﻿1
00:00:10,997 --> 00:00:20,997
‫.:: ترجمه و تنظيم: پرولـيـــــــــــــــــتور::.

2
00:00:21,997 --> 00:00:31,997
‫سفارش و پيشنهاد ترجمه
‫تلگرام Prolator@

3
00:00:39,998 --> 00:00:43,835
‫«وقتي آقاي آدامز از ماشين پريد بيرون، چقد سرعت داشتي؟»

4
00:00:46,588 --> 00:00:48,757
‫«75؟»

5
00:00:50,967 --> 00:00:52,928
‫«و.. كجا بودين؟»

6
00:00:53,011 --> 00:00:54,679
‫«توي ماشين‌روِ جلوي منزل؟»

7
00:00:57,015 --> 00:01:00,644
‫«آقاي آدامز چقدر بهتون آموزش داده بودن؟»

8
00:01:00,727 --> 00:01:02,562
‫«دنده عقب؟»

9
00:01:05,023 --> 00:01:07,275
‫به خوبيه «لني بروس» نيست. ولي كارش خوبه

10
00:01:07,359 --> 00:01:08,902
‫اين بهتره، خنده ‌داره

11
00:01:08,985 --> 00:01:11,446
‫قبلا حسابدار بوده، مي‌دونستي؟

12
00:01:11,529 --> 00:01:12,822
‫جدي؟

13
00:01:12,906 --> 00:01:14,199
‫ديگه كه نيست، نه؟

14
00:01:16,034 --> 00:01:18,745
‫آقاي كمبل، همسرتون اينجان

15
00:01:18,828 --> 00:01:19,955
‫ممنون، هيلدي

16
00:01:20,038 --> 00:01:22,207
‫قرار ناهار، چه فكر خوبي

17
00:01:22,290 --> 00:01:24,209
‫از دست شما متاهل‌ها

18
00:01:24,292 --> 00:01:26,419
‫حتما كنار هم بودن، بهتون خوش ميگذره

19
00:01:28,922 --> 00:01:30,340
‫سلام، خوشگلم

20
00:01:30,423 --> 00:01:32,676
‫بهتر از اينم مي‌تونستي تور كني

21
00:01:32,759 --> 00:01:34,427
‫ترودي، آقايون رو كه ميشناسي؟

22
00:01:34,511 --> 00:01:36,429
‫كن، پائول و البته هنري

23
00:01:36,513 --> 00:01:38,473
‫حواست بود فقط آقا از اون در اومد بيرون

24
00:01:38,556 --> 00:01:40,308
‫مي‌دونم كه همتون خيلي سخت كار مي‌كنيد

25
00:01:40,392 --> 00:01:41,393
‫جنيفر چطوره؟

26
00:01:41,476 --> 00:01:42,978
‫خوبه، عاليه راستش

27
00:01:43,061 --> 00:01:44,980
‫با اينكه هنوز داره براي شركت تلفن
‫كار مي‌كنه

28
00:01:45,063 --> 00:01:46,147
‫كاري از دست من بر نمياد

29
00:01:46,231 --> 00:01:48,984
‫اشتباه مي‌كني
‫ميتوني يه بچه بهش بدي

30
00:01:49,067 --> 00:01:50,986
‫دست همتون توي يه كاسه‌ست

31
00:01:51,069 --> 00:01:53,613
‫از ديدن همتون خوشحال شدم

32
00:01:55,031 --> 00:01:56,241
‫قرار ناهار داشتيم؟

33
00:01:56,324 --> 00:01:58,743
‫اگه بخواي هيلدي ميتونه
‫دفتر رو نشونت بده

34
00:01:58,827 --> 00:02:00,870
‫نه، ولي مي‌خوام يه جايي ببرمت

35
00:02:00,954 --> 00:02:03,873
‫ترودي، فكر نمي‌كنم بردن تو واسه ناهار
‫جزو وظايف كاريم باشه

36
00:02:03,957 --> 00:02:05,041
‫امروز كار خاصي داري؟

37
00:02:05,125 --> 00:02:07,460
‫نه

38
00:02:07,544 --> 00:02:09,379
‫فكر كردم از ديدن من خوشحال ميشي

39
00:02:09,462 --> 00:02:11,589
‫با هيلدي تماس گرفتم
‫و پرسيدم آزاد هستي يا نه

40
00:02:11,673 --> 00:02:14,009
‫فقط يه دقيقه طول ميكشه، قول ميدم

41
00:02:14,092 --> 00:02:17,220
‫ببخشيد. خيلي هم عالي
‫كجا قراره بريم؟

42
00:02:17,304 --> 00:02:19,848
‫سورپرايزه

43
00:02:19,931 --> 00:02:23,351
‫آه، دان، مي‌خوام با خانمم آشنات كنم
‫ترودي كمبل

44
00:02:23,435 --> 00:02:25,020
‫دان دريپر. از ديدنتون خوشوقتم

45
00:02:25,103 --> 00:02:27,022
‫تبريك ميگم، شما دختر خوش‌شانسي هستي

46
00:02:27,105 --> 00:02:30,025
‫مي‌دونم. بيشتر دوستام نميتونن
‫يه مرد خوب پيدا كنن

47
00:02:30,108 --> 00:02:32,152
‫باور كن، اوني كه شانس آورده منم

48
00:02:32,235 --> 00:02:34,446
‫بله، درسته

49
00:02:38,241 --> 00:02:39,868
‫وجودش اينجا واقعا حياتيه

50
00:02:39,951 --> 00:02:42,454
‫فكر مي‌كنم ما هم تقريبا به اندازه
‫شما از داشتنش خوشحاليم

51
00:02:42,537 --> 00:02:45,040
‫فكر نمي‌كنم ممكن باشه

52
00:02:45,123 --> 00:02:47,042
‫خب، شايد شما درست بگي

53
00:02:47,125 --> 00:02:48,376
‫از ديدنتون خوشحال شدم

54
00:02:51,171 --> 00:02:52,797
‫خيلي خوش برخورد بود

55
00:02:52,881 --> 00:02:55,133
‫اصلا اونطوري نبود كه تصور مي‌كردم

56
00:03:06,144 --> 00:03:09,230
‫450 متر مربع
‫دو تا اتاق دلباز

57
00:03:09,314 --> 00:03:12,067
‫نمي‌دونم اين شامل اتاق خدمتكار
‫هم ميشه يا نه

58
00:03:12,150 --> 00:03:14,152
‫احتمالا خدمتكارِ خيلي ريزه ميزه‌ايه

59
00:03:14,235 --> 00:03:15,737
‫توي بازار قيمتش رو 32 هزار دلار گذاشتن

60
00:03:15,820 --> 00:03:19,282
‫اما مشاور بنگاه، اِلين، ميگه
‫براي ما ميتونه 30 هزار تا بگيرش

61
00:03:19,366 --> 00:03:24,954
‫عالي، مي‌دوني كه من
‫همه دنيا رو مي‌خوام بهت بدم

62
00:03:25,038 --> 00:03:27,499
‫لازم نيست همۀ پول رو يكجا پرداخت كنيم

63
00:03:27,582 --> 00:03:28,750
‫مي‌تونيم وام مسكن بگيريم

64
00:03:28,833 --> 00:03:31,544
‫ترودي، من هفته‌اي 75 دلار حقوق ميگيرم

65
00:03:31,628 --> 00:03:33,463
‫مي‌دونم رياضيت خيلي خوب نيست

66
00:03:33,546 --> 00:03:36,049
‫اما اين يعني درآمد ساليانه‌م ميشه 3500 دلار

67
00:03:36,132 --> 00:03:38,093
‫بعدا حقوقت بيشتر ميشه

68
00:03:38,176 --> 00:03:39,594
‫درنهايت بله

69
00:03:39,677 --> 00:03:41,471
‫اما اگر بخواييم 10 درصد مبلغ خونه رو
‫قسط بديم

70
00:03:41,554 --> 00:03:43,139
‫اين ميشه كل حقوق يك سالم

71
00:03:43,223 --> 00:03:46,101
‫عزيز دلم، ما كه بي‌كس و كار نيستيم

72
00:03:46,184 --> 00:03:50,188
‫يه زوج جوان هستيم
‫كه يكم كمك نياز داريم

73
00:03:55,318 --> 00:03:58,113
‫روشوييِ حمام بزرگه رو ديدي؟

74
00:03:58,196 --> 00:04:00,240
‫درست مثل همونه كه توي «هتل پيير» هست

75
00:04:08,748 --> 00:04:10,583
‫فِرِد، همه رو بذار به حساب مِنكن

76
00:04:10,667 --> 00:04:12,919
‫دختره ميدونه من حسابها رو
‫كجا رو نگه ميدارم

77
00:04:18,133 --> 00:04:19,134
‫سلام

78
00:04:19,217 --> 00:04:20,468
‫آقاي دريپر

79
00:04:20,552 --> 00:04:23,054
‫انتظار نداشتم شما رو اينجا ببينم

80
00:04:23,138 --> 00:04:26,141
‫خب، راستش داريم
‫يه تبليغ تلويزيوني رو بازبيني مي‌كنيم

81
00:04:26,224 --> 00:04:29,227
‫احتمالا وسط پخش سريال «بونَنزا»
‫بهتر بنظر ميرسه
‫[يه سريال وسترن ساخت سال 1959]

82
00:04:30,478 --> 00:04:32,063
‫كارش حرف نداره

83
00:04:32,147 --> 00:04:33,982
‫براي مِنكن ايشون عاليه

84
00:04:34,065 --> 00:04:35,692
‫خودش هم مدام همينو بهم ميگه

85
00:04:37,610 --> 00:04:40,405
‫خب، پس بدرقۀ خانم منكن با شما

86
00:04:47,036 --> 00:04:49,164
‫حالت چطوره؟

87
00:04:49,247 --> 00:04:50,748
‫خوبم

88
00:04:50,832 --> 00:04:52,375
‫خانواده‌م هم خوبن

89
00:04:52,459 --> 00:04:54,419
‫آب و هوا هم فوق العاده‌س

90
00:04:54,502 --> 00:04:56,171
‫ريچل، گوش كن...

91
00:04:56,254 --> 00:04:57,547
‫داري چكار مي‌كني؟

92
00:04:58,923 --> 00:05:00,425
‫نمي‌دونم

93
00:05:02,260 --> 00:05:04,179
‫نمي‌خوام رابطه‌مون اينجوري باشه

94
00:05:04,262 --> 00:05:06,890
‫بله، خب...

95
00:05:06,973 --> 00:05:09,434
‫دوتامون مي‌دونيم دلمون مي‌خواد چطوري باشه

96
00:05:09,517 --> 00:05:12,187
‫ميشه لااقل يه وقت براي ناهار
‫با هم باشيم؟

97
00:05:12,270 --> 00:05:15,398
‫واقعا دليلي براي اينكار نمي‌بينم

98
00:05:21,696 --> 00:05:23,198
‫«ناقوس‌هاي كليسا به صدا در اومد»

99
00:05:23,281 --> 00:05:26,201
‫«و آسمان پُر شد از پرنده‌ها»

100
00:05:26,284 --> 00:05:29,120
‫«چه هِلهله‌اي دوباره در قصر بپا شده بود»

101
00:05:29,204 --> 00:05:33,208
‫«هيچ پادشاهي دستوري بهتر از اين نمي‌تونست صادر كنه»

102
00:05:33,291 --> 00:05:34,417
‫«پايان»

103
00:05:34,501 --> 00:05:36,753
‫پايان

104
00:05:39,797 --> 00:05:40,924
‫دوباره؟

105
00:05:41,007 --> 00:05:43,009
‫صبح كه بيدار شدين بابايي رو مي‌بينيد

106
00:05:54,437 --> 00:05:57,315
‫هِلن بيخيال. مي‌دونم داخل خونه هستي

107
00:05:59,317 --> 00:06:02,320
‫لعنتي، هِلن! در رو باز كن

108
00:06:07,242 --> 00:06:09,536
‫ببخشيد خانم

109
00:06:09,619 --> 00:06:12,330
‫مي‌دونم صدامو مي‌شنويد، خانم؟

110
00:06:14,415 --> 00:06:17,126
‫ميشه از تلفن شما استفاده كنم؟

111
00:06:17,210 --> 00:06:19,462
‫من شوهرشم

112
00:06:19,546 --> 00:06:22,507
‫قرار بود بچه‌هامو ببينم
‫مي‌دونم داخل خونه‌س

113
00:06:22,590 --> 00:06:24,259
‫همين الان از پمپ بنزين باهاش تماس گرفتم

114
00:06:24,342 --> 00:06:27,136
‫نه ببخشيد

115
00:06:27,220 --> 00:06:29,430
‫شوخي مي‌كني؟

116
00:06:29,514 --> 00:06:31,683
‫مطمئنم هموني هستيد كه ميگيد

117
00:06:31,766 --> 00:06:34,352
‫اما نمي‌تونم يه مرد غريبه رو
‫به خونم راه بدم

118
00:06:35,353 --> 00:06:36,354
‫بريم

119
00:06:57,041 --> 00:06:58,293
‫ميشه بيام تو

120
00:06:58,376 --> 00:07:00,003
‫البته

121
00:07:07,385 --> 00:07:09,304
‫واقعا متاسفم

122
00:07:09,387 --> 00:07:11,556
‫خيلي شرمنده‌ام

123
00:07:14,017 --> 00:07:16,311
‫نمي‌دونم در مورد چي صحبت مي‌كني

124
00:07:16,394 --> 00:07:20,398
‫چرا مي‌دوني. خودم از پنجره ديدم

125
00:07:22,400 --> 00:07:24,402
‫گذاشتي بياد داخل؟

126
00:07:26,404 --> 00:07:27,405
‫آره

127
00:07:30,033 --> 00:07:32,744
‫مرد بدي نيست

128
00:07:36,414 --> 00:07:38,416
‫قهوه مي‌خوري؟

129
00:07:42,795 --> 00:07:44,339
‫راستش مسخره‌ست

130
00:07:44,422 --> 00:07:47,133
‫وقتي باهم بوديم
‫به ندرت بچه‌ها رو ميديد

131
00:07:47,216 --> 00:07:49,552
‫توي منهتن كار مي‌كنه. يه شركت بيمه عمر

132
00:07:49,636 --> 00:07:52,889
‫حالا، يكدفعه، ديگه بدون بچه‌ها نميتونه زندگي كنه

133
00:07:52,972 --> 00:07:55,433
‫البته، اگه بميره، اوضاع من خوب ميشه

134
00:07:58,227 --> 00:07:59,354
‫شوخي مي‌كنم

135
00:08:03,107 --> 00:08:04,525
‫چي شد؟

136
00:08:06,402 --> 00:08:08,237
‫كامل واست ميگم

137
00:08:08,321 --> 00:08:10,657
‫دوستاي زيادي توي نيويورك داشت

138
00:08:10,740 --> 00:08:15,370
‫هميشه بساط پوكر و تنيس
‫و مشروب‌خوري توي «كلوپ ريور» برقرار بود

139
00:08:15,453 --> 00:08:17,455
‫آخر سر كاشف به عمل اومد، هيچكدوم
‫از رفقاش «آقا» نبودن

140
00:08:19,082 --> 00:08:20,667
‫متاسفم

141
00:08:20,750 --> 00:08:23,795
‫راستش بيشتر منظورم اين بود
‫كه امشب چي شد

142
00:08:23,878 --> 00:08:26,005
‫بيخيال. فكر كردم ديگه بهتره خودم بهتون بگم

143
00:08:26,089 --> 00:08:28,132
‫بهرحال همتون هم همين حدسها رو
‫مي‌زدين ديگه، درسته؟

144
00:08:28,216 --> 00:08:30,051
‫ماها هيچ حدسي نمي‌زديم

145
00:08:32,470 --> 00:08:34,806
‫باشه

146
00:08:34,889 --> 00:08:36,265
‫عجيب‌ترين قسمتش اينه كه...

147
00:08:36,349 --> 00:08:39,394
‫فكر مي‌كنم بيشتر از اينكه من عصباني باشم،
‫اون از دست من عصبانيه

148
00:08:39,477 --> 00:08:40,937
‫البته بابام واسم يه وكيل گرفت...

149
00:08:41,020 --> 00:08:43,481
‫يكي از رفقاي ارتشيش
‫كه دَمار از روزگارش درآورد

150
00:08:45,274 --> 00:08:47,276
‫هميشه عاشق اون خونه بودم

151
00:08:54,242 --> 00:08:56,119
‫سلام

152
00:09:02,500 --> 00:09:06,254
‫بايد يه راست بره طبقه بالا
‫و واسه مدتي در سكوت باشه

153
00:09:06,337 --> 00:09:08,464
‫خيلي سخت كار مي‌كنه

154
00:09:08,548 --> 00:09:10,258
‫من بايد برگردم

155
00:09:10,341 --> 00:09:12,135
‫بچه‌هام خوابن

156
00:09:32,947 --> 00:09:34,782
‫قايق رو به آب انداختيم

157
00:09:38,536 --> 00:09:40,455
‫دختر عموت سارا، بچه‌ش رو به دنيا آورد

158
00:09:40,538 --> 00:09:42,039
‫اسم عمو «اسكيپ» رو واسش گذاشتن

159
00:09:42,123 --> 00:09:43,332
‫فكر مي‌كنم كار قشنگيه

160
00:09:46,002 --> 00:09:49,797
‫همه لباسا ديگه توي چمدون‌هاست

161
00:09:49,881 --> 00:09:51,674
‫اميدواريم تو و ترودي...

162
00:09:51,758 --> 00:09:54,302
‫اين تابستون بتونيد بريد خونه خودتون

163
00:09:54,385 --> 00:09:56,888
‫سعي مي‌كنيم، ولي مطمئن نيستم...

164
00:09:56,971 --> 00:09:59,390
‫بتونم از سر كار مرخصي بگيرم

165
00:09:59,474 --> 00:10:03,144
‫كار؟ ها!
‫هنوزم نمي‌فهمم تو چكار مي‌كني

166
00:10:03,227 --> 00:10:05,062
‫دوست ندارم شاه‌توت‌ها رو از دست بدي

167
00:10:05,146 --> 00:10:07,148
‫توي كلوپ مي‌بينمت، داري كار مي‌كني

168
00:10:07,231 --> 00:10:09,025
‫توي رستوران، داري كار مي‌كني

169
00:10:09,108 --> 00:10:10,860
‫مردم رو براي شام، مشروب‌خوري...

170
00:10:10,943 --> 00:10:13,362
‫و عياشي بيرون ميبري

171
00:10:13,446 --> 00:10:14,947
‫اين شغل مناسب يه مرد سفيدپوست نيست

172
00:10:15,031 --> 00:10:19,494
‫زنت واقعا گزينه خوبي بود كه
‫به خانواده ما اضافه شد

173
00:10:19,577 --> 00:10:21,412
‫خيلي مهربون و قدرشناسه

174
00:10:21,496 --> 00:10:23,831
‫خيلي بيشتر از اين چيزيه كه شما ميگي

175
00:10:25,082 --> 00:10:26,959
‫تبليغات، واقعا؟

176
00:10:27,043 --> 00:10:30,379
‫اگه يه نفر بهم ميگفت رشته حقوق
‫بيشتر از اينچيزاست...

177
00:10:30,463 --> 00:10:31,589
‫باور مي‌كردم

178
00:10:34,300 --> 00:10:37,053
‫نمي‌تونم واست توضيح بدم
‫تجارت چطوري كار مي‌كنه

179
00:10:38,596 --> 00:10:41,516
‫ترودي يه آپارتمان پيدا كرده كه خيلي دوسش داره

180
00:10:41,599 --> 00:10:43,851
‫جدي؟ كجا هست؟

181
00:10:43,935 --> 00:10:46,020
‫خيابان 83م بغل پارك. جاي خوبيه

182
00:10:46,103 --> 00:10:48,439
‫مطمئني مي‌خواي اونقد بالا خونه بگيري؟

183
00:10:48,523 --> 00:10:49,524
‫اونقدرا دور نيست، بابا

184
00:10:49,607 --> 00:10:51,526
‫درست بعد از خيابان 79م ميشه

185
00:10:51,609 --> 00:10:54,862
‫نه، عزيزم. بعد از خيابان 86م ميشه

186
00:10:54,946 --> 00:10:56,948
‫منطقه خيلي خوبيه

187
00:10:57,031 --> 00:10:58,157
‫آره

188
00:10:59,367 --> 00:11:02,036
‫و خب...

189
00:11:02,119 --> 00:11:04,956
‫راستش يجورايي گرونه

190
00:11:05,039 --> 00:11:10,545
‫در نتيجه براي پيش پرداختش
‫به كمك نياز داريم

191
00:11:10,628 --> 00:11:12,129
‫جدي؟

192
00:11:12,213 --> 00:11:14,382
‫بله

193
00:11:17,301 --> 00:11:19,929
‫نه، فكر نمي‌كنم ايده خوبي باشه

194
00:11:20,012 --> 00:11:23,140
‫چطور؟

195
00:11:23,224 --> 00:11:26,644
‫فقط فكر مي‌كنم ايده خوبي نيست

196
00:11:28,145 --> 00:11:30,565
‫كمك كردن به «باد» كه بنظرتون ايده بدي نبود...

197
00:11:30,648 --> 00:11:33,401
‫تابستون گذشته رو ميگم
‫كه توي مونتاگ با ماشين زد به دختره دوچرخه سوار

198
00:11:33,484 --> 00:11:34,652
‫خرج اون چقد شد؟

199
00:11:43,661 --> 00:11:45,621
‫فكر مي‌كنم بخاطر شغلته كه...

200
00:11:45,705 --> 00:11:49,166
‫اينجوري از نظر اخلاقي منحرف شدي

201
00:11:49,250 --> 00:11:51,586
‫پولتون رو پس ميدم

202
00:11:51,669 --> 00:11:55,131
‫ربطي به پول نداره، پيتر

203
00:11:55,214 --> 00:11:56,674
‫خودت مي‌دوني

204
00:12:00,761 --> 00:12:03,598
‫چرا اينقد واسه شماها سخته
‫كه به منم يه چيزي بدين؟

205
00:12:03,681 --> 00:12:05,308
‫ما بهت همه چيز داديم

206
00:12:05,391 --> 00:12:07,894
‫بهت اسم و رسم داديم

207
00:12:07,977 --> 00:12:10,605
‫و چكار كردي باهاش؟

208
00:12:25,578 --> 00:12:27,622
‫ديدارت با بابا مامانت خوب بود؟

209
00:12:27,705 --> 00:12:31,292
‫خيلي اصرار داشتن كه امسال تابستون
‫بريم «فيشر اَيلند»

210
00:12:31,375 --> 00:12:33,377
‫ميتونن بابت آپارتمان بهمون كمك كنن؟

211
00:12:34,712 --> 00:12:36,213
‫باهاشون مطرح نكردم

212
00:12:36,297 --> 00:12:39,300
‫بابام يكم مريض احواله

213
00:12:39,383 --> 00:12:42,178
‫اوه، عزيز دلم

214
00:12:42,261 --> 00:12:43,930
‫مشكلش چيه؟

215
00:12:46,766 --> 00:12:48,643
‫كسي نميدونه

216
00:12:56,776 --> 00:12:58,402
‫والتر، حالت چطوره؟

217
00:12:58,486 --> 00:12:59,946
‫هيچوقت اينقد خوش‌شانس نبودم...

218
00:13:00,029 --> 00:13:02,615
‫مگه اينكه حريف مقابلم كمبل باشه

219
00:13:02,698 --> 00:13:05,076
‫خب ميگن دست به باختش ملسه

220
00:13:05,159 --> 00:13:08,329
‫مدير هنري ما رو كه ميشناسي
‫سالواتور رومانو

221
00:13:08,412 --> 00:13:11,082
‫ديشب توي نيويورك بهت خوش گذشت؟

222
00:13:11,165 --> 00:13:12,333
‫وقتي ميام شهر...

223
00:13:12,416 --> 00:13:14,293
‫فقط دوست دارم كارم رو انجام بدم و برگردم خونه

224
00:13:14,377 --> 00:13:15,670
‫هيچ جا خونه آدم نميشه

225
00:13:15,753 --> 00:13:18,339
‫هيچ مردي نبايد مدت زياد دور از خونه باشه

226
00:13:18,422 --> 00:13:22,093
‫خب آقايون چي واسم دارين؟

227
00:13:22,176 --> 00:13:27,181
‫خب، چيزايي كه بيشتر از همه بهشون
‫نياز داريم، به چشممون نميان

228
00:13:27,264 --> 00:13:31,435
‫آب، نفت، برق... فولاد

229
00:13:31,519 --> 00:13:33,854
‫داشتم در مورد آخرين باري كه اينجا
‫بودي فكر مي‌كردم

230
00:13:33,938 --> 00:13:37,608
‫از اين پنجره به اين شهر فوق العاده
‫نگاه مي‌كردي

231
00:13:37,692 --> 00:13:41,737
‫و گفتي... «همش فولاده»

232
00:13:43,155 --> 00:13:44,699
‫شهر نيويورك

233
00:13:44,782 --> 00:13:48,703
‫شهري كه شركت «فولاد بثلهم» به شما تقديم كرده است

234
00:13:48,786 --> 00:13:50,121
‫شهر پيتسبورگ

235
00:13:50,204 --> 00:13:52,373
‫شهري كه شركت «فولاد بثلهم» به شما تقديم كرده است

236
00:13:52,456 --> 00:13:56,085
‫شهر شيكاگو
‫ديترويد، سنت لوئيس

237
00:13:56,168 --> 00:13:58,713
‫تبليغ تمام صفحه در بازارهاي هدف

238
00:13:58,796 --> 00:14:00,798
‫روزنامه‌ها، نشريه‌هاي تجاري

239
00:14:00,881 --> 00:14:02,508
‫روي چند تا بيلبورد هم تبليغ مي‌كنيم

240
00:14:02,591 --> 00:14:05,094
‫كه كارمندات بتونن پيش دوست‌ دختراشون
‫پُز بدن

241
00:14:09,348 --> 00:14:11,559
‫يكم ساده‌ن، اينطور نيست؟

242
00:14:11,642 --> 00:14:15,563
‫منو ياد اون تبليغات كاريابيِ قبل از جنگ
‫ميندازه

243
00:14:16,772 --> 00:14:18,274
‫والتر، خيلي وقته توي اين كار هستي

244
00:14:18,357 --> 00:14:20,484
‫اين طرح رو توي يك لحظه ميشه دور انداخت

245
00:14:22,278 --> 00:14:25,406
‫اما مهم نيت و ايده‌ست
‫خيلي ساده‌ست

246
00:14:25,489 --> 00:14:27,033
‫حس مي‌كني از قبل هم اينو مي‌دونستي

247
00:14:27,116 --> 00:14:29,118
‫فقط اخيرا بهش فكر نكرده بودي

248
00:14:30,828 --> 00:14:33,414
‫شهرها از فولاد ساخته شدن

249
00:14:33,497 --> 00:14:35,166
‫شركت فولاد بثلهم

250
00:14:35,249 --> 00:14:39,336
‫شايد اشتباه ميگم
‫اما انگار اين يه تبليغ براي شهرهاست

251
00:14:39,420 --> 00:14:41,547
‫داري شركت ما رو تبديل مي‌كني به...

252
00:14:41,630 --> 00:14:44,467
‫يه واسطه، براي يه محصول ديگه

253
00:14:44,550 --> 00:14:47,803
‫پس ترجيح ميدي
‫يه تيرآهن با يه تيكه كره روش...

254
00:14:47,887 --> 00:14:49,972
‫توي بشقاب، طراحي كنم؟

255
00:14:50,056 --> 00:14:52,058
‫لازم نيست خوشمزگي كني، دان

256
00:14:52,141 --> 00:14:53,768
‫مي‌خوام يه نكته رو بگم

257
00:14:53,851 --> 00:14:56,771
‫فولاد چيزي نيست
‫كه توي سوپرماركت بتوني بخري

258
00:14:56,854 --> 00:15:00,024
‫اما يه كالاست

259
00:15:00,107 --> 00:15:01,275
‫والتر، تعجب مي‌كنم

260
00:15:01,358 --> 00:15:04,445
‫فكر مي‌كنم اين ايده كاملا نزديك
‫به چيزيه كه در موردش صحبت كرده بوديم

261
00:15:04,528 --> 00:15:05,946
‫ما در مورد يه راهبرد ملي حرف زديم

262
00:15:06,030 --> 00:15:09,492
‫كه شامل مزاياي اين كالاي ضروري باشه

263
00:15:09,575 --> 00:15:10,826
‫فكر مي‌كنم جزيياتش بيشتر از اين بود

264
00:15:10,910 --> 00:15:13,579
‫دان، والتر نظرش رو گفت

265
00:15:13,662 --> 00:15:15,998
‫حالا، والتر اگر اين توقعات شما رو برآورده نمي‌كنه...

266
00:15:16,082 --> 00:15:18,167
‫مطمئنم دان ميتونه طرحي پيشنهاد
‫بده كه واست راضي كننده باشه

267
00:15:18,250 --> 00:15:19,251
‫درسته، دان؟

268
00:15:19,335 --> 00:15:21,003
‫دوست ندارم مايه زحمت باشم

269
00:15:21,087 --> 00:15:23,798
‫ولي خب شايد اگر اينقدر بي‌روح نبودن...

270
00:15:23,881 --> 00:15:27,843
‫نمي‌دونم. شايد بخاطر اينه كه من
‫بچۀ شهر نيستم

271
00:15:27,927 --> 00:15:31,472
‫اين طرحها... خوشايندم نيست

272
00:15:31,555 --> 00:15:33,682
‫ببين، اگه بتونيم متقاعدت كنيم كه...

273
00:15:33,766 --> 00:15:35,267
‫يه روز ديگه توي نيويورك بموني...

274
00:15:35,351 --> 00:15:37,019
‫البته توي همون هتل «سنت ريجس»

275
00:15:37,103 --> 00:15:38,562
‫به ما اين فرصت رو ميده...

276
00:15:38,646 --> 00:15:40,064
‫كه ايدۀ قويتري رو روي ميز بذاريم

277
00:15:40,147 --> 00:15:42,817
‫واست بليت تئاتر بگيرم

278
00:15:42,900 --> 00:15:44,819
‫يه نمايش جديد اومده «باي باي پرنده كوچولو»

279
00:15:44,902 --> 00:15:46,695
‫از پرنده‌ها هم خوشم نمياد

280
00:15:46,779 --> 00:15:48,697
‫خب، پس شايد يه نمايش ديگه

281
00:15:48,781 --> 00:15:52,076
‫پيت، فكر مي‌كنم سَل بتونه آقاي وايس
‫رو بدرقه كنه

282
00:15:54,912 --> 00:15:57,832
‫خيلي ببخشيد
‫طرح‌هاي خوبي هستن

283
00:15:57,915 --> 00:16:01,127
‫نه، تبليغ‌هاي كاريابي سبك قابل احترامي بودن

284
00:16:01,210 --> 00:16:02,920
‫البته 20 سال پيش

285
00:16:08,759 --> 00:16:10,511
‫اين ديگه چه مسخره‌بازي بود؟

286
00:16:10,594 --> 00:16:12,096
‫بيخيال دان

287
00:16:12,179 --> 00:16:15,432
‫اين اولين باري نبود كه يه نفر
‫از ايده‌ت خوشش نيومد

288
00:16:15,516 --> 00:16:16,851
‫يه دستي به سروگوش طرحها بكش

289
00:16:16,934 --> 00:16:18,978
‫بهرحال آدميه كه دفعه اول رضايت نميده
‫ميتونم اينو حس كنم

290
00:16:19,061 --> 00:16:21,522
‫منم حس مي‌كنم
‫با چند جمله ديگه راضي ميشد

291
00:16:21,605 --> 00:16:23,149
‫منم اينجور آدمي‌ام

292
00:16:23,232 --> 00:16:24,859
‫اون از اين ايده خوشش نيومد

293
00:16:24,942 --> 00:16:27,027
‫يه نفر آماده‌ش نكرده بود
‫كه از اين ايده خوشش بياد

294
00:16:27,111 --> 00:16:30,906
‫ايده‌اي كه سه ماه پيش
‫به شدت واسش اشتياق نشون داد

295
00:16:30,990 --> 00:16:34,869
‫ببخشيد كه سطح توقعاتش رو به اندازه
‫كافي پايين نياوردم

296
00:16:34,952 --> 00:16:36,871
‫تو كار خودتو بكن

297
00:16:36,954 --> 00:16:38,998
‫ببرش قايق سواري
‫ببرش واسه شنا

298
00:16:39,081 --> 00:16:40,624
‫ايده‌ها رو بسپر به من

299
00:16:40,708 --> 00:16:42,877
‫منم ايده دارم

300
00:16:42,960 --> 00:16:44,879
‫حتما همينطوره

301
00:16:44,962 --> 00:16:48,382
‫استرلينگ كوپر، بيشتر از ارتش رايش سوم
‫هنرمند و متفكر شكست خورده داره

302
00:16:48,465 --> 00:16:51,677
‫مي‌دوني چيه؟ من ايده‌هاي خوبي دارم

303
00:16:51,760 --> 00:16:54,889
‫اصلا، من فقط يه دفترچه و خودكار
‫هميشه همراهم بود، تا ايده‌هام رو بنويسم

304
00:16:54,972 --> 00:16:57,224
‫بازاريابي مستقيم. ايده من بود

305
00:16:57,308 --> 00:17:00,895
‫بعد معلوم شد از قبل وجود داشته
‫اما من خودم بهش رسيدم

306
00:17:00,978 --> 00:17:02,563
‫و بعدش به اين شركت اومدم

307
00:17:02,646 --> 00:17:04,773
‫و شماها بهم گفتين
‫روابط عمومي من خوبه

308
00:17:04,857 --> 00:17:05,900
‫كه البته عجيبه

309
00:17:05,983 --> 00:17:08,402
‫چون هيچ وقت اينو نشنيده بودم

310
00:17:19,788 --> 00:17:21,123
‫منزل دريپر

311
00:17:21,207 --> 00:17:24,752
‫بتي؟ هلن بيشاپ هستم. سرت شلوغه؟

312
00:17:24,835 --> 00:17:28,756
‫نه. فقط دارم كارهاي شام رو انجام ميدم

313
00:17:30,007 --> 00:17:31,217
‫البته

314
00:17:31,300 --> 00:17:35,930
‫ببين، شايد خيلي پررويي باشه
‫ولي مي‌خواستم بدونم...

315
00:17:36,013 --> 00:17:39,308
‫من قراره امشب توي ستاد مركزي كِندي
‫پاكت‌نامه‌ها رو پر كنم

316
00:17:39,391 --> 00:17:41,936
‫و پرستار بچه همين الان كنسل كرد

317
00:17:42,019 --> 00:17:44,521
‫و اصلا دوست ندارم بهشون
‫بگم نميام. خب، خودت مي‌دوني ديگه

318
00:17:44,605 --> 00:17:46,941
‫ايالت نيويورك خيلي مهمه

319
00:17:47,024 --> 00:17:49,235
‫نمي‌دونستم

320
00:17:49,318 --> 00:17:50,486
‫خب، بهرحال. مي‌خواستم بدونم...

321
00:17:50,569 --> 00:17:52,947
‫ميتوني بياي و براي چند ساعت
‫مواظب بچه‌ها باشي

322
00:17:53,030 --> 00:17:54,657
‫الان؟

323
00:17:57,576 --> 00:18:00,162
‫مي‌دوني چيه؟
‫بهتر بود همچين درخواستي نمي‌كردم

324
00:18:02,831 --> 00:18:06,252
‫باشه، فقط بذار شام رو حاضر كنم

325
00:18:06,335 --> 00:18:09,421
‫فكر كنم دان ميتونه مواظب بچه‌ها باشه

326
00:18:09,505 --> 00:18:12,341
‫واقعا؟ خيلي عالي ميشه

327
00:18:12,424 --> 00:18:14,468
‫عجله نكن

328
00:18:14,551 --> 00:18:18,305
‫«شربت آبليمو رو بذار روي ميز»

329
00:18:18,389 --> 00:18:20,224
‫«چه ايده خوبي»

330
00:18:20,307 --> 00:18:22,101
‫«حالا چطوري قراره اينكارو بكنيم؟»

331
00:18:25,229 --> 00:18:26,981
‫اوه، نجاتم دادي. جدي ميگم

332
00:18:27,064 --> 00:18:29,858
‫نمي‌دوني چقد ازت متشكرم

333
00:18:29,942 --> 00:18:31,026
‫هيروشيما، مي‌دونيم بابا

334
00:18:31,110 --> 00:18:33,445
‫وقتي پرستار بچه و خدمتكار يكي باشه

335
00:18:33,529 --> 00:18:34,989
‫اوه، بس كن

336
00:18:35,072 --> 00:18:36,907
‫خيلي هم خوبه

337
00:18:39,410 --> 00:18:40,995
‫خيلي قشنگه، گلن

338
00:18:41,078 --> 00:18:42,538
‫بديش اينه كه ممكنه بچه رو بيدار كنه

339
00:18:42,621 --> 00:18:43,664
‫گلن، بس كن ديگه

340
00:18:43,747 --> 00:18:44,999
‫خانم دريپر رو كه يادت هست؟

341
00:18:45,082 --> 00:18:47,459
‫قراره مدتي كه من نيستم
‫ازتون مواظبت كنه

342
00:18:47,543 --> 00:18:49,003
‫سمت اتو هم نرو

343
00:18:49,086 --> 00:18:51,005
‫اتو؟

344
00:18:51,088 --> 00:18:53,632
‫براي هر تيكه لباس 5 سنت بهش ميدم
‫عاشق اتو كردنه

345
00:18:53,716 --> 00:18:55,009
‫تو اينجايي كه

346
00:18:55,092 --> 00:18:58,679
‫به خدا قسم، وقتي از جواهرفروشي ميرسم
‫خونه، ديگه نا ندارم

347
00:18:58,762 --> 00:19:01,765
‫همينجوري اينا رو پرت مي‌كنم يه كنار
‫آخرش هم نمي‌فهمم كجا انداختمشون

348
00:19:01,849 --> 00:19:04,018
‫آقاي گلن بيشاپ، بعد از سريال
‫«مك‌كوي‌هاي اصيل» يه راست ميري تو رختخواب

349
00:19:04,101 --> 00:19:05,519
‫بحث هم نمي‌كني

350
00:19:10,024 --> 00:19:11,400
‫خيلي خوشگل شدي

351
00:19:12,526 --> 00:19:14,236
‫نور اتاق رو كم مي‌كنن

352
00:19:16,113 --> 00:19:19,491
‫فكر مي‌كنم كلي مردهاي خوشتيپ اونجا باشه

353
00:19:19,575 --> 00:19:23,078
‫آره، فكر مي‌كنم
‫اگرچه اكثرا زن هستن

354
00:19:23,162 --> 00:19:25,039
‫كانديدا رو ديدي؟

355
00:19:25,122 --> 00:19:27,833
‫توي اخبار. خوش قيافه‌س

356
00:19:27,916 --> 00:19:30,044
‫اما هنوز مطمئن نيستم به كي راي ميديم

357
00:19:30,127 --> 00:19:32,755
‫باشه، واست تبليغاتشون رو ميارم

358
00:19:32,838 --> 00:19:34,340
‫قبل از ساعت ده برميگردم. قول ميدم

359
00:19:34,423 --> 00:19:35,424
‫گلن

360
00:19:55,152 --> 00:19:57,071
‫بايد كمپين تبليغاتي صابون لوكس رو...

361
00:19:57,154 --> 00:19:58,614
‫ببريد به شركت استرلينگ كوپر

362
00:19:58,697 --> 00:20:00,866
‫مدل‌هايي مثل جَنت لي و ناتالي وود

363
00:20:00,949 --> 00:20:02,451
‫حالا وقت كار كردن توي اداره‌ست

364
00:20:02,534 --> 00:20:04,078
‫اين پرتقاله؟

365
00:20:04,161 --> 00:20:07,623
‫من كه ميگم، شماها بُرد كرديد

366
00:20:07,706 --> 00:20:08,916
‫چپ و راست مارتيني

367
00:20:08,999 --> 00:20:11,085
‫رژۀ زنهاي خوشگل

368
00:20:11,168 --> 00:20:13,754
‫توي زندگيِ بعديم
‫مي‌خوام شغل تبليغات رو انتخاب كنم

369
00:20:13,837 --> 00:20:16,090
‫خب، شغل ما كمي بيشتر از اين چيزهاست

370
00:20:16,173 --> 00:20:17,966
‫آره، خب باقيه چيزاش واسه خودت

371
00:20:18,050 --> 00:20:19,218
‫ديروز رييسش رو ديدم

372
00:20:19,301 --> 00:20:21,095
‫بايد ميديدن چجوري ازش تعريف ميكرد

373
00:20:21,178 --> 00:20:22,846
‫رييس من نيست

374
00:20:22,930 --> 00:20:24,723
‫بنظرت خوب نيست؟

375
00:20:24,807 --> 00:20:26,892
‫كه بابت كاري كه مي‌كني ازت قدرداني بشه؟

376
00:20:28,185 --> 00:20:30,771
‫ما خبرهاي خوبي داريم

377
00:20:30,854 --> 00:20:32,564
‫به اين زودي؟

378
00:20:32,648 --> 00:20:35,734
‫از دست شما دو تا، نه از اون خبرا نيست

379
00:20:35,818 --> 00:20:37,611
‫يه آپارتمان پيدا كرديم

380
00:20:37,694 --> 00:20:40,823
‫آها، خب اينم خوبه

381
00:20:40,906 --> 00:20:42,074
‫بله، ولي متاسفانه...

382
00:20:42,157 --> 00:20:44,243
‫در حال حاضر يكم از وُسع ما خارجه

383
00:20:44,326 --> 00:20:45,744
‫اين حوالي رو داشتم مي‌گشتم

384
00:20:45,828 --> 00:20:47,454
‫- و به نظرم قيمتش خيلي مناسبه
‫- چقد قيمت گذاشتن؟

385
00:20:47,538 --> 00:20:49,998
‫32 هزار دلار. اما مشاور بنگاه
‫ميگه 30 هزار دلار هم ميتونه واسمون بگيرش

386
00:20:50,082 --> 00:20:51,375
‫- حواليه اينجاست؟
‫- خيابان 83. ولي...

387
00:20:51,458 --> 00:20:53,627
‫- چند خوابه‌س؟
‫- دو خوابه

388
00:20:53,710 --> 00:20:55,129
‫دو تا اتاق خواب. دوتا حمام و يدونه تراس

389
00:20:56,880 --> 00:20:58,132
‫نمي‌دونم

390
00:20:58,215 --> 00:21:00,634
‫بايد اول ببينمش

391
00:21:06,682 --> 00:21:07,683
‫اوه، ممنون

392
00:21:07,766 --> 00:21:09,560
‫قربان...

393
00:21:09,643 --> 00:21:11,770
‫يا بگو تام يا پدر. گرفتي؟

394
00:21:13,355 --> 00:21:17,443
‫تام. نهايت سخاوت شماست
‫كه حتي داريد بهش فكر مي‌كنيد

395
00:21:17,526 --> 00:21:20,362
‫اما من فكر مي‌كنم بهتره صبر كنم

396
00:21:22,156 --> 00:21:23,157
‫براي چي؟

397
00:21:23,240 --> 00:21:24,575
‫بريد زندگيتون رو شروع كنيد

398
00:21:24,658 --> 00:21:26,160
‫يه روز واسه خودت يه آدم مايه‌دار ميشي

399
00:21:26,243 --> 00:21:27,870
‫و صبر كردن خريته

400
00:21:27,953 --> 00:21:29,455
‫- تام‌كت
‫- هست ديگه

401
00:21:29,538 --> 00:21:30,956
‫اعتماد به نفس شما واقعا...

402
00:21:31,039 --> 00:21:32,875
‫خب، خيلي خوبه

403
00:21:32,958 --> 00:21:35,919
‫ولي جدي ميگم
‫فكر نمي‌كنم ايده خيلي خوبي باشه

404
00:21:36,003 --> 00:21:37,171
‫من فكر مي‌كنم هست

405
00:21:37,254 --> 00:21:41,300
‫پيت، اين واسه من يه سرمايه‌گزاري
‫روي توئه

406
00:21:42,509 --> 00:21:44,928
‫و البته قند و عسلم كه اينجا نشسته

407
00:21:53,270 --> 00:21:55,939
‫ممنونم. عاشقش ميشيد

408
00:21:56,023 --> 00:21:57,691
‫اونجا خيلي خوشبخت مي‌شيم

409
00:22:12,039 --> 00:22:13,582
‫مي‌دونستم بهمون كمك ميكنن

410
00:22:13,665 --> 00:22:15,501
‫مي‌دونم

411
00:22:15,584 --> 00:22:17,544
‫بس كن

412
00:22:17,628 --> 00:22:20,172
‫چطور ميتوني از دست من عصباني باشي

413
00:22:22,216 --> 00:22:25,427
‫فقط مطمئن نيستم قرض كردن
‫اين همه پول، ايده خوبي باشه

414
00:22:25,511 --> 00:22:27,221
‫قرار نيست تمام پول رو بده

415
00:22:27,304 --> 00:22:28,805
‫بازم كلي پوله

416
00:22:28,889 --> 00:22:30,432
‫و مطمئن نيستم عواقبش چيه

417
00:22:30,516 --> 00:22:34,645
‫نتيجه‌ش اينه كه مي‌تونيم اون آپارتمان رو بخريم

418
00:22:34,728 --> 00:22:37,689
‫بعدش ميتونن بهمون بگن مبل‌هامون رو كجا بذاريم؟

419
00:22:37,773 --> 00:22:40,234
‫اينجوري نيستن

420
00:22:40,317 --> 00:22:42,236
‫تو كه قرار بود از پدر مادر خودت پول بگيري

421
00:22:42,319 --> 00:22:43,320
‫اون فرق مي‌كنه

422
00:22:43,403 --> 00:22:44,404
‫چرا؟

423
00:22:44,488 --> 00:22:46,365
‫چون اون پول خودمه

424
00:22:46,448 --> 00:22:47,616
‫در نهايت به من ميرسه

425
00:22:47,699 --> 00:22:49,910
‫خب اينم پول منه

426
00:22:49,993 --> 00:22:53,247
‫عزيزم، بابام ميخواد كمكمون كنه

427
00:22:53,330 --> 00:22:54,748
‫حس خوبي بهش ميده

428
00:22:54,831 --> 00:22:56,166
‫پس من چي؟

429
00:22:56,250 --> 00:22:57,751
‫پس من چي؟

430
00:23:00,003 --> 00:23:02,714
‫هميشه چيزي كه مي‌خواي بدست مياري
‫مگه نه؟

431
00:23:02,798 --> 00:23:07,344
‫تو رو بدست آوردم
‫همه چيزي كه واقعا مي‌خوام همينه

432
00:23:10,222 --> 00:23:13,100
‫ببخشيد ميشه بريم سمت پارك؟

433
00:23:13,183 --> 00:23:15,060
‫با يه مشتري مركز شهر قرار دارم

434
00:23:15,143 --> 00:23:18,146
‫هيس. فقط يه دقيقه طول ميكشه

435
00:23:18,230 --> 00:23:20,232
‫كارخونه اسلحه سازي
‫«تاسيس 1880 در سنترال پارك»

436
00:23:20,315 --> 00:23:23,360
‫كي ميخوان اين ساختمون عهد عتيق رو بكوبن؟

437
00:23:45,382 --> 00:23:47,175
‫الان برميگردم

438
00:24:49,404 --> 00:24:50,656
‫من اينجام

439
00:24:52,449 --> 00:24:54,576
‫گلن، گفتم برو بيرون

440
00:24:57,663 --> 00:24:59,706
‫چه مرگت شده؟

441
00:24:59,790 --> 00:25:00,874
‫نمي‌بيني كسي توي دستشوييه

442
00:25:14,513 --> 00:25:17,307
‫چه توجيحي واسه كارت داري؟

443
00:25:19,309 --> 00:25:21,561
‫گلن، منو نگاه كن

444
00:25:21,645 --> 00:25:23,814
‫كارت خيلي بد بود

445
00:25:26,817 --> 00:25:29,945
‫خودت خوب مي‌دوني نبايد
‫اينجوري مزاحم كسي بشي

446
00:25:30,028 --> 00:25:34,282
‫دستشويي جاي خصوصيه
‫به شدت خصوصي

447
00:25:35,951 --> 00:25:39,246
‫خب، تمام حرفم همين بود

448
00:25:40,497 --> 00:25:42,124
‫منو نگاه كن

449
00:25:44,501 --> 00:25:47,045
‫فكر نمي‌كني يه معذرت خواهي بهم بدهكار باشي؟

450
00:25:49,589 --> 00:25:50,799
‫خب؟

451
00:25:50,882 --> 00:25:52,968
‫ببخشيد

452
00:25:54,511 --> 00:25:55,929
‫خوبه

453
00:25:56,012 --> 00:25:59,349
‫اين طرز رفتار درست نيست. باشه؟

454
00:26:05,522 --> 00:26:07,441
‫حالا...

455
00:26:07,524 --> 00:26:11,528
‫مشكلي نيست، ديگه عصباني نيستم

456
00:26:22,038 --> 00:26:24,666
‫تو خوشگلي

457
00:26:27,544 --> 00:26:28,712
‫ممنون، عزيزم

458
00:26:28,795 --> 00:26:31,465
‫خيلي خوشگلي

459
00:26:31,548 --> 00:26:35,469
‫مرسي كه اينجوري ميگي

460
00:26:35,552 --> 00:26:38,263
‫چند سالته؟

461
00:26:38,346 --> 00:26:43,143
‫خب منم همسن مامانتم

462
00:26:43,226 --> 00:26:44,644
‫مامانت چند سالشه؟

463
00:26:44,728 --> 00:26:46,104
‫32 سال

464
00:26:46,188 --> 00:26:48,190
‫من 28 سالمه

465
00:26:50,650 --> 00:26:54,988
‫موهات چقد خوشگله
‫مثل پرنسس‌ها هستي

466
00:26:55,071 --> 00:26:57,616
‫فكر نمي‌كنم

467
00:26:57,699 --> 00:26:59,117
‫ميشه يكمش رو بهم بدي

468
00:26:59,201 --> 00:27:00,494
‫چي؟

469
00:27:00,577 --> 00:27:04,122
‫ميشه يكم از موهاتو بهم بدي؟

470
00:27:06,333 --> 00:27:08,293
‫گلن، نه

471
00:27:08,376 --> 00:27:09,461
‫فقط يه تيكه كوچيك

472
00:27:09,544 --> 00:27:10,670
‫گلن

473
00:27:10,754 --> 00:27:12,589
‫اصن متوجه نميشي كه چيزي ازشون كم شده

474
00:27:36,613 --> 00:27:38,615
‫حالا ديگه برو بخواب

475
00:27:40,325 --> 00:27:41,701
‫راديو هم روشن نكن

476
00:28:04,599 --> 00:28:06,101
‫عصر بخير، آقايون

477
00:28:07,185 --> 00:28:08,854
‫والتر، مي‌خوام با دختر عموهام آشنات كنم

478
00:28:08,937 --> 00:28:09,938
‫شارلوت و وندي

479
00:28:10,021 --> 00:28:12,858
‫خانم‌ها، خوشوقتم

480
00:28:12,941 --> 00:28:15,569
‫خدا خدا مي‌كرديم شما دوست پيت باشي

481
00:28:15,652 --> 00:28:17,362
‫حتما شما همون آقاي فولادي هستي

482
00:28:17,445 --> 00:28:18,989
‫اينجا رو ببين؟

483
00:28:19,072 --> 00:28:22,325
‫توي اون چال گونه‌ها ميشه
‫يه سكه قايم كرد

484
00:28:24,828 --> 00:28:27,080
‫فكر كردم گفتي دخترعمو وندي مو قرمزه

485
00:28:27,163 --> 00:28:29,332
‫نه، اون دخترعمو دوريس‌ـه

486
00:28:29,416 --> 00:28:31,418
‫اون امشب مشغول بود

487
00:28:31,501 --> 00:28:34,671
‫فكر مي‌كنم كارمون با همين اعضاي خانواده
‫راه بيافته

488
00:28:36,673 --> 00:28:38,633
‫خوشحالم كه امشب رو اينجا موندي

489
00:28:38,717 --> 00:28:40,093
‫منم همينطور

490
00:28:40,176 --> 00:28:44,681
‫هي، يه بطري شامپاين براي اين ميز
‫و يه دور ديگه از همينا. يكي هم اضافه بيار

491
00:28:51,855 --> 00:28:55,442
‫مي‌دوني امروز در مورد پروژه چند تا ايده به سرم زد

492
00:28:55,525 --> 00:28:56,776
‫جدي؟

493
00:28:56,860 --> 00:29:01,865
‫اره مي‌خواستم ضروريت فولاد رو بيان كنم

494
00:29:01,948 --> 00:29:05,827
‫و پيش خودم فكر كردم، فولاد بثلهم...

495
00:29:05,911 --> 00:29:08,413
‫ستون فقرات آمريكا

496
00:29:08,496 --> 00:29:10,040
‫شما چي فكر مي‌كني؟

497
00:29:10,123 --> 00:29:14,461
‫باور نكردنيه. دريپر بهت گفت
‫اين ايده رو باهام درميون بذاري؟

498
00:29:14,544 --> 00:29:15,629
‫نه، من فقط...

499
00:29:15,712 --> 00:29:17,422
‫كمبل، بيخيال كار شو

500
00:29:17,505 --> 00:29:20,967
‫اينجا دوتا خانم خوشگل داريم

501
00:29:21,051 --> 00:29:25,889
‫تنها ستون فقراتي كه الان واسم
‫مهمه همينه كه اينجا نشسته

502
00:29:27,307 --> 00:29:30,644
‫خب، وندي بگو ببينم اوقاتي كه با خنده‌هات...

503
00:29:30,727 --> 00:29:34,606
‫اتاق رو نورافشاني نمي‌كني، به چه كاري مشغولي؟

504
00:29:34,689 --> 00:29:37,651
‫من بازيگرم.
‫و چند تا كلاس هم توي «كالج هانتر» گرفتم

505
00:29:37,734 --> 00:29:39,152
‫جدي؟

506
00:29:39,235 --> 00:29:43,239
‫فكر مي‌كردم تمام روز رو مي‌خوابي و حمام شير ميگيري

507
00:29:57,587 --> 00:29:59,589
‫چطور بود؟

508
00:29:59,673 --> 00:30:02,926
‫خوب بود. خيلي آروم

509
00:30:03,009 --> 00:30:05,512
‫گفتم شايد واست جالب باشه

510
00:30:05,595 --> 00:30:08,515
‫ممنونم
‫[كِندي، كانديداي رياست جمهوري]

511
00:30:08,598 --> 00:30:10,725
‫حتما يه نگاهي بهش ميندازم

512
00:30:10,809 --> 00:30:11,935
‫خيلي خيلي ازت ممنونم

513
00:30:12,018 --> 00:30:14,062
‫اميدوارم يه وقت بتونم جبران كنم

514
00:30:14,145 --> 00:30:17,440
‫خواهش مي‌كنم. فكرش هم نكن

515
00:30:59,482 --> 00:31:02,360
‫خيلي آشناس

516
00:31:02,444 --> 00:31:06,031
‫خب، مي‌خواستم ايدۀ اصلي رو
‫نگه دارم

517
00:31:06,114 --> 00:31:08,742
‫اما فكر مي‌كنم بازي با كلمات شما رو
‫به هدفي كه مي‌خواييد مي‌رسونه

518
00:31:08,825 --> 00:31:10,577
‫ايده اينه كه از يه جزء كوچيك...

519
00:31:10,660 --> 00:31:12,454
‫كه همون، شركت فولاد بثلهم هستش...

520
00:31:12,537 --> 00:31:14,539
‫شهرهاي بزرگ آمريكا ساخته شده

521
00:31:14,622 --> 00:31:17,167
‫مي‌دونم ايده‌اي كه مي‌خواي بهم
‫بفروشي، اين نيست...

522
00:31:17,250 --> 00:31:18,835
‫پس لازم نيست اينقد خوب بفروشيش

523
00:31:20,837 --> 00:31:22,130
‫ببخشيد؟

524
00:31:22,213 --> 00:31:24,299
‫ايدۀ ستون فقرات

525
00:31:24,382 --> 00:31:26,760
‫كمبل ديشب در موردش بهم گفت

526
00:31:26,843 --> 00:31:28,011
‫خوشم مياد ازش

527
00:31:28,094 --> 00:31:30,930
‫كدوم ايدۀ ستون فقرات؟

528
00:31:31,014 --> 00:31:33,892
‫فولاد بثلهم:
‫ستون فقرات آمريكا

529
00:31:33,975 --> 00:31:39,647
‫مگه همين نبود؟

530
00:31:39,731 --> 00:31:40,732
‫درسته

531
00:31:40,815 --> 00:31:42,233
‫مفيد و مختصر و گيراست

532
00:31:42,317 --> 00:31:45,779
‫و راستش، خوشم اومد كه اينقدر هيجان داشتي...

533
00:31:45,862 --> 00:31:47,864
‫كه نتونستي واسه گفتن ايده‌ت صبر كني

534
00:31:52,911 --> 00:31:54,329
‫بازم ممنون، آقايون

535
00:31:54,412 --> 00:31:55,789
‫رضايت شما باعث خوشحاليه ماست، والت

536
00:31:55,872 --> 00:31:57,832
‫اميدوارم سفرت به نيويورك مثمرثمر بوده باشه

537
00:31:57,916 --> 00:31:59,918
‫دارم به اينجا عادت مي‌كنم

538
00:32:06,883 --> 00:32:08,635
‫كارت خوب بود

539
00:32:08,718 --> 00:32:10,804
‫بهت كه گفتم منم ايده دارم

540
00:32:10,887 --> 00:32:12,806
‫بله، گفتي

541
00:32:12,889 --> 00:32:15,892
‫خوب بود، ازش لذت ببر

542
00:32:17,936 --> 00:32:19,729
‫مي‌دوني من چي فكر مي‌كنم؟

543
00:32:19,813 --> 00:32:23,566
‫فكر مي‌كنم من يه كار خوب انجام دادم
‫ولي در عوض از تو تعريف و تمجيد شد

544
00:32:25,902 --> 00:32:27,737
‫گوش كن، پيت

545
00:32:27,821 --> 00:32:32,826
‫ازت مي‌خوام بري يه جعبه پيدا كني...

546
00:32:32,909 --> 00:32:35,078
‫و همه بساطت رو بريزي توش

547
00:32:35,161 --> 00:32:36,496
‫باشه؟

548
00:32:46,631 --> 00:32:48,925
‫موقع بدي رو واسه خريد آپارتمان انتخاب كردي

549
00:33:01,938 --> 00:33:05,859
‫«آقاي آدامز چقدر بهتون آموزش داده بودن؟»

550
00:33:05,942 --> 00:33:07,944
‫«دنده عقب؟»

551
00:33:09,070 --> 00:33:10,530
‫همه بريد بيرون

552
00:33:10,613 --> 00:33:12,615
‫همين حالا

553
00:33:14,492 --> 00:33:16,452
‫«روشن كردن ماشين رو بهت ياد داده بود؟»

554
00:33:17,912 --> 00:33:19,956
‫«و اينكه اگه ازون طرف بچرخوني خاموش ميشه»

555
00:33:33,803 --> 00:33:35,263
‫آخرين روز كاريه پيت كمبل رو يادته؟

556
00:33:36,306 --> 00:33:37,473
‫امروزه

557
00:33:37,557 --> 00:33:38,850
‫چي شده؟

558
00:33:38,975 --> 00:33:42,228
‫در حالي كه من دارم تمام زورم رو ميزنم
‫تا گندي كه ديروز بالا آورد رو درست كنم...

559
00:33:42,312 --> 00:33:44,147
‫اون داره توي هتل ريجس،
‫به مشتري ايده غالب مي‌كنه

560
00:33:45,398 --> 00:33:46,774
‫ايدۀ خودشو

561
00:33:47,984 --> 00:33:50,069
‫اي حرومزاده

562
00:34:20,225 --> 00:34:24,854
‫ديدن اينكه اينقدر تنهاست، خيلي سخت بود

563
00:34:26,022 --> 00:34:31,110
‫كه داره با اون كار كوچيك و كم‌درآمد
‫توي جواهرفروشي، اموراتش رو مي‌گذرونه

564
00:34:31,194 --> 00:34:33,321
‫غذاي فريزري

565
00:34:34,739 --> 00:34:36,950
‫مي‌دونم يكي هم هست كه كمي كمكش كنه

566
00:34:37,033 --> 00:34:41,829
‫اما بازم، خيلي خسته بنظر مياد

567
00:34:41,913 --> 00:34:44,415
‫سعي مي‌كنه قيافۀ آدم‌هاي شجاع رو به خودش بگيره

568
00:34:59,764 --> 00:35:02,558
‫راستش، فكر مي‌كنم به من حسوديش ميشه

569
00:35:03,935 --> 00:35:06,604
‫قبلا چنين حسادتي رو ديدم.
‫توي انجمن زنان بودم

570
00:35:09,190 --> 00:35:12,860
‫منظورم ديدن خانواده‌هاي شادي كه دور و برش هستن

571
00:35:14,070 --> 00:35:15,905
‫ولي نمي‌دونم چه كاري از من ساخته‌س

572
00:35:15,989 --> 00:35:18,574
‫نمي‌تونم همينجوري ناپديد بشم
‫بالاخره اونجا دارم زندگي مي‌كنم

573
00:35:22,495 --> 00:35:25,915
‫البته، نگراني اصلي من
‫اون بچه‌هان

574
00:35:27,083 --> 00:35:28,793
‫البته، بچه كوچيكه كه متوجه تفاوتها نميشه

575
00:35:28,876 --> 00:35:30,878
‫اما اون پسر بيچاره

576
00:35:37,010 --> 00:35:41,014
‫كسي كه داره ازش نگهداري مي‌كنه
‫نيازهاش رو برآورده نمي‌كنه

577
00:35:43,099 --> 00:35:44,517
‫مي‌دوني چي ميگم؟

578
00:36:06,122 --> 00:36:08,041
‫آقايون، بفرماييد

579
00:36:12,503 --> 00:36:14,464
‫واقعا ازين عكس خوشت ميادا

580
00:36:14,547 --> 00:36:17,425
‫اون زمانا خيلي بامزه بودي

581
00:36:22,638 --> 00:36:25,516
‫پيت كمبل

582
00:36:25,600 --> 00:36:26,934
‫در راه خروج

583
00:36:27,018 --> 00:36:28,770
‫متاسفم كه اينو مي‌شنوم

584
00:36:28,853 --> 00:36:30,855
‫كاريش نميشه كرد، متاسفانه

585
00:36:30,938 --> 00:36:32,607
‫كاش مي‌تونستم باهاتون هم عقيده باشم

586
00:36:33,941 --> 00:36:35,735
‫اون يه مدير پروژۀ تازه كاره

587
00:36:35,818 --> 00:36:40,365
‫كه ايدۀ خودشو توي بار با مشتري در ميون گذاشته

588
00:36:40,448 --> 00:36:41,657
‫اينجا قانون داره

589
00:36:41,741 --> 00:36:44,285
‫قانون‌هاي ديگه‌اي هم هست

590
00:36:46,162 --> 00:36:48,081
‫مشكل چيه؟

591
00:36:49,707 --> 00:36:53,086
‫شهر نيويورك مثل يه ماشينه...

592
00:36:53,169 --> 00:36:57,673
‫پر از اهرم و دنده و فنر

593
00:36:57,757 --> 00:37:01,844
‫كه مثل يه ساعت، در هم تنيده هستن

594
00:37:01,928 --> 00:37:03,679
‫هميشه تيك و تاك مي‌كنه

595
00:37:03,763 --> 00:37:05,390
‫بيشتر شبيه يه بمبـه

596
00:37:05,473 --> 00:37:08,184
‫چقد راجع به خانواده پيت مي‌دوني؟

597
00:37:08,267 --> 00:37:10,770
‫هيچي. بجز اينكه يه محصول ميان‌رده عرضه ميكنن

598
00:37:10,853 --> 00:37:14,107
‫مادرش «دوروتي دايكمن كمبل»ـه

599
00:37:14,190 --> 00:37:16,275
‫دايكمن‌ها از خيابان 125 به بالا...

600
00:37:16,359 --> 00:37:18,111
‫تقريبا صاحب همه چيز بودن

601
00:37:18,194 --> 00:37:20,571
‫كه البته نمي‌دونم جغرافيت چقدر خوبه...

602
00:37:20,655 --> 00:37:23,074
‫اما اون قسمت بخش بزرگي از جزيره‌ست

603
00:37:23,157 --> 00:37:25,451
‫خب پولدارن، كه چي؟

604
00:37:25,535 --> 00:37:26,869
‫خب، نه...

605
00:37:26,953 --> 00:37:30,081
‫پدرش سال 1929 تقريبا همه چيز رو از دست داد
‫[سالي كه بازار سهام دچار سقوط شد]

606
00:37:30,164 --> 00:37:31,457
‫ترسيد

607
00:37:31,541 --> 00:37:35,294
‫بعضي‌ها به اين كشور هيچ اعتمادي ندارن

608
00:37:37,213 --> 00:37:38,798
‫پس نگران چي هستي؟

609
00:37:38,881 --> 00:37:42,301
‫خب، نمي‌خوام دوروتي دايكمن كمبل...

610
00:37:42,385 --> 00:37:45,138
‫اين تابستون كه به فيشر ايلند ميره
‫و روي اسكله ايستاده...

611
00:37:45,221 --> 00:37:48,850
‫حرف از اين بزنه كه چطور شركت
‫استرلينگ كوپر با پسرش بد تا كرده

612
00:37:48,933 --> 00:37:51,227
‫فكر نمي‌كنم هيچ كدوم از ما اينو بخواد

613
00:37:51,310 --> 00:37:52,812
‫اونو از دست بديم...

614
00:37:52,895 --> 00:37:56,357
‫اون وقت بليط ورودمون به دانشگاه باكلي و ييل...

615
00:37:56,441 --> 00:38:00,153
‫باشگاه ميدزاستون، باشگاه سنتري
‫[باشگاه گلف خصوصي و باشگاه هنرهاي اجتماعي]

616
00:38:00,236 --> 00:38:01,988
‫كالج دارتموث

617
00:38:02,071 --> 00:38:05,158
‫و شايد عمارت شهردار رو هم از دست بديم

618
00:38:05,241 --> 00:38:07,910
‫مثل سايه‌بان امنه واسمون

619
00:38:07,994 --> 00:38:11,122
‫متوجه منظورم هستي؟

620
00:38:11,205 --> 00:38:13,124
‫البته

621
00:38:13,207 --> 00:38:16,002
‫ارزشش براي شركت بيشتر از منه

622
00:38:16,085 --> 00:38:17,170
‫اشتباه نكن

623
00:38:17,253 --> 00:38:20,173
‫توي هر شركتي يكي مثل پيت كمبل هست

624
00:38:20,256 --> 00:38:22,216
‫خب بياييد يكي از اونا رو استخدام كنيم

625
00:38:22,300 --> 00:38:24,135
‫اگه كنجكاوي بري توي آشپزخونه
‫و ببيني سوسيس رو چجوري درست ميكنن

626
00:38:24,218 --> 00:38:28,264
‫بايد طاقت ديدنش رو داشته باشي

627
00:38:30,933 --> 00:38:32,268
‫فكر كنم به يه ساعت بزرگ تشبيه‌ش كرده بودي

628
00:38:34,937 --> 00:38:37,023
‫تو سرو كارت با كلماته

629
00:38:37,106 --> 00:38:41,986
‫خودت مي‌دوني چقدر دلمون مي‌خواد
‫اينجا پيشمون باشي

630
00:38:42,069 --> 00:38:44,197
‫در اين مورد شكي نيست

631
00:38:44,280 --> 00:38:46,532
‫دان، درك مي‌كنه

632
00:38:46,616 --> 00:38:48,910
‫مگه نه، دان؟

633
00:38:55,208 --> 00:38:57,502
‫ممنون، قربان

634
00:38:59,295 --> 00:39:01,422
‫اينم از اين

635
00:39:04,300 --> 00:39:07,303
‫خوشحالم كه حال هممون بهتر شد

636
00:39:30,743 --> 00:39:34,080
‫كاري كه تو كردي كاملا غير قابل قبوله

637
00:39:34,163 --> 00:39:35,248
‫متوجه‌ام

638
00:39:35,331 --> 00:39:37,250
‫مي‌خوام كاملا بدوني كه...

639
00:39:37,333 --> 00:39:39,085
‫قرار بود اخراج بشي.
‫من ميخواستم اخراجت كنم

640
00:39:39,168 --> 00:39:40,419
‫كوپر هم ميخواست بري

641
00:39:40,503 --> 00:39:43,339
‫و اگه بخاطر اين مرد نبود، اخراج شده بودي

642
00:39:44,799 --> 00:39:47,134
‫فكر كرد حقته كه يه شانس ديگه بهت بديم

643
00:39:47,218 --> 00:39:50,680
‫درسته، اون واست جنگيد

644
00:39:50,763 --> 00:39:52,139
‫نمي‌دونم چي بگم

645
00:39:52,223 --> 00:39:53,349
‫هيچي نگو

646
00:39:53,432 --> 00:39:56,394
‫فقط بخاطر بزرگواريِ دان دريپر اينجايي

647
00:39:56,477 --> 00:39:58,896
‫ممنونم. خيلي ممنونم

648
00:39:58,980 --> 00:40:01,732
‫مي‌دونم نسل شما بجاي خدمت سربازي
‫به دانشگاه رفتين

649
00:40:01,816 --> 00:40:02,984
‫پس من مي‌خوام روشنت كنم

650
00:40:03,067 --> 00:40:04,318
‫اين مرد، فرماندۀ توئه

651
00:40:04,402 --> 00:40:07,822
‫مرگ و زندگيه تو زير سايه اونه

652
00:40:07,905 --> 00:40:09,448
‫فهميدي؟

653
00:40:11,742 --> 00:40:13,286
‫نااميدت نمي‌كنم دان

654
00:40:13,369 --> 00:40:15,913
‫خدايا، كمبل

655
00:40:15,997 --> 00:40:17,999
‫هيچ وقت اين حرفو نزن

656
00:40:32,805 --> 00:40:36,517
‫شرط مي‌بندم بيشتر از هر حقوق رويايي كه فكرش رو بكني...

657
00:40:36,601 --> 00:40:38,644
‫همين بطريه مشروبه كه
‫نيروي كار جذب تبليغات مي‌كنه...

658
00:40:38,728 --> 00:40:40,354
‫من كه بخاطر همين اومدم

659
00:40:40,438 --> 00:40:42,315
‫خب لذتشو ببر

660
00:40:43,399 --> 00:40:44,650
‫دارم نهايت سعي‌ام رو مي‌كنم

661
00:40:44,734 --> 00:40:45,860
‫نه اينطور نيست

662
00:40:45,943 --> 00:40:48,404
‫شماها بلد نيستيد چطور مشروب بخوريد
‫كل نسل شما رو ميگم

663
00:40:48,487 --> 00:40:49,947
‫به دلايل اشتباهي مشروب مي‌خوريد

664
00:40:50,031 --> 00:40:54,285
‫نسل من، مشروب مي‌خوريم
‫چون حال ميده

665
00:40:54,368 --> 00:40:56,912
‫چون از باز كردن يقه پيرهنت
‫حس بهتري ميده

666
00:40:56,996 --> 00:40:59,373
‫چون استحقاقش رو داريم

667
00:40:59,457 --> 00:41:02,043
‫مشروب ميخوريم چون اين كاريه كه مردها ميكنن

668
00:41:02,126 --> 00:41:03,336
‫بخاطر لرزش دستاتون، چطور؟

669
00:41:03,419 --> 00:41:06,088
‫توي نسل شما اينم زياد شايع‌ست

670
00:41:06,172 --> 00:41:09,467
‫جدي ميگم. شماها با اين افكار دپرس‌كننده
‫و نگرانيهاتون...

671
00:41:09,550 --> 00:41:12,470
‫همه‌تون سخت مشغول ليسيدن
‫زخمهاي خيالي‌تون هستين

672
00:41:12,553 --> 00:41:14,889
‫همشون خيالي نيستن

673
00:41:14,972 --> 00:41:16,557
‫آره، حتما

674
00:41:18,726 --> 00:41:21,937
‫شايد من به اندازه تو با نداشتن قدرت
‫راحت نيستم

675
00:41:24,857 --> 00:41:26,108
‫ببخشيد؟

676
00:41:30,196 --> 00:41:31,989
‫مي‌دوني، تو نبايد با پيت كمبل
‫رقابت كني

677
00:41:32,073 --> 00:41:33,074
‫نمي‌كنم

678
00:41:33,157 --> 00:41:34,408
‫چرا، مي‌كني

679
00:41:34,492 --> 00:41:38,454
‫نه از نظر شخصي
‫بلكه براي ماديات

680
00:41:44,877 --> 00:41:46,045
‫نمي‌دونم

681
00:41:46,128 --> 00:41:49,465
‫شايد هر نسلي فكر مي‌كنه
‫نسل بعدي ديگه نهايت فاجعه‌ست

682
00:41:57,598 --> 00:42:00,059
‫شرط مي‌بندم توي انجيل هم آدمهايي هستن كه...

683
00:42:00,142 --> 00:42:02,645
‫كه ميچرخن و از بچه‌هاي امروزي گِله ميكنن

684
00:42:05,564 --> 00:42:09,443
‫بچه‌هاي امروزي، كسي رو ندارن
‫كه واسش احترام قائل باشن

685
00:42:09,527 --> 00:42:12,405
‫چون دارن ما رو مي‌بينن

686
00:42:17,785 --> 00:42:20,413
‫البته، اگر نمي‌خواييد خدمتكار 24 ساعته استخدام كنيد

687
00:42:20,496 --> 00:42:23,040
‫از اون اتاق پشتي براي خيلي كارها ميشه استفاده كرد

688
00:42:23,124 --> 00:42:26,252
‫فكر نمي‌كنم فعلا بتونيم خدمتكار دائمي داشته باشيم
‫درسته، عزيزم؟

689
00:42:26,335 --> 00:42:28,796
‫نه، فكر مي‌كنم فعلا خودمون به تنهايي مي‌تونيم
‫از پسش بر بياييم

690
00:42:30,589 --> 00:42:34,301
‫خيلي خوشحالم كه تونستيد بياييد

691
00:42:34,385 --> 00:42:36,053
‫مي‌خوام خانم كليفورد لايمن رو بهتون معرفي كنم

692
00:42:36,137 --> 00:42:37,513
‫ايشون يكي از همسايه‌هاي جديدتون هستن

693
00:42:37,596 --> 00:42:39,432
‫و همينطور از اعضاي مديريت ساختمان هم هستن

694
00:42:39,515 --> 00:42:41,767
‫و البته كه اين دوتا رو مي‌شناسيد

695
00:42:41,851 --> 00:42:43,352
‫اتاق بچه كجاست؟

696
00:42:43,436 --> 00:42:44,437
‫ممنون، تام

697
00:42:44,520 --> 00:42:46,063
‫نمي‌خوام ديگه اينو بشنوم

698
00:42:46,147 --> 00:42:47,148
‫خانم لايمن، ترودي كمبل هستم

699
00:42:47,231 --> 00:42:48,691
‫خيلي از ديدنتون خوشوقتم

700
00:42:48,774 --> 00:42:49,859
‫مرسي، چقد مهربون هستي

701
00:42:49,942 --> 00:42:51,360
‫هر دوتاتون

702
00:42:51,444 --> 00:42:53,028
‫خوشوقتم

703
00:42:53,112 --> 00:42:55,448
‫خب، مي‌دونم كه نبايد بپرسم ولي نميتونم جلوي خودمو بگيرم

704
00:42:55,531 --> 00:42:57,408
‫مادر زنت داشت واسم تعريف ميكرد...

705
00:42:57,491 --> 00:43:00,453
‫كه پدربزرگِ پدربزرگت به همراه «ايزاك روزولت» كشاورز بودن؟

706
00:43:00,536 --> 00:43:01,746
‫درسته؟

707
00:43:01,829 --> 00:43:03,914
‫بله، درسته

708
00:43:03,998 --> 00:43:07,460
‫ايشون نيكولاس دايكمن بودن درسته؟

709
00:43:07,543 --> 00:43:09,462
‫از طرف مادري

710
00:43:09,545 --> 00:43:12,465
‫مي‌توني تصور كني
‫باغهاي ميوه توي خيابان 204 ؟

711
00:43:12,548 --> 00:43:14,925
‫توي كليساي «اينترسشن» منهتن دفنش كردن

712
00:43:15,009 --> 00:43:17,762
‫خداي من
‫صبر كنين تا به شوهرم بگم...

713
00:43:17,845 --> 00:43:19,847
‫كه خانواده دايكمن قراره تو ساختمونمون زندگي كنن

714
00:43:19,930 --> 00:43:21,807
‫خيلي خوشحال ميشه

715
00:43:21,891 --> 00:43:25,686
‫عزيزم به خانم لايمن در مورد
‫عمۀ مادربزرگت هم بگو

716
00:43:25,770 --> 00:43:28,022
‫كه با اون سرباز انگليسي و سرباز آلماني درگير شد

717
00:43:28,105 --> 00:43:29,648
‫عزيزم خودت تعريف كن

718
00:43:29,732 --> 00:43:32,067
‫خيلي بهتر از من تعريف مي‌كني

719
00:43:32,151 --> 00:43:35,237
‫خب، فكر مي‌كنم عمۀ مادربزرگش بود

720
00:43:35,321 --> 00:43:37,490
‫يا شايد هم عمۀ مادر مادربزرگش

721
00:43:37,573 --> 00:43:39,742
‫اما به هر حال قبل از جنگ انقلاب آمريكا بود

722
00:43:39,825 --> 00:43:42,495
‫و خانواده دايكمن يه زمين بزرگ داشتن

723
00:43:42,578 --> 00:43:43,996
‫دقيقا شمال سنترال پارك

724
00:43:44,079 --> 00:43:46,916
‫البته اون موقع‌ها كه بهش سنترال پارك نمي‌گفتن

725
00:43:47,585 --> 00:43:57,585
‫.:: ترجمه و تنظيم: پرولـيـــــــــــــــــتور::.

726
00:43:58,187 --> 00:44:08,187
‫سفارش و پيشنهاد ترجمه
‫تلگرام Prolator@

