1
00:00:01,197 --> 00:00:03,531
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,566 --> 00:00:05,133
‫می‌خواستم اینو بهت بدم.

3
00:00:05,167 --> 00:00:06,501
‫یه مقدار هم به خاطر دفعاتی که...

4
00:00:06,535 --> 00:00:09,904
‫با هم توی تحقیق مشارکت کردیم، اضافه کردم.

5
00:00:11,373 --> 00:00:13,341
‫حرومزاده.

6
00:00:14,375 --> 00:00:15,376
‫سرطان دارم.

7
00:00:15,480 --> 00:00:16,811
‫اونقدر زنده نمی‌مونم تا ببینم که...

8
00:00:16,825 --> 00:00:18,112
‫این آزمایش به یک روال عادی تبدیل شده.

9
00:00:18,147 --> 00:00:21,115
‫مجبور میشم کار رو به دست کسی بدم که...

10
00:00:21,150 --> 00:00:23,518
‫بتونه به خاطرش بجنگه.

11
00:00:23,552 --> 00:00:27,020
‫می‌دونم پای زن‌های دیگه‌ای هم وسطه.

12
00:00:27,055 --> 00:00:27,956
‫نه.

13
00:00:27,990 --> 00:00:29,490
‫همجنس‌گرائه.

14
00:00:29,525 --> 00:00:31,292
‫نمی‌تونی چیزی که شوهرت می‌خواد رو بهش بدی.

15
00:00:31,327 --> 00:00:33,194
‫شوهرت از پسرها خوشش میاد.

16
00:00:33,229 --> 00:00:36,965
‫باید توی ۲ دقیقه‌ی اول، توجهشون رو جلب کنم...

17
00:00:36,999 --> 00:00:39,167
‫بعدش برای ۳۸ دقیقه‌ی دیگه همونجا نگهشون دارم.

18
00:00:39,201 --> 00:00:41,703
‫وقتی تحقیقت رو ارائه بدی، چه چیزی عوض میشه؟

19
00:00:41,737 --> 00:00:46,774
‫مهر تایید دانشگاه به کارم مشروعیت می‌بخشه.

20
00:00:46,809 --> 00:00:49,711
‫کِی احساس می‌کنی که دیگه
‫چیزی برای اثبات کردن نداری؟

21
00:00:49,745 --> 00:00:51,512
‫همیشه یه چیزی برای اثبات کردن هست.

22
00:00:51,547 --> 00:00:53,181
‫چرا نمی‌ذاری من نگران اتفاقات آینده باشم؟

23
00:00:53,215 --> 00:00:54,782
‫می‌خوام که یه تیم باشیم.

24
00:00:54,817 --> 00:00:57,785
‫مگه نیستیم؟
‫یه زوجیم.

25
00:00:57,820 --> 00:01:00,221
‫نه، یه تیم.
‫"مثل "برنز" و "آلن.

26
00:01:00,256 --> 00:01:02,223
‫"هاس" و "جانسون".

27
00:01:02,258 --> 00:01:04,025
‫خیلی هم بهم میان.

28
00:01:06,026 --> 00:01:14,026
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی سایت
‫<font color=Green>Www.</font>IMDB-DL<font color=Red>.Com</font>

29
00:01:46,628 --> 00:01:53,562
‫Translated By
‫<font color=#۸۰FFFF>NaWeed.ab</font>  ||  <font color=#FFA۵۰۰>BlueAugust</font>

30
00:01:55,310 --> 00:01:57,144
‫خب، فکر کنم باید بهشون بگی...

31
00:01:57,179 --> 00:01:58,880
‫چندین پیشنهاد دیگه هم بهت شده.

32
00:01:58,914 --> 00:02:00,681
‫مگه واسه همین نمی‌خوای بری لس‌آنجلس؟

33
00:02:00,716 --> 00:02:02,984
‫داری میری "دیزنی‌لند"؟

34
00:02:03,018 --> 00:02:05,319
‫نزدیک "دیزنی‌لند"، فکر می‌کنم.

35
00:02:05,354 --> 00:02:08,155
‫توی "آناهایم"ــه، که...
‫خب، می‌دونی چیه؟

36
00:02:08,190 --> 00:02:09,524
‫اصلاً مطمئن نیستم که چیزی اونجا باشه.

37
00:02:09,558 --> 00:02:11,526
‫یه جوری رفتار نکن که انگار
‫"می‌دونی "دیزنی‌لند" کجاس،‌ "تسا.

38
00:02:11,560 --> 00:02:13,694
‫می‌دونم.
‫پینوکیو" اونجا زندگی می‌کنه".

39
00:02:13,729 --> 00:02:15,463
‫فرشته‌ها هم اونجا پرواز می‌کنن.

40
00:02:15,497 --> 00:02:17,131
‫یه پیشنهاد از دانشگاه کالیفرنیا می‌تونه
‫برای قبول شدن...

41
00:02:17,165 --> 00:02:19,800
‫توی بیمارستان "پاساوانت" شیکاگوئه کمکم کنه...

42
00:02:19,835 --> 00:02:22,303
‫"بیمارستان "مرسی" توی "اوکلاهاما.

43
00:02:22,337 --> 00:02:24,205
‫واسه چی بهش میگن زاویه‌ی راست...

44
00:02:24,239 --> 00:02:27,975
‫به جای زاویه‌ی چپ؟

45
00:02:28,010 --> 00:02:29,544
‫یه لغت لاتین‌ــه...

46
00:02:29,578 --> 00:02:32,146
‫- زاویه‌ی راست شده.
‫- فهمیدم.

47
00:02:32,180 --> 00:02:34,448
‫معنی لغتیش میشه، زاویه‌ای که راست شده...

48
00:02:34,483 --> 00:02:35,850
‫درسته.

49
00:02:35,884 --> 00:02:38,953
‫یه این معنی که خط از پایه‌ش بلند شده.

50
00:02:38,987 --> 00:02:41,188
‫تو باهوش‌ترین آدم روی زمینی؟

51
00:02:41,223 --> 00:02:44,225
‫دومین نفرم.
‫مامانتون نفر اول شده.

52
00:02:44,259 --> 00:02:46,794
‫از اونجایی که چند روز شماها رو نمی‌بینم...

53
00:02:46,828 --> 00:02:48,829
‫نظرتون چیه من امشب شما رو بخوابونم؟

54
00:02:50,632 --> 00:02:52,199
‫بعدش کی تو رو می‌خوابونه؟

55
00:03:41,149 --> 00:03:43,317
‫روز بزرگیه.

56
00:04:01,536 --> 00:04:02,903
‫"ظرفا رو بذار توی سینک،‌"تسی.

57
00:04:04,806 --> 00:04:06,974
‫کت قرمزه رو هم از زیر تختت بردار.

58
00:04:09,911 --> 00:04:12,246
‫باید اون کت قرمزه رو یه جای بهتر قایمش کنیم.

59
00:04:12,280 --> 00:04:14,982
‫"‏پایگاه هوایی "نیومکزیکو

60
00:04:15,017 --> 00:04:17,051
‫هنری"، اصلاً امروز صبح"...

61
00:04:17,085 --> 00:04:19,286
‫حوصله دویدن دنبال اتوبوس رو ندارم.

62
00:04:19,321 --> 00:04:21,555
‫مامان، ببین.

63
00:04:21,590 --> 00:04:23,457
‫سه سال صرف تکمیل این پروژه شده...

64
00:04:23,492 --> 00:04:27,028
‫"چندین بار متوقف شد، ولی امروز پروژه‌ی "من‌های...
‫پروژه‌هایی که انسان رو با بالون)
‫(به استراتوسفر می‌فرستادن

65
00:04:27,062 --> 00:04:28,562
‫بالاخره به آسمان فرستاده میشه.

66
00:04:28,597 --> 00:04:30,798
‫سرگرد "دیوید سیمونز" درون...

67
00:04:30,832 --> 00:04:33,868
‫یک محفظه‌ی آلومینیومی می‌نشینه
‫و به ارتفاعی میره که...

68
00:04:33,902 --> 00:04:36,137
‫تا حالا هیچ انسانی به آنجا نرسیده است.

69
00:04:36,171 --> 00:04:38,406
‫حالا به سراغ فرمانده‌ی پروژه‌ی "من‌های" میریم...

70
00:04:38,440 --> 00:04:40,675
‫که مستقیماً در حال مکالمه با
‫سرگرد "سیمونز" هستن...

71
00:04:40,709 --> 00:04:43,244
‫داره واقعاً میره فضا، مامان.

72
00:04:43,278 --> 00:04:44,812
‫سرگرد "سیمونز"، شما قراره...

73
00:04:44,846 --> 00:04:46,580
‫به بالاترین ارتفاعی که تا بحال فتح شده، برین.

74
00:04:46,615 --> 00:04:49,283
‫روز بزرگیه، سرهنگ.

75
00:04:49,317 --> 00:04:50,618
‫روز بزرگیه.

76
00:04:51,586 --> 00:04:53,754
‫تمام صندلی‌ها پر شده.

77
00:04:53,789 --> 00:04:56,157
‫حداقل ۲۴ نفر هم باید سرپا می‌ایستن.

78
00:04:56,191 --> 00:04:58,459
‫بیشتر نگران مشروبم.

79
00:04:58,493 --> 00:05:01,829
‫وقتی که کارم تموم شه، دستام آرتروز می‌گیره.

80
00:05:03,699 --> 00:05:04,965
‫تمام نمونه‌های مذکر "...

81
00:05:05,000 --> 00:05:09,036
‫نگرانی خود را به خاطر ارتباط احتمالی بین...

82
00:05:09,071 --> 00:05:13,474
‫" .خودارضایی بیش‌ از حد و بیماری روانی، اعلام کردند

83
00:05:14,443 --> 00:05:15,476
‫اومدم.

84
00:05:15,510 --> 00:05:18,212
‫دارم میام.

85
00:05:18,246 --> 00:05:19,747
‫خب... "بیش از حد" ؟

86
00:05:19,781 --> 00:05:22,316
‫از لحاظ آماری، دقیقاً چقدر میشه؟
‫چندبار در روز؟

87
00:05:22,350 --> 00:05:24,418
‫مسلماً اونجوری زیاده‌روی میشه، ولی...

88
00:05:24,453 --> 00:05:25,419
‫یکبار در روز...

89
00:05:25,454 --> 00:05:27,121
‫لستر"، تو مشکلی نداری".

90
00:05:28,490 --> 00:05:32,126
‫دکتر "مسترز"، ۷۰تا جزوه‌ی صحافی‌شده...

91
00:05:32,160 --> 00:05:34,495
‫از تحقیق برای مراجعین آماده کنم یا ۸۰تا؟

92
00:05:34,529 --> 00:05:37,698
‫۱۰۰تا هم برای بعد از ارائه آماده کن.

93
00:05:37,733 --> 00:05:39,734
‫ولی از کجا می‌دونین که مشکلی ندارم؟

94
00:05:39,768 --> 00:05:41,302
‫چون من یه دکترم.

95
00:05:41,336 --> 00:05:43,771
‫از یه مایلی می‌تونم یه آدمی که
‫به اندازه خودارضایی می‌کنه رو...

96
00:05:43,805 --> 00:05:44,772
‫تشخیص بدم.

97
00:05:44,806 --> 00:05:47,875
‫خوبه.

98
00:05:47,909 --> 00:05:49,343
‫صدای میکروفون رو درست می‌کنم.

99
00:05:50,412 --> 00:05:54,548
‫بیل"، راجع به سِرو کردن مارتینی مطمئنی؟"

100
00:05:54,583 --> 00:05:57,485
‫چون می‌تونم یه مشروب ترکیبی خوشمزه درست کنم.
‫( مشروبی با ترکیب آب‌آناناس و پرتقال )

101
00:05:57,519 --> 00:05:59,754
‫مشروب ترکیبی برای بازی‌های دور همی‌ــه.

102
00:05:59,788 --> 00:06:01,455
‫جو اینجا باید...

103
00:06:01,490 --> 00:06:03,991
‫اهمیت تحقیق رو بازتاب کنه.

104
00:06:04,025 --> 00:06:05,760
‫خب، شاید اصلاً نباید مشروب سِرو بشه.

105
00:06:07,062 --> 00:06:11,766
‫خب، تحقیقمون به یه سری
‫حضار شنوا با فکر باز احتیاج داره.

106
00:06:11,800 --> 00:06:13,868
‫فکر کنم اگه یه کم سرشون داغ باشه، بهتر بشه.

107
00:06:13,902 --> 00:06:15,736
‫همش به خاطر آماده‌ کردن فضاس.

108
00:06:15,771 --> 00:06:17,838
‫مارتینی، فضای خوبی ایجاد می‌کنه.

109
00:06:17,873 --> 00:06:19,073
‫روز توئه.

110
00:06:19,107 --> 00:06:20,307
‫البته با این جمعیتی که داره میاد...

111
00:06:20,342 --> 00:06:23,444
‫حداقل پنجاه‌تا شیرینی دیگه لازم داریم.

112
00:06:26,648 --> 00:06:30,751
‫و تمام مردها "خودارضایی بیش‌ از حد" رو "...

113
00:06:30,786 --> 00:06:33,954
‫بیشتر از حدی می‌دونن که خودشون انجام میدن...

114
00:06:33,989 --> 00:06:39,260
‫به نظر میاد که فقط قصد
‫".توجیه کردن عادت فعلیشون رو دارن

115
00:06:48,870 --> 00:06:50,671
‫دفعه‌ی آخری که با روزنامه اومدی توی اتاق...

116
00:06:50,705 --> 00:06:52,339
‫ژاپنی‌ها بندر مروارید رو بمباران کرده بودن.

117
00:06:54,009 --> 00:06:57,278
‫چالز آلبرت راتلج" به حبس ابد محکوم شد".

118
00:06:57,312 --> 00:06:59,780
‫- کی؟
‫- "دادگاه مدعی‌العموم علیه "راتلج.

119
00:06:59,815 --> 00:07:01,949
‫"منشی یه دفتر توی "ورنون.

120
00:07:01,983 --> 00:07:04,451
‫"دادگاه عالی "میسوری...

121
00:07:04,746 --> 00:07:10,054
‫به صورت متفق‌القول، او را به خاطر
‫رابطه‌ی جنسی نفرت انگیز و ناپسندش با...

122
00:07:10,088 --> 00:07:13,623
‫یک پسر نوجوان به حبس ابد محکوم کردند.

123
00:07:16,298 --> 00:07:19,533
‫اصولاً، به این خبرها توجه نمی‌کنم ولی امروز...

124
00:07:19,568 --> 00:07:24,471
‫فکر کردم، "خدای من، شوهرم
‫".می‌تونست جای این باشه

125
00:07:29,444 --> 00:07:31,212
‫اون شب، اون پسر توی هتل...

126
00:07:31,246 --> 00:07:32,847
‫مارگارت"، راجع به این قضیه حرف نمی‌زنم".

127
00:07:32,881 --> 00:07:34,181
‫"مجبوری، "بارتون.

128
00:07:34,216 --> 00:07:37,651
‫چون اگه بعد از ۳۰ سال می‌فهمیدی که...

129
00:07:37,686 --> 00:07:39,420
‫من یه مریخی‌ــم...

130
00:07:39,454 --> 00:07:43,290
‫،حداقل کاری که می‌تونستم بکنم
‫توصیف کردن زندگی روی مریخ بود.

131
00:07:45,660 --> 00:07:47,761
‫اون شب با اون پسر خوابیدی.

132
00:07:49,397 --> 00:07:51,165
‫نه اون شب.

133
00:07:51,199 --> 00:07:54,034
‫ولی اون...

134
00:07:54,069 --> 00:07:57,805
‫معشوقه‌ت بود؟

135
00:07:57,839 --> 00:08:01,008
‫بهش پول می‌دادم.

136
00:08:01,042 --> 00:08:03,644
‫بهش احساسی هم داشتی؟

137
00:08:14,089 --> 00:08:18,058
‫"مارگارت"...

138
00:08:18,093 --> 00:08:22,630
‫خیلی خجالت‌زده‌م...

139
00:08:22,664 --> 00:08:26,033
‫تمام این مدت نتونستم جلوش رو بگیرم.

140
00:08:26,067 --> 00:08:28,569
‫مگه چند نفر بودن؟

141
00:08:36,511 --> 00:08:37,578
‫متوجه شدم.

142
00:08:37,612 --> 00:08:39,680
‫و...

143
00:08:39,714 --> 00:08:43,384
‫همیشه به این مردها پول می‌دادی؟

144
00:08:43,418 --> 00:08:45,419
‫نه همشون. بعضی‌هاشون.

145
00:08:45,453 --> 00:08:49,957
‫ولی هیچکدوم باعث نشد احساسم بهت عوض بشه.

146
00:08:49,991 --> 00:08:52,226
‫واقعاً.

147
00:08:52,260 --> 00:08:55,229
‫هیچوقت عاشق هیچکدومشون نبودی؟

148
00:09:02,170 --> 00:09:04,972
‫"جیمز دونپورت".

149
00:09:05,006 --> 00:09:06,874
‫اون تنها کسی بود که...

150
00:09:10,578 --> 00:09:12,947
‫واسه خیلی وقت پیش بود.

151
00:09:14,883 --> 00:09:18,018
‫تابستون قبل از اینکه برم کالج.

152
00:09:18,053 --> 00:09:19,954
‫وقتی ۱۸ سالت بود عاشق یه پسر بودی؟

153
00:09:19,988 --> 00:09:21,922
‫،وقتی ۱۸ سالت بود
‫می‌دونستی که اینجوری هستی؟

154
00:09:21,957 --> 00:09:23,557
‫اون‌موقع انقدر مطمئن نبودم.

155
00:09:23,591 --> 00:09:25,359
‫ولی حتی اون‌موقع با من آشنا نشده بودی...

156
00:09:25,393 --> 00:09:29,530
‫و اون‌موقع هم می‌دونستی که
‫هیچوقت نمی‌تونی منو بخوای.

157
00:09:29,564 --> 00:09:31,465
‫همه چی رو برات جبران می‌کنم.

158
00:09:31,499 --> 00:09:34,001
‫می‌خوای چوب جادویی جلوم تکون بدی؟

159
00:09:34,035 --> 00:09:37,037
‫وقتی ۱۸ سالت بود، من ۱۰ سالم بود.

160
00:09:37,072 --> 00:09:39,340
‫کلی آینده روبروم بود.

161
00:09:39,374 --> 00:09:41,809
‫نمی‌تونی اون سال‌ها رو بهم برگردونی.

162
00:09:41,843 --> 00:09:43,877
‫می‌تونستم یه کار دیگه بکنم.

163
00:09:43,912 --> 00:09:46,313
‫می‌تونستم با یکی دیگه باشم.

164
00:09:46,348 --> 00:09:48,082
‫واسه چی این حق انتخاب رو نداشتم که...

165
00:09:48,116 --> 00:09:51,685
‫می‌خوام عمرم رو با یه همجنس‌گرا بگذرونم یا نه؟

166
00:09:51,720 --> 00:09:52,720
‫"مارگارت"...

167
00:09:52,754 --> 00:09:54,254
‫اون سال‌ها دیگه تکرار نمیشه.

168
00:09:54,289 --> 00:09:55,422
‫دزد کثیف.

169
00:09:55,457 --> 00:09:57,391
‫مارگارت"، خواهش می‌کنم".
‫همه چی رو درست می‌کنم.

170
00:09:57,425 --> 00:09:59,393
‫دارم واسه این مشکل میرم پیش دکتر...

171
00:09:59,427 --> 00:10:03,998
‫یه پیشگام توی این زمینه...
‫"دکتر "النبرگ.

172
00:10:04,032 --> 00:10:09,470
‫من و اون با همدیگه این مشکل رو حل می‌کنیم...

173
00:10:09,504 --> 00:10:12,873
‫برای همیشه.

174
00:10:12,907 --> 00:10:15,876
‫قول میدم.

175
00:10:16,816 --> 00:10:20,105
‫تحقیق در زمینه‌ی واکنش‌های جنسی انسان‌ها
‫"دکتر "ویلیام مسترز
‫"سالن کنفرانس "استانتون
‫ساعت ۳ بعد از ظهر

176
00:10:28,123 --> 00:10:32,226
‫معتقدم که نقش بسزایی
‫توی موفقیتمون توی "تنسی" داشتی.

177
00:10:32,260 --> 00:10:35,729
‫آره، ولی می‌تونیم همون کار رو اینجا انجام بدیم.

178
00:10:35,764 --> 00:10:38,232
‫می‌تونیم تمام کارمندان مونث بیمارستان رو جمع کنیم...

179
00:10:38,266 --> 00:10:40,267
‫و می‌تونیم یه جلسه در زمینه‌ی بهداشت زنان راه بندازیم.

180
00:10:40,301 --> 00:10:42,970
‫زایشگاه با بنیاد "پاپ اسمیر" موافقت کرده.

181
00:10:43,004 --> 00:10:46,140
‫خب، آره ولی همیشه نباید
‫راجع به "پاپ اسمیر" حرف بزنیم.

182
00:10:46,174 --> 00:10:49,410
‫برای مثال، راجع به این دکتر توی "هیوستون" خوندم...

183
00:10:49,444 --> 00:10:53,313
‫یه عکسی رو ظاهر کرده که می‌تونه
‫سرطان سینه رو شناسایی کنه.

184
00:10:53,348 --> 00:10:54,648
‫یه چیزی مثل عکس‌های اشعه ایکس.

185
00:10:54,682 --> 00:10:55,716
‫"رابرت ایگان".

186
00:10:55,750 --> 00:10:57,718
‫موفقیت چشمگیری توی تشخیص سرطان...

187
00:10:57,752 --> 00:10:59,420
‫بعد از برداشتن سینه، داشته.

188
00:10:59,454 --> 00:11:02,156
‫تا حالا هیچ پیشرفتی در تشخیص سرطان
‫وقتی که سینه به بدن متصله باشه، نداشته.

189
00:11:02,190 --> 00:11:06,060
‫ولی هنوزم یه ایده‌ی بنیادی و شاید نجات‌دهنده باشه.

190
00:11:06,094 --> 00:11:09,329
‫نکته‌ی حرفم اینه که کلی کار هست که
‫"می‌خوای انجام بدی، "لیلیان...

191
00:11:09,364 --> 00:11:11,131
‫منم می‌خوام بهت کمک کنم.

192
00:11:11,166 --> 00:11:12,466
‫کلی موضوعِ بهداشت و سلامت وجود داره...

193
00:11:12,500 --> 00:11:14,321
‫می‌دونی امروز صبح روی تابلو اعلانات دپارتمان...

194
00:11:14,375 --> 00:11:15,436
‫چی دیدم؟

195
00:11:15,470 --> 00:11:17,871
‫همه دیدن.
‫چی می‌خوای بگی؟

196
00:11:17,906 --> 00:11:20,074
‫باعث شد به این نتیجه برسم که حق با توئه.

197
00:11:20,108 --> 00:11:22,876
‫دیگه راجع بهش غر نزنم و
‫شروع کنم ازش تقلید کنم.

198
00:11:22,911 --> 00:11:25,279
‫درواقع، دارم میرم تا رئیس دانشگاه رو پیدا کنم...

199
00:11:25,313 --> 00:11:29,249
‫و بهش نشون بدم که تا چه حد
‫می‌تونم شبیه "مسترز" باشم.

200
00:11:44,833 --> 00:11:47,868
‫"منتظر نمایش بعد از ظهرت هستیم، "بیل.

201
00:12:28,910 --> 00:12:31,211
‫رئیس دانشگاه "وبستر" مستقیماً بهم زنگ زد...

202
00:12:31,246 --> 00:12:33,380
‫ازم پرسید که می‌تونه خودشو به ارائه برسونه یا نه.

203
00:12:33,414 --> 00:12:34,815
‫امیدوارم که جواب مثبت داده باشی.

204
00:12:34,849 --> 00:12:36,817
‫توجهات بیرونی، می‌تونه به جنبشمون کمک کنه.

205
00:12:36,851 --> 00:12:38,652
‫تحقیقت دیگه به جنبش تبدیل شده؟

206
00:12:38,686 --> 00:12:40,854
‫همیشه بوده.
‫خودتم می‌دونی.

207
00:12:40,889 --> 00:12:42,856
‫"کلی راه پیش رو داری، "بیل.

208
00:12:42,891 --> 00:12:45,759
‫فردا از خواب پا میشی و همه چیز تغییر می‌کنه.

209
00:12:45,793 --> 00:12:48,662
‫امشب قراره یه جشن توی خونه‌مون به صرف شام بگیریم.

210
00:12:48,696 --> 00:12:50,864
‫می‌خوام تو و "مارگارت" هم بیاین.

211
00:12:50,899 --> 00:12:53,133
‫ممنونم ولی...

212
00:12:53,168 --> 00:12:54,835
‫یه سری مشکلات شخصی پیش اومده.

213
00:12:54,869 --> 00:12:58,205
‫ببین، "بارتون"، می‌دونم که
‫رابطه‌ی بینمون شکراب شده...

214
00:12:58,239 --> 00:13:01,475
‫می‌دونم که خیلی به
‫این تحقیق میل و اشتیاقی نداری...

215
00:13:01,509 --> 00:13:04,811
‫منو تهدید کردی.
‫با کلمات بازی نکن.

216
00:13:04,846 --> 00:13:07,381
‫ولی باید اون قضیه رو فراموش کنیم.

217
00:13:07,415 --> 00:13:09,483
‫باید با همدیگه متحد بشیم.

218
00:13:09,517 --> 00:13:10,784
‫در مقابل چی؟

219
00:13:10,818 --> 00:13:12,419
‫"بیشتر از فیلم "پیژامه بازی...
‫( محصول سال ۱۹۵۷ )

220
00:13:12,453 --> 00:13:14,555
‫برای ارائه‌ت، قراره آدم بیاد.

221
00:13:14,589 --> 00:13:15,989
‫منو واسه چی لازم داری؟

222
00:13:16,024 --> 00:13:18,325
‫من...

223
00:13:18,359 --> 00:13:19,793
‫می‌خوام که اونجا باشی.

224
00:13:19,827 --> 00:13:22,129
‫چون...

225
00:13:22,163 --> 00:13:25,866
‫تحقیق در مرکز توجه قرار گرفته...

226
00:13:25,900 --> 00:13:28,936
‫و دقیقاً جاییه که باید باشه.

227
00:13:28,970 --> 00:13:32,773
‫و هر اتفاقی که بعدش بیافته...

228
00:13:32,807 --> 00:13:36,810
‫به اعتبار جفتمون اضافه می‌کنه...

229
00:13:36,844 --> 00:13:38,412
‫و اینطوری هم باید باشه.

230
00:13:41,216 --> 00:13:44,518
‫خدا به دادم برسه.

231
00:13:44,552 --> 00:13:49,056
‫همیشه می‌تونی دنیا رو به نفع خودت تغییر بدی.

232
00:13:52,360 --> 00:13:56,430
‫تصور می‌کنم که برای شما خیلی مشکله.

233
00:13:56,464 --> 00:13:59,099
‫نمی‌تونین تصور کنین.

234
00:13:59,133 --> 00:14:02,102
‫زندگیم زیر و رو شده.

235
00:14:02,136 --> 00:14:06,506
‫،الان می‌تونی بهم بگی که خورشید
‫سمت شرق غروب می‌کنه.

236
00:14:06,541 --> 00:14:08,642
‫و بچه‌ها روی درخت، سبز میشن.

237
00:14:08,676 --> 00:14:11,778
‫ولی اگه "بارتون" دنبال درمان شدنه...

238
00:14:11,813 --> 00:14:14,881
‫می‌خوام بدونم که این درمان چجوری هست، چون...

239
00:14:14,916 --> 00:14:18,785
‫نمی‌تونم حتی یک ثانیه‌ی دیگه
‫از عمرم رو توی تاریکی بگذرونم.

240
00:14:18,820 --> 00:14:20,387
‫باشه.

241
00:14:20,421 --> 00:14:23,257
‫قراره تحت شوک‌درمانی قرار بگیره.

242
00:14:23,291 --> 00:14:25,125
‫یه نوع درمان روانی هستش...

243
00:14:25,159 --> 00:14:28,095
‫که یک شوک الکتریکی ناگهانی
‫به مریض القاء میشه.

244
00:14:28,129 --> 00:14:29,496
‫می‌دونم چیه.

245
00:14:29,530 --> 00:14:32,165
‫دوستم "جوان".. هر چهارشنبه
‫با هم "ماژونگ" بازی می‌کنیم...

246
00:14:32,200 --> 00:14:36,703
‫به مادرش چندین دفعه شوک الکتریکی دادن.

247
00:14:36,738 --> 00:14:38,905
‫"ما بهش میگیم، "حافظه پاک‌کن.

248
00:14:38,940 --> 00:14:42,743
‫یه سری تصورات غلط درمورد شوک‌درمانی وجود داره.

249
00:14:42,777 --> 00:14:45,746
‫"ولی قراره به مغز "بارتون
‫جریان برق وصل بشه، درسته؟

250
00:14:45,780 --> 00:14:48,782
‫اون موقع بیهوشه، پس دردی نداره.

251
00:14:48,816 --> 00:14:51,285
‫حتماً یه پی‌آمد‌هایی هم داره.

252
00:14:51,319 --> 00:14:53,153
‫پی‌آمدی که امیدواریم داشته باشه...

253
00:14:53,187 --> 00:14:56,456
‫که دیگه همسرتون به مردها علاقه‌ای نداشته باشه.

254
00:14:58,760 --> 00:15:02,129
‫عوارض جانبی هم داره.
‫بزرگترینش، از دست دادن حافظه‌ست.

255
00:15:02,163 --> 00:15:04,431
‫عموماً موقتی هستش.

256
00:15:04,465 --> 00:15:07,901
‫بعضی وقت‌ها دائمیه.

257
00:15:07,935 --> 00:15:10,937
‫ممکنه... بمیرن؟

258
00:15:10,972 --> 00:15:14,508
‫۴مرگ و میر بین ۱۰۰هزار نمونه.

259
00:15:14,542 --> 00:15:17,177
‫ولی خیلی احتمالش کمه.

260
00:15:17,211 --> 00:15:19,079
‫مطمئناً روش‌های دیگه‌ای هم هست.

261
00:15:19,113 --> 00:15:20,580
‫بله هست.

262
00:15:20,615 --> 00:15:23,216
‫درواقع، پیشرفت‌های چشمگیری توی علم رخ داده...

263
00:15:23,251 --> 00:15:25,886
‫در زمینه‌‌ی درمان همجنسگرایی.

264
00:15:25,920 --> 00:15:29,690
‫یه روش هست که بهش میگن بیزاری‌درمانی.

265
00:15:29,724 --> 00:15:32,959
‫بعضی وقت‌ها شوک رو
‫مستقیماً به آلت تناسلی میدیم.

266
00:15:32,994 --> 00:15:36,930
‫که باعث بالا رفتن تاثیر معالجه میشه.

267
00:15:36,964 --> 00:15:40,434
‫یه سری داروهای روانی هم هست.

268
00:15:40,468 --> 00:15:42,936
‫اخته کردن شیمیایی هم هست.

269
00:15:42,970 --> 00:15:46,573
‫اخته کردن... شیمیایی؟

270
00:15:46,607 --> 00:15:48,075
‫خبر خوب اینه که...

271
00:15:48,109 --> 00:15:50,310
‫شوهرتون می‌تونه
‫"به این موضوع غلبه کنه، خانم "اسکالی.

272
00:15:50,345 --> 00:15:54,748
‫باید روشی رو پیدا کنیم که
‫بهترین اثر رو داشته باشه.

273
00:16:13,134 --> 00:16:14,634
‫تحقیق در زمینه‌ی واکنش‌های جنسی انسان‌ها
‫"دکتر "ویلیام مسترز
‫"سالن کنفرانس "استانتون
‫ساعت ۳ بعد از ظهر

274
00:16:22,610 --> 00:16:23,844
‫دکتر "مسترز"، می‌خواستم بدونم...

275
00:16:23,878 --> 00:16:25,078
‫جین"، گفتم حواسمو پرت نکن".

276
00:16:25,113 --> 00:16:26,380
‫پس سریع میگم.

277
00:16:26,414 --> 00:16:28,048
‫می‌خواستم بدونم "ویرجینیا" رو
‫برای امروز دعوت کردین...

278
00:16:28,082 --> 00:16:29,116
‫چون من دعوت نکردم.

279
00:16:30,150 --> 00:16:32,519
‫سوالی بود؟

280
00:16:32,553 --> 00:16:34,821
‫فقط...

281
00:16:34,856 --> 00:16:38,225
‫،خیلی وقت صرف این تحقیق کرد
‫خودش رو وقف این تحقیق کرد...

282
00:16:38,259 --> 00:16:40,427
‫کاری که "ویرجینیا" امروز یا هر روز دیگه‌ای انجام میده...

283
00:16:40,461 --> 00:16:43,196
‫به ما مربوط نمیشه.

284
00:16:43,231 --> 00:16:44,698
‫تا ازش نخواین، نمیاد.

285
00:16:44,732 --> 00:16:45,799
‫استعفا داد.

286
00:16:45,833 --> 00:16:47,167
‫منم از دستت عصبانیم...

287
00:16:47,201 --> 00:16:48,935
‫فقط بهش فکر کنین.

288
00:17:06,421 --> 00:17:09,890
‫خدا لعنتت کنه.

289
00:17:12,427 --> 00:17:14,694
‫برای چند لحظه میرم انتهای راهرو.

290
00:17:17,364 --> 00:17:18,364
‫"بیل".

291
00:17:22,603 --> 00:17:24,771
‫می‌خواستم برات آرزوی موفقیت بکنم.

292
00:17:24,806 --> 00:17:26,506
‫می‌خواستی بیای منو ببینی؟

293
00:17:26,541 --> 00:17:28,175
‫داشتم اون طرفی می‌رفتم، پس...

294
00:17:28,209 --> 00:17:30,610
‫درواقع، من...

295
00:17:30,645 --> 00:17:33,346
‫خب، اگه می‌خوای...

296
00:17:33,381 --> 00:17:35,549
‫"جینی".

297
00:17:35,583 --> 00:17:37,284
‫خدای من.

298
00:17:37,318 --> 00:17:40,387
‫نگاش کن.

299
00:17:40,421 --> 00:17:42,756
‫زیتونمون تموم شده بود.

300
00:17:42,790 --> 00:17:44,090
‫به "بیل" الهام شده که...

301
00:17:44,125 --> 00:17:46,126
‫باید موقع ارائه، مارتینی سِرو بشه.

302
00:17:46,160 --> 00:17:48,328
‫واقعاً بهش الهام شده.

303
00:17:48,362 --> 00:17:50,030
‫فضای مناسبی ایجاد می‌کنه.

304
00:17:50,064 --> 00:17:51,631
‫دقیقاً "بیل" هم همینو گفت.

305
00:17:53,701 --> 00:17:57,137
‫مطمئنم که سر "ویرجینیا" شلوغه.

306
00:17:57,171 --> 00:17:59,172
‫توی ارائه می‌بینیمت دیگه، مگه نه؟

307
00:17:59,207 --> 00:18:00,307
‫"لیبی".

308
00:18:00,341 --> 00:18:01,475
‫صد در صد.
‫باید بیای.

309
00:18:01,509 --> 00:18:03,109
‫بعد از تمام زحمت‌هایی که کشیدی...

310
00:18:03,144 --> 00:18:04,978
‫من و دکتر "دی‌پاول" به شدت سرمون شلوغه.

311
00:18:05,012 --> 00:18:08,381
‫براتون آرزوی بهترین‌ها رو دارم...

312
00:18:08,416 --> 00:18:10,517
‫هم واسه ارائه هم واسه بچه.

313
00:18:10,551 --> 00:18:13,653
‫"خیلی لطف داری، "جینی.

314
00:18:25,666 --> 00:18:27,133
‫چون منم قرارداد "بیل مسترز" رو می‌خوام.

315
00:18:27,168 --> 00:18:28,701
‫هیچ قرارداد مخفی‌ای نداره.

316
00:18:28,736 --> 00:18:31,070
‫هیچ قرارداد مخفی برای شما و من...

317
00:18:31,105 --> 00:18:33,473
‫بیمارهای "مسترز" مستقیماً بهش پرداخت می‌کنن...

318
00:18:33,507 --> 00:18:35,108
‫دانشگاه به اون پول دست نمی‌زنه...

319
00:18:35,142 --> 00:18:37,577
‫و بهش اجازه میده که ۳۰ درصد بیشتر به جیب بزنه.

320
00:18:37,611 --> 00:18:39,946
‫می‌تونم براتون یه ساندویچ سفارش بدم؟
‫به حساب من.

321
00:18:39,980 --> 00:18:41,247
‫قهوه خوبه.

322
00:18:41,282 --> 00:18:43,016
‫باید کمتر کافئین مصرف کنین.

323
00:18:43,050 --> 00:18:45,418
‫می‌خوام ضمانت کنین که
‫همچین قراردادی به من هم داده میشه.

324
00:18:47,755 --> 00:18:49,255
‫اون قرارداد به "بیل مسترز" رسیده...

325
00:18:49,290 --> 00:18:51,024
‫برای اینکه مقدار بسیار زیادی برای...

326
00:18:51,058 --> 00:18:52,559
‫بخش زایشگاه بیمارستان، درآمدزایی کرده.

327
00:18:52,593 --> 00:18:55,361
‫توی این سال‌ها، هزاران بیمار...

328
00:18:55,396 --> 00:18:56,563
‫از این در آورده اینجا.

329
00:18:56,597 --> 00:18:58,698
‫تو هیچ مریضی نداری.

330
00:18:58,732 --> 00:19:00,200
‫شدیداً اغراق می‌کنین.

331
00:19:00,234 --> 00:19:01,668
‫چندتا؟

332
00:19:01,702 --> 00:19:03,870
‫آمار بیمارهام هر روز افزایش پیدا می‌کنه.

333
00:19:03,904 --> 00:19:05,338
‫آره.

334
00:19:05,372 --> 00:19:08,408
‫اون اعداد و ارقام رو هر هفته
‫توی گزارش حسابداری می‌بینم.

335
00:19:10,744 --> 00:19:12,345
‫تنها دلیلی که باعث شده بیمارهای من کمتر باشن...

336
00:19:12,379 --> 00:19:14,547
‫،به خاطر اینه که بیمارستان
‫بیمارهای جدید برای من نمی‌فرسته.

337
00:19:14,582 --> 00:19:15,882
‫نفر آخر لیستم وقتی که...

338
00:19:15,916 --> 00:19:17,717
‫یه نفر دنبال متخصص زنان و زایمان می‌گرده.

339
00:19:17,751 --> 00:19:19,619
‫دوازدهم.
‫نفر دوازدهم لیست هستین.

340
00:19:19,653 --> 00:19:21,054
‫می‌دونی برای چی؟

341
00:19:21,088 --> 00:19:22,322
‫نمی‌تونیم تو رو به کسی بندازیم.

342
00:19:22,356 --> 00:19:23,957
‫- به کی؟
‫- به زن‌ها.

343
00:19:23,991 --> 00:19:27,126
‫تو رو به خاطر اعتبارنامه‌ی بی‌نقصت و
‫این تصور که بخش زایمان...

344
00:19:27,162 --> 00:19:30,363
‫،در آینده برای دکترهای زن آمادگی داشته باشه
‫تو رو به اینجا آوردم.

345
00:19:30,397 --> 00:19:31,764
‫ولی اشتباه می‌کردم.

346
00:19:31,799 --> 00:19:34,267
‫،چون وقتی که شما رو پیشنهاد میدیم
‫زن‌ها خیلی واضح میگن که...

347
00:19:34,301 --> 00:19:37,136
‫نمی‌خوان یه زن دیگه به اونجاشون نگاه کنه.

348
00:19:37,171 --> 00:19:40,139
‫به جز دخترهای عجیب و غریب
‫که فکر می‌کنن خیلی خوبه...

349
00:19:40,174 --> 00:19:42,942
‫و اون ۱۶تا بیمار تحت درمانت.

350
00:19:44,879 --> 00:19:48,047
‫و داره روی اونها بهترین معالجات انجام میشه.

351
00:19:48,082 --> 00:19:50,383
‫با ۱۶تا بیمار، پول به اینجا سرازیر نمیشه.

352
00:19:50,417 --> 00:19:53,453
‫حتی چکّه هم نمی‌کنه.

353
00:19:53,487 --> 00:19:55,521
‫دارم میرم ارائه‌ی "مسترز" رو ببینم.

354
00:19:55,556 --> 00:19:57,590
‫تمام بیمارستان دارن راجع بهش حرف می‌زنن.

355
00:19:57,625 --> 00:20:00,526
‫چرا یه چیزی ارائه نمیدی که توجهمون رو جلب کنه؟

356
00:20:00,561 --> 00:20:03,563
‫شاید اونجوری اوضاع به نفعت عوض بشه.

357
00:20:15,676 --> 00:20:17,610
‫روز بزرگیه، ها؟

358
00:20:20,080 --> 00:20:22,982
‫خیلی عجیبه که با ما شروع کردن.

359
00:20:23,017 --> 00:20:26,786
‫تحقیق "مسترز" ادامه پیدا می‌کنه.

360
00:20:26,820 --> 00:20:28,154
‫ما هم می‌تونیم.

361
00:21:42,296 --> 00:21:43,997
‫مارتینی تنها اختراع آمریکایی‌هاس که...

362
00:21:44,031 --> 00:21:46,466
‫به اندازه‌ی شعر و غزل، عالیه.

363
00:21:48,235 --> 00:21:49,302
‫به سلامتی اختراع.

364
00:21:49,336 --> 00:21:51,037
‫به سلامتی شعر و غزل.

365
00:21:51,071 --> 00:21:54,073
‫اینا دقیقاً حرف‌های "اچ‌ال منکن" هستن ولی...
‫( روزنامه‌نگار آمریکایی )

366
00:21:54,108 --> 00:21:57,844
‫من هم به نحوی در حال اختراع کردن هستم...

367
00:21:57,878 --> 00:22:02,548
‫تحقیقی که تقریباً یک‌سال پیش آغاز شد.

368
00:22:02,583 --> 00:22:04,984
‫ولی در حقیقت...

369
00:22:05,019 --> 00:22:09,455
‫یه پروژه‌ که ۲۰ سال در حال شکل‌گیری بود.

370
00:22:09,490 --> 00:22:13,459
‫،وقتی که شروع به کار می‌کردیم
‫چندین دفعه متوجه شدیم که...

371
00:22:13,494 --> 00:22:17,263
‫گوشی‌های طبی به
‫دیوار اتاق معاینه‌ی ۵ چسبیده شدن.

372
00:22:19,566 --> 00:22:24,103
‫این کنجکاوی و تفکرات شما رو
‫به عنوان یک نشانه‌ی خوب قلمداد کردم.

373
00:22:24,138 --> 00:22:29,442
‫ولی اون روزهای اختفا کردن، دیگه به پایان رسیده.

374
00:22:29,476 --> 00:22:34,514
‫درِب اتاق معاینه‌ی ۵ رو باز می‌کنم...

375
00:22:34,548 --> 00:22:40,620
‫مشتاقم که اکتشافات جدیدم رو با شما درمیون بذارم.

376
00:22:42,589 --> 00:22:47,160
‫چه اتفاقی برای بدن حین مقاربت میافته؟

377
00:22:47,194 --> 00:22:50,930
‫برای اینکار نمی‌تونی به حرف مردم اکتفا کنی.

378
00:22:52,366 --> 00:22:56,736
‫،دروغ‌ها، حقایق نصفه نیمه
‫فریب‌ها، غفلت‌های مهم...

379
00:22:56,770 --> 00:22:58,938
‫چیزهایی که مردم آرزو داشتن درست باشه...

380
00:22:58,972 --> 00:23:03,109
‫همیشه آبِ عینی بودن علم رو گل‌آلود می‌کنه.

381
00:23:03,143 --> 00:23:06,179
‫پس، منم اونا رو بررسی کردم.

382
00:23:08,315 --> 00:23:11,818
‫چند مورد قربانی...
‫منظورم نمونه‌س، "بیل"؟

383
00:23:11,852 --> 00:23:13,753
‫تا اینجا؟

384
00:23:13,787 --> 00:23:21,060
‫۱۸۶داوطلب که در ۴۵۸ آزمایش
‫مربوط به سکس، مشارکت کردند.

385
00:23:21,095 --> 00:23:23,096
‫خوشحالم که اومدی.

386
00:23:23,130 --> 00:23:26,532
‫اگه به اطلاعات خام علاقه دارین...

387
00:23:26,567 --> 00:23:29,669
‫برای مطالعه‌تون جمع‌آوری شده.

388
00:23:29,703 --> 00:23:32,038
‫ولی اگه بخواین بدونین که ما چی یاد گرفتیم...

389
00:23:32,106 --> 00:23:34,474
‫منظورتون از "ما"، کیه دکتر "مسترز"؟

390
00:23:42,916 --> 00:23:45,818
‫"خودم رو جمع بستم، دکتر "دی پاول.

391
00:23:49,656 --> 00:23:54,760
‫،اینجوری که متوجه شدیم
‫سکس یه الگوی خاص داره.

392
00:23:54,795 --> 00:23:56,395
‫وقتی انسان از لحاظ جنسی تحریک میشه...

393
00:23:58,465 --> 00:24:00,099
‫هر دو جنس مذکر و مونث...

394
00:24:00,134 --> 00:24:02,902
‫چهار مرحله‌ی متفاوت...

395
00:24:02,936 --> 00:24:04,704
‫واکنش فیزیولوژیکی رو پشت سر می‌ذارن.

396
00:24:04,738 --> 00:24:08,407
‫انگیزش، پلاتو...

397
00:24:08,442 --> 00:24:12,578
‫ارگاسم و فرونشینی.

398
00:24:21,455 --> 00:24:25,825
‫بعلاوه، توانستیم افسانه‌های زیادی رو رد کنیم.

399
00:24:25,859 --> 00:24:29,829
‫برای مثال، مردهایی که ختنه نکردن...

400
00:24:29,863 --> 00:24:33,966
‫کنترل بیشتری روی ارضا شدنشون
‫نسبت به مردهای ختنه شده، ندارن.

401
00:24:34,001 --> 00:24:37,270
‫ختنه کردن روی توانایی جنسی هیچ تاثیری ندارد.

402
00:24:37,304 --> 00:24:41,741
‫ارضا شدن مرد باعث
‫تهی شدن توانایی بدنی نمی‌شود.

403
00:24:41,775 --> 00:24:44,744
‫پس، اگه یه مسابقه‌ی بزرگ گلف این یک‌شنبه دارین...

404
00:24:44,778 --> 00:24:47,513
‫خواهش می‌کنم هرچقدر که می‌خواین
‫شنبه شب، مقاربت کنین.

405
00:24:49,082 --> 00:24:50,850
‫آخر هفته‌م پربار شد.

406
00:24:50,884 --> 00:24:53,853
‫در زمینه‌ی ارضا کردن طرف مقابلتون...

407
00:24:53,887 --> 00:24:57,623
‫،"معلوم شد که "هرچی بزرگتر، بهتر
‫فقط یک افسانه‌ی دیگه‌ست.

408
00:24:57,658 --> 00:24:59,225
‫تحقیقات ما نشان داد که...

409
00:24:59,259 --> 00:25:02,461
‫،آلت‌های کوچکتر به هنگام نعوذ
‫انبساط بیشتری دارن...

410
00:25:02,496 --> 00:25:04,664
‫آلت‌های بزرگتر، انبساط کمتری دارن...

411
00:25:04,688 --> 00:25:10,002
‫به این معنی که، اکثر آلت‌های تناسلی
‫در وضعیت نعوذ در یک رِنج متوسط قرار دارن.

412
00:25:10,037 --> 00:25:14,473
‫با در نظر گرفتن توانایی متورم شدن حفره‌ی واژن...

413
00:25:14,508 --> 00:25:17,376
‫مجرایی که دور انگشت رو همونجوری می‌گیره که...

414
00:25:17,411 --> 00:25:19,312
‫دور سر بچه رو می‌گیره...

415
00:25:19,346 --> 00:25:22,982
‫معلوم شد که زن‌ها می‌تونن از آلت‌های کوچک...

416
00:25:23,016 --> 00:25:26,852
‫به اندازه‌ی آلت‌های بزرگ لذت ببرن.

417
00:25:26,887 --> 00:25:28,287
‫از طرف خودم می‌خوام اعلام کنم که...

418
00:25:28,322 --> 00:25:32,191
‫"امروز خدمت بزرگی به بشریت کردین، دکتر "مسترز.

419
00:25:32,226 --> 00:25:34,227
‫بذارین از مردهایی که
‫سایزشون کوچیکه بپرسیم، ها؟

420
00:25:35,262 --> 00:25:37,930
‫درسته، "باب"؟

421
00:25:39,333 --> 00:25:44,303
‫برسیم به جنس مونث.

422
00:25:46,740 --> 00:25:52,712
‫این تصویر مجرای واژن حین تحریک جنسی است.

423
00:25:52,746 --> 00:25:53,779
‫خدای من.

424
00:25:53,814 --> 00:25:55,514
‫به روانسازی یکنواخت توجه کنین...

425
00:25:55,549 --> 00:25:57,650
‫درواقع یک نوع فرایند "عرق‌ریزی"ــه.

426
00:25:57,684 --> 00:25:59,018
‫هیچکس نمی‌دونه که تویی.

427
00:25:59,052 --> 00:26:02,989
‫،به رنگ دیواره توجه کنین
‫ته رنگ ارغوانی تیره...

428
00:26:03,023 --> 00:26:07,460
‫وقتی به مرحله‌ی ارگاسم می‌رسیم...

429
00:26:07,494 --> 00:26:10,029
‫وقتی که تمام حفره‌ی واژنی...

430
00:26:10,063 --> 00:26:13,165
‫حین ارگاسم، منقبض میشه.

431
00:26:13,200 --> 00:26:15,635
‫دقیقاً مشابه زایمان اورژانسی.

432
00:26:15,669 --> 00:26:22,475
‫تا به الان، هیچ‌کس نمی‌دونست که
‫این انقباضات وجود داره.

433
00:26:22,509 --> 00:26:26,612
‫و با این حال وجود دارن.
‫و ما می‌تونیم اندازه‌گیریش کنیم.

434
00:26:26,647 --> 00:26:29,849
‫ولی وقتی درمورد ارگاسم جنس مونث...

435
00:26:29,883 --> 00:26:33,085
‫صحبت می‌کنیم، داستان به اینجا ختم نمیشه.

436
00:26:37,691 --> 00:26:40,726
‫به انقباضات عضلانی در دست‌ها و پاها توجه کنین...

437
00:26:40,761 --> 00:26:42,628
‫انقباضات غیرارادی.

438
00:26:42,663 --> 00:26:43,896
‫سرخ‌شدن پوست...

439
00:26:43,930 --> 00:26:46,399
‫- اون کیه؟
‫- تورم آلت تناسلی.

440
00:26:46,433 --> 00:26:48,401
‫نوک‌سینه‌های برجسته شده...

441
00:26:50,604 --> 00:26:52,338
‫عرق‌ریزی، نفس نفس زدن.

442
00:26:52,372 --> 00:26:57,276
‫،واکنش‌های فیزیولوژیکی
‫متحد‌الشکل و یکسان‌ هستند.

443
00:26:57,311 --> 00:26:59,712
‫که ما رو به اصل تحقیقمون و...

444
00:26:59,746 --> 00:27:04,784
‫بنیانی‌ترین اکتشافمون سوق میده.

445
00:27:04,818 --> 00:27:07,286
‫وقتی بحث سکس به وسط میاد...

446
00:27:07,321 --> 00:27:12,525
‫زن‌ها توانایی به مراتب بیشتری
‫نسبت به مردها دارن.

447
00:27:12,559 --> 00:27:14,427
‫می‌تونن به ارگاسم چندگانه برسن...

448
00:27:14,461 --> 00:27:17,163
‫بعد از دوران یائسگی هم توانایی ارگاسم دارن.

449
00:27:17,197 --> 00:27:21,033
‫و رضایتمندی جنسی که به تنهایی به دست میارن...

450
00:27:21,068 --> 00:27:24,737
‫برابر و بعضی‌ وقت‌ها بیشتر از...

451
00:27:24,771 --> 00:27:27,139
‫زمانی هست که با مردها همخواب می‌شوند.

452
00:27:30,444 --> 00:27:31,610
‫فکر کنم، کافی باشه.

453
00:27:31,645 --> 00:27:33,579
‫"توی این اتاق، زن هم هست "بیل.

454
00:27:33,613 --> 00:27:35,715
‫"توی تحقیق هم زن‌ها بودن، "چاک.

455
00:27:35,749 --> 00:27:37,917
‫بعداً توی دفترم با هم صحبت می‌کنیم.

456
00:27:37,951 --> 00:27:39,985
‫برنامه‌ی پرسش و پاسخ
‫برای انتهای کار، در نظر گرفته بودم.

457
00:27:40,020 --> 00:27:43,089
‫،این نوع کارهای شنیع
‫برازنده‌ی این بیمارستان نیست.

458
00:28:18,925 --> 00:28:20,659
‫معلومه که کنار میان.

459
00:28:20,694 --> 00:28:21,661
‫مجبورن.

460
00:28:21,665 --> 00:28:23,629
‫یادت بیاد اولین باری که
‫کارمونو دیدی چطوری واکنش نشون دادی.

461
00:28:23,663 --> 00:28:25,898
‫۲۰سال ازت حمایت کردم.
‫دوستت بودم.

462
00:28:25,932 --> 00:28:28,167
‫فکر می‌کنی از نفرت اطرافیانم
‫توی این بیمارستان...

463
00:28:28,201 --> 00:28:29,902
‫به خاطر مقام و موقعیتم بی‌خبرم.

464
00:28:29,936 --> 00:28:32,204
‫پس چرا امروز آتیش زدی به انبار کاه؟

465
00:28:32,238 --> 00:28:34,673
‫داشتم تحقیقمو ارائه می‌دادم!

466
00:28:36,710 --> 00:28:39,044
‫شاید اشتباه فکر می‌کردم که همکارام...

467
00:28:39,079 --> 00:28:41,280
‫می‌تونن اولین نفراتی باشن که
‫براشون این موضوعات رو توضیح میدم...

468
00:28:41,314 --> 00:28:43,682
‫با توجه به حسادت و
‫متزلزل بودنشون.

469
00:28:43,717 --> 00:28:45,284
‫"این فراتر از حسادت‌ـه "بیل.

470
00:28:45,318 --> 00:28:46,885
‫الان وقت تسلیم شدن
‫دربرابر ذهن‌های بسته نیست.

471
00:28:46,920 --> 00:28:48,153
‫می‌دونی می‌خوام چیکار کنم؟

472
00:28:48,188 --> 00:28:49,788
‫می‌خوام اینو تو نشریه‌ها چاپ کنم...

473
00:28:49,823 --> 00:28:51,757
‫تو مجله‌های زنان و زایمان.

474
00:28:51,791 --> 00:28:54,426
‫،استفاده از نشریات
‫بیشتر با عقل جور درمیاد.

475
00:28:54,461 --> 00:28:56,862
‫اونا خودشون صاحب‌های نشریات هستن.

476
00:28:56,896 --> 00:28:58,464
‫حالا داری به خاطر این بهم پشت می‌کنی؟

477
00:28:58,498 --> 00:28:59,865
‫خدایا، همیشه همینکارو می‌کنی.

478
00:28:59,899 --> 00:29:02,334
‫،اولین نشونه‌ای که از دردسر ببینی
‫پا به فرار می‌ذاری.

479
00:29:02,369 --> 00:29:05,037
‫چرند نگو "بیل"، خودتم می‌دونی.

480
00:29:05,071 --> 00:29:08,240
‫هیچکس تا به الان بیشتر از من
‫به خاطر تو خطر نکرده.

481
00:29:08,274 --> 00:29:11,276
‫،می‌خوام ازت حمایت کنم
‫چون تحقیق خوبیه.

482
00:29:11,311 --> 00:29:13,379
‫از این کوته‌فکری که...

483
00:29:13,413 --> 00:29:16,582
‫جلوی افکار باز رو گرفته، متنفرم.

484
00:29:16,616 --> 00:29:18,150
‫یه عمر تحملشون کردم.

485
00:29:21,521 --> 00:29:24,056
‫پس، کون لقشون.

486
00:29:26,660 --> 00:29:28,694
‫آره، دقیقاً.

487
00:29:28,728 --> 00:29:31,363
‫کون لقشون.

488
00:29:34,634 --> 00:29:38,837
‫ممنون.

489
00:29:38,872 --> 00:29:40,205
‫توی دفتر "بارتون" نیست.

490
00:29:40,240 --> 00:29:42,141
‫همه عجله داشتن که سریع برن بیرون...

491
00:29:42,175 --> 00:29:43,676
‫نتونستم تحقیق رو بین جمعیت پخش کنم.

492
00:29:43,710 --> 00:29:47,379
‫با اینحال، "اتل" از حسابداری
‫دوتا نسخه گرفت...

493
00:29:47,414 --> 00:29:48,514
‫خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود.

494
00:29:50,917 --> 00:29:54,219
‫"دفتر دکتر "مسترز.

495
00:29:54,254 --> 00:29:55,721
‫درسته.

496
00:29:55,755 --> 00:29:57,923
‫بله.

497
00:29:59,526 --> 00:30:01,694
‫متاسفم که می‌شنوم
‫نمی‌تونین تشریف بیارین.

498
00:30:05,765 --> 00:30:07,499
‫وقتی برسم به اون
‫سیاهچالی که توش کار می‌کنم...

499
00:30:07,534 --> 00:30:09,234
‫همه می‌فهمن که اون فیلم رو من گرفتم.

500
00:30:09,269 --> 00:30:10,335
‫تو از اون زن لخت فیلم گرفتی؟

501
00:30:10,370 --> 00:30:11,704
‫نه. نمی‌دونم کی اونو گرفته...

502
00:30:11,738 --> 00:30:14,707
‫ولی فیلم...
‫داخل بدنت... سبک فیلم‌سازی من‌ـه...

503
00:30:14,741 --> 00:30:17,109
‫و قراره به قیمت شغلم تموم بشه.

504
00:30:17,143 --> 00:30:18,777
‫دکتر "مسترز" ازت دفاع می‌کنه.

505
00:30:18,812 --> 00:30:20,212
‫"سلام دکتر "ریش.

506
00:30:20,246 --> 00:30:21,580
‫گمون ‌کنم سرش خیلی شلوغ باشه.

507
00:30:21,614 --> 00:30:23,582
‫پس خودم ازت دفاع می‌کنم.

508
00:30:23,616 --> 00:30:26,418
‫- متوجهم.
‫- نه تنها...

509
00:30:26,453 --> 00:30:28,687
‫از زاویه‌ی دید دوربین قشنگ بود...

510
00:30:28,722 --> 00:30:30,656
‫نکته‌ی اصلی اینه که همش به خاطر علم بود.

511
00:30:30,690 --> 00:30:32,958
‫و صادقانه بگم، بیمارستان
‫باید بیشتر از اینا...

512
00:30:32,992 --> 00:30:35,794
‫حمایت کنه، و منم اینو به هرکسی
‫که به حرفم گوش کنه میگم...

513
00:30:35,829 --> 00:30:39,164
‫حتی به خود رییس دانشگاه.

514
00:30:44,237 --> 00:30:45,404
‫باید چند جا زنگ بزنم.

515
00:30:45,438 --> 00:30:46,672
‫میشه یه دفتر یادداشت بدی لطفاً.

516
00:30:46,706 --> 00:30:47,806
‫"بیل"...

517
00:30:47,841 --> 00:30:48,974
‫خوبم.

518
00:30:49,008 --> 00:30:50,709
‫مطمئنی؟

519
00:30:50,744 --> 00:30:53,445
‫دکتر "ریش" همین الان زنگ زد...

520
00:30:53,480 --> 00:30:55,714
‫که شام امشب رو کنسل کنه.

521
00:30:58,852 --> 00:31:01,220
‫خب، همون بهتر که نیاد.

522
00:31:01,254 --> 00:31:03,255
‫،ترجیح میدم برای شام امشب
‫فقط افرادی بیان که...

523
00:31:03,289 --> 00:31:04,857
‫تحقیقم رو درک می‌کنن.

524
00:31:04,891 --> 00:31:06,992
‫خب، "اتل" که خیلی خوب درک کرده.

525
00:31:07,026 --> 00:31:08,761
‫فکر می‌کنم اونا فقط یه سری مرد متزلزل بودن که...

526
00:31:08,795 --> 00:31:10,896
‫نمی‌خواستن در مورد زنها چیزی بشنون...

527
00:31:10,930 --> 00:31:14,133
‫می‌دونین که... برتری جنسی و این حرفا.

528
00:31:14,167 --> 00:31:15,668
‫مردم نمی‌خواستن راجع به...

529
00:31:15,672 --> 00:31:17,536
‫نظریه‌ی گزینش طبیعی بشنون.

530
00:31:17,971 --> 00:31:20,739
‫می‌خوان فقط اعتقاد داشته باشن که
‫خدا دنیا رو در عرض هفت روز آفریده...

531
00:31:20,774 --> 00:31:23,308
‫نه اینکه انسانها از نسل میمون‌ها تکامل پیدا کردن.

532
00:31:23,343 --> 00:31:26,411
‫داروین" با این کارش هم به کلیسا"
‫و هم به دانشمندها حمله کرده بود...

533
00:31:26,446 --> 00:31:28,313
‫و الان این "داروین"ـه که موندگار شده.

534
00:31:28,348 --> 00:31:29,615
‫"و "الویس پریسلی.

535
00:31:29,649 --> 00:31:32,584
‫"پارسال به خاطر نمایش  "میلتون برل
‫کلی ازش انتقاد شد.

536
00:31:32,619 --> 00:31:34,319
‫از کمر به پایین اصلاً نمیشد نشونش داد.

537
00:31:34,354 --> 00:31:36,822
‫از طرفی به مستهجن بودن هم متهم شده بود.

538
00:31:36,856 --> 00:31:38,957
‫حالا توی فیلم "زندان سنگی" باسنشو می‌چرخونه و...
‫(زندان سنگی، درام موزیکال، ۱۹۵۷ )

539
00:31:38,992 --> 00:31:40,926
‫و توی پرده‌های بزرگ ۲۰ فوتی
‫تمام آمریکا هم نمایشش میدن.

540
00:31:42,162 --> 00:31:43,162
‫دقیقاً.

541
00:31:49,702 --> 00:31:51,136
‫تماس‌هامو انتقال بده به پذیرش.

542
00:31:51,171 --> 00:31:52,171
‫بقیه‌ی روز رو می‌تونی مرخص بشی.

543
00:31:52,205 --> 00:31:53,438
‫دکتر "مسترز" لازم نیست...

544
00:31:53,473 --> 00:31:54,840
‫و "لیبی"، تو هم می‌تونی بری.

545
00:31:54,874 --> 00:31:57,342
‫امشب مهمون داریم.
‫باید آماده باشین.

546
00:31:57,377 --> 00:32:00,646
‫و یه دفتر ساکت هم لازم دارم.
‫کلی کار دارم انجام بدم.

547
00:32:03,917 --> 00:32:07,219
‫،آسمان از این فاصله با زمین
‫کاملاً ارغوانی تیره‌ست.

548
00:32:07,253 --> 00:32:14,026
‫،و در مقابل... خب
‫شگفتی‌های آسمانی زیادی وجود داره.

549
00:32:14,060 --> 00:32:17,529
‫الان اون بالاست.

550
00:32:17,564 --> 00:32:20,199
‫۱۹مایل بالاتر از زمین.

551
00:32:20,233 --> 00:32:21,800
‫پشت این توده‌ی ذرات ریز...

552
00:32:21,835 --> 00:32:25,504
‫نوارهای آبی رنگی وجود داره
‫که به آسمان شب، قلم زده.

553
00:32:25,538 --> 00:32:28,407
‫به شکل پوسته‌های نازکی از
‫گرد و غبار ظاهر میشن...

554
00:32:28,441 --> 00:32:32,311
‫که دور زمین معلقن، مثل ردیفی از هاله‌ها.

555
00:32:32,345 --> 00:32:34,513
‫سرگرد "سیمونز" عجب قهرمانی‌ـه.

556
00:32:34,547 --> 00:32:36,815
‫آره.

557
00:32:36,850 --> 00:32:38,550
‫ولی... خیلی از آدمها هستن...

558
00:32:38,585 --> 00:32:41,019
‫که کمک کردن سرگرد "سیمونز" برسه به فضا...

559
00:32:41,054 --> 00:32:43,222
‫مثل اون آدمهایی که اونجا نشستن.

560
00:32:43,256 --> 00:32:44,857
‫اونها هم کمک می‌کنن؟

561
00:32:44,891 --> 00:32:48,327
‫آره، همیشه به چندتا پشتیبان نیازـه
‫که یه کار عالی انجام بشه.

562
00:32:48,361 --> 00:32:52,598
‫،لایه‌های اتمسفر...
‫و ستاره‌ها تو فاصله‌ی ۱۰۰هزار فوتی...

563
00:32:52,632 --> 00:32:57,035
‫چشمک نمی‌زنن ولی پیوسته می‌درخشن.

564
00:33:05,178 --> 00:33:07,012
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

565
00:33:07,046 --> 00:33:09,648
‫برای ۲۰ نفر غذا داریم.

566
00:33:16,522 --> 00:33:21,760
‫کاش فیلم اون زنه رو...

567
00:33:21,794 --> 00:33:23,962
‫قبل از اینکه نمایش بدی می‌دیدم.

568
00:33:23,997 --> 00:33:25,864
‫و اونوقت چی عوض میشد؟

569
00:33:25,899 --> 00:33:30,903
‫بهت هشدار می‌دادم.

570
00:33:30,937 --> 00:33:34,706
‫تو همیشه بدن‌ها رو موقع زایمان می‌بینی...

571
00:33:34,741 --> 00:33:38,277
‫ولی این... خب این...
‫یه کم برای من شوکه‌کننده بود...

572
00:33:38,311 --> 00:33:40,579
‫و همینطور برای بقیه‌ی دکترها.

573
00:33:40,613 --> 00:33:42,481
‫دکترها هر روز بدن‌های لخت می‌بینن.

574
00:33:42,515 --> 00:33:45,384
‫ولی نه در حال سکس.

575
00:33:53,126 --> 00:33:56,762
‫حالا بالاخره...
‫اون زن توی فیلم کی بود؟

576
00:33:59,666 --> 00:34:02,334
‫چه فرقی می‌کنه؟

577
00:34:02,368 --> 00:34:06,238
‫دوتا دکتری که بغل دست من بودن
‫فکر می‌کردن "ویرجینیا"ست.

578
00:34:10,009 --> 00:34:12,110
‫البته که همین فکر رو کردن.

579
00:34:12,145 --> 00:34:14,947
‫چون اونا عادتشون‌ـه مثل
‫بچه‌مدرسه‌ای‌های شیطون...

580
00:34:14,981 --> 00:34:18,750
‫زن‌های لخت همسایه رو دزدکی دید بزنن.

581
00:34:18,785 --> 00:34:21,320
‫می‌دونی، ۱۱۱ زن توی تحقیقم بودن...

582
00:34:21,354 --> 00:34:24,723
‫صدها فیلم ازشون تهیه شده...

583
00:34:24,757 --> 00:34:29,661
‫و بازم "ویرجینیا" رو به عنوان
‫نمونه‌م انتخاب می‌کنم؟

584
00:34:29,696 --> 00:34:30,963
‫با عقلت جور درمیاد؟

585
00:34:30,997 --> 00:34:34,733
‫نه.

586
00:34:34,767 --> 00:34:37,636
‫نه، من...

587
00:34:37,670 --> 00:34:40,505
‫نمی‌تونم تصور کنم که چرا
‫اصلاً خودشو اینجوری به خطر بندازه.

588
00:34:40,540 --> 00:34:42,808
‫خودت به سوالت جواب دادی.

589
00:34:42,842 --> 00:34:45,510
‫ولی تو سوال منو جواب ندادی.

590
00:34:45,545 --> 00:34:48,947
‫اون زن کی بود؟

591
00:34:53,419 --> 00:34:56,655
‫می‌دونی که نمی‌تونم بگم.

592
00:35:08,468 --> 00:35:13,138
‫بارتون"، امروز با دکتر "النبرگ" صحبت کردم".

593
00:35:16,809 --> 00:35:20,645
‫منظورم اینه که، بعضی از
‫اون درمان‌های احتمالی...

594
00:35:20,680 --> 00:35:23,382
‫توی بهترین حالت، به نظر ابتدایی می‌اومدن.

595
00:35:23,416 --> 00:35:26,118
‫بعضی‌هاشون... حتی بدتر بودن.

596
00:35:26,152 --> 00:35:29,988
‫خب، اصلاً به اخته کردن فکر نکن.

597
00:35:30,023 --> 00:35:34,459
‫حدس می‌زنم وصل کردن
‫شوک الکتریکی به آلتت هم منتفی‌ــه؟

598
00:35:34,494 --> 00:35:38,630
‫مارگارت"، دارم کار درستی می‌کنم".

599
00:35:38,664 --> 00:35:41,600
‫شوک الکتریکی بیشتر از ۲۰ ساله
‫که کاربرد داره.

600
00:35:41,634 --> 00:35:42,801
‫امتحانشو پس داده.

601
00:35:42,835 --> 00:35:46,538
‫الان دیگه درمان قابل قبولی حساب میشه.

602
00:35:46,572 --> 00:35:47,973
‫"ولی مادر "جوان...

603
00:35:48,007 --> 00:35:49,674
‫یادش نمیاد که یه نوه داره.

604
00:35:49,709 --> 00:35:51,743
‫ما که نوه نداریم.

605
00:35:51,778 --> 00:35:55,380
‫اگه یادت بره
‫دوست داری هرجایی که میریم...

606
00:35:55,415 --> 00:35:57,416
‫به هرکسی بیش‌ از حد انعام بدی چی؟

607
00:35:57,450 --> 00:35:59,384
‫اگه لبخند "ویویان" رو وقتی براش آهنگ...

608
00:35:59,419 --> 00:36:02,054
‫،تو خورشید منی" می‌خونی"
‫یادت بره چی؟

609
00:36:02,088 --> 00:36:03,555
‫اگه فراموش کنی...

610
00:36:03,589 --> 00:36:06,191
‫هیچوقت نتونستی منو توی تنیس شکست بدی..

611
00:36:06,225 --> 00:36:08,827
‫نه حتی یه بار، هیچوقت، چی؟

612
00:36:08,861 --> 00:36:10,128
‫خودم می‌ذاشتم ببری.

613
00:36:10,163 --> 00:36:12,297
‫خب، اگه اونو فراموش کنی چی؟

614
00:36:15,001 --> 00:36:19,738
‫مارگارت"، ازم می‌خوای چیکار کنم؟"

615
00:36:19,772 --> 00:36:22,808
‫باید این مشکلو حل کنم.

616
00:36:29,215 --> 00:36:33,485
‫اگه حلش هم نکنی، من...

617
00:36:33,519 --> 00:36:38,190
‫نمی‌دونم چه جور آینده‌ای در انتظارمون‌ـه.

618
00:36:38,224 --> 00:36:44,663
‫،وقتی به حرف‌های اون دکتر گوش دادم
‫به این فکر کردم که...

619
00:36:44,697 --> 00:36:47,365
‫با تمام مشکلاتی که داریم...

620
00:36:47,400 --> 00:36:51,236
‫هنوزم ۳۰ سال از زندگیمون بوده...

621
00:36:51,270 --> 00:36:57,409
‫،نه اون زندگی‌ای که فکر می‌کردم خواهم داشت
‫ولی اون زندگی‌ای که نصیبم شد...

622
00:36:57,443 --> 00:37:01,646
‫با مردی که...

623
00:37:01,681 --> 00:37:03,448
‫عاشقشم.

624
00:37:06,219 --> 00:37:09,621
‫مارگارت"، دوست ندارم بیشتر از این باعث"...

625
00:37:09,655 --> 00:37:11,523
‫درد و رنجت بشم.

626
00:37:11,557 --> 00:37:15,861
‫اگه دوست نداری اینکارو بکنم، نمی‌کنم.

627
00:37:15,895 --> 00:37:18,063
‫فکر نکنم اینو بخوام.

628
00:37:33,946 --> 00:37:37,382
‫صدتا امضا جمع کردیم. کارش اینجا تموم‌ـه.

629
00:37:37,416 --> 00:37:40,685
‫به سرم زده برم اون برگه رو پاره کنم.

630
00:37:40,720 --> 00:37:43,822
‫باورم نمیشه که فکر می‌کنن
‫یه عریضه می‌تونه جلوی "بیل" رو بگیره.

631
00:37:43,856 --> 00:37:46,658
‫خانم "جانسون"، دیروز...

632
00:37:46,692 --> 00:37:48,560
‫بیشتر از چیزی که لازم بود ازتون دیدم.

633
00:37:48,594 --> 00:37:49,828
‫چی گفتی؟

634
00:37:49,862 --> 00:37:52,697
‫ببخشید ولی این حرفتون مسخره و ‌بی‌ادبی‌ـه.

635
00:37:52,732 --> 00:37:53,832
‫و حقیقت هم داره.

636
00:37:53,866 --> 00:37:55,967
‫معلومه که چقدر مشتاق بودی، فیلم من باشه.

637
00:38:04,076 --> 00:38:06,344
‫باید یه راه بهتری باشه.

638
00:38:06,379 --> 00:38:08,880
‫لیلیان"، دیشب نمی‌تونستم بخوابم"...

639
00:38:08,915 --> 00:38:12,217
‫و جدیدترین مجله‌ی زنان رو خوندم...

640
00:38:12,251 --> 00:38:14,686
‫یه قرص هست که برای...

641
00:38:14,720 --> 00:38:16,254
‫قاعدگی‌های نامنظم ساخته شده...

642
00:38:16,289 --> 00:38:18,590
‫که درواقع به عنوان
‫جلوگیری از بارداری ازش استفاده میشه.

643
00:38:18,624 --> 00:38:22,561
‫،کار "گریگوری پینکوس"ـه
‫بودجه‌شو هم "مارگارت سنگر" به عهده گرفته.

644
00:38:22,595 --> 00:38:25,897
‫ولی سازمان غذا و دارو فقط برای
‫اختلالات شدید قاعدگی تایید کرده.

645
00:38:25,932 --> 00:38:27,632
‫آره، ولی الان تعداد بیشتری از زنها...

646
00:38:27,667 --> 00:38:29,201
‫دارن گزارش اختلالات قاعدگی میدن.

647
00:38:29,235 --> 00:38:30,735
‫تا بتونن از اون دارو استفاده کنن.

648
00:38:30,770 --> 00:38:33,572
‫عوارض جانبی خطرناکی داره.

649
00:38:33,606 --> 00:38:36,041
‫آره، ولی...

650
00:38:36,075 --> 00:38:38,343
‫یه قرص پیشگیری از بارداری.

651
00:38:38,377 --> 00:38:40,745
‫فکرشو بکن چه کارایی برای زنها می‌کنه.

652
00:38:40,780 --> 00:38:42,113
‫نمی‌فهمم چی می‌خوای بگی.

653
00:38:42,148 --> 00:38:43,181
‫همون جلسات بانوان.

654
00:38:43,216 --> 00:38:45,183
‫چرا نتونیم راجع به همین بحث کنیم؟

655
00:38:45,218 --> 00:38:46,384
‫از کارمون منحرف میشیم.

656
00:38:46,419 --> 00:38:48,420
‫کلی کار برای انجام دادن، داریم.

657
00:38:48,454 --> 00:38:50,555
‫لیلیان"، تو یه دکتری".

658
00:38:50,590 --> 00:38:52,324
‫توی موقعیت عالی‌ای هستی...

659
00:38:52,358 --> 00:38:55,193
‫که بنیان‌گذار یه کار هیجان‌انگیز باشی...

660
00:38:55,228 --> 00:38:56,595
‫یه پیشگام توی یه تخصص جدید!

661
00:38:56,629 --> 00:38:58,597
‫من برای هیجان یا تخصص جدید وقت ندارم...

662
00:38:58,631 --> 00:38:59,898
‫خودتم می‌دونی.

663
00:38:59,932 --> 00:39:02,701
‫می‌دونم. متاسفم.
‫منظورم اینه که...

664
00:39:02,735 --> 00:39:04,369
‫کار من اینه که...

665
00:39:04,403 --> 00:39:06,204
‫پاپ اسمیر رو دردسترس همه‌ی زنهای
‫سراسر کشور قرار بدی.

666
00:39:06,239 --> 00:39:07,372
‫می‌دونم.

667
00:39:09,675 --> 00:39:12,877
‫مسحورکننده نیست.
‫طاقت‌فرسا و کنده.

668
00:39:12,912 --> 00:39:15,113
‫می‌دونم.
‫ولی یه هدف صادقانه‌ست.

669
00:39:15,147 --> 00:39:16,615
‫کاری که از دستم برمیاد...

670
00:39:16,649 --> 00:39:18,850
‫اینه که امیدوار باشم تفاوتی ایجاد بشه.

671
00:39:18,884 --> 00:39:20,785
‫چرا این برات کافی نیست؟

672
00:39:20,820 --> 00:39:22,420
‫"هردفعه یه قدم کوچیک، "ویرجینیا.

673
00:39:22,455 --> 00:39:23,822
‫هیچ مشکلی نداره.

674
00:39:26,892 --> 00:39:29,327
‫۸۰تا امضا همین امروز صبح...

675
00:39:29,362 --> 00:39:31,696
‫دکترها، رؤسا، اعضای هیئت علمی...

676
00:39:31,731 --> 00:39:34,099
‫حالا حتی مردم عادی هم که
‫ارائه‌ت رو ندیدن...

677
00:39:34,133 --> 00:39:35,767
‫می‌خوان تحقیقت متوقف بشه.

678
00:39:35,801 --> 00:39:38,003
‫من تحقیقم رو یه بار دیگه
‫"از این بیمارستان بیرون نمی‌برم "بارتون.

679
00:39:38,037 --> 00:39:39,204
‫قبول نمی‌کنم.

680
00:39:39,238 --> 00:39:41,539
‫نه، قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست.

681
00:39:41,574 --> 00:39:46,511
‫رییس "فیتزهیو" همین الان تو دفترش
‫منتظر ماست.

682
00:39:46,545 --> 00:39:49,881
‫هر جفتمون رو دارن بیرون می‌کنن.

683
00:39:49,915 --> 00:39:53,118
‫یعنی... اخراج میشیم؟

684
00:39:53,152 --> 00:39:55,220
‫نه، این یه بلوف‌ـه.

685
00:39:55,254 --> 00:39:57,355
‫با وجود پولی که من به این
‫بیمارستان سرازیر کردم؟

686
00:39:57,390 --> 00:39:59,057
‫بلوف نیست.
‫امروز صبح شنیدم.

687
00:39:59,091 --> 00:40:00,392
‫تموم شده حسابش کن.

688
00:40:00,426 --> 00:40:04,195
‫،با چیزی که دیروز دید
‫احساس کرد بهش خیانت شده...

689
00:40:04,230 --> 00:40:05,597
‫چیزی که همه دیدن.

690
00:40:05,631 --> 00:40:07,899
‫باعث شد احم به نظر بیاد.
‫حس کرد تحقیر شده.

691
00:40:07,933 --> 00:40:10,669
‫ولی بدتر از اینا، اونو ترسونده.

692
00:40:10,703 --> 00:40:12,871
‫بدن‌های لخت، سکس کردن...

693
00:40:12,905 --> 00:40:16,541
‫چیزی نیست که هیئت مدیره
‫بتونه تحمل کنه.

694
00:40:16,575 --> 00:40:18,643
‫باید یه نفر مجازات بشه.

695
00:40:18,678 --> 00:40:24,082
‫پس "فیتزهیو" ما رو اخراج می‌کنه
‫تا خودشو نجات بده.

696
00:40:49,141 --> 00:40:52,143
‫"حقیقت اینه "بیل...

697
00:40:52,178 --> 00:40:54,446
‫هرچقدر هم که مثل پسرم دوستت داشتم...

698
00:40:54,480 --> 00:40:56,715
‫هرچقدر هم که با تمام توانم ازت پشتیبانی کردم...

699
00:40:58,150 --> 00:41:01,953
‫همیشه یه خرده بهت حسادت می‌کردم.

700
00:41:01,987 --> 00:41:07,325
‫تو موهبتی داری که من ندارم.
‫یه استعداد، یه بصیرت.

701
00:41:07,360 --> 00:41:09,627
‫"تو دکتر عالی‌ای هستی "بارتون.

702
00:41:09,662 --> 00:41:11,996
‫یکی از دلایلی که
‫تحسینت می‌کردم همین بود.

703
00:41:12,031 --> 00:41:14,866
‫بعدش یه راه فرار راحت برای خودم پیدا کردم...

704
00:41:14,900 --> 00:41:20,905
‫،برای خودم زندگی ساختم
‫سایه‌م بالا سر زن و بچه‌م بود.

705
00:41:20,940 --> 00:41:24,809
‫ولی حالا...

706
00:41:24,844 --> 00:41:27,011
‫تو این سن و سال...

707
00:41:34,220 --> 00:41:39,991
‫احتمالش خیلی زیاده که
‫مشکلی برات پیش نیاد.

708
00:41:40,025 --> 00:41:41,459
‫همین مهم‌ـه.

709
00:42:03,249 --> 00:42:04,549
‫حدس بزن دارم به چی نگاه می‌کنم.

710
00:42:04,583 --> 00:42:05,683
‫میکی موس.

711
00:42:05,718 --> 00:42:07,318
‫نتونستم ستاره‌ی میکی موس رو دیروز توی...
‫هر شخصیت یا بازیگر معروف، در بلوار هالیوود)
‫( یک ستاره به اسم خودش روی سنگفرش خیابون داره

712
00:42:07,353 --> 00:42:08,620
‫بلوار هالیوود پیدا کنم.

713
00:42:08,654 --> 00:42:12,657
‫ولی برج جدید "کاپیتول رکوردز" رو دیدم.
‫(ساختمان تبلیغاتی و تفریحی بلوار هالیوود)

714
00:42:12,691 --> 00:42:15,693
‫همون ساختمون گِرده که توش...

715
00:42:15,728 --> 00:42:17,629
‫نات کینگ کول" آهنگ‌هاشو ضبط می‌کنه؟"

716
00:42:17,663 --> 00:42:19,197
‫می‌دونستی یه نوری هست...

717
00:42:19,231 --> 00:42:20,432
‫روی نوک ساختمون...

718
00:42:20,466 --> 00:42:23,568
‫که "هالیوود" رو
‫با کد مورس چشمک می‌زنه؟

719
00:42:23,602 --> 00:42:27,472
‫نه، نمی‌دونستم.

720
00:42:27,506 --> 00:42:30,375
‫و الانم دارم به اقیانوس آرام نگاه می‌کنم.

721
00:42:30,409 --> 00:42:35,246
‫خب، منم الان دارم به
‫رونویسی "استلا" نگاه می‌کنم.

722
00:42:35,281 --> 00:42:36,881
‫تو بردی.

723
00:42:36,916 --> 00:42:40,285
‫خبرای مهمی هم دارم.

724
00:42:40,319 --> 00:42:42,454
‫یه پیشنهاد بهم شده  UCLA از دانشگاه.

725
00:42:42,488 --> 00:42:44,422
‫دیدی؟ بهت که گفتم.

726
00:42:44,457 --> 00:42:47,192
‫حالا اهرمی رو که لازم داشتی گیر آوردی.

727
00:42:47,226 --> 00:42:48,960
‫این پیشنهاد، کاملاً شرایط رو عوض می‌کنه.

728
00:42:50,930 --> 00:42:53,731
‫نمی‌خواستم اینطوری انجامش بدم.

729
00:42:53,766 --> 00:42:57,769
‫ولی... نمی‌خوام صبر کنم.

730
00:43:01,507 --> 00:43:05,343
‫"دوستت دارم "ویرجینیا.

731
00:43:05,377 --> 00:43:07,679
‫از همون روزی که دیدمت.

732
00:43:07,713 --> 00:43:10,849
‫و... بچه‌هاتم دوست دارم.

733
00:43:10,883 --> 00:43:15,820
‫مثل بچه‌های خودم دوستشون دارم.

734
00:43:15,855 --> 00:43:18,189
‫و مهم نیست چه شغلی رو قبول کنم...

735
00:43:18,224 --> 00:43:22,427
‫می‌خوام هم تو و هم اونا
‫برای همیشه کنارم باشین.

736
00:43:24,463 --> 00:43:26,331
‫پس...

737
00:43:29,335 --> 00:43:31,503
‫با من ازدواج می‌کنی؟

738
00:43:36,475 --> 00:43:38,877
‫"اتان"...
‫"فکر نمی‌کنم "استلا...

739
00:43:38,911 --> 00:43:40,912
‫باید جزیی از این مکالمه باشه.

740
00:43:43,716 --> 00:43:47,418
‫می‌تونی وقتی برگشتم بهم جواب بدی.

741
00:43:47,453 --> 00:43:52,524
‫ولی هرجور زندگی که برای خودت و...

742
00:43:52,558 --> 00:43:56,528
‫بچه‌هات می‌خوای، برات فراهم می‌کنم.

743
00:44:15,581 --> 00:44:18,216
‫اون علم نبود.
‫می‌شد اسمش رو فیلم سوپر گذاشت.

744
00:44:18,250 --> 00:44:20,118
‫شدیداً نامناسب.

745
00:44:20,152 --> 00:44:22,687
‫ولی از همه مهمتر اینه که
‫این کار شما، زیرپا گذاشتن...

746
00:44:22,721 --> 00:44:26,057
‫تمام معیارهای این بیمارستان و دانشگاه بود.

747
00:44:26,091 --> 00:44:28,359
‫که بدون اطلاع من، صورت گرفته...

748
00:44:28,394 --> 00:44:30,528
‫اونم توسط دو نفر از کسایی که
‫بیشتر از همه بهشون اعتماد داشتم.

749
00:44:32,598 --> 00:44:36,734
‫،سعی کردم مشکلو حل کنم
‫ولی صادقانه بگم، نمی‌تونم.

750
00:44:36,769 --> 00:44:39,837
‫این تحقیق یک ساله که
‫داشته انجام میشده؟

751
00:44:39,872 --> 00:44:42,507
‫،توی اتاق‌های معاینه‌ی بیمارستان
‫با تجهیزات بیمارستان؟

752
00:44:42,541 --> 00:44:44,108
‫به اندازه‌ی کافی خوشحال بودین...

753
00:44:44,143 --> 00:44:47,045
‫وقتی اون اتاق‌ها و تجهیزات
‫درآمدهای هنگفتی تولید می‌کرد...

754
00:44:47,079 --> 00:44:50,048
‫پول‌هایی که موقعیت شما رو
‫توی هیئت مدیره تقویت می‌کرد؟

755
00:44:50,082 --> 00:44:52,850
‫مطمئنم موقع پاداش گرفتن هم
‫بهتون بد نگذشته.

756
00:44:52,885 --> 00:44:54,586
‫یه قرارداد ویژه برات فراهم کردم.

757
00:44:54,620 --> 00:44:57,655
‫و منم یه بخش زنان و زایمان درجه‌ یک
‫بهتون تحویل دادم.

758
00:44:57,690 --> 00:45:01,859
‫"درموردت اشتباه می‌کردم "بیل.

759
00:45:01,894 --> 00:45:04,762
‫معلومه با طناب مردی توی چاه رفتی که...

760
00:45:04,797 --> 00:45:07,632
‫انقدر ضعیفه که نمی‌تونه جلوت رو بگیره.

761
00:45:07,666 --> 00:45:10,234
‫که همین قضیه، منو سر دوراهی سختی می‌ذاره.

762
00:45:10,269 --> 00:45:13,037
‫حقیقت اینه که، اگه تو
‫از همون اول از من حمایت می‌کردی...

763
00:45:13,072 --> 00:45:14,606
‫این اتفاقات اصلاً نمی‌افتاد.

764
00:45:14,640 --> 00:45:16,174
‫ببخشید؟

765
00:45:16,208 --> 00:45:18,643
‫دلیلی که تحقیق رو
‫"ازت مخفی نگه داشتم "بارتون...

766
00:45:18,677 --> 00:45:21,379
‫این‌ بود که می‌دونستم مانع کارم میشی.

767
00:45:21,413 --> 00:45:25,216
‫یه سال پیش اومدم پیشت و
‫درمورد طرحم راجع به...

768
00:45:25,250 --> 00:45:28,686
‫کشف اسرار تمایلات جنسی بشر، بهت گفتم.

769
00:45:28,721 --> 00:45:30,388
‫ولی تو صراحتاً گفتی نه.

770
00:45:30,422 --> 00:45:33,191
‫نمی‌تونستی آینده رو ببینی.

771
00:45:33,225 --> 00:45:35,994
‫نمی‌تونستی افتخارات و مزایایی که...

772
00:45:36,028 --> 00:45:39,230
‫همچین تحقیق نوآورانه‌ای برای
‫این بیمارستان به ارمغان میاره رو ببینی.

773
00:45:39,264 --> 00:45:42,233
‫افتخارات؟
‫مست کردی؟

774
00:45:42,267 --> 00:45:43,968
‫اون تحقیقت، مستهجن‌ــه.

775
00:45:44,003 --> 00:45:45,269
‫توانایی‌شو نداشتی.

776
00:45:45,304 --> 00:45:47,438
‫توی این یه مورد، رئیس درست گفت.

777
00:45:47,473 --> 00:45:51,342
‫،و چون تو ضعیف بودی
‫منم دورت زدم.

778
00:45:51,377 --> 00:45:55,446
‫از اتاق‌های معاینه استفاده کردم.
‫از تجهیزات بیمارستان استفاده کردم.

779
00:45:55,481 --> 00:45:56,948
‫و از پولی که فکر می‌کردی...

780
00:45:56,982 --> 00:46:00,385
‫دارم برای تحقیقات
‫ناباروری خرج می‌کنم، برداشتم...

781
00:46:00,419 --> 00:46:02,487
‫به جاش روی  تحقیق سکس خرج کردم.

782
00:46:02,521 --> 00:46:05,023
‫که در این صورت، "بارتون"، تو بدتر از من...

783
00:46:05,057 --> 00:46:08,726
‫از این کارمند دروغگوی متکبرمون فریب خوردی.

784
00:46:12,297 --> 00:46:16,701
‫این کار رو به تو می‌سپرم.
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی.

785
00:46:24,043 --> 00:46:26,844
‫من تحقیقم رو توی این بیمارستان ادامه میدم...

786
00:46:29,281 --> 00:46:34,552
‫مهم نیست امروز چی میگی، یا چیکار می‌کنی.

787
00:46:42,928 --> 00:46:45,163
‫"اینکارو نمی‌کنی "بیل.

788
00:46:45,197 --> 00:46:47,298
‫تو اخراجی.

789
00:46:55,374 --> 00:46:59,444
‫اتحادیه به خاطر این همه
‫سخاوت شما سپاسگزارـه خانم.

790
00:46:59,478 --> 00:47:02,413
‫شرمنده که نتونستم خودم بیارمشون.

791
00:47:02,448 --> 00:47:05,249
‫امروز حس می‌کنم دارم یه کیسه سیمان
‫با خودم حمل می‌کنم.

792
00:47:05,284 --> 00:47:10,755
‫معلومه.

793
00:47:10,789 --> 00:47:12,924
‫می‌دونی، برای پرورشگاه
‫هم کمک مالی دریافت می‌کنیم...

794
00:47:12,958 --> 00:47:14,158
‫و یه کلینیک دندونپزشکی هم داریم.

795
00:47:16,929 --> 00:47:18,629
‫وای، خدای من.

796
00:47:18,664 --> 00:47:20,231
‫چی شد خانم؟

797
00:47:20,265 --> 00:47:22,934
‫باید زنگ بزنم به شوهرم.

798
00:47:33,545 --> 00:47:35,413
‫"باید برگردیم پیش "فیتزهیو.

799
00:47:35,447 --> 00:47:36,714
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه.

800
00:47:36,749 --> 00:47:39,650
‫ولی نمی‌تونم بذارم همینطوری بمونه.
‫نمی‌تونم. این...

801
00:47:39,685 --> 00:47:41,719
‫تنها راه حل بود.

802
00:47:41,754 --> 00:47:44,589
‫معنی نداره که جفتمون اخراج شیم.

803
00:47:46,892 --> 00:47:48,626
‫خدای عزیز.

804
00:47:51,296 --> 00:47:53,765
‫عجب اتفاقاتی.

805
00:47:58,137 --> 00:48:00,738
‫منشی "فیتزهیو" به "پتسی" گفته که...

806
00:48:00,773 --> 00:48:05,309
‫دکتر "مسترز" اخراج شده.

807
00:48:05,344 --> 00:48:06,978
‫اخراج شده!

808
00:48:07,012 --> 00:48:08,412
‫مثل اخراج کردن خدا می‌مونه.

809
00:48:08,447 --> 00:48:09,647
‫خیلی خجالت می‌کشم.

810
00:48:09,681 --> 00:48:11,916
‫چی؟ چرا؟

811
00:48:11,950 --> 00:48:14,152
‫چون خودمو نشون دادم...

812
00:48:14,186 --> 00:48:17,722
‫داخلم رو...

813
00:48:17,756 --> 00:48:20,558
‫دیواره‌های واژنم رو.

814
00:48:20,592 --> 00:48:22,126
‫و اون دکترها فکر می‌کردن کثیف‌ـه...

815
00:48:22,161 --> 00:48:23,561
‫یا یه کار کاملاً اشتباه بوده...

816
00:48:23,595 --> 00:48:25,463
‫حالا هم انگار تمام این اتفاقات به خاطر من بوده.

817
00:48:25,497 --> 00:48:26,931
‫دکترها درمورد تو همچین فکری نکردن.

818
00:48:26,965 --> 00:48:28,232
‫از کجا می‌دونی؟

819
00:48:28,267 --> 00:48:31,369
‫چون بیشتر از بقیه، داخلت رو...

820
00:48:31,403 --> 00:48:32,904
‫دیدم...

821
00:48:32,938 --> 00:48:37,008
‫و فکر می‌کنم دیواره‌ی واژنت...

822
00:48:37,042 --> 00:48:40,044
‫قشنگن.

823
00:48:40,078 --> 00:48:42,446
‫الکی داری میگی.

824
00:48:42,481 --> 00:48:45,683
‫فکر می‌کنم قسمتهای بالاییت هم قشنگن.

825
00:48:45,717 --> 00:48:50,388
‫درواقع، فکر کنم هرچیزی که مربوط به توئه...

826
00:48:50,422 --> 00:48:51,956
‫عالیه.

827
00:48:59,965 --> 00:49:01,465
‫ببخشید.

828
00:49:01,500 --> 00:49:03,301
‫نمی‌خواستم...
‫برمی‌گردم.

829
00:49:03,335 --> 00:49:04,435
‫نه، "جینی"، بیا.

830
00:49:04,469 --> 00:49:06,737
‫عجب روزی.

831
00:49:06,772 --> 00:49:09,473
‫"مجبور نیستی بری "لستر.

832
00:49:09,508 --> 00:49:11,442
‫مجبورم. باور کن. مجبورم.

833
00:49:13,879 --> 00:49:17,114
‫باورت میشه؟
‫همش دود شد.

834
00:49:17,149 --> 00:49:19,650
‫کل دفتر دود شد.

835
00:49:19,685 --> 00:49:21,986
‫"هرچیزی که اون و تو و من و "لستر...

836
00:49:22,020 --> 00:49:23,454
‫سخت روش کار کردیم...

837
00:49:23,488 --> 00:49:24,989
‫- از بین رفته.
‫- کجاست؟

838
00:49:25,023 --> 00:49:28,426
‫زنگ زد گفت امروز نمیاد دفتر.

839
00:49:28,460 --> 00:49:31,562
‫نمی‌دونم.

840
00:49:31,597 --> 00:49:35,433
‫جمع کنم یا...؟

841
00:49:41,206 --> 00:49:44,442
‫بیل" تقریباً بدون هیچی هم دووم میاره"...

842
00:49:44,476 --> 00:49:46,510
‫ولی بدون تحقیقش دووم نمیاره.

843
00:49:46,545 --> 00:49:50,081
‫چه تحقیق خوبی...

844
00:49:50,115 --> 00:49:51,449
‫از یه همچین مرد باهوشی.

845
00:49:55,287 --> 00:49:56,988
‫یه یادگاری.

846
00:49:57,022 --> 00:49:58,522
‫یا می‌تونی باهاش جلوی در رو بگیری.

847
00:50:10,702 --> 00:50:12,403
‫خانم، فکر نکنم بتونیم به اون سر شهر برسیم.

848
00:50:12,437 --> 00:50:13,671
‫مجبوریم. باید...

849
00:50:13,705 --> 00:50:15,506
‫بیمارستان من دوتا بلوک اونورتره.

850
00:50:15,540 --> 00:50:17,842
‫می‌برمت اونجا.

851
00:50:17,876 --> 00:50:20,244
‫این یه زایمان ناگهانی‌ـه خانم...

852
00:50:20,279 --> 00:50:21,479
‫پس توی یه اتاق بستریتون می‌کنیم...

853
00:50:21,513 --> 00:50:23,481
‫زایمان ناگهانی؟
‫این یعنی چی؟

854
00:50:23,515 --> 00:50:24,682
‫سریع‌ـه.

855
00:50:24,716 --> 00:50:25,983
‫ظاهراً بچه‌ت می‌خواد از قطار جا نمونه.

856
00:50:26,018 --> 00:50:27,351
‫نه، نه، نمی‌تونم اینجا باشم.

857
00:50:27,386 --> 00:50:29,086
‫قرار بود توی زایشگاه، زایمان کنم.

858
00:50:29,121 --> 00:50:30,888
‫خب، جایی که نمی‌خوای باشی...

859
00:50:30,923 --> 00:50:32,657
‫روی صندلی ماشین تو خیابون‌ "چارلز"ـه.

860
00:50:32,691 --> 00:50:35,826
‫نمی‌خوای. منم نمی‌خوام.
‫به حرفش گوش کن.

861
00:50:43,268 --> 00:50:48,005
‫دارم درمان شوک الکتریکی رو شروع می‌کنم.

862
00:50:48,040 --> 00:50:52,610
‫به "مارگارت" گفتم که اینکارو نمی‌کنم
‫ولی مجبورم یه کاری بکنم.

863
00:50:52,644 --> 00:50:58,616
‫من دوتا کار درست توی زندگیم انجام دادم.
‫یکیش تویی و اون یکی خانواده‌م.

864
00:50:58,650 --> 00:51:01,886
‫ولی شاید بتونم یه کار درست دیگه هم
‫انجام بدم. یه کار رو به جلو...

865
00:51:01,920 --> 00:51:04,822
‫اگه خودمو درمان کنم.

866
00:51:04,856 --> 00:51:08,626
‫تو هم به اندازه‌ی من از خطرات
‫شوک الکتریکی خبر داری.

867
00:51:08,660 --> 00:51:11,095
‫خب، چه کاری‌ـه که خطر نداره؟

868
00:51:11,129 --> 00:51:12,697
‫همونطوری که دیدیم.

869
00:51:12,731 --> 00:51:15,433
‫ولی عوضش...

870
00:51:15,467 --> 00:51:19,103
‫عوضش می‌تونه منو به آدم جدیدی تبدیل کنه.

871
00:51:19,137 --> 00:51:23,307
‫مگه کل عمرمون به علم اعتقاد نداشتیم؟

872
00:51:23,342 --> 00:51:26,377
‫چرا داشتیم.

873
00:51:26,411 --> 00:51:32,516
‫،فردا خودمو بستری می‌کنم
‫تحت درمان قرار می‌گیرم...

874
00:51:32,551 --> 00:51:35,920
‫و بعدش درمان‌شده به خونه برمی‌گردم...

875
00:51:35,954 --> 00:51:38,556
‫به زنی که عاشقشم...

876
00:51:38,590 --> 00:51:42,626
‫به یه آینده‌ی بهتر، به یه شغل، به لطف تو.

877
00:51:46,131 --> 00:51:49,100
‫ولی امشب...

878
00:51:49,134 --> 00:51:52,203
‫نگران توام.

879
00:51:52,237 --> 00:51:55,072
‫می‌خوای چیکار کنی،‌ "بیل"؟

880
00:51:57,309 --> 00:51:58,976
‫همون کار همیشگی.

881
00:52:02,047 --> 00:52:03,881
‫میرم خونه.

882
00:52:55,667 --> 00:52:58,536
‫"دکتر "مسترز...

883
00:53:00,572 --> 00:53:01,972
‫راجع به قفل‌ها متاسفم.

884
00:53:07,546 --> 00:53:10,014
‫من...

885
00:53:10,048 --> 00:53:14,585
‫مسلماً نمی‌خوام مجبور شم شما رو
‫به بیرون هدایت کنم.

886
00:53:54,848 --> 00:53:59,039
‫تحقیق در زمینه‌ی تمایلات جنسی انسان‌ها
‫"توسط دکتر "ویلیام اچ مسترز
‫و
‫"ویرجینیا ای جانسون"

887
00:54:13,645 --> 00:54:15,579
‫مامان.
‫مامان، بیا ببین.

888
00:54:15,614 --> 00:54:17,882
‫سفینه همین الان به زمین نشست.

889
00:54:17,916 --> 00:54:20,618
‫در خروجی باز میشه و بیرون میاد.

890
00:54:20,652 --> 00:54:25,823
‫به راستی که این یک
‫لحظه‌ی تاریخی برای آمریکاست.

891
00:54:31,396 --> 00:54:34,565
‫به خونه خوش‌آمدین، سرگرد.

892
00:54:34,599 --> 00:54:36,300
‫خونه بودن خیلی خوبه، سرهنگ.

893
00:54:38,904 --> 00:54:40,838
‫چه حسی داری، سرگرد؟

894
00:54:40,872 --> 00:54:42,206
‫خوب. خدا رو شکر می‌کنم.

895
00:54:42,240 --> 00:54:44,542
‫توی فضا چه چیزی یاد گرفتی؟

896
00:54:44,576 --> 00:54:47,178
‫انسان به هرجایی می‌تونه برسه.

897
00:54:47,212 --> 00:54:51,448
‫فقط باید فضای اطرافشو با خودش ببره.

898
00:54:52,951 --> 00:54:55,653
‫نمی‌تونم صبر کنم تا "اتان" برگرده و اینو بهش بگیم.

899
00:55:04,329 --> 00:55:08,532
‫آماده‌این به شوهرتون زنگ بزنین، خانم "مسترز"؟

900
00:55:08,567 --> 00:55:11,635
‫به زودی.
‫چند دقیقه دیگه.

901
00:55:57,449 --> 00:55:59,583
‫اسممو روی تحقیق نوشتی.

902
00:56:02,053 --> 00:56:03,520
‫لیاقتشو داشتی.

903
00:56:08,727 --> 00:56:11,161
‫هیچ‌کس به تحقیق ایمان نداره.

904
00:56:11,196 --> 00:56:13,664
‫شاید "اسکالی" داشته باشه.

905
00:56:15,867 --> 00:56:17,167
‫ولی بقیه ندارن.

906
00:56:18,970 --> 00:56:20,504
‫من دارم.

907
00:56:24,276 --> 00:56:25,809
‫تو هم داری.

908
00:56:25,844 --> 00:56:30,881
‫ولی مهم نیست.

909
00:56:30,915 --> 00:56:33,083
‫چون...

910
00:56:38,323 --> 00:56:40,724
‫دیگه تمومه.

911
00:56:48,333 --> 00:56:49,700
‫پس...

912
00:56:54,439 --> 00:56:56,273
‫هیچی ندارم که بهت عرضه کنم.

913
00:57:00,745 --> 00:57:02,012
‫مشکلی نیست.

914
00:57:02,047 --> 00:57:05,816
‫به جز، شاید...

915
00:57:05,850 --> 00:57:09,253
‫حقیقت.

916
00:57:15,093 --> 00:57:19,963
‫بالاخره فهمیدم که...

917
00:57:19,998 --> 00:57:22,800
‫یه چیزی هست که نمی‌تونم بدون اون زندگی کنم...

918
00:57:26,338 --> 00:57:29,606
‫اون چیز، تویی.

919
00:57:37,649 --> 00:57:39,150
‫تو.

920
00:57:40,151 --> 00:57:47,151
‫Translated By
‫<font color=#۸۰FFFF>NaWeed.ab</font>  ||  <font color=#FFA۵۰۰>BlueAugust</font>

921
00:57:48,152 --> 00:57:55,152
‫بزرگترین پایگاه دانلود فیلم و سریال
‫<font color=Green>Www.</font>IMDB-DL<font color=Red>.Com</font>

