ببینم!

455
00:18:32,720 --> 00:18:34,359
‫فازت چیه، پسر؟
‫تیم ضربت؟

456
00:18:34,560 --> 00:18:36,836
‫آره، خب، اصولاً اینجا که می‌رسه
‫من کم کم وارد

457
00:18:37,040 --> 00:18:38,872
‫،خطر می‌شم، پس مثل یه کارآگاه مسئولیت‌شناس

458
00:18:39,080 --> 00:18:40,309
‫زنگ زدم نیروی پشتیبانی خواستم.

459
00:18:40,520 --> 00:18:42,034
‫مظنون یکم مونده بود بهم

460
00:18:42,240 --> 00:18:43,310
‫مدرک متهم‌کننده بده، پسر.

461
00:18:44,040 --> 00:18:47,397
‫دنیل، میشه انقدر این قضایع
‫رو به خودت ربط ندی.

462
00:18:57,600 --> 00:18:59,398
‫- دنبال مشروب می‌کردی؟
‫- آره.

463
00:18:59,600 --> 00:19:02,513
‫،و قلیون و پات میز، موزیک قشنگ

464
00:19:02,720 --> 00:19:05,519
‫و یه رقاصه‌ی پسر با
‫وام دانشجویی و کُلی آرزو.

465
00:19:05,720 --> 00:19:07,040
‫توی برنامه‌ی میز که همچین چیزایی نیست.

466
00:19:07,240 --> 00:19:08,674
‫- میز لیست هم داره؟
‫- آره.

467
00:19:09,080 --> 00:19:10,275
‫و منم دزدیدمش.

468
00:19:12,000 --> 00:19:12,877
‫،لاک‌زدن ناخن

469
00:19:13,080 --> 00:19:13,911
‫،بازی ماژونگ

470
00:19:14,120 --> 00:19:15,713
‫مدیتیشن آروم؟

471
00:19:16,800 --> 00:19:17,631
‫مشروب پیدا کردین؟

472
00:19:18,040 --> 00:19:20,714
‫،دقیقاً. تا الان باید غرق مشروب ییگر بودیم

473
00:19:20,920 --> 00:19:22,559
‫و بازیِ "دُمِ رایان گاسلینگ
‫رو بچسبون" بازی می‌کردیم.

474
00:19:22,880 --> 00:19:26,476
‫باورم نمی‌شه که میز قانونی و رسماً
‫مهمونی مجردیمُ دزدید.

475
00:19:26,720 --> 00:19:28,916
‫- منظورت مهمونی کلویی‌‍ه.
‫- منم همینُ گفتم.

476
00:19:29,120 --> 00:19:32,909
‫خیلی عجیب‌‍ه. چی تو سر میزه؟

477
00:19:33,400 --> 00:19:35,756
‫باشه. همه خصوصیاتِ پیرسی
‫رو که دوست‌شون داری. یالا.

478
00:19:35,960 --> 00:19:39,317
‫،وقتی نون تست رو می‌سوزونه

479
00:19:39,520 --> 00:19:40,715
‫یه برش خیلی ناز و قشنگی بهش میده...

480
00:19:40,920 --> 00:19:42,673
‫و با... باید واقعاً صد
‫تا از این‌ها رو بگم؟

481
00:19:42,880 --> 00:19:46,430
‫- بله.
‫- پسر، من قولِ ماه رو به کلویی دادم.

482
00:19:46,640 --> 00:19:48,791
‫بعد بهش نون‌تست سوخته دادم.

483
00:19:50,080 --> 00:19:52,640
‫لطفاً. باید یه کاری بکنیم.

484
00:19:52,840 --> 00:19:53,717
‫آره.

485
00:19:53,960 --> 00:19:55,360
‫من یه فکری دارم.

486
00:19:58,480 --> 00:19:59,834
‫گازت نمی‌گیرم، پیرس.

487
00:20:00,040 --> 00:20:02,271
‫کسی هم این حرفُ می‌زنه که
‫صد بار تا حالا به جونم سوء قصد کرده...

488
00:20:02,720 --> 00:20:03,756
‫و حالا بالأخره می‌تونه
‫با موفقیت بکشدم.

489
00:20:04,320 --> 00:20:07,631
‫آروم بابا. فقط گفتم بیای جشن بگیریم.

490
00:20:10,440 --> 00:20:12,557
‫پس بخاطر این‌که از نشان‌‍ه
‫خلاص شدم از دستم عصبانی نیستی؟

491
00:20:12,920 --> 00:20:15,230
‫اتفاقاً یه نسبت فامیلی عجیبی
‫بین‌مون حس می‌کنم.

492
00:20:15,480 --> 00:20:17,711
‫یعنی خب، این عین
‫اولین ملاقات رسمی

493
00:20:17,920 --> 00:20:20,594
‫کلوپ نامیراهای میرا شده‌ست.

494
00:20:21,040 --> 00:20:22,520
‫اگه این‌طوری‌‍ه، آب‌جو رو مهمون توییم.

495
00:20:23,080 --> 00:20:25,549
‫احتمالاً، همه‌ش جزؤی از نقشه‌های پدرمه

496
00:20:25,760 --> 00:20:26,511
‫شاید.

497
00:20:26,720 --> 00:20:28,074
‫ولی فعلاً، باید از یه‌سری

498
00:20:28,280 --> 00:20:29,270
‫آدمای به‌خصوصی پنهونش کنم

499
00:20:29,680 --> 00:20:30,636
‫تا وقتی که مطمئن بشم موندگاره.

500
00:20:31,040 --> 00:20:34,078
‫اولین قانون کلوپ: رازداری.

501
00:20:35,600 --> 00:20:37,273
‫از وقتی که یادمه می‌خواستم
‫این اتفاق بیفته.

502
00:20:37,480 --> 00:20:38,914
‫حالا هم که افتاده واقعاً
‫باورکردنش سخت‌‍ه.

503
00:20:39,120 --> 00:20:40,918
‫هی، من خیلی برات خوش‌‌حالم پیرس.
‫جدی میگم.

504
00:20:41,120 --> 00:20:42,156
‫- مرسی، داداش.
‫- یعنی میگم

505
00:20:42,360 --> 00:20:45,432
‫میرا شدن بهترین اتفاقی‌‍ه
‫که تو زندگی برای خودم افتاده.

506
00:20:45,920 --> 00:20:48,719
‫همه چیز خیلی بهتره وقتی
‫می‌دونی می‌تونی...

507
00:20:50,000 --> 00:20:52,390
‫می‌تونی هر لحظه بمیری.

508
00:20:52,640 --> 00:20:54,836
‫چقدر وقت برامون مونده؟
‫۳۰سال؟

509
00:20:55,040 --> 00:20:56,918
‫۴۰سال، اگه الکل نخوریم؟

510
00:20:57,120 --> 00:20:58,236
‫یعنی، واسه کسی که قبلاً جاودان بوده

511
00:20:58,480 --> 00:20:59,994
‫واقعاً زمان کوتاهیه.

512
00:21:00,440 --> 00:21:01,590
‫اون‌طوری بهش فکر نکرده بودم.

513
00:21:01,880 --> 00:21:05,032
‫،هر قطره آبجو
‫،هر آسمون آبی

514
00:21:05,280 --> 00:21:06,634
‫،هر سواری با موتورسیکلت

515
00:21:07,360 --> 00:21:09,158
‫هر بوسه...

516
00:21:10,520 --> 00:21:12,159
‫خیلی بارزش‌تره

517
00:21:12,360 --> 00:21:14,317
‫وقتی می‌فهمی ممکنه
‫آخرینت باشه.

518
00:21:14,520 --> 00:21:17,752
‫که هر کار تصادفی‌ای می‌تونه فقط...

519
00:21:18,480 --> 00:21:21,598
‫همه چیز رو از بین ببره.

520
00:21:24,360 --> 00:21:25,840


521
00:21:26,400 --> 00:21:27,311
‫زودباش.

522
00:21:30,000 --> 00:21:31,992
‫مطمئناً بدون بند.

523
00:21:32,360 --> 00:21:33,430
‫و با یه پاپیون.

524
00:21:33,800 --> 00:21:35,712
‫آره. آره.
‫یه بزرگش.

525
00:21:36,040 --> 00:21:37,315
‫باشه، میرم
‫یه رول دیگه بیارم.

526
00:21:37,920 --> 00:21:39,991
‫تو مهمونی مجردی دخترعمو ریتام

527
00:21:40,200 --> 00:21:40,997
‫این لباس عروس دولایه‌ی آشغالی

528
00:21:41,200 --> 00:21:42,714
‫رو دیدم.

529
00:21:42,920 --> 00:21:45,674
‫می‌دونی چی شد؟
‫کسی با مستی دور میله نرقصید.

530
00:21:45,880 --> 00:21:47,473
‫می‌دونی دیگه چه اتفاقی نمی‌افته؟

531
00:21:47,680 --> 00:21:49,239
‫ما. این‌جا.

532
00:21:49,520 --> 00:21:51,193
‫این شکنجه است.

533
00:21:51,400 --> 00:21:52,629
‫البته، میز.

534
00:21:52,960 --> 00:21:53,677
‫همه چیز منطقیه.

535
00:21:57,520 --> 00:22:00,080
‫،خدای من
‫اون می‌تونه چی باشه؟

536
00:22:00,304 --> 00:22:03,278
‫احتمالاً فقط، تریسکی و دوست کوچولوی احمقش

537
00:22:03,281 --> 00:22:05,384
‫- همسایه‌ی بغلی هستن.
‫- صبرکن.

538
00:22:05,560 --> 00:22:06,277
‫کلویی.

539
00:22:10,880 --> 00:22:12,758
‫اون... ؟ می‌بینیدش؟

540
00:22:14,880 --> 00:22:16,678
‫خدای من.

541
00:22:16,880 --> 00:22:19,520
‫باشه، حالا، داشتم
‫از همین حرف می‌زدم.

542
00:22:22,080 --> 00:22:23,912
‫واقعاً که فکر نکردی تو خونه می‌مونیم، درسته؟

543
00:22:24,120 --> 00:22:26,351
‫- بچه‌ها، نباید این‌کار رو می‌کردید.
‫- خوش گذرونی.

544
00:22:26,560 --> 00:22:27,516
‫کلی کلی کلی خوش گذرونی!

545
00:22:27,720 --> 00:22:31,475
‫نه، واقعاً نباید این‌کار رو می‌کردن.

546
00:22:37,800 --> 00:22:39,359
‫کارآگاه همیشه اول میره.

547
00:22:40,360 --> 00:22:42,079
‫خب، وینس.

548
00:22:42,600 --> 00:22:45,877
‫:بذار حدس بزنم
‫استخدام شدی

549
00:22:46,080 --> 00:22:48,959
‫کار فرانسیس رو بسازی تا کورنلیا
‫نتونه تو برنامه رقابت کنه.

550
00:22:49,320 --> 00:22:50,515
‫،یا نکنه سگه هدفت بوده

551
00:22:50,760 --> 00:22:53,195
‫و اون بهت حمله کرده، پس
‫به جاش صاحبش رو کشتی؟

552
00:22:53,600 --> 00:22:54,431


553
00:22:54,680 --> 00:22:56,711
‫این‌جا یه جناب هوشمندانه درباره‌ی شخص شکست خورده
‫می‌سازم.

554
00:22:56,920 --> 00:22:57,990
‫ببینید، من استخدام نشده بودم که

555
00:22:58,200 --> 00:22:59,520
‫،رقابت رو از بین ببرم
‫خودم رقابتم.

556
00:22:59,720 --> 00:23:01,756
‫- منظورت چیه؟
‫- از برنامه‌ی توله‌سگ‌ها و عفو مشروطی‌ها

557
00:23:01,960 --> 00:23:03,838
‫تونستم وارد
‫آموزش سگ‌ها بشم.

558
00:23:04,400 --> 00:23:05,550
‫همین‌طوری گاز گرفته شدم.

559
00:23:06,080 --> 00:23:07,309
‫من عاشق یکی‌شون شدم.

560
00:23:08,000 --> 00:23:08,717
‫اِلیوت.

561
00:23:08,960 --> 00:23:10,713
‫بعداً فهمیدم یه مستیف
‫،اصیل بوده

562
00:23:10,920 --> 00:23:12,832
‫پس بعدش به تمام برنامه‌ها می‌بردمش.

563
00:23:13,040 --> 00:23:14,110
‫عاشق برنامه هاست.

564
00:23:14,320 --> 00:23:15,470
‫تو دیتابیس رقابت‌ها نیستی.

565
00:23:15,680 --> 00:23:17,319
‫دنیل، اون دیالوگ منه.

566
00:23:18,640 --> 00:23:20,438
‫تو دیتابیس رقابت‌ها نیستی.

567
00:23:20,640 --> 00:23:22,438
‫،اگه اون عوضی‌ها من رو با اِلیم می‌دیدن

568
00:23:22,640 --> 00:23:23,790
‫هرگز بهش یه فرصت منصفانه نمی‌دادن.

569
00:23:24,064 --> 00:23:26,138
‫واسه همین به کسی پول دادم تا تظاهر کنه
‫صاحبشه.

570
00:23:26,141 --> 00:23:27,472
‫پس چرا با فرانسیس دعوا می‌کردی؟

571
00:23:27,474 --> 00:23:28,854
‫ببینید، نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم، باشه؟

572
00:23:29,040 --> 00:23:30,474
‫دنیل، وقتشه سوژه رو به دیوار بکوبونیم

573
00:23:30,720 --> 00:23:32,040
‫تا ازش جواب بگیریم.

574
00:23:32,240 --> 00:23:34,196
‫- صبرکن...
‫- زودباش، باهام تمرین کن.

575
00:23:34,400 --> 00:23:35,151
‫ببینید، ببینید، ببینید.

576
00:23:35,360 --> 00:23:37,397
‫دعوام با فرانسیس سر
‫حضانت توله سگ بود.

577
00:23:38,600 --> 00:23:39,875
‫کورنلیا حامله بود.

578
00:23:40,120 --> 00:23:41,270
‫بچه‌ی اِلی من رو حامله بود.

579
00:23:41,520 --> 00:23:42,749
‫هرگز نمی‌تونستم پدربزرگ مادری

580
00:23:42,960 --> 00:23:44,189
‫توله‌هاشون رو به قتل برسونم.

581
00:23:44,440 --> 00:23:45,874
‫من که هیولا نیستم.

582
00:23:47,040 --> 00:23:48,759
‫نوزاد توله‌های مستیف اصیل

583
00:23:48,960 --> 00:23:50,474
‫ده‌ها هزار دلار می‌ارزه.

584
00:23:51,640 --> 00:23:52,357
‫درسته.

585
00:23:52,560 --> 00:23:53,994
‫دیگه کی درباره‌ی توله‌ها می‌دونست؟

586
00:24:00,040 --> 00:24:01,269
‫رفقای پایه!

587
00:24:16,080 --> 00:24:17,673
‫بزن، بزن.

588
00:24:17,880 --> 00:24:20,315
‫باشه، باشه، ببینید.
‫خانوم کوچولوی بد رفتار.

589
00:24:20,560 --> 00:24:21,232
‫خدای من.

590
00:24:21,480 --> 00:24:23,517
‫خدایا. خدای من.

591
00:24:23,720 --> 00:24:25,040
‫میز.

592
00:24:25,240 --> 00:24:27,391
‫نگران نباش، دکر، مثل
‫اون زیاد داریم.

593
00:24:27,600 --> 00:24:28,511
‫- واقعاً؟
‫- آره.

594
00:24:28,720 --> 00:24:30,393
‫اون بار رو دیدی؟

595
00:24:31,680 --> 00:24:32,557
‫باحاله؟

596
00:24:33,560 --> 00:24:34,596
‫این چه کوفتیه؟

597
00:24:35,040 --> 00:24:37,271
‫بهترین مهمونی مجردی دنیا.

598
00:24:37,480 --> 00:24:40,279
‫معلومه. این اتوبوس واقعاً
‫اوضاع رو خیلی باحال کرده!

599
00:24:40,480 --> 00:24:42,676
‫آره، و حالا می‌خوام از باحالیش کم کنی.

600
00:24:42,880 --> 00:24:45,554
‫دیوانه شدی؟ این تمام چیزیه که
‫همیشه آرزوش رو داشتم.

601
00:24:46,120 --> 00:24:47,952
‫با چرم ساختگی واقعی.

602
00:24:48,160 --> 00:24:51,471
‫اِلا، واقعاً می‌خوام
‫این عروسی اتفاق بیوفته.

603
00:24:51,960 --> 00:24:54,839
‫،یعنی نه سورپرایز
‫،نه مشکل

604
00:24:55,040 --> 00:24:57,600
‫و مطمئناً نظرش رو از روی مستی عوض نکنه.

605
00:24:57,800 --> 00:24:59,871
‫همه می‌دونیم دکر نمی‌تونه
‫مشروب رو تحمل کنه.

606
00:25:00,200 --> 00:25:02,590
‫نمی‌دونم. به نظر که
‫خیلی خوب داره تحمل می‌کنه.

607
00:25:02,800 --> 00:25:05,076
‫آره!
‫انگار ازدواج کردن با یه

608
00:25:05,280 --> 00:25:08,796
‫آدم قابل اطمینان باعث شده
‫بیخیال علاقه‌ی درونیش به لوسیفر بشه.

609
00:25:09,000 --> 00:25:12,835
‫آره؟ و همه می‌دونیم اون
‫آدمی نیست که دنبال ازدواج باشه.

610
00:25:13,040 --> 00:25:15,271
‫،بیخیال، میز
‫فقط یه شبه.

611
00:25:15,480 --> 00:25:17,073
‫فقط بذار یکم خوش بگذرونه.

612
00:25:17,320 --> 00:25:18,800
‫چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟

613
00:25:25,280 --> 00:25:26,396
‫نه!

614
00:25:29,840 --> 00:25:32,594
‫شارلوت، داره چی میشه؟

615
00:25:33,200 --> 00:25:34,793
‫قبول کردم بیخیال اتهامات وارد شده

616
00:25:35,000 --> 00:25:36,434
‫به تیم واتر پولوی ایالت مالیبو بشم

617
00:25:36,720 --> 00:25:39,519
‫اگه قبول کنن اون‌ها هم بیخیال یه چیزها بشن.

618
00:25:41,400 --> 00:25:42,800
‫- عالیه.
‫- درسته؟

619
00:25:43,000 --> 00:25:45,071
‫آره!

620
00:25:52,120 --> 00:25:54,271
‫بارکلی.
‫،صاحبش دکتر والری هاینس‌ـه

621
00:25:54,480 --> 00:25:56,836
‫دام‌پزشک ستارگان برنامه‌ی با موضوع سگ‌های
‫کالیفرنیای جنوبی.

622
00:25:57,040 --> 00:25:58,952
‫ظاهراً، هر مسابقه‌دهنده‌ی سگی باید

623
00:25:59,200 --> 00:25:59,917
‫توسط دکتر والری معاینه بشه

624
00:26:00,200 --> 00:26:02,157
‫،قبل از این‌که بتونه واقعاً رقابت کنه
‫که یعنی...

625
00:26:02,360 --> 00:26:04,238
‫مطمئناً می‌دونسته اگه
‫کورنلیا حامله بوده.

626
00:26:04,840 --> 00:26:05,990
‫و توی صحنه‌ی جرم بوده.

627
00:26:06,200 --> 00:26:07,634
‫نه، هنوز فکر نمی‌کنم این جواب بده.

628
00:26:07,840 --> 00:26:08,671
‫موافقم.

629
00:26:08,920 --> 00:26:10,718
‫- و فکر می‌کنم تقصیر منه.
‫- باز هم موافقم.

630
00:26:10,960 --> 00:26:13,111
‫ببین، مشکل اینه که، ما خیلی کم
‫،پیش میاد اینقدر نزدیک به هم کار کنیم

631
00:26:13,320 --> 00:26:15,630
‫من و تو. و نمیشه انتظار داشته باشی
‫که فقط بدونی

632
00:26:15,880 --> 00:26:18,111
‫جذبه‌ی ظریف بین
‫کارآگاه و مشاور چطوریه.

633
00:26:18,320 --> 00:26:20,357
‫پس فکرکنم مشخصه باید یه آموزش

634
00:26:20,560 --> 00:26:22,836
‫خیلی جامع از نحوه‌ی من بودن بهت بدم.

635
00:26:23,280 --> 00:26:25,317
‫- با اون موافق نیستم.
‫- عالیه.

636
00:26:25,560 --> 00:26:26,232
‫شاید بهتر باشه یادداشت برداری.

637
00:26:26,560 --> 00:26:27,789
‫- آره.
‫- سلام.

638
00:26:28,000 --> 00:26:29,593
‫،می‌خوایم دکتر والری رو ببینیم

639
00:26:29,880 --> 00:26:31,633
‫اگه امکان داره.

640
00:26:32,560 --> 00:26:33,516
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم

641
00:26:33,800 --> 00:26:35,359
‫چیزی از هیچ قتلی نمی‌دونم.

642
00:26:35,920 --> 00:26:37,912
‫سر توله‌سگ؟ یعنی، کی
‫همچین کاری می‌کنه؟

643
00:26:38,240 --> 00:26:39,959
‫خب، اجاره‌ی این بخش شهر
‫خیلی گرونه.

644
00:26:40,240 --> 00:26:41,560
‫،و اون توله‌ها خیلی گرون بودن

645
00:26:41,760 --> 00:26:42,910
‫خصوصاً تو بازار سیاه.

646
00:26:43,240 --> 00:26:44,833


647
00:26:45,320 --> 00:26:47,039
‫فکرمی‌کنید من نیاز به پول دارم؟

648
00:26:47,560 --> 00:26:49,995
‫تصور کنید مردم چقدر
‫برای بچه‌هاشون هزینه می‌کنن.

649
00:26:50,240 --> 00:26:52,630
‫در مقابل پولی که خرج حیوانات خانگی‌شون می‌کنن
‫اصلاً قابل مقایسه نیست.

650
00:26:52,880 --> 00:26:53,597
‫،حرفم رو باور کنید

651
00:26:53,840 --> 00:26:55,513
‫بیشتر از اون چیزی که بخوام دارم.

652
00:26:56,680 --> 00:26:57,557
‫جدی میگی؟

653
00:26:58,120 --> 00:26:58,997
‫نگاه کن و یاد بگیر.

654
00:26:59,720 --> 00:27:02,679
‫مطمئناً، باید یه چیزی باشه
‫که خواسته‌اش رو داری.

655
00:27:04,760 --> 00:27:05,637
‫من...

656
00:27:05,840 --> 00:27:06,876


657
00:27:07,400 --> 00:27:08,117
‫من...

658
00:27:08,320 --> 00:27:09,436


659
00:27:12,320 --> 00:27:13,549
‫واقعاً مشکلی ندارم.

660
00:27:13,760 --> 00:27:14,671
‫،بیخیال

661
00:27:14,920 --> 00:27:18,436
‫چیزی نیست که عمیقاً بخوای؟

662
00:27:22,080 --> 00:27:24,640
‫من معجزه‌ی تولد رو می‌خوام.

663
00:27:24,920 --> 00:27:27,230
‫،این‌جا داریم یه قتل رو حل می‌کنیم، عزیزم
‫ولی مطمئنم

664
00:27:27,440 --> 00:27:28,840
‫می‌تونی یکی رو پیداکنی که تو اون مورد کمکت کنه.

665
00:27:29,080 --> 00:27:30,150
‫بالأخره.

666
00:27:30,480 --> 00:27:31,470
‫منظورت که...

667
00:27:32,440 --> 00:27:33,760
‫برای خودت نیست، هست؟

668
00:27:41,400 --> 00:27:44,074
‫البته که وقتی فرصتش رو داشتم
‫سگ رو گرفتم.

669
00:27:44,600 --> 00:27:46,080
‫می‌دونید چقدر حقوقم کمه؟

670
00:27:46,280 --> 00:27:47,600
‫چقدر از تعطیلات رو باید کارکنم؟

671
00:27:47,800 --> 00:27:50,031
‫دکتر والری بیشتر وقتش رو
‫توی هاوایی می‌گذرونه.

672
00:27:50,280 --> 00:27:51,270
‫پس کورنلیا رو برداشتم

673
00:27:51,520 --> 00:27:52,590
‫و این‌جا مخفیش کردم.

674
00:27:52,800 --> 00:27:54,439
‫،و وقتی فرانسیس سعی کرد جلوت رو بگیره

675
00:27:54,640 --> 00:27:55,756
‫تو چی، کشتیش؟

676
00:27:55,960 --> 00:27:58,156
‫نه!
‫،پشت صحنه بودم

677
00:27:58,440 --> 00:27:59,396
‫ولی قبلاً مرده بود.

678
00:28:00,040 --> 00:28:01,030
‫کورنلیا عصبی بود.

679
00:28:01,280 --> 00:28:02,031
‫اومد پیش من.

680
00:28:02,280 --> 00:28:03,475
‫،خیلی سخت‌گیره

681
00:28:03,720 --> 00:28:05,040
‫و می‌دونست من ازش محافظت می‌کنم.

682
00:28:05,320 --> 00:28:06,720
‫با فروختن بچه‌های باارزشش؟

683
00:28:06,960 --> 00:28:08,553
‫،می‌دونم کار اشتباهی بود

684
00:28:09,080 --> 00:28:11,356
‫ولی می‌خواستم درست بعد از
‫تولد بچه‌هاش پسش بدم.

685
00:28:12,800 --> 00:28:14,519
‫ببینید، من قاتل نیستم.
‫قسم می‌خورم.

686
00:28:14,720 --> 00:28:16,598
‫هیچوقت نیستن، نه؟

687
00:28:17,160 --> 00:28:18,640
‫،خب، با توجه به انگیزه و نبود بهانه

688
00:28:18,880 --> 00:28:20,314
‫چاره‌ای برام نذاشتی جز
‫پیروی کردن از غریزه‌ی

689
00:28:20,520 --> 00:28:22,318
‫قابل اعتمادم
‫که به قتل

690
00:28:22,520 --> 00:28:24,113
‫فرانسیس هافمن دستگیرت کنم.

691
00:28:24,560 --> 00:28:25,391
‫دست بزنید و بندازیدش تو ماشین.

692
00:28:26,960 --> 00:28:29,270
‫خب، سوژه دستگیر شد.

693
00:28:29,520 --> 00:28:30,351
‫سگ پیدا شد.

694
00:28:30,600 --> 00:28:32,876
‫و این‌طوری انجامش میدن، دنیل.

695
00:28:43,560 --> 00:28:44,550
‫خدای من.

696
00:28:44,760 --> 00:28:46,911
‫واسه هوشیار شدن راه خوبیه.

697
00:28:48,360 --> 00:28:50,113
‫شارلوت.
‫شارلوت، سلام.

698
00:28:50,360 --> 00:28:51,316
‫داری حال می‌کنی؟

699
00:28:52,560 --> 00:28:54,199
‫اخیراً زیاد نمی‌تونم حال کنم.

700
00:28:54,920 --> 00:28:56,240
‫ولی بیخیال من.

701
00:28:56,560 --> 00:28:58,597
‫این شب کامل واسه توئه.

702
00:28:58,840 --> 00:29:00,274
‫باید بگم، خوبه که استرس لباس عروسی رو

703
00:29:00,480 --> 00:29:02,119
‫واسه یه بار هم که شده فراموش کنم.

704
00:29:02,320 --> 00:29:03,071
‫چرا استرس؟

705
00:29:03,760 --> 00:29:04,955
‫همه چیز هیجان‌انگیزه!

706
00:29:05,440 --> 00:29:07,159
‫و خیلی شجاعانه است.

707
00:29:07,360 --> 00:29:09,352
‫اول دن، حالا پیرس؟

708
00:29:09,600 --> 00:29:11,398
‫با دومین نفر از دفترت ازدواج کردی؟

709
00:29:11,720 --> 00:29:13,791
‫ولی گور بابای ظاهر کاریش، درسته؟

710
00:29:14,000 --> 00:29:14,751
‫تو از یه مدلی خوشت میاد.

711
00:29:15,040 --> 00:29:16,633
‫،وقتی خودت می‌دونی
‫دیگه می‌دونی.

712
00:29:16,840 --> 00:29:17,956
‫چی‌کار می‌کنی؟

713
00:29:18,560 --> 00:29:20,233
‫فقط من این‌طوری‌ام

714
00:29:20,480 --> 00:29:24,235
‫یا چندتا پسر خوشتیپ گنده‌مون گم شده؟

715
00:29:25,560 --> 00:29:27,279
‫میز!
‫چی‌کار می‌کنی؟

716
00:29:27,480 --> 00:29:28,277
‫هی!

717
00:29:28,480 --> 00:29:29,834
‫از اون یارو خوشم می‌اومد!

718
00:29:30,080 --> 00:29:31,753
‫بوی کلرین می‌داد

719
00:29:32,160 --> 00:29:33,560
‫و تافی کره‌ای.

720
00:29:35,080 --> 00:29:39,154
‫بدجوری اعصابم رو خراب کردی، میز.

721
00:29:39,360 --> 00:29:42,114
‫این... یعنی... جنگ!

722
00:29:42,560 --> 00:29:43,630
‫لیندا، لیندا، خواهش می‌کنم!

723
00:29:43,880 --> 00:29:46,315
‫شاید بتونیم دور بزنیم و دوباره
‫سوارش کنیم.

724
00:29:46,520 --> 00:29:47,874
‫،حالا که بحثش پیش اومده

725
00:29:48,440 --> 00:29:50,716
‫می‌خوام یکم مشورت رابطه‌ای بهم بدی.

726
00:29:50,920 --> 00:29:53,435
‫من؟ خب، من زیاد بلد نیستم.
‫مشخصه.

727
00:29:53,720 --> 00:29:54,790
‫نمی‌دونم.

728
00:29:55,000 --> 00:29:57,151
‫یعنی، ایمانت به یه

729
00:29:57,360 --> 00:30:00,478
‫احتمال کاملاً ویرانگر
‫واقعاً امیدبخشه.

730
00:30:00,680 --> 00:30:01,477
‫می‌دونستی

731
00:30:01,760 --> 00:30:03,319
‫لُس‌آنجلس یکی از بالاترین
‫نرخ‌های طلاق رو

732
00:30:03,520 --> 00:30:05,716
‫- در تمام آمریکا داره؟
‫- جدی؟

733
00:30:05,920 --> 00:30:06,990
‫- آره.
‫- واقعاً؟

734
00:30:07,240 --> 00:30:09,675
‫نقشه‌ی من هیچ ربطی به تو نداره.

735
00:30:09,880 --> 00:30:11,200
‫برای کلویی‌ـه.

736
00:30:11,400 --> 00:30:13,835
‫می‌خوام دقیقاً چیزی که می‌خواد رو بهش بدم.

737
00:30:14,080 --> 00:30:14,797
‫پیرس.

738
00:30:15,120 --> 00:30:16,474
‫با اون. ازدواج کنه.

739
00:30:16,680 --> 00:30:17,670
‫بدون داستان.

740
00:30:18,320 --> 00:30:19,640
‫آره.
‫کاملاً موافقم!

741
00:30:19,880 --> 00:30:22,236
‫از الان به بعد

742
00:30:22,440 --> 00:30:23,874
‫دیگه داستانی نداریم!

743
00:30:24,080 --> 00:30:26,072
‫میز کیوپید؟
‫نوع دوست شدی حالا؟

744
00:30:26,280 --> 00:30:27,873
‫مروارید؟
‫امکان نداره.

745
00:30:28,080 --> 00:30:29,400
‫مردم حالا چند بار ازدواج می‌کنن.

746
00:30:29,640 --> 00:30:30,630
‫یه چیزی تو سرتونه!

747
00:30:30,840 --> 00:30:31,956
‫- یعنی...
‫- بهم بگو!

748
00:30:32,160 --> 00:30:33,640
‫فکرکنم چیزی نیست که جلوت رو بگیره

749
00:30:33,840 --> 00:30:34,796
‫تا دوباره ازدواج نکنی

750
00:30:35,000 --> 00:30:35,990
‫- بعد از پیرس.
‫- ،شارلوت

751
00:30:36,400 --> 00:30:38,551
‫می‌دونم سعی نداری کلویی رو
‫،بترسونی

752
00:30:38,800 --> 00:30:39,836
‫ولی یه جورایی به نظر میاد

753
00:30:40,120 --> 00:30:41,270
‫انگار داری ذهنش رو درگیر می‌کنی.

754
00:30:41,880 --> 00:30:43,234
‫- واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟
‫- ،صبرکن

755
00:30:43,720 --> 00:30:45,951
‫سعی داری عمداً بترسونیش؟

756
00:30:46,160 --> 00:30:46,832


757
00:30:47,040 --> 00:30:48,918
‫بریم.

758
00:30:49,120 --> 00:30:49,758
‫رو کن ببینم.

759
00:30:52,320 --> 00:30:53,879
‫اتوبوس لعنتی رو متوقف کن!

760
00:30:57,160 --> 00:31:00,278
‫همه به جز کلویی بیرون!

761
00:31:00,560 --> 00:31:01,596
‫الان!

762
00:31:10,720 --> 00:31:11,471
‫،می‌دونی

763
00:31:12,720 --> 00:31:14,439
‫می‌تونستیم سگه رو با بقیه‌ی بچه‌ها
‫برگردونیم.

764
00:31:14,680 --> 00:31:17,320
‫چرت نگو. کارآگاه هرگز
‫نمی‌ذاره یه خانوم حامله

765
00:31:17,560 --> 00:31:19,756
‫عقب یه ون پلیس کثیف
‫برگرده.

766
00:31:19,960 --> 00:31:21,189
‫خیلی آدم حساسیه.

767
00:31:21,440 --> 00:31:23,033
‫آره، و خیلی قابل پیشبینی.

768
00:31:23,240 --> 00:31:26,551
‫یعنی، چطوری اعمال کارآگاه اینقدر به آسونی میشه
‫تقلیدشون کرد

769
00:31:26,840 --> 00:31:28,593
‫ولی رمزگشایی‌شون اینقدر سخته؟

770
00:31:28,960 --> 00:31:30,280
‫هنوز اصلاً نمی‌دونم

771
00:31:30,520 --> 00:31:32,557
‫چرا به پیرس جواب مثبت داده.

772
00:31:33,640 --> 00:31:34,835
‫،نمی‌خوام توهین کنم، دنیل

773
00:31:35,080 --> 00:31:37,834
‫ولی کاش بیشتر سعی می‌کردی که، خب
‫من باشی.

774
00:31:38,400 --> 00:31:40,153
‫اگه همیشه اینقدر نمی‌ترسیدی...

775
00:31:41,120 --> 00:31:42,395
‫نمی‌ترسم.

776
00:31:42,680 --> 00:31:44,160
‫جدی؟

777
00:31:44,360 --> 00:31:46,352
‫میگی به شارلوت زمان و فضا میدی

778
00:31:46,560 --> 00:31:48,040
‫،چون اون این چیز رو می‌خواد

779
00:31:48,240 --> 00:31:50,232
‫ولی جفت‌مون می‌دونیم
‫داری ازش به عنوان بهانه استفاده می‌کنی

780
00:31:50,480 --> 00:31:52,392
‫- تا از این‌که بهش بگی خودت چی می‌خوای طفره بری.
‫- باشه.

781
00:31:52,600 --> 00:31:53,920
‫باشه. آره.
‫شاید...

782
00:31:54,120 --> 00:31:56,237
‫شاید زیاد بلد نباشم اعتراف کنم
‫چی می‌خوام.

783
00:31:56,440 --> 00:31:58,193
‫و شاید بد نباشه گاهی مثل...

784
00:31:58,400 --> 00:32:00,869
‫لوسیفر رفتار کنم.

785
00:32:01,080 --> 00:32:02,594
‫،ولی وقتی بحث درک کردن مردم می‌رسه

786
00:32:02,800 --> 00:32:05,634
‫از تو نصیحتی نمی‌گیرم، مرد.

787
00:32:05,840 --> 00:32:08,594
‫درواقع فکر می‌کنم تو
‫کسی هستی که می‌ترسه.

788
00:32:09,360 --> 00:32:10,111
‫ببخشید؟

789
00:32:10,360 --> 00:32:12,716
‫دلیلی که از کلویی نمی‌پرسی چرا
‫با پیرس ازدواج کرده

790
00:32:12,920 --> 00:32:14,400
‫اینه که چون می‌ترسی
‫چه جوابی ازش بشنوی.

791
00:32:14,600 --> 00:32:16,910
‫- مزخرفه.
‫- نه.

792
00:32:17,160 --> 00:32:19,994
‫واسه همین داری این بازی‌های
‫احمقانه‌ی ذهنی رو انجام میدی.

793
00:32:20,400 --> 00:32:21,754
‫که در ضمن، عملی نمیشن.

794
00:32:22,720 --> 00:32:24,234
‫،چون
‫،اولاً

795
00:32:24,920 --> 00:32:27,435
‫فقط تو شغل کلویی
‫ریز شدی.

796
00:32:27,960 --> 00:32:29,394
‫یعنی، حتی با اسم
‫صداش نمی‌زنی.

797
00:32:29,600 --> 00:32:31,478
‫،که اسمش کلویی‌ـه
‫نه کارآگاه.

798
00:32:31,720 --> 00:32:32,756
‫دوست داشتنیه.

799
00:32:32,960 --> 00:32:34,030
‫بیخیال.

800
00:32:34,240 --> 00:32:35,276
‫باورت میشه، کورنلیا؟

801
00:32:36,360 --> 00:32:37,396
‫بحث کلویی فقط کار نیست

802
00:32:37,640 --> 00:32:38,756
‫مرد.

803
00:32:39,480 --> 00:32:40,152
‫یه دوسته.

804
00:32:40,360 --> 00:32:41,999
‫مادر فداشده‌ی تریکسی‌ـه.

805
00:32:42,200 --> 00:32:44,476
‫- شگفت‌انگیزترین انسانیه که...
‫- دنیل.

806
00:32:44,960 --> 00:32:46,997
‫این احمق، ترسوی نابغه...
‫درست میگی.

807
00:32:47,520 --> 00:32:48,158
‫واقعاً؟

808
00:32:48,400 --> 00:32:49,550
‫کاملاً.
‫برای این‌که کاملاً

809
00:32:49,760 --> 00:32:51,433
‫،انگیزه‌های کارآگاه رو درک کنم
‫باید منظر

810
00:32:51,640 --> 00:32:53,199
‫کامل زندگیش رو تجربه کنم.

811
00:32:53,400 --> 00:32:55,039
‫- باشه.
‫- ،پس یه موجود بی‌دفاع

812
00:32:55,280 --> 00:32:57,397
‫که به زور می‌تونه زبون باز کنه که کاملاً
‫به من وابسته است

813
00:32:57,600 --> 00:32:59,432
‫- برای تمام نیازهاش نیاز دارم.
‫- منظورت چیه؟

814
00:32:59,640 --> 00:33:01,438
‫یه تریکسی لازم دارم.
‫من...

815
00:33:02,600 --> 00:33:03,795
‫سلام عرض شد.

816
00:33:06,320 --> 00:33:08,277
‫،میز

817
00:33:08,640 --> 00:33:11,235
‫کدوم بخش میزبانی مشترک یه
‫مهمونی مجردی رو درک نکردی؟

818
00:33:11,440 --> 00:33:13,830
‫هی، کسی درباره‌ی یه اتوبوس لعنتی
‫بهم نگفته بود!

819
00:33:14,040 --> 00:33:17,875
‫آره، پس بهترین فرصت متناوبم برای
‫یه زندگی جنسی رو ازش بیرون انداختی؟

820
00:33:18,080 --> 00:33:20,834
‫- و تو، چرا داری کلویی رو می‌ترسونی؟
‫- آره، هرگز نباید

821
00:33:21,040 --> 00:33:21,712
‫دعوتش می‌کردم.

822
00:33:21,920 --> 00:33:23,149
‫سعی داشتم کمک کنم!

823
00:33:23,360 --> 00:33:26,273
‫،می‌دونید
‫یکم مشاجره‌ی پیش ازدواجی چیز سالمیه.

824
00:33:26,520 --> 00:33:27,920
‫بهتره از بدنت
‫خارجش کنی.

825
00:33:28,120 --> 00:33:29,190
‫دنبال مشاجره‌ای؟

826
00:33:29,720 --> 00:33:31,518
‫- قبوله!
‫- باشه، خانوم‌ها، لطفاً.

827
00:33:31,840 --> 00:33:34,071
‫- هنوز وقت هست که این رو درست کنیم، باشه؟
‫- بیخیال، میز.

828
00:33:34,320 --> 00:33:36,357
‫:دو کلمه
‫تاتوهای مثل هم.

829
00:33:36,560 --> 00:33:37,437
‫چی؟

830
00:33:37,840 --> 00:33:40,514
‫تاتوهای قلابی.
‫قلابی.

831
00:33:40,840 --> 00:33:41,796
‫پیرس بهم گفت...

832
00:33:42,040 --> 00:33:44,714
‫- پیرس داشت درباره‌ی تاتوی قلابی تحقیق می‌کرد؟
‫- ،آره. یعنی

833
00:33:44,960 --> 00:33:45,711
‫ازم قول گرفت

834
00:33:45,960 --> 00:33:46,757
‫به کسی نگم...
‫ولی می‌دونید چیه؟

835
00:33:47,000 --> 00:33:48,480
‫حروم‌زاده‌ی دروغگو!

836
00:33:48,680 --> 00:33:50,319
‫میز داره کجا میره؟

837
00:33:51,160 --> 00:33:52,640
‫یه مشکل بزرگ‌تر، دخترها.

838
00:33:54,440 --> 00:33:55,590
‫کلویی کجا رفت؟

839
00:33:56,600 --> 00:33:57,511


840
00:34:00,880 --> 00:34:02,030
‫نه، بشین، بچه.

841
00:34:02,440 --> 00:34:03,920
‫خدای من.
‫بشین.

842
00:34:04,120 --> 00:34:05,554
‫خدای من.

843
00:34:05,760 --> 00:34:06,637
‫این مسخره است.

844
00:34:06,840 --> 00:34:08,638
‫یعنی، حداقل وابسته‌ی انسانی کارآگاه

845
00:34:08,880 --> 00:34:10,678
‫رو میشه با شکلات و پول
‫خرش کرد.

846
00:34:10,880 --> 00:34:13,440
‫،ولی ظاهراً
‫شکلات واسه پیکی خانوم سمیه.

847
00:34:13,640 --> 00:34:14,391
‫و کیف پولم رو خورد.

848
00:34:14,600 --> 00:34:16,637
‫این چه بوییه؟ و چرا...

849
00:34:16,840 --> 00:34:19,560
‫- نوار صحنه‌ی جرم تمام میزم رو در بر گرفته؟
‫- ،چون بهم اعتماد کن، دنیل

850
00:34:19,760 --> 00:34:22,355
‫کورنلیا یه جرم خیلی جدی
‫اون‌جا انجام داده.

851
00:34:22,560 --> 00:34:23,676
‫بچه‌ها خیلی

852
00:34:23,880 --> 00:34:25,599
‫نیازمند هستن... یعنی، درک
‫،نمی‌کنی

853
00:34:25,800 --> 00:34:27,871
‫ولی یه پدر تنها بودن خیلی خسته کننده است.

854
00:34:28,120 --> 00:34:29,873
‫رفیق، یه ساعت شده.

855
00:34:30,080 --> 00:34:31,673
‫،خب، تو سال سگی
‫خودش یه ابدیته.

856
00:34:32,920 --> 00:34:34,912
‫آره خب، روزهای پدر بودنت
‫تموم شدن، باشه؟

857
00:34:35,120 --> 00:34:36,315
‫شوهر فرانسیس فردریک اومده.

858
00:34:36,800 --> 00:34:39,269
‫فردریک!
‫دوباره از دیدنت خوشحالم.

859
00:34:39,480 --> 00:34:40,880
‫باعث تأسفه.
‫تازه داشتیم با هم خو می‌گرفتیم.

860
00:34:41,080 --> 00:34:42,116
‫ممنون، کارآگاه‌ها.

861
00:34:42,440 --> 00:34:44,159
‫نمی‌دونستم حامله است.

862
00:34:44,560 --> 00:34:46,313
‫- حالا می‌تونم دوباره خانواده‌مون رو بسازم.
‫- ،خب، اگه فقط

863
00:34:46,560 --> 00:34:50,031
‫،فرم ترخیص رو امضا کنی

864
00:34:50,840 --> 00:34:52,354
‫مال خودت میشه.

865
00:34:56,680 --> 00:34:57,875
‫این هم دختر خوبم.

866
00:34:58,720 --> 00:35:00,359


867
00:35:00,600 --> 00:35:02,990
‫دختر...

868
00:35:03,240 --> 00:35:04,356
‫بچه‌ی بیچاره.

869
00:35:05,240 --> 00:35:06,356
‫معلومه درد زیادی داره.

870
00:35:07,520 --> 00:35:08,556
‫کورنلیا؟

871
00:35:09,000 --> 00:35:09,592
‫بیا.

872
00:35:09,800 --> 00:35:10,950
‫خدافظ، بچه.

873
00:35:11,320 --> 00:35:12,310
‫واقعاً...

874
00:35:13,400 --> 00:35:14,516
‫خدافظ.

875
00:35:17,200 --> 00:35:18,395
‫باشه، حالا، اون...

876
00:35:19,880 --> 00:35:20,996
‫کجا رفت؟

877
00:35:26,280 --> 00:35:27,634
‫حالت چطوره، عزیزم؟

878
00:35:28,760 --> 00:35:30,831
‫می‌تونی... من رو ببینی؟

879
00:35:31,160 --> 00:35:33,595
‫تو این اتوبوس خیلی چیزها می‌بینم.

880
00:35:34,160 --> 00:35:35,753
‫انگاری یه چیزی ناراحتت کرده.

881
00:35:38,360 --> 00:35:39,157
‫خب، انگار...

882
00:35:41,120 --> 00:35:44,158
‫همه چیز خیلی سریع پیش اومد، و...

883
00:35:45,840 --> 00:35:48,355
‫همه براشون سؤاله
‫چرا بله گفتم، و...

884
00:35:48,680 --> 00:35:50,876
‫و خودم هم برام سؤاله.

885
00:35:51,320 --> 00:35:52,754
‫،نمی‌دونم
‫شاید فکرکردم

886
00:35:53,000 --> 00:35:54,593
‫ازدواج کردن با

887
00:35:54,840 --> 00:35:57,639
‫یا آدم باثبات و استوار باعث میشه...

888
00:35:58,640 --> 00:36:02,316
‫یه جوری... من رو به یه
‫،آدم جدیدی تبدیل کنه

889
00:36:02,520 --> 00:36:05,957
‫و شاید این من جدید و
‫بی‌اختیار

890
00:36:06,160 --> 00:36:07,913
‫یه جوری...

891
00:36:08,560 --> 00:36:12,190
‫الهام بخش... کسی که هنوز هستم
‫بشه.

892
00:36:15,720 --> 00:36:17,074
‫هی، تو متأهلی؟

893
00:36:17,520 --> 00:36:18,749
‫۱۷ساله.

894
00:36:19,480 --> 00:36:20,800
‫اون همه چیزمه.

895
00:36:21,360 --> 00:36:23,431
‫امیدوارم که، شوهر تو هم همه چیزت باشه.

896
00:36:28,800 --> 00:36:31,759
‫اصلاً چطوری این‌کار رو می‌کنه؟

897
00:36:35,880 --> 00:36:36,677
‫خب، این عجیبه.

898
00:36:37,200 --> 00:36:40,272
‫معاینه‌های پیش‌زادی کورنلیا
‫،توسط فردریک امضا شدن

899
00:36:40,480 --> 00:36:42,597
‫ولی گفت چیزی از
‫حاملگی نمی‌دونه.

900
00:36:44,320 --> 00:36:46,152
‫و امضاهاشون یکیه.

901
00:36:47,680 --> 00:36:49,114
‫که یعنی دروغ گفته.

902
00:36:50,320 --> 00:36:51,674
‫بنابراین...

903
00:36:52,520 --> 00:36:54,159
‫به احتمال زیاد اون قاتله.

904
00:36:54,360 --> 00:36:56,511
‫آفرین، کارآگاه!

905
00:36:59,680 --> 00:37:00,591
‫خب...

906
00:37:00,840 --> 00:37:02,069
‫آفرین، کارآگاه.

907
00:37:03,520 --> 00:37:06,479
‫بیا این‌جا، احمق.

908
00:37:06,800 --> 00:37:07,756
‫زودباش!

909
00:37:09,400 --> 00:37:11,631
‫- این‌طوری با یه خانوم حامله رفتار می‌کنی؟
‫- یعنی چی... ؟

910
00:37:12,840 --> 00:37:14,911
‫- چطوری اومدی داخل؟
‫- حدس می‌زدم تو قاتل باشی.

911
00:37:16,320 --> 00:37:18,232
‫وقتی بچه‌ی پشمالوت نمی‌اومد پیشت.

912
00:37:20,360 --> 00:37:22,192
‫کورنلیا فقط میره...

913
00:37:23,040 --> 00:37:24,520
‫پیش افرادی که بهشون اعتماد داره.

914
00:37:25,520 --> 00:37:26,510
‫نه قاتل‌ها.

915
00:37:27,480 --> 00:37:30,552
‫الان تنها سؤال اینه که: چرا، فردریک؟

916
00:37:32,040 --> 00:37:33,838
‫بعد از این‌که به کورنلیا رسیدگی کردم

917
00:37:34,040 --> 00:37:35,360
‫کاملاً خوشحال میشم درباره‌اش صحبت کنیم.

918
00:37:48,000 --> 00:37:48,877
‫گوش کن.

919
00:37:49,760 --> 00:37:50,830
‫،باید درک کنی

920
00:37:51,120 --> 00:37:52,600
‫،یه سگ باید بهترین دوست یه آدم باشه

921
00:37:52,800 --> 00:37:54,359
‫نه بهترین جایگزین آدمی.

922
00:37:56,040 --> 00:37:56,678
‫می‌دونی چطوریه

923
00:37:56,920 --> 00:37:58,912
‫یه سگ تو رو
‫از تخت خودت بیرون کنه؟!

924
00:38:00,320 --> 00:38:02,960
‫ولی... هرگز نتونستم به خودم جرئت بدم

925
00:38:03,160 --> 00:38:04,958
‫که فقط به فرانسیس بگم چی می‌خوام.

926
00:38:05,160 --> 00:38:06,480
‫از جوابش می‌ترسیدی.

927
00:38:06,720 --> 00:38:08,473
‫بعدش درباره‌ی توله‌ها فهمیدم.

928
00:38:09,880 --> 00:38:12,156
‫۶دلیلی بیشتر که به من بی‌اهمیتی کنه.

929
00:38:13,280 --> 00:38:14,555
‫و ما دعوامون شد...

930
00:38:14,960 --> 00:38:16,155
‫،و اون افتاد

931
00:38:16,360 --> 00:38:17,316
‫و سرش ضربه دید.

932
00:38:17,840 --> 00:38:18,751
‫یه تصادف بود.

933
00:38:18,960 --> 00:38:20,280
‫چطوره اسلحه‌ات رو بذاری کنار.

934
00:38:21,360 --> 00:38:22,555
‫به پاسگاه برگردی

935
00:38:23,080 --> 00:38:24,480
‫و برداشت خودت از داستان رو بگی.

936
00:38:24,800 --> 00:38:26,393
‫باید فقط به سگه شلیک می‌کردم!

937
00:38:27,480 --> 00:38:28,550
‫ولی خیلی سخته موجودی رو بکشی

938
00:38:28,760 --> 00:38:30,717
‫که همچین هوشی تو چشم‌هاش داره.

939
00:38:34,760 --> 00:38:35,750
‫پلیس لُس‌آنجلس!

940
00:38:38,960 --> 00:38:39,632
‫چی... ؟

941
00:38:40,640 --> 00:38:42,677
‫پس اینجایی.

942
00:38:42,920 --> 00:38:44,354
‫مثل همیشه.

943
00:38:44,560 --> 00:38:46,552
‫کاغذبازی‌ها رو ول کردی واسه من
‫و تنهایی گذاشتی رفتی.

944
00:38:46,800 --> 00:38:49,679
‫،به فکر خطرش نبودی
‫به فکر پروتکل کاری نبودی...

945
00:38:50,280 --> 00:38:51,396
‫واقعاً... متوجه طعنه‌اش نیستی، نه؟

946
00:38:51,640 --> 00:38:55,156
‫من فقط این رو می‌بینم دنیل، که
‫نمی‌تونم به عنوان همکارم به تو اعتماد کنم.

947
00:38:55,360 --> 00:38:58,239
‫پس شاید باید یه آدم استوار و
‫،مسئولیت‌پذیر پیداکنم

948
00:38:58,480 --> 00:39:00,995
‫کسی که بتونه واقعاً پشتم رو داشته باشه.

949
00:39:07,800 --> 00:39:09,598


950
00:39:10,480 --> 00:39:11,357


951
00:39:12,320 --> 00:39:13,640
‫حالا متوجهم.

952
00:39:18,480 --> 00:39:21,200
‫پس فکرکردی نمی‌فهمم علامتت
‫قلابیه.

953
00:39:22,000 --> 00:39:23,673
‫می‌دونی، واسه کسی که
‫،یه میلیون سال زندگی کرده

954
00:39:24,000 --> 00:39:25,480
‫واقعاً احمقی.

955
00:39:25,680 --> 00:39:26,431


956
00:39:27,000 --> 00:39:28,150
‫خوابه.

957
00:39:33,880 --> 00:39:36,076
‫واسه همیشه نمی‌تونی از بچه به عنوان
‫سپر انسانی استفاده کنی، قابیل.

958
00:39:38,720 --> 00:39:39,949
‫شاید امشب نه...

959
00:39:42,600 --> 00:39:44,034
‫ولی میام سراغت.

960
00:39:52,200 --> 00:39:53,520
‫سلام. هستی.

961
00:39:54,400 --> 00:39:56,073
‫چرا تریکسی خونه‌ی دوستش نخوابیده؟

962
00:39:56,320 --> 00:39:58,471
‫،یه سر رفتم بهش سر بزنم
‫و می‌خواست بیاد خونه.

963
00:39:59,000 --> 00:39:59,638


964
00:40:01,960 --> 00:40:03,713
‫درباره‌ی تمام این مسائل عروسی...

965
00:40:04,040 --> 00:40:05,110
‫زیادی آدم رو درگیر خودش می‌کنه.

966
00:40:05,320 --> 00:40:07,198
‫- آره، موافقم. این...
‫- آره.

967
00:40:07,400 --> 00:40:08,959
‫گوش کن، بیا بیخیال

968
00:40:09,160 --> 00:40:11,595
‫یه جشن بزرگ راه انداختن بشیم، باشه؟
‫زندگی خیلی کوتاهه.

969
00:40:11,840 --> 00:40:12,751
‫- خیلی، آره.
‫- آره.

970
00:40:13,280 --> 00:40:13,952
‫بیا فرار کنیم.

971
00:40:14,160 --> 00:40:15,594
‫نیازی به بقیه نداریم.

972
00:40:15,800 --> 00:40:17,632
‫قضیه من هستم و تو.

973
00:40:18,680 --> 00:40:19,750
‫آره.

974
00:40:19,960 --> 00:40:21,952
‫و واسه همین من...

975
00:40:25,560 --> 00:40:27,358
‫نمی‌تونم باهات ازدواج کنم.

976
00:40:30,680 --> 00:40:32,080
‫متأسفم، مارکوس.

977
00:40:41,240 --> 00:40:41,878
‫دن.

978
00:40:44,200 --> 00:40:45,236
‫خوبی؟

979
00:40:46,320 --> 00:40:47,276


980
00:40:48,360 --> 00:40:49,271
‫نمی‌دونم.

981
00:40:50,120 --> 00:40:51,759
‫خیلی چیزها تو ذهنمه.

982
00:40:53,120 --> 00:40:54,315
‫ممکنه یه جوری جدی باشه.

983
00:40:54,520 --> 00:40:56,273
‫همین رو بگو.

984
00:40:56,480 --> 00:40:58,119
‫من...

985
00:40:58,320 --> 00:41:00,516
‫واقعاً برام سؤاله چرا

986
00:41:00,720 --> 00:41:02,200
‫به اون پنجمین شات تکیلا جواب مثبت دادم.

987
00:41:08,800 --> 00:41:09,677
‫چی شده؟

988
00:41:11,120 --> 00:41:12,839
‫شارلوت، می‌دونم که...

989
00:41:13,480 --> 00:41:14,834
‫،یه جوری اوضاع رو رها کردیم

990
00:41:15,240 --> 00:41:17,152
‫و گفتم می‌تونی فضای خودت رو داشته باشی.

991
00:41:18,280 --> 00:41:19,919
‫و اگه این رو می‌خوای...

992
00:41:21,200 --> 00:41:24,079
‫،اگه واقعاً این رو می‌خوای
‫پس بهش احترام می‌ذارم.

993
00:41:27,000 --> 00:41:30,038
‫ولی... هرگز بهت نگفتم من چی می‌خوام.

994
00:41:33,360 --> 00:41:34,589
‫تو رو می‌خوام.

995
00:41:36,400 --> 00:41:37,311
‫کاملاً پایه‌ام.

996
00:41:38,520 --> 00:41:39,351
‫همه جوره.

997
00:41:43,680 --> 00:41:44,796
‫پس...

998
00:41:46,520 --> 00:41:47,556
‫پس دیگه گفتم.

999
00:41:52,880 --> 00:41:53,677
‫باشه.

1000
00:41:54,720 --> 00:41:55,437
‫واقعاً؟

1001
00:41:55,461 --> 00:41:57,461


1002
00:42:06,737 --> 00:42:13,237
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

1003
00:42:15,040 --> 00:42:16,235
‫کارآگاه.

1004
00:42:16,440 --> 00:42:17,476
‫خوبه. برگشتی.

1005
00:42:18,320 --> 00:42:19,800
‫آره. برگشتم.

1006
00:42:20,160 --> 00:42:21,594
‫عالیه، چون...

1007
00:42:21,800 --> 00:42:23,280
‫خب، یه سری چیزها هست
‫که می‌خوام بگم.

1008
00:42:23,920 --> 00:42:25,240
‫ببین، من...

1009
00:42:26,480 --> 00:42:27,197
‫من...

1010
00:42:28,920 --> 00:42:31,754
‫راستش واسه یه بار هم که شده یه چیزی یاد گرفتم.

1011
00:42:33,560 --> 00:42:34,152


1012
00:42:35,000 --> 00:42:35,751
‫حلقه نداری.

1013
00:42:38,800 --> 00:42:40,837
‫آره، حلقه ندارم.

1014
00:42:42,720 --> 00:42:43,631


1015
00:42:44,160 --> 00:42:46,117
‫خب، گفتی چیزی یاد گرفتی؟

1016
00:42:46,720 --> 00:42:48,473
‫مهم نیست.

1017
00:42:48,840 --> 00:42:50,593
‫هیچی.
‫کاملاً بی ربطه.

1018
00:42:51,760 --> 00:42:52,750
‫باشه.

1019
00:42:53,520 --> 00:42:54,351
‫خب...

1020
00:42:54,960 --> 00:42:56,519
‫یه پرونده‌ی جدید تازه رسیده، پس...

1021
00:42:56,960 --> 00:42:58,997
‫داشتم به این فکر می‌کردم... برگردیم
‫سر کار؟

1022
00:42:59,680 --> 00:43:01,831
‫برگردیم.

1023
00:43:05,680 --> 00:43:06,909
‫- بعد از شما.
‫- ممنون.

1024
00:43:09,320 --> 00:43:10,674
‫- با ماشین من بریم؟
‫- آره.

1025
00:43:12,722 --> 00:43:15,722
‫« .ما را در تلگرام دنبال کنید »
‫T.Me/AbG_Sub
‫T.Me/illusion_Sub

1026
00:43:15,822 --> 00:43:18,822
‫« T.Me/Soroush_abg/llillusionll »
‫«« Soroushabg@Yahoo.Com »»

