‫﻿۱
00:00:01,160 --> 00:00:04,153
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,400 --> 00:00:05,675
‫یکی از جهنم فرار کرده

3
00:00:05,880 --> 00:00:07,997
‫- کی از جهنم فرار کرده؟
‫- مامان.

4
00:00:08,200 --> 00:00:09,395
‫تنها چیزی که می‌خواستم این بود که
‫خانواده‌مون دوباره دورِ هم جمع شه

5
00:00:09,600 --> 00:00:11,034
‫اصلاً فازتُ متوجه نمی‌شم.

6
00:00:11,280 --> 00:00:13,112
‫باشه، منظورم این رابطه‌ای‌‍ه که بین‌مون‌‍ه

7
00:00:13,360 --> 00:00:15,352
‫- من ازت خوشم میاد.
‫- اون این‌جا چی‌کار می‌کنه؟

8
00:00:15,560 --> 00:00:16,914
‫شارلوت ریچاردز، وکیل مدافع

9
00:00:17,160 --> 00:00:19,117
‫،به‌نظر خوب مشغول بودی

10
00:00:19,320 --> 00:00:21,039
‫با خودم گفتم برم مشغولِ کارم شم

11
00:00:21,240 --> 00:00:21,878
‫وقتی کتاب‌های حقوقی رو بخونی
‫دیگه اون‌قدرا هم سخت نیست

12
00:00:22,120 --> 00:00:23,998
‫خب، حالا چی شد؟

13
00:00:24,200 --> 00:00:25,429
‫،خب، یه بریدگی توی زمان و فضا ایجاد کردم

14
00:00:25,640 --> 00:00:26,710
‫،مامان هم کشیده شد توش

15
00:00:26,960 --> 00:00:27,677
‫،و بریدگی‌‍ه هم پشت سرش بسته شد
‫به خوبی و خوشی.

16
00:00:27,920 --> 00:00:28,717
‫- مامان دیگه رفته؟
‫- آره.

17
00:00:28,960 --> 00:00:30,599
‫اینجا چه خبره؟ تو دیگه کی‌ای؟

18
00:00:31,040 --> 00:00:32,793
‫کارآگاه، حال‌تون خوبه؟

19
00:00:33,080 --> 00:00:35,151
‫آره، خوبم، یعنی خب به لطفِ ستوان پیرس

20
00:00:35,360 --> 00:00:36,111
‫اون جونمُ نجات داد

21
00:00:36,320 --> 00:00:37,276
‫ولی نگران نباش، رفیق

22
00:00:37,480 --> 00:00:38,436
‫خوش‌بختانه پیرس همراهش بوده

23
00:00:38,680 --> 00:00:39,477
‫ولی من که نبودم.

24
00:00:43,040 --> 00:00:45,600


25
00:00:47,920 --> 00:00:48,797


26
00:00:50,600 --> 00:00:53,240


27
00:00:56,680 --> 00:00:57,431
‫سایمون.

28
00:00:57,840 --> 00:00:58,512
‫تا دیر وقت کار می‌کنی، نه؟

29
00:00:59,320 --> 00:01:00,197
‫سفارش‌ها دوباره زیاد شده

30
00:01:00,400 --> 00:01:01,470
‫باید یه مقدار دیگه درست کنم.

31
00:01:01,680 --> 00:01:02,431


32
00:01:02,640 --> 00:01:04,757
‫البته اگه تو اول دخل‌شونُ نیاری، لالو

33
00:01:07,600 --> 00:01:09,557
‫آشپزی خوش بگذره

34
00:01:42,320 --> 00:01:43,231
‫سلام؟

35
00:01:46,680 --> 00:01:47,796
‫کسی اون‌جاست؟

36
00:02:13,440 --> 00:02:14,351
‫اَی تو روحت.

37
00:02:14,560 --> 00:02:15,437
‫تریکسی

38
00:02:15,640 --> 00:02:18,394
‫ولی مامان، آخه کمندِ زن شگفت‌انگیز
‫رو گم کردم.

39
00:02:18,960 --> 00:02:19,837
‫بهانه‌ای نداریم.

40
00:02:20,440 --> 00:02:21,476
‫خودت قوانینُ می‌دونی

41
00:02:22,400 --> 00:02:23,311
‫صبح بخیر...

42
00:02:23,520 --> 00:02:25,432
‫- کارآگاه.
‫- بچه.

43
00:02:26,160 --> 00:02:27,310
‫پیام داده بودین که اینجا ببینم‌تون.

44
00:02:27,600 --> 00:02:29,671
‫آره، ولی فکر نکنم نوشته بودم که
‫یه‌جوری بی‌خبر بیای که انگار خونه‌ی خودت‌‍ه

45
00:02:29,920 --> 00:02:30,990
‫،بگذریم

46
00:02:31,280 --> 00:02:32,475
‫،پیرس از بیمارستان تماس گرفت

47
00:02:32,680 --> 00:02:34,194
‫به‌خاطر اینکه ظاهراً از کار دست بر نمی‌داره

48
00:02:34,400 --> 00:02:35,311
‫ولی یه پرونده‌ی جدید داریم

49
00:02:35,520 --> 00:02:37,318
‫چی، "پرونده‌ی لگنِ گم‌شده"؟
‫چه جذاب.

50
00:02:37,520 --> 00:02:38,636
‫نه، یه پرونده‌ی واقعی

51
00:02:38,880 --> 00:02:40,314
‫خب پس، بریم سر کارمون

52
00:02:40,520 --> 00:02:42,318
‫سامُ علیکم.

53
00:02:43,520 --> 00:02:44,556
‫شیشه‌ی فحاشی"؟"

54
00:02:44,960 --> 00:02:45,711
‫آها، آره

55
00:02:45,920 --> 00:02:46,876
‫برای تریکسی‌‍ه...

56
00:02:47,440 --> 00:02:50,035
‫هر دفعه که بچه‌ت فحش میده، بهش پول میدی؟

57
00:02:50,240 --> 00:02:51,959
‫مرحبـا، کارآگاه.

58
00:02:52,160 --> 00:02:53,560
‫نه، نه، نه، خودِ تریکسی

59
00:02:53,760 --> 00:02:54,955
‫هردفعه که حرف بدی می‌زنه
‫پول می‌ریزه توش

60
00:02:55,160 --> 00:02:56,799
‫خب، الان حتی بیشتر تحت تأثیر قرار گرفتم

61
00:02:57,480 --> 00:02:59,153
‫واقعاً؟ ممنونم لوسیفر.

62
00:02:59,400 --> 00:03:01,517
‫تحت تأثیرِ این موضوع که داری از
‫بچه‌ات پول اخاذی می‌کنی

63
00:03:01,720 --> 00:03:02,949
‫آخه میگم، این دیگه چه ایده‌ی مسخره‌ای‌‍ه

64
00:03:03,200 --> 00:03:04,350
‫"حرفِ "بد.

65
00:03:05,160 --> 00:03:06,640
‫که توسط یه‌سری قوانین دل‌بخواهانه مقرر شدن

66
00:03:06,840 --> 00:03:08,160
‫درست قوانینِ پدرم.

67
00:03:08,920 --> 00:03:09,717
‫بگیر، بچه‌جون

68
00:03:10,200 --> 00:03:11,520
‫با این پول‌ها می‌تونی کُلی
‫حرف‌های آب‌دار بزنی.

69
00:03:11,720 --> 00:03:13,040
‫- برو تا دلت می‌خواد فحش بده.
‫- بده من، تریکسی.

70
00:03:14,120 --> 00:03:16,271
‫سعی دارم جلوی عادتِ فحش‌دادنش رو بگیرم

71
00:03:16,480 --> 00:03:17,391
‫و بهش مسئولیت‌پذیری یاد بدم

72
00:03:17,600 --> 00:03:19,193
‫- تا حالا به گوشت خورده؟
‫- ،آره

73
00:03:19,400 --> 00:03:20,720
‫بله اتفاقاً، و فکر می‌کنم

74
00:03:20,920 --> 00:03:23,230
‫مسئولیت‌پذیری اون‌قدرا هم مهم نیست

75
00:03:23,440 --> 00:03:25,397
‫یعنی میگم، مثلاً اون قضیه‌ی
‫،تیرخوردنت رو فرض کن

76
00:03:25,640 --> 00:03:26,391
‫اولش احساسِ بدی می‌کردم

77
00:03:26,640 --> 00:03:27,960
‫که اونجا نبودم تا ازت محافظت کنم

78
00:03:28,200 --> 00:03:29,793
‫چیه؟

79
00:03:31,640 --> 00:03:32,517
‫نباید احساس بدی می‌کردی.

80
00:03:32,720 --> 00:03:33,631
‫دقیقاً

81
00:03:33,840 --> 00:03:35,194
‫چون‌که مسئولیت‌پذیری اون‌قدرا هم مهم نیست

82
00:03:35,440 --> 00:03:37,397
‫نه، چون‌که لازم نیست ازم محافظت کنی

83
00:03:37,600 --> 00:03:39,000
‫و اصلاً تقصیر تو هم نبوده

84
00:03:39,200 --> 00:03:39,872
‫حق با توئه.

85
00:03:40,280 --> 00:03:41,031
‫تقصیرِ بابام بود

86
00:03:41,280 --> 00:03:42,794
‫- چی؟
‫- منظورم اینه که مطمئنم

87
00:03:43,000 --> 00:03:45,276
‫خودش بوده که مثل همیشه
‫داشته اوضاع رو دست‌کاری می‌کرده

88
00:03:45,480 --> 00:03:47,392
‫و سعی داشته درسِ مسئولیت‌پذیری

89
00:03:47,600 --> 00:03:48,829
‫یا یه همچین چیز احمقانه‌ای بهم بده.

90
00:03:49,200 --> 00:03:51,317
‫آره، چون این دلیل بیشتر از این‌که
‫یکی بخاطر اینکه رفته بودم

91
00:03:51,520 --> 00:03:53,352
‫،تا دستگیرش کنم بهم شلیک کرد
‫با عقل جور در میاد.

92
00:03:53,560 --> 00:03:54,232
‫آره والا!

93
00:03:54,440 --> 00:03:56,432
‫و دیگه از این‌که نمی‌ذارم با ذهنم بازی کنه

94
00:03:56,640 --> 00:03:58,359
‫پس، از امروز، تصمیم گرفتم

95
00:03:58,560 --> 00:04:01,280
‫که دیگه اهمیتی به اعمال و
‫حقه‌بازی‌های پدرم ندم.

96
00:04:01,480 --> 00:04:03,392
‫واقعاً؟ چرا به حرف‌هات شک دارم؟

97
00:04:03,600 --> 00:04:04,431
‫ولی...

98
00:04:04,680 --> 00:04:07,070
‫،تریکسی، پولِ توی شیشه یادت نره
‫بعدم می‌ریم مدرسه.

99
00:04:09,480 --> 00:04:10,516
‫بچه‌جون...

100
00:04:12,400 --> 00:04:13,800
‫قبل از این‌که اون‌کارو بکنی...

101
00:04:24,560 --> 00:04:25,789
‫هَی وای من.

102
00:04:26,200 --> 00:04:28,157
‫سلول‌های مُرده‌ی آقا
‫یادشون رفته عوض بشن.

103
00:04:28,760 --> 00:04:31,878
‫اسم قربانی سایمون فیشره، ۴۲ ساله.

104
00:04:32,640 --> 00:04:35,439
‫شیمی‌دان غذاییِ اصلیِ
‫"شرکت "پرفورمنس پودینگ پلاس.

105
00:04:35,640 --> 00:04:36,357
‫و ظاهراً

106
00:04:36,560 --> 00:04:37,596
‫دست و ‌پاچلفتی هم بوده.

107
00:04:38,360 --> 00:04:39,589
‫این تصادفی نبوده

108
00:04:39,840 --> 00:04:41,877
‫،جاهای خراشِ غیر طبیعیِش
‫نشون‌دهنده‌ی درگیری‌ان

109
00:04:42,080 --> 00:04:43,594
‫اِلا داره سعیشُ می‌کنه تا
‫علت مرگ‌رو پیدا کنه.

110
00:04:43,840 --> 00:04:45,559
‫خب، معلومه که توی این
‫خُمره‌ی پُر از منی غرق شده.

111
00:04:45,800 --> 00:04:47,234
‫پودینگ‌‍ه، لوسیفر

112
00:04:47,640 --> 00:04:49,438
‫آره خب، شنیدم این‌طوری هم صداش می‌کنن

113
00:04:49,880 --> 00:04:51,280
‫این بی‌چاره غرق نشده

114
00:04:51,560 --> 00:04:53,552
‫و، اگه این گریمِ فردی کروگری‌اش
‫رو فاکتور بگیریم.

115
00:04:54,080 --> 00:04:55,560
‫،زخم دیگه‌ای بر نداشته، پس

116
00:04:56,400 --> 00:04:57,993
‫شرط می‌بندم علت مرگش سوختگی‌‍ه

117
00:04:58,200 --> 00:04:59,395
‫- اُه
‫- البته تا وقتی که تمییزش نکنیم

118
00:04:59,600 --> 00:05:01,398
‫،و نبریمش برای کالبدشکافی
‫نمی‌تونیم باجرئت بگیم

119
00:05:01,600 --> 00:05:04,752
‫خب، مطمئنم که ساکن طرفدار پودینگ‌مون
‫باید خوشحال باشه دیگه.

120
00:05:05,200 --> 00:05:06,111
‫حتی شوخی هم نکن، پسر

121
00:05:06,600 --> 00:05:08,319
‫من پودینگ پلاس رو از همه
‫بیشتر دوست داشتم، باشه؟

122
00:05:09,400 --> 00:05:11,790
‫از همه‌ی برندهای دیگه
‫پروتئینش دوبرابر بیشتر بود

123
00:05:12,240 --> 00:05:13,879
‫حالا آدم‌های مرده‌شون از همه دوتا بیشتره.

124
00:05:14,600 --> 00:05:15,317
‫کی جسدشُ پیدا کرد؟

125
00:05:15,520 --> 00:05:16,510
‫خیلی احساس بدی دارم.

126
00:05:17,280 --> 00:05:17,952
‫فقط اگه اون‌همه توی دست‌شویی

127
00:05:18,160 --> 00:05:18,957
‫،لفتش نداده بودم

128
00:05:19,160 --> 00:05:20,230
‫،شاید یه چیزایی می‌شنیدم

129
00:05:20,440 --> 00:05:21,351
‫یا می‌دیدم

130
00:05:21,720 --> 00:05:23,120
‫شاید می‌تونستم جلوشُ بگیرم

131
00:05:23,320 --> 00:05:25,596
‫به‌نظر فقط برای یکم پودینگ
‫نیروهای امنیتیِ بالایی دارین

132
00:05:25,840 --> 00:05:27,160
‫تجارت عظیمی‌‍ه

133
00:05:27,360 --> 00:05:29,716
‫به لطف دستور پختِ مخفی‌ای
‫،که سایمون درست کرد

134
00:05:30,080 --> 00:05:32,470
‫نمی‌تونیم بذاریم ملت بیان دیدزنی.

135
00:05:32,840 --> 00:05:34,160
‫- آره
‫-- خب، ما باید یه نگاهی بندازیم

136
00:05:34,360 --> 00:05:36,556
‫پس، میتونید اجازه‌ی دسترسی به فیلم‌های
‫دوربین‌های مداربسته‌تونُ بدین؟

137
00:05:36,760 --> 00:05:38,240
‫این دیگه جزو محدوده‌ی دسترسی‌هام نیست

138
00:05:38,480 --> 00:05:40,153
‫باید برین با آقای همه‌کاره‌ی
‫اون بالابالاها صحبت کنید.

139
00:05:40,640 --> 00:05:41,471
‫خـدا؟

140
00:05:42,040 --> 00:05:43,793
‫نه، صاحب شرکت.

141
00:05:44,920 --> 00:05:46,434
‫آها، آره

142
00:05:47,240 --> 00:05:48,151
‫رئیسش.

143
00:05:50,800 --> 00:05:52,757
‫اصلاً چطور می‌تونم بعد از چیزی
‫که دیدم این‌ها رو بخورم؟

144
00:05:54,840 --> 00:05:56,433
‫ببینم کسی می‌خواد چیزی بهم بگه؟

145
00:05:56,640 --> 00:05:59,280
‫،خب، اگه "اون" همچین قصدی داره
‫نذار با ذهنت بازی کنه

146
00:05:59,600 --> 00:06:01,273
‫از اشتباه‌های من درس بگیر، دنیل

147
00:06:02,080 --> 00:06:02,752
‫لوسیفر

148
00:06:03,440 --> 00:06:04,317
‫- بله؟
‫- ،"آدریان ییتس"

149
00:06:04,520 --> 00:06:05,556
‫مدیرعاملِ شرکت پودینگ‌پلاس

150
00:06:05,800 --> 00:06:06,790
‫توی اتاق کنفرانس منتظره

151
00:06:07,000 --> 00:06:08,036
‫فیلم‌های دوربین‌ها رو آورده

152
00:06:08,240 --> 00:06:09,196
‫عالی‍ه.

153
00:06:09,400 --> 00:06:11,392
‫کی گفته حل کردن پرونده‌های قتل
‫آسون نیست؟

154
00:06:14,000 --> 00:06:16,037
‫آقای ییتس، ممنون که اومدین.

155
00:06:16,960 --> 00:06:18,997
‫ویدئوهای دوربین‌هاتون
‫خیلی به پرونده کمک می‌کنه.

156
00:06:19,600 --> 00:06:20,431
‫ویدئوها رو آوردین؟

157
00:06:20,640 --> 00:06:21,994
‫شرمنده، ولی نه.

158
00:06:22,200 --> 00:06:23,554
‫چی؟ چرا؟

159
00:06:24,080 --> 00:06:25,833
‫چون‌که من بهش گفتم نیاره

160
00:06:26,200 --> 00:06:27,270
‫من وکیلِ آقای ییتس هستم.

161
00:06:27,480 --> 00:06:30,598
‫و پلیس لس‌آنجلس حق نداره
‫حتی سمتِ اون ویدئوها بره.

162
00:06:33,120 --> 00:06:33,997
‫مامان؟

163
00:06:35,404 --> 00:06:38,404
‫«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »»
‫WwW.TakMovie.Co

164
00:06:38,405 --> 00:06:48,405
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

165
00:07:30,080 --> 00:07:31,833
‫تو دیوونه نشدی.

166
00:07:32,960 --> 00:07:35,236
‫هیچ‌کسی خبر نداره که نمی‌تونی
‫خاطراتِ چندماه گذشته رو به یاد بیاری.

167
00:07:36,240 --> 00:07:37,799
‫تظاهر می‌کنی که یادت‌‍ه...

168
00:07:38,800 --> 00:07:39,597
‫که خاطراتت رو داری.

169
00:07:42,840 --> 00:07:45,480
‫دست‌شون بهونه نمی‌دی که...

170
00:07:45,840 --> 00:07:48,753
‫،مثل بیمارهای روانی
‫بندازنت توی تیمارستان.

171
00:07:50,920 --> 00:07:52,639
‫به‌نظر از دیدنم غافل‌گیر شدی

172
00:07:54,760 --> 00:07:55,750
‫،شارلوت

173
00:07:56,520 --> 00:08:00,196
‫انتظار... نداشتیم که به این زودی‌ها ببینیمت.

174
00:08:00,440 --> 00:08:03,751
‫فکر کردیم شاید این برخوردی که با
‫مرگ داشتی، عوضت کرده باشه.

175
00:08:04,360 --> 00:08:05,237
‫همین‌طورم هست.

176
00:08:06,400 --> 00:08:07,117
‫مگه نه؟

177
00:08:07,400 --> 00:08:08,800
‫دوباره شارلوت ریچاردز شدی؟

178
00:08:09,520 --> 00:08:10,192
‫درسته؟

179
00:08:10,920 --> 00:08:12,752
‫- چرا اومدی اینجا؟
‫- ،ظاهراً

180
00:08:12,960 --> 00:08:15,873
‫یکی سعی داشته بدون حضور
‫وکیلِ موکلم، باهاش صحبت کنه.

181
00:08:16,200 --> 00:08:18,840
‫خب من اینجام تا مطلع‌تون کنم که
‫نه قراره همچین اتفاقی بیُفته

182
00:08:19,080 --> 00:08:20,912
‫نه به درخواست‌تون برای
‫ویدئوهای دوربین‌ها عمل میشه.

183
00:08:21,120 --> 00:08:23,840
‫ما فقط کمک آقای ییتس رو می‌خواستیم

184
00:08:24,080 --> 00:08:25,230
‫،یه مکالمه‌ی دوستانه

185
00:08:25,480 --> 00:08:27,597
‫ولی این‌کارها داره یه‌جوری نشون‌تون
‫میده که انگار چیزی برای مخفی‌کردن دارین

186
00:08:27,800 --> 00:08:28,631
‫،آره

187
00:08:28,920 --> 00:08:31,071
‫شاید، یه هدف و انگیزه‌ی پنهانی
‫برای اینجا بودن؟

188
00:08:31,320 --> 00:08:32,117
‫ببخشید؟

189
00:08:32,360 --> 00:08:34,352
‫خیلی زمان‌بندیِ جالب‌توجهی‌‍ه
‫که در بین این همه اتفاقایی که داره

190
00:08:34,560 --> 00:08:35,914
‫تو زندگیم میُفته الان دوباره
‫سر و کله‌ت پیدا شده

191
00:08:39,360 --> 00:08:41,033
‫موضوع منم، مگه نه؟

192
00:08:41,760 --> 00:08:44,992
‫،اگه اومده بودم ملاقات‌تون
‫صد در صد بهتون خبر می‌دادم

193
00:08:47,200 --> 00:08:48,873
‫و چیزی رو که داریم مخفی می‌کنیم

194
00:08:49,080 --> 00:08:50,514
‫این دستور پختِ اختصاصی پودینگ‌پلاس‌‍ه

195
00:08:50,800 --> 00:08:52,120
‫دادنِ اون ویدئوها به شما

196
00:08:52,320 --> 00:08:53,276
‫طریقه‌ی درست‌شدن پودینگ‌شون رو لو میده

197
00:08:53,480 --> 00:08:56,279
‫،و فرمول سری‌شون رو در معرض عموم قرار میده

198
00:08:56,480 --> 00:08:58,278
‫که ممکنه میلیون‌ها دلار به شرکت ضرر بزنه

199
00:08:58,480 --> 00:09:00,278
‫به‌علاوه، این قاتل توی هیچ‌کدوم
‫از ویدئوها نیست.

200
00:09:00,480 --> 00:09:01,914
‫آقای ییتس بهتره که صحبت‌کردن
‫رو بسپرین به من.

201
00:09:02,120 --> 00:09:04,237
‫ولی تنها چیزی که توی ویدئوها معلومه
‫فقط یه مشاجره‌ای‌‍ه که

202
00:09:04,480 --> 00:09:05,596
‫توی فریم هم نیست، قاتل

203
00:09:05,800 --> 00:09:07,234
‫توی هیچ‌کدوم از زاویه‌ها معلوم نیست.

204
00:09:07,480 --> 00:09:08,709
‫خیلی‌خب، پس می‌بینید، همین

205
00:09:08,960 --> 00:09:10,838
‫این یه سرنخ‌‍ه، یعنی قاتل می‌دونسته

206
00:09:11,040 --> 00:09:12,918
‫که چطوری خودشُ از دید دوربین‌ها مخفی کنه

207
00:09:13,240 --> 00:09:14,356
‫ممکنه کارِ یکی از کارمندای خودتون باشه

208
00:09:14,560 --> 00:09:15,835
‫کی... کی به لابراتوآر دسترسی داره؟

209
00:09:16,040 --> 00:09:17,269
‫حدس می‌زنم که خودتون
‫اولین نفر باشین.

210
00:09:17,520 --> 00:09:19,398
‫خیلی‌خب، کارآگاه دیگه تا همین‌جا کافیه.

211
00:09:19,600 --> 00:09:20,829
‫آقای ییتس، دیگه یه کلمه هم حرف نزنید.

212
00:09:21,960 --> 00:09:22,711
‫دیگه اینجا کارمون تموم‌‍ه

213
00:09:22,920 --> 00:09:25,515
‫ولی من کارم باهات تموم نشده.

214
00:09:26,440 --> 00:09:28,796
‫کدوم قسمتِ بسته‌شدن کیفم رو متوجه نشدی؟

215
00:09:29,040 --> 00:09:30,030


216
00:09:31,240 --> 00:09:33,994
‫هنوز منتظر جواب کالبدشکافیِ مرد پودینگی‌ام

217
00:09:34,680 --> 00:09:36,797
‫پاک‌کردن اون شیرینی‌ها از روی
‫یه جسدِ ملتهب شده...

218
00:09:37,120 --> 00:09:38,270
‫از اون چیزی که تصور می‌کنی سخت‌تره

219
00:09:38,480 --> 00:09:40,358
‫راستش، ترجیح میدم تصورش نکنم

220
00:09:40,600 --> 00:09:41,920
‫آدریان، دارم میگم...

221
00:09:43,280 --> 00:09:44,236
‫،اُه، هی

222
00:09:44,440 --> 00:09:46,352
‫بیا بریم یه‌جایی که اینجا نباشه

223
00:09:46,600 --> 00:09:48,557
‫مثل... اون‌طرف

224
00:09:48,760 --> 00:09:50,433
‫شنیدم اون‌طرف خیلی توپه

225
00:09:53,840 --> 00:09:54,557
‫سلام.

226
00:09:55,080 --> 00:09:55,752
‫علیک‌سلام.

227
00:10:03,320 --> 00:10:04,390
‫تو هم دیدی؟

228
00:10:08,520 --> 00:10:09,715
‫حتی درست‌حسابی نگاهم نکرد.

229
00:10:10,720 --> 00:10:12,234
‫انگار کلاً یه آدمِ دیگه شده

230
00:10:12,440 --> 00:10:14,238
‫بله، خیلی هوشمندانه گفتی، دنیل

231
00:10:14,440 --> 00:10:16,557
‫چیزی که نگرانم می‌کنه
‫اینه که اینجا چیکار داره؟

232
00:10:16,880 --> 00:10:17,836
‫هدفش چیه؟

233
00:10:18,920 --> 00:10:22,994
‫حاجی، الان اصلاً تحمل
‫عجیب‌غریب بازی‌هاتُ ندارم.

234
00:10:23,200 --> 00:10:24,031
‫باشه.

235
00:10:28,080 --> 00:10:29,116


236
00:10:29,320 --> 00:10:31,994
‫خب، من هفت‌تا تا کارمندِ پودینگ‌پلاس رو پیدا کردم

237
00:10:32,200 --> 00:10:34,351
‫که به لابراتوآر شرکت دسترسی داشتن.

238
00:10:34,680 --> 00:10:37,240
‫،متأسفانه، هر هفت‌تاشون
‫،من جمله آدریان ییتس

239
00:10:37,440 --> 00:10:39,113
‫- عذر و شاهدهای موثقی دارن.
‫- نه بابا.

240
00:10:39,560 --> 00:10:41,631
‫ولی یکی دیگه رو هم که کلید الکترونیکیِ
‫،اونجا رو داشته هم پیدا کردم

241
00:10:41,840 --> 00:10:45,151
‫یه شریک قدیمی... شریکِ کاری
‫قدیمی آدریان، گریس فولی.

242
00:10:45,360 --> 00:10:46,840
‫اون دوسال پیش کارخونه رو ترک کرد

243
00:10:47,120 --> 00:10:49,635
‫تا کارخونه‌ی پودینگِ رقابتی
‫خودش رو راه بندازه.

244
00:10:49,960 --> 00:10:51,633
‫- هِونلی پودینگ.
‫- جالب‌‍ه.

245
00:10:51,880 --> 00:10:54,236
‫آره، دارن فیلم کمپین تبلیغاتی‌شون
‫رو اینجا توی "استیج ۶۹" می‌گیرن

246
00:10:55,280 --> 00:10:57,636
‫حتماً بعد از این دیوونه‌ست که یه‌جوری‌‍ه
‫و سعی داره مخِ ملتُ بزنه

247
00:10:57,920 --> 00:10:58,910
‫چه باحال.

248
00:10:59,320 --> 00:11:00,197
‫لوسیفر، می‌دونم بهم گوش نمی‌دی‌ها.

249
00:11:00,400 --> 00:11:02,119
‫مخ‌بزنِ عجیب‌غریب؟ استیج ۶۹؟

250
00:11:02,320 --> 00:11:04,073
‫۶۹؟ چی... کجا؟

251
00:11:04,840 --> 00:11:06,433
‫شماره‌‍ه رو برعکس کردم که
‫توجه‌ات رو جلب کنم.

252
00:11:06,680 --> 00:11:08,353
‫و این موضوع مهمِ توی گوشیت چی هست؟

253
00:11:08,600 --> 00:11:09,317
‫دارم سعی می‌کنم با شارلوت ریچاردز

254
00:11:09,560 --> 00:11:11,552
‫تماس بگیرم، ولی نه جواب تماس‌هامُ میده

255
00:11:11,760 --> 00:11:12,637
‫نه اس‌ام‌اس‌هام رو.

256
00:11:12,840 --> 00:11:14,433
‫چرا انقدر ذهنت مشغول مادرخونده‌ات شده؟

257
00:11:14,640 --> 00:11:16,233
‫باید باهاش صحبت کنم، ته‌توی علت

258
00:11:16,480 --> 00:11:17,311
‫برگشتنش رو در بیارم.

259
00:11:17,520 --> 00:11:19,034
‫خب، برای رسیدگی به موکلش، علتش اینه.

260
00:11:19,280 --> 00:11:20,634
‫نه، نه

261
00:11:20,840 --> 00:11:21,910
‫باید بیشتر از این‌حرفا باشه

262
00:11:22,160 --> 00:11:23,674
‫آخه میگم، اونم دقیقاً موقعی که...

263
00:11:24,880 --> 00:11:27,475
‫دارم با مشکلاتی که پدر انداخته جلو راهم
‫دست و پنجه نرم می‌کنم؟

264
00:11:27,680 --> 00:11:29,478
‫نه، برگشت شارلوت حتماً یکی از
‫خرابکاری‌های بابام‌‍ه

265
00:11:29,720 --> 00:11:31,313
‫خب، فکر می‌کردم که گفتی دیگه نمی‌ذاری

266
00:11:31,520 --> 00:11:32,556
‫حقه‌بازی"های بابات روت تأثیری بذاره".

267
00:11:32,760 --> 00:11:33,796
‫"دیگه نمی‌خواستی بذاری "با ذهنت بازی کنه.

268
00:11:34,040 --> 00:11:35,599
‫درسته، خودم اینُ گفتم، مگه نه؟

269
00:11:35,880 --> 00:11:37,439
‫- آره
‫- خیلی‌خب

270
00:11:37,640 --> 00:11:38,517
‫خیلی‌خب، باشه

271
00:11:38,760 --> 00:11:40,114
‫دیگه به بابام فکر نمی‌کنم

272
00:11:40,320 --> 00:11:41,834
‫و همین‌طور به شارلوت

273
00:11:42,520 --> 00:11:44,034
‫ولی جواب نمی‌ده، چرا جواب نمی‌ده؟

274
00:11:44,440 --> 00:11:45,635
‫شاید به یه عاملِ حواس‌‌پرتی نیاز داری

275
00:11:45,840 --> 00:11:47,069
‫یه‌چیز دیگه‌ای که روش تمرکز کنی

276
00:11:47,640 --> 00:11:49,040
‫کارآگاه

277
00:11:50,280 --> 00:11:51,999
‫الحق که درست گفتی.

278
00:11:52,960 --> 00:11:54,519
‫ولی، نه، منظورم... پرونده...

279
00:11:54,720 --> 00:11:55,870
‫که رو پرونده تمرکز کنی.

280
00:12:03,240 --> 00:12:04,356
‫خودش‌‍ه

281
00:12:05,960 --> 00:12:06,916
‫موضوع چیه...؟

282
00:12:07,560 --> 00:12:10,075
‫اصلاً دقیق نیست، ولی...

283
00:12:10,520 --> 00:12:12,318
‫موافقم.

284
00:12:14,120 --> 00:12:16,316
‫مگه این‌که بابا هم یه دستی
‫تو این قضیه داشته باشه.

285
00:12:17,640 --> 00:12:18,437


286
00:12:18,640 --> 00:12:23,510
‫خیلی گیج شدم ولی... نمی‌تونم رومُ برگردونم

287
00:12:55,320 --> 00:12:56,276
‫نه! نه، نه، نه!

288
00:12:56,480 --> 00:12:57,675
‫بیشتر! بیشتر!

289
00:12:57,920 --> 00:12:58,558
‫بی‌خیال.

290
00:12:58,760 --> 00:13:00,274
‫پودینگِ بیشتری لازم‌‍ه، بیشتر.

291
00:13:00,480 --> 00:13:01,516
‫می‌خوام همه‌جا پودینگ باشه

292
00:13:01,760 --> 00:13:03,513
‫این یه تبلیغِ پودینگ‌‍ه

293
00:13:03,760 --> 00:13:06,355
‫اگه نتونم پودینگ رو ببینم
‫که نمی‌تونم بفروشمش.

294
00:13:06,560 --> 00:13:07,311
‫و می‌خوام تو دهنِ اون...

295
00:13:07,520 --> 00:13:09,000
‫که نمی‌دونم اسمش چیه...
‫اون بلونده... پودینگِ بیشتری باشه.

296
00:13:09,200 --> 00:13:11,590
‫برام مهم نیست می‌تونه
‫نفس بکشه یا نه، برو، همین‌الان.

297
00:13:11,800 --> 00:13:12,711
‫- عذر می‌خوام
‫- خدای من

298
00:13:12,920 --> 00:13:15,640
‫- گریس فولی؟
‫- چرا... هنوز لباس‌هاتون تن‌تون‌‍ه؟

299
00:13:15,840 --> 00:13:17,479
‫منم همیشه همینُ از خودم می‌پرسم

300
00:13:18,440 --> 00:13:20,716
‫پلیسِ لس‌آنجلس، چندتا سؤال ازتون داریم

301
00:13:22,040 --> 00:13:23,360
‫از کجا آقای فیشر رو می‌شناختین؟

302
00:13:23,720 --> 00:13:24,631
‫سایمون؟

303
00:13:24,840 --> 00:13:26,035
‫از وقتی که شرکتِ خودمُ راه انداختم

304
00:13:26,320 --> 00:13:27,720
‫سعی داشتم اون نابغه‌ی عوضی
‫رو بیارم اینجا کار کنه.

305
00:13:27,920 --> 00:13:28,671
‫بعدش چی؟

306
00:13:28,880 --> 00:13:29,916
‫،از اینکه همه‌ش پس‌تون می‌زد خسته شدین

307
00:13:30,160 --> 00:13:31,879
‫پس دزدکی واردِ لابراتوآرش شدین، و...

308
00:13:32,120 --> 00:13:36,558
‫پودینگ رو از ذره‌ذره‌ی بدن
‫خوشگلش لیس زدی...

309
00:13:36,760 --> 00:13:37,398
‫تو رو خدا.

310
00:13:37,600 --> 00:13:39,557
‫آخه... ببخشید.

311
00:13:39,960 --> 00:13:41,235
‫فکر می‌کنید من کشتمش؟

312
00:13:41,440 --> 00:13:43,511
‫،انتقام، تخریب شرکت رقیب
‫همه‌ش با هم اتفاق افتاده

313
00:13:43,760 --> 00:13:45,194
‫- به‌نظر منطقی میاد
‫- خیلی‌خب

314
00:13:45,400 --> 00:13:48,518
‫حتی اگرم من کشته‌بودمش، که نکشتم

315
00:13:48,760 --> 00:13:49,910
‫واقعاً فکر کردین انقدر احمقم

316
00:13:50,120 --> 00:13:51,759
‫که بیام اعتراف کنم؟

317
00:13:51,960 --> 00:13:54,031
‫مخصوصاً بدون حضورِ وکیلم؟

318
00:13:54,320 --> 00:13:57,313
‫حالا که صحبتش شد، زنگ بزنیم
‫اونم بیاد، مگه نه؟

319
00:13:58,760 --> 00:13:59,398
‫چیه؟

320
00:13:59,600 --> 00:14:00,750
‫می‌خواد وکیلش‌هم بیاد

321
00:14:00,960 --> 00:14:02,394
‫- خب که چی؟
‫- خب که

322
00:14:02,600 --> 00:14:04,751
‫شاید بتونی ازش بپرسی
‫عمیقاً چه خواسته‌ای داره؟

323
00:14:05,160 --> 00:14:06,037
‫آها، ازم می‌خوای که...

324
00:14:06,320 --> 00:14:07,276
‫- فقط، آره
‫- باشه، خب

325
00:14:07,480 --> 00:14:08,596
‫چرا پس زودتر نگفتی؟

326
00:14:08,800 --> 00:14:09,950
‫،خانم فولی

327
00:14:10,800 --> 00:14:12,598
‫فضای خصوصی"، تا حالا به گوشت خورده؟"

328
00:14:13,000 --> 00:14:14,753
‫،تو که نمی‌خوای به وکیلت زنگ بزنی
‫مگه نه؟

329
00:14:15,800 --> 00:14:16,756
‫داری چیکار می‌کنی؟

330
00:14:17,000 --> 00:14:18,195
‫یالا، بگو دقیقاً چی می‌خوای

331
00:14:18,400 --> 00:14:19,834
‫بزرگ‌ترین خواسته‌ت چیه؟

332
00:14:20,800 --> 00:14:23,110
‫بزرگ‌ترین خواسته‌ی زندگیم...

333
00:14:23,320 --> 00:14:24,117
‫اینه که...

334
00:14:24,600 --> 00:14:28,435
‫که دیگه این آشغال‌های بی‌‌فایده
‫رو ضبط نکنیم.

335
00:14:28,960 --> 00:14:29,791
‫آشغال؟

336
00:14:30,000 --> 00:14:31,514
‫منظورت چیه؟

337
00:14:31,760 --> 00:14:32,876
‫کارت واقعاً هنرِ بی‌نظیری‌‍ه.

338
00:14:33,080 --> 00:14:33,752
‫جدی هست؟

339
00:14:33,960 --> 00:14:34,950
‫خب، با اینکه همه‌ش یادآوریِ ناخوشایندی

340
00:14:35,160 --> 00:14:36,435
‫از بابا و بال‌هام‌‍ه

341
00:14:36,680 --> 00:14:38,114
‫من هیچ‌وقت تو زندگیم
‫انقدر پودینگ نمی‌خواستم.

342
00:14:38,360 --> 00:14:39,316
‫دقیقاً

343
00:14:39,720 --> 00:14:42,076
‫چون‌که ما داریم سکس می‌فروشیم...

344
00:14:42,280 --> 00:14:44,840
‫که اصلاً هیچ ربطی...

345
00:14:45,040 --> 00:14:46,030
‫به پودینگ نداره

346
00:14:46,320 --> 00:14:47,720
‫فقط می‌خوایم حواسِ مردم رو از این حقیقت که

347
00:14:47,960 --> 00:14:50,316
‫پودینگِ من مزه‌ی گه میده، پرت کنیم.

348
00:14:50,520 --> 00:14:51,954
‫آره، این طعم رو همه دوست ندارن.

349
00:14:52,200 --> 00:14:53,156
‫خب، این‌طوری حتی انگیزه‌ی بیشتری

350
00:14:53,360 --> 00:14:54,271
‫،برای دزدکی وارد شدن به لابراتوآرش داری

351
00:14:54,480 --> 00:14:55,550
‫که بری و دستور پختِ سری رو بدزدی.

352
00:14:55,760 --> 00:14:57,433
‫چیه؟ سایمون مانع کارت شد؟

353
00:14:58,000 --> 00:15:00,754
‫اصلاً لازم نبود برم دستور پختشُ بدزدم

354
00:15:01,360 --> 00:15:03,591
‫سه روز پیش سایمون بهم
‫پیشنهادِ فروشش رو داد.

355
00:15:03,880 --> 00:15:04,552
‫چی؟

356
00:15:04,760 --> 00:15:06,513
‫ولی بعد، قبل از اینکه بتونیم روی جزئیات
‫به توافق برسیم

357
00:15:07,040 --> 00:15:09,999
‫به قتل رسید، و نه توسط من.

358
00:15:10,320 --> 00:15:12,789
‫،بیشتر از هر کس دیگه‌ای
‫من سایمون رو زنده می‌خواستم

359
00:15:20,440 --> 00:15:22,716
‫اگه سایمون داشته دستور پخت سری‌اش
‫،رو می‌فروخته

360
00:15:22,920 --> 00:15:25,116
‫،پس این شاید موضوع نه تخریب شرکت رقیب نباشه

361
00:15:25,360 --> 00:15:27,556
‫و نه جاسوسیِ شرکت رقیب.

362
00:15:27,760 --> 00:15:30,832
‫،اگه آدریان متوجه شده بوده باشه
‫حتماً می‌خواسته جلوی سایمون رو بگیره...

363
00:15:32,600 --> 00:15:33,397
‫سلام

364
00:15:33,880 --> 00:15:35,678
‫- دوباره سلام
‫- اسمت چیه؟

365
00:15:35,880 --> 00:15:37,075


366
00:15:37,280 --> 00:15:38,475
‫- جداً؟
‫- از دیدنت خوشحال شدم.

367
00:15:39,400 --> 00:15:40,834
‫چه بهت میاد این اسم، مگه نه؟

368
00:15:49,600 --> 00:15:51,034
‫واقعاً؟ میشه؟

369
00:15:53,160 --> 00:15:53,991
‫لوسیفر.

370
00:15:54,520 --> 00:15:56,034
‫- مشه بیای اینجا؟
‫- یه لحظه.

371
00:15:56,440 --> 00:15:57,237
‫بله؟

372
00:15:57,440 --> 00:15:59,432
‫خب، من می‌خوام برم اخبار
‫بیشتری از گریس بگیرم.

373
00:16:00,080 --> 00:16:01,196
‫چرا تو هم نمی‌ری

374
00:16:01,480 --> 00:16:04,871
‫دستِ دوستت رو نمی‌گیری و تا
‫تریلرش همراهیش نمی‌کنی؟

375
00:16:05,080 --> 00:16:07,117
‫تریلرش؟ یعنی داری میگی...؟

376
00:16:08,440 --> 00:16:10,033
‫،تو دیگه کی هستی
‫و چه بلایی سر کارآگاه آوردی؟

377
00:16:10,280 --> 00:16:11,873
‫اینُ بنداز رو دوشش، بنظر سردش شده

378
00:16:12,120 --> 00:16:13,349
‫بله قربان.

379
00:16:13,720 --> 00:16:15,677
‫عزیزم، دوست داری یه پنج دقیقه
‫توی تریلرت استراحت کنیم؟

380
00:16:17,440 --> 00:16:20,035
‫و برای همینه که واقعاً لازمه که با زنی که

381
00:16:20,240 --> 00:16:22,232
‫،یه زمانی بدنش میزبانِ روح مادرم بود
‫صحبت کنم.

382
00:16:22,520 --> 00:16:24,079
‫،باورم نمیشه، دوباره داره کارشُ تکرار می‌کنه
‫مگه نه؟

383
00:16:24,280 --> 00:16:25,680
‫- کی؟
‫- بابا.

384
00:16:25,920 --> 00:16:26,797
‫،دوباره رفته تو سرم

385
00:16:27,200 --> 00:16:29,078
‫و این لحظه‌ای رو که من و ممکنه
‫با هم بگذرونیم رو خراب می‌کنه.

386
00:16:29,280 --> 00:16:30,760
‫واقعاً عذرمی‌خوام

387
00:16:31,120 --> 00:16:32,554
‫پلیس لس‌آنجلس، تکون خور.

388
00:16:34,280 --> 00:16:35,873
‫بذار حدس بزنم، تو برای آدریان ییتس کار می‌کنی

389
00:16:36,080 --> 00:16:37,799
‫فکر کنم منُ با یکی دیگه اشتباه گرفتین، خانم

390
00:16:38,120 --> 00:16:39,110
‫فکر نکنم.

391
00:16:39,840 --> 00:16:41,035
‫قبلاً دیدمت که داشتی مارو دید می‌زدی

392
00:16:41,240 --> 00:16:42,310
‫کارآگاه، موضوع چیه؟

393
00:16:42,560 --> 00:16:44,313
‫بعضی‌وقتا شرکت‌های بزرگ یه کار درست‌کن‌هایی

394
00:16:44,560 --> 00:16:47,519
‫استخدام می‌کنن تا مانع جاسوسیِ
‫شرکت‌های دیگه بشن.

395
00:16:47,720 --> 00:16:48,915
‫یا کارآگاه‌های باهوشی که

396
00:16:49,120 --> 00:16:51,191
‫از این جاسوسی‌ها باخبر بشن

397
00:16:51,480 --> 00:16:53,278
‫دیگه چیزی بدونِ حضور وکیلم نمیگم

398
00:16:53,480 --> 00:16:54,709
‫عالی شد.

399
00:16:55,400 --> 00:16:56,436
‫خب، اگه این بابا برای ییتس کار می‌کنه

400
00:16:56,640 --> 00:16:58,393
‫،یعنی که وکیلش هم سارلوت ریچاردزه دیگه
‫مگه نه؟

401
00:17:11,440 --> 00:17:12,920
‫یکی بود می‌خواست منُ ببینه؟

402
00:17:15,880 --> 00:17:16,472


403
00:17:17,080 --> 00:17:18,070
‫ببخشید که معطل‌تون کردم

404
00:17:18,280 --> 00:17:20,158
‫کمکی از دستم بر میاد؟

405
00:17:21,960 --> 00:17:22,711
‫آره

406
00:17:23,840 --> 00:17:24,591
‫جواب می‌خوام

407
00:17:26,040 --> 00:17:27,554
‫چرا انقدر رفتارت سرد شده، شارلوت؟

408
00:17:28,120 --> 00:17:29,793
‫،فقط‌هم منظورم وقتی که توی اداره بودیم نیست
‫بلکه تماس‌هام...

409
00:17:30,440 --> 00:17:31,920
‫جوابِ هیچ‌کدوم‌شون رو ندادی

410
00:17:32,120 --> 00:17:34,237
‫شرمنده، خیلی سرم شلوغ بوده

411
00:17:34,960 --> 00:17:36,030
‫،توی اون زمانی که با هم بودیم

412
00:17:37,320 --> 00:17:38,470
‫فکر می‌کردی چه رابطه‌ای بین‌مون بود؟

413
00:17:40,280 --> 00:17:41,316
‫خودت چه فکری می‌کردی؟

414
00:17:44,160 --> 00:17:45,560
‫نمی‌دونم به خدا.

415
00:17:46,960 --> 00:17:47,552
‫من...

416
00:17:47,760 --> 00:17:48,716
‫تو اغوام کردی و گولم زدی.

417
00:17:49,440 --> 00:17:50,476
‫گوشیم رو هک کردی.

418
00:17:50,680 --> 00:17:52,717
‫مظنونِ یکی از پرونده‌هامون شدی

419
00:17:52,960 --> 00:17:55,350
‫بهم میگی من... انسان موردعلاقه‌ت‌ام.

420
00:17:55,560 --> 00:17:56,835
‫که اصلاً هم نمی‌دونم منظورت چی بود.

421
00:17:57,760 --> 00:17:58,352
‫،یکم مونده بود بمیری

422
00:17:58,560 --> 00:17:59,789
‫،و بعدش هفته‌ها بی‌خبر می‌ذاری میری

423
00:18:00,000 --> 00:18:01,992
‫هیچ‌کدوم از این قضایا برام
‫با عقل جور در نمیاد.

424
00:18:02,200 --> 00:18:04,157
‫شرمنده‌م، کارآگاه اسپینوزا.

425
00:18:05,760 --> 00:18:06,511
‫دَن.

426
00:18:07,760 --> 00:18:10,275
‫منم این قضایا رو درک نمی‌کنم

427
00:18:10,960 --> 00:18:13,111
‫،چه متوجه بشی یا نه

428
00:18:14,720 --> 00:18:17,235
‫،نمیشه که همین‌طوری تظاهر کنی
‫اتفاقی نیُفتاده...

429
00:18:19,280 --> 00:18:19,952
‫،اصلاً می‌دونی چیه

430
00:18:21,120 --> 00:18:22,600
‫اصلاً... اصلاً بی‌خیالش میشم

431
00:18:23,400 --> 00:18:24,470
‫می‌ذارم همون لوسیفر به حسابت برسه

432
00:18:24,680 --> 00:18:26,433
‫چونکه همیشه اون تنها کسی بوده که

433
00:18:27,200 --> 00:18:29,351
‫به گمونم، می‌دونسته چه نقشه‌ای
‫تو سرت داری دیگه.

434
00:18:30,680 --> 00:18:31,909
‫پس، من و لوسیفر به هم نزدیک بودیم؟

435
00:18:32,120 --> 00:18:35,158
‫اُه، به طریق‌هایی که حتی
‫متوجه‌شون هم نمیشم.

436
00:18:41,440 --> 00:18:44,558
‫بله، من... من کاملاً متوجهم

437
00:18:44,760 --> 00:18:46,160
‫و حتماً با تریکسی صحبت می‌کنم

438
00:18:46,360 --> 00:18:47,680
‫دیگه تکرار نمیشه

439
00:18:48,120 --> 00:18:48,917
‫ممنونم

440
00:18:49,960 --> 00:18:51,872
‫،از مدرسه‌ی تریکسی زنگ زده بودن

441
00:18:52,280 --> 00:18:53,077
‫ظاهراً از صبح داشته از یه کلمات

442
00:18:53,360 --> 00:18:55,113
‫و زبونِ خیلی خلاقانه‌ای
‫استفاده می‌کرده.

443
00:18:55,360 --> 00:18:56,396
‫تعریف کن ببینم.

444
00:18:56,840 --> 00:18:59,435
‫"خب، به تکلیف ریاضیش گفته "کیفِ خر.

445
00:18:59,640 --> 00:19:01,233
‫"و به معلمش هم گفته، "مادر جهنده.

446
00:19:01,440 --> 00:19:03,272
‫به کسی نگفته مادر شیرموز؟

447
00:19:03,480 --> 00:19:05,472
‫چیه؟ فقط یه مادری‌‍ه که
‫شیرموز درست می‌کنه دیگه.

448
00:19:06,680 --> 00:19:08,239
‫باورم نمیشه که داری به دخترم

449
00:19:08,440 --> 00:19:09,510
‫فحش‌های راه‌در رویی یاد میدی.

450
00:19:09,720 --> 00:19:11,074
‫،در دفاع از خودم باید بگم

451
00:19:11,280 --> 00:19:13,397
‫مادر جهنده" کاملاً کار دختر کوچولوی"
‫منحرف خودت بود.

452
00:19:13,600 --> 00:19:14,920
‫و باید اضافه کنم که، خیلی هم هوشمندانه بود.

453
00:19:15,120 --> 00:19:15,997
‫حرفم این نیست.

454
00:19:16,200 --> 00:19:18,032
‫،من سعی دارم که به بچه‌م یه درسی یاد بدم

455
00:19:18,280 --> 00:19:20,192
‫و تو زدی این‌کارم رو کُلی سخت‌تر کردی

456
00:19:20,400 --> 00:19:22,631
‫امان از دست شما والدین، و این درس‌هاتون.

457
00:19:22,840 --> 00:19:24,877
‫،و اسمی که من روشون گذاشتم
‫بازی با ذهن.

458
00:19:25,360 --> 00:19:28,637
‫خب، من‌که سعی دارم ته‌توی این آخرین بازی‌ای
‫که بابام برام راه انداخته رو در بیارم.

459
00:19:29,680 --> 00:19:31,239
‫دیگه وقتِ شارلوت‌‍ه!

460
00:19:32,000 --> 00:19:32,831
‫تو که شارلوت نیستی.

461
00:19:33,280 --> 00:19:36,352
‫و با اینحال، ملت همیشه مارو
‫با هم اشتباه می‌گیرن.

462
00:19:36,560 --> 00:19:38,358
‫سلام، من لری‌ام.

463
00:19:38,880 --> 00:19:42,396
‫شارلوت الان سرش شلوغ بود، پس "ریچاردز و ویلر" من رو به‌جاش فرستاد
‫[ نام شرکت حقوقی ]

464
00:19:45,120 --> 00:19:46,395
‫مادر جهنده.

465
00:19:47,880 --> 00:19:48,757
‫داری کجا میری؟

466
00:19:49,000 --> 00:19:50,354
‫خب، من فقط اومده بودم که شارلوتُ ببینم

467
00:19:50,560 --> 00:19:52,199
‫به علاوه، خودت گفتی که
‫من اینجا کنارت باشم

468
00:19:52,400 --> 00:19:54,119
‫کارت کُلی سخت‌تر میشه" مگه نه؟"

469
00:20:07,360 --> 00:20:09,750
‫خب، سامُ علیکم.

470
00:20:13,120 --> 00:20:14,110
‫چی...

471
00:20:15,120 --> 00:20:16,395
‫داری چیکار می‌کنی؟

472
00:20:19,760 --> 00:20:23,071
‫می‌دونستم، تو برگشتنت یه دلیلی داشته، مگه نه؟

473
00:20:23,800 --> 00:20:25,598
‫هم؟ هی؟

474
00:20:25,800 --> 00:20:27,314
‫یالا، بهم بگو، چرا اومدی اینجا.

475
00:20:29,680 --> 00:20:31,717


476
00:20:38,000 --> 00:20:40,151
‫محض رضای بابا، داری چی‌کار می‌کنی؟

477
00:20:40,360 --> 00:20:42,829
‫طوری تظاهر نکن که انگار خوشت نیومده.

478
00:20:43,040 --> 00:20:44,793
‫- خب، البته که نیومد.
‫- ،لوسیفر

479
00:20:45,000 --> 00:20:46,559
‫می‌دونم که ما به هم نزدیک بودیم.

480
00:20:46,800 --> 00:20:49,031
‫- اون‌قدرا هم نه.
‫- ،حالا نمی‌خواد خجالت بکشی

481
00:20:49,240 --> 00:20:50,674
‫این‌جا فقط خودمون تنهاییم.

482
00:20:53,360 --> 00:20:56,239
‫نه، نه، نه!

483
00:20:58,440 --> 00:20:59,430
‫نه!

484
00:21:03,000 --> 00:21:04,514
‫من...

485
00:21:04,720 --> 00:21:06,313
‫متوجه نمیشم.

486
00:21:06,960 --> 00:21:09,111
‫توی اداره نمی‌تونستی
‫ازم چشم برداری.

487
00:21:09,320 --> 00:21:13,439
‫،پیام‌های از روی ناامیدیت
‫اینکه می‌خواستی من رو ببینی.

488
00:21:15,040 --> 00:21:17,157
‫کارآگاه اسپینوزا...

489
00:21:18,400 --> 00:21:21,472
‫دلش شکسته بود از نزدیکی ما.

490
00:21:22,840 --> 00:21:24,752
‫برای اولین بار

491
00:21:24,960 --> 00:21:26,440
‫،از وقتی توی اون ساحل بیدار شدم
‫،با خودم گفتم

492
00:21:26,720 --> 00:21:28,279
‫بالأخره، یه چیزی با عقل جور در میاد".

493
00:21:28,480 --> 00:21:31,234
‫البته که با آقای قدبلند
‫".و مو سیاه و خوشتیپ می‌خوابم

494
00:21:32,880 --> 00:21:34,200
‫ولی حالا تو میگی

495
00:21:34,400 --> 00:21:36,312
‫حتی... موضوع این نیست؟

496
00:21:38,160 --> 00:21:40,914
‫ببین، می‌تونم بهت اطمینان بدم
‫که من و تو هرگز

497
00:21:41,120 --> 00:21:44,079
‫و هیچوقت و هیچوقت...

498
00:21:45,040 --> 00:21:46,030
‫قرار نیست باهم بخوابیم.

499
00:21:46,320 --> 00:21:49,472
‫خب، اگه معشوقه نبودیم، پس
‫چی بودیم، دوست؟

500
00:21:49,680 --> 00:21:50,477
‫بیشتر شبیه...

501
00:21:52,600 --> 00:21:53,351
‫خانواده.

502
00:21:58,120 --> 00:21:59,349
‫نمی‌تونم دیگه...

503
00:22:00,080 --> 00:22:01,355
‫تحمل کنم.

504
00:22:16,280 --> 00:22:17,475
‫من...

505
00:22:18,200 --> 00:22:19,839
‫زمان رو از دست دادم.

506
00:22:21,680 --> 00:22:22,750
‫چندین...

507
00:22:22,960 --> 00:22:25,270
‫ماه زمان.

508
00:22:26,840 --> 00:22:27,751
‫انگار...

509
00:22:28,880 --> 00:22:31,315
‫یه نفر دیگه جای من زندگی می‌کرده.

510
00:22:31,520 --> 00:22:32,715
‫زندگیم رو خراب می‌کرده.

511
00:22:33,560 --> 00:22:34,914
‫کارم...

512
00:22:35,200 --> 00:22:36,634
‫روابطم...

513
00:22:38,560 --> 00:22:39,994
‫خانواده‌ام.

514
00:22:43,760 --> 00:22:45,160
‫نمی‌دونم...

515
00:22:46,640 --> 00:22:48,438
‫چرا شوهرم حضانت بچه‌ها رو گرفته.

516
00:22:51,120 --> 00:22:52,270
‫یا چرا بهم...

517
00:22:53,120 --> 00:22:55,157
‫حق دیدن‌شون رو ندادن.

518
00:22:59,160 --> 00:23:01,470
‫ولی از وقتی توی اون ساحل بیدار شدم...

519
00:23:03,680 --> 00:23:05,319
‫تظاهر می‌کردم...

520
00:23:06,600 --> 00:23:07,716
‫،انگار همه‌چیز رو یادم میاد

521
00:23:07,920 --> 00:23:10,560
‫چون در غیر این‌صورت
‫همه فکر می‌کنن...

522
00:23:10,760 --> 00:23:12,035
‫که من دیوونه‌ام.

523
00:23:16,120 --> 00:23:17,349
‫شاید هستم.

524
00:23:20,560 --> 00:23:21,710
‫دیوونه نیستی.

525
00:23:26,960 --> 00:23:28,792
‫فقط یه بیگناهی، نه؟

526
00:23:29,000 --> 00:23:31,151
‫وسط بازی‌ای که ربطی بهت نداره گیر افتادی.

527
00:23:31,840 --> 00:23:34,150
‫،باورکن
‫بیگناه نیستم.

528
00:23:35,920 --> 00:23:37,718
‫ولی فکرنکنم لایق...

529
00:23:39,800 --> 00:23:40,597
‫چی؟

530
00:23:43,160 --> 00:23:44,071
‫این زمانی...

531
00:23:45,000 --> 00:23:46,593
‫که یادم نمیاد...

532
00:23:48,520 --> 00:23:49,874
‫حس می‌کنم انگار...

533
00:23:50,640 --> 00:23:51,630
‫گیر افتاده بودم...

534
00:23:52,800 --> 00:23:53,711
‫توی یه...

535
00:23:54,480 --> 00:23:56,153
‫،کابوس وحشتناک

536
00:23:56,960 --> 00:23:58,917
‫بارها پشت‌سرهم توش...

537
00:23:59,160 --> 00:24:00,389
‫زندگی می‌کردم.

538
00:24:01,800 --> 00:24:04,269
‫انگار تقریباً توی...

539
00:24:04,600 --> 00:24:05,477
‫جهنم بودی؟

540
00:24:08,360 --> 00:24:10,955
‫حالا تو هم احتمالاً میگی دیوونه‌ام.

541
00:24:11,800 --> 00:24:14,110
‫می‌دونی با کی داری صحبت می‌کنی؟

542
00:24:14,360 --> 00:24:16,397
‫درسته. لوسیفر.

543
00:24:18,200 --> 00:24:19,156
‫ابلیس.

544
00:24:20,560 --> 00:24:21,516
‫،آره خب، اگه حرفم رو باور کنی

545
00:24:21,720 --> 00:24:23,234
‫پس شاید تو هم اندازه‌ی من دیوونه‌ای.

546
00:24:23,480 --> 00:24:26,439
‫یا شاید دقیقاً می‌دونستی
‫کجا هستی.

547
00:24:27,600 --> 00:24:28,636
‫چرا برم جهنم؟

548
00:24:29,000 --> 00:24:30,639
‫آدم آنچنان بدی نیستم.

549
00:24:31,480 --> 00:24:32,550
‫سخت کار می‌کنم.

550
00:24:32,760 --> 00:24:35,036
‫مالیاتم رو پرداخت می‌کنم.
‫به کسی آسیب نمی‌زنم.

551
00:24:37,440 --> 00:24:40,114
‫خب، شاید بیشتر از چیزی که بدونی
‫احساس عذاب‌وجدان می‌کنی.

552
00:24:45,720 --> 00:24:47,120
‫خب، حالا اگه بخوایم مثلاً...

553
00:24:48,360 --> 00:24:51,080
‫بگیم جهنم واقعاً وجود داره...

554
00:24:52,320 --> 00:24:54,880
‫چطور مطمئن بشم دیگه بهش برنگردم؟

555
00:24:57,520 --> 00:25:00,991
‫خب، این شانس دومته، درسته؟

556
00:25:01,920 --> 00:25:03,479
‫پس شاید بهتر باشه

557
00:25:03,720 --> 00:25:05,871
‫از الان به بعد
‫دیگه کارهای شرورانه و بد انجام ندی.

558
00:25:06,080 --> 00:25:07,594
‫یعنی، حوصله‌ی آدم سر میره، می‌دونم.

559
00:25:10,480 --> 00:25:11,152
‫دونستن از اینکه داری...

560
00:25:11,840 --> 00:25:15,197
‫مانع تحقیقات قتل میشی هم حساب میشه؟

561
00:25:17,320 --> 00:25:18,231
‫آه...

562
00:25:23,000 --> 00:25:25,515
‫- چرا این اتفاقات همیشه برای من می‌افته؟
‫- چون آدم دل‌نازکی

563
00:25:25,720 --> 00:25:28,872
‫هستی، دن... یکی از چیزهای زیادیه
‫که درموردت دوست‌دارم.

564
00:25:29,080 --> 00:25:30,639
‫نه، من یه احمقم.

565
00:25:31,160 --> 00:25:33,311
‫،جوری رفتار می‌کنه انگار اصلاً وجود نداشتم
‫پ چی‌کار می‌کنم؟

566
00:25:33,640 --> 00:25:34,357
‫میرم دفترش

567
00:25:34,560 --> 00:25:36,517
‫تا دوباره ردم کنه.

568
00:25:36,760 --> 00:25:38,353
‫داری زیادی به خودت سخت می‌گیری.

569
00:25:40,080 --> 00:25:41,799
‫و احساساتت رو می‌خوری؟
‫فکرکردم

570
00:25:42,000 --> 00:25:43,116
‫دیگه از اونها نمی‌خوری.

571
00:25:43,720 --> 00:25:45,951
‫نمیشه همین‌جوری دیگه بوقلمون سرد نخورم، الا.

572
00:25:46,760 --> 00:25:47,955
‫نه توی چنین زمانی.

573
00:25:48,440 --> 00:25:50,272
‫هی، همیشه می‌تونه بدتر هم بشه.

574
00:25:50,520 --> 00:25:51,840
‫ممکنه آخرعاقبتت مثل مقتول‌مون بشه.

575
00:25:52,080 --> 00:25:53,275
‫حدس بزن تو کالبدشکافیش چی پیداشد.

576
00:25:53,680 --> 00:25:55,956
‫دوتا سنگ کلیه
‫به اندازه‌ی توپ گلف.

577
00:25:56,960 --> 00:25:57,837
‫آخ.

578
00:25:58,040 --> 00:26:00,350
‫رفیق‌مون مشکل شدید
‫نارسایی کلیه داشته.

579
00:26:00,560 --> 00:26:02,597
‫یعنی، حتی اگه
‫،توی مواد پودینگ نمی‌مرد

580
00:26:02,800 --> 00:26:05,599
‫ممکن بود طی چند روز بخاطر
‫عفونت ادراری بمیره.

581
00:26:06,680 --> 00:26:07,796
‫،چقدر احتمالش هست

582
00:26:08,280 --> 00:26:10,351
‫دو راه وحشتناک برای مردن
‫برای یه نفر

583
00:26:10,560 --> 00:26:11,755
‫و در حدودهای یک زمان؟

584
00:26:12,840 --> 00:26:14,069
‫نکته‌ی خوبیه.

585
00:26:15,200 --> 00:26:16,475
‫چقدر احتمالش هست؟

586
00:26:17,320 --> 00:26:19,676
‫اینجا نوشته پودینگ پلاس
‫شما رو استخدام می‌کنه تا

587
00:26:19,920 --> 00:26:21,036
‫به امنیت شرکتی‌شون رسیدگی کنی.

588
00:26:21,240 --> 00:26:23,357
‫و می‌دونم سایمون فیشر

589
00:26:23,600 --> 00:26:25,398
‫اون امنیت رو به خطر انداخته بود
‫با تلاش برای فروش

590
00:26:25,760 --> 00:26:27,274
‫باارزش‌ترین راز شرکت شما

591
00:26:27,520 --> 00:26:28,556
‫به طرف دیگر.

592
00:26:28,760 --> 00:26:30,035
‫- خب؟
‫- خب...

593
00:26:30,240 --> 00:26:32,550
‫به نظر تو به آقای فیشر
‫رسیدگی" شد؟"

594
00:26:32,760 --> 00:26:35,036
‫موکل من نیاز نیست به این سؤال جواب بده.

595
00:26:36,800 --> 00:26:37,472
‫درست میگین.

596
00:26:37,680 --> 00:26:39,080
‫پس می‌ذاریمش به عهده‌ی هیئت منصفه.

597
00:26:39,440 --> 00:26:41,352
‫خبری از "طرف دیگر" نیست.

598
00:26:43,800 --> 00:26:44,631
‫عذر می‌خوام؟

599
00:26:46,400 --> 00:26:47,629
‫،فکرکنم گریس یادش رفته بگه

600
00:26:47,840 --> 00:26:49,513
‫،یک ماه پیش
‫پودینگ پلاس

601
00:26:49,720 --> 00:26:51,996
‫و هونلی پودینگ تصمیم به ادغام گرفتن.

602
00:26:54,040 --> 00:26:54,712
‫بهش بگو.

603
00:26:54,960 --> 00:26:56,679
‫درسته.
‫و همینطور

604
00:26:56,920 --> 00:26:59,276
‫غیرقانونی نیست...
‫آخرین باری که بررسی کردم.

605
00:26:59,800 --> 00:27:01,837
‫ریچاردز و ویلر نماینده‌ی

606
00:27:02,040 --> 00:27:03,190
‫شرکت ادغام‌شده هستن.

607
00:27:03,400 --> 00:27:04,914
‫پس هر خطری که فیشر با
‫فروختن دستورالعملش

608
00:27:05,120 --> 00:27:07,840
‫،به "طرف دیگر" بوجود می‌آورد
‫از بین میره.

609
00:27:08,080 --> 00:27:09,560
‫انگیزه‌ای برای قتل در کار نیست.

610
00:27:09,760 --> 00:27:11,035
‫پس چرا من رو تعقیب می‌کردی؟

611
00:27:12,000 --> 00:27:13,798
‫نمی‌دونستم قراره تحقیقات‌تون
‫به کجا کشیده بشه.

612
00:27:14,160 --> 00:27:16,117
‫نمی‌تونستم بذارم مرگ فیشر
‫روی ادغام تأثیر بذاره.

613
00:27:17,560 --> 00:27:19,870
‫می‌دونی چقدر پول توی کار و کاسبی پودینگه؟

614
00:27:20,080 --> 00:27:21,833
‫کارآگاه.

615
00:27:22,040 --> 00:27:23,554
‫تو اتاق کنفرانس لازم‌تون دارن.

616
00:27:24,880 --> 00:27:25,552
‫آه.

617
00:27:25,760 --> 00:27:27,399
‫کارآگاه، ببین کی رو پیداکردم.

618
00:27:27,640 --> 00:27:29,040
‫و با هدیه اومده.

619
00:27:29,400 --> 00:27:30,356
‫تصاویر امنیتی

620
00:27:30,560 --> 00:27:31,710
‫که می‌خواستید.

621
00:27:32,280 --> 00:27:33,475
‫چرا الان تصمیم گرفتی بهم بدیش؟

622
00:27:33,680 --> 00:27:36,036
‫- ظاهراً قبل مخالف این‌کار بودی.
‫- خب، اخیراً متوجه شدم

623
00:27:36,240 --> 00:27:38,471
‫باید یه تغییری بکنم.

624
00:27:38,880 --> 00:27:40,599
‫پس سعی دارم کار درست رو انجام بدم.

625
00:27:41,240 --> 00:27:42,560
‫اگه بتونم ثابت کنم موکلم بیگناهه

626
00:27:42,800 --> 00:27:44,359
‫و به شما تو پیداکردن قاتل کمک کنم...

627
00:27:45,280 --> 00:27:46,634
‫وجدانم راحت میشه.

628
00:27:46,840 --> 00:27:47,671
‫عجب.

629
00:28:06,400 --> 00:28:07,516
‫نمیشه از اینجا قاتل رو دید.

630
00:28:07,720 --> 00:28:08,915
‫همونطور که موکلم گفت.

631
00:28:09,400 --> 00:28:11,437
‫تمام چیزی که این فیلم نشون میده
‫چیزیه که خودمون می‌دونیم...

632
00:28:11,640 --> 00:28:14,519
‫کسی که با محل دوربین‌ها آشنایی داشته
‫وارد این اتاق شده

633
00:28:14,720 --> 00:28:16,074
‫و سایمون رو توی خمره پرت کرده.

634
00:28:16,280 --> 00:28:18,192
‫آره، ولی همه‌ی افرادی که
‫بهش دسترسی داشتن عذرشون موجه بود.

635
00:28:18,400 --> 00:28:19,880
‫نکنه داری میگی قاتل

636
00:28:20,080 --> 00:28:21,400
‫درباره‌ی جایی که بوده دروغ گفته؟

637
00:28:21,600 --> 00:28:22,238
‫دنیل.

638
00:28:23,800 --> 00:28:24,790
‫دوبار بررسی‌شون کردیم، باشه؟

639
00:28:25,120 --> 00:28:26,679
‫عذرشون کاملاً محکمه.

640
00:28:28,920 --> 00:28:29,797
‫هوم.

641
00:28:31,560 --> 00:28:32,630
‫خدای من.

642
00:28:34,280 --> 00:28:35,396
‫البته.

643
00:28:37,360 --> 00:28:37,998
‫چیه؟

644
00:28:38,200 --> 00:28:39,156
‫یعنی چی، الا؟

645
00:28:39,400 --> 00:28:40,277
‫قابلت رو نداشت.

646
00:28:40,720 --> 00:28:41,676
‫همین الان جونت رو نجات دادم.

647
00:28:41,880 --> 00:28:42,757
‫اینجا رو ببینید.

648
00:28:42,960 --> 00:28:44,713
‫دو مواد مخفی دیگه، درسته؟

649
00:28:44,920 --> 00:28:46,639
‫ملامین و سیانوریک اسید.

650
00:28:46,840 --> 00:28:48,115
‫جدا که باشن، جفت‌شون بی‌ضرر هستن.

651
00:28:48,360 --> 00:28:51,194
‫،ولی وقتی ترکیب بشن
‫یه سمی تشکل میدن که تشخیصش سخته

652
00:28:51,400 --> 00:28:53,551
‫و با گذشت زمان باعث...
‫یکی طبل بزنه، لطفاً...

653
00:28:53,760 --> 00:28:54,796
‫نارسایی کلیه میشه.

654
00:28:55,040 --> 00:28:56,190
‫سنگ‌ کلیه‌هایی که پیدا کردی.

655
00:28:56,480 --> 00:28:59,075
‫آره. انگار اون "پلاس" توی
‫پودینگ پلاس...

656
00:29:00,440 --> 00:29:01,351
‫سمه (پودینگ بعلاوه‌ی سم).
‫[ پلاس=بعلاوه ]

657
00:29:08,640 --> 00:29:10,711
‫پودینگ سمی؟
‫شوخیت گرفته؟

658
00:29:10,920 --> 00:29:12,070
‫پس، لابد سایمون بخاطر درمعرض

659
00:29:12,280 --> 00:29:13,634
‫مداوم بودنش مریض شده؟

660
00:29:13,840 --> 00:29:15,991
‫خب، کدوم احمقی از عمد میاد سم رو

661
00:29:16,200 --> 00:29:18,635
‫- توی محصول خودش بریزه؟
‫- این دو مواد شیمیایی باعث تقلید

662
00:29:18,840 --> 00:29:20,832
‫عمل یه ماده‌ی پروتئینی میشن.

663
00:29:21,040 --> 00:29:23,430
‫که بزرگ‌ترین عامل فروش
‫پودینگ پلاس همینه.

664
00:29:23,640 --> 00:29:25,313
‫ولی خود مردم درآخر نمی‌فهمن سمیه؟

665
00:29:25,560 --> 00:29:28,200
‫- یعنی، شرکت همه‌چیزش رو از دست میده.
‫- لزوماً نه.

666
00:29:28,520 --> 00:29:29,840
‫،اگه صدها میلیون دلار داشته باشی

667
00:29:30,080 --> 00:29:31,150
‫،و بابت چند میلیون ازت شکایت بشه

668
00:29:31,360 --> 00:29:33,192
‫هنوز هم صدها میلیون برات باقی می‌مونه.

669
00:29:33,600 --> 00:29:35,671
‫- ولی مردم کشته میشن.
‫- ،آره خب

670
00:29:35,880 --> 00:29:38,270
‫همین محاسبات رو سازندگان خودرو انجام میدن

671
00:29:38,480 --> 00:29:40,039
‫وقتی می‌فهمن اِیربگ‌هاشون
‫مشکل داره.

672
00:29:40,480 --> 00:29:42,949
‫،کدوم‌شون خرج کمتری براشون داره
‫جمع کردن ماشین‌ها

673
00:29:43,560 --> 00:29:44,789
‫یا پرداخت غرامت شکایت‌ها؟

674
00:29:45,000 --> 00:29:46,229
‫آره، ولی چرا سایمون بخواد

675
00:29:46,440 --> 00:29:48,750
‫فرمول رو به گریس بفروشه
‫اگه داشته باعث مرگش می‌شده؟

676
00:29:49,000 --> 00:29:50,116
‫مگه اینکه اینطور نباشه.

677
00:29:50,320 --> 00:29:51,549
‫،شاید وقتی فهمیده چی ساخته

678
00:29:51,760 --> 00:29:52,876
‫فقط سعی داشته جلوش رو بگیره.

679
00:29:53,320 --> 00:29:54,356
‫و چه کسی بهتر برای

680
00:29:54,600 --> 00:29:55,875
‫افشای راز کثیف پودینگ پلاس

681
00:29:56,080 --> 00:29:57,230
‫از بزرگ‌ترین رقیب‌شون؟

682
00:29:57,520 --> 00:29:58,158
‫ولی سایمون نمی‌دونست

683
00:29:58,400 --> 00:29:59,390
‫دو شرکت درحال ادغام بودن.

684
00:29:59,600 --> 00:30:01,159
‫به زودی دیگه رقابتی باهم ندارن.

685
00:30:01,400 --> 00:30:02,516
‫حالا یهویی، همه انگیزه‌ای

686
00:30:02,720 --> 00:30:03,631
‫برای ساکت کردن سایمون دارن.

687
00:30:03,840 --> 00:30:05,433
‫آدریان، گریس و کاردرست کن.

688
00:30:05,680 --> 00:30:06,796
‫سه قاتل احتمالی.

689
00:30:07,000 --> 00:30:09,037
‫و به عنوان وکیل شرکت ادغام شده...

690
00:30:09,640 --> 00:30:11,313
‫تو نماینده‌ی همه‌شون هستی.

691
00:30:16,440 --> 00:30:17,430
‫شارلوت، کجا میری؟

692
00:30:17,640 --> 00:30:19,552
‫میرم به سپاه‌صلح ملحق بشم
‫یا تمام پس‌اندازم رو به یه

693
00:30:19,760 --> 00:30:22,832
‫یتیم‌خونه اهداکنم یا
‫یه پناه‌گاه برای توله‌سگ‌های کور و یه پا بسازم.

694
00:30:23,040 --> 00:30:24,599
‫خب، تا وقتی زیادی احساساتی نشی
‫مشکلی نداره.

695
00:30:24,840 --> 00:30:27,309
‫فکرمی‌کردم تحویل دادن اون فیلم‌ها
‫به پاک شدن وجدانم کمک می‌کنه.

696
00:30:27,760 --> 00:30:29,911
‫ولی به‌جاش، فقط معلوم کرد داشتم از

697
00:30:30,120 --> 00:30:31,315
‫سه آدم گناهکار دفاع می‌کردم؟

698
00:30:31,520 --> 00:30:32,636
‫- آه...
‫- ،اگه این واقعیت داره

699
00:30:32,840 --> 00:30:34,274
‫باعث میشه خودم چقدر گناهکار بشم؟

700
00:30:43,360 --> 00:30:44,350
‫الان زمان خوبی نیست.

701
00:30:44,560 --> 00:30:45,914
‫می‌دونم چه رفتاری با دن داشتی.

702
00:30:46,120 --> 00:30:48,271
‫باشه؟ و می‌خوام
‫بدونی من هواش رو دارم.

703
00:30:48,880 --> 00:30:50,553
‫- یعنی چی؟
‫- قبلاً یه نوری

704
00:30:50,760 --> 00:30:51,955
‫درونت می‌دیدم.

705
00:30:53,240 --> 00:30:55,152
‫،ولی الان، نمی‌دونم
‫یه چیزی فرق کرده.

706
00:30:56,240 --> 00:30:57,560
‫الان فقط...

707
00:30:58,360 --> 00:30:59,589
‫تاریکی می‌بینم.

708
00:31:07,320 --> 00:31:09,118
‫پس اینجایی.
‫کجا رفتی؟

709
00:31:09,440 --> 00:31:10,999
‫فقط می‌خواستم یه بادی به کلم بخوره.

710
00:31:12,240 --> 00:31:14,118
‫- فکرمی‌کنی حال شارلوت خوب میشه؟
‫- آره.

711
00:31:14,440 --> 00:31:16,397
‫چرا نشه؟
‫اون زن مثل سنگ سرسخته.

712
00:31:16,760 --> 00:31:19,480
‫،مثل یه سنگ بدجنس، ترسناک
‫،جذاب

713
00:31:19,800 --> 00:31:20,870
‫و خوش لباس.

714
00:31:21,080 --> 00:31:23,993
‫آره خب...
‫اگه بدونی متعجب میشی، کارآگاه.

715
00:31:24,760 --> 00:31:25,796
‫باشه.

716
00:31:26,080 --> 00:31:28,072
‫خب، حالا که می‌دونیم هر سه مظنون

717
00:31:28,320 --> 00:31:29,959
‫انگیزه‌ی یکسان داشتن...
‫پول...

718
00:31:30,200 --> 00:31:32,157
‫به مسائل مالی شرکت نگاهی انداختم

719
00:31:32,360 --> 00:31:35,319
‫تا ببینم در صورت اتفاق نیوفتادن ادغام
‫کی از همه بیشتر ضرر می‌کرد.

720
00:31:35,520 --> 00:31:38,115
‫و این رو دقت کن...
‫هیچ‌کدوم از سه‌ نفر.

721
00:31:38,320 --> 00:31:39,800
‫واقعاً فکر می‌کنید من سایمون رو کشتم؟

722
00:31:40,120 --> 00:31:41,759
‫لالو، می‌دونیم تو موندی تا صدها هزار دلار

723
00:31:42,000 --> 00:31:44,151
‫سهام به‌دست بیاری

724
00:31:44,360 --> 00:31:47,273
‫- وقتی اون دو شرکت ادغام می‌شدن
‫- پول خیلی زیادیه.

725
00:31:47,680 --> 00:31:49,080
‫برای تو. البته.

726
00:31:49,520 --> 00:31:51,273
‫ولی، همه‌شون ناپدید می‌شد اگه

727
00:31:51,480 --> 00:31:53,915
‫سایمون حقیقت پشت
‫بیماریش رو آشکار می‌کرد.

728
00:31:54,120 --> 00:31:55,839
‫یعنی سایمون واقعاً بیمار بوده؟

729
00:31:56,200 --> 00:31:57,111
‫ازش خبر داشتی؟

730
00:31:57,760 --> 00:31:59,194
‫آره.
‫گفت قراره بمیره.

731
00:32:00,040 --> 00:32:01,520
‫ولی حرفش رو جدی نگرفتم.

732
00:32:01,920 --> 00:32:03,832
‫- اون شب حرف‌های زیادی زد.
‫- کدوم شب؟

733
00:32:04,080 --> 00:32:06,037
‫،حدود یه ماه پیش
‫رفتیم بیرون مشروب بخوریم.

734
00:32:06,400 --> 00:32:07,675
‫سایمون مست کرد.

735
00:32:07,880 --> 00:32:09,997
‫شروع کرد غر زدن درباره‌ی اینکه آقای ییتس

736
00:32:10,240 --> 00:32:11,469
‫،به حرف‌هاش گوش نمی‌داده

737
00:32:11,880 --> 00:32:13,633
‫و اینکه مردم قراره بابتش
‫زجر بکشن.

738
00:32:14,040 --> 00:32:17,192
‫یه چیزی درباره‌ی اینکه
‫تقصیر خودشه گفت.

739
00:32:17,440 --> 00:32:18,794
‫سایمون گفت که...

740
00:32:19,440 --> 00:32:21,511
‫شاید بهتره فقط تمومش کنه.

741
00:32:21,720 --> 00:32:23,040
‫چی رو؟

742
00:32:23,240 --> 00:32:24,196
‫جونش رو.

743
00:32:25,400 --> 00:32:26,072
‫عجب.

744
00:32:26,280 --> 00:32:27,953
‫نمی‌دونستم داره چی میگه.

745
00:32:28,160 --> 00:32:30,516
‫و با خودت نگفتی بهتره
‫این رو زودتر بهمون بگی؟

746
00:32:30,800 --> 00:32:32,519
‫مثلاً وقتی مرد؟

747
00:32:33,520 --> 00:32:35,239
‫فکرمی‌کردم یه مشت
‫حرف از روی مستی باشن.

748
00:32:36,520 --> 00:32:38,034
‫اینطور نیست که خودش

749
00:32:38,240 --> 00:32:39,469
‫پریده باشه توی اون خمره.

750
00:32:40,440 --> 00:32:41,556
‫یعنی...

751
00:32:41,760 --> 00:32:43,240
‫پودینگ درحال جوش زدن؟

752
00:32:44,680 --> 00:32:46,797
‫راه‌های آسون‌تری برای مردن هست.

753
00:32:47,160 --> 00:32:48,594
‫ولی نه راهی که اینجوری باعث آشکارسازی بشه.

754
00:32:49,720 --> 00:32:50,392
‫چی؟

755
00:32:50,600 --> 00:32:52,114
‫اگه این آخرین تلاش سایمون
‫برای رستگاری بوده باشه چی؟

756
00:32:52,640 --> 00:32:54,950
‫راهی برای فاش حقیقتی که
‫بابتش خیلی احساس گناه می‌کرده.

757
00:32:55,200 --> 00:32:56,759
‫پس فکر می‌کنی طرف واقعاً خودش رو کشته

758
00:32:56,960 --> 00:32:58,440
‫که ما رو به سم برسونه؟

759
00:32:58,680 --> 00:33:00,273
‫،خب اگه اینطور بوده
‫کارش جواب داده.

760
00:33:02,000 --> 00:33:04,560
‫اینکه خودکشی کرده باشه
‫داره بیشتر از پیش منطقی میشه.

761
00:33:04,760 --> 00:33:06,991
‫،روز پس از مرگش
‫سایمون وصیتش رو تغییر داده.

762
00:33:07,200 --> 00:33:08,077
‫تمام اموالش رو

763
00:33:08,280 --> 00:33:09,475
‫به خیریه اهداکرده.

764
00:33:09,680 --> 00:33:12,798
‫حتی لاک‌پشت‌ خودش رو هم داده.

765
00:33:13,000 --> 00:33:13,797
‫عجب.

766
00:33:14,720 --> 00:33:16,837
‫و خراش‌های روی پلتفرم...

767
00:33:17,040 --> 00:33:19,999
‫لابد یه درگیری رو صحنه‌سازی کرده
‫تا مثل قتل نشونش بده.

768
00:33:20,200 --> 00:33:22,840
‫که ما درمورد شرکت‌ها تحقیق کنیم.

769
00:33:24,720 --> 00:33:25,790
‫سلام، دفتر شارلوت ریچاردز.

770
00:33:26,000 --> 00:33:27,400
‫شارلوت، خبرهای خوب دارم.

771
00:33:27,600 --> 00:33:28,670
‫خودکشی کرده.

772
00:33:29,240 --> 00:33:30,594
‫پس نیازی به نگرانی نیست.

773
00:33:30,840 --> 00:33:32,274
‫تو نماینده‌ی هیچ قاتلی نیستی.

774
00:33:33,000 --> 00:33:33,797
‫شارلوت همین الان رفت.

775
00:33:34,000 --> 00:33:35,593
‫رفت دیدن چندتا موکل.

776
00:33:37,920 --> 00:33:38,751
‫چرا حس می‌کنم شارلوت

777
00:33:38,960 --> 00:33:41,077
‫می‌خواد یه کار خیلی احمقانه انجام بده؟

778
00:33:47,800 --> 00:33:49,757
‫خب، موضوع چیه؟
‫این جلسه‌ی دقیقه‌ی آخری واسه چیه؟

779
00:33:50,000 --> 00:33:51,036
‫آره، و چرا اینجا؟

780
00:33:51,240 --> 00:33:52,913
‫مگه قبول نکردیم صحبت درمورد ادغام رو عقب بندازیم

781
00:33:53,120 --> 00:33:55,589
‫تا وقتی پلیس لُس‌آنجلس
‫تحقیقاتش رو تموم کنه؟

782
00:33:56,320 --> 00:33:59,154
‫بله.
‫این جلسه درباره‌ی یه کار دیگه‌است.

783
00:33:59,480 --> 00:34:00,834
‫موضوع شخصی.

784
00:34:01,360 --> 00:34:02,555
‫یعنی چی؟

785
00:34:02,920 --> 00:34:04,274
‫هیچکس اینجا رو ترک نمی‌کنه تا
‫وقتی بفهمم

786
00:34:04,520 --> 00:34:06,432
‫کدوم‌تون سایمون فیشر رو به قتل رسوندید.

787
00:34:08,800 --> 00:34:09,517
‫آم...

788
00:34:15,160 --> 00:34:17,880
‫خب، چند ماه پیش

789
00:34:18,440 --> 00:34:19,635
‫یه اتفاق جالب افتاد.

790
00:34:19,840 --> 00:34:22,196
‫من یه‌جورایی مردم.

791
00:34:22,760 --> 00:34:26,310
‫و ظاهراً احتمالش هست
‫به جهنم رفته باشم.

792
00:34:26,800 --> 00:34:27,790
‫می‌دونم. من...

793
00:34:28,240 --> 00:34:29,640
‫من هم به اندازه‌ی شما شوکه شدم.

794
00:34:29,880 --> 00:34:32,839
‫الان حالم خیلی بهتره.

795
00:34:34,400 --> 00:34:36,232
‫ممنون که پرسیدین.

796
00:34:37,120 --> 00:34:39,510
‫البته ممکنه

797
00:34:40,040 --> 00:34:43,033
‫یه احتمال کمی باشه

798
00:34:43,240 --> 00:34:45,516
‫که یه شکست عصبی داشته باشم

799
00:34:46,000 --> 00:34:47,320
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم.

800
00:34:47,600 --> 00:34:48,511
‫خلاصه...

801
00:34:48,720 --> 00:34:50,234
‫،یکم وقت واسه فکرکردن داشتم

802
00:34:50,640 --> 00:34:54,111
‫و کاملاً مطمئنم گناهم

803
00:34:54,360 --> 00:34:55,874
‫یه عمر دفاع کردن

804
00:34:56,080 --> 00:34:57,992
‫از مجرم‌های شناخته‌شده و قاتل‌ها بوده.

805
00:34:58,240 --> 00:34:59,993
‫ظاهراً هیچکس به خودش زحمت نداد بهم بگه

806
00:35:00,240 --> 00:35:01,720
‫تمام خونی که ریختن

807
00:35:02,240 --> 00:35:03,594
‫روی دست‌های من هم هست.

808
00:35:06,040 --> 00:35:08,111
‫حالا، من اینجام

809
00:35:08,320 --> 00:35:10,152
‫،و یه فرصت دوباره بهم دادن

810
00:35:10,360 --> 00:35:12,352
‫و یکی از شما...

811
00:35:13,120 --> 00:35:16,431
‫داره خرابش می‌کنه.

812
00:35:17,200 --> 00:35:18,839
‫پس، حرف بزنید.

813
00:35:21,360 --> 00:35:22,680
‫کدوم‌تون سایمون رو کشته؟

814
00:35:22,880 --> 00:35:25,349
‫- شارلوت، کار هیچ‌کدوم‌مون نبوده.
‫- راست میگه.

815
00:35:25,600 --> 00:35:28,399
‫نه، می‌دونم سایمون می‌خواست
‫راز کوچولوتون رو

816
00:35:28,640 --> 00:35:30,040
‫افشا کنه.

817
00:35:30,760 --> 00:35:31,432
‫پس مطمئناً

818
00:35:31,640 --> 00:35:32,994
‫کار یکی‌ از شما بوده.

819
00:35:36,120 --> 00:35:37,474
‫چرا هنوز اینجا نشستیم؟

820
00:35:38,400 --> 00:35:40,039
‫دیگه نمی‌خوام به حرف‌های این هرزه‌ی دیوونه گوش بدم.

821
00:35:40,280 --> 00:35:41,760
‫بگیر بشین!

822
00:35:41,960 --> 00:35:43,110
‫چرا مجبورم نمی‌کنی؟

823
00:35:45,320 --> 00:35:46,470
‫این صدا نشونه‌ی خوبی نیست.

824
00:35:49,280 --> 00:35:50,555
‫یعنی چی؟
‫ممکن بود به من بزنی.

825
00:35:51,040 --> 00:35:52,360
‫خیلی آسونه.

826
00:35:52,920 --> 00:35:53,910
‫حالا بشین.

827
00:35:54,120 --> 00:35:56,351
‫،ببین خانوم
‫من فقط سایمون رو ترسوندم.

828
00:35:56,560 --> 00:35:57,880
‫و به محض اینکه آدریان بهم گفت

829
00:35:58,080 --> 00:36:00,390
‫دست نگه‌داشتم.
‫فقط داشتم کاری که بابتش پول گرفتم رو انجام می‌دادم.

830
00:36:00,840 --> 00:36:02,194
‫لازم نبود سایمون رو بکشیم.

831
00:36:02,400 --> 00:36:04,835
‫- ساکت نگهش داشتیم.
‫- و فقط سرعت ادغام رو بالا بردیم.

832
00:36:05,040 --> 00:36:07,191
‫همه‌مون می‌خواستیم سودهای برحسب سابقه
‫تعیین کنیم

833
00:36:07,400 --> 00:36:09,551
‫با وجود نگرانی‌های ایمنی
‫سایمون.

834
00:36:09,760 --> 00:36:12,355
‫آره. بعد از این همه
‫چرا بخوایم بکشیمش؟

835
00:36:12,600 --> 00:36:13,750
‫خب، نمی‌دونم.

836
00:36:14,200 --> 00:36:15,429
‫بخاطر مشکلات حل‌نشده‌ی گذشته‌تون؟

837
00:36:15,640 --> 00:36:18,075
‫من این مشکل رو حل می‌کنم

838
00:36:18,440 --> 00:36:20,033
‫- هرجوری که شده.
‫- شارلوت.

839
00:36:21,640 --> 00:36:22,551
‫صبرکن.

840
00:36:22,880 --> 00:36:24,917
‫- لوسیفر؟
‫- دارن واقعیت رو میگن.

841
00:36:25,160 --> 00:36:27,755
‫این عوضی‌ها سایمون رو نکشتن.

842
00:36:27,960 --> 00:36:29,314
‫خودکشی کرده.

843
00:36:29,520 --> 00:36:31,432
‫نقشه‌ی یه مرد رو به موت بوده
‫برای افشاسازی شرکت

844
00:36:31,640 --> 00:36:32,869
‫و جرایمی که انجام داده.

845
00:36:33,120 --> 00:36:35,715
‫اصلاً منطقی نیست.

846
00:36:36,000 --> 00:36:37,036
‫شارلوت...

847
00:36:38,280 --> 00:36:39,316
‫اونها بیگناهن.

848
00:36:45,960 --> 00:36:46,837
‫نه.

849
00:36:47,480 --> 00:36:48,630
‫نه، نیستن.

850
00:36:48,840 --> 00:36:50,354
‫نشنیدی چی گفتم؟

851
00:36:50,600 --> 00:36:53,957
‫شنیدم.
‫پس سایمون رو نکشتن.

852
00:36:54,160 --> 00:36:56,629
‫بقیه‌ی مردمی که پودینگ
‫مسخره‌شون رو می‌خورن چی؟

853
00:36:56,840 --> 00:36:59,480
‫همه‌شون می‌دونستن محصول‌شون
‫سمیه.

854
00:37:00,120 --> 00:37:03,591
‫مردم بیگناه قراره بخاطرشون بمیرن.

855
00:37:04,120 --> 00:37:05,031
‫من تو کل عمرم

856
00:37:05,280 --> 00:37:06,475
‫،دنبال راه‌های فرار از قانون بودم

857
00:37:06,720 --> 00:37:09,474
‫راه‌هایی برای طفره رفتن از مسئولیت‌های
‫موکل‌هام.

858
00:37:10,960 --> 00:37:12,155
‫خوئم.

859
00:37:13,600 --> 00:37:14,750
‫معلوم شد...

860
00:37:16,000 --> 00:37:18,913
‫راه فراری درکار نیست.

861
00:37:19,520 --> 00:37:21,193
‫،اگه گناهکار باشی

862
00:37:22,520 --> 00:37:23,397
‫گناهکاری.

863
00:37:23,600 --> 00:37:25,512
‫متوجهم که می‌خوای

864
00:37:25,760 --> 00:37:26,830
‫وجدان خودت رو پاک کنی.

865
00:37:27,040 --> 00:37:30,556
‫،ولی حرفم رو باورکن، شارلوت
‫این راهش نیست.

866
00:37:30,760 --> 00:37:32,672
‫پس باید چی‌کار کنم؟

867
00:37:33,680 --> 00:37:34,909
‫نمی‌تونم...

868
00:37:35,360 --> 00:37:37,113
‫برگردم به اونجا.

869
00:37:38,560 --> 00:37:39,516
‫نمی‌تونم.

870
00:37:41,680 --> 00:37:43,592
‫پس باید این‌کار رو انجام بدی، شارلوت.

871
00:37:44,600 --> 00:37:45,795
‫بهم اعتماد کن.

872
00:37:57,080 --> 00:37:58,355
‫ممنون.

873
00:37:59,600 --> 00:38:00,954
‫اونها چی میشن؟

874
00:38:01,560 --> 00:38:02,550
‫خب...

875
00:38:03,040 --> 00:38:04,360
‫،وقتی توی سایه‌ها مخفی شده بودم

876
00:38:04,560 --> 00:38:06,836
‫حرف‌های محکوم‌کننده‌ی زیادی زدن.

877
00:38:07,040 --> 00:38:10,431
‫کارآگاه، این حرف‌ها برای یه
‫قدم‌زدنی از روی شرم مناسب کافی بود؟

878
00:38:11,000 --> 00:38:12,150
‫آره، کاملاً.

879
00:38:16,640 --> 00:38:18,916
‫اِف‌بی‌آی یه روز کامل عملیاتی
‫روی این اعتراف‌های ضبط‌شده کار می‌کنه.

880
00:38:19,120 --> 00:38:20,918
‫،شاید سایمون رو به نکشته باشید

881
00:38:21,120 --> 00:38:22,873
‫ولی برای نقش‌تون در
‫مسموم کردنش تاوان پس میدین.

882
00:38:27,720 --> 00:38:29,200
‫- برد خوبی بود، همکار.
‫- خیلی ممنون.

883
00:38:29,400 --> 00:38:31,392
‫فقط تعجب کردم اجازه دادی
‫من اول وارد کارخونه بشم.

884
00:38:31,600 --> 00:38:33,432
‫با خودم گفتم نوبت توئه
‫بهت شلیک کنن.

885
00:38:33,840 --> 00:38:36,071
‫می‌دونی، درباره‌ی شارلوت راست می‌گفتی.

886
00:38:36,880 --> 00:38:38,075
‫بیشتر از چیزی که فکرمی‌کردم مشکل داره.

887
00:38:39,080 --> 00:38:40,912
‫- حرف‌هاش انگار...
‫- احمقانه بودن؟

888
00:38:42,240 --> 00:38:43,833
‫نه. انگار یه نفر با

889
00:38:44,040 --> 00:38:45,110
‫شیاطین درونش کشمکش داشت.

890
00:38:51,200 --> 00:38:53,351
‫تصادفی حرف‌هایی
‫که اونجا زدی رو شنیدم.

891
00:38:54,920 --> 00:38:55,831
‫انگار تو...

892
00:38:56,040 --> 00:38:57,110
‫خیلی درگیری‌هات زیاد شده.

893
00:38:58,520 --> 00:38:59,636
‫بابت مشکلات ذهنیت متأسفم.

894
00:39:00,080 --> 00:39:00,991
‫درسته.

895
00:39:01,560 --> 00:39:03,552
‫درگیری‌هام زیاد شده.

896
00:39:05,200 --> 00:39:07,351
‫ولی این بهونه‌ای برای طرز رفتارم
‫با تو نیست.

897
00:39:09,400 --> 00:39:10,470
‫خب، ممنونم.

898
00:39:11,200 --> 00:39:13,920
‫شاید بتونیم بعداً یه قهوه‌ای بخوریم.

899
00:39:16,520 --> 00:39:17,317
‫شاید.

900
00:39:19,600 --> 00:39:21,034
‫امیدوارم مزاحم چیزی نشده باشم، دنیل.

901
00:39:21,240 --> 00:39:23,391
‫شارلوت، آماده‌ای برسونمت خونه؟

902
00:39:32,480 --> 00:39:34,039
‫تریکسی، میشه بیای اینجا؟

903
00:39:34,880 --> 00:39:35,836
‫سلام، مامانی.

904
00:39:39,560 --> 00:39:40,471
‫مانکی، می‌خوام باهات صحبت کنم

905
00:39:40,680 --> 00:39:41,955
‫درباره‌ی اتفاق امروز توی مدرسه.

906
00:39:43,040 --> 00:39:45,111
‫تو به خانوم مورگان گفتی

907
00:39:45,480 --> 00:39:46,436
‫"بره به صدف؟"
‫[ بره به درک ]

908
00:39:47,040 --> 00:39:49,350
‫از نظر فنی قانونی رو نشکستم.

909
00:39:56,160 --> 00:39:57,310
‫می‌دونی چیه؟

910
00:39:57,520 --> 00:39:58,476
‫حق با لوسیفره.

911
00:39:58,840 --> 00:40:01,560
‫،شیشه‌ی فحاشی
‫ایده‌ی مسخره‌ایه.

912
00:40:02,000 --> 00:40:03,673
‫مامانی چندتا قانون برات گذاشته

913
00:40:04,480 --> 00:40:05,630
‫بدون توضیح دادن‌شون.

914
00:40:07,040 --> 00:40:08,235
‫دلیلی اصلی‌ای

915
00:40:08,440 --> 00:40:09,760
‫که نباید فحش بدیم اینه که

916
00:40:09,960 --> 00:40:12,839
‫کلمات زشت باعث میشه آدم‌ها حس بدی پیداکنن.

917
00:40:13,360 --> 00:40:15,716
‫و می‌دونم نمی‌خوای کاری کنی مردم
‫حس بدی پیداکنن، درسته؟

918
00:40:16,960 --> 00:40:18,997
‫چون واقعیت اینه اگه
‫،دنبال راه‌های فرار بگردی

919
00:40:19,200 --> 00:40:20,634
‫همیشه پیداشون می‌کنی.

920
00:40:21,200 --> 00:40:24,398
‫و نمی‌تونم مجبورت کنم
‫کار درست رو انجام بدی.

921
00:40:24,960 --> 00:40:26,633
‫باید این رو خودت یاد بگیری.

922
00:40:26,840 --> 00:40:29,594
‫پس دیگه خبری از شیشه‌ی فحاشی نیست.
‫باشه؟

923
00:40:31,440 --> 00:40:34,717
‫پس یعنی می‌تونم پولم رو پس بگیرم؟

924
00:40:35,000 --> 00:40:35,751
‫تلاش خوبی بود.

925
00:40:42,520 --> 00:40:43,636
‫می‌خوای بیای داخل؟

926
00:40:43,840 --> 00:40:45,479
‫دوباره که نمی‌خوای روم حرکت بزنی، درسته؟

927
00:40:45,680 --> 00:40:47,876
‫همچین دفعه‌ی پیش هم
‫موفق نشدم.

928
00:40:48,360 --> 00:40:49,680
‫بیا تو، ترسو.

929
00:40:50,760 --> 00:40:53,229
‫بعد از اتفاق‌های امروز، سریع باید مشروب بخورم.

930
00:40:53,440 --> 00:40:54,874
‫این جریان "خوب بودن"؟

931
00:40:55,560 --> 00:40:56,960
‫سخت‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.

932
00:40:57,160 --> 00:40:58,560
‫خونه‌ی باحالی داری.

933
00:40:59,480 --> 00:41:02,200
‫البته، هنوز جای کار داره.

934
00:41:03,000 --> 00:41:05,640
‫حتی یادم نیست کی اینجا رو خریدم.

935
00:41:06,920 --> 00:41:08,400
‫امیدوارم شراب قرمز دوست داشته باشی.

936
00:41:08,600 --> 00:41:10,717
‫من خودم بیشتر رُزه دوست دارم.

937
00:41:10,920 --> 00:41:12,957
‫،ظاهراً وقتی نبودم

938
00:41:14,040 --> 00:41:15,520
‫۳۰جعبه مرلو خریدم.

939
00:41:15,760 --> 00:41:17,956
‫آره. بابتش شرمنده.

940
00:41:18,280 --> 00:41:19,077
‫واسه چی متأسفی؟

941
00:41:19,280 --> 00:41:20,873
‫تو که مسئول زمان از دست رفته‌ی من نیستی.

942
00:41:21,240 --> 00:41:22,196
‫نه.

943
00:41:23,160 --> 00:41:24,560
‫ولی همه‌اش حس می‌کنم...

944
00:41:27,680 --> 00:41:29,160
‫یه‌جورایی تقصیر منم بوده.

945
00:41:31,000 --> 00:41:32,354
‫واسه همین اومدی؟

946
00:41:32,600 --> 00:41:34,273
‫خب، این اجبار عجیب و غیرقابل توضیح

947
00:41:34,520 --> 00:41:35,920
‫که مطمئن بشم حالت خوبه؟

948
00:41:37,160 --> 00:41:38,514
‫احتمالش زیاده.

949
00:41:39,080 --> 00:41:40,070
‫پدر لعنتش کنه.

950
00:41:43,400 --> 00:41:45,198
‫تو با من وقت گذروندی وقتی من...

951
00:41:46,240 --> 00:41:48,038
‫خودم نبودم.

952
00:41:51,200 --> 00:41:52,270
‫چطوری بودم؟

953
00:41:55,000 --> 00:41:56,320
‫خب، تو...

954
00:41:56,960 --> 00:41:59,156
‫راستش، تحملت دشوار بود.

955
00:42:00,520 --> 00:42:01,271
‫سخت‌گیر.

956
00:42:01,640 --> 00:42:02,551
‫حسود.

957
00:42:03,600 --> 00:42:04,829
‫احساسات خشن.

958
00:42:05,080 --> 00:42:07,720
‫دوست‌داشتی اشتباهات حماسی
‫در سطح گیتی بکنی.

959
00:42:12,240 --> 00:42:13,196
‫ولی هرکاری که کردی...

960
00:42:13,400 --> 00:42:15,631
‫اون خود دیگرت، من...

961
00:42:17,960 --> 00:42:19,872
‫می‌دونم از روی...

962
00:42:22,920 --> 00:42:24,115
‫عشق بوده.

963
00:42:27,320 --> 00:42:28,800
‫دلم براش تنگ میشه.

964
00:42:31,080 --> 00:42:32,594
‫بیشتر از چیزی که بدونه.

965
00:42:35,960 --> 00:42:37,952
‫ولی اون دیگه تو نیستی، نه؟

966
00:42:38,360 --> 00:42:39,794
‫- نه. نه، نیستم.
‫- نه.

967
00:42:40,000 --> 00:42:41,320
‫درسته. خب دیگه...

968
00:42:43,560 --> 00:42:44,232
‫مشتاقم

969
00:42:44,440 --> 00:42:45,999
‫با خود واقعیت آشنا بشم.

970
00:42:47,280 --> 00:42:48,430
‫و همچنین.

971
00:42:50,520 --> 00:42:52,557
‫خوش برگشتی، شارلوت ریچاردز.

972
00:43:02,319 --> 00:43:12,319
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

973
00:43:12,395 --> 00:43:17,395
‫«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »»
‫WWW.TakMovie.CO

