‫﻿۱
00:00:01,275 --> 00:00:03,642
‫در این سریال تماشا کرده اید

2
00:00:03,678 --> 00:00:05,578
‫پس میخواید اینو بگید که این رایطه

3
00:00:05,613 --> 00:00:07,413
‫برای هدف والاتری در جریان ــه؟

4
00:00:07,448 --> 00:00:09,081
‫ما به صورتِ کاملاً اتفاقی صاحبِ این موقعیت شدیم که

5
00:00:09,116 --> 00:00:10,850
‫درمانی رو کشف کنیم که

6
00:00:10,902 --> 00:00:13,485
‫از ازدواج های بی شماری که با مشکل مواجه میشن جلوگیری کنیم

7
00:00:13,521 --> 00:00:15,104
‫ما نمیتونیم خودمون رو

8
00:00:15,156 --> 00:00:17,156
‫به عنوانِ فرشته نجات درمان ناتوانی ها معرفی کنیم

9
00:00:17,191 --> 00:00:19,191
‫در حالی که هنوز نتونستیم حتی یک نمونه رو درمان کنیم

10
00:00:19,193 --> 00:00:20,409
‫حتی من رو

11
00:00:20,444 --> 00:00:21,861
‫شما دو نفر

12
00:00:21,863 --> 00:00:25,531
‫میتونید بالاخره به آمریکایی ها یاد بدید چطور سکس کنن

13
00:00:25,533 --> 00:00:27,616
‫تو...تلویزیون؟

14
00:00:27,668 --> 00:00:30,703
‫من نمیدونم
‫چرا چیزی رو که میخوام،میخوام

15
00:00:30,705 --> 00:00:32,671
‫ولی اگر تو بتونی...
‫چی؟

16
00:00:32,707 --> 00:00:33,923
‫من رو ببوسی....

17
00:00:33,958 --> 00:00:36,125
‫شاید بعد از اون دلیلش رو بفهمم

18
00:00:36,177 --> 00:00:39,962
‫من یه...مشکلی دارم

19
00:00:40,014 --> 00:00:41,630
‫نمیتونم با دخترا هیچ کاری بکنم

20
00:00:41,682 --> 00:00:44,433
‫من..من هم یه مشکلی دارم

21
00:00:44,468 --> 00:00:47,803
‫یه تور گرفتم
‫شش هفته با پشتیبانیِ شرکتِ دسوزا

22
00:00:47,855 --> 00:00:49,722
‫ما میخوایم که بچه ها هم با ما بیان

23
00:00:49,774 --> 00:00:51,473
‫به اروپا؟
‫چرا که نه؟

24
00:00:51,525 --> 00:00:52,892
‫نه
‫جوابِ من نه ــه

25
00:00:52,894 --> 00:00:55,277
‫پس نکنه ترجیه میدی که اونا بعد از مدرسه

26
00:00:55,313 --> 00:00:56,812
‫هر روز بیان پیشِ پرستارشون

27
00:00:56,864 --> 00:00:59,398
‫و امیدوار باشن که بتونن اونقدر بیدار بمونن تا بتونن مادرشون رو ببینن؟

28
00:00:59,400 --> 00:01:01,734
‫تو باید تو این قضیه دستِ زیر رو بگیری...

29
00:01:01,736 --> 00:01:03,652
‫در مقابلِ همچین درخواست منطقی ــی..

30
00:01:03,704 --> 00:01:06,655
‫در غیر این صورت خودت رو به دردسر میندازی

31
00:01:06,707 --> 00:01:09,375
‫من فکر نمیکنم
‫که بخوای اینکار رو بکنی

32
00:01:10,566 --> 00:01:14,568
‫کاری دیگر از جهان زیرنویس
‫مهدی

33
00:01:18,435 --> 00:01:20,969
‫من حس میکنم ما داریم
‫یه چیزِ جالب رو

34
00:01:21,021 --> 00:01:22,387
‫از قلم میندازیم

35
00:01:22,439 --> 00:01:24,139
‫اون شب بعد از اینکه
‫عواملِ فیلم برداری رفتن

36
00:01:24,191 --> 00:01:26,308
‫اولین باری بود که ما همدیگر رو لمس کردیم

37
00:01:26,360 --> 00:01:28,694
‫فقط لمس کردیم

38
00:01:28,729 --> 00:01:31,897
‫بدونِ اینکه هیچ قصدی برای سکس داشته باشیم...

39
00:01:31,949 --> 00:01:33,982
‫حتی برای سکس تلاش هم نکردیم

40
00:01:34,034 --> 00:01:36,068
‫و همینطور تو اون شب

41
00:01:36,120 --> 00:01:38,287
‫وقتی که تو ناراحت و عصبانی بودی

42
00:01:38,322 --> 00:01:40,322
‫بعد از درگیری ــی که با برادرت داشتی

43
00:01:40,374 --> 00:01:43,375
‫من تو رو فقط با نوازش کردن آروم کردم

44
00:01:43,410 --> 00:01:46,295
‫و البته من تونستم سکس کنم

45
00:01:47,965 --> 00:01:50,165
‫که به این نتیجه میرسیم...

46
00:01:50,217 --> 00:01:54,553
‫من فکر میکنم که تو این مسأله باید از یه راهِ دیگه وارد بشیم

47
00:01:58,309 --> 00:02:00,425
‫رابطه داشتن رو در نظر نگیریم

48
00:02:00,477 --> 00:02:04,012
‫و همچنین نواحیِ تناسلی هم لمس نشن

49
00:02:04,064 --> 00:02:06,098
‫اونا هم نباید باشن

50
00:02:06,150 --> 00:02:08,850
‫فقط نوازش عادی

51
00:03:02,825 --> 00:03:04,792
‫خب،تو الان کاملاً داری لذت میبری

52
00:03:12,418 --> 00:03:14,218
‫پس...شاید بهتر باشه الان امتحان کنیم

53
00:03:20,393 --> 00:03:26,230
‫خب...الان چی؟

54
00:03:26,265 --> 00:03:29,400
‫خب..اگر قرار باشه که ما لمس نواحیِ تناسلی رو

55
00:03:29,435 --> 00:03:30,935
‫در دستورِ کار قرار بدیم...

56
00:03:30,987 --> 00:03:32,903
‫ولی همچنان باید قبل از سکس کردن انجامش ندیم

57
00:03:32,939 --> 00:03:34,689
‫درسته
‫نمیشه هیچ توقعی داشت که جواب بده

58
00:03:36,576 --> 00:03:40,911
‫به نظر میاد که این باید از لحاظ منطقی مرحله بعدی باشه

59
00:04:10,443 --> 00:04:15,062
‫ما میدونیم که لمس نواحیِ جنسی چه تأثیری داره

60
00:04:21,821 --> 00:04:25,373
‫شاید بهتر باشه با سکس واقعی ادامه بدیم

61
00:04:28,878 --> 00:04:31,128
‫هممم

62
00:04:36,969 --> 00:04:38,836
‫بذار ابتکار عمل با من باشه

63
00:04:38,888 --> 00:04:41,005
‫و تو فقط...من رو...من رو

64
00:04:41,057 --> 00:04:42,840
‫حس کن

65
00:04:42,892 --> 00:04:45,176
‫بدن خودت رو حس کن

66
00:05:03,029 --> 00:05:06,197
‫خیلی جالب میشه اگر به روند کارها نگاه کنی

67
00:05:06,249 --> 00:05:09,784
‫هفت شب با لمس های غیرِ جنسی
‫چندین مورد نعوذِ آلت

68
00:05:09,836 --> 00:05:11,285
‫وچندین مورد فاجعه فراموش نشدنی

69
00:05:11,337 --> 00:05:12,620
‫که هنوز هم ادامه داره

70
00:05:12,672 --> 00:05:15,206
‫و بعد هفت شب که تجربه لمس نواحیِ جنسی رو داشتیم

71
00:05:15,258 --> 00:05:17,124
‫که دوباره چندین مورد نعوذ رو داشتیم
‫البته اگر نخوای حساب کنی که...

72
00:05:17,176 --> 00:05:18,509
‫نمیخوام

73
00:05:18,544 --> 00:05:20,761
‫ما فقط رو نکات مثبت تمرکز میکنیم

74
00:05:20,797 --> 00:05:24,215
‫و حالا هفت شبی رو داریم که با موفقیت....

75
00:05:24,267 --> 00:05:26,133
‫موفقیت های متوالی....

76
00:05:26,185 --> 00:05:28,469
‫بله،هفت شب موفق پشت سرِ هم

77
00:05:28,471 --> 00:05:29,970
‫و جماع های موفق

78
00:05:30,022 --> 00:05:33,641
‫و با توجه به این نتایج

79
00:05:33,693 --> 00:05:38,395
‫دیگه باید چی بشه تا به این نتیجه برسیم که تو درمان شدی؟

80
00:05:40,733 --> 00:05:42,950
‫بعد از ۱۴ سال
‫فعالیت در عرصه ملی

81
00:05:42,985 --> 00:05:45,653
‫سناتور جان اِف کندی
‫از ایالتِ ماساچوسِت

82
00:05:45,655 --> 00:05:47,455
‫توسط
‫حزبِ دموکرات

83
00:05:47,490 --> 00:05:49,240
‫به عنوانِ کاندیدایِ
‫ریاست جمهوری انتخاب شد

84
00:05:49,292 --> 00:05:51,325
‫همچنان میشه همون شوق واشتیاقی که
‫به هنگامِ مبارزات

85
00:05:51,377 --> 00:05:53,160
‫درون حزبی ازش دیده میشد رو دید

86
00:08:11,550 --> 00:08:14,768
‫آب رو تو حموم باز گذاشتی

87
00:08:14,804 --> 00:08:17,388
‫جداً؟

88
00:08:17,440 --> 00:08:19,556
‫چقدر احمقم من

89
00:08:19,609 --> 00:08:22,776
‫همم،میخوام امروز به عنوان داوطب برم

90
00:08:22,812 --> 00:08:24,645
‫به شورای تساویِ نژادی؟

91
00:08:24,697 --> 00:08:26,397
‫فکر کردم بی خیالِ اون کار شدی

92
00:08:26,449 --> 00:08:28,315
‫تیمِ مدیریتی رفته بودن که تو آتلانتا

93
00:08:28,367 --> 00:08:29,984
‫برای آزادیِ دکتر کینگ دست به تظاهرات بزنن

94
00:08:29,986 --> 00:08:33,454
‫امروز برمیگردن
‫و من هم قرار نیست بی خیال بشم

95
00:08:34,991 --> 00:08:37,491
‫مادرت قرارِ به زودی بیاد اینجا
‫تا از بچه ها مراقبت کنه

96
00:08:39,378 --> 00:08:41,412
‫دوست دارم

97
00:08:41,464 --> 00:08:43,797
‫هر دوی شما رو خیلی دوست دارم،همم؟

98
00:08:43,833 --> 00:08:45,916
‫خیلی،خیلی زیاد

99
00:08:45,968 --> 00:08:48,085
‫نمیدونید چقدر دوستون دارم

100
00:08:48,137 --> 00:08:50,254
‫همم

101
00:08:51,807 --> 00:08:53,974
‫همم

102
00:09:00,316 --> 00:09:02,650
‫اوه،خوبه

103
00:09:02,685 --> 00:09:04,018
‫مثل اینکه خانم براددوک دیر کرده

104
00:09:04,020 --> 00:09:05,402
‫درواقع،تو دیر کردی

105
00:09:05,438 --> 00:09:06,904
‫خانم براددوک به موقع اومد

106
00:09:06,939 --> 00:09:08,772
‫به همین خاطرِ که والدین دیگه رو برده داخل...

107
00:09:08,824 --> 00:09:10,274
‫البته اونایی که اینجا بودن

108
00:09:10,326 --> 00:09:11,909
‫اوه

109
00:09:11,944 --> 00:09:13,527
‫خب،پس اونا باید زود امده باشن...

110
00:09:13,579 --> 00:09:15,779
‫میخواستم جلو خانمِ براددوک خودشیرینی کنن
‫شک ندارم

111
00:09:17,116 --> 00:09:18,916
‫خب،چرا این کار به نظرت بده؟

112
00:09:18,951 --> 00:09:20,868
‫کارت های گزارش هنری رو دیدم

113
00:09:28,427 --> 00:09:31,295
‫هی،دیروز از طرفِ جانی جِی یه تلفن داشتم

114
00:09:31,347 --> 00:09:34,298
‫بهم یه اقامت تو کلوپ بین المللیش رو داده

115
00:09:34,350 --> 00:09:37,217
‫یه کمدینِ معروف چهار شب در هفته اونجا برنامه داره

116
00:09:37,269 --> 00:09:38,552
‫اوه

117
00:09:38,604 --> 00:09:41,138
‫اول اروپا الآن هم سنت لوییس

118
00:09:42,808 --> 00:09:47,561
‫داشتم به این فکر میکردم که...

119
00:09:47,613 --> 00:09:49,563
‫چطوره که بچه ها وقت بیشتری رو در طول هفته

120
00:09:49,615 --> 00:09:51,565
‫با من باشن و به خونه من بیان؟

121
00:09:51,617 --> 00:09:54,201
‫به جایِ اینکه فقط یه شب و یا دو سه شب با من باشن؟

122
00:09:54,236 --> 00:09:56,653
‫تو همین اواخر ۶ هفته با اونا بودی

123
00:09:56,706 --> 00:09:58,956
‫آره،و تا حالا اونا رو اینقدر خوشحال ندیده بودم

124
00:09:58,991 --> 00:10:01,625
‫خب، به خاطرِ اینه که تو به سختی با اونا بودی تا به حال

125
00:10:01,660 --> 00:10:03,660
‫نظر من اینه که،
‫شرایط رو عوض کنم،جین

126
00:10:03,713 --> 00:10:05,245
‫و نظرِ من اینه که

127
00:10:05,297 --> 00:10:09,416
‫کاری نکن از فرصتی که بهت دادم افسوس بخورم،جورج

128
00:10:09,468 --> 00:10:12,586
‫منظورم اینه که،جدا
‫این حرفا از کجا اومده؟

129
00:10:12,638 --> 00:10:14,138
‫آدری؟

130
00:10:14,173 --> 00:10:15,756
‫آخه چرا من نباید بتونم تغییر کنم؟

131
00:10:15,808 --> 00:10:18,592
‫تو تغییر کردی...
‫برای آدری تغییر کردی

132
00:10:18,644 --> 00:10:21,228
‫و درسته که من خیلی خوشحالم که اون تونسته

133
00:10:21,263 --> 00:10:24,431
‫تو ۶ هفته گذشته به تو یادآوری کنه که پدر بودن چطوری ــه

134
00:10:24,483 --> 00:10:27,484
‫ولی بهترِ فراموش نکنیم که من کسی بودم که

135
00:10:27,520 --> 00:10:30,104
‫از همون اول...
‫تو تمامِ همایش ها

136
00:10:30,156 --> 00:10:32,489
‫تمام تعطیلات
‫وحتی شبهایی که بی خوابی کشیدم

137
00:10:32,525 --> 00:10:34,241
‫وقتی که مریض بودن کنارشون بودم.

138
00:10:34,276 --> 00:10:36,360
‫خب،درسته ولی بذار این هم فراموش نکنیم که

139
00:10:36,412 --> 00:10:38,028
‫تو هم مشکلات خودت رو برای مادر بودن داری

140
00:10:38,080 --> 00:10:42,616
‫منظورم اینه که
‫بهتره به هم دروغ نگیم،درسته؟

141
00:10:42,668 --> 00:10:45,869
‫هیچکدوم ما چیزهای لازم برای پدر ومادرِ خوب بودن رو نداریم

142
00:10:45,921 --> 00:10:47,371
‫ولی میدونی کی داره؟
‫آدری

143
00:10:48,924 --> 00:10:50,924
‫نه،اون بچه ها رو دوست داره

144
00:10:50,960 --> 00:10:52,209
‫و اون خیلی بیشتر از اون چیزی که

145
00:10:52,261 --> 00:10:53,594
‫ما براشون وقت میذاریم با اونا وقت میگذرونه

146
00:10:53,629 --> 00:10:55,929
‫نکنه بچه های ما لیاقتِ این رو ندارن که حداقل

147
00:10:55,965 --> 00:10:57,798
‫یه پدر مادرِ خوب داشته باشن؟

148
00:10:57,850 --> 00:11:01,268
‫نه،این جور تصور میکنم که این چیز ها رو نشنیدم

149
00:11:01,303 --> 00:11:02,469
‫خب،در واقع
‫من میخوام که تو بشنوی

150
00:11:02,521 --> 00:11:03,687
‫نه،جورج

151
00:11:03,722 --> 00:11:06,223
‫تو میتونی بچه ها رو هفته ای یک شب ببینی

152
00:11:06,275 --> 00:11:07,558
‫همونجور که توافق کرده بودیم

153
00:11:07,610 --> 00:11:09,476
‫و از اونجایی که امشب نوبتِ توست

154
00:11:09,478 --> 00:11:11,478
‫و تو برای شش هفته با اونا بودی

155
00:11:11,480 --> 00:11:13,730
‫پس قصد دارم که اونا رو امشب کنارِ خودم نگه دارم

156
00:11:13,783 --> 00:11:15,399
‫یعنی چی،داری برای پیشنهادی که دادم تنبیهَ ــم میکنی؟

157
00:11:15,451 --> 00:11:17,067
‫فکر میکنی بچه ها از این کار خوششون میاد؟

158
00:11:17,119 --> 00:11:18,368
‫هیس!خانم براددوک
‫جانسون ها آمدن

159
00:11:20,906 --> 00:11:24,208
‫اوه،من..من دستمال کاغذی نمیخوام
‫ممنون

160
00:11:24,243 --> 00:11:26,827
‫این خب
‫واقعاً یه مشکلِ کوچیک ــه

161
00:11:26,879 --> 00:11:29,663
‫همونطور که میدونید
‫من حضانتِ بچه هام رو

162
00:11:29,715 --> 00:11:31,381
‫با همسرِ سابقم جرج تقسیم کردم

163
00:11:31,417 --> 00:11:33,917
‫اوه،تور اروپاییشون چطور بود؟

164
00:11:33,969 --> 00:11:36,920
‫خوب،فکر میکنم

165
00:11:36,972 --> 00:11:41,675
‫اومدم اینجا
‫چون فکر میکنم که وقتی داشتم

166
00:11:41,727 --> 00:11:44,011
‫طلاق میگرفتم یه مقدار بی دقتی کردم

167
00:11:44,063 --> 00:11:45,846
‫بی دقتی؟

168
00:11:45,898 --> 00:11:49,650
‫بله،میدونید جرج هیچ وقت بچه ها رو نمیخواست

169
00:11:49,685 --> 00:11:51,485
‫حتی از همون اول بچه نمیخواست

170
00:11:51,520 --> 00:11:55,239
‫ولی وقتی که کار به حضانتِ بچه ها رسید

171
00:11:55,274 --> 00:11:58,492
‫شما نتونستید اون امضا ها رو ازش بگیرید

172
00:11:59,912 --> 00:12:01,361
‫خب شاید...

173
00:12:01,413 --> 00:12:03,330
‫الان عجیب به نظر برسه

174
00:12:03,365 --> 00:12:05,666
‫ولی الآن خدا رو پیدا کرده

175
00:12:05,701 --> 00:12:08,085
‫آدری

176
00:12:08,120 --> 00:12:12,372
‫نظرم اینه که جرج احتمال داده که عقب نشینی کنه

177
00:12:12,424 --> 00:12:15,843
‫اگر که با یه وکیل واقعی رو به رو بشه

178
00:12:15,878 --> 00:12:17,344
‫فکر میکنم خیلی مهم باشه

179
00:12:17,379 --> 00:12:19,630
‫اینکه الان یه همسرِ جدید تو این قضیه هست

180
00:12:19,682 --> 00:12:21,815
‫همم
‫همسرهای جدید مثلِ فرانسیوم میمونن

181
00:12:21,851 --> 00:12:25,385
‫نا پایدار ترین عناصر هستند

182
00:12:25,437 --> 00:12:27,221
‫به شیمی علاقه دارید؟

183
00:12:27,273 --> 00:12:29,323
‫همم،در یه زندگی ِ دیگه

184
00:12:29,358 --> 00:12:32,726
‫زندگی ــی که توش یاد گرفتم در هستی همه چیز قانون داره

185
00:12:32,778 --> 00:12:34,561
‫که الان بهتر میفهمم

186
00:12:34,613 --> 00:12:37,481
‫پس الان دیگه قرارداد بسته شد

187
00:12:42,404 --> 00:12:44,121
‫درست در قلب شرق کشور

188
00:12:44,156 --> 00:12:45,906
‫جایی که بانک های زیادی
‫در حاشیه رودخانه میزوری هستند

189
00:12:45,958 --> 00:12:47,875
‫و بر ساختمان های شهر
‫سنت لوییس سایه انداختن

190
00:12:47,910 --> 00:12:49,459
‫جایی که در اون میلیونها
‫نفر زندگی میکنن...

191
00:12:49,495 --> 00:12:51,295
‫نکنه این برنامه برای اداره توریسمِ سنت لوییس ــه؟

192
00:12:51,330 --> 00:12:54,248
‫شک ندارم که میخوان با این کار شرایط رو مهیال کنن

193
00:12:54,300 --> 00:12:55,966
‫نظرمون این بود که با این کار بیننده ها رو

194
00:12:56,001 --> 00:12:57,384
‫برای شنیدن و دیدن موضوع اصلی ترغیب کنیم

195
00:12:57,419 --> 00:12:58,919
‫موضوعات  خیلی زیادی اونجا هستند

196
00:12:58,971 --> 00:13:00,504
‫که باعثِ تعالی جامعه شدن

197
00:13:00,556 --> 00:13:02,256
‫ولی یکی از اصلی ترین مباحث
‫ازدواج ــه

198
00:13:02,308 --> 00:13:04,508
‫یه اتحادِ قوی و مستحکم
‫بینِ مرد و زن

199
00:13:04,560 --> 00:13:06,143
‫<iاین خیلی حیاتی ــه
‫که هم بنیاد خانواده

200
00:13:06,178 --> 00:13:08,645
‫و هم جامعه در بهترین شرایط باشن

201
00:13:08,681 --> 00:13:10,397
‫ولی چی باعث میشه
‫یک ازدواج موفق باشه؟

202
00:13:10,432 --> 00:13:13,183
‫برای جواب دادن به این سوال
‫باید این رو در نظر بگیریم که

203
00:13:13,235 --> 00:13:15,269
‫از لحاظ جسمی چه اتفاقاتی
‫در حین رابطه زناشویی میفته؟

204
00:13:15,321 --> 00:13:16,987
‫فکر میکنم اینجوری گفتم که

205
00:13:17,022 --> 00:13:18,438
‫چه اتفاقی برای بدن در حینِ سکس میفته؟

206
00:13:18,490 --> 00:13:20,324
‫خب،مردم به اندازه کافی هوشمند هستند

207
00:13:20,359 --> 00:13:22,693
‫اونا از پشت این کلمات حقیقت رو میفهمن
‫واکنش جنسی

208
00:13:22,745 --> 00:13:25,662
‫و ما خیلی از عارضه های
‫جسمی رو موردِ مطالعه قرار دادیم

209
00:13:25,698 --> 00:13:29,533
‫میزان ضربانِ قلب رو
‫در زن و مرد اندازه گیری کردیم

210
00:13:29,585 --> 00:13:32,920
‫همینطور میزان تنفس رو
‫که همزمان با فشار افزایش پیدا میکرد

211
00:13:32,955 --> 00:13:34,838
‫البته فشار هایی هم
‫در پوست نمونه ها دیده میشد

212
00:13:34,873 --> 00:13:36,456
‫<iبهش میگیم انقباض پوست

213
00:13:36,508 --> 00:13:39,543
‫کاملاً مطمئنم که گفتم
‫تحرکات پوستی در هر دو نفر

214
00:13:39,595 --> 00:13:42,713
‫درسته ولی شبکه تصمیم گرفت
‫که از کلمه نمونه استفاده کنه

215
00:13:42,765 --> 00:13:44,464
‫اه،ما از یه بخش دیگه صحبت هات برش داشتیم

216
00:13:44,516 --> 00:13:47,467
‫و هم زن و هم مرد

217
00:13:47,519 --> 00:13:49,636
‫یه افزایش چشمگیر
‫<iدر فشارِ خون داشتن

218
00:13:49,688 --> 00:13:51,638
‫تمامِ نشونه های سکته قلبی

219
00:13:51,690 --> 00:13:53,023
‫بله،ولی اونجا
‫ما داریم در موردِ سکس صحبت میکنیم

220
00:13:53,058 --> 00:13:54,975
‫شاید من اشتباه میکنم

221
00:13:55,027 --> 00:13:56,810
‫این تحقیق در حالی اینجا/i>
‫در قلبِ آمریکا در جریانه که

222
00:13:56,862 --> 00:13:59,313
‫مسترز و جانسون
‫به عنوان اولین افرادی که

223
00:13:59,365 --> 00:14:01,198
‫<iبه درمان
‫ناتوانی های بدنی میپردازن شناخته میشن

224
00:14:01,233 --> 00:14:04,067
‫ناتوانی های بدنی

225
00:14:04,119 --> 00:14:05,953
‫باید به این اشاره کنم که...

226
00:14:05,988 --> 00:14:07,371
‫چوب رو بردای گربه دزده حساب کار دستش میاد

227
00:14:07,406 --> 00:14:08,989
‫چون که داریم میبینیم زوج ها میان به دفترت

228
00:14:09,041 --> 00:14:11,825
‫پس اونجاست که منظور اصلی رو میگیریم،بیل

229
00:14:11,877 --> 00:14:13,460
‫که این ناتوانی ها جنسی هستند

230
00:14:13,495 --> 00:14:16,630
‫هدف ما،به صورت متمرکز و اول از همه

231
00:14:16,665 --> 00:14:19,800
‫اینه که سوء تفاهمت را در
‫<iگفتارمون نسبت به نمونه ها

232
00:14:19,835 --> 00:14:22,419
‫از بین ببریم 
‫اینکه خیلی چیزها هنجار شکن نیستند

233
00:14:22,471 --> 00:14:24,304
‫خیلی خب،این فقط
‫یه برش از کلّ کار بود

234
00:14:24,340 --> 00:14:26,423
‫ولی تِمِ کلی کار رو در اختیارتون میذاره

235
00:14:26,475 --> 00:14:28,141
‫الان شبکه سی بی اِس خیلی راضی ــه

236
00:14:28,177 --> 00:14:30,260
‫هیچ شبکه دیگه ای همچین کاری رو نکرده

237
00:14:30,312 --> 00:14:32,929
‫و حس میکنم که برای این کار زیاد هم زود نیست

238
00:14:32,982 --> 00:14:36,683
‫من یه مقدار در موردِ دکترِ عزیزتون
‫،دکتر کافمن تحقیق کردم

239
00:14:36,735 --> 00:14:40,821
‫تو دانشگاه کالیفرنیا و فهمیدم که میخواد کارش رو منتشر کنه

240
00:14:40,856 --> 00:14:43,240
‫یه چیزی به اسمِ مرد و سکس

241
00:14:43,275 --> 00:14:45,826
‫میخواد یه کتاب رو نشرِ عمومی بده؟

242
00:14:45,861 --> 00:14:48,245
‫دو ماه دیگه منتشر میشه

243
00:14:48,280 --> 00:14:50,497
‫ما حالا میخوایم این رو زودتر از اون منتشر کنیم

244
00:14:50,532 --> 00:14:53,200
‫و همینطور که قبلاً گفتم وقتی شما حضورتون رو اعلام کنید

245
00:14:53,252 --> 00:14:57,337
‫کسی که بعد از شما بیاد
‫مثلِ یه چیزِ قدیمی باهاش برخورد میشه

246
00:14:57,373 --> 00:14:58,755
‫ولی همیشه اینجور نبوده؟

247
00:14:58,791 --> 00:15:00,374
‫نیاز نیست نگران باشید

248
00:15:00,426 --> 00:15:02,926
‫وقتی که فیلم بره رو آنتن
‫همه چیز عوض میشه

249
00:15:02,961 --> 00:15:05,295
‫کلی مقاله و مصاحبه باهاتون میشه

250
00:15:05,347 --> 00:15:06,713
‫ما شرایطِ خیلی خوبی داریم

251
00:15:12,805 --> 00:15:15,272
‫حالا که توجه سنت لوییس رو به خودمون جلب کردیم

252
00:15:15,307 --> 00:15:17,307
‫باید تجدیدِ قوا کنیم

253
00:15:17,359 --> 00:15:18,975
‫مثل اینه که کلی وقت خبری ازمون نیست

254
00:15:19,028 --> 00:15:20,811
‫بعد یه دفعه همه چیز عوض میشه
‫همم

255
00:15:20,863 --> 00:15:23,063
‫خوش آمدید

256
00:15:24,950 --> 00:15:27,401
‫خوشحالم که شما اومدید

257
00:15:27,453 --> 00:15:29,569
‫ما داریم برمیگردیم سر کار
‫مشخصا

258
00:15:29,571 --> 00:15:31,621
‫میتونیم از هر کمکی استقبال کنیم

259
00:15:31,657 --> 00:15:33,874
‫ما قصد داریم که نامه ای رو برای اطلاع از شرایط

260
00:15:33,909 --> 00:15:35,625
‫به خونه تمامِ اعضای هییت مدیره بفرستیم

261
00:15:35,661 --> 00:15:37,661
‫این نامه ها میبایست تمبر بخورن و پست بشن

262
00:15:37,713 --> 00:15:40,330
‫میتونم این کار رو بکنم

263
00:15:40,382 --> 00:15:43,417
‫گلن برو و مطمئن شو که خانم مسترز برای
‫تکثیر کردن مشکلی نداشته باشن

264
00:15:43,469 --> 00:15:46,636
‫مانی میخوام کنارم باشی
‫وقتی که با مسئول دفترِ دریک صحبت میکنم

265
00:15:50,008 --> 00:15:51,725
‫اگر اینجوری کارمون رو ارائه کنیم

266
00:15:51,760 --> 00:15:53,427
‫باعث میشیم صحبت از سکس بره تو صندوقچه

267
00:15:53,479 --> 00:15:55,595
‫کارمون جذاب نبوده کارمون بهداشتی نبوده

268
00:15:55,647 --> 00:15:58,148
‫تمام چیزی که هست به اندازه تبلیغ خمیر دندان جاذبه داره!

269
00:15:58,183 --> 00:15:59,933
‫ولی تخصصی نبود

270
00:15:59,985 --> 00:16:01,768
‫ولی شِپ عقیده داره که
‫همه چیز خوب گرفته شده...

271
00:16:01,820 --> 00:16:03,987
‫همینطور من به شِپ گفتم که نمیخوام همه چیز

272
00:16:04,022 --> 00:16:05,405
‫به ناتوانیِ جنسی برسه

273
00:16:05,441 --> 00:16:06,940
‫ولی تنها چیزی که میبینم اینه که
‫همه چیز برخلاف میلمون پیش میره

274
00:16:06,992 --> 00:16:08,358
‫ناتوانی های جسمی

275
00:16:08,410 --> 00:16:10,410
‫ما تو این زمینه که از این کلمه استفاده نکنن
‫چیزی نگفته بودیم

276
00:16:10,446 --> 00:16:11,945
‫ویرجینیا،بس کن
‫نمیخواد از چیزی غیر قابلِ دفاع، دفاع کنی

277
00:16:13,782 --> 00:16:15,499
‫اّ،ما به سختی تونستیم خودمون دو تا
‫درمانی برای ناتوانی پیدا کنیم

278
00:16:15,534 --> 00:16:19,536
‫هنوز نتونستیم هیچ نمونه ای رو کمک کنیم

279
00:16:19,588 --> 00:16:22,205
‫به غیر از من

280
00:16:22,257 --> 00:16:24,624
‫این...این کار جدید ــه

281
00:16:24,676 --> 00:16:27,594
‫این کار خیلی حساس و ظریف ــه

282
00:16:27,629 --> 00:16:29,096
‫کارمون رو میگی؟

283
00:16:29,131 --> 00:16:31,882
‫یا... داری در موردِ چیزِ دیگه ای صحبت میکنی؟

284
00:16:31,934 --> 00:16:35,602
‫اه،ببین
‫اگر قرار باشه ما چیزِ مهمی رو

285
00:16:35,637 --> 00:16:38,221
‫پیدا کنیم
‫همون چیزی که لازم داریم

286
00:16:38,273 --> 00:16:41,558
‫تا...تا...تا چیز مهمی
‫مثلِ ناتوانی رو درمان کنیم

287
00:16:41,610 --> 00:16:44,478
‫چطور میتونیم عملیش کنیم وقتی که
‫قبلش خودت فکر ها رو از روی سکس منحرف کردی؟

288
00:16:44,530 --> 00:16:46,396
‫اره،و این میتونه خیلی مهم باشه

289
00:16:46,448 --> 00:16:47,647
‫بله،همینطوره

290
00:16:47,699 --> 00:16:50,233
‫به همین خاطرِ که نمیتونیم کارمون رو به خطر بندازیم

291
00:16:50,285 --> 00:16:53,320
‫حق با تو ــه

292
00:16:53,322 --> 00:16:56,790
‫ما خیلی از انتشار تحقیقمون فاصله داریم

293
00:16:56,825 --> 00:17:00,494
‫ولی اون دکتری که تو لس آنجلس ــه
‫داره این کار رو میکنه

294
00:17:00,546 --> 00:17:03,663
‫و اگر کتاب اون بتونه توجه افکارِ عمومی
‫به خودش جلب کنه

295
00:17:03,715 --> 00:17:06,716
‫وقرار باشه که ما تمام کارهامون رو کنار بگذاریم..

296
00:17:06,752 --> 00:17:09,136
‫بیل،من با تو موافقم

297
00:17:09,171 --> 00:17:11,555
‫میدونم که اون فیلم اون چیزی نیست که میخواستیم

298
00:17:11,590 --> 00:17:14,508
‫ولی اینکه کلاً بی خیالش بشیم
‫این بدتره

299
00:17:16,345 --> 00:17:17,844
‫اون فیلم میره رو آنتن

300
00:17:17,896 --> 00:17:21,097
‫میلیون ها نفر اون رو میبینن
‫و میگن

301
00:17:21,150 --> 00:17:24,184
‫اره،مسترز و جانسون
‫اونا محقق جنسی هستن

302
00:17:24,236 --> 00:17:27,487
‫کی میدونه، شاید شهرتمون
‫همه گیر بشه

303
00:17:27,523 --> 00:17:29,523
‫و وقتی که آماده شدیم کارمون رو ارائه بدیم

304
00:17:29,525 --> 00:17:31,274
‫و به روش خودمون هم اینکار رو بکنیم

305
00:17:31,326 --> 00:17:32,993
‫اون وقتِ که کسانی خواهند بود که

306
00:17:33,028 --> 00:17:37,497
‫امادگی داشته باشن و بخوان که
‫ما رو جدی بگیرن

307
00:17:42,421 --> 00:17:45,205
‫اوه،آقای اسپلیپ
‫لطفاً بشینید

308
00:17:45,257 --> 00:17:48,124
‫اوه،نه
‫نیازی به این کار نیست

309
00:17:48,177 --> 00:17:50,760
‫من با همسرتون جرج صحبت کردم

310
00:17:50,796 --> 00:17:52,379
‫همسرِ سابقم

311
00:17:52,431 --> 00:17:55,215
‫و خیلی ممنونم

312
00:17:55,217 --> 00:17:57,384
‫اینا که امضا نشدن

313
00:17:57,386 --> 00:18:00,470
‫جرج نخواست که اونا رو امضا کنه

314
00:18:00,522 --> 00:18:04,858
‫اوه،مطمئن نیستم...
‫که منظورتون رو متوجه شده باشم

315
00:18:04,893 --> 00:18:06,560
‫خب،نه تنها جرج نخواست که

316
00:18:06,612 --> 00:18:08,895
‫برگه های توافق حضانت رو امضا کنه

317
00:18:08,947 --> 00:18:11,147
‫بلکه به جاش خواسته تو دادگاه درخواست حضانت بده

318
00:18:16,238 --> 00:18:18,455
‫ببین،نمیدونم
‫چی تو رو ناراحت کرده

319
00:18:18,490 --> 00:18:20,240
‫ولی لازم نیست 
‫مشکلات اتاق خوابت رو به من بگی

320
00:18:20,242 --> 00:18:21,825
‫من هیچ مشکلِ اتاق خوابی ندارم

321
00:18:21,877 --> 00:18:24,828
‫هیچ چیزی تو اتاق خوابم نیست که
‫من رو ناراحت کنه!

322
00:18:24,880 --> 00:18:26,079
‫اوه،این خیلی بده

323
00:18:27,916 --> 00:18:30,000
‫مثل این میمونه که
‫هیچ کدوم نمیدونیم آخرش چی میشه

324
00:18:30,052 --> 00:18:32,085
‫و قرار هم نیست که....
‫چیزی بشه...

325
00:18:32,137 --> 00:18:33,637
‫مرده عاشقِ دختره میشه
‫دختر،دختره عاشقِ پسره میشه

326
00:18:33,672 --> 00:18:35,305
‫مشکلاتشون زیاد میشه
‫خوشی هاشون از بین میره

327
00:18:35,340 --> 00:18:37,090
‫عشق بر تمام مشکلات فائق میشه،و تیتراژ

328
00:18:37,092 --> 00:18:38,758
‫هیس!

329
00:18:38,760 --> 00:18:40,510
‫حالا،از یک ساعت
‫رسیدیم به نیم ساعت،تلفن...

330
00:18:40,562 --> 00:18:43,763
‫این دو ساعت از عمرمون دیگه هیچ وقت برنمیگرده

331
00:18:43,815 --> 00:18:45,432
‫م...من دوست داشتم

332
00:18:45,434 --> 00:18:48,101
‫به نظر خنده دار بود
‫و البته هوشمندانه

333
00:18:48,103 --> 00:18:49,519
‫هنر قرار نیست که هوشمندانه باشه

334
00:18:49,571 --> 00:18:51,021
‫قرارِ که واقعی باشه...
‫مثلِ زندگی واقعی باشه

335
00:18:51,073 --> 00:18:52,939
‫تو زندگیِ واقعی
‫نمیشه مشکلات اتاق خوابت رو

336
00:18:52,991 --> 00:18:55,358
‫با تماس از یه تلفنِ عمومی درست کنی و
‫به زندگیت سَرو سلامان بدی

337
00:18:55,410 --> 00:18:56,826
‫میدونم

338
00:18:56,862 --> 00:18:59,496
‫من فقط...میخوام برای یه بعد از ظهر هم که شده
‫زندگیِ واقعی رو فراموش کنم

339
00:18:59,531 --> 00:19:02,449
‫خب،من نمیتونم فراموش کنم...
‫حتی برای یک ثانیه

340
00:19:02,501 --> 00:19:04,000
‫برای اینکه به تو نگاه میکنم
‫و فکر میکنم...

341
00:19:05,537 --> 00:19:08,121
‫من تونستم یه دختر زیبا و مهربون رو با خودم بکشم بیرون...

342
00:19:08,173 --> 00:19:10,206
‫تونستم کاری کنم تو با پاهای خودت با من بیای بیرون...

343
00:19:10,259 --> 00:19:13,426
‫نه که مثلِ آدمای چلاق فقط یه جا واستیم

344
00:19:13,462 --> 00:19:15,262
‫تو خودت میدونی که من هم از کار افتاده هستم

345
00:19:15,297 --> 00:19:16,680
‫نه،این درست نیست

346
00:19:16,715 --> 00:19:18,098
‫م...من تو رو قبول کردم
‫بدونِ توجه به این که مشکلی هست...

347
00:19:18,133 --> 00:19:20,550
‫من هم تو رو قبول کردم لستر

348
00:19:20,602 --> 00:19:22,886
‫من...

349
00:19:22,938 --> 00:19:26,640
‫اگر...داری میگی ناراحتی به این دلیل که

350
00:19:26,692 --> 00:19:30,277
‫ما نمیتونیم،میدونی که
‫اون کار رو بکنیم...

351
00:19:30,312 --> 00:19:33,229
‫من...ناراحتم ..به این دلیل که نمیتونیم
‫اون کار رو بکنیم

352
00:19:33,282 --> 00:19:36,232
‫خب،پس بیا این کار رو بکنیم

353
00:19:36,285 --> 00:19:38,868
‫چی؟

354
00:19:38,904 --> 00:19:41,571
‫آه،ما...
‫ما میتونیم بریم فیلم ببینیم

355
00:19:41,623 --> 00:19:44,824
‫یا...یا میتونیم دبلنا بازی کنیم
‫که هردومون هم دوست داریم

356
00:19:46,078 --> 00:19:48,411
‫میتونیم بریم بیرون برقصیم

357
00:19:48,463 --> 00:19:50,997
‫شاید حتی بتونیم...

358
00:19:50,999 --> 00:19:52,882
‫با هم بخوابیم

359
00:19:52,918 --> 00:19:54,834
‫نه،بارب،میخوام بگم
‫تو،ما...من نمیتونم

360
00:19:54,836 --> 00:19:59,472
‫میدونم
‫منظورم این بود که... فقط بخوابیم

361
00:20:02,511 --> 00:20:03,927
‫ترجمه نشده

362
00:20:03,979 --> 00:20:05,478
‫ترجمه نشده

363
00:20:05,514 --> 00:20:06,930
‫مثل این که یکی خیلی اشتها داره

364
00:20:06,982 --> 00:20:08,682
‫نتونستم شام بخورم

365
00:20:08,734 --> 00:20:11,151
‫ترجمه نشده

366
00:20:11,186 --> 00:20:12,569
‫قسم میخورم که،ارزو داشت ریش داشت

367
00:20:12,604 --> 00:20:14,404
‫اون خیلی مثل باباها رفتار میکرد

368
00:20:14,439 --> 00:20:16,656
‫جمعه بیا
‫اونجا رییس جمهوری رو میبینی که

369
00:20:16,692 --> 00:20:18,024
‫سَرِش پرِ مو ــه

370
00:20:18,076 --> 00:20:19,659
‫این اولین بار تو عمرِ منه

371
00:20:19,695 --> 00:20:21,778
‫اولین بار که عکس جکی رو دیدم
‫:--شخصیتی در هالیوود--:

372
00:20:21,830 --> 00:20:24,164
‫با خودم گفتم الان میدونم که رویای آمریکایی ها چیه

373
00:20:24,199 --> 00:20:25,699
‫و جان کندی؟

374
00:20:25,751 --> 00:20:27,334
‫این رویا رو به واقعیت تبدیل کرد

375
00:20:27,369 --> 00:20:29,619
‫من تو جوانی تو مدرسه ارشد بودم

376
00:20:29,671 --> 00:20:32,255
‫همم،بهترین سالِ عمرم بود

377
00:20:32,290 --> 00:20:35,125
‫ولی با اون حال هیچ مراسمِ تحلیفی در کار نبود

378
00:20:35,177 --> 00:20:36,626
‫خب،شاید اون کسی که لایق این مقام باشه

379
00:20:36,678 --> 00:20:38,461
‫زیرِ خروارها خاک دفن شده باشه

380
00:20:38,513 --> 00:20:39,963
‫همم

381
00:20:40,015 --> 00:20:41,548
‫میخوام خودم رو برای اولین سوزِ سرما

382
00:20:41,600 --> 00:20:43,433
‫اماده کنم

383
00:20:43,468 --> 00:20:46,019
‫میخوای به مراسم تحلیف بری؟

384
00:20:46,054 --> 00:20:47,387
‫یادم افتاد که

385
00:20:47,389 --> 00:20:50,557
‫میخوام که تو روزِ جمعه تو مدیریت دفتر رو برعهده بگیری

386
00:20:50,609 --> 00:20:52,225
‫خودت میدونی که
‫از تلویزیون

387
00:20:52,277 --> 00:20:53,727
‫خیلی بهتر به نظر میای،درسته؟

388
00:20:53,779 --> 00:20:56,112
‫خانواده من جاهای خوبی رو گرفتن

389
00:20:56,148 --> 00:20:58,898
‫ترجمه نشده

390
00:20:58,950 --> 00:21:01,284
‫برادر کوچولوم تو تیم مدیریتی مشغول شده

391
00:21:01,319 --> 00:21:02,986
‫اره

392
00:21:03,038 --> 00:21:06,239
‫بابی کلی پاچه خواری کرد
‫تا تونست یه کار تو قانون پیدا کنه

393
00:21:06,291 --> 00:21:07,907
‫هر چند که بدونِ پدرم

394
00:21:07,959 --> 00:21:10,577
‫کندی هیچ وقت نمیتونست
‫تو میزوری رأی بیاره

395
00:21:10,629 --> 00:21:12,962
‫به این راحتی ها نیست که بخوای رییس جمهور بشی

396
00:21:12,998 --> 00:21:15,999
‫و پدرِ من به خوبی میدونست که سبیل کی رو باید چرب کنه

397
00:21:16,051 --> 00:21:18,168
‫چطوری میشه به عنوان مهاجر مسافرت کنی

398
00:21:18,220 --> 00:21:19,719
‫بدون اینکه حتی بتونی کمی انگلیسی صحبت کنی

399
00:21:19,755 --> 00:21:22,088
‫برای داشتن محکم ترین حلقه طرفداران در شرق کشور

400
00:21:22,140 --> 00:21:25,425
‫بدونِ اینکه در سیاست تأثیر گذاری داشته باشید

401
00:21:25,477 --> 00:21:27,394
‫اون حلقه محکم...

402
00:21:27,429 --> 00:21:29,095
‫حلقه پکر ــه

403
00:21:29,147 --> 00:21:31,931
‫صبر کن
‫تو همون پِکِر هستی؟

404
00:21:31,983 --> 00:21:34,350
‫اگر بدونی چقدر از این جلسات کسبِ رأی رو که

405
00:21:34,403 --> 00:21:36,770
‫من توشون نبودم...

406
00:21:36,822 --> 00:21:38,855
‫جلسه این حزب فردا شب ــه.

407
00:21:38,907 --> 00:21:41,241
‫اینجا..
‫یه جلسه حزب تو سنت لوییس؟

408
00:21:41,276 --> 00:21:44,444
‫اره،درخششی بینظیر از حزب دموکرات در میسوری

409
00:21:44,496 --> 00:21:47,781
‫تمام این دولتمردان و سناتورها زیرِ یک سقف..

410
00:21:47,833 --> 00:21:50,116
‫اونقدر هستن که بشه
‫همه رو گذاشت سَرِ کار

411
00:21:50,168 --> 00:21:52,669
‫ترجمه نشده

412
00:21:52,704 --> 00:21:55,338
‫اه،چیزی که من میخوام اینه که

413
00:21:55,373 --> 00:21:57,373
‫میخوام بگم که لطف بکنید

414
00:21:59,594 --> 00:22:03,129
‫یه کسی هست به نامِ دکتر کافمن
‫تو ارولوژی

415
00:22:03,181 --> 00:22:05,298
‫داره یه کتاب چاپ میکنه

416
00:22:05,350 --> 00:22:08,885
‫اِسمش مردان و سکس ــه

417
00:22:08,937 --> 00:22:11,971
‫تو چند ماهِ آینده البته

418
00:22:12,023 --> 00:22:13,973
‫بله

419
00:22:14,025 --> 00:22:15,975
‫خب،میتونید تصور کنید

420
00:22:16,027 --> 00:22:17,727
‫من همینطور..

421
00:22:17,779 --> 00:22:21,481
‫میتونید این کار رو انجام بدید؟

422
00:22:21,533 --> 00:22:24,901
‫خب
‫خیلی ازتون ممنون میشم

423
00:22:24,953 --> 00:22:27,036
‫بله

424
00:22:27,072 --> 00:22:31,574
‫راستش
‫میخواستم ازت معذرت خواهی کنم

425
00:22:31,626 --> 00:22:33,576
‫که یه وکیل رو فرستادی دَمِ دَرِ خونه ــم

426
00:22:33,628 --> 00:22:36,329
‫بله،اون..

427
00:22:36,381 --> 00:22:37,497
‫نوشیدنی هاتون

428
00:22:37,499 --> 00:22:38,998
‫ممنونم

429
00:22:39,050 --> 00:22:41,000
‫خیلی احساساتی شده بودم

430
00:22:41,052 --> 00:22:45,255
‫یه مشکلی سَرِ کار داشتیم
‫داشتیم حسابرسی میکردیم

431
00:22:45,307 --> 00:22:47,891
‫من...
‫من خسته شده بودم . خب

432
00:22:47,926 --> 00:22:49,642
‫یه دفعه احساساتی عمل کردی

433
00:22:49,678 --> 00:22:51,811
‫بله

434
00:22:51,847 --> 00:22:57,484
‫پس..تو میخوای زمانِ بیشتری رو با بچه ها
‫وقت بگذرونی

435
00:22:57,519 --> 00:22:59,018
‫پس بذار در موردش صحبت کنیم
‫ببینیم چه کار میشه کرد

436
00:22:59,070 --> 00:23:00,487
‫من فکر میکنم وکیل هامون باید با هم صحبت کنن

437
00:23:00,522 --> 00:23:02,071
‫من وکیل ندارم

438
00:23:02,107 --> 00:23:04,858
‫نه،آقای اسپلیپ...

439
00:23:04,910 --> 00:23:08,027
‫اون کسی ــه که تو دفترِ ما کار میکنه

440
00:23:08,079 --> 00:23:10,580
‫من فکر نمیکنم

441
00:23:10,615 --> 00:23:12,832
‫تو بخوای بدون وکیل تو دادگاه حاضر بشی

442
00:23:12,868 --> 00:23:17,370
‫چرا...من اصلاً باید بخوام برم به دادگاه؟

443
00:23:17,422 --> 00:23:20,256
‫اونم وقتی که خودمون میتونیم این رو حل کنیم؟

444
00:23:20,292 --> 00:23:23,426
‫خب،چون که من و آدری با هم حرف زدیم

445
00:23:23,461 --> 00:23:27,096
‫و خب راستش من فکر میکردم که یه روز در هفته
‫میتونه خوب باشه

446
00:23:27,132 --> 00:23:29,549
‫ولی وقتی که آدم بهش بهتر فکر میکنه

447
00:23:29,601 --> 00:23:32,135
‫بچه ها حق دارن که بدونن خونه یعنی چی؟

448
00:23:33,605 --> 00:23:37,023
‫هنری و تسا به خوبی میدونن

449
00:23:37,058 --> 00:23:38,474
‫خونه یعنی با من بودن

450
00:23:38,527 --> 00:23:40,527
‫بله،ولی وقتی که اونجا باشی

451
00:23:40,562 --> 00:23:43,613
‫ولی چند وقت یک بار این اتفاق میفته؟

452
00:23:43,648 --> 00:23:45,365
‫من میخوام که یک قاضی در یه دادگاه منصف

453
00:23:45,400 --> 00:23:47,734
‫خواسته های بچه هام رو بشنوه

454
00:23:47,786 --> 00:23:50,403
‫میخوام بدونم دیدگاه افراد بی طرف
‫نسبت به کار تو چیه؟

455
00:23:50,405 --> 00:23:52,622
‫نکنه کسی این دروغ های مسخره رو در موردِ

456
00:23:52,657 --> 00:23:55,658
‫زندگیِ من برات گفته؟

457
00:23:55,710 --> 00:23:57,911
‫بچه ها برام گفتن

458
00:23:57,913 --> 00:24:01,664
‫اونا دیگه بچه نیستن
‫اونا میفهمم تو کی میای و کی میری

459
00:24:01,716 --> 00:24:06,135
‫من الان باید فکر کنم چی برای اونا خوبه،جین

460
00:24:06,171 --> 00:24:08,838
‫وکیلِ من برام کاملاً روشن کرده که

461
00:24:08,890 --> 00:24:11,174
‫که اغلبِ دادگاه ها بر علیه پدران رأی میدن

462
00:24:11,226 --> 00:24:14,143
‫اگر که ما بخوایم همه چیز اونجوری که من میخوام پیش بره

463
00:24:14,179 --> 00:24:17,513
‫که با بچه ها باشم
‫باید به دادگاه نشون بدم که تو

464
00:24:17,566 --> 00:24:19,315
‫برای حضانت مناسب نیستی

465
00:24:19,351 --> 00:24:21,768
‫آه...من نامناسب نیستم

466
00:24:21,820 --> 00:24:24,153
‫ببین اگر که قرارِ شرایط عوض بشه...

467
00:24:24,189 --> 00:24:26,189
‫من برنامه کاریم رو تغییر میدم!

468
00:24:26,241 --> 00:24:28,157
‫این...فقط به برنامه کاری مربوط نیست

469
00:24:28,193 --> 00:24:31,945
‫چیزی که قرارِ تو دادگاه مطرح بشه...
‫در حضورِ قاضی

470
00:24:31,997 --> 00:24:35,248
‫این واقعیت که... تو تماشا میکنی که
‫مردم همدیگر رو میگان

471
00:24:35,283 --> 00:24:36,916
‫میگان؟

472
00:24:36,952 --> 00:24:38,618
‫سکس میکنن

473
00:24:38,670 --> 00:24:40,336
‫اینکه تو با رییست رابطه داری

474
00:24:40,372 --> 00:24:42,205
‫چ...چی؟

475
00:24:42,257 --> 00:24:44,591
‫خب،پس دیگه چطوری میخوای توضیح بدی
‫که چرا دوشب در هفته

476
00:24:44,626 --> 00:24:46,876
‫رو دیر وقت میای خونه
‫نکنه میخوای بگی کار میکنی؟

477
00:24:46,928 --> 00:24:48,711
‫دیگران چه فکری در این مورد میکنن وقتی بشنون؟

478
00:24:48,763 --> 00:24:51,097
‫هیچ میفهمی چی داری میگی؟

479
00:24:51,132 --> 00:24:52,765
‫البته که میفهمم

480
00:24:52,801 --> 00:24:54,717
‫تو داری میگی که بچه های من رو ازم میگیری

481
00:24:54,769 --> 00:24:56,970
‫که اعتبار من رو زیر سوال میبری
‫که میتونی از کارِ من استفاده کنی

482
00:24:56,972 --> 00:24:58,605
‫تا بتونی من رو بی اعتبار کنی؟

483
00:24:58,640 --> 00:25:00,690
‫اره،فهمیدی؟
‫و همینطور هم هست

484
00:25:00,725 --> 00:25:03,276
‫تو واقعاً نگرانِ بچه ها نیستی،جین

485
00:25:03,311 --> 00:25:04,978
‫این تحقیق که برات خیلی اهمیت داره

486
00:25:14,706 --> 00:25:16,406
‫من حساب میکنم

487
00:25:26,384 --> 00:25:29,335
‫همم،تو میتونی اونجا لباس هات رو عوض کنی
‫کسی نمیبنتت

488
00:25:29,387 --> 00:25:30,920
‫این حوله تمیز

489
00:25:30,972 --> 00:25:33,890
‫باشه ممنون

490
00:25:46,404 --> 00:25:48,771
‫اوه....
‫در هنوز بازه

491
00:25:48,823 --> 00:25:52,492
‫ممنون

492
00:26:19,804 --> 00:26:22,305
‫باشه،اوه،اینا...

493
00:26:22,357 --> 00:26:24,640
‫یه ذره برام بزرگ هستند

494
00:26:26,695 --> 00:26:29,862
‫هممم میتونیم...
‫اوه،بله

495
00:26:33,034 --> 00:26:34,734
‫متکا های دیگه ای هم دارم

496
00:26:34,786 --> 00:26:36,736
‫اوه،نه،نه،نه
‫اینا...اینا عالی هستند

497
00:26:57,842 --> 00:27:00,309
‫شی خوش،لستر

498
00:27:00,345 --> 00:27:02,845
‫شب ب خیر

499
00:27:21,583 --> 00:27:23,249
‫باید باهات صادق باشم

500
00:27:23,284 --> 00:27:25,752
‫معمولاً عادت ندارم که ساعت ۲ نصفه شب برام مهمون بیاد

501
00:27:25,787 --> 00:27:27,503
‫امیدوارم که کورال رو بیدار نکرده باشم

502
00:27:27,539 --> 00:27:29,505
‫نه،همم
‫کورال هنوز تو آتلانتاست

503
00:27:29,541 --> 00:27:32,592
‫اره،همونجوری که تو رفتن اصرار داشت
‫برای موندن هم اصرار میکنه

504
00:27:32,627 --> 00:27:34,877
‫الان دیگه کاملاً به اون کار پایبند شده

505
00:27:34,929 --> 00:27:36,712
‫من...واقعاً بهش افتخار میکنم

506
00:27:36,765 --> 00:27:38,681
‫خیلی تأثیر گذاره

507
00:27:42,053 --> 00:27:45,354
‫همم،من برای دیر آمدنم عذر خواهی میکنم

508
00:27:45,390 --> 00:27:48,691
‫میدونی،نیازی نیست

509
00:27:48,726 --> 00:27:54,147
‫در واقع من کسی هستم که باید معذرت خواهی کنه

510
00:27:54,199 --> 00:27:56,983
‫خب،سَرِ کار

511
00:27:57,035 --> 00:28:01,154
‫میدونم که باید کاملاً اصولِ
‫حرفه ای رو رعایت کنی

512
00:28:01,206 --> 00:28:03,873
‫منظورم اینه که،همم...

513
00:28:03,908 --> 00:28:08,161
‫بابتِ اون شب معذرت میخوام...
‫تو خونتون

514
00:28:08,213 --> 00:28:11,581
‫نمیفهمم منظورت چیه

515
00:28:11,633 --> 00:28:15,751
‫نمیدونم چرا اجازه دادم
‫اون اتفاق بیفته

516
00:28:15,804 --> 00:28:17,837
‫اون؟

517
00:28:17,889 --> 00:28:19,839
‫اون چیزی نبود که تو بخوای نذاری بشه...

518
00:28:19,891 --> 00:28:21,424
‫ولی بود

519
00:28:21,476 --> 00:28:24,644
‫بود والان...من میخوام مسعولیت
‫اون کار رو برعهده بگیرم

520
00:28:24,679 --> 00:28:26,562
‫اون کار...اونکار خیلی اشتباه بود

521
00:28:26,598 --> 00:28:29,015
‫خطرناک بود و حتی خیانت هم محسوب میشد

522
00:28:29,017 --> 00:28:32,101
‫خیانت به تمامِ اون چیز هایی که براش کلی زحمت کشیده بودیم

523
00:28:32,153 --> 00:28:34,520
‫زحمت کشیده بودیم؟
‫اوه منظورت کارمون ــه

524
00:28:34,572 --> 00:28:37,273
‫اگر بخوام که با خودم صادق باشم.

525
00:28:37,325 --> 00:28:41,110
‫خب شاید این همون دلیلی باشه که
‫اون کار رو کردم

526
00:28:41,162 --> 00:28:44,614
‫خطری که داشت

527
00:28:44,666 --> 00:28:48,284
‫یه زن که از خارج از دنیای من اومده

528
00:28:48,336 --> 00:28:50,286
‫شاید هنوز بخشی از من

529
00:28:50,338 --> 00:28:52,839
‫میخواست که یه آجر به اون شیشه پرتاب کنه

530
00:28:55,093 --> 00:28:57,760
‫واقعاً نمیدونم

531
00:29:05,854 --> 00:29:08,054
‫دیگه به اینجا نخواهم اومد

532
00:29:09,607 --> 00:29:11,224
‫من عذر میخوام

533
00:29:11,276 --> 00:29:12,975
‫دیگه نمیخواد این رو بگی!

534
00:29:22,537 --> 00:29:25,905
‫اگر بخاطرِ این با من بودی که من رو میخواستی چی؟

535
00:29:25,957 --> 00:29:29,709
‫اگر اون دلیلش باشه چی؟

536
00:30:06,080 --> 00:30:07,780
‫باشه،ولی میتونم بپرسم کی اینو میخواد؟

537
00:30:07,832 --> 00:30:10,366
‫اوه،باشه پس
‫لطفاً چند لحظه

538
00:30:11,753 --> 00:30:13,286
‫اه،آقای هاگ هفنر رو خط هستند

539
00:30:13,338 --> 00:30:14,787
‫میخوان اگر بشه چند لحظه از وقتتون رو بگیرن

540
00:30:14,839 --> 00:30:16,289
‫هاگ هفنراز مجله پلی بوی؟

541
00:30:16,341 --> 00:30:18,374
‫همم،گوش های کوچک
‫با اون دمِ پف کرده

542
00:30:18,426 --> 00:30:19,759
‫لطفاً پیغامشون رو بگیر

543
00:30:19,794 --> 00:30:23,546
‫لستر،میتونم چند لحظه باهات تنها باشم؟

544
00:30:32,357 --> 00:30:34,106
‫من علاقه ای ندارم

545
00:30:34,142 --> 00:30:36,692
‫من این دودلی رو درک میکنم

546
00:30:36,728 --> 00:30:39,312
‫با توجه به این که کارها اون جوری که باید پیش نرفت

547
00:30:39,364 --> 00:30:41,480
‫با اون فاحشه؟
‫این فرق میکنه

548
00:30:41,532 --> 00:30:44,617
‫شما درمانی پیدا کردید...
‫برای ناتوانی؟

549
00:30:44,652 --> 00:30:46,736
‫نگفتم درمان پیدا کردیم

550
00:30:46,788 --> 00:30:51,657
‫ولی شاید شروعی برای یه روش ...یه درمان باشه

551
00:30:51,709 --> 00:30:54,460
‫خب،من یه دوست دختر دارم

552
00:30:54,495 --> 00:30:56,412
‫یه....

553
00:30:56,464 --> 00:30:58,297
‫بارب

554
00:30:58,333 --> 00:31:03,052
‫باربارا سندرسون...یکی دیگه از
‫او نمونه های نامناسب

555
00:31:03,087 --> 00:31:05,388
‫پس.. شما دو تا...

556
00:31:05,423 --> 00:31:08,391
‫تا به حال تونستید...با هم یه رابطه
‫جنسی داشته باشید؟

557
00:31:08,426 --> 00:31:10,059
‫نیازی نداریم

558
00:31:10,094 --> 00:31:13,346
‫ما یه راهِ جدید پیدا کر دیم
‫که میتونیم با هم باشیم

559
00:31:13,398 --> 00:31:17,900
‫میتونیم خوشبخت باشیم...
‫با حذف کردنِ سکس از رابطه ـــمون

560
00:31:17,935 --> 00:31:20,236
‫خب
‫این اصلاً راهِ حل مناسبی نیست

561
00:31:20,271 --> 00:31:22,355
‫که...درواقع از راهِ حل نیست

562
00:31:22,407 --> 00:31:24,190
‫شما از کجا میدونید؟

563
00:31:24,192 --> 00:31:25,941
‫چون که تو...

564
00:31:25,994 --> 00:31:27,860
‫تو چند سالت ـــه؟

565
00:31:27,912 --> 00:31:29,695
‫من ۲۹ سالمه

566
00:31:29,747 --> 00:31:30,946
‫من یه بچه نیستم

567
00:31:30,999 --> 00:31:32,331
‫اینو درک میکنم که قرار نیست

568
00:31:32,367 --> 00:31:34,166
‫هر چیزی رو میخوای در این زندگی به دست بیاری

569
00:31:34,202 --> 00:31:36,836
‫ما در موردِ یه کادیلاک حرف نمیزنیم،لستر

570
00:31:36,871 --> 00:31:38,754
‫تو نمیتونی اینجوری ادامه بدی

571
00:31:38,790 --> 00:31:40,923
‫یه رابطه احساسی بدون هیچ احساسی؟

572
00:31:40,958 --> 00:31:42,792
‫ما نسبت به هم احساس هم داریم

573
00:31:42,844 --> 00:31:47,213
‫یه رابطه بدون سکس...

574
00:31:47,265 --> 00:31:51,550
‫سکس مثل نفس کشیدن و خوردن حیاتی ــه

575
00:31:51,602 --> 00:31:55,221
‫تو نمیتونی جلوی سرکشیِ نفست رو بگیری

576
00:31:55,273 --> 00:31:57,473
‫ایزاک نیوتون داده های علمیِ زیادی رو کشف کرد

577
00:31:57,525 --> 00:31:58,891
‫با وجودِ اینکه هرگز سکس نداشت

578
00:31:58,943 --> 00:32:00,309
‫خب
‫اون به خواستِ خودش باکره باقی موند

579
00:32:00,361 --> 00:32:01,644
‫و متأسفانه تو باید اینو در نظر بگیری که

580
00:32:01,696 --> 00:32:04,447
‫قانوِن بعدی جاذبه زمینه

581
00:32:04,482 --> 00:32:06,816
‫به هر حال به زودی خواهی فهمید که

582
00:32:06,868 --> 00:32:10,236
‫نمیخوای بدونِ این زندگی کنی

583
00:32:10,288 --> 00:32:13,539
‫و باربارا هم به این تصمیم خواهد رسید

584
00:32:13,574 --> 00:32:14,990
‫بهم اطمینان کن

585
00:32:15,043 --> 00:32:18,044
‫قبلاً ازت خواستم که به من اطمینان کنی،میدونم

586
00:32:18,079 --> 00:32:19,912
‫ولی این بار فرق میکنه

587
00:32:19,964 --> 00:32:26,836
‫ازت میخوام که...
‫یه روش جدید رو امتحان کنی

588
00:32:33,761 --> 00:32:36,395
‫در موردِ جلسه امشب هیجان زده نیستی؟

589
00:32:36,431 --> 00:32:37,847
‫تا دلت بخواد.

590
00:32:37,899 --> 00:32:39,932
‫گوش کن
‫من یه برنامه پوکرِ هفتگی

591
00:32:39,984 --> 00:32:41,517
‫تو کلوپ آتلانتیک برای ساعت ۸ دارم

592
00:32:41,569 --> 00:32:44,236
‫همیشه برام سود آور بوده

593
00:32:44,272 --> 00:32:45,738
‫ولی وقتی به تو فکر میکنم که

594
00:32:45,773 --> 00:32:51,360
‫میخوای به این برنامه سیاسیِ خسته کننده بری
‫بدون اینکه کسی باهات باشه

595
00:32:51,412 --> 00:32:54,780
‫حقیقتش،درسته که رابطه ما از
‫اون رابطه های معمول نیست

596
00:32:54,832 --> 00:32:57,450
‫ولی من برای تو هرکاری میکنم

597
00:32:57,502 --> 00:33:00,086
‫خب،چیزی که میخوام بگم اینه که

598
00:33:00,121 --> 00:33:02,705
‫اگر بخوای که امشب اونجا کنارت باشم...

599
00:33:02,757 --> 00:33:05,040
‫برای اینکه به خاطرِ تو اونجا باشم...

600
00:33:06,928 --> 00:33:09,428
‫آره بابا

601
00:33:11,182 --> 00:33:13,549
‫داری میگی میتونم بیام؟

602
00:33:13,601 --> 00:33:14,800
‫نه

603
00:33:14,852 --> 00:33:16,552
‫اوه
‫حتماً با کسی قرار داری

604
00:33:16,604 --> 00:33:17,970
‫نه

605
00:33:19,690 --> 00:33:22,057
‫پس من...من نمیفهمم

606
00:33:23,778 --> 00:33:27,313
‫خانواده من
‫اونا مثلِ خانواده های دیگه نیستن

607
00:33:27,365 --> 00:33:29,148
‫یه هفته قبل از اینکه ببینمشون

608
00:33:29,200 --> 00:33:31,117
‫مجبورم روزنامه نیویورک تایمز رو هر روز صبح بخونم

609
00:33:31,152 --> 00:33:32,952
‫خط به خط
‫مثل این که دارم برای امتحان میخونم

610
00:33:32,987 --> 00:33:34,787
‫یه برادر دارم که
‫وکیل ــه

611
00:33:34,822 --> 00:33:37,206
‫یه برادر دیگه که..خب خودش میگه
‫برای دولت کار میکنه

612
00:33:37,241 --> 00:33:38,874
‫در واقع برای سازمان سیا کار میکنه

613
00:33:38,910 --> 00:33:41,076
‫اون یکی هم که برای این برنامه کار میکنه

614
00:33:41,129 --> 00:33:42,711
‫که کارهای امروز رو ردیف میکنه

615
00:33:42,747 --> 00:33:45,047
‫منظورت چیه؟

616
00:33:45,082 --> 00:33:48,551
‫چون اگر میخوای بگی که من نمیتون جلوشون در بیام...

617
00:33:48,586 --> 00:33:50,836
‫میدونی،از نظر روشن فکر بودن..

618
00:33:50,838 --> 00:33:54,507
‫بذار بهت یادآوری کنم که
‫من تو مدرسه پزشکی درس خوندم

619
00:33:54,559 --> 00:33:56,509
‫همینطور دکتر هم هستم

620
00:33:56,561 --> 00:33:59,011
‫یکی پشت اون یکی میاد

621
00:33:59,013 --> 00:34:02,014
‫من خیلی تو روابط عمومی قوی هستم

622
00:34:02,066 --> 00:34:04,683
‫حتی خودم هم دوست دارم واردِ کارهای سیاسی باشم

623
00:34:04,685 --> 00:34:06,519
‫جدی؟
‫اوهوم

624
00:34:06,571 --> 00:34:09,939
‫اینو در موردت نمیدونستم

625
00:34:09,991 --> 00:34:11,857
‫پس،میشه بگی چرا ناتو از جنگ با

626
00:34:11,909 --> 00:34:15,361
‫اتحادِ جماهیر شوروی کناره گیری کرد؟

627
00:34:17,582 --> 00:34:19,832
‫میدونی،آخه کی تو یه مجلس این رو میپرسه؟

628
00:34:23,588 --> 00:34:25,621
‫منظورم اینه که به این خاطر که نمیدونم
‫نمیتونی از دستم ناراحت باشی

629
00:34:25,673 --> 00:34:30,676
‫این..این واقعاً
‫غیر ممکنه

630
00:34:30,711 --> 00:34:32,962
‫من نگفتم که از دستت ناراحتم

631
00:34:34,432 --> 00:34:37,550
‫ولی هستی،اینطور نیست؟

632
00:34:37,602 --> 00:34:40,219
‫خب... تو...

633
00:34:41,689 --> 00:34:43,439
‫بذار بهت....رک بگم

634
00:34:43,474 --> 00:34:46,859
‫یه جوری من رو اینور اونور میکشی که
‫انگار رفیق فابریکتم

635
00:34:46,894 --> 00:34:49,778
‫ولی وقتی حرف به دیدن خانوادت میشه هیچی؟

636
00:34:49,814 --> 00:34:52,231
‫عزیزم،قضیه تو نیستی
‫اونا مشکل دارن

637
00:34:52,283 --> 00:34:54,900
‫اونا یه نگاه بهت میکنن و میگن:وای

638
00:34:54,902 --> 00:34:57,653
‫این واقعاً...بلوند ــه

639
00:34:57,705 --> 00:34:59,738
‫داری بهم میگی بلوند خرفت؟

640
00:34:59,790 --> 00:35:02,791
‫آستین،لطفاً

641
00:35:04,378 --> 00:35:06,795
‫اوه

642
00:35:06,831 --> 00:35:09,999
‫زنها برای یه همچین رنگ مویی
‫کلی پول تو آرایشگاه خرج میکنن

643
00:35:16,224 --> 00:35:18,507
‫پس،حتماً من هم دعاویِ خودم رو خواهم داشت

644
00:35:18,559 --> 00:35:20,226
‫که بتونه جوابِ شکایتِ جورج رو بده

645
00:35:20,261 --> 00:35:23,762
‫ولی... حقیقتش اینه که
‫شاید استعفا بدم

646
00:35:23,814 --> 00:35:25,481
‫واقعاً میخوای استعفا بدی
‫من....

647
00:35:25,516 --> 00:35:27,149
‫به بیل چیزی گفتی؟
‫نه،نه

648
00:35:27,184 --> 00:35:29,101
‫هنوز چیزی نگفتم
‫اول میخوام هر جور شده حلّش کنم

649
00:35:29,153 --> 00:35:32,354
‫ولی شاید تنها راه حل استعفا دادنم باشه

650
00:35:32,406 --> 00:35:34,690
‫ولی حتی اگر استعفا هم بدی

651
00:35:34,742 --> 00:35:36,325
‫جرج دیگه به دادگاه نمیکشوندت؟

652
00:35:36,360 --> 00:35:37,776
‫بله،این کار رو میکنه

653
00:35:37,778 --> 00:35:40,779
‫ولی دیگه نمیتونه کارم رو تو سرم بزنه

654
00:35:40,781 --> 00:35:42,081
‫وکیلش چطور؟

655
00:35:42,116 --> 00:35:43,582
‫منظورم اینه که،وکیلش نمیگه که

656
00:35:43,618 --> 00:35:45,451
‫تو در تمامِ این سالها این کار رو انجام میدادی

657
00:35:45,453 --> 00:35:47,202
‫و به تازگی این کار رو کنار گذاشتی

658
00:35:47,255 --> 00:35:49,455
‫تا بتونی نظرِ قاضی رو جلب کنی؟

659
00:35:49,507 --> 00:35:51,757
‫اینو نگفتم که نا امیدت کنم

660
00:35:51,792 --> 00:35:53,509
‫فقط...برای آگاهیت گفتم....

661
00:35:53,544 --> 00:35:54,793
‫میدونم

662
00:35:54,845 --> 00:35:56,795
‫من...من باید یه جوری باهاش مبارزه کنم

663
00:35:56,847 --> 00:35:58,213
‫من...من...

664
00:35:58,266 --> 00:36:00,215
‫م.م.من دارم به این فکر میکنم که

665
00:36:00,268 --> 00:36:03,018
‫دارم به این فکر میکنم که

666
00:36:07,358 --> 00:36:10,025
‫دارم تصور میکنم
‫اگر بیل این کار رو با من میکرد...

667
00:36:10,061 --> 00:36:12,528
‫سعی میکرد که بچه هام رو بگیره

668
00:36:14,782 --> 00:36:18,817
‫بچه های زیبا و دوست داشتنیم رو...

669
00:36:18,869 --> 00:36:20,736
‫که بدون هیچ دلیلی عاشقشون هستم

670
00:36:20,788 --> 00:36:24,290
‫این...

671
00:36:24,325 --> 00:36:27,326
‫و هنوز اون بچه ها...

672
00:36:27,378 --> 00:36:32,748
‫وقتی به این فکر میکنم که شاید اون بچه ها تنها چیزی باشن که برام میمونن

673
00:36:32,800 --> 00:36:36,085
‫این برام کافی نیست

674
00:36:36,137 --> 00:36:40,589
‫اون ها نمیتونن همه چیز باشن...

675
00:36:40,641 --> 00:36:44,927
‫فقط و فقط اونا
‫یا این که...من میمیرم

676
00:36:46,230 --> 00:36:47,846
‫نه که واقعاً ولی حتما

677
00:36:47,898 --> 00:36:49,515
‫لیب

678
00:36:49,567 --> 00:36:52,184
‫اتفاقی افتاده؟

679
00:36:55,823 --> 00:36:57,856
‫چی میشه اگر....

680
00:36:57,908 --> 00:36:59,491
‫خدا،چی میشه اگر ما اجازه بدیم که

681
00:36:59,527 --> 00:37:01,694
‫هر چیزی که ما فکر میکردیم زندگیمونه بذاریم نابود بشه؟

682
00:37:01,746 --> 00:37:03,612
‫چی میشه اگر هردومون همه چیز رو خراب کنیم؟

683
00:37:03,664 --> 00:37:05,364
‫فقط...بعدش چی میشه؟

684
00:37:05,366 --> 00:37:07,032
‫اونا بچه های منن

685
00:37:07,084 --> 00:37:09,335
‫میدونم هستن
‫میدونم

686
00:37:09,370 --> 00:37:12,788
‫ولی...چی میشه وقتی که کمی به بچه هات فکر کنی؟

687
00:37:12,840 --> 00:37:15,541
‫نه،نه فقط به خاطر روز زن

688
00:37:15,593 --> 00:37:16,842
‫ولی...یه چیزی بیشتر از اون

689
00:37:16,877 --> 00:37:20,129
‫اونها آرامش دارن

690
00:37:20,181 --> 00:37:21,964
‫نمیدونم

691
00:37:22,016 --> 00:37:25,467
‫که اونا..
‫که اونا خوشبخت باشن

692
00:37:25,519 --> 00:37:30,389
‫واین رو بدونن که...
‫کسی هست که عاشقشونه

693
00:37:30,541 --> 00:37:38,163
‫شاید این راهی باشه که...
‫بتونی بعضی از...ایده آل هات رو زیر پا بذاری

694
00:37:38,215 --> 00:37:40,249
‫و زندگی ــی رو که داری ادامه بدی

695
00:37:40,301 --> 00:37:43,385
‫و نه به زندگی بپردازی که فکر میکردی میتونی داشته باشی

696
00:37:43,420 --> 00:37:48,757
‫که در آخر...
‫چیزی رو که هست قبول کنی

697
00:38:22,313 --> 00:38:24,784
‫_

698
00:38:29,016 --> 00:38:31,433
‫من دارم میرم

699
00:38:33,354 --> 00:38:36,305
‫همم،این همون چیزی ــه که تحت تدابیر شدیدِ امنیتی آورده شد؟

700
00:38:36,357 --> 00:38:38,390
‫اوهوم

701
00:38:38,392 --> 00:38:40,275
‫نه آدرسی،نه فرستنده و نه گیرنده ای

702
00:38:40,311 --> 00:38:43,645
‫بچه ای که این آورد نگفت کی فرستادتش

703
00:38:43,697 --> 00:38:47,149
‫پس،من با خودم فکر کردم شاید
‫نقشه یه بمب باشه یا

704
00:38:47,201 --> 00:38:50,569
‫یا این که رییس جمهور به یه محفلِ خصوصی دعوتت کرده

705
00:38:56,210 --> 00:38:58,827
‫این،خب..

706
00:38:58,879 --> 00:39:04,249
‫این رقیبمونه...
‫یه دکتر تو دانشگاه کالیفرنیا

707
00:39:04,301 --> 00:39:05,634
‫این کتابشه

708
00:39:05,669 --> 00:39:08,637
‫حالا کتابِ تأثیر گذاری هست؟

709
00:39:08,672 --> 00:39:11,139
‫کم حجمه،بیشتر گفتاری ــه

710
00:39:11,175 --> 00:39:12,724
‫برای عوام نوشته شده

711
00:39:12,760 --> 00:39:14,259
‫زیاد علمی نیست

712
00:39:14,311 --> 00:39:16,678
‫هیچ داده ای رو بیان نکرده...
‫به سختی میشه گفت اطلاعاتی داره

713
00:39:16,730 --> 00:39:18,430
‫همم،پس بیشتر شبیه این کتاب الکی هاست

714
00:39:18,482 --> 00:39:20,766
‫بیشتر شبیه فیلم ماست

715
00:39:23,737 --> 00:39:25,904
‫برخلاف کارمون...
‫کاری که داریم واقعاً انجام میدیم...

716
00:39:25,940 --> 00:39:27,856
‫کیلومترها با کارِ دکتر کافمن فاصله داریم

717
00:39:27,908 --> 00:39:32,861
‫کار ما...باعث میشه دکتر کافمن به زباله دان بره

718
00:39:36,667 --> 00:39:38,867
‫ببین

719
00:39:38,919 --> 00:39:42,371
‫درسته که قبلاً اون پاپیونِ مسخره تون رو به خنده میگرفتم

720
00:39:42,423 --> 00:39:44,873
‫ولی اون کراواتی که تو فیلم ازش استفاده کردید

721
00:39:44,925 --> 00:39:46,792
‫هیچ فایده ای براتون نداشت

722
00:39:46,844 --> 00:39:50,462
‫منظورم اینه که..
‫اون شما نبودید

723
00:39:50,514 --> 00:39:54,433
‫از اونجایی که من دارم این مصاحبه رو ترتیب میدم

724
00:39:54,468 --> 00:39:58,637
‫شاید بتونم بهتون پیشنهاد کنم که...
‫همون پاپین رو استفاده کنید

725
00:39:58,689 --> 00:40:01,807
‫نمیتونم باور کنم...
‫که دارم این حرف رو میزنم

726
00:40:01,859 --> 00:40:05,811
‫من این رو به عنوان پیشنهاد در نظر میگیرم

727
00:40:21,045 --> 00:40:23,912
‫من باید باهات،همم...
‫من باید باهات حرف بزنم...

728
00:40:23,964 --> 00:40:30,168
‫درموردِ فیلممون...
‫همم،خب،در موردِ این دستنوشته ها

729
00:40:30,220 --> 00:40:35,590
‫من میخوام باهات در موردِ یه...
‫خب،یه چیزی که ممکنه...

730
00:40:35,643 --> 00:40:37,476
‫ویرجینیا؟

731
00:40:37,511 --> 00:40:40,729
‫داری چی کار میکنی؟

732
00:40:44,151 --> 00:40:47,269
‫همم،منتظرِ هرب هستم

733
00:40:47,421 --> 00:40:49,171
‫هرب دیگه کیه؟

734
00:40:49,206 --> 00:40:51,039
‫مستأجرمون

735
00:40:51,091 --> 00:40:52,457
‫وکیلِ من

736
00:40:52,509 --> 00:40:55,427
‫تو هرب اسپلیپ رو استخدام کردی؟

737
00:40:55,462 --> 00:40:57,429
‫که چی کار کنه؟

738
00:40:57,464 --> 00:41:01,850
‫همم،که به همسرم چیزی رو بده که میخواد

739
00:41:01,885 --> 00:41:03,602
‫مگه چی میخواد؟

740
00:41:03,637 --> 00:41:05,470
‫بچه ها مون رو

741
00:41:05,522 --> 00:41:12,394
‫جورج...میخواد توانایی های من رو زیر سوال ببره

742
00:41:12,446 --> 00:41:14,062
‫به عنوانِ یه مادر

743
00:41:14,214 --> 00:41:17,382
‫اون...اون میخواد از طبیعتِ وحشیِ کارمون استفاده کنه

744
00:41:17,417 --> 00:41:21,253
‫و منو تو دیدِ عوام تخریب کنه

745
00:41:21,255 --> 00:41:25,557
‫و تمام ساعتهایی که اینجا میگذرونم
‫و زمانهایی که با تو

746
00:41:25,592 --> 00:41:27,809
‫هستم

747
00:41:27,844 --> 00:41:29,978
‫این اواخر،وکیلش اقدام به پرسیدن سوالاتی

748
00:41:30,013 --> 00:41:31,313
‫تو هتلِ پارک پلازا کرده

749
00:41:31,348 --> 00:41:32,931
‫- جورج
‫اوهوم

750
00:41:32,983 --> 00:41:34,399
‫جورج داره این کار رو میکنه
‫اوهوم

751
00:41:34,434 --> 00:41:39,187
‫یعنی اینکه ما دو جور معرفی میشیم
‫یکی تو سی بی اِس

752
00:41:39,239 --> 00:41:41,489
‫که هر دوی ما به عنوان دو محقق تأثیر گذار

753
00:41:41,525 --> 00:41:44,192
‫به جامعه آمریکا معرفی میشیم
‫و درست در همون زمان

754
00:41:44,244 --> 00:41:48,947
‫یه قاضی تو دادگاه ما رو به دنیا

755
00:41:48,949 --> 00:41:54,252
‫به عنوان دو تا هرزه که بی اخلاقی رو رواج میدن میشناسونه

756
00:41:54,288 --> 00:41:56,955
‫تو...تو...تو
‫نباید تو همچین شرایطی قرار بگیری

757
00:41:57,007 --> 00:41:58,924
‫ویرجینیا این...
‫این کاملاً توجیه نا پذیر ــه

758
00:41:58,959 --> 00:42:00,342
‫پس...پس کاری که ما میکنیم

759
00:42:00,377 --> 00:42:03,545
‫نه،نه،نه
‫دیگه تموم شده

760
00:42:03,597 --> 00:42:07,432
‫همین الان که داریم حرف میزنیم هرب داره به جرج پیشنهادم رو ارائه میده

761
00:42:07,467 --> 00:42:10,885
‫و خب شرایط جوری ــه که خیلی به مذاقِ جورج خوش میاد

762
00:42:10,938 --> 00:42:14,222
‫تمامِ کاری که باید بکنه اینه که
‫کار رو به دادگاه نکشونه

763
00:42:14,274 --> 00:42:15,473
‫بهش پیشنهاد دادی؟

764
00:42:15,525 --> 00:42:17,475
‫بله

765
00:42:17,527 --> 00:42:20,028
‫مجبور نیستی،همم...

766
00:42:20,063 --> 00:42:23,949
‫تو که مجبور نشدی دست از بچه هات بکشی،درسته؟

767
00:42:23,984 --> 00:42:26,735
‫نه اینجوری نگو

768
00:42:26,787 --> 00:42:31,790
‫وقتی که فیلم بره رو آنتن
‫اونا رو پس میگیرم

769
00:42:31,825 --> 00:42:33,491
‫ویرجینیا تو نباید این کار رو...

770
00:42:33,543 --> 00:42:35,160
‫چرا که میخوام از فیلم برای اینکه به دنیا نشون بدم....

771
00:42:35,212 --> 00:42:38,964
‫که کارِ من اینجا خیلی با شرافت وقانونی ــه

772
00:42:38,999 --> 00:42:42,550
‫و یک روز،خیلی زور
‫من اون رو به دادگاه میکشونم

773
00:42:42,586 --> 00:42:45,470
‫و از اعتبار شبکه سی بی اِس
‫استفاده میکنم تا بچه هام رو برگردونم

774
00:42:45,505 --> 00:42:47,922
‫نه تو نمیتون....نه
‫تو باید همین الان برشون گردونی

775
00:42:47,975 --> 00:42:52,060
‫نه،نمیتونم
‫دیگه همه چیز تموم شده

776
00:42:54,231 --> 00:42:56,598
‫موقتاً اینجوریه

777
00:43:02,939 --> 00:43:04,823
‫هی،مامان

778
00:43:04,858 --> 00:43:06,524
‫مامان

779
00:43:06,576 --> 00:43:09,995
‫میدونی که جرج واشنگتن واقعاً به سگ ها علاقه داشته؟

780
00:43:10,030 --> 00:43:12,747
‫و اسمِ سگ موردِ علاقه ــاش لب شکری بوده؟

781
00:43:15,252 --> 00:43:16,951
‫نمیدونستم

782
00:43:17,004 --> 00:43:19,254
‫میدونستی که یونان یه جزیره بوده

783
00:43:19,289 --> 00:43:21,623
‫اووه
‫منم ازتون سوال داشتم

784
00:43:21,675 --> 00:43:24,626
‫همم،پدرتون و من در مورد یه چیزایی با هم حرف زدیم

785
00:43:24,678 --> 00:43:26,294
‫که شاید برای شما خوب باشه

786
00:43:26,346 --> 00:43:27,595
‫میریم به یونان؟

787
00:43:27,631 --> 00:43:29,047
‫من میخوام برم یه رودخونه پوتوماک

788
00:43:29,099 --> 00:43:30,598
‫نه یونان ــه و نه پوتوماک

789
00:43:30,634 --> 00:43:35,637
‫ولی خودش یه جور ماجرا جویی ــه

790
00:43:35,689 --> 00:43:40,141
‫میدونید که چجوری تموم هفته رو...
‫که تموم هفته رو اینجا بودید

791
00:43:40,193 --> 00:43:43,144
‫به غیر از چهار شنبه ها
‫که با پدرتون بودید؟

792
00:43:43,196 --> 00:43:45,313
‫و بعدش تعطیلات که با پدرتون بودید

793
00:43:45,365 --> 00:43:47,399
‫که همه تعطیلات رو با پدرتون بودید؟

794
00:43:47,451 --> 00:43:48,817
‫و آدری

795
00:43:48,869 --> 00:43:51,903
‫و آدری

796
00:43:51,955 --> 00:43:56,324
‫خب،سوالِ من اینه که،خب...

797
00:43:56,376 --> 00:43:58,493
‫خب،شما دوست دارید پیش پدرتون بیشتر باشید درسته؟

798
00:43:58,545 --> 00:43:59,794
‫بله
‫خیلی

799
00:43:59,830 --> 00:44:02,914
‫خیله خب
‫خب،چی میشه اگه...

800
00:44:02,966 --> 00:44:08,086
‫اگر که ما جاهامون رو عوض کنیم

801
00:44:08,138 --> 00:44:09,921
‫شما هفته رو با اون میگذرونید

802
00:44:09,973 --> 00:44:12,807
‫و بعدش چهارشنبه ها اینجا با من خواهید بود

803
00:44:12,843 --> 00:44:16,177
‫و بعد از اون میتونیم همه تعطیلات رو با هم بریم بیرون

804
00:44:16,229 --> 00:44:19,097
‫ببینیم چجوری پیش میره
‫ببینیم خوشمون میاد یا نه؟

805
00:44:19,149 --> 00:44:20,432
‫چرا؟

806
00:44:20,484 --> 00:44:22,350
‫همم،چون...

807
00:44:22,402 --> 00:44:27,105
‫چون که پدرتون میخواد زمان بیشتری رو با شما بگذرونه

808
00:44:27,157 --> 00:44:28,656
‫اره،خودش خیلی اینو میگه

809
00:44:28,692 --> 00:44:30,191
‫همم

810
00:44:30,243 --> 00:44:31,943
‫اره،خب اینجوری میتونید خیلی بیشتر ببینیدش

811
00:44:31,995 --> 00:44:33,778
‫همین

812
00:44:33,830 --> 00:44:38,616
‫همه چیز مثلِ قبل خواهد بود...فقط جاها عوض شده

813
00:44:38,668 --> 00:44:40,201
‫باشه

814
00:44:40,253 --> 00:44:42,287
‫ولی اگر بخوایم همینجوری حرف بزنیم دیرمون میشه

815
00:44:42,339 --> 00:44:44,038
‫و امروز نباید دیر برم

816
00:44:44,091 --> 00:44:47,792
‫بله،و تو هنوز روبدوشامت تنته

817
00:45:02,442 --> 00:45:04,943
‫ویرجینیا؟

818
00:45:07,447 --> 00:45:09,230
‫الو

819
00:45:09,282 --> 00:45:11,649
‫دانشگاهِ
‫کالیفرنیا در لوس انجلس

820
00:45:11,701 --> 00:45:14,068
‫جایی که پشت درهای بسته
‫ما کشف کردیم که

821
00:45:14,121 --> 00:45:15,954
‫یک تحقیق تأثیر گذار
‫در حالِ اتفاقه

822
00:45:15,989 --> 00:45:17,906
‫که نتایجِ شگفت آورش به زودی
‫منتشر خواهند شد

823
00:45:17,958 --> 00:45:20,658
‫در کتابی مهم که
‫به زودی منتشر خواهد شد

824
00:45:20,710 --> 00:45:22,994
‫<iبه نامِ مردان و سکس

825
00:45:23,046 --> 00:45:24,913
‫چندین سال پیش متوجه شدم که

826
00:45:24,965 --> 00:45:26,998
‫که مشکلات جنسیِ مردان
‫به هیچ وجه به عنوان

827
00:45:27,000 --> 00:45:28,500
‫مطلبِ علمی جدی گرفته نمیشه

828
00:45:28,552 --> 00:45:30,835
‫با این وجود که قضایای جنسی
‫خیلی همه گیره

829
00:45:30,837 --> 00:45:33,254
‫ولی هنوزم دست نخورده باقی مونده

830
00:45:33,306 --> 00:45:36,307
‫منم همونقدر که تو عصبانیس هستی ناراحتم،ویرجینیا

831
00:45:36,343 --> 00:45:37,592
‫باور کن

832
00:45:37,644 --> 00:45:39,761
‫من...من نمیفهمم

833
00:45:39,813 --> 00:45:41,846
‫خب،به شکلِ دردناکی ساده ــست

834
00:45:41,898 --> 00:45:43,898
‫یکی کاملاً گند زده

835
00:45:43,934 --> 00:45:46,267
‫من نبودم

836
00:45:46,319 --> 00:45:48,403
‫تیمِ من شدیداً جدیت به خرج میدن
‫وقتی پای موکل هام به میان میاد

837
00:45:48,438 --> 00:45:50,355
‫و اطمینان داریم که اونا اولین افرادی خواهند بود که

838
00:45:50,407 --> 00:45:52,574
‫از شرایطِ شبکه ها اطلاع پیدا میکنن

839
00:45:52,609 --> 00:45:53,858
‫تنها چیزی که من میدونم اینه که
‫کلمه سکس رو سه بار شنیدم

840
00:45:53,910 --> 00:45:55,410
‫اونم تو یه بخش چهار دقیقه ای

841
00:45:55,445 --> 00:45:57,028
‫خب،شاید حواست نبوده،لستر

842
00:45:57,080 --> 00:45:58,279
‫شاید همینجوری بوده باشه

843
00:45:58,331 --> 00:45:59,781
‫من،لعنتی
‫تو باید

844
00:45:59,833 --> 00:46:01,199
‫بهتون اطمینان میدم

845
00:46:01,251 --> 00:46:02,700
‫که تهِ این داستان رو درمیارم

846
00:46:02,752 --> 00:46:04,752
‫با توجه به این مطلب که تحت هر شرایطی

847
00:46:04,788 --> 00:46:07,038
‫نمیتونه تغییری در خروجیِ شبکه سی بی اِس داشته باشه

848
00:46:07,090 --> 00:46:09,874
‫اونا فکر میکردن که با داستانِ شما به چیزِ جدیدی
‫دست پیدا کردن

849
00:46:09,926 --> 00:46:13,428
‫ولی حالا که دکتر کافمن داره به این شکل..
‫ما رو زیر بادِ مشت میگیره

850
00:46:13,463 --> 00:46:14,879
‫سی بی اِس زنگ زده؟

851
00:46:14,931 --> 00:46:16,631
‫قرار نیست کاری کنن؟...

852
00:46:16,683 --> 00:46:19,384
‫فیلم ما قرار نیست بره رو آنتن

853
00:46:19,386 --> 00:46:21,886


854
00:46:21,938 --> 00:46:23,354
‫بیل،نه

855
00:46:23,390 --> 00:46:26,558
‫به نظر میاد دکتر کافمن یه همکار هم داره

856
00:46:26,610 --> 00:46:28,526


857
00:46:28,562 --> 00:46:30,228


858
00:46:30,280 --> 00:46:32,647


859
00:46:32,699 --> 00:46:34,649


860
00:46:34,701 --> 00:46:37,485
‫ما هنینطور اتاقهایی رو هم تعبیه کردیم که
‫نقش زنان رو هم در این کار در نطر بگیریم

861
00:46:37,537 --> 00:46:39,787
‫با توجه به تأثیری که
‫در رابطه با مردان دارن

862
00:46:39,823 --> 00:46:41,122
‫که البته شاملِ
‫جاذبه های جنسی هم میشه

863
00:46:41,157 --> 00:46:42,373
‫اون جوون تره رو میشناسید؟

864
00:46:42,409 --> 00:46:43,992
‫قبلاً با من کار میکرد

865
00:46:44,044 --> 00:46:47,495
‫ویرجینیاهم....میشناسدش...

866
00:47:07,984 --> 00:47:10,935
‫اتان...

867
00:47:10,987 --> 00:47:13,821
‫چجوری...میشه آخه
‫من باعث این کار شدم

868
00:47:13,857 --> 00:47:15,857
‫ویرجینیا
‫این به تو ربطی نداره

869
00:47:15,909 --> 00:47:19,444
‫من بچه هام رو  برای اینکار از دست دادم

870
00:47:19,496 --> 00:47:21,195
‫هیچ...برای هیچی

871
00:47:21,248 --> 00:47:22,580
‫اون فیلم هیچ چیزی رو عوض نمیکنه

872
00:47:22,616 --> 00:47:24,282
‫مبکنه!میکنه
‫نه

873
00:47:24,334 --> 00:47:25,617
‫اره،تأثیر میذاره
‫نمیبینی؟

874
00:47:25,669 --> 00:47:27,118
‫اره،این کار رو میکنه

875
00:47:27,170 --> 00:47:29,787
‫بچه هام...بچه های من...
‫اونا رفتن

876
00:47:39,849 --> 00:47:41,966
‫من....

877
00:47:42,018 --> 00:47:44,269
‫من،خیلی خیلی متأسفم

878
00:47:47,190 --> 00:47:52,477
‫همه کاری که ما الان میتونیم بکنیم،اینه که
‫برگردیم سَرِ کار،باشه؟

879
00:47:52,529 --> 00:47:54,395
‫پس باید...
‫سرمون رو بندازیم پایین

880
00:47:54,447 --> 00:47:55,980
‫و کارمون رو بکنیم

881
00:47:56,032 --> 00:47:57,949
‫ما باید کارمون رو بکنیم
‫کارمون ِ که ارزش داره

882
00:47:57,984 --> 00:48:02,987
‫این کاری ــه که باید بکنیم

883
00:48:03,039 --> 00:48:04,989
‫باید برگردیم سَرِ کارمون

884
00:48:33,403 --> 00:48:34,769
‫جولیا

885
00:48:40,026 --> 00:48:41,442
‫در موردِ عوض شدنِ زندگی ها حرف میزد

886
00:48:41,494 --> 00:48:42,694
‫آنتونیونی فقط...

887
00:48:42,746 --> 00:48:44,278
‫ظالم

888
00:48:44,331 --> 00:48:46,531
‫عجیب غریب

889
00:48:46,583 --> 00:48:48,199
‫و غیرِ قابلِ فهم بود

890
00:48:48,251 --> 00:48:50,501
‫ولی چه داستان عاشقانه خوبی بود

891
00:48:50,537 --> 00:48:52,754
‫اونا...به سختی حتی از هم دیگه خوششون میومد

892
00:48:52,789 --> 00:48:55,340
‫دقیقاً این از اون فیلم های آشغالیِ هالیوودی نبود

893
00:48:55,375 --> 00:48:57,208
‫از اون پایان های الکی خوش نبود

894
00:48:57,260 --> 00:48:59,961
‫واقعی،پیچیده
‫و خیلی... سکسی بود

895
00:49:00,013 --> 00:49:01,679
‫تو اینطوری فکر نمیکنی؟

896
00:49:01,715 --> 00:49:04,632
‫اونجوری که همدیگر رو نگاه میکردن
‫جوری که میبوسیدش

897
00:49:04,684 --> 00:49:07,552
‫تو...تو این فیلم رو قبلاً دیده بودی

898
00:49:07,604 --> 00:49:09,220
‫چهار بار

899
00:49:09,272 --> 00:49:12,390
‫پس...میخواستی من چیزی تو اون فیلم ببینم؟

900
00:49:12,442 --> 00:49:13,725
‫آره

901
00:49:13,777 --> 00:49:17,528
‫ازت میخواستم که... مارو ببینی...

902
00:49:17,564 --> 00:49:21,115
‫یه زوجِ واقعی ،عجیب و پیچیده

903
00:49:21,151 --> 00:49:23,785
‫ولی زوجی که اون رو دارن

904
00:49:23,820 --> 00:49:25,653
‫اون؟

905
00:49:25,705 --> 00:49:26,988
‫این

906
00:49:44,924 --> 00:49:49,177
‫تو که نمیخوای به خاطرِ این من رو ترک کنی؟

907
00:49:49,229 --> 00:49:51,012
‫لطفا؟

908
00:50:15,922 --> 00:50:19,590
‫خب،تا اونجایی که به کتاب مربوط میشد،آسون بود

909
00:50:19,626 --> 00:50:23,294
‫به اون هرزه ای که قلبِ دخترم رو شکوند زنگ زدم

910
00:50:23,346 --> 00:50:26,798
‫و خیلی واضح براش روشن کردم که به من مدیون ــه

911
00:50:26,850 --> 00:50:29,217
‫قرار شد کتاب رو به یه چرخه ارزش گذاری بسپریم

912
00:50:29,269 --> 00:50:31,352
‫که مثلاً یه کم دیگه کار داره

913
00:50:31,387 --> 00:50:34,222
‫خب،بارتون درسته که تو هنوز یه مرد پرنفوذی

914
00:50:34,274 --> 00:50:40,144
‫ولی هر چه قدر هم که تلاش کنی
‫باز هم فیلم ما دیگه نابود شده

915
00:50:40,196 --> 00:50:43,481
‫من فکر میکردم تو خوشحال تر از این باشی،بیل

916
00:50:43,483 --> 00:50:45,700
‫این همون چیزی بود که تو میخواستی،درسته؟

917
00:50:45,735 --> 00:50:49,070
‫منظورم اینه که به همین خاطر به من زنگ زدی

918
00:50:49,122 --> 00:50:51,739
‫ممنون

919
00:50:51,791 --> 00:50:53,708
‫خب،به هر حال

920
00:50:53,743 --> 00:50:56,494
‫کارِ تو از دکتر کافمن بهتره،خودت هم میدونی

921
00:50:56,546 --> 00:50:59,330
‫تو فقط هنوز آماده نیستی که ارائه ــش بدی

922
00:50:59,332 --> 00:51:00,832
‫تو به خودت اعتماد داری

923
00:51:03,219 --> 00:51:06,504
‫من به ویرجینیا هم اعتماد دارم

924
00:51:06,556 --> 00:51:11,175
‫چیزی که...وقتی به تو زنگ زدم
‫ذهنم رو درگیر کرده بود

925
00:51:13,146 --> 00:51:17,515
‫این بود که ویرجینیا درگیرِ یه مشکلِ قضایی برای حضانت ِ

926
00:51:17,567 --> 00:51:21,102
‫به ویرجینیا گفتی که داری بی خیالِ فیلم میشی؟

927
00:51:21,154 --> 00:51:23,821
‫البته که داشتم بِهِش میگفتم

928
00:51:23,857 --> 00:51:28,025
‫داشتم سعی میکردم همه چیز رو از اول بررسی کنم

929
00:51:28,077 --> 00:51:31,779
‫تمام وقایع رو جای خودش قرار بدم

930
00:51:31,831 --> 00:51:34,699
‫بعد از این که تصمیم میگیری

931
00:51:34,751 --> 00:51:36,868
‫کاری رو که قصد داری انجام بدی؟

932
00:51:36,920 --> 00:51:38,836
‫باور کن،اگر بتونم

933
00:51:38,872 --> 00:51:40,254
‫اگر بتونم همه چیز رو به عقب برگردونم...

934
00:51:40,290 --> 00:51:42,290
‫میتونی

935
00:51:42,342 --> 00:51:44,542
‫مطمئنی؟

936
00:51:44,594 --> 00:51:48,513
‫یادم میاد وقتی که تو بیمارستانِ مترنیتی میخواستی

937
00:51:48,548 --> 00:51:50,464
‫تحقیقت رو به من اثبات کنی

938
00:51:50,517 --> 00:51:52,967
‫و به جای اینکه تلاش کنی من روقانع کنی

939
00:51:53,019 --> 00:51:55,686
‫که حقّ این کار رو داشتی
‫از من باج گیری کردی

940
00:51:55,722 --> 00:51:59,106
‫نه
‫اینو نگفتم کگه سرزنشت کنم

941
00:51:59,142 --> 00:52:03,477
‫ولی وقتی قرار باشه همه کار رو یک تنه انجام بدی

942
00:52:03,530 --> 00:52:06,864
‫همیشه خودت باشی
‫و تنها قوانین خودت..

943
00:52:06,900 --> 00:52:10,067
‫خب،این برای افرادِ دور وبرت یه جهنم درست میکنه

944
00:52:10,119 --> 00:52:14,205
‫هر چه قدر هم برای خودت دردسری نداشته باشه،
‫فرقی هم نمیکنه من بگم یا نه

945
00:52:20,129 --> 00:52:24,248
‫من میدونم این چجوری ــه،بیل

946
00:52:24,300 --> 00:52:28,669
‫با ترس زندگی کنی...
‫ترس از این که نذاری کسی بهت نزدیک بشه

947
00:52:30,340 --> 00:52:32,640
‫به همین دلیلِ که زندگیِ من الآن ساده شده

948
00:52:32,675 --> 00:52:38,512
‫دوباره طبابت میکنم،تو یه کلینیکِ کوچک
‫کارای روتین

949
00:52:38,565 --> 00:52:40,681
‫نمیخوام بگم که همه چیز درست شده

950
00:52:40,733 --> 00:52:45,102
‫منظورم اینه که،حداقل مارگارت من رو ترک نکرده

951
00:52:45,154 --> 00:52:50,658
‫هرچند...
‫کاری که اون تو اون زمانا کرد..

952
00:52:52,745 --> 00:52:56,113
‫ولی من به چشم اعتماد بهش نگاه کردم

953
00:52:56,165 --> 00:52:59,000
‫تصمیم گرفتم اعتماد کنم

954
00:52:59,035 --> 00:53:03,621
‫بهش همه چیز رو گفتم

955
00:53:03,673 --> 00:53:10,344
‫چون هر چه قدر هم که برامون سخت بود
‫توش با هم مشترک بودیم

956
00:53:17,854 --> 00:53:24,642
‫من هیچ وقت قصد نداشتم...
‫به ویرجینیا آسیب بزنم

957
00:53:24,694 --> 00:53:27,528
‫نه

958
00:53:27,563 --> 00:53:30,615
‫هیچ وقت آزارش ندادی

959
00:53:46,132 --> 00:53:49,667
‫باید دیگه این کار رو نکنیم

960
00:53:49,719 --> 00:53:52,253
‫تو هم اینو میدونی

961
00:53:57,226 --> 00:53:59,727
‫من هیچ چیزی نمیدونم

962
00:54:03,266 --> 00:54:05,099
‫خب،نه

963
00:54:05,151 --> 00:54:08,352
‫این به هیچ وجه درست نیست

964
00:54:10,239 --> 00:54:11,772
‫میدونم که...

965
00:54:11,824 --> 00:54:17,244
‫برای سالهای زیادی همسرم یه رابطه داشته

966
00:54:20,333 --> 00:54:24,919
‫و تنها کاری که من کردم این بود که تظاهر کردم
‫که اتفاقی نیفتاده

967
00:54:24,954 --> 00:54:27,621
‫بعدش به قضیه یه جور دیگه نگاه کردم

968
00:54:27,674 --> 00:54:30,875
‫بعدش روی بچه هام تمرکز کردم

969
00:54:30,927 --> 00:54:36,213
‫و بعد....تو رو دیدم

970
00:54:36,265 --> 00:54:40,051
‫و میدونم که...

971
00:54:40,103 --> 00:54:46,807
‫واینو میدونم که...
‫این چیزی که بینِ ما هست...

972
00:54:48,861 --> 00:54:51,612
‫میدونم که دوسش دارم

973
00:54:55,618 --> 00:54:59,537
‫این چیزی ــه که میدونم

974
00:54:59,572 --> 00:55:02,656
‫میدونم که میخوام حسّش کنم

975
00:55:11,084 --> 00:55:13,667


976
00:55:13,720 --> 00:55:15,169


977
00:55:15,221 --> 00:55:17,254


978
00:55:17,256 --> 00:55:22,093


979
00:55:22,145 --> 00:55:24,261


980
00:55:24,263 --> 00:55:25,763
‫کال ـاو ـمتریک

981
00:55:25,765 --> 00:55:27,932
‫جایی که شخصیتِ جدید شما فقط سه قرص در روز باهاتون فاصله داره

982
00:55:27,934 --> 00:55:28,933
‫گوشی دستتون لطفاً

983
00:55:30,269 --> 00:55:32,937


984
00:55:32,939 --> 00:55:34,939


985
00:55:34,991 --> 00:55:38,025


986
00:55:41,164 --> 00:55:42,830
‫نگاش کن

987
00:55:42,865 --> 00:55:44,999
‫هیچ چیزِ عجیبی نداره

988
00:55:48,621 --> 00:55:51,372
‫رییس جمهور ترومن
‫که توسط انجمن دینداران

989
00:55:51,424 --> 00:55:53,340
‫حمایت میشد

990
00:55:53,376 --> 00:55:56,761
‫چیزی که ما امروز میبینیم

991
00:55:56,796 --> 00:56:01,715
‫پیروزیِ یک حزب نیست
‫بلکه جشنِ پیروزیِ آزادی ــه

992
00:56:04,270 --> 00:56:07,138
‫چیزی که من بهش جلوی شما

993
00:56:07,140 --> 00:56:09,640
‫و در درگاهِ خداوندی بهش قسم میخورم که

994
00:56:09,692 --> 00:56:14,311
‫همونطور که سلفِ پیشینِ ما
‫کسی که هر چه داریم از اوست

995
00:56:14,363 --> 00:56:18,482
‫بیش از صدوبیست و پنج سالِ قبل
‫با بزرگواری قسم خورد

996
00:56:18,534 --> 00:56:23,320
‫میخواهیم پایانی رو بسازیم که
‫برامون شروعی باشه برای

997
00:56:23,372 --> 00:56:27,575
‫تغییری جدید در
‫نو شدن ملت ما

998
00:56:27,627 --> 00:56:30,578
‫برای آنچه که پیشینیانِ ما تلاش کردن

999
00:56:30,630 --> 00:56:32,746
‫که همچنان در سراسرِ جهان
‫موردِ سوال میباشد

1000
00:56:32,799 --> 00:56:35,166
‫این حقیقت که
‫باید حقوق بشر جدی گرفته بشه

1001
00:56:35,218 --> 00:56:38,502
‫که توسط دستان این ایلات به دست نیومده
‫,

1002
00:56:38,504 --> 00:56:40,971
‫بلکه با دستانِ خدا به دست آمده

1003
00:56:41,007 --> 00:56:44,642
‫میدونیم که دفعه قبل نتونستیم اعتمادِ شما رو جلب کنیم

1004
00:56:44,677 --> 00:56:47,061
‫چرا که شما مشکلاتتون رو با ما درمیون گذاشتید

1005
00:56:47,096 --> 00:56:49,980
‫و به ما برای راهِ حل درمانی اعتماد کردید

1006
00:56:50,016 --> 00:56:52,483
‫هر چند که ما نتونستیم راه حل خوبی ارائه بدیم

1007
00:56:52,518 --> 00:56:54,685
‫و...بد تر ازهمه

1008
00:56:54,737 --> 00:56:59,907
‫تلاش ما باعث شد که شما ناامید بشید
‫و حتی امیدتون رو از دست بدید

1009
00:56:59,942 --> 00:57:03,861
‫و لی ما فکر میکنیم که این پایانِ ماجرا نیست

1010
00:57:03,913 --> 00:57:05,613
‫ما داریم شیوه جدیدی

1011
00:57:05,665 --> 00:57:07,865
‫ما داریم تلاش میکنیم شیوه جدیدی رو...

1012
00:57:07,917 --> 00:57:10,117
‫یه روشِ گام به گام

1013
00:57:10,169 --> 00:57:11,702
‫کارهایی که شما باید دنبال کنید...

1014
00:57:11,754 --> 00:57:14,839
‫که شاید بتونه باعث بشه شما به زندگی شادتون برگردید

1015
00:57:14,874 --> 00:57:17,374
‫یه زندگیِ سالم و شاد

1016
00:57:17,426 --> 00:57:21,462
‫ولی تنها راهی که داره

1017
00:57:21,514 --> 00:57:23,631
‫اینه که به ما ایمان داشته باشید

1018
00:57:23,683 --> 00:57:25,382
‫بهمون اعتماد کنید

1019
00:57:25,434 --> 00:57:27,051
‫با هم کار کنید

1020
00:57:27,103 --> 00:57:31,305
‫در اون... با هم تلاش کنید

1021
00:57:31,357 --> 00:57:33,524
‫این راهِ حلّه

1022
00:57:41,651 --> 00:57:45,152
‫ما جرأت نخواهیم کرد امروز رو فراموش کنیم

1023
00:57:45,204 --> 00:57:48,873
‫که ما وارث انقلابی هستیم
‫که گذشتگانمون انجام دادن

1024
00:57:48,908 --> 00:57:52,910
‫اجازه بدید جهان رو به جلو حرکت کنه
‫از اینجا و همین مکان

1025
00:57:52,962 --> 00:57:56,580
‫به دوستان و دشمنانمون اعلام میکنم که...

1026
00:57:56,632 --> 00:57:59,083
‫مشکلات گذشته از بین رفته

1027
00:57:59,135 --> 00:58:02,219
‫و قرارِ که نسلی جدید
‫از آمریکایی ها...

1028
00:58:02,255 --> 00:58:05,256
‫در این نسل متولد بشه...

1029
00:58:06,376 --> 00:58:13,658
‫جهان زیرنویس
‫مهدی

