‫﻿۱
00:00:00,136 --> 00:00:06,134
‫رسانه‌ی تصویری نایت‌مووی تقدیم می‌کند
‫NightMovie.CO

2
00:00:21,356 --> 00:00:22,857
‫من رو ببخش، پدر...

3
00:00:23,399 --> 00:00:24,858
‫که بهت مشروب تعارف نمی‌کنم.

4
00:00:25,859 --> 00:00:28,735
‫با لباس روحانیت ناسازگاری دارم.
‫مشکلات مربوط به پدر.

5
00:00:28,819 --> 00:00:29,861
‫داستانش طولانیه.

6
00:00:29,944 --> 00:00:33,988
‫متوجهم، و بابت مزاحمت
‫عذر می‌خوام، آقای مورنینگ‌استار.

7
00:00:34,780 --> 00:00:36,364
‫لطفاً اجازه بده توضیح بدم.

8
00:00:36,656 --> 00:00:38,074
‫کار خوبی می‌کنی.

9
00:00:38,657 --> 00:00:41,284
‫ببین، من یه کشیش عادی نیستم.

10
00:00:41,450 --> 00:00:43,827
‫مگه تا حالا کشیش عادی داشتیم؟

11
00:00:44,202 --> 00:00:46,078
‫منظورم از کشیش عادی نبودن

12
00:00:46,162 --> 00:00:48,371
‫اینه که حضار کلیسای خودم رو ندارم.

13
00:00:49,372 --> 00:00:50,371
‫من یه...

14
00:00:51,039 --> 00:00:52,082
‫محقق هستم.

15
00:00:52,957 --> 00:00:53,957
‫برای واتیکان.

16
00:00:56,751 --> 00:00:58,127
‫محقق واتیکان؟

17
00:00:58,627 --> 00:01:00,753
‫شبیه یه سریالیه که به زودی کنسلش می‌کنن.

18
00:01:01,087 --> 00:01:02,880
‫،بهت اطمینان میدم
‫یه کار خیلی جدیه.

19
00:01:03,380 --> 00:01:06,715
‫چهل سال گذشته رو تو زمین
‫به دنبال چیزهای اهریمنی گشتم.

20
00:01:08,008 --> 00:01:09,383
‫می‌دونم الهیت واقعیه.

21
00:01:10,050 --> 00:01:12,427
‫و همچنین می‌دونم شرّ
‫روی زمین قرار داره.

22
00:01:12,510 --> 00:01:14,303
‫و تو، آقای مورنینگ‌استار...

23
00:01:14,386 --> 00:01:16,137
‫ای وای، بازم شروع شد.

24
00:01:16,304 --> 00:01:17,304
‫شرّ نیستی.

25
00:01:20,055 --> 00:01:21,640
‫انتظار این رو نداشتم.

26
00:01:22,932 --> 00:01:26,476
‫،پس اگه من شیطان نیستم
‫پس چرا اومدی؟

27
00:01:26,976 --> 00:01:29,394
‫و این‌ها چه ربطی
‫به کارآگاه داره؟

28
00:01:29,477 --> 00:01:31,478
‫چون خانوم دکر باور داره هستی.

29
00:01:32,897 --> 00:01:33,730
‫که این‌طور.

30
00:01:33,813 --> 00:01:36,940
‫حدود یه ماه پیش، به رم اومد
‫و داستانی عجیب گفت.

31
00:01:37,941 --> 00:01:40,318
‫که خود شیطان
‫،تو دید عموم مخفی شده

32
00:01:40,401 --> 00:01:43,444
‫ظاهر یه صاحب نایت‌کلاب رو
‫،در لُس آنجلس به خود گرفته

33
00:01:43,527 --> 00:01:46,863
‫و خودش رو بهش نشون داده.

34
00:01:48,197 --> 00:01:49,197
‫خب...

35
00:01:49,406 --> 00:01:50,698
‫خبر شگفت‌انگیزیه.

36
00:01:50,990 --> 00:01:52,199
‫شگفت‌انگیز؟ چطور؟

37
00:01:52,282 --> 00:01:55,201
‫خب، به قول روانشناسم...
‫می‌دونم، خیلی لُس آنجلسیه...

38
00:01:55,784 --> 00:01:58,286
‫ولی میگه صحبت درباره‌ی مشکلاتت

39
00:01:58,369 --> 00:02:00,037
‫اولین قدم برای
‫،سر و کله زدن باهاشونه

40
00:02:00,120 --> 00:02:02,580
‫پس اگه کارآگاه
‫با من مشکلاتی داشته...

41
00:02:03,122 --> 00:02:04,561
‫انگار حل شدن.

42
00:02:04,915 --> 00:02:08,082
‫،حالا، اگه حرفت رو زدی، پدر
‫می‌تونی با شادی بری.

43
00:02:08,166 --> 00:02:11,126
‫فقط فکر کردم وظیفه دارم
‫بهت هشدار بدم.

44
00:02:12,211 --> 00:02:15,045
‫چون دلیلی که به رم اومد
‫این بود که، خب...

45
00:02:15,587 --> 00:02:17,338
‫شیطان رو به جهنم پس بفرسته.

46
00:02:19,756 --> 00:02:21,116
‫کاراگاه چنین کاری نمی‌کنه.

47
00:02:21,341 --> 00:02:23,342
‫کلویی آدمی خوب با قلبی رئوفه.

48
00:02:23,675 --> 00:02:25,426
‫بالأخره، می‌تونیم روی یه چیزی
‫به تفاهم برسیم.

49
00:02:25,509 --> 00:02:28,552
‫،ولی هر چی بهش گذشته
‫هر چیزی به رم کِشوندش...

50
00:02:29,303 --> 00:02:30,596
‫بدجوری بهش تلنگر زده.

51
00:02:32,347 --> 00:02:34,181
‫اون دلیلیه که اومدم.

52
00:02:36,265 --> 00:02:39,392
‫باید مراقب باشی، آقای مورنینگ‌استار.

53
00:02:41,101 --> 00:02:43,061
‫خدا می‌دونه چه نقشه‌ای برات کِشیده.

54
00:03:02,364 --> 00:03:04,406
‫چرا اینقدر خوشحالی، دکر؟

55
00:03:04,490 --> 00:03:05,489
‫چی؟

56
00:03:05,740 --> 00:03:07,991
‫خوشحال نیستم.
‫صبرکن، چرا تو خوشحال نیستی؟

57
00:03:08,075 --> 00:03:10,076
‫کل روز بهم بد گذشته.

58
00:03:10,451 --> 00:03:12,494
‫چی‌شده؟
‫خیلی آبجوی رامیولان خوردی؟

59
00:03:12,577 --> 00:03:13,870
‫تکیلا زیاد خوردم.

60
00:03:14,495 --> 00:03:17,497
‫دیروز سر مارگاریتاها
‫ریخت و پاش کردم.

61
00:03:17,914 --> 00:03:21,374
‫دیروز، یکشنبه...
‫شراب مذهبی رو تغییر دادی؟

62
00:03:21,707 --> 00:03:23,376
‫دیروز نرفتم کلیسا.

63
00:03:23,459 --> 00:03:25,085
‫و گفتی هفته‌ی قبل هم نرفتی.

64
00:03:26,335 --> 00:03:29,587
‫،گوش کن، الا
‫،یه جورایی می‌خواستم اوضاعت رو بپرسم

65
00:03:30,255 --> 00:03:32,214
‫- ببینم...
‫- می‌دونی، فقط...

66
00:03:32,631 --> 00:03:34,882
‫من و خدا یکم از هم فاصله گرفتیم.

67
00:03:34,966 --> 00:03:38,133
‫کاملاً... درک می‌کنم.
‫یعنی، بیشتر از اونی که بدونی.

68
00:03:38,217 --> 00:03:39,218
‫راستش...

69
00:03:39,717 --> 00:03:40,717
‫اخیراً...

70
00:03:41,052 --> 00:03:44,012
‫تو یه مشکل خیلی شبیه به این
‫به شفافیت رسیدم.

71
00:03:44,720 --> 00:03:45,720
‫و...

72
00:03:46,180 --> 00:03:48,431
‫فکر می‌کنم واسه همین
‫اخیراً اینقدر احساس مثبتی داشتم.

73
00:03:48,556 --> 00:03:49,807
‫بسه!

74
00:03:49,890 --> 00:03:51,140
‫اینقدر بهم زنگ نزن!

75
00:03:52,517 --> 00:03:53,516
‫خدایا.

76
00:03:54,142 --> 00:03:55,142
‫صبرکن.

77
00:03:55,685 --> 00:03:56,686
‫همه چیز خوبه؟

78
00:03:58,228 --> 00:03:59,668
‫همه چی خوبه.

79
00:03:59,854 --> 00:04:01,480
‫خب، می‌خوایی جواب بدی؟

80
00:04:01,563 --> 00:04:02,562
‫اصلاً.

81
00:04:02,730 --> 00:04:04,023
‫دن، می‌تونه مهم باشه.

82
00:04:04,649 --> 00:04:05,649
‫راحت باش.

83
00:04:06,358 --> 00:04:07,357
‫باشه.

84
00:04:08,150 --> 00:04:08,985
‫تلفن دن.

85
00:04:12,778 --> 00:04:13,778
‫اون چه کوفتیه؟

86
00:04:14,946 --> 00:04:16,239
‫نشونت میدم چی بود.

87
00:04:18,739 --> 00:04:19,740
‫آره.

88
00:04:20,157 --> 00:04:21,199
‫اون شماره تلفن منه.

89
00:04:22,158 --> 00:04:24,535
‫لوسیفر تو تمام اداره
‫از این‌ها گذاشته.

90
00:04:25,660 --> 00:04:26,911
‫خنده دار نیست، کلویی.

91
00:04:27,495 --> 00:04:29,121
‫قسم می‌خورم تمام وجودش...

92
00:04:30,079 --> 00:04:31,079
‫واسه شکنجه‌ی منه.

93
00:04:31,789 --> 00:04:35,040
‫ببین، می‌دونم تو و لوسیفر
‫،اخیراً مشکلات خودتون دو داشتید

94
00:04:35,124 --> 00:04:36,916
‫ولی شاید به این روش داره...

95
00:04:37,000 --> 00:04:39,599
‫می‌دونی چیه؟ خسته شدم از بس
‫همه براش بهونه میارن.

96
00:04:40,294 --> 00:04:43,129
‫کاش می‌تونستی فقط یکم
‫از چیزی که من می‌بینم رو ببینی، کلویی.

97
00:04:44,754 --> 00:04:45,754
‫اون...

98
00:04:46,630 --> 00:04:48,090
‫آدم بدیه.

99
00:04:48,673 --> 00:04:49,673
‫اون...

100
00:04:50,550 --> 00:04:51,675
‫سعی داره بهتر باشه.

101
00:04:52,676 --> 00:04:54,302
‫اون... به روش خودش.

102
00:04:54,844 --> 00:04:55,843
‫بیخیال.

103
00:05:10,102 --> 00:05:11,102
‫برادر.

104
00:05:11,437 --> 00:05:12,771
‫حال و روزت خوش نیست.

105
00:05:12,855 --> 00:05:16,357
‫نه، کاملاً مطمئنم مشکلات من
‫خیلی بزرگ‌تر از تو هستن. بهم اعتماد کن.

106
00:05:16,441 --> 00:05:18,568
‫فکر می‌کنم همه می‌دونیم هیچ چیز
‫بزرگ‌تر از مال من نیست.

107
00:05:19,068 --> 00:05:21,349
‫- الان یه اتفاق خیلی عجیب افتاد...
‫- لیندا حامله است.

108
00:05:23,238 --> 00:05:24,865
‫اینم خیلی عجیبه.

109
00:05:26,033 --> 00:05:27,367
‫مطمئنی بچه‌ی توئه؟

110
00:05:27,451 --> 00:05:28,869
‫لوسی، لیندا اون‌طوری نیست.

111
00:05:29,411 --> 00:05:30,610
‫تو بین همه باید بدونی.

112
00:05:30,661 --> 00:05:32,330
‫آروم باش، برادر، فقط منظورم اینه...

113
00:05:32,955 --> 00:05:35,249
‫یه آسمانی یه انسان رو حامله کنه...

114
00:05:35,708 --> 00:05:36,751
‫اصلاً چطور ممکنه؟

115
00:05:36,834 --> 00:05:39,461
‫و اگه ممکنه، چطوری قبلاً
‫برای تو اتفاق نیوفتاده؟

116
00:05:39,919 --> 00:05:41,046
‫درسته.

117
00:05:41,880 --> 00:05:42,880


118
00:05:44,007 --> 00:05:45,717
‫شاید یه توضیح دیگه هست.

119
00:05:46,009 --> 00:05:48,177
‫فکر می‌کنی لیندا یه فرشته‌ی
‫استتار کرده است، نه؟

120
00:05:48,260 --> 00:05:50,740
‫منم تو همین فکر بودم.
‫شاید اصلاً انسان نیست.

121
00:05:50,804 --> 00:05:55,308
‫،یا شاید، وقتی بال‌هات رو از دست دادی
‫تا حد امکان فانی شدی.

122
00:05:55,850 --> 00:05:58,144
‫شاید بیشتر از چیزی که فهمیدی
‫انسان شدی.

123
00:05:59,020 --> 00:06:00,020


124
00:06:00,146 --> 00:06:01,439
‫احتمالاً منطقی‌تره.

125
00:06:02,564 --> 00:06:04,649
‫شرط می‌بندم حالا
‫از برگشتن پشیمونی، ها، برادر؟

126
00:06:04,733 --> 00:06:07,361
‫به هیچ وجه.
‫راستش کاملاً برعکسه.

127
00:06:07,611 --> 00:06:10,780
‫بیخیال، نیاز نیست من رو گول بزنی.
‫به من چه اصلاً برو تو نیروی دریایی سرباز شو.

128
00:06:10,863 --> 00:06:12,740
‫لوسی، من از این‌جا بودن خوشحالم.

129
00:06:13,908 --> 00:06:15,576
‫متوجه نیستی؟
‫قراره پدر بشم.

130
00:06:17,119 --> 00:06:20,038
‫،خب، اگه اینقدر خوشحالی
‫پس چرا تو بار من مخفی شدی؟

131
00:06:20,121 --> 00:06:22,665
‫چون نمی‌دونم چی کار کنم.

132
00:06:24,125 --> 00:06:25,125
‫یعنی...

133
00:06:26,251 --> 00:06:27,378
‫اصلاً از کجا شروع کنم؟

134
00:06:27,461 --> 00:06:29,088
‫از من یکی نپرس.

135
00:06:29,838 --> 00:06:33,592
‫،ولی این‌جا روی زمین هستی، پس
‫،اگه باعث میشه تسلی خاطر بگیری

136
00:06:33,926 --> 00:06:35,445
‫بدتر از پدرمون نمی‌تونی عمل کنی.

137
00:06:35,802 --> 00:06:39,013
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون پدر ما واقعاً هیچوقت نبود.

138
00:06:42,474 --> 00:06:44,351
‫- سلام، کجا بودی؟
‫- منظورت چیه؟

139
00:06:44,726 --> 00:06:47,354
‫خب، اون پیام رو درباره‌ی
‫تغییر زمان قرارمون برات فرستادم.

140
00:06:47,437 --> 00:06:50,398
‫آره، درسته.
‫مطمئناً، نه، بدم نمیاد.

141
00:06:50,481 --> 00:06:52,191
‫باشه، عالیه. خوبه.

142
00:06:53,109 --> 00:06:54,110
‫همه چیز خوبه؟

143
00:06:54,318 --> 00:06:57,488
‫آره، فقط یکم تشنه‌ام و
‫ظاهراً فلاسکم غیبش زده.

144
00:06:57,571 --> 00:06:58,730
‫می‌دونی، تو این فکر بودم.

145
00:06:59,447 --> 00:07:01,658
‫شاید بهتر باشه
‫اینقدر مشروب نخوری.

146
00:07:02,409 --> 00:07:04,119
‫،می‌دونی
‫حداقل وقتی سر کار هستیم.

147
00:07:04,202 --> 00:07:05,202


148
00:07:05,370 --> 00:07:06,578
‫می‌بینم قضیه چیه.

149
00:07:06,662 --> 00:07:07,746
‫- جدی؟
‫- آره.

150
00:07:07,830 --> 00:07:09,540
‫و نیاز نیست نگران باشی، کارآگاه.

151
00:07:09,623 --> 00:07:13,127
‫،با این‌که شاید باور نکردنی به نظر بیاد
‫شیطان واقعی بودن معایب خودش رو داره.

152
00:07:13,585 --> 00:07:15,837
‫نمی‌تونم با مقادیر عادی و انسانی الکل
‫مست کنم.

153
00:07:16,295 --> 00:07:17,815
‫فقط می‌خورم چون از مزه‌اش خوشم میاد.

154
00:07:17,880 --> 00:07:19,882
‫خب، من... ولی مردم این رو نمی‌دونن.

155
00:07:20,508 --> 00:07:22,134
‫به من چه دیگران چی فکر می‌کنن؟

156
00:07:22,217 --> 00:07:24,428
‫فقط میگم نشون دادن این‌که می‌تونی
‫تغییر کنی به مردم...

157
00:07:24,511 --> 00:07:26,054
‫اینه!

158
00:07:27,431 --> 00:07:28,432
‫تو جیب اشتباهی بود.

159
00:07:29,224 --> 00:07:30,223
‫بریم؟

160
00:07:34,228 --> 00:07:36,147
‫سلام، الا.
‫امروز حالت بهتره؟

161
00:07:36,230 --> 00:07:38,106
‫خب، حالم از این دختر بیچاره بهتره.

162
00:07:38,189 --> 00:07:43,611
‫سوزان اوچوآ، ۲۹ ساله. یه دانشمند
‫علوم موشکی تیزهوش در هوافضای برودی.

163
00:07:44,279 --> 00:07:47,364
‫،همسایه دیده در بازه
‫جسد روی زمینه، گزارشش کرده.

164
00:07:47,614 --> 00:07:49,658
‫- گمونم آلت قتاله اونه.
‫- آره.

165
00:07:49,741 --> 00:07:51,410
‫از پشت چاقو زدن قدیمی.

166
00:07:51,660 --> 00:07:52,828
‫دقیقاً.

167
00:07:54,078 --> 00:07:55,455
‫پس ورود به اجباری نبوده...

168
00:07:56,289 --> 00:07:57,457
‫،دو لیوان

169
00:07:57,540 --> 00:07:58,749
‫یکی گُل آورده.

170
00:07:59,125 --> 00:08:00,418
‫قاتلش رو می‌شناخته.

171
00:08:00,501 --> 00:08:03,503
‫،همیشه اون‌هایی که اصلاً انتظار نداری
‫،اون‌هایی که بیشتر بهشون اعتماد داری

172
00:08:03,795 --> 00:08:04,795
‫بهت صدمه می‌زنن.

173
00:08:05,255 --> 00:08:08,550
‫صبر می‌کنن تا گاردت رو بیاری پایین
‫و بعد بوم!

174
00:08:09,259 --> 00:08:10,676
‫تو مورد من، تکیلا بود.

175
00:08:11,093 --> 00:08:12,093
‫چه خوب.

176
00:08:13,220 --> 00:08:14,220
‫شاهدی نیست؟

177
00:08:14,305 --> 00:08:16,432
‫نه، ولی شاید دوست قربانی
‫چیزهای بیشتری بدونه.

178
00:08:17,308 --> 00:08:18,307
‫اوسکار.

179
00:08:19,017 --> 00:08:22,270
‫کسی رو می‌شناسید که می‌خواسته
‫به سوزان صدمه بزنه، آقای ریواس؟

180
00:08:23,104 --> 00:08:24,939
‫نه.
‫همه از سوزان خوش‌شون می‌اومد.

181
00:08:25,023 --> 00:08:26,648
‫بیشتر به کی اعتماد داشت؟

182
00:08:26,732 --> 00:08:29,651
‫راستش، چیز زیادی
‫از زندگی سوزان در این‌جا نمی‌دونم.

183
00:08:29,735 --> 00:08:32,905
‫تازه از ال سالوادور اومدم. قرار بود
‫بیاد فرودگاه دنبالم.

184
00:08:32,988 --> 00:08:34,864
‫،وقتی نیومد
‫اومدم این‌جا و...

185
00:08:36,199 --> 00:08:37,199
‫این‌ها رو دیدم.

186
00:08:37,325 --> 00:08:39,485
‫- و چطوری می‌شناختیدش؟
‫- تو یه گنگ بودیم.

187
00:08:40,328 --> 00:08:41,204
‫لوس اکسس.

188
00:08:41,287 --> 00:08:44,998
‫یه عضو گنگ که شده دانشمند علوم موشکی.
‫عجب، فکر می‌کردم من دامنه تغییر دارم.

189
00:08:45,248 --> 00:08:47,417
‫،وقتی از زندگی خلافکاری خارج شدم
‫می‌خواستم جبران کنم.

190
00:08:47,501 --> 00:08:50,127
‫پس به افرادی مثل سوزان کمک کردم
‫بیان بیرون و پاک بشن.

191
00:08:50,211 --> 00:08:51,378
‫معتاد بود؟

192
00:08:51,837 --> 00:08:53,756
‫قضاوتش نکن.
‫خیلی‌هامون بودیم.

193
00:08:53,839 --> 00:08:55,674
‫من قضاوت نمی‌کنم.
‫عاشق موادم.

194
00:08:55,758 --> 00:08:58,277
‫راستش، به نظرت موادی
‫این اطراف داره؟

195
00:08:58,343 --> 00:09:01,721
‫می‌دونید سوزان هنوز ارتباطی
‫با لوس اکسس داشته یا نه؟

196
00:09:01,804 --> 00:09:03,223
‫نه، کامل جدا شد.

197
00:09:03,348 --> 00:09:07,017
‫،اومد این‌جا، رفت دانشگاه
‫برای خودش زندگی عالی‌ای به هم زد.

198
00:09:10,270 --> 00:09:12,630
‫بهم قول بدید حروم‌زاده‌ای که
‫این‌کار رو کرده مجازات می‌کنید.

199
00:09:12,689 --> 00:09:13,689


200
00:09:14,106 --> 00:09:15,106
‫با افتخار.

201
00:09:15,650 --> 00:09:18,819
‫باشه. ممنون، آقای ریواس.
‫اگه چیزی نیاز داشتیم باهاتون تماس می‌گیریم.

202
00:09:18,903 --> 00:09:22,072
‫می‌تونید ببریدش. بیا با فامیلش
‫تماس بگیریم و به اداره برگردیم.

203
00:09:22,155 --> 00:09:23,281
‫حرفی که زدم رو جدی گفتم.

204
00:09:23,698 --> 00:09:24,574
‫منظورت چیه؟

205
00:09:24,658 --> 00:09:27,202
‫که اهمیت نمیدم مردم
‫چه فکری راجع بهم می‌کنن.

206
00:09:27,911 --> 00:09:32,206
‫،پس اگه می‌خوای با کسی درباره‌ی
‫می‌دونی، شیطان بودن من حرف بزنی...

207
00:09:32,373 --> 00:09:36,001
‫،البته اگه قبلاً حرف نزدی، پس
‫فقط بدون من کاملاً مشکلی ندارم.

208
00:09:36,669 --> 00:09:39,170
‫باشه.
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه.

209
00:09:39,254 --> 00:09:41,673
‫باشه.
‫پس درباره‌ی من به کسی نگفتی؟

210
00:09:42,340 --> 00:09:43,340
‫نه.

211
00:09:43,758 --> 00:09:44,884
‫نه، به هیچکس.

212
00:09:44,908 --> 00:09:49,907
‫فصل چهارم، قسمت سوم
‫«یکم ایمان داشته باش، پدر»

213
00:09:49,931 --> 00:09:57,930
‫ترجمه از:
‫امـیـرعـلی و ســروش
‫SuRouSH AbG | illusion

214
00:10:00,481 --> 00:10:01,774
‫اون یه هیولاست.

215
00:10:02,232 --> 00:10:04,693
‫،زیاده‌خواه
‫و همیشه نق می‌زنه.

216
00:10:05,193 --> 00:10:07,487
‫انگار هیچ‌چیز براش کافی نیست.

217
00:10:07,779 --> 00:10:10,364
‫گفتی بروکلین الان چند سالشه؟

218
00:10:10,781 --> 00:10:16,161
‫سه. می‌دونی، گاهی می‌بینم جوری نگام می‌کنه
‫انگار می‌دونه برنده شده.

219
00:10:16,245 --> 00:10:17,871
‫نمیشه همه‌اش بد باشه.

220
00:10:18,705 --> 00:10:19,998
‫- میشه؟
‫- متوجه نیستی؟

221
00:10:20,081 --> 00:10:21,291
‫یه جامعه‌ستیزه.

222
00:10:21,374 --> 00:10:24,085
‫همه‌ی بچه‌ها جامعه‌ستیز هستن.

223
00:10:25,086 --> 00:10:26,461
‫وقت تمومه.

224
00:10:26,545 --> 00:10:29,105
‫عذر می‌خوام، موضوعات مهم‌تری دارم
‫که با دکتر مطرح کنم.

225
00:10:29,172 --> 00:10:30,924
‫من وسط جلسه‌ام هستم.

226
00:10:31,008 --> 00:10:34,135
‫خب، دکتر حامله است.
‫به استراحت نیاز داره.

227
00:10:34,218 --> 00:10:36,387
‫چطور می‌تونی نگرانی‌های کوچیکت رو
‫سرش خراب کنی، حالا؟

228
00:10:36,470 --> 00:10:37,722
‫بدو.
‫زودباش، کیشته!

229
00:10:37,930 --> 00:10:39,307
‫چخه.

230
00:10:42,060 --> 00:10:43,060
‫خب...

231
00:10:43,353 --> 00:10:45,439
‫تبریک عرض می‌کنم.

232
00:10:45,522 --> 00:10:48,525
‫بعضی‌ها ادعا می‌کنن که بار بچه‌داری
‫که همیشه روی دوشت هست معناداره.

233
00:10:48,775 --> 00:10:51,779
‫ترجیح میدم سر کار از حاملگی
‫حرف نمی‌زنم، اگه عیبی نداره.

234
00:10:52,363 --> 00:10:54,657
‫چیزی نمیگم.
‫خب، درباره‌ی من...

235
00:10:55,283 --> 00:10:58,037
‫وقتی کسی بهت خیانت کرده
‫چی‌کار می‌کنی؟

236
00:10:58,120 --> 00:11:01,540
‫،معمولاً مستقیم میرم سراغ مجازات
‫،آتیش، گوگرد

237
00:11:01,624 --> 00:11:03,334
‫تحقیر عمومی از طریق یوتیوب.

238
00:11:03,417 --> 00:11:06,630
‫،ولی تو این مورد
‫سوژه کسی نیست جز...

239
00:11:07,172 --> 00:11:08,298
‫کارآگاه.

240
00:11:08,381 --> 00:11:09,381
‫صبرکن، کلویی؟

241
00:11:09,758 --> 00:11:10,592
‫چی‌کار کرده؟

242
00:11:10,675 --> 00:11:12,427
‫فهمیدم دروغ میگه.

243
00:11:13,012 --> 00:11:15,681
‫گناهی شنیع.

244
00:11:16,307 --> 00:11:18,643
‫و شاید داره توطئه می‌کنه
‫تا برم گردونه به جهنم.

245
00:11:18,726 --> 00:11:21,355
‫باشه، تهمت خیلی جدی‌ایه.

246
00:11:22,230 --> 00:11:24,733
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- یه غریبه‌ی ندیده و نشناخته بهم گفت.

247
00:11:26,318 --> 00:11:27,903
‫درباره‌اش با کلویی حرف زدی؟

248
00:11:28,196 --> 00:11:30,698
‫خب، یه بار دروغ گفته.
‫چی جلوش رو می‌گیره دوباره نگه؟

249
00:11:30,782 --> 00:11:32,950
‫فقط ازت می‌خوام بهم بگی
‫چطوری باهاش سر و کله بزنم.

250
00:11:33,034 --> 00:11:34,869
‫با احتیاط، لوسیفر.

251
00:11:35,662 --> 00:11:38,832
‫ممکنه توضیحی خیلی منطقی
‫برای رفتار کلویی باشه.

252
00:11:39,249 --> 00:11:41,960
‫مثل همسری که شک می‌کنه
‫،شریکش خیانت می‌کنه

253
00:11:42,503 --> 00:11:46,508
‫تهمت خیانت زنگیه
‫که دیگه نمیشه متوقفش کرد.

254
00:11:47,092 --> 00:11:48,551
‫میشه ترجمه کنی، دکتر؟

255
00:11:49,135 --> 00:11:50,428
‫بهش یه دستی بزن.

256
00:11:57,061 --> 00:12:01,441
‫سوزان از لوس اکسس زنده موند و بعد
‫تونست مهندس هوافضای برودی بشه.

257
00:12:01,608 --> 00:12:03,235
‫فکر می‌کنم یه قهرمان جدید پیدا کردم.

258
00:12:03,568 --> 00:12:05,112
‫به نظر من خیلی رقت‌انگیزه.

259
00:12:05,487 --> 00:12:07,115
‫یکم سنگ‌دلانه بود، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

260
00:12:07,198 --> 00:12:10,201
‫یعنی، عالیه که یه مجرم سابق
‫پاک شده و

261
00:12:10,284 --> 00:12:11,844
‫زندگیش رو سر و سامون داده، ولی
‫برای چی؟

262
00:12:11,869 --> 00:12:14,205
‫،دن، قضیه سفره
‫نه مقصد.

263
00:12:14,288 --> 00:12:16,375
‫اون همه کار رو کرده...

264
00:12:17,000 --> 00:12:20,170
‫زندگیش رو از این رو به اون رو کرده، که فقط
‫بدون هیچ دلیلی بهش شلیک کنن و بکُشنش.

265
00:12:20,754 --> 00:12:21,964
‫منظورت اینه با چاقو کُشتنش.

266
00:12:22,549 --> 00:12:23,967
‫آره، آره.
‫من...

267
00:12:24,050 --> 00:12:25,343
‫می‌دونم منظورت چی بود.

268
00:12:26,594 --> 00:12:27,762
‫منم خیلی دلم برای شارلوت تنگ شده.

269
00:12:29,139 --> 00:12:31,058
‫و، هی اگه یه موقع...

270
00:12:31,892 --> 00:12:35,187
‫،نیاز به صحبت داشتی، جدی میگم
‫یا فقط بغل خواستی یا...

271
00:12:35,771 --> 00:12:38,358
‫- گاهی، آرامش...
‫- نه، نه، نکن، نگو.

272
00:12:38,442 --> 00:12:41,528
‫نمی‌خواد بگی همه چیز بخشی از
‫،نقشه‌ی بزرگ خداست، الا

273
00:12:41,611 --> 00:12:44,364
‫و راه و روش مرموزش، باشه، فقط...

274
00:12:44,448 --> 00:12:46,659
‫نمی‌خواستم این‌ها ر وبگم.

275
00:12:47,493 --> 00:12:49,412
‫راستش...

276
00:12:50,121 --> 00:12:52,457
‫مطمئن نیستم دیگه اعتمادم اینه.

277
00:12:52,875 --> 00:12:55,085
‫باشه.
‫ممکن بود گولم بزنی.

278
00:12:59,798 --> 00:13:00,800
‫درست میگی.

279
00:13:02,886 --> 00:13:04,679
‫ببین، متأسفم، الا، من...

280
00:13:04,763 --> 00:13:07,682
‫نه، نه، راست میگی.
‫اول خودت رو اصلاح کن بعد دیگران رو.

281
00:13:09,226 --> 00:13:10,227
‫و الان...

282
00:13:11,562 --> 00:13:13,898
‫نمی‌دونم دنبال چه اصلاحی‌ام.

283
00:13:18,236 --> 00:13:19,236
‫توی پرونده چی هست؟

284
00:13:19,821 --> 00:13:23,325
‫گل‌های پیدا شده در صحنه جرم.

285
00:13:24,869 --> 00:13:25,912
‫بیسمارک هایاسنتس.

286
00:13:26,829 --> 00:13:28,956
‫،کمیاب
‫،فقط تو پنج گل‌فروشی پیدا میشه

287
00:13:29,040 --> 00:13:31,209
‫که یکی‌شون دسته گل رو
‫در شب قتل فروخته.

288
00:13:31,292 --> 00:13:32,419
‫می‌دونیم کی خریده؟

289
00:13:32,711 --> 00:13:36,298
‫خب، رسیدها به کارت اعتباری
‫،نابغه‌ی تکنولوژی و میلیاردر

290
00:13:36,381 --> 00:13:38,842
‫صاحب هوافضای برودی، آندرز برودی می‌رسن.

291
00:13:39,469 --> 00:13:40,845
‫رئیس سوزان اوچوآ.

292
00:13:42,430 --> 00:13:44,808
‫- به کلویی میگم.
‫- باشه.

293
00:13:59,491 --> 00:14:01,535
‫یکم خودبزرگسازیه، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

294
00:14:01,618 --> 00:14:03,162
‫شاید داره چیزی رو جبران می‌کنه.

295
00:14:03,246 --> 00:14:07,250
‫با شماره سه، دو، یک، از آلت‌های کوچیک
‫جوک میگی...

296
00:14:10,212 --> 00:14:12,607
‫- می‌دونی، چون داره ریخت و پاش می‌کنه.
‫- منظورم برای عذاب وجدانشه.

297
00:14:12,631 --> 00:14:13,671
‫خب، فکر کردم...

298
00:14:13,715 --> 00:14:15,133
‫باشه، خب، مهم نیست.

299
00:14:15,676 --> 00:14:19,639
‫پس فکر می‌کنی میزبان مسابقه کرجی‌رانی
‫خیریه‌ای شده چون احساس عذاب وجدان داره؟

300
00:14:19,722 --> 00:14:20,557
‫بله.

301
00:14:20,640 --> 00:14:24,894
‫برای انجام کارهای بد، مثل خیانت
‫به یه همکار عزیز و کاملاً بی‌گناه.

302
00:14:25,521 --> 00:14:28,399
‫،می‌دونی
‫شاید تو و آندرز شبیه هستید.

303
00:14:28,607 --> 00:14:31,652
‫پولدار، مشهور.
‫حداقل بدنام.

304
00:14:31,735 --> 00:14:34,489
‫نه، نه، تو باید برودی توی این استعاره باشی.

305
00:14:35,407 --> 00:14:38,952
‫تا حالا شده به این فکر کنی چیزی از
‫ثروت زیادت رو به خیریه اهدا کنی؟

306
00:14:39,995 --> 00:14:42,874
‫من کلی دانشجوهای حقوق جذاب رو
‫،می‌فرستم دانشگاه، خیلی ممنون

307
00:14:42,957 --> 00:14:45,418
‫اسم چند نفرشون هم چریتی بود، پس...
‫[ خیریه ]

308
00:14:46,752 --> 00:14:49,965
‫باورش سخته مردی که اینقدر
‫فکر و ذکرش نجات دنیاست

309
00:14:50,048 --> 00:14:51,300
‫کارمند خودش رو بکُشه.

310
00:14:52,426 --> 00:14:55,095
‫خب، گاهی از افرادی که از همه کم‌تر
‫،انتظار داریم بهمون خیانت میشه

311
00:14:55,178 --> 00:14:56,389
‫مگه نه، کارآگاه؟

312
00:14:58,141 --> 00:14:59,309
‫تو!

313
00:14:59,809 --> 00:15:01,102
‫آندرز برودی.

314
00:15:01,436 --> 00:15:02,562
‫کُشتیش، نه؟

315
00:15:03,313 --> 00:15:04,523
‫کشتم؟ کی رو؟

316
00:15:04,857 --> 00:15:06,942
‫سوزان اوچوآ.

317
00:15:07,401 --> 00:15:09,713
‫رفتی خونه‌اش و با خون‌سردی کُشتیش.

318
00:15:10,821 --> 00:15:12,782
‫دیوانه شدید؟
‫شما کی هستید؟

319
00:15:12,866 --> 00:15:16,244
‫پلیس لُس آنجلس. اومدیم درباره‌ی قتل
‫کارمندتون سوزان اوچوآ تحقیق کنیم.

320
00:15:16,328 --> 00:15:17,328
‫ببینید.

321
00:15:17,579 --> 00:15:19,498
‫حتی نمی‌شناسمش، پس...

322
00:15:19,999 --> 00:15:22,159
‫- مطمئناً نکُشتمش.
‫- چه اتفاقی افتاد؟

323
00:15:22,919 --> 00:15:25,087
‫رفتی خونه‌اش، سعی کردی
‫باهاش بخوابی؟

324
00:15:25,171 --> 00:15:27,549
‫،علاقه نداشت
‫تحمل نکردی و کُشتیش؟

325
00:15:27,758 --> 00:15:29,801
‫نمی‌شناسمش.

326
00:15:30,218 --> 00:15:31,595
‫از گل‌ها خبر داریم.

327
00:15:32,304 --> 00:15:33,764
‫ردشون رو بهت زدیم.

328
00:15:34,348 --> 00:15:35,725
‫فکر نکنم!

329
00:15:35,808 --> 00:15:37,769
‫لوسیفر، چی‌کار می‌کنی؟

330
00:15:44,151 --> 00:15:46,028
‫سوزان به خونه‌اش دعوتت کرد...

331
00:15:47,237 --> 00:15:49,156
‫به زندگیش، و تو بهش خیانت کردی....

332
00:15:50,115 --> 00:15:52,285
‫یه کاری بکن!
‫من رو می‌کُشه!

333
00:15:52,369 --> 00:15:56,206
‫لوسیفر، شاید راهی با خشونت کم‌تر
‫باشه که وادارش کنیم حرف بزنه.

334
00:15:56,289 --> 00:15:57,917
‫باشه.
‫خیلی خب، خیلی خب.

335
00:15:58,417 --> 00:15:59,502
‫به سوزان خیانت کردم.

336
00:16:01,712 --> 00:16:03,131
‫ولی چیزی نیست که فکر می‌کنید.

337
00:16:03,465 --> 00:16:04,466
‫خواهش می‌کنم.

338
00:16:04,717 --> 00:16:06,011
‫باشه.

339
00:16:10,143 --> 00:16:12,313
‫بابت صداقتت ممنون.
‫از صداقت خوشم میاد.

340
00:16:12,855 --> 00:16:15,151
‫حالا، اگه میشه از خیانتت توضیحی

341
00:16:15,235 --> 00:16:18,490
‫دلسوزانه و منطقی بده.

342
00:16:19,033 --> 00:16:20,869
‫بدون وکیل‌هام دیگه چیزی نمیگم.

343
00:16:25,669 --> 00:16:28,298
‫حقیقت داره که تخم انسان
‫در مراسمی از خون و درد

344
00:16:28,382 --> 00:16:31,220
‫از بدن مادرش جدا میشه؟

345
00:16:32,889 --> 00:16:34,100
‫چی؟
‫نه.

346
00:16:34,684 --> 00:16:35,811
‫تو جهنم...

347
00:16:36,353 --> 00:16:37,814
‫شکنجه از طریق زایمان
‫یکی از موردعلاقه‌هام بود.

348
00:16:38,399 --> 00:16:40,152
‫اگه نصف کارهایی که کردیم دقیق بوده...

349
00:16:40,819 --> 00:16:42,655
‫سوراخ‌های سکست دیگه
‫به حالت عادی بر نمی‌گردن.

350
00:16:42,739 --> 00:16:44,325
‫باشه، میز...

351
00:16:45,201 --> 00:16:46,495
‫کافیه، ممنون.

352
00:16:46,954 --> 00:16:49,751
‫و زایمان خیلی خیلی...

353
00:16:50,878 --> 00:16:52,714
‫ماه دیگه است.

354
00:16:52,881 --> 00:16:54,592
‫آره، ولی سؤال دارم، لیندا.

355
00:16:54,675 --> 00:16:57,346
‫،چیزهایی که نمی‌خوام بدونم
‫چیزهایی که لازمه بدونم.

356
00:16:57,430 --> 00:17:01,020
‫و کلی وقت هست که کسی دیگه
‫به تمام سؤالاتت

357
00:17:01,103 --> 00:17:02,355
‫جواب بده.

358
00:17:02,981 --> 00:17:06,904
‫ولی فقط خیلی زوده که
‫با تمام این‌ها... سر و کله بزنی.

359
00:17:06,987 --> 00:17:09,548
‫و تازه، یه مشتری دارم که هر لحظه
‫ممکنه برسه.

360
00:17:09,992 --> 00:17:11,661
‫حالا هرچی.
‫دروغ میگی.

361
00:17:12,370 --> 00:17:13,790
‫،الان وقت ناهارته

362
00:17:14,082 --> 00:17:17,127
‫که ناهار می‌خوری و...
‫مردهای جذاب رو توی تیندر دید می‌زنی.

363
00:17:17,796 --> 00:17:18,880
‫،البته خیلی زود

364
00:17:18,963 --> 00:17:22,427
‫از این ساعت با یکی از اون دستگاه‌های
‫شیر دوشیدن استفاده می‌کنی.

365
00:17:22,511 --> 00:17:24,514


366
00:17:24,597 --> 00:17:26,308
‫ما هم قبلاً ازشون استفاده می‌کردیم.

367
00:17:26,810 --> 00:17:30,482
‫در واقع، یه بار یه یارو رو بهش وصل کردیم.
‫خیلی...

368
00:17:30,565 --> 00:17:31,608
‫باشه، خدافظ، میز.

369
00:17:32,819 --> 00:17:33,903
‫باشه.

370
00:17:40,789 --> 00:17:43,669
‫لابد خیلی خیالش راحت شده
‫که اعتراف کنه.

371
00:17:45,212 --> 00:17:49,176
‫کی می‌دونه؟ شاید بار بعدی تلاش کنیم
‫به روشی با خشونت کم‌تر اعتراف کنه.

372
00:17:49,761 --> 00:17:50,761
‫کجای اون حال میده؟

373
00:17:51,264 --> 00:17:54,601
‫،حداقل
‫بار بعدی شاید...

374
00:17:55,061 --> 00:17:57,273
‫سعی کنیم و کاری کنیم
‫به خصوص‌تر اعتراف کنه.

375
00:17:57,356 --> 00:17:59,526
‫"،بهش خیانت کردم"
‫می‌تونه معناهای زیادی بده.

376
00:18:00,611 --> 00:18:02,071
‫راست میگی.
‫حق با توئه.

377
00:18:02,155 --> 00:18:05,285
‫شاید بهتره یه لیست از خیانت‌ها درست کنیم.
‫تو شروع کن، کارآگاه.

378
00:18:07,121 --> 00:18:08,121


379
00:18:08,331 --> 00:18:09,416
‫سلام، الا.
‫چه خبر؟

380
00:18:09,583 --> 00:18:12,087
‫آندرز برودی
‫سوزان اوچوآ رو نکُشته.

381
00:18:12,296 --> 00:18:14,174
‫چی؟ از کجا می‌دونی؟

382
00:18:14,382 --> 00:18:18,597
‫،چون، در حالی که برودی بازداشت بوده
‫قاتل واقعی الان دوباره آدم کُشته.

383
00:18:23,605 --> 00:18:25,774
‫اسم قربانی دیوید رامیرزه.

384
00:18:25,858 --> 00:18:28,737
‫،۲۷‏ ساله، شاگرد مکانیک
‫تو عقب تعمیرگاه زندگی می‌کرد.

385
00:18:30,323 --> 00:18:32,260
‫- چیزیه که فکر می‌کنم؟
‫- آره.

386
00:18:32,284 --> 00:18:37,167
‫خالکوبی‌هایی که برداشته شدن
‫و طراحی‌هاشون شبیه...

387
00:18:37,667 --> 00:18:39,086
‫خالکوبی‌های لوس اکسس هست.

388
00:18:39,587 --> 00:18:41,506
‫ظاهراً رامیرز
‫،تو خونه‌های رضاعی بزرگ شده

389
00:18:41,590 --> 00:18:44,428
‫،با آدم‌های اشتباهی گشته
‫،چند باری دستگیر شده

390
00:18:44,511 --> 00:18:45,804
‫،ولی چهار سال پیش

391
00:18:45,888 --> 00:18:48,976
‫،میره مدرسه شبانه
‫مدرک مکانیکیش رو می‌گیره

392
00:18:49,060 --> 00:18:50,437
‫و از اون موقع پاک بوده.

393
00:18:50,520 --> 00:18:52,232
‫لعنتی.

394
00:18:52,649 --> 00:18:53,984
‫- چی‌شده؟
‫- فقط...

395
00:18:54,985 --> 00:18:56,988
‫،فقط سعی داره زندگیش رو پاک کنه
‫می‌دونی، مثل...

396
00:18:57,490 --> 00:18:58,532
‫سوزان اوچوآ.

397
00:18:58,616 --> 00:19:01,120
‫باشه، بیاید روی چیزهایی
‫،که می‌تونیم کنترل کنیم تمرکز کنیم

398
00:19:01,496 --> 00:19:03,499
‫مثل متوقف کردن قاتل
‫که دوباره آدم بکُشه.

399
00:19:03,582 --> 00:19:06,628
‫می‌دونیم تمام قربانی‌ها به گنگ
‫،سابق‌شون متصل بودن

400
00:19:06,712 --> 00:19:09,633
‫پس شاید یکی از گذشته‌شون باشه.
‫ولی انگیزه چیه؟

401
00:19:10,384 --> 00:19:11,594
‫شاید مجازات.

402
00:19:11,803 --> 00:19:14,808
‫،خب، پس بریم با افراد سابق صحبت کنیم
‫ببینیم کسی چیزی می‌دونه.

403
00:19:15,100 --> 00:19:18,355
‫لوس اکسس دیگه پسرهای مواد فروش
‫خیابونی نیستن. یه عملیات مواد بزرگ دارن.

404
00:19:18,438 --> 00:19:20,275
‫،که یعنی وکیل دارن

405
00:19:20,358 --> 00:19:23,112
‫و بدون جوازهای سفت و سخت
‫یا پشتیبانی گروه ضربت کامل...

406
00:19:23,237 --> 00:19:24,406
‫جلومون رو می‌گیرن.

407
00:19:24,489 --> 00:19:26,290
‫،کاملاً درست میگی
‫،پس به یه قاضی زنگ می‌زنم

408
00:19:26,492 --> 00:19:28,412
‫یه جواز می‌گیرم.
‫شاید یکی دوز طول بکشه.

409
00:19:28,996 --> 00:19:32,042
‫،ولی... دن، می‌دونم قضیه چیه
‫باشه؟

410
00:19:32,960 --> 00:19:35,214
‫تا وقتی مجوز بگیریم
‫کاری ازمون ساخته نیست.

411
00:19:36,090 --> 00:19:37,091
‫باشه.

412
00:19:39,721 --> 00:19:40,802
‫کسی لوسیفر رو ندیده؟

413
00:19:42,633 --> 00:19:43,964
‫از این‌جا به بعدش با من.

414
00:19:44,047 --> 00:19:46,086
‫- نه، بهم دست نزن!
‫- از این‌جا به بعدش با من.

415
00:19:46,377 --> 00:19:49,914
‫آروم باش، گردنت چیزیش نیست.
‫می‌خوام عذاب وجدانت رو تحریک کنم.

416
00:19:50,745 --> 00:19:54,739
‫،گفتی به سوزان خیانت کردی
‫پس اگه نکُشتیش، چی‌کار کردی؟

417
00:19:54,823 --> 00:19:56,861
‫ببین، مرد، فکر کنم بهتره
‫اگه فقط با...

418
00:19:56,945 --> 00:20:00,148
‫اون شب به دلیلی
‫رفتی خونه‌ی سوزان، پس بهم بگو.

419
00:20:01,397 --> 00:20:02,520
‫علاقه‌ات چیه؟

420
00:20:04,392 --> 00:20:05,390
‫می‌خواستم...

421
00:20:06,347 --> 00:20:07,345


422
00:20:08,136 --> 00:20:09,717
‫می‌خواستم...

423
00:20:10,508 --> 00:20:11,506
‫ببخشم.

424
00:20:12,546 --> 00:20:13,965
‫بخشش؟ چرا؟

425
00:20:15,384 --> 00:20:17,167
‫یه روز رفتم پیش سوزان

426
00:20:17,248 --> 00:20:19,680
‫وقتی داشت با یه گروه جوانان
‫تحت خطر صحبت می‌کرد

427
00:20:20,206 --> 00:20:22,557
‫،درباره‌ی گذشته‌ی خودش
‫کشمکش‌هاش با اعتیاد.

428
00:20:22,639 --> 00:20:24,909
‫خبر نداشتم و وحشت کردم.

429
00:20:25,111 --> 00:20:26,448
‫بحران روابط عمومیش رو تصور کن.

430
00:20:26,530 --> 00:20:28,759
‫،رئیس پروتکل‌های امنیتی
‫معتاده.

431
00:20:29,205 --> 00:20:32,528
‫،پس بهش تنزل رتبه دادم
‫از پروژه‌ی ناسا بیرونش کردم.

432
00:20:33,014 --> 00:20:35,325
‫به خاطر زندگی سابقش
‫مجازاتش کردی.

433
00:20:36,095 --> 00:20:37,473
‫ولی بعد پرونده‌اش رو خوندم

434
00:20:37,554 --> 00:20:41,161
‫و فهمیدم سوزان یه کارمند نمونه بوده

435
00:20:41,242 --> 00:20:44,687
‫،و از تمام آزمایش‌های مواد رد شده
‫از جمله آزمایش هفته‌ی پیش.

436
00:20:45,943 --> 00:20:48,983
‫- کاری که باهاش کردم درست نبود.
‫- پس رفتی عذرخواهی کنی.

437
00:20:49,065 --> 00:20:51,091
‫،ولی وقتی رسیدم
‫خیلی دیر شده بود.

438
00:20:54,212 --> 00:20:55,634
‫مُرده بود.

439
00:20:59,050 --> 00:21:00,097
‫اشتباه می‌کردم.

440
00:21:02,194 --> 00:21:03,240


441
00:21:03,722 --> 00:21:05,053
‫تا حالا ای نرو نگفته بودم.

442
00:21:07,675 --> 00:21:08,757
‫حس خوبی داره، مرد.

443
00:21:09,880 --> 00:21:11,005
‫حس خیلی خوبی داره.

444
00:21:11,337 --> 00:21:13,252
‫مطمئنم داره.

445
00:21:14,500 --> 00:21:15,541
‫بگذریم...

446
00:21:16,373 --> 00:21:17,371
‫آزادی که بری.

447
00:21:18,829 --> 00:21:19,827
‫ممنون.

448
00:21:23,989 --> 00:21:25,737
‫الان داشتی آندرز برودی رو بغل می‌کردی؟

449
00:21:25,820 --> 00:21:27,859
‫هر کاری لازمه
‫واسه جواب گرفتن انجام میدیم، کارآگاه.

450
00:21:27,985 --> 00:21:28,982


451
00:21:29,149 --> 00:21:30,356
‫خیلی حرف به تکامل یافته‌ای زدی.

452
00:21:30,481 --> 00:21:31,479


453
00:21:31,980 --> 00:21:33,519
‫خب، هنوز منتظر جوازها هستیم

454
00:21:33,602 --> 00:21:35,808
‫و نمی‌تونیم تا فردا
‫،کاری درباره‌ی پرونده انجام بدیم

455
00:21:35,891 --> 00:21:37,681
‫پس شب‌مون آزاده.

456
00:21:38,097 --> 00:21:39,095
‫بگو.

457
00:21:39,137 --> 00:21:41,884
‫خب، فکر کردم شاید بتونیم بعداً
‫همدیگه رو ببینیم.

458
00:21:42,675 --> 00:21:43,674
‫و...

459
00:21:44,090 --> 00:21:46,171
‫می‌دونی، دقیقاً قرار نیست، ولی...

460
00:21:47,169 --> 00:21:48,167
‫شاید یه چیز بهتر.

461
00:21:48,543 --> 00:21:51,373
‫خب، انگار چیز خیلی به خصوصی
‫تو ذهنت داری.

462
00:22:01,402 --> 00:22:02,400
‫هفته‌ی آینده می‌بینمت.

463
00:22:05,272 --> 00:22:06,271
‫آمندیل.

464
00:22:06,729 --> 00:22:07,727
‫این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

465
00:22:07,937 --> 00:22:09,268
‫برات یه چیزهایی آوردم.

466
00:22:09,850 --> 00:22:12,597
‫وسایلی که می‌تونن توی این مدت
‫کمکت کنن.

467
00:22:13,305 --> 00:22:16,884
‫،خیلی لطف داری
‫ولی چیزی نمی‌خوام.

468
00:22:16,967 --> 00:22:19,672
‫لیندا، گوش کن، می‌خوام
‫پیشت باشم، باشه؟

469
00:22:20,338 --> 00:22:23,418
‫پس گفتم این راه خوبیه
‫که شروع کنیم.

470
00:22:25,873 --> 00:22:26,871
‫حالا...

471
00:22:28,162 --> 00:22:29,244
‫بیا این کار رو بکنیم.

472
00:22:30,160 --> 00:22:32,365
‫،این یکی خوبه
‫چون این دکتر اسپاک...

473
00:22:32,823 --> 00:22:34,820
‫انگار بیشتر از بقیه
‫درباره‌ی نوزادها می‌دونه.

474
00:22:35,487 --> 00:22:37,401
‫این یکی به نوزادها نشون میده

475
00:22:37,485 --> 00:22:39,482
‫تمام حیوانات مدفوع می‌کنن.

476
00:22:41,563 --> 00:22:44,892
‫زیاد مطمئن نیستم چرا نوزاد
‫نیاز داره این رو بدونه.

477
00:22:45,849 --> 00:22:47,473
‫این یکی خوبه...

478
00:22:47,889 --> 00:22:50,302
‫چون بهت میگه وقتی نوزاد داره
‫گریه می‌کنه چی‌کار کنی.

479
00:22:50,843 --> 00:22:52,400
‫گرچه شاید به این یکی
‫نیاز نداشته باشی.

480
00:22:52,425 --> 00:22:54,796
‫امروز شنیدم این‌جا حداقل سه نفر
‫گریه کردن

481
00:22:54,880 --> 00:22:57,543
‫- و تو مثل یه حرفه‌ای...
‫- خیلی زوده.

482
00:23:00,207 --> 00:23:01,204
‫راستش.

483
00:23:01,997 --> 00:23:06,033
‫خیلی لطف کردی و بابت
‫کارت ممنونم، جدی...

484
00:23:07,240 --> 00:23:08,238
‫ولی...

485
00:23:10,112 --> 00:23:12,817
‫بهت گفتم پدرش هستی
‫چون حقت بود بدونی.

486
00:23:14,065 --> 00:23:16,312
‫نه بهت فشار بیارم که کمک کنی.

487
00:23:16,603 --> 00:23:18,643
‫راستش عادت دارم کارها رو
‫تنهایی انجام بدم.

488
00:23:20,266 --> 00:23:22,422
‫بعید می‌دونم بزرگ کردن یه نوزاد
‫فرق داشته باشه.

489
00:23:23,637 --> 00:23:24,636
‫فقط می‌خواستم کمک کنم.

490
00:23:24,969 --> 00:23:26,300
‫لازم نیست نگران من باشی.

491
00:23:28,839 --> 00:23:30,004
‫و...

492
00:23:30,670 --> 00:23:31,794
‫،دوست دارم صحبت کنیم، ولی

493
00:23:31,877 --> 00:23:35,124
‫متأسفانه، باید قبل از مشتری بعدیم
‫کلی کار انجام بدم، پس...

494
00:23:35,415 --> 00:23:36,416
‫درسته.

495
00:23:38,211 --> 00:23:39,338
‫میرم.

496
00:23:48,018 --> 00:23:49,020
‫از اون یکی خوشم میاد.

497
00:23:49,354 --> 00:23:51,232
‫جدی؟
‫،اونی نیست که من انتخاب کنم

498
00:23:51,315 --> 00:23:53,403
‫ولی تو نزدیک‌ترین آدم
‫به یه بچه هستی که می‌شناسم.

499
00:23:54,446 --> 00:23:57,075
‫باشه، خب تو چه سنی والدینت
‫شکار رو یادت میدن؟

500
00:23:57,159 --> 00:24:00,140
‫چه خبره؟ میز، می‌دونی
‫اجازه نداره با چاقوها بازی کنه.

501
00:24:00,164 --> 00:24:03,210
‫،آروم باش، دن
‫این چاقوها واسه تریسکی نیستن.

502
00:24:04,337 --> 00:24:05,338
‫واسه نوزادن.

503
00:24:07,676 --> 00:24:08,677
‫باشه، قانون جدید.

504
00:24:09,179 --> 00:24:12,642
‫دیگه با بچه‌ام هیچ‌جور
‫چاقو بازی‌ای نمی‌کنی. فهمیدی؟

505
00:24:12,726 --> 00:24:14,980
‫- باشه.
‫- تریکسی، وقتشه بریم.

506
00:24:15,314 --> 00:24:16,315
‫وسایلت رو بردار.

507
00:24:16,858 --> 00:24:18,903
‫خب کی عصبیت کرده؟

508
00:24:18,986 --> 00:24:20,823
‫از حالت عادی هم اخموتری.

509
00:24:21,407 --> 00:24:24,120
‫پرونده است، باشه؟
‫احساس درماندگی می‌کنم.

510
00:24:24,204 --> 00:24:26,373
‫،هر لحظه
‫ممکنه یه نفر دیگه کُشته بشه

511
00:24:26,457 --> 00:24:28,920
‫و ما فقط...
‫دست رو دست گذاشتیم.

512
00:24:29,337 --> 00:24:31,424
‫- چرا؟
‫- چون باید صبر کنیم یه قاضی

513
00:24:31,508 --> 00:24:32,927
‫بهمون یه جواز مسخره بده.

514
00:24:36,390 --> 00:24:37,601
‫کی گفته؟

515
00:24:48,452 --> 00:24:50,830
‫،آقای مورنینگ‌استار
‫ممنون که تماس گرفتید.

516
00:24:51,081 --> 00:24:52,082
‫حال‌تون خوبه؟

517
00:24:52,793 --> 00:24:55,088
‫کارآگاه دکر...
‫کاری کرده؟

518
00:24:55,171 --> 00:24:56,172
‫نه.

519
00:24:56,632 --> 00:24:57,633
‫و هرگز نمی‌کنه.

520
00:24:57,676 --> 00:25:00,389
‫فقط اومدم بگم درباره‌ی کارآگاه
‫اشتباه می‌کنید.

521
00:25:00,973 --> 00:25:02,934
‫،اگه برنامه‌ای داره
‫عذرخواهیه.

522
00:25:03,978 --> 00:25:06,231
‫واقعاً امیدوارم این‌طوری باشه.

523
00:25:06,314 --> 00:25:08,860
‫یکم ایمان داشته باش، پدر.

524
00:25:11,030 --> 00:25:12,784
‫متوجه شدی یه بطری دستش باشه؟

525
00:25:14,662 --> 00:25:15,663
‫چی؟

526
00:25:15,998 --> 00:25:17,709
‫یه بطری.
‫یه...

527
00:25:18,001 --> 00:25:20,380
‫چیز مزینه.
‫به اندازه‌ی یه آلو.

528
00:25:21,464 --> 00:25:24,553
‫از یکی از همکارهام در رم بهم خبر رسید
‫که با یه کشیش ملاقات کرده

529
00:25:24,636 --> 00:25:27,725
‫که روی تبعید شیطان از زمین
‫مصمم بوده.

530
00:25:28,602 --> 00:25:31,398
‫و به همه‌تون پول میدن
‫که این کار رو بکنید؟ برام سؤاله.

531
00:25:32,107 --> 00:25:35,822
‫به ظاهر، این کشیش مراسمی کشف کرده
‫که، این‌جاش رو خوب گوش کن...

532
00:25:36,531 --> 00:25:39,202
‫شیطان رو تا ابد تو جهنم گیر می‌اندازه.

533
00:25:39,703 --> 00:25:42,833
‫جزئیات مراسم رو
‫به کلویی گفته.

534
00:25:45,254 --> 00:25:49,511
‫مراسمی که شیطان رو به جهنم تبعید کنه؟
‫خیلی خنده‌داره.

535
00:25:49,595 --> 00:25:50,471
‫،نه، جدی

536
00:25:50,554 --> 00:25:54,227
‫همه‌تون باید آخرالزمان رو از
‫برنامه‌ی فیلم شب واتیکان بردارید.

537
00:25:55,312 --> 00:25:56,856
‫مطمئناً از فیلم‌های خوب آرنولد نیست.

538
00:25:56,940 --> 00:25:57,775
‫می‌دونم.

539
00:25:57,858 --> 00:25:59,235
‫می‌دونم مسخره است.

540
00:25:59,861 --> 00:26:03,201
‫ولی آخرین باری که کلویی رو دیدم
‫خیلی مضطرب بود.

541
00:26:03,701 --> 00:26:07,833
‫ظاهراً، توی مراسم باید مایعی
‫مذهبی رو به سوژه بدی...

542
00:26:08,334 --> 00:26:09,753
‫که شیطان رو خوابالود می‌کنه.

543
00:26:10,545 --> 00:26:12,090
‫بذار حدس بزنم.

544
00:26:12,173 --> 00:26:13,802
‫داخل بطری آلوییه.

545
00:26:14,177 --> 00:26:15,177
‫همین‌طور شنیدم.

546
00:26:15,513 --> 00:26:19,018
‫،و اگه شیطان رو خوابالود کنه
‫می‌ترسم شام یکم سم باشه.

547
00:26:19,227 --> 00:26:22,065
‫چیزی که یه انسان عادی رو می‌کُشه.

548
00:26:22,357 --> 00:26:24,068
‫آدم نمیشی، نه؟

549
00:26:24,151 --> 00:26:26,864
‫واقعاً فکر می‌کنی هزاران مایل
‫،سفر می‌کنم

550
00:26:26,948 --> 00:26:30,161
‫،این قصه‌های عجیب رو برات میگم
‫اگه جدی نگیرم‌شون؟

551
00:26:31,330 --> 00:26:33,291
‫امیدوارم در اشتباه باشم.

552
00:26:34,043 --> 00:26:36,756
‫ولی اگه احتمالی باشه
‫،که کلویی بتونه کاری بکنه

553
00:26:37,173 --> 00:26:38,801
‫باید مراقب باشی.

554
00:26:39,385 --> 00:26:41,764
‫خب، فکر کن بهم هشدار دادی.

555
00:26:42,265 --> 00:26:45,645
‫تو این موضوع می‌تونی خودت رو
‫از هر مسئولیت دیگه‌ای عاری بدونی.

556
00:26:45,729 --> 00:26:47,231
‫حالا، اگه من رو ببخشی...

557
00:26:48,191 --> 00:26:49,191
‫برنامه‌هایی دارم.

558
00:26:58,580 --> 00:26:59,789
‫مرده اونه؟

559
00:27:00,415 --> 00:27:01,917
‫مرد نیست، اولیاحضرت.

560
00:27:03,002 --> 00:27:04,462
‫پیشگویی واقعیه.

561
00:27:05,964 --> 00:27:07,591
‫و حالا که تله کار گذاشت هشده...

562
00:27:09,176 --> 00:27:10,928
‫همه چیز به زودی حل میشه.

563
00:27:20,398 --> 00:27:24,361
‫امیدوارم این به اصطلاح سورپرایزت
‫شامل این نباشه که کفش‌هام رو در بیارم.

564
00:27:25,155 --> 00:27:27,949
‫باید بهت هشدار بدم
‫که برنامه‌ی من...

565
00:27:28,743 --> 00:27:30,411
‫شاید برات دردناک باشه، ولی...

566
00:27:30,912 --> 00:27:33,457
‫،فکر کنم، در نهایت
‫خواهی دید که چیز خوبیه.

567
00:27:33,540 --> 00:27:34,625
‫دردناک؟

568
00:27:34,708 --> 00:27:36,753
‫کارآگاه، چی میگی؟

569
00:27:36,836 --> 00:27:38,421
‫همین جلوست.

570
00:27:39,172 --> 00:27:40,173
‫چی؟

571
00:27:43,052 --> 00:27:44,846
‫فقط... من رو ببخش.

572
00:27:47,015 --> 00:27:48,016
‫کارآگاه...

573
00:27:49,185 --> 00:27:50,436
‫من رو کجا می‌بری؟

574
00:27:58,905 --> 00:27:59,906
‫وقت بخیر.

575
00:28:01,784 --> 00:28:03,328
‫چه خبر، رفقا؟

576
00:28:07,834 --> 00:28:09,460
‫می‌دونی کجایی؟

577
00:28:10,294 --> 00:28:11,296
‫آره، می‌دونم.

578
00:28:12,005 --> 00:28:13,131
‫مقر فرماندهی لوس اکسس.

579
00:28:13,632 --> 00:28:16,302
‫به اصطلاح هوش و عقل
‫عملیات انتقال موادتون.

580
00:28:16,553 --> 00:28:17,913
‫بیخیال، بچه‌ها، آروم باشید.

581
00:28:18,556 --> 00:28:19,765
‫واسه این نیومدم، باشه؟

582
00:28:20,641 --> 00:28:23,061
‫سوزان اوگوآ و دیوید رامیرز
‫به قتل رسیدن.

583
00:28:23,603 --> 00:28:26,566
‫و می‌دونم شماها
‫به شکلی پاتون گیره.

584
00:28:27,149 --> 00:28:29,944
‫پس باید با مرد یا زنی که
‫مسئوله صحبت کنم.

585
00:28:30,863 --> 00:28:32,906
‫و دست بجنبونید.
‫یکم عجله دارم.

586
00:28:34,951 --> 00:28:37,203
‫باشه، می‌دونی چیه، شاید
‫واضح نگفتم.

587
00:28:38,289 --> 00:28:41,458
‫کدوم یکی از شما بازنده‌ها رئیسه؟

588
00:28:43,837 --> 00:28:45,506
‫باشه. خیلی خب.

589
00:28:46,132 --> 00:28:48,551
‫به گمونم فقط مجبورم
‫پافشار کنم، درسته؟

590
00:28:50,637 --> 00:28:52,556
‫زودباش!

591
00:28:54,475 --> 00:28:56,394
‫،حالا می‌بینید
‫خیلی سخت نبود، درسته؟

592
00:28:58,230 --> 00:29:01,943
‫چه خبر؟ میشه لطفاً هر چیزی می‌دونی
‫از قتل‌ها بهم بگی؟

593
00:29:02,319 --> 00:29:03,153
‫اگه نگم چی؟

594
00:29:03,236 --> 00:29:04,989
‫خب، بعد به مشکل می‌خوریم.

595
00:29:08,785 --> 00:29:12,999
‫یه خوک دیوانه‌ای، نه؟
‫قابل احترامه.

596
00:29:14,083 --> 00:29:15,585
‫ولی تنها مشکلی که داریم...

597
00:29:16,295 --> 00:29:19,006
‫اینه بفهمیم قراره با جسدت
‫چی‌کار کنیم.

598
00:29:19,089 --> 00:29:20,842
‫بزنیدش!

599
00:29:29,519 --> 00:29:30,688
‫چیه؟ چیه؟

600
00:29:45,801 --> 00:29:47,563
‫،یکم نزدیک بود
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

601
00:29:47,888 --> 00:29:49,265
‫زمان‌بندیم بی‌نقصه.

602
00:30:18,321 --> 00:30:19,449
‫بریم.

603
00:30:25,669 --> 00:30:27,757
‫تو یه آشپزخونه‌ی سوپ چی‌کار داریم؟

604
00:30:28,049 --> 00:30:30,678
‫داوطلب میشیم.
‫باید امتحانش کنی. می‌تونه باحال باشه.

605
00:30:30,971 --> 00:30:33,726
‫دیدن سُر خوردن و افتادن مردم باحاله.
‫این...

606
00:30:34,644 --> 00:30:35,645
‫باحال نیست.

607
00:30:36,732 --> 00:30:40,363
‫لوسیفر، فقط فکر کردم خوب میشه
‫به عنوان تغییر یه کار خوب انجام بدیم.

608
00:30:40,447 --> 00:30:44,497
‫به عنوان تغییر. و دقیقاً می‌خوای
‫چی رو تغییر بدم؟

609
00:30:44,580 --> 00:30:46,375
‫لوسیفر، منظورم این نبود.

610
00:30:46,918 --> 00:30:49,298
‫گوش کن، باشه، اگه می‌خوای
‫بریم، می‌تونیم بریم.

611
00:30:53,097 --> 00:30:55,768
‫،رفتارت خیلی عجیب شده
‫کارآگاه.

612
00:30:56,228 --> 00:30:59,109
‫،می‌خوای کم‌تر مشروب بخورم
‫با سوژه‌ها مهربون‌تر باشم، بیشتر...

613
00:30:59,192 --> 00:31:00,820
‫نوع‌دوست باشم....

614
00:31:00,903 --> 00:31:02,406
‫درست نیست.

615
00:31:02,824 --> 00:31:05,203
‫تنها چیزی که می‌دونم درسته
‫اینه که بهم دروغ می‌گفتی.

616
00:31:05,579 --> 00:31:06,665
‫نه، نگفتم.

617
00:31:07,207 --> 00:31:08,084
‫کیفت رو نشونم بده.

618
00:31:08,167 --> 00:31:09,168
‫کیفم رو؟

619
00:31:09,503 --> 00:31:11,048
‫- چرا؟
‫- نشونم بده.

620
00:31:11,132 --> 00:31:12,133
‫باشه.

621
00:31:12,843 --> 00:31:14,011
‫قبول.

622
00:31:21,944 --> 00:31:23,113
‫کارآگاه، این چیه؟

623
00:31:24,782 --> 00:31:25,617
‫هیچی.

624
00:31:25,701 --> 00:31:28,665
‫،باشه. خب، اگه هیچی نیست
‫مشکلی نداری بخورمش، نه؟

625
00:31:28,748 --> 00:31:31,170
‫- نه، نخورش. عطره.
‫- بدتر از عطر هم خوردم.

626
00:31:31,253 --> 00:31:32,798
‫نه، نکن!

627
00:31:34,801 --> 00:31:37,140
‫می‌دونم با پدر کینلی
‫ملاقات می‌کردی.

628
00:31:38,517 --> 00:31:39,769
‫همه چیز رو می‌دونم.

629
00:31:40,688 --> 00:31:42,232
‫- چیزی نیست که فکر می‌کنی.
‫- نیست؟

630
00:31:42,316 --> 00:31:45,698
‫نه، نیست...

631
00:31:48,453 --> 00:31:51,334
‫دن، میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟
‫وسط یه کاری هستم.

632
00:31:51,417 --> 00:31:52,836
‫می‌دونم قاتل کیه.

633
00:31:53,086 --> 00:31:54,087
‫چی؟

634
00:31:54,130 --> 00:31:55,550
‫و چیزی نمونده از شهر فرار کنه.

635
00:32:18,261 --> 00:32:19,178
‫سلام، دن.

636
00:32:19,262 --> 00:32:21,892
‫باشه، اسمش اوسکاره و الان
‫یه عکس برات فرستادم.

637
00:32:23,938 --> 00:32:27,152
‫مشاور مواد سوزان اوچوآست.
‫تو صحنه جرم باهاش حرف زدیم.

638
00:32:27,236 --> 00:32:29,532
‫خب، رئیس لوس اکسس
‫میگه قاتل اونه.

639
00:32:29,615 --> 00:32:30,861
‫رئیس لوس اوکسس؟

640
00:32:31,402 --> 00:32:32,399
‫چطوری؟

641
00:32:32,482 --> 00:32:34,227
‫یه موقعیت گیرمون اومد، باشه؟
‫اهمیت نداره.

642
00:32:34,309 --> 00:32:37,176
‫مهم اینه که ریواز یه مشاور گنگ
‫برای هر دو قربانی بوده.

643
00:32:37,259 --> 00:32:38,755
‫،پس میگی بهش اعتماد کردن

644
00:32:38,837 --> 00:32:42,660
‫باعث شد جنبه‌های تاریک‌شون آسیب‌پذیر بشه
‫و بعد از پشت بهشون خنجر زد.

645
00:32:42,743 --> 00:32:43,948
‫آره، تقریباً.

646
00:32:44,612 --> 00:32:45,485
‫چرا؟

647
00:32:45,567 --> 00:32:47,230
‫سؤال مهم همینه.

648
00:32:55,953 --> 00:32:57,034
‫لوسیفر!

649
00:32:57,656 --> 00:32:58,695
‫لوسیفر، وایسا!

650
00:33:03,016 --> 00:33:04,054
‫وایسا!

651
00:33:05,882 --> 00:33:07,170
‫بذار بیام داخل!

652
00:33:17,556 --> 00:33:18,593
‫تو!

653
00:33:18,677 --> 00:33:20,297
‫چطور تونستی همین‌جوری بکُشی‌شون؟

654
00:33:21,585 --> 00:33:22,914
‫کاری که لازم بود رو کردم.

655
00:33:25,947 --> 00:33:27,899
‫بهت اعتماد کردن!

656
00:33:27,982 --> 00:33:31,721
‫تاریک‌ترین حقایق‌شون رو بهت گفتن
‫و فقط بهشون خیانت کردی؟

657
00:33:32,967 --> 00:33:35,336
‫و با خوشحالی دوباره انجامش میدم.

658
00:33:35,418 --> 00:33:37,911
‫قراره خوش بگذره.

659
00:33:42,066 --> 00:33:44,766
‫من واقعی رو به اون بازنده‌ها نشون دادم.

660
00:33:44,849 --> 00:33:47,134
‫مراقب باش، وگرنه منم
‫خود واقعیم رو نشونت میدم.

661
00:33:47,216 --> 00:33:49,252
‫آره. انجامش بده!

662
00:33:50,955 --> 00:33:52,409
‫فکر کردم می‌تونن عوض بشن.

663
00:33:53,282 --> 00:33:54,317
‫ولی نتونستن.

664
00:33:55,104 --> 00:33:56,595
‫دیو دوباره دزدی می‌کرد.

665
00:33:57,051 --> 00:33:58,709
‫سوزان دوباره مواد می‌زد.

666
00:33:58,957 --> 00:33:59,950
‫آشغال بودن.

667
00:34:00,572 --> 00:34:01,566
‫پس کُشتم‌شون.

668
00:34:03,596 --> 00:34:04,632
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

669
00:34:08,815 --> 00:34:09,727
‫نشونت میدم.

670
00:34:09,809 --> 00:34:11,259
‫نشونم بده چی داری.

671
00:34:11,342 --> 00:34:12,461
‫زودباش، لوسیفر.

672
00:34:13,165 --> 00:34:14,739
‫نشون‌مون بده واقعاً کی هستی.

673
00:34:21,284 --> 00:34:22,526
‫می‌خوای مجازاتت کنم؟

674
00:34:24,059 --> 00:34:25,467
‫- چرا؟
‫- دست‌هات رو ببر بالا.

675
00:34:29,444 --> 00:34:30,437
‫شکست خوردم.

676
00:34:32,302 --> 00:34:33,504
‫امیدوارم خدا من رو ببخشه.

677
00:34:39,095 --> 00:34:41,001
‫آره، همین رو میگم، مرد.

678
00:34:41,083 --> 00:34:44,356
‫وقتی با زانو اون یارو رو زدی و افتاد
‫،و من رفتم اون‌جا

679
00:34:44,439 --> 00:34:46,800
‫و با آرنج زدم تو صورتش، حرف نداشت.

680
00:34:47,628 --> 00:34:49,492
‫فقط حس خیلی خوبی داشت، می‌دونی.

681
00:34:49,575 --> 00:34:52,475
‫،که سخت نگیری
‫واسه تنوع مجبور نباشی از قوانین پیروی کنی.

682
00:34:52,931 --> 00:34:55,375
‫و تو محشری...

683
00:34:55,996 --> 00:34:57,156
‫که اون‌طوری کمکم کردی.

684
00:34:57,321 --> 00:34:59,144
‫،بیخیال
‫هر بار می‌خوای کسی رو بزنی.

685
00:34:59,226 --> 00:35:01,298
‫هر بار، بهم زنگ بزن.

686
00:35:01,380 --> 00:35:03,700
‫در واقع، اگه نزنی
‫دهنت رو سرویس می‌کنم.

687
00:35:03,783 --> 00:35:05,606
‫مرد، حرفم مسخره به نظر میاد.

688
00:35:06,435 --> 00:35:07,843
‫ولی خیلی مشتاقم دوباره انجامش بدم.

689
00:35:08,091 --> 00:35:10,991
‫دن قدیمی برگشته.

690
00:35:11,736 --> 00:35:12,952
‫خیلی پایه‌ام.

691
00:35:13,035 --> 00:35:15,172
‫،دن با اخلاق
‫حال‌گیری بود.

692
00:35:15,758 --> 00:35:17,099
‫گور بابای او ندن.

693
00:35:17,854 --> 00:35:19,111
‫به جایی نمی‌رسوندم.

694
00:35:19,194 --> 00:35:21,290
‫،بهم اعتماد کن
‫دن بی‌رحمرتر...

695
00:35:21,834 --> 00:35:23,050
‫خیلی بالا می‌برتت.

696
00:35:28,078 --> 00:35:29,879
‫خب، بفرما.

697
00:35:30,549 --> 00:35:33,106
‫دیگه نمی‌تونم کباب بیف بخورم.

698
00:35:36,499 --> 00:35:37,547
‫چیزی پیدا کردی؟

699
00:35:37,966 --> 00:35:41,988
‫آره، همون چیز. لباس‌های خونی، یه
‫چاقوی دیگه، مثل بقیه.

700
00:35:42,071 --> 00:35:43,245
‫و صاحب خونه کیه؟

701
00:35:43,328 --> 00:35:45,926
‫،نمی‌دونم
‫ببینم هنوز فهمیدیم یا نه. مرد...

702
00:35:46,345 --> 00:35:49,404
‫این یارو لابد از یه چیزی بدجوری ترسیده
‫که اون‌طوری خودش رو کُشته.

703
00:35:49,991 --> 00:35:51,876
‫یا از کسی.

704
00:35:57,616 --> 00:35:58,621
‫خوبی؟

705
00:35:59,376 --> 00:36:00,927
‫این‌جا داشته یه چیز دیگه رخ می‌داده.

706
00:36:01,807 --> 00:36:02,854
‫یه اتفاق عجیب.

707
00:36:04,823 --> 00:36:08,342
‫از چهره‌ی واقعیم خب رداشت. می‌خواست
‫نشونش بدمش.

708
00:36:08,929 --> 00:36:10,145
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

709
00:36:10,899 --> 00:36:15,843
‫،ولی قسم می‌خورم گفت
‫".صورتت رو نشون‌مون بده"

710
00:36:15,927 --> 00:36:16,848
‫ما؟

711
00:36:16,933 --> 00:36:18,273
‫ولی کسی دیگه نیست.

712
00:36:22,044 --> 00:36:23,720
‫مگر این‌که یه آینه‌ی دو طرفه باشه.

713
00:36:29,921 --> 00:36:34,028
‫اون مدرک بود.
‫این‌جا یه صحنه‌ی جرم بسته شده است.

714
00:36:35,200 --> 00:36:36,206
‫مهم نیست.

715
00:36:38,259 --> 00:36:40,228
‫باورت نمیشه صاحب خونه کیه.

716
00:36:41,108 --> 00:36:42,449
‫کلیساس کاتولیک.

717
00:36:45,256 --> 00:36:47,226
‫لابد دوستت پدر کینلی
‫داشته نگاه می‌کرده.

718
00:36:47,728 --> 00:36:50,326
‫فکر می‌کنم کینلی تمام این‌ها رو
‫ترتیب داده تا حال تو رو بگیره.

719
00:36:51,415 --> 00:36:53,553
‫می‌خواست به کسی نشون بده واقعاً...

720
00:36:54,348 --> 00:36:55,353
‫کی...

721
00:36:56,276 --> 00:36:57,742
‫یا چی هستی.

722
00:36:58,120 --> 00:37:01,262
‫می‌دونم باید از خیلی چیزها صحبت کنیم
‫و باید خیلی چیزها رو توضیح بدم

723
00:37:01,345 --> 00:37:04,239
‫،و می‌دونم خیلی از این‌ها تقصیر منه
‫ولی باید الان بهم اعتماد کنی.

724
00:37:04,321 --> 00:37:06,373
‫جدی؟

725
00:37:06,458 --> 00:37:09,055
‫- فکر می‌کنم تو خطر واقعی هستی.
‫- روشنم کن، کارآگاه.

726
00:37:10,061 --> 00:37:12,240
‫دقیقاً از دست کی در خطرم؟

727
00:37:16,681 --> 00:37:18,734
‫اون چی بود؟

728
00:37:19,363 --> 00:37:20,619
‫یه پس‌رفت، همین.

729
00:37:21,080 --> 00:37:24,433
‫،اون مرد دو نفر رو کُشت
‫بعد خودش، و می‌دونستی؟

730
00:37:24,516 --> 00:37:27,197
‫نه، صبرکن.
‫صحنه‌سازیش کردی.

731
00:37:28,664 --> 00:37:30,164
‫اقدامات شدیدی انجام شد.

732
00:37:30,872 --> 00:37:33,703
‫اگه لوسیفر چهره‌ی واقعیش رو نشون داده بود
‫ارزشش رو می‌داشت.

733
00:37:33,995 --> 00:37:35,494
‫اصلاً می‌تونی صدای خودت رو بشنوی؟

734
00:37:35,578 --> 00:37:39,867
‫کلیسا باید ببینه لوسیفر مورنینگ‌استار
‫واقعاً شیطانه.

735
00:37:41,408 --> 00:37:42,407
‫باید جواب می‌داد.

736
00:37:43,115 --> 00:37:45,531
‫کلویی بهم گفت دوست داره هر پرونده‌ای رو
‫درباره‌ی خودش بکنه

737
00:37:45,614 --> 00:37:48,696
‫و من براش به طوری بی‌نقص ترتیبی دادم
‫که ریواس رو مجازات کنه.

738
00:37:49,696 --> 00:37:51,111
‫چطور نتونست خودش رو افشا کنه؟

739
00:37:51,611 --> 00:37:53,943
‫چون بهتر از چیزیه که می‌دونی.

740
00:37:55,276 --> 00:37:56,276
‫کارآگاه دکر.

741
00:37:56,942 --> 00:37:59,691
‫خب، اون حقیقت رو می‌دونه.
‫بهش بگو.

742
00:38:00,232 --> 00:38:01,648
‫حقیقت رو می‌دونم، پدر.

743
00:38:02,356 --> 00:38:05,521
‫تو هم مثل اوسکار ریواس توی
‫یه کلیسا در ال سالوادور کار می‌کردی.

744
00:38:06,479 --> 00:38:07,853
‫تصادف جالبیه.

745
00:38:08,145 --> 00:38:12,143
‫،اوسکار مرد خوبی بود، معتقدی واقعی
‫حاضر بود کار لازم رو بکنه.

746
00:38:13,392 --> 00:38:16,057
‫اقدام لازم برای مبارزه
‫با شر رو انجام بده.

747
00:38:16,557 --> 00:38:20,264
‫گفتی ریواس دو آدم بی‌گناه رو
‫برای مبارزه با شر بکُشه؟

748
00:38:21,139 --> 00:38:23,304
‫به خواست خودش
‫خودش رو فدا کرد

749
00:38:23,387 --> 00:38:28,343
‫تا لوسیفر رو وادار کنه که شکل واقعیش رو
‫افشا کنه، که بالأخره حقیقت رو به کلیسا نشون بده.

750
00:38:31,134 --> 00:38:33,841
‫این‌ها فقط نهضت شخصی خودته، نه پدر؟

751
00:38:33,923 --> 00:38:35,756
‫واتیکان از این
‫خبر نداره، نه؟

752
00:38:38,213 --> 00:38:39,962
‫چون اعتقاد ندارن.

753
00:38:41,503 --> 00:38:43,752
‫،ولی باهمدیگه
‫من و تو می‌توینم قانع‌شون کنیم.

754
00:38:44,960 --> 00:38:46,376
‫با همدیگه می‌تونیم نجات‌شون بدیم.

755
00:38:47,001 --> 00:38:48,083
‫مثل خیلی‌های دیگه.

756
00:38:50,124 --> 00:38:51,243
‫شما بازداشتید، پدر.

757
00:38:52,081 --> 00:38:53,539
‫برای توطئه در ارتکاب قتل.

758
00:38:54,205 --> 00:38:55,454
‫دختر عزیز...

759
00:38:55,997 --> 00:38:59,120
‫اوسکار مُرده و من خودم
‫کار اشتباهی نکردم.

760
00:38:59,203 --> 00:39:00,244
‫مدرکی نداری.

761
00:39:00,868 --> 00:39:02,285
‫یا حرف توئه یا من.

762
00:39:02,742 --> 00:39:05,491
‫همیشه مدرک هست.

763
00:39:06,074 --> 00:39:09,698
‫پیداش می‌کنم و تا وقتی مدرک کافی برای
‫زندانی شدنت باشه دست بر نمی‌دارم.

764
00:39:09,864 --> 00:39:11,142
‫لازم نیست.

765
00:39:12,238 --> 00:39:14,029
‫من شهادت میدم.
‫هر کاری لازم باشه.

766
00:39:18,151 --> 00:39:20,276
‫متأسفم، ولی تو بیماری، ویل.

767
00:39:28,272 --> 00:39:29,479
‫خانوم اسمیت.

768
00:39:30,354 --> 00:39:31,979
‫دنبال خانوم اسمیت می‌گردم.

769
00:39:38,975 --> 00:39:39,975
‫آمندیل.

770
00:39:41,140 --> 00:39:42,390
‫این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

771
00:39:42,473 --> 00:39:44,181
‫لیندا، لازم نیست تنهایی انجامش بدی.

772
00:39:45,013 --> 00:39:48,470
‫،می‌خوام پیش این بچه باشم، مهم‌تر
‫می‌خوام پیش تو باشم.

773
00:39:50,511 --> 00:39:51,677


774
00:39:52,343 --> 00:39:53,551
‫آره.

775
00:39:55,967 --> 00:39:56,965


776
00:40:03,588 --> 00:40:04,962
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

777
00:40:08,253 --> 00:40:10,376
‫نه.

778
00:40:13,375 --> 00:40:15,249
‫نه.

779
00:40:16,665 --> 00:40:17,793
‫نه.
‫آمندیل...

780
00:40:18,086 --> 00:40:19,089
‫آمندیل، بیا این‌جا.

781
00:40:19,799 --> 00:40:20,802
‫ببین...

782
00:40:20,885 --> 00:40:22,013
‫آمندیل...

783
00:40:24,061 --> 00:40:29,118
‫کاری که داری می‌کنی محشره
‫و قهرمانانه و باید خیلی خوشحال باشم...

784
00:40:29,786 --> 00:40:32,837
‫تا آخرش به کسی به اندازه‌ی نصف تو
‫خاص برسم.

785
00:40:34,008 --> 00:40:36,264
‫ولی کاری که داری این‌جا می‌کنی...

786
00:40:39,523 --> 00:40:41,404
‫به دلایل اشتباهه.

787
00:40:43,117 --> 00:40:44,119
‫و...

788
00:40:44,580 --> 00:40:46,084
‫چیزی نیست که...

789
00:40:46,168 --> 00:40:48,090
‫من الان نیاز دارم.

790
00:40:49,344 --> 00:40:50,430
‫و چی نیاز داری؟

791
00:40:53,940 --> 00:40:55,988
‫فکر می‌کنم فقط کسی رو می‌خوام
‫که دستم رو بگیره

792
00:40:56,448 --> 00:40:58,161
‫و بهم بگه همه چیز درست میشه.

793
00:41:04,931 --> 00:41:06,310
‫بهت قول میدم، لیندا...

794
00:41:07,522 --> 00:41:09,111
‫همه چیز درست میشه.

795
00:41:29,295 --> 00:41:30,297
‫سلام.

796
00:41:35,480 --> 00:41:37,318
‫،پدر کینلی رو دستگیر کردم

797
00:41:37,401 --> 00:41:40,075
‫پس دیگه لازم نیست نگران
‫این باشی که بیاد دنبالت.

798
00:41:42,249 --> 00:41:44,422
‫اهمیت نمیدم که اون
‫سعی داشت بهم صدمه بزنه.

799
00:41:46,219 --> 00:41:47,305
‫به این اهمیت میدم که تو می‌خواستی.

800
00:41:50,732 --> 00:41:52,947
‫لوسیفر، باید درک کنی که...

801
00:41:54,284 --> 00:41:55,872
‫بعد از این‌که دیدمت...

802
00:41:57,878 --> 00:41:58,880
‫صورتت رو دیدم...

803
00:42:00,678 --> 00:42:02,266
‫باید می‌رفتم...

804
00:42:02,893 --> 00:42:04,313
‫تا هضم‌شون کنم...

805
00:42:04,983 --> 00:42:05,985
‫می‌دونی؟

806
00:42:07,114 --> 00:42:10,540
‫و یه جورایی رفتم رم.

807
00:42:11,877 --> 00:42:12,922
‫کینلی پیدام کرد...

808
00:42:13,591 --> 00:42:16,851
‫و مشخصه که نباید
‫بهش اطمینان می‌کردم، ولی...

809
00:42:17,436 --> 00:42:19,358
‫،می‌دونی
‫اون موقع...

810
00:42:19,901 --> 00:42:22,116
‫حس کردم انگار درک می‌کنه
‫چه حالی دارم.

811
00:42:22,408 --> 00:42:24,665
‫- گفت تو پیداش کردی.
‫- دروغ میگه.

812
00:42:29,220 --> 00:42:30,975
‫کلی دروغ هست.

813
00:42:31,602 --> 00:42:32,814
‫خب، آره...

814
00:42:33,608 --> 00:42:34,610
‫من...

815
00:42:35,990 --> 00:42:38,163
‫بهت دروغ گفتم...

816
00:42:38,539 --> 00:42:43,345
‫و واسه یه لحظه، داشتم کمکش می‌کردم
‫سعی کنه به جهنم پس بفرستت.

817
00:42:45,769 --> 00:42:47,942
‫چطور تونستی این کار رو باهام بکنی؟
‫با من؟

818
00:42:48,025 --> 00:42:49,931
‫چون وحشت کردم!

819
00:42:54,474 --> 00:42:55,853
‫تو...

820
00:42:56,502 --> 00:42:58,286
‫خود شیطانی.

821
00:42:58,368 --> 00:42:59,369
‫یعنی...

822
00:43:02,417 --> 00:43:09,221
‫هر داستانی از خیر و شر تو
‫،تمام تاریخ، تمام زمان

823
00:43:09,304 --> 00:43:13,771
‫میگه تو تجسم شرّی.

824
00:43:16,484 --> 00:43:20,199
‫،و چطوری من
‫کلویی دکر، یه آدم غیر مهم...

825
00:43:21,034 --> 00:43:22,662
‫باید با اون کنار بیام؟

826
00:43:32,681 --> 00:43:33,725
‫ولی...

827
00:43:34,601 --> 00:43:35,602
‫ولی بعد...

828
00:43:38,692 --> 00:43:39,694
‫بعد برگشتم.

829
00:43:41,822 --> 00:43:42,823
‫و...

830
00:43:45,287 --> 00:43:46,289
‫و دیدمت.

831
00:43:48,126 --> 00:43:49,670
‫واقعاً دیدمت.

832
00:43:52,634 --> 00:43:54,679
‫و یادم اومد چه حسی بهم می‌دادی.

833
00:43:57,017 --> 00:43:59,855
‫،و فهمیدم لوسیفر
‫تو اون آدم نیستی.

834
00:44:00,565 --> 00:44:01,566
‫نه.

835
00:44:03,655 --> 00:44:05,324
‫اگه باشم چی؟

836
00:44:06,409 --> 00:44:09,081
‫لازم نیست باشی.
‫می‌تونی عوض بشی.

837
00:44:09,164 --> 00:44:10,542
‫ولی اگه نتونم چی؟

838
00:44:16,219 --> 00:44:17,973
‫می‌تونی این‌طوری قبولم کنی؟

839
00:44:20,059 --> 00:44:21,854
‫من...

840
00:44:22,480 --> 00:44:26,405
‫خبر نداری چقدر می‌خوام.

841
00:44:26,947 --> 00:44:28,659
‫می‌خوام.
‫من...

842
00:44:29,159 --> 00:44:29,995
‫تلاش می‌کنم.

843
00:44:30,078 --> 00:44:31,080
‫چطور می‌تونی؟

844
00:44:37,049 --> 00:44:38,260
‫نمی‌دونم.

845
00:44:42,726 --> 00:44:44,020
‫پس به جوابم رسیدم.

846
00:45:28,894 --> 00:45:29,895
‫اولیاحضرت.

847
00:45:30,605 --> 00:45:32,818
‫نظرت رو عوض کردی؟
‫اومدی آزادم کنی؟

848
00:45:33,444 --> 00:45:34,988
‫اومدم ازت اعتراف بگیرم.

849
00:45:36,366 --> 00:45:37,868
‫چیزی واسه اعتراف ندارم.

850
00:45:37,952 --> 00:45:41,917
‫ویلیام، تو مسئول مرگ
‫سه نفر هستی. واسه چی؟

851
00:45:42,000 --> 00:45:43,963
‫سعی دارم جون مردم رو نجات بدم.

852
00:45:44,463 --> 00:45:45,924
‫جلوی پیشگویی رو بگیرم.

853
00:45:46,801 --> 00:45:50,933
‫وقتی شیطان روی زمین قدم بزنه و
‫عشق اولش رو پیدا کنه، شر آزاد میشه.

854
00:45:51,016 --> 00:45:53,771
‫این پیشگویی لعنتی که بهش
‫وسواس داری رو تمومش کن.

855
00:45:53,855 --> 00:45:55,942
‫شیطان داره روی زمین قدم می‌زنه.

856
00:45:56,025 --> 00:45:57,695
‫اعلی‌حضرت دستور دادن.

857
00:45:58,739 --> 00:46:00,158
‫طرد شدی.

858
00:46:04,540 --> 00:46:05,541
‫من...

859
00:46:05,918 --> 00:46:10,760
‫،شاید موقتاً شکست خورده باشم
‫،که ثابت کنم لوسیفر شیطانه

860
00:46:11,136 --> 00:46:13,766
‫ولی حداقل اون و کلویی دکر رو
‫از هم دور کردم.

861
00:46:13,849 --> 00:46:16,353
‫شاید اون برای متوقف کردن پیشگویی
‫کافی باشه.

862
00:46:18,900 --> 00:46:22,405
‫حتی اگه لوسیفر مورنینگ‌استار
‫شیطان بود

863
00:46:22,697 --> 00:46:24,493
‫و پیشگویی درست بود...

864
00:46:25,620 --> 00:46:29,000
‫چی باعث میشه اینقدر مطمئن بشی
‫کلویی دکر اصلاً اولین عشقشه؟

865
00:46:37,516 --> 00:46:39,812
‫برات دعا می‌کنم، ویلیام.

866
00:46:47,408 --> 00:46:48,408
‫البته که هست.

867
00:46:49,537 --> 00:46:50,789
‫دیگه کی می‌تونه باشه؟

868
00:47:07,360 --> 00:47:08,612
‫کلی انتخاب هست.

869
00:47:13,371 --> 00:47:14,371
‫من...

870
00:47:16,585 --> 00:47:17,587
‫یه اپلتینی می‌خورم.

871
00:47:30,053 --> 00:47:37,059
‫ترجمه از:
‫امـیـرعـلی و ســروش
‫SuRouSH AbG | illusion

872
00:47:37,083 --> 00:47:45,089
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

