‫﻿<font color="#ff۰۰۰۰">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#۰۰ff۰۰">تقدیم می کند</font>

1
00:00:13,861 --> 00:00:15,497
‫آنچه گذشت...

2
00:00:15,498 --> 00:00:18,102
‫میتونم یه رازی رو بهت بگم "آلیسون"؟

3
00:00:18,103 --> 00:00:20,441
‫شخصی که همیشه بودم...

4
00:00:20,442 --> 00:00:22,878
‫به نظر میاد اون شخص داره کمرنگ میشه.

5
00:00:22,879 --> 00:00:24,381
‫میخوام بمونم.

6
00:00:24,382 --> 00:00:27,221
‫آلیسون"و دوستاش دارن"
‫تا جشنواره پیاده میرن.

7
00:00:28,858 --> 00:00:32,263
‫میتونیم با همدیگه، دوتایی یه شروع تازه داشته باشیم.

8
00:00:32,264 --> 00:00:33,733
‫در کلینیک خودمون.

9
00:00:33,734 --> 00:00:35,704
‫"بیل" و "ویرجینیا"...

10
00:00:35,705 --> 00:00:39,479
‫شاید با تعداد ملاقاتهایی
‫که پیش میاد مخالفت کنن.

11
00:00:39,480 --> 00:00:42,217
‫نانسی" و من یه ایده برای یه کتاب داریم".

12
00:00:42,218 --> 00:00:44,755
‫مطمئنم که میتونیم یه کاریش بکنیم.

13
00:00:44,756 --> 00:00:45,758
‫حامله‌م.

14
00:00:46,760 --> 00:00:47,928
‫"نانس"...

15
00:00:47,929 --> 00:00:49,499
‫نمیدونم پدرش کیه.

16
00:00:49,500 --> 00:00:51,068
‫آرت" ـه".

17
00:00:51,069 --> 00:00:52,805
‫خب، در مورد این چیزا خیلی مراقبم.

18
00:00:52,806 --> 00:00:54,609
‫با همه از کاندوم استفاده میکنم.

19
00:00:54,610 --> 00:00:56,513
‫برای درمان اومدی؟

20
00:00:56,514 --> 00:00:58,148
‫خیلی غافلگیر شدم...

21
00:00:58,149 --> 00:01:02,190
‫که تونستی مامان رو راضی کنی.

22
00:01:02,191 --> 00:01:03,727
‫اصلا خبر نداره.

23
00:01:03,728 --> 00:01:07,033
‫همیشه فقط به سمت ناشناخته پریدیم...

24
00:01:07,034 --> 00:01:09,705
‫چه کار و چه سکس.

25
00:01:09,706 --> 00:01:12,310
‫تنها چیزی که امتحانش نکردیم...

26
00:01:12,311 --> 00:01:14,415
‫فقط بودن ـه.

27
00:01:14,416 --> 00:01:17,722
‫داشتن یه زندگی با هم
‫یعنی با تمام وجود بودن.

28
00:01:23,133 --> 00:01:25,003
‫تا مرگ ما رو از هم جدا کنه.

00:01:26,796 --> 00:01:45,232
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

29
00:02:07,976 --> 00:02:11,040
‫فصل چهارم قسمت دهم
‫چشمهای خدا

30
00:02:16,840 --> 00:02:20,447
‫♪ روشنایی هست، هاله‌ای طلایی ♪

31
00:02:20,448 --> 00:02:23,453
‫♪ در چمنزار ♪

32
00:02:23,454 --> 00:02:26,993
‫♪ روشنایی هست، هاله‌ای طلایی ♪

33
00:02:26,994 --> 00:02:29,899
‫♪ در چمنزار ♪

34
00:02:29,900 --> 00:02:32,905
‫♪ ذرت به بلندی ♪

35
00:02:32,906 --> 00:02:36,579
‫♪ چشم یک فیل ـه ♪

36
00:02:36,580 --> 00:02:40,052
‫♪ و به نظر میاد ♪

37
00:02:40,053 --> 00:02:43,893
‫♪ همینطوری داره میره بالا ♪

38
00:02:43,894 --> 00:02:48,904
‫♪ تا به آسمون برسه ♪

39
00:02:50,541 --> 00:02:53,113
‫ببخشید، بیدارت کردم؟

40
00:02:54,916 --> 00:02:57,621
‫داشتم خواب میدیدم که
‫تو مراسم ازدواجمون بودیم...

41
00:02:57,622 --> 00:03:01,361
‫و آقای "سمی دیویس جونیور" داشت آواز میخوند.



45
00:03:15,424 --> 00:03:17,528
‫فکر میکردم.

46
00:03:17,529 --> 00:03:21,201
‫میتونستیم این کار رو تو خونه "هف" انجام بدیم.

47
00:03:21,202 --> 00:03:23,706
‫توی غار، زیر آب.

48
00:03:23,707 --> 00:03:25,677
‫آره، سوگند خوردنمون میتونه به شکل حباب باشه.

49
00:03:25,678 --> 00:03:28,449
‫با تمام مهمونهای لخت‌مون و داخل لوله‌ها.

50
00:03:28,450 --> 00:03:31,556
‫یه بار در مورد عروسی خوندم...

51
00:03:31,557 --> 00:03:34,295
‫که در دودی زیاد یهو پیداش شده بود.

52
00:03:38,369 --> 00:03:42,544
‫خوشبختانه، کلی وقت داریم
‫تا در مورد جزییاتش فکر کنیم.

53
00:03:42,545 --> 00:03:44,949
‫اما الان، باید سریعتر برم...

54
00:03:44,950 --> 00:03:47,386
‫قبل از اینکه بچه‌هات بیدار بشن.

55
00:03:47,387 --> 00:03:49,792
‫نمیخوای که اینطوری منو ببینن.

56
00:03:49,793 --> 00:03:53,633
‫بله، آره، ایده بدی برات میشه
‫که اونا رو غافلگیر کنی.

57
00:03:53,634 --> 00:03:55,437
‫آره، و مثل یه ازدواج...

58
00:03:55,438 --> 00:03:58,141
‫به بچه‌هامون بگیم که داریم برنامه‌ریزی میکنیم.

59
00:03:58,142 --> 00:03:59,979
‫چندان بی‌شباهت به گفتن به پدرومادرم نیست.

60
00:03:59,980 --> 00:04:01,916
‫یادته که باهاشون امروز صبح...

61
00:04:01,917 --> 00:04:02,951
‫یه مصاحبه داری درسته؟

62
00:04:02,952 --> 00:04:05,290
‫خدایا.

63
00:04:07,394 --> 00:04:10,199
‫مشاوره دادن به پدرومادر زن آینده‌م.

64
00:04:10,200 --> 00:04:13,606
‫- دستوری...
‫- کمکم میکنی؟

65
00:04:13,607 --> 00:04:15,142
‫ذهنم رو آروم میکنی؟

66
00:04:15,143 --> 00:04:17,314
‫برای اینکه انجامش میدی خیلی ممنونم.

67
00:04:20,421 --> 00:04:22,223
‫چیه؟

68
00:04:22,224 --> 00:04:24,795
‫هیچی.

69
00:04:24,796 --> 00:04:26,667
‫خوشحالم.

70
00:04:36,453 --> 00:04:39,459
‫- ماشین تو ـه؟
‫- نه. ونمه.

71
00:04:40,761 --> 00:04:43,031
‫از یه یارویی به اسم "پاچز" گرفتم...

72
00:04:43,032 --> 00:04:46,338
‫که در مرکز انجمن یهودی ملاقاتش کردم...

73
00:04:46,339 --> 00:04:48,810
‫جایی که راهبه‌ها ساندویچ رایگان میدادن.

74
00:04:48,811 --> 00:04:50,312
‫البته.

75
00:04:50,313 --> 00:04:52,718
‫میدونم که سعی کردیم
‫که تو اخبار تو رو ببینیم...

76
00:04:52,719 --> 00:04:54,354
‫اما با اون همه گل و بارون...

77
00:04:54,355 --> 00:04:57,293
‫یه دلیلی وجود داره که
‫چرا مردم به سن من هیپی نمیشن.

78
00:04:57,294 --> 00:04:59,699
‫نه اینکه از یه لحظه‌ش هم پشیمون باشم.

79
00:05:01,403 --> 00:05:04,073
‫تموم هفته اینجا می‌مونی...

80
00:05:04,074 --> 00:05:05,643
‫در حالی که "بیل" مراقب بچه‌هاست؟

81
00:05:05,644 --> 00:05:08,683
‫نه، نه، فقط دیشب برای شام موندم.

82
00:05:08,684 --> 00:05:10,587
‫همه بچه‌ها پیش هم بودن...

83
00:05:10,588 --> 00:05:12,356
‫و بعدش "جورج" اومد تا "لیزا" رو ببره.

84
00:05:12,357 --> 00:05:13,860
‫میخواستم برم خونه.

85
00:05:13,861 --> 00:05:15,463
‫"اشکالی نداره "جین...

86
00:05:15,464 --> 00:05:19,805
‫اگر تو و "بیل" الان با همین.

87
00:05:21,208 --> 00:05:25,050
‫راستش "لیبی"، میخوایم ازدواج کنیم.

88
00:05:29,859 --> 00:05:32,064
‫تو اولین نفری هستی که میدونی.

89
00:05:35,671 --> 00:05:38,376
‫خوشحالم، واقعا.

90
00:05:40,080 --> 00:05:43,820
‫تنها نگرانی من بچه‌هان
‫که گیج میشن.

91
00:05:43,821 --> 00:05:45,657
‫خب، معلومه که هنوز نمیدونن.

92
00:05:45,658 --> 00:05:48,061
‫راستش امیدوار بودم که تو و من...

93
00:05:48,062 --> 00:05:50,332
‫بتونیم راهی رو با هم پیدا کنیم...

94
00:05:50,333 --> 00:05:51,903
‫که چطوری بهشون بگیم.

95
00:05:54,442 --> 00:05:56,245
‫دنیا جای شگفت‌انگیزی ـه.

96
00:05:58,584 --> 00:06:00,787
‫سلام!

97
00:06:00,788 --> 00:06:03,191
‫سلام، سلام، دلم برات تنگ شده.

98
00:06:03,192 --> 00:06:05,730
‫دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده.

99
00:06:05,731 --> 00:06:07,299
‫سلام، عمه "جینی"، "جینی" برگشته!

100
00:06:07,300 --> 00:06:08,636
‫سلام.

101
00:06:13,747 --> 00:06:18,422
‫بعد از این همه سال.
‫خب تبریک میگم.

102
00:06:18,423 --> 00:06:20,895
‫- ممنون.
‫- به هر دو تاتون.

103
00:06:23,099 --> 00:06:26,104
‫مثل یه داستان پریان می‌مونه که به واقعیت دراومده.

104
00:06:26,105 --> 00:06:27,574
‫برنامه‌ریز ازدواجتون کیه؟

105
00:06:27,575 --> 00:06:30,045
‫برنامه‌ریز، نه من فکر کردم که "بیل" و من...

106
00:06:30,046 --> 00:06:32,249
‫در نقطه‌ای هستیم که واقعا لازم نیست...

107
00:06:32,250 --> 00:06:34,387
‫نه، یه برنامه‌ریز ازدواج خیلی ضروری ـه.

108
00:06:34,388 --> 00:06:35,924
‫نمیتونی که توی اون روز...

109
00:06:35,925 --> 00:06:37,727
‫با یه میلیون جزییات آزاردهنده سروکله بزنی.

110
00:06:37,728 --> 00:06:39,464
‫پس شاید تو از این کار خوشت بیاد.

111
00:06:39,465 --> 00:06:42,637
‫و "بارتون"، امیدوار بودیم که به
‫عنوان شاهدمون هم باشی.

112
00:06:42,638 --> 00:06:45,142
‫بیشتر از این دیگه مفتخر نمیشم.

113
00:06:45,143 --> 00:06:47,814
‫امروز تمام مجله‌های عروسم رو میکشم بیرون.

114
00:06:47,815 --> 00:06:50,319
‫مشترکش هستی؟

115
00:06:50,320 --> 00:06:53,325
‫خب، شادترین مراسم
‫روی زمین ازدواج ـه.

116
00:06:53,326 --> 00:06:56,232
‫چیزی ـه که بهمون کلی امید میده.

117
00:07:00,574 --> 00:07:02,076
‫"آقا و خانم "اشلمن.

118
00:07:02,077 --> 00:07:05,550
‫بله، البته. اشکالی نداره امضا کنین؟

119
00:07:05,551 --> 00:07:07,554
‫خب اولین کاری که میکنیم یه مصاحبه‌ ورودی ـه.

120
00:07:07,555 --> 00:07:09,458
‫دقیقا وارد چی میشیم؟

121
00:07:09,459 --> 00:07:11,762
‫فکر کنم منظورش یه پرسشنامه‌س.

122
00:07:11,763 --> 00:07:14,401
‫بذار "بیل" توضیح بده منظورش چیه...

123
00:07:14,402 --> 00:07:16,371
‫به جای اینکه ما حدس بزنیم.

124
00:07:16,372 --> 00:07:18,308
‫به طور کلی "هری" درست میگه.

125
00:07:18,309 --> 00:07:20,947
‫یه پرسشنامه‌س. یه پرسشنامه وسیع.

126
00:07:20,948 --> 00:07:22,751
‫در مورد چی؟

127
00:07:22,752 --> 00:07:24,120
‫چیزای مختلف...

128
00:07:24,121 --> 00:07:26,759
‫خاطرات بچگی، شناخت خود...

129
00:07:26,760 --> 00:07:30,265
‫چه تحریک جنسی میتونه
‫بیانگر یه واکنش باشه.

130
00:07:30,266 --> 00:07:32,971
‫خب با مشکلات جنسی‌تون در حال حاضر شروع میکنیم.

131
00:07:32,972 --> 00:07:34,941
‫خب، مشکلات جنسی در حال حاضرم...

132
00:07:34,942 --> 00:07:36,812
‫اسمش ازدواج ـه.

133
00:07:36,813 --> 00:07:39,317
‫خب، "ادنا" با خواسته که بیاد اینجا موافقت کرده.

134
00:07:39,318 --> 00:07:41,322
‫"وسط یه جلسه‌م "لستر.

135
00:07:43,527 --> 00:07:45,663
‫و منم با خواسته دخترم اینجام.

136
00:07:45,664 --> 00:07:47,100
‫میشه ببینمش؟

137
00:07:49,505 --> 00:07:51,508
‫ببین، "بیل" میدونم این درمان فقط وقتی جواب میده...

138
00:07:51,509 --> 00:07:53,378
‫که هر دو فرد بخوان که اینجا باشن.

139
00:07:53,379 --> 00:07:55,115
‫به غیر از رابطه جنسی...

140
00:07:55,116 --> 00:07:59,323
‫چطوری به دنبال لذت دادن به همسرت هستی؟

141
00:07:59,324 --> 00:08:01,729
‫امکان نداره چیزی رو بپرسی
‫که فکر میکنم داری میپرسی.

142
00:08:01,730 --> 00:08:03,666
‫خب، "ادنا" ما تو و "هری" رو جدا میکنیم...

143
00:08:03,667 --> 00:08:05,168
‫تا به این سوالات جواب بدی...

144
00:08:05,169 --> 00:08:07,239
‫پس اگر حس میکنی....

145
00:08:07,240 --> 00:08:09,243
‫با چه تناوبی...

146
00:08:09,244 --> 00:08:13,486
‫از رهاسازی خودارضایی‌کننده استفاده میکنین؟

147
00:08:13,487 --> 00:08:15,790
‫- واقعا، مادر...
‫- عزیزم.

148
00:08:15,791 --> 00:08:17,159
‫بیل" اینجاس تا بهمون کمک کنه".

149
00:08:17,160 --> 00:08:19,263
‫اما چطوری کمک میکنه؟

150
00:08:19,264 --> 00:08:22,670
‫این همه صحبت در مورد چیزای خصوصی...

151
00:08:22,671 --> 00:08:24,641
‫چیزایی که مربوط به اتاق خوابه...

152
00:08:24,642 --> 00:08:26,010
‫یا مربوط به اعتراف گناه...

153
00:08:26,011 --> 00:08:27,847
‫وقتی هیچکدومش اصلا به درد نمیخوره.

154
00:08:27,848 --> 00:08:29,484
‫"خب، میخوام بگم که فرق میکنه "ادنا.

155
00:08:29,485 --> 00:08:31,688
‫صدها مورد دیدیم که...

156
00:08:31,689 --> 00:08:33,659
‫با جار زدن همه چیز در همه جا...

157
00:08:33,660 --> 00:08:35,463
‫و جستجو کردنش مثل یه لاشخور.

158
00:08:35,464 --> 00:08:36,832
‫با تمام احترام...

159
00:08:36,833 --> 00:08:38,903
‫کاری که تو و "ویرجینیا" اینجا انجام میدین...

160
00:08:38,904 --> 00:08:42,510
‫متوجه هستین که نمیتونین
‫این غول چراغ رو به جای خودش برگردونین؟

161
00:08:42,511 --> 00:08:45,015
‫چیزای مخفی؟ چیزای ناجور؟

162
00:08:45,016 --> 00:08:46,885
‫وقتی که بلند گفتیشون...

163
00:08:46,886 --> 00:08:49,491
‫برای همیشه باقی می‌مونن.

164
00:08:49,492 --> 00:08:52,095
‫رهاسازی خودارضایی‌کننده.

165
00:08:52,096 --> 00:08:53,899
‫ترجیح میدم هر چه زودتر به ماه پرواز کنم.

166
00:08:53,900 --> 00:08:57,339
‫بیشترین تلاشم رو به مدت ۴۰ سال کردم
‫تا همسر خوبی باشم.

167
00:08:57,340 --> 00:08:58,844
‫چرا همینقدر کافی نیست؟

168
00:09:01,381 --> 00:09:02,785
‫"منو میشناسی "هری.

169
00:09:03,954 --> 00:09:05,656
‫و میدونی...

170
00:09:05,657 --> 00:09:08,128
‫که چیزی که میخوای زیادی ـه.

171
00:09:10,199 --> 00:09:12,637
‫نمیتونم این کار رو بکنم.

172
00:09:20,353 --> 00:09:22,490
‫خب، اگر "ادنا" نمیخواد...

173
00:09:22,491 --> 00:09:25,997
‫پس منم نمیخوام.

174
00:09:25,998 --> 00:09:29,203
‫ببین، شاید فردا بیدار شه
‫و حس متفاوتی در موردش داشته باشه.

175
00:09:29,204 --> 00:09:31,274
‫خسته شدم که این حس رو بکنم...

176
00:09:31,275 --> 00:09:34,213
‫که خواستن سکس تو زندگیم یه جور جنایته.

177
00:09:34,214 --> 00:09:37,352
‫که اینکه بخوام درنظر گرفته بشم
‫باعث میشه باری روی دوشم قرار بگیره.

178
00:09:37,353 --> 00:09:38,923
‫از ازدواجم...

179
00:09:38,924 --> 00:09:40,626
‫خسته شدم.

180
00:09:40,627 --> 00:09:43,533
‫ادنا" و من کارمون تمومه".

181
00:09:48,910 --> 00:09:50,211
‫بابا.

182
00:09:50,212 --> 00:09:53,485
‫بابا، میدونم که باید سخت باشه...

183
00:09:53,486 --> 00:09:57,560
‫اما نباید مامان رو ترک کنی، هر چقدر هم که سخت باشه.

184
00:09:57,561 --> 00:09:59,966
‫چی باعث شده اینقدر مطمئن باشی که من ترکش میکنم؟

185
00:10:01,168 --> 00:10:04,139
‫اینطوری که هر دوتون با شدت زدین بیرون.

186
00:10:04,140 --> 00:10:06,077
‫داشتی به حرفهامون گوش میکردی؟

187
00:10:06,078 --> 00:10:08,114
‫اوه، "جینی" اشتباه ـه.

188
00:10:08,115 --> 00:10:10,185
‫نه، تمام جلسات رو ضبط میکنیم.

189
00:10:10,186 --> 00:10:12,189
‫یه عملکرد معمولی ـه.

190
00:10:12,190 --> 00:10:15,028
‫نکته اینه که مامان عاشقته.

191
00:10:15,029 --> 00:10:16,330
‫عاشقمه؟

192
00:10:16,331 --> 00:10:18,334
‫اگر اینطور بود الان تو دفتر "بیل" بودیم...

193
00:10:18,335 --> 00:10:20,138
‫سعی داشتیم بفهمیم...

194
00:10:20,139 --> 00:10:23,445
‫درمانمون راه سختی برای خیلی از افراد ـه.

195
00:10:23,446 --> 00:10:26,485
‫فضولی کردن و اغلب خجالت‌آور ـه.

196
00:10:26,486 --> 00:10:28,489
‫میخوای زندگی کاری خودتو لکه‌دار کنی...

197
00:10:28,490 --> 00:10:29,792
‫تا فقط از اون دفاع کنی؟

198
00:10:30,794 --> 00:10:32,797
‫۶۱سالشه.

199
00:10:32,798 --> 00:10:34,734
‫اگر ترکش کنی نابود میشه.

200
00:10:34,735 --> 00:10:37,039
‫عزیزم، خواهش میکنم.

201
00:10:37,040 --> 00:10:38,642
‫چرا اینقدر سخت میجنگی؟

202
00:10:38,643 --> 00:10:40,145
‫چونکه نباید جدا بشین.

203
00:10:40,146 --> 00:10:41,581
‫همدیگه رو به دیوونگی می‌کشونین.

204
00:10:41,582 --> 00:10:42,884
‫خب که چی؟

205
00:10:42,885 --> 00:10:45,088
‫چیزای بدتری هم هستن...

206
00:10:45,089 --> 00:10:47,025
‫مثل هر شب در تنهایی شام خوردن...

207
00:10:47,026 --> 00:10:49,664
‫یا بیدار شدن تو یه تختخواب خالی.

208
00:10:49,665 --> 00:10:51,200
‫خودت تنهایی پیر شدن...

209
00:10:51,201 --> 00:10:54,273
‫این وجه ترسناکشه، بابا...

210
00:10:54,274 --> 00:10:56,445
‫وجهی که به روشنی در موردش اصلا فکر نکردی.

211
00:10:56,446 --> 00:10:58,682
‫با اینکه خودت دو تا ازدواج ناموفق داشتی...

212
00:10:58,683 --> 00:11:01,822
‫نتونستی با این احتمال کنار بیای؟

213
00:11:03,158 --> 00:11:04,961
‫"تصمیمم رو گرفتم "جینی.

214
00:11:04,962 --> 00:11:07,533
‫میخوام بهش احترام بذاری.

215
00:11:07,534 --> 00:11:08,669
‫بابا، صبر کن.

216
00:11:08,670 --> 00:11:09,904
‫بابا، خواهش میکنم.

217
00:11:09,905 --> 00:11:11,908
‫ویرجینیا"، باید با تو و "بیل" صحبت کنم".

218
00:11:11,909 --> 00:11:13,479
‫"الان اصلا وقتش نیست "آرت.

219
00:11:13,480 --> 00:11:16,017
‫متاسفانه هست.

220
00:11:18,757 --> 00:11:21,227
‫مطمئن نیستم که فهمیده باشیم.

221
00:11:21,228 --> 00:11:22,663
‫چیزی که میگم اینه که...

222
00:11:22,664 --> 00:11:25,034
‫نانسی" میخواد خودش یه کلینیک"...

223
00:11:25,035 --> 00:11:26,171
‫تو نیویورک باز کنه.

224
00:11:27,441 --> 00:11:28,675
‫قصد داره...

225
00:11:28,676 --> 00:11:31,113
‫از روشهای "مسترز" و "جانسون" استفاده کنه.

226
00:11:31,114 --> 00:11:33,952
‫پرونده‌هاتونو خونده و اسامی بیماران رو برداشته...

227
00:11:33,953 --> 00:11:36,357
‫به خصوص بیماران بانفوذ و ثروتمند.

228
00:11:36,358 --> 00:11:39,430
‫همینطور با "باب درگ" قراری گذاشته...

229
00:11:39,431 --> 00:11:40,966
‫تا کتابی در مورد همجنسگرایی...

230
00:11:40,967 --> 00:11:43,438
‫براساس کاری که اینجا داریم میکنیم بنویسه.

231
00:11:43,439 --> 00:11:45,275
‫الان "نانسی" کجاست؟

232
00:11:45,276 --> 00:11:49,450
‫تمام هفته نیویورک ـه، برای
‫گرفتن دفتر داره اسناد رو امضا میکنه.

233
00:11:49,451 --> 00:11:51,086
‫فضای تو نیست؟

234
00:11:51,087 --> 00:11:52,456
‫باورش سخته که...

235
00:11:52,457 --> 00:11:53,992
‫تو در تمام اینا همکارش نبودی.

236
00:11:53,993 --> 00:11:56,631
‫بودم اما دیگه نیستم.

237
00:11:56,632 --> 00:11:58,735
‫باید با برخی از حقایق سخت روبه‌رو میشدم...

238
00:11:58,736 --> 00:12:00,806
‫در مورد خودم و ازدواجم...

239
00:12:00,807 --> 00:12:04,514
‫و اینکه "نانسی" و من کی هستیم...

240
00:12:04,515 --> 00:12:05,583
‫برای همدیگه کی بودیم.

241
00:12:05,584 --> 00:12:07,520
‫پس ازدواج شما هم داره تموم میشه.

242
00:12:07,521 --> 00:12:10,124
‫خب، عجب صبحی بوده.

243
00:12:10,125 --> 00:12:12,530
‫"متاسفم "آرت.

244
00:12:12,531 --> 00:12:15,236
‫البته، منم متاسفم.

245
00:12:20,112 --> 00:12:21,982
‫حقتون این نبود.

246
00:12:21,983 --> 00:12:24,988
‫اینکه کارتون دزدیده بشه
‫و به اعتمادتون خیانت بشه.

247
00:12:24,989 --> 00:12:27,927
‫پس فقط میخوام بگم متاسفم.

248
00:12:27,928 --> 00:12:31,167
‫امیدوارم زیادی دیر نشده باشه.

249
00:12:32,437 --> 00:12:34,106
‫در چنین پیمان‌شکنی جدی...

250
00:12:34,107 --> 00:12:36,176
‫مجموعه‌ای از اقدامات هست که باید درنظر گرفته بشه.

251
00:12:36,177 --> 00:12:37,980
‫اولین اقدام باید عوض کردن تمام قفلها باشه...

252
00:12:37,981 --> 00:12:39,817
‫یا اینکه میرم خودم بیرون نگهبانی میدم.

253
00:12:39,818 --> 00:12:40,920
‫قفلها رو عوض کنین، بله.

254
00:12:40,921 --> 00:12:42,355
‫لستر"، این کار خودته".

255
00:12:42,356 --> 00:12:44,293
‫تا اون موقع، یکی از ما باید...

256
00:12:44,294 --> 00:12:47,265
‫هر اینچ دفتر "نانسی" رو بگرده
‫شاید پرونده یا فهرستی رو پنهان کرده باشه.

257
00:12:47,266 --> 00:12:48,602
‫همین کار رو هم برای خونه‌ش انجام میدیم...

258
00:12:48,603 --> 00:12:49,771
‫که احتمالا به یه حکم بازرسی نیازه...

259
00:12:49,772 --> 00:12:51,340
‫مگر اینکه شوهرش راه‌مون بده.

260
00:12:51,341 --> 00:12:52,810
‫مطمئنم "آرت" این کار رو میکرد اما
‫همین الانم از اونجا رفته.

261
00:12:52,811 --> 00:12:54,814
‫باور نمیکنم که "نانسی" این کار رو کرده باشه.

262
00:12:54,815 --> 00:12:56,618
‫این زنی نیست که من میشناسم.

263
00:12:56,619 --> 00:12:58,789
‫متاسفانه، اغلب یه کارمند مورد اعتماد...

264
00:12:58,790 --> 00:13:01,293
‫در موقعیتی ـه که
‫بیشترین آسیب رو وارد میکنه.

265
00:13:01,294 --> 00:13:03,832
‫آرت" گفتش که اون"
‫همین الانم با بیماران خاصی تماس داشته.

266
00:13:03,833 --> 00:13:05,769
‫پس بهشون زنگ میزنیم، روشن میکنیم...

267
00:13:05,770 --> 00:13:08,442
‫که از دکتر "لوو" که الان تحت بازرسی ـه خبری شنیدن یا نه.

268
00:13:08,443 --> 00:13:10,244
‫با خوشحالی این تماسها رو میگیرم.

269
00:13:10,245 --> 00:13:11,815
‫- دست خیانتکار کوچولو رو رو میکنه.
‫- برای این کتاب هم...

270
00:13:11,816 --> 00:13:13,585
‫"بله، "بیل"، باید سریع بریم سراغ "درگ...

271
00:13:13,586 --> 00:13:15,288
‫و روشن کنیم که اگر قراره کتابی...

272
00:13:15,289 --> 00:13:17,660
‫،براساس کار ما باشه
‫فقط و فقط باید از طرف ما صورت گرفته باشه.

273
00:13:17,661 --> 00:13:20,264
‫یا "لیتل براون" میتونه با
‫اقدامات قانونی روبه‌رو بشه.

274
00:13:20,265 --> 00:13:21,668
‫خب، در هر صورت، بیاین بصیرت‌مونو از دست ندیم...

275
00:13:21,669 --> 00:13:22,804
‫و چیزای مهم رو فراموش نکنیم.

276
00:13:25,443 --> 00:13:26,611
‫ازدواج.

277
00:13:26,612 --> 00:13:29,016
‫من، برای نمونه، میتونم به طور همزمان از پس...

278
00:13:29,017 --> 00:13:31,454
‫برنامه‌های ازدواج و تحقیقات جنایی بربیام.

279
00:13:31,455 --> 00:13:33,459
‫ازدواج؟ کدوم ازدواج؟

280
00:13:35,897 --> 00:13:39,704
‫"خب، زمان مناسبی برای گفتن بهت نیست "لستر...

281
00:13:39,705 --> 00:13:43,712
‫اما "ویرجینیا" و من داریم ازدواج میکنیم.

282
00:13:43,713 --> 00:13:45,916
‫من تنها کسی‌م که در این مورد خبر نداره؟

283
00:13:45,917 --> 00:13:47,920
‫من قطعا نمیدونستم
‫اما بهتون تبریک میگم.

284
00:13:47,921 --> 00:13:49,557
‫همگی دعوت میشن.

285
00:13:49,558 --> 00:13:52,430
‫میخوایم جشن بزرگی باشه.

286
00:13:52,431 --> 00:13:55,903
‫با وجود تمام مشکلاتی که الان پیش اومده.

287
00:13:55,904 --> 00:13:57,540
‫بله، حتما. زندگی صفحه نمایش مجللی ـه.

288
00:13:57,541 --> 00:13:59,778
‫باشه، پس،بریم سراغ کار.

289
00:14:04,187 --> 00:14:06,323
‫براتوت بهترینها رو آرزو میکنم...

290
00:14:06,324 --> 00:14:08,060
‫و امیدوارم ازدواجتون...

291
00:14:08,061 --> 00:14:10,866
‫خردکننده روح، باعث کوچک شدن بیضه‌ها...

292
00:14:10,867 --> 00:14:14,373
‫و بدبختی عمیق و بی‌پایانی که من دارم نشه.

293
00:14:19,183 --> 00:14:21,654
‫نه، میخواستم در مورد اتاق سه خوابه بپرسم.

294
00:14:21,655 --> 00:14:24,192
‫و خیابون تلگراف کجاست؟

295
00:14:24,193 --> 00:14:26,664
‫نزدیک دانشکده و ساختمونهای محلی اصلی.

296
00:14:26,665 --> 00:14:28,267
‫بله، نگه میدارم.

297
00:14:28,268 --> 00:14:31,273
‫متوجه‌م که برای ثبت‌نام دیر شده
‫اما امیدوارم زیادی دیر نشده باشه.

298
00:14:31,274 --> 00:14:33,177
‫ممنون، عالی میشه.

299
00:14:33,178 --> 00:14:37,018
‫و کارت دانشجویی چی؟
‫باشه، پس.

300
00:14:37,019 --> 00:14:40,727
‫اول از همه میرم سراغ مدیر دروس.

301
00:14:41,962 --> 00:14:44,199
‫چی دارم می‌بینم.

302
00:14:44,200 --> 00:14:46,971
‫آخرین بار دیدمت
‫که داری تو یه جاده...

303
00:14:46,972 --> 00:14:48,775
‫با یه مشت هیپی مواد زده پیاده میری...

304
00:14:48,776 --> 00:14:51,213
‫تا به موسیقی " برای یه مدت کوتاه" گوش کنی.

305
00:14:51,214 --> 00:14:52,983
‫خب، تو گفتی یه مدت کوتاه، من نگفتم.

306
00:14:52,984 --> 00:14:54,319
‫"یه هفته رفته بودی "لیبی.

307
00:14:54,320 --> 00:14:56,256
‫- نگران شدم.
‫- واقعا؟

308
00:14:56,257 --> 00:14:59,096
‫خب، لازم نبود بشی، می‌بینی؟

309
00:15:00,232 --> 00:15:03,103
‫اینجام و حالم خوبه.

310
00:15:03,104 --> 00:15:06,376
‫باشه، پس، دلم برات تنگ شده، خیلی زیاد.

311
00:15:06,377 --> 00:15:08,448
‫واقعا؟

312
00:15:08,449 --> 00:15:10,552
‫و وقتی میگی زیاد، مشاور...

313
00:15:10,553 --> 00:15:12,958
‫دقیقا منظورت چیه؟

314
00:15:29,958 --> 00:15:33,330
‫اگر اینقدر دوستت نداشتم، اعلام میکردم...

315
00:15:33,331 --> 00:15:35,001
‫که از سلامت عقلی لازم برخوردار نیستی.

316
00:15:35,002 --> 00:15:38,842
‫بیخیال، بر چه اساسی؟

317
00:15:38,843 --> 00:15:41,013
‫این ون مسخره.

318
00:15:41,014 --> 00:15:44,687
‫بوی نعناع هندی میده.
‫با حشیش هم پوشیده شده.

319
00:15:44,688 --> 00:15:47,793
‫ببخشید؟ براش معامله خوبی کردم.

320
00:15:47,794 --> 00:15:51,099
‫این ماشین قراضه حال بهم زن رو خریدی؟

321
00:15:51,100 --> 00:15:54,507
‫در ازاش حلقه‌م و گوشواره‌های مرواریدم رو دادم.

322
00:15:54,508 --> 00:15:57,278
‫بحران میانسالی این شکلیه؟

323
00:15:57,279 --> 00:16:00,385
‫ترجیح میدم بهش
‫به عنوان یه بیداری نگاه کنم.

324
00:16:05,463 --> 00:16:07,265
‫این یه پیام اضطراری برای خانم "لندزمن" ـه.

325
00:16:07,266 --> 00:16:08,802
‫اگر دکتر "لوو" باهاتون تماس گرفت...

326
00:16:08,803 --> 00:16:10,806
‫باید بدونین که داره قانون‌شکنی میکنه.

327
00:16:10,807 --> 00:16:12,008
‫لطفا بهمون زنگ بزنین.

328
00:16:12,009 --> 00:16:13,611
‫و شش کلید میخوایم. فقط شش تا.

329
00:16:13,612 --> 00:16:15,749
‫همگی روش نوشته شده باشه: نمونه‌ش رو نسازین.

330
00:16:31,347 --> 00:16:33,150
‫نانسی"، "بارتون" هستم".

331
00:16:33,151 --> 00:16:35,989
‫امیدوار بودم باهات صحبت کنم.

332
00:16:35,990 --> 00:16:38,528
‫خب، اینجا الان خیلی بهم‌ریخته‌س.

333
00:16:38,529 --> 00:16:41,032
‫"امیدوارم چیزی که "آرت...

334
00:16:41,033 --> 00:16:45,842
‫به "بیل" و "ویرجینیا" در مورد نقشه‌هات گفته...

335
00:16:45,843 --> 00:16:47,813
‫میدونم که حقیقت نداره...

336
00:16:47,814 --> 00:16:50,017
‫و میتونی سربلند از این ماجرا بیای بیرون.

337
00:16:50,018 --> 00:16:53,090
‫پس خواهش میکنم، خواهش میکنم بهم زنگ بزن.

338
00:16:53,091 --> 00:16:54,026
‫خیلی...

339
00:17:01,442 --> 00:17:03,177
‫دکتر "نانسی لوو"؟

340
00:17:03,178 --> 00:17:05,182
‫یه حکم داریم تا خونه رو بازرسی کنیم.

341
00:17:12,162 --> 00:17:14,867
‫ببین، انتظار نداری دعوتت کنم، مگه نه؟

342
00:17:14,868 --> 00:17:17,907
‫به دعوت نیازی ندارم.
‫حکم دارم.

343
00:17:21,849 --> 00:17:25,087
‫میدونی که به محض اینکه پات رو
‫تو کلینیک جدیدت بذاری...

344
00:17:25,088 --> 00:17:26,991
‫و از یکی از پروتکلهای ما استفاده کنی...

345
00:17:26,992 --> 00:17:28,995
‫یا تلاش کنی هر کدوم از بیماران ما رو درمان کنی...

346
00:17:28,996 --> 00:17:30,999
‫یا با استفاده از تحقیق ما کتابی رو منتشر کنی...

347
00:17:31,000 --> 00:17:34,005
‫"میایم سراغت "نانسی...

348
00:17:34,006 --> 00:17:37,078
‫اینقدر سریع که درهات
‫قبل از اینکه حتی باز بشن، بسته میشن.

349
00:17:37,079 --> 00:17:38,915
‫بر چه اساسی؟

350
00:17:38,916 --> 00:17:40,785
‫منظورم اینکه تو درها رو رومون میبندی.

351
00:17:40,786 --> 00:17:42,556
‫فقط برای اینکه نتونیم کلینیک خودمونو باز کنیم.

352
00:17:42,557 --> 00:17:44,058
‫هنوزم میتونیم بگیم...

353
00:17:44,059 --> 00:17:47,064
‫در موسسه "مسترز" و "جانسون" آموزش دیدیم، چونکه دیدیم.

354
00:17:47,065 --> 00:17:48,568
‫شاید بد نباشه با "آرت" اول صحبت کنی...

355
00:17:48,569 --> 00:17:51,307
‫قبل از اینکه خیلی خودمونی بشی تا از کلمه ما استفاده کنی.

356
00:17:52,309 --> 00:17:53,878
‫از نظر قانونی هیچی نداری.

357
00:17:53,879 --> 00:17:55,916
‫هرگز اون توافق عدم فاش کردن اسرار رو امضا نکردم.

358
00:17:55,917 --> 00:17:59,289
‫پس وجدانت پاکه.

359
00:17:59,290 --> 00:18:00,992
‫مثل یه کوسه که دوباره فکر نمیکنه...

360
00:18:00,993 --> 00:18:02,930
‫که چیزی که سر راهش میاد رو بخوره...

361
00:18:02,931 --> 00:18:05,000
‫چونکه کار کوسه‌ها همینه دیگه.

362
00:18:05,001 --> 00:18:07,573
‫و کی بهتر از تو اینو درک میکنه "ویرجینیا"؟

363
00:18:07,574 --> 00:18:09,577
‫میدونی، خیلی شبیه همیم، تو ومن...

364
00:18:09,578 --> 00:18:11,581
‫فقط اینکه من میدونم
‫آخر این برام کجا تموم میشه.

365
00:18:11,582 --> 00:18:12,883
‫آخر کارم به تنهایی میرسه...

366
00:18:12,884 --> 00:18:14,954
‫و باهاش مشکلی ندارم.

367
00:18:14,955 --> 00:18:17,391
‫چیزی که تو نمی‌بینی اینه که
‫تو هم به تنهایی میرسی.

368
00:18:17,392 --> 00:18:19,897
‫خب، اینم یه پیش‌بینی غلط دیگه از طرف تو...

369
00:18:19,898 --> 00:18:22,903
‫چونکه "بیل" و من داریم ازدواج میکنیم...

370
00:18:22,904 --> 00:18:25,307
‫پس وقتی که تو خودتی و خودت...

371
00:18:25,308 --> 00:18:27,813
‫به تازگی طلاق گرفتی و تو باتلاق شکایتها گیر افتادی...

372
00:18:27,814 --> 00:18:31,119
‫ما میشم زوج تبلیغاتی برای
‫سکس درمانی.

373
00:18:31,120 --> 00:18:32,889
‫ببخشید خانم "جانسون"؟

374
00:18:32,890 --> 00:18:34,560
‫بهتون نیاز دارم تا هر گونه وسایلی...

375
00:18:34,561 --> 00:18:37,432
‫که ممکنه متعلق به شما یا
‫کلینیک باشه رو شناسایی کنین تا بتونم ادامه بدم.

376
00:18:37,433 --> 00:18:39,003
‫ببخشید.

377
00:18:44,914 --> 00:18:48,020
‫"هیچی پیدا نمیکنی "ویرجینیا.

378
00:18:48,021 --> 00:18:51,927
‫نه چیزی که مال تو باشه
‫نه حتی پایان خوشت رو.

379
00:18:51,928 --> 00:18:55,535
‫پس همونجا نشسته بود، داشته روی
‫یکم زغال آشپزی میکرد...

380
00:18:55,536 --> 00:18:57,304
‫اما نه تا وقتی که یکی از دانشجوهاش...

381
00:18:57,305 --> 00:19:00,278
‫بهم گفت که واقعا داشتیم با کی صحبت میکردیم.

382
00:19:01,648 --> 00:19:03,651
‫هنوز داری به کار فکر میکنی؟

383
00:19:03,652 --> 00:19:05,287
‫متاسفم.

384
00:19:05,288 --> 00:19:07,391
‫روز سختی بوده، اما نوبت تو ـه.

385
00:19:07,392 --> 00:19:10,665
‫خب، اونجا بوده...

386
00:19:10,666 --> 00:19:13,571
‫- "دکتر "فیلیپس.
‫- استاد قانون.

387
00:19:13,572 --> 00:19:16,644
‫"تو یه دشت چمباتمه زده بود، داشت به "جون...

388
00:19:16,645 --> 00:19:19,850
‫- بایز" گوش میکرد؟"
‫- "بائز".

389
00:19:19,851 --> 00:19:21,119
‫هات داگ کباب میکرد.

390
00:19:21,120 --> 00:19:24,125
‫قارچهای جنگلی که همون نزدیکی بود رو کباب میکرد.

391
00:19:24,126 --> 00:19:26,262
‫به نظر میاد بدجوری کشنده بوده.

392
00:19:26,263 --> 00:19:29,202
‫"منظورم اینه که دکتر "فیلیپس...

393
00:19:29,203 --> 00:19:32,609
‫پرفسور شاینده دانشکده حقوق دانشگاه  برکلی...

394
00:19:32,610 --> 00:19:35,882
‫اونجا کنارم نشست و تشویقم کرد...

395
00:19:35,883 --> 00:19:38,353
‫خب، راستش بهم الهام بخشید...

396
00:19:38,354 --> 00:19:41,894
‫تا بیام و ثبت‌نام کنم.

397
00:19:41,895 --> 00:19:44,298
‫حتی به خاطر من با چند نفری صحبت کرد.

398
00:19:44,299 --> 00:19:48,240
‫- ثبت‌نام؟ تو...
‫- دانشکده حقوق.

399
00:19:48,241 --> 00:19:50,712
‫دکتر "فیلیپس" میگه که هیچ فراخوانی بزرگتر از...

400
00:19:50,713 --> 00:19:51,814
‫حقوق نیست.

401
00:19:51,815 --> 00:19:53,216
‫منظورم اینه که کالج محلی رو فراموش کن....

402
00:19:53,217 --> 00:19:56,055
‫جایی که برام شش سال زمان میبره تا مدرک حقوقم رو بگیرم.

403
00:19:56,056 --> 00:19:59,930
‫نه، باید با عشقی
‫آتشین برم سراغ حقوق.

404
00:19:59,931 --> 00:20:01,500
‫- دکتر "فیلیپس" میگه که من...
‫- متاسفم.

405
00:20:01,501 --> 00:20:04,038
‫یه لحظه دکتر "فیلیپس" رو فراموش کن.

406
00:20:04,039 --> 00:20:06,176
‫چی داری میگی؟

407
00:20:06,177 --> 00:20:09,750
‫دانشکده حقوق برکلی؟

408
00:20:09,751 --> 00:20:11,587
‫کالیفرنیا؟

409
00:20:11,588 --> 00:20:14,426
‫لیبی"، چطوری میخوای از بچه‌ها مراقبت کنی؟"

410
00:20:14,427 --> 00:20:16,631
‫خب با من میان.

411
00:20:18,134 --> 00:20:19,269
‫چی؟ نه، تو...

412
00:20:21,106 --> 00:20:22,742
‫نمیتونی بچه‌هام رو ببری.

413
00:20:22,743 --> 00:20:25,214
‫من بچه‌هامونو نمیبرم.

414
00:20:25,215 --> 00:20:27,619
‫برات ترتیبی میدیم تا بیای و ببینیشون.

415
00:20:27,620 --> 00:20:28,955
‫مرتب به اینجا برمیگردیم.

416
00:20:28,956 --> 00:20:31,125
‫امکان نداره جدی بگی.

417
00:20:31,126 --> 00:20:34,933
‫سالها برام طول کشید، دهه‌ها...

418
00:20:34,934 --> 00:20:38,441
‫تا بالاخره راهم به جلو رو پیدا کنم...

419
00:20:38,442 --> 00:20:39,810
‫راهی برای پیدا کردن خوشبختی.

420
00:20:39,811 --> 00:20:41,513
‫و برات خیلی خوشحالم.

421
00:20:41,514 --> 00:20:45,087
‫و حالا وقتش شده
‫که زندگی من در جای درستش قرار بگیره.

422
00:20:45,088 --> 00:20:46,690
‫که چیزی ـه که میتونی همینجا انجامش بدی.

423
00:20:46,691 --> 00:20:48,961
‫یا مسیح، نمیتونی چنین خبری رو...

424
00:20:48,962 --> 00:20:50,698
‫تو یه گپ مودبانه بگی.

425
00:20:50,699 --> 00:20:52,769
‫- چه فکری کردی؟
‫- خدای من، اینم از این.

426
00:20:52,770 --> 00:20:55,140
‫واقعا میخوای مجبورم کنی
‫برای بچه‌هامون بجنگم؟

427
00:20:55,141 --> 00:20:56,477
‫ببخشید، جنگ؟

428
00:20:56,478 --> 00:20:58,313
‫اصلا قصد ندارم باهات بجنگم.

429
00:20:58,314 --> 00:20:59,650
‫و بچه‌ها چه فکری میکنن
‫اگر براشون نجنگم؟

430
00:20:59,651 --> 00:21:01,019
‫که بهشون اهمیتی نمیدم؟

431
00:21:01,020 --> 00:21:02,288
‫که دوستشون ندارم؟

432
00:21:02,289 --> 00:21:03,724
‫نه، نمیذارم همچین فکری بکنن.

433
00:21:03,725 --> 00:21:05,060
‫پس نگران اینی که چطور به نظر برسه.

434
00:21:05,061 --> 00:21:06,563
‫من نگران اونام.

435
00:21:06,564 --> 00:21:08,333
‫خیلی سخت تلاش کردم تا برشون گردونم...

436
00:21:08,334 --> 00:21:09,670
‫که دیگه ازم متنفر نباشن.

437
00:21:09,671 --> 00:21:10,939
‫خب، این اصلا تقصیر من نیست...

438
00:21:10,940 --> 00:21:12,943
‫که تو سالها یه پدر غایب بودی.

439
00:21:12,944 --> 00:21:15,682
‫- اینو به روم نیار!
‫- چرا نباید بیارم؟

440
00:21:15,683 --> 00:21:18,186
‫چرا باید دوباره بهای خودخواهی تو رو بدم؟

441
00:21:20,091 --> 00:21:20,926
‫چی بود؟

442
00:21:21,928 --> 00:21:23,765
‫میرم به بچه‌ها یه سری بزنم.

443
00:21:33,117 --> 00:21:35,121
‫جان"؟ وایستا"!

444
00:21:41,634 --> 00:21:43,169
‫جان"، چه کار میکنی؟"

445
00:21:43,170 --> 00:21:45,173
‫نمیخوام بشنومش!

446
00:21:45,174 --> 00:21:46,242
‫از دعوا کردنتون خسته شدم!

447
00:21:46,243 --> 00:21:48,849
‫باشه، باشه، بیا اینجا.

448
00:22:04,112 --> 00:22:07,352
‫"ببین، متاسفم "جان
‫که مجبور شدی بشنویش.

449
00:22:08,822 --> 00:22:12,027
‫تنها داشتیم سعی میکردیم...

450
00:22:12,028 --> 00:22:13,831
‫میدونیم سعی داشتین چه کار کنین.

451
00:22:13,832 --> 00:22:16,369
‫اما من نمیرم.

452
00:22:16,370 --> 00:22:20,077
‫تو سنت لوییس کنار تو میمونم.

453
00:22:20,078 --> 00:22:22,181
‫با من؟

454
00:22:22,182 --> 00:22:23,985
‫کار درست همینه.

455
00:22:25,354 --> 00:22:28,227
‫کار درست؟ برای کی؟

456
00:22:30,432 --> 00:22:31,700
‫دوستی نداری.

457
00:22:31,701 --> 00:22:33,738
‫مامان رو هم نداری و...

458
00:22:35,374 --> 00:22:37,912
‫اگر برم...

459
00:22:37,913 --> 00:22:39,549
‫هیچکس رو دیگه نداری.

460
00:22:39,550 --> 00:22:41,887
‫تنها میشی.

461
00:22:41,888 --> 00:22:44,427
‫پس به خاطر همین میخوای بمونی؟

462
00:22:45,762 --> 00:22:48,734
‫هیچکس، حتی تو، لیاقت اینو نداره...

463
00:22:48,735 --> 00:22:50,539
‫که اینطوری تنها باشه.

464
00:23:05,402 --> 00:23:07,773
‫خب، بهتره که بدونی...

465
00:23:10,178 --> 00:23:11,613
‫که قرار نیست تنها باشم.

466
00:23:11,614 --> 00:23:13,552
‫یکی رو دارم.

467
00:23:15,021 --> 00:23:17,926
‫ویرجینیا"؟"

468
00:23:17,927 --> 00:23:19,963
‫خاله "جینی"؟

469
00:23:19,964 --> 00:23:21,700
‫منظورت چیه؟

470
00:23:21,701 --> 00:23:26,109
‫منظورم اینه که با همیم. عاشق همیم.

471
00:23:27,479 --> 00:23:30,083
‫میخوایم ازدواج کنیم.

472
00:23:30,084 --> 00:23:32,956
‫ببین، میدونم که حتما باید برات عجیب باشه...

473
00:23:32,957 --> 00:23:35,628
‫"با توجه به اینکه این همه سال خاله "ویرجینیا...

474
00:23:35,629 --> 00:23:37,164
‫بخشی از خانواده‌مون بوده...

475
00:23:37,165 --> 00:23:38,801
‫و اینکه چقدر به "تسا" نزدیک بودی.

476
00:23:38,802 --> 00:23:41,741
‫تمام این مدت تو دوستش داشتی؟

477
00:23:42,810 --> 00:23:44,178
‫آره.

478
00:23:44,179 --> 00:23:45,681
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

479
00:23:45,682 --> 00:23:47,485
‫ببین، چیزی که باید درک کنی اینه که...

480
00:23:47,486 --> 00:23:49,689
‫آخرین چیزی که میخواستم
‫این بوده که به مادرت آسیب بزنم.

481
00:23:49,690 --> 00:23:51,693
‫اما زدی. چرا؟

482
00:23:51,694 --> 00:23:56,436
‫به خاطر اینکه زندگی آدم بزرگها
‫به طرز غیرقابل تصوری پیچیده‌س.

483
00:23:56,437 --> 00:23:59,876
‫،چونکه عاشق "ویرجینیا" بودم
‫و هر چی سعی کردم...

484
00:23:59,877 --> 00:24:01,980
‫نتونستم این احساس رو عوض کنم.

485
00:24:01,981 --> 00:24:04,986
‫خب، پس به اندازه کافی سعی نکردی.

486
00:24:04,987 --> 00:24:06,657
‫"سعی کردم "جان.

487
00:24:06,658 --> 00:24:08,293
‫ببین نمیگم که نباید سرزنش بشم.

488
00:24:08,294 --> 00:24:09,328
‫خیلی بیشتر از اون.

489
00:24:09,329 --> 00:24:11,900
‫اشتباه‌های زیادی کردم...

490
00:24:11,901 --> 00:24:14,339
‫اما معناش این نیست
‫که درش عشقی نبوده.

491
00:24:15,341 --> 00:24:16,910
‫من تو رو دوست دارم...

492
00:24:16,911 --> 00:24:18,514
‫همینطور "جنی" و "هووی" رو.

493
00:24:18,515 --> 00:24:22,522
‫و عاشق مادرت هم بودم، هنوزم عاشقشم.

494
00:24:22,523 --> 00:24:26,431
‫اما دیگه نه اونطوری.

495
00:24:28,468 --> 00:24:30,772
‫نه، نه، اونطوری...

496
00:24:32,476 --> 00:24:35,448
‫اونطوری که عاشق "ویرجینیا"م.

497
00:24:35,449 --> 00:24:38,854
‫خب خبر خوب اینه که مجبور نیستی اینجا بمونی...

498
00:24:38,855 --> 00:24:41,393
‫فقط به خاطر اینکه نگران منی.

499
00:24:42,395 --> 00:24:45,166
‫پس نمیمونم.

500
00:24:45,167 --> 00:24:49,008
‫مامان به کمکم نیاز داره
‫اگر قرار باشه به چنین فاصله دوری بریم.

501
00:24:51,547 --> 00:24:53,217
‫"میدونی "جان...

502
00:24:57,893 --> 00:25:01,833
‫مجبور نیستی که برای
‫بزرگترها حس مسئولیت داشته باشی.

503
00:25:01,834 --> 00:25:05,007
‫بذار خودشون مشکلاتشونو حل کنن.

504
00:25:06,844 --> 00:25:09,182
‫فقط میتونی یه پسربچه باشی.

505
00:25:12,388 --> 00:25:13,525
‫نه.

506
00:25:14,960 --> 00:25:16,363
‫واقعا نمیتونم.

507
00:25:31,527 --> 00:25:33,329
‫همه جا رو دنبالت گشتم.

508
00:25:33,330 --> 00:25:37,872
‫مای تای" از  آناناس، لیمو، گیلاس"...

509
00:25:37,873 --> 00:25:39,843
‫و عرق آلبالو ساخته شده، اما با اینحال.

510
00:25:39,844 --> 00:25:41,447
‫در واقع یه نوشیدنی سالمه.

511
00:25:42,883 --> 00:25:45,788
‫بابا طبقه بالا تو اتاقه؟

512
00:25:45,789 --> 00:25:47,090
‫نه، رفته یه جایی...

513
00:25:47,091 --> 00:25:49,863
‫داره برای زندگی جدیدش
‫به عنوان یه مجرد پیر برنامه‌ریزی میکنه.

514
00:25:49,864 --> 00:25:53,035
‫خیلی متاسفم.

515
00:25:53,036 --> 00:25:57,645
‫- نمیتونم تصور کنم...
‫- که چه آرامشی ـه؟

516
00:25:57,646 --> 00:25:59,147
‫واقعا که منظورت این نیست.

517
00:25:59,148 --> 00:26:01,419
‫هیچکس پدرومادرش رو درک نمیکنه.

518
00:26:01,420 --> 00:26:03,524
‫مهم نیست که چه سنی باشن.

519
00:26:03,525 --> 00:26:06,997
‫همیشه از دیدگاه
‫یه بچه بهشون نگاه میکنن.

520
00:26:06,998 --> 00:26:08,433
‫ببین، متوجه‌م که ناراحتی...

521
00:26:08,434 --> 00:26:10,203
‫و اینجام تا ازت حمایت کنم...

522
00:26:10,204 --> 00:26:13,777
‫و بله، تو و بابا، شماها روز بدی داشتین...

523
00:26:13,778 --> 00:26:16,616
‫اما این الزاما به معنای پایان نیست.

524
00:26:16,617 --> 00:26:18,386
‫یه چیزی که پدرت و من...

525
00:26:18,387 --> 00:26:21,726
‫الان روش توافق داریم تعجبمون از اینه که...

526
00:26:21,727 --> 00:26:25,200
‫تو چرا اینقدر مصممی ما رو پیش هم نگه داری.

527
00:26:27,238 --> 00:26:29,943
‫باشه، میخوای یه دلیلش رو بدونی؟

528
00:26:29,944 --> 00:26:31,746
‫بیل" و من داریم ازدواج میکنیم".

529
00:26:31,747 --> 00:26:33,717
‫میخوام مراسم رو ماه دیگه بگیریم.

530
00:26:33,718 --> 00:26:37,324
‫حالا، روشنه دوست داریم
‫که تو و بابا اونجا باشین.

531
00:26:37,325 --> 00:26:39,629
‫شاید هر دوتون بتونین تو راهرو کلیسا منو همراهی کنین.

532
00:26:39,630 --> 00:26:41,633
‫به ظاهر، این تازگی این مد شده...

533
00:26:41,634 --> 00:26:45,641
‫طبق گفته "گی"، برنامه‌ریز ازدواجم.

534
00:26:45,642 --> 00:26:47,143
‫اشتباه ـه، عزیزم.

535
00:26:47,144 --> 00:26:49,582
‫میگه که الان هر کسی یه برنامه‌ریز ازدواج داره.

536
00:26:49,583 --> 00:26:51,419
‫منظورم ازدواج کردنه.

537
00:26:51,420 --> 00:26:54,257
‫دهه‌ها، نیازهای پدرت رو براورده کردم...

538
00:26:54,258 --> 00:26:57,765
‫و حقیقتش رو بگم، از سکس خسته شدم.

539
00:26:57,766 --> 00:26:59,869
‫سالهاست که اینطوری ـه.

540
00:26:59,870 --> 00:27:03,109
‫این فکر که الان میتونم راحت برم تو تختخواب...

541
00:27:03,110 --> 00:27:05,914
‫بدون اینکه کسی بهم سیخونک بزنه یه نیشگونم بگیره...

542
00:27:05,915 --> 00:27:09,989
‫فقط من، با یه کتاب، در آرامش...

543
00:27:09,990 --> 00:27:12,127
‫اینو زنی میگه که بهم گفت...

544
00:27:12,128 --> 00:27:14,131
‫حسابی به "بیل" بچسبم.

545
00:27:14,132 --> 00:27:16,001
‫فکر کنم این کلماتی بود که گفتی.

546
00:27:16,002 --> 00:27:18,473
‫از روی ترسی حرف میزدم
‫که الان دیگه ندارمش.

547
00:27:18,474 --> 00:27:20,911
‫- اوه.
‫- "و واقعا، "ویرجینیا.

548
00:27:20,912 --> 00:27:24,184
‫با توجه به سنت و تمام چیزایی که پشت‌سر گذاشتی...

549
00:27:24,185 --> 00:27:28,126
‫واقعا به یه ازدواج شکست خورده دیگه تو سابقه‌ت نیاز داری؟

550
00:27:32,502 --> 00:27:36,041
‫چهل سال رفت تو سطل آشغال.

551
00:27:36,042 --> 00:27:38,013
‫و خوشحال بود.

552
00:27:39,182 --> 00:27:40,984
‫یا مست.

553
00:27:40,985 --> 00:27:43,355
‫هر چیزی که امشب گفته رو
‫به عنوان کلمات کتاب مقدس درنظر نمیگیرم.

554
00:27:43,356 --> 00:27:45,961
‫حرفهاش رو نشنیدی.

555
00:27:45,962 --> 00:27:48,065
‫میدونی، بین تصور کردن...

556
00:27:48,066 --> 00:27:51,506
‫پدرومادرم در ازدواج...

557
00:27:51,507 --> 00:27:54,211
‫و تمیز کردن گندی که "نانسی" به بار اورده...

558
00:27:54,212 --> 00:27:56,649
‫شاید بهتر باشه ازدواج رو یکم عقب بندازیم...

559
00:27:56,650 --> 00:27:58,252
‫شش ماه...

560
00:27:58,253 --> 00:28:02,160
‫وقتی که برنامه‌ریزیش
‫اینقدر اعصاب ‌خردکن نباشه.

561
00:28:02,161 --> 00:28:04,097
‫پس بیا برنامه‌ریزیش نکنیم.

562
00:28:04,098 --> 00:28:05,968
‫بیا فردا انجامش بدیم.

563
00:28:05,969 --> 00:28:07,471
‫جدی میگم.

564
00:28:07,472 --> 00:28:10,511
‫فقط ما، به هیچکس نمیگیم.

565
00:28:10,512 --> 00:28:13,315
‫- نه، نمیتونیم اینطوری انجامش بدیم.
‫- چرا نمیتونیم؟

566
00:28:13,316 --> 00:28:18,325
‫چونکه به نظر میرسه که
‫از روی شیشه خرده راه رفتیم...

567
00:28:18,326 --> 00:28:21,466
‫اونم پا برهنه، سالها، تا به این نقطه برسیم.
‫(یعنی هر کاری کردیم که به اینجا برسیم)

568
00:28:21,467 --> 00:28:24,070
‫باید بعد از اون همه اتفاق جشن بگیریم...

569
00:28:24,071 --> 00:28:28,481
‫فقط باید چیزی که میخوایم رو انجام بدیم.

570
00:28:30,985 --> 00:28:32,588
‫"اطرافت رو نگاه کن "ویرجینیا.

571
00:28:32,589 --> 00:28:35,159
‫بچه‌هام دارن میرن اونطرف کشور.

572
00:28:35,160 --> 00:28:38,332
‫ازدواج پدرومادرت داره از هم میپاشه.

573
00:28:38,333 --> 00:28:40,236
‫افرادی که بهشون اعتماد داشتیم بهمون خیانت کردن.

574
00:28:40,237 --> 00:28:43,375
‫به جز همدیگه واقعا چی داریم؟

575
00:28:43,376 --> 00:28:44,946
‫البته که همدیگه رو داریم اما...

576
00:28:44,947 --> 00:28:48,252
‫پس چرا نباید ازدواجمون اینو نشون نده؟

577
00:28:48,253 --> 00:28:51,225
‫چونکه ازدواجمون...

578
00:28:51,226 --> 00:28:55,132
‫از این بزرگتره.

579
00:28:55,133 --> 00:28:58,707
‫هر چیزی که خودمونو وقفش کردیم...

580
00:28:58,708 --> 00:29:01,713
‫هر چیزی که بهش باور داشتیم...

581
00:29:01,714 --> 00:29:05,587
‫برای زوجی که همه اینا رو شروع کردن
‫به حقیقت رسیده.

582
00:29:05,588 --> 00:29:08,225
‫برای مردم خیلی الهام‌بخش ـه.

583
00:29:08,226 --> 00:29:10,063
‫به مردم اهمیتی نمیدم.

584
00:29:11,567 --> 00:29:14,371
‫داریم ازدواج میکنیم.
‫"بیل" و "ویرجینیا".

585
00:29:14,372 --> 00:29:18,613
‫"نه "مسترز" و "جانسون
‫درمانگران مشهور سکس.

586
00:29:18,614 --> 00:29:21,351
‫اگر یاد نگیریم خودمونو از اون جدا کنیم...

587
00:29:21,352 --> 00:29:23,022
‫نه، البته، منم همینو میخوام.

588
00:29:23,023 --> 00:29:24,892
‫منم میخوام اون جایگاه خاص رو حفظ کنم.

589
00:29:24,893 --> 00:29:27,598
‫همه چیزو در مورد کسی که هستیم نمیگه...

590
00:29:27,599 --> 00:29:30,036
‫در مورد کسانی که ممکنه در آینده باشیم...

591
00:29:30,037 --> 00:29:32,775
‫اگر فقط همه این حواس پرتی‌ها رو کنار بذاریم...

592
00:29:32,776 --> 00:29:36,950
‫و جلوی یه کشیش وایستیم و در مقابل چشمان خدا...

593
00:29:36,951 --> 00:29:40,824
‫و این ازدواج رو برای خودمون انجام بدیم؟

594
00:29:40,825 --> 00:29:44,833
‫فقط تو و من. نه هیچکس دیگه.

595
00:29:48,474 --> 00:29:51,244
‫خب، حتی "بارتون" هم نه؟

596
00:29:51,245 --> 00:29:52,848
‫هنوزم به شاهد نیاز داریم.

597
00:29:52,849 --> 00:29:54,652
‫باشه، "بارتون" هنوزم میتونه شاهد باشه...

598
00:29:54,653 --> 00:29:56,589
‫اما فقط اون.

599
00:30:00,965 --> 00:30:02,635
‫فقط ما.

600
00:30:06,877 --> 00:30:08,848
‫در برابر دنیا.

601
00:30:30,925 --> 00:30:32,528
‫نمیتونم بگم که یه شبحی...

602
00:30:32,529 --> 00:30:34,364
‫یا واقعا خودتی.

603
00:30:34,365 --> 00:30:37,236
‫خب، مدت خیلی زیادی با یه شبح زندگی کردی.

604
00:30:37,237 --> 00:30:38,740
‫چطور تونستی؟

605
00:30:38,741 --> 00:30:42,715
‫جامهای کشتی دبیرستانم رو فراموش کردم.

606
00:30:45,253 --> 00:30:47,692
‫بنابه دلایلی ناگهان
‫برام اهمیت پیدا کردن.

607
00:30:48,761 --> 00:30:50,029
‫راستش رو میگم.

608
00:30:50,030 --> 00:30:52,601
‫فکر نمیکردم که چنین کاری رو بتونی بکنی.

609
00:30:52,602 --> 00:30:54,472
‫منو به "بیل"و "ویرجینیا" لو بدی...

610
00:30:54,473 --> 00:30:58,312
‫منو از زندگی خودت کنار بذاری...

611
00:30:58,313 --> 00:31:00,216
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتی.

612
00:31:00,217 --> 00:31:01,787
‫و ناراحتم.

613
00:31:04,426 --> 00:31:07,598
‫"اون بچه منم بود "نانسی.

614
00:31:07,599 --> 00:31:09,400
‫میدونم که نمیتونی عاشقم باشی...

615
00:31:09,401 --> 00:31:14,411
‫چنین چیزی درونت وجود نداره، اما لعنت خدا...

616
00:31:14,412 --> 00:31:18,085
‫بالاخره میتونستم عشق
‫رو با یه بچه پیدا کنم...

617
00:31:18,086 --> 00:31:20,389
‫و تو ازم گرفتیش.

618
00:31:20,390 --> 00:31:22,427
‫انگار که "بارتون" واقعا چیزی نگفته.

619
00:31:22,428 --> 00:31:24,865
‫نگفته. صدات رو تو نوار شنیدم.

620
00:31:24,866 --> 00:31:26,969
‫پس فال‌گوش وایستادی.

621
00:31:26,970 --> 00:31:29,475
‫واقعا داری یه شخصیت جدید رو از خودت نشون میدی.

622
00:31:29,476 --> 00:31:33,816
‫هرگز دوباره چیزی که هستم رو نادیده نمیگیرم...

623
00:31:33,817 --> 00:31:37,824
‫حسی که دارم رو، هر چیزی که میخوام رو...

624
00:31:37,825 --> 00:31:39,896
‫اونم به خاطر یکی دیگه.

625
00:31:42,902 --> 00:31:45,507
‫در مورد یه چیز اشتباه میکنی.

626
00:31:45,508 --> 00:31:47,009
‫من...

627
00:31:47,010 --> 00:31:49,481
‫من واقعا تو رو دوست دارم.

628
00:31:49,482 --> 00:31:53,523
‫تنها چیزی که نمیتونستم
‫تصورش رو بکنم این بود که بچه داشته باشم.

629
00:31:53,524 --> 00:31:55,460
‫چه نوع مادری میشدم؟

630
00:31:55,461 --> 00:31:58,032
‫مثل "ویرجینیا"؟ خدا نکنه، شاید بدتر؟

631
00:31:59,669 --> 00:32:01,940
‫میتونستم به جای هردومون عاشق بچه باشم.

632
00:32:03,644 --> 00:32:06,281
‫نیویورک هنوزم برامون یه شروع تازه‌س.

633
00:32:06,282 --> 00:32:08,051
‫شاید بتونی قانعم کنی...

634
00:32:08,052 --> 00:32:10,156
‫که چندان مادر بدی هم نیستم.

635
00:32:11,627 --> 00:32:15,165
‫"خدایا، من اینو نمیخوام "آرت.

636
00:32:15,166 --> 00:32:17,438
‫"یه روانپزشکم "نانس.

637
00:32:19,643 --> 00:32:23,115
‫به چیزی اعتراف کردی که میدونستی
‫ازدواجمونو به پایان میرسونه...

638
00:32:23,116 --> 00:32:25,688
‫اونم در اتاقی که میدونستی شنود میشه.

639
00:32:27,925 --> 00:32:30,296
‫گاهی‌اوقات چیزی که میخوایم...

640
00:32:30,297 --> 00:32:32,000
‫میتونه حتی ما رو هم شگفت‌زده کنه.

641
00:32:46,563 --> 00:32:48,365
‫فکر کنم بهم زنگ زدین...

642
00:32:48,366 --> 00:32:50,570
‫به خاطر آخرین جلسه‌ای که با "شرلین" داشتم...

643
00:32:50,571 --> 00:32:52,173
‫که خیلی موفقیت‌آمیز بود.

644
00:32:52,174 --> 00:32:53,976
‫در مورد جلسه آخرت نیست.

645
00:32:53,977 --> 00:32:55,847
‫یا زمانی که به عنوان بیمار اینجا بودی.

646
00:32:55,848 --> 00:32:58,051
‫در مورد کارت با ما
‫به عنوان ناشرمونه.

647
00:32:58,052 --> 00:33:00,055
‫"رابطه‌مون با "لیتل براون.

648
00:33:00,056 --> 00:33:02,527
‫که فکر کردیم یه رابطه انحصاری ـه...

649
00:33:02,528 --> 00:33:05,099
‫که با توجه به همین
‫بهت اجازه دسترسی به تمام کارمون رو دادیم.

650
00:33:05,100 --> 00:33:08,205
‫و با در اختیار گذاشتن کارمون برای تو...

651
00:33:08,206 --> 00:33:12,514
‫فکر کردیم که وفاداری بینمون پیش میاد...

652
00:33:12,515 --> 00:33:14,050
‫وفاداری که دوطرفه‌س.

653
00:33:14,051 --> 00:33:16,555
‫البته که اینطوره. دوطرفه.

654
00:33:16,556 --> 00:33:20,028
‫"پس باید یه چیزی رو برامون توضیح بدی "باب.

655
00:33:20,029 --> 00:33:22,667
‫چرا تو موافقت کردی کتابی در مورد همجنسگرایی رو...

656
00:33:22,668 --> 00:33:24,071
‫با "آرت" و "نانسی" منتشر کنی؟

657
00:33:25,073 --> 00:33:28,079
‫همچین چیزی گفتن؟

658
00:33:30,484 --> 00:33:31,986
‫چقدر بی‌احتیاطی کردن.

659
00:33:31,987 --> 00:33:35,894
‫"ما هم مشتریان و دکتران تو هستیم "باب...

660
00:33:35,895 --> 00:33:38,766
‫و از اونجایی که توافق کردیم تا درمانت کنیم...

661
00:33:38,767 --> 00:33:40,403
‫که درمانت هم کردیم...

662
00:33:40,404 --> 00:33:42,541
‫تا بتونی با "شرلین" آینده‌ای داشته باشی.

663
00:33:42,542 --> 00:33:44,578
‫با اینحال "آرت" این کار رو انجام داد.

664
00:33:44,579 --> 00:33:46,214
‫منظورم روز به روز ـه.

665
00:33:46,215 --> 00:33:49,788
‫آرت" در دنیای چاپ شخصیت شناخته‌شده‌ای نیست".

666
00:33:49,789 --> 00:33:50,957
‫نانسی" هم همینطور".

667
00:33:50,958 --> 00:33:52,928
‫نه اینکه اونا روی کتابی کار میکنن...

668
00:33:52,929 --> 00:33:54,431
‫یا الان کاری رو با هم انجام میدن.

669
00:33:54,432 --> 00:33:55,934
‫چی؟ نه.

670
00:33:55,935 --> 00:33:57,537
‫نکته اینه که...

671
00:33:57,538 --> 00:34:00,075
‫مسترز"و "جانسون" نام معتبری ـه".

672
00:34:00,076 --> 00:34:02,313
‫ما کسانی هستیم
‫که در مسیر سکس درمانی سابقه داریم...

673
00:34:02,314 --> 00:34:04,350
‫کسانی که با قدرت میتونن...

674
00:34:04,351 --> 00:34:06,020
‫کتابی رو منتشر کنن که...

675
00:34:06,021 --> 00:34:08,594
‫با موفقیت تغییر  همجنسگراها رو شرح بده.

676
00:34:10,163 --> 00:34:12,935
‫پس کتابتون در مورد همجنسگراها شامل تبدیل هم میشه؟

677
00:34:15,340 --> 00:34:18,245
‫بله، تبدیل.

678
00:34:18,246 --> 00:34:21,753
‫با بیمار شماره صفر
‫به عنوان اولین داستان موفقیتمون.

679
00:34:22,955 --> 00:34:25,225
‫پس قول تو رو داریم؟

680
00:34:25,226 --> 00:34:27,296
‫شما کسانی هستین
‫که دنیا میخواد بهتون گوش کنه...

681
00:34:27,297 --> 00:34:28,699
‫پس بله، البته.

682
00:34:28,700 --> 00:34:30,570
‫این کتاب مال شماست.

683
00:34:30,571 --> 00:34:32,974
‫مطمئن نیستم که این
‫سوتفاهم اصلا...

684
00:34:32,975 --> 00:34:35,312
‫بوجود اومده باشه.

685
00:34:39,923 --> 00:34:42,126
‫میدونی که نمیتونیم...

686
00:34:42,127 --> 00:34:43,462
‫شروع کنیم به صحبت کردن از درمان تبدیل کردن.

687
00:34:43,463 --> 00:34:45,733
‫چیزی رو گفتم که باید
‫برای پس گرفتن کتاب میگفتم.

688
00:34:45,734 --> 00:34:47,470
‫خب بهش چند روزی وقت میدیم...

689
00:34:47,471 --> 00:34:49,641
‫و بعدش با "کترمن" در "لیتل براون" بررسیش میکنم...

690
00:34:49,642 --> 00:34:51,446
‫مطمئن میشم "باب" قولش رو نگه میداره.

691
00:34:53,684 --> 00:34:56,455
‫بهتره برم خونه.

692
00:34:56,456 --> 00:34:57,825
‫لباس عوض کنم.

693
00:35:02,935 --> 00:35:04,271
‫گواهی ازدواج.

694
00:35:05,774 --> 00:35:07,377
‫در امانه.

695
00:35:09,415 --> 00:35:11,284
‫بهتره احتمالا اونجا همدیگه رو ببینیم...

696
00:35:11,285 --> 00:35:13,221
‫به جای اینکه تو بیای دنبالم.

697
00:35:13,222 --> 00:35:16,127
‫نمیخوای قبل از مراسم منو ببینی؟

698
00:35:16,128 --> 00:35:18,432
‫بدشانسی میاره.

699
00:35:18,433 --> 00:35:20,770
‫شوهرهای دیگه‌م رو قبل از مراسم دیدم...

700
00:35:20,771 --> 00:35:23,241
‫و این یکی قراره متفاوت باشه.


702
00:35:25,848 --> 00:35:28,452
‫خیلی متاسفم، مرغان عشق.

703
00:35:28,453 --> 00:35:30,923
‫اما همین الان تماس رو
‫با دفتر "هف" قطع کردم...

704
00:35:30,924 --> 00:35:32,694
‫و خبرای خوب.

705
00:35:32,695 --> 00:35:36,468
‫به طور سخاوتمندانه‌ای خونه‌ش
‫رو برای ازدواجتون پیشنهاد کرده.

706
00:35:36,469 --> 00:35:38,104
‫به ظاهر "سوپی سیلز" هم اونجا ازدواج کرده...

707
00:35:38,105 --> 00:35:40,308
‫و چندتایی فاخته سفید رو...

708
00:35:40,309 --> 00:35:42,447
‫وقتی عروسش رو بوسیده آزاد کردن.

709
00:35:42,448 --> 00:35:45,887
‫چرا فقط در موردش فکر نکنیم "گی"؟

710
00:35:45,888 --> 00:35:50,897
‫آره، "ویرجینیا" و من
‫داشتیم در مورد کارای کوچیکتر صحبت میکردیم.

711
00:35:50,898 --> 00:35:53,302
‫خب، امیدوارم برای فاخته‌ها جایی باشه.

712
00:35:54,739 --> 00:35:56,809
‫هنوز میتونیم فاخته‌ها رو درنظر بگیریم.

713
00:35:56,810 --> 00:35:58,244
‫بیا فردا در موردش حرف بزنیم.

714
00:35:58,245 --> 00:35:59,981
‫من همینجام.

715
00:35:59,982 --> 00:36:01,586
‫آماده.

716
00:36:04,124 --> 00:36:07,430
‫خیلی داغون میشه.

717
00:36:07,431 --> 00:36:09,969
‫شاید بتونم دسته گلم رو بهش بدم.

718
00:36:15,514 --> 00:36:17,015
‫دکتر "دریسن"، شما اینجایین.

719
00:36:17,016 --> 00:36:18,719
‫مطمئن نبودم که پیامم به دستتون برسه.

720
00:36:18,720 --> 00:36:21,190
‫خب، اینطور که میگفتین مهمه، پس...

721
00:36:21,191 --> 00:36:22,628
‫بله، هست.

722
00:36:23,663 --> 00:36:25,566
‫خب...

723
00:36:25,567 --> 00:36:27,002
‫میتونم براتون یه نوشیدنی بخرم؟

724
00:36:27,003 --> 00:36:29,574
‫فکر نکنم، نه، اما ممنون.

725
00:36:29,575 --> 00:36:33,416
‫باشه، اشکالی نداره که من مشروب بخورم؟

726
00:36:35,319 --> 00:36:37,490
‫باشه، خب.

727
00:36:37,491 --> 00:36:39,594
‫همیشه راه اینجور چیزا همین بوده...

728
00:36:39,595 --> 00:36:43,702
‫هیچ چیز در زندگی، عشق، کار آسون نیست...

729
00:36:43,703 --> 00:36:45,907
‫میخوای کتاب همجنسگرایی رو...

730
00:36:45,908 --> 00:36:48,044
‫با "بیل" و "ویرجینیا" منتشر کنی.

731
00:36:48,045 --> 00:36:51,083
‫پسر، حتی میتونی ذهنمم رو بخونی.

732
00:36:51,084 --> 00:36:54,056
‫ببین، میدونم کتاب رو به تو قول دادم و...

733
00:36:54,057 --> 00:36:56,394
‫بهتره کتاب رو با اونا منتشر کنی.

734
00:36:56,395 --> 00:36:57,964
‫دارم میرم.

735
00:36:57,965 --> 00:36:59,901
‫دارم این کار و کلینیک رو ترک میکنم.

736
00:36:59,902 --> 00:37:04,143
‫از شنیدنش خیلی ناراحت شدم.

737
00:37:04,144 --> 00:37:07,417
‫خیلی دکتر بااستعدادی هستین.
‫با پشت‌کار...

738
00:37:07,418 --> 00:37:09,654
‫من که میگم تمام اعتبارش مال شماست.

739
00:37:09,655 --> 00:37:11,592
‫"مال تو و "شرلین.

740
00:37:11,593 --> 00:37:14,029
‫البته "شرلین" خوشحاله.

741
00:37:14,030 --> 00:37:17,670
‫نه اینکه در مورد
‫همه چیز به طور کامل خوشحال باشه.

742
00:37:17,671 --> 00:37:19,875
‫اما میدونی که زنها چطورین.

743
00:37:19,876 --> 00:37:23,717
‫متوجه شدم که شما و "نانسی" مشکلاتی دارین.

744
00:37:25,587 --> 00:37:27,690
‫خب...

745
00:37:27,691 --> 00:37:30,597
‫وقتی که بالاخره تموم بشه چندان هم مشکل نیست.


747
00:37:33,302 --> 00:37:37,710
‫خب، همسرت خیلی سرسخته، ها؟

748
00:37:37,711 --> 00:37:39,648
‫تو دفتر متوجه‌ش شدم.

749
00:37:39,649 --> 00:37:43,121
‫خوشگله شکی نیست اما یه جور...

750
00:37:43,122 --> 00:37:45,058
‫روش بی‌رحمانه‌ای در رفتارش وجود داره...

751
00:37:45,059 --> 00:37:47,262
‫ترجیح میدم در مورد "نانسی" حرف نزنم.

752
00:37:47,263 --> 00:37:48,966
‫زخمها هنوز تازه هستن.

753
00:37:48,967 --> 00:37:51,905
‫این زخمها رو میشناسم.

754
00:37:51,906 --> 00:37:56,815
‫چیزی که میگم اینه که
‫"همدیگه رو درک میکنیم "آرت.

755
00:37:56,816 --> 00:38:01,826
‫و خیلی متاسفم.



757
00:38:05,299 --> 00:38:07,036
‫یه لحظه منو میبخشی.

758
00:38:16,622 --> 00:38:18,492
‫"یا مسیح "باب.

759
00:38:18,493 --> 00:38:19,795
‫منو ترسوندی.

760
00:38:27,845 --> 00:38:30,917
‫متاسفانه من مستم.

761
00:38:33,188 --> 00:38:35,593
‫متاسفانه بیشتر از ایناست.

762
00:38:35,594 --> 00:38:37,295
‫"البته که میخواستم بهت بگم "برم.

763
00:38:37,296 --> 00:38:39,299
‫فقط باید به یه میلیون چیز رسیدگی کنم.

764
00:38:39,300 --> 00:38:41,337
‫حتی جایگاه اینو ندارم
‫تا آخرین دقیقه بهم خبر بدی؟

765
00:38:41,338 --> 00:38:43,876
‫نه، همه چیز خیلی بهم ریخته.

766
00:38:43,877 --> 00:38:46,047
‫یه دقیقه، اونجا تو گل نشسته بودم...

767
00:38:46,048 --> 00:38:47,717
‫داشتم با دکتر "فیلیپس" صحبت میکردم و بعد...

768
00:38:47,718 --> 00:38:50,321
‫خدایا، چرا اصلا گذاشتم به اون کنسرت بری؟

769
00:38:50,322 --> 00:38:52,827
‫تنها چیزی که از اون افتضاح بیرون اومد یه بیماری واگیردار بود...

770
00:38:52,828 --> 00:38:55,231
‫یه دشت پر از گاو که شیری نمیدن...

771
00:38:55,232 --> 00:38:57,135
‫و تو داری ۲۰۰۰ مایل دورتر میشی.

772
00:38:57,136 --> 00:38:59,306
‫تا به دانشکده حقوق برم.

773
00:38:59,307 --> 00:39:01,077
‫فکر کردم که بهم افتخار میکنی.

774
00:39:01,078 --> 00:39:02,379
‫بهت افتخار میکنم.

775
00:39:02,380 --> 00:39:04,617
‫عاشقت هم هستم و فقط موندم...

776
00:39:04,618 --> 00:39:07,355
‫چطوری باید به دیدن همدیگه ادامه بدیم.

777
00:39:07,356 --> 00:39:08,759
‫نمیدونم.

778
00:39:08,760 --> 00:39:10,328
‫منظورت چیه نمیدونی؟

779
00:39:10,329 --> 00:39:12,332
‫خب چی میگی؟
‫همین؟ رابطه‌مون تمومه؟

780
00:39:12,333 --> 00:39:14,303
‫واقعا چیزی نمیگم.

781
00:39:14,304 --> 00:39:15,973
‫چرا باید حتما مشخصش کنیم؟

782
00:39:15,974 --> 00:39:18,211
‫چرا یهو اینقدر شبیه هیپی شدی؟

783
00:39:18,212 --> 00:39:20,048
‫فقط سعی دارم واقع‌گرا باشم.

784
00:39:20,049 --> 00:39:23,889
‫اگر راه رسیدن بهمدیگه رو پیدا کردیم، عالیه.

785
00:39:23,890 --> 00:39:28,131
‫اگر نکردیم، قرار نبوده با هم باشیم.

786
00:39:28,132 --> 00:39:32,006
‫اوقات معرکه‌ای رو با هم داشتیم.

787
00:39:36,983 --> 00:39:39,487
‫نه، نمیتونم بذارم اینطوری بری.

788
00:39:39,488 --> 00:39:44,497
‫"قشنگ بودن این موقعیت هم همینه "برم.

789
00:39:44,498 --> 00:39:48,405
‫به تو بستگی نداره که بذاری من برم یا بمونم.

790
00:39:48,406 --> 00:39:51,444
‫روزهایی که من زندگیم رو دور یه مرد شکل بدم...

791
00:39:51,445 --> 00:39:53,749
‫تموم شدن.

792
00:39:53,750 --> 00:39:57,355
‫پس من زندگیم رو دور تو شکل میدم.

793
00:39:57,356 --> 00:40:00,863
‫مگر اینکه اینجا وایستی
‫و واقعا بهم بگی...

794
00:40:00,864 --> 00:40:03,436
‫منو دوست نداری.

795
00:40:06,409 --> 00:40:11,116
‫میگم که نشانه‌ها میگن من دوستت دارم.

796
00:40:11,117 --> 00:40:13,589
‫پس دفاع لازم نیست.

797
00:40:13,590 --> 00:40:15,091
‫فقط برای الان.

798
00:40:15,092 --> 00:40:18,899
‫میری و هر کاری لازمه رو انجام میدی.

799
00:40:18,900 --> 00:40:22,138
‫اما یه روز...

800
00:40:22,139 --> 00:40:25,412
‫از آشپزخونه رستوران حال‌بهم‌زنت بهم نگاه میکنی...

801
00:40:25,413 --> 00:40:28,184
‫و اونجا خواهم بود.

802
00:40:28,185 --> 00:40:32,192
‫مردی که تمام زندگیش رو به خاطر تو رها کرد.

803
00:40:39,374 --> 00:40:40,943
‫خانم "ویرجینیا"، یه تماس تلفنی داری.

804
00:40:40,944 --> 00:40:42,480
‫"واقعا الان باید برم خونه "گی.

805
00:40:42,481 --> 00:40:44,852
‫- پیام بگیر.
‫- به نظر مهم میاد.

806
00:40:47,323 --> 00:40:49,159
‫تعجب کردم که اینقدر زود ازت خبری شنیدم.

807
00:40:49,160 --> 00:40:50,829
‫خب، خودمم تعجب میکنم که زنگ زدم...

808
00:40:50,830 --> 00:40:52,967
‫اما میخواستم قبل از اینکه
‫برم یه چیزو بهت بگم.

809
00:40:52,968 --> 00:40:55,806
‫نه. آسیبی که از طرف
‫نانسی" بهمون وارد شده از چیزی که فکر میکردیم بدتره؟"

810
00:40:55,807 --> 00:40:58,377
‫باب درگ" همین الان تو دستشویی مردونه منو بوسید؟"

811
00:40:58,378 --> 00:40:59,647
‫چه کار کرد؟

812
00:40:59,648 --> 00:41:01,250
‫تو دستشویی مردونه منو بوسید.

813
00:41:01,251 --> 00:41:03,422
‫تو رو بوسید، بوسید؟

814
00:41:03,423 --> 00:41:04,824
‫همونطوری که "رت" اسکارلت" رو بوسید.
‫(فیلم برباد رفته)

815
00:41:04,825 --> 00:41:06,795
‫و به نظر من...

816
00:41:06,796 --> 00:41:08,297
‫به عنوان یه دکتر و روانپزشک...

817
00:41:08,298 --> 00:41:10,335
‫باب" یه همجنسگرای فعاله"...

818
00:41:10,336 --> 00:41:13,040
‫که یعنی اگر دنبال یه داستان موفقیت...

819
00:41:13,041 --> 00:41:14,877
‫برای گرفتن انگیزشهای جنسی...

820
00:41:14,878 --> 00:41:18,150
‫از همجنسگرا به دگرجنسگرا هستین.
‫باب درگ" نمونه خوبی نیست".

821
00:41:18,151 --> 00:41:22,292
‫میترسم که الان تمام کتاب رو از بین ببره.

822
00:41:22,293 --> 00:41:25,298
‫خواهش میکنم درنظر بگیر کاری که با "باب" کردم.
‫واقعا سعی‌م رو کردم.

823
00:41:25,299 --> 00:41:26,801
‫لطفا اینو به "بیل" هم بگو.

824
00:41:26,802 --> 00:41:28,872
‫البته، بهش میگم.

825
00:41:28,873 --> 00:41:29,875
‫خداحافظ.

826
00:41:55,125 --> 00:41:57,863
‫- منو ببخشین.
‫- خیلی متاسفم.

827
00:41:57,864 --> 00:41:59,801
‫"خانم "جانسون.

828
00:41:59,802 --> 00:42:02,205
‫شما همکار "بیلی" هستین.

829
00:42:02,206 --> 00:42:03,975
‫از کتاب شما رو شناختم.


831
00:42:05,045 --> 00:42:07,483
‫به هر حال، روز خوبی داشته باشین.

832
00:42:07,484 --> 00:42:09,888
‫حتما، ممنون.

833
00:42:16,502 --> 00:42:17,771
‫چطور به نظر میام؟

834
00:42:18,840 --> 00:42:20,175
‫حسابی مرتب و تروتمیز.

835
00:42:21,512 --> 00:42:23,014
‫داری جای خاصی میرین؟

836
00:42:24,283 --> 00:42:26,019
‫نه.

837
00:42:26,020 --> 00:42:30,061
‫فقط خونه، میدونی بالاخره.

838
00:42:30,062 --> 00:42:33,400
‫خوبه، چونکه "دودی" اومده شما رو ببینه.

839
00:42:33,401 --> 00:42:35,772
‫مطمئنم گفتش که اسمش "دودی" ـه.

840
00:42:35,773 --> 00:42:38,111
‫مطمئنم گفتش که یکی از دوستهای خیلی قدیمی ـه.

841
00:42:42,754 --> 00:42:45,893
‫نمیدونم که دخترعموم "دلیا" رو یادت میاد یا نه.

842
00:42:45,894 --> 00:42:47,161
‫نمیدونم.

843
00:42:47,162 --> 00:42:51,136
‫موهای تیره؟ خنده خیلی...

844
00:42:51,137 --> 00:42:53,475
‫- بلندی داشت؟ بله.
‫- آره.

845
00:42:53,476 --> 00:42:55,244
‫اما خیلی مهربون بود.

846
00:42:55,245 --> 00:42:58,083
‫به هر حال، به تازگی به چسترویل رفته...

847
00:42:58,084 --> 00:43:00,288
‫و الان پیش اون می‌مونم.

848
00:43:00,289 --> 00:43:01,824
‫در چسترویل.

849
00:43:01,825 --> 00:43:04,129
‫- درست بیرون...
‫- سنت لوییس.

850
00:43:04,130 --> 00:43:07,268
‫- بله، حدود...
‫- ده دقیقه.

851
00:43:07,269 --> 00:43:10,374
‫بیل"، لازم نیست اینقدر نگران باشی".

852
00:43:10,375 --> 00:43:12,813
‫اینجام چون...

853
00:43:12,814 --> 00:43:15,719
‫خب، در مورد آخرین
‫دیداری که داشتیم شرمنده‌م.

854
00:43:15,720 --> 00:43:18,157
‫دودی"، نه. لازم نیست"...

855
00:43:18,158 --> 00:43:20,394
‫نه،نه، لازمه.

856
00:43:20,395 --> 00:43:25,071
‫هیچی بدتر از یه زن گریان نیست...

857
00:43:25,072 --> 00:43:29,847
‫و با اینحال دیدن تو همه چیزو از این رو به اون رو کرد.

858
00:43:29,848 --> 00:43:33,287
‫- برای شروع ازدواجم.
‫- اوه، نه.

859
00:43:33,288 --> 00:43:36,694
‫- نه، من هرگز...
‫- و نباید خودتو سرزنش کنی.

860
00:43:36,695 --> 00:43:39,700
‫باید اتفاق می‌افتاد.

861
00:43:39,701 --> 00:43:44,443
‫برای مدت خیلی طولانی
‫تو زندگی خودم شبیه یه تماشاچی زندگی میکردم.

862
00:43:44,444 --> 00:43:47,650
‫اما دیدن همدیگه...

863
00:43:47,651 --> 00:43:52,559
‫یه حقیقت دیگه رو برام روشن کرد...

864
00:43:52,560 --> 00:43:55,966
‫که واقعا همیشه ما دو تا...

865
00:43:55,967 --> 00:43:57,637
‫باید با هم می‌بودیم.

866
00:44:02,981 --> 00:44:04,116
‫من...

867
00:44:07,122 --> 00:44:09,093
‫من دارم ازدواج میکنم.

868
00:44:10,496 --> 00:44:11,831
‫اوه.

869
00:44:11,832 --> 00:44:15,304
‫- امروز.
‫- اوه، خدای من.

870
00:44:15,305 --> 00:44:17,676
‫- با...
‫- "با "ویرجینیا.

871
00:44:17,677 --> 00:44:19,447
‫"ویرجینیا"؟ اوه، "جانسون".

872
00:44:19,448 --> 00:44:21,884
‫"خانم "جانسون.

873
00:44:21,885 --> 00:44:23,955
‫همین الان تو آسانسور دیدمش.

874
00:44:23,956 --> 00:44:26,293
‫واقعا؟ خودتو معرفی کردی؟

875
00:44:26,294 --> 00:44:28,163
‫نه،نه،نه.

876
00:44:28,164 --> 00:44:29,867
‫اما خیلی دوست دارم ببینمش.

877
00:44:29,868 --> 00:44:32,138
‫منظورم اینه اگر تو این منطقه بمونم.

878
00:44:32,139 --> 00:44:37,048
‫خب شاید، میدونی،یه روزی در آینده.

879
00:44:37,049 --> 00:44:40,020
‫خیلی خوب میشه.

880
00:44:40,021 --> 00:44:42,726
‫همه چیز رو سروسامون میده...

881
00:44:42,727 --> 00:44:45,432
‫یه بار و برای همیشه...

882
00:44:45,433 --> 00:44:48,572
‫اینکه ببینم با یکی دیگه خوشحالی.

883
00:44:54,216 --> 00:44:58,558
‫هیچکس راستش نمیدونه
‫امروز دارم ازدواج میکنم...

884
00:44:58,559 --> 00:45:01,129
‫"به جز دوست قدیمی‌م "بارتون.

885
00:45:01,130 --> 00:45:03,601
‫و حالا تو.

886
00:45:03,602 --> 00:45:06,575
‫کسی که حتی بیشتر از اینا میشناسمش.

887
00:45:09,748 --> 00:45:11,984
‫اتفاقی می‌افتاد...

888
00:45:11,985 --> 00:45:15,191
‫اگر فقط دوست هم بودیم؟

889
00:45:15,192 --> 00:45:17,497
‫دودی"، همین الانم دوستیم".

890
00:45:29,119 --> 00:45:30,622
‫راستش تماسهات رو برای این جواب ندادم...

891
00:45:30,623 --> 00:45:32,626
‫چونکه میخواستم رودررو باهات صحبت کنم.

892
00:45:32,627 --> 00:45:35,130
‫کمین کردن تو پارکینگ به نظر
‫نمیاد چندان نشونه خوبی باشه.

893
00:45:35,131 --> 00:45:37,803
‫امیدوارم بتونی یه چیزی
‫بگی که معنای همه اینا رو مشخص کنه.

894
00:45:37,804 --> 00:45:39,305
‫خب، باید بدونی که...

895
00:45:39,306 --> 00:45:41,276
‫تو آخرین کسی هستی که
‫میخواستم بهش آسیبی بزنم.

896
00:45:41,277 --> 00:45:42,479
‫فقط نگران منی؟

897
00:45:42,480 --> 00:45:44,048
‫آرت" چی؟ افرادی که"...

898
00:45:44,049 --> 00:45:45,719
‫بهت اعتماد کردن و استخدامت کردن چی؟

899
00:45:45,720 --> 00:45:47,255
‫تو هم به اندازه من میدونی...

900
00:45:47,256 --> 00:45:49,560
‫که دنیای درمان جنسی به سرعت در حال پیشرفته.

901
00:45:49,561 --> 00:45:51,062
‫دقیقه به دقیقه عوض میشه.

902
00:45:51,063 --> 00:45:53,267
‫بیل" و "ویرجینیا" سعی دارن"...

903
00:45:53,268 --> 00:45:54,803
‫چیزی رو نگه دارن که همین
‫الانم از چنگشون دررفته.

904
00:45:54,804 --> 00:45:56,339
‫مزخرفه.

905
00:45:56,340 --> 00:45:58,343
‫و جواب نمیده، کاری که سعی داری بکنی.

906
00:45:58,344 --> 00:45:59,813
‫البته که جواب میده.

907
00:45:59,814 --> 00:46:01,617
‫از چیزی که اونا ساختن شروع میکنم.

908
00:46:01,618 --> 00:46:03,755
‫کوپرنیک کشف کرد
‫که خورشید مرکز جهان ـه.

909
00:46:03,756 --> 00:46:05,792
‫بعدش گالیله پیشرفته‌ش کرد.
‫همینطور هم هابل.

910
00:46:05,793 --> 00:46:08,263
‫حالا "نیل آرمسترانگ" روی ماه راه میره.

911
00:46:08,264 --> 00:46:11,269
‫کارشونو رو به جایی میرسونم
‫که فقط میتونن تصورشو بکنن.

912
00:46:11,270 --> 00:46:14,208
‫اونا بهترین متخصصین سکس در کشور هستن...

913
00:46:14,209 --> 00:46:16,279
‫با سالها کار برجسته و پیشرو.

914
00:46:16,280 --> 00:46:19,920
‫نمیگم که ادامه نمیدن.

915
00:46:19,921 --> 00:46:21,389
‫تو "ویرجینیا" رو بهتر از من میشناسی.

916
00:46:21,390 --> 00:46:24,563
‫بلندپروازی مهارنشدنیش، انگیزه‌ش برای...

917
00:46:24,564 --> 00:46:26,968
‫داره کار رو به جهتی میبره، حتی "بیل" رو...

918
00:46:26,969 --> 00:46:28,270
‫رو به جایی میبره...

919
00:46:28,271 --> 00:46:30,608
‫که ممکنه واقعا اونا رو نابود کنه.

920
00:46:30,609 --> 00:46:31,445
‫نه.

921
00:46:31,446 --> 00:46:33,415
‫درمان تبدیل همجنسگرایی.

922
00:46:37,122 --> 00:46:40,028
‫و چرا چیزی که میگی رو باید باور کنم؟

923
00:46:43,435 --> 00:46:45,205
‫لازم نیست حرفمو باور کنی.

924
00:46:47,209 --> 00:46:49,012
‫خودت بررسی کن.

925
00:46:49,013 --> 00:46:50,515
‫به شدت شک دارم...

926
00:46:50,516 --> 00:46:52,319
‫که نخوای در موردش کاری بکنی.

927
00:47:12,960 --> 00:47:16,600
‫سلام، برای "مسترز" و "جانسون" میخوام پذیرش بگیرم.

928
00:47:16,601 --> 00:47:18,136
‫هر دو طرف اینجان؟

929
00:47:18,137 --> 00:47:20,174
‫هنوز نه، اما مطمئنم که میاد اینجا...

930
00:47:20,175 --> 00:47:21,845
‫بگیر بشین.

931
00:47:36,741 --> 00:47:39,312
‫بذار هر دو مرد دیر برسن.

932
00:47:39,313 --> 00:47:40,682
‫شاید بهتر باشه با ماشین من بریم...

933
00:47:40,683 --> 00:47:42,886
‫و با همدیگه به شهرداری بریم.

934
00:47:42,887 --> 00:47:45,357
‫جایی نمیریم تا وقتی
‫که بهم بگی واقعیت نداره.

935
00:47:45,358 --> 00:47:46,861
‫چی؟

936
00:47:46,862 --> 00:47:48,664
‫که تو و "ویرجینیا" دارین کتابی رو چاپ میکنین...

937
00:47:48,665 --> 00:47:50,234
‫که از تبدیل کردن همجنسگرایی حرف میزنه.

938
00:47:50,235 --> 00:47:53,941
‫"ویرجینیا" و من از "آرت" و "نانسی"...

939
00:47:53,942 --> 00:47:55,745
‫چیزی که واقعا مال ماست رو پس گرفتیم.

940
00:47:55,746 --> 00:47:58,183
‫منظورم اینه که بالاخره کتابی رو منتشر میکنیم...

941
00:47:58,184 --> 00:47:59,920
‫که براساس کارمون در مورد همجنسگرایی باشه...

942
00:47:59,921 --> 00:48:01,389
‫اما در مورد همه اینها بحث میکنیم.

943
00:48:01,390 --> 00:48:03,127
‫"بهم قول دادی "بیل.

944
00:48:05,131 --> 00:48:07,904
‫"و منم از درمان تبدیل دفاع نمیکنم "بارتون.

945
00:48:09,641 --> 00:48:14,015
‫موضوع "باب درگ" ـه؟

946
00:48:14,016 --> 00:48:15,250
‫چونکه، بله.

947
00:48:15,251 --> 00:48:20,260
‫مشخص شد که اون تونسته...

948
00:48:20,261 --> 00:48:22,499
‫واکنشهای همجنسگراییش رو تغییر بده...

949
00:48:22,500 --> 00:48:24,836
‫و به سمت رابطه دگرجنسگرایی بره، اما...

950
00:48:24,837 --> 00:48:27,174
‫خدای من. بعد از این همه رنجی که کشیدم.

951
00:48:27,175 --> 00:48:30,582
‫سالها شک داشتن به خودم
‫تنفر داشتن از خودم...

952
00:48:30,583 --> 00:48:33,721
‫و کاری که با "مارگارت" و "ویوین" کرد.

953
00:48:33,722 --> 00:48:36,125
‫نزدیک بود خودمو رو برای خاموش کردن...

954
00:48:36,126 --> 00:48:37,963
‫چیزی که واقعا هستم به کشتن بدم!

955
00:48:37,964 --> 00:48:39,365
‫تو دیدیش!

956
00:48:39,366 --> 00:48:44,141
‫دیدم، دیدم، و  امیدوارم هرگز نبینمش.

957
00:48:44,142 --> 00:48:48,584
‫چیزی که در موردش تحقیق میکنیم
‫اصلا شبیه شکنجه‌ای...

958
00:48:48,585 --> 00:48:50,153
‫که تو ازش رنج کشیدی نیست.

959
00:48:50,154 --> 00:48:52,324
‫به سادگی چیزی که...

960
00:48:52,325 --> 00:48:54,429
‫با زوجهای دگرجنسگرا خیلی موفق بوده رو برداشتیم...

961
00:48:54,430 --> 00:48:58,303
‫و در مورد "درگ" به کار بردیمش...

962
00:48:58,304 --> 00:49:00,108
‫تا ببینیم کمکی میکنه یا نه.

963
00:49:01,310 --> 00:49:03,179
‫"بهم التماس کرد "بارتون...

964
00:49:03,180 --> 00:49:06,019
‫و حس کردم این وظیفه من
‫به عنوان دکترشه تا کمکش کنم...

965
00:49:06,020 --> 00:49:08,390
‫اگر میخواسته این تغییر اتفاق بیافته.

966
00:49:08,391 --> 00:49:10,128
‫نباید مجبور باشیم تغییر کنیم.

967
00:49:11,965 --> 00:49:14,436
‫درست میگی.

968
00:49:14,437 --> 00:49:17,409
‫و میتونیم در مورد همه اینا
‫وقتی رانندگی میکنیم حرف بزنیم.

969
00:49:17,410 --> 00:49:19,145
‫مطمئنم بدشانسی میاره...

970
00:49:19,146 --> 00:49:20,615
‫که عروس رو در روز ازدواجش منتظر بذاری.

971
00:49:20,616 --> 00:49:22,318
‫و متوجه شدم همین عروست...

972
00:49:22,319 --> 00:49:25,123
‫داره بهت فشار میاره تا
‫این کار تبدیل شدن رو انجام بدی.

973
00:49:25,124 --> 00:49:28,163
‫- چی؟
‫- "چونکه من طرفدارشم "بیل.

974
00:49:28,164 --> 00:49:29,499
‫همیشه بودم.

975
00:49:29,500 --> 00:49:31,069
‫اما در تموم این سالها دیدم...

976
00:49:31,070 --> 00:49:33,139
‫چطوری "ویرجینیا" باید به همه ثابت میکرده...

977
00:49:33,140 --> 00:49:36,447
‫چقدر سخت جنگیده تا
‫جایگاه‌ش در این کار رو جلو ببره.

978
00:49:36,448 --> 00:49:38,283
‫شاید به خاطر اینکه مدرکی نداشته.

979
00:49:38,284 --> 00:49:39,786
‫یه دقیقه صبر کن.

980
00:49:39,787 --> 00:49:42,157
‫تو و من میتونیم تفاوتهامون در مورد تبدیل کردن رو حل کنیم...

981
00:49:42,158 --> 00:49:43,928
‫اما اگر میخوای "ویرجینیا" رو بدذات نشون بدی...

982
00:49:43,929 --> 00:49:45,498
‫"تو این یکی زیاده‌روی کردی "بیل.

983
00:49:45,499 --> 00:49:46,500
‫نمیتونم تحملش کنم.

984
00:49:46,501 --> 00:49:48,136
‫اوه، تو نمیتونی تحملش کنی.

985
00:49:48,137 --> 00:49:50,340
‫خب، نمیتونم بذارم اینطوری
‫در مورد "ویرجینیا" صحبت کنی.

986
00:49:50,341 --> 00:49:52,144
‫پس بهتره تنهایی بری طرف شهرداری...

987
00:49:52,145 --> 00:49:54,516
‫چونکه من همیشه چیزی که
‫لازم باشه رو میگم.

988
00:49:54,517 --> 00:49:57,321
‫مثل یه پسر دوستت داشتم.

989
00:49:57,322 --> 00:50:00,127
‫نزدیک به ۳۰ ساله که همدیگه رو می‌شناسیم.

990
00:50:00,128 --> 00:50:01,530
‫اما اگر این مسیر رو ادامه بدی...

991
00:50:01,531 --> 00:50:03,400
‫از محبوبیت‌ت استفاده‌ کنی...

992
00:50:03,401 --> 00:50:06,005
‫تا درمان تبدیل برای همجنسگراها رو حمایت کنی...

993
00:50:06,006 --> 00:50:09,480
‫هدف زندگی‌م رو روی این
‫میذارم که بی‌اعتبارت کنم.

994
00:50:13,522 --> 00:50:16,428
‫"ویلیام مسترز". "ویرجینیا جانسون".

995
00:50:20,569 --> 00:50:22,070
‫دوباره سلام، خب، همونطور که گفتم...

996
00:50:22,071 --> 00:50:24,175
‫دکتر "مسترز" الان دیگه میرسن.

997
00:50:24,176 --> 00:50:26,713
‫قرار ساعت ۴ بود.

998
00:50:26,714 --> 00:50:28,551
‫الان ۴:۱۳ ـه.

999
00:50:28,552 --> 00:50:30,120
‫بله، میدونم...

1000
00:50:30,121 --> 00:50:32,726
‫اما اگر فقط بهم اشاره بکنین به جای اینکه...

1001
00:50:35,866 --> 00:50:37,535
‫نه، نیازی به دستمال کاغذی ندارم.

1002
00:50:37,536 --> 00:50:38,771
‫هنوز نه.

1003
00:50:38,772 --> 00:50:41,477
‫یادت باشه، ساعت ۵ می‌بندیم.

1004
00:50:41,478 --> 00:50:43,379
‫دقیق.

1005
00:50:43,380 --> 00:50:46,454
‫"دامینیک دی‌آنجلو"، "آلیسون برک".

1006
00:50:49,794 --> 00:50:51,095
‫سلام.

1007
00:50:51,096 --> 00:50:53,299
‫سلام، میتونم فرمتونو ببینم؟

1008
00:50:53,300 --> 00:50:54,603
‫بله، بفرمایین.

1009
00:50:54,604 --> 00:50:56,640
‫سوالی دارین؟

1010
00:51:00,314 --> 00:51:02,652
‫فکر کنم همین.

1011
00:51:02,653 --> 00:51:03,588
‫حاضریم؟

1012
00:51:03,589 --> 00:51:05,357
‫آره!

1013
00:51:05,358 --> 00:51:08,097
‫آره! بریم! بریم!

1014
00:51:14,544 --> 00:51:17,415
‫آینده روشن و شاد ـه...

1015
00:51:17,416 --> 00:51:19,486
‫پسر عزیزم.

1016
00:51:19,487 --> 00:51:21,289
‫می‌بینیم.



1018
00:52:03,340 --> 00:52:04,943
‫اوه.

1019
00:52:04,944 --> 00:52:06,446
‫داشتم میرفتم.

1020
00:52:06,447 --> 00:52:09,151
‫خیلی متاسفم که اینقدر منتظرت گذاشتم.

1021
00:52:09,152 --> 00:52:11,155
‫بارتون" کجاست؟"

1022
00:52:11,156 --> 00:52:15,998
‫فقط نتونستم "گی" رو از این لحظه محروم کنم.

1023
00:52:15,999 --> 00:52:18,369
‫فقط میخوام بدونی که چقدر افتخار میکنم...

1024
00:52:18,370 --> 00:52:20,206
‫که شاهد شما و دکتر "بیل" باشم.

1025
00:52:20,207 --> 00:52:23,514
‫و با اینکه عاشق یه عروسی با تمام جزییاتشم...

1026
00:52:23,515 --> 00:52:27,989
‫میتونم زیبایی سادگی‌ش رو در آغوش بکشم.

1027
00:52:27,990 --> 00:52:30,226
‫گی"، میشه به منشی خبر بدی"...

1028
00:52:30,227 --> 00:52:32,030
‫که ما اینجاییم و آماده‌ایم؟

1029
00:52:32,031 --> 00:52:33,033
‫باشه.

1030
00:52:40,816 --> 00:52:42,819
‫اینجا در پیشگاه خداوند جمع شدیم...

1031
00:52:42,820 --> 00:52:44,354
‫و در حضور این شاهد...

1032
00:52:44,355 --> 00:52:46,325
‫تا این مرد و این زن را...

1033
00:52:46,326 --> 00:52:48,564
‫در پیوند مقدس ازدواج بهم رسانیم...

1034
00:52:48,565 --> 00:52:50,333
‫که وضعیتی پسندیده‌ست...

1035
00:52:50,334 --> 00:52:53,841
‫و نباید سرسری یا بدون مشاوره وارد آن شد...

1036
00:52:53,842 --> 00:52:56,112
‫بلکه باید با احترام و احتیاط در آن قدم گذاشت.

1037
00:52:56,113 --> 00:52:58,550
‫ویلیام مسترز"، آیا این زن را"...

1038
00:52:58,551 --> 00:53:01,690
‫ویرجینیا جانسون" را به همسری خود برمیگزینی؟"

1039
00:53:01,691 --> 00:53:03,460
‫دوستش خواهی داشت، به او احترام خواهی گذاشت...

1040
00:53:03,461 --> 00:53:05,130
‫در بیماری و سلامتی در کنارش خواهی بود...

1041
00:53:05,131 --> 00:53:07,469
‫دیگران برای او ترک خواهی کرد
‫تا زمانی که هر دو زنده باشید؟

1042
00:53:11,042 --> 00:53:12,678
‫بله.

1043
00:53:12,679 --> 00:53:15,684
‫ویرجینیا جانسون" آیا این مرد را"...

1044
00:53:15,685 --> 00:53:18,389
‫ویلیام مسترز" را به همسری خودت برمیگزینی؟"

1045
00:53:18,390 --> 00:53:20,260
‫دوستش خواهی داشت، به او احترام خواهی گذاشت...

1046
00:53:20,261 --> 00:53:22,732
‫در بیماری و سلامت کنارش خواهی بود...

1047
00:53:22,733 --> 00:53:25,571
‫دیگران را برای او ترک خواهی کرد
‫تا زمانی که هر دو زنده باشید؟

1048
00:53:25,572 --> 00:53:26,907
‫بله.

1049
00:53:26,908 --> 00:53:28,710
‫آیا هر دو سوگند می‌خورید که به یاد داشته باشید...

1050
00:53:28,711 --> 00:53:30,681
‫که عشق، اعتماد و وفاداری تنها...

1051
00:53:30,682 --> 00:53:33,954
‫ضامن بنیاد یک خانه شاد و پایدار هستند...

1052
00:53:33,955 --> 00:53:38,062
‫که به طور کامل شادی و آرامش تا ابد باقی می‌ماند؟

1053
00:53:38,063 --> 00:53:39,532
‫بله.

1054
00:53:39,533 --> 00:53:41,202
‫بله.

1055
00:53:41,203 --> 00:53:43,740
‫با قدرتی که به من از
‫طرف ایالت میسوری داده شده...

1056
00:53:43,741 --> 00:53:46,580
‫حالا شما رو زن و شوهر اعلام میکنم.

1057
00:54:08,958 --> 00:54:10,293
‫تبریک میگم.

1058
00:54:10,294 --> 00:54:12,097
‫- ممنون.
‫- "دکتر و خانم "مسترز.

1059
00:54:12,098 --> 00:54:13,901
‫متاسفم. خصوصیه.

1060
00:54:13,902 --> 00:54:15,104
‫هی، تو! بزن به چاک!

1061
00:54:16,874 --> 00:54:18,410
‫از کجا میدونست که قراره اینجا باشیم؟

1062
00:54:18,411 --> 00:54:20,748
‫اصلا نمیدونم.

1063
00:54:20,749 --> 00:54:22,250
‫خب، به من نگاه نکنین.

1064
00:54:22,251 --> 00:54:24,154
‫۳۰دقیقه پیش ازش مطلع شدم.

1065
00:54:24,155 --> 00:54:25,958
‫اما مراسم قشنگی بود.

1066
00:54:25,959 --> 00:54:27,896
‫و براتون آرزوی خوشبختی میکنم.

1067
00:54:31,303 --> 00:54:33,339
‫شاید یه در پشتی هم باشه.

1068
00:54:33,340 --> 00:54:35,744
‫فقط محض احتیاط.

1069
00:54:35,745 --> 00:54:37,347
‫بیل" مشکلی نیست".

1070
00:54:37,348 --> 00:54:38,952
‫بیا.

1071
00:54:54,048 --> 00:54:54,984
‫اونجان.

1072
00:54:57,823 --> 00:55:00,227
‫- متوجه نمیشم.
‫- میدونم.

1073
00:55:02,064 --> 00:55:03,366
‫- هی، اونجان.
‫- بریم!

1074
00:55:03,367 --> 00:55:04,435
‫"دکتر و خانم "مسترز.

1075
00:55:04,436 --> 00:55:05,604
‫زود باش!

1076
00:55:08,778 --> 00:55:10,981
‫چند تا عکس! همینجا، همینجا.

1077
00:55:10,982 --> 00:55:12,685
‫- برگردین!
‫- خجالت نکشین.

1078
00:55:12,686 --> 00:55:15,424
‫فکر کنم بتونیم یه عکس بهشون بدیم.

1079
00:55:15,425 --> 00:55:17,027
‫اینطور فکر نمیکنی "بیل"؟

1080
00:55:17,028 --> 00:55:18,764
‫سعی میکنیم یکم پول دربیاریم.

1081
00:55:18,765 --> 00:55:19,999
‫آره، سعی میکنیم یه پولی دربیاریم، ها؟

1082
00:55:20,000 --> 00:55:21,101
‫سریع عکس میگیریم.

1083
00:55:21,102 --> 00:55:22,505
‫"همینه "ویرجینیا.

1084
00:55:22,506 --> 00:55:24,174
‫- خوبه، دو تا دیگه.
‫- زود باش.

1085
00:55:31,122 --> 00:55:32,793
‫"دکتر و خانم "مسترز.

1086
00:55:34,195 --> 00:55:37,367
‫"آقایون، "مسترز"و "جانسون.

1087
00:55:37,368 --> 00:55:39,137
‫اسم ما همیشه همینه.

1088
00:55:40,627 --> 00:55:50,607
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">High</font><font color="#ffffff">bury</font>


