1
00:00:00,630 --> 00:00:02,530
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,565 --> 00:00:05,200
‫خیلی راحت تونستم خودمو پیش تو، جا کنم.

3
00:00:05,234 --> 00:00:07,736
‫فراموش کردی که من واسه این پُست، انتخابت کردم.

4
00:00:07,770 --> 00:00:09,971
‫اگه دوست داری میتونی اینو به خودت بگی.

5
00:00:10,006 --> 00:00:12,907
‫اون یه دکتر فوق‌العاده‌ـست...

6
00:00:12,942 --> 00:00:14,976
‫که گیر یه زن نابارور افتاده.

7
00:00:15,011 --> 00:00:17,145
‫عمراً "بیل مسترز" بزرگ...

8
00:00:17,179 --> 00:00:18,813
‫قبول کنه مشکل از اسپرم خودشه.

9
00:00:18,848 --> 00:00:21,082
‫همسرم هفته‌ی دیگه میاد.

10
00:00:21,117 --> 00:00:23,752
‫تصمیم گرفتیم که به آزمایش
‫کلاهک‌گذاری دهانه‌ی رحِم ملحق بشه.

11
00:00:23,786 --> 00:00:26,521
‫همین الان از دفتر رئیس "اسکالی" برمیگردم.

12
00:00:26,555 --> 00:00:28,757
‫امروز صبح تحقیقاتم رو لغو کرد.

13
00:00:28,791 --> 00:00:29,891
‫تحقیق رو به خطر انداختی.

14
00:00:29,925 --> 00:00:31,292
‫به همین علت، اخراجین.

15
00:00:31,327 --> 00:00:33,862
‫،توقع دارم تا وقتی که جایگزینتون استخدام شه
‫پشت میزتون بشینید.

16
00:00:33,896 --> 00:00:39,167
‫دکتر قراره همه‌ی حقه‌هاشو به ما نشون بده.

17
00:00:39,201 --> 00:00:41,503
‫مردم هیچی درمورد سکس نمیدونن.

18
00:00:41,537 --> 00:00:43,371
‫شما خانوما، تو این زمینه متخصصین.

19
00:00:43,406 --> 00:00:44,906
‫اینجا چیکار میکنه؟

20
00:00:44,940 --> 00:00:46,708
‫تحقیقتو نجات میده.

21
00:00:46,742 --> 00:00:49,210
‫واسه چی میخوای انسداد لوله‌هات رو برداری؟

22
00:00:49,245 --> 00:00:51,046
‫نمیدونم نابغه.
‫واسه بچه‌دار شدن؟

23
00:00:51,080 --> 00:00:53,581
‫آخه واسه چی میخوای بچه‌دار بشی؟

24
00:00:53,616 --> 00:00:54,925
‫تو یه فاحشه‌ی همجنسگرایی.

25
00:00:54,960 --> 00:00:56,217
‫یه کم احترام بد نیست.

26
00:00:56,252 --> 00:00:59,921
‫میشه راجع به اتفاقاتی که داره میافته، صادقانه حرف بزنیم؟

27
00:00:59,955 --> 00:01:01,389
‫به من توی تحقیق احتیاج داری.

28
00:01:01,424 --> 00:01:03,124
‫خب، دوباره استخدام شدم؟ آره یا نه؟

29
00:01:03,159 --> 00:01:04,459
‫برای فردا که کار داری.

30
00:01:04,493 --> 00:01:06,194
‫بعد از اون...

31
00:01:06,228 --> 00:01:08,730
‫نمیتونم آینده رو پیش‌بینی کنم.

32
00:01:11,231 --> 00:01:18,231
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی سایت
‫<font color=Red>WWW.</font>IMDB-DL<font color=#۳۰۸۱۲E>.COM</font>

33
00:01:50,113 --> 00:01:58,113
‫ترجمه و زیرنویس
‫<font color="#۳۳۹۹cc"> (NaWeed.ab) نویـــــد </font>

34
00:01:59,114 --> 00:02:04,919
‫خرگوش شرقی دم‌پنبه‌ای.

35
00:02:04,953 --> 00:02:08,422
‫اون فرزــه اسمش "رومئو"ــه، جنس نرــه.

36
00:02:08,457 --> 00:02:10,558
‫میبینی چجوری با پنجه‌هاش ضربه میزنه؟

37
00:02:10,592 --> 00:02:12,293
‫تشریفات جفت‌گیریه.

38
00:02:12,327 --> 00:02:13,794
‫اگه خرگوش تمایل داشته باشه...

39
00:02:13,829 --> 00:02:17,098
‫خودشو با بلند کردن دُمش، عرضه میکنه...

40
00:02:17,132 --> 00:02:19,133
‫خرگوش نر هم از پشت سوار میشه.

41
00:02:19,167 --> 00:02:20,735
‫میبینی، گردنش رو با دندوناش گرفته...

42
00:02:20,769 --> 00:02:21,736
‫تا نتونه فرار کنه.

43
00:02:22,704 --> 00:02:24,038
‫دو ماه وقت صرف کردم...

44
00:02:24,072 --> 00:02:26,807
‫تا جنس ماده رو وادار به
‫تخمک‌گذاری بکنم ولی موفق نشدم.

45
00:02:26,842 --> 00:02:29,577
‫،معلوم شد که جنس ماده
‫اصلاً چرخه‌ی تحریک جنسی نداره.

46
00:02:29,611 --> 00:02:33,948
‫،بعد از اینکه جنس نر روش سوار میشه
‫فوراً تخمک‌گذاری میکنه.

47
00:02:33,982 --> 00:02:38,552
‫"هیچوقت به لباس خزدار "مارگارت
‫نمیتونم مثل قدیم نگاه کنم.

48
00:02:40,656 --> 00:02:43,057
‫- مُرد؟
‫- داره خستگی دَر میکنه.

49
00:02:43,091 --> 00:02:45,526
‫جنس نر بعد از رسیدن به کلیماکس، از حال میره.
‫(اوج لذت جنسی)

50
00:02:45,560 --> 00:02:47,294
‫خرگوش نر، همونجا بیخیال میشه.

51
00:02:49,464 --> 00:02:52,333
‫بارداری یک ماه طول میکشه.

52
00:02:52,367 --> 00:02:55,336
‫میتونه چهار تا شش‌تا بچه به دنیا بیاره...

53
00:02:55,370 --> 00:02:59,640
‫و آماده بشه برای یه رابطه‌ی دیگه.

54
00:02:59,675 --> 00:03:01,375
‫فقط طی ۷۲ ساعت.

55
00:03:01,410 --> 00:03:03,878
‫خیلی آموزنده‌ـست.

56
00:03:03,912 --> 00:03:06,781
‫و خیلی هم ساده‌ـست.
‫البته برای خرگوش‌ها.

57
00:03:06,815 --> 00:03:09,550
‫وقتی که بخوای زنجیره‌ی تکامل رو
‫بیای بالا، پیچیده‌تر میشه.

58
00:03:09,584 --> 00:03:12,453
‫اگه به فکر آوردن میمون رزوس به اینجا هستی...
‫(نوعی میمون آسیایی)

59
00:03:12,487 --> 00:03:13,954
‫بهتره با رئیس "گِلَدستون" صحبت کنی.

60
00:03:13,989 --> 00:03:19,994
‫انسان‌ها محرک‌های اصلی سکس رو میگیرن...

61
00:03:20,028 --> 00:03:23,464
‫و به یه کار شاق غیرقابل تشخیص تبدیلش میکنن...

62
00:03:23,498 --> 00:03:26,233
‫داستان عاشقانه، جوانمردی، قوانین معاشرت...

63
00:03:26,268 --> 00:03:28,736
‫چه کراواتی باید بزنم...

64
00:03:28,770 --> 00:03:31,272
‫دم پیاده رو باید خدافظی کنم...

65
00:03:31,306 --> 00:03:32,873
‫یا باید تا دم در باهاش برم؟

66
00:03:32,908 --> 00:03:35,276
‫چرا از وسط این راه پر پیچ و خم رد نشیم...

67
00:03:35,310 --> 00:03:36,544
‫تا به نکات اساسی برسیم؟

68
00:03:36,578 --> 00:03:39,413
‫اگه بتونیم فیزیولوژی اساسی رو
‫زیر این همه حرف پوچ...

69
00:03:39,448 --> 00:03:41,515
‫متوجه بشیم چی؟

70
00:03:41,550 --> 00:03:43,517
‫فکر میکنم اوضاع خیلی با "کارولاین" خوب پیش نمیره.

71
00:03:45,654 --> 00:03:48,322
‫"کارولاین" برگشته به "تنسی".

72
00:03:48,356 --> 00:03:51,525
‫یه ماهی میشه باهاش حرف نزدم.

73
00:03:51,560 --> 00:03:53,994
‫میخوام روی انسان تحقیق کنم.
‫تمایلات جنسی انسان‌ها.

74
00:03:54,029 --> 00:03:56,864
‫- تا حالا انجام نشده.
‫- اونم به یه دلیل خیلی خوب.

75
00:03:56,898 --> 00:03:58,833
‫وقتی از "جورج مالوری" پرسیدن که
‫چرا از "اورست" بالا رفته...

76
00:03:58,867 --> 00:04:00,000
‫یادت میاد چی گفت؟

77
00:04:00,035 --> 00:04:02,103
‫"کوه "اورست" به انزال نمیرسه، "بیل.

78
00:04:02,137 --> 00:04:05,506
‫بارتون" حقیقت اینه که"...

79
00:04:05,540 --> 00:04:08,709
‫هیچی درمورد سکس نمیدونم.

80
00:04:08,744 --> 00:04:09,710
‫تو هم نمیدونی.

81
00:04:09,745 --> 00:04:11,545
‫ولی دلت نمیخواد بدونی؟

82
00:04:11,580 --> 00:04:14,281
‫آیا بقیه نمیخوان به یه سری جواب برسن؟

83
00:04:14,316 --> 00:04:16,450
‫آیا اوضاعمون خیلی بهتر نمیشه...

84
00:04:16,485 --> 00:04:18,986
‫اگه بتونیم نوری توی این تاریکی بتابونیم؟

85
00:04:20,489 --> 00:04:23,157
‫عروسی توی ماه "مِی" برگزار میشه.
‫"توی کلیسای "آلبن مقدس.

86
00:04:23,191 --> 00:04:24,125
‫نفس عمیق.

87
00:04:28,797 --> 00:04:30,531
‫فکر کنم باید سه کیلو وزن کم کنم.

88
00:04:30,565 --> 00:04:32,466
‫فکر نمیکنی اگه سه کیلو لاغر شم...

89
00:04:32,501 --> 00:04:33,868
‫لباسم بیشتر بهم بیاد؟

90
00:04:33,902 --> 00:04:36,437
‫نه نمیکنم.
‫کاملاً صحیح و سلامتی.

91
00:04:36,471 --> 00:04:38,639
‫میشه راجع به علت اصلی اینجا اومدنت، صحبت کنیم؟

92
00:04:38,673 --> 00:04:41,609
‫از لحاظ جنسی، فعال شدی؟

93
00:04:41,643 --> 00:04:44,979
‫خدای من، نه. فقط...

94
00:04:45,013 --> 00:04:48,215
‫اگه بخوایم...

95
00:04:48,250 --> 00:04:49,650
‫رابطه‌ی زناشویی رو به سرانجام برسونیم...

96
00:04:49,684 --> 00:04:50,684
‫امیدوارم که برسونین.

97
00:04:53,321 --> 00:04:56,590
‫سه ترم دیگه توی "ماری‌ویل" دارم...

98
00:04:56,625 --> 00:05:01,428
‫خب..... با حقوق "ویلارد" توی بانک هم...

99
00:05:01,463 --> 00:05:07,268
‫اسکیموهای باستان، یه روش
‫برای تنظیم خانواده داشتن.

100
00:05:07,302 --> 00:05:11,539
‫بچه‌های ناخواسته رو مینداختن
‫توی اقیانوس منجمد شمالی.

101
00:05:11,573 --> 00:05:14,074
‫،روش‌های نوین پیشگیری
‫چیزی نیستن که ازشون خجالت بکشی.

102
00:05:14,109 --> 00:05:15,409
‫میدونی چجوری از کاندوم استفاده کنی؟

103
00:05:18,680 --> 00:05:23,984
‫مطمئن نیستم که بتونم...

104
00:05:24,019 --> 00:05:27,188
‫روش‌های دیگه هم هست...
‫کِرِم، ژل.

105
00:05:27,222 --> 00:05:30,691
‫مثل مارمالاد؟ یا...

106
00:05:32,761 --> 00:05:35,629
‫پرده‌ی حائل، یه کلاهک پلاستیکیه...

107
00:05:35,664 --> 00:05:37,598
‫که راه وروی به رحِم رو میبنده.

108
00:05:37,632 --> 00:05:41,035
‫امنه، موثره و کاملاً از دید پنهان میشه.

109
00:05:41,069 --> 00:05:43,704
‫باشه.
‫کوچیکترینش رو برمیدارم.

110
00:05:43,738 --> 00:05:47,041
‫سایز دستگاه متناسب با دهانه‌ی رحِم انتخاب میشه.

111
00:05:47,075 --> 00:05:50,778
‫دهانه‌ی رحِم.... کجاس؟

112
00:05:52,714 --> 00:05:55,520
‫آره، فکر میکنم.
‫چند ماه بارداری؟

113
00:05:55,555 --> 00:05:57,418
‫شش ماه و نیم.

114
00:05:57,452 --> 00:05:59,587
‫چقدر هیجان‌انگیز.

115
00:05:59,621 --> 00:06:01,589
‫"بیل".

116
00:06:01,623 --> 00:06:02,857
‫برنامه‌ی امشب.

117
00:06:02,891 --> 00:06:06,427
‫کل برنامه‌مون پرــه.

118
00:06:06,461 --> 00:06:07,695
‫قرار ساعت ۹، کنسل کرد.

119
00:06:07,729 --> 00:06:10,164
‫یه قرار قبلی با مشتری داشت...

120
00:06:10,198 --> 00:06:13,934
‫ولی یکی دیگه از دخترای فاحشه‌خونه رو
‫راضی کردم که جاشو پر کنه.

121
00:06:13,969 --> 00:06:15,102
‫کارِت با فرم‌های اولیه تموم شد؟

122
00:06:15,136 --> 00:06:17,605
‫به محض اینکه تموم شد بذارشون روی میزم.

123
00:06:17,639 --> 00:06:19,506
‫ازت میخوام که بری خشکشویی...

124
00:06:19,541 --> 00:06:21,408
‫و روپوش آزمایشگاه برای دکتر "دی‌پاول" بگیری...

125
00:06:21,443 --> 00:06:24,111
‫ترجیحاً تا قبل از ناهار.

126
00:06:31,686 --> 00:06:34,188
‫"خانم "دی‌ملو.

127
00:06:34,222 --> 00:06:35,456
‫نباید درحال تلفن جواب دادن باشین؟

128
00:06:35,490 --> 00:06:36,924
‫کل هفته داشتی منو می‌پیچوندی.

129
00:06:36,958 --> 00:06:39,126
‫خب، شاید باورت نشه ولی مریض دارم.

130
00:06:39,160 --> 00:06:40,427
‫با هم قرار گذاشتیم، یادت میاد؟

131
00:06:40,462 --> 00:06:42,162
‫به دخترا برای پروژه‌ی علمیت نیاز داشتی.

132
00:06:42,197 --> 00:06:44,565
‫منم بهت جا دادم.
‫حالا نوبت توئه که به قولت عمل کنی.

133
00:06:44,599 --> 00:06:46,500
‫شغلی که میخواستی بهت دادم.

134
00:06:46,534 --> 00:06:49,236
‫به اون عمل احتیاج دارم.
‫میخوام لوله‌هامو باز کنم.

135
00:06:49,271 --> 00:06:52,112
‫دارم ازدواج میکنم و نامزدم کلی بچه میخواد.

136
00:06:52,147 --> 00:06:53,874
‫- نامزدت، سلطان بادوم‌زمینی.
‫- پیراشکی.

137
00:06:53,909 --> 00:06:55,309
‫مردی که یهو تصمیم گرفت...

138
00:06:55,343 --> 00:06:57,378
‫پاسخ همه‌ی نذر و نیازهاش
‫یه فاحشه‌ی همجنسگرائه.

139
00:06:57,412 --> 00:07:01,181
‫اگه این توهماتت واقعاً باهات ازدواج کنه...

140
00:07:01,216 --> 00:07:04,418
‫تمام ظروف چینی مورد نیازت رو میخرم.

141
00:07:04,452 --> 00:07:06,453
‫حرومزاده‌ی از خود راضی.

142
00:07:06,488 --> 00:07:10,324
‫خیلی ساده دارم خودمو از
‫توهمات عجیب و غریبت میکشم بیرون.

143
00:07:10,358 --> 00:07:12,927
‫تو داری این حرف‌ها رو میزنی، تو که رویای...

144
00:07:12,961 --> 00:07:15,062
‫وصل کردن سیم به یه سری جنده داری.

145
00:07:15,096 --> 00:07:17,564
‫یه دکتر آبرومند...

146
00:07:17,599 --> 00:07:20,734
‫یه سری جنده‌ی لخت رو نگاه میکنه که
‫کیر مصنوعی الکتریکی به خودشون فرو میکنن.

147
00:07:20,769 --> 00:07:23,203
‫برنامه‌ی کاریم شدیداً پُره.

148
00:07:23,238 --> 00:07:25,039
‫ببینم چیکار میتونم بکنم.

149
00:07:25,073 --> 00:07:28,943
‫فقط...

150
00:07:28,977 --> 00:07:30,311
‫فقط وقتی که حامله و تنها شدی...

151
00:07:30,345 --> 00:07:34,848
‫و هیچ‌جا برای رفتن نداشتی، دیگه پیش من نیا.

152
00:07:34,883 --> 00:07:36,116
‫خیلی گُلی.

153
00:07:36,151 --> 00:07:38,419
‫سلام خانوما.
‫چقدر خوشحالم که می‌بینمتون.

154
00:07:38,453 --> 00:07:39,954
‫لطفاً یه کارت بگیرین.

155
00:07:39,988 --> 00:07:42,323
‫اینا شماره‌هاتونن.

156
00:07:42,357 --> 00:07:45,960
‫بعد به تابلو نگاه میکنیم تا ببینیم
‫کِی شماره‌تون درمیاد.

157
00:07:45,994 --> 00:07:47,227
‫یعنی که نوبت شمائه.

158
00:07:47,262 --> 00:07:49,096
‫مثل پیشخوان غذا.

159
00:07:49,130 --> 00:07:50,331
‫فرقش اینه که این دفعه ما گوشتیم.

160
00:07:52,300 --> 00:07:56,103
‫شرط میبندم که مزه‌ی شربت پرتقال میدی.

161
00:07:56,137 --> 00:07:58,205
‫توی لیست نیستم.

162
00:07:59,541 --> 00:08:01,709
‫سن؟

163
00:08:01,743 --> 00:08:04,311
‫نمیدونم. ۳۵.

164
00:08:04,346 --> 00:08:06,480
‫شاید بتونی از روی حلقه‌های کُسم بفهمی.

165
00:08:06,514 --> 00:08:08,282
‫از لحاظ جنسی فعالی؟

166
00:08:13,855 --> 00:08:17,992
‫اینا فقط یه پرسشنامه‌ی اولیه مال زمان بیمارستانه.

167
00:08:18,026 --> 00:08:19,893
‫میخواستیم که نمونه‌هامون رو بشناسیم...

168
00:08:19,928 --> 00:08:22,363
‫،قبل از اینکه بهشون سیم وصل کنیم
‫البته هنوزم میخوایم بدونیم.

169
00:08:22,397 --> 00:08:25,599
‫باشه.

170
00:08:25,633 --> 00:08:28,535
‫بله، از لحاظ جنسی فعالم.

171
00:08:28,570 --> 00:08:29,937
‫نمیخوای بپرسی که متاهلم یا نه؟

172
00:08:29,971 --> 00:08:33,340
‫سوال بعدیمونه.

173
00:08:33,375 --> 00:08:34,775
‫متاهلم.

174
00:08:34,809 --> 00:08:38,012
‫همسرم از خاندان "راکِفلر"ــه.

175
00:08:38,046 --> 00:08:39,413
‫فقط برای قهوه خوردن میام اینجا.

176
00:08:39,447 --> 00:08:42,616
‫چند روز یکبار شما و همسرتون...

177
00:08:42,650 --> 00:08:47,121
‫هر چند وقت یکبار مقاربت میکنین؟

178
00:08:47,155 --> 00:08:49,857
‫مقـا...

179
00:08:49,891 --> 00:08:52,159
‫سکس.

180
00:08:52,193 --> 00:08:55,029
‫چقدر سکس میکنم؟

181
00:08:55,063 --> 00:08:57,631
‫خب خیلی زیاد.

182
00:08:57,665 --> 00:09:01,402
‫مثلاً، پنج بار در...

183
00:09:01,436 --> 00:09:05,806
‫روز. آره اگه روز خوبی باشه.

184
00:09:05,840 --> 00:09:08,308
‫بهتره که بریم سراغ تحقیق.

185
00:09:08,343 --> 00:09:12,012
‫کاری که میکنیم جمع‌آوری داده‌های فیزیولوژیکی...

186
00:09:12,047 --> 00:09:14,148
‫از یه جامعه‌ی آماری وسیع‌ــه.

187
00:09:14,182 --> 00:09:16,717
‫طبق اون، یه تصویر آماری درست میکنیم...

188
00:09:16,751 --> 00:09:18,886
‫که نشون میده چه اتفاقی
‫موقع سکس برای بدن میافته.

189
00:09:18,920 --> 00:09:20,087
‫اون برای چیه؟

190
00:09:20,121 --> 00:09:23,669
‫این دستگاه برای خودارضاییه.

191
00:09:24,125 --> 00:09:28,162
‫خب بعدش؟ منو به دستگاه وصل میکنین و
‫با این، خودمو میمالونم؟

192
00:09:28,196 --> 00:09:29,897
‫تا به کلیماکس برسین، بله.

193
00:09:29,931 --> 00:09:31,932
‫یولیسس" یه ویبراتور خیلی بزرگه".

194
00:09:31,966 --> 00:09:33,367
‫نیازی نیست ازش استفاده کنی.

195
00:09:33,401 --> 00:09:35,335
‫بستگی داره معمولاً چجوری خودتون رو ارضا میکنین.

196
00:09:35,370 --> 00:09:38,972
‫یه قرص میخورم و میشینم
‫برنامه‌ی "تئاتر جنرال الکتریک" میبینم.
‫(شو تلویزیونی با مجریگری رونالد ریگان)

197
00:10:02,797 --> 00:10:03,931
‫باشه ببین...

198
00:10:03,965 --> 00:10:05,966
‫میخوای ارضا بشم، میتونم بپاشم به در و دیوار.

199
00:10:06,000 --> 00:10:08,669
‫فقط باید به روش خودم انجام بدم.

200
00:10:08,703 --> 00:10:12,673
‫فقط توی حالت چهار دست و پا به کلیمکس میرسی؟

201
00:10:12,707 --> 00:10:15,742
‫اینجوری شروع میشه بعدش یه خورده کمک لازم دارم.

202
00:10:15,777 --> 00:10:16,910
‫خب، متاسفانه...

203
00:10:16,945 --> 00:10:19,613
‫یولیسس" تنها دستگاه تحریک کننده‌ایه که"...

204
00:10:19,647 --> 00:10:21,048
‫امشب با خودمون آوردیم.

205
00:10:35,997 --> 00:10:38,398
‫ببخشید.

206
00:10:38,433 --> 00:10:41,969
‫فقط...
‫فکر نمیکنم جواب بده.

207
00:10:44,305 --> 00:10:46,640
‫تقریباً ۲۰ دقیقه.

208
00:10:46,674 --> 00:10:49,476
‫همیشه انقدر با به کلیماکس رسیدن مشکل داری؟

209
00:10:49,511 --> 00:10:52,779
‫راستشو بخواین، چندسالی میشه که ارضا نشدم.

210
00:10:53,915 --> 00:10:58,051
‫اصلاً یادم نمیاد چه حسی داره.

211
00:10:59,687 --> 00:11:01,555
‫هنوزم بهم پول میدین؟

212
00:11:08,496 --> 00:11:12,966
‫مطمئنی که این تنها راه ارضا شدنته؟

213
00:11:13,001 --> 00:11:14,801
‫اگه من مطمئن نباشم، پس کی هست؟

214
00:11:20,275 --> 00:11:22,176
‫میشه بهش بگی از شیشه درست نشدم؟

215
00:11:23,210 --> 00:11:25,812
‫جینجر" از شیشه درست نشده".

216
00:11:32,253 --> 00:11:33,954
‫محکمتر.

217
00:11:33,988 --> 00:11:36,223
‫محکمتر!

218
00:11:36,257 --> 00:11:37,824
‫خدای من! محکمتر!

219
00:11:39,859 --> 00:11:42,095
‫داره میاد عزیزم. آره!

220
00:11:42,130 --> 00:11:43,864
‫خدای من! داره میاد!

221
00:11:45,900 --> 00:11:47,668
‫خدای من، آره!

222
00:11:52,140 --> 00:11:55,842
‫۴دقیقه و ۲۲ ثانیه.

223
00:11:55,877 --> 00:11:58,145
‫خیلی موثر.

224
00:11:58,179 --> 00:12:00,614
‫درسته. خوبه. هرکاری واسه علم، میکنم.

225
00:12:07,155 --> 00:12:10,557
‫مورین"، سوزن اصلاً تکون نخورده".

226
00:12:10,592 --> 00:12:12,226
‫جداً؟ حالا اینی که گفتی...

227
00:12:12,260 --> 00:12:14,061
‫قراره چیزی بگه که من متوجه بشم؟

228
00:12:14,095 --> 00:12:16,063
‫یعنی تظاهر به ارضا شدن کردی.

229
00:12:16,097 --> 00:12:19,066
‫،شش شب در هفته
‫چهارشنبه و شنبه هم صبح کار میکنم.

230
00:12:19,100 --> 00:12:22,236
‫تماشاگرای خوبی بودین.

231
00:12:31,879 --> 00:12:35,382
‫پرستار "رایلی"، فوراً یه ویلچر بیارین.

232
00:12:36,684 --> 00:12:38,418
‫برات یه آپارتمان توی محوطه‌ی دانشگاه پیدا کردن؟

233
00:12:38,453 --> 00:12:40,687
‫به درد بخورـه...
‫نزدیک بیمارستانه...

234
00:12:40,722 --> 00:12:44,224
‫جایی که توقع دارم بیشتر وقتم رو بگذرونم.

235
00:12:44,259 --> 00:12:46,126
‫"ویرجینیا".

236
00:12:46,160 --> 00:12:48,161
‫"روپوش برای دکتر "دی‌پاول.

237
00:12:49,864 --> 00:12:52,366
‫- دکتر؟
‫- "لومین دی‌پاول"...

238
00:12:52,400 --> 00:12:57,771
‫از بخت خوبمون تونستیم ایشون رو
‫از "کورنل" به اینجا بیاریم.

239
00:12:57,805 --> 00:12:59,206
‫میخواستم اینجا رو بهتون نشون بدم...

240
00:12:59,240 --> 00:13:02,075
‫ولی یه مریض با رحِم افتاده منتظرمه.

241
00:13:02,110 --> 00:13:05,512
‫میتونم اطراف رو به دکتر "دی‌پاول" نشون بدم.

242
00:13:05,546 --> 00:13:08,715
‫خانم "مسترز" ببخشید که معطل شدین.

243
00:13:08,750 --> 00:13:10,550
‫محض رضای خدا، "لیبی" صدام کن.

244
00:13:10,585 --> 00:13:12,786
‫نمیخواد انقدر رسمی برخورد کنی.

245
00:13:12,820 --> 00:13:13,787
‫باید لباسمو...

246
00:13:13,821 --> 00:13:15,188
‫امروز فقط آزمایش خون میگیریم.

247
00:13:15,223 --> 00:13:20,527
‫بقیه‌ش رو فردا تا قبل از کلاهک‌گذاری انجام میدیم.

248
00:13:20,561 --> 00:13:22,462
‫چیزای با ارزش، به راحتی به دست نمیان.

249
00:13:22,497 --> 00:13:25,432
‫ظاهراً برای بقیه آسونتره.

250
00:13:25,466 --> 00:13:27,200
‫پرستارا همه به جنب و جوش افتاده بودن...

251
00:13:27,235 --> 00:13:30,203
‫راجع به همون زن حامله که با خودت آوردی.

252
00:13:30,238 --> 00:13:31,471
‫واقعاً چهارقلوئه؟

253
00:13:31,506 --> 00:13:33,106
‫نزدیک بود غش کنه...

254
00:13:33,141 --> 00:13:35,208
‫وقتی بهش گفتم چهارقلو داره.

255
00:13:35,243 --> 00:13:37,778
‫داره طبقه پایین استراحت میکنه.

256
00:13:37,812 --> 00:13:39,079
‫یه کم قراره درد بگیره.

257
00:13:40,515 --> 00:13:42,616
‫خواهش میکنم بگو که به بزرگی یه خونه‌س.

258
00:13:42,650 --> 00:13:44,384
‫با یه گاراژ چهار ماشینه.

259
00:13:46,054 --> 00:13:47,354
‫اگه نمیتونه چهارتا رو تحمل کنه...

260
00:13:47,388 --> 00:13:50,490
‫خوشحال میشم زحمت یکیشو کم کنم براش.

261
00:13:50,525 --> 00:13:54,328
‫دوباره همون داستان خواهران "برت" شروع میشه.

262
00:13:54,362 --> 00:13:56,596
‫چهارقلوهای اهل تگزاس؟

263
00:13:56,631 --> 00:14:02,469
‫توی همه‌ی مجله‌ها بود...
‫"دیدن"، "زندگی"، "داستان واقعی".

264
00:14:02,503 --> 00:14:04,271
‫جداً؟

265
00:14:04,305 --> 00:14:07,307
‫یه مقاله‌ی کامل هم توی مجله‌ی "روز زنان" بود...

266
00:14:07,342 --> 00:14:11,511
‫عکس رنگی از چهارتا دخترا و دکترشون.

267
00:14:11,546 --> 00:14:16,149
‫درست شبیه "مونتگومری کلیفت" بود.
‫(بازیگر معروف دهه‌ی شصت آمریکا)

268
00:14:16,184 --> 00:14:17,484
‫یکی از دوستان زمان دانشگاهم هست که...

269
00:14:17,518 --> 00:14:19,820
‫صفحه‌ی محلی روزنامه‌ی "سنت لوئیس" رو مینویسه.

270
00:14:19,854 --> 00:14:22,589
‫کلوب ناهار "کیوانیز"، حیوانات گمشده.

271
00:14:22,623 --> 00:14:25,459
‫واسه یه همچین داستانی خودشو میکُشه.

272
00:14:25,493 --> 00:14:27,494
‫هیچی به اسم تبلیغات بد وجود نداره.

273
00:14:27,528 --> 00:14:29,262
‫البته که هست... مُرده زایی.

274
00:14:29,297 --> 00:14:32,499
‫میدونی آمار مرگ و میر
‫توی چند قلو باردار بودن، چقدره؟

275
00:14:32,533 --> 00:14:33,667
‫مرغ که نمیشمریم.

276
00:14:33,701 --> 00:14:36,036
‫قول میدم از پسش برمیام.

277
00:14:36,070 --> 00:14:37,204
‫مسترز" عمل رو انجام میده".
‫پرونده‌ی پر خطریه.

278
00:14:37,238 --> 00:14:38,438
‫پرونده‌ی پر خطر خودمه.

279
00:14:43,444 --> 00:14:47,914
‫تخصصم تا شش ماه دیگه میاد.

280
00:14:47,949 --> 00:14:51,785
‫میخوام که جزء پرسنل باشم.

281
00:14:51,819 --> 00:14:53,086
‫شما هم یه زمانی دکتر جوونی بودین.

282
00:14:53,121 --> 00:14:55,155
‫آره توی دوران اول زمین‌شناسی.

283
00:14:55,189 --> 00:14:58,658
‫پا به پای "بیل مسترز" اومدم...

284
00:14:58,693 --> 00:14:59,926
‫حدود یک سال و نیم.

285
00:14:59,961 --> 00:15:01,995
‫هرچیزی که برای آموزش داشت رو یاد گرفتم.

286
00:15:02,029 --> 00:15:06,233
‫خب، به اندازه‌ی کافی مغرور هستی.

287
00:15:06,267 --> 00:15:08,735
‫شاید بالاخره یه چیزی از "بیل" یاد گرفته باشی.

288
00:15:10,705 --> 00:15:12,139
‫باشه.

289
00:15:12,173 --> 00:15:13,306
‫چهارقلوها مال تو.

290
00:15:13,341 --> 00:15:17,577
‫ولی تا قبل از اینکه به دنیا بیان
‫به هیچ رسانه‌ای نمیگی.

291
00:15:17,612 --> 00:15:20,781
‫میخوام که "مسترز" به عنوان دستیارت اونجا باشه.

292
00:15:20,815 --> 00:15:23,650
‫فهمیدی؟

293
00:15:23,684 --> 00:15:25,852
‫البته.

294
00:15:29,857 --> 00:15:31,391
‫کافه تریا تا هشت بازــه.

295
00:15:31,426 --> 00:15:33,427
‫خیلی غذاش خوب نیست...

296
00:15:33,461 --> 00:15:36,296
‫ولی پودینگ شکلاتیش بد نیست.

297
00:15:36,330 --> 00:15:38,698
‫بخش شرقی هم اونجاس.

298
00:15:38,733 --> 00:15:43,270
‫بخش روانپزشکی، استخوان‌درمانی و
‫یه چیزی به اسم حجامت.

299
00:15:43,304 --> 00:15:45,071
‫ازم نپرس اونجا چه اتفاقی میافته.

300
00:15:45,106 --> 00:15:47,240
‫فصد رگ.

301
00:15:47,275 --> 00:15:50,977
‫فصد رگ، درسته.

302
00:15:51,012 --> 00:15:55,081
‫دکتر، برای چی "کورنل" رو ترک کردین؟

303
00:15:55,116 --> 00:15:58,652
‫خنده‌داره که طب زنان بیشتر دست دکترهای مردــه.

304
00:15:58,686 --> 00:16:00,220
‫بله.

305
00:16:00,254 --> 00:16:03,190
‫اینجا هم قحطی رجال نیست.

306
00:16:03,224 --> 00:16:05,625
‫خوبه برای تنوع هم که شده
‫یه زن توی روپوش ببینیم.

307
00:16:05,660 --> 00:16:07,127
‫دکتر...

308
00:16:07,161 --> 00:16:10,030
‫"کار کردن با دکتر "مسترز...

309
00:16:10,064 --> 00:16:12,232
‫با یه امتیازاتی همراهه...

310
00:16:12,266 --> 00:16:15,402
‫آزمایشات فوری، دسترسی به تجهیزات...

311
00:16:15,436 --> 00:16:18,338
‫پس اگه هرکاری بود که از دستم برمیومد تا...

312
00:16:18,372 --> 00:16:20,507
‫قهوه لازم دارم.

313
00:16:22,910 --> 00:16:25,545
‫- با شکر؟
‫- تلخ.

314
00:16:33,187 --> 00:16:34,221
‫چطوری؟

315
00:16:38,359 --> 00:16:41,361
‫به خودم این اجازه رو دادم که
‫بعضی از سوالا رو عوض کنم...

316
00:16:41,395 --> 00:16:43,230
‫اونایی که به نظر میومد به درد نمیخورن.

317
00:16:43,264 --> 00:16:44,598
‫اشکالی نداره اونارو بپرسم؟

318
00:16:44,632 --> 00:16:46,933
‫مثل اینکه بهترین خصوصیتته.

319
00:16:46,968 --> 00:16:48,435
‫کنار اومدن با دخترا؟

320
00:16:48,469 --> 00:16:51,371
‫اجازه دادن به خودت.

321
00:16:51,405 --> 00:16:52,405
‫سن؟

322
00:16:52,440 --> 00:16:54,274
‫هفته‌ی دیگه ۲۰ ساله میشم.

323
00:16:57,078 --> 00:16:59,246
‫قاعدتاً از لحاظ جنسی، فعال هستین.

324
00:16:59,280 --> 00:17:03,683
‫از اونجایی که کارتون به سکس کردن مربوط میشه...

325
00:17:03,718 --> 00:17:06,052
‫از مقاربت داشتن، لذت میبرین؟

326
00:17:06,087 --> 00:17:07,988
‫به یه نحوی.

327
00:17:08,022 --> 00:17:12,225
‫از مقاربت، پول گیرم میاد.
‫با پول هم لذت میبرم.

328
00:17:12,260 --> 00:17:14,761
‫میخواین بدونین که ارضا میشم؟

329
00:17:14,795 --> 00:17:16,396
‫میشین؟

330
00:17:16,430 --> 00:17:19,165
‫بعضی از لذت‌ها رو حتی نمیشه با پول خرید.

331
00:17:26,641 --> 00:17:29,275
‫اولین ارتباطت با سکس چیه؟

332
00:17:31,812 --> 00:17:33,179
‫لنگر.

333
00:17:33,214 --> 00:17:34,814
‫ببخشید؟

334
00:17:34,849 --> 00:17:38,018
‫توی "واهینا" پیش عموم زندگی میکردم.

335
00:17:38,052 --> 00:17:40,587
‫یه کاغذ دیواری توی اتاقم بود...

336
00:17:40,621 --> 00:17:44,591
‫آبی روشن با لنگرهای کوچیک.

337
00:17:44,625 --> 00:17:47,994
‫عموم خیلی منو دوست نداشت تا اینکه لاغر شدم.

338
00:17:48,029 --> 00:17:50,764
‫بعد از اون دیگه خیلی گنده نبودم.

339
00:17:52,233 --> 00:17:53,867
‫دستمو محکم میگرفت.

340
00:17:53,901 --> 00:17:57,637
‫به اون لنگرها نگاه میکردم و به ملحق شدن
‫به نیروی دریایی فکر میکردم...

341
00:17:57,672 --> 00:17:59,039
‫تا دنیا رو ببینم.

342
00:17:59,073 --> 00:18:02,342
‫کسی بهم نگفت که دخترا رو قبول نمیکنن.

343
00:18:04,178 --> 00:18:08,148
‫والدینت چی شدن؟

344
00:18:08,182 --> 00:18:11,151
‫خاله...

345
00:18:11,185 --> 00:18:12,752
‫فقط یه عمو داشتم. همین.

346
00:18:14,922 --> 00:18:17,991
‫،اگه میخواین راجع به سکس بدونین
‫باید با اون حرف بزنین.

347
00:18:18,025 --> 00:18:20,126
‫همه چیزو اون بهم یاد داد.

348
00:18:24,532 --> 00:18:25,832
‫بازم سوالی هست؟

349
00:18:25,866 --> 00:18:27,701
‫هیچی. مرسی.

350
00:18:27,735 --> 00:18:32,005
‫بهتره که به آزمایشمون برسیم.

351
00:18:37,712 --> 00:18:40,380
‫آره، همونجا.
‫آره، خودشه.

352
00:18:41,882 --> 00:18:44,317
‫لعنتی!

353
00:18:53,194 --> 00:18:54,761
‫- بهت حال میده؟
‫- آره.

354
00:18:56,464 --> 00:18:58,465
‫آماس شیـــ....

355
00:18:58,499 --> 00:19:00,800
‫- آماس شیپوری.
‫- آماس شیپوری.

356
00:19:00,835 --> 00:19:03,637
‫یکی از این دخترا هست که صحیح و سالم باشه؟

357
00:19:03,671 --> 00:19:05,105
‫هیچکدوم.

358
00:19:05,139 --> 00:19:08,541
‫هشت مورد التهاب غدد سکین و
‫سوزاک مشاهده کردم...

359
00:19:08,576 --> 00:19:13,279
‫عفونت رحِمی هم که بینشون شایع‌ــه.

360
00:19:13,314 --> 00:19:19,119
‫دقیقاً اون جامعه‌ی آماری وسیعی که
‫مد نظرم بود، نیستن.

361
00:19:19,153 --> 00:19:22,922
‫،تازه داریم نصف داستان رو نادیده میگیرم
‫چون هیچ مردی توی تحقیق نیست.

362
00:19:26,761 --> 00:19:28,595
‫آره!

363
00:19:28,629 --> 00:19:31,398
‫آوردن چندتا مرد به اینجا چقدر سخته؟

364
00:19:31,432 --> 00:19:33,299
‫پرسیدم.
‫مشتریا قابل دسترسی نیستن.

365
00:19:33,334 --> 00:19:36,169
‫،کِی چیزهای غیرقابل دسترسی
‫جلوی ما رو گرفته؟

366
00:19:36,203 --> 00:19:37,570
‫جلوی تو رو.

367
00:19:39,540 --> 00:19:41,041
‫- باشه. برو "بتی" رو بیار.
‫- نمیتونم.

368
00:19:41,075 --> 00:19:44,644
‫توی بیمارستانه.
‫برای عمل فردا داره استراحت میکنه.

369
00:19:45,713 --> 00:19:47,247
‫حالا ازم درخواست داری...

370
00:19:47,281 --> 00:19:49,549
‫موقعی که میخوای مثل کنسرو ماهی، منو باز کنی؟

371
00:19:49,583 --> 00:19:51,217
‫اگه مهم نبود ازت نمیخواستم.

372
00:19:51,252 --> 00:19:52,686
‫بیشتر شبیه اخاذی‌ــه.

373
00:19:52,720 --> 00:19:55,255
‫کاری که خودت بهش واردی.

374
00:19:55,289 --> 00:19:57,123
‫چندتا مرد لازم داری؟

375
00:19:57,158 --> 00:19:59,459
‫خب کلی نمونه دیدم که از اون در میان تو.

376
00:19:59,493 --> 00:20:03,329
‫فقط میخوام تمیز، سالم و
‫از لحاظ آماری حد وسط باشن.

377
00:20:03,364 --> 00:20:04,864
‫باشه.

378
00:20:04,899 --> 00:20:07,734
‫پس منو برسون به یه تلفن قبل از اینکه بازم کنی.

379
00:20:07,768 --> 00:20:09,569
‫به پرستارا میگم ترتیبشو بدن.

380
00:20:09,603 --> 00:20:11,471
‫توی اتاق میبینمت.

381
00:20:14,308 --> 00:20:15,842
‫عمل خیلی طول نمیکشه.

382
00:20:17,344 --> 00:20:18,912
‫حالت خوب میشه.

383
00:20:24,118 --> 00:20:29,055
‫اینجوری میتونیم قبل از اینکه شکم رو باز کنیم...

384
00:20:29,090 --> 00:20:30,890
‫داخلش رو ببینیم.

385
00:20:30,925 --> 00:20:34,227
‫دوستت خیلی پرحرف‌ــه...

386
00:20:34,261 --> 00:20:36,730
‫همونی که از طرف روزنامه بود.

387
00:20:36,764 --> 00:20:39,632
‫یه عکس برای مسابقه میخواست.

388
00:20:39,667 --> 00:20:41,801
‫مسابقه؟

389
00:20:41,836 --> 00:20:43,737
‫برای چهارقلوها اسم بذارین.

390
00:20:43,771 --> 00:20:45,905
‫برنده یه نان برشته کن مجانی میگیره.

391
00:20:45,940 --> 00:20:47,240
‫نه، نه، نه، نه.

392
00:20:47,274 --> 00:20:49,475
‫بهش گفتم که تا قبل از زایمان نباید کاری بکنه.

393
00:20:50,244 --> 00:20:51,811
‫این جریانات باید متوقف بشه.
‫دیگه تلفن جواب نمیدی.

394
00:20:51,846 --> 00:20:54,414
‫برام مهم نیست که این تلفن تا صبح زنگ بخوره.

395
00:20:54,448 --> 00:20:55,615
‫خودم این داستان روزنامه رو حل میکنم.

396
00:20:55,649 --> 00:20:56,583
‫اپراتور.
‫با کجا میخواین تماس بگیرین.

397
00:20:56,617 --> 00:20:57,884
‫یه تماس خارجی لازم دارم.

398
00:21:03,424 --> 00:21:05,291
‫جای زخم؟

399
00:21:05,326 --> 00:21:08,128
‫منقبض کننده.

400
00:21:08,162 --> 00:21:10,630
‫خدای من، اینا همش عفونت رحِم‌ــه؟

401
00:21:10,664 --> 00:21:13,133
‫آره. شایعات میگه که قبلاً کاسبی میکرده.

402
00:21:13,167 --> 00:21:14,968
‫حداقل روی پشتش راحته.

403
00:21:16,137 --> 00:21:17,337
‫از اتاق برین بیرون.

404
00:21:17,371 --> 00:21:23,076
‫- چی؟
‫- هر جفتتون برین بیرون.

405
00:21:23,110 --> 00:21:26,779
‫از کِی تا حالا نمیتونیم به یه جنده‌ی پیر تیکه بندازیم؟

406
00:21:28,516 --> 00:21:30,116
‫تیغ شماره ده.

407
00:21:40,694 --> 00:21:44,230
‫سلام. به جراحی "بیل" سر زدم.

408
00:21:44,265 --> 00:21:47,267
‫قرار بود یه ساعت باشه.
‫حالا میگن که چهار ساعت میشه.

409
00:21:47,301 --> 00:21:48,968
‫قبلاً توی نصف...

410
00:21:49,003 --> 00:21:51,070
‫مادران باردار "میسوری" به "بیل" کمک میکردم.

411
00:21:51,105 --> 00:21:53,573
‫میشه یه دقیقه بشینی؟

412
00:21:53,607 --> 00:21:56,810
‫۱۲ساعت دیگه، بعدش میتونم توی خونه بخوابم.

413
00:21:56,844 --> 00:21:59,946
‫البته.

414
00:22:08,222 --> 00:22:10,790
‫یه تلویزیون توی اتاق استراحت دکترا هست.

415
00:22:10,825 --> 00:22:11,991
‫میتونم بدزدمش...

416
00:22:12,026 --> 00:22:14,694
‫و بیارمش اینجا قبل از اینکه پرستار "پرت" منو ببینه.

417
00:22:14,728 --> 00:22:16,696
‫نمیتونیم به "بیل" بگیم.

418
00:22:16,730 --> 00:22:20,166
‫،وقتی که بحث قوانین بیمارستان وسط میاد
‫مثل نگهبانا میشه.

419
00:22:20,201 --> 00:22:22,335
‫البته بجز زمانی که خودش قانون شکنی میکنه.

420
00:22:22,369 --> 00:22:23,736
‫مسلماً اون نگاه حق به جانب...

421
00:22:23,771 --> 00:22:27,507
‫بیل مسترز" رو بهم میکنه به خاطر کش رفتن تلویزیون".

422
00:22:31,178 --> 00:22:35,315
‫نباید بخندم.
‫نباید تکون بخورم.

423
00:22:35,349 --> 00:22:37,250
‫نباید حتی کار هم بکنی.

424
00:22:37,284 --> 00:22:38,518
‫چی مینویسی؟

425
00:22:38,552 --> 00:22:41,921
‫اگه بهت بگم، میافتی تو کُما.

426
00:22:41,956 --> 00:22:44,424
‫یه قرار گل‌آراییه.

427
00:22:44,458 --> 00:22:47,327
‫برای مراسم ناهار توی کلیسا باید گل‌آرایی کنم.

428
00:22:48,963 --> 00:22:51,497
‫کاشکی میتونستم به این چیزا جواب منفی بدم.

429
00:22:51,532 --> 00:22:54,567
‫نمیتونم سه شاخه گل بذارم توی گلدون
‫بدون اینکه شبیه مراسم ختم بشه.

430
00:22:54,602 --> 00:22:55,969
‫بعضیا بچه‌دار میشن.

431
00:22:56,003 --> 00:22:57,570
‫منم یه جدول میز و صندلی دارم...

432
00:22:57,605 --> 00:23:00,673
‫و همینطور یه رحِم نابارور.

433
00:23:07,815 --> 00:23:09,382
‫منقبض کننده.

434
00:23:09,416 --> 00:23:12,852
‫یه کم بیشتر باز کن.
‫زودباش.

435
00:23:15,022 --> 00:23:18,458
‫تیغ.

436
00:23:22,363 --> 00:23:23,496
‫"دکتر "مسترز.

437
00:23:25,466 --> 00:23:26,699
‫"دکتر "مسترز!

438
00:23:32,773 --> 00:23:34,407
‫ببندینش.

439
00:23:41,582 --> 00:23:43,349
‫حالش خوب میشه؟

440
00:23:43,384 --> 00:23:44,617
‫کی؟

441
00:23:44,652 --> 00:23:46,653
‫بتی"ـه من".

442
00:23:46,687 --> 00:23:50,390
‫جین"ــم، نامزدش".

443
00:23:50,424 --> 00:23:52,858
‫بهم نگو که ترکیده.

444
00:23:53,928 --> 00:23:57,096
‫آپاندیسش؟

445
00:23:57,131 --> 00:23:58,564
‫آپاندیسش مشکلی نداره.

446
00:24:03,237 --> 00:24:05,305
‫ازم قول گرفت که اینجا نیام.

447
00:24:05,339 --> 00:24:07,573
‫گفت انقدر نگران میشم که زخم معده میگیرم.

448
00:24:07,608 --> 00:24:09,409
‫نیازی نیست نگران بشین.

449
00:24:09,443 --> 00:24:11,911
‫خدایا شکرت.

450
00:24:11,946 --> 00:24:14,347
‫آره.

451
00:24:15,749 --> 00:24:17,784
‫نقشه‌های بزرگی برای "بتی" و خودم دارم...

452
00:24:17,818 --> 00:24:19,786
‫سه تا دختر، سه تا پسر.

453
00:24:19,820 --> 00:24:22,522
‫احتمالاً یه سگ هم بگیریم.

454
00:24:22,556 --> 00:24:23,756
‫میتونم بهش سر بزنم؟

455
00:24:23,791 --> 00:24:24,958
‫بذار اول باهاش صحبت کنم.

456
00:24:24,992 --> 00:24:26,592
‫باشه.

457
00:24:26,627 --> 00:24:29,395
‫میدونی، "بتی" دورغ نمیگفت...

458
00:24:29,430 --> 00:24:32,765
‫بهترین دکتر توی "سنت لوئیس"، ها؟

459
00:24:32,800 --> 00:24:34,400
‫ها؟

460
00:24:38,372 --> 00:24:39,572
‫بشین.

461
00:25:03,130 --> 00:25:05,064
‫به خاطر لوله‌ی تنفس‌ــه.

462
00:25:05,099 --> 00:25:08,434
‫یه کم درد، طبیعیه.
‫آب بهت کمک میکنه.

463
00:25:18,445 --> 00:25:24,517
‫آماس شیپوری مزمن داری.

464
00:25:24,551 --> 00:25:28,921
‫التهاب لوله‌های فلوپیان که
‫به خاطر عفونت رحِم بوجود اومده.

465
00:25:30,457 --> 00:25:34,027
‫احتمالاً میتونستم انسداد رو بردارم...

466
00:25:34,061 --> 00:25:37,764
‫ولی آسیب بافتی...

467
00:25:37,798 --> 00:25:39,866
‫خیلی زیاد بود.

468
00:25:41,902 --> 00:25:46,305
‫برات امکان نداشت که باردار بشی.

469
00:25:46,340 --> 00:25:47,907
‫متاسفم.

470
00:25:57,284 --> 00:25:59,652
‫سوءاستفاده از منابع بیمارستان بود...

471
00:25:59,686 --> 00:26:01,587
‫همینطور اتلاف وقت خودم.

472
00:26:01,622 --> 00:26:03,689
‫هرکاری که میتونستی برای کمک بهش کردی.

473
00:26:03,724 --> 00:26:05,491
‫مطمئنم که اینو میدونه.

474
00:26:05,526 --> 00:26:10,863
‫همش به خاطر جمع‌آوری یه سری داده‌ی منحرف
‫از یه خونه‌ پر از آدم منحرف.

475
00:26:10,898 --> 00:26:14,367
‫چیزی که مهمه اینه که سر قولت ایستادی...

476
00:26:14,401 --> 00:26:16,536
‫"همینطور "بتی.

477
00:26:16,570 --> 00:26:22,174
‫امشب نمونه‌ی مذکر هم داریم و
‫فکر میکنم که راضی بشی.

478
00:26:43,130 --> 00:26:45,631
‫"دکتر "فرانکشتاین.

479
00:26:59,046 --> 00:27:02,415
‫فعلاً نیازی نیست شلوارتو دربیاری.

480
00:27:02,449 --> 00:27:03,950
‫فکر کردم ازم میخواین...

481
00:27:03,984 --> 00:27:06,319
‫اول قراره صحبت کنیم.

482
00:27:06,353 --> 00:27:07,353
‫باید همدیگه رو بشناسیم.

483
00:27:07,387 --> 00:27:08,855
‫مثل قرار؟

484
00:27:08,889 --> 00:27:13,359
‫بعدش دکتر "مسترز" برای تحقیق
‫بهتون سیم وصل میکنه.

485
00:27:16,296 --> 00:27:17,396
‫آره.

486
00:27:25,372 --> 00:27:26,973
‫چی؟

487
00:27:27,007 --> 00:27:29,842
‫راستشو بخواین، اون چیزی که توقع داشتم نیستین.

488
00:27:29,877 --> 00:27:32,311
‫زیادی خوشتیپم؟

489
00:27:32,346 --> 00:27:36,549
‫منظورم این بود که...

490
00:27:36,583 --> 00:27:39,519
‫قیافه‌تون شبیه کسی نیست که
‫برای سکس کردن، پول بده.

491
00:27:39,553 --> 00:27:41,587
‫پول نمیدم. مردا بهم پول میدن.

492
00:27:41,622 --> 00:27:44,991
‫توی هتل "کومودور" توی مرکز شهر کار میکنم.

493
00:27:45,025 --> 00:27:48,794
‫جلق بزنم ولی حواسم باشه سیم رو نکنم.

494
00:27:48,829 --> 00:27:50,263
‫فهمیدم.

495
00:27:50,297 --> 00:27:52,632
‫این سیم‌ها، ولتاژ ضربان قلبتو...

496
00:27:52,666 --> 00:27:56,869
‫به یه نشانه‌گذار روی کاغذ منتقل میکنه.

497
00:27:56,904 --> 00:27:59,005
‫تصویر میکشه؟

498
00:27:59,039 --> 00:28:02,675
‫امواجی رو ترسیم میکنه که از روی اونا...

499
00:28:02,709 --> 00:28:06,879
‫درمورد فیزیولوژی خودارضایی و خود سکس...

500
00:28:06,914 --> 00:28:11,684
‫وسیعتر میفهمیم.

501
00:28:11,718 --> 00:28:13,653
‫چقدر وسیع؟

502
00:28:13,687 --> 00:28:16,889
‫قراره درمورد سکس واقعی تحقیق کنی؟

503
00:28:16,924 --> 00:28:18,724
‫بالاخره.

504
00:28:18,759 --> 00:28:20,793
‫سکس عجیب، چی؟

505
00:28:23,096 --> 00:28:25,431
‫پس شما...

506
00:28:26,755 --> 00:28:29,068
‫- اُب دارم؟
‫- همجنسگرایی.

507
00:28:29,102 --> 00:28:32,705
‫خب، مردا رو میکنم...

508
00:28:33,549 --> 00:28:35,664
‫یا بیشتر اوقات به مردا میدم.

509
00:28:36,179 --> 00:28:37,736
‫بستگی به طرف داره.

510
00:28:37,771 --> 00:28:40,213
‫و...

511
00:28:40,247 --> 00:28:45,952
‫تحریکتون میکنه...
‫وقتی که مفعولین؟

512
00:28:45,986 --> 00:28:49,388
‫بستگی به مشتری و حالت سکس داره.

513
00:28:49,423 --> 00:28:51,495
‫بیشتر دوست دارم به پشت بخوابم.

514
00:28:51,530 --> 00:28:56,459
‫حالت قرارگیری زیر فاعل.

515
00:28:56,494 --> 00:28:58,328
‫متاسفانه متوجه نمیشم.

516
00:28:58,363 --> 00:29:01,006
‫خدای من، خیلی ساده‌ای.

517
00:29:01,768 --> 00:29:06,127
‫مردا همیشه پول میدن که تماشا کنن.

518
00:29:06,162 --> 00:29:07,367
‫تو دانشمندی.

519
00:29:07,402 --> 00:29:12,079
‫نظرت چیه برم "کارل" رو صدا کنم و نشونت بدم.

520
00:29:44,911 --> 00:29:48,214
‫خب، مثل اینکه یه جلسه‌ی مفید داشتی.

521
00:29:50,017 --> 00:29:54,453
‫غیر ممکنه که تحقیقات رو اینجا ادامه بدیم.

522
00:29:54,488 --> 00:29:57,590
‫نمونه برداری شدیداً یکطرفه‌ـست.

523
00:29:57,624 --> 00:29:58,924
‫یکطرفه؟

524
00:29:58,959 --> 00:30:01,160
‫فاحشه‌ها.

525
00:30:01,194 --> 00:30:03,095
‫همجنسگراها.

526
00:30:03,130 --> 00:30:07,133
‫سه مدل انحراف از حالت معیار دارن.

527
00:30:07,167 --> 00:30:10,670
‫نمیتونی یه مدل فیزیولوژی نرمال رو با یه سری...

528
00:30:10,704 --> 00:30:15,374
‫آدم ناجور و نامتعارف، استنباط کنی.

529
00:30:16,610 --> 00:30:21,180
‫خیلی خیلی از هدفمون دوریم...

530
00:30:21,214 --> 00:30:24,583
‫حتی اثری هم ازش نمیبینیم.

531
00:30:26,520 --> 00:30:28,321
‫خب، چیکار باید بکنیم؟

532
00:30:31,158 --> 00:30:33,192
‫نمیدونم.

533
00:30:33,226 --> 00:30:35,961
‫"مطمئنم گند میزنی بهش، "بیل.

534
00:30:35,996 --> 00:30:38,263
‫نباید خیلی سر این انبر به خودت فشار بیاری.

535
00:30:38,298 --> 00:30:40,499
‫بابات هیچوقت بهت یاد نداده چجوری کباب درست کنی؟

536
00:30:40,533 --> 00:30:42,868
‫خیلی اهل بیرون و پیک‌نیک نیست.

537
00:30:44,037 --> 00:30:46,605
‫حالا که...

538
00:30:46,640 --> 00:30:49,008
‫یه مدرک پزشکی توی دستت داری...

539
00:30:49,042 --> 00:30:50,476
‫میخوای چجوری ازش استفاده کنی.

540
00:30:53,279 --> 00:30:58,217
‫اگه یه نفر واقعاً بخواد...

541
00:30:58,251 --> 00:31:02,588
‫علم تمایلات جنسی انسان رو پیگیری کنه...

542
00:31:02,622 --> 00:31:05,190
‫دوباره شروع نکن.
‫فکر میکردم راجع بهش حرف زدیم.

543
00:31:05,225 --> 00:31:06,625
‫ولی اگه یه نفر اینکارو کرده بود چی؟

544
00:31:06,660 --> 00:31:07,960
‫چون اون یه نفر دیوونه شده؟

545
00:31:07,994 --> 00:31:09,595
‫چون اون یه نفر تصمیمشو گرفته، میدونی؟

546
00:31:09,629 --> 00:31:13,265
‫چطوری اون یه نفر باید بره سراغش؟

547
00:31:15,735 --> 00:31:19,038
‫بیخیال. فقط فرض کن.

548
00:31:19,072 --> 00:31:23,108
‫اول از همه باید یه کم سن و سالت بیشتر بشه.

549
00:31:23,143 --> 00:31:25,678
‫یه مرد جوون توی دهه‌ی سوم زندگیش، از اینکارا بکنه...

550
00:31:25,712 --> 00:31:27,212
‫بهت اَنگ منحرف حشری میزنن.

551
00:31:27,247 --> 00:31:29,448
‫خب، چه سنی؟

552
00:31:29,482 --> 00:31:32,951
‫حداقل چهل سال...

553
00:31:32,986 --> 00:31:38,691
‫باید یه تحقیق توی یه
‫بیمارستان آموزشی رده بالا، به سرانجام برسونی...

554
00:31:38,725 --> 00:31:40,392
‫یه تحقیق توی یه زمینه‌ی قابل احترام.

555
00:31:40,427 --> 00:31:41,794
‫اورولوژی؟
‫(مربوط به بیماریهای دستگاه تناسلی)

556
00:31:41,828 --> 00:31:43,495
‫مامایی.

557
00:31:43,530 --> 00:31:47,900
‫باید یه تصویر تر و تمیز هم از
‫خودت نشون بدی، یه خانواده‌ی خوب.

558
00:31:47,934 --> 00:31:50,969
‫یعنی باید زن بگیری.

559
00:31:51,004 --> 00:31:53,505
‫اگه "کاورلاین" کنار کشیده، باید یه شب مرخصی بگیری.

560
00:31:53,540 --> 00:31:54,807
‫به یه پرستار درخواست بده.

561
00:31:54,841 --> 00:31:56,909
‫نه، فکر کن داری تحقیق میکنی.

562
00:31:56,943 --> 00:31:58,977
‫منتظر دختر مناسبم.

563
00:32:02,182 --> 00:32:03,582
‫همبرگر هم داریم؟

564
00:32:03,616 --> 00:32:06,318
‫آره، داریم.

565
00:32:06,352 --> 00:32:09,421
‫"دنیا خیلی با آدمای تک رو، کنار نمیاد "بیل.

566
00:32:09,456 --> 00:32:13,625
‫میخوای یه زندگی خلاف عُرف داشته باشی...

567
00:32:13,660 --> 00:32:16,494
‫باید یاد بگیری چجوری از دید بقیه مخفی بشی.

568
00:32:19,132 --> 00:32:22,367
‫"رئیس پلیس "دانکان"، اسقف اعظم "پیتر اُرایلی...

569
00:32:22,402 --> 00:32:24,570
‫"دیوید انهایزر"، "وایت بوش"...

570
00:32:24,604 --> 00:32:27,506
‫"ریچارد آمبرگ" از روزنامه‌ی "سنت لوئیس"...

571
00:32:27,540 --> 00:32:29,508
‫و کل هفت عضو هیئت امنا...

572
00:32:29,542 --> 00:32:31,176
‫با "دونالد موریس" شروع کن.

573
00:32:31,211 --> 00:32:33,879
‫با این اسما قراره چیکار کنیم؟

574
00:32:33,913 --> 00:32:36,482
‫توی این ۱۲ سالی که توی دانشگاه واشینگتون بودم...

575
00:32:36,516 --> 00:32:38,283
‫سه هزار بچه به دنیا آوردم.

576
00:32:38,318 --> 00:32:40,986
‫به افراد مهم این جامعه، خانواده دادم...

577
00:32:41,020 --> 00:32:42,154
‫و حالا این مردا قراره بهم کمک کنن.

578
00:32:43,656 --> 00:32:45,624
‫توی چی؟

579
00:32:45,658 --> 00:32:48,227
‫هنوز نمیدونم ولی "اسکالی" به اینا گوش میده.

580
00:32:48,261 --> 00:32:51,329
‫ارزشم توی بیمارستان رو به "اسکالی" یادآوری میکنن.

581
00:32:52,298 --> 00:32:53,465
‫بهت گفتم که از مریضم و این بیمارستان فاصله بگیر.

582
00:32:53,500 --> 00:32:56,735
‫نظرت چیه به پلیس زنگ بزنم؟

583
00:32:59,139 --> 00:33:02,241
‫چیزی در مورد پرونده‌ی چهارقلوها دارین بگین؟

584
00:33:02,275 --> 00:33:04,977
‫- چی؟
‫- چهارقلو، توی بیمارستان.

585
00:33:05,011 --> 00:33:07,212
‫با توجه به اینکه این اولین پرونده‌ی چهارقلو...

586
00:33:07,247 --> 00:33:08,680
‫توی بخش زایمان بیمارستانه...

587
00:33:08,715 --> 00:33:14,887
‫چه خطرهایی توی این پرونده وجود داره، دکتر "مسترز"؟

588
00:33:14,921 --> 00:33:18,157
‫یه زن ۳۰ساله که چهارقلو حامله‌س و یه شکم زاییده.

589
00:33:18,191 --> 00:33:19,925
‫احتمال قطع ناگهانی جنین...

590
00:33:19,959 --> 00:33:21,059
‫سه برابر میشه...

591
00:33:21,094 --> 00:33:22,728
‫مسمومیت خونی ۱۰ برابر میشه...

592
00:33:22,762 --> 00:33:24,096
‫فشار خونش پایدارــه.

593
00:33:24,130 --> 00:33:25,531
‫باید چند روز پیش زایمان میکرد.

594
00:33:25,565 --> 00:33:27,099
‫دکتر "هاس" میتونه زایمان رو از گالری نگاه کنه.

595
00:33:27,133 --> 00:33:28,600
‫پرونده‌ی منه.

596
00:33:28,635 --> 00:33:30,602
‫که نباید از همون اول قبولش میکردی.

597
00:33:30,637 --> 00:33:32,771
‫عمل پر خطری‌ــه.
‫اینم دانشجوی تخصص‌ــه.

598
00:33:32,806 --> 00:33:35,140
‫واسه همین بهش گفتم که تو رو
‫به عنوان دستیار انتخاب کنه.

599
00:33:35,175 --> 00:33:38,277
‫خب، اینو همین الان میشنوم.

600
00:33:41,214 --> 00:33:42,347
‫به اندازه‌ی کافی، کار نداری؟

601
00:33:42,382 --> 00:33:46,018
‫باید بیای اینجا و مریضم رو بدزدی؟

602
00:33:46,052 --> 00:33:47,619
‫میتونم این زایمان رو انجام بدم.

603
00:33:47,654 --> 00:33:49,121
‫بعدی مال تو.

604
00:34:05,638 --> 00:34:08,473
‫بگیرش.

605
00:34:13,680 --> 00:34:15,848
‫ببُر.

606
00:34:15,882 --> 00:34:19,384
‫ظاهراً توی بخش مامایی نیویورک کار میکرده.

607
00:34:19,419 --> 00:34:21,587
‫فکر میکنی بازم چیز جذاب داره.

608
00:34:21,621 --> 00:34:25,457
‫"منهتن" که نه... "ایتاکا".
‫تقریباً توی کانادائه.

609
00:34:27,327 --> 00:34:30,362
‫مدرکش رو از هاروارد گرفته...

610
00:34:30,396 --> 00:34:32,865
‫تخصص جراحیشو با "هالینجر" توی دانشگاه "پن" گرفته.

611
00:34:32,899 --> 00:34:35,400
‫توصیه‌نامه‌هاش رو خوندم...

612
00:34:35,435 --> 00:34:37,402
‫توش نوشته اگه چشمامو میبستم...

613
00:34:37,437 --> 00:34:39,671
‫نمیفهمیدم که زنه.

614
00:34:39,706 --> 00:34:41,673
‫با چشم باز هم نمیتونم بفهمم.

615
00:34:41,708 --> 00:34:44,710
‫فکر میکنم الهام‌بخش‌ــه، درواقع...

616
00:34:44,744 --> 00:34:48,347
‫یه زن روی پای خودش ایستاده.

617
00:34:48,381 --> 00:34:51,850
‫فقط باورم نمیشه که بغل منشی‌ها بهش جا دادن.

618
00:34:52,819 --> 00:34:55,420
‫خب برام مهم نیست کدوم مدرسه رفته.

619
00:34:55,455 --> 00:34:57,422
‫هیچ دکتر زنی اجازه نداره منو معاینه کنه.

620
00:34:57,457 --> 00:34:59,724
‫حتی فکرشم خوب نیست.

621
00:35:10,336 --> 00:35:11,937
‫کسی خونه نیست؟

622
00:35:15,174 --> 00:35:16,675
‫لیبی"؟"

623
00:35:21,547 --> 00:35:22,547
‫لیب"؟"

624
00:35:24,250 --> 00:35:26,518
‫لیب"؟"

625
00:35:26,552 --> 00:35:27,953
‫"جینی".

626
00:35:27,987 --> 00:35:29,588
‫در قفل نبود.
‫نمیخواستم سر زده بیام.

627
00:35:31,090 --> 00:35:33,091
‫نوش جون.

628
00:35:33,126 --> 00:35:35,961
‫خوشگله.

629
00:35:35,995 --> 00:35:39,331
‫روی ظرف، خوشگلتر میشد.

630
00:35:40,934 --> 00:35:43,944
‫مجبور نیستی بخوریش.

631
00:35:45,238 --> 00:35:46,772
‫نمیدونم چی بگم.

632
00:35:49,075 --> 00:35:50,442
‫ایده‌ی "بیل" بود.

633
00:35:50,476 --> 00:35:53,412
‫درگیر جراحی اون چهارقلوهاس...

634
00:35:53,446 --> 00:35:55,614
‫و نمیخواست که از گشنگی ضعف کنی.

635
00:35:58,318 --> 00:36:02,621
‫احتمالاً باید برگردم قبل اینکه یه
‫پرستار دیگه هم از دست بدم.

636
00:36:04,090 --> 00:36:06,224
‫کاری هست قبل رفتنم برات انجام بدم؟

637
00:36:08,361 --> 00:36:11,096
‫یه...

638
00:36:11,130 --> 00:36:14,232
‫یه جعبه توی طبقه‌ی بالائه کمدـه.

639
00:36:16,269 --> 00:36:18,603
‫همون سبزــه.

640
00:36:28,982 --> 00:36:31,883
‫خیلی بامزه‌ن.

641
00:36:36,222 --> 00:36:40,592
‫بردارشون و بده به مادر اون چهارقلوها.

642
00:36:40,626 --> 00:36:42,494
‫یه نفر بالاخره باید از اینا استفاده کنه.

643
00:36:42,528 --> 00:36:43,628
‫"لیبی".

644
00:36:43,663 --> 00:36:45,864
‫اینارو توی کشو "بیل" پیدا کردم.

645
00:36:45,898 --> 00:36:49,568
‫نتایج آماری نازایی بانوان‌ــه.

646
00:36:51,070 --> 00:36:54,740
‫برای وضعیت من، ۸ درصده.

647
00:36:54,774 --> 00:36:57,042
‫شانسم انقدره...

648
00:36:57,076 --> 00:36:59,978
‫هشت درصد شانس بارداری دارم.

649
00:37:00,013 --> 00:37:06,952
‫تمام این آزمایش‌ها و معالجات...
‫بیل" فقط میخواد منو راضی نگهداره".

650
00:37:08,087 --> 00:37:10,188
‫لیاقت داشتن یه خانواده رو داره.

651
00:37:10,223 --> 00:37:14,426
‫ولی به خاطر من هیچوقت این اتفاق نمیافته.

652
00:37:15,661 --> 00:37:17,162
‫نه. حقیقت نداره.

653
00:37:17,196 --> 00:37:19,798
‫منم خیلی احمقم.
‫لباس بچه خریدم.

654
00:37:19,832 --> 00:37:22,601
‫احمق نیستی، تقصیر تو هم نیست.
‫مشکل از "بیل"ــه.

655
00:37:31,811 --> 00:37:33,945
‫"مشکل از تو نیست، "لیبی.

656
00:37:33,980 --> 00:37:35,680
‫بیل" مشکل داره. مشکل از اونه".

657
00:37:35,715 --> 00:37:39,351
‫اونه که مشکل داره.

658
00:37:39,385 --> 00:37:44,122
‫شمارش اسپرمش...

659
00:37:44,157 --> 00:37:46,525
‫پرونده‌ت رو دیدم.

660
00:37:55,835 --> 00:37:59,004
‫خدای من.

661
00:37:59,038 --> 00:38:02,974
‫این.... نه.

662
00:38:05,144 --> 00:38:09,648
‫اتان" هم میدونه".
‫همه به جز من.

663
00:38:09,682 --> 00:38:12,818
‫نمیتونی چیزی به "بیل" بگی.

664
00:38:12,852 --> 00:38:14,920
‫خواهش میکنم، اگه بفهمه بهت گفتم...

665
00:38:14,954 --> 00:38:18,356
‫"متاسفم، "لیبی.

666
00:38:18,391 --> 00:38:23,695
‫فقط... درست نبود که خودتو سرزنش کنی.

667
00:38:36,209 --> 00:38:38,810
‫توی جنده خونه دنبالت گشتم.

668
00:38:45,618 --> 00:38:47,018
‫از کجا محل کارم رو پیدا کردی؟

669
00:38:47,053 --> 00:38:49,888
‫یکی دوبار توی محوطه‌ی دانشگاه بودم.

670
00:38:49,922 --> 00:38:53,091
‫به اون پروژه‌ی علمیت فکر میکردم.

671
00:38:53,126 --> 00:38:55,460
‫فکر کنم میتونم کمکت کنم.

672
00:38:55,495 --> 00:38:56,528
‫کلی مرد میشناسم.

673
00:38:56,562 --> 00:38:58,296
‫خوشحال میشن که یه کم پول به جیب بزنن.

674
00:38:58,331 --> 00:39:00,098
‫خیلی علاقه‌ای بهش ندارم.

675
00:39:00,133 --> 00:39:03,335
‫اونجوری که نه.
‫به دو نفر نیاز داری، درسته؟

676
00:39:05,338 --> 00:39:08,073
‫نیازمون تغییر کرده.

677
00:39:08,107 --> 00:39:09,841
‫هیچوقت فکر نمیکردم که یه دانشمند...

678
00:39:09,876 --> 00:39:11,776
‫روی من بخواد تحقیق کنه.

679
00:39:11,811 --> 00:39:14,980
‫از طرز فکرت خوشم اومده.

680
00:39:15,014 --> 00:39:16,548
‫میخوام یه بخشی ازش باشم.

681
00:39:19,018 --> 00:39:20,552
‫اگه مربوط به پوله...

682
00:39:20,586 --> 00:39:22,654
‫تحقیقو روی آدم‌های عادی انجام میدیم.

683
00:39:25,525 --> 00:39:26,791
‫میخوای بگی که منحرفم؟

684
00:39:26,826 --> 00:39:30,395
‫از لحاظ آماری، منحرفی.

685
00:39:30,429 --> 00:39:33,865
‫رفتار همجنسگرایی خارج از حالت عادیه...

686
00:39:33,900 --> 00:39:36,567
‫پس داخل قلمرو اجرایی تحقیقمون هم نیست.

687
00:39:37,770 --> 00:39:41,072
‫انجمن پزشکی هیچوقت قبولش نمیکنه.

688
00:39:43,476 --> 00:39:44,876
‫باشه.

689
00:39:47,680 --> 00:39:50,582
‫بامزه‌س.

690
00:39:50,616 --> 00:39:54,886
‫دومین آدم انجمن پزشکی هستی که منو گایید.

691
00:39:54,921 --> 00:39:58,757
‫منظورت چیه؟

692
00:40:13,072 --> 00:40:14,973
‫لیبی"؟"

693
00:40:21,981 --> 00:40:25,250
‫از تخت اومدی بیرون.

694
00:40:25,284 --> 00:40:27,085
‫غذا نپختم.

695
00:40:27,119 --> 00:40:28,620
‫باید خودت درست کنی.

696
00:40:28,654 --> 00:40:31,056
‫گشنه نیستم.

697
00:40:33,326 --> 00:40:35,093
‫روزت چطور بود؟

698
00:40:38,531 --> 00:40:39,998
‫جالب.

699
00:40:40,032 --> 00:40:43,435
‫منم همینطور.

700
00:40:59,852 --> 00:41:02,153
‫میدونم که این معالجات خیلی دشوارن.

701
00:41:02,188 --> 00:41:06,791
‫چند روز دیگه راحت میشی...

702
00:41:06,826 --> 00:41:08,560
‫قول میدم.

703
00:41:12,265 --> 00:41:16,167
‫خدا میدونه هممون توی شرایط بغرنج قرار میگیریم.

704
00:41:24,877 --> 00:41:27,345
‫یه لبخند خوشگل واسه دوربین بزن.

705
00:41:27,380 --> 00:41:31,549
‫،بیل"، روابط عمومی بخشی از شغلمونه"
‫چرخ اینجا رو میچرخونه.

706
00:41:31,584 --> 00:41:34,786
‫پنج دقیقه.
‫انتخاب بین بد و بدترــه.

707
00:41:36,188 --> 00:41:38,423
‫"دکتر "مسترز!
‫"دکتر "مسترز!

708
00:41:39,625 --> 00:41:43,662
‫از هر ۷هزار نفر یه نفر چهارقلو به دنیا میاره.

709
00:41:43,696 --> 00:41:45,363
‫شانس اینکه موقع شبدر چیدن، بهتون صاعقه بزنه...

710
00:41:45,398 --> 00:41:46,965
‫خیلی بیشتره.

711
00:41:46,999 --> 00:41:48,833
‫نمیخوام میزان جون سالم به در بردن رو بهتون بگم...

712
00:41:48,868 --> 00:41:50,368
‫چون موهاتون سفید میشه.

713
00:41:50,403 --> 00:41:53,938
‫از بخت خوب مادر بچه‌ها و بیمارستان بود که...

714
00:41:53,973 --> 00:41:57,208
‫یه جراح ماهر و زبردست داشتیم که...

715
00:41:57,243 --> 00:42:00,178
‫که این چهار بچه‌ی سالم رو به دنیا بیاره...

716
00:42:00,212 --> 00:42:04,816
‫"دوست و همکار عزیزم، دکتر "ویلیام مسترز.

717
00:42:07,153 --> 00:42:09,587
‫با بچه‌ها. یه بچه رو بغل کنین.

718
00:42:09,622 --> 00:42:12,173
‫خوبه، نزدیک بشین.

719
00:42:12,208 --> 00:42:14,025
‫- لبخند بزنین.
‫- خوبه.

720
00:42:14,060 --> 00:42:16,328
‫- فقط یه عکس.
‫- دکتر "مسترز"، اینطرف.

721
00:42:16,362 --> 00:42:17,929
‫- عالیه.
‫- خیلی خوبه، خیلی خوبه.

722
00:42:17,963 --> 00:42:20,018
‫خوبه.

723
00:42:25,271 --> 00:42:26,471
‫"بتی".

724
00:42:29,809 --> 00:42:32,077
‫گفتن که مرخص شدی.
‫فکر کردم بهت نمیرسم.

725
00:42:32,111 --> 00:42:35,113
‫جین" داره ماشین رو پارک میکنه".

726
00:42:35,147 --> 00:42:38,116
‫قراره به زودی دربیاد.

727
00:42:41,420 --> 00:42:44,723
‫میدونی بهم چی گفت؟

728
00:42:44,757 --> 00:42:49,027
‫گفت اسم اولین پسرش رو میخواد
‫بعد از "بیل مسترز" بذاره.

729
00:42:49,061 --> 00:42:52,864
‫داره اتاق بچه رو هم رنگ میکنه.

730
00:42:52,898 --> 00:42:55,700
‫بتی"، خیلی از زن‌ها نمیتونن بچه‌دار بشن".

731
00:42:55,735 --> 00:42:56,735
‫درک میکنه.

732
00:42:56,769 --> 00:42:58,203
‫اگه واقعاً بخواد باهات ازدواج کنه...

733
00:42:58,237 --> 00:43:01,806
‫درک نمیکنه چون قصد ندارم بهش بگم.

734
00:43:01,841 --> 00:43:03,641
‫منظورت چیه؟

735
00:43:03,676 --> 00:43:08,880
‫،میخوام لباس سفیدم رو بپوشم
‫عهد و پیمانم رو بخونم...

736
00:43:08,914 --> 00:43:13,051
‫زندگی جدیدمو با سلطان پیراشکی شروع کنم.

737
00:43:13,085 --> 00:43:15,387
‫انتخاب‌های دیگه‌ای هم داری.

738
00:43:15,421 --> 00:43:17,455
‫تلفن جواب بدم واسه ۱۰دلار در روز؟

739
00:43:17,490 --> 00:43:21,192
‫شاید اون نه، ولی... "هلن" چی میشه؟

740
00:43:23,996 --> 00:43:26,498
‫میخوای به جایی برسی..

741
00:43:26,532 --> 00:43:28,533
‫خودتو به یه مرد وصل میکنی.

742
00:43:31,270 --> 00:43:33,405
‫اینکاریه که تو میکنی.

743
00:43:33,439 --> 00:43:35,840
‫مثل یه سگ پشمالو دنبال دکتر راه میری.

744
00:43:35,875 --> 00:43:38,743
‫دستیار دکتر "مسترز"ــم.

745
00:43:38,778 --> 00:43:40,145
‫واسه اینکه عاشقته...

746
00:43:40,179 --> 00:43:42,113
‫میدونی که میتونی ازش استفاده کنی.

747
00:43:42,148 --> 00:43:43,782
‫جوری رفتار نکن که انگار نمیدونی چی میگم.

748
00:43:43,816 --> 00:43:45,950
‫"مزخرفه "بتی.

749
00:43:45,985 --> 00:43:47,218
‫باشه، بهتره عجله کنیم.

750
00:43:47,253 --> 00:43:49,254
‫دوبله پارک کردم.

751
00:43:49,288 --> 00:43:51,322
‫- سلام.
‫- سلام.

752
00:43:51,357 --> 00:43:53,858
‫باید یکی از دوستان "بتی" باشین.

753
00:43:53,893 --> 00:43:55,293
‫از دیدنتون خوشبختم.

754
00:43:55,327 --> 00:43:57,095
‫ناراحت نباشین.
‫منو به کسی معرفی نمیکنه.

755
00:43:58,831 --> 00:44:00,832
‫اگه نمیشناختمت، میگفتم که
‫داری منو از بقیه مخفی میکنی.

756
00:44:00,866 --> 00:44:03,868
‫ایشون "ویرجینیا"ــه، منشی دکتر...

757
00:44:03,903 --> 00:44:05,470
‫ببخشید.

758
00:44:05,504 --> 00:44:06,838
‫دستیار.

759
00:44:06,872 --> 00:44:11,609
‫یه دختر سختکوش که هرکاری
‫از دستش برمیاد رو انجام میده.

760
00:44:11,644 --> 00:44:13,945
‫خوش به حالتون.
‫از دیدنتون خوشحال شدم.

761
00:44:13,979 --> 00:44:15,180
‫آماده‌ای؟

762
00:44:15,214 --> 00:44:16,948
‫خوشحال شدم دیدمتون.

763
00:44:18,984 --> 00:44:21,119
‫یه لحظه وایسا.

764
00:44:26,459 --> 00:44:29,027
‫- ببخشید، عزیزم.
‫- مشکلی نیست.

765
00:44:41,540 --> 00:44:44,108
‫خب، تو و "بیل" تیم خوبی درست کردین...

766
00:44:44,143 --> 00:44:45,310
‫اینطور نیست؟

767
00:44:45,344 --> 00:44:47,912
‫نمیدونم که اینو گفتم یا نه.

768
00:44:50,950 --> 00:44:53,017
‫بدترین چیز ممکنه.

769
00:44:53,052 --> 00:44:56,955
‫فکر کنم یه سری اطلاعات هست که
‫"با من درمیون نذاشتی، "اتان.

770
00:44:56,989 --> 00:45:00,625
‫حق با توئه. درسته.

771
00:45:02,261 --> 00:45:09,167
‫بیل" فکر میکنه که میتونه"
‫همه کارها رو تنهایی انجام بده.

772
00:45:09,201 --> 00:45:11,870
‫ولی، از لحاظ فنی...

773
00:45:11,904 --> 00:45:15,153
‫من کسی هستم که زنش رو حامله کرده.

774
00:45:36,662 --> 00:45:39,974
‫اینا رو ببر خشکشویی، آهار نزنن و
‫به دفتر "اسکالی" زنگ بزن.

775
00:45:40,009 --> 00:45:42,084
‫بهش بگو دارم میرم ببینمش.

776
00:45:42,201 --> 00:45:44,168
‫تحقیق چی میشه؟

777
00:45:46,113 --> 00:45:49,022
‫چون یه کم گیج شدم.

778
00:45:49,057 --> 00:45:51,309
‫شب‌ها مثل همکارتم...

779
00:45:51,343 --> 00:45:54,178
‫اینجا هم انگار پیغام‌رسانتم.

780
00:45:54,213 --> 00:45:57,382
‫منشی منی.
‫شرح وظایفت مشخصه.

781
00:45:57,416 --> 00:45:58,550
‫نه برای من.

782
00:45:58,584 --> 00:46:00,451
‫متوجه نمیشم.

783
00:46:00,486 --> 00:46:03,721
‫اگه فکر میکنی که صلاحیتش رو دارم که
‫یه تحقیق علمی رو هدایت کنم...

784
00:46:03,756 --> 00:46:05,223
‫،وقتی پای تحقیق پیش میاد
‫چطور صلاحیت ندارم که...

785
00:46:05,257 --> 00:46:07,691
‫در حال حاضر، هیچ تحقیقی در کار نیست.

786
00:46:08,093 --> 00:46:11,429
‫فاحشه‌خونه که فاجعه‌ست و اینجا هم که ممنوعه...

787
00:46:11,463 --> 00:46:13,464
‫باید یادآوری کنم که مقصرش خودت بودی.

788
00:46:13,499 --> 00:46:15,033
‫درضمن اگه فراموش کردین...

789
00:46:15,067 --> 00:46:17,936
‫۲۰سال طول کشید تا به اینجایی که هستم برسم...

790
00:46:17,970 --> 00:46:20,605
‫،پیش‌دانشگاهی، دانشگاه پزشکی
‫دوره‌ی سخت رزیدنتی...

791
00:46:20,639 --> 00:46:24,342
‫آخر سر منو رسوند به یه بیمارستان آموزشی رده بالا.

792
00:46:24,376 --> 00:46:27,712
‫وقتی که همچین تجربیاتی رو کسب کردی...

793
00:46:27,746 --> 00:46:31,249
‫میتونی بهم بگی که روپوش رو ببرم زیرزمین.

794
00:46:31,283 --> 00:46:33,851
‫کاملاً واضح گفتم؟

795
00:46:45,931 --> 00:46:49,968
‫دارم میگم نمیتونم تحقیقمو توی فاحشه‌خونه پیش ببرم...

796
00:46:50,002 --> 00:46:51,836
‫و بدون احترام این بیمارستان...

797
00:46:51,870 --> 00:46:54,772
‫تحقیقم نابود میشه.

798
00:46:54,807 --> 00:46:57,275
‫خدای من، اصلاً نمیخوای بیخیال این قضیه بشی.

799
00:46:57,309 --> 00:47:01,112
‫بیشتر شبیه منبع درآمد این بیمارستانم.

800
00:47:01,146 --> 00:47:03,081
‫عکسم روی صفحه‌ی اوله، اگه متوجه نشدی.

801
00:47:03,115 --> 00:47:06,250
‫همچین تبلیغاتی میتونه برات یه بخش جدید بخره.

802
00:47:06,285 --> 00:47:09,153
‫به جای یه دادخواست پرخرج و بلند مدت
‫به خاطر چهارتا نوزاد مُرده.

803
00:47:09,188 --> 00:47:11,623
‫که داشتی به اون سمت پیش میرفتی
‫قبل از اینکه من پا پیش بذارم.

804
00:47:11,657 --> 00:47:13,257
‫واسه همین تو رو مسئول پرونده کردم.

805
00:47:13,292 --> 00:47:16,094
‫خیلی راحت میتونستم حقایقو به مطبوعات بگم...

806
00:47:16,128 --> 00:47:17,862
‫که درواقع یه دانشجوی تخصص رو گذاشتی روی پرونده.

807
00:47:17,896 --> 00:47:20,832
‫"سر به سر من نذار "بیل.

808
00:47:20,866 --> 00:47:22,634
‫چون اگه بخوای اینجا به من دستور بدی...

809
00:47:22,668 --> 00:47:25,336
‫نابودت میکنم...

810
00:47:25,371 --> 00:47:27,639
‫حتی اگه دلم نخواد.

811
00:47:27,673 --> 00:47:31,142
‫چهارتا بچه، طبقه‌ی پایینن...

812
00:47:31,176 --> 00:47:33,544
‫که اگه به خاطر تو نبود، اینجا نبودن.

813
00:47:33,579 --> 00:47:36,180
‫روز خوبی بود.
‫برو خونه پیش زنت.

814
00:47:36,215 --> 00:47:39,951
‫فردا برگرد سر کاری که باید انجام بدی.

815
00:47:41,153 --> 00:47:42,987
‫یه مرد جوونی رو توی فاحشه‌خونه دیدم...

816
00:47:43,022 --> 00:47:45,923
‫یه فاحشه، همجنسگرا.

817
00:47:45,958 --> 00:47:47,358
‫دیشب اومد پیشم.

818
00:47:47,393 --> 00:47:48,660
‫"محض رضای خدا، "بیل.

819
00:47:48,694 --> 00:47:51,562
‫چشممو رو به یه سری حقایق باز کرد.

820
00:47:51,597 --> 00:47:54,032
‫جدی میگم، نمیخواد جزئیات مستهجنشو بهم بگی.

821
00:47:54,066 --> 00:47:55,433
‫آدمایی که پیشش میرن...

822
00:47:55,467 --> 00:47:58,269
‫فاسد و مجرم نیستن.

823
00:47:58,303 --> 00:48:01,139
‫منحط نیستن.

824
00:48:01,173 --> 00:48:03,107
‫آدمای خانواده دارن...

825
00:48:03,142 --> 00:48:08,579
‫که زندگی دوگانه دارن و در تاریکی زجر میکشن.

826
00:48:08,614 --> 00:48:10,048
‫به تاریکی اعتقاد ندارم.

827
00:48:10,082 --> 00:48:13,184
‫به روشنایی تحقیقات علمی اعتقاد دارم.

828
00:48:13,218 --> 00:48:17,288
‫اعتقاد دارم که نسبت به اون افراد مسئولیت دارم...

829
00:48:17,322 --> 00:48:21,926
‫حالا میخواد فروشنده باشن، وکیل باشن...

830
00:48:21,960 --> 00:48:26,297
‫یا رئیس یه دانشگاه بزرگ.

831
00:48:36,175 --> 00:48:39,177
‫خواهش میکنم تجدید نظر کن.

832
00:48:39,211 --> 00:48:42,447
‫اگه به خاطر من اینکارو نمیکنی...

833
00:48:42,481 --> 00:48:45,983
‫به خاطر اون آدمایی که توی تاریکی هستن، بکن.

834
00:48:46,018 --> 00:48:48,619
‫چی میخوای بگی "بیل"؟

835
00:48:50,222 --> 00:48:52,457
‫انتخاب بین بد و بدترــه.

836
00:49:01,600 --> 00:49:04,069
‫فکر کردم ناپدید شدی.

837
00:49:04,536 --> 00:49:08,072
‫خیلی اهل مهمونی خدافظی نیستم.

838
00:49:09,408 --> 00:49:11,944
‫اگه یه بار دیگه آهنگ
‫منو توی سنت لوئیس ببین" رو بذارن"...

839
00:49:11,979 --> 00:49:15,295
‫گوشم رو از جا میکنم.

840
00:49:15,330 --> 00:49:17,081
‫مارگارت" خیلی خوشحاله".

841
00:49:17,116 --> 00:49:20,151
‫همسر رئیس جدید دانشگاه واشینگتون؟

842
00:49:20,185 --> 00:49:23,755
‫فکر میکنه "النور روزولت"ــه.

843
00:49:23,789 --> 00:49:27,358
‫خب، دلم براش تنگ میشه.

844
00:49:28,727 --> 00:49:31,562
‫برای جفتتون تنگ میشه.

845
00:49:33,766 --> 00:49:35,600
‫رئیس "یانگ" بهم گفت که قصد داری...

846
00:49:35,634 --> 00:49:39,203
‫برای تخصصت بری به
‫دانشکده‌ی مامایی دانشگاه واشینگتون.

847
00:49:39,238 --> 00:49:41,672
‫کاشکی از خودت میشنیدم.

848
00:49:41,707 --> 00:49:44,308
‫نمیخواستم که احساس کنی...

849
00:49:44,343 --> 00:49:46,831
‫که باید دخالت کنی.

850
00:49:47,546 --> 00:49:49,647
‫فکر نمیکنم تحت تاثیر قرار گرفته باشن.

851
00:49:49,681 --> 00:49:51,783
‫خب، تحت تاثیر قرار گرفتن.

852
00:49:51,817 --> 00:49:53,117
‫فکر کردن که تو...

853
00:49:53,152 --> 00:49:55,019
‫متکبرترین رزیدنتی بودی که باهاش مصاحبه کردن...

854
00:49:55,053 --> 00:49:58,356
‫یه از خود راضی، یه کودن از خود مچکر.

855
00:49:58,390 --> 00:50:01,092
‫آره، " نمیتونیم قبولش کنیم...

856
00:50:01,126 --> 00:50:04,028
‫"چون باید یه بخش اضافه براش درست کنیم...

857
00:50:04,062 --> 00:50:06,864
‫یه چیزی تو این مایه‌ها.

858
00:50:06,899 --> 00:50:09,033
‫میفهمم.

859
00:50:09,067 --> 00:50:13,604
‫به رئیس "یانگ" گفتم یا جفتمون رو انتخاب میکنی...

860
00:50:13,639 --> 00:50:16,507
‫یا پُست ریاست رو برداره بکنه تو کونش.

861
00:50:18,744 --> 00:50:21,712
‫خب توی "سنت لوئیس" منو میبینی؟

862
00:50:27,519 --> 00:50:31,789
‫"بیل"...

863
00:50:57,916 --> 00:51:01,485
‫تحقیق فردا عصر شروع میشه...

864
00:51:01,520 --> 00:51:03,788
‫توی بیمارستان.

865
00:51:29,114 --> 00:51:31,983
‫خوشحالم که اومدی خونه، بابایی.

866
00:51:36,188 --> 00:51:37,788
‫بشین.

867
00:51:51,503 --> 00:51:53,471
‫روز خوبیه.

868
00:51:53,592 --> 00:51:59,592
‫ترجمه و زیرنویس
‫<font color="#۳۳۹۹cc"> (NaWeed.ab) نویـــــد </font>

869
00:52:00,593 --> 00:52:05,593
‫<font color=olive>بزرگترین پایگاه دانلود فیلم و سریال با آرشیوی بی‌نظیر</font>
‫<font color=Red>WWW.</font>IMDB-DL<font color=#۳۰۸۱۲E>.COM</font>

