‫﻿۱
00:00:02,041 --> 00:00:04,040
‫در این سریال دیده اید....

2
00:00:04,041 --> 00:00:06,290
‫این کلید دفتر جدیدت در بوئل گریین ــه

3
00:00:06,291 --> 00:00:10,250
‫اونا کاملاً از تحقیقمون
‫والبته همکاری تو با من حمایت میکنن

4
00:00:12,375 --> 00:00:13,665
‫بعد از مشکلی که دیروز پیش اومد

5
00:00:13,666 --> 00:00:14,915
‫فکر کردم بهترین کار اینه که

6
00:00:14,916 --> 00:00:16,665
‫بیمارانمون رو از هم جدا نگه داریم

7
00:00:16,666 --> 00:00:18,082
‫خدای من

8
00:00:18,083 --> 00:00:19,499
‫پس شما دو تا از کِی با هم دوست هستید؟

9
00:00:19,500 --> 00:00:20,540
‫در واقع فقط همدیگرو میشناسیم

10
00:00:20,541 --> 00:00:21,832
‫اوه،به خیلی قبل برمیگرده

11
00:00:21,833 --> 00:00:23,499
‫جداً فکر میکنم اَل عاشق هلن میشه

12
00:00:23,500 --> 00:00:25,582
‫البته،امیدوارم که کسی رو تو زندگیت نداشته باشی

13
00:00:25,583 --> 00:00:28,207
‫نه
‫اون منو رها کرد و رفت

14
00:00:28,208 --> 00:00:30,249
‫من هرگز به اون بیمارستان برنمیگردم

15
00:00:30,250 --> 00:00:32,457
‫این بی مسئولیتی ــه که بخوام بمونم

16
00:00:32,458 --> 00:00:35,124
‫از چیزهایی که قرارِ برام اتفاق بیفته میترسم

17
00:00:35,125 --> 00:00:36,874
‫شاید اون آدم خشنی باشه...رابین رو میگم

18
00:00:36,875 --> 00:00:38,165
‫ویه مقدار عصبی باشه

19
00:00:38,166 --> 00:00:39,665
‫ولی وقتی آخرِ شب میشه

20
00:00:39,666 --> 00:00:41,665
‫و با هم تنها میشیم...

21
00:00:41,666 --> 00:00:45,457
‫تو تختمون،خب....

22
00:00:45,458 --> 00:00:48,249
‫مطمئنم که میدونید ترک کردن همچین
‫آدمی چقدر میتونه سخت باشه

23
00:00:48,250 --> 00:00:49,582
‫چرا پدرت دماقِت رو شکست؟

24
00:00:49,583 --> 00:00:50,832
‫یادم نمیاد

25
00:00:50,833 --> 00:00:52,665
‫و کسی هم نبود که جلوی اونو بگیره؟

26
00:00:52,666 --> 00:00:53,915
‫اوه،من...من خودم میتونستم جلوش رو بگیرم

27
00:00:53,916 --> 00:00:56,874
‫ولی تحمل کردم

28
00:00:56,875 --> 00:00:57,915
‫مثل یه مرد

29
00:00:57,916 --> 00:00:59,332
‫شما مبارزه رو دوست دارید؟

30
00:00:59,333 --> 00:01:00,291
‫نه کاملاً

31
00:01:00,292 --> 00:01:04,540
‫پس چرا اینجا هستید؟

32
00:01:04,541 --> 00:01:07,291
‫میخوام ببینم آخرش چی میشه

33
00:02:11,073 --> 00:02:15,099
‫کاری دیگر از تیم ترجمه جهان زیر نویس
‫www.worldsubtitle۳۹.in

34
00:02:15,125 --> 00:02:17,624
‫الان میتونم ببوسمت

35
00:02:17,625 --> 00:02:19,999
‫ما قرار نیست همدیگرو ببوسیم

36
00:02:20,000 --> 00:02:22,249
‫درسته،تکون نخور

37
00:02:22,250 --> 00:02:24,040
‫میخوام ولی نمیشه

38
00:02:24,041 --> 00:02:25,082
‫نه

39
00:02:27,083 --> 00:02:30,374
‫تکون نخور

40
00:02:31,916 --> 00:02:33,791
‫تکون نخورید

41
00:02:37,916 --> 00:02:40,083
‫شما دارید تکون میخورید

42
00:02:41,416 --> 00:02:43,665
‫من یه آفتاب سوختگی دارم

43
00:02:43,666 --> 00:02:45,207
‫دفعه قبل هم این تشعشعات پوستم رو سوزوند

44
00:02:45,208 --> 00:02:46,832
‫ممم

45
00:02:46,833 --> 00:02:48,749
‫و دلیل اینکه تکون میخورم اینه که جاش میخاره

46
00:02:48,750 --> 00:02:50,124
‫ببخشید،چی گفتید؟

47
00:02:50,125 --> 00:02:51,624
‫آفتاب سوختگی

48
00:02:51,625 --> 00:02:52,790
‫اوه،بله

49
00:02:52,791 --> 00:02:54,165
‫این جزو عوارض معمول ــه

50
00:02:54,166 --> 00:02:56,624
‫میتونیم با تجویز یه کِرِم
‫این مشکل رو حل کنیم

51
00:02:56,625 --> 00:03:00,790
‫و حالت تهوع

52
00:03:00,791 --> 00:03:01,999
‫کوفتگی

53
00:03:02,000 --> 00:03:05,874
‫دارم توانایی های شناختیم رو از دست میدم

54
00:03:05,875 --> 00:03:09,332
‫وزنم کم میشه،کلمات رو فراموش میکنم

55
00:03:09,333 --> 00:03:10,874
‫و البته ریزش مو هم دارم

56
00:03:10,875 --> 00:03:13,082
‫تکون نخورید

57
00:03:13,083 --> 00:03:15,082
‫از توجهی که میکنید ممنونم

58
00:03:15,083 --> 00:03:18,457
‫واضحِ که دلیلی نداره شما
‫علاقه ای به زندگیِ من داشته باشید

59
00:03:18,458 --> 00:03:22,207
‫من میتونم هر چیزی بگم ولی شما
‫اصلاً بهشون توجهی نخواهید کرد

60
00:03:22,208 --> 00:03:24,915
‫خون آشام ها من رو دوباره زنده کردند

61
00:03:24,916 --> 00:03:28,915
‫تو اوقات فراغتم ماشین مسابقه میرونم

62
00:03:28,916 --> 00:03:32,041
‫یه بار با یه جنازه رابطه جنسی برقرار کردم

63
00:03:35,625 --> 00:03:37,499
‫پس یه بار دیگه نگاه کنید،لطقاً

64
00:03:37,500 --> 00:03:39,415
‫برام خیلی راحت تر ــه که ایشون رو
‫صبح ها بیارم

65
00:03:39,416 --> 00:03:40,665
‫خب،پس

66
00:03:40,666 --> 00:03:42,165
‫شما باید از کَسِ دیگه ای بخواید ایشون رو بیارن

67
00:03:42,166 --> 00:03:43,957
‫منظورم اینه که برای ایشون خیلی راحت تره

68
00:03:43,958 --> 00:03:45,915
‫بعد از ظهر ها خیلی احساس کسالت میکنن

69
00:03:45,916 --> 00:03:47,540
‫با این شرایط شاید بیماری داشته باشید که

70
00:03:47,541 --> 00:03:49,332
‫تمایل داشته باشه بعد از ظهر بیاد

71
00:03:49,333 --> 00:03:50,749
‫منظورتون این نیست که

72
00:03:50,750 --> 00:03:52,415
‫از کَسِ دیگه ای بخوام وقت دکترش رو

73
00:03:52,416 --> 00:03:54,124
‫برای راحتیِ دوست شما تغییر بده؟

74
00:03:54,125 --> 00:03:55,499
‫ویرجینیا،بیا بریم

75
00:03:55,500 --> 00:03:57,624
‫چیزی که شما باید بهش توجه کنید،ملکه خانوم
‫:--اشاره به اینکه خیلی داره کلاس میذاره--:

76
00:03:57,625 --> 00:04:00,749
‫واقعیت اینه که دوست من یه دکتر هستن

77
00:04:00,750 --> 00:04:01,999
‫من میتونم بعد از ظهر بیام

78
00:04:02,000 --> 00:04:03,665
‫ولی دوست دارم بدونم که
‫وقتی بفهمی که

79
00:04:03,666 --> 00:04:04,999
‫دکتر دی پاول...
‫ویرجینیا

80
00:04:05,000 --> 00:04:06,207
‫رو همون رشته ای که شما توش کار میکنید

81
00:04:06,208 --> 00:04:08,040
‫منم،ماریال

82
00:04:08,041 --> 00:04:10,124
‫اوه،تو منو نشناختی
‫آخه...

83
00:04:10,125 --> 00:04:11,707
‫یوهو....دو سایز کم کردم

84
00:04:11,708 --> 00:04:12,999
‫ببین...چه راحت شده

85
00:04:13,000 --> 00:04:14,374
‫خیلی خوب به نظر میرسی

86
00:04:14,375 --> 00:04:15,540
‫ویرجینا به من بهترین

87
00:04:15,541 --> 00:04:17,415
‫قرصهای رژیمی رو معرفی کرد

88
00:04:17,416 --> 00:04:19,290
‫این ملکه خانوم
‫تو پیدا کردن

89
00:04:19,291 --> 00:04:20,832
‫یه قرار دکتر برای صبح مشکل درست کرده

90
00:04:20,833 --> 00:04:22,207
‫ویرجینیا
‫برای بعد از ظهر وقت میگیریم

91
00:04:22,208 --> 00:04:23,290
‫فقط از اینجا بریم

92
00:04:23,291 --> 00:04:24,415
‫بله،همونجور که بهتون گفتم

93
00:04:24,416 --> 00:04:26,457
‫برای هفته آینده تمام وقت های صبح
‫پْر هستند

94
00:04:26,458 --> 00:04:28,290
‫تمامشون؟

95
00:04:28,291 --> 00:04:29,874
‫برای همینه که بهت میگیم
‫ملکه سختگیر

96
00:04:29,875 --> 00:04:32,790
‫چیز ــه که میگیم،هیچ رازی هم در کار نیست

97
00:04:32,791 --> 00:04:34,790
‫آه،ببینم چطوره که

98
00:04:34,791 --> 00:04:36,832
‫قرار ساعت ۱۰:۰۰ خانوم مارمو برای روز چهارشنبه رو
‫به شما بدیم

99
00:04:36,833 --> 00:04:38,082
‫این به کارت میاد،ویرجینیا؟

100
00:04:38,083 --> 00:04:39,290
‫این فوق العاده ــست

101
00:04:39,291 --> 00:04:40,625
‫خیلی ازت ممنونم

102
00:04:42,625 --> 00:04:45,708
‫تو اصلاً نمیتونی جواب نه رو قبول کنی،درسته؟

103
00:04:47,875 --> 00:04:51,582
‫همینطور که میبینی ما همه چیز رو
‫به صورت واضح ثبت میکنیم

104
00:04:51,583 --> 00:04:54,374
‫ما هم دقیقاً کاری که تو میکنی رو انجام میدیدم

105
00:04:54,375 --> 00:04:56,582
‫خیلی جالب ــه

106
00:04:56,583 --> 00:04:58,207
‫میدونید به چی فکر میکنم...

107
00:04:58,208 --> 00:05:01,207
‫سوال من اینه که...

108
00:05:01,208 --> 00:05:04,082
‫میتونی هر چی خواستی بپرسی

109
00:05:04,083 --> 00:05:06,249
‫خب،بعضی وقتا

110
00:05:06,250 --> 00:05:07,957
‫تو رخت خواب،منظورم اینه که
‫با راجر....

111
00:05:07,958 --> 00:05:09,457
‫شوهرمه...

112
00:05:09,458 --> 00:05:13,457
‫منظورم اینه که شاید
‫راه های مختلف ارتباط...

113
00:05:13,458 --> 00:05:16,124
‫نتایج متفاوتی داشته باشه

114
00:05:16,125 --> 00:05:18,374
‫خب،اول از همه
‫میخوام بدونی که

115
00:05:18,375 --> 00:05:20,040
‫ما خیلی خوشحال میشیم که
‫تو به همراه همسرت

116
00:05:20,041 --> 00:05:21,790
‫با همدیگه تو تحقیق ما شرکت کنید

117
00:05:21,791 --> 00:05:24,207
‫و اون زمان میتونیم
‫روی این مطلب که

118
00:05:24,208 --> 00:05:27,499
‫شرایط متفاوت حِین سکس میتونه براتون بهتر باشه یا نه
‫کار کنیم

119
00:05:27,500 --> 00:05:29,749
‫فکر میکنم منظورت از سوالت
‫همین بود

120
00:05:29,750 --> 00:05:32,374
‫دوست داشتم میتونستم این کار رو بکنم

121
00:05:32,375 --> 00:05:34,415
‫میتونید
‫کاملاً نا شناس خواهید بود

122
00:05:34,416 --> 00:05:35,624
‫همسرتون هم....

123
00:05:35,625 --> 00:05:37,665
‫بحث همسرم نیست
‫به دکتر هندریک مربوط میشه

124
00:05:37,666 --> 00:05:39,249
‫جان؟

125
00:05:39,250 --> 00:05:41,457
‫دکتر هندریک شرکت کارکنان رو در این تحقیق

126
00:05:41,458 --> 00:05:42,999
‫ممنوع کرده

127
00:05:43,000 --> 00:05:44,707
‫منظورم اینه که غیر مجاز ــه

128
00:05:44,708 --> 00:05:48,874
‫پس،هر چقدر هم که دلم بخواد

129
00:05:48,875 --> 00:05:50,583
‫بازم نمیتونم کارم رو از دست بدم

130
00:05:52,083 --> 00:05:53,540
‫شما باید با ما رو راست رفتار میکردید

131
00:05:53,541 --> 00:05:55,957
‫نه این که نصف شب تمام آگهی های ما رو بندازید سطل آشغال

132
00:05:55,958 --> 00:05:57,749
‫ولی من اونا رو  سر صبحی کَندم

133
00:05:57,750 --> 00:05:58,999
‫شما به من اطمینان دادید که

134
00:05:59,000 --> 00:06:01,290
‫تحقیق ما کاملاً از سوی شما پشتیبانی خواهد شد

135
00:06:01,291 --> 00:06:03,582
‫درسته که اجازه دادم که تحقیقت رو به این بیمارستان بیاری

136
00:06:03,583 --> 00:06:04,583
‫ولی فرضم این بود که

137
00:06:04,584 --> 00:06:06,290
‫تو نمونه های تحقیقی رو خودت میاری...
‫نمونه های سفید پوست

138
00:06:06,291 --> 00:06:08,625
‫فقط نمونه های سفید پوست!

139
00:06:11,125 --> 00:06:13,416
‫همینجا بمون

140
00:06:15,041 --> 00:06:16,874
‫چرا کارکنان نمیتونن تو این تحقیق شرکت کنن؟

141
00:06:16,875 --> 00:06:18,832
‫ایده خوبی نیست
‫برای کی خوب نیست؟

142
00:06:18,833 --> 00:06:20,290
‫چارلز،اگر اراده ــت اینه که

143
00:06:20,291 --> 00:06:22,915
‫تاریخ رو یک قدم به جلو حرکت بدی
‫همونطور که از من خواستی

144
00:06:22,916 --> 00:06:24,832
‫خیلی بهتره که دلیل محکمی داشته باشی

145
00:06:24,833 --> 00:06:26,540
‫نه این که مثل خیلی ها ادعای انقلابی بودنت بشه

146
00:06:26,541 --> 00:06:29,582
‫ولی در عمل حتی تو تظاهرات هم شرکت نکنی

147
00:06:29,583 --> 00:06:32,290
‫شک ندارم که یه برانکارد یه جا هست که باید بری بَرِش داری

148
00:06:32,291 --> 00:06:33,541
‫بدو

149
00:06:39,041 --> 00:06:40,290
‫مثل اینکه تو

150
00:06:40,291 --> 00:06:43,624
‫با تاریخچه تحقیقات پزشکی در یه محله سیاه نشین آشنا نیستی

151
00:06:43,625 --> 00:06:44,790
‫چرا،اگر منظورت...

152
00:06:44,791 --> 00:06:45,957
‫منظورم اینه که کاکا سیاه ها

153
00:06:45,958 --> 00:06:48,374
‫مجبور شدن که جراحی های مخاطره آمیز
‫سفید پوستا رو انجام بدن

154
00:06:48,375 --> 00:06:50,082
‫که شامل تحت تأثیر رادیو اکتیو قرار گرفتن

155
00:06:50,083 --> 00:06:52,332
‫شکافته شدن جمجمه شون برای شناخت مشکلات مغری

156
00:06:52,333 --> 00:06:55,582
‫برای اینکه تشخیص بدن خشونت ذاتی ما از کجا میاد
‫میشد

157
00:06:55,583 --> 00:06:56,707
‫من یه چیزایی شنیدم...

158
00:06:56,708 --> 00:06:57,874
‫شنیدی که

159
00:06:57,875 --> 00:06:59,957
‫سیاه پوست ها مجبور شدن که

160
00:06:59,958 --> 00:07:04,082
‫در معرض اشعه های مهلک ایکس قرار بگیرن
‫فقط به این منظور که بتونید پوستشون رو آنالیز کنید؟

161
00:07:04,083 --> 00:07:06,415
‫و حالا ما اینجا تو و خانم جانسون رو داریم

162
00:07:06,416 --> 00:07:07,999
‫دو تا محقق سفید پوست

163
00:07:08,000 --> 00:07:12,624
‫که میخوان از پست شیشه وقتی دو تا سیاه پوست دارن جماع میکنن
‫شاهد همه چیز باشن

164
00:07:12,625 --> 00:07:14,665
‫تحقیق ما باعث میشه که
‫شرکت کنندگان

165
00:07:14,666 --> 00:07:16,665
‫ارزش شرکت کردنشون رو به خوبی بدونن

166
00:07:16,666 --> 00:07:19,540
‫اونها دقیقاً میدونن که ازشون چی میخوایم
‫وچرا

167
00:07:19,541 --> 00:07:21,499
‫دید مردم چی میشه،بیل

168
00:07:21,500 --> 00:07:24,415
‫مشارکتی که مردم خوب و آرام این محدوده

169
00:07:24,416 --> 00:07:26,082
‫با این بیمارستان دارن...

170
00:07:26,083 --> 00:07:28,415
‫کارکنان تو خودشون میخوان تو این تحقیق مشارکت داشته باشن

171
00:07:28,416 --> 00:07:29,749
‫چندین نفر از اونا اگر که تو براشون ممنوع نکرده بودی

172
00:07:29,750 --> 00:07:31,124
‫امروز صبح در تحقیق مشارکت کرده بودن

173
00:07:31,125 --> 00:07:33,332
‫بیشتر کارکنان من اعدام انقلابی ندیدن

174
00:07:33,333 --> 00:07:35,249
‫من دیدم،تو چطور؟

175
00:07:35,250 --> 00:07:36,374
‫نه،ندیدم

176
00:07:36,375 --> 00:07:37,749
‫میدونستی بیشتر مواقع

177
00:07:37,750 --> 00:07:41,457
‫قبل از اینکه بکشنش بالا
‫خایه هاش رو میکشن؟

178
00:07:41,458 --> 00:07:43,916
‫فکر میکنی  چرا اینکا رو میکنن

179
00:07:45,250 --> 00:07:47,707
‫فکر میکنم...از ترس باشه

180
00:07:47,708 --> 00:07:49,457
‫از یه باور غلط نشأت میگیره

181
00:07:49,458 --> 00:07:52,582
‫باور هایی هست که میگه تحقیق هایی مثل تحقیق من
‫ماندگار نخواهد بود

182
00:07:52,583 --> 00:07:54,165
‫بیل،مطمئن باش وقتی بهت گفتم

183
00:07:54,166 --> 00:07:57,374
‫داری پا تو راهی میذاری که آخرش معلوم نیست

184
00:07:57,375 --> 00:07:59,665
‫این تصمیمَم حقیقتاً بیشتر از اونچه که میخواستم برام دردسر درست کرده

185
00:07:59,666 --> 00:08:00,832
‫همین امروز صبح

186
00:08:00,833 --> 00:08:03,707
‫یه خبرنگار از یه روزنامه محلی سیاه پوست ها آمده بود به دفترم

187
00:08:03,708 --> 00:08:05,707
‫میخواست مطمئن بشه
‫این شایعه که

188
00:08:05,708 --> 00:08:07,249
‫میگن بوئل گرین داره رو یه

189
00:08:07,250 --> 00:08:09,415
‫تحقیق فوق سِرّی
‫تأثیر گذار

190
00:08:09,416 --> 00:08:11,749
‫در مورد عادات جنسی سیاه پوستا
‫سرمایه گذاری کنه

191
00:08:11,750 --> 00:08:14,415
‫ولی اینکه  هر کاری ازم بخوای انجام بدم

192
00:08:14,416 --> 00:08:16,749
‫اسمش این نیست که داریم تاریخ رو میسازیم

193
00:08:16,750 --> 00:08:18,749
‫ما تاریخ رو میسازیم

194
00:08:18,750 --> 00:08:20,124
‫بهم اطمینان داشته باش

195
00:08:20,125 --> 00:08:23,541
‫فقط این کار رو با از بین بردن بیمارستان من نمیکنیم

196
00:08:25,500 --> 00:08:29,374
‫حالا هم اگر براتون مسأله ای نیست
‫اومدم اینجا تا دستشویی کنم

197
00:08:29,375 --> 00:08:31,041
‫مگر اینکه بخواید این رو هم تماشا کنید

198
00:08:37,333 --> 00:08:40,249
‫خب،بهتره
‫با معجون ِ میگو شروع کنیم

199
00:08:40,250 --> 00:08:44,082
‫و بعدش استیک و خرچنگ رو به عنوان غذای اصلی
‫سرو میکنیم

200
00:08:44,083 --> 00:08:47,207
‫آه،چطوره برای دسر هم کیک شکلاتی
‫سرو بکنیم

201
00:08:47,208 --> 00:08:48,332
‫میتوید کیک شکلاتی رو داغ نگه داری؟

202
00:08:48,333 --> 00:08:50,332
‫هر چیزی ممکن ــه خانم

203
00:08:50,333 --> 00:08:52,124
‫خوبه،میخوام تکه های موز هم باشه

204
00:08:52,125 --> 00:08:54,124
‫اوهوم

205
00:08:54,125 --> 00:08:56,790
‫هر چه بیشتر برات اهمیت داشته باشه
‫بیشتر خرج میکنی،درسته؟
‫:--ضرب المثل رو یه جور دیگه به کار برد--:

206
00:08:56,791 --> 00:08:58,207
‫اوووه

207
00:08:58,208 --> 00:09:00,124
‫یه مجسمه یخی چطوره؟

208
00:09:00,125 --> 00:09:01,374
‫میتونیم یه قو درست کنیم

209
00:09:01,375 --> 00:09:03,500
‫من قو دوست ندارم

210
00:09:10,125 --> 00:09:13,707
‫این جمله رو چند روزه که داری پشت سر هم میگی

211
00:09:13,708 --> 00:09:15,124
‫بتی،من حواسم به تو ــه

212
00:09:15,125 --> 00:09:16,749
‫مثل این  که تو داری خودتو میکشی که همه چیز درست باشه

213
00:09:16,750 --> 00:09:18,040
‫درسته،خب،پیراشکی های تو

214
00:09:18,041 --> 00:09:19,874
‫به هر فروشگاهی که تو این کشور هست برده میشه

215
00:09:19,875 --> 00:09:22,332
‫منظورم اینه که جنی،عزیزم
‫مثل شما مرد ها نیست که کار هاتون همه رو لوال ــه

216
00:09:22,333 --> 00:09:23,790
‫روال
‫بله،روال

217
00:09:23,791 --> 00:09:26,374
‫میخوام اینو بدونی که من ارزش کارهات رو میدونم

218
00:09:26,375 --> 00:09:27,915
‫واقعاً کارت خوبه،واقعاً

219
00:09:29,583 --> 00:09:31,625
‫امّا چی؟

220
00:09:34,708 --> 00:09:37,290
‫من به حرفت فکر کردم

221
00:09:37,291 --> 00:09:38,790
‫و؟

222
00:09:38,791 --> 00:09:40,499
‫و این که

223
00:09:40,500 --> 00:09:42,874
‫ما نمیتونیم بچه خودمون رو
‫به دنیا بیاریم...

224
00:09:42,875 --> 00:09:45,624
‫خیلی آزار دهنده ــست

225
00:09:45,625 --> 00:09:47,374
‫کاملاً اینو قبول دارم

226
00:09:47,375 --> 00:09:53,290
‫من خیلی سعی کردم که با این فکر که بچه به فرزندی بگیریم
‫خودم رو قانع کنم....

227
00:09:53,291 --> 00:09:56,082
‫من فقط...نمیتونم

228
00:09:56,083 --> 00:10:00,624
‫من میخوام بچه هام از تو باشن...
‫حداقل بخشی از تو

229
00:10:00,625 --> 00:10:01,915
‫و وقتی که فهمیدم

230
00:10:01,916 --> 00:10:04,749
‫چقدر دوست دارم که اون کوچولو هارو ببینم که

231
00:10:05,709 --> 00:10:08,332
‫من رو یاد تو میندازن

232
00:10:11,083 --> 00:10:12,124
‫متأسفم

233
00:10:12,125 --> 00:10:14,332
‫که این باعث میشد همه جا تو، تو یادم باشی

234
00:10:14,333 --> 00:10:15,749
‫هی
‫نه...مشکلی نیست

235
00:10:15,750 --> 00:10:18,540
‫خودت باشی بَسِّه
‫چیزی که میخوام بگم اینه که

236
00:10:18,541 --> 00:10:20,207
‫این به این معنی نیست که تو من رو به کل نا امید نکردی

237
00:10:20,208 --> 00:10:22,088
‫چون هنوزم بعضی از وقتا
‫میخوام گلوتو فشار بدم تا خفه شی

238
00:10:23,125 --> 00:10:26,499
‫ولی تا وقتی که من برای تو باشم
‫و تو برای من...

239
00:10:26,500 --> 00:10:27,750
‫همین برام بسه

240
00:10:45,208 --> 00:10:47,665
‫آه،شام ۱۵ دقیقه دیگه حاضر میشه

241
00:10:47,666 --> 00:10:49,374
‫داشتی یه چیزایی در مورد هندریک میگفتی؟

242
00:10:49,375 --> 00:10:51,749
‫در مورد اینکه نمیخواد سیاه پوستا تو تحقیقت شرکت کنن؟

243
00:10:51,750 --> 00:10:53,707
‫درسته که هندریک نمیخواد

244
00:10:53,708 --> 00:10:55,415
‫ولی اشتباه میکنه

245
00:10:55,416 --> 00:10:57,707
‫و خودش هم میدونه که اشتباه میکنه

246
00:10:57,708 --> 00:10:59,124
‫پس چرا بازم مخالفت میکنه؟

247
00:10:59,125 --> 00:11:00,957
‫ترسیده

248
00:11:00,958 --> 00:11:03,999
‫چون احساس خطر میکنه

249
00:11:04,000 --> 00:11:08,790
‫چون تمام تابو ها تا وقتی که شکسته نشدن خطرناک جلوه میکنن
‫:--تابو :هنجارهایی که جامعه شدیداً به آن حساس است--:

250
00:11:08,791 --> 00:11:10,957
‫ظاهراً یه خبرنگار هست که به

251
00:11:10,958 --> 00:11:13,249
‫اینکه این تحقیقات تو بوئل گرین اتفاق بیفته علاقه نشون داده

252
00:11:13,250 --> 00:11:15,415
‫داریم سعی میکنیم این خبرنگار رو پیدا کنیم

253
00:11:15,416 --> 00:11:19,040
‫اگر بتونیم در مورد ارزشمند بودن کارمون قانع ــش کنیم

254
00:11:19,041 --> 00:11:20,749
‫و این باعث بشه که اون در این مورد زیاد مقاله بنویسه

255
00:11:20,750 --> 00:11:23,124
‫دیگه هندریک چه کاری میتونه بکنه

256
00:11:23,125 --> 00:11:27,332
‫جز اینکه عاجزانه ازمون بخواد سیاه پوستا رو هم در تحقیق شرکت بدیم

257
00:11:27,333 --> 00:11:29,540
‫داری چه کار میکنی

258
00:11:29,541 --> 00:11:31,582
‫اوه،من فقط
‫نمیدونم

259
00:11:31,583 --> 00:11:33,082
‫من...

260
00:11:33,083 --> 00:11:37,749
‫تعجبم از اینه که اونا هر شب این نمایش رو برای
‫برای من ترتیب میدن

261
00:11:37,750 --> 00:11:40,624
‫هرشب
‫تو اونا رو تماشا میکنی؟

262
00:11:40,625 --> 00:11:42,832
‫نه،نه که هر شب

263
00:11:42,833 --> 00:11:45,915
‫ولی شرایط داره اینجوری پیش میره...
‫داره نگرانم میکنه

264
00:11:45,916 --> 00:11:49,790
‫تو داری دزدکی نگاهشون میکنی
‫:--افسانه ای محلی که خیاطی به خاطر هیزی مور شد--:

265
00:11:49,791 --> 00:11:52,124
‫من اونجوری نیستم...
‫پس خودت چی؟

266
00:11:52,125 --> 00:11:54,082
‫یه چوری واستادی اینجا حرف میزنی
‫انگار خودت همینکارو نمیکنی...

267
00:11:54,083 --> 00:11:55,415
‫به سیاه پوستا زل نمیزنی

268
00:11:55,416 --> 00:11:57,582
‫ولی در بیمارستان و در حین تحقیق

269
00:11:57,583 --> 00:11:59,707
‫آهان
‫چون به عِلم مربوط میشه

270
00:11:59,708 --> 00:12:00,958
‫مثل کار من نیست؟

271
00:12:02,041 --> 00:12:04,582
‫من احساس امنیت نمیکنم

272
00:12:04,583 --> 00:12:07,457
‫اونا که کاری نکردن

273
00:12:07,458 --> 00:12:10,582
‫لیبی،فرقی نمیکنه تو کارت رو متوقف کنی
‫یا من انجام بدم

274
00:12:10,583 --> 00:12:15,790
‫چرا که...

275
00:12:15,791 --> 00:12:18,166
‫باید اینکار رو متوقف کنی

276
00:12:30,416 --> 00:12:32,040
‫ببخشید ،خانم

277
00:12:32,041 --> 00:12:34,957
‫مریض های دکتر فرانکلین اون سمت اتاق انتظار میشنن

278
00:12:34,958 --> 00:12:37,374
‫من اومدم دکتر مسترز رو ببینم

279
00:12:37,375 --> 00:12:39,249
‫من ویرجینیا جانسون هستم

280
00:12:39,250 --> 00:12:41,332
‫دستیار تحقیق دکتر مسترز هستم

281
00:12:41,333 --> 00:12:43,832
‫برای بیماریتون به اینجا اومدید
‫یا برای تحقیق؟

282
00:12:43,833 --> 00:12:46,332
‫من مورگان هوگ
‫از روزنامه سن لوییس هستم

283
00:12:46,333 --> 00:12:49,790
‫متوجه شدم که شما میخواستید با من صحبت کنید

284
00:12:49,791 --> 00:12:51,290
‫بله....بله،همینطوره

285
00:12:51,291 --> 00:12:54,290
‫لطفاً با من بیاید

286
00:12:57,958 --> 00:13:00,457
‫آآآآه!خدای من،آآآآه

287
00:13:03,208 --> 00:13:04,415
‫آآآآه،خدا

288
00:13:04,416 --> 00:13:07,124
‫دلم برات تنگ شده بود

289
00:13:07,125 --> 00:13:10,582
‫میدونستم که نمیتونی زیاد اَزَم دور بمونی

290
00:13:10,583 --> 00:13:13,665
‫شهوت ــه دیگه

291
00:13:13,666 --> 00:13:18,374
‫یه عشق واقعی هیچ وقت از بین نمیره

292
00:13:18,375 --> 00:13:20,833
‫تمامشون

293
00:13:28,166 --> 00:13:29,790
‫میخوای بمونی پیشم

294
00:13:29,791 --> 00:13:31,458
‫منظورم اینه که میخوای بمونی؟

295
00:13:33,041 --> 00:13:35,790
‫من....باید

296
00:13:35,791 --> 00:13:39,458
‫میتونم یه مقدار دیگه بمونم

297
00:13:43,750 --> 00:13:45,875
‫به هر حال من هم باید برم سر کار

298
00:13:48,833 --> 00:13:51,083
‫پا شو خودتو جمع کن
‫خانم مندل الانا میاد

299
00:13:54,000 --> 00:13:56,624
‫خانم مندل هنوز نمرده؟

300
00:13:56,625 --> 00:14:00,374
‫احتمالاً دوست داشت مرده بود

301
00:14:00,375 --> 00:14:01,790
‫دیگه هری هم ترکش کرده

302
00:14:01,791 --> 00:14:03,040
‫مطمئنم که

303
00:14:03,041 --> 00:14:06,999
‫دیگه آخرای عمرشه

304
00:14:07,000 --> 00:14:10,624
‫بیچاره خانم مندل

305
00:14:10,625 --> 00:14:14,207
‫اون شوهرش رو دوست داشت

306
00:14:14,208 --> 00:14:16,291
‫ولی شوهرش یکی دیگه رو دوست داشت

307
00:14:21,458 --> 00:14:23,582
‫هی

308
00:14:23,583 --> 00:14:25,832
‫چرا ما...

309
00:14:25,833 --> 00:14:27,957
‫چرا برات یه آپارتمان  جدید نخریم؟

310
00:14:27,958 --> 00:14:30,915
‫دیگه از این جا بری

311
00:14:30,916 --> 00:14:33,124
‫میدونی،یه دو خوابه

312
00:14:33,125 --> 00:14:35,415
‫با یه بالکن که رو به رود خونه باز بشه

313
00:14:35,416 --> 00:14:36,749
‫دوست داری؟

314
00:14:36,750 --> 00:14:37,999
‫دلیلی نداره که

315
00:14:38,000 --> 00:14:40,832
‫ما دو تا قرار باشه برای همیشه از هم دور باشیم

316
00:14:40,833 --> 00:14:43,207
‫میدونی،خیلی بیشتر میتونیم با هم باشیم

317
00:14:43,208 --> 00:14:46,374
‫تو هم دیگه این دویونه بازی با اَل رو تموم میکنی

318
00:14:46,375 --> 00:14:50,082
‫و ما میتوینم دوباره با هم باشیم

319
00:14:50,083 --> 00:14:52,624
‫پس تو ازدواجت رو حفظ کنی
‫و من چیِ تو باشم؟

320
00:14:52,625 --> 00:14:54,540
‫برده ــت؟

321
00:14:54,541 --> 00:14:57,415
‫چه چیز احمقانه ای میگی؟

322
00:14:57,416 --> 00:14:59,750
‫این همون چیزی نیست که تو داری میگی؟

323
00:15:01,250 --> 00:15:02,665
‫مردا برده جنسی دارن

324
00:15:02,666 --> 00:15:06,666
‫این میتونه برامون یه شروع تازه باشه

325
00:15:07,666 --> 00:15:09,665
‫ما...برای اولین بار
‫کلی پول داریم

326
00:15:09,666 --> 00:15:11,624
‫نه،تو و جن پول دارید

327
00:15:11,625 --> 00:15:14,874
‫ما سه نفر پول داریم
‫و پول موقعیت های جدید ایجاد میکنه

328
00:15:14,875 --> 00:15:16,749
‫اره،ولی توجه کن که من جزئی از تو به حساب میام

329
00:15:16,750 --> 00:15:19,707
‫عزیزم

330
00:15:19,708 --> 00:15:20,874
‫تو ومن

331
00:15:20,875 --> 00:15:23,707
‫هیچوقت نمیتونیم یه زندگیِ عادی داشته باشیم

332
00:15:23,708 --> 00:15:30,124
‫پس...درسته که میگن  یه زندگی نا معقول رو کاغذ جواب نمیده

333
00:15:30,125 --> 00:15:34,166
‫ولی زندگی نا معقول ما...
‫از اون خوب هاش میشه

334
00:15:35,708 --> 00:15:37,540
‫خانم مندل دیگه الان پیداش میشه

335
00:15:37,541 --> 00:15:40,791
‫دیگه پاشو لباساتو بپوش

336
00:15:41,791 --> 00:15:43,915
‫اتاق انتظار شما به صورتی ــه که

337
00:15:43,916 --> 00:15:45,165
‫جیم کرو حس میکنه تو خونه حودشه
‫:--حقوقدانی که به تفکیک رنگی جامعه آمریکا اعتقاد داشت--:

338
00:15:45,166 --> 00:15:47,999
‫شاید باور نکنید
‫ولی یه دکتر سیاه پوست بود که

339
00:15:48,000 --> 00:15:50,540
‫این تصمیم که بیمارهامون
‫از هم جدا باشن رو اتخاذ کرد

340
00:15:50,541 --> 00:15:52,499
‫و الانم هندریک اجازه نمیده که

341
00:15:52,500 --> 00:15:53,665
‫کارکنانش تو تحقیق شرکت کنن؟

342
00:15:53,666 --> 00:15:54,957
‫خوشحالم که به دنبال من اومدید

343
00:15:54,958 --> 00:15:56,874
‫خب هندریک،بیشتر میخواد از

344
00:15:56,875 --> 00:15:59,874
‫اعتبارش در بوئل گرین دفاع کنه

345
00:15:59,875 --> 00:16:02,999
‫در حالی که ما اینجا جامعه سیاه پوستی رو داریم که

346
00:16:03,000 --> 00:16:05,540
‫میتونن از تبعات این تحقیق بهره مند بشن

347
00:16:05,541 --> 00:16:07,124
‫تحقیق شما همینطور میتونه باعث بشه که

348
00:16:07,125 --> 00:16:10,040
‫اعتقادات غلط در مورد جنسیت سیاه پوستان تغییر بده

349
00:16:10,041 --> 00:16:12,874
‫چیزی ــه که ما هم از هندریک میخوایم

350
00:16:12,875 --> 00:16:14,040
‫پس دارید میگید

351
00:16:14,041 --> 00:16:15,624
‫دلیل اینکه اومدید به بوئل گرین همینه؟

352
00:16:15,625 --> 00:16:17,707
‫ما از اوّل هم میبایست ازنمونه های سیاه پوست

353
00:16:17,708 --> 00:16:18,749
‫استفاده میکردیم

354
00:16:18,750 --> 00:16:20,999
‫ولی با توجه به این شرایط

355
00:16:21,000 --> 00:16:23,249
‫ما  تصمیم گرفتیم که این محدوده از نمونه ها
‫رو هم وارد تحقیق کنیم

356
00:16:23,250 --> 00:16:25,707
‫میخوام شما این رو

357
00:16:25,708 --> 00:16:29,999
‫در نظر داشته باشید که ما از هیچ کس تبعیت نخواهیم کرد

358
00:16:30,000 --> 00:16:32,124
‫دستور العمل تحقیق ما به این صورتِ که

359
00:16:32,125 --> 00:16:34,832
‫میذاریم تحقیق ما رو هدایت کنه

360
00:16:34,833 --> 00:16:36,957
‫این که به این معنی نیست که

361
00:16:36,958 --> 00:16:39,874
‫شما نمیخواید اون باور غلط که
‫میگه....

362
00:16:39,875 --> 00:16:43,124
‫یه سیاه پوست وقتی پای سکس در میون باشه به یه حیوان تبدیل میشه
‫رو ریشه کن کنید

363
00:16:43,125 --> 00:16:44,957
‫و یا اینکه میگن تمام زنهای سیاه پوست بد کاره هستند

364
00:16:44,958 --> 00:16:46,415
‫ببخشید

365
00:16:46,416 --> 00:16:49,832
‫این تصوری که تو ذهن همه هست که یه زن سیاه پوست شهوتران و بی حیا ــه

366
00:16:49,833 --> 00:16:51,624
‫که هیچ وقت نمیشه بهشون تجاوز کرد

367
00:16:51,625 --> 00:16:54,249
‫چون خودشون همیشه مشتاق سکس هستند

368
00:16:54,250 --> 00:17:00,040
‫خب... حقایق علمی رو اندازه گیری خواهیم کرد

369
00:17:00,041 --> 00:17:03,249
‫اندازه آلت ها،نحوه سکس کردن و توانایی هاشون

370
00:17:03,250 --> 00:17:07,249
‫همونجور که خانم جانسون گفتند
‫ما چیزهایی رو که به دست بیاریم رو

371
00:17:07,250 --> 00:17:10,957
‫منتشر خواهیم کرد
‫و اجازه میدیم که واقعیت ها خودشون صحبت کنند

372
00:17:10,958 --> 00:17:13,166
‫بستگی داره کِی این واقعیات خودشون رو نشون میدن

373
00:17:19,125 --> 00:17:20,605
‫چه اتفاقی قرارِ برای من بیفته؟

374
00:17:22,000 --> 00:17:23,957
‫ببخشید؟

375
00:17:23,958 --> 00:17:27,165
‫ازت میخوام بِهِم بگی جه بلایی داره سَرَم میاد

376
00:17:27,166 --> 00:17:30,040
‫تو باید در این مورد با پزشک خودت صحبت کنی

377
00:17:30,041 --> 00:17:32,540
‫من دارم از تو میپرسم

378
00:17:32,541 --> 00:17:34,415
‫چون فکر میکنم تو منو به عنوان یه مریض عادی نگاه نمیکنی

379
00:17:34,416 --> 00:17:36,124
‫پس ازَت توقع دارم که بهم واقعیت رو بگی

380
00:17:36,125 --> 00:17:37,791
‫نه که بخوای سَرَم رو شیره بمالی

381
00:17:41,750 --> 00:17:44,457
‫دیالیز ممکنه که روند رشد سرطان رو کند تر کنه

382
00:17:44,458 --> 00:17:46,374
‫ولی نمیتونه جلوش رو بگیره

383
00:17:46,375 --> 00:17:49,624
‫تکلّم کردن برات سخت تر میشه

384
00:17:49,625 --> 00:17:53,540
‫برات سخت تر میشه که خواسته هات رو بگی
‫حتی فکر کردن هم برات سخت میشه

385
00:17:53,541 --> 00:17:55,832
‫ساعات بیشتری رو خواهی خوابید

386
00:17:55,833 --> 00:18:00,332
‫و به تدریج نسبت به کنترل مثانه کنترل کمتری خواهی داشت

387
00:18:00,333 --> 00:18:03,332
‫خانوادت باید برات یه خدمتکار که بشوره و بسابه استخدام کنن

388
00:18:03,333 --> 00:18:05,040
‫دَردِش چجوری ــه؟

389
00:18:05,041 --> 00:18:06,415
‫بستگی به شرایط داره

390
00:18:06,416 --> 00:18:09,082
‫باید با دکترت صحبت کنی که بهت مورفین بیشتری بده
‫ولی...

391
00:18:09,083 --> 00:18:11,040
‫معمولاً زیاد مورفین تجویز نمیکنن

392
00:18:11,041 --> 00:18:13,082
‫درسته

393
00:18:13,083 --> 00:18:15,999
‫به تدریج هوشیاریت رو از دست خواهی داد

394
00:18:16,000 --> 00:18:20,750
‫دست آخر
‫دیگه متوجه اتفاقاتی که میفته نخواهی شد

395
00:18:22,583 --> 00:18:25,249
‫ولی اطمینان دارم که کسایی هستن که تو رو دوست دارن

396
00:18:25,250 --> 00:18:28,166
‫و برای اینکه تو احساس راحتی کنی هر کاری میکنن

397
00:18:39,083 --> 00:18:41,458
‫لیلیان،صبر کن

398
00:18:44,416 --> 00:18:46,458
‫لیلیان!

399
00:18:48,166 --> 00:18:49,749
‫لیلی...

400
00:18:49,750 --> 00:18:50,957
‫لیلیان

401
00:18:50,958 --> 00:18:53,499
‫دیگه تموم شد،ویرجینیا
‫دیگه نمیخوام معالجه ــم رو ادامه بدم

402
00:18:53,500 --> 00:18:55,582
‫مسخره بازی نکن

403
00:18:55,583 --> 00:18:57,332
‫مسخره بازی
‫اینه که رو  اون تخت بخوابم

404
00:18:57,333 --> 00:18:58,707
‫دیالیز بشم

405
00:18:58,708 --> 00:19:00,624
‫به این امید که روزای بیشتری رو بتونم رو اون تخت بخوابم

406
00:19:00,625 --> 00:19:01,749
‫و دیالیز های بیشتری رو تجربه کنم

407
00:19:01,750 --> 00:19:04,415
‫میفهمم که چرا این حس بهت دست داده

408
00:19:04,416 --> 00:19:06,124
‫ولی نمیتونی همینجوری بیخیال همه چیز بشی

409
00:19:06,125 --> 00:19:08,207
‫چرا نشم؟

410
00:19:08,208 --> 00:19:10,332
‫چرا فکر میکنی این بهترین کاری نیست که
‫میتونم انجام بدم...

411
00:19:10,333 --> 00:19:12,665
‫و دست از امید داشتن برندارم،که چی بشه؟

412
00:19:12,666 --> 00:19:14,415
‫چون تو به هیچ وجه نمیدونی چی قرارِ اتفاق بیفته

413
00:19:14,416 --> 00:19:15,957
‫دکتر بِهت چی گفت؟
‫هر چیزی که گفته طبق آمار گفته

414
00:19:15,958 --> 00:19:17,124
‫ویرجینیا

415
00:19:17,125 --> 00:19:19,165
‫قرار ِ یه شیوه جدید درمانی

416
00:19:19,166 --> 00:19:21,207
‫از یک ماه دیگه شروع بشه
‫ویرجینیا!

417
00:19:21,208 --> 00:19:23,415
‫حتی اگر احتمال درمان ۱۰۰ به ۱ باشه

418
00:19:23,416 --> 00:19:24,874
‫چرا تو همون ۱ نفر نباشی؟

419
00:19:24,875 --> 00:19:27,915
‫ما اونقدر ها هم به درمان سرطان بدخیم نزدیک نیستیم

420
00:19:27,916 --> 00:19:30,415
‫نمیخوام زمان کوتاهی رو که برام باقی مونده

421
00:19:30,416 --> 00:19:33,790
‫رو تو مبارزه ای که آخرش خواهم باخت تلف کنم

422
00:19:33,791 --> 00:19:35,915
‫و بیشتر از همه

423
00:19:35,916 --> 00:19:38,540
‫نمیخوام کنار تو این مبارزه رو انجام بدم

424
00:19:38,541 --> 00:19:41,665
‫درستش اینه که تو اصلاً نمیخوای  تلاش کنی

425
00:19:41,666 --> 00:19:44,165
‫تو حتی حاضر نیستی...برای زنده موندنت هم با بیماریت بجنگی

426
00:19:44,166 --> 00:19:47,416
‫متأسفم
‫من...من بلد نیستم بدون مبارزه زندگی کنم

427
00:19:49,166 --> 00:19:51,041
‫من هم متأسفم

428
00:19:54,708 --> 00:19:56,625
‫لیلیان

429
00:20:00,041 --> 00:20:01,624
‫داری چه کار میکنی؟

430
00:20:01,625 --> 00:20:06,832
‫میخوام یه
‫یه...خدا لعنتت کنه

431
00:20:06,833 --> 00:20:08,499
‫تاکسی بگیرم

432
00:20:08,500 --> 00:20:10,540
‫لیلیان،بذار حداقل برسونمت خونه

433
00:20:10,541 --> 00:20:12,165
‫لطفاً به خاطر دِلِ من قبول کن

434
00:20:12,166 --> 00:20:13,790
‫ویرجینیا
‫به خاطر تو ــه که نمیخوام کنارم باشی

435
00:20:13,791 --> 00:20:18,541
‫خسته شدم،دیگه کارم تمومه

436
00:20:38,833 --> 00:20:40,415
‫میدونید میخوایم این آخر هفته چی کار کنیم

437
00:20:40,416 --> 00:20:41,582
‫یه سفر بریم به شمال

438
00:20:41,583 --> 00:20:43,082
‫من یه جای کوچیک اونجا دارم

439
00:20:43,083 --> 00:20:45,249
‫اره،وسط کوه های سنت فرانسیوس خوش بگذرونیم

440
00:20:45,250 --> 00:20:46,832
‫هوای عالی،یه ماهی گیریِ بی نظیر

441
00:20:46,833 --> 00:20:50,249
‫و خوبیش اینه که همه چیز یه هویی شد
‫من این جور کارها رو دوست دارم

442
00:20:50,250 --> 00:20:52,457
‫ممم،درست همونجوری که شما دو تا یهو سر وکلتون پیدار شد

443
00:20:52,458 --> 00:20:54,207
‫و کاملاً بی خبر به ما سَر زدید

444
00:20:54,208 --> 00:20:55,749
‫و البته از این کارتون خیلی خوشحالیم

445
00:20:55,750 --> 00:20:57,165
‫ما که میخواستیم بریم شام بخوریم،درسته؟

446
00:20:57,166 --> 00:20:59,249
‫الان که چهار نفریم بیشتر خوش میگذره

447
00:20:59,250 --> 00:21:01,915
‫من همیشه با اَل میگم بیشتر از خودش خلاقیت به خرج بده

448
00:21:01,916 --> 00:21:04,665
‫خدا
‫داری جدی میگی؟

449
00:21:04,666 --> 00:21:06,290
‫فقط یه راه هست که بفهمی

450
00:21:06,291 --> 00:21:08,874
‫واستا،واستا
‫چه خبره؟

451
00:21:08,875 --> 00:21:12,707
‫همم...خب
‫هلن میخواد که با هم ازدواج کنیم

452
00:21:14,916 --> 00:21:17,832
‫واستا ببینم
‫هلن به تو پیشنهاد ازدواج داد؟

453
00:21:17,833 --> 00:21:18,999
‫خنده داره،نه؟

454
00:21:19,000 --> 00:21:20,749
‫منظورم اینه که
‫تا حالا نشنیده بودم یه زن اینکار رو بکنه

455
00:21:20,750 --> 00:21:22,249
‫خیلی رو مانتیک ــه

456
00:21:22,250 --> 00:21:24,999
‫فردا مهمونی جنی رو برگذار میکنیم
‫فرداش میتونیم با هم ازدواج کنیم

457
00:21:25,000 --> 00:21:26,790
‫جنی و بتی هم میتونن شاهد عقد ما باشن

458
00:21:26,791 --> 00:21:28,582
‫همه چیز داره خیلی سریع اتفاق میفته!

459
00:21:28,583 --> 00:21:32,415
‫فقط میخوام مطمئن بشم که...
‫منظورم اینه که سر به سرم که نمیذاری

460
00:21:32,416 --> 00:21:35,124
‫گوش کن ببین چی میگم پسر
‫دارم بهت رک و راست میگم
‫:--تکه ای از شعری از همفری بوگارت--:

461
00:21:35,125 --> 00:21:37,207
‫کلارک گیبل بود؟
‫نه!

462
00:21:37,208 --> 00:21:38,790
‫خدا،من اصلاً نمیتونم حدس بزنم

463
00:21:38,791 --> 00:21:40,124
‫یکی دیگه میخوای یا نمیتونی...

464
00:21:40,125 --> 00:21:42,624
‫محض رضای خدا اَل
‫همفری بوگارت لعنتی ــه

465
00:21:43,708 --> 00:21:45,290
‫خب،باشه
‫کی اهمیتی میده از کی بود؟

466
00:21:45,291 --> 00:21:47,124
‫اگر تو میخوای با من ازدواج کنی

467
00:21:47,125 --> 00:21:48,665
‫من هم میخوام با تو ازدواج کنم

468
00:21:48,666 --> 00:21:51,832
‫بیا اینجا،جیگر

469
00:21:51,833 --> 00:21:52,791
‫هی!

470
00:21:52,792 --> 00:21:54,040
‫هی،اگر میخواید اینکار ها رو بکنید برید تو یه اتاق

471
00:21:54,041 --> 00:21:55,374
‫نباید تو این خونه این کار رو بکنید

472
00:21:55,375 --> 00:21:57,207
‫این خیلی بی شرمانه ــست!

473
00:21:57,208 --> 00:21:59,124
‫وای،بتی

474
00:21:59,125 --> 00:22:02,707
‫اه...

475
00:22:02,708 --> 00:22:04,915
‫من،اه،خیلی خسته هستم
‫شما سه تا برید شام بخورید

476
00:22:04,916 --> 00:22:06,665
‫سَرَم داره میترکه
‫میرم استراحت کنم

477
00:22:15,750 --> 00:22:22,999
‫من قول دادم که به کسی چیزی نگم
‫ولی الان...

478
00:22:23,000 --> 00:22:24,165
‫همه چیز به هم ریخته

479
00:22:24,166 --> 00:22:26,915
‫اون داره خیلی کله شق بازی در میاره

480
00:22:26,916 --> 00:22:28,374
‫شاید هم واقع بینی میکنه

481
00:22:28,375 --> 00:22:30,791
‫اون کم آورده

482
00:22:35,291 --> 00:22:40,582
‫و من
‫نفهمیدم داره چه اتفاقی میفته

483
00:22:40,583 --> 00:22:42,207
‫تو گفتی که
‫اون سالهاست  که این مریضی رو داره

484
00:22:42,208 --> 00:22:44,707
‫نه

485
00:22:44,708 --> 00:22:49,208
‫من نفهمیدم چجوری اومد

486
00:22:55,291 --> 00:23:02,290
‫من همیشه...خیلی مراقبم
‫میدونی؟

487
00:23:02,291 --> 00:23:05,290
‫منظورم تو رابطه با آدمهاست

488
00:23:05,291 --> 00:23:12,874
‫همیشه بین خودم و اونا یه دیوار میکشم

489
00:23:12,875 --> 00:23:15,625
‫لیلیان ازش رد شد

490
00:23:18,500 --> 00:23:21,624
‫ولی چجوری امکان داره؟

491
00:23:21,625 --> 00:23:28,707
‫اون خیلی...جدی و مسئولیت پذیره

492
00:23:28,708 --> 00:23:30,707
‫اون کاملاً میدونه داره چی کار میکنه

493
00:23:30,708 --> 00:23:33,165
‫اون...حتی به اندازه کافی هم
‫شوخ نیست

494
00:23:33,166 --> 00:23:35,749
‫البته اگر بخوام صادقانه بگما

495
00:23:35,750 --> 00:23:38,875
‫تو نفهمیدی چطور بِهِت نزدیک شده
‫چون اون هم یه زنه

496
00:23:52,458 --> 00:23:56,040
‫بعضی وقتا که تو دفتر نشستیم با خودم میگم

497
00:23:56,041 --> 00:23:59,249
‫خ خ خدای من

498
00:23:59,250 --> 00:24:05,332
‫اون خیلی... بد اخلاق ــه

499
00:24:09,375 --> 00:24:11,791
‫ولی خیلی تنهاست

500
00:24:19,666 --> 00:24:22,291
‫و دوست منه

501
00:24:26,791 --> 00:24:30,291
‫و من دوست های زیادی ندارم

502
00:24:36,000 --> 00:24:42,707
‫حالا هر جوری که هست اون به من نزدیک شده

503
00:24:42,708 --> 00:24:46,874
‫ولی حالا اصلاً به حرفام توجهی نمیکنه

504
00:24:46,875 --> 00:24:51,916
‫لیلیان
‫که...میدونی من چه جور آدمی هستم

505
00:25:12,041 --> 00:25:14,541
‫منم که تو رو میشناسم

506
00:26:21,708 --> 00:26:24,457
‫من یه دوست رده بالا تو اداره پلیس دارم

507
00:26:24,458 --> 00:26:26,082
‫ازش خواستم که برام بررسیش کنه

508
00:26:26,083 --> 00:26:27,790
‫چون در مورد امنیت تو زیاد مطمئن نبودم

509
00:26:27,791 --> 00:26:29,749
‫تقصیر رابرت نبود

510
00:26:29,750 --> 00:26:32,624
‫خب پس تو میدونستی که اون سابقه داره

511
00:26:32,625 --> 00:26:35,082
‫اون تا حالا سه بار دستگیر شده
‫چطور میتونی نگران نباشی؟

512
00:26:35,083 --> 00:26:36,540
‫شما نمیدونید چی شده

513
00:26:36,541 --> 00:26:38,249
‫اون داشته تو خیابون راه میرفته

514
00:26:38,250 --> 00:26:39,790
‫بیرون یه بار بِهِش گیر دادن

515
00:26:39,791 --> 00:26:42,624
‫یک بار به خاطرِ حمله به یه افسر پلیس دستگیر شده

516
00:26:42,625 --> 00:26:43,874
‫اول اونا به اون حمله کردن

517
00:26:43,875 --> 00:26:46,499
‫کورال!
‫حواست هست داری چی میگی؟

518
00:26:46,500 --> 00:26:48,207
‫من حس میکنم رابرت تو رو چیز خور کرده

519
00:26:48,208 --> 00:26:50,124
‫تا نتونی مسائل رو اونجوری که هست ببینی

520
00:26:50,125 --> 00:26:52,790
‫چرا اینکار ها رو میکنید؟

521
00:26:52,791 --> 00:26:54,957
‫چون احساس راحتی نمیکنم

522
00:26:54,958 --> 00:26:57,040
‫من نسبت به اون اصلاً حس خوبی ندارم

523
00:26:57,041 --> 00:27:00,999
‫و هر چیزی که داره بین شما اتفاق میفته به من ربطی نداره

524
00:27:01,000 --> 00:27:03,874
‫من نمیتونم اجازه بدم من و جان کوچولو

525
00:27:03,875 --> 00:27:06,957
‫دور وبرِ کسی باشیم که سابقه دارِ

526
00:27:06,958 --> 00:27:08,415
‫و اینجوری که میبینم
‫نمیتونم قانعت کنم که

527
00:27:08,416 --> 00:27:10,624
‫دیگه با اون نباشی،پس...

528
00:27:10,625 --> 00:27:14,457
‫با توجه به این که من حس خوبی ندارم

529
00:27:14,458 --> 00:27:17,124
‫و میخوام که خانوادم امنیت داشته باشن

530
00:27:17,125 --> 00:27:19,415
‫نمیتونم اجازه بدم که اون به خونه من بیاد

531
00:27:19,416 --> 00:27:20,707
‫متأسفم ولی از الان به بعد

532
00:27:20,708 --> 00:27:22,624
‫تو میبایست یه نفر دیگه رو پیدا کنی که بیاره و ببردت

533
00:27:22,625 --> 00:27:24,249
‫تو باید برنامه ریزیت رو تغییر بدی

534
00:27:24,250 --> 00:27:26,082
‫بله،خانم

535
00:27:26,083 --> 00:27:30,415
‫میدونم که بین تو ورابرت چی میگذره

536
00:27:30,416 --> 00:27:33,915
‫ولی تو باید تو این قضیه با عقلت تصمیم بگیری

537
00:27:33,916 --> 00:27:35,957
‫واقعا ارزششو داره؟

538
00:27:35,958 --> 00:27:41,749
‫همه این جنجال ها فقط به خاطر یه چیز؟

539
00:27:41,750 --> 00:27:43,249
‫یه زنگ میزنم

540
00:27:43,250 --> 00:27:46,290
‫میگم خالم امشب بیاد دنبالم

541
00:27:46,291 --> 00:27:49,915
‫باشه

542
00:27:54,583 --> 00:27:56,040
‫من فهمیدم داستان چیه

543
00:27:56,041 --> 00:27:58,040
‫اگه این چیزی ــه گه داری دنبالش میگردی

544
00:27:58,041 --> 00:28:00,332
‫بیشتر شبیه قرص همه کارست
‫:--قرصی که در آب حل میشود و مصارف درمانی زیادی دارد--:

545
00:28:00,333 --> 00:28:02,874
‫تو دیشب بعد از رفتن ما

546
00:28:02,875 --> 00:28:06,540
‫باید یه شیشه کامل رو سر کشیده باشی

547
00:28:06,541 --> 00:28:07,707
‫اَل و من داشتیم به یاد قدیما

548
00:28:07,708 --> 00:28:10,165
‫وقتی که بچه بودیم
‫و قرارهای دونفره داشتیم کلی میخندیدم

549
00:28:10,166 --> 00:28:11,749
‫همیشه من رانندگی میکردم

550
00:28:11,750 --> 00:28:14,082
‫همیشه اَل تو صندلی عقب میشست
‫بدو ن اینکه کسی رو داشته باشه

551
00:28:14,083 --> 00:28:17,124
‫در حالی که اون یکی ختره کنار من نشته بود

552
00:28:17,125 --> 00:28:19,540
‫رو صندلی جلو در حالی دستاش رو گذاشته بود رو پاش

553
00:28:19,541 --> 00:28:22,457
‫از این تعجب میکرد مه من یهو چِم شده

554
00:28:22,458 --> 00:28:24,624
‫اَل هم که احمق بود
‫اِ؟جدی؟

555
00:28:24,625 --> 00:28:25,790
‫چون اینجوری که من دارم میبینم

556
00:28:25,791 --> 00:28:27,332
‫به نظر میاد که تو خیلی اَل رو دوست داری

557
00:28:27,333 --> 00:28:28,493
‫شاید اَل رو که میبینی یه چیزیت میشه

558
00:28:30,000 --> 00:28:31,582
‫اوه،خدای من

559
00:28:31,583 --> 00:28:33,124
‫چی؟
‫با من مثل احمقا رفتار نکن

560
00:28:33,125 --> 00:28:35,207
‫انگار وقتی که اَل داشت هلن رو میبوسید زیرت آتیش روشن کرده بودن

561
00:28:35,208 --> 00:28:37,957
‫اونجوری که اونا به هم میلولیدن خیلی رکیک و زشت بود

562
00:28:37,958 --> 00:28:39,707
‫یا شاید هم تو هم میخواستی با اَل تو صندلی عقب میشستی

563
00:28:39,708 --> 00:28:42,040
‫میخواستی جای هلن ،تو رو بوس کنه

564
00:28:42,041 --> 00:28:44,249
‫شاید من مرد مناسبی برای تو نبودم

565
00:28:44,250 --> 00:28:45,957
‫اوه،اینا چیه میگی

566
00:28:45,958 --> 00:28:48,540
‫تو...بیش از ده ها اَل
‫و یا شاید هم...صدها اَل برام ارزش داری

567
00:28:48,541 --> 00:28:50,040
‫ما به هم قول دادیم که دیگه به همدیگه دروغ نگیم

568
00:28:50,041 --> 00:28:52,165
‫پس اگر از من بدت اومده

569
00:28:52,166 --> 00:28:53,457
‫میدونی مثلاً تو رخت خواب
‫میتونیم...

570
00:28:53,458 --> 00:28:55,624
‫ا.ه،محض رضای خدا
‫میخوای واقعیت رو بدونی؟

571
00:28:55,625 --> 00:28:59,832
‫من کاملاً حالم از اون نمایش مسخره اَل و هلن به هم میخوره

572
00:28:59,833 --> 00:29:01,332
‫چی داری میگی؟

573
00:29:01,333 --> 00:29:02,250
‫اونا دارن ازدواج میکنن

574
00:29:02,251 --> 00:29:03,457
‫اون دو تا

575
00:29:03,458 --> 00:29:05,332
‫هیچ چیزشون به آدمیزاد نرفته

576
00:29:05,333 --> 00:29:07,165
‫من تا الانشم به خاطر تو اَل رو تحمل میکردم

577
00:29:07,166 --> 00:29:09,165
‫چون تو با اون دوست هستی

578
00:29:09,166 --> 00:29:12,540
‫ولی دیشب
‫دیگه..از تحملم خارج بود

579
00:29:12,541 --> 00:29:14,624
‫نمیتونم اَل رو تحمل کنم

580
00:29:14,625 --> 00:29:17,500
‫و نمیخوام دیگه اون دو تا رو ببینم

581
00:29:21,916 --> 00:29:23,207
‫حتی هلن رو؟

582
00:29:24,833 --> 00:29:29,665
‫مخصوصاً هلن

583
00:29:29,666 --> 00:29:30,957
‫اوف

584
00:29:30,958 --> 00:29:33,582
‫اگر اجازه بدید میخوام یه سری چیزها رو در مورد شما بدونم

585
00:29:33,583 --> 00:29:35,332
‫تعجبم از این بود که

586
00:29:35,333 --> 00:29:37,624
‫وارد شدن شما به علم پزشکی در وهله اول

587
00:29:37,625 --> 00:29:40,207
‫به این خاطر بود ه که شما در کودکی با یه بیماری دست و پنجه نرم میکردید

588
00:29:40,208 --> 00:29:42,624
‫ببخشید؟

589
00:29:42,625 --> 00:29:44,332
‫شما از یه بیماری ــه

590
00:29:44,333 --> 00:29:46,207
‫فوق العاده نادر خونی درگیر بودید

591
00:29:46,208 --> 00:29:47,166
‫عفونت خونی

592
00:29:47,167 --> 00:29:49,082
‫که باعث شما مدتی رو در بیمارستان بمونید

593
00:29:49,083 --> 00:29:52,707
‫سه ماه وقتی که هشت سالتون بود

594
00:29:52,708 --> 00:29:55,790
‫یک ماه و نیم وقتی که ده سالتون بود

595
00:29:55,791 --> 00:30:00,041
‫این میتونه اثرات مخربی رو یه مرد جوان بذاره

596
00:30:01,791 --> 00:30:04,957
‫من به این دلیل به پزشکی امدم که

597
00:30:04,958 --> 00:30:06,665
‫کاملاً روی هدفم تمرکز داشتم

598
00:30:06,666 --> 00:30:10,124
‫میدونستم دقیقاً چی میخوام

599
00:30:10,125 --> 00:30:11,832
‫ولی شما در دانشگاه همیلتون

600
00:30:11,833 --> 00:30:12,874
‫علائق دیگه ای هم داشتید

601
00:30:12,875 --> 00:30:15,374
‫یه بوکسور بودید
‫یاد گرفتید با هواپیما پرواز کنید

602
00:30:15,375 --> 00:30:17,540
‫من گواهینامه پرواز دارم،که چی؟

603
00:30:17,541 --> 00:30:21,040
‫پس چرا خلبان نشدید؟

604
00:30:21,041 --> 00:30:23,249
‫آه...

605
00:30:23,250 --> 00:30:24,208
‫فقط به عنوان یه متخخص مامایی ــه

606
00:30:24,209 --> 00:30:26,499
‫شما میتونید زندگی رو به این جهان بیارید

607
00:30:26,500 --> 00:30:29,832
‫پس اون بچه مریض تبدیل به خدایی میشه که

608
00:30:29,833 --> 00:30:32,457
‫بشریت رو از خاک خلق کرد

609
00:30:32,458 --> 00:30:35,832
‫اگر میخواید به این اشاره کنید که

610
00:30:35,833 --> 00:30:38,582
‫من بخشی از توانایی های خدا...

611
00:30:38,583 --> 00:30:39,790
‫نکته اینجاست که

612
00:30:39,791 --> 00:30:42,332
‫داستان باید به شکلی باشه که خواننده های ما باورش کنن

613
00:30:42,333 --> 00:30:44,374
‫شما کارتون رو دقیقاً از نقطه مقابل اینجا شروع کردید

614
00:30:44,375 --> 00:30:46,832
‫رو کارتون تمرکز کافی داشتید
‫و به چیزهایی خیلی بزرگی هم دست پیدا کردید

615
00:30:46,833 --> 00:30:48,540
‫و حالا اینجا در بوئل گرین هستید

616
00:30:48,541 --> 00:30:51,082
‫در حالی که قبل از اینجا در مموریال کار میکردید

617
00:30:51,083 --> 00:30:53,332
‫که البته خیلی کوتاه اونجا موندید

618
00:30:53,333 --> 00:30:55,207
‫درستش،یک ماه ــه

619
00:30:55,208 --> 00:30:57,415
‫از لحاظ عملی ،بله

620
00:30:57,416 --> 00:31:01,083
‫این درسته که شما به یه دکتر تو مموریال حمله کردید؟

621
00:31:05,458 --> 00:31:08,708
‫شما..
‫شما با داگ گریت هاوس صحبت کردید؟

622
00:31:11,500 --> 00:31:13,832
‫داگ گریت هاوس هیچ ارتباطی با این کار نداره

623
00:31:13,833 --> 00:31:15,249
‫حتی گفته میشه که

624
00:31:15,250 --> 00:31:17,165
‫شما یه کپسول آتش نشانی رو هم

625
00:31:17,166 --> 00:31:19,415
‫زمانی که تو مترنیتی بودید از پنجره به بیرون پرت کردید

626
00:31:19,416 --> 00:31:21,374
‫که همون در نهایت باعث اخراجتون شد

627
00:31:21,375 --> 00:31:22,707
‫این درست نیست

628
00:31:22,708 --> 00:31:23,999
‫شما اخراج نشدید؟

629
00:31:24,000 --> 00:31:26,124
‫من و رییس دانشگاه هیچ گاه رو در رو با هم صحبت نکردیم

630
00:31:26,125 --> 00:31:27,457
‫خانم هوگ مقاله ای که ما روش با هم به توافق رسیدیم

631
00:31:27,458 --> 00:31:29,915
‫در مورد تأثیرات مثبت تحقیق ما

632
00:31:29,916 --> 00:31:31,915
‫بر جامعه سیاه پوستان اینجا در بوئل گرین بود

633
00:31:31,916 --> 00:31:33,040
‫و همینطور هم هست

634
00:31:33,041 --> 00:31:36,749
‫همینطور هم توافق کردیم که اجازه بدیم واقعیت ها خودشون رو نشون بدن

635
00:31:36,750 --> 00:31:38,290
‫و تا اونجایی که من فهمیدم

636
00:31:38,291 --> 00:31:40,540
‫شما از لحاظ شغلی فوق العاده موفق عمل کردید

637
00:31:40,541 --> 00:31:46,040
‫ولی در مقابل تحقیق جنسیتون با شما مخالفت شد

638
00:31:46,041 --> 00:31:48,332
‫پس شما هم با این مخالفت ها مبارزه کردید

639
00:31:48,333 --> 00:31:49,333
‫که خب مجبور بودید

640
00:31:49,334 --> 00:31:51,457
‫و این روحیه انقلابیِ شما باعث شد

641
00:31:51,458 --> 00:31:53,499
‫که از جامعه سفید پوستان طرد بشید

642
00:31:53,500 --> 00:31:55,707
‫من از جامعه سفید پوستان طرد نشدم

643
00:31:55,708 --> 00:31:57,707
‫مثل خیلی از افراد از جامعه من که

644
00:31:57,708 --> 00:31:59,624
‫مجبور میشن از شیوه های خشونت آمیز استفاده کنن

645
00:31:59,625 --> 00:32:02,665
‫خب در مودر گریت هاوس و دسته احمقاش میشه اینو گفت

646
00:32:02,666 --> 00:32:04,874
‫خدا،نه
‫این رو ننویسد

647
00:32:04,875 --> 00:32:07,707
‫ببین،ننوشتن...این اتفاق
‫میتونه باعث بشه

648
00:32:07,708 --> 00:32:09,040
‫که همه چیز اشتباه برداشت بشه

649
00:32:09,041 --> 00:32:11,375
‫پس میخوام که از اون تو مقالتون استفاده نکنید

650
00:32:13,708 --> 00:32:16,040
‫شما نمیتونید بگید چه چیزی تو مقاله باشه و چی نباشه

651
00:32:16,041 --> 00:32:18,457
‫این تحقیقِ  منه

652
00:32:18,458 --> 00:32:21,166
‫و این هم گزارشِ منه

653
00:32:24,166 --> 00:32:25,957
‫پس تو نمیتونی شاهد عقد ما باشی؟

654
00:32:25,958 --> 00:32:28,332
‫نه
‫نه،فکر نمیکنم بشه

655
00:32:28,333 --> 00:32:30,540
‫و...همینطور میخوام در موردِ

656
00:32:30,541 --> 00:32:32,374
‫مهمونی فردا شب هم بگم که

657
00:32:32,375 --> 00:32:33,540
‫این دیگه از کجا در اومد؟

658
00:32:33,541 --> 00:32:35,415
‫میدونم،اَل،شرمنده

659
00:32:35,416 --> 00:32:37,082
‫می..میتونستم یه چیزی سرِ هم کنم

660
00:32:37,083 --> 00:32:38,582
‫مثلاً بگم آشپزخونه آتیش گرفته

661
00:32:38,583 --> 00:32:40,332
‫یا اینکه مسعول تدارکتامون رو اتوبوس زیر کرده

662
00:32:40,333 --> 00:32:41,582
‫ولی ما همدیگرو خوب میشناسیم

663
00:32:41,583 --> 00:32:43,165
‫پس میخوام...بهت همه چیز رو رک بگم

664
00:32:43,166 --> 00:32:45,624
‫بتی از هلن خوشش نمیاد

665
00:32:45,625 --> 00:32:47,040
‫ولی اونا که خیلی به هم نزدیکن

666
00:32:47,041 --> 00:32:49,457
‫شاید یه زمانی بودن
‫ولی یه چیزی این وسطا اتفاق افتاده

667
00:32:49,458 --> 00:32:53,625
‫که باعث شده بتی از هلن بَدِش بیاد.

668
00:32:55,500 --> 00:32:58,874
‫چه احمقانه

669
00:32:58,875 --> 00:33:01,207
‫منظورم اینه که
‫اون دو تا خیلی به هم نزدیکن

670
00:33:01,208 --> 00:33:03,290
‫اون جوری که اون دو تا از لب همدیگرو میبوسن

671
00:33:03,291 --> 00:33:04,499
‫آخه چجوری میتونن از هم بدشون بیاد؟

672
00:33:04,500 --> 00:33:05,832
‫نمیدونم..
‫وایسا،وایسا،وایسا،واسا

673
00:33:05,833 --> 00:33:08,207
‫چی گفتی؟
‫از...لب؟

674
00:33:08,208 --> 00:33:09,915
‫اره

675
00:33:09,916 --> 00:33:12,749
‫تو رستوران کمولی
‫همون شبی که رفته بودیم شام بخوریم

676
00:33:12,750 --> 00:33:13,957
‫رفتم ببینم هلن میخواد براش

677
00:33:13,958 --> 00:33:15,749
‫خامه عسلی سفارش بدم یا نه

678
00:33:15,750 --> 00:33:17,082
‫آخه یادته که بعد از اینکه بتی حالش بد شد
‫اونم میز رو ترک کرد

679
00:33:17,083 --> 00:33:18,624
‫اره

680
00:33:18,625 --> 00:33:20,207
‫دیدمشون که از دستشویی خانما بیرون آمدن

681
00:33:20,208 --> 00:33:22,040
‫و یک دفعه
‫لبهاشون به هم قفل شد

682
00:33:22,041 --> 00:33:25,165
‫مثل...کری گرانت و گریس کلی

683
00:33:25,166 --> 00:33:27,750
‫تو فیلم دزد رو بگیر

684
00:33:29,708 --> 00:33:32,290
‫میدونی،منم زنهایی رو میشناسم که
‫لبِ هم رو میبوسیدن

685
00:33:32,291 --> 00:33:34,082
‫ولی اونا آفریقایی بودن

686
00:33:34,083 --> 00:33:36,707
‫پشت لبشون مو داشتن
‫و بیشتر شبیه یه ماچ بود

687
00:33:36,708 --> 00:33:38,415
‫ولی هلن و بتی...

688
00:33:38,416 --> 00:33:40,540
‫صبر کن.صبر کن

689
00:33:40,541 --> 00:33:42,665
‫اَل،یه لحظه صبر کن

690
00:33:42,666 --> 00:33:44,165
‫منظورم اینه،بیخیال

691
00:33:44,166 --> 00:33:46,250
‫مثل روز برام روشنه

692
00:33:57,250 --> 00:34:00,957
‫نمیخوای بذاری بیام تو؟

693
00:34:00,958 --> 00:34:02,999
‫معمولاً فروشنده ها رو به خونم دعوت نمیکنم

694
00:34:03,000 --> 00:34:04,999
‫من قرار نیست چیزی بفروشم

695
00:34:05,000 --> 00:34:09,082
‫مطمئنی؟
‫معمولاً چیزی نمیفروشی؟

696
00:34:09,083 --> 00:34:11,207
‫تو مگه برای فروش قرصهای رژیمیت
‫تو یه دمانگاه سرطانی ها دوره گردی نمیکینی؟

697
00:34:13,541 --> 00:34:17,832
‫خب تأیید میکنم که اون بهترین کاری نبوده که انجام دادم

698
00:34:17,833 --> 00:34:20,000
‫به هر حال بذار بیام تو لطفاً

699
00:34:31,791 --> 00:34:33,790
‫با خودم گفتم اگر لیست خریدی داری

700
00:34:33,791 --> 00:34:35,665
‫میتونم برم برات بخرم بیارم

701
00:34:35,666 --> 00:34:37,915
‫همه چیز دارم

702
00:34:37,916 --> 00:34:40,499
‫چیزی نداری که بخوای بفرستی به جایی؟

703
00:34:40,500 --> 00:34:42,124
‫من میتونم،آه...

704
00:34:42,125 --> 00:34:46,625
‫میتونم اون نامه ها رو برات ببرم به اداره پست اگر بخوای

705
00:34:55,500 --> 00:34:58,249
‫این برای خانوادم ــه

706
00:34:58,250 --> 00:35:01,790
‫میخوام خیلی سریع به دستشون برسه

707
00:35:01,791 --> 00:35:04,040
‫میتونی خودت شخصاً این رو بهشون بدی؟

708
00:35:04,041 --> 00:35:05,665
‫شخصاً؟

709
00:35:05,666 --> 00:35:07,082
‫یه سری دستور العمل توش نوشتم

710
00:35:07,083 --> 00:35:10,540
‫تو ویموس یه مقبره خانوادگی داریم

711
00:35:10,541 --> 00:35:12,749
‫از سال ۱۸۰۰ کل خانواده دی پاول اونجا دفن شدن

712
00:35:12,750 --> 00:35:15,040
‫والدین من میخوان که من اونجا به خاک سپرده بشم

713
00:35:15,041 --> 00:35:19,207
‫شدیداً رو این موضوع پافشاری خواهند کرد

714
00:35:19,208 --> 00:35:22,999
‫ولی من میخوام بدنم برای پیشرفت علم استفاده بشه

715
00:35:23,000 --> 00:35:24,249
‫تمام اون روح هایی که داشتم روی بدنشون کار میکردم

716
00:35:24,250 --> 00:35:26,583
‫به من آموختن که چطور میتونم یه دکتر باشم

717
00:35:28,375 --> 00:35:29,999
‫شاید یه دانشجوی پزشکی

718
00:35:30,000 --> 00:35:33,499
‫با استفاده از بدن من بتونه درمانی برای سرطان پیدا کنه

719
00:35:33,500 --> 00:35:38,290
‫تناسب خیلی جالبی میشه،اینطور فکر نمیکنی؟

720
00:35:38,291 --> 00:35:41,874
‫با قبول کردن و گرفتن این پاکت
‫کاری میکنی که

721
00:35:41,875 --> 00:35:43,375
‫تمام خواسته های من برآورده بشه

722
00:35:45,833 --> 00:35:50,000
‫ازم میگیریش؟

723
00:35:52,583 --> 00:35:55,040
‫این از این

724
00:35:55,041 --> 00:35:57,499
‫شب خوش خانم مسترز

725
00:35:57,500 --> 00:36:00,332
‫اوه
‫همم،شب به خیر،کورال

726
00:36:00,333 --> 00:36:02,583
‫خالم منتظرم ــه

727
00:37:02,375 --> 00:37:04,915
‫شک ندارم که خانم هوگ به شما گفتن

728
00:37:04,916 --> 00:37:08,457
‫که من ترجیح میدم ایشون اون مقاله رو چاپ نکنن

729
00:37:08,458 --> 00:37:10,915
‫همینطوره

730
00:37:10,916 --> 00:37:13,749
‫ولی من پیش نویس اون مقاله رو خوندم

731
00:37:13,750 --> 00:37:15,332
‫ایشون مشکلات و سختی های شما رو

732
00:37:15,333 --> 00:37:18,582
‫بخشی از مبارزه بزرگتر والبته درست تشخیص دادن

733
00:37:18,583 --> 00:37:22,124
‫نمیخوام دروغ بگم ولی برای چاپ عالی ــه

734
00:37:22,125 --> 00:37:24,124
‫شکی ندارم که همینطوره

735
00:37:24,125 --> 00:37:27,040
‫ولی بذارید باهاتون صادق باشم
‫من نگرانیم بابت خودم نیست

736
00:37:27,041 --> 00:37:30,624
‫من بیشتر نگران یافته های علمی هستم

737
00:37:30,625 --> 00:37:32,332
‫چطور؟

738
00:37:32,333 --> 00:37:34,290
‫من همون اول به خانم هوگ گفتم

739
00:37:34,291 --> 00:37:36,582
‫من اجازه میدم واقعیت ها خودشون رو نشون بدن

740
00:37:36,583 --> 00:37:38,707
‫ما با یافته های پزشکیمون میریم جلو

741
00:37:38,708 --> 00:37:41,665
‫ولی نتایج اولیه باعث شدن که من کارم رو ادامه ندم

742
00:37:41,666 --> 00:37:44,082
‫خانم هوگ گفتن که شما تازه شروع به

743
00:37:44,083 --> 00:37:45,624
‫استفاده از نمونه های سیاه پوست در تحقیقتون کردید

744
00:37:45,625 --> 00:37:49,957
‫ما چند نمونه از سیاه پوستان رو

745
00:37:49,958 --> 00:37:51,874
‫از زمانی که آمدیم به بوئل گرین در تحقیق شرکت دادیم

746
00:37:51,875 --> 00:37:54,499
‫و از اونجایی که نمونه های سیاه پوست در بیمارستان ماترنیتی
‫مورد بحث ما نبودن

747
00:37:54,500 --> 00:37:56,832
‫خب دلیلی هم نداشت که در مورد اونا چیزی بگیم

748
00:37:56,833 --> 00:37:58,957
‫ولی الان که داده ها رو دوباره بازبینی کردیم

749
00:37:58,958 --> 00:38:02,374
‫به صورت ویژه در مورد سیاه پوستان

750
00:38:02,375 --> 00:38:06,374
‫به تمایزات زیادی بینِ

751
00:38:06,375 --> 00:38:09,749
‫نمونه های سیاه و سفید پوست برخوردیم

752
00:38:09,750 --> 00:38:10,790
‫مثل؟

753
00:38:10,791 --> 00:38:12,332
‫یکیش،اندازه آلت ــه

754
00:38:12,333 --> 00:38:13,999
‫میزان شهوت برای سکس

755
00:38:14,000 --> 00:38:18,332
‫بیشتر بودن ترشح تستسترون

756
00:38:18,333 --> 00:38:21,125
‫فکر نمیکنم این چیزی باشه که شما بخواید انتشار پیدا کنه

757
00:38:22,916 --> 00:38:25,165
‫من فکر میکنم شما دارید دروغ میگید

758
00:38:25,166 --> 00:38:27,249
‫اقای ویلسون
‫به شیوه کاری من هیچ ایرادی نمیشه وارد کرد

759
00:38:27,250 --> 00:38:28,832
‫شما نمیخواید این مقاله منتشر بشه

760
00:38:28,833 --> 00:38:32,874
‫چرا که چهره کاری شما رو خراب میکنه
‫و باعث منفور شدنتون میشه

761
00:38:32,875 --> 00:38:34,207
‫پس به جاش اومدید و من رو تهدید میکنید

762
00:38:34,208 --> 00:38:35,957
‫هیچ کس تهدید نمیشه...

763
00:38:35,958 --> 00:38:37,874
‫جوری دارید از هیولاهای این داستان صحبت میکنید

764
00:38:37,875 --> 00:38:39,207
‫که نشون میده حرفم درسته

765
00:38:39,208 --> 00:38:43,207
‫سیاه پوست حیوان ــه
‫سیاه پوست میخواد با زنهای شما باشه

766
00:38:43,208 --> 00:38:45,290
‫من از اون بچه های روزنامه فروش نیستم
‫دکتر مسترز

767
00:38:45,291 --> 00:38:46,749
‫که بیاید اینجا و بهم انعام بدید

768
00:38:46,750 --> 00:38:49,749
‫من یه ویراستار هستم
‫و اون مقاله رو منتشر میکنم

769
00:38:49,750 --> 00:38:51,999
‫حتی اون مردایی که  اعدام انقلابی شدن و کشته شدن هم

770
00:38:52,000 --> 00:38:55,165
‫نمیتونستن این رو درک کنن که یه روز کارهای جنسیشون

771
00:38:55,166 --> 00:38:58,332
‫با دلایل و مستندات علمی ثابت میشه

772
00:38:58,333 --> 00:39:00,082
‫چیه نکنه فکر کردید میتونیم به زور منو مجبور به کاری کنید

773
00:39:00,083 --> 00:39:03,332
‫و من هم عقب میکشم و میگم
‫بله،قربان

774
00:39:03,333 --> 00:39:04,707
‫بله،دکتر مسترز

775
00:39:04,708 --> 00:39:07,665
‫که من واقعا از کاری که تحقیقتون میتونه بکنه ترسیدم؟

776
00:39:07,666 --> 00:39:10,040
‫تو دیگه چجور مردی هستی؟

777
00:39:10,041 --> 00:39:12,540
‫خب،حداقل از اون دسته مردایی نیستم که

778
00:39:12,541 --> 00:39:15,790
‫میتونن اعتبار کاری و زندگیِ یک فرد رو

779
00:39:15,791 --> 00:39:18,582
‫فقط برای اینکه یه مقاله خوب چاپ کنن
‫نابود کنن

780
00:39:18,583 --> 00:39:20,874
‫چرا دفعه دیگه که خواستی این سوال رو ازم بپرسی

781
00:39:20,875 --> 00:39:22,707
‫قبلش نمیری و تو آیینه خودت رو نگاه نمیکنی؟

782
00:39:22,708 --> 00:39:24,957
‫باشه،دکتر،مسترز

783
00:39:24,958 --> 00:39:28,416
‫همونجوری که گفتید میرم و تو آیینه نگاه میکنم

784
00:39:32,375 --> 00:39:34,249
‫تو این تحقیق رو منتشر کن

785
00:39:34,250 --> 00:39:36,624
‫و من هم قول میدم که یافته هام رو در معرض دیدِ همه قرار میدم

786
00:39:36,625 --> 00:39:39,499
‫یافته های دروغینتون

787
00:39:39,500 --> 00:39:42,374
‫ثابت میکنم که تو یه کلاه برداری

788
00:39:42,375 --> 00:39:44,999
‫میخوای این ریسک رو قبول کنی؟

789
00:39:45,000 --> 00:39:47,957
‫شاید دفترم از بیرون مثل دفتر های دیگه باشه

790
00:39:47,958 --> 00:39:52,165
‫ولی داخل دفترم پر شده از دیپلم های افتخار و مدال

791
00:39:52,166 --> 00:39:56,999
‫من تو تمام این ۲۵ سال کلی اعتبار کسب کردم

792
00:39:57,000 --> 00:39:58,832
‫میدونی
‫من بچه های زیادی رو برای

793
00:39:58,833 --> 00:40:01,249
‫سیاست مداران برجسته
‫قانون دان ها

794
00:40:01,250 --> 00:40:05,415
‫و روزنامه نگاران این شهر به دنیا آوردم

795
00:40:05,416 --> 00:40:08,165
‫پس چرا کار خودت رو نمیکنی و عواقبش رو نمیبینی؟

796
00:40:08,166 --> 00:40:15,250
‫بذار ببینیم که جامعه به حرف کدوم گوش میده
‫من یا....تو

797
00:40:42,500 --> 00:40:45,165
‫برای پفک پنیری و شامپاین خودت رو آماده کردی؟

798
00:40:46,666 --> 00:40:49,874
‫هی،تو این رو از کجا آوردی؟
‫همم،بهش چی میگید؟

799
00:40:49,875 --> 00:40:51,249
‫کمر بند

800
00:40:51,250 --> 00:40:53,332
‫اره،این کمر بند رو از کجا آوردی؟

801
00:40:53,333 --> 00:40:54,415
‫بتی،بی خیال

802
00:40:54,416 --> 00:40:56,124
‫هی،چی شده؟

803
00:40:56,125 --> 00:40:58,165
‫یه دختر نمیتونه همسرش رو برا یه سکس سرپایی
‫ببره بالا؟

804
00:40:58,166 --> 00:40:59,374
‫قبل از اینکه مهمونا برسن؟

805
00:40:59,375 --> 00:41:01,415
‫بتی؟

806
00:41:01,416 --> 00:41:02,582
‫این کارا یعنی چی؟

807
00:41:02,583 --> 00:41:04,500
‫داری تلاش میکنی...
‫به من قوت قلب بدی؟

808
00:41:06,291 --> 00:41:07,790
‫آخه من دیگه الان بهت ایمان آوردم

809
00:41:07,791 --> 00:41:09,790
‫در مورد اَل،در مورد تمام مردهایی که باهاشون بودی

810
00:41:09,791 --> 00:41:13,832
‫میدونم...میدونم که اونا برات اصلاً اهمیت ندارن

811
00:41:13,833 --> 00:41:15,332
‫میدونم که اونا رواصلاً دوست نداشتی

812
00:41:15,333 --> 00:41:21,165
‫نه،نه،من هرگز هیچکدوم از اون آدما رو دوست نداشتم

813
00:41:21,166 --> 00:41:22,916
‫چون تو عاشق هلن بودی

814
00:41:33,833 --> 00:41:36,749
‫تو کی هستی،بتی؟

815
00:41:36,750 --> 00:41:39,040
‫هان؟بجنب

816
00:41:39,041 --> 00:41:41,040
‫فقط بِهِم بگو

817
00:41:41,041 --> 00:41:45,290
‫منظورم اینه که فقط داری همه چیز رو خراب تر میکنی

818
00:41:45,291 --> 00:41:48,249
‫زود باش
‫فکر کنم حقیقت رو به من بدهکار باشی

819
00:41:48,250 --> 00:41:55,541
‫خواهش میکنم،برای یک بار هم که شده
‫به من بگو واقعاً کی هستی؟

820
00:41:57,375 --> 00:42:00,375
‫من....من فقط....من فقط

821
00:42:02,541 --> 00:42:07,665
‫من فقط زنی هستم که...

822
00:42:07,666 --> 00:42:12,290
‫اره شاید هلن رو دوست داشتم
‫ولی الان دیگه مسأله ای نیست

823
00:42:12,291 --> 00:42:13,957
‫ولی برای من هست
‫نه،جنی

824
00:42:13,958 --> 00:42:15,124
‫تو کسی هستی که من باهاش ازدواج کردم

825
00:42:15,125 --> 00:42:16,707
‫تو کسی هستی که من میخوام باهاش زندگی کنم

826
00:42:16,708 --> 00:42:17,790
‫فقط من و تو برای هم میمونیم

827
00:42:17,791 --> 00:42:19,124
‫دست در دست هم
‫بی خیال همه چیز

828
00:42:19,125 --> 00:42:20,624
‫همه چیز.. اوه
‫و این برامون همه چیز ــه

829
00:42:20,625 --> 00:42:24,749
‫هر دروغی امکان داره بگی،بتی
‫بی خیال

830
00:42:24,750 --> 00:42:26,832
‫در مورد گذشته ـــت
‫در مورد بچه دار شدنت

831
00:42:26,833 --> 00:42:30,499
‫و من باهاش کنار اومدم...

832
00:42:30,500 --> 00:42:33,040
‫من با همه این ها کنار اومدم

833
00:42:33,041 --> 00:42:34,665
‫چون یه چیزی بود که برام خیلی ارزش داشت

834
00:42:34,666 --> 00:42:36,124
‫کسی رو پیدا کردم که عاشقش بودم

835
00:42:36,125 --> 00:42:39,207
‫و حالا تو داری بهم میگی که قلبت برای هلن میتپیده

836
00:42:39,208 --> 00:42:42,457
‫و اینا اهمیتی نداره که
‫من میتونم خوشحال باشم

837
00:42:42,458 --> 00:42:45,290
‫که همه این جنگ و دعواها
‫و دروغ ها

838
00:42:45,291 --> 00:42:47,207
‫میخواد تا پیری ما باهامون بیاد

839
00:42:47,208 --> 00:42:50,707
‫این آواری ــه که رو زندگی ما خراب شده

840
00:42:50,708 --> 00:42:51,957
‫تو برای من اهمیت داری!

841
00:42:51,958 --> 00:42:53,499
‫اهمیت...
‫اهمیت برای اون

842
00:42:53,500 --> 00:42:55,540
‫سگ ولگردی که تو خیابون پیدا میکنی مهمه

843
00:42:55,541 --> 00:42:56,749
‫عشق ــه که برای کسی که

844
00:42:56,750 --> 00:42:59,082
‫با هم تو یه تخت میخوابید اهمیت داره

845
00:42:59,083 --> 00:43:00,957
‫جنی داری...
‫بسه دیگه!

846
00:43:00,958 --> 00:43:02,207
‫دیگه نمیخوام چیزی بشنوم

847
00:43:02,208 --> 00:43:03,457
‫میخوای خودت رو بفروشی

848
00:43:03,458 --> 00:43:04,540
‫که تو این کار...
‫که تو این کار حرفه ای هم هستی

849
00:43:04,541 --> 00:43:05,541
‫بفروش

850
00:43:05,542 --> 00:43:11,625
‫ولی من...
‫نمیتونم خودمو ارزون بفروشم

851
00:43:25,958 --> 00:43:29,041
‫با این آهنگ بود که رقصیدن رو یاد گرفتم

852
00:43:31,333 --> 00:43:32,665
‫تو مراسم کوتیلیون
‫:--مراسم رقص دسته جمعی که به مناسبت های مختلف برگذار میشده است--:

853
00:43:35,958 --> 00:43:39,124
‫سیزده سالم بود

854
00:43:39,125 --> 00:43:41,457
‫بیست سانت از قد بلند ترین پسرا بلند تر بودم

855
00:43:41,458 --> 00:43:44,249
‫اوه

856
00:43:44,250 --> 00:43:45,874
‫اونا بهم میگفتن ذرافه

857
00:43:45,875 --> 00:43:48,749
‫آخه فقط بلند نبودم

858
00:43:48,750 --> 00:43:50,582
‫کلی هم جوش داشتم

859
00:43:52,791 --> 00:43:53,957
‫خب،جند تا از پسرا

860
00:43:53,958 --> 00:43:56,290
‫باید نسبت به تو میل میداشتن

861
00:43:56,291 --> 00:43:57,915
‫خب بخشی از آدم

862
00:43:57,916 --> 00:43:59,665
‫همیشه مثل همون دختر ۱۳ ساله باقی میمونه

863
00:43:59,666 --> 00:44:02,165
‫هیچ وقت عاشق پسری شدی؟

864
00:44:02,166 --> 00:44:05,083
‫فکر کنم اره

865
00:44:09,333 --> 00:44:11,790
‫هر چند هیچ کس تا حالا عاشق من نشده

866
00:44:11,791 --> 00:44:16,290
‫حداقل من که چیزی نفهمیدم

867
00:44:16,291 --> 00:44:18,332
‫چند باری با دیگران رابطه داشتم

868
00:44:18,333 --> 00:44:23,207
‫ولی هیچ کس پیشم نموند

869
00:44:23,208 --> 00:44:25,125
‫میدونی،بدون معطلی میرفتن

870
00:44:28,875 --> 00:44:32,874
‫و این همون چیزی ــه که من هیچ وقت تجربش نکردم

871
00:44:32,875 --> 00:44:36,332
‫یه حس نزدیکی مداوم

872
00:44:36,333 --> 00:44:38,999
‫چیزی که تو با بیل داری تجربه میکنی

873
00:44:39,000 --> 00:44:41,374
‫با بیل؟

874
00:44:44,041 --> 00:44:46,333
‫بله با بیل

875
00:44:49,750 --> 00:44:53,290
‫اون عاشق تو ــه

876
00:44:53,291 --> 00:44:56,124
‫خودش که چیزی نگفته

877
00:44:56,125 --> 00:44:59,582
‫ولی تو اینو میدونی

878
00:44:59,583 --> 00:45:02,958
‫همش همینه،درسته؟

879
00:45:20,250 --> 00:45:24,082
‫من بچه هام رو اینجوری میخوابونم

880
00:45:24,083 --> 00:45:27,457
‫این کلمه رو، رو پیشونیشون مینویسم

881
00:45:27,458 --> 00:45:31,583
‫راحت بخوابی

882
00:45:33,458 --> 00:45:35,165
‫کلم بروکلیتو بخور

883
00:45:40,333 --> 00:45:43,874
‫ولی با من بیشتر مثل بازی ــه دوز میمونه
‫:--اشاره به داشتن جوش--:

884
00:45:43,875 --> 00:45:45,790
‫نه

885
00:45:45,791 --> 00:45:48,915
‫بیشتر شبیه ستاره هستن

886
00:45:48,916 --> 00:45:52,124
‫تو جوش های تو میشه صٌوِرفلکی رو دید

887
00:45:52,125 --> 00:45:55,707
‫دب اکبر

888
00:45:55,708 --> 00:45:57,874
‫خرس بزرگ

889
00:45:57,875 --> 00:46:02,582
‫اوه،این هم ملکه ــست

890
00:46:02,583 --> 00:46:05,332
‫با تاجش و ارابه جنگیش

891
00:46:05,333 --> 00:46:06,790
‫ملکه...
‫ملکه نداشتیم که

892
00:46:06,791 --> 00:46:08,082
‫اوه،تو داستانش رو نشنیدی؟

893
00:46:08,083 --> 00:46:09,083
‫نه

894
00:46:09,084 --> 00:46:10,457
‫پرنسسِ جنگجو؟

895
00:46:10,458 --> 00:46:12,916
‫قوی؟و شجاع؟

896
00:46:15,000 --> 00:46:18,874
‫و خیلی قد بلند وزیبا

897
00:46:18,875 --> 00:46:23,624
‫مردای زیادی برای اون خودشونو به کشتن دادن

898
00:46:23,625 --> 00:46:26,040
‫مردای زیادی مردن

899
00:46:27,625 --> 00:46:32,832
‫ولی اون ارزش خودش رو میدونست

900
00:46:32,833 --> 00:46:37,290
‫برای همینه که خیلی بیشتر از بقیه میدرخشه

901
00:46:37,291 --> 00:46:39,958
‫و تو میتونی خیلی راحت پیداش کنی

902
00:47:00,375 --> 00:47:02,999
‫فردا صبح میبینمت

903
00:47:03,000 --> 00:47:06,083
‫اره،فردا صبح

904
00:47:37,416 --> 00:47:39,499
‫اول تو برو

905
00:47:42,625 --> 00:47:45,125
‫اوووه!

906
00:47:48,041 --> 00:47:49,457
‫خوب بود
‫خنده دار بود

907
00:47:49,458 --> 00:47:51,291
‫اره،با حال بود،نه؟

908
00:48:19,875 --> 00:48:23,165
‫دارید چی کار میکنید؟

909
00:48:23,166 --> 00:48:24,707
‫میدونید که نامه های دیگران رو خوندن

910
00:48:24,708 --> 00:48:25,957
‫جرم ایالتی محسوب میشه؟

911
00:48:25,958 --> 00:48:27,832
‫نامه های دیگران رو نمیخوندم داشتم دنبال اسم کورال میگشتم

912
00:48:27,833 --> 00:48:30,207
‫اسم اون رو رو هیچ کدوم از اتاق ها ندیدم

913
00:48:30,208 --> 00:48:32,124
‫با کورال چی کار دارید؟

914
00:48:32,125 --> 00:48:33,540
‫این هم یه تهدید دیگه ـــست؟

915
00:48:33,541 --> 00:48:35,040
‫این که تو دوست پسرشی

916
00:48:35,041 --> 00:48:36,290
‫دلیل نمیشه که...

917
00:48:36,291 --> 00:48:38,249
‫چی،دوست پسر؟
‫کی این رو به شما گفته؟

918
00:48:38,250 --> 00:48:39,790
‫کورال بِهِم گفت

919
00:48:39,791 --> 00:48:43,249
‫من برادرش هستم

920
00:48:43,250 --> 00:48:46,790
‫شما...
‫شما که فامیلیهاتون با هم فرق میکنه

921
00:48:46,791 --> 00:48:48,583
‫ما از پدر جدا هستیم

922
00:48:51,125 --> 00:48:54,124
‫ولی اون..
‫اون گفت که تو...

923
00:48:54,125 --> 00:48:57,666
‫در مورد رابطتون...
‫در مورد..

924
00:49:05,541 --> 00:49:07,874
‫پاتون داره خونریزی میکنه

925
00:49:07,875 --> 00:49:10,375
‫چجوری زخمیش کردید؟

926
00:49:12,250 --> 00:49:14,375
‫میتونم؟

927
00:49:17,625 --> 00:49:19,416
‫اوه

928
00:49:23,625 --> 00:49:26,165
‫من نمیدونم کورال چی بهتون گفته

929
00:49:26,166 --> 00:49:32,708
‫ولی هرچی که گفته
‫نمیتونه درست باشه

930
00:49:40,791 --> 00:49:42,540
‫من خوبم،میتونی دست نگه داری

931
00:49:42,541 --> 00:49:45,625
‫گفتم ب..بسه

932
00:49:47,375 --> 00:49:49,957
‫اینو بده به کورال
‫لطفاً

933
00:49:49,958 --> 00:49:52,540
‫این ذحق کار کردنشه
‫بگیرش

934
00:49:52,541 --> 00:49:54,915
‫لطفاً بگیرش

935
00:49:54,916 --> 00:49:55,750
‫میدونید که چی بهش بگید؟

936
00:49:55,751 --> 00:49:59,165
‫میتونی بهش بگی که اخراج شده

937
00:51:40,916 --> 00:51:42,374
‫لیلیان؟

938
00:51:42,375 --> 00:51:46,250
‫منم
‫یادم رفته بود نامه رو ببرم

939
00:51:55,041 --> 00:51:56,082
‫لیلیان؟

940
00:51:57,333 --> 00:51:59,707
‫لیلیان؟

941
00:51:59,708 --> 00:52:02,541
‫لیلیان.لیلیان!

942
00:52:07,458 --> 00:52:08,624
‫اپراتور

943
00:52:08,625 --> 00:52:10,207
‫بله،سلام
‫یه آمبولانس میخوام

944
00:52:10,208 --> 00:52:12,624
‫دوستم،کلی قرص خواب
‫خ.رده...اٌوِر دوز کرده

945
00:52:12,625 --> 00:52:14,332
‫بله،خانم
‫آدرستون لطفاً

946
00:52:14,333 --> 00:52:17,458
‫آدرس...

947
00:52:23,875 --> 00:52:26,291
‫خانم؟

948
00:52:29,875 --> 00:52:32,375
‫الو؟خانوم؟

949
00:52:55,708 --> 00:53:02,499
‫من هیچ وقت کارم رو اشتباه جلوه نداده بودم

950
00:53:02,500 --> 00:53:03,874
‫هرگز

951
00:53:03,875 --> 00:53:05,040
‫حتی برای سیاست هم که شده این کار رو نکرده بودم

952
00:53:05,041 --> 00:53:07,374
‫بله،شنیدم

953
00:53:07,375 --> 00:53:11,207
‫هیچ چیزی از یه مرد ناامید خطرناکتر نیست

954
00:53:11,208 --> 00:53:16,833
‫من نمیتونم اینجوری ادامه بدم

955
00:53:18,166 --> 00:53:21,290
‫شونزده سال  طول کشید تا از کارهای خیرم دست کشیدم

956
00:53:21,291 --> 00:53:25,624
‫تا بتونم بیمارستان خودم رو بنا کنم...

957
00:53:25,625 --> 00:53:27,207
‫این بیمارستان...

958
00:53:27,208 --> 00:53:29,874
‫تا آخرش فهمیدم که باید

959
00:53:29,875 --> 00:53:34,915
‫تمرکزم رو بدون هیچ ملاحظه ای به کاری که باید بکنم معطوف کنم

960
00:53:34,916 --> 00:53:41,166
‫من دیگه نمیتونم تو هیچ بیمارستانی کار کنم

961
00:53:43,333 --> 00:53:50,250
‫نمیتونم خودم رو با قانونای دیگران محدود کنم

962
00:53:52,708 --> 00:53:55,665
‫خدا میدونه اگر راهم بسته نبود چه کارها که نمیکردم

963
00:53:55,666 --> 00:53:58,290
‫پس بر محدودیت ها غلبه کن

964
00:53:58,291 --> 00:54:03,124
‫بیست و پنج سال تو این شغل بودم

965
00:54:03,125 --> 00:54:04,415
‫تمام عمرم

966
00:54:04,416 --> 00:54:10,082
‫دیگه بچه ای به دنیا نمیارم
‫برتری پزشکیم از بین میره

967
00:54:10,083 --> 00:54:13,874
‫مثل مردن میمونه،و همینطور هم هست

968
00:54:13,875 --> 00:54:18,749
‫پس بذار ببینیم جربزه دو باره متولد شدن رو داری یا نه

969
00:54:18,750 --> 00:54:21,083
‫میخوام دفترت تا فردا صبح خالی شده باشه

970
00:54:45,375 --> 00:54:49,165
‫ببخشید
‫من میخواستم،آه

971
00:54:49,166 --> 00:54:51,125
‫دنبال ویرجینیا میگردید؟

972
00:54:53,750 --> 00:54:56,332
‫شلی دکلین هستم

973
00:54:56,333 --> 00:54:58,499
‫تو کی هستی؟

974
00:54:58,500 --> 00:55:00,499
‫خب
‫فکر میکردم اون باشه که در میزنه

975
00:55:00,500 --> 00:55:02,457
‫گفتم شاید کلیدشو گم کرده یا چیز دیگه

976
00:55:02,458 --> 00:55:04,790
‫تو کی هستی

977
00:55:04,791 --> 00:55:06,624
‫گفتم که

978
00:55:06,625 --> 00:55:09,832
‫تو کی هستی برای ویرجینیا؟

979
00:55:09,833 --> 00:55:12,207
‫خب...معشوقشم

980
00:55:12,208 --> 00:55:14,332
‫من...فکر میکنم که معشوقش باشم

981
00:55:14,333 --> 00:55:16,582
‫قرار بود امشب همدیگرو ببینیم

982
00:55:16,583 --> 00:55:18,582
‫ولی هنوز که خبری ازش نشده

983
00:55:18,583 --> 00:55:20,374
‫نه زنگ زده نه هیچی

984
00:55:20,375 --> 00:55:22,749
‫و تو کلید هم داری

985
00:55:22,750 --> 00:55:25,040
‫پس،خب،باید خیلی وقت باشه که با هم هستید

986
00:55:25,041 --> 00:55:27,665
‫چند ماهی میشه

987
00:55:27,666 --> 00:55:29,165
‫تو لابی هتل پارک پلازا همدیگرو دیدیم

988
00:55:29,166 --> 00:55:31,874
‫تو آخرین راند مبارزه دورل و موور همدیگرو دیدیم

989
00:55:31,875 --> 00:55:37,124
‫اهان،بله
‫اون...اون شب رو یادم میاد

990
00:55:37,125 --> 00:55:39,707
‫در هر حال داشتم رد میشدم

991
00:55:39,708 --> 00:55:41,874
‫من...من...من عذر میخوام
‫و شما کی هستید...؟

992
00:55:41,875 --> 00:55:44,832
‫همکارش هستم

993
00:55:44,833 --> 00:55:47,165
‫خب،ویرجینیا و من
‫خب...با هم کار میکنیم

994
00:55:47,166 --> 00:55:48,249
‫همین

995
00:55:48,250 --> 00:55:50,540
‫میخواید براش پیغام بذارید؟

996
00:55:50,541 --> 00:55:53,040
‫نه

997
00:55:53,041 --> 00:55:55,208
‫چیزی نیست

998
00:57:05,041 --> 00:57:06,875
‫چی شده؟

999
00:57:08,583 --> 00:57:13,290
‫من...

1000
00:57:13,291 --> 00:57:16,457
‫من زیاد حالم خوب نیست

1001
00:57:16,458 --> 00:57:18,583
‫بیل

1002
00:57:18,584 --> 00:57:20,608
‫کاری از جهان زیر نویس
‫مهدی

