‫﻿۱
00:00:00,890 --> 00:00:12,928
‫رسانه تصویری بزرگ نایت‌مووی تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

2
00:00:13,429 --> 00:00:21,455
‫ترجمه از:
‫حـسـیـن و ســروش
‫SuRouSH AbG | HosseinTL

3
00:00:23,149 --> 00:00:24,781
‫لوسیفر. چی شده؟

4
00:00:24,864 --> 00:00:28,547
‫چند وقته ازم فرار میکنی دکتر آرن،
‫منم مجبور شدم یه جلسه اجباری بذارم

5
00:00:28,798 --> 00:00:30,304
‫آره، شرمنده بابتش

6
00:00:30,388 --> 00:00:32,772
‫- سرم خیلی شلوغ بود
‫- به این ورم

7
00:00:33,024 --> 00:00:36,831
‫من یه لطفی بهت کردم.
‫حالا هم تو بهم مدیونی. وقت جبرانه

8
00:00:37,207 --> 00:00:40,094
‫یه مشاوره پزشک میخوام

9
00:00:40,179 --> 00:00:43,986
‫اگه بهت بگم یکی دو تا خال پشتم هست...

10
00:00:44,362 --> 00:00:48,295
‫میتونی شکلشون رو عوض کنی
‫یا رنگ و لعاب بهشون بدی؟

11
00:00:48,378 --> 00:00:49,968
‫باید اول ببینمشون

12
00:00:50,053 --> 00:00:51,936
‫متأسفانه امکانش نیست ولی...

13
00:00:52,563 --> 00:00:53,860
‫بهت کمک بصری میکنم

14
00:00:59,132 --> 00:01:02,145
‫وایسا ببینم، پشتت همچین
‫خال‌های بزرگی داری؟

15
00:01:02,228 --> 00:01:04,404
‫باید نشونشون بدی
‫و برشون داری

16
00:01:04,487 --> 00:01:06,496
‫ولی قبلاً خواستم برشون دارم

17
00:01:06,580 --> 00:01:08,881
‫ولی این آشغالای کله‌شق
‫همیشه دوباره درمیان

18
00:01:08,964 --> 00:01:11,894
‫فقط میخوام یه کوچولو خوشگلشون کنی

19
00:01:11,977 --> 00:01:13,106
‫شاید بتونی...

20
00:01:13,191 --> 00:01:16,077
‫پرهای سفید بهشون بزنی
‫یا تتوشون کنی

21
00:01:16,161 --> 00:01:17,164
‫یه چیز شاد

22
00:01:17,207 --> 00:01:18,044
‫مثلاً گل

23
00:01:18,127 --> 00:01:19,508
‫خالت رو تتو کنم؟

24
00:01:19,592 --> 00:01:23,148
‫تو این فکر بودم که واسه بوتاکس
‫یکم بهت تخفیف بدم ولی...

25
00:01:23,232 --> 00:01:25,617
‫من بوتاکس نمیخوام دکتر!

26
00:01:25,700 --> 00:01:29,090
‫میخوام درستشون کنی
‫چون حال‌بهم‌زنن!

27
00:01:29,173 --> 00:01:30,799
‫خواهش میکنم کاریم نداشته باش

28
00:01:30,882 --> 00:01:34,176
‫- لوسیفر چه خبره؟
‫- ای خدا، باید به این آسانسور

29
00:01:34,259 --> 00:01:35,259
‫یه قفل بزنم

30
00:01:36,677 --> 00:01:38,803
‫بی‌مصرف. دکتر از جلو چشمام دور شو

31
00:01:41,429 --> 00:01:43,430
‫- لوسی، داشتی باهاش چیکار میکردی؟
‫- هیچی

32
00:01:45,265 --> 00:01:46,265
‫ها؟

33
00:01:46,556 --> 00:01:49,684
‫صورتت چی شده داداش؟
‫باز موقع پرواز خوردی به پل؟

34
00:01:50,642 --> 00:01:52,810
‫فقط یه بار اینجوری شد لوسی

35
00:01:53,018 --> 00:01:55,979
‫و نه، با رمی دعوام شد

36
00:01:57,145 --> 00:01:58,145
‫رمی اینجا بود؟

37
00:01:59,021 --> 00:02:01,022
‫عه. مقلدت چطوره؟

38
00:02:01,147 --> 00:02:02,147
‫عصبانی

39
00:02:02,315 --> 00:02:06,984
‫میخواست بچه لیندا، بچه من
‫رو با خودش ببره شهر نقره‌ای

40
00:02:07,192 --> 00:02:08,360
‫بحثمون بالا گرفت

41
00:02:08,443 --> 00:02:11,903
‫البته که من پیروز شدم و حالا
‫بچه‌ام اینجا رو زمین بزرگ میشه

42
00:02:11,987 --> 00:02:13,988
‫که بخاطر همونم اومدم

43
00:02:14,321 --> 00:02:15,571
‫میخوام یه لطفی بهم بکنی

44
00:02:15,655 --> 00:02:16,655


45
00:02:17,281 --> 00:02:19,073
‫ظاهراً رو زمین یه رسمی دارن

46
00:02:19,156 --> 00:02:21,533
‫که از یکی دیگه میخوان که
‫ولیِ پشتیبان باشه

47
00:02:21,616 --> 00:02:24,535
‫محض اینکه اتفاقی برای
‫اولیای واقعی بچه افتاد

48
00:02:24,618 --> 00:02:25,617


49
00:02:25,660 --> 00:02:27,494
‫جدی داری از منِ تجلی شر

50
00:02:27,577 --> 00:02:30,246
‫میخوای که پدر تعمیدی بچه‌ات بشم؟

51
00:02:30,329 --> 00:02:31,162


52
00:02:31,246 --> 00:02:32,372
‫چه طعنه‌آمیز

53
00:02:33,039 --> 00:02:34,790
‫خب، لوسی، تولدش بچه‌ام حتمیه

54
00:02:35,498 --> 00:02:38,292
‫و من هنوز پدر بودن رو بلد نیستم

55
00:02:38,375 --> 00:02:39,583
‫چطوری قراره آمادگیش رو پیدا کنم؟

56
00:02:39,667 --> 00:02:42,335
‫فکر میکردم تا الان دیگه
‫برات ثابت شده باشه

57
00:02:42,419 --> 00:02:44,920
‫من آخرین کسی‌ام که برای
‫پندهای پدرانه باید بری پیشش؟

58
00:02:45,087 --> 00:02:48,714
‫ولی اگه واقعاً میخوای بدونی
‫آدما چجوری بچه‌شون رو بزرگ میکنن

59
00:02:48,797 --> 00:02:50,881
‫شاید بهتره، چه میدونم،
‫از خودشون بپرسی

60
00:02:52,382 --> 00:02:54,298
‫اتفاقاً توصیه بدی هم نیست

61
00:02:54,381 --> 00:02:57,255
‫و در مورد پدر بچه شدن هم بهت بگم،
‫باور کن داداش

62
00:02:57,379 --> 00:02:59,753
‫بزرگترین لطفی که میتونم به
‫تو و بچه‌ات بکنم

63
00:02:59,837 --> 00:03:01,877
‫اینه که تا حد ممکن ازتون دور باشم

64
00:03:19,034 --> 00:03:20,033
‫سلام الا

65
00:03:20,409 --> 00:03:22,284
‫عه، سلام دن

66
00:03:23,032 --> 00:03:23,949
‫چه خبر؟

67
00:03:24,032 --> 00:03:25,739
‫هیچی. قضایای صحنه جرمی

68
00:03:25,823 --> 00:03:26,864
‫آره

69
00:03:27,655 --> 00:03:28,654
‫حله

70
00:03:28,988 --> 00:03:31,279
‫خب، درباره اون...

71
00:03:31,362 --> 00:03:32,403
‫آره منم میخواستم...

72
00:03:32,486 --> 00:03:33,485
‫- منم
‫- خیلی...

73
00:03:33,568 --> 00:03:35,026
‫- صد درصد
‫- ولی میدونی...

74
00:03:35,110 --> 00:03:36,734
‫- با هم همکاریم
‫- پامون رو از گلیممون درازتر میکنیم

75
00:03:36,817 --> 00:03:37,942
‫اونم بالا سر جسد

76
00:03:38,025 --> 00:03:39,024
‫آره

77
00:03:40,357 --> 00:03:41,356
‫شاید نباید ادامه بدیم

78
00:03:41,982 --> 00:03:43,273
‫نه، نباید

79
00:03:43,814 --> 00:03:45,146
‫- حله
‫- حله

80
00:03:47,062 --> 00:03:51,060
‫خیلی خوشحالم که تونستیم
‫مثل دو تا آدم بالغ دربارش حرف بزنیم

81
00:03:51,393 --> 00:03:52,809
‫- آره، باشه
‫- حله

82
00:03:52,892 --> 00:03:54,683
‫عه، ببخشید

83
00:03:56,307 --> 00:03:57,305
‫خیلی‌خب

84
00:03:59,222 --> 00:04:01,020
‫ وقتی شیطان رو زمین پا بذاره 

85
00:04:01,097 --> 00:04:02,512
‫  و عشق اولش رو پیدا کنه 

86
00:04:03,428 --> 00:04:04,761
‫ شرارت آزاد میشه 

87
00:04:05,302 --> 00:04:08,842
‫همه‌چی روبراهه کاراگاه؟
‫طبق معمول خطایی ازم سر زده؟

88
00:04:09,050 --> 00:04:11,632
‫شاید بهتره حالا که اینجام
‫خودم رو تنبیه کنم

89
00:04:11,715 --> 00:04:12,714
‫به طور دائمی

90
00:04:13,507 --> 00:04:15,464
‫نه. همه‌چی روبراهه

91
00:04:17,671 --> 00:04:18,587
‫سلام بچه‌ها

92
00:04:18,671 --> 00:04:20,670
‫عه سلام لوسیفر

93
00:04:20,835 --> 00:04:24,209
‫سلام زن سابق دن. زن «سابق» دن

94
00:04:24,792 --> 00:04:26,625
‫یعنی... یعنی کلویی

95
00:04:27,832 --> 00:04:28,831
‫خب قضیه چیه؟

96
00:04:30,414 --> 00:04:32,805
‫- این ساندرا بایز ـه
‫- مقتول چیزه... آره

97
00:04:32,829 --> 00:04:36,495
‫۳۲ سالش بوده...
‫و معلم تاریخ بوده

98
00:04:36,578 --> 00:04:39,534
‫هر اتفاقی که اینجا داره میفته
‫بدون شک یه جوری تقصیر منه

99
00:04:39,618 --> 00:04:41,617
‫- عه...
‫- شاید... ببخشید

100
00:04:42,200 --> 00:04:43,782
‫هیچی. ردیفیم

101
00:04:43,865 --> 00:04:45,529
‫- کاملاً اوکی‌ایم
‫- ردیف

102
00:04:45,613 --> 00:04:48,984
‫در واقع، سرایدار جسد رو پیدا کرده

103
00:04:49,525 --> 00:04:51,815
‫گفت که خانم بایز هر روز
‫صبح میدوئه

104
00:04:51,898 --> 00:04:53,647
‫یه دوش میگیره و بعد میره سر کلاس

105
00:04:53,730 --> 00:04:56,727
‫و ظاهراً وقتی داشته لباس
‫میپوشیده یکی براش کمین کرده بوده

106
00:04:56,810 --> 00:04:58,558
‫و علت مرگ رو میدونین؟

107
00:04:59,474 --> 00:05:01,888
‫علت مرگ ضربه با یه شیء بی‌لبه بوده

108
00:05:01,971 --> 00:05:04,968
‫گویا خانم بایز مشاور تحصیلی بوده

109
00:05:05,052 --> 00:05:07,091
‫- آره بوده
‫- تو «آوکا»

110
00:05:07,591 --> 00:05:11,004
‫«آوکا» آموزشگاه ورزشی
‫کارآفرینان آمریکایی ـه

111
00:05:11,087 --> 00:05:12,669
‫باشگاه دیشب جلسه داشته

112
00:05:12,753 --> 00:05:15,250
‫پس احتمالاً آخرین کسایی‌ان
‫که زنده دیدنش

113
00:05:15,625 --> 00:05:17,040
‫صحیح، ممنون

114
00:05:17,872 --> 00:05:18,871
‫لوسیفر

115
00:05:20,037 --> 00:05:21,119
‫میشه باهات حرف بزنم؟

116
00:05:22,367 --> 00:05:23,365
‫همین الان

117
00:05:24,200 --> 00:05:25,198
‫حتماً

118
00:05:27,862 --> 00:05:28,944
‫خیلی‌خب

119
00:05:29,485 --> 00:05:30,984
‫باید یه چیزی بهت بگم

120
00:05:32,108 --> 00:05:34,230
‫سراپا گوشم. یا بیشتر سراپا شاخم

121
00:05:34,397 --> 00:05:35,812
‫رفتم دیدن پدر کینلی

122
00:05:37,227 --> 00:05:39,184
‫عه. که اینطور؟

123
00:05:39,475 --> 00:05:42,680
‫دنبال راه‌های دیگه میگردی
‫که منو بفرستی جهنم، آره؟

124
00:05:42,805 --> 00:05:44,095
‫نه. نه

125
00:05:44,179 --> 00:05:48,466
‫پدر کینلی چند وقت ازم میخواست
‫برم ببینمش، منم بالاخره رفتم

126
00:05:49,631 --> 00:05:51,213
‫بهم گفت که...

127
00:05:52,879 --> 00:05:53,877
‫یه پیشگویی هست

128
00:05:57,499 --> 00:05:58,497
‫بله

129
00:05:58,831 --> 00:06:02,493
‫این دفعه دیگه چیه؟ قراره
‫از آسمون قورباغه بباره یا...

130
00:06:03,451 --> 00:06:05,199
‫شاید زمستون در راهه
‫(اشاره به بازی تاج و تخت)

131
00:06:05,283 --> 00:06:08,863
‫این جریانات الهی و اینا
‫برای من تازگی داره

132
00:06:08,945 --> 00:06:11,318
‫نمیدونم خوب چیه، بد چیه

133
00:06:11,402 --> 00:06:12,692
‫چی واقعیه، چی غیرواقعی

134
00:06:12,775 --> 00:06:13,773
‫ولی چیزی که گفت...

135
00:06:15,314 --> 00:06:16,521
‫منو ترسوند

136
00:06:16,604 --> 00:06:18,727
‫خب بگو دیگه کاراگاه.
‫چی گفته بهت؟

137
00:06:18,811 --> 00:06:19,809
‫گفت...

138
00:06:19,852 --> 00:06:24,264
‫«وقتی شیطان پا به زمین بذاره
‫و عشق اولش رو پیدا کنه...

139
00:06:25,595 --> 00:06:27,266
‫شرارت آزاد میشه»

140
00:06:30,105 --> 00:06:31,858
‫چه خبر خوبی

141
00:06:31,941 --> 00:06:35,073
‫- یکم بد بنظر میادها
‫- بد هست. آره ولی...

142
00:06:36,325 --> 00:06:37,996
‫تغییر کردن من رو توجیه میکنه

143
00:06:38,246 --> 00:06:39,248
‫وایسا ببینم...

144
00:06:39,331 --> 00:06:42,964
‫ببین، اگه این پیشگویی
‫به حقیقت تبدیل بشه

145
00:06:44,675 --> 00:06:46,972
‫اونوقت چی؟
‫اهریمن‌ها میان رو زمین چرخ میزنن؟

146
00:06:47,055 --> 00:06:48,391
‫همچین چیزی نیست

147
00:06:48,851 --> 00:06:50,646
‫ولی بیا اسیر جزئیات نشیم

148
00:06:50,730 --> 00:06:53,569
‫چون هیچکدوم اینا مهم نیست
‫اگه بتونم به کلی جلوی تحققش رو بگیرم

149
00:06:53,652 --> 00:06:55,405
‫- چجوری؟
‫- خب مشخصاً بخش اولش...

150
00:06:55,488 --> 00:06:57,284
‫که میگه شیطان پا به زمین میذاره
‫اتفاق افتاده

151
00:06:57,367 --> 00:06:59,205
‫چون بفرما، من که اینجا،
‫پامم رو زمینه

152
00:06:59,539 --> 00:07:01,919
‫- آره
‫- و از اونجایی که حوا اولین دوس‌دخترم بود

153
00:07:02,002 --> 00:07:02,879
‫پس یعنی...

154
00:07:02,962 --> 00:07:04,466
‫- اولین عشقته
‫- دقیقاً

155
00:07:04,549 --> 00:07:08,849
‫پس برای جلوگیری از آزاد شدن شرارت
‫حدس بزن باید چیکار کنم؟

156
00:07:09,684 --> 00:07:11,145
‫با حوا بهم بزنم!

157
00:07:14,569 --> 00:07:16,240
‫اینم از این

158
00:07:16,782 --> 00:07:20,748
‫این پیشگویی‌ها مهمولا
‫شر و ورن ولی...

159
00:07:21,458 --> 00:07:23,170
‫انگار این یکی واقعیه

160
00:07:23,545 --> 00:07:24,589
‫پس...

161
00:07:24,673 --> 00:07:27,262
‫عجب

162
00:07:28,013 --> 00:07:29,349
‫یه حسی بهم میگفت...

163
00:07:30,476 --> 00:07:32,730
‫یا شاید تمام این مدت میدونستم

164
00:07:32,815 --> 00:07:34,860
‫- چی رو؟
‫- که دوستم داری!

165
00:07:37,825 --> 00:07:40,037
‫صحیح. دقیقاً چجوری
‫به این نتیجه رسیدی؟

166
00:07:40,496 --> 00:07:42,333
‫پیشگویی دیگه خنگول

167
00:07:42,417 --> 00:07:48,178
‫اگه بنظرت حقیقت داره
‫پس «وقتی شیطان پا به زمین بذاره

168
00:07:48,262 --> 00:07:53,063
‫و عشق اولش رو ببینه»
‫یعنی تو من رو اولین...

169
00:07:53,606 --> 00:07:54,607
‫عشقت میدونی

170
00:07:55,485 --> 00:07:56,487
‫لذا...

171
00:07:57,614 --> 00:07:59,744
‫دوستم داری

172
00:08:00,954 --> 00:08:04,127
‫وای خدا!
‫باورم نمیشه اول تو گفتیش

173
00:08:04,211 --> 00:08:06,132
‫خیلی وقت بود میخواستم بگمش

174
00:08:06,215 --> 00:08:07,259
‫که اینطور؟

175
00:08:07,343 --> 00:08:10,307
‫جالبه که چسبیدی به اون
‫بخش پیشگویی

176
00:08:10,390 --> 00:08:13,521
‫در حالی که آزاد شدن شرارت...

177
00:08:14,148 --> 00:08:15,859
‫بخش موردنظره

178
00:08:15,943 --> 00:08:18,531
‫و با اینکه دلم نمیخواد اینو بگم...

179
00:08:18,615 --> 00:08:20,369
‫بنظرم معنیش اینه که...

180
00:08:21,079 --> 00:08:22,080
‫میدونی...

181
00:08:23,500 --> 00:08:24,710
‫بهم بزنیم

182
00:08:27,216 --> 00:08:28,216
‫نه

183
00:08:28,384 --> 00:08:29,803
‫نه؟

184
00:08:30,428 --> 00:08:33,433
‫لوسیفر، میدونم این کارا چیه

185
00:08:33,517 --> 00:08:34,726
‫- میدونی؟
‫- بله

186
00:08:34,810 --> 00:08:37,897
‫ترسیدی. چون قبلاً دلت شکسته

187
00:08:37,980 --> 00:08:39,691
‫لازم نیست نگران باشی، خب؟

188
00:08:40,819 --> 00:08:44,657
‫بهت قول میدم که هیچوقتِ
‫هیچوقت هیچوقت...

189
00:08:45,492 --> 00:08:46,576
‫ازت دست نکشم

190
00:08:47,411 --> 00:08:48,412
‫میدونی چرا؟

191
00:08:49,247 --> 00:08:50,249
‫سوپرایزم کن

192
00:08:52,167 --> 00:08:53,628
‫چون منم دوستت دارم

193
00:08:57,007 --> 00:08:58,008


194
00:08:58,510 --> 00:08:59,344
‫بوپ!

195
00:09:05,061 --> 00:09:06,187
‫شت

196
00:09:06,392 --> 00:09:09,393
‫فصل چهارم، قسمت هشتم
‫« دوست‌پسر افتضاح »

197
00:09:18,455 --> 00:09:20,296
‫ممنون که قبول کردین باهامون
‫صحبت کنین خانم «شا»

198
00:09:20,332 --> 00:09:22,127
‫لطفاً لکسی صدام کنین

199
00:09:22,335 --> 00:09:24,338
‫هر کمکی از دستم بربیاد
‫برای پیدا کردن قاتل میکنم

200
00:09:24,422 --> 00:09:26,142
‫میخوایم با همه تو باشگاه آوکا صحبت کنیم

201
00:09:26,215 --> 00:09:29,095
‫چون شماها آخرین کسایی
‫بودین که دیشب خانم بایز رو دیدین

202
00:09:29,179 --> 00:09:31,932
‫چیز غیرعادی‌ای در موردش به چشمت خورد؟

203
00:09:32,016 --> 00:09:34,478
‫نه. خودِ عادی و شادش بود

204
00:09:35,061 --> 00:09:38,024
‫خانم بایز حرف نداشت.
‫واسم خیلی زحمت کشید

205
00:09:38,107 --> 00:09:42,947
‫مدیر بخش آماده‌‌سازی برای آزمون تحصیلات عالی هم بود،
‫واسه همین کمکم کرد تو انتخاب اولم قبول شم

206
00:09:44,033 --> 00:09:45,159
‫رفتم هاروارد

207
00:09:45,952 --> 00:09:48,079
‫خیلی هم کارش درست بود تو نصیحت کردن

208
00:09:48,164 --> 00:09:49,164
‫یا هر چیزی

209
00:09:49,373 --> 00:09:52,044
‫مدرسه، پدر و مادر، رابطه

210
00:09:52,127 --> 00:09:53,463
‫رابطه؟

211
00:09:53,963 --> 00:09:57,635
‫بنظرت خانم بایز به فرضاً دانش‌آموزی که

212
00:09:57,718 --> 00:10:00,473
‫چه میدونم، میخواد با یکی بهم بزنه
‫چه توصیه‌ای میکنه؟

213
00:10:00,806 --> 00:10:04,561
‫خب من که نمیدونم.
‫رابطه من و دوست‌پسرم خیلی محکمه

214
00:10:04,645 --> 00:10:06,022
‫احتمالاً با هم ازدواج میکنیم

215
00:10:06,105 --> 00:10:08,234
‫بعد از تموم شدن دانشگاه. دانشگاه هاروارد

216
00:10:08,692 --> 00:10:09,693
‫صحیح

217
00:10:10,488 --> 00:10:13,328
‫کسی رو می‌شناسی که بخواد
‫به خانم بایز آزار برسونه؟

218
00:10:13,411 --> 00:10:15,541
‫نه راستش. البته به جز...

219
00:10:15,667 --> 00:10:17,379
‫با کیلب میفیلد حرف زدین؟

220
00:10:17,546 --> 00:10:19,049
‫نه. چطور؟

221
00:10:19,132 --> 00:10:22,682
‫خانم بایز کارش خیلی درست بود
‫تو مشاوره دادن به...

222
00:10:23,600 --> 00:10:25,522
‫دانش‌آموزهای مشکل‌دار

223
00:10:25,939 --> 00:10:26,941


224
00:10:27,067 --> 00:10:30,575
‫نه، من خانم بایز رو زیاد نمی‌شناختم

225
00:10:30,658 --> 00:10:33,330
‫راستش رو بخواین، تو فکرش
‫بودم که به کل از آموزشگاه انصراف بدم

226
00:10:33,415 --> 00:10:35,297
‫میخواستی با کل باشگاه بهم بزنی

227
00:10:35,377 --> 00:10:38,091
‫آدم چجوری به «آوکا» نه میگه؟

228
00:10:38,676 --> 00:10:40,471
‫میشه لطفاً رو کار تمرکز کنی لوسیفر؟

229
00:10:41,056 --> 00:10:44,105
‫لوسیفر؟ همون صاحب کلابه که
‫به ملت کمک میکنه؟

230
00:10:44,188 --> 00:10:45,775
‫تو هم شنیدی؟

231
00:10:45,859 --> 00:10:48,781
‫رفقایی که باهاشون میگردم
‫اسمش رو بردن

232
00:10:48,866 --> 00:10:51,788
‫خب، این روزا بیشتر از اینکه به ملت کمک کنم

233
00:10:51,872 --> 00:10:54,462
‫دارم تو دنیا مرگ و نابودی ایجاد میکنم

234
00:10:54,837 --> 00:10:57,509
‫پس تو زیاد پیش خانم بایز نمیرفتی؟

235
00:10:57,593 --> 00:10:58,595
‫نه به اون صورت

236
00:10:59,348 --> 00:11:02,395
‫با نیت بندیکت حرف زدین؟
‫داشت باهاش دعوا میکرد

237
00:11:03,189 --> 00:11:04,191


238
00:11:04,442 --> 00:11:06,656
‫یه مقدار، میدونین، بحثمون شد

239
00:11:06,739 --> 00:11:08,242
‫سر چی دعواتون شده بود؟

240
00:11:08,326 --> 00:11:10,873
‫کفری شده بودم چون
‫با بابام رابطه داشت

241
00:11:10,956 --> 00:11:13,170
‫خانم بایز با پدرت رابطه نامشروع داشته؟

242
00:11:13,253 --> 00:11:16,259
‫پدر و مادرم متارکه کرده بودن،
‫و میتونستن رابطه‌شون رو درست کنن

243
00:11:16,344 --> 00:11:19,601
‫ولی خانم بایز این وسط مانع شده بود،
‫پس بــله، عصبانی بودم

244
00:11:19,685 --> 00:11:22,190
‫- متوجهم
‫- ولی نه اونقدر که بکشمش

245
00:11:22,440 --> 00:11:24,403
‫و دیروز صبح کجا بودی؟

246
00:11:24,487 --> 00:11:25,989
‫خونه دوست‌دخترم لکسی

247
00:11:26,074 --> 00:11:28,116
‫بابام گفت باید یه مسائلی رو حل کنه

248
00:11:28,161 --> 00:11:29,247
‫گفت شب خونه نیام

249
00:11:29,331 --> 00:11:32,170
‫خب باید با بابات حرف بزنیم
‫که درستی حرفات رو بررسی کنیم

250
00:11:32,462 --> 00:11:33,799
‫حرفای اونم همینطور. ممنون ازت

251
00:11:34,801 --> 00:11:35,803


252
00:11:36,138 --> 00:11:37,766
‫زندگی مشترک پدر و مادرت
‫ناموفق بود

253
00:11:37,850 --> 00:11:41,149
‫دقیقاً چی بود که میخ آخر رو
‫به تابوت رابطه‌شون زد؟

254
00:11:41,608 --> 00:11:45,116
‫به طرز عجیبی، بعد از اینکه
‫رفتن مشاوره زوجین

255
00:11:45,199 --> 00:11:46,200
‫مشاوره

256
00:11:47,455 --> 00:11:48,833
‫چرا به فکر خودم نرسید؟

257
00:11:57,978 --> 00:11:59,940
‫ببخشید. شما بچه دارین؟

258
00:12:01,402 --> 00:12:03,491
‫چطور؟ رامونا فرستادتت؟

259
00:12:03,783 --> 00:12:05,746
‫ببین حاجی، من تمام
‫پول نفقه بچه‌‌ها رو دادم

260
00:12:14,223 --> 00:12:17,647
‫ببخشید. شما رابطه خوبی با
‫پدرتون دارین؟

261
00:12:19,025 --> 00:12:20,987
‫من عاشق همه باباجونی‌هامم

262
00:12:23,953 --> 00:12:25,079
‫بعله

263
00:12:29,250 --> 00:12:30,250
‫ببخشید!

264
00:12:31,627 --> 00:12:33,796
‫شما رابطه خوبی با پدرتون دارین؟

265
00:12:33,879 --> 00:12:36,799
‫دارم واسه پول تو یه کلوب شبانه
‫نیمه‌لخت میرقصم

266
00:12:37,466 --> 00:12:38,551
‫خودت چه فکری میکنی؟

267
00:12:44,849 --> 00:12:45,850
‫هی...

268
00:12:46,517 --> 00:12:49,103
‫میدونین لوسیفر مورنینگ‌استار
‫رو کجا میتونم پیدا کنم؟

269
00:12:49,186 --> 00:12:50,271
‫الان اینجا نیست

270
00:12:50,354 --> 00:12:52,273
‫- تو روحش
‫- از لوسیفر چی میخوای؟

271
00:12:52,356 --> 00:12:53,356
‫فقط...

272
00:12:54,275 --> 00:12:56,485
‫- میخواستم یه دستی ازم بگیره. دمت گرم
‫- هی وایسا

273
00:12:56,569 --> 00:12:59,530
‫شاید من بتونم کمکت کنم.
‫من آمندیل ـم، برادر لوسیفر

274
00:12:59,613 --> 00:13:01,907
‫- ناموس؟
‫- خدا شاهده

275
00:13:02,116 --> 00:13:03,116
‫من کیلب‌ام

276
00:13:03,325 --> 00:13:05,035
‫خب مشکلت چیه کیلب؟

277
00:13:07,872 --> 00:13:08,872
‫این

278
00:13:09,623 --> 00:13:10,749
‫زاناکس و آدرال

279
00:13:11,250 --> 00:13:13,752
‫- این همه مواد رو از کی گرفتی؟
‫- یه موادفروش

280
00:13:14,253 --> 00:13:15,379
‫اسمش طاهر ـه

281
00:13:15,921 --> 00:13:17,798
‫میخواد تو مدرسه بفروشمش.
‫یه بار فروختم

282
00:13:17,882 --> 00:13:19,675
‫ولی دیگه نمیخوام بفروشم

283
00:13:19,967 --> 00:13:22,595
‫مشکل اینه که گفت اگه
‫نفروشم دخلم رو میاره

284
00:13:22,678 --> 00:13:25,014
‫گفتم شاید لوسیفر بتونه ازم بخرتشون

285
00:13:25,097 --> 00:13:27,683
‫که این بار رو از دوشم برداره. تو میتونی؟

286
00:13:27,766 --> 00:13:30,603
‫ببین، اگرم بخرم مشکلت حل نمیشه

287
00:13:31,729 --> 00:13:35,065
‫بنظرت میاد این آقای طاهر
‫مجبورت کنه بازم بفروشی

288
00:13:35,149 --> 00:13:36,567
‫خب من چیکار کنم؟

289
00:13:37,401 --> 00:13:38,527
‫دیگه نمیخوام بفروشم

290
00:13:42,531 --> 00:13:44,158
‫سلام الا، میخواستی منو ببینی؟

291
00:13:44,241 --> 00:13:46,619
‫آره، الان گزارش کالبدشکافی ساندرا بایز اومد

292
00:13:46,702 --> 00:13:49,163
‫ایول. میرم دن رو بیارم
‫که با هم مرورش کنیم

293
00:13:49,246 --> 00:13:53,125
‫نه! نرو. من برای تو میگم
‫تو هم بعدش میری به دن میگی

294
00:13:53,208 --> 00:13:55,502
‫چون میدونی، احتمالاً همیشه می‌بینیش

295
00:13:55,586 --> 00:13:57,504
‫مثلاً وقتی تریکسی رو میبری پیشش

296
00:13:57,588 --> 00:14:01,467
‫بچه‌ای که با هم ساختین
‫وقتی با هم زن و شوهر بودین

297
00:14:01,884 --> 00:14:03,009
‫خیلی‌خب

298
00:14:03,592 --> 00:14:06,467
‫خب... چی نوشته؟

299
00:14:06,549 --> 00:14:07,633
‫کوفتگی داره

300
00:14:07,716 --> 00:14:10,215
‫دو تاش رو جمجمه‌ی مقتوله

301
00:14:10,424 --> 00:14:14,506
‫شکلش غیرعادیه، در نتیجه
‫انگار آلت قتاله چوب گلف بوده

302
00:14:14,757 --> 00:14:16,173
‫دقیق‌تر بگم، سر چوب گلف

303
00:14:16,256 --> 00:14:19,464
‫گرفتم. به دن میگم بره
‫حکم تفتیش رختکن گلف رو بگیره

304
00:14:19,547 --> 00:14:20,380
‫خوبه

305
00:14:24,212 --> 00:14:25,211
‫بخش علمی

306
00:14:26,212 --> 00:14:27,962
‫آره، رو پرونده تیرنان کار کردم

307
00:14:31,462 --> 00:14:33,836
‫ببخشید، گفتین از کجا زنگ میزنین؟

308
00:14:42,500 --> 00:14:44,500
‫خب، زندان‌بان بودن رو دوست داری یا نه؟

309
00:14:45,167 --> 00:14:48,791
‫حوصله‌سربر. مگه اینکه بتونی اوضاع
‫رو قاراشمیش کنی، با زندانی دعوا کنی و اینا

310
00:14:49,541 --> 00:14:50,833
‫شکارچی بودن چجوریه؟

311
00:14:51,666 --> 00:14:53,540
‫ببین، یه راست میرم سر اصل مطلب

312
00:14:53,624 --> 00:14:55,332
‫معمولاً مستقیم میرم واسه سکس

313
00:14:55,707 --> 00:14:58,332
‫ولی دوستم میگه زیادی
‫رو بچه‌اش تمرکز کردم

314
00:14:58,497 --> 00:15:00,997
‫میگه باید خودم یه رابطه داشته باشم

315
00:15:01,497 --> 00:15:03,455
‫دنبال کسی میگردم
‫که بتونم باهاش این کارو بکنم

316
00:15:04,788 --> 00:15:06,496
‫هرچی. پایه‌ام

317
00:15:09,121 --> 00:15:11,495
‫زیادی وابسته میشی.
‫با تو به جایی نمیرسم

318
00:15:20,327 --> 00:15:22,327
‫من اخیراً فهمیدم دکتر

319
00:15:22,410 --> 00:15:26,492
‫که مشاوره راه خوبیه برای
‫اینکه رابطه رشد و تکامل پیدا کنه

320
00:15:26,576 --> 00:15:29,075
‫و بعد به مقصد نهاییش برسه

321
00:15:30,075 --> 00:15:32,074
‫بله، میتونه باشه

322
00:15:33,074 --> 00:15:34,949
‫تو شرایط درست خودش

323
00:15:35,116 --> 00:15:39,115
‫لیندا، خیلی خوشحالم که بالاخره می‌بینمت

324
00:15:39,531 --> 00:15:41,906
‫و بودن تو این اتاق...

325
00:15:42,573 --> 00:15:46,655
‫یه جورایی مثل بودن تو
‫ذهن لوسیفره

326
00:15:48,196 --> 00:15:49,238
‫چه فکر ترسناکی

327
00:15:49,405 --> 00:15:50,487


328
00:15:50,571 --> 00:15:54,737
‫بله، خب منم خیلی خوشحالم
‫که می‌بینمت حوا

329
00:15:56,153 --> 00:15:59,028
‫عجب. تو اولین زن تاریخ هستی

330
00:15:59,111 --> 00:16:00,903
‫مثل دیدن یه دایناسور میمونه

331
00:16:00,986 --> 00:16:03,235
‫البته نه اینکه پیر بنظر بیای

332
00:16:03,319 --> 00:16:05,902
‫آخه انگار تو جدِ جدِ...

333
00:16:06,152 --> 00:16:07,693
‫جدِ جدِ...

334
00:16:07,776 --> 00:16:08,774
‫بیخیال

335
00:16:08,817 --> 00:16:10,234
‫ولش کن

336
00:16:10,318 --> 00:16:12,609
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

337
00:16:13,609 --> 00:16:16,482
‫اگه تو دیکشنری «رابطه بی‌نقص»
‫رو جستجو کنی

338
00:16:16,566 --> 00:16:18,899
‫شاید عکس من و حوا رو ببینی

339
00:16:19,274 --> 00:16:20,399


340
00:16:20,481 --> 00:16:24,606
‫ولی رضایت دشمن کماله،
‫منم گفتم عاقلانه‌ست

341
00:16:24,689 --> 00:16:28,397
‫که نظر کارشناسیت رو درباره
‫رابطه محشرمون بدونیم

342
00:16:29,314 --> 00:16:31,272
‫فکر نکنم جلسه‌مون
‫به خوبی و خوشی تموم شه

343
00:16:34,146 --> 00:16:37,520
‫لطفاً این رابطه محشرتون رو برام
‫توصیف کنین

344
00:16:37,604 --> 00:16:40,811
‫خب، بنظر من از روی هوس جلو میریم

345
00:16:41,394 --> 00:16:44,685
‫معمولاً موقع رانندگی به هم پی‌ام میدیم.
‫بعد یه روز تصمیم گرفتیم با هم زندگی کنیم

346
00:16:45,477 --> 00:16:48,727
‫همچنین مقدار غیرقابل‌باوری
‫مواد مخدر و الکل مصرف میکنیم

347
00:16:48,810 --> 00:16:52,267
‫و معمولاً غریبه‌ها رو به تختمون دعوت میکنیم

348
00:16:52,684 --> 00:16:53,683
‫راست میگه

349
00:16:53,726 --> 00:16:56,725
‫گفتم حوا تازه از یه رابطه
‫بلندمدت خارج شده؟

350
00:16:56,808 --> 00:16:58,610
‫خب، نظرت چیه دکتر؟

351
00:16:58,693 --> 00:17:00,045
‫بله، خب...

352
00:17:00,577 --> 00:17:02,790
‫با اینکه ادعا میکنین خوشبختین...

353
00:17:02,994 --> 00:17:05,248
‫حس میکنم یه ترس پنهان وجود داره

354
00:17:05,740 --> 00:17:08,403
‫تو کلماتی که برای توصیف
‫رابطه‌تون به کار بردی

355
00:17:08,484 --> 00:17:10,492
‫در واقع میترسم

356
00:17:10,574 --> 00:17:12,950
‫که در حال برگشت به یه
‫الگوی آشنا باشی از...

357
00:17:13,278 --> 00:17:14,260
‫انکار

358
00:17:16,309 --> 00:17:18,236
‫دقیقاً میخواستم همینو بگم

359
00:17:18,317 --> 00:17:19,506
‫دیدی چقدر حرص آدم درمیاد

360
00:17:19,587 --> 00:17:23,766
‫وقتی از تمام صحبت‌ها دقیقاً
‫اشتباه‌ترین برداشت رو میکنه؟

361
00:17:23,848 --> 00:17:24,872
‫خدای من!

362
00:17:25,159 --> 00:17:28,641
‫هر بار همینه!

363
00:17:28,723 --> 00:17:32,001
‫- صحیح. چطوره برگردیم سر بحثمون؟
‫- چرا تا الان همدیگه رو پیدا نکرده بودیم؟

364
00:17:32,083 --> 00:17:34,500
‫- نمیدونم والا!
‫- ببین، یه پیشگویی هست

365
00:17:34,582 --> 00:17:36,180
‫الانم میخواد بحث رو عوض کنه

366
00:17:36,467 --> 00:17:38,884
‫از خودمم بهتر گفتی

367
00:17:39,252 --> 00:17:43,472
‫میدونی، لوسیفر عادت دار مشکلاتش
‫رو تو موارد دیگه انعکاس بده

368
00:17:43,718 --> 00:17:45,071
‫در حالی که در اصل

369
00:17:45,152 --> 00:17:46,873
‫- باید مستقیماً با مشکلاتش روبرو بشه
‫- روبرو بشه

370
00:17:47,160 --> 00:17:48,142
‫چه عجب!

371
00:17:58,099 --> 00:17:59,942
‫از این کار مطمئنی؟

372
00:18:00,392 --> 00:18:02,892
‫کیلب، من بزرگترین جنگجوی شهر نقره‌ایم

373
00:18:02,974 --> 00:18:05,186
‫لازم نیست نگران باشی

374
00:18:06,169 --> 00:18:07,180
‫بگو ببینم

375
00:18:07,856 --> 00:18:10,598
‫چی شد که وارد این کار شدی؟

376
00:18:11,483 --> 00:18:13,422
‫طاهر و نوچه‌هاشو تو یه کلوب دیدم

377
00:18:13,760 --> 00:18:15,995
‫بنظر باحال میومد،
‫منم رفتم تو جمعشون

378
00:18:16,080 --> 00:18:20,338
‫یه روز، طاهر یه راه برای
‫پول درآوردن بهم پیشنهاد کرد

379
00:18:20,550 --> 00:18:21,941
‫چرا بهش نه نگفتی؟

380
00:18:22,194 --> 00:18:24,303
‫طاهر از اونایی نیست که بشه
‫بهش نه گفت

381
00:18:24,387 --> 00:18:26,875
‫مطمئنم میتونم با این آقای طاهر کنار بیام

382
00:18:27,423 --> 00:18:29,110
‫و قانعش کنم بیخیال تو بشه

383
00:18:29,742 --> 00:18:31,766
‫بعدشم شاید...

384
00:18:32,737 --> 00:18:34,971
‫با هم بریم بستنی بزنیم

385
00:18:40,411 --> 00:18:41,930
‫هه! حاجی‌مون کیلب اومد

386
00:18:42,773 --> 00:18:43,954
‫چی میکنی حاجی؟

387
00:18:44,249 --> 00:18:45,683
‫حالا دیگه بادیگارد لازمت شده؟

388
00:18:47,201 --> 00:18:50,870
‫چی شده؟ بچه‌های سفید
‫مدرسه زیادی از نخودا خوششون اومده؟

389
00:18:51,460 --> 00:18:54,117
‫اتفاقاً کیلب دیگه نخود نمیفروشه

390
00:18:54,708 --> 00:18:59,219
‫دیگه نمیخواد نقشی تو موادفروشی
‫غیرقانونی شما داشته باشه

391
00:19:10,099 --> 00:19:11,871
‫ببخشید

392
00:19:15,961 --> 00:19:16,973
‫کیلب دیگه نیست

393
00:19:17,310 --> 00:19:19,250
‫دیگه تعهدی نداره

394
00:19:19,334 --> 00:19:21,401
‫این داداشمون اصل جنسه

395
00:19:22,034 --> 00:19:23,468
‫ولی اینجوری نمیشه

396
00:19:23,552 --> 00:19:26,166
‫من هزینه دارم،
‫اونم باید پول منو بده

397
00:19:26,461 --> 00:19:27,769
‫به هر نحوی که شده

398
00:19:27,853 --> 00:19:31,015
‫خیلی‌خب باشه. من خودم
‫برمیگردم پول اون مواد رو میدم

399
00:19:31,100 --> 00:19:32,196
‫تند نرو حاجی جون

400
00:19:32,281 --> 00:19:33,799
‫الان مرام ما زیر پا گذاشته شده

401
00:19:33,884 --> 00:19:36,034
‫واسه همین باید یه وثیقه‌ای
‫چیزی پیشمون بذاری

402
00:19:36,118 --> 00:19:38,944
‫- خود پسره چطوره؟
‫- از این خبرا که نیست طاهر

403
00:19:40,293 --> 00:19:42,233
‫اون ماسماسکی که دور گردنته چی؟

404
00:19:43,245 --> 00:19:47,378
‫این ماسماسک رو پدرم بهم هدیه داده طاهر.
‫بی‌نهایت باارزشه

405
00:19:47,589 --> 00:19:48,601
‫خوبه

406
00:19:49,065 --> 00:19:52,354
‫یعنی انگیزه‌ات برای برگردوندن پول
‫من زیاد میشه

407
00:20:04,373 --> 00:20:05,975
‫برمیگردم گردنبند رو بگیرم

408
00:20:10,529 --> 00:20:11,794
‫اینو بدون کیلب

409
00:20:11,879 --> 00:20:14,704
‫اگه ترکشش بهم بخوره،
‫ترکش بهت میزنم

410
00:20:15,632 --> 00:20:16,633
‫میگیری چی میگم؟

411
00:20:21,054 --> 00:20:22,472
‫باورم نمیشه مرده

412
00:20:22,681 --> 00:20:24,975
‫خانم بایز مشاور خیلی خوبی بود برای نیت

413
00:20:25,058 --> 00:20:28,603
‫نیت گفت ازش دیشب ازش خواستین
‫خونه نیاد

414
00:20:28,687 --> 00:20:31,314
‫- چه کاری داشتین؟
‫- مسائل کاری بود

415
00:20:31,481 --> 00:20:32,481
‫مسائل کاری؟

416
00:20:32,565 --> 00:20:34,234
‫مثل کشتن یه معلم محبوب؟

417
00:20:34,484 --> 00:20:36,528
‫فکر میکنین من کشتمش؟
‫مسخره‌ست

418
00:20:36,653 --> 00:20:37,487
‫واقعاً؟

419
00:20:37,570 --> 00:20:38,780
‫باهاش رابطه داشتی

420
00:20:38,863 --> 00:20:42,033
‫آره، با هم رابطه داشتیم ولی
‫تموم شد. هفته پیش بهم زدیم

421
00:20:42,117 --> 00:20:44,786
‫برای بهم زدن که مجبور
‫نشدی بکشیش، نه؟

422
00:20:44,869 --> 00:20:45,870
‫معلومه که نه!

423
00:20:45,954 --> 00:20:48,373
‫- آخیش
‫- متقابل بود. در واقع من قبلش...

424
00:20:48,456 --> 00:20:50,000
‫با یکی دیگه رابطه داشتم

425
00:20:50,083 --> 00:20:52,669
‫پس یعنی به خیانتت خیانت کردی؟

426
00:20:52,877 --> 00:20:56,298
‫نه به اون صورت. با همسر سابقم،
‫«اما» دوست شدم. رفته بودیم مشاوره

427
00:20:56,381 --> 00:20:59,181
‫اولش سخت بود ولی در نهایت
‫کمکمون کرد برگردیم پیش هم

428
00:20:59,259 --> 00:21:00,259
‫اونوقت الان داری اینو بهم میگی!

429
00:21:00,302 --> 00:21:02,137
‫دیشب با اما بودم

430
00:21:02,220 --> 00:21:04,782
‫نمیخواستیم به نیت بگیم چون
‫نمیخواستیم فکرش رو خواب کنیم

431
00:21:04,806 --> 00:21:07,727
‫جدا شدنمون خیلی براش سخت بود
‫ولی این اواخر خیلی خوب پیش میرفت

432
00:21:07,810 --> 00:21:09,312
‫با لکسی دوسته، دختر خیلی خوبیه

433
00:21:09,395 --> 00:21:11,689
‫آزمون تحصیل عالی‌ش رو ترکوند،
‫هاروارد قبول شد

434
00:21:11,772 --> 00:21:13,649
‫نمیخواستیم حواسش پرت بشه تا اینکه...

435
00:21:14,191 --> 00:21:15,651
‫مطمئن بشیم رابطه‌مون پایداره

436
00:21:15,735 --> 00:21:18,195
‫اطلاعات همسر سابقتون رو لازم دارم

437
00:21:18,279 --> 00:21:22,241
‫اصلاً چی شد که از همسر سابقت جدا شدی؟

438
00:21:23,659 --> 00:21:26,829
‫گمونم من همون شوهر بد متعارف بودم

439
00:21:27,413 --> 00:21:30,041
‫خیانت، خودخواهی، غفلت

440
00:21:30,541 --> 00:21:33,586
‫الان که فکر میکنم می‌بینم
‫چاره‌ای برای اما جز جدایی نذاشتم

441
00:21:35,421 --> 00:21:38,424
‫شوهر بد متعارف، فهمیدم

442
00:21:49,977 --> 00:21:51,437
‫میزنی میترکونی!

443
00:21:51,520 --> 00:21:52,521
‫عه، عزیزم؟

444
00:21:52,605 --> 00:21:55,149
‫امشب با هم برنامه داشتیم

445
00:21:55,316 --> 00:21:56,901
‫نه، شرمنده...

446
00:21:57,234 --> 00:21:58,652
‫خب، لین نوبت توئه!

447
00:22:33,020 --> 00:22:35,898
‫برو کنار بابا! برو کنار!

448
00:22:44,240 --> 00:22:46,117
‫آره! ایول!

449
00:22:46,200 --> 00:22:48,452
‫بخورش! بخورش! بخورش!

450
00:23:10,683 --> 00:23:13,102
‫آره! راضیم ازت

451
00:23:18,607 --> 00:23:20,858
‫قیر شدی!

452
00:23:22,190 --> 00:23:23,232
‫آره!

453
00:23:23,357 --> 00:23:24,815
‫کاراگاه. چه کمکی ازم برمیاد؟

454
00:23:25,315 --> 00:23:28,231
‫فهمیدیم قاتل کیه.
‫بیا اداره.

455
00:23:28,398 --> 00:23:29,397
‫حله.

456
00:23:29,981 --> 00:23:31,565
‫حوا!

457
00:23:32,398 --> 00:23:33,564
‫من باید برم.

458
00:23:33,647 --> 00:23:36,397
‫هی، مطمئنی نمی‌تونی
‫یکم دیگه بمونی؟

459
00:23:36,480 --> 00:23:37,647
‫سس پنیر داریم!

460
00:23:37,730 --> 00:23:39,355
‫از اداره زنگ زدن.

461
00:23:43,980 --> 00:23:46,104
‫حاجی، دیدی چطوری پشماشون ریخته‌بود

462
00:23:46,187 --> 00:23:48,770
‫رفتی زدی دست پسره‌رو شکوندی؟

463
00:23:48,895 --> 00:23:50,979
‫بهت گفتم که کم آدمی نیستم، جوون.

464
00:23:51,062 --> 00:23:53,311
‫دمت گرم. دیگه بهت شک نمی‌کنم.

465
00:23:54,270 --> 00:23:55,895
‫ببین، می‌دونستم آدم باهوشی‌ای.

466
00:23:55,978 --> 00:23:57,645
‫،واسه همینم برام سؤاله، کیلب

467
00:23:57,728 --> 00:24:00,061
‫اصلاً واسه چی بخوای
‫با اون آدما دوست بشی؟

468
00:24:00,145 --> 00:24:02,769
‫یعنی خب، حتماً تو مدرسه کُلی دوست داری.

469
00:24:02,853 --> 00:24:05,853
‫آره، ولی خب همچین با جماعت
‫پولدار سفیدپوست کنار نمیام.

470
00:24:05,935 --> 00:24:08,477
‫طاهر و نوچه‌هاش شبیه منن.

471
00:24:09,060 --> 00:24:10,435
‫می‌ذارن خودم باشم.

472
00:24:10,518 --> 00:24:13,309
‫یعنی خب، اگه از اول
‫،می‌دونستم کارشون چیه

473
00:24:13,393 --> 00:24:15,685
‫شاید یه اکیپ دیگه پیدا می‌کردم
‫که باهاشون وقت بگذرونم.

474
00:24:15,768 --> 00:24:18,767
‫والا پیدا کردن هم‌نوعای خودت یکم سخته.

475
00:24:19,559 --> 00:24:20,892
‫آدمایی که مثل خودت باشن، می‌دونی؟

476
00:24:22,934 --> 00:24:24,350
‫یه سؤالی ازت دارم.

477
00:24:25,975 --> 00:24:27,392
‫اصلاً واسه چی داری بهم کمک می‌کنی؟

478
00:24:27,474 --> 00:24:28,516
‫من...

479
00:24:30,975 --> 00:24:32,391
‫دارم پسردار می‌شم.

480
00:24:34,224 --> 00:24:35,225
‫آره.

481
00:24:37,271 --> 00:24:39,774
‫و نگرانم و نمی‌دونم
‫پدر خوبی می‌شم یا نه.

482
00:24:40,943 --> 00:24:43,239
‫پس یعنی چی؟
‫من برات یه مورد آزمایشی بودم؟

483
00:24:48,831 --> 00:24:50,250
‫ایسگاتو گرفتم بابا.

484
00:24:51,126 --> 00:24:52,127
‫رواله.

485
00:24:58,513 --> 00:24:59,891
‫شما کیلب می‌فیلد هستید؟

486
00:25:01,101 --> 00:25:04,273
‫- گفتم تو کیلب می‌فیلدی؟
‫- بله، این کیلبه، جناب سروان.

487
00:25:05,149 --> 00:25:07,695
‫- مشکل چیه؟
‫- حکم بازداشتش رو داریم.

488
00:25:07,778 --> 00:25:09,698
‫- به جرم قتل تحت‌تعقیبه.
‫- قتل؟

489
00:25:11,701 --> 00:25:13,746
‫نه. نه، امکان نداره.

490
00:25:13,829 --> 00:25:15,390
‫بخواب روی زمین، دستات پشت سرت.

491
00:25:15,791 --> 00:25:17,461
‫،ببین چی میگم، عوضی
‫،گفتم بخواب روی زمین

492
00:25:17,544 --> 00:25:18,754
‫و دستاتُ بذار پشت سرت.

493
00:25:18,837 --> 00:25:20,089
‫داری اذیتش می‌کنی!

494
00:25:20,173 --> 00:25:23,303
‫- آقا جلوتر نیاید، دستا بالا.
‫- دستا...

495
00:25:24,138 --> 00:25:27,602
‫چرا تفنگتُ سمت من نشونه رفتی؟
‫من که هیچ کار بدی نکردم.

496
00:25:27,685 --> 00:25:29,522
‫فوراً دستاتُ بذار پشت سرت!

497
00:25:32,735 --> 00:25:35,573
‫بچه‌ها ببینید، شما دارید
‫اشتباه بزرگی می‌کنید، خب؟

498
00:25:35,657 --> 00:25:38,995
‫من توی ادارۀ پلیس لس‌آنجلس آشنا دارم.
‫بذارید بهشون زنگ بزنم.

499
00:25:39,079 --> 00:25:41,433
‫- نه، نه، لطفاً فقط به حرف‌شون گوش کن!
‫- داری اذیتش می‌کنی!

500
00:25:41,457 --> 00:25:43,339
‫- دستاتُ بذار پشت سرت!
‫- ولش کن!

501
00:25:43,461 --> 00:25:46,215
‫دیگه حرفمُ تکرار نمی‌کنم، عوضی.
‫دستاتُ بگیر بالا!

502
00:25:46,298 --> 00:25:48,980
‫- من دستامُ بالا نمی‌گیرم!
‫- مجبورم نکن تیراندازی کنم.

503
00:25:49,011 --> 00:25:50,347
‫نمی‌خوام بهت شلیک کنم!

504
00:25:50,430 --> 00:25:53,477
‫دست نگه‌دارید!
‫اون دوستمه! دوستمه!

505
00:26:00,863 --> 00:26:01,864
‫خوبی؟

506
00:26:11,298 --> 00:26:13,593
‫یه چوب گلف...

507
00:26:14,553 --> 00:26:18,684
‫با اثرانگشت کیلب و خون مقتول
‫توی کمدش پیدا کردن.

508
00:26:19,394 --> 00:26:21,355
‫،کیلب به موادفروشی معروف بوده

509
00:26:21,606 --> 00:26:24,569
‫پس نظریه‌مون اینه که
‫،خانم بایز متوجه شده

510
00:26:24,736 --> 00:26:26,614
‫،و تهدید کرده به پلیس تحویلش بده
‫و اونم زده کشتدش.

511
00:26:26,697 --> 00:26:27,741
‫نه، دن.

512
00:26:27,991 --> 00:26:29,368
‫کیلب آدمکش نیست.

513
00:26:29,619 --> 00:26:31,496
‫باشه، ولی پسره گناهکار به‌نظر میاد.

514
00:26:31,956 --> 00:26:34,293
‫"اصلاً "گناهکار به‌نظر میاد
‫دقیقاً یعنی چی، دن؟

515
00:26:34,376 --> 00:26:36,254
‫منظورت رنگ پوست‌شه؟

516
00:26:37,465 --> 00:26:38,925
‫اون باتوجه به...

517
00:26:39,426 --> 00:26:41,972
‫مدارکی که علیه‌ش هست گناهکاره، پسر.
‫چطوری بهم اَنگ نژادپرستی می‌زنی؟

518
00:26:48,900 --> 00:26:50,067
‫حالت خوبه؟

519
00:26:50,150 --> 00:26:52,360
‫می‌دونم حس خوبی نداره که...

520
00:26:52,943 --> 00:26:54,028
‫سمتت اسلحه بگیرن.

521
00:26:54,111 --> 00:26:55,779
‫آخه چرا اون مأمورا
‫گوش به حرفم نمی‌دادن؟

522
00:26:55,862 --> 00:26:58,155
‫سعی کردم باهاشون حرف بزنم و
‫با منطق پیش برم، ولی...

523
00:26:59,030 --> 00:27:00,198
‫گوش به حرفم نمی‌دادن.

524
00:27:01,198 --> 00:27:03,199
‫انگاری تصمیم‌شونُ از قبل گرفته بودن.

525
00:27:03,282 --> 00:27:05,617
‫اون دوتا گاوچرون دیوونه
‫دیگه از حدشون گذشتن.

526
00:27:05,700 --> 00:27:07,739
‫این داستانا که تموم بشه
‫یه شکایت مبنی‌بر برخورد وحشیانه

527
00:27:07,785 --> 00:27:09,202
‫علیه‌شون ثبت می‌کنم.

528
00:27:09,285 --> 00:27:10,787
‫و چه تغییری ایجاد می‌شه...

529
00:27:11,244 --> 00:27:14,080
‫در نتیجۀ این شکایت تو؟

530
00:27:16,081 --> 00:27:17,332
‫احتمالاً هیچی.

531
00:27:18,916 --> 00:27:20,416
‫هی، دن...

532
00:27:21,376 --> 00:27:23,085
‫می‌شه یه دقیقه باهات حرف بزنم؟

533
00:27:31,214 --> 00:27:32,214
‫باشه.

534
00:27:32,589 --> 00:27:36,342
‫دقیق نمی‌دونم چطوری اینو بگم، ولی...

535
00:27:36,425 --> 00:27:37,676
‫یه لحظه صبر کن.

536
00:27:37,759 --> 00:27:41,594
‫فکر کردم راجب این رابطه هم‌نظر بودیم.

537
00:27:41,678 --> 00:27:43,387
‫موضوع پروندۀ تیرنان‌‍ه.

538
00:27:43,470 --> 00:27:45,680
‫آها. ببخشید. چی شده؟

539
00:27:45,888 --> 00:27:48,348
‫،برای خاتمه‌دادن به پرونده
‫تیم کارآگاهی مصاحبه‌های

540
00:27:48,431 --> 00:27:49,556
‫ارزیابی صلاحیت کرده بودن.

541
00:27:49,640 --> 00:27:52,058
‫یکی بهشون گفته که
‫ممکنه یکی از پلیس‌ها...

542
00:27:53,101 --> 00:27:54,476
‫رفته باشه پیش جیکوب تیرنان

543
00:27:54,559 --> 00:27:57,894
‫و بهش گفته باشه که اونی که
‫زده کمر پسرشُ شکسته خود لوسیفر بوده.

544
00:27:57,977 --> 00:27:59,270
‫ادعای سنگینی‌‍ه.

545
00:27:59,479 --> 00:28:01,896
‫آره! ولی اگه درست باشه چی؟

546
00:28:01,979 --> 00:28:03,940
‫ممکنه دنبال این باشه
‫که لوسیفرُ خراب کنه.

547
00:28:04,231 --> 00:28:05,482
‫به گمونم امکانش هست.

548
00:28:05,565 --> 00:28:07,942
‫می‌تونم با ردیابی ماشین‌های اداره

549
00:28:08,025 --> 00:28:10,418
‫،مشخص کنم که کار کدوم مأمور بوده
‫،ولی نمی‌دونم چی‌کار کنم

550
00:28:10,442 --> 00:28:11,944
‫که به کلویی بگم یا نه...

551
00:28:13,361 --> 00:28:15,070
‫هی، دن!

552
00:28:15,570 --> 00:28:16,656
‫چی کار می‌کنی؟

553
00:28:16,989 --> 00:28:18,659
‫خوشحال شدم، ولی من...

554
00:28:18,742 --> 00:28:21,580
‫حق با توئه، باید
‫،در این رابطه هم‌نظر باشیم

555
00:28:21,664 --> 00:28:25,337
‫که این رابطه نشدنی‌‍ـه.

556
00:28:25,421 --> 00:28:27,173
‫یه لحظه جوگیر شدم.

557
00:28:28,467 --> 00:28:29,594
‫دیگه تکرار نمی‌شه.

558
00:28:30,220 --> 00:28:31,848
‫عیب نداره. بی‌خیال.

559
00:28:31,931 --> 00:28:34,894
‫و این قضیۀ تیرنان هم
‫خیلی برای من عجیب و غیرمنتظره‌ست.

560
00:28:34,978 --> 00:28:37,774
‫آره. آره، راست میگی...

561
00:28:38,234 --> 00:28:40,404
‫باشه. بگذریم...

562
00:28:40,696 --> 00:28:41,697
‫فعلاً.

563
00:28:42,115 --> 00:28:43,116
‫فعلاً.

564
00:29:08,576 --> 00:29:10,455
‫خب ببین، باید مامان‌بابات حرف زدم.

565
00:29:11,289 --> 00:29:12,750
‫دارن از سفرشون بر می‌گردن.

566
00:29:12,958 --> 00:29:14,837
‫،یه وکیل خوب برات می‌گیریم

567
00:29:15,004 --> 00:29:17,341
‫،و تبرئه‌ت می‌کنیم
‫و خیلی‌زودی از اینجا آزاد می‌شی.

568
00:29:19,345 --> 00:29:21,556
‫بذار یه سؤالی ازت کنم.
‫چرا انقدر مطمئنی

569
00:29:21,640 --> 00:29:23,620
‫- که من اون معلمه رو نکشتم؟
‫- می‌دونم همچین کاری نمی‌کنی.

570
00:29:23,644 --> 00:29:26,147
‫کلاً با شناخت یک‌روزه‌ای که
‫ازم داری به این نتیجه رسیدی؟

571
00:29:26,231 --> 00:29:29,194
‫آره. می‌دونم که محاله
‫بیای کسی رو بکشی، کیلب.

572
00:29:29,277 --> 00:29:32,157
‫ولی این مهم نیست.
‫کسی چه اهمیتی میده تو حرفمُ باور می‌کنی یا نه؟

573
00:29:32,242 --> 00:29:33,409
‫پلیسا که باور نمی‌کنن.

574
00:29:33,493 --> 00:29:34,662
‫ولی تو بی‌گناهی.

575
00:29:34,745 --> 00:29:37,875
‫حقیقت فاش می‌شه و اونا هم
‫چاره‌ای ندارن جز این‌که آزادت کنن...

576
00:29:37,959 --> 00:29:41,173
‫حاجی، تو تو کدوم دنیای خیالی
‫و مزخرفی زندگی می‌کنی؟

577
00:29:41,423 --> 00:29:43,009
‫یعنی خب، ببین چه بلایی سر خودت اومد.

578
00:29:43,093 --> 00:29:45,848
‫تو که اصلاً کاری نکرده بودی
‫و نزدیک بود تیر بخوری.

579
00:29:45,931 --> 00:29:48,769
‫تنها حقیقت مهم چیزیه
‫که اونا بهش باور دارن.

580
00:29:48,853 --> 00:29:52,275
‫و از نظر اونا، من بچۀ سیاه‌پوستیم
‫،که داره موادفروشی می‌کنه

581
00:29:52,358 --> 00:29:55,113
‫و اثرانگشتش روی آلت قتاله پیدا شده.

582
00:29:56,407 --> 00:29:58,201
‫اینجا دیگه آخر خطه برای من.

583
00:29:58,703 --> 00:30:01,081
‫تو برو. وقتتُ برای من تلف نکن.

584
00:30:02,500 --> 00:30:04,128
‫من ولت نمی‌کنم، کیلب.

585
00:30:04,421 --> 00:30:07,885
‫ببین، آدمای خوبی اون بیرون هستن
‫،که می‌تونن به حقیقت واقعی پی ببرن

586
00:30:07,968 --> 00:30:09,387
‫ولی کمک تو لازم‌شون می‌شه.

587
00:30:09,470 --> 00:30:13,059
‫و ازتم نمی‌خوام که به اونا ایمان
‫داشته باشی. به من ایمان داشته باش.

588
00:30:16,774 --> 00:30:17,773
‫باشه؟

589
00:30:30,608 --> 00:30:32,733
‫چه جفت‌شدنِ جالب‌توجهی، نه؟

590
00:30:33,024 --> 00:30:34,190
‫عاشق پروفایلت شدم.

591
00:30:35,024 --> 00:30:38,190
‫و اون داستان‌های تخیلی‌ای که
‫راجب ماجراجویی‌های جناییت نوشته بودی...

592
00:30:38,649 --> 00:30:40,399
‫اوف!

593
00:30:40,482 --> 00:30:43,232
‫خوب حشریم کردی.

594
00:30:46,399 --> 00:30:47,398
‫ولی...

595
00:30:47,815 --> 00:30:49,399
‫از نظرم این رابطه
‫به جایی نمی‌رسه.

596
00:30:50,607 --> 00:30:53,149
‫یعنی خب، جفت‌مون مشخصاً آلفاییم.
‫[ روحیۀ رهبری و کنترلی ]

597
00:30:53,773 --> 00:30:56,732
‫احتمالاً در نهایت فقط
‫شاخ به شاخ همدیگه می‌شیم.

598
00:30:57,316 --> 00:30:59,107
‫آینده‌ای تو این رابطه نمی‌بینم.

599
00:31:02,065 --> 00:31:04,857
‫ولی شب‌تون خوش و
‫موفق باشید، بانوی‌من.

600
00:31:05,523 --> 00:31:06,522


601
00:31:08,940 --> 00:31:09,940


602
00:31:13,398 --> 00:31:14,857
‫عه، سلام، میز.

603
00:31:15,732 --> 00:31:17,189
‫تو لوسیفر رو ندیدی؟

604
00:31:17,273 --> 00:31:18,272
‫نه.

605
00:31:19,481 --> 00:31:20,481
‫خوبی؟

606
00:31:20,565 --> 00:31:22,273
‫اون یارو ۲۱ـُمین قرارم
‫بود که بد پیش رفت.

607
00:31:22,356 --> 00:31:24,481
‫و ۲۲ـُمیش هم هر لحظه ممکنه برسه.

608
00:31:25,481 --> 00:31:26,480
‫برگام.

609
00:31:27,565 --> 00:31:28,772
‫عجب بُنیه‌ای داری.

610
00:31:30,273 --> 00:31:31,981
‫می‌دونم این حرفم حتماً
‫احمقانه به‌نظر میاد...

611
00:31:32,731 --> 00:31:35,064
‫ولی کم کم دارم فکر می‌کنم که شاید...

612
00:31:36,398 --> 00:31:37,981
‫مشکل خود منم.

613
00:31:38,064 --> 00:31:39,560
‫واقعاً هم احمقانه‌ست.

614
00:31:39,643 --> 00:31:41,264
‫تو فوق‌العاده‌ای بابا.

615
00:31:41,346 --> 00:31:43,216
‫سر این قرارات چی کارا می‌کنی؟

616
00:31:43,300 --> 00:31:44,338
‫کارای عادی.

617
00:31:44,421 --> 00:31:45,417
‫باشه.

618
00:31:45,750 --> 00:31:47,205
‫خب، چطوره...

619
00:31:48,326 --> 00:31:51,110
‫باهم حلش کنیم.
‫بیا با من تمرین کنیم.

620
00:31:51,983 --> 00:31:57,467
‫می‌تونیم وانمود کنیم که سر قراریم و
‫ببینیم مشکل کجاست.

621
00:31:57,550 --> 00:31:58,422
‫باشه.

622
00:31:58,506 --> 00:31:59,502
‫باشه.

623
00:31:59,836 --> 00:32:00,832
‫من شروع می‌کنم.

624
00:32:02,037 --> 00:32:04,280
‫سلام. من "حوا"ـم.

625
00:32:04,696 --> 00:32:06,525
‫علیک. منم "میز"ـم.

626
00:32:06,981 --> 00:32:08,144
‫خوش‌وقتم.

627
00:32:09,390 --> 00:32:10,638
‫می‌خوای بریم با هم بخوابیم؟

628
00:32:12,008 --> 00:32:13,004
‫خوبه.

629
00:32:14,003 --> 00:32:17,409
‫سکس سر قرار اول
‫هیچ مشکلی نداره.

630
00:32:17,991 --> 00:32:23,392
‫ولی می‌دونی، چطوره چندتا جمله
‫صبر کنی بعد بری سراغش.

631
00:32:24,680 --> 00:32:26,674
‫باشه، از خودت برام بگو.

632
00:32:27,256 --> 00:32:29,168
‫خب، من سکس دوست دارم.

633
00:32:29,417 --> 00:32:30,413
‫خوبه.

634
00:32:31,120 --> 00:32:32,159
‫دیگه چی؟

635
00:32:37,019 --> 00:32:39,471
‫والا صحبت‌کردن راجب زندگیم سخته.

636
00:32:40,967 --> 00:32:43,667
‫- هر چی نباشه من اهریمنم دیگه.
‫- خب مشکلش چیه؟

637
00:32:44,249 --> 00:32:48,778
‫هر کی ارزش رابطه باهاتُ داره
‫باید هر ویژگی‌ای که از تو...

638
00:32:49,982 --> 00:32:50,978
‫میز" می‌سازه رو بفهمه دیگه".

639
00:32:52,642 --> 00:32:54,719
‫بگذریم، مگه یه قرار دیگه نداری؟

640
00:32:57,295 --> 00:32:58,998
‫انگاری طرف نمیاد.

641
00:32:59,331 --> 00:33:00,535
‫چطوره همینُ ادامه بدیم؟

642
00:33:01,449 --> 00:33:03,111
‫می‌دونی، خیلی داره کمک می‌کنه.

643
00:33:04,150 --> 00:33:05,364
‫آره.

644
00:33:08,348 --> 00:33:11,130
‫خب رابطه‌ت با حوا چطوره؟

645
00:33:11,282 --> 00:33:12,466
‫خوب نیست.

646
00:33:12,617 --> 00:33:15,701
‫سعی کردم دوست‌پسر افتضاحی بشم
‫،که خودش باهام بهم بزنه

647
00:33:15,784 --> 00:33:17,493
‫ولی به‌طرز محشری شکست خوردم.

648
00:33:17,576 --> 00:33:20,577
‫،معلومه که جواب نداده، لوسیفر
‫چون تو همچین آدمی نیستی.

649
00:33:23,577 --> 00:33:25,077
‫تو از کجا می‌دونی من کیم؟

650
00:33:26,493 --> 00:33:28,744
‫،کیلب می‌فیلد بی‌گناهه، کلویی

651
00:33:28,910 --> 00:33:30,369
‫و واقعاً باید پرونده‌ش رو بررسی کنی.

652
00:33:30,453 --> 00:33:31,745
‫چی شده؟ چیزی بهت گفته؟

653
00:33:31,828 --> 00:33:33,327
‫آره! که براش پاپوش دوختن.

654
00:33:33,411 --> 00:33:36,703
‫گفت کار کی بوده؟ چون منم
‫،داشتم بررسی‌ش می‌کردم و موافقم

655
00:33:36,786 --> 00:33:38,703
‫یه‌چیزی جور در نمیاد.
‫خیلی تابلوئه.

656
00:33:38,786 --> 00:33:41,828
‫هر کی براش پاپوش دوخته حتماً
‫می‌دونسته هدف خیلی خوبی می‌شه.

657
00:33:41,911 --> 00:33:43,550
‫- یعنی خبر داشته موادفروشه؟
‫- آره.

658
00:33:43,579 --> 00:33:46,704
‫به کیلب گفتم یه لیست از همه بچه‌هایی
‫که بهشون مواد فروخته بنویسه.

659
00:33:47,121 --> 00:33:50,079
‫اینم لیستی از تمام کسایی
‫که به کمد گلف دسترسی داشتن.

660
00:33:50,163 --> 00:33:52,371
‫اگه یکی از این بچه‌ها
‫،توی لیست کیلب هم باشه

661
00:33:52,455 --> 00:33:55,663
‫اون‌طوری اون آدم لوازم و فرصت
‫پاپوش‌دوختن براش رو داشته.

662
00:33:56,163 --> 00:33:57,204
‫پس بیاید ببینیم.

663
00:33:57,538 --> 00:33:59,872
‫نه. هیچ‌کدوم از اسامی تطابق نداره.

664
00:33:59,955 --> 00:34:01,872
‫مگه اون دوتا تو رابطه نیستن؟

665
00:34:02,539 --> 00:34:05,622
‫لکسی شاو و نیت بندیکت.
‫و شاهد همدیگه هم هستن.

666
00:34:11,998 --> 00:34:13,956
‫شرمنده زودتر پا پیش نذاشتم.

667
00:34:14,623 --> 00:34:15,832
‫ترسیده بودم.

668
00:34:17,832 --> 00:34:20,124
‫شاید نمی‌خواستم قبول کنم.

669
00:34:20,623 --> 00:34:22,582
‫که همچین کاری ازش بر میاد.

670
00:34:25,416 --> 00:34:27,541
‫پس نیت خانم بایز رو کشت؟

671
00:34:29,083 --> 00:34:30,291
‫من عاشقشم.

672
00:34:32,333 --> 00:34:34,167
‫،ولی بعضی‌وقتا انقدر عصبی می‌شه

673
00:34:34,250 --> 00:34:35,791
‫- که ترسناکه.
‫- اوهوم.

674
00:34:35,916 --> 00:34:38,083
‫و نیت هم موقع طلاق مامان‌باباش نابود شد.

675
00:34:38,167 --> 00:34:40,001
‫فکر کنم خانم بایز رو مقصر می‌دونست.

676
00:34:40,625 --> 00:34:42,709
‫اصلاً فکر نمی‌کردم تا این حد پیش بره.

677
00:34:43,917 --> 00:34:47,834
‫لکسی، بیا چند دقیقه استراحت کنیم، خب؟
‫منم میرم برات دستمال کاغذی بیارم.

678
00:35:01,210 --> 00:35:02,252
‫داره دروغ میگه.

679
00:35:04,211 --> 00:35:06,627
‫پس حقیقت رو بهشون بگو، نیت.
‫همین‌الان.

680
00:35:08,336 --> 00:35:09,961
‫همه‌ش به‌خاطر دانشگاه هاروارد کوفتی‌‍ه.

681
00:35:12,086 --> 00:35:14,587
‫لکسی باید اونجا قبول می‌شد.
‫اصرار کرد منم برم.

682
00:35:14,879 --> 00:35:17,337
‫و کُلی آدرال برامون خرید
‫که بتونیم بیشتر درس بخونیم.

683
00:35:17,421 --> 00:35:19,463
‫نمره‌هام رفت بالا و بعد
‫امتحان ورودی سر رسید

684
00:35:19,546 --> 00:35:22,046
‫و خانم بایز مسئول آزمون بود.

685
00:35:22,129 --> 00:35:23,337
‫سؤالای آزمونُ دزدیدی.

686
00:35:23,421 --> 00:35:25,213
‫می‌دونستیم توی دفترش
‫یه کپی از امتحان داره.

687
00:35:25,296 --> 00:35:27,463
‫من نمی‌خواستم اون‌کارو بکنم
‫ولی لکسی مجبورم کرد.

688
00:35:27,963 --> 00:35:29,464
‫و بعدم خانم بایز متوجه شد.

689
00:35:29,547 --> 00:35:31,589
‫"واسه همین بعد از جلسۀ "آوکا
‫داشتید دعوا می‌کردید؟

690
00:35:31,672 --> 00:35:35,297
‫،بهم گفت اگه حقیقت رو نگم
‫اول زنگ می‌زنه بابام و بعدم به پلیسا.

691
00:35:35,380 --> 00:35:38,630
‫و بعد وقتی به لکسی گفتم، اون... قاطی کرد.

692
00:35:38,714 --> 00:35:41,339
‫گفت، "من کشتم خودمُ
‫که وارد هاروارد شم

693
00:35:41,423 --> 00:35:43,006
‫"،و اجازه نمی‌دم خانم بایز خرابش کنه

694
00:35:43,089 --> 00:35:44,757
‫و بعد مجبورم کرد چوب گلف کیلب رو بدزدم...

695
00:35:44,840 --> 00:35:46,548
‫تو؟ تو کُشتیش؟

696
00:35:46,631 --> 00:35:49,299
‫،نه! توانش رو نداشتم
‫ولی لکسی... لکسی زد کشتش.

697
00:35:49,465 --> 00:35:51,215
‫و منم بهتر از اون نیستم چون...

698
00:35:52,632 --> 00:35:55,758
‫چون همه‌شُ لاپوشونی کردم و راجب
‫کیلب دروغ گفتم. اون کاری نکرده بود.

699
00:35:55,841 --> 00:35:57,424
‫چرا باید حرفتُ باور کنیم، نیت؟

700
00:35:57,507 --> 00:35:59,758
‫- دارم حقیقتُ بهتون میگم و می‌تونمم ثابت کنم.
‫- چطوری؟

701
00:35:59,841 --> 00:36:01,091
‫لباسای خونی لکسی...

702
00:36:01,799 --> 00:36:03,883
‫قرار بود بندازم‌شون دور
‫ولی این‌کارو نکردم.

703
00:36:05,508 --> 00:36:07,175
‫هاروارد اصلاً واسه‌م مهم نبود.

704
00:36:10,092 --> 00:36:12,217
‫لکسی فقط می‌خواست من
‫کسی باشم که نیستم

705
00:36:12,301 --> 00:36:15,801
‫و باید جلوش وایمیسادم
‫قبل این‌که کسی آسیب ببینه.

706
00:36:16,384 --> 00:36:17,385
‫واقعاً شرمنده‌ام.

707
00:36:27,701 --> 00:36:28,870
‫خب دیگه آزادی.

708
00:36:28,953 --> 00:36:30,415
‫تو هم گردنبندتُ پس گرفتی.

709
00:36:30,665 --> 00:36:33,254
‫آره، پول طاهر رو دادم، پس...

710
00:36:34,257 --> 00:36:36,220
‫دیگه نمی‌خواد بهش فکر کنی.

711
00:36:37,430 --> 00:36:39,227
‫ظاهراً حالا من یکی به تو بدهکار شدم.

712
00:36:39,602 --> 00:36:40,687
‫چطور می‌تونم جبران کنم؟

713
00:36:40,772 --> 00:36:42,818
‫می‌دونی چیه؟
‫چند وقته تو فکرشم

714
00:36:42,901 --> 00:36:46,325
‫و هیچی کمتر از

715
00:36:46,408 --> 00:36:50,000
‫یه‌بازی تک به تک، فردا، قبول نیست.

716
00:36:50,961 --> 00:36:53,174
‫به شرطی که بعدش بریم بستنی بخوریم.

717
00:36:55,638 --> 00:36:56,639
‫راستی...

718
00:36:57,057 --> 00:36:59,271
‫- جای هیچ نگرانی نیست.
‫- درمورد؟

719
00:37:00,189 --> 00:37:01,190
‫پدر بودنت.

720
00:37:01,609 --> 00:37:02,736
‫پدر معرکه‌ای می‌شی.

721
00:37:03,990 --> 00:37:05,117
‫فردا می‌بینمت.

722
00:37:10,044 --> 00:37:13,635
‫بعد چون آخر فیلم خنده‌م گرفت
‫کُلی از دستم ناراحت شد.

723
00:37:13,719 --> 00:37:15,181
‫فکر کردم کمدی بود.

724
00:37:17,018 --> 00:37:18,146
‫تو دیدیش؟

725
00:37:19,273 --> 00:37:20,317
‫فیلم "من و مارلی" رو؟

726
00:37:20,818 --> 00:37:21,987
‫نه.

727
00:37:22,530 --> 00:37:25,077
‫ولی شاید بتونیم باهم ببینیمش.

728
00:37:26,789 --> 00:37:28,126
‫آره، خیلی خوب می‌شه.

729
00:37:29,253 --> 00:37:30,255


730
00:37:30,840 --> 00:37:34,891
‫بگذریم، دیگه از ماجراهای
‫افتضاح رابطه‌ی من بیایم بیرون.

731
00:37:35,935 --> 00:37:36,938
‫خودت هیچی نداری؟

732
00:37:37,731 --> 00:37:39,067
‫ماجراهای افتضاح از رابطه‌هام؟

733
00:37:39,275 --> 00:37:43,451
‫نه والا. من یه چندین هزار سالی متأهل بودم.

734
00:37:43,953 --> 00:37:47,293
‫،بعد، تو تلاش دوم
‫نیمۀ گمشده‌م رو پیدا کردم.

735
00:37:47,585 --> 00:37:50,634
‫آره، ولی از کجا می‌دونستی
‫لوسیفر نیمۀ گمشده‌ته؟

736
00:37:50,717 --> 00:37:55,603
‫با آدم که بودم به گمونم همیشه
‫حس می‌کردم می‌خواستم...

737
00:37:56,188 --> 00:37:58,485
‫آدمی که خودم نبودم باشم.

738
00:37:58,568 --> 00:38:00,614
‫بعدش، با لوسیفر...

739
00:38:02,536 --> 00:38:06,002
‫،حس می‌کنم می‌تونم خودم باشم
‫می‌دونی؟

740
00:38:06,920 --> 00:38:07,964
‫لااقل همچین فکری می‌کردم.

741
00:38:08,841 --> 00:38:10,386
‫اخیراً، حس می‌کنم اون...

742
00:38:11,346 --> 00:38:13,226
‫یه‌کم داره ازم دور می‌شه.

743
00:38:13,768 --> 00:38:17,402
‫لوسیفر همین‌طوریه دیگه.
‫گاهاً یه عوضی خودمخرب می‌شه.

744
00:38:17,485 --> 00:38:19,573
‫ولی درست می‌شه.

745
00:38:20,366 --> 00:38:22,788
‫احمقه اگه نشه.
‫تو واقعاً فوق‌العاده‌ای.

746
00:38:27,507 --> 00:38:28,676
‫یه گیلاس دیگه می‌خوای؟

747
00:38:28,760 --> 00:38:30,931
‫- یه گیلاس دیگه لازم داری؟
‫- آره، دارم.

748
00:38:33,395 --> 00:38:34,395
‫آره.

749
00:38:37,773 --> 00:38:39,357
‫هی، میز خانم.

750
00:38:40,733 --> 00:38:41,733
‫چی شده؟

751
00:38:42,942 --> 00:38:44,318
‫داریم مشروب می‌زنیم، داداش.

752
00:38:44,735 --> 00:38:46,361
‫آره، چون از نظر من یه‌جورایی...

753
00:38:47,362 --> 00:38:49,696
‫داری مخ دوست‌دختر لوسیفرُ می‌زنی.

754
00:38:53,531 --> 00:38:56,574
‫خب، از نظر منم تو یه‌جورایی مستی.

755
00:38:56,657 --> 00:38:57,825
‫نگران نباش.

756
00:38:58,076 --> 00:39:00,868
‫،حرفی نمی‌زنم، چون من و تو
‫وضع‌مون مثل همه.

757
00:39:00,951 --> 00:39:03,119
‫باید می‌دیدی امروز
‫چطوری اِلا رو به بازی گرفتم.

758
00:39:03,203 --> 00:39:04,496
‫و ما عوضی‌ها...

759
00:39:05,621 --> 00:39:07,455
‫باید هوای همُ داشته باشیم.

760
00:39:07,538 --> 00:39:09,873
‫من علاقه‌ای به حوا ندارم، دن.

761
00:39:10,123 --> 00:39:12,416
‫ما فقط حرف می‌زنیم.
‫می‌دونی، وقت‌گذرونی می‌کنیم.

762
00:39:12,500 --> 00:39:14,125
‫عالیه. رواله.

763
00:39:14,209 --> 00:39:16,086
‫چون این یعنی برات مهم نیست...

764
00:39:16,877 --> 00:39:17,961
‫اگه منم شانسمُ امتحان کنم.

765
00:39:20,338 --> 00:39:21,337
‫برو پی کارت.

766
00:39:21,880 --> 00:39:23,964
‫اوف، پس آخر رو مخت راه رفتم.

767
00:39:24,882 --> 00:39:26,257
‫یه لطفی در حقت می‌کنم، خب؟

768
00:39:26,341 --> 00:39:29,675
‫میرم به حوا میگم که
‫دقیقاً چه حسی بهش داری.

769
00:39:33,053 --> 00:39:34,553
‫بی‌خیال، میز.

770
00:39:35,137 --> 00:39:36,221
‫همۀ زورت همین بود؟

771
00:39:36,805 --> 00:39:38,347
‫یالا، هر چی بلدی رو کن!

772
00:39:39,098 --> 00:39:40,098
‫یالا.

773
00:39:40,556 --> 00:39:41,891
‫خودت می‌خوای بهت آسیب بزنم؟

774
00:39:43,642 --> 00:39:45,309
‫می‌خوای خودتُ تنبیه کنی.

775
00:39:49,228 --> 00:39:50,354
‫بندازش بیرون.

776
00:40:03,319 --> 00:40:04,319
‫حوا؟

777
00:40:14,083 --> 00:40:15,084
‫ما...

778
00:40:16,211 --> 00:40:17,296
‫باید حرف بزنیم.

779
00:40:17,964 --> 00:40:18,965
‫چند وقتیه ذهنم درگیره...

780
00:40:19,048 --> 00:40:21,427
‫نه، اول من باید یه‌چیزی بهت بگم.

781
00:40:22,636 --> 00:40:23,471
‫بگو.

782
00:40:23,555 --> 00:40:25,682
‫امشب، یه دوستی باعث شد بفهمم...

783
00:40:28,269 --> 00:40:29,269
‫که من عالی‌ام.

784
00:40:31,398 --> 00:40:32,817
‫نه. اصلاً می‌دونی چیه؟

785
00:40:34,193 --> 00:40:35,403
‫من فوق‌العاده‌ام.

786
00:40:35,653 --> 00:40:36,654
‫و...

787
00:40:39,117 --> 00:40:40,743
‫حق‌مه باهام درست برخورد شه.

788
00:40:43,038 --> 00:40:44,038
‫درست میگی.

789
00:40:45,750 --> 00:40:46,960
‫و فوق‌العاده...

790
00:40:47,419 --> 00:40:49,881
‫فقط واسه یه دقیقه‌ته، حوا.

791
00:40:50,715 --> 00:40:53,469
‫تو نوری درون وجودت داری
‫که کل دنیا رو روشن می‌کنه

792
00:40:53,552 --> 00:40:55,388
‫و اون لبخند واگیردارت که

793
00:40:55,472 --> 00:40:58,058
‫قلبِ هر کی شانس دیدنش رو
‫داشته باشه رو تسخیر می‌کنه.

794
00:41:00,060 --> 00:41:01,061
‫و...

795
00:41:02,022 --> 00:41:04,525
‫متأسفم بابت رفتاری که
‫این چندوقت باهات داشتم.

796
00:41:04,609 --> 00:41:05,818
‫تو لیاقتت بیشتر از ایناست.

797
00:41:07,571 --> 00:41:10,200
‫- همینُ می‌خواستم بشنوم...
‫- برای همینم هست که...

798
00:41:11,868 --> 00:41:14,038
‫باید از اول اینو بهت می‌گفتم.

799
00:41:18,251 --> 00:41:20,588
‫می‌خوام باهات بهم بزنم.

800
00:41:23,509 --> 00:41:24,509
‫من...

801
00:41:25,803 --> 00:41:27,514
‫نمی‌فهمم.

802
00:41:27,805 --> 00:41:29,934
‫چند وقته دارم تمام زورمُ می‌زنم...

803
00:41:30,518 --> 00:41:31,352
‫که تو رو خوشحال کنم.

804
00:41:31,436 --> 00:41:33,813
‫با همه دوستات دوست شدم.

805
00:41:33,897 --> 00:41:35,608
‫می‌دونی قضیه هم همینه.

806
00:41:35,691 --> 00:41:37,945
‫نباید مجبور شی
‫خودتُ برای کسی عوض کنی.

807
00:41:38,820 --> 00:41:39,905
‫و منم همین‌طور.

808
00:41:40,322 --> 00:41:43,827
‫حوا، منم این چند وقته
‫،دارم زور خودمُ می‌زنم که خوشحالت کنم

809
00:41:44,078 --> 00:41:45,788
‫و تبدیل به کسی بشم که نیستم.

810
00:41:46,872 --> 00:41:47,873
‫یا حداقل...

811
00:41:49,376 --> 00:41:51,295
‫کسی که دیگه نمی‌خوام باشم.

812
00:41:53,382 --> 00:41:57,387
‫و تو هم حق‌ته با کسی باشی
‫که خواسته‌هاش با تو یکی باشه.

813
00:41:57,470 --> 00:41:58,888
‫خواسته‌ی من بودن با توئه.

814
00:41:58,972 --> 00:42:01,850
‫و منم اصلاً از شخصیتی که
‫پیش تو پیدا می‌کنم خوشم نمیاد!

815
00:42:06,482 --> 00:42:07,525
‫خوشم نمیاد.

816
00:42:10,070 --> 00:42:11,113
‫ببخشید.

817
00:42:13,323 --> 00:42:14,991
‫باید جواب بدم. از اداره‌ست.

818
00:42:18,077 --> 00:42:19,579
‫کارآگاه، چه کمکی ازم برمیاد؟

819
00:42:23,582 --> 00:42:25,667
‫نه، نمی‌دونم آماندیل کجاست. چرا؟

820
00:43:13,457 --> 00:43:14,625
‫آماندیل...

821
00:43:16,001 --> 00:43:19,254
‫،بهت قول میدم
‫باعث و بانی این‌کارو پیداش می‌کنیم.

822
00:43:37,394 --> 00:43:38,854
‫می‌دونم باعث و بانیش کی بوده.

823
00:43:40,271 --> 00:43:41,271
‫من می‌شینم پشت فرمون.

824
00:44:04,918 --> 00:44:06,251
‫چی شده، رفیق؟

825
00:44:09,880 --> 00:44:12,341
‫- کیلب.
‫- به پسره اخطار دادم اون‌کارو نکنه، پسر.

826
00:44:24,476 --> 00:44:27,019


827
00:44:27,353 --> 00:44:31,190


828
00:44:31,941 --> 00:44:34,943


829
00:44:35,819 --> 00:44:39,947


830
00:44:48,246 --> 00:44:50,832
‫اونا خودشونُ گم کردن.

831
00:44:51,749 --> 00:44:52,833
‫کرۀ زمین...

832
00:44:56,753 --> 00:44:58,714
‫جای درستی برای بزرگ‌کردن پسرم نیست.

833
00:45:40,457 --> 00:45:41,750
‫حال آماندیل چطوره؟

834
00:45:42,584 --> 00:45:44,043
‫می‌دونی دیگه...

835
00:45:44,627 --> 00:45:45,626
‫عذاب دیده.

836
00:45:47,755 --> 00:45:48,881
‫حال خودت چطوره؟

837
00:45:58,014 --> 00:45:59,431
‫با حوا بهم زدم.

838
00:46:04,770 --> 00:46:09,440
‫خب، می‌دونی، اگه خواسته‌ی خودت بوده
‫پس صلاح هم همین بوده.

839
00:46:09,523 --> 00:46:10,733
‫آره خواسته‌ی خودم بود.

840
00:46:12,567 --> 00:46:14,861
‫اون عاشق شخصیت گذشتۀ من بود.

841
00:46:16,362 --> 00:46:17,614
‫می‌فهمم.

842
00:46:17,697 --> 00:46:18,696
‫تو عوض شدی.

843
00:46:19,031 --> 00:46:20,991
‫و آدم بهتری شدی، لوسیفر.

844
00:46:23,452 --> 00:46:25,578
‫می‌دونی، موضوعم همینه، کارآگاه.

845
00:46:27,079 --> 00:46:29,499
‫حوا دید متفاوتی بهم داره.

846
00:46:30,208 --> 00:46:31,208


847
00:46:31,708 --> 00:46:32,709
‫ولی تو هم همین‌طور.

848
00:46:37,589 --> 00:46:38,964
‫همین موضوعم تو رو
‫انقدر...

849
00:46:41,258 --> 00:46:42,343
‫خاص می‌کنه.

850
00:46:43,469 --> 00:46:44,970
‫همین که تو اون‌طور دیدی بهم داری.

851
00:46:46,931 --> 00:46:48,015
‫ولی از حسی که این موضوع...

852
00:46:48,641 --> 00:46:50,351
‫بهم منتقل می‌کنه هم خوشم نمیاد.

853
00:47:07,243 --> 00:47:11,872


854
00:47:13,123 --> 00:47:16,669


855
00:47:17,211 --> 00:47:21,882


856
00:47:23,425 --> 00:47:26,095


857
00:47:27,221 --> 00:47:29,348


858
00:47:30,933 --> 00:47:33,269


859
00:47:34,645 --> 00:47:37,648


860
00:47:38,566 --> 00:47:41,485


861
00:47:41,902 --> 00:47:45,739


862
00:47:50,578 --> 00:47:53,163


863
00:47:53,706 --> 00:47:56,375


864
00:47:56,959 --> 00:48:00,588


865
00:48:11,765 --> 00:48:15,603


866
00:48:18,480 --> 00:48:19,607
‫اینا همه‌ش تقصیر اونه.

867
00:48:22,067 --> 00:48:23,067
‫چی؟

868
00:48:23,819 --> 00:48:25,696
‫هر اتفاق بدی که تا حالا افتاده.

869
00:48:27,156 --> 00:48:28,282
‫،درمورد حوا

870
00:48:28,365 --> 00:48:29,408
‫درمورد کارآگاه.

871
00:48:31,911 --> 00:48:35,789
‫،بابا جون‌مون دوباره برگشته سر حقه‌های قدیمی‌اش
‫یعنی فریب دادنِ من.

872
00:48:36,707 --> 00:48:38,292
‫و از این دو زن استفاده می‌کنه...

873
00:48:39,335 --> 00:48:40,335
‫که منُ به نابودی بکشونه.

874
00:48:40,377 --> 00:48:41,754
‫واقعاً همچین باوری داری؟

875
00:48:42,254 --> 00:48:45,925
‫،با تک‌تک ذرات وجودم
‫ولی اینو هم می‌دونم که دروغه.

876
00:48:46,008 --> 00:48:48,802
‫دروغ فوق‌العاده‌ای
‫که یادم نمیاد از کِی...

877
00:48:50,763 --> 00:48:52,181
‫دارم به خودم می‌گم.

878
00:48:52,264 --> 00:48:55,684
‫به‌نظرت چرا این همه مدت
‫داشتی به خودت دروغ می‌گفتی؟

879
00:48:55,768 --> 00:48:58,187
‫چون رویارویی با حقیقت
‫خیلی سخت‌تره.

880
00:48:58,562 --> 00:48:59,562
‫حقیقت چیه؟

881
00:49:01,231 --> 00:49:02,274
‫چهرۀ شیطانیم.

882
00:49:03,609 --> 00:49:04,609
‫بال...

883
00:49:04,902 --> 00:49:07,279
‫،بال‌های شیطانیم
‫،هر اتفاقی که داره برام میفته

884
00:49:07,363 --> 00:49:08,864
‫لامصب تقصیر خودمه.

885
00:49:09,865 --> 00:49:12,534
‫این بدبختی رو خودم سر خودم آوردم.
‫واسه شروع این چطوره؟

886
00:49:12,826 --> 00:49:14,662
‫متوجه نیستی؟
‫داری پیشرفت می‌کنی.

887
00:49:15,245 --> 00:49:16,914
‫پیشرفت واقعی.

888
00:49:16,997 --> 00:49:18,999
‫باز کردنِ پیچ این الگوهای انکاری

889
00:49:19,083 --> 00:49:23,462
‫قدم اول برای حل‌کردن این مشکلات‌‍ه.

890
00:49:23,545 --> 00:49:26,006
‫نه، دکتر، این پیشرفت نیست.

891
00:49:26,090 --> 00:49:30,970
‫،چون اگه خودم دارم این بلا رو سر خودم میارم
‫در این صورت اصل حقیقت اینه که...

892
00:49:32,554 --> 00:49:33,555
‫چیه؟

893
00:49:34,684 --> 00:49:35,685
‫چیه؟

894
00:49:36,062 --> 00:49:37,356
‫بگو دیگه، لوسیفر.

895
00:49:37,940 --> 00:49:41,531
‫اگه مستقیماً باهاش روبرو نشی
‫این موضوع روت سنگینی می‌کنه.

896
00:49:42,951 --> 00:49:45,580
‫اصل حقیقت چیه؟

897
00:49:49,255 --> 00:49:52,261
‫یه‌چیز فاسدی درون وجودمه.

898
00:49:53,471 --> 00:49:55,350
‫برام تقریباً غیرممکنه که

899
00:49:55,434 --> 00:49:59,651
‫آهنگ بی‌وقفه از صداهای
‫،داخل گوشم رو خفه کنم

900
00:49:59,735 --> 00:50:03,116
‫که بهم می‌گن من شرور و خبیثم.

901
00:50:03,199 --> 00:50:04,745
‫دارم غرق می‌شم، دکتر!

902
00:50:06,498 --> 00:50:09,128
‫و مدام این سؤال رو از خودم می‌پرسم...

903
00:50:12,886 --> 00:50:15,057
‫که چرا انقدر از خودم متنفرم؟

904
00:50:17,107 --> 00:50:27,117
‫ترجمه از:
‫حـسـیـن و ســروش
‫SuRouSH AbG | HosseinTL

905
00:52:27,240 --> 00:52:37,250
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

