﻿1
00:00:10,004 --> 00:00:20,004
‫.:: ترجمه و تنظيم: پرولـيـــــــــــــــــتور::.

2
00:00:21,004 --> 00:00:31,004
‫سفارش و پيشنهاد ترجمه
‫تلگرام Prolator@

3
00:00:47,005 --> 00:00:49,090
‫هي، ديك؟

4
00:00:51,259 --> 00:00:52,510
‫ريچارد ويتمن؟

5
00:00:53,887 --> 00:00:55,847
‫خداي من، خودتي؟

6
00:00:56,973 --> 00:00:58,934
‫عجب حُسن تصادفي

7
00:00:59,017 --> 00:01:00,018
‫منم لَري

8
00:01:01,394 --> 00:01:03,939
‫لري كيزينسكي، فورت سيل؟
‫[پادگان ارتش امريكا در اوكلاهوما]

9
00:01:04,022 --> 00:01:07,776
‫آره، درسته. لري. تيپ رو ببين

10
00:01:07,859 --> 00:01:09,569
‫اره، خودتو ببين

11
00:01:09,653 --> 00:01:11,446
‫هنوز چاق و چله نشدي
‫احتمالا هنوز مجردي

12
00:01:11,529 --> 00:01:13,949
‫نه

13
00:01:14,032 --> 00:01:15,992
‫كجا ساكني؟
‫من توي شهر والتام، [ايالت] ماساچوست هستم

14
00:01:16,076 --> 00:01:19,955
‫يه روز توي آرمانك
‫با شركت آي‌بي‌ام هستم
‫[آرمانك: دهكده‌اي نزديك نيويورك]

15
00:01:20,038 --> 00:01:20,956
‫من شمال نيويوركم

16
00:01:21,039 --> 00:01:22,958
‫هي، تازگي جري كرايگتون رو ديدم

17
00:01:23,041 --> 00:01:24,960
‫يادته؟ يبار با اسلحه‌ش توي تختش خوابيد

18
00:01:25,043 --> 00:01:26,836
‫مونده بود تير بزنه تو فك خودش؟

19
00:01:26,920 --> 00:01:29,464
‫آره، يادمه

20
00:01:29,547 --> 00:01:31,967
‫خب ديگه، ببين، من بايد...

21
00:01:32,050 --> 00:01:34,052
‫بهم زنگ بزن. بشينيم صحبت كنيم

22
00:01:35,553 --> 00:01:36,680
‫حتما

23
00:01:36,763 --> 00:01:37,973
‫ديك وايتمن خودمون

24
00:01:38,056 --> 00:01:40,433
‫چه تصادفي واقعا

25
00:02:07,085 --> 00:02:09,546
‫صبح بخير هاليس

26
00:02:09,629 --> 00:02:11,965
‫منظورم اينه داريم راجع به فرانسه
‫صحبت مي‌كنيم. اونا بمب مي‌خوان چكار؟

27
00:02:12,048 --> 00:02:13,216
‫احتمالا خودمون بهشون داديم

28
00:02:13,300 --> 00:02:15,260
‫امكان نداره اين قورباغه‌ها
‫بتونن به تنهايي بمب درست كنن
‫[انگليسي‌ها جهت بي‌احترامي به فرانسوي‌ها ميگن قورباغه
‫دليلش مشخص نيست]

29
00:02:15,343 --> 00:02:17,012
‫- هي، آقاي ماه عسل
‫- هي

30
00:02:17,095 --> 00:02:19,681
‫اينم از رومئو
‫حسابي پنچر شدي!

31
00:02:19,764 --> 00:02:20,932
‫تغيير كردم؟

32
00:02:21,016 --> 00:02:22,559
‫حسابي خالي شدي، آقاي گوژپشت!

33
00:02:22,642 --> 00:02:23,560
‫مراسم ازدواج عالي بود

34
00:02:23,643 --> 00:02:25,020
‫باقيش چطور بود؟

35
00:02:25,103 --> 00:02:26,563
‫دارين راجع به زنم حرف مي‌زنيدا...

36
00:02:26,646 --> 00:02:28,606
‫آه به همين زودي ذليل شدي؟

37
00:02:28,690 --> 00:02:29,816
‫آقايون هيچوقت در اين مورد صحبت نكنيد

38
00:02:29,899 --> 00:02:31,526
‫ما داريم در مورد تو حرف مي‌زنيم

39
00:02:31,609 --> 00:02:34,112
‫تو بودي كه گفتي دختره
‫كه توي كلوب 21 كار مي‌كرد...

40
00:02:34,195 --> 00:02:36,656
‫شورت نارنجي پاش بود

41
00:02:36,740 --> 00:02:38,825
‫بيخيال، رفيق، بگو ببينيم

42
00:02:38,908 --> 00:02:40,952
‫نمي‌دونم

43
00:02:41,036 --> 00:02:43,163
‫يه اتفاقي توي مراسم افتاد...

44
00:02:43,246 --> 00:02:47,000
‫وقتي كشيش راجع به
‫«غسل تعميدِ دوباره» حرف ميزد...

45
00:02:47,083 --> 00:02:49,627
‫آرامش خاصي بهم دست داد

46
00:02:49,711 --> 00:02:52,339
‫منظورت اينه كلي سكس تو حالت ميشنري داشتين؟
‫[ميشنري يعني مبلغ مذهبي. همينطور نوعي پوزيشن در سكس]

47
00:02:58,094 --> 00:02:59,929
‫باشه

48
00:03:00,013 --> 00:03:02,474
‫همينجوري دراز كشيده بود، درست؟

49
00:03:02,557 --> 00:03:04,059
‫و داشت به نقشه‌ها نگاه مي‌كرد

50
00:03:04,142 --> 00:03:07,604
‫و در مورد كارهايي كه بايد انجام بديم
‫و چيزهايي كه بايد ببينيم حرف ميزد...

51
00:03:07,687 --> 00:03:09,272
‫اما هيچوقت انجامشون نداديم

52
00:03:09,356 --> 00:03:11,274
‫اين حرفهاي خاله زنكي رو كه
‫خونه مامانم هم مي‌تونم بشنوم

53
00:03:11,358 --> 00:03:12,692
‫خوش آمديد، آقاي كمبل

54
00:03:12,776 --> 00:03:14,736
‫سلام

55
00:03:14,819 --> 00:03:17,030
‫حلقه ازدواج مثل گياه «نعناي گربه» ميمونه
‫[گياهي كه باعث جذب گربه‌ها ميشود]

56
00:03:17,155 --> 00:03:21,159
‫مي‌دونستي هر ثانيه 600.000 هزار
‫گالون آب از آبشار پايين مي‌ريزه؟

57
00:03:21,242 --> 00:03:22,243
‫در ثانيه!

58
00:03:22,327 --> 00:03:24,079
‫نگاه كنين، برگشت

59
00:03:24,162 --> 00:03:25,497
‫صبح بخير

60
00:03:25,580 --> 00:03:28,083
‫- مبارك
‫- خوش اومدي

61
00:03:28,166 --> 00:03:29,793
‫همگي ممنون

62
00:03:29,876 --> 00:03:31,169
‫از كي تا حالا آدم‌هاي اينجا اينقد مهربون شدن؟

63
00:03:31,252 --> 00:03:32,420
‫فكر كنم همه دلشون واست تنگ شده

64
00:03:32,504 --> 00:03:34,339
‫- خوش اومدي، آقاي كمبل
‫- هيلدي

65
00:03:39,135 --> 00:03:40,095
‫در رو ببند

66
00:03:40,178 --> 00:03:42,180
‫در رو ببند

67
00:03:43,765 --> 00:03:46,476
‫اين چيني‌ها رو كي گذاشته تو دفتر من؟

68
00:03:47,560 --> 00:03:49,062
‫خوش اومدي

69
00:03:56,194 --> 00:04:00,156
‫به يه خانواده آسيايي
‫پول دادن كه توي دفتر آقاي كمبل باشن

70
00:04:00,240 --> 00:04:02,200
‫بالاخره يكي پيدا شد
‫تو اون دفتر كار كنه

71
00:04:10,500 --> 00:04:13,753
‫آقاي رومانو ، آقاي كينزي و آقاي كرين
‫براي جلسه‌اي كه داشتيد، اومدن

72
00:04:16,214 --> 00:04:17,674
‫مي‌خواي چند دقيقه ديگه بياييم؟

73
00:04:17,757 --> 00:04:19,175
‫شما مي‌خوايين چند دقيقه ديگه بيايين؟
‫حتما

74
00:04:19,259 --> 00:04:21,970
‫همش بحث «سيكور لاكساتيو»
‫رو عقب ميندازين

75
00:04:25,223 --> 00:04:27,225
‫ديدي با دفتر كمبل چكار كرديم؟

76
00:04:28,685 --> 00:04:30,145
‫خب چي داريم؟

77
00:04:31,229 --> 00:04:34,149
‫بذارين همين الان بهتون بگم
‫اگه بخواييد درباره ايمني و قابل اعتماد بودن بگيد، چُرتم ميبره

78
00:04:34,232 --> 00:04:37,694
‫البته اگه بخاطر اين مصيبت يبوست
‫دمار از روزگارم درنيومده بود

79
00:04:37,777 --> 00:04:40,572
‫خب، چي ميتونم بگم؟ از من كه چيزي بيرون نمياد

80
00:04:40,655 --> 00:04:43,158
‫بهت گفتم ازين شوخيا
‫خوشش نمياد

81
00:04:43,241 --> 00:04:44,367
‫يه چيزي به ذهنم رسيد

82
00:04:44,451 --> 00:04:47,245
‫اين چطوره، «سيكور، راضي كننده‌ست»

83
00:04:47,328 --> 00:04:49,164
‫سَل، تو توي همون بخش هنري بمون

84
00:04:49,247 --> 00:04:53,168
‫فقط مي‌خوام بگم ما هم مي‌تونيم
‫بامزه باشيم. مثل كارمنداي فولكس واگن

85
00:04:53,251 --> 00:04:54,544
‫اينو ديدين؟

86
00:04:54,627 --> 00:04:55,753
‫من ديدم

87
00:04:55,837 --> 00:04:57,797
‫نمي‌دونم از كدوم قسمتش بيشتر متنفرم

88
00:04:57,881 --> 00:04:59,090
‫از خود تبليغ، يا از ماشين

89
00:04:59,174 --> 00:05:00,425
‫مي‌دوني، يكي هم پارسال انجام دادن

90
00:05:00,508 --> 00:05:02,177
‫همين نوع طنز خودپسندانه توش بود
‫يادت هست «كوچك فكر كنيد»؟

91
00:05:02,260 --> 00:05:04,345
‫توي يه صفحه كامل
‫فقط نصف صفحه رو به خود تبليغ اختصاص دادن

92
00:05:04,429 --> 00:05:05,805
‫به زحمت ميشد محصول رو ديد

93
00:05:05,889 --> 00:05:07,015
‫من نمي‌فهمم

94
00:05:07,098 --> 00:05:08,558
‫الويس [پريسلي] تازه از آلمان غربي برگشت

95
00:05:08,641 --> 00:05:10,435
‫چرا از اون توي تبليغ استفاده نكردن

96
00:05:10,518 --> 00:05:11,895
‫حتما دارن نتيجه مي‌گيرن

97
00:05:11,978 --> 00:05:14,314
‫دوباره دارن از همون شيوه استفاده مي‌كنن

98
00:05:14,397 --> 00:05:16,524
‫مي‌خوام تا قبل از ناهار
‫اين چيني‌ها از ساختمان بيرون رفته باشن

99
00:05:16,608 --> 00:05:18,193
‫من هنوز منتظر پيرهن‌ام هستم

100
00:05:19,277 --> 00:05:21,070
‫تو اينو ديدي؟

101
00:05:34,709 --> 00:05:37,295
‫- من ديگه برگشتم
‫- مي‌بينم

102
00:05:38,505 --> 00:05:40,673
‫خب...

103
00:05:40,757 --> 00:05:42,884
‫منم بايد جزو اعضاي جلسه باشم

104
00:05:42,967 --> 00:05:44,761
‫اوه، من فقط...

105
00:05:44,844 --> 00:05:46,554
‫نمي‌دونستم كي برميگرديد

106
00:05:46,638 --> 00:05:47,805
‫درسته

107
00:05:49,307 --> 00:05:51,935
‫آره، خب، امروز برگشتم
‫الان اينجام

108
00:05:53,311 --> 00:05:55,688
‫همشون ديگه الان داخل هستن
‫شما هم مي‌تونيد بريد داخل

109
00:06:00,276 --> 00:06:01,319
‫پگي...

110
00:06:05,782 --> 00:06:07,575
‫اونشب كه اومدم در خونه‌ت...

111
00:06:07,659 --> 00:06:09,994
‫مي‌دوني ديگه، قبل از...

112
00:06:10,078 --> 00:06:11,287
‫آره خودم اونجا بودم

113
00:06:12,330 --> 00:06:14,666
‫مي‌دوني...

114
00:06:14,749 --> 00:06:16,334
‫الان ديگه متاهلم

115
00:06:17,377 --> 00:06:18,503
‫مي‌دونم

116
00:06:18,586 --> 00:06:20,129
‫خب...

117
00:06:24,300 --> 00:06:27,053
‫پيت...

118
00:06:27,136 --> 00:06:29,264
‫مي‌فهمم

119
00:06:29,347 --> 00:06:30,557
‫هيچوقت اتفاقي نيافتاد

120
00:06:33,059 --> 00:06:34,894
‫مي‌خواي تماس بگيرم بري داخل؟

121
00:06:34,978 --> 00:06:37,522
‫نه لاي در بازه

122
00:06:44,362 --> 00:06:46,614
‫ببخشيد دير كردم
‫چيني‌ها رو از ساختمان بيرون كردم

123
00:06:46,698 --> 00:06:48,283
‫اما يه حسي بهم ميگه...

124
00:06:48,366 --> 00:06:50,034
‫يه ساعت ديگه
‫دوباره بايد بيرونشون كنم

125
00:06:53,830 --> 00:06:55,957
‫ايدۀ بِرن‌باخ بوده، يه يهودي
‫[ويليام برن‌باخ، استوره دنياي تبليغات]

126
00:06:57,041 --> 00:06:59,294
‫اگه من جاي اون بودم، به صنعتي شدنِ دوبارۀ
‫آلمان كمك نمي‌كردم

127
00:06:59,377 --> 00:07:00,837
‫هركسي يه قيمتي داره

128
00:07:00,920 --> 00:07:02,297
‫آره منم اينو ديدم

129
00:07:02,380 --> 00:07:03,965
‫صداقت. حقۀ خوبيه

130
00:07:04,048 --> 00:07:06,968
‫رنگ كروم نيست، اسب بخار نداره

131
00:07:07,051 --> 00:07:09,220
‫خارجيه، زشته

132
00:07:09,304 --> 00:07:10,388
‫احتمالا روي نقاط قوتش تكيه كردن

133
00:07:10,471 --> 00:07:12,682
‫- بامزه‌س
‫- واقعا؟

134
00:07:12,765 --> 00:07:14,058
‫چون فكر مي‌كنم دارن به ريش ماها ميخندن

135
00:07:14,142 --> 00:07:17,228
‫تو قراره اينو ببيني و بگي اين ماشين عاليه
‫نه اينكه اين تبليغ عاليه

136
00:07:17,312 --> 00:07:18,646
‫من خنديدم. فكر مي‌كنم زيركانه‌ست

137
00:07:18,730 --> 00:07:20,189
‫زيركانه

138
00:07:20,273 --> 00:07:23,443
‫بذار بهت بگم توي دنياي تبليغات
‫زيركانه يعني چي. يعني فروشگاه 99 سنت
‫[فروشگاهي كه اجناس خود رو با قيمت 99سنت مي‌فروشد]

139
00:07:23,526 --> 00:07:24,777
‫اونم ايدۀ كسي بوده

140
00:07:24,861 --> 00:07:27,280
‫خب، هرچي مي‌خواييد مي‌تونيد بگيد
‫خوشتون بياد يا نياد

141
00:07:27,363 --> 00:07:30,575
‫واقعيت اينه كه 15 دقيقه‌ست
‫داريم در موردش حرف مي‌زنيم

142
00:07:32,327 --> 00:07:34,370
‫حكم مجله پلي‌بوي رو داره

143
00:07:36,039 --> 00:07:39,083
‫البته چيزي كه بايد راجع‌بهش حرف مي‌زديم
‫شركت سيكور لاكساتيو بود

144
00:07:39,167 --> 00:07:42,378
‫مگر اينكه، اينجور كه بنظر مياد
‫چيزي براي گفتن نباشه

145
00:07:42,462 --> 00:07:44,881
‫نمي‌خوام اين حرف رو بشنوم

146
00:07:44,964 --> 00:07:46,341
‫ما روش كار مي‌كنيم

147
00:07:46,424 --> 00:07:49,677
‫انجام كارهايي كه دوست نداري انجام بدي،
‫قسمتي از اين شغله

148
00:07:49,761 --> 00:07:50,970
‫بيشترش همينه

149
00:07:56,184 --> 00:07:58,144
‫دريپر، خوشحالم برگشتم
‫دلم واست تنگ شده بود

150
00:07:58,227 --> 00:08:00,438
‫پس حتما چندان ماه عسل جالبي نبوده

151
00:08:03,274 --> 00:08:05,902
‫ببخشيد. خوش اومدي

152
00:08:05,985 --> 00:08:08,154
‫زندگي متاهلي چطوره؟

153
00:08:08,237 --> 00:08:09,656
‫خيلي خوبه

154
00:08:12,450 --> 00:08:15,411
‫از بچگي به ما گفتن مردها
‫جواهرات به خودشون آويزون نمي‌كنن

155
00:08:15,495 --> 00:08:18,373
‫من يجورايي دوسش دارم

156
00:08:18,456 --> 00:08:20,208
‫ترودي از چيزي كه فكر مي‌كردم
‫بگوبخندتره

157
00:08:20,291 --> 00:08:22,502
‫راستش دارم لحظه شماري
‫مي‌كنم كه برگردم خونه

158
00:08:22,585 --> 00:08:24,712
‫خب، من كه مشتاقم ببينمش

159
00:08:26,464 --> 00:08:27,882
‫هي، شايد يه شب تونستيم...

160
00:08:27,965 --> 00:08:30,718
‫با همسرامون براي شام
‫بريم بيرون.

161
00:08:30,802 --> 00:08:32,011
‫شايد تونستيم

162
00:08:49,821 --> 00:08:51,739
‫دخترا، ما خوشحال ميشيم
‫واستون قهوه بگيريم

163
00:08:51,823 --> 00:08:53,408
‫من كه داشتم بهرحال ميومدم پيش شما

164
00:08:53,491 --> 00:08:55,618
‫امانتيت رو واست آوردم

165
00:08:57,203 --> 00:08:59,414
‫«معشوقۀ خانم چَترلي»
‫ديشب تمامش كردم

166
00:08:59,497 --> 00:09:01,791
‫تا آخرين كلمه ارزش خوندن داشت، نه؟

167
00:09:01,874 --> 00:09:03,960
‫راستش الان ميفهمم چرا ممنوع شده

168
00:09:04,043 --> 00:09:05,962
‫لازم نيست حالا در موردش خجالت زده باشي

169
00:09:06,045 --> 00:09:07,422
‫اثر ادبيه

170
00:09:07,505 --> 00:09:08,798
‫جوآن، چه كيف گنده‌اي داري

171
00:09:08,881 --> 00:09:12,176
‫خب يه دست لباس زاپاس و
‫مسواكم توشه

172
00:09:12,260 --> 00:09:13,636
‫صندوقچه اميد و آروزهاته پس

173
00:09:13,720 --> 00:09:15,638
‫پگي، تو اينو خوندي؟

174
00:09:15,722 --> 00:09:18,850
‫فكر نمي‌كنم ايده چندان خوبي باشه

175
00:09:18,933 --> 00:09:23,730
‫ببين،... اين كلمه زياد توش استفاده شده...

176
00:09:23,813 --> 00:09:25,148
‫جوآن، اين كلمه رو بلدم

177
00:09:25,231 --> 00:09:26,566
‫راستش، جاي تاسفه، واقعا

178
00:09:26,649 --> 00:09:29,152
‫چون حتي با اينهمه سروصدايي كه راه انداخته
‫ولي مردها نمي‌خوننش

179
00:09:29,235 --> 00:09:30,445
‫و واقعا لازمه كه بخونن

180
00:09:30,528 --> 00:09:32,196
‫واسم مهم نيست كه مال 500 سال پيش باشه

181
00:09:32,280 --> 00:09:35,199
‫اينم مدرك ديگه‌ايه
‫كه چطور بعضي‌ها فكر مي‌كنن ازدواج فقط يه شوخيه

182
00:09:35,283 --> 00:09:36,951
‫كلي لباس تيكه پاره مي‌كنن

183
00:09:37,034 --> 00:09:38,453
‫آره، خب فانتزيه

184
00:09:38,536 --> 00:09:40,663
‫مَرده متاهله، زنه هم متاهله

185
00:09:40,747 --> 00:09:43,124
‫عشق سركشِ ممنوعه

186
00:09:43,207 --> 00:09:44,667
‫ميشه به منم قرضش بدي؟

187
00:09:44,751 --> 00:09:46,836
‫داره زيادي ازش تعريف مي‌كنه

188
00:09:46,919 --> 00:09:48,504
‫يه قسمت‌هاييش خوبه، فقط همين

189
00:09:48,588 --> 00:09:50,965
‫و خود كتاب اون بخش‌ها رو
‫واست باز ميكنه

190
00:09:53,551 --> 00:09:54,761
‫هي، توي قطار نخوني

191
00:09:54,844 --> 00:09:56,429
‫واست حرف در ميارن

192
00:09:57,555 --> 00:09:58,598
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

193
00:10:03,603 --> 00:10:05,897
‫خب دكتره بهش ميگه،
‫«اميدوارم راضي شده باشي»

194
00:10:05,980 --> 00:10:07,482
‫وقتي بيرون بودي داشتي
‫واسه خودت گلف بازي مي‌كردي

195
00:10:07,565 --> 00:10:09,442
‫زنت يه تصادف شديد كرده

196
00:10:09,525 --> 00:10:11,360
‫الان به مراقب تمام وقت نياز داره

197
00:10:11,444 --> 00:10:13,279
‫بايد ببريش حموم، دستشويي

198
00:10:13,362 --> 00:10:15,072
‫بعد دكتره بهش نگاه مي‌كنه ميگه

199
00:10:15,156 --> 00:10:16,240
‫شوخي كردم، زنت مُرده

200
00:10:16,324 --> 00:10:17,492
‫حالا بگو گلف رو چكار كردي؟

201
00:10:17,575 --> 00:10:19,368
‫نتايج تحقيقات اوليه...

202
00:10:19,452 --> 00:10:22,413
‫و چيزي كه من فكر مي‌كنم براساس
‫مشاهدات دقيق بازار هستن

203
00:10:25,416 --> 00:10:26,542
‫آقاي دريپر

204
00:10:26,626 --> 00:10:29,504
‫خوشحالم كه مي‌بينم بلافاصله
‫بعد از نقد كردن چك من ناپديد نشديد

205
00:10:29,587 --> 00:10:31,672
‫كار كردن با شما باعث خوشحاليِ ماست

206
00:10:31,756 --> 00:10:33,299
‫كِني، كه البته مي‌شناسيدش

207
00:10:33,382 --> 00:10:35,510
‫هري كرين، بخش رسانه

208
00:10:35,593 --> 00:10:38,513
‫و ايشون هم آقاي جورج پلهام هستن
‫از بخش تحقيقات

209
00:10:38,596 --> 00:10:40,556
‫و لازم به ذكرِ تعداد درجه‌هاي (مدارك) ايشون
‫از نقاله‌هاي روسي هم بيشتره

210
00:10:40,640 --> 00:10:42,475
‫چه معرفيِ جالبي

211
00:10:42,558 --> 00:10:44,519
‫اينطور كه مي‌بينم، از اون طرف آب هستيد
‫[بخاطر لهجۀ انگليسي]

212
00:10:44,602 --> 00:10:46,395
‫ما به حرف خودش استناد مي‌كنيم

213
00:10:49,607 --> 00:10:52,151
‫خب اون نسخه براي شماست

214
00:10:52,235 --> 00:10:56,531
‫اما اگر بخواييم مروري اجمالي كنيم

215
00:10:56,614 --> 00:11:00,910
‫تمركز اصليِ ما فروشگاه سَكس،
‫هنري بندل و بانويت تِلر بودن

216
00:11:00,993 --> 00:11:03,746
‫تحقيقات ما از راه‌حل‌هاي
‫مختلفي پرده‌برداري ميكنه

217
00:11:03,830 --> 00:11:07,416
‫و اين امكان رو به شما ميده
‫كه مشتري‌هاي دلخواهتون رو جلب كنيد

218
00:11:07,500 --> 00:11:11,671
‫چيزي كه تمام اين فروشگاهها
‫در اون مشترك هستن، فضاي راحت خريد هستش

219
00:11:11,754 --> 00:11:14,173
‫دلباز، سيستم فروش آزاد
‫[سيستمي كه در آن خريدار معطل و منتظر فروشنده نمي‌شود]

220
00:11:14,257 --> 00:11:17,009
‫تقريبا بدون درهم ريختگي و آشفتگي

221
00:11:17,093 --> 00:11:18,553
‫تعداد اجناس قابل رويت براي مشتري‌ها
‫در حداقل ممكن

222
00:11:18,636 --> 00:11:22,974
‫كه خيلي مرتب روي كانتر و ويترين
‫نمايش داده ميشن

223
00:11:23,057 --> 00:11:28,187
‫اين شعار «هرچه كمتر، بهتر» در ويترين‌ها
‫هم خودش رو نشون ميده

224
00:11:28,271 --> 00:11:32,191
‫براي مثال، فقط يك بلوز
‫توي ويترين قرار داده ميشه

225
00:11:32,275 --> 00:11:35,570
‫برخلاف ويترين‌هايي كه مملو
‫از كلي اجناس هستن

226
00:11:35,653 --> 00:11:37,572
‫بابام عاشق اين ايده ميشه

227
00:11:37,655 --> 00:11:40,032
‫باور كنين اين فلسفه
‫در مورد مانكن‌ها هم اجرا ميشه

228
00:11:40,116 --> 00:11:41,826
‫فروشگاه بِندل كله‌هاي مانكن ها در مياره

229
00:11:41,909 --> 00:11:44,287
‫تا خريدار اونها رو به عنوان هركسي كه مي‌خواد
‫تصور كنه

230
00:11:44,370 --> 00:11:45,788
‫هركسي كه بي كله باشه

231
00:11:45,872 --> 00:11:47,748
‫دركنار اين تغييرات ظاهري...

232
00:11:47,832 --> 00:11:52,587
‫شما لازمه كه نيروهاي اضافه
‫براي فروشگاه استخدام كنيد

233
00:11:52,670 --> 00:11:53,713
‫خدمات فروش شخصي

234
00:11:53,796 --> 00:11:55,339
‫نمايش مُد خصوصي

235
00:11:55,423 --> 00:11:56,757
‫و مجموعه‌هاي طراحان

236
00:11:56,841 --> 00:11:58,593
‫اين خيلي جامع‌ست

237
00:11:58,676 --> 00:12:00,553
‫روشن كنندۀ راه و روش كاره

238
00:12:00,678 --> 00:12:04,348
‫فقط با تو دست گرفتنش،
‫حس مي‌كنم بيشتر از هر زمان ديگه‌اي در مورد رقبا مي‌دونم

239
00:12:06,434 --> 00:12:09,604
‫ولي بازم لازمه كه بگم
‫فروشگاه من خدمات فروش شخصي ارائه ميده

240
00:12:09,687 --> 00:12:12,106
‫و همينطور مجموعه‌هاي طراحان

241
00:12:12,231 --> 00:12:14,609
‫كه باعث ميشه فكر كنم
‫اونقدر روي رقباي من تمركز كرديد...

242
00:12:14,692 --> 00:12:16,777
‫كه فراموش كردين سري به فروشگاه من بزنيد

243
00:12:19,030 --> 00:12:20,489
‫من كه ماه عسل بودم

244
00:12:20,573 --> 00:12:21,866
‫من چند باري سر زدم

245
00:12:21,949 --> 00:12:24,994
‫فروشگاه قشنگيه

246
00:12:29,707 --> 00:12:31,375
‫خانم، مِنكِن، مي‌تونم بهتون اطمينان بدم كه...

247
00:12:31,459 --> 00:12:35,755
‫هيچكدوم از افرادي كه در اين جلسه
‫هستن، تاحالا پا توي فروشگاه شما نذاشتن

248
00:12:35,838 --> 00:12:39,091
‫اشتباهي كه امروز عصر خودم
‫شخصا اونو جبران مي‌كنم

249
00:12:42,178 --> 00:12:44,597
‫توي همين خيابان پنجم‌ـه

250
00:12:44,680 --> 00:12:48,643
‫يه ساختمان بزرگ اونطرفتر
‫و چند تا ساختمان كوچيك بالاتر

251
00:12:50,561 --> 00:12:51,896
‫ما 30 ساله كه اونجا هستيم

252
00:12:51,979 --> 00:12:53,731
‫- تا بيرون همراهيتون مي‌كنم
‫- خودم بدرقه‌شون مي‌كنم

253
00:12:59,737 --> 00:13:00,655
‫هَري

254
00:13:00,738 --> 00:13:01,948
‫چيه؟

255
00:13:03,574 --> 00:13:06,118
‫خوشم اومد كه اينطوري
‫با قضيه برخورد كردي

256
00:13:06,202 --> 00:13:08,162
‫سخته، وقتي دروغ آدم رو بشه

257
00:13:08,245 --> 00:13:09,664
‫خب، دروغي نبود

258
00:13:09,747 --> 00:13:12,124
‫يه اشتباه ناشيانه بود
‫كه عذر و بهانۀ كافي نداشت

259
00:13:13,751 --> 00:13:16,837
‫يه چيزي در مورد طرز حرف زدنت هست
‫كه باعث ميشه اعتماد به نفس پيدا كنم

260
00:13:16,921 --> 00:13:18,673
‫صدام مردونه‌ست

261
00:13:18,756 --> 00:13:20,633
‫پس شد امروز عصر

262
00:13:20,716 --> 00:13:22,551
‫اينم از قرارمون

263
00:13:25,930 --> 00:13:27,390
‫مدير جوان جديده

264
00:13:34,772 --> 00:13:37,692
‫تغيير دادن فروشگاهش ممكنه شش ماه طول بكشه...

265
00:13:37,775 --> 00:13:40,152
‫شايدم هم يه سال.
‫تا ببينم كدومش به نفعمه

266
00:13:40,236 --> 00:13:42,029
‫- قضيه چي بود؟
‫- كدوم؟

267
00:13:42,113 --> 00:13:44,407
‫«دان و مالي گولدبرگ». حواست بود؟
‫[اشاره به سريال گلدربرگ‌ها، داستان يك خانواده يهودي]

268
00:13:44,490 --> 00:13:45,908
‫آره ديدم. چي مي‌خواي بگي؟

269
00:13:45,992 --> 00:13:47,868
‫نمي‌دونم.
‫همه هميشه درباره‌ش شوخي مي‌كنن

270
00:13:47,952 --> 00:13:50,329
‫اما خودم هيچوقت نديدم
‫دريپر اينجوري دُم تكون بده

271
00:13:50,413 --> 00:13:52,790
‫حتما دوسش داره. مي‌خواي چكار كني؟

272
00:13:56,836 --> 00:13:58,546
‫دارم سعي مي‌كنم ترك كنم

273
00:13:58,629 --> 00:14:02,717
‫واقعا اين كلمۀ مدير «جوان»
‫برازنده‌ته

274
00:14:02,800 --> 00:14:04,969
‫ببين، تو الان متاهلي. درسته؟

275
00:14:05,052 --> 00:14:08,431
‫منم توي همين دار و دسته‌م
‫دو سال پر از خوبي و خوشي

276
00:14:08,514 --> 00:14:10,891
‫اما وقتي بيرون بين مردم هستم...

277
00:14:10,975 --> 00:14:12,852
‫نمي‌دونم. كار خاصي نمي‌كنم...

278
00:14:12,935 --> 00:14:14,145
‫ازين كارا بلد نيستم

279
00:14:14,228 --> 00:14:15,980
‫لاس زدن، معيارهاي دوپهلو...

280
00:14:16,063 --> 00:14:17,732
‫منظورت رابطه با كسي ديگه به جز همسرته؟

281
00:14:17,815 --> 00:14:22,236
‫نه، منظورم لذت بردن از
‫معاشرت با زن‌هاي ديگه‌س‌...

282
00:14:22,319 --> 00:14:24,280
‫كه يه مرد متاهل بطور محدود، اجازه‌ش رو داره

283
00:14:25,698 --> 00:14:27,533
‫تمام دل‌خوشيمون همينه واقعا

284
00:14:27,616 --> 00:14:29,744
‫از طرف بقيه نمي‌تونم چيزي بگم
‫ولي براي من اينم زياده

285
00:14:29,827 --> 00:14:31,829
‫منم همينطور. فكر مي‌كنم تا حدودي...

286
00:14:31,912 --> 00:14:33,748
‫هميشه فكر مي‌كردم دريپر هم
‫همينجوريه

287
00:14:33,831 --> 00:14:35,416
‫دريپر؟

288
00:14:35,499 --> 00:14:36,751
‫كسي چيزي راجع به اين آدم نمي‌دونه

289
00:14:36,834 --> 00:14:38,335
‫هيچ كس تاحالا اين پرده رو كنار نزده

290
00:14:38,419 --> 00:14:41,130
‫شايد بتمن باشه و ما خبر نداريم

291
00:14:41,213 --> 00:14:44,467
‫آقاي كمبل، خانمتون پشت خطه

292
00:14:44,550 --> 00:14:46,510
‫مرغه روي مبل ريده!

293
00:14:46,594 --> 00:14:47,887
‫خيلي عالي بود

294
00:14:49,055 --> 00:14:50,890
‫سلام، عزيزم.

295
00:14:50,973 --> 00:14:52,850
‫شام؟ واي

296
00:14:52,933 --> 00:14:55,311
‫واسه شام چي دوست دارم؟

297
00:14:55,394 --> 00:14:57,188
‫نمي‌دونم

298
00:14:57,271 --> 00:14:59,774
‫هر چيزي بجز مرغ

299
00:14:59,857 --> 00:15:01,067
‫آره، دلشون واسم تنگ شده بود

300
00:15:01,150 --> 00:15:04,779
‫استيك دنده كه با كره تفت داده شده

301
00:15:04,862 --> 00:15:06,781
‫بستني

302
00:15:06,864 --> 00:15:08,449
‫منم عاشقتم

303
00:15:11,786 --> 00:15:14,413
‫وقتي برسم خونه،
‫ميز شام واسم چيده و آماده‌ست

304
00:15:14,497 --> 00:15:16,373
‫آره، اينو چي ميگي؟

305
00:15:42,900 --> 00:15:46,946
‫آقاي كورلند مشغول حل و فصل
‫يه مشاجره توي قسمت لوازم آشپزخانه‌ست

306
00:15:47,029 --> 00:15:48,864
‫واقعا چرا دختراي جوان رو استخدام كردم!؟

307
00:15:48,948 --> 00:15:51,534
‫چون تقريبا خرجي واست ندارن

308
00:15:51,617 --> 00:15:53,452
‫تيپت عوض شده

309
00:15:53,536 --> 00:15:54,954
‫اينجا مثل كمد لباس منه

310
00:15:58,124 --> 00:16:01,836
‫صاحبان اولي درست قبل از
‫سقوط وال استريت ساخت اينجا رو تمام كردن
‫[سقوط وال استريت 1929]

311
00:16:01,919 --> 00:16:03,921
‫پسر، واقعا روحشون هم خبر نداشت قراره چي بشه

312
00:16:05,756 --> 00:16:10,136
‫اميدوارم بدوني
‫فروشگاه اصلي ما توي خيابان هفتم بود

313
00:16:10,219 --> 00:16:11,846
‫فروشگاه جوراب فروشي بود

314
00:16:11,929 --> 00:16:14,056
‫بعد كم كم كارهاي توليدي هم بهش اضافه شد

315
00:16:14,140 --> 00:16:17,518
‫سال 1932 صاحبين اينجا ورشكست شدن

316
00:16:17,601 --> 00:16:20,855
‫بابا و عموم هم اينجا رو مفت ازشون خريدن

317
00:16:20,938 --> 00:16:23,440
‫خب، شلوغ كه هست

318
00:16:23,524 --> 00:16:25,860
‫اما ممكنه بخاطر فروش ويژه باشه

319
00:16:25,943 --> 00:16:28,237
‫كه معنيش اينه اگر موفق بشيم

320
00:16:28,320 --> 00:16:29,864
‫مشتري‌هايي كه داري رو از دست ميدي

321
00:16:29,947 --> 00:16:31,866
‫تا مشتري‌هايي كه مي‌خواي بدست بياري

322
00:16:31,949 --> 00:16:33,826
‫من مي‌خواستم با افزايش قيمت‌ها شروع كنم

323
00:16:33,909 --> 00:16:35,786
‫ميتوني تصور كني نظر بابام چي بود

324
00:16:35,870 --> 00:16:37,621
‫خب، در ازاي پول بيشتري كه مي‌خواي بگيري

325
00:16:37,705 --> 00:16:38,956
‫بايد يه امتيازي به مشتري‌ها بدي

326
00:16:39,039 --> 00:16:43,043
‫فقط گفتن اينكه اون امتياز چي ميتونه باشه، سخته

327
00:16:48,674 --> 00:16:49,884
‫چطور مي‌تونم كمكتون كنم؟

328
00:16:49,967 --> 00:16:52,803
‫مجبورشون كردم اين جمله رو بگن

329
00:16:52,887 --> 00:16:55,264
‫كرول، ميشه اين مجموعه رو بدي ببينيم؟

330
00:17:03,647 --> 00:17:05,316
‫اسب آبي

331
00:17:05,399 --> 00:17:06,609
‫تاج

332
00:17:06,692 --> 00:17:07,985
‫تاس خوش شانسي

333
00:17:08,986 --> 00:17:11,113
‫شواليه قرون وسطي

334
00:17:21,874 --> 00:17:23,834
‫بهتر شد

335
00:17:23,918 --> 00:17:25,002
‫ممنون

336
00:17:31,800 --> 00:17:34,011
‫بيا بريم يه نگاه به طبقه دوم بندازيم

337
00:17:42,978 --> 00:17:45,147
‫بخاطر سرويس‌دهي‌مون معروف شديم

338
00:17:45,231 --> 00:17:46,941
‫حتما شغل خيلي سختيه

339
00:17:47,024 --> 00:17:49,026
‫مي‌دونم

340
00:17:49,109 --> 00:17:51,946
‫هميشه از سكوت اينجا خوشم ميومد

341
00:17:52,029 --> 00:17:54,949
‫شايد اين بتونه دليل نبود مشتري رو توضيح بده

342
00:17:56,492 --> 00:17:59,787
‫متوجه جذابيتش هستم، ولي...

343
00:17:59,870 --> 00:18:02,831
‫اين سالن خيلي تاريكه
‫خيلي هم دكورش قديميه

344
00:18:02,915 --> 00:18:04,124
‫محصولات كهنه بنظر ميان

345
00:18:04,208 --> 00:18:05,584
‫اما اهالي اينجا خيلي خوشتيپن
‫[منظورش خرس‌هاست]

346
00:18:07,419 --> 00:18:09,964
‫فقط حيف كه مجبوريم سرشون رو قطع كنيم

347
00:18:10,047 --> 00:18:12,341
‫قسمت مورد علاقه‌ت توي فروشگاه
‫خراب ميشه

348
00:18:12,424 --> 00:18:14,635
‫راستش قسمت مورد علاقه‌م نيست

349
00:18:30,567 --> 00:18:32,361
‫هممون داريم ميريم رستوران لانسكي

350
00:18:32,444 --> 00:18:34,029
‫باورت ميشه؟

351
00:18:34,113 --> 00:18:36,657
‫خوش بگذره، من سرم شلوغه

352
00:18:40,035 --> 00:18:41,620
‫خوشگل شدي

353
00:18:55,301 --> 00:18:56,510
‫عجب

354
00:18:56,593 --> 00:18:59,305
‫منهتن زير پاته
‫حالا جذابييتش رو ميفهمم

355
00:18:59,388 --> 00:19:01,015
‫منظره‌ش خوبه

356
00:19:01,098 --> 00:19:04,810
‫اينجا قسمت مورد علاقه منه

357
00:19:06,103 --> 00:19:07,688
‫سلام، ميسي

358
00:19:08,981 --> 00:19:10,816
‫هي

359
00:19:10,899 --> 00:19:12,818
‫چند وقته نديدمت

360
00:19:12,901 --> 00:19:15,404
‫چطور شد پنتهوس به اينا رسيد؟

361
00:19:15,487 --> 00:19:17,072
‫نگهباني ميدن

362
00:19:17,156 --> 00:19:18,907
‫تنها راهيه كه ميشه مطمئن شد...

363
00:19:18,991 --> 00:19:20,909
‫كسي شب تو فروشگاه مخفي نشده

364
00:19:20,993 --> 00:19:22,619
‫مي‌دونن من با توام ديگه، آره؟

365
00:19:22,703 --> 00:19:25,914
‫اسم اين دوتا كارلا و لئوناست

366
00:19:25,998 --> 00:19:29,335
‫جفت اصلي نيستن، اينا نسل سومن

367
00:19:29,418 --> 00:19:31,962
‫و هر نسلي از سگ‌هاي خانواده منكن

368
00:19:32,046 --> 00:19:36,050
‫تا قيامت بايد با همين اسم‌ها نامگزاري بشن

369
00:19:36,133 --> 00:19:38,052
‫وقتي 9 سالم بود، مشاور حقوقي بابام رو
‫مجبور كردم...

370
00:19:38,135 --> 00:19:40,054
‫اين بند رو به آيين‌نامه فروشگاه اضافه كنه

371
00:19:40,137 --> 00:19:42,639
‫پس حتي اون زمان هم
‫از امر و نهي كردن به مردها لذت مي‌بردي

372
00:19:42,723 --> 00:19:46,101
‫راستش فروشگاه يه جورايي مثل خونه بود

373
00:19:46,185 --> 00:19:48,479
‫بابام دوست داشت كار كنه

374
00:19:48,562 --> 00:19:50,981
‫عادت داشتم بيام اينجا باهاشون حرف بزنم

375
00:19:51,065 --> 00:19:52,066
‫البته اونموقع با جفت اصلي

376
00:19:52,149 --> 00:19:54,068
‫هر شب

377
00:19:54,151 --> 00:19:58,030
‫يه سگ ميتونه
‫تمام نيازهاي يه دختر كوچولو رو برآورده كنه

378
00:19:58,113 --> 00:20:01,075
‫ازت محافظت مي‌كنن، بهت گوش ميدن

379
00:20:01,158 --> 00:20:03,577
‫خواهرم بود. ولي بچۀ ديگه‌اي نبود

380
00:20:03,660 --> 00:20:07,081
‫و البته مامانم پيش ما نبود

381
00:20:07,164 --> 00:20:09,958
‫خب، هميشه هم چندان بد نيست

382
00:20:10,042 --> 00:20:12,086
‫كي مي‌دونه؟

383
00:20:12,169 --> 00:20:14,171
‫وقتي منو بدنيا آورد، فوت كرد

384
00:20:16,590 --> 00:20:19,551
‫بهرحال، خواهرم تنها همدم من بود

385
00:20:19,635 --> 00:20:21,095
‫و جالبه كه...

386
00:20:21,178 --> 00:20:23,180
‫كنترل اين پدرسوخته‌ها راحتتر بود

387
00:20:28,811 --> 00:20:30,187
‫قضيه چيه؟

388
00:20:33,732 --> 00:20:36,652
‫سعي نكن بهم بگي
‫هيچوقت هيچ كس، دوسِت نداشته

389
00:21:07,891 --> 00:21:09,476
‫نمي‌دونم چي بگم

390
00:21:19,528 --> 00:21:20,779
‫گوش كن

391
00:21:25,659 --> 00:21:27,703
‫من متاهلم

392
00:21:34,251 --> 00:21:37,379
‫فكر كنم سوال نكردم
‫چون دلم نمي‌خواست بدونم

393
00:21:39,631 --> 00:21:41,550
‫نبايد اين اتفاق ميافتاد

394
00:21:43,302 --> 00:21:45,929
‫خب، نتونستي جلوي خودتو بگيري

395
00:21:46,013 --> 00:21:49,183
‫مي‌دونستم چي مي‌خوام

396
00:21:49,266 --> 00:21:51,185
‫از لحظه اولي كه با عصبانيت از دفتر
‫ما رفتي بيرون

397
00:21:51,268 --> 00:21:53,270
‫تو با عصبانيت از دفترتون رفتي بيرون

398
00:21:55,105 --> 00:21:58,108
‫من تو رو آوردم اين بالا. كارم احمقانه بود

399
00:21:59,818 --> 00:22:01,862
‫فقط خيلي دلم مي‌خواست دوباره
‫ببينمت

400
00:22:03,906 --> 00:22:05,657
‫ولي فكر كنم ديگه دفعه بعدي نباشه

401
00:22:17,711 --> 00:22:19,087
‫مي‌دونم درك مي‌كني كه...

402
00:22:19,171 --> 00:22:22,299
‫دوست ندارم اين ماجرا رو براي كسي توضيح بدم

403
00:22:22,382 --> 00:22:23,425
‫پروژه برقرار باقي ميمونه

404
00:22:23,509 --> 00:22:25,511
‫فقط مي‌خوام يكي ديگه انجامش بده

405
00:22:27,888 --> 00:22:30,349
‫اينجوري نگام نكن

406
00:22:31,600 --> 00:22:33,644
‫هميشه ميري زناي مردم رو اينجوري ببوسي؟

407
00:22:33,727 --> 00:22:34,853
‫زنهايي بجز زن خودت؟

408
00:22:34,937 --> 00:22:36,897
‫البته كه نه

409
00:22:36,980 --> 00:22:40,317
‫خب پس چي، قراره يه زندگي
‫در كنار زن و زندگيِ تو داشته باشم؟

410
00:22:48,325 --> 00:22:51,328
‫چند تا چك هست كه بايد امضا كنم

411
00:23:36,206 --> 00:23:37,958
‫ببخشيد

412
00:23:38,041 --> 00:23:39,751
‫روزنامه‌تون رو انداختين

413
00:23:43,297 --> 00:23:44,381
‫ممنون

414
00:24:20,417 --> 00:24:21,376
‫بابا

415
00:24:21,460 --> 00:24:23,170
‫بابا! بابا

416
00:24:23,253 --> 00:24:25,255
‫بلند شو، تولدمه

417
00:24:25,339 --> 00:24:26,673
‫تولدمه

418
00:24:26,757 --> 00:24:28,258
‫تولدمه

419
00:24:28,342 --> 00:24:31,053
‫تولدت نيست. مهمونيه

420
00:24:31,136 --> 00:24:32,346
‫دان، مهموني ساعت دو شروع ميشه

421
00:24:32,429 --> 00:24:35,932
‫بايد «خونه بازي» رو سرهم كني

422
00:24:37,225 --> 00:24:39,269
‫چطوري يه اسب كوچولو رو سرهم كنم؟

423
00:24:39,353 --> 00:24:42,314
‫يه اسب كوچولو؟ مي‌خواي بهم اسب كوچولو هديه بدي؟

424
00:24:42,397 --> 00:24:44,441
‫بابي، بابام مي‌خواد بهم اسب كوچولو بده!

425
00:24:46,026 --> 00:24:47,653
‫عالي

426
00:24:49,029 --> 00:24:51,365
‫وقتي «خونه بازي» رو ببينه
‫همه چيز يادش ميره

427
00:24:55,786 --> 00:24:58,455
‫روي اجاق ساندويچ تخم مرغ و بيكن
‫واست گذاشتم

428
00:25:47,546 --> 00:25:49,548
‫درش هم مثل در خونه خودمون قرمزه!

429
00:25:49,631 --> 00:25:51,341
‫بابا!

430
00:25:51,425 --> 00:25:53,760
‫قرار نبود الان اينو ببيني

431
00:25:54,928 --> 00:25:57,472
‫برو توي گاراژ يه آبجوي ديگه واسم بيار، باشه؟

432
00:25:57,556 --> 00:25:58,682
‫باشه

433
00:26:05,564 --> 00:26:06,690
‫كيپر هم بذارم؟
‫[نوعي گياه گرد و كوچك كه بصورت ترشي فروخته ميشود]

434
00:26:06,773 --> 00:26:08,483
‫خوشت مياد بعد از توي قالي جعمشون كني؟

435
00:26:08,567 --> 00:26:10,444
‫خيلي ساده بنظر ميان

436
00:26:10,527 --> 00:26:14,448
‫اين يكي كه فقط همبرگر خام مي‌خواد

437
00:26:14,531 --> 00:26:16,867
‫يعني چي آخه؟

438
00:26:16,950 --> 00:26:18,452
‫فكر كنم از اينا ديگه كافيه

439
00:26:18,535 --> 00:26:19,745
‫چند نفريم؟

440
00:26:19,828 --> 00:26:21,455
‫ما، شما...

441
00:26:21,538 --> 00:26:23,081
‫خانواده كارلتون با بچه‌ها
‫سريع بگو

442
00:26:23,165 --> 00:26:25,333
‫خانواده دارلينگ. هلن بيشاپ...

443
00:26:25,417 --> 00:26:27,627
‫- اونم دعوت كردي؟
‫- مجبور شدم

444
00:26:27,711 --> 00:26:29,463
‫توي فروشگاه منو ديد كه داشتم بادكنك مي‌خريدم

445
00:26:29,546 --> 00:26:31,047
‫- زشت بود
‫- خب كه چي؟

446
00:26:31,131 --> 00:26:34,134
‫منم تازه واسش شيريني بردم
‫ظرفم رو وايسادم تا گرفتم

447
00:26:34,217 --> 00:26:36,511
‫ديدي توي خيابان هي قدم ميزنه؟

448
00:26:36,595 --> 00:26:38,847
‫پياده كدوم گوري مي‌خواد بره؟

449
00:26:39,931 --> 00:26:42,184
‫نمي‌دونم

450
00:26:42,267 --> 00:26:43,477
‫بچه‌ش چند سالشه؟

451
00:26:43,560 --> 00:26:45,604
‫بچه‌هاش

452
00:26:45,687 --> 00:26:46,897
‫پسره 9 سالشه

453
00:26:46,980 --> 00:26:48,899
‫اسمش «گري»ه. شايد هم «گلن»؟

454
00:26:48,982 --> 00:26:50,484
‫بچه كوچيكه هم 2 سالشه

455
00:26:50,567 --> 00:26:52,527
‫بهم گفت مي‌خواد واسش
‫پرستار بگيره

456
00:26:52,611 --> 00:26:54,654
‫من جاش بودم مي‌گرفتم

457
00:26:54,738 --> 00:26:56,782
‫احتمالا اين مهموني واسش خيلي بزرگ باشه

458
00:27:03,747 --> 00:27:05,499
‫چه مردي!

459
00:27:07,459 --> 00:27:08,627
‫مي‌دونم

460
00:28:02,055 --> 00:28:05,225
‫از دستشويي مهمون‌ها كه استفاده نكردي؟

461
00:28:05,308 --> 00:28:07,185
‫به چيزي دست نزدم

462
00:28:08,520 --> 00:28:09,563
‫همه به زودي ميرسن

463
00:28:09,646 --> 00:28:11,565
‫چرا نميري بالا
‫يه دوش بگيري؟

464
00:28:11,648 --> 00:28:13,316
‫مي‌خواي منم بيام؟

465
00:28:57,277 --> 00:28:59,738
‫كوكتل نعنا، اين وقت سال ميچسبه

466
00:28:59,821 --> 00:29:02,699
‫- عالي
‫- جديدا چقدر تشنه‌م ميشه

467
00:29:05,702 --> 00:29:07,412
‫آماده‌اين يا نه، من دارم ميام

468
00:29:07,495 --> 00:29:09,956
‫كيك خرما و گردو
‫گوشت بوقلمون

469
00:29:10,040 --> 00:29:12,167
‫و سالاد والدورف
‫براي بزرگتراست

470
00:29:16,087 --> 00:29:18,256
‫براي بچه‌ها هم
‫ساندويچ بادوم زميني درست كردم

471
00:29:18,340 --> 00:29:20,050
‫مي‌دونم همه دوسش دارن

472
00:29:20,133 --> 00:29:21,760
‫ممنون

473
00:29:21,843 --> 00:29:23,762
‫و محض اطلاع، اگه واستون سوال شده...

474
00:29:23,845 --> 00:29:25,347
‫اون دلقك رو سفارش ندادم

475
00:29:25,430 --> 00:29:26,681
‫- اوه
‫- اوه

476
00:29:26,765 --> 00:29:28,725
‫براي يه نمايش ديگه رزروش كرده بودن

477
00:29:28,808 --> 00:29:30,810
‫نمايش «دربارۀ دلقك‌ها» ؟
‫فكر كنم ما اون نمايشو ديديم

478
00:29:30,894 --> 00:29:34,147
‫همون نبود كه
‫سر صحنه لخت ميشدن؟

479
00:29:34,230 --> 00:29:35,273
‫كي فكرشو ميكرد
‫همچين نمايشي خسته‌كننده از آب در بياد؟

480
00:29:37,317 --> 00:29:39,444
‫كارلتون، يه مشروب قوي‌تر مي‌خواي؟

481
00:29:39,527 --> 00:29:40,654
‫همين واسش خوبه

482
00:29:40,737 --> 00:29:42,155
‫دان، داشتيم راجع به تو فكر مي‌كرديم

483
00:29:43,740 --> 00:29:45,241
‫اين برنامه رو توي تلويزيون ديديم...

484
00:29:45,325 --> 00:29:47,661
‫درست وسط پخش اخبار بود
‫بامزه بود

485
00:29:47,744 --> 00:29:48,912
‫مَرده كلاهش روي سرش
‫بود داشت پرواز ميكرد

486
00:29:48,995 --> 00:29:51,247
‫- ايدۀ تو بود؟
‫- خيلي بامزه بود

487
00:29:51,373 --> 00:29:54,584
‫- فكر كنم طرف درست شبيه هنري بود
‫- ولي نه به اين خوشگلي

488
00:29:55,669 --> 00:29:57,170
‫نديدمش

489
00:29:57,253 --> 00:29:59,673
‫من ميرم غذاي بچه‌ها رو واسشون
‫بذارم بيرون

490
00:29:59,756 --> 00:30:01,925
‫بهتره حتي زحمت
‫اينكه يجا بشونيمشون هم به خودمون نديم

491
00:30:02,008 --> 00:30:03,301
‫منم ميرم كمك

492
00:30:03,385 --> 00:30:04,928
‫يه چيز باحال اونروز شنيدم

493
00:30:05,011 --> 00:30:05,929
‫نه، چت

494
00:30:06,012 --> 00:30:07,430
‫مي‌خوام جوك رو تعريف كنم

495
00:30:07,514 --> 00:30:09,683
‫همسرت و وكيلت دارن غرق ميشن

496
00:30:09,766 --> 00:30:11,226
‫بايد انتخاب كني

497
00:30:11,309 --> 00:30:13,687
‫بري واسه ناهار يا بري سينما؟

498
00:30:13,770 --> 00:30:15,188
‫خوب بود، نه؟

499
00:30:15,271 --> 00:30:16,690
‫آره، مسابقه بيسبال رو كه نديديم

500
00:30:16,773 --> 00:30:18,316
‫لااقل يكم بخنديم

501
00:30:18,400 --> 00:30:19,859
‫هي

502
00:30:19,943 --> 00:30:21,945
‫ميگم اوضاع كار توي خيابون مديسون چطوره، دان؟

503
00:30:22,028 --> 00:30:24,239
‫بنظر مياد حسابي هواتو دارن

504
00:30:24,322 --> 00:30:26,950
‫به همه‌چي رسيدي ديگه

505
00:30:27,033 --> 00:30:28,827
‫آره، همش همينه

506
00:30:31,663 --> 00:30:35,875
‫شايد بخاطر علاقه شديدش به ورزش باشه
‫ولي براي جك خيلي سخت بود

507
00:30:35,959 --> 00:30:38,920
‫ماريلين، من حواسم به كوين بود
‫خيلي خوب راه ميره

508
00:30:40,797 --> 00:30:43,299
‫شرط ميبندم تفاوتش رو متوجه نميشه

509
00:30:43,383 --> 00:30:44,718
‫ميشه

510
00:30:44,801 --> 00:30:46,720
‫اما خيلي مصممـه

511
00:30:46,803 --> 00:30:49,764
‫هر بار كسي اسم واكسن رو مياره
‫جك خيلي عصباني ميشه

512
00:30:49,848 --> 00:30:51,808
‫ولي من بهش ميگم بايد ممنون باشيم

513
00:30:51,891 --> 00:30:54,019
‫اولا كه، مي‌تونست خيلي بدتر از اينا باشه

514
00:30:54,102 --> 00:30:55,729
‫مي‌تونست به ريه‌هاش صدمه بزنه

515
00:30:55,812 --> 00:30:58,523
‫ثانيا، اين اتفاق براي بچۀ ديگه‌اي نميافته

516
00:30:58,606 --> 00:31:00,400
‫فكر مي‌كنن ورزشكارن

517
00:31:00,483 --> 00:31:01,776
‫دلم مي‌خواد به چت بگم...

518
00:31:01,860 --> 00:31:04,112
‫ديدم چطور توي دبيرستان فوتبال بازي مي‌كردي

519
00:31:04,195 --> 00:31:07,323
‫پسرت هم مثل خودت
‫يه اسكلي ميشه كه فقط تكل زدن بلده

520
00:31:17,917 --> 00:31:19,044
‫به قول گلن...

521
00:31:19,127 --> 00:31:22,422
‫وقتي لاي در يكم باز باشه
‫يعني ميتوني داخل بشي

522
00:31:22,505 --> 00:31:24,424
‫سلام هلن

523
00:31:26,092 --> 00:31:30,221
‫خيلي بدم مياد عذر و بهانه بيارم
‫ولي پرستار بچه دير اومد

524
00:31:30,305 --> 00:31:32,140
‫و منم هنوز همه كارتن‌ها رو باز نكردم

525
00:31:32,223 --> 00:31:34,559
‫اين تنها كاغذ كادويي بود كه تونستم پيدا كنم

526
00:31:36,102 --> 00:31:39,856
‫بنظر من كه تمام سال بايد كريسمس باشه

527
00:31:43,860 --> 00:31:46,404
‫«انتظار مي‌رود هيئت جوري در شهر نيويورك»

528
00:31:46,488 --> 00:31:47,864
‫«مدارك مربوط به فرار مالياتي را دريافت كند و ...»

529
00:31:49,324 --> 00:31:53,328
‫«قطعۀ ازدواج فيگارو اثر موتزارت
‫كه براي اُپرا تنظيم شده...»

530
00:31:53,411 --> 00:31:56,748
‫«با نقش آفرينيِ رابرت مريل و جوآن سودرلند...»

531
00:31:56,831 --> 00:31:59,125
‫دان، بايد بري كيك رو از قنادي بگيري

532
00:31:59,209 --> 00:32:02,712
‫اوه، و ايشون هم هلن بيشاپ و گلن هستن

533
00:32:02,796 --> 00:32:03,880
‫از ديدنتون خوشوقتم

534
00:32:05,673 --> 00:32:07,592
‫دان، شوهر منه

535
00:32:07,675 --> 00:32:10,678
‫و ايشون هم كارلتون، چت، و جك

536
00:32:10,762 --> 00:32:11,805
‫گلن، مطمئنم...

537
00:32:11,888 --> 00:32:13,223
‫ساندويچ كره بادوم زميني و
‫تفنگ بادي

538
00:32:13,306 --> 00:32:14,265
‫بيرون توي حياط داشته باشيم

539
00:32:14,349 --> 00:32:15,892
‫دنبالم بيا نشونت بدم

540
00:32:21,981 --> 00:32:23,775
‫دان، ميشه يه لحظه بياي؟

541
00:32:23,858 --> 00:32:26,820
‫خب، در مورد كيك كه بهت گفتم

542
00:32:26,903 --> 00:32:29,823
‫و اينكه،...
‫ميشه ايندفعه كمي هم فيلم‌برداري كني؟

543
00:32:29,906 --> 00:32:32,617
‫از همه يا فقط از اين وروجك؟

544
00:32:32,700 --> 00:32:35,829
‫دوربين رو خريدي، اما هر دفعه يادت ميره

545
00:32:35,912 --> 00:32:37,372
‫باشه

546
00:32:41,876 --> 00:32:45,839
‫خانم‌ها، خانم‌ها
‫ايشون هلن بيشاپ هستن

547
00:32:45,922 --> 00:32:47,841
‫- ايشون هم مريلين
‫- خوشوقتم

548
00:32:47,924 --> 00:32:48,842
‫و ننسي

549
00:32:48,925 --> 00:32:51,094
‫بنظر مياد ترسيده، طفلكي

550
00:32:51,177 --> 00:32:55,181
‫مطمئنم، اين خانم‌ها
‫پر و بالش رو مي‌كنن

551
00:32:55,265 --> 00:32:57,934
‫ديديش با اون ماشين فلوكس واگن يه ذره‌اي
‫اينور اونور ميره؟

552
00:32:58,017 --> 00:32:59,435
‫آدم دلش ميسوزه

553
00:32:59,519 --> 00:33:01,646
‫دردي ازش دعوا نميكنه
‫اون ماشين انگار صندلي عقب نداره

554
00:33:01,729 --> 00:33:03,439
‫فقط ميتونه يه مرد كوتوله
‫رو از تو خيابون تور كنه

555
00:33:05,275 --> 00:33:08,987
‫فكر كنم آخرين باري كه يكي از اين ماشينا ديدم
‫يه نارنجك توش انداختم

556
00:33:09,070 --> 00:33:09,988
‫آره

557
00:33:10,071 --> 00:33:12,740
‫بديِ تعطيلات عيد پاك اينه كه خيلي طولانيه

558
00:33:12,824 --> 00:33:13,908
‫خسته كننده‌س

559
00:33:13,992 --> 00:33:16,870
‫تو فكريم هفت روز و شش شب
‫بريم «بوكا راتون»
‫[در ايالت فلوريدا]

560
00:33:16,953 --> 00:33:19,080
‫با اون پشه‌هاي گندۀ اونجا

561
00:33:19,164 --> 00:33:22,542
‫و باور كن، اونا تنها موجودات موذي اونجا نيستن

562
00:33:22,625 --> 00:33:24,377
‫فرنسين

563
00:33:24,460 --> 00:33:26,296
‫منو كارلتون براي ماه عسل اونجا رفته بوديم

564
00:33:26,379 --> 00:33:28,506
‫و فقط ميتونم بگم انگار ما
‫رو تك و تنها گير آورده بودن

565
00:33:28,590 --> 00:33:29,507
‫آدم معذب ميشه

566
00:33:29,591 --> 00:33:30,925
‫آدم دلش مي‌خواد ريلكس باشه

567
00:33:31,009 --> 00:33:33,011
‫ما براي ماه عسلمون رفتيم برمودا

568
00:33:33,094 --> 00:33:34,220
‫ساحل‌هايي با شنهاي صورتي

569
00:33:35,305 --> 00:33:36,472
‫تو كجا رفتي؟

570
00:33:37,724 --> 00:33:40,393
‫اوه، ببخشيد...

571
00:33:42,145 --> 00:33:44,981
‫مشكلي نيست. من رفتم پاريس

572
00:33:45,064 --> 00:33:47,901
‫چهار سال خوندن زبان فرانسه توي دانشگاه «مونت هوليوك»

573
00:33:47,984 --> 00:33:49,569
‫از اون زمان تا حالا ازش استفاده نكردم

574
00:33:52,697 --> 00:33:55,909
‫و با هيچي عوضش نمي‌كنم
‫حتي با اينكه با پدر گلن رفتم

575
00:33:55,992 --> 00:33:57,994
‫منظورت همسر سابقته؟

576
00:33:58,995 --> 00:34:00,705
‫بله

577
00:34:01,998 --> 00:34:03,917
‫من رفتم ايتاليا

578
00:34:04,000 --> 00:34:05,210
‫نه واسه ماه عسل

579
00:34:05,293 --> 00:34:08,004
‫درست بعد از اينكه از كالج هنر «برين مار» فارق التحصيل شدم

580
00:34:08,087 --> 00:34:09,380
‫چه تابستوني بود

581
00:34:09,464 --> 00:34:10,673
‫«سه سكه در فواره»
‫[فيلمي با همين نام درباره سه زن آمريكايي
‫كه در جستجوي عشق خود به شهر رُم سفر مي‌كنند]

582
00:34:10,757 --> 00:34:11,966
‫آره درست همون موقع‌ها بود

583
00:34:12,050 --> 00:34:13,927
‫حتما از پاريس خيلي خوشت اومد

584
00:34:14,010 --> 00:34:15,386
‫جا براي پياده روي زياد داره

585
00:34:15,470 --> 00:34:17,055
‫منظورت چيه؟

586
00:34:17,138 --> 00:34:20,308
‫هيچي ديدمت كه اين دور و اطراف
‫زياد پياده روي مي‌كني

587
00:34:20,391 --> 00:34:23,978
‫منم ديدمت. داشتم رانندگي مي‌كردم
‫فكر كنم واست دست تكون دادم

588
00:34:24,062 --> 00:34:25,939
‫اونجور موقع‌ها كجا ميري؟

589
00:34:26,022 --> 00:34:29,025
‫جاي خاصي نميرم. فقط دوست دارم قدم بزنم

590
00:34:32,070 --> 00:34:33,738
‫خب كجا؟

591
00:34:33,821 --> 00:34:35,657
‫هرجا

592
00:34:35,740 --> 00:34:38,326
‫باعث آرامش خاطرم ميشه
‫و ذهنم رو خالي ميكنه

593
00:34:38,409 --> 00:34:40,620
‫از راديو شنيدم انيشتين هم اينكارو ميكرد

594
00:34:40,703 --> 00:34:43,206
‫انيشتين؟ ديگه تو هر كاري
‫يه سركي كشيده

595
00:34:56,928 --> 00:34:57,971
‫عزيزم

596
00:34:58,054 --> 00:34:59,097
‫سلام، بابا

597
00:35:13,236 --> 00:35:14,904
‫فكر مي‌كني فرانك سيناترا هستي؟

598
00:35:14,988 --> 00:35:16,781
‫دنبال گلن مي‌گشتم

599
00:35:16,864 --> 00:35:19,784
‫چند تاشون بدو بدو الان از اينجا رفتن

600
00:35:23,121 --> 00:35:25,081
‫اينم از آقايون

601
00:35:25,164 --> 00:35:27,083
‫حالتون چطوره؟

602
00:35:31,671 --> 00:35:33,423
‫اسمتون هلن‌ـه، درسته؟

603
00:35:35,800 --> 00:35:38,011
‫از شرايطتون اطلاع دارم

604
00:35:38,094 --> 00:35:40,263
‫و دلم براي اون پسر كوچولو ميسوزه

605
00:35:40,346 --> 00:35:42,098
‫يه بچه كوچيك هم دارم

606
00:35:43,099 --> 00:35:44,309
‫مي‌تونيد ظاهر آدمهاي سرسخت رو به خودتون بگيرين

607
00:35:44,392 --> 00:35:46,519
‫اما من فقط خواستم براي كمك داوطلب باشم

608
00:35:46,602 --> 00:35:47,770
‫شايد زماني به كسي نياز داشتيد

609
00:35:47,854 --> 00:35:49,981
‫كه روزاي يكشنبه با پسرتون بازي كنه
‫و سرگرمش كنه...

610
00:35:50,064 --> 00:35:51,941
‫يا اونو به ساحل ببره

611
00:35:52,025 --> 00:35:54,110
‫لطف شماست

612
00:35:55,486 --> 00:35:58,614
‫مطمئنم در نهايت به ملاقات‌هاي
‫روزهاي يكشنبۀ شما عادت مي‌كنم

613
00:35:58,698 --> 00:36:01,701
‫و باهاتون به ساحل ميام
‫فقط خودمون چهارتا

614
00:36:01,784 --> 00:36:04,787
‫و اون وقت يه شب
‫وقتي ما رو به خونه ميرسوني...

615
00:36:04,871 --> 00:36:07,540
‫و منو تا توي خونه با يدونه چتر همراهي مي‌كني

616
00:36:07,623 --> 00:36:09,042
‫بچه ها ميرن كه بخوابن

617
00:36:09,125 --> 00:36:11,002
‫و ما هم به اتفاقات خنده داري كه
‫اون روز...

618
00:36:11,085 --> 00:36:12,754
‫توي ساحل افتاد مي‌خنديم

619
00:36:12,837 --> 00:36:15,048
‫دوست ندارم به فرنسين بگي...

620
00:36:15,131 --> 00:36:17,717
‫كه من پيشنهادي دادم
‫در صورتي كه اينطور نبوده

621
00:36:17,800 --> 00:36:21,054
‫خب، ببخشيد اگه اشتباه متوجه شدم

622
00:37:05,223 --> 00:37:07,100
‫تو زدي به ماشينم

623
00:37:07,183 --> 00:37:10,103
‫من دوست دارم روي مبل بخوابم

624
00:37:10,186 --> 00:37:11,896
‫از طرز حرف زدنت خوشم نمياد

625
00:37:11,979 --> 00:37:14,190
‫كفشاتو در بيار

626
00:37:31,249 --> 00:37:33,251
‫چه آدم‌هاي جالبي اون تو هستن

627
00:37:36,921 --> 00:37:38,881
‫آدم‌هاي اين بيرون هم فرقي ندارن

628
00:37:40,258 --> 00:37:42,510
‫اون قضيه انيشتين رو چي ميگي؟

629
00:37:42,593 --> 00:37:45,721
‫دارم فكر مي‌كنم اون آلبرت پير هم
‫وقتي راه ميرفت هي كونشو اينور اونور ميداد!

630
00:37:45,805 --> 00:37:48,141
‫احتمالا در مورد مدل موهاشم
‫از انيشتين مشورت مي‌گرفته

631
00:37:48,224 --> 00:37:49,851
‫گلن خيلي ساكته

632
00:37:49,934 --> 00:37:51,519
‫و در ضمن لباسش چقدر چروكه

633
00:37:51,602 --> 00:37:55,356
‫شايد اتو رو هم هنوز از توي كارتن‌ها در نياورده

634
00:37:55,440 --> 00:37:58,609
‫كاغذ كادوي كريسمس؟ واقعا؟

635
00:37:58,693 --> 00:38:00,153
‫سر كار ميره

636
00:38:00,236 --> 00:38:03,156
‫سخته كه بخواي يه خونه رو هم اداره كني

637
00:38:03,239 --> 00:38:05,491
‫فروشندگي توي فروشگاه جواهرات؟

638
00:38:05,575 --> 00:38:07,160
‫خيلي كار سختي نيست

639
00:38:07,243 --> 00:38:11,164
‫نمي‌دونم. منم قبل اينكه بچه‌دار بشم
‫به عنوان فروشنده كار كردم

640
00:38:11,247 --> 00:38:13,166
‫مامانم رو نديدين؟

641
00:38:13,249 --> 00:38:16,919
‫نه، عزيزم. شايد توي ناهارخوري باشه

642
00:38:19,380 --> 00:38:20,673
‫بتي

643
00:38:20,756 --> 00:38:21,841
‫چيه؟

644
00:38:34,479 --> 00:38:37,273
‫دان، ميشه لطفا بري قنادي و
‫كيك رو بگيري؟

645
00:38:48,951 --> 00:38:51,871
‫هي، توي خونه بدو بدو نكنين

646
00:38:51,954 --> 00:38:53,206
‫چي شده؟

647
00:38:53,289 --> 00:38:55,333
‫بچه‌ت زد ليوان رو انداخت

648
00:38:55,416 --> 00:38:58,586
‫بايد يادش بدي اينجا شهربازي نيست

649
00:38:58,669 --> 00:39:01,839
‫اِرني، شنيدي آقاي فَرِلي چي گفت؟

650
00:39:03,090 --> 00:39:06,010
‫ازش عذرخواهي كردي؟

651
00:39:06,093 --> 00:39:07,803
‫بازم دلت كتك مي‌خواد؟

652
00:39:07,887 --> 00:39:10,598
‫نه، بيخيال. شنيد چي گفتم

653
00:39:10,681 --> 00:39:13,726
‫برو مامانت رو صدا كن
‫بياد اينجا رو تميز كنه

654
00:39:52,348 --> 00:39:53,975
‫باشه. ممنون

655
00:39:57,353 --> 00:39:58,688
‫فروشندۀ قنادي گفت...

656
00:39:58,771 --> 00:40:00,898
‫تقريبا يك ساعت پيش
‫اومد و كيك رو تحويل گرفت

657
00:40:00,982 --> 00:40:03,150
‫فكر مي‌كني تصادف كرده باشه؟

658
00:40:03,234 --> 00:40:04,277
‫بريم

659
00:40:04,360 --> 00:40:06,153
‫هنوز كيك تولد رو نبريديم

660
00:40:06,237 --> 00:40:07,738
‫كيكي دركار نيست

661
00:40:07,822 --> 00:40:09,949
‫فقط منم كه اينو مي‌دونم؟

662
00:40:11,242 --> 00:40:15,496
‫دان دريپر، تو يه آدم بي وجدان درجه يكي
‫و دمت گرم

663
00:40:15,580 --> 00:40:17,290
‫بريم

664
00:40:17,373 --> 00:40:19,625
‫مهموني عالي بود، غذا هم خوشمزه بود

665
00:40:25,756 --> 00:40:28,301
‫شايد من يه كيك داشته باشم

666
00:40:28,384 --> 00:40:30,553
‫يه كيك آماده توي فريزر بايد باشه

667
00:40:30,636 --> 00:40:32,722
‫خب، ميتوني بري بياريش؟

668
00:40:32,805 --> 00:40:34,974
‫لطفا، خيلي عالي ميشه

669
00:40:44,609 --> 00:40:47,320
‫تولدت مبارك

670
00:40:47,403 --> 00:40:49,614
‫تولدت مبارك

671
00:40:49,697 --> 00:40:53,951
‫تولدت مبارك سالي جان

672
00:40:54,035 --> 00:41:00,833
‫تولدت مبارك

673
00:41:01,917 --> 00:41:04,253
‫تولدت مبارك، خانم كوچولو

674
00:42:21,914 --> 00:42:23,332
‫بابا

675
00:42:31,173 --> 00:42:32,925
‫مامان، مامان، ببين!

676
00:42:33,008 --> 00:42:34,760
‫بابا واسم يه سگ خريده

677
00:42:37,513 --> 00:42:40,224
‫حتي نمي‌دونم چي بگم

678
00:42:40,307 --> 00:42:42,518
‫مي‌خوام واسش اسم انتخاب كنم...

679
00:42:42,601 --> 00:42:45,187
‫پالي، پالي سگه!

680
00:42:54,822 --> 00:42:56,115
‫بيا

681
00:42:59,201 --> 00:43:00,453
‫هي

682
00:43:00,536 --> 00:43:01,662
‫هي

683
00:43:04,165 --> 00:43:05,958
‫تولدت مبارك، عزيزم

684
00:43:06,343 --> 00:43:16,343
‫.:: ترجمه و تنظيم: پرولـيـــــــــــــــــتور::.

685
00:43:17,847 --> 00:43:27,847
‫سفارش و پيشنهاد ترجمه
‫تلگرام Prolator@

