‫﻿۱
00:00:02,370 --> 00:00:04,279
‫در این سریال دیده اید

2
00:00:04,280 --> 00:00:06,130
‫روز اوّلی ــه که به کار قبلیم برگشتم

3
00:00:06,168 --> 00:00:09,389
‫تمام چیز هایی که اینجا میبینید متعلق به مسترز و جانسون ــه

4
00:00:09,390 --> 00:00:10,199
‫من کمک جدیدتونم

5
00:00:10,200 --> 00:00:11,399
‫بتی میتونه تو حساب کتاب هم کمک کنه

6
00:00:11,400 --> 00:00:14,050
‫مطمئن نیستم بتونم اجاره این ماه رو کامل بدم

7
00:00:14,088 --> 00:00:15,229
‫تو کامل پرداخت میکنی،فلو

8
00:00:15,230 --> 00:00:17,530
‫خب،داشتم فکر میکردم که من میتونم...
‫یکی از از اون دکتر هایی

9
00:00:17,568 --> 00:00:19,579
‫باشم که اینجا کار میکنن

10
00:00:19,580 --> 00:00:22,729
‫البته در ازای خدماتی که شما به من و خانم هلدن میدید

11
00:00:22,730 --> 00:00:23,749
‫با کورال چی کار دارید؟

12
00:00:23,750 --> 00:00:25,069
‫فقط به این خاطر که دوست پسرِ کورال هستی
‫نمیتونی براش تصمیم..

13
00:00:25,070 --> 00:00:26,180
‫من برادرش هستم

14
00:00:26,940 --> 00:00:28,649
‫میخوام که برگردیم پیش هم

15
00:00:28,650 --> 00:00:30,470
‫من دارم ازدواج میکنم،آستین

16
00:00:30,500 --> 00:00:33,699
‫هممم،باربارا من فکر میکردم که تو و دکتر گریت هاوس با هم

17
00:00:33,700 --> 00:00:35,109
‫یه جور رابطه جنسی...

18
00:00:35,110 --> 00:00:36,149
‫ما همه جوره با هم بودیم

19
00:00:36,150 --> 00:00:37,450
‫فقط...نه به صورت عادی

20
00:00:37,488 --> 00:00:39,458
‫با توجه به این که میخوای تو تحقیق شرکت کنی

21
00:00:39,550 --> 00:00:41,250
‫از رَد کردن من احساس بدی نداشته باشید

22
00:00:41,288 --> 00:00:43,359
‫تو قرار نیست پولی از مادر من قبول کنی

23
00:00:43,360 --> 00:00:44,789
‫من باید به تو کمک میکردم،پسرم

24
00:00:44,790 --> 00:00:46,910
‫نمیتونستم اینکار رو نکنم،دوباره نه

25
00:00:47,040 --> 00:00:49,640
‫میدونستی که بیشتر از یه سالِ که با هم سکس نداشتیم؟

26
00:00:49,678 --> 00:00:52,668
‫من فکر میکنم فشارِ خیلی زیادی رویِ بیل ــه

27
00:00:52,980 --> 00:00:54,459
‫انگار نه انگار

28
00:00:54,460 --> 00:00:56,150
‫چقدر دیگه باید زور بزنم؟

29
00:00:56,175 --> 00:01:00,200
‫کاری دیگر از جهان زیر نویس

30
00:01:48,900 --> 00:01:51,780
‫ریتا هیورث،روث تایلور

31
00:01:52,420 --> 00:01:54,569
‫لانا ترنر،مرلین مونرو...

32
00:01:54,570 --> 00:01:56,019
‫همشون همین کار رو کردن

33
00:01:56,020 --> 00:02:00,420
‫عمل بینی،از بین بردن چین و چروک،کشیدن پوست

34
00:02:00,970 --> 00:02:03,299
‫یعنی چی کشیدن...؟

35
00:02:03,300 --> 00:02:07,060
‫نه بابا، از پایه پوست رو بالا میکشن
‫و دوباره ترمیمش میکنن

36
00:02:07,530 --> 00:02:10,330
‫یادم دوران تحصیل میگفتن که جراحی پلاستیک

37
00:02:10,368 --> 00:02:12,900
‫برای از بین بردن جای بریدگی ها و سوختگی کاربرد داره

38
00:02:13,380 --> 00:02:15,180
‫مردم بالاخره دارن متوجه میشن که

39
00:02:15,450 --> 00:02:17,619
‫اگر با یه قیافه متولد شدی

40
00:02:17,620 --> 00:02:19,320
‫معنیش این نیست که باید همیشه تحملش کنی

41
00:02:19,620 --> 00:02:22,420
‫پزشک مامایی و جراح پلاستیک

42
00:02:23,540 --> 00:02:27,120
‫دو چیزی ــه که دانشگاه روچستر تحویل اجتماع داده

43
00:02:27,540 --> 00:02:29,790
‫تو باید استاد ادبیات میشدی

44
00:02:30,910 --> 00:02:32,670
‫برای ۱۵ دقیقه،اونم شاید

45
00:02:33,760 --> 00:02:35,660
‫هنوزم مثل قبلنا زیاد کتاب میخونی؟

46
00:02:35,698 --> 00:02:37,949
‫کتاب های مِلویل رو تو یه روز،کتاب های تولِستوی رو تو یه هفته؟

47
00:02:37,950 --> 00:02:39,730
‫دیگه اونقدر ها  وقت ندارم

48
00:02:40,360 --> 00:02:43,039
‫خب،دوران تحصیل هم زیاد وقت برا خوندن نداشتی

49
00:02:43,040 --> 00:02:45,250
‫ولی بازم مطالعه میکردی

50
00:02:46,870 --> 00:02:50,220
‫سختی کشیدن بیشتر از هر معلمی به انسان آموزش میده

51
00:02:50,870 --> 00:02:56,700
‫خم میشم،میشکنم
‫ولی اینکار رو برای اینکه بهتر بشم انجام میدم

52
00:02:59,090 --> 00:03:01,160
‫چارلز دیکنز
‫میدونم از کی ــه

53
00:03:01,890 --> 00:03:03,330
‫تو برام نوشته بودیش

54
00:03:05,540 --> 00:03:07,790
‫آخرین نامه ای بود که از تو دریافت کردم

55
00:03:08,740 --> 00:03:10,140
‫هروقت که شما آقایون مایل بودید

56
00:03:10,650 --> 00:03:11,629
‫داری چه کار میکنی؟

57
00:03:11,630 --> 00:03:13,530
‫تو این همه راه از کانزاس سیتی اومدی اینجا

58
00:03:13,568 --> 00:03:14,900
‫به هیچ وجه

59
00:03:14,920 --> 00:03:16,509
‫نه،تو مهمان منی،فرانک

60
00:03:16,510 --> 00:03:17,920
‫تموم شد

61
00:03:23,590 --> 00:03:29,109
‫پورفسور تولان همیشه میگفت وقتی داشته پایان نامه ــش رو ارائه میداده

62
00:03:29,110 --> 00:03:31,150
‫تو سختگیر ترین آدم اونجا بودی

63
00:03:31,680 --> 00:03:33,569
‫میبینم که هنوز هم چیزی عوض نشده

64
00:03:33,570 --> 00:03:35,970
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم،جدی میگم

65
00:03:37,200 --> 00:03:39,300
‫تو که فکر نمیکنی من شش ساعت ونیم رانندگی کردم که

66
00:03:39,338 --> 00:03:41,918
‫بیام در مورد دماق عملیِ مرلین مونرو حرف بزنم،نه؟

67
00:03:43,500 --> 00:03:45,170
‫نمیدونم شنیدی یا نه

68
00:03:45,260 --> 00:03:49,209
‫ولی بعد یه عمر مجردی و عیاشی

69
00:03:49,210 --> 00:03:50,790
‫آخر دٌم به تله دادم

70
00:03:51,040 --> 00:03:52,060
‫میدونم

71
00:03:53,390 --> 00:03:55,250
‫کلاغه خبر آورد

72
00:03:56,740 --> 00:03:57,559
‫کلاغه

73
00:03:57,560 --> 00:03:59,130
‫تبریک میگم

74
00:04:00,100 --> 00:04:01,860
‫از وقتی که ازدواج کردیم

75
00:04:01,920 --> 00:04:03,999
‫اولین کاری که کردم دفترم رو مرتب کردم

76
00:04:04,000 --> 00:04:05,820
‫تبدیلش کردم به اتاق بچه

77
00:04:06,140 --> 00:04:09,150
‫پاولین و من خیلی سعی کردیم

78
00:04:09,260 --> 00:04:12,640
‫ولی بعد از یک سال دیگه
‫دیگه داره باعث نگرانیم میشه

79
00:04:14,070 --> 00:04:15,790
‫امیدوارم که تو بتونی کمکمون کنی

80
00:04:17,490 --> 00:04:18,730
‫من....

81
00:04:18,900 --> 00:04:23,039
‫یه چند تا متخصص زایمان خیلی خوب تو کانزاس سیتی میشناسم

82
00:04:23,040 --> 00:04:26,960
‫اگر بخوای میتونم خیلی راحت با تلفن توصیه ــتو بهشون بکنم

83
00:04:28,140 --> 00:04:30,190
‫چرا باید کارمو به یه غریبه تو کانزاس سیتی بسپرم

84
00:04:30,228 --> 00:04:31,410
‫وقتی که اینجا نشستم

85
00:04:31,500 --> 00:04:34,410
‫و دارم با بهترین متخصص زایمان تو کلّ غرب حرف میزنم؟

86
00:04:39,060 --> 00:04:43,529
‫خب،ما ۱۲۶ نمونه رو به خاطر اینکه نا کارآمد بودن از تحقیق خلع کردیم

87
00:04:43,530 --> 00:04:45,559
‫تقریباً یک سوّم از نمونه ها میشن

88
00:04:45,560 --> 00:04:47,259
‫در آینده میتونیم یه بخش از کارمون رو به

89
00:04:47,260 --> 00:04:49,099
‫نمونه هایی که نا کارآمدی دارن اختصاص بدیم

90
00:04:49,100 --> 00:04:51,059
‫از اون به بعد میتونیم براشون پرونده تشکیل بدیم

91
00:04:51,060 --> 00:04:53,750
‫یا از همین الان

92
00:04:56,980 --> 00:04:59,359
‫اِم-۲۵-۱۰۶-اِن وی

93
00:04:59,360 --> 00:05:01,369
‫مادر جنده،بلند شو دیگه

94
00:05:01,370 --> 00:05:02,570
‫سستیِ آلت

95
00:05:03,630 --> 00:05:06,579
‫اِف-۳۴-۲۱-اِن وی
‫مقاربت دردناک

96
00:05:06,580 --> 00:05:08,680
‫باید احساس چاقو خوردن داشته باشم؟

97
00:05:11,590 --> 00:05:16,059
‫اِم-۲۸-۳۶۴-اِن وی
‫نا توانی در دفع منی

98
00:05:16,060 --> 00:05:17,910
‫نمیخواد به خاطر من جلوی خودت رو بگیری

99
00:05:18,170 --> 00:05:19,170
‫اِن وی؟

100
00:05:19,300 --> 00:05:20,630
‫نا موفق

101
00:05:21,920 --> 00:05:23,060
‫تو همشون رو نگه داشتی

102
00:05:23,840 --> 00:05:24,800
‫چرا؟

103
00:05:25,820 --> 00:05:27,459
‫خب،اگر اونقدر شجاعت داشتن که بیا جلو

104
00:05:27,460 --> 00:05:29,910
‫ما حداقل باید این شهامتشون رو یه جایی ثبت کنیم

105
00:05:29,948 --> 00:05:30,958
‫اینطور فکر نمیکنی؟

106
00:05:42,360 --> 00:05:44,880
‫شما با انگشتاتون جادو میکنید

107
00:05:45,820 --> 00:05:48,020
‫خب،چی باعث شد که امروز شما به اینجا بیاید،خانم پکر؟

108
00:05:48,058 --> 00:05:49,969
‫تمام غضروف های پاهام کاملاً از بین رفتن

109
00:05:49,970 --> 00:05:52,299
‫سرِ کار مثل یه بچه فلج لنگ لنگان از پله ها میرم بالا

110
00:05:52,300 --> 00:05:54,319
‫دختری که تو اون ساختمون کار میکنه،ویرجینیا جانسون

111
00:05:54,320 --> 00:05:55,170
‫منو که تو اون حال دید،گفت

112
00:05:55,208 --> 00:05:58,069
‫فلو،تو به دکتر لانگهام نیاز داری
‫همین الان هم باید بری پیشش

113
00:05:58,070 --> 00:05:59,629
‫اوه،پس ویرجینیا شما رو فرستاده

114
00:05:59,630 --> 00:06:00,919
‫اره،اتاق های ما کنارِ هم ــه

115
00:06:00,920 --> 00:06:02,040
‫کال -او -متریک که شنیدین؟

116
00:06:02,050 --> 00:06:04,059
‫نه شوخی میکنید؟همسر من هم...

117
00:06:04,060 --> 00:06:06,989
‫اوه،همسر قبلیِ من هم اون قرصها رو میفروخت

118
00:06:06,990 --> 00:06:09,970
‫اوه،میدونم،من رییسش بودم

119
00:06:10,050 --> 00:06:13,840
‫همون داستان همیشگی که همیشه باید در مورد همسر الیسا لانگهام میشنیدم

120
00:06:14,070 --> 00:06:17,390
‫شما دکتر اورتوپد شیطونی بودید
‫دکتر لانگهام

121
00:06:19,330 --> 00:06:21,580
‫خب، با توجه به شرایطی که دارید،خانم پکر

122
00:06:21,618 --> 00:06:24,610
‫فکر میکنم که شما شدیداً به عمل جراحی نیاز دارید

123
00:06:24,660 --> 00:06:26,510
‫اوه،من نمیتونم منتظر جراحی بمونم

124
00:06:26,680 --> 00:06:28,580
‫این هفته کنفرانس فروش سالانمونه

125
00:06:28,618 --> 00:06:32,018
‫نمیخوام مثل گوژپشت روتردام این ور اونور برم

126
00:06:32,530 --> 00:06:34,520
‫من بهتون تست تراکم استخوانی رو سفارش میکنم

127
00:06:35,590 --> 00:06:38,670
‫در دراز مدت هم پیشنهاد میکنم که وزنتون رو پایین بیارید

128
00:06:38,800 --> 00:06:41,200
‫شما فشار زیادی رو به پاهاتون وارد میکنید

129
00:06:41,238 --> 00:06:43,848
‫بعضی از مردها زنهای چاق رو دوست دارن

130
00:06:44,020 --> 00:06:45,020
‫شما چی؟

131
00:06:46,730 --> 00:06:49,480
‫برخلاف اون چیزی که شنیدید خانم پکر

132
00:06:49,630 --> 00:06:53,579
‫رابطه من با بیمارانم شدیداً حرفه ای ــه

133
00:06:53,580 --> 00:06:54,490
‫البته

134
00:06:56,060 --> 00:06:58,219
‫ولی در هر حال نمیتونم اینو در نظر نداشته باشم که

135
00:06:58,220 --> 00:07:01,179
‫اگر پنجاه کیلو وزنم رو کم میکردم
‫و ۱۰ سال جوانتر میشدم

136
00:07:01,180 --> 00:07:03,250
‫ممکن بود رفتارتون با من فرق کنه

137
00:07:04,290 --> 00:07:07,490
‫ببینید من در گذشته تصمیمات خیلی احمقانه ای گرفتم...

138
00:07:07,650 --> 00:07:11,050
‫تصمیماتی که باعث شده اینجا در بیمارستان احساس راحتی نداشته باشم

139
00:07:11,360 --> 00:07:14,419
‫تمام دو سال قبل رو برای ارتقاء شغلی تلاش کردم

140
00:07:14,420 --> 00:07:18,049
‫و دیگه کار به جایی رسیده که همکارانم من رو دٌن خطاب میکنن

141
00:07:18,050 --> 00:07:19,749
‫مثل دن خوان

142
00:07:19,750 --> 00:07:21,929
‫بذارید رک بگم،من میتونم کاری کنم که هرکس از اون در میاد تو

143
00:07:21,930 --> 00:07:24,859
‫دیگه اینجا برنگرده
‫به جاش کارمون رو یه جای دیگه ادامه بدیم

144
00:07:24,860 --> 00:07:25,809
‫یه جای جدید

145
00:07:25,810 --> 00:07:28,319
‫ولی همینجور که میبینید قرار نیست این اتفاق بیفته

146
00:07:28,320 --> 00:07:31,260
‫بهترین چیز برای من اینه که...

147
00:07:32,370 --> 00:07:33,680
‫خودم رو از مشکلات دور نگه دارم

148
00:07:34,450 --> 00:07:35,959
‫پس،اه،اگر براتون مسأله ای نیست

149
00:07:35,960 --> 00:07:39,750
‫از پرستار میخوام که شما رو برای تست استخوان آماده کنه

150
00:07:40,810 --> 00:07:41,930
‫پرستار

151
00:07:51,150 --> 00:07:53,220
‫خب حالا که حواستون به منه...

152
00:07:58,650 --> 00:08:00,989
‫فکر میکنم بخواید اینو بدونید که...

153
00:08:00,990 --> 00:08:02,560
‫ما مورد حسابرسی مالیاتی قرار گرفتیم

154
00:08:05,260 --> 00:08:09,360
‫اداره مالیات ۴۰۰۰ دلار میخواد
‫و کاملاً هم به این پول علاقه نشون داده

155
00:08:12,200 --> 00:08:13,950
‫تو که میگفتی ما معاف از مالیات هستیم

156
00:08:13,988 --> 00:08:17,299
‫نه،من گفتم شرکت هایی که برای دریافت شرایط ۵۰۱ اقدام کنن

157
00:08:17,300 --> 00:08:19,999
‫و اون رو به دست بیارن

158
00:08:20,000 --> 00:08:23,429
‫و ثابت بشه که شرایط رو دارن از مالیات معاف میشن
‫:--به حالتی که شرکت زیان ده باشه ۵۰۱ میگن--:

159
00:08:23,430 --> 00:08:24,480
‫نتونستی اینکار رو بکنی؟

160
00:08:24,880 --> 00:08:27,860
‫نه، چرا که برای اینکار

161
00:08:27,870 --> 00:08:29,989
‫میبایست یک هییت امنای متعهد داشته باشید

162
00:08:29,990 --> 00:08:31,540
‫همونجور که دو ماه پیش بهتون گفتم

163
00:08:31,578 --> 00:08:32,698
‫دارم روش کار میکنم

164
00:08:34,440 --> 00:08:38,250
‫لیبی و من امشب یه قرارِ شام با سَم دانکن داریم

165
00:08:38,500 --> 00:08:40,419
‫قصدم اینه که قانعش کن به ما بپیونده

166
00:08:40,420 --> 00:08:42,600
‫اگر بتونم رییس پلیس رو به هییت امنا اضافه کنیم

167
00:08:43,100 --> 00:08:44,400
‫بقیه هم خواهند اومد

168
00:08:45,580 --> 00:08:47,370
‫تو قصد داری برای اینکار قانعش کنی؟

169
00:08:48,850 --> 00:08:49,870
‫چرا که نه؟

170
00:08:51,800 --> 00:08:53,649
‫ویرجینیا؟
‫بله؟

171
00:08:53,650 --> 00:08:55,830
‫برای امشب برنامه خاصی نداری؟

172
00:08:56,890 --> 00:08:58,409
‫هنوز که نه

173
00:08:58,410 --> 00:09:00,060
‫خب،الان دیگه داری

174
00:09:05,630 --> 00:09:09,440
‫نمونه ها مجرد هستند و به صورت غیر ارادی با هم زوج شدن

175
00:09:17,320 --> 00:09:19,149
‫تیره تر شدن نوک پستان

176
00:09:19,150 --> 00:09:22,939
‫داشتم به این فکر میکردم که امکان داره که

177
00:09:22,940 --> 00:09:25,350
‫هر ناتوانی ــی نمونه زنانه و مردانه داشته باشه؟

178
00:09:26,780 --> 00:09:27,670
‫یعنی؟

179
00:09:28,080 --> 00:09:30,899
‫یعنی یه هم آغوشیِ نرمال رو ببین

180
00:09:30,900 --> 00:09:33,239
‫همه چیز با هم توازن و برابری داره

181
00:09:33,240 --> 00:09:36,389
‫بزرگ شدن و انبساط بیضه ها در مرد
‫و پٌف کردن فَرَج در زن

182
00:09:36,390 --> 00:09:38,860
‫پس میشه برعکسش هم اتفاق بیفته؟

183
00:09:39,220 --> 00:09:42,720
‫انقباض مهبل هم میتونه نمونه متناسب با ناتوانیِ جنسی باشه

184
00:09:43,180 --> 00:09:44,219
‫خب،ناتوانی در مردان

185
00:09:44,220 --> 00:09:47,390
‫درصد خیلی بیشتری از انقباض مهبل در زنان رو به خودش اختصاص داده

186
00:09:47,750 --> 00:09:50,910
‫کینسی اینطور ثبت کرده که بیش از ۲۷٪ مردان
‫:--کینسی:محققی که پایه های رایطه جنسی را به دست آورد--:

187
00:09:51,030 --> 00:09:52,880
‫تواناییِ رسیدن به نعوظ رو ندارن

188
00:09:52,881 --> 00:09:54,181
‫که خیلی طولانی شرحش داده

189
00:09:54,219 --> 00:09:57,369
‫ولی ویلیام اسکتل این عدد رو تا ۵۰ هم بالا برده

190
00:09:57,370 --> 00:09:59,550
‫تو تحقیق های دیگه رو هم مطالعه میکنی؟

191
00:10:00,320 --> 00:10:02,840
‫خب،فقط تحقیق های پیش پا افتاده رو

192
00:10:03,550 --> 00:10:05,419
‫هممم....داشتم با خودم میگفتم که

193
00:10:05,420 --> 00:10:07,849
‫اگر بشه برای فردا چند ساعتی رو بیشتر

194
00:10:07,850 --> 00:10:09,250
‫برای نهار بِهِم استراحت بدید

195
00:10:09,288 --> 00:10:10,898
‫خب،مراسم...

196
00:10:11,410 --> 00:10:13,160
‫خاکسپاریِ پدرم ــه

197
00:10:16,210 --> 00:10:18,540
‫اوه،متأسفم،لستر

198
00:10:19,070 --> 00:10:21,440
‫اوه،البته...هر چقدر که میخوای میتونی دیر بیای

199
00:10:21,450 --> 00:10:23,850
‫در واقع میخوام امروز هم یه کم زودتر برم

200
00:10:23,888 --> 00:10:25,949
‫میخوام ستایش نامه مراسم ختم رو بنویسم

201
00:10:25,950 --> 00:10:27,600
‫تمام شب رو داشتم روش کار میکردم

202
00:10:27,638 --> 00:10:29,338
‫ولی کاری از پیش نبردم

203
00:10:29,620 --> 00:10:32,119
‫چرا اول جلوی ما امتحانش نمیکنی؟

204
00:10:32,120 --> 00:10:33,120
‫واقعاً؟

205
00:10:34,180 --> 00:10:37,110
‫فکر میکنم اولش باید یه مقدار توضیح بدم

206
00:10:42,440 --> 00:10:44,389
‫پدر من زندگی بلند و شادی داشت

207
00:10:44,390 --> 00:10:47,820
‫او یک وکیل بودو خانوادش رو خیلی دوست داشت

208
00:10:49,320 --> 00:10:50,970
‫همش همینه

209
00:10:52,240 --> 00:10:54,050
‫این یه شروع خیلی عالی بود

210
00:10:55,240 --> 00:10:59,829
‫و شاید بهتر باشه که بقیه ــش یه مقدار واقعی تر باشه

211
00:10:59,830 --> 00:11:02,209
‫اگه یه مقدار تلاش کنی،نمیدونم

212
00:11:02,210 --> 00:11:03,949
‫شاید یه ذره از تصویر هم بتونی استفاده کنی

213
00:11:03,950 --> 00:11:06,950
‫مثلاً برادر زاده من از یه نمایش تصویری برای عروسیش استفاده کردم

214
00:11:07,170 --> 00:11:09,620
‫اگر بخوام صادقانه بگم اصلاً خوب نشده بود

215
00:11:09,658 --> 00:11:13,678
‫ولی برای تو،میتونه بی نظیر باشه

216
00:11:16,330 --> 00:11:17,460
‫ارضای جنسی

217
00:11:25,890 --> 00:11:27,110
‫از عصبی بودنه؟

218
00:11:27,580 --> 00:11:28,860
‫از تشنگی ــه

219
00:11:30,520 --> 00:11:33,740
‫پنج دلار برای پیش غذا؟مگه سَرِ گردنست

220
00:11:33,840 --> 00:11:36,340
‫اگر امشب همه چیز خوب پیش بره
‫ارزشش رو داره

221
00:11:36,560 --> 00:11:38,989
‫من هنوزم نمیفهمم تو به هییت امنا چه احتیاجی داری

222
00:11:38,990 --> 00:11:40,019
‫وقتی برای خرید میری سوپر مارکت

223
00:11:40,020 --> 00:11:42,169
‫چرا سوپ های شرکت کمپل....رو میخری؟

224
00:11:42,170 --> 00:11:43,389
‫چرا یه مارک دیگه رو امتحان نمیکنی؟

225
00:11:43,390 --> 00:11:44,779
‫خب،میدونم که کمپل جنسش خوبه

226
00:11:44,780 --> 00:11:46,290
‫تو به اون اسم ،به اون برند اعتماد داری

227
00:11:46,480 --> 00:11:48,130
‫این دقیقاً همون چیزی ــه که هییت اْمنا هست

228
00:11:48,168 --> 00:11:48,920
‫با هم یه مجموعه ــست

229
00:11:49,200 --> 00:11:50,489
‫و اگر این مجموعه خوب جمع بشه

230
00:11:50,490 --> 00:11:52,390
‫به ما این اجازه رو میده که از معافیت مالیاتی استفاده کنیم

231
00:11:52,400 --> 00:11:54,799
‫در اون صورت میتونیم از شرّ مالیاتمون
‫خیلی سریع راحت بشیم

232
00:11:54,800 --> 00:11:56,130
‫برات مالیات بْریدن؟

233
00:11:58,780 --> 00:11:59,920
‫بیا اومدن

234
00:12:02,790 --> 00:12:04,990
‫کارولین داره خودشو به کشتن میده تا

235
00:12:05,000 --> 00:12:06,450
‫به برنامه رقص مخفیانه برسه
‫:--نوعی مجلس رقص بالماسکه که هر یاله در ایالت میسوری برگذار میشود--:

236
00:12:06,488 --> 00:12:07,800
‫مسأله اینه که،تحقیق ما

237
00:12:08,210 --> 00:12:10,329
‫فقط به سکس محدود نمیشه

238
00:12:10,330 --> 00:12:12,730
‫شما میدونید اولین دلیل طلاق هایی که

239
00:12:12,768 --> 00:12:14,608
‫تو میسوری اتفاق میفته چیه؟

240
00:12:15,150 --> 00:12:17,760
‫نارضایتی از رابطه جنسی

241
00:12:17,970 --> 00:12:20,749
‫و اطمینان دارم اینو میدونید که
‫بچه های طلاق

242
00:12:20,750 --> 00:12:23,789
‫ده برابر گرایششون بله جرم و حنایت بیشترـــه

243
00:12:23,790 --> 00:12:26,319
‫یه جمله هشدار دهنده عالی با توازن مناسب

244
00:12:26,320 --> 00:12:29,959
‫اگر ما حتی بتونیم یک کودک رو از بلای طلاق نجات بدیم...

245
00:12:29,960 --> 00:12:31,950
‫بعد از اونه که میتونیم حس کنیم سهم خودمون

246
00:12:32,250 --> 00:12:33,649
‫در مقابله با جرم و جنایت رو انجام دادیم

247
00:12:33,650 --> 00:12:35,349
‫پس،تمام داوطلبانتون از

248
00:12:35,350 --> 00:12:36,930
‫زوج های متأهل انتخاب میشن؟

249
00:12:38,600 --> 00:12:39,680
‫البته

250
00:12:43,030 --> 00:12:44,420
‫نمیدونم

251
00:12:44,430 --> 00:12:47,470
‫نمیتونم خودم رو بالا سر همچین کاری تصور کنم

252
00:12:48,430 --> 00:12:50,260
‫باید در موردش فکر کنم

253
00:12:51,200 --> 00:12:52,790
‫میدونید دارم به چی فکر میکنم؟

254
00:12:52,800 --> 00:12:54,350
‫فکر میکنم میتونیم با هم دیگه

255
00:12:54,360 --> 00:12:56,629
‫روز جمعه تو اون مراسم سر یه میز بشینیم

256
00:12:56,630 --> 00:12:58,380
‫خانم دانکن بهتون نگفتن که

257
00:12:58,418 --> 00:13:00,718
‫مسئولیت کمیته رهبری رو بر عهده دارن؟

258
00:13:01,030 --> 00:13:03,999
‫خب،درستش اینه که با این شرایط اقتصادی

259
00:13:04,000 --> 00:13:06,019
‫اگر روز جمعه نتونیم حامیان جدیدی پیدا کنیم

260
00:13:06,020 --> 00:13:08,509
‫مجبور خواهیم بود که تصمیمات مخربی بگیریم

261
00:13:08,510 --> 00:13:10,449
‫خب،اگر شما دنبال کسی میگردید که کمک کنه

262
00:13:10,450 --> 00:13:12,209
‫من خیلی خوشحال میشم که کمکتون کنم

263
00:13:12,210 --> 00:13:14,630
‫نگاهش کن،پشت سر هم ایده های خوب میده

264
00:13:14,670 --> 00:13:16,349
‫نمیخوام چیزی رو ب شما تحمیل کنم،ولی...

265
00:13:16,350 --> 00:13:17,779
‫دلیلی که آوردی به اندازه کافی خوبه،لیب

266
00:13:17,780 --> 00:13:19,169
‫البته که هست

267
00:13:19,170 --> 00:13:21,900
‫خب،ویرجینیا تو هم باید بیای

268
00:13:23,560 --> 00:13:25,999
‫من همیشه خیلی در مورد این مراسم کنجکاو بودم

269
00:13:26,000 --> 00:13:28,710
‫با اون آرایش ها و ماسکهای عجیب غریب

270
00:13:29,090 --> 00:13:31,520
‫خب،تو با من و بیل میای

271
00:13:31,530 --> 00:13:33,069
‫مثل سه تفنگدار با هم میریم

272
00:13:33,070 --> 00:13:34,360
‫حرف نداره!

273
00:13:40,690 --> 00:13:43,100
‫خب،من خیلی سعی کردم...

274
00:13:44,000 --> 00:13:46,300
‫بتونم تو تقویم یه جای خالی پیدا کنم

275
00:13:46,338 --> 00:13:49,408
‫ولی تمام وقت ملاقاتهای معمول
‫کاملاً پر شده بودن

276
00:13:49,560 --> 00:13:51,560
‫ما برامون مسأله ای نیست که صبح کله سحر بیدار شیم

277
00:13:51,598 --> 00:13:52,298
‫اره

278
00:13:52,300 --> 00:13:56,520
‫همکار های من معمولاً وقتی که دفتر رو باز میکنن
‫چراغها رو هم روشن میکنن

279
00:14:00,320 --> 00:14:02,250
‫خب،از اینور....

280
00:14:02,980 --> 00:14:05,789
‫افتخار خیلی بزرگی ــه که بالاخره شما رو دیدم

281
00:14:05,790 --> 00:14:08,390
‫هرچند حس میکنم که خیلی وقته شما رو میشناسم،جدی میگم

282
00:14:08,428 --> 00:14:09,929
‫فرانسیس همه چیز رو در مورد

283
00:14:09,930 --> 00:14:11,839
‫مشکلاتی که شما دو نفر باهم داشتید برام گفته

284
00:14:11,840 --> 00:14:15,119
‫خب،بیل همیشه از من خیلی خوش رفتار تر بود

285
00:14:15,120 --> 00:14:16,970
‫همه از تو خوش رفتار تر بودن

286
00:14:19,570 --> 00:14:22,459
‫اونایی که اونو از قبل میشناختن
‫همیشه بِهِم میگفتن

287
00:14:22,460 --> 00:14:25,230
‫چجوری تونستی کاری کنی که این جونور  از اینور اونور پلکیدن

288
00:14:25,240 --> 00:14:26,820
‫دست بکشه و به جاش باهات ازدواج کنه؟

289
00:14:26,860 --> 00:14:28,580
‫کار واقعاً برجسته وتأثیر گذاری ــه

290
00:14:30,870 --> 00:14:32,429
‫وقتی که

291
00:14:32,430 --> 00:14:35,180
‫فرمهای،هممم،پذیرش رو پر کردید

292
00:14:36,040 --> 00:14:39,150
‫من از خون شما،ادرارتون

293
00:14:39,170 --> 00:14:42,300
‫والبته منی تون برای آزمایش نمونه میگیرم

294
00:14:43,170 --> 00:14:44,760
‫سوالی هست؟

295
00:14:47,340 --> 00:14:49,000
‫پاولین و من از این میترسیدیم که

296
00:14:49,230 --> 00:14:53,520
‫نکنه مشکلی که برای ما پیش اومده

297
00:14:53,640 --> 00:14:56,540
‫ارتباطی به بیماری ــی که من داشتم داره؟

298
00:15:00,040 --> 00:15:01,690
‫اعتیادم به الکل

299
00:15:03,270 --> 00:15:04,610
‫اعتیادت...

300
00:15:05,270 --> 00:15:06,900
‫فکر میکردم میدونی

301
00:15:07,310 --> 00:15:08,900
‫بالاخره کلاغ ها خبر رسونن

302
00:15:08,960 --> 00:15:13,180
‫فرانسیس تو یه سال گذشته یه قطره هم نخورده

303
00:15:16,030 --> 00:15:19,120
‫فکر نمیکنم مشروب خوردن در گذشته

304
00:15:19,130 --> 00:15:23,530
‫تأثیر چندانی بر روی انعقاد نطفه داشته

305
00:15:25,480 --> 00:15:28,910
‫خب،نمیتونم بگم چقدر از شنیدن این حرف حس خوبی دارم،بیل

306
00:15:43,500 --> 00:15:45,290
‫شرمنده،درگیر یکی از مریض هام بودم

307
00:15:47,530 --> 00:15:50,740
‫فکر نمیکردم کسی قبل از ساعت۱۰ وقت گرفته باشه

308
00:15:52,040 --> 00:15:53,230
‫از کجا باید شروع کنیم؟

309
00:15:55,130 --> 00:15:59,799
‫همم،خب ناتوانی مردان،انقباض مهبل

310
00:15:59,800 --> 00:16:02,540
‫مقاربت دردناک برای زنان و برای مردان

311
00:16:03,870 --> 00:16:06,119
‫خب،مثل اینکه حجم کارمون خیلی بالاست

312
00:16:06,120 --> 00:16:07,869
‫تصور میکنم اگر از جایی شروع کنیم که

313
00:16:07,870 --> 00:16:10,480
‫بیشترین تفاوتها هست میتونیم به نتایج بهتری برسیم

314
00:16:11,230 --> 00:16:13,260
‫ناتوانی مردان ایناهاش

315
00:16:14,020 --> 00:16:16,620
‫میتونیم از بررسیِ پرسشنامه ها شروع کنیم

316
00:16:16,658 --> 00:16:18,090
‫دنبال الگوی خاصی بگردیم

317
00:16:18,100 --> 00:16:21,939
‫گذشته های مشابه
‫مشکلات غیر طبیعی ــه جسمی

318
00:16:21,940 --> 00:16:24,170
‫من فکر میکنم بیشتر باید روی داده هایی که

319
00:16:24,320 --> 00:16:27,180
‫از لحاظ تجربی به دست آوردیم تمرکز کنیم

320
00:16:27,230 --> 00:16:29,830
‫پیشینه های جنسی فقط به درد تعریف کردن میخورن

321
00:16:29,868 --> 00:16:33,300
‫درسته،ولی داده های ما هم خودش بخشی از یه داستان هستن

322
00:16:33,310 --> 00:16:35,239
‫ولی ما داستان تعریف نمیکنیم

323
00:16:35,240 --> 00:16:38,710
‫ما باید روشهای عملی ــی رو ابداع کنیم که بشه این مردان رو درمان کرد

324
00:16:44,650 --> 00:16:48,379
‫با مقایسه بخشی از تکنیک هایی شروع میکنیم

325
00:16:48,380 --> 00:16:52,390
‫که تأثیرگذاریشون ثابت شده

326
00:16:55,090 --> 00:16:57,120
‫بتی میتونه شروع خوبی برای اینکار باشه

327
00:16:59,080 --> 00:17:01,689
‫اگر راننده تاکسی باشه،چیزی که گیرت میاد انعام ــه

328
00:17:01,690 --> 00:17:04,089
‫اگر پست چی باشی،سگها دنبالت میفتن,

329
00:17:04,090 --> 00:17:06,989
‫واگر فاحشه باش،این چیزا برات میمونه

330
00:17:06,990 --> 00:17:10,609
‫هیچ روش خاصی بود که به نظرت برای درمان کارآمد باشه؟

331
00:17:10,610 --> 00:17:12,209
‫دست،دهن،میدونید که

332
00:17:12,210 --> 00:17:13,159
‫هر چیزی که به کار بیاد

333
00:17:13,160 --> 00:17:16,210
‫به عبارت دیگه هر چقدر بهتر عمل میکردی نتیجه ــش بهتر بود؟

334
00:17:16,248 --> 00:17:17,560
‫ولی بعضی وقت ها هم اینجوری نبود

335
00:17:17,750 --> 00:17:19,519
‫بعضی وقتا مجبور میشدم به یه سری ها

336
00:17:19,520 --> 00:17:22,919
‫یه معجون ویژه از هندوستان بدم

337
00:17:22,920 --> 00:17:24,720
‫از همون لحظه اول  گرماش رو حس میکرد

338
00:17:24,758 --> 00:17:26,659
‫بهشون میگفتم:مطمئنی میخوای بخوریش؟

339
00:17:26,660 --> 00:17:28,060
‫اگر خیلی زیاد بخوری

340
00:17:28,098 --> 00:17:30,089
‫کیرت برای همیشه راست میمونه

341
00:17:30,090 --> 00:17:31,880
‫از چی درست میشد؟

342
00:17:32,210 --> 00:17:34,280
‫عرق نیشکر و فلفل قرمز

343
00:17:35,520 --> 00:17:37,850
‫اگر کاری کنی که این باور کنه

344
00:17:38,020 --> 00:17:40,200
‫میتونی مطمئن بشی که این یکی هم باور کرده

345
00:17:40,440 --> 00:17:41,540
‫تأثیر ذهنی

346
00:17:41,800 --> 00:17:44,369
‫ما بهش میگفتیم مشت ساک زن ها

347
00:17:44,370 --> 00:17:45,570
‫و اگر که کار نمیکرد

348
00:17:45,571 --> 00:17:47,621
‫کلی پمپ مکنده برای آلت اونجا داشتیم

349
00:17:47,659 --> 00:17:49,409
‫ولی،اوف،خیلی درد داشت

350
00:17:49,410 --> 00:17:51,610
‫باعث میشد دستت برای چند روز درد داشته باشه

351
00:17:51,648 --> 00:17:55,500
‫درستش اینه که،این فقط یه مشکل جسمی نیست

352
00:17:55,760 --> 00:17:58,249
‫یه بار که با گوردون گارت تو صندلی عقب ماشینش بودیم

353
00:17:58,250 --> 00:17:59,930
‫دوست دوران دبیرستانم

354
00:18:00,040 --> 00:18:03,769
‫اون هیچ وقت تو هیچ حالتی کم نمیآورد

355
00:18:03,770 --> 00:18:06,749
‫ولی اون شب به خصوص
‫دستمال گردن مادرش رو تو ماشین پیدا کرد

356
00:18:06,750 --> 00:18:10,390
‫که بین دو تا صندلی مچاله شده بود
‫و بوی مادرش رو میداد

357
00:18:10,650 --> 00:18:12,710
‫و این باعث شد دیگه آلتش بخوابه

358
00:18:13,150 --> 00:18:14,610
‫دقیقاً

359
00:18:14,650 --> 00:18:17,960
‫بیشتر اوقات ذهن آدم باعث میشه نشه

360
00:18:18,080 --> 00:18:20,080
‫میدونی،ادم نسبت به خودش حس بدی داره

361
00:18:20,081 --> 00:18:22,470
‫نسبت به مادرش یا همسرش حس گناه کاری داره

362
00:18:22,471 --> 00:18:25,419
‫یا یه کاری با حیوانات مزرعه داشته،حالا هر چیزی

363
00:18:25,420 --> 00:18:27,969
‫ولی همیشه مشکلی که به خاطر اینا اتفاق میفته یه چیزه...

364
00:18:27,970 --> 00:18:29,129
‫چجوری بلندش کنم

365
00:18:29,130 --> 00:18:32,010
‫تا کارش تموم بشه،پولش رو بده و بره

366
00:18:35,120 --> 00:18:37,749
‫حالا که داریم صحبت بیماران خوشبختمون رو میکنیم

367
00:18:37,750 --> 00:18:39,340
‫این پرونده ها چیه که گذاشتی رو میز من؟

368
00:18:39,610 --> 00:18:41,830
‫برای خانواده میسون ــه

369
00:18:41,840 --> 00:18:44,439
‫بیماران جدید ناباروریم
‫امروز صبح ویزیتشون کردم

370
00:18:44,440 --> 00:18:45,479
‫صبح خیلی زود

371
00:18:45,480 --> 00:18:47,879
‫آقای میسون فقط برای ساعت۷ وقت آزاد داشت

372
00:18:47,880 --> 00:18:49,230
‫ولی من تو لیست ندیدمشون...

373
00:18:49,268 --> 00:18:52,318
‫ازت میخوام که نمونه هاشون رو به آزمایشگاه ببری

374
00:18:52,360 --> 00:18:54,260
‫هیچ میدونی خرج اینکار چقدر میشه؟

375
00:18:54,298 --> 00:18:56,118
‫برام مهم نیست چقدر خرج برمیداره

376
00:18:56,410 --> 00:18:58,050
‫فقط انجامش بده لطفاً

377
00:19:04,020 --> 00:19:06,130
‫آیا از کار روز مره خسته شدید؟

378
00:19:06,490 --> 00:19:08,900
‫آیا بیش از حد میخورید؟

379
00:19:09,810 --> 00:19:13,310
‫آیا همسر شما چشم هاشو به تلویزیون دوخته

380
00:19:13,490 --> 00:19:15,480
‫وقتی که شما وارد اتاق میشید؟

381
00:19:16,010 --> 00:19:17,200
‫فهمیدی میخوام چی کار کنم

382
00:19:18,250 --> 00:19:19,770
‫موج جدید رادیو

383
00:19:19,800 --> 00:19:20,949
‫نمیتونم باور کنم که

384
00:19:20,950 --> 00:19:23,160
‫کنت اندر لیث براتون حرف میزنه

385
00:19:23,170 --> 00:19:25,520
‫من عادت داشتم تو این رادیو قدیمی ها صداش رو بشنوم

386
00:19:25,558 --> 00:19:27,618
‫بیمارستان عشق   البته جوانیهام

387
00:19:27,670 --> 00:19:30,660
‫متأسفانه استعدادهای اینجوری ارزون کار نمیکنن

388
00:19:30,710 --> 00:19:33,489
‫آقای اندرلیث یه اتاق با امکانات یه هتل چهار ستاره میخواد

389
00:19:33,490 --> 00:19:35,190
‫هر چند که من تونستم یه قرارداد مناسب

390
00:19:35,228 --> 00:19:37,128
‫در ازای یه اتاق با یه هتل بیرون شهر ببندم

391
00:19:37,910 --> 00:19:40,369
‫حاضرم هر کاری بکنم تا اون راضی بشه

392
00:19:40,370 --> 00:19:42,330
‫تو کنفرانس فروشمون صحبت بکنه

393
00:19:43,430 --> 00:19:45,799
‫خب،همونجوری که گفتم

394
00:19:45,800 --> 00:19:48,849
‫فقط در ازای یه کمک خیلی کوچیک به انجمن ما

395
00:19:48,850 --> 00:19:50,689
‫کال ـاو ـمتریک میتونه آینده خودش رو

396
00:19:50,690 --> 00:19:52,479
‫در کنار شرکت های مثل..

397
00:19:52,480 --> 00:19:54,470
‫ببین،من خیلی دوست دارم کمکت کنم،لیب

398
00:19:54,480 --> 00:19:55,509
‫میتونم لیب صدات کنم؟

399
00:19:55,510 --> 00:19:57,119
‫با وجود این کنفرانس فروش

400
00:19:57,120 --> 00:20:00,650
‫شپش داره تو جیبم ملق میزنه

401
00:20:01,370 --> 00:20:02,520
‫متأسفم که اینو میشنوم

402
00:20:02,558 --> 00:20:04,589
‫تو باید یه چیزی بکاری تا یه چیزی برداشت کنی

403
00:20:04,590 --> 00:20:07,369
‫و من دیگه خسته شدم که برای بقیه طعمه باشم

404
00:20:07,370 --> 00:20:09,699
‫میخوام تا سال ۱۹۶۵

405
00:20:09,700 --> 00:20:12,569
‫کال ـاو ـمتریک بهترین محصول رژیمی در آمریکا باشه

406
00:20:12,570 --> 00:20:13,589
‫خب،برای همچین کاری

407
00:20:13,590 --> 00:20:15,490
‫تو باید پیغامت رو به همه برسونی

408
00:20:15,670 --> 00:20:17,219
‫یه همچین تبلیغی تو مراسم امسال

409
00:20:17,220 --> 00:20:19,280
‫توسط صدها زن دیده خواهد  شد

410
00:20:19,450 --> 00:20:20,889
‫زنانی که باید اضافه کنم

411
00:20:20,890 --> 00:20:23,950
‫با میزان قابل ملاحظه ای از سود آوری هستن

412
00:20:24,270 --> 00:20:26,100
‫زنان پولدار

413
00:20:27,020 --> 00:20:28,900
‫زنانی که شاد نیستن

414
00:20:29,090 --> 00:20:31,200
‫فقط تصور کن چه تأثیری میتونه داشته باشه

415
00:20:38,630 --> 00:20:39,550
‫میبینی؟

416
00:20:40,330 --> 00:20:41,570
‫شپش ها قرارِ زیاد بشن

417
00:20:46,260 --> 00:20:47,600
‫ایرادی نداره بهت ملحق بشم؟

418
00:20:56,760 --> 00:20:58,180
‫چجوری من رو پیدا کردی؟

419
00:20:58,440 --> 00:21:00,329
‫تو آدرس محل کارت رو

420
00:21:00,330 --> 00:21:01,909
‫رو لیست تحقیق ما نوشته بودی

421
00:21:01,910 --> 00:21:04,550
‫رفتم طبقه بالا
‫گفتن که میتونم اینجا پیدات کنم

422
00:21:04,890 --> 00:21:08,240
‫باربارا،من حس خوبی نسبت به شیوه ای
‫که تو رو کنار گذاشتیم ندارم

423
00:21:08,250 --> 00:21:10,010
‫لطفاً نداشته باشید

424
00:21:11,170 --> 00:21:12,870
‫لازم نیست برای من ناراحت باشید

425
00:21:12,910 --> 00:21:17,150
‫در حقیقت فکر میکنم که تو میتونی به ما کمک کنی

426
00:21:20,370 --> 00:21:22,020
‫دارم خودم رو برای قرارِ ساعت ۴:۰۰ آماده میکنم

427
00:21:22,200 --> 00:21:23,700
‫امیدوارم که چیز زیادی رو از دست نداده باشم

428
00:21:24,940 --> 00:21:27,829
‫ما تصمیم گرفتیم که کارمون رو رویِ نا توانی ها شروع کنیم

429
00:21:27,830 --> 00:21:29,610
‫با ناتوانی جنسی آقایان شروع میکنیم

430
00:21:31,260 --> 00:21:33,490
‫امروز صبح چطور پیش رفت؟

431
00:21:34,690 --> 00:21:36,690
‫دست آخر تصمیم گرفتم که عکس ها رو نمایش بدم

432
00:21:36,728 --> 00:21:38,378
‫همونجور که ویرجینیا پیشنهاد داد

433
00:21:38,740 --> 00:21:40,890
‫ساعت ها وقت گذاشتم تا عکس های قدیمی رو پیدا کنم...

434
00:21:40,928 --> 00:21:42,170
‫کلی عکس تو جعبه های کفش داشتیم

435
00:21:42,530 --> 00:21:46,200
‫۱۷۸تا عکس انتخاب کردم،فکر میکنی تو چند تاش خودم بودم
‫دو تاش

436
00:21:46,690 --> 00:21:49,160
‫خب،بالاخره یه نفر باید اون عکسارو میگرفت دیگه

437
00:21:49,930 --> 00:21:51,780
‫مثل بقیه چیزا تو زندگیم

438
00:21:52,400 --> 00:21:54,970
‫مثل این که همیشه این اتفاق ها برای دیگران میفته
‫و من توشون نقشی نداشتم

439
00:21:56,580 --> 00:21:58,210
‫من اون آدما رو دوست دارم

440
00:21:58,780 --> 00:21:59,430
‫اون آدما؟

441
00:21:59,431 --> 00:22:03,800
‫به همون روش....نا توانی

442
00:22:04,850 --> 00:22:07,390
‫من...من

443
00:22:07,400 --> 00:22:10,229
‫انقباض مهبل به حالتی در پزشکی گفته میشه که

444
00:22:10,230 --> 00:22:13,400
‫مهبل دیگه غیر قابل نفوذ میشه

445
00:22:13,560 --> 00:22:15,380
‫پس بهش میگن انقباض مهبل،پس به این خاطر...

446
00:22:17,330 --> 00:22:21,160
‫به این خاطر بود که گیل بعد از دوسال منو وِل کرد

447
00:22:22,520 --> 00:22:24,120
‫بعد از اینکه همه کارهاش رو کرد

448
00:22:24,158 --> 00:22:26,920
‫یه مقدار برای من عجیبه

449
00:22:27,080 --> 00:22:30,210
‫بیشتر مردا از زنهایی که

450
00:22:30,220 --> 00:22:33,879
‫باهاشون شیوه های دیگه از سکس رو تجربه میکنن
‫خیلی هم ممنون هستن

451
00:22:33,880 --> 00:22:35,060
‫خب،گیل از اون مردها نبود

452
00:22:35,580 --> 00:22:36,749
‫پدرش یه کشیش بود

453
00:22:36,750 --> 00:22:40,080
‫تو همون کلیساهایی که آدم رو از آتیش جهنم میترسونن

454
00:22:40,760 --> 00:22:44,509
‫پس،سکس کردن حتی به همون شیوه عادیش هم
‫برای گیل به اندازه کافی سخت بود

455
00:22:44,510 --> 00:22:46,090
‫چه برسه که دیگه...

456
00:22:47,940 --> 00:22:50,719
‫سکس رو از جایی انجام بده که

457
00:22:50,720 --> 00:22:53,070
‫معمولاً کسی انجام نمیده

458
00:22:55,420 --> 00:22:58,340
‫فروید به این اشاره کرده که

459
00:22:59,040 --> 00:23:02,329
‫چیزهایی که ما در دوران کودکی یاد میگیریم
‫هیچ گاه کامل از بین نمیرن

460
00:23:02,330 --> 00:23:04,180
‫حتی چیزهایی که میدونیم درست نیستن

461
00:23:04,218 --> 00:23:07,728
‫بخشی از وجودمون باقی میمونه که هنوز هم باورشون داره

462
00:23:10,360 --> 00:23:11,239
‫مثل همسایه من

463
00:23:11,240 --> 00:23:12,620
‫سید پومرانتز

464
00:23:13,250 --> 00:23:16,030
‫اون یه تهیه کننده بلند آوازه بود که جین باهاش آشنا شد

465
00:23:16,040 --> 00:23:17,840
‫چند ماه بعد از این بود که به هالیوود رفتیم

466
00:23:18,120 --> 00:23:19,610
‫اون کاملاً دیونه جین شده بود

467
00:23:19,620 --> 00:23:22,570
‫ماشین آخرین مدلش رو میفرستاد دنبال جین
‫تا ببردش به مهمونی های مجللشون

468
00:23:22,608 --> 00:23:23,538
‫ازش تست بازیگری بگیره

469
00:23:24,100 --> 00:23:25,559
‫من هم که تو خونه بیکار میشستم

470
00:23:25,560 --> 00:23:28,290
‫یا اینکه از توله سگ های کارگردانا نگه داری میکردم

471
00:23:28,680 --> 00:23:30,719
‫به تدریج فهمیدم که جین

472
00:23:30,720 --> 00:23:33,789
‫شب ها دیر تر و دیرتر میاد خونه
‫میره شهرو میگرده با....

473
00:23:33,790 --> 00:23:35,080
‫ماری دوئرتی

474
00:23:36,720 --> 00:23:39,660
‫یه دختر خیلی خوشگل بود
‫چند تا خیابون اونورتر زندگی میکرد

475
00:23:39,880 --> 00:23:41,570
‫وقتی ۱۴ سالش بود حامله شد

476
00:23:42,580 --> 00:23:44,210
‫هر جوری بود نگه ــش داشت

477
00:23:44,680 --> 00:23:46,580
‫بعد از اون یک ماه زودتر برای زایمان اقدام کرد

478
00:23:46,581 --> 00:23:48,281
‫ولی زایمانش خوب نبود
‫و توتختش تا سرحد مرگ خونریزی کرد

479
00:23:48,291 --> 00:23:50,209
‫اوه،چه بد

480
00:23:50,210 --> 00:23:51,310
‫مادرم همیشه میگفت

481
00:23:51,348 --> 00:23:53,648
‫اگر دختر بدی باشی
‫خدا تو رو مجازات خواهد کرد

482
00:23:53,950 --> 00:23:55,910
‫ولی اگر دختر خوبی باشی،باربارا

483
00:23:56,080 --> 00:23:59,120
‫و تا زمان ازدواج از خودت مراقبت کنی
‫خدا هم از تو مراقبت خواهد کرد

484
00:24:02,420 --> 00:24:04,120
‫و بعد یه روز،بعد از بالغ شدنم

485
00:24:04,158 --> 00:24:05,768
‫یه جور دیگه از خواب پا شدم و...

486
00:24:06,610 --> 00:24:08,670
‫و پسرا کل روز داشتنم به من نگاه میکردن

487
00:24:09,220 --> 00:24:10,320
‫دوست داشتم

488
00:24:11,320 --> 00:24:12,579
‫اون همه توجه رو دوست داشتم

489
00:24:12,580 --> 00:24:14,820
‫ولی هروقت که قرار میشد با یه پسر برم بیرون

490
00:24:14,880 --> 00:24:17,730
‫ماری دوئرتی میومد تو مخم
‫مثل این بود که...

491
00:24:17,768 --> 00:24:19,718
‫یه دفعه همه چیز عوض شد

492
00:24:20,040 --> 00:24:24,470
‫من دیگه نمیتونستم تو تخت هیچ کاری با جین بکنم

493
00:24:25,260 --> 00:24:28,159
‫بعد از اون با یه دختر دیگه هم امتحان کردم

494
00:24:28,160 --> 00:24:31,380
‫دوباره،سه باره ولی بازم نمیشد

495
00:24:32,690 --> 00:24:33,469
‫ببخشید

496
00:24:33,470 --> 00:24:36,170
‫این موضوع چیزی نیست که سَرِ کار درموردش حرف بزنیم

497
00:24:36,171 --> 00:24:37,670
‫نه...اینجوری نیست لستر

498
00:24:37,671 --> 00:24:40,860
‫ما،هممم،در مورد...

499
00:24:42,070 --> 00:24:44,930
‫این چیزها هر روز حرف میزنیم

500
00:24:45,260 --> 00:24:48,039
‫به همین دلیل ــه که ما تو مصاحبمون میپرسیم که

501
00:24:48,040 --> 00:24:50,360
‫اولین تجربه سکسیتون چطور بوده

502
00:24:51,300 --> 00:24:55,480
‫برادرم پاول یه دوست داشت که از من خوشش میومد

503
00:24:55,850 --> 00:24:58,100
‫اون میخواست با من سکس داشته باشه ولی من...

504
00:24:59,370 --> 00:25:03,440
‫نمیخواستم حامله بشم پس به جاش از دهنم استفاده کردم

505
00:25:04,590 --> 00:25:05,980
‫این تجربه اولم بود

506
00:25:09,210 --> 00:25:10,829
‫چند وقت گذشت تا

507
00:25:10,830 --> 00:25:15,460
‫فهمیدم که در ورودیم کاملاً بسته ــست

508
00:25:16,950 --> 00:25:19,350
‫همه اون فکرا درمورد ماری دوئرتی کار خودشو کرد،فکر کنم

509
00:25:23,420 --> 00:25:24,610
‫اسمش چی بود؟

510
00:25:25,390 --> 00:25:26,509
‫اولین نفری که باهاش بودی

511
00:25:26,510 --> 00:25:27,850
‫دوست پاول

512
00:25:34,730 --> 00:25:36,050
‫یادم نمیاد

513
00:25:39,480 --> 00:25:40,389
‫این میتونه بد باشه؟

514
00:25:40,390 --> 00:25:41,190
‫نه

515
00:25:42,230 --> 00:25:43,889
‫نه،فقط...بیشتر مردم

516
00:25:43,890 --> 00:25:46,330
‫نمیتونن اسم اولین همخوابه ــشون رو فراموش کنن

517
00:25:46,500 --> 00:25:47,960
‫حتی اگر خودشون بخوان

518
00:26:00,940 --> 00:26:04,409
‫سلام،دنبال ماهنامه مْد میگردید؟

519
00:26:04,410 --> 00:26:05,940
‫بله،بله،همینطوره

520
00:26:18,010 --> 00:26:19,900
‫محض رضای خدا!

521
00:26:56,400 --> 00:27:00,050
‫اوه،عزیزم تو هنوز هیچی نخوردی

522
00:27:00,670 --> 00:27:02,240
‫نباید بذاری اینجوری غذا بخوره

523
00:27:02,620 --> 00:27:03,790
‫متوجه نشدم

524
00:27:04,730 --> 00:27:06,880
‫تو نسخه بعد از ظهر یه مطلب در مورد

525
00:27:06,918 --> 00:27:08,718
‫همون مردی که دیدی نوشته شده

526
00:27:09,310 --> 00:27:10,470
‫چی نوشته؟

527
00:27:10,960 --> 00:27:13,349
‫پلیس یه مقدار ماری جوانا

528
00:27:13,350 --> 00:27:15,010
‫تو جیب مقتول پیدا کرده

529
00:27:15,650 --> 00:27:18,200
‫اونا حدس میزنن که یه معامله مواد بوده که به هم خورده

530
00:27:19,010 --> 00:27:21,630
‫پس من اگر جای تو بودم زیادم براش ناراحت نبودم

531
00:27:23,210 --> 00:27:24,560
‫نمیدونن کی اینکار رو باهاش کرده؟

532
00:27:25,360 --> 00:27:27,000
‫هنوز دارن دنبال مجرم میگردن

533
00:27:30,960 --> 00:27:33,510
‫هیچ وقت نباید به اون محله به درد نخور میرفتی

534
00:27:34,200 --> 00:27:36,140
‫هر منطقه ای مشکلات خودش رو داره

535
00:27:36,150 --> 00:27:38,100
‫من که یادم نمیاد مردم سَرِ مواد

536
00:27:38,138 --> 00:27:40,338
‫بیرون دانشگاه واشنگتن با هم دعوا کرده باشن

537
00:27:40,800 --> 00:27:42,850
‫خب، به همین دلیلِ که جمع کردن یه هییت امنا

538
00:27:42,888 --> 00:27:44,228
‫میتونه خیلی مهم باشه

539
00:27:44,590 --> 00:27:46,370
‫یه هییت اْمنای خوشنام

540
00:27:46,410 --> 00:27:49,180
‫تأثیر خیلی زیادی در به دست آوردن کمک های مالی داره

541
00:27:50,060 --> 00:27:51,760
‫اگر پول نقد داشته باشیم.

542
00:27:52,520 --> 00:27:56,260
‫به راحتی میتونیم دفترمون رو به جایی خوشآیند تر ببریم

543
00:27:56,550 --> 00:27:57,600
‫حالا که صحبت پول نقد شد

544
00:27:57,638 --> 00:28:00,299
‫امروز با گِلِن اِلیس حرف زدم

545
00:28:00,300 --> 00:28:02,050
‫اون گفت که تو برای پرداخت

546
00:28:02,088 --> 00:28:05,328
‫یه چک ۵۰ دلاری برای کمک به انجمن قانعش کردی

547
00:28:06,470 --> 00:28:08,380
‫میگفت تو ذاتاً یه تاجرِ موفقی

548
00:28:13,690 --> 00:28:14,420
‫مثل اینکه...

549
00:28:16,070 --> 00:28:17,670
‫مثل اینکه یه چیزی داره میسوزه؟

550
00:28:19,010 --> 00:28:20,230
‫بوی غذاست

551
00:28:37,120 --> 00:28:40,720
‫مثل اینه که یه غریبه داره تو دستشویی زنانه سیگار میکشه

552
00:28:41,320 --> 00:28:43,650
‫یه بار دیگه میگی اسمش چی بود؟

553
00:28:44,100 --> 00:28:46,600
‫فرانسیس اِچ میسون کوچک

554
00:28:49,300 --> 00:28:51,250
‫قبلاً به اسمش اشاره ای کرده بود؟

555
00:28:52,010 --> 00:28:54,040
‫دانشکاه طبابتِ روچستر

556
00:28:55,290 --> 00:28:57,190
‫خب،من یه کم تو پرونده ها فضولی کردم

557
00:28:57,200 --> 00:28:59,119
‫سال ۱۹۴۷ فارق التحصیل شده

558
00:28:59,120 --> 00:29:01,000
‫بیل هم سال ۴۳ کلاس هاشو شروع کرده

559
00:29:02,320 --> 00:29:04,400
‫باید با هم دوست بوده باشن

560
00:29:04,860 --> 00:29:06,839
‫کی میدونست دکتر هم میتونه دوست داشته باشه؟

561
00:29:06,840 --> 00:29:08,890
‫به من که تا حالا چیزی نگفته

562
00:29:09,130 --> 00:29:13,219
‫هرچند،تو چند روز گذشته رفتارش خیلی
‫عجیب غریب شده بود

563
00:29:13,220 --> 00:29:15,640
‫و به نظر میرسه اون مرد همون رازی ــه که نمیخواد فاش بشه

564
00:29:19,650 --> 00:29:23,320
‫تحرک اسپرم،خب...عالی ــه

565
00:29:27,490 --> 00:29:28,600
‫از لحاظ ساختار اسپرم...

566
00:29:30,140 --> 00:29:30,680
‫از میانگین بالاتری

567
00:29:30,681 --> 00:29:32,900
‫محض رضای خدا،بهم حقیقت رو بگو

568
00:29:35,360 --> 00:29:39,080
‫میزان تجمع اسپرم کمه
‫دو میلیون در میلی لیتر

569
00:29:40,770 --> 00:29:41,470
‫و نرمالش....؟

570
00:29:41,471 --> 00:29:42,840
‫ده برابر

571
00:29:44,320 --> 00:29:47,280
‫این یه ناهنجاری ژنتیکی  ـه

572
00:29:47,370 --> 00:29:48,770
‫که به صورت عجیبی معمول ــه

573
00:29:50,920 --> 00:29:52,770
‫در حقیقت،من،هممم....

574
00:29:55,000 --> 00:29:58,000
‫خب،من...من هر روز مردانی با این مشکل رو ویزیت میکنم

575
00:29:58,710 --> 00:29:59,559
‫میتونم بهت اطمینان بدم

576
00:29:59,560 --> 00:30:02,780
‫که تو و همسرت میتونید بچه دار بشید

577
00:30:04,600 --> 00:30:05,850
‫تو یه آزمایشگاه

578
00:30:06,590 --> 00:30:08,890
‫خب،من فکر میکردم با توجه به اینکه یه جراح پلاستیک هستی

579
00:30:08,928 --> 00:30:10,868
‫بیشتر از همه باید این رو درک کنی که

580
00:30:10,980 --> 00:30:13,680
‫مسائل طبیعی همیشه نمیتونن تا آخر پایدار باشن

581
00:30:14,230 --> 00:30:17,129
‫با توجه به شرایط درمانیتون من با دکتر گراهام

582
00:30:17,130 --> 00:30:19,269
‫که در کانزاس سیتی مشغول به کار هستند امروز صبح صحبت کردم

583
00:30:19,270 --> 00:30:22,880
‫ایشون برای ادامه درمانتون با رضایت اعلام آمادگی کردن

584
00:30:25,820 --> 00:30:26,669
‫خب،این میتونه برای شما عذاب آور باشه که

585
00:30:26,670 --> 00:30:28,769
‫زندگی هاتون رو وِل کنید

586
00:30:28,770 --> 00:30:29,620
‫برای ماه ها تا

587
00:30:29,658 --> 00:30:31,698
‫اینجا تو سنت لوییس به درمانتو ادامه بدید

588
00:30:31,970 --> 00:30:35,209
‫چرا که نه؟من میتونم از کارم مرخصی بگیرم

589
00:30:35,210 --> 00:30:36,969
‫میتونیم تو همین منطقه یه آپارتمان پیدا کنیم

590
00:30:36,970 --> 00:30:37,770
‫هاوارد گراهام

591
00:30:37,808 --> 00:30:40,619
‫یکی از بهترین دکترهای درمان ناباروری در کشور ــه

592
00:30:40,620 --> 00:30:43,170
‫تو به فرد مطمئنی سپرده میشی
‫من بهت اطمینان میدم

593
00:30:43,920 --> 00:30:45,370
‫اون دکتر ما نیست بیل

594
00:30:46,480 --> 00:30:47,320
‫تو هستی

595
00:30:50,210 --> 00:30:51,879
‫میتوننی جواب آزمایش هات رو فردا

596
00:30:51,880 --> 00:30:53,580
‫وقتی دکتر گراهام رو دیدی بهش نشون بدی

597
00:30:53,581 --> 00:30:56,631
‫من برای تو و همسرت یه قرار ملاقات رأس ساعت ۹:۰۰ گذاشتم

598
00:30:56,669 --> 00:30:59,189
‫شک ندارم که خیلی علاقه داری که به درمانت ادامه بدی

599
00:30:59,190 --> 00:31:00,809
‫خب،من هم در جریان پرونده ــت قرار خواهم گرفت

600
00:31:00,810 --> 00:31:02,580
‫مطمئن میشم که همه چیز درست پیش بره

601
00:31:02,990 --> 00:31:04,630
‫من و تو هم،خب...

602
00:31:05,920 --> 00:31:07,120
‫خب،با هم در ارتباط خواهیم بود

603
00:31:11,840 --> 00:31:12,860
‫مثل آخرین بار؟

604
00:31:15,120 --> 00:31:16,150
‫موفق باشی،فرانک

605
00:31:21,430 --> 00:31:23,000
‫در بازه!

606
00:31:23,750 --> 00:31:24,619
‫یه اشتباهی کردم

607
00:31:24,620 --> 00:31:26,839
‫خب...خب...کلی کف درست کردم.

608
00:31:26,840 --> 00:31:28,740
‫چون یه دفعه همه چیز به هم ریخت

609
00:31:28,778 --> 00:31:31,838
‫خب،من میتونم کمکتون کنم،اگر مایل باشید

610
00:31:33,580 --> 00:31:34,730
‫ببخشید.فکر کردم...

611
00:31:34,768 --> 00:31:36,268
‫فکر کردم از اداره آتش سورزی باشید

612
00:31:38,020 --> 00:31:39,150
‫میخواید من کمک...؟

613
00:31:39,760 --> 00:31:41,250
‫نه.نه،ممنون

614
00:31:45,370 --> 00:31:47,529
‫خب،من برای این اومدم اینجا چون که

615
00:31:47,530 --> 00:31:49,300
‫دیشب شما رو بیرون ساختمانمون دیدم

616
00:31:50,120 --> 00:31:53,079
‫بله،خب،همم...همسر من الان اونجا کار میکنه

617
00:31:53,080 --> 00:31:56,759
‫و من به این خاطر اونجا بودم که میخواستم برای خیریه پول جمع کنم

618
00:31:56,760 --> 00:31:58,499
‫در واقع برای انجمن رقص پرافت وِیل

619
00:31:58,500 --> 00:31:59,950
‫خب...یه جور مراسم سالانه

620
00:31:59,988 --> 00:32:01,369
‫بله،من میدونم چیه

621
00:32:01,370 --> 00:32:03,669
‫یکی از اون مراسم سنتی ــه که

622
00:32:03,670 --> 00:32:05,459
‫از قدیم تو سنت لوییس برگذار میشده

623
00:32:05,460 --> 00:32:06,999
‫من که خودم هیچ وقت نفهمیدم

624
00:32:07,000 --> 00:32:09,399
‫همه اون آدمای با شرافت تمام دارایی شون رو صرف

625
00:32:09,400 --> 00:32:12,059
‫دیدن مردانی میکنن که عبا پوشیدن با کلاه سفید

626
00:32:12,060 --> 00:32:14,560
‫منظورم اینه که میتونید فقط نیم ساعت از همینجا
‫به سمت جنوب رانندگی کنید

627
00:32:14,598 --> 00:32:15,968
‫تا کاملاً مجانی اینجور آدما رو ببینید

628
00:32:18,300 --> 00:32:19,649
‫همینجوری که میبینی خیلی سرم شلوغ ــه

629
00:32:19,650 --> 00:32:22,050
‫اگر کاری هست که من بتونم برات انجام بدم...

630
00:32:22,088 --> 00:32:23,738
‫شما دیدید که چی به سَرِ لئونارد آوردن

631
00:32:24,590 --> 00:32:25,830
‫لئونارد گیلروی

632
00:32:26,460 --> 00:32:27,010
‫اون حسابدارِ

633
00:32:27,011 --> 00:32:29,110
‫دفتر سنت لوییسِ م.ت.ن بود

634
00:32:29,830 --> 00:32:31,770
‫مجمع تساویِ نژادی

635
00:32:35,330 --> 00:32:38,070
‫اون همون کسی بود که دیدید تو پیاده رو افتاده بود

636
00:32:40,330 --> 00:32:41,580
‫من دیدم

637
00:32:41,840 --> 00:32:42,690
‫بله

638
00:32:44,160 --> 00:32:45,370
‫خیلی ناراحت کننده بود

639
00:32:45,530 --> 00:32:48,470
‫دماقش شکسته بود،دستاش هم همینطور

640
00:32:49,250 --> 00:32:50,119
‫چند تا میله تو تنش خورد کرده بودن

641
00:32:50,120 --> 00:32:51,689
‫و بیرون دفتر م.ت.ن رهاش کرده بودن

642
00:32:51,690 --> 00:32:53,660
‫که همه بتونن ببینن که چه بلایی سَرِش آوردن

643
00:32:53,880 --> 00:32:55,849
‫خب،...روزنامه چیز دیگه ای نوشته بود

644
00:32:55,850 --> 00:32:58,430
‫لئونادر گلوری یه معلم تاریخ بود

645
00:32:58,570 --> 00:32:59,990
‫نه یه فروشنده مواد مخدر

646
00:33:00,510 --> 00:33:01,729
‫و چه جوری میشه گفت که درگیری خیابونی بوده

647
00:33:01,730 --> 00:33:03,880
‫در حالی که مردم تمام مدت اونجا بودن

648
00:33:03,930 --> 00:33:05,580
‫و هیچکدومشون یه همچین چیزی ندیده؟

649
00:33:06,230 --> 00:33:07,349
‫من هم وقتی خوندمش شوکه شدم

650
00:33:07,350 --> 00:33:09,749
‫من...هم که از ساختمان اومدم بیرون

651
00:33:09,750 --> 00:33:14,360
‫فکر نمیکنم درگیری ــی رو احساس کرده باشم

652
00:33:14,620 --> 00:33:16,320
‫ببینید،ما یه تعداد شاهد داریم که

653
00:33:16,358 --> 00:33:18,349
‫دیدن یه کامیون از اونجا با سرعت رد شده

654
00:33:18,350 --> 00:33:19,909
‫و دیدن که لئونارد رو از پشت اون ماشین انداختن پایین

655
00:33:19,910 --> 00:33:20,909
‫و یکی از اونا

656
00:33:20,910 --> 00:33:23,300
‫تونسته سه عدد اول پلاکش رو بخونه

657
00:33:23,680 --> 00:33:28,120
‫و،خب،من باخودم فکر کردم شاید شما هم چیزی دیده باشید

658
00:33:29,610 --> 00:33:31,060
‫اگر شاهد های دیگه ای هم هستن

659
00:33:31,098 --> 00:33:32,998
‫پس چرا اومدید پیش من؟

660
00:33:34,090 --> 00:33:36,370
‫به این دلیل که بیشترشون از رنگین پوستا هستن

661
00:33:37,550 --> 00:33:39,710
‫همون چند تا شاهد سفید پوست هم حرفی نمیزنن

662
00:33:40,630 --> 00:33:43,630
‫و پلیس هم قصد نداره تحقیقاتش رو بر پایه

663
00:33:43,690 --> 00:33:46,390
‫حرفهای یه مشت کاکا سیاه  شروع کنه

664
00:33:46,830 --> 00:33:49,540
‫پس اگر شما چیزی دیده باشید....

665
00:33:54,000 --> 00:33:54,880
‫ندیدم

666
00:33:56,430 --> 00:33:57,260
‫متأسفم

667
00:34:04,010 --> 00:34:08,040
‫فرانسیس هلدن یه رادیلوژیست از کانزاس سیتی

668
00:34:08,330 --> 00:34:11,910
‫بیماری هم که امروز ویزیتش کردی فرانسیس میسون بود؟

669
00:34:12,650 --> 00:34:15,570
‫جراح پلاستیک از کانزاس سیتی؟

670
00:34:17,230 --> 00:34:19,580
‫شما دو تا به یه دانشکاه پزشکی میرفتید درسته؟

671
00:34:22,070 --> 00:34:23,950
‫بله،ما به یه دانشگاه میرفتیم

672
00:34:24,290 --> 00:34:25,730
‫و با هم نزدیک بودید؟

673
00:34:27,360 --> 00:34:30,090
‫ما رابطه پیچیده ای داشتیم

674
00:34:30,240 --> 00:34:31,220
‫به چه شکل؟

675
00:34:33,470 --> 00:34:36,760
‫مسائل بین ما خوب تموم نشدن

676
00:34:37,510 --> 00:34:38,920
‫یا اینکه م--م--من نفهمیدم چی شد

677
00:34:40,890 --> 00:34:42,230
‫دیگه با هم غریبه شدیم

678
00:34:44,160 --> 00:34:45,490
‫هر چند وقت یک بار برای هم نامه مینوشتیم

679
00:34:45,500 --> 00:34:48,070
‫هر سال،بعد شد هر دو سال

680
00:34:49,690 --> 00:34:51,630
‫بعد هم کلاً قطع شد

681
00:34:55,330 --> 00:34:56,180
‫اون میبایست تأثیر

682
00:34:56,218 --> 00:34:57,799
‫زیادی رو تو داشته باشه که

683
00:34:57,800 --> 00:35:00,380
‫اسمت رو با توجه به اسم اون انتخاب کردی

684
00:35:01,170 --> 00:35:02,340
‫همش یه تصادفه

685
00:35:03,530 --> 00:35:05,380
‫جهان پر از همین تصادفات ــه

686
00:35:05,381 --> 00:35:08,560
‫توماس جفرسون و جان آدامز هر دو در یک ساعت مردن
‫:--دو نفر از بزرگترین مبارزان استقلال در آمریکا که یکی با دیگری مخالف بود--:

687
00:35:08,561 --> 00:35:10,920
‫دقیقاً با فاصله پنجاه سال

688
00:35:11,160 --> 00:35:13,890
‫بعد از امضای قرارداد استقلال بین اون دو نفر

689
00:35:14,210 --> 00:35:15,010
‫درسته

690
00:35:21,710 --> 00:35:23,400
‫نمیخوای به من ملحق بشی؟

691
00:35:25,680 --> 00:35:26,350
‫باید دیگه ادامه نمیدادم

692
00:35:26,351 --> 00:35:28,910
‫بعد از اینکه پیک سوم رو طبقه پایین خوردم

693
00:35:30,350 --> 00:35:32,280
‫شاید بهش زیادی وابسته شدم

694
00:35:33,220 --> 00:35:36,830
‫مطمئن نیستم که...بتونم کار زیادی انجام بدم

695
00:35:39,600 --> 00:35:41,750
‫خب،امتحان میکنیم

696
00:35:42,350 --> 00:35:43,690
‫بذار ببینیم چی پیش میاد

697
00:35:50,860 --> 00:35:52,660
‫چیزی که از پایین سفارش ندادی؟

698
00:35:56,560 --> 00:35:58,410
‫ببخشید که مزاحم شدم دکتر هلدن

699
00:35:58,448 --> 00:35:59,859
‫ولی امشب شیفت کاری ــه شماست

700
00:35:59,860 --> 00:36:01,020
‫چه اتفاقی افتاده؟

701
00:36:01,720 --> 00:36:03,110
‫شما باید بگید

702
00:36:08,330 --> 00:36:09,950
‫ساعتهاست که مرده

703
00:36:10,520 --> 00:36:13,040
‫شما به پزشکی قانونی نیاز دارید نه یه دکتر زنان و زایمان

704
00:36:13,890 --> 00:36:15,810
‫اِنقدر خورده تا مرده؟

705
00:36:16,510 --> 00:36:18,460
‫میتونه هم از پرخوری زیاد معدش ترکیده باشه

706
00:36:18,498 --> 00:36:20,150
‫یا سکته قلبی کرده باشه.

707
00:36:20,690 --> 00:36:22,960
‫نمیشه دقیق گفت،با توجه به...

708
00:36:24,230 --> 00:36:25,750
‫حالتی که داره

709
00:36:28,750 --> 00:36:30,390
‫خب،شاید راحت شده باشه

710
00:36:31,960 --> 00:36:34,590
‫از دست شیاطینی که باهاشون درگیر بوده

711
00:36:35,300 --> 00:36:37,030
‫کاملاً میشه حضور اونا رو حس کرد

712
00:36:38,670 --> 00:36:41,070
‫دیگه نمیتونن بهش صدمه ای بزنن،درسته؟

713
00:36:45,290 --> 00:36:46,149
‫میدونم،میدونم

714
00:36:46,150 --> 00:36:49,190
‫من فقط....باید باتو حرف میزدم

715
00:36:49,510 --> 00:36:51,459
‫بعد آدرست رو تو دفترچه تلفن پیدا کردم

716
00:36:51,460 --> 00:36:53,439
‫فهمیدم که خونت زیاد اَزَم دور نیست

717
00:36:53,440 --> 00:36:54,649
‫یه سری حد و حدودا وجود داره

718
00:36:54,650 --> 00:36:56,349
‫نمیتونی همینجوری نصف شب
‫پاشی بیای درِ خونه من

719
00:36:56,350 --> 00:36:57,890
‫تو هم اومدی دنبال من!

720
00:36:58,450 --> 00:37:01,760
‫به جایی که توش کار میکردم اومدی
‫شروع به حرف زدن با من کردی

721
00:37:01,790 --> 00:37:03,579
‫و بعد ازاینکه

722
00:37:03,580 --> 00:37:05,619
‫کاری  کردی که دریچه قلبم رو به روت باز کنم

723
00:37:05,620 --> 00:37:07,029
‫حالا صحبت از حد و حدود میکنی؟

724
00:37:07,030 --> 00:37:09,659
‫باربارا،بچه های من بالا خوابیدن

725
00:37:09,660 --> 00:37:10,760
‫ببخشید

726
00:37:10,860 --> 00:37:12,370
‫من فقط...من فقط نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم....

727
00:37:14,330 --> 00:37:16,350
‫همش دارم به چیزی که گفتی فکر میکنم

728
00:37:20,220 --> 00:37:21,029
‫رفتم خونه

729
00:37:21,030 --> 00:37:22,980
‫و تمام
‫آلبوم های عکس قدیمیم

730
00:37:22,981 --> 00:37:24,280
‫رو از زمان بچگیم به بعد درآوردم

731
00:37:24,281 --> 00:37:28,329
‫با خودم فکر کردم اگر بتونم عکسی از اون پسر ببینم

732
00:37:28,330 --> 00:37:31,249
‫شاید از روی چهره بتونم اِسمش رو به یاد بیارم

733
00:37:31,250 --> 00:37:34,770
‫و میدونستم که میتونم به راحتی به یاد بیارمش

734
00:37:35,620 --> 00:37:36,610
‫و همینطور هم شد

735
00:37:36,830 --> 00:37:38,230
‫اسمش رو یادم اومد

736
00:37:42,750 --> 00:37:43,670
‫پاول

737
00:37:44,940 --> 00:37:46,310
‫ولی مگه اسم برادرت...

738
00:37:50,270 --> 00:37:52,470
‫یه رودخونه کوچولو بود که از پشت خونه ما میگذشت

739
00:37:52,508 --> 00:37:55,388
‫من و پاول تقریباً هر بعد از ظهر

740
00:37:57,620 --> 00:37:59,600
‫رو اونجا میگذروندیم

741
00:37:59,980 --> 00:38:03,800
‫غورباقه میگرفتیم و باهاشون مسابقه میدادیم

742
00:38:03,900 --> 00:38:05,570
‫یه همچین کارهای احمقانه ای میکردیم

743
00:38:06,110 --> 00:38:07,380
‫بعدش که بزرگتر شدیم

744
00:38:11,280 --> 00:38:13,010
‫بازی های جدید درست میکردیم

745
00:38:15,130 --> 00:38:15,970
‫مثل...

746
00:38:18,490 --> 00:38:19,840
‫باید چشمامون رو میبستیم

747
00:38:19,878 --> 00:38:24,878
‫و هرچه قدر که میتونستیم همدیگر رو محکم فشار میدادیم

748
00:38:25,160 --> 00:38:28,530
‫یا برای بیست ثانیه با دهانِ باز همدیگر رو میبوسیدیم

749
00:38:30,110 --> 00:38:32,610
‫یه روز پاول ازم خواست که اونو...

750
00:38:36,830 --> 00:38:38,350
‫فقط میخواستم امتحان کنم

751
00:38:39,910 --> 00:38:41,810
‫پاول گفت که اگر احتیاط کنیم

752
00:38:41,848 --> 00:38:43,318
‫بچه دار نمیشیم

753
00:38:43,610 --> 00:38:45,300
‫پس ما به کارمون ادامه دادیم

754
00:38:46,790 --> 00:38:48,890
‫بعدش یه روز ،برای شام دیر رفتیم خونه

755
00:38:48,928 --> 00:38:50,948
‫و مادرم اومد دنبال ما

756
00:38:52,390 --> 00:38:54,580
‫و وقتی که ما رو تو اون حالت دید،فقط...

757
00:38:56,130 --> 00:38:58,530
‫برای مدت زیادی هیچ چیزی نگفت

758
00:39:00,290 --> 00:39:03,569
‫فقط همون جا ایستاده بود و به ما خیره شده بود

759
00:39:03,570 --> 00:39:04,660
‫با اون...

760
00:39:06,770 --> 00:39:07,870
‫حالتی که تو چهره ــش بود

761
00:39:07,908 --> 00:39:10,588
‫عصبانی نبود،فقط

762
00:39:16,730 --> 00:39:17,760
‫از ما انزجار پیدا کرده بود...

763
00:39:20,480 --> 00:39:22,830
‫و بعدش برگشت و رفت خونه

764
00:39:24,650 --> 00:39:25,560
‫همین

765
00:39:27,390 --> 00:39:28,080
‫دیگه هیچ چیز نگفت

766
00:39:28,081 --> 00:39:30,770
‫حتی حرفش رو هم پیش نکشید،البته مجبور نبود اینکار رو  بکنه

767
00:39:32,840 --> 00:39:35,220
‫چون خدا خودش دید ما چه کار کردیم

768
00:39:36,470 --> 00:39:39,059
‫خدا میدونست ما چی کار کردیم

769
00:39:39,060 --> 00:39:41,099
‫و برای همینِ که این بلا رو سرِ من آورد

770
00:39:41,100 --> 00:39:43,510
‫اون منو مهر وموم کرد چون ما...

771
00:39:45,200 --> 00:39:47,090
‫ناراحتش کردیم

772
00:39:57,440 --> 00:39:59,819
‫یه بیمار رو بردی به خونت...

773
00:39:59,820 --> 00:40:01,370
‫نمیدونم چه کار دیگه ای میخوای بکنی

774
00:40:01,380 --> 00:40:04,230
‫یک بار که حریم حرفه ایت شکسته بشه

775
00:40:04,268 --> 00:40:06,828
‫دیگه نمیتونی یه بشکن بزنی و درستش کنی

776
00:40:07,110 --> 00:40:09,809
‫من هیچ راه حل دیگه ای نمیبینم جز اینکه
‫همه چیز رو تموم کنی

777
00:40:09,810 --> 00:40:13,149
‫نه،نه،من اون خاطرات رو زنده کردم

778
00:40:13,150 --> 00:40:15,780
‫نمیتونم همینجوری رهاش کنم
‫اینکار خیلی ظالمانه ــست

779
00:40:16,130 --> 00:40:19,730
‫اون به کمک احتیاج داره بیل
‫اون نه چیزی میخوره و نه میتونه بخوابه

780
00:40:20,570 --> 00:40:22,270
‫جای دیگه ای نداره که بره

781
00:40:26,530 --> 00:40:29,340
‫باشه،ما به عنوان بیمار...بیمارمون میاریمش اینجا

782
00:40:29,390 --> 00:40:31,310
‫و دیگه هیچ جلسه خصوصی هم نخواهیم داشت

783
00:40:31,450 --> 00:40:32,679
‫با هم ویزیتش میکنیم

784
00:40:32,680 --> 00:40:36,540
‫تو دفترمون،تحت شرایط کاملاً کنترل شده

785
00:40:39,550 --> 00:40:41,360
‫با توجه به این که باید درمانش کنیم

786
00:40:41,730 --> 00:40:45,649
‫کاملاً واضحه که بیمار از نوعی ضربه روحی

787
00:40:45,650 --> 00:40:47,109
‫رنج میبره که نشانگر فشار روانی ــه

788
00:40:47,110 --> 00:40:48,360
‫هیچ کدوم از ما این توانایی رو نداریم که

789
00:40:48,361 --> 00:40:50,511
‫بتونیم درمورد مشکل روحیِ این زن کاری بکنیم

790
00:40:50,549 --> 00:40:51,588
‫میدونم

791
00:40:57,880 --> 00:41:00,290
‫من میتونم این توانایی رو به دست بیارم

792
00:41:00,890 --> 00:41:03,240
‫تو خوب میدونی که من از قبل میخواستم که به درسم ادامه بدم

793
00:41:03,278 --> 00:41:06,618
‫چی؟به عنوان دانشجوی روانشناسی؟

794
00:41:09,120 --> 00:41:10,119
‫ویرجینیا،اول از همه

795
00:41:10,120 --> 00:41:12,470
‫تو میبایست پیش زمینه های علمیِ لازم رو داشته باشی

796
00:41:12,508 --> 00:41:14,129
‫که خودش شامل یه دوره تحصیل چهار ساله میشه

797
00:41:14,130 --> 00:41:15,730
‫برنامه های تحصیلی سریع تری هم هست

798
00:41:15,850 --> 00:41:16,540
‫من بیشتر تمرکزم رو اینجور تحصیل ــه

799
00:41:16,541 --> 00:41:19,109
‫که حداقل سه سال رو باید صرف تحصیلت کنی

800
00:41:19,110 --> 00:41:21,760
‫نیازی نیست که یادآوری کنم که
‫صدها ساعت از تحقیق رو هم باید

801
00:41:21,761 --> 00:41:24,361
‫قبل از اینکه حتی بخوای دوره تحصیلیت رو شروع کنی
‫در نظر داشته باشی

802
00:41:24,399 --> 00:41:27,049
‫این برای من خیلی مهم ــه،بیل
‫که درسم رو ادامه بدم

803
00:41:27,050 --> 00:41:28,050
‫تو خوب میدونی که چقدر برام مهمه

804
00:41:28,088 --> 00:41:29,559
‫و کاملاً هم ازش پشتیبانی میکنم

805
00:41:29,560 --> 00:41:30,510
‫فقط این متعجبم میکنه که

806
00:41:30,548 --> 00:41:34,298
‫این تحصیلات زمان بر چطور میتونه به باربارا در کوتاه مدت کمک کنه

807
00:41:35,680 --> 00:41:37,430
‫باشه ،خب تو این شرایط...

808
00:41:38,990 --> 00:41:41,099
‫بهترین روانشناس تو سنت لوییس کیه؟

809
00:41:41,100 --> 00:41:42,409
‫لوید مدن،شاید

810
00:41:42,410 --> 00:41:44,619
‫اون مدیریت تحقیقات روانشناسی رو در دانشگاه میسوری برعهده داره

811
00:41:44,620 --> 00:41:45,879
‫خب،بهتره بهش زنگ بزنیم

812
00:41:45,880 --> 00:41:47,609
‫و بهش اطلاعات مقدماتی ِ پرونده باربارا رو بدیم

813
00:41:47,610 --> 00:41:48,699
‫ببینیم چه پیشنهادی بهمون میده

814
00:41:48,700 --> 00:41:50,539
‫هیچ پزشک متبحری رو پیدا نمیکنی که

815
00:41:50,540 --> 00:41:53,440
‫راضی بشه در مورد بیماری نظر پزشکی بده بدون اینکه ببینتش

816
00:41:53,590 --> 00:41:56,740
‫اونم با توجه به این که ما خودمون اطلاعات دست اولی نداریم

817
00:41:56,741 --> 00:41:58,041
‫پس چی پیشنهاد میدی؟

818
00:41:58,079 --> 00:41:59,678
‫کاری رو که میدونیم انجام بدیم

819
00:42:00,200 --> 00:42:02,220
‫تمرکز این تحقیق همواره روی

820
00:42:02,460 --> 00:42:04,330
‫فیزیولوژی ــه بدن بوده وهست

821
00:42:04,630 --> 00:42:06,480
‫دلیلی نمیبینم که الان مسیر کارمون رو عوض کنیم

822
00:42:06,481 --> 00:42:08,331
‫فقط به این دلیل که میخوایم چیزی رو دمان کنیم که

823
00:42:08,369 --> 00:42:10,208
‫با چیزهایی که تا به حال دیدیم فرق داره

824
00:42:14,930 --> 00:42:17,630
‫خیله خب،خانوما،سر جاهاتون بشینید

825
00:42:17,750 --> 00:42:19,630
‫برنامه داره شروع میشه

826
00:42:31,720 --> 00:42:33,790
‫دیشب نتونستم پلک رو هم بذارم

827
00:42:33,830 --> 00:42:35,840
‫نگرانِ روز سرنوشت سازت بودی؟

828
00:42:36,330 --> 00:42:37,740
‫سخن گو مون دیگه نیست

829
00:42:37,940 --> 00:42:41,150
‫مجبور شدم به یکی از این هتل ها تو آلتون برم تا جسد رو شناسایی کنم

830
00:42:41,850 --> 00:42:42,810
‫سکته قلبی کرده بود؟

831
00:42:42,820 --> 00:42:43,760
‫مثل پنیر باد کرده بود

832
00:42:44,240 --> 00:42:45,590
‫اونجا بود که فهمیدم چرا غیر از رادیو

833
00:42:45,628 --> 00:42:47,338
‫جای دیگه ای کار نمیکرده

834
00:42:47,560 --> 00:42:49,140
‫باعث میشده کسی نفهمه چه هیولایی ــه

835
00:42:49,530 --> 00:42:52,410
‫اخه مگه میشه یه شرکت ٰمحصولات رژیمی
‫یه سخنگوی ۲۰۰ کیلویی داشته باشه؟

836
00:42:52,900 --> 00:42:54,739
‫به علاوه مجبور شدم کاری رو انجام بدم که

837
00:42:54,740 --> 00:42:56,440
‫روز ها بود که داشتم بهش فکر میکردم

838
00:42:56,478 --> 00:42:58,138
‫ببخشید،معذرت میخوام

839
00:42:58,330 --> 00:43:00,700
‫خانمها؟خانمها لطفاً سکوت رو رعایت کنید

840
00:43:00,710 --> 00:43:01,620
‫خانم ها

841
00:43:03,920 --> 00:43:08,049
‫امروز میخوام با قلبی آکنده از درد و رنج اعلام کنم که

842
00:43:08,050 --> 00:43:11,789
‫سخنگوی دوست داشتنیمون کیت انرلیث

843
00:43:11,790 --> 00:43:14,920
‫چهره در حجاب خاک پنهان کرده

844
00:43:15,630 --> 00:43:18,579
‫حالا،خانمها در این شرایط سخت

845
00:43:18,580 --> 00:43:19,810
‫باید به یاد داشته باشیم که...

846
00:43:20,190 --> 00:43:23,690
‫هر پایانی خودش شروعی دوباره ــست

847
00:43:24,260 --> 00:43:25,739
‫به همین دلیلِ که میخوام با خوشحالی

848
00:43:25,740 --> 00:43:29,440
‫سخنگوی جدید شرکت کال ـاو ـمتریک رو بهتون معرفی کنم

849
00:43:30,350 --> 00:43:31,970
‫بدون هیچ اضافه گویی

850
00:43:31,980 --> 00:43:34,259
‫اجازه بدید به سخنگوی جدیدِ کال ــاو --متریک

851
00:43:34,260 --> 00:43:37,190
‫چهره جدید در مسیر کاریمون...

852
00:43:37,210 --> 00:43:40,050
‫دکتر آستین لانگهام رو بهتون معرفی کنم!

853
00:43:41,330 --> 00:43:43,289
‫ممنونم!ممنون

854
00:43:43,290 --> 00:43:45,190
‫بسه دیگه،دارید منو شرمنده میکنید،خواهش میکنم

855
00:43:48,180 --> 00:43:49,480
‫خیلی ازت ممنونم

856
00:43:50,160 --> 00:43:52,939
‫برخی مشکلات جسمی که میتونن عامل ناتوانیِ جنسی باشن

857
00:43:52,940 --> 00:43:57,520
‫ممکنه که شامل گرفتگیِ عروق،پر کاری غده تیروئید

858
00:43:59,310 --> 00:44:03,960
‫دیابت و یا ترشح بیش از حد دیگر غده ها باشن

859
00:44:07,130 --> 00:44:08,580
‫بیشتر از یک ساعت ِ که داریم ضبط میکنیم

860
00:44:08,618 --> 00:44:09,868
‫میخوای یه استراحتی بکنیم؟

861
00:44:10,550 --> 00:44:14,180
‫هممم،بذار،هممم،بذار ضبط بشه

862
00:44:16,880 --> 00:44:17,690
‫بیا بشین

863
00:44:23,610 --> 00:44:25,060
‫متوجه شدم که خب...

864
00:44:26,820 --> 00:44:30,070
‫بعد از این همه مدت که داری از کار ما فیلم میگیری

865
00:44:31,210 --> 00:44:32,410
‫این شانس برات پیش نیومده که

866
00:44:32,448 --> 00:44:37,048
‫در مورد نقش خودت در این تحقیق چیزی بگی

867
00:44:43,370 --> 00:44:45,020
‫من...من از همه چیز فیلم میگیرم

868
00:44:45,650 --> 00:44:47,450
‫در واقع ضبطشون میکنم

869
00:44:48,250 --> 00:44:49,070
‫اینطور فکر میکنم

870
00:44:51,200 --> 00:44:52,190
‫در کار تو

871
00:44:53,350 --> 00:44:57,059
‫میتونی بگی از چه چیزی بیشتر در کارت الهام گرفتی؟

872
00:44:57,060 --> 00:44:57,940
‫این تحقیق

873
00:45:01,190 --> 00:45:02,429
‫منظورم اینه که تو هالیوود....

874
00:45:02,430 --> 00:45:04,280
‫اینو میدونم چون مدتی اونجا کار کردم....

875
00:45:04,390 --> 00:45:06,540
‫اونا پشت هم همون داستان های قدیمی رو باز تولید میکنن...

876
00:45:06,960 --> 00:45:09,579
‫یه فیلم وسترن در مورد یه آدم قانون گریز که قلب مهربونی داره

877
00:45:09,580 --> 00:45:11,619
‫یا یه فیلم ترسناک در مورد یه فیزیک دان

878
00:45:11,620 --> 00:45:12,920
‫که دیگه خیلی وقته که

879
00:45:12,958 --> 00:45:13,958
‫کسی از اینجور چیزها خوشش نمیاد

880
00:45:14,600 --> 00:45:17,410
‫ولی اینجا،تو این آزمایشگاه

881
00:45:17,990 --> 00:45:20,390
‫کاری که شما هر روز دارید انجامش میدید

882
00:45:21,240 --> 00:45:22,820
‫چیز کاملاً جدید و نویی ــه

883
00:45:25,940 --> 00:45:26,890
‫و کاری که ما داریم اینجا انجام میدیم

884
00:45:26,928 --> 00:45:30,129
‫دیگه فقط به مشاهدات و کشفیات ختم نمیشه

885
00:45:30,130 --> 00:45:31,780
‫یه ایده خوب به چه دردی میخوره

886
00:45:31,818 --> 00:45:33,528
‫وقتی که نتونی در عمل ازش استفاده کنی؟

887
00:45:34,380 --> 00:45:37,410
‫کاری که ما اینجا داریم انجام میدیم،داره تغییر میکنه

888
00:45:38,460 --> 00:45:42,840
‫ما دیگه تنها پدیده ها رو مشاهده  و داده ها رو ثبت نمیکنیم

889
00:45:43,730 --> 00:45:46,940
‫ما میخوایم شیوه دیگه ای  همکاریمون رو درتقیق اعمال کنیم...

890
00:45:48,370 --> 00:45:51,560
‫که کاملاً با بیماران از نزدیک کار کنیم

891
00:45:51,760 --> 00:45:56,120
‫وظیفه جدید ما اینجا دیگه تنها مشاهده مشکلات بیمارانمون نیست

892
00:45:57,440 --> 00:45:58,930
‫درمان اونا رو هم شامل میشه

893
00:46:08,740 --> 00:46:11,070
‫رداها،دستکش ها،و آموزش رقص

894
00:46:11,110 --> 00:46:12,420
‫همه...همه اینا کلی خرج برداشته

895
00:46:12,430 --> 00:46:15,539
‫پس مثل اینکه من تنها کسی هستم که کار خاصی نکرده

896
00:46:15,540 --> 00:46:16,100
‫خب،من برعکس این فکر میکنم

897
00:46:16,101 --> 00:46:18,110
‫باید بگم که تو خیلی هم خوب خودت رو آماده کردی

898
00:46:18,740 --> 00:46:20,040
‫حالا،این پیشخدمت کجاست؟

899
00:46:23,290 --> 00:46:25,449
‫همم،خانوما میتونن شرابای ویژه شما رو تست کنن

900
00:46:25,450 --> 00:46:26,180
‫ممنون

901
00:46:26,960 --> 00:46:29,090
‫بیل مسترز،معلوم هست کجایی؟

902
00:46:29,100 --> 00:46:30,580
‫دکتر پیرسون اجازه بدید که به شما با افتخار...

903
00:46:30,590 --> 00:46:32,520
‫خانم مسترز خیلی خوشحالم

904
00:46:32,810 --> 00:46:35,310
‫نه،در واقع ایشون همسر دکتر مسترز هستند

905
00:46:35,320 --> 00:46:37,449
‫و خانم جانسون هم با بیل کار میکنن

906
00:46:37,450 --> 00:46:39,209
‫که البته اینقدر کارشون زیاده که انگار زن و شوهرن

907
00:46:39,210 --> 00:46:41,200
‫بله،فقط خیلی بدتر از ازدواج میگذره

908
00:46:43,120 --> 00:46:44,330
‫پس شما دو نفر اینجایید

909
00:46:44,340 --> 00:46:46,940
‫سلام،ببین کی اینجاست...

910
00:46:47,750 --> 00:46:50,390
‫شاه به همراه اطرافیانش وارد میشه

911
00:46:50,800 --> 00:46:54,200
‫همراهان خیلی با افتخار،ملکه ای که در زیبایی بینظیره

912
00:46:54,210 --> 00:46:57,640
‫که به وصیله مردمی از خراسان تاجگذاری کرده

913
00:46:58,900 --> 00:47:01,720
‫واقعاً سنت فوق العاده ای ــه

914
00:47:01,870 --> 00:47:04,290
‫قدمتش به سال ۱۸۷۸ برمیگرده

915
00:47:05,200 --> 00:47:07,280
‫لعنتی عجب مراسم عجیب غریبی ــه

916
00:47:07,430 --> 00:47:09,680
‫ولی حداقل نوشیدنی ها مثل همیشه درجه یک هستن

917
00:47:09,700 --> 00:47:12,240
‫همیشه با رفتارت ذاتت رو نشون میدی سم دانکن

918
00:47:13,230 --> 00:47:14,330
‫این پیک...

919
00:47:14,490 --> 00:47:15,769
‫به سلامتیِ لیبی مسترز

920
00:47:15,770 --> 00:47:17,920
‫که نشون داده که فرشته نجات ماست

921
00:47:18,300 --> 00:47:20,899
‫لیبی تو هفته گذشته ۳۰۰ دلار برای ما اعانه جمع کرده

922
00:47:20,900 --> 00:47:22,260
‫اوه،واقعاً کاری نکردم

923
00:47:22,270 --> 00:47:23,420
‫به سلامتی

924
00:47:23,590 --> 00:47:24,490
‫و آیا شما به

925
00:47:24,528 --> 00:47:27,127
‫پیشنهادی که بهتون دادیم فکر کردید،جناب دانکن؟

926
00:47:28,720 --> 00:47:32,320
‫من این احساس رو دارم که تحقیق شما میتونه برای
‫یه سیاستمدار مثل سم باشه

927
00:47:32,530 --> 00:47:34,629
‫خب،ولی همه ما میدونیم که شما سیاست مدار نیستید،درسته؟

928
00:47:34,630 --> 00:47:37,730
‫در واقع ما... به هیچ وجه جهت گیریِ سیاسی نداریم

929
00:47:37,900 --> 00:47:39,080
‫برای این خدا رو شکر میکنم

930
00:47:39,160 --> 00:47:39,960
‫بنابراین...

931
00:47:40,910 --> 00:47:42,060
‫فکر میکنم که بتونم

932
00:47:47,450 --> 00:47:48,430
‫میخواید بریم؟

933
00:47:52,670 --> 00:47:54,030
‫اوه،الان میام...

934
00:47:59,350 --> 00:48:00,300
‫بفرمایید،قربان

935
00:48:03,480 --> 00:48:04,510
‫عالی ـــه

936
00:48:19,400 --> 00:48:21,760
‫رابرت فرانکلین دیروز اومد خونه ما

937
00:48:22,810 --> 00:48:23,960
‫برادرِ کورال

938
00:48:25,520 --> 00:48:26,370
‫چی میخواست؟

939
00:48:27,630 --> 00:48:29,330
‫میگفت چیزی که روزنامه در مورد مردی که

940
00:48:29,368 --> 00:48:31,868
‫بیرون دفتر شما افتاده بود،نوشته درست نیست

941
00:48:32,150 --> 00:48:33,600
‫اون میگفت،شاهد هایی هستن که

942
00:48:33,638 --> 00:48:35,838
‫دیدن اونو از پشت یه کامیون به پایین پرت کردن

943
00:48:36,250 --> 00:48:38,100
‫خب این چه ربطی میتونه به تو داشته باشه؟

944
00:48:38,770 --> 00:48:39,840
‫من اون کامیون رو دیدم

945
00:48:40,940 --> 00:48:42,540
‫نزدیک بود بزنه به من

946
00:48:43,180 --> 00:48:46,030
‫اون ازم میخواست که برم پیش پلیس و بهشون بگم
‫چی دیدم

947
00:48:48,140 --> 00:48:50,070
‫این مشکل ما نیست لیب

948
00:48:50,290 --> 00:48:51,480
‫مشکل ما؟

949
00:48:52,900 --> 00:48:54,630
‫این هم مشکل ما نیست

950
00:48:56,490 --> 00:48:59,049
‫تنها دلیلی که باعث شد برای پول جمع کردن داوطلب بشم

951
00:48:59,050 --> 00:49:01,699
‫این بود که سم رو قانع کنم که به هییت امنا بپیونده

952
00:49:01,700 --> 00:49:02,879
‫و من هم ازت ممنونم

953
00:49:02,880 --> 00:49:03,889
‫میدونم که هستی

954
00:49:03,890 --> 00:49:04,740
‫قضیه اینه که....

955
00:49:06,510 --> 00:49:09,560
‫همه چیز تو زندگیمون،بیل
‫از وقتی که من یادم میاد

956
00:49:09,598 --> 00:49:10,928
‫حول تحقیق تو میچرخیده

957
00:49:11,590 --> 00:49:15,389
‫منظورم وامی ــه که گرفتیم و دوست هایی که از دست دادیم

958
00:49:15,390 --> 00:49:16,990
‫همه اینا فقط به خاطر کار تو بوده

959
00:49:17,028 --> 00:49:18,678
‫کاری که من توش هیچ نقشی ندارم

960
00:49:20,590 --> 00:49:22,160
‫من فقط...نمیدونم...

961
00:49:24,600 --> 00:49:26,600
‫من نمیدونم چطور جای خودم رو تو زندگی تو پیدا کنم

962
00:49:28,930 --> 00:49:29,830
‫تو کنار من هستی

963
00:49:45,520 --> 00:49:47,010
‫همم،فرانک زنگ زد

964
00:49:48,960 --> 00:49:51,710
‫گفت که امشب میخواد ساعت ۹:۰۰ تو کافی شاپ ببینتتون

965
00:49:57,920 --> 00:50:00,860
‫دکتر مدن راس ساعت۷:۰۰ منتظرت ــه

966
00:50:00,900 --> 00:50:03,900
‫فکر کردم که برات خیلی راحت تره که بعد از کارت بری پیششون

967
00:50:04,190 --> 00:50:05,540
‫برام وقت گرفتی؟

968
00:50:05,578 --> 00:50:08,469
‫دکتر مدن یکی از بهترین ها در این منطقه ــست

969
00:50:08,470 --> 00:50:09,609
‫میتونه کمکت کنه

970
00:50:09,610 --> 00:50:12,260
‫میتونی مشکلی رو که داری باهاش درمیون بذاری

971
00:50:12,298 --> 00:50:14,219
‫من فکر میکردم شما قرارِ کمکم کنید

972
00:50:14,220 --> 00:50:15,789
‫ولی من نمیتونم

973
00:50:15,790 --> 00:50:18,119
‫من کمترین توانایی برای اینکار رو هم ندارم...

974
00:50:18,120 --> 00:50:19,259
‫تو نمیتونی از من توقع داشته باشی

975
00:50:19,260 --> 00:50:21,210
‫که بشینم جلوی یه آدمی که اصلاً نمیشناسمش...

976
00:50:21,248 --> 00:50:23,860
‫اونم...یه مرد،بدترم شد

977
00:50:23,980 --> 00:50:26,230
‫و چیزهایی رو بهش بگم که به تو گفتم

978
00:50:26,540 --> 00:50:29,290
‫نه،من...متأسفم،ویرجینا
‫ولی...نمیتونم اینکار رو بکنم

979
00:50:29,580 --> 00:50:30,350
‫شرمنده

980
00:51:01,440 --> 00:51:05,630
‫میخوام در مورد چیزی که اونروز دیدم باهات حرف بزنم

981
00:51:10,450 --> 00:51:11,600
‫نمیتونم اینجوری زندگی کنم

982
00:51:11,638 --> 00:51:16,068
‫من...کاملاً اشتهام رو از دست دادم
‫چندین روزِ که نخوابیدم

983
00:51:16,270 --> 00:51:17,720
‫و خودت فکر میکنی مشکل از کجاست؟

984
00:51:19,100 --> 00:51:22,160
‫خیلی وقت پیش یه اتفاقی برام افتاده

985
00:51:22,330 --> 00:51:24,650
‫وبعضی وقتا...

986
00:51:25,290 --> 00:51:27,760
‫خب،اون...دوباره برام یادآوری میشه

987
00:51:31,910 --> 00:51:33,059
‫وقتی داشتم بزرک میشدم

988
00:51:33,060 --> 00:51:36,279
‫یه رودخونه بود که دقیقاً از پشت خونه ما رد میشد

989
00:51:36,280 --> 00:51:37,779
‫و تو تابستون،من وبرادرم

990
00:51:37,780 --> 00:51:39,949
‫تمام روز رو اونجا میگذروندیم

991
00:51:39,950 --> 00:51:41,069
‫غورباقه میگرفتیم

992
00:51:41,070 --> 00:51:44,730
‫نفس هامون رو زیر آب حبس میکردیم

993
00:51:46,270 --> 00:51:47,700
‫و خب،طبیعیِ که وقتی بزرگتر شدیم

994
00:51:48,700 --> 00:51:52,250
‫بازی هامون هم...

995
00:51:52,920 --> 00:51:54,110
‫عوض شد

996
00:52:10,760 --> 00:52:12,260
‫فکر میکردم رفته باشید خونه

997
00:52:12,840 --> 00:52:13,570
‫داشتیم میرفتیم

998
00:52:14,910 --> 00:52:17,740
‫با هم در موردش بحث کردیم،خب، به این نتیجه رسیدیم که

999
00:52:17,920 --> 00:52:20,320
‫نمیخوایم کَسِ دیگه ای درمان ما رو انجام بده

1000
00:52:20,500 --> 00:52:21,839
‫یه سری هماهنگی ها رو انجام دادیم

1001
00:52:21,840 --> 00:52:24,740
‫پاولین یه هتل پیدا کرده که قبوا کرده به ما اقامت بلند مدت بده...

1002
00:52:24,778 --> 00:52:26,468
‫قرارمون این نبود

1003
00:52:28,020 --> 00:52:29,470
‫ولی من باهات موافقت نکردم

1004
00:52:37,270 --> 00:52:38,990
‫هفته اولی که رزیدنت بودم

1005
00:52:39,150 --> 00:52:42,470
‫من رو به عنوان پزشک اورژانس قرار داده بودن

1006
00:52:44,010 --> 00:52:46,209
‫نزدیک ساعت ۲:۰۰ نصه شب

1007
00:52:46,210 --> 00:52:48,920
‫یه دختر جوان رو آوردن که تصادف کرده بود

1008
00:52:48,930 --> 00:52:49,880
‫کنترل ماشین رو از دست داده بود

1009
00:52:49,918 --> 00:52:52,568
‫از مسیرش منحرف شده بود ،رفته بود تو خاکب و ماشینش تو یه گودال گیر کرده بود

1010
00:52:53,090 --> 00:52:54,540
‫از شیشه جلو به بیرون پرت شده بود

1011
00:52:54,650 --> 00:52:59,110
‫با صورت افتاده بود رو آسفالت و حدود ۵۰،۶۰ متر رو زمین کشیده شده بود

1012
00:52:59,370 --> 00:53:00,510
‫صورتش...

1013
00:53:01,440 --> 00:53:04,140
‫میدونم که میتونی خودت تصور کنی،خیلی بدجور...

1014
00:53:06,830 --> 00:53:09,870
‫اونا به یه جراح پلاستیک از نیویورک سیتس زنگ زدن

1015
00:53:10,740 --> 00:53:13,190
‫وقتی داشت رو اون دختر کار میکرد داشتم تماشاش میکردم

1016
00:53:14,150 --> 00:53:15,540
‫وقتی که کارش تمام شد

1017
00:53:17,320 --> 00:53:20,020
‫اون دختر با یه چهره کاملاً جدید از بیمارستان رفت

1018
00:53:21,000 --> 00:53:21,880
‫صبح روز بعد

1019
00:53:23,250 --> 00:53:25,640
‫رشته تخصصیم رو به جراحیِ پلاستیک تغییر دادم

1020
00:53:25,730 --> 00:53:28,500
‫با خودم گفتم:چی میتونه از این بهتر باشه که

1021
00:53:28,600 --> 00:53:31,100
‫تواناییِ این رو داشته باشی که
‫به آدما یه شانس دوباره بدی؟

1022
00:53:34,200 --> 00:53:35,980
‫اون تصادف سهمگینی که براش پیش اومده بود؟

1023
00:53:36,760 --> 00:53:38,090
‫یه تصادف نبود

1024
00:53:39,720 --> 00:53:41,920
‫تنها کاری که ما کردیم این بود که نقشه ــش رو خراب کردیم

1025
00:53:45,110 --> 00:53:47,410
‫شش ما بعد
‫اون دختر اشتباه ما رو جبران کرد

1026
00:53:47,448 --> 00:53:50,888
‫یه مشت قرص خواب خورد

1027
00:53:54,100 --> 00:53:56,250
‫آدم فکر میکنه همین که بیرون رو درست کنه کافی ــه

1028
00:53:59,800 --> 00:54:01,160
‫این بخش آسونِ کاره

1029
00:54:08,730 --> 00:54:10,080
‫باید یه چیزی رو بهت بگم،بیل...

1030
00:54:13,950 --> 00:54:16,800
‫من بیشتر عمرم رو صرف این کردم که وانمود کنم تو اصلاً وجود نداری....

1031
00:54:18,980 --> 00:54:20,230
‫اگر کسی بود که ازم سوال میکرد

1032
00:54:20,268 --> 00:54:22,088
‫بهشون میگفتم من تنها بجه خانوادم بودم...

1033
00:54:22,220 --> 00:54:23,850
‫والدینم فقط یه بچه میخواستن

1034
00:54:25,340 --> 00:54:27,630
‫و بعضی مواقع انقدر بهش شاخ وبرگ میدام که

1035
00:54:28,520 --> 00:54:31,170
‫دیگه خودم هم داشت باورم میشد

1036
00:54:46,510 --> 00:54:47,940
‫من میخوام برادرم به من برگرده

1037
00:54:47,965 --> 00:54:51,990
‫www.worldsubtitle.in
‫مهدی

