‫﻿۰۰:۰۰:۰۱,۶۷۱ --> ۰۰:۰۰:۱۰,۴۳۸
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#۰۰ff۰۰">تقدیم می کند</font>



1
00:00:13,468 --> 00:00:15,433
‫آنچه گذشت...

2
00:00:15,468 --> 00:00:17,201
‫به محض اینکه افراد
‫شروع به صحبت کنن...

3
00:00:17,237 --> 00:00:19,737
‫نوار ضبط دفتر من شروع میکنه به ضبط کردن.

4
00:00:19,773 --> 00:00:22,941
‫تصور نمی‌کنم هیچ نیروی
‫تازه استخدام شده‌ای قبول بکنه به حرفاش گوش داده بشه.

5
00:00:22,976 --> 00:00:25,843
‫اگر دو ماه پیش تو این دفتر نوار ضبط داشتیم...

6
00:00:25,879 --> 00:00:28,513
‫الان با یه سری اتهامات مجرمانه روبه‌رو نبودیم.

7
00:00:28,548 --> 00:00:32,083
‫اتهامات اغوا و فحشا هستن.

8
00:00:32,118 --> 00:00:34,252
‫"اما کار من با "لیتل براون...

9
00:00:34,287 --> 00:00:35,720
‫در مورد این کتاب جدید هم هست.

10
00:00:35,755 --> 00:00:38,089
‫مطمئن شدی که "ویرجینیا" یه همراه با خودش بیاره؟

11
00:00:38,124 --> 00:00:39,702
‫اگر هنوزم ازمون در مورد
‫پنهان کردن ازدواجمون عصبانی بود...

12
00:00:39,726 --> 00:00:41,070
‫جواب مثبت نمی‌داد.

13
00:00:41,094 --> 00:00:43,294
‫یه مهمونی کوفتی کلیدی با کتهاست.

14
00:00:43,330 --> 00:00:44,295
‫این مال کیه؟

15
00:00:44,331 --> 00:00:45,563
‫باشه.

16
00:00:45,598 --> 00:00:46,809
‫اگر فکر میکنی که قراره بریم تو رختخواب...

17
00:00:46,833 --> 00:00:48,399
‫باید دیوونه باشی.

18
00:00:48,435 --> 00:00:50,802
‫فکر کنم خسارت وارد شده
‫چه کاری بکنیم و چه نکنیم.

19
00:00:50,837 --> 00:00:52,370
‫همین الان از پیش دکتر برگشتم.

20
00:00:52,405 --> 00:00:53,771
‫حامله‌م.

21
00:00:53,807 --> 00:00:56,441
‫پدرومادر دوست‌دخترم اومدن به این شهر.

22
00:00:56,476 --> 00:00:59,577
‫کسی هستی که میبردش
‫سرکار یا همکاری؟

23
00:00:59,612 --> 00:01:00,878
‫همسایه کناریم.

24
00:01:00,914 --> 00:01:02,714
‫میخوام برام یه کاری بکنی...

25
00:01:02,749 --> 00:01:05,316
‫تنها برای لذت رسوندن به من.

26
00:01:07,120 --> 00:01:08,130
‫بیا زیاد بزرگش نکنیم.

27
00:01:08,154 --> 00:01:10,488
‫بیا زیادم کوچیکش نکنیم.

28
00:01:10,523 --> 00:01:12,957
‫و روسا نباید با کارمنداشون بخوابن.

29
00:01:12,993 --> 00:01:14,258
‫از این اتفاقها می‌افته.

30
00:01:14,294 --> 00:01:16,294
‫"شاید آدم مناسب برای تو همون باشه "ویرجینیا.

31
00:01:19,366 --> 00:01:20,798
‫اوه.

32
00:01:21,969 --> 00:01:42,947
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ff۰۰۸۰">Highbury</font>


28
00:02:01,248 --> 00:02:05,214
‫فصل چهارم قسمت پنجم
‫خارج از محدوده‌ها

33
00:02:08,248 --> 00:02:10,214
‫فکر کردم که مصاحبه ورودیش
‫تمایلی به دادن اطلاعات نداشته...

34
00:02:10,250 --> 00:02:12,116
‫اما "ویرجینیا" مخالفت میکنه.

35
00:02:12,152 --> 00:02:14,819
‫اول میخواد هرگونه مشکل
‫فیزیولوژیکی رو از فهرست خط بزنه.

36
00:02:14,854 --> 00:02:16,721
‫اون شب "ویرجینیا" همینطوری بود؟

37
00:02:16,756 --> 00:02:18,367
‫چی داری میگی؟

38
00:02:18,391 --> 00:02:21,225
‫میدونم که چقدر دوست
‫داری زنها کنترل رو به دست بگیرن.

39
00:02:21,261 --> 00:02:22,360
‫چیه؟

40
00:02:22,395 --> 00:02:24,162
‫تو تختخوابم رییس بود؟

41
00:02:24,197 --> 00:02:26,164
‫- نانس"، بیخیال".
‫- کنجکاوم.

42
00:02:26,199 --> 00:02:28,666
‫پس اون قانون چی میشه؟
‫ما بهم جزییات رو نمیگیم.

43
00:02:28,701 --> 00:02:31,035
‫فکر کنم این یکی یه استثنا باشه، اینطور فکر نمیکنی؟

44
00:02:31,071 --> 00:02:33,171
‫یه زن متخصص سکس برجسته در دنیا.

45
00:02:33,206 --> 00:02:36,007
‫شاید بتونم، بتونم
‫یکی دو تا چیز یاد بگیرم.

46
00:02:38,111 --> 00:02:40,211
‫خب...

47
00:02:40,246 --> 00:02:41,979
‫یه معشوقه با دقته.

48
00:02:42,015 --> 00:02:43,381
‫با دقت...

49
00:02:50,023 --> 00:02:52,156
‫همیشه میتونم بگم
‫که تو اینطوری رفتار میکنی.

50
00:02:52,192 --> 00:02:54,826
‫با هدف راه میری.

51
00:02:54,861 --> 00:02:56,160
‫اتفاقی افتاد؟

52
00:02:56,196 --> 00:02:57,562
‫همسرت فکر میکنه که افتاده.

53
00:02:57,597 --> 00:03:00,098
‫من یه معشوقه با دقتم؟

54
00:03:01,601 --> 00:03:04,569
‫از کجا اینو شنیدی؟

55
00:03:04,604 --> 00:03:06,571
‫مهمه که از کجا شنیدمش "آرت"؟

56
00:03:06,606 --> 00:03:08,573
‫یه مهمونی عوض کردن زوجها با هم بود.

57
00:03:08,608 --> 00:03:10,575
‫دیدش که با ما با هم رفتیم تو اتاق خواب...

58
00:03:10,610 --> 00:03:13,077
‫و میدونه که تا صبح اونجا موندیم.

59
00:03:13,113 --> 00:03:14,879
‫و با اینحال خیلی خوب یادمه که بهت گفتم...

60
00:03:14,914 --> 00:03:16,948
‫باید با همسرت صادق باشی...

61
00:03:16,983 --> 00:03:19,717
‫که هیچ اتفاقی بین ما نیافتاده.

62
00:03:19,752 --> 00:03:21,285
‫فقط تصور کرده.

63
00:03:21,321 --> 00:03:24,355
‫فقط تصور نکرده.
‫تو تاییدش کردی.

64
00:03:24,390 --> 00:03:26,390
‫"در موردت هیچ فکر بدی نمیکنه "ویرجینیا.

65
00:03:26,426 --> 00:03:28,092
‫در واقع درست برعکسه.

66
00:03:28,128 --> 00:03:31,062
‫نه، در مورد تو فکر بدی میکنه، مگه نه...

67
00:03:31,097 --> 00:03:33,264
‫اگر با هم سکس نداشته باشیم؟

68
00:03:33,299 --> 00:03:36,234
‫به نظر میرسه مشکلی...

69
00:03:36,269 --> 00:03:37,668
‫با همسرت داری که باید حلش کنی.

70
00:03:39,472 --> 00:03:42,974
‫موضوع "بیل" ـه؟

71
00:03:43,009 --> 00:03:46,110
‫اون شب یه سری حقایق
‫خصوصی رو با من در میون گذاشتی.

72
00:03:46,146 --> 00:03:47,879
‫فکر کنم...

73
00:03:47,914 --> 00:03:50,314
‫فکر کنم که اشکالی نداره
‫که فرض کنیم اون مرد...

74
00:03:50,350 --> 00:03:52,383
‫اوه، اشکال داره که هر چیزی رو تصور کنیم.

75
00:03:52,418 --> 00:03:55,286
‫اما یه اتفاقی بین تو و "بیل" افتاده...

76
00:03:55,321 --> 00:03:57,155
‫یه جور جدایی...

77
00:03:57,190 --> 00:03:59,957
‫و تو نگرانی که اون فکر کنه
‫من و تو با هم خوابیدیم...

78
00:03:59,993 --> 00:04:04,829
‫آیا با مفهوم دوئل آشنایی داری "آرت"؟

79
00:04:04,864 --> 00:04:07,565
‫یعنی دو نفر که اسلحه‌ایی رو...

80
00:04:07,600 --> 00:04:11,135
‫به سمت سر یکدیگه نشونه رفتن.

81
00:04:11,171 --> 00:04:13,437
‫شاید چیزایی باشه
‫که فکر میکنی...

82
00:04:13,473 --> 00:04:16,307
‫در مورد زندگی خصوصی من میدونی
‫فرضیاتی که تو بوجود اوردیشون...

83
00:04:16,342 --> 00:04:19,944
‫و به طور قطع چیزایی هست
‫که من در مورد زندگی تو میدونم...

84
00:04:19,979 --> 00:04:21,979
‫چیزایی که اگر به همسرت بگم...

85
00:04:22,015 --> 00:04:24,749
‫ازدواج‌تونو نابود میکنه.

86
00:04:24,784 --> 00:04:27,618
‫اما نمیخوام مجبور به این کار بشم.

87
00:04:30,290 --> 00:04:33,457
‫به علاوه، تو عامل مهمی برای این کلینیکی.

88
00:04:33,493 --> 00:04:35,493
‫خیلی بدمون میاد که از دستت بدیم.

89
00:04:38,364 --> 00:04:40,731
‫با "نانسی" حرف میزنم.

90
00:05:00,587 --> 00:05:03,387
‫نشسته بودم تو ماشینم باشه؟

91
00:05:03,423 --> 00:05:05,957
‫پانزده دقیقه با شیفت "شریل" تموم بشه.

92
00:05:05,992 --> 00:05:09,994
‫و تنها چیزی که می‌دیدیم
‫یه تابلوی نئون قرمز اونطرف خیابون بود...

93
00:05:10,029 --> 00:05:12,363
‫نوشته بود: مشروب.

94
00:05:12,398 --> 00:05:14,632
‫شروع کردم به حساب کردن.

95
00:05:14,667 --> 00:05:16,412
‫آیا وقت کافی هست که یه سر برم اونجا...

96
00:05:16,436 --> 00:05:18,970
‫قبل از اینکه "شریل" بیاد بیرون؟

97
00:05:19,005 --> 00:05:21,138
‫آیا بوی مشروب رو متوجه میشه؟

98
00:05:21,174 --> 00:05:22,807
‫بعدش فکر کردم که برام ۲۰ سال طول کشید...

99
00:05:22,842 --> 00:05:25,643
‫تا ۲۰ روز هوشیار باشم...

100
00:05:25,678 --> 00:05:27,845
‫به نظر میرسه که برای تسلیم شدن
‫بهای زیادی رو باید بدم.

101
00:05:29,549 --> 00:05:30,982
‫ممنون که گوش کردین.

102
00:05:34,020 --> 00:05:36,220
‫"ممنون "جری.

103
00:05:36,256 --> 00:05:41,225
‫امشب، یکی تو گروه برای آخرین
‫بار در جلسه شرکت میکنه.

104
00:05:41,261 --> 00:05:43,027
‫"تبریک میگم "بیل.

105
00:05:43,062 --> 00:05:47,498
‫۹۰جلسه در ۹۰ روز، اصلا چیز کمی نیست.

106
00:05:47,533 --> 00:05:51,369
‫حالا، از لحاظ سنتی، قبل از اینکه
‫کسی ما رو ترک کنه...

107
00:05:51,404 --> 00:05:55,439
‫فرصتی رو میذارن تا به گروه بگن چی یاد گرفتن...

108
00:05:55,475 --> 00:05:59,076
‫یا یه چیزی که دوست داشته باشن
‫با بقیه در میون بذارن.

109
00:06:05,551 --> 00:06:09,086
‫همگی موفق باشید.

110
00:06:24,570 --> 00:06:26,637
‫شب‌بخیر و موفق باشید.

111
00:06:26,673 --> 00:06:28,773
‫یه "ادوارد مارو" معمولیی.
‫(خبرنگار)

112
00:06:28,808 --> 00:06:30,808
‫قرار بود چی بگم؟

113
00:06:30,843 --> 00:06:32,243
‫هرگز به اینجا تعلق نداشتم.

114
00:06:32,278 --> 00:06:34,145
‫خب، اینو خیلی
‫خوب مشخص کردی...

115
00:06:34,180 --> 00:06:35,713
‫اونجا می‌نشستی و ساعتتو نگاه میکردی...

116
00:06:35,748 --> 00:06:38,382
‫بهمون میگفتی که فقط
‫داریم وقتت رو تلف میکنیم.

117
00:06:38,418 --> 00:06:41,285
‫متاسفم، واقعا متاسفم.

118
00:06:41,321 --> 00:06:42,720
‫ای کاش وقت داشتم تا نگران...

119
00:06:42,755 --> 00:06:45,589
‫جری" و مشروب‌فروشی باشم"...

120
00:06:45,625 --> 00:06:46,891
‫اما مشکلات دیگه‌ای دارم.

121
00:06:46,926 --> 00:06:48,159
‫مثل؟

122
00:06:48,194 --> 00:06:50,961
‫مثل دادگاهی که فردا شروع میشه.

123
00:06:50,997 --> 00:06:53,464
‫من اینجا با یه مشت
‫جریمه پارکینگ که روبه‌رو نیستم.

124
00:06:53,499 --> 00:06:55,399
‫دارم سر نگه داشتن اعتبارم مبارزه میکنم...

125
00:06:55,435 --> 00:06:57,501
‫کلینیکم....

126
00:06:57,537 --> 00:06:59,737
‫تمام اون افرادی که استخدام کردم.

127
00:06:59,772 --> 00:07:01,639
‫منظورم اینه که اگر این
‫اتهامات همه جا پخش بشه...

128
00:07:01,674 --> 00:07:04,308
‫پخش بشه،ها؟ پس فکر میکنم...

129
00:07:04,344 --> 00:07:06,322
‫خودت اصلا هیچ ارتباطی
‫با بلایی که سرت اومده نداشتی.

130
00:07:06,346 --> 00:07:07,345
‫درسته؟

131
00:07:07,380 --> 00:07:09,146
‫میشه در موردش حرف نزنیم؟

132
00:07:09,182 --> 00:07:10,614
‫باید این یکی رو برنده بشم...

133
00:07:10,650 --> 00:07:12,850
‫تا بتونم زندگیم رو جمع‌وجور کنم...

134
00:07:12,885 --> 00:07:16,420
‫و از نو شروع کنم.

135
00:07:16,456 --> 00:07:17,922
‫خب، تاکسیم منتظره...

136
00:07:17,957 --> 00:07:21,492
‫پس اگر اشکالی نداره میشه فرمم رو امضا کنی.

137
00:07:27,567 --> 00:07:30,501
‫- ازدواج کردی؟
‫- ۲۶سال متاهل بودم.

138
00:07:30,536 --> 00:07:32,036
‫حالا طلاق گرفتم.

139
00:07:32,071 --> 00:07:34,805
‫عضو احتمالی هیئت منصفه شماره ۱۱، قبل از طلاقتون...

140
00:07:34,841 --> 00:07:36,207
‫آیا شما و شوهرتون...

141
00:07:36,242 --> 00:07:39,043
‫به دنبال هرگونه مشاوره یا درمانی رفتین؟

142
00:07:39,078 --> 00:07:40,277
‫بله، رفتیم.

143
00:07:40,313 --> 00:07:43,047
‫یا از این متهمان چیزی شنیدین؟

144
00:07:43,082 --> 00:07:46,117
‫فقط اینکه یه کتاب شرم‌آور رو نوشتن.

145
00:07:47,920 --> 00:07:50,454
‫عالجیناب وکیل مدافع درخواست داره
‫که عضو شماره ۱۱ هیئت منصفه برکنار بشه...

146
00:07:50,490 --> 00:07:51,822
‫به دلیل وجود انگیزه.

147
00:07:51,858 --> 00:07:53,157
‫کتاب رو نخوندم...

148
00:07:53,192 --> 00:07:54,658
‫اما مقاله عالی‌شون...

149
00:07:54,694 --> 00:07:56,560
‫در مورد سکس و پیر شدن جنس زن پارسال خوندم.

150
00:07:56,596 --> 00:07:58,162
‫عالیجناب، دادستانی...

151
00:07:58,197 --> 00:08:00,898
‫عضو احتمالی شماره ۲۲ هیئت منصفه
‫رو برکنار میکنه به دلیل وجود انگیزه.

152
00:08:00,933 --> 00:08:02,878
‫آیا نظرات شدیدی در مورد افرادی که...

153
00:08:02,902 --> 00:08:05,970
‫در فعالیتهای جنسی
‫فراتر از جایگاه دینی‌شون دست میزنن دارین؟

154
00:08:06,005 --> 00:08:07,383
‫در مورد زنی که برای حمایت مالی...

155
00:08:07,407 --> 00:08:09,039
‫با کسی ازدواج میکنه چه نظری دارین؟

156
00:08:09,075 --> 00:08:10,552
‫- آیا به تکامل اعتقاد دارین؟
‫- نظرتون در مورد...

157
00:08:10,576 --> 00:08:12,543
‫افرادی که بیرون از ازدواج رابطه جنسی دارن چیه؟

158
00:08:12,578 --> 00:08:14,089
‫اگر آخرین فرد هئیت منصفه
‫باشید که مخالف باشه...

159
00:08:14,113 --> 00:08:16,313
‫اما باور دارین که این متهمان بیگناه هستن...

160
00:08:16,349 --> 00:08:18,416
‫و اگر من حرفم رو
‫بدون هیچگونه شک منطقی ثابت کنم...

161
00:08:18,451 --> 00:08:19,595
‫آیا شما عقیده‌تونو کنار میذارین...

162
00:08:19,619 --> 00:08:20,751
‫یا سر عقیده‌تون می‌مونین؟

163
00:08:20,787 --> 00:08:22,186
‫رای شما ممکنه چی باشه؟

164
00:08:22,221 --> 00:08:23,354
‫- گناهکار.
‫- گناهکار.

165
00:08:23,389 --> 00:08:24,989
‫گناهکار.

166
00:08:25,024 --> 00:08:26,435
‫نباید اون مردی که...

167
00:08:26,459 --> 00:08:28,070
‫جلیقه پوشیده بود رو انتخاب میکردیم، اشتباه بود.

168
00:08:28,094 --> 00:08:29,671
‫چند تا عضو رو انتخاب کردی "بیل"؟

169
00:08:29,695 --> 00:08:31,039
‫چونکه من خیلی انتخاب کردم
‫و هر بار...

170
00:08:31,063 --> 00:08:32,730
‫آستین منو کشیدی یا تو گوشم زمزمه کردی...

171
00:08:32,765 --> 00:08:34,498
‫تنها پیامی که به دادگاه میدی اینه که...

172
00:08:34,534 --> 00:08:35,677
‫تو به وکیلت اعتماد نداری.

173
00:08:35,701 --> 00:08:36,745
‫قصد نداشتم زیر سوال ببرمت.

174
00:08:36,769 --> 00:08:38,202
‫چیزی که متوجه نمیشم اینه که...

175
00:08:38,237 --> 00:08:40,237
‫چرا در مورد یه توافق حرف نمیزنیم.

176
00:08:40,273 --> 00:08:42,706
‫اگر هیچ ضمانتی وجود نداره
‫چرا شانس رو امتحان نمیکنیم؟

177
00:08:42,742 --> 00:08:44,108
‫توافق به نظر خیلی منطقی میاد.

178
00:08:44,143 --> 00:08:46,710
‫میخواد اعتراف کنی که گناهکار
‫به ایجاد انحراف جنسی هستی؟

179
00:08:46,746 --> 00:08:48,090
‫چونکه بذار بهت بگم، دادستانی...

180
00:08:48,114 --> 00:08:49,580
‫به کمتر از اون قانع نمیشه...

181
00:08:49,615 --> 00:08:52,349
‫و این چیزی ـه که مشتری‌هات رو فراری میده.

182
00:08:52,385 --> 00:08:55,052
‫اگر ببازیم هم در همین موقعیت قرار می‌گیریم.

183
00:08:55,087 --> 00:08:57,021
‫مخالفم. از دست چیزی به معنای باختن نیست.

184
00:08:57,056 --> 00:08:58,689
‫فقط یه جور برگشت به عقب موقتی ـه.

185
00:08:58,724 --> 00:08:59,957
‫موقتی؟

186
00:08:59,992 --> 00:09:02,059
‫اگر لازم باشه دوباره و دوباره درخواست میدیم...

187
00:09:02,094 --> 00:09:03,594
‫هر بار برای یه دادگاه بالاتر.

188
00:09:03,629 --> 00:09:05,930
‫که در واقع میتونه
‫نسبت به یه برنده شدن یکجا ارجح باشه.

189
00:09:05,965 --> 00:09:08,532
‫یه پرونده طولانی و دراز مدت؟
‫چطور ممکنه این ارجح باشه؟

190
00:09:08,568 --> 00:09:10,301
‫میبریمش به سطح ملی.

191
00:09:10,336 --> 00:09:12,970
‫از این انگیزه از جنبه علمی دفاع می‌کنیم.

192
00:09:13,005 --> 00:09:15,139
‫این پرونده ممکنه تا اونجا برسه.

193
00:09:15,174 --> 00:09:18,075
‫تا اونجا یعنی دادگاه عالی؟

194
00:09:18,110 --> 00:09:20,144
‫موضوع بی‌احتیاطی...

195
00:09:20,179 --> 00:09:21,779
‫داخل یه اتاق آزمایش نیست.

196
00:09:21,814 --> 00:09:24,815
‫در مورد حق دانشمندان
‫برای دنبال کردن دانش ـه.

197
00:09:24,851 --> 00:09:26,728
‫باشه، دوست دارم
‫سخنرانی اولیه‌ت رو بخونم.

198
00:09:26,752 --> 00:09:27,985
‫"بیخیال "بیل.

199
00:09:28,020 --> 00:09:29,665
‫نه اینکه اشکالی ازش بگیرم.
‫فقط میخوام مطمئن بشم...

200
00:09:29,689 --> 00:09:31,121
‫که به طور دقیق توضیح میدی...

201
00:09:31,157 --> 00:09:32,957
‫که طبیعت اصلی کارمون چیه.

202
00:09:32,992 --> 00:09:35,392
‫اگر میخوای استدلال کنی
‫که ما داشتیم نقش دانشمندها رو بازی میکردیم...

203
00:09:35,428 --> 00:09:36,839
‫پس بهتره که دانش رو درست رو داشته باشی.

204
00:09:36,863 --> 00:09:38,696
‫هنوز دارم پاکنویسش میکنم.

205
00:09:40,766 --> 00:09:42,333
‫فهمیدم.

206
00:09:42,368 --> 00:09:43,801
‫ببخشید.

207
00:09:46,439 --> 00:09:48,305
‫چقدر خوب شد که اومد، همیشه...

208
00:09:48,341 --> 00:09:50,319
‫مفیده که همسر پشتیبانی‌کننده در جریان حضور داشته باشه.

209
00:09:50,343 --> 00:09:52,476
‫در راه همسر سابق شدن.

210
00:09:52,512 --> 00:09:56,113
‫بیا امیدوار باشیم هیئت منصفه متوجه نشه
‫که درخواست طلاق داده.

211
00:09:56,148 --> 00:09:57,648
‫خب، شنیدم که اونو به تعلیق انداختن.

212
00:09:57,683 --> 00:10:01,352
‫فکر کنم یه جور حس صمیمت بین‌شون بوجود اومده.

213
00:10:01,387 --> 00:10:03,287
‫فردا می‌بینمت، سرحال و سرزنده.

214
00:10:07,660 --> 00:10:09,593
‫شوهره یه هوسران حسابی ـه...

215
00:10:09,629 --> 00:10:12,096
‫و درد زن در زمان داشتن رابطه جنسی...

216
00:10:12,131 --> 00:10:13,864
‫تقریبا یه عامل روانی داره.

217
00:10:13,900 --> 00:10:17,801
‫تا زمانی که متوجه بشه شوهرش...

218
00:10:17,837 --> 00:10:20,604
‫یه چیزی هست...

219
00:10:20,640 --> 00:10:22,172
‫قبل از اینکه بریم بالا...

220
00:10:22,208 --> 00:10:24,475
‫که باید بهت بگم.

221
00:10:24,510 --> 00:10:26,443
‫چ...

222
00:10:28,481 --> 00:10:30,047
‫چی شده؟

223
00:10:30,082 --> 00:10:32,650
‫این حسو دارم که یکی داره...

224
00:10:32,685 --> 00:10:34,051
‫به حرفامون گوش میکنه.

225
00:10:34,086 --> 00:10:36,120
‫منظورت چیه؟

226
00:10:36,155 --> 00:10:38,355
‫چند تا از حرفایی که...

227
00:10:38,391 --> 00:10:39,657
‫پشت درهای بسته بهت زدم...

228
00:10:39,692 --> 00:10:42,226
‫از طرف یکی دیگه به گوشم رسید.

229
00:10:42,261 --> 00:10:43,827
‫از طرف کی؟

230
00:10:43,863 --> 00:10:44,862
‫"ویرجینیا".

231
00:10:44,897 --> 00:10:46,196
‫چی؟ چه جور چیزایی؟

232
00:10:46,232 --> 00:10:49,366
‫چی گفتیم که به اون ربط داشته باشه؟

233
00:10:49,402 --> 00:10:51,035
‫اون، میدونی...

234
00:10:51,070 --> 00:10:52,881
‫به نظر می‌رسید از
‫بحثی در مورد...

235
00:10:52,905 --> 00:10:54,805
‫مشتری‌ها، تعیین دارایی‌ها...

236
00:10:54,840 --> 00:10:57,408
‫خبر داشته باشه چیزایی که نباید
‫در موردشون بدونه مگراینکه گوش وایستاده باشه.

237
00:10:57,443 --> 00:11:01,045
‫چی، "بتی"؟ "لستر"؟
‫فکر میکنی که دارن گوش میکنن؟

238
00:11:01,080 --> 00:11:03,414
‫فقط دارم میگم که باید حواسمون جمع باشه.

239
00:11:03,449 --> 00:11:06,850
‫در مورد چی؟ که ما داریم در محیطی کار میکنیم...

240
00:11:06,886 --> 00:11:08,485
‫که دو نفر، دو همکار...

241
00:11:08,521 --> 00:11:10,521
‫نمیتونن به خصوصی با هم مشورت کنن؟
‫تو با این مشکلی نداری؟

242
00:11:10,556 --> 00:11:12,022
‫فقط فراموشش کن.

243
00:11:12,058 --> 00:11:13,657
‫اینو بهت نگفتم که ناراحت و هیجان‌زده بشی.

244
00:11:13,693 --> 00:11:15,025
‫فراموشش نمیکنم.

245
00:11:16,963 --> 00:11:18,429
‫میخوام بفهم جریان از چه قراره.

246
00:11:18,464 --> 00:11:20,598
‫اینجا که شوروی نیست.

247
00:11:27,873 --> 00:11:29,673
‫مامان، زود باش، از دستش میدی.

248
00:11:29,709 --> 00:11:31,108
‫چرا اینقدر طولش میده؟

249
00:11:31,143 --> 00:11:32,583
‫میدونی که با گیره مو...

250
00:11:32,612 --> 00:11:34,211
‫و کرم و وسایل آرایشی چقدر وقت میگذرونه.

251
00:11:34,246 --> 00:11:35,779
‫قایق الان ـه که بره.

252
00:11:35,815 --> 00:11:38,916
‫اگر قایق الان میره، پس چرا باید عجله کنم؟

253
00:11:38,951 --> 00:11:42,186
‫چونکه آینده‌تون با مداد نوشته شده
‫مامان نه با جوهر.

254
00:11:42,221 --> 00:11:43,765
‫مطمئنی که نمیخوای پیشت تو خونه بمونیم؟

255
00:11:43,789 --> 00:11:45,623
‫نه، میخوام که برین و خوش بگذرونین.

256
00:11:45,658 --> 00:11:47,791
‫تا الان خیلی زحمت کشیدین.

257
00:11:47,827 --> 00:11:49,727
‫اوه، سلام!



259
00:11:51,263 --> 00:11:52,796
‫ببخشید.

260
00:11:52,832 --> 00:11:53,797
‫نمیدونستم.

261
00:11:53,833 --> 00:11:54,665
‫سلام؟

262
00:11:56,135 --> 00:11:57,601
‫مامان، بابا، "بتی" رو که میشناسین.

263
00:11:57,637 --> 00:12:00,971
‫بتی" آخر راهرو زندگی میکنه".

264
00:12:01,007 --> 00:12:05,075
‫وقتی خونه نیست به گلدونها آب میدم.

265
00:12:05,111 --> 00:12:06,443
‫اما تو که خونه‌ای...

266
00:12:08,481 --> 00:12:11,615
‫قاطی کردم، فکر کردم که...

267
00:12:11,651 --> 00:12:14,084
‫تو میری پدرومادرت رو می‌بینی.

268
00:12:14,120 --> 00:12:18,322
‫اوه، نه، آره، نه
‫من، اونا اومدن منو ببینن، پس...

269
00:12:18,357 --> 00:12:22,226
‫اما امروز صبح قراره با
‫یه کشتی مخصوص قمار کردن برن.

270
00:12:22,261 --> 00:12:23,394
‫بله.

271
00:12:23,429 --> 00:12:25,295
‫به نظر جالب میاد.

272
00:12:25,331 --> 00:12:27,531
‫بله.

273
00:12:30,302 --> 00:12:33,270
‫خب، از دیدنتون خوشحال شدم.

274
00:12:33,305 --> 00:12:35,506
‫- منم از دیدنت خوشحال شدم.
‫- منم از دیدنت خوشحال شدم.

275
00:12:40,146 --> 00:12:42,813
‫بله، میتونیم قرار ساعت ۲ رو تایید کنیم.

276
00:12:44,150 --> 00:12:46,150
‫عالیه، خیلی ممنون.

277
00:12:46,185 --> 00:12:47,518
‫خداحافظ.

278
00:12:47,553 --> 00:12:49,953
‫صبح بخیر.

279
00:12:52,024 --> 00:12:53,857
‫من، چند تا مشکل املایی پیدا کردم...

280
00:12:53,893 --> 00:12:55,426
‫پس رونویسی‌شون کردم.

281
00:12:55,461 --> 00:12:58,529
‫اینم از پرونده "دولین" آپدیت شده برای امروز بعدازظهر.

282
00:12:58,564 --> 00:13:00,197
‫ممنون.

283
00:13:01,233 --> 00:13:04,134
‫دکتر "ویرجینیا"، قبل از اینکه برین...

284
00:13:04,170 --> 00:13:06,937
‫با خوندن پرونده تونستم کتابتونو بخونم.

285
00:13:06,972 --> 00:13:10,340
‫یه انقلابی اینجا در حال رخ دادنه.

286
00:13:10,376 --> 00:13:12,042
‫مشکلاتی که شما درمان میکنین...

287
00:13:12,078 --> 00:13:16,213
‫روشی که درمانشون میکنین
‫بدون مسخره یا قضاوت کردن...

288
00:13:16,248 --> 00:13:18,816
‫باید بگم...

289
00:13:18,851 --> 00:13:21,051
‫خواهش میکنم بذارین بگم...

290
00:13:21,087 --> 00:13:24,521
‫نمیتونستم از این بیشتر
‫به خودم ببالم که اینجام تا بهتون کمک کنم.

291
00:13:24,557 --> 00:13:26,690
‫ممنون که بهم این کار رو دادین.

292
00:13:28,994 --> 00:13:30,694
‫خب، ممنون.

293
00:13:31,997 --> 00:13:34,364
‫تماسها رو باید جواب بدم.

294
00:13:36,869 --> 00:13:39,470
‫موسسه تحقیق زیست‌شناسی تولیدمثل.

295
00:13:39,505 --> 00:13:41,805
‫گای" رو بررسی کرده بودی؟"

296
00:13:41,841 --> 00:13:42,639
‫گی"؟"

297
00:13:42,675 --> 00:13:44,208
‫همینی که استخدام کردی.

298
00:13:44,243 --> 00:13:45,709
‫اسمش "گی" ـه.

299
00:13:45,745 --> 00:13:47,511
‫و بله، منابعش رو بررسی کردم.

300
00:13:47,546 --> 00:13:48,879
‫همگی نظرات درخشانی در موردشون دادن.

301
00:13:48,914 --> 00:13:50,814
‫اما پیش‌زمینه‌ش رو بررسی کردی؟

302
00:13:50,850 --> 00:13:51,993
‫میخوام مطمئن بشم که...

303
00:13:52,017 --> 00:13:53,717
‫همه چیزو در موردش میدونیم...

304
00:13:53,753 --> 00:13:55,986
‫چرا اینقدر برای کار کردن
‫در اینجا مشتاقه.

305
00:13:56,021 --> 00:13:58,088
‫فکر نمیکنی که یه بچه روانی باشه؟

306
00:13:58,124 --> 00:14:00,524
‫بتی"، ما الان وسط"
‫یه دادگاه بزهکاری هستیم...

307
00:14:00,559 --> 00:14:02,359
‫اونم به خاطر آخرین داوطلب مشتاقمون.

308
00:14:02,394 --> 00:14:03,994
‫باشه، بیشتر میگردم.

309
00:14:04,029 --> 00:14:05,796
‫تا اون موقع...

310
00:14:14,373 --> 00:14:15,839
‫اینم طرح کلی کتاب جدید.

311
00:14:15,875 --> 00:14:18,609
‫باشد که در آرامش بخوابد.

312
00:14:18,644 --> 00:14:21,345
‫"این یادداشت میگه که "لیتل براون...

313
00:14:21,380 --> 00:14:25,048
‫داره مطالب رو برمیگردونه
‫چونکه قصد چاپ کردنشو نداره.

314
00:14:31,657 --> 00:14:34,124
‫به "باب درگ" در "لیتل براون" زنگ بزن.

315
00:14:34,160 --> 00:14:36,226
‫برای امروز بعدازظهر یه قرار ملاقات بذار.

316
00:14:36,262 --> 00:14:38,061
‫- تو نیویورک؟
‫- دو تا بلیط هواپیما رزرو کن.

317
00:14:38,097 --> 00:14:39,897
‫و نذار "درگ" هیچ بهونه‌ای بیاره.

318
00:14:39,932 --> 00:14:42,499
‫بهش بگو "بیل" و من
‫فقط چند ساعت تو شهر می‌مونیم.

319
00:14:47,506 --> 00:14:51,241
‫اوه، خدایا، امیدوارم "کلر" تو وکالت...

320
00:14:51,310 --> 00:14:52,476
‫بهتر از نوشتن باشه.

321
00:14:52,511 --> 00:14:54,578
‫لیتل براون" پیشنهادمونو رو رد کرده".

322
00:14:54,613 --> 00:14:56,213
‫خب، هفته‌ها پیش ردمون کردن...

323
00:14:56,248 --> 00:14:57,726
‫وقتی که برای کنفرانس مطبوعاتی پیدامون نشد.

324
00:14:57,750 --> 00:14:59,416
‫منظورم از لحاظ رسمی ـه.

325
00:14:59,451 --> 00:15:02,152
‫طرح کلی کتاب و
‫بخشهای نمونه رو پس فرستادن.

326
00:15:02,188 --> 00:15:04,321
‫اوه، چقدر باملاحظه.

327
00:15:04,356 --> 00:15:05,834
‫می‌تونستن راحت بندازنشون تو سطل آشغال.

328
00:15:05,858 --> 00:15:07,402
‫بیل"، فکر نمیکنم که باید منتظر بمونیم"...

329
00:15:07,426 --> 00:15:08,892
‫تا پرونده حل بشه...

330
00:15:08,928 --> 00:15:10,138
‫"تا بعد سعی کنیم علاقه "لیتل براون...

331
00:15:10,162 --> 00:15:11,662
‫به این کتاب رو زنده کنیم.

332
00:15:11,697 --> 00:15:14,131
‫چرا الان دوباره روشون سرمایه‌گذاری نکنیم؟
‫اینطوری میتونن...

333
00:15:14,166 --> 00:15:16,099
‫از هر تبلیغی که این پرونده
‫باعثش میشه سرمایه خوبی جمع کنن.

334
00:15:16,135 --> 00:15:17,901
‫- ببخشید، الان؟
‫- اگر منتظر رای دادگاه بمونیم...

335
00:15:17,937 --> 00:15:19,336
‫و به نفعمون نباشه...

336
00:15:19,371 --> 00:15:20,971
‫به نظر میرسه که فقط داریم دست‌وپا میزنیم.

337
00:15:21,006 --> 00:15:23,473
‫قبل از رای، میتونیم
‫موقعیت بهتری برای خودمون داشته باشیم.

338
00:15:23,509 --> 00:15:25,843
‫باشه، پس به "باب درگ" زنگ بزن...

339
00:15:25,878 --> 00:15:28,579
‫و بهش بگو یه وکیل در سطح جهانی داریم...

340
00:15:28,614 --> 00:15:32,115
‫که به ظاهر هرگز یاد نگرفته
‫آی قبل از ایی میاد مگر اینکه بعد از سی بیاد...

341
00:15:32,151 --> 00:15:34,151
‫و بهش بگو که، به هر حال...

342
00:15:34,186 --> 00:15:35,953
‫پیروز بیرون میایم.

343
00:15:35,988 --> 00:15:38,021
‫من میگم یه کار بهتر بکنیم و...

344
00:15:38,057 --> 00:15:39,590
‫بریم نیویورک...

345
00:15:39,625 --> 00:15:42,292
‫و شخصا بهش بگیم.

346
00:15:42,328 --> 00:15:45,262
‫اما وسط یه دادگاهیم.

347
00:15:45,297 --> 00:15:48,665
‫و به علاوه، این ناشر مربوط به تو ـه.

348
00:15:48,701 --> 00:15:50,212
‫بله، اما پرونده خیلی بهتری می‌سازیم...

349
00:15:50,236 --> 00:15:52,469
‫اگر "مسترز" و "جانسون" به مسیر اصلی برگشته باشن...

350
00:15:52,504 --> 00:15:55,806
‫اگر "مسترز" و "جانسون" هر دو در اون اتاق باشن.

351
00:15:55,841 --> 00:15:58,108
‫با هم.

352
00:15:58,143 --> 00:16:01,712
‫همین الان از "بتی" خواستم اولین پرواز رو رزرو کنه.

353
00:16:04,049 --> 00:16:07,184
‫همینطوری فرض کردی من میام؟

354
00:16:08,754 --> 00:16:10,721
‫امیدوار بودم.

355
00:16:15,194 --> 00:16:17,794
‫هیچ راهی وجود نداره.
‫باید این بیانیه رو بررسی کنم...

356
00:16:17,830 --> 00:16:19,830
‫و دارم روی فهرستی از سوالات کار میکنم...

357
00:16:19,865 --> 00:16:21,732
‫که برای شاهدین دادستانی ـه.

358
00:16:21,767 --> 00:16:23,812
‫واقعا فکر نمیکنی که "کلر" باید به این کار برسه؟

359
00:16:23,836 --> 00:16:25,502
‫اگر نرسه چی؟

360
00:16:25,537 --> 00:16:28,538
‫میدونی، شاید تو رو با
‫صحبت کردن در مورد دادگاه عالی گیج کرده باشه...

361
00:16:28,574 --> 00:16:31,808
‫اما میدونی، این
‫درخواست ممکنه سالها طول بکشه.

362
00:16:31,844 --> 00:16:34,811
‫این موضوع بیش از اندازه
‫و به اندازه کافی برام دردسر شده.

363
00:16:34,847 --> 00:16:36,546
‫برنده شدن میتونه به معنای یه شروع تازه باشه.

364
00:16:36,582 --> 00:16:38,348
‫شروع تازه؟ چیزی که میخوای همینه؟

365
00:16:38,384 --> 00:16:40,584
‫به نظر من...

366
00:16:40,619 --> 00:16:43,086
‫بیشتر از هر کاری داری به عقب برمیگردی.

367
00:16:45,291 --> 00:16:48,592
‫اون روز صبح که من کت "لیبی" رو اوردم...

368
00:16:48,627 --> 00:16:52,763
‫به نظر می‌رسید که تو و اون، شما دو تا...

369
00:16:52,798 --> 00:16:54,865
‫لیبی" و من داریم در مورد آشتی کردن فکر می‌کنیم".

370
00:16:58,037 --> 00:17:01,238
‫خب، جالبه.

371
00:17:02,808 --> 00:17:05,676
‫میتونم بپرسم چرا؟ چی عوض شده؟

372
00:17:05,711 --> 00:17:08,578
‫چرا الان باید همه چیز
‫بین شما دو تا فرق کرده باشه؟

373
00:17:08,614 --> 00:17:11,581
‫خب، میخوایم کاری بکنیم که فرق بکنه.

374
00:17:11,617 --> 00:17:13,350
‫یادت میاد چی بهم گفتی...

375
00:17:13,385 --> 00:17:17,721
‫وقتی که داشتم به برگشتن
‫پیش "جورج" فکر میکردم؟

376
00:17:17,756 --> 00:17:22,459
‫ازم پرسیدی که برای چی میخوام
‫همون اشتباه رو دوباره تکرار کنم.

377
00:17:23,796 --> 00:17:25,796
‫و درست می‌گفتی.

378
00:17:27,599 --> 00:17:29,066
‫هیچی بین‌مون نبود...

379
00:17:29,101 --> 00:17:33,670
‫به جز یه الگوی آشنای قدیمی.

380
00:17:35,674 --> 00:17:39,242
‫"بهم اعتماد کن "بیل.
‫سراغ الگوهای قدیمی رفتن...

381
00:17:39,278 --> 00:17:42,112
‫ممکنه خطرناک باشه.

382
00:17:42,147 --> 00:17:43,780
‫خطرناک.

383
00:17:45,284 --> 00:17:47,017
‫یه شروع تازه میخوای؟

384
00:17:50,022 --> 00:17:51,655
‫پس بیا بریم نیویورک.

385
00:17:54,660 --> 00:17:57,394
‫میتونیم هر دو...

386
00:17:57,429 --> 00:18:01,598
‫روی چیزی که همیشه
‫بیشترین رضایت رو بهمون داده سرمایه‌گذاری کنیم...

387
00:18:03,769 --> 00:18:05,602
‫روی کار.

388
00:18:11,477 --> 00:18:13,844
‫میخوام تمرکزم رو روی چیزی بذارم
‫که بهش تعلق داره...

389
00:18:13,879 --> 00:18:15,412
‫روی پرونده.

390
00:18:15,447 --> 00:18:16,947
‫اما فکر میکنم درست میگی.

391
00:18:16,982 --> 00:18:21,151
‫تو باید تمرکزت رو روی
‫زنده کردن علاقه به کتاب بذاری.

392
00:18:21,186 --> 00:18:24,354
‫و مطمئنم بدون منم میتونی
‫از عهده این وظیفه بربیای.

393
00:18:51,917 --> 00:18:54,818
‫نیازی به آمادگی ندارم
‫چونکه شهادت نمیدم...

394
00:18:54,853 --> 00:18:56,787
‫و اینقدر احمق نیستم که...

395
00:18:56,822 --> 00:18:58,488
‫در مورد وضعیت "بیل" و خودم حرف بزنم.

396
00:18:58,524 --> 00:18:59,873
‫اون پدر بچه‌هامه.

397
00:18:59,977 --> 00:19:01,503
‫نمیخوام که کارش به زندان بکشه.

398
00:19:01,527 --> 00:19:03,293
‫باشه، اما رسانه‌ها روی پله‌های دادگاه...

399
00:19:03,328 --> 00:19:05,529
‫بهت نزدیک میشن، سعی میکنن
‫ازت حرف بکشن.

400
00:19:05,564 --> 00:19:07,397
‫نمیتونی چیزی رو از دوربینها پنهان کنی.

401
00:19:07,433 --> 00:19:10,000
‫ترجیح میدن تو رو در حال
‫دور شدن گیر بندازن تا ایستادن کنارش.

402
00:19:10,035 --> 00:19:12,335
‫"من هیچ قصدی برای فرار کردن و دور شدن ندارم آقای "کلر.

403
00:19:12,371 --> 00:19:13,804
‫به نظر میاد یه مهمونی رو به یاد دارم...

404
00:19:13,839 --> 00:19:16,073
‫که با یه کت چارخونه تنها مونده بودم.

405
00:19:16,108 --> 00:19:17,340
‫پس میتونیم بریم؟

406
00:19:17,376 --> 00:19:19,743
‫کاملا نه.

407
00:19:19,778 --> 00:19:24,014
‫خب، یه خبرنگاری دوربین رو
‫روی صورت خوشگلت زوم میکنه و میگه...

408
00:19:24,049 --> 00:19:26,716
‫خانم "مسترز"، شوهرتون متهم...

409
00:19:26,752 --> 00:19:29,886
‫به اغوا و فحشا شده.

410
00:19:29,922 --> 00:19:31,421
‫تو چی میگی؟

411
00:19:31,457 --> 00:19:35,525
‫این پرونده توسط
‫یه دادستان بیش از حد متعصب راه انداخته شده...

412
00:19:35,561 --> 00:19:38,862
‫تا سالها کار علمی شوهرم رو نابود کنه.

413
00:19:38,897 --> 00:19:41,364
‫خیلی به موفقیتی که شوهرم بهش رسیده...

414
00:19:41,400 --> 00:19:43,867
‫و کمکهاش به دانش و علم افتخار میکنم.

415
00:19:43,902 --> 00:19:45,202
‫- خدای من.
‫- میدونی...

416
00:19:45,237 --> 00:19:46,614
‫دارم فکر میکنم همه اینا یه جور...

417
00:19:46,638 --> 00:19:48,516
‫بهانه بوده تا منو مجبور بکنه
‫روبه‌روی تو بشینیم.

418
00:19:48,540 --> 00:19:50,718
‫کار معرکه‌م توی دادگاه تحت تاثیرت قرار نداد؟

419
00:19:50,742 --> 00:19:53,376
‫- می‌تونستم ببینم که داری تماشام میکنی.
‫- کارمون اینجا تموم شده.

420
00:19:53,412 --> 00:19:55,390
‫یه نوشیدنی چطوره؟ بیخیال.
‫ساعت پنج یه جایی.

421
00:19:55,414 --> 00:19:58,381
‫یه کلوب جاز معرکه رو
‫همین چند تا خیابون پایین می‌شناسم.

422
00:19:58,417 --> 00:19:59,816
‫چی میگی؟

423
00:20:02,621 --> 00:20:04,955
‫خیلی به موفقیتهای شوهرم...

424
00:20:04,990 --> 00:20:06,923
‫و کمکهایی که به دانش و علم کرده افتخار میکنم.

425
00:20:10,129 --> 00:20:11,795
‫جاسوس خودشه، اون بود...

426
00:20:11,830 --> 00:20:13,763
‫که ازمون عکس گرفت و به "بیل" نشونش داد.

427
00:20:13,799 --> 00:20:15,210
‫آره، اما نه قبل از اینکه به تو نشونش بده...

428
00:20:15,234 --> 00:20:16,766
‫که یعنی خبرچین نیست.

429
00:20:16,802 --> 00:20:19,302
‫خب، می‌بینیم چی میگه
‫وقتی روبه‌روش مطرحش کنیم.

430
00:20:19,338 --> 00:20:20,815
‫موسسه تحقیق زیست‌شناسی تولیدمثل.

431
00:20:20,839 --> 00:20:22,072
‫لستر"؟"

432
00:20:22,107 --> 00:20:23,573
‫بله، و دارم با کی صحبت میکنم؟

433
00:20:23,609 --> 00:20:24,819
‫باشه، اینجا نیست. بیا برگردیم.

434
00:20:24,843 --> 00:20:26,109
‫لستر"؟"

435
00:20:30,983 --> 00:20:32,082
‫اینو نگاه کن.

436
00:20:34,286 --> 00:20:36,753
‫نه، متاسفم.
‫تمام وقت صبح پره.

437
00:20:36,788 --> 00:20:38,622
‫اما میتونم بهتون ظهر وقت بدم.

438
00:20:38,657 --> 00:20:41,424
‫این زودترین وقتی که دارم.

439
00:20:41,460 --> 00:20:42,637
‫یا میتونیم روز بعدش رو امتحان کنیم.

440
00:20:42,661 --> 00:20:45,228
‫یه قرار برای ساعت ۲:۳۰ دارم.

441
00:20:45,264 --> 00:20:46,830
‫تمام اینجا رو شنود گذاشتن.

442
00:20:46,865 --> 00:20:50,267
‫براساس، اتاق، تاریخ، زمان
‫برچسب‌گذاری و مرتب شده.

443
00:20:50,302 --> 00:20:52,435
‫چرا؟ اگر میخواستن برای آموزش
‫صدامونو ضبط کنن...

444
00:20:52,471 --> 00:20:54,070
‫چرا بهمون نگفتن؟

445
00:20:54,106 --> 00:20:55,650
‫انگار که میخوان مچمونو سر یه چیزی بگیرن.

446
00:20:55,674 --> 00:20:57,841
‫اگر شکایتی شده باشه
‫شاید باید انتظار اینو داشته باشی...

447
00:20:57,876 --> 00:21:01,178
‫یا اگر توسط یه مقام بالاتر
‫ما زیرنظر گرفته شده باشیم.

448
00:21:01,213 --> 00:21:03,079
‫فکر میکنی "ویرجینیا" پشت این قضیه‌س؟

449
00:21:03,115 --> 00:21:06,516
‫خدایا، اینکه فکر میکنم چقدر پیشنهاد داشتم...

450
00:21:06,552 --> 00:21:09,286
‫،تو بوستون، دانشگاه لس‌آنجلس
‫موسسه وابسته به کلبسای  پروتستان کلمبیا.

451
00:21:09,321 --> 00:21:11,121
‫همه‌شونو رو رد کردم...

452
00:21:11,156 --> 00:21:13,456
‫تا باهام مثل
‫یه فرد ناشایست غیرقابل اعتماد رفتار بشه...

453
00:21:13,492 --> 00:21:14,991
‫- اونم توسط زنی که حتی دکتر هم نیست.
‫- شششش.

454
00:21:16,962 --> 00:21:18,662
‫"نباید اینجا بمونیم "آرت.

455
00:21:18,697 --> 00:21:20,041
‫برای یه کارفرما در آینده چطوری به نظر میرسه...

456
00:21:20,065 --> 00:21:21,765
‫اگر هنوز دو ماه نشده از یه کار جدید بیایم بیرون؟

457
00:21:21,800 --> 00:21:23,500
‫برام مهم نیست چطور به نظر میرسه.

458
00:21:23,535 --> 00:21:25,302
‫تعجب میکنم که برای تو مهمه.

459
00:21:25,337 --> 00:21:26,948
‫یا شایدم نیست، شما شب رو با هم گذروندین.

460
00:21:26,972 --> 00:21:28,972
‫خیلی از طلسمهاشو روی تو امتحان کرده.

461
00:21:29,007 --> 00:21:33,009
‫ببین، فقط دارم سعی میکنم
‫همه چیزو از نقطه نظر اونا ببینم.

462
00:21:33,045 --> 00:21:35,156
‫فکر میکنم اونا ما رو تا الان
‫تنها در فرآیندی وارد کردن...

463
00:21:35,180 --> 00:21:36,980
‫که شامل هر دوشون بوده...

464
00:21:37,015 --> 00:21:39,216
‫باید خیلی سخت باشه.

465
00:21:41,520 --> 00:21:43,486
‫اگر از این بهتر نشه، میریم.

466
00:21:44,890 --> 00:21:46,089
‫باشه.

467
00:21:51,830 --> 00:21:53,230
‫آقای "درگ"؟

468
00:21:54,366 --> 00:21:55,732
‫پروازتون چطور بود؟

469
00:21:55,767 --> 00:21:57,968
‫بی‌حادثه، یکم تلاطم وجود داشت...

470
00:21:58,003 --> 00:21:59,069
‫راستش واقعا نپرسیدم.

471
00:21:59,104 --> 00:22:00,415
‫همونطور میگن سعی داشتم مودب باشم.

472
00:22:00,439 --> 00:22:01,638
‫مفهومی که شاید...

473
00:22:01,673 --> 00:22:03,373
‫"یه جورایی برای شما ناآشنا باشه خانم "جانسون.

474
00:22:03,408 --> 00:22:05,048
‫می‌بینین، اومدن به دفتر من به این شکل...

475
00:22:05,077 --> 00:22:07,877
‫بعد از اینکه به طور کامل مشخص برای
‫منشی‌تون مشخص کردم...

476
00:22:07,913 --> 00:22:09,646
‫که من امروز بعدازظهر در دسترس نیستم...

477
00:22:09,681 --> 00:22:11,815
‫چیزی ـه که ما بهش میگیم بی‌ادبی.

478
00:22:11,850 --> 00:22:13,516
‫درک میکنم.

479
00:22:13,552 --> 00:22:16,353
‫با اینحال نگران بودم
‫که بیشتر بی‌ادبی میشه...

480
00:22:16,388 --> 00:22:18,032
‫که حداقل یه سر نیام
‫و سلامی نکنم وقتی...

481
00:22:18,056 --> 00:22:20,323
‫داشتم به یه جلسه با
‫شرکت "سایمون و شوستر" می‌رفتم.

482
00:22:20,359 --> 00:22:22,726
‫خیلی برای کتاب "نارسایی جنسی انسان" مشتاقن.

483
00:22:22,761 --> 00:22:24,861
‫مدام میگن که قراره
‫کتاب پرفروش بعدی بشه.

484
00:22:24,896 --> 00:22:27,397
‫با آقای "سایمون" ملاقات کردین یا آقای "شوستر"؟

485
00:22:27,432 --> 00:22:30,567
‫باب سایمون" ده ساله که مرده"...

486
00:22:30,602 --> 00:22:32,669
‫اما تلاش خوبی بود.

487
00:22:32,704 --> 00:22:36,239
‫نکته اینه که "بیل" و من به شدت به شما وفادار هستیم...

488
00:22:36,275 --> 00:22:38,875
‫به خصوص بعد از اون همه
‫دردسری که براتون در "سنت لوییس" ایجاد کردیم.

489
00:22:38,910 --> 00:22:41,778
‫این کار رو نکنین. شما دو تا
‫چیزی به جز دردسر نبودین...

490
00:22:41,813 --> 00:22:44,347
‫و آخرین چیزی که لازم دارم دردسره.

491
00:22:44,383 --> 00:22:45,882
‫دفتر رو عوض کردین؟

492
00:22:45,917 --> 00:22:47,550
‫قبلا دفترتون طبقه بالا نبود؟

493
00:22:47,586 --> 00:22:49,731
‫خواهش میکنم منو ببخشید.
‫برای یه مهمونی داره دیرم میشه.

494
00:22:49,755 --> 00:22:52,122
‫اوه، خب، چطوره بعد از
‫مهمونی همدیگه رو ببینیم؟

495
00:22:52,157 --> 00:22:54,724
‫حتی در مورد کار
‫جدیدی که قراره شروع کنیم چیزی نگفتم...

496
00:22:54,760 --> 00:22:56,359
‫تمایلات جنسی عجیب، انحرافها.

497
00:22:56,395 --> 00:22:58,094
‫چند هفته پیش مردی رو درمان کردیم...

498
00:22:58,130 --> 00:23:00,463
‫که تمایلی شدیدی
‫به کفشهای پاشنه بلند زنش داشت.

499
00:23:00,499 --> 00:23:02,132
‫- اونا رو می‌پوشید؟
‫- باهاشون همبستر میشد.

500
00:23:02,167 --> 00:23:06,369
‫برای کتاب جدید مورد
‫بسیار مناسبی میشه.

501
00:23:06,405 --> 00:23:08,238
‫چی؟

502
00:23:08,273 --> 00:23:09,773
‫چقدر بد که این لباس رو پوشیدین.

503
00:23:09,808 --> 00:23:13,276
‫اگه میتونستم به مهمونی می‌بردمتون، اما لباس رسمی میخواد.

504
00:23:13,312 --> 00:23:15,912
‫مگه فروشگاه "ساکس" همین گوشه خیابون نیست؟

505
00:23:17,082 --> 00:23:18,982
‫چطور پیش میره؟

506
00:23:19,017 --> 00:23:22,719
‫خب، فکر کنم الان همگی بیهوش شده باشن.

507
00:23:22,754 --> 00:23:26,656
‫و "جانی" الان داره خرخر میکنه
‫که یه جورایی عجیبه.

508
00:23:30,996 --> 00:23:32,495
‫داری چه کار میکنی؟

509
00:23:32,531 --> 00:23:33,741
‫یه زنی تو گروه‌م اونا رو...

510
00:23:33,765 --> 00:23:35,732
‫در عوض غذای یخزده بهم داد.

511
00:23:35,767 --> 00:23:36,900
‫از پختن متنفره.

512
00:23:36,935 --> 00:23:38,068
‫یکم میخوای؟

513
00:23:38,103 --> 00:23:40,003
‫نه.

514
00:23:40,038 --> 00:23:42,038
‫اگر مشروب میریزی یکم میخورم.

515
00:23:44,109 --> 00:23:45,475
‫شنبه متوجه شدم...

516
00:23:45,510 --> 00:23:46,943
‫که چراغ ایوان پشتی خاموش شده.

517
00:23:46,978 --> 00:23:48,144
‫فکر کردم که درستش کنم.

518
00:23:48,180 --> 00:23:49,279
‫خودم درستش کردم.

519
00:23:51,350 --> 00:23:52,816
‫پیش‌گوشتی مناسب رو پیدا کردی؟

520
00:23:52,851 --> 00:23:54,918
‫"درمونده که نیستم "بیل.



522
00:23:56,221 --> 00:23:57,687
‫سطل آشغال چی؟

523
00:23:57,723 --> 00:23:59,189
‫مشکلی نداره.

524
00:24:00,392 --> 00:24:01,858
‫بیل"، اگر چیزی شکسته یا خراب باشه"...

525
00:24:01,893 --> 00:24:03,393
‫حتما بهت خبر میدم.

526
00:24:06,498 --> 00:24:07,997
‫ممنون.

527
00:24:11,737 --> 00:24:14,371
‫ما چی؟

528
00:24:14,406 --> 00:24:18,007
‫میتونم خودمونو درست کنم؟

529
00:24:18,043 --> 00:24:21,378
‫اون سه تا آرزویی که کردی شروع خوبی بود.

530
00:24:21,413 --> 00:24:23,847
‫اینطور فکر نمیکنی؟

531
00:24:23,882 --> 00:24:26,116
‫شاید بتونی...

532
00:24:26,151 --> 00:24:28,385
‫چند تا مورد دیگه رو به اون فهرست اضافه کنی...

533
00:24:28,420 --> 00:24:32,021
‫و منم بتونم یکی‌یکی برطرفشون کنم.


535
00:24:33,091 --> 00:24:34,691
‫به نظر می‌اومد اون شب جواب داده.

536
00:24:34,726 --> 00:24:36,459
‫فکر کنم اون شب نشون داد...

537
00:24:36,495 --> 00:24:40,196
‫که هیچکدوم از ما نمیدونیم
‫که جدا شدن چطوریه.

538
00:24:40,232 --> 00:24:41,965
‫چیز بدیه؟

539
00:24:42,000 --> 00:24:43,967
‫فکر نکنم.

540
00:24:44,002 --> 00:24:46,770
‫فقط وضعیتمون معلوم نیست.

541
00:24:51,042 --> 00:24:55,044
‫،پس، این
‫در این وضعیت نامعلوم...

542
00:24:57,349 --> 00:24:59,749
‫شانسی وجود داره...

543
00:24:59,785 --> 00:25:02,018
‫که اتفاق اون شب دوباره بیافته؟

544
00:25:04,556 --> 00:25:06,489
‫یا...

545
00:25:06,525 --> 00:25:11,494
‫میتونیم یکم آزمایش کنیم.

546
00:25:11,530 --> 00:25:13,830
‫کاری که اون شب کردیم، فکر کنم که راهی وجود داره...

547
00:25:13,865 --> 00:25:17,934
‫که بتونیم به طور همزمان...

548
00:25:17,969 --> 00:25:19,335
‫با همدیگه انجامش بدیم.

549
00:25:19,371 --> 00:25:21,604
‫فکر کنم حتی براش...

550
00:25:21,640 --> 00:25:24,174
‫(یه شماره هم مشخص کردن.(۶۹

551
00:25:30,415 --> 00:25:34,250
‫نمیتونم به اندازه کافی برای
‫اتفاقی که در سنت لوییس افتاد عذرخواهی کنم.

552
00:25:34,286 --> 00:25:36,119
‫اونطور که "بیل" و من شما رو...

553
00:25:36,154 --> 00:25:37,387
‫با اون همه خبرنگار رها کردیم.

554
00:25:37,422 --> 00:25:38,521
‫خب...

555
00:25:38,557 --> 00:25:40,123
‫مجبورم نکن به یادش بیارم.

556
00:25:40,158 --> 00:25:41,736
‫خب، خبر خوب اینه که
‫ما دوباره روی پای خودمون ایستادیم...

557
00:25:41,760 --> 00:25:43,059
‫و چند روز دیگه...

558
00:25:43,094 --> 00:25:44,861
‫تمام داستان این دادگاه رو پشت‌سر میذاریم.

559
00:25:44,896 --> 00:25:47,297
‫یه شراب سفید لطفا و برای خانم...

560
00:25:47,332 --> 00:25:48,598
‫منم شراب سفید میخوام.

561
00:25:50,302 --> 00:25:53,369
‫"وکیلمون "برام کلر
‫فکر میکنه که این دادگاه ممکنه...

562
00:25:53,405 --> 00:25:54,804
‫به اندازه دادگاه "اسکوپز" مهم باشه.

563
00:25:54,840 --> 00:25:56,105
‫اسکوپز" مگه نباخت؟"

564
00:25:56,141 --> 00:25:58,408
‫باخت، بله، اما ما نمی‌بازیم.

565
00:25:58,443 --> 00:26:01,544
‫"و حتی اگر ببازیم "کلر
‫بهمون اطمینان میده که با هر نتیجه‌ای...

566
00:26:01,613 --> 00:26:02,812
‫به نفع ما تموم میشه.

567
00:26:02,848 --> 00:26:04,948
‫اگر ببریم، عالیه، اگر ببازیم، درخواست تجدیدنظر میدیم.

568
00:26:04,983 --> 00:26:06,093
‫میشیم یه پرونده مشهور.

569
00:26:06,117 --> 00:26:08,251
‫- "سلام "آرنولد.
‫- "باب".

570
00:26:08,286 --> 00:26:11,454
‫آرنولد"، میخوام تو رو"
‫به "ویرجینیا جانسون" معرفی کنم...

571
00:26:11,490 --> 00:26:13,823
‫"از موسسه "مسترز" و "جانسون.

572
00:26:13,859 --> 00:26:15,058
‫"آرنولد کترمن".

573
00:26:15,093 --> 00:26:16,793
‫آرنولد" همه چی رو این اطراف اداره میکنه".

574
00:26:16,828 --> 00:26:18,394
‫اوه، چه افتخار بزرگی.

575
00:26:18,430 --> 00:26:21,264
‫ویرجینیا" و من خیلی وقته همدیگه می‌شناسیم".

576
00:26:21,299 --> 00:26:22,799
‫درسته.

577
00:26:24,436 --> 00:26:25,668
‫ببخشید.

578
00:26:26,605 --> 00:26:28,471
‫چی بود؟

579
00:26:28,507 --> 00:26:30,073
‫چی؟

580
00:26:30,108 --> 00:26:33,009
‫یه شراب سفید دیگه، سریع.

581
00:26:38,650 --> 00:26:40,817
‫فکر کنم کاری که الان کردیم...

582
00:26:40,852 --> 00:26:43,953
‫بخش ۱-۱، جز ۰۱۰...

583
00:26:43,989 --> 00:26:46,089
‫قوانین میسوری رو نقض کرد.

584
00:26:49,194 --> 00:26:50,994
‫نگران نباش. تو دادگاه مطرحش نمیکنم.

585
00:26:51,029 --> 00:26:53,663
‫تو دادگاه؟

586
00:26:53,698 --> 00:26:56,332
‫کلر" که نمیخواد تو رو به جایگاه بیاره، نه؟"

587
00:26:56,368 --> 00:26:59,502
‫بخش ۵۴۶، جز ۲۶۰...

588
00:26:59,538 --> 00:27:01,838
‫اساسنامه اصلاح شده میسوری...

589
00:27:01,873 --> 00:27:04,774
‫یه همسر نباید مجبور
‫به شهادت علیه شوهرش بشه.

590
00:27:04,809 --> 00:27:06,175
‫چطوری میتونی اونو بکشی...

591
00:27:06,211 --> 00:27:08,311
‫و بازم میتونی این کدهای قانونی رو بگی؟

592
00:27:08,346 --> 00:27:10,046
‫تو بهم بگو.

593
00:27:10,081 --> 00:27:12,482
‫- بیا، امتحانش کن.
‫- نه، نمیخوام.

594
00:27:12,517 --> 00:27:14,884
‫"بیخیال "بیل.
‫یه دانشمند محققی.

595
00:27:14,920 --> 00:27:16,653
‫یکم هم کنجکاو نشدی؟

596
00:27:16,688 --> 00:27:18,621
‫باشه، یه پوک.

597
00:27:18,657 --> 00:27:20,356
‫فکر کنم بهش میگن ضربه.

598
00:27:22,661 --> 00:27:24,427
‫واقعا؟

599
00:27:28,533 --> 00:27:30,833
‫اوه!

600
00:27:32,404 --> 00:27:34,871
‫خدایا، بوی کفش کشتی رو میده.

601
00:27:36,207 --> 00:27:39,042
‫این تختخواب عالیه.

602
00:27:39,077 --> 00:27:40,710
‫کی خریدیش؟

603
00:27:40,745 --> 00:27:43,580
‫"یه فروشگاهی به اسم "سیرز
‫اونطرف خیابون روبه‌روی فروشگاه لباسهای دست دوم بود.

604
00:27:43,615 --> 00:27:47,016
‫درست بعد از اینکه تمام لباسهات
‫رو بخشیدم رفتم اونجا.

605
00:27:47,052 --> 00:27:48,551
‫زنی که اونجا بود حتی پلک هم نزد...

606
00:27:48,587 --> 00:27:50,053
‫بارها دیده بودش.

607
00:27:50,088 --> 00:27:52,188
‫خب، حق داشتی این کار رو بکنی.

608
00:27:52,223 --> 00:27:53,690
‫- لباسها؟
‫- نه، تختخواب.

609
00:27:53,725 --> 00:27:55,258
‫عالیه.



612
00:28:01,700 --> 00:28:04,100
‫خب، زود باش، دیگه
‫چی رو باید متفاوت انجام بدیم، "لیب"؟

613
00:28:04,135 --> 00:28:05,768
‫- عزیزم...
‫- اوه، سکس، میدونم.

614
00:28:05,804 --> 00:28:08,338
‫میدونم، اما در کنارش دیگه چی؟

615
00:28:08,373 --> 00:28:10,707
‫بیخیال "بیل"، داره بهمون خوش میگذره.

616
00:28:10,742 --> 00:28:14,110
‫بیا سراغ فهرست شکایتها نریم.

617
00:28:14,145 --> 00:28:16,045
‫خب، الان فرصت خوبی براته.

618
00:28:16,081 --> 00:28:18,648
‫نمیتونم قول بدم که همیشه
‫اینقدر آماده شنیدنشون باشم.

619
00:28:19,718 --> 00:28:21,417
‫باشه، باشه.

620
00:28:22,420 --> 00:28:24,454
‫باید چند تا دوست می‌داشتیم.

621
00:28:24,489 --> 00:28:26,522
‫- دوست داشتیم.
‫- نه، دوست واقعی.

622
00:28:26,558 --> 00:28:29,292
‫"نه فقط "ویرجینیا.

623
00:28:29,327 --> 00:28:33,029
‫میدونی، زوجهای دیگه، و همسایه‌ها.

624
00:28:33,064 --> 00:28:36,933
‫باید مهمونی شام و موسیقی زنده می‌داشتیم...

625
00:28:36,968 --> 00:28:38,601
‫و بازی میکردیم.

626
00:28:40,972 --> 00:28:43,306
‫سه کلمه.

627
00:28:43,341 --> 00:28:45,975
‫کلمه اول.

628
00:28:46,011 --> 00:28:46,809
‫تو.

629
00:28:46,845 --> 00:28:48,678
‫کلمه دوم.

630
00:28:51,282 --> 00:28:53,049
‫شبیه...

631
00:28:53,084 --> 00:28:54,217
‫خوردن.

632
00:28:54,252 --> 00:28:56,319
‫شبیه خوردن.

633
00:28:56,354 --> 00:28:57,887
‫گذشته، گذشته خوردن.

634
00:28:57,922 --> 00:28:58,955
‫زمان گذشته.

635
00:28:58,990 --> 00:29:00,790
‫خورد. شبیه خورد.

636
00:29:00,825 --> 00:29:03,326
‫نرخ، جفت، تنفر.

637
00:29:03,361 --> 00:29:04,994
‫تنفر، تو از...

638
00:29:05,030 --> 00:29:06,062
‫از معما متنفرم.

639
00:29:08,633 --> 00:29:10,166
‫نه، راست میگی، راست میگی.

640
00:29:10,201 --> 00:29:12,268
‫باید بیشتر سعی میکردم
‫با افراد جدید ملاقات کنم.

641
00:29:13,972 --> 00:29:15,138
‫هرگز ازش لذتی نبردم.

642
00:29:15,173 --> 00:29:17,306
‫درکش نمیکنم.

643
00:29:17,342 --> 00:29:19,409
‫خب...

644
00:29:19,444 --> 00:29:22,912
‫نمیدونم، من...

645
00:29:22,947 --> 00:29:24,847
‫همیشه میترسم آدمای جدید ازم خوششون نیاد.

646
00:29:24,883 --> 00:29:26,582
‫- چرا؟
‫- چونکه...

647
00:29:26,618 --> 00:29:27,850
‫مردم منو دوست ندارن.

648
00:29:30,455 --> 00:29:32,422
‫باید بیشتر خوش می‌گذروندیم.

649
00:29:32,457 --> 00:29:33,790
‫باید بیشتر مسافرت میکردیم.

650
00:29:33,825 --> 00:29:34,957
‫مسافرت رفتیم.

651
00:29:34,993 --> 00:29:37,660
‫نه فقط به گردهمایی‌های پزشکی.

652
00:29:37,696 --> 00:29:40,963
‫باید بچه‌ها رو میبردیم دیزنی‌لند.

653
00:29:40,999 --> 00:29:42,799
‫تو میخواستی بری دیزنی‌لند؟

654
00:29:42,834 --> 00:29:44,200
‫چرا نگفتی؟

655
00:29:44,235 --> 00:29:48,638
‫بیل مسترز" تو فنجون چرخون؟"

656
00:29:48,673 --> 00:29:49,939
‫مگه همین الان این کار رو نکردیم؟

657
00:29:49,974 --> 00:29:52,041
‫فکر کنم یه وسیله دیگه هم دارن...

658
00:29:52,077 --> 00:29:54,377
‫که بهش میگن چرخ‌وفلک پیشرفت.

659
00:29:54,412 --> 00:29:56,345
‫پیشرفت؟

660
00:29:56,381 --> 00:29:58,514
‫به نظر میاد درست باشه.

661
00:29:58,550 --> 00:30:00,383
‫میخوای یه دور دیگه بریم؟

662
00:30:04,155 --> 00:30:05,988
‫مامانی.

663
00:30:06,024 --> 00:30:08,658
‫عزیزم، خواب بد دیدی؟

664
00:30:08,693 --> 00:30:11,828
‫متاسفم،بیا بریم
‫برات یه خوردنی بیاریم و برات یه داستان تعریف کنم.

665
00:30:13,198 --> 00:30:14,731
‫چی بود؟ دوباره هیولاها؟

666
00:30:14,766 --> 00:30:16,032
‫آره.

667
00:30:16,067 --> 00:30:17,834
‫تمام رمان از طرف کسی ـه بازگو میشه...

668
00:30:17,869 --> 00:30:19,402
‫که در سیاره‌ای به اسم...

669
00:30:19,437 --> 00:30:21,003
‫ترالفامادور" اسیر شده".

670
00:30:21,039 --> 00:30:22,071
‫تو یه جور باغ وحش بیگانه‌ها...

671
00:30:22,107 --> 00:30:23,840
‫به نمایش گذاشته شده...

672
00:30:23,875 --> 00:30:25,842
‫جایی که بیگانه‌ها مطالعه‌ش میکنن.

673
00:30:25,877 --> 00:30:27,910
‫یه سرباز سابق دیوونه و  وحشت‌زده...

674
00:30:27,946 --> 00:30:29,846
‫کشتارگاه-پنج، گفتین؟

675
00:30:29,881 --> 00:30:31,748
‫حتما مطمئن میشه که یه نسخه بخرم.

676
00:30:31,783 --> 00:30:33,883
‫میشه یه لحظه ما رو ببخشید؟

677
00:30:33,918 --> 00:30:35,229
‫باب"، اگر اینطوری داری میگی که"...

678
00:30:35,253 --> 00:30:36,397
‫من باید باهات بخوابم...

679
00:30:36,421 --> 00:30:37,887
‫تا کتاب منتشر بشه...

680
00:30:37,922 --> 00:30:39,700
‫اوه، لطفا، اصلا
‫علاقه‌ای ندارم که باهات بخوابم.

681
00:30:39,724 --> 00:30:41,657
‫خب، داری یه طوری
‫رفتار میکنی که انگار میخوای.

682
00:30:41,693 --> 00:30:43,259
‫تو کسی هستی که میخواستی بیای.

683
00:30:43,294 --> 00:30:45,928
‫میخواستم در مورد کتاب نارسایی جنسی حرف بزنم...

684
00:30:45,964 --> 00:30:47,029
‫نه اینکه بهش عمل کنم.

685
00:30:47,065 --> 00:30:48,175
‫خب پس حرفت تموم شد.

686
00:30:48,199 --> 00:30:51,400
‫برو، از اینجا برو.

687
00:30:51,436 --> 00:30:54,704
‫چرا داری این کار رو میکنی "باب"؟

688
00:30:54,739 --> 00:30:57,373
‫شاید بهتره که فقط با رییست صحبت کنم.

689
00:30:57,408 --> 00:30:58,775
‫آقای "کترمن" بود دیگه؟

690
00:30:58,810 --> 00:31:00,688
‫چونکه فکر کنم این نمایش کوچولو...

691
00:31:00,712 --> 00:31:02,211
‫به خاطر اون بوده باشه.

692
00:31:02,247 --> 00:31:05,014
‫این کار رو نکن. می‌تونی ببینی که چطور مردیه.

693
00:31:05,049 --> 00:31:07,550
‫بازی گلف، ماهیگیری، شکار.

694
00:31:07,585 --> 00:31:09,886
‫به دلایلی این فکر به ذهنش خطور کرده...

695
00:31:09,921 --> 00:31:11,420
‫که من نمیتونم از پس این کار بربیام.

696
00:31:11,456 --> 00:31:14,290
‫دفتر کوچیک، بدون منشی...

697
00:31:14,325 --> 00:31:15,758
‫تو رو تنزل رتبه داده.

698
00:31:15,794 --> 00:31:17,271
‫بهم عنوان "نورمن مایلر" جدید رو نداد...
‫(نویسنده معروف آمریکایی)

699
00:31:17,295 --> 00:31:19,028
‫که واقعا قلبم رو شکست.

700
00:31:19,063 --> 00:31:22,431
‫"حالا دارم برای ژاکلین سوزان
‫تبلیغات خنده‌دار می‌نویسم.

701
00:31:22,467 --> 00:31:24,367
‫- می‌فهمم.
‫- امکان نداره تصادفی باشه...

702
00:31:24,402 --> 00:31:28,404
‫اونم درست بعد از اینکه نامزدم
‫ازدواجمونو بهم زد.

703
00:31:28,439 --> 00:31:30,473
‫خیلی متاسفم که اینو می‌شنوم.

704
00:31:30,508 --> 00:31:34,076
‫،میدونم "کترمن" چه فکری میکنه
‫میدونم همه‌شون چه فکری میکنن.

705
00:31:34,112 --> 00:31:37,814
‫و میتونم بهت بگم درست نیست.

706
00:31:40,919 --> 00:31:44,921
‫به هر حال "باب" دست‌مالی کردن من راه‌حل نیست.

707
00:31:46,324 --> 00:31:49,292
‫یه ایده بد بود که امشب سراغم اومد.

708
00:31:49,327 --> 00:31:51,127
‫صبر کن، صبر کن.

709
00:31:51,162 --> 00:31:55,264
‫آیا این جلمه لاتین آشنایی داری کویید پرو کو؟
‫(چیزی در عوض چیز دیگه)

710
00:31:57,635 --> 00:31:58,935
‫باهات صادقانه حرف میزنم.

711
00:31:58,970 --> 00:32:02,338
‫باید قول انتشار این کتاب رو برای "بیل" ببرم.

712
00:32:02,373 --> 00:32:04,307
‫خیلی چیزا بهش بستگی داره.

713
00:32:06,444 --> 00:32:08,978
‫خب این میشه یه چیز؟

714
00:32:09,013 --> 00:32:11,380
‫اون چیز دیگه چی؟


716
00:32:15,687 --> 00:32:17,119
‫یکم بخور.

717
00:32:17,155 --> 00:32:18,599
‫میدونی اگر تو نخوری، من میخورم.

718
00:32:18,623 --> 00:32:20,423
‫از وقتی که این گرفتگی‌ها شروع شده...

719
00:32:20,458 --> 00:32:22,091
‫حس میکنم مثل کشتی هوایی "هیدنبرگ" قراره منفجر بشم.

720
00:32:22,126 --> 00:32:24,193
‫گرفتگی داری؟
‫چرا بهم نگفتی؟

721
00:32:24,229 --> 00:32:25,862
‫امروز صبح شروع شد، مادرم گفت...

722
00:32:25,897 --> 00:32:27,263
‫چیزی نیست که نگرانش باشی.

723
00:32:27,298 --> 00:32:29,131
‫مادرت، "ادیت شیف"، دکتره؟

724
00:32:29,167 --> 00:32:30,967
‫به "بارتون" هم زنگ زدم.

725
00:32:31,002 --> 00:32:32,668
‫اونم همینو گفت.

726
00:32:32,704 --> 00:32:34,303
‫باید به من میگفتی.

727
00:32:34,339 --> 00:32:36,539
‫خب، هیچوقت در دسترس نیستی.

728
00:32:36,574 --> 00:32:39,909
‫و نگو که آرزو داشتی بودی، میدونم.

729
00:32:41,179 --> 00:32:43,112
‫مامانم خیلی مفید بود.

730
00:32:43,147 --> 00:32:47,183
‫یخچالمونو پر از غذا کرده.

731
00:32:47,218 --> 00:32:48,784
‫و باید بیای اتاق بچه رو ببینی.

732
00:32:48,820 --> 00:32:51,020
‫بابام رنگش زده، عالیه.

733
00:32:51,055 --> 00:32:53,522
‫خوشحالم که مفید بودن.
‫به اندازه کافی اینجا بودن.

734
00:32:53,558 --> 00:32:56,459
‫بلیط قطارشون برای برگشتن
‫به خونه رو رزرو کردن؟

735
00:32:56,494 --> 00:32:59,996
‫"خب، مشکل همینه "بتز...

736
00:33:00,031 --> 00:33:02,331
‫فقط نمیدونم چطوری ازشون بخوام...

737
00:33:02,367 --> 00:33:04,066
‫قبل از اینکه بچه به دنیا بیاد از اینجا برن.

738
00:33:04,102 --> 00:33:05,668
‫از کلمات استفاده کن.

739
00:33:05,703 --> 00:33:07,248
‫میخوام خودم این کار رو انجام بدم. فقط همینو بگو.

740
00:33:07,272 --> 00:33:08,704
‫هرگز باورشون نمیشه.

741
00:33:08,740 --> 00:33:10,640
‫هیچکس نمیخواد خودش
‫تنهایی یه بچه رو به دنیا بیاره.

742
00:33:10,675 --> 00:33:12,519
‫کاری کن باورش کنن وگرنه بهشون زنگ میزنم و...

743
00:33:12,543 --> 00:33:14,543
‫میگم که اون فروشنده کتاب داره میاد...

744
00:33:14,579 --> 00:33:16,646
‫و قراره حسابی هم حامی خوبی باشه.

745
00:33:16,681 --> 00:33:20,983
‫برام مهم نیست که چی میگی.
‫یه چیزی بگو.

746
00:33:21,019 --> 00:33:22,985
‫اما میخوام بمونن.

747
00:33:23,021 --> 00:33:25,588
‫خدایا.

748
00:33:25,623 --> 00:33:28,824
‫فقط چند روز.
‫فقط تا زمانی که بچه به دنیا بیاد.

749
00:33:28,860 --> 00:33:30,860
‫تا اون موقع چند روز نیست.

750
00:33:30,895 --> 00:33:32,662
‫تا اون موقع چند هفته‌س.

751
00:33:32,697 --> 00:33:34,897
‫"سعی کن درک کنی "بتز.

752
00:33:34,933 --> 00:33:36,699
‫تو درک کن.

753
00:33:36,734 --> 00:33:38,501
‫اگر من در تولد اون بچه نباشم...

754
00:33:38,536 --> 00:33:41,504
‫پس همیشه در زندگی
‫اون بچه همسایه کناری باقی می‌مونم...

755
00:33:41,539 --> 00:33:43,839
‫در مهمونی‌های تولدش، تک‌نوازی پیانوش...

756
00:33:43,875 --> 00:33:45,942
‫هر بار که پدرومادرت این اطراف باشن.

757
00:33:45,977 --> 00:33:49,712
‫و وقتی بزرگتر شد چی؟ وقتی بتونه حرف بزنه؟

758
00:33:49,747 --> 00:33:52,515
‫اون موقع هم ازش میخوای در موردم دروغ بگه؟

759
00:33:52,550 --> 00:33:56,953
‫باید بهشون حقیقت رو بگی.

760
00:33:56,988 --> 00:33:59,355
‫چی؟ که من عاشق...

761
00:33:59,390 --> 00:34:01,223
‫که عاشق یه زنم؟

762
00:34:01,259 --> 00:34:03,125
‫نمیتونم این کار رو بکنم.

763
00:34:03,161 --> 00:34:06,395
‫غافلگیرشون میکنه.
‫شاید حتی شوکه‌شون کنه.

764
00:34:06,431 --> 00:34:10,633
‫اما، "هل"، به نظر آدمای خوبی میان.

765
00:34:10,668 --> 00:34:12,268
‫شاید چیزی نشه.

766
00:34:12,303 --> 00:34:15,638
‫می‌شناسمشون، میدونم
‫این داستان چطوری ختم میشه.

767
00:34:15,673 --> 00:34:19,442
‫با این ختم میشه که دیگه
‫هرگز نمی‌بینمشون...

768
00:34:19,477 --> 00:34:22,545
‫و نمیتونی ازم بخوای که
‫هرگز نبینمشون.

769
00:34:26,117 --> 00:34:27,583
‫ممنون.

770
00:34:27,618 --> 00:34:29,285
‫"خوشحالم تنها گیرت اوردم "آرنولد.

771
00:34:29,320 --> 00:34:31,887
‫دنبال یه فرصت بودم
‫که صاف و ساده باهات صحبت کنم.

772
00:34:31,956 --> 00:34:34,056
‫ببخشید، به "آپدایک" قول دادم مشروبش رو ببرم.

773
00:34:34,092 --> 00:34:39,061
‫دکتر "مسترز" و من مشکلی
‫با "باب درگ" داشتیم.

774
00:34:39,097 --> 00:34:42,398
‫همونطور که میدونی، اولین کتابمون، پرفروشترین کتاب بود...

775
00:34:42,433 --> 00:34:44,900
‫در پی چنان جریان بزرگی رو بوجود اورد که در واقع...

776
00:34:44,936 --> 00:34:47,403
‫هیو هفنر" به عنوان"
‫یه سرمایه‌گذار پیشمون اومد...

777
00:34:47,438 --> 00:34:50,773
‫خانم "جانسون"، اینجا بازار فروشه؟

778
00:34:50,808 --> 00:34:53,676
‫نه، نه. موضوع در مورد "درگ" ـه.

779
00:34:53,711 --> 00:34:56,979
‫میترسم که اون یکم...

780
00:34:57,015 --> 00:34:59,081
‫لیتل براون" رو مسموم کرده باشه".

781
00:34:59,117 --> 00:35:02,018
‫خب، به نظر من شما دو تا هم همین کار رو کردین.

782
00:35:02,053 --> 00:35:03,019
‫مگه نه؟

783
00:35:03,054 --> 00:35:04,754
‫منظورتون دادگاه ـه؟

784
00:35:04,789 --> 00:35:07,289
‫نه. "باب" باید روشنش میکرد که...

785
00:35:07,325 --> 00:35:09,925
‫قطعا هیچ تاثیر منفی روی کتاب نخواهد داشت.

786
00:35:09,961 --> 00:35:12,795
‫برام کلر" پرونده رو به دست گرفته"...

787
00:35:12,830 --> 00:35:15,631
‫و فکر میکنه که امکان داره تا خود دادگاه عالی هم کشیده بشه.

788
00:35:15,666 --> 00:35:16,944
‫اینطوری روی صفحه اول...

789
00:35:16,968 --> 00:35:18,701
‫هر روزنامه‌ای در کشور میریم.

790
00:35:18,736 --> 00:35:21,170
‫که میشه تبلیغات مجانی برای
‫یه کتاب که شما ممکنه چاپش کنین...

791
00:35:21,205 --> 00:35:22,972
‫اگر "درگ" جلوش رو نگیره.

792
00:35:23,007 --> 00:35:27,710
‫باب درگ" اصلا به سختی اینجاست".

793
00:35:27,745 --> 00:35:29,545
‫از روی عمد یه برنده رو از بین نمیبره.

794
00:35:29,580 --> 00:35:31,280
‫اما این کار رو کرده...

795
00:35:31,315 --> 00:35:34,216
‫و عجیبتر اینکه، به دلیل جزیی هم بوده.

796
00:35:34,252 --> 00:35:36,052
‫اگر حتی جزییاتی رو میدونستین...

797
00:35:36,087 --> 00:35:39,055
‫میخواین به من بگین؟

798
00:35:39,090 --> 00:35:41,490
‫واقعا ترجیح میدم نگم.

799
00:35:41,526 --> 00:35:43,359
‫دارین وقتم رو تلف میکنین.

800
00:35:43,394 --> 00:35:45,494
‫باشه، باشه، بهتون میگم.

801
00:35:45,530 --> 00:35:49,498
‫اما باید بهم قول بدین
‫پیش خودتون نگه‌ش دارین.

802
00:35:49,534 --> 00:35:52,802
‫به "باب" اجازه دادیم
‫در اولین بخش تحقیق...

803
00:35:52,837 --> 00:35:54,370
‫برای واکنش جنسی انسان شرکت کنه.

804
00:35:54,405 --> 00:35:55,738
‫حالا، قبل از اینکه چیزی بگین...

805
00:35:55,773 --> 00:35:57,406
‫میدونم که سر منفعتش درگیری بود

806
00:35:57,442 --> 00:35:58,407
‫نباید انجامش می‌دادیم.

807
00:35:58,443 --> 00:36:01,744
‫اما خیلی مشتاق و یکدنده بود.

808
00:36:01,779 --> 00:36:03,879
‫نمی‌تونستیم بگیم نه.

809
00:36:03,915 --> 00:36:05,681
‫پس، میتونین خشمش رو تصور کنین...

810
00:36:05,716 --> 00:36:08,984
‫وقتی نتونستیم
‫اطلاعات یا پرونده اونو هم درگیر کتاب کنیم.

811
00:36:09,020 --> 00:36:11,687
‫چونکه همجنسگراس؟

812
00:36:11,722 --> 00:36:13,522
‫اصلا.

813
00:36:13,558 --> 00:36:16,325
‫دیدین که امشب چطوری به من چنگ مینداخت.

814
00:36:16,360 --> 00:36:19,562
‫قدرت جنسی‌ش از حد نمودارها خارجه.

815
00:36:19,597 --> 00:36:21,764
‫دوره مقاومتش اصلا وجود نداره.

816
00:36:21,799 --> 00:36:24,433
‫همینطور که اون باعث
‫انحراف بسیار زیاد داده‌هامون میشد.

817
00:36:24,469 --> 00:36:29,738
‫تعجبی نداره که نامزدش ترکش کرده.
‫دختر بیچاره نمیتونسته تحمل کنه.

818
00:36:29,774 --> 00:36:34,777
‫باب درگ" انزال طولانی و بلندی داره".

819
00:36:38,049 --> 00:36:41,517
‫فکر نمیکنم حتی تو رو ندید، خدا رو شکر.

820
00:36:41,552 --> 00:36:43,686
‫چرا اینقدر بد میشه اگر منو ببینه؟

821
00:36:43,721 --> 00:36:46,088
‫میدونی، هیچی این بچه‌ها رو خوشحالتر از این  نمیکنه...

822
00:36:46,124 --> 00:36:47,267
‫اگر پیش هم برگردیم.

823
00:36:47,291 --> 00:36:48,257
‫اوه، "بیل"، خواهش میکنم.

824
00:36:48,292 --> 00:36:50,459
‫میتونیم دوباره یه خانواده بشیم.

825
00:36:50,495 --> 00:36:53,529
‫میدونی چرا گفتم وضعیتمون مثل
‫بودن در آبهای آزاد نامعلومه؟

826
00:36:53,564 --> 00:36:55,030
‫آره، خب...

827
00:36:55,066 --> 00:36:58,167
‫بذار شگفت‌انگیزترین چیزش
‫رو بهت بگم.

828
00:37:00,171 --> 00:37:02,104
‫سالها، می‌ترسیدم...

829
00:37:02,140 --> 00:37:03,973
‫در مورد چیزایی که میدونم بهت بگم...

830
00:37:04,008 --> 00:37:06,909
‫چونکه می‌ترسیدم که ترکم کنی.

831
00:37:06,944 --> 00:37:11,413
‫اما دیگه نمی‌ترسم...

832
00:37:11,449 --> 00:37:15,217
‫تو ترکم کردی و منم مشکلی ندارم.

833
00:37:16,354 --> 00:37:17,953
‫خیلی بهتر از مشکلی نداشتنم.

834
00:37:17,989 --> 00:37:19,889
‫پس، میدونی که چطوری تنهایی پیش بری.

835
00:37:19,924 --> 00:37:21,824
‫معناش این نیست که مجبوری تنهایی پیش بری.

836
00:37:21,859 --> 00:37:25,094
‫اما دلایل دیگه‌ای هم وجود داره
‫"برای اینکه چرا نباید با هم باشیم "بیل...

837
00:37:25,129 --> 00:37:27,997
‫دلایلی که دیگه از گفتنشون ترسی ندارم.

838
00:37:28,032 --> 00:37:29,665
‫باشه.

839
00:37:29,700 --> 00:37:31,667
‫خب، بهم بگو.

840
00:37:31,702 --> 00:37:33,569
‫میخوام بدونم.

841
00:37:33,604 --> 00:37:36,672
‫اولین بهاری که تو دانشکده پزشکی بودی یادته؟

842
00:37:36,707 --> 00:37:38,941
‫برای امتحانت اون همه فلش‌کارت درست کرده بودم...

843
00:37:38,976 --> 00:37:41,777
‫چونکه به نظر میرسید
‫یه همسر باید همچین کاری بکنه...

844
00:37:41,812 --> 00:37:45,781
‫و دلیلی داشتم که فکر کنم
‫شاید یه روزی همسرت بشم.

845
00:37:45,816 --> 00:37:50,286
‫روث"، هم‌اتاقیم، بهم گفتش"
‫که اندازه انگشترم رو ازش پرسیدی.

846
00:37:50,321 --> 00:37:51,921
‫اما بعدش زنگ زدی...

847
00:37:51,956 --> 00:37:55,324
‫و گفتی که برای تابستون داری میری.

848
00:37:57,161 --> 00:37:59,862
‫میدونستم که به خاطر یه دختر دیگه‌س.

849
00:37:59,897 --> 00:38:01,630
‫تنها دلیلی که...

850
00:38:01,666 --> 00:38:03,999
‫چرا تمام تابستون ازت خبری نشنیدم
‫میتونست همین باشه.

851
00:38:05,703 --> 00:38:09,004
‫و عکسهایی رو...

852
00:38:09,040 --> 00:38:12,808
‫تو یه جعبه تو کمدت دیدم...

853
00:38:12,843 --> 00:38:14,977
‫که داشتی رو آب اسکی میکردی...

854
00:38:15,012 --> 00:38:18,314
‫دادی" هم روی شونه‌هات بود".

855
00:38:18,349 --> 00:38:21,016
‫شما دو تا با هواپیمای...

856
00:38:21,052 --> 00:38:23,485
‫داداشش رفته بودین.

857
00:38:23,521 --> 00:38:25,532
‫و بعد در آخر تابستون، اون قلبت رو شکست...

858
00:38:25,556 --> 00:38:27,223
‫و تو برگشتی پیش من.

859
00:38:27,258 --> 00:38:30,125
‫خب، به خاطر اینکه فهمیدم...

860
00:38:30,161 --> 00:38:31,860
‫تو برام مناسبتری.

861
00:38:31,896 --> 00:38:33,462
‫چونکه فهمیدی...

862
00:38:33,497 --> 00:38:37,132
‫که من اینطوری بهت آسیب نمیزنم.

863
00:38:37,168 --> 00:38:39,201
‫چونکه نمی‌تونستم.

864
00:38:39,237 --> 00:38:41,136
‫چونکه عاشقم نبودی.

865
00:38:41,172 --> 00:38:42,304
‫خیلی عاشقت بودم.

866
00:38:42,340 --> 00:38:44,807
‫بله، بله.

867
00:38:44,842 --> 00:38:47,376
‫اما اونطوری نه.

868
00:38:47,411 --> 00:38:49,345
‫نه اینطوری که وادارت کنه...

869
00:38:49,380 --> 00:38:51,780
‫بخوای باهاش  با یه هواپیما بری.

870
00:38:54,018 --> 00:38:56,919
‫همونطوری که "ویرجینیا" رو دوست داری.

871
00:38:56,954 --> 00:38:58,053
‫"بیخیال "بیل.

872
00:38:58,089 --> 00:38:59,655
‫وقتی شما دو تا با هم هستین...

873
00:38:59,690 --> 00:39:02,558
‫انگار که تو یه حبابی.

874
00:39:02,593 --> 00:39:05,094
‫انگار که داری به یه زبون مخفی صحبت میکنی...

875
00:39:05,129 --> 00:39:06,729
‫که فقط شما دو تا می‌تونین بفهمین.

876
00:39:06,764 --> 00:39:09,064
‫"اما به همدیگه آسیب میزنیم "لیب.

877
00:39:09,100 --> 00:39:12,368
‫نه اونقدر که همدیگه رو خوشحال می‌کنین.

878
00:39:14,538 --> 00:39:16,605
‫"بیل"...

879
00:39:16,641 --> 00:39:19,875
‫چرا ما این همه درد رو تحمل کردیم...

880
00:39:19,910 --> 00:39:21,577
‫این همه رنج رو...

881
00:39:21,612 --> 00:39:24,446
‫اگر برای این نبوده
‫که شما دو تا بهم برسین؟

882
00:39:28,619 --> 00:39:30,719
‫"به همدیگه تعلق دارین "بیل.

883
00:39:32,590 --> 00:39:37,559
‫و منم به کسی تعلق دارم
‫که این حس رو در موردم داشته باشه.

884
00:39:55,946 --> 00:39:59,048
‫"دکتر "بیل.

885
00:39:59,083 --> 00:40:02,284
‫ببخشید. فقط داشتم تمیزکاری میکردم.

886
00:40:02,320 --> 00:40:04,420
‫اینجا زندگی میکنی؟

887
00:40:04,455 --> 00:40:06,955
‫به طور موقت اینجام.

888
00:40:06,991 --> 00:40:09,725
‫تا وقتی که بتونم به اندازه
‫کافی پول جمع کنم تا یه جای دائمی‌تر پیدا کنم.

889
00:40:09,760 --> 00:40:11,760
‫"اینجا که پناهگاه نیست "گی.

890
00:40:11,796 --> 00:40:13,295
‫اینجا محل کاره.

891
00:40:13,331 --> 00:40:15,831
‫ببین، ما...

892
00:40:15,866 --> 00:40:17,644
‫ما این مشکل رو قبلا داشتیم، متاسفم.

893
00:40:17,668 --> 00:40:21,670
‫مجبورم ازت بخوام که وسایلت رو جمع کنی و بری.

894
00:40:21,706 --> 00:40:24,073
‫دارین منو اخراج میکنین؟

895
00:40:24,108 --> 00:40:25,441
‫بله.

896
00:40:25,476 --> 00:40:27,076
‫همینطوری؟

897
00:40:27,111 --> 00:40:29,411
‫بدون هشداری؟ بدون تذکری؟

898
00:40:29,447 --> 00:40:31,080
‫همینطوری خداحافظ؟

899
00:40:31,115 --> 00:40:34,583
‫بیا بیشتر از اون که لازمه
‫ناراحت‌کننده و بزرگش نکنیم.

900
00:40:34,618 --> 00:40:35,918
‫مطمئنم که یه کار دیگه پیدا میکنی.

901
00:40:35,953 --> 00:40:37,486
‫نه اینجور کاری.

902
00:40:37,521 --> 00:40:40,522
‫منظورم اینه که نه تو همچین جایی.

903
00:40:42,626 --> 00:40:45,461
‫موضوع جریان بررسی پیش‌زمینه‌س؟

904
00:40:45,496 --> 00:40:47,841
‫"بتی" بهم گفت که دکتر "ویرجینیا"
‫خواسته پیش‌زمینه‌م بررسی بشه...

905
00:40:47,865 --> 00:40:50,499
‫پس فکر کردم در مورد
‫هر اتفاقی که اونجا...

906
00:40:50,534 --> 00:40:52,301
‫افتاده خبر دارین...

907
00:40:52,336 --> 00:40:55,304
‫تو اون جنگل کوچولو و بهشتی و زیبایی که بهش میگن ویتنام.

908
00:40:55,339 --> 00:40:57,106
‫سرباز بودی.

909
00:40:57,141 --> 00:40:59,508
‫و بعد از چهار ماه خدمت شایان...

910
00:40:59,543 --> 00:41:02,611
‫شش هفته پیش با حقارت اخراج شدم.

911
00:41:02,646 --> 00:41:04,546
‫مطمئنم با توجه به این
‫همه بیماری که اینجا می‌بینین...

912
00:41:04,582 --> 00:41:06,815
‫می‌تونین حدس بزنین برای چی.

913
00:41:06,851 --> 00:41:08,617
‫"ما اینجا ناتوانی رو درمان میکنیم "گی.

914
00:41:08,652 --> 00:41:10,619
‫همجنسگرایی یه ناتوانی نیست.

915
00:41:10,654 --> 00:41:12,721
‫اینو به ارتش بگو.

916
00:41:12,757 --> 00:41:15,824
‫و پدر فقیرم.

917
00:41:15,860 --> 00:41:18,494
‫از زمانی که برگشتم مدام با هم دعوا کردیم.

918
00:41:18,529 --> 00:41:21,363
‫به همه همسایه‌ها گفته که بازوم تیر خورده.

919
00:41:21,399 --> 00:41:25,401
‫حتی یه تسمه کوچولو گرفته
‫که هر بار میرم بیرون باید بپوشمش...

920
00:41:25,436 --> 00:41:28,504
‫چونکه خیلی وحشت داره
‫"دوستاش در "الکز لاج...

921
00:41:28,539 --> 00:41:30,083
‫متوجه بشن که من به این دلیل به خونه فرستاده شدم...

922
00:41:30,107 --> 00:41:32,608
‫که داشتم آلت یه سرباز دیگه رو میخوردم.

923
00:41:36,414 --> 00:41:37,713
‫باشه، من...

924
00:41:37,748 --> 00:41:40,482
‫نمیتونم اجازه بدم اینجا زندگی کنی، اما...

925
00:41:40,518 --> 00:41:42,229
‫از "بتی" میخوام ببینه میتونه از اولین حقوقت...

926
00:41:42,253 --> 00:41:43,519
‫از پیش یکم پول بده...

927
00:41:43,554 --> 00:41:45,854
‫تا بتونی برای خودت یه جایی اجاره کنی.

928
00:41:51,128 --> 00:41:52,694
‫میشه برم بهش بگم؟

929
00:41:52,730 --> 00:41:54,430
‫بله.

930
00:41:54,465 --> 00:41:56,265
‫داره برای دادگاه دیرم میشه.

931
00:42:00,137 --> 00:42:02,438
‫صبح‌بخیر سنت لوییس، ساعت ۷:۳۵ صبح ـه...

932
00:42:02,473 --> 00:42:04,773
‫و اینم نگاهی سریع به آب‌وهوای امروز.

933
00:42:04,809 --> 00:42:07,409
‫دمای کنونی ۶۴ درجه فارنهایت ـه...

934
00:42:09,113 --> 00:42:10,546
‫"بیل".

935
00:42:11,782 --> 00:42:13,415
‫خوشحالم که تونستم گیرت بیارم.

936
00:42:13,451 --> 00:42:16,084
‫دادستانی یه فهرست
‫جدید از شاهدان فرستاده.

937
00:42:16,120 --> 00:42:18,020
‫یه اسمی توش هست که نمی‌شناسمش.

938
00:42:18,055 --> 00:42:20,456
‫میتونن این کار رو بکنن؟
‫همینطوری یه شاهد جدید بیارن؟

939
00:42:20,491 --> 00:42:23,258
‫آره، محاکمه شبیخونی میشه، اما میتونن.

940
00:42:23,294 --> 00:42:25,727
‫باید بدونم این شاهد قراره چی بگه.

941
00:42:25,763 --> 00:42:27,763
‫اینم از این.

942
00:42:27,798 --> 00:42:29,431
‫"الیوت لسکین".

943
00:42:29,467 --> 00:42:30,766
‫مجرده.

944
00:42:30,801 --> 00:42:32,201
‫تو یه آپارتمانی در "راک هیل" زندگی میکنه...

945
00:42:32,236 --> 00:42:33,702
‫در کلوب شانی کانتی کار میکنه...

946
00:42:33,737 --> 00:42:36,438
‫قبل از اون به عنوان
‫پیشخدمت در هتل پارک چنسری کار میکرده...

947
00:42:36,474 --> 00:42:38,740
‫پارک چنسری؟

948
00:42:38,776 --> 00:42:41,210
‫اون هیچ ربطی به این پرونده نداره.

949
00:42:41,245 --> 00:42:42,322
‫دادستانی فکر میکنه داره.

950
00:42:42,346 --> 00:42:43,579
‫خب، باور کن، نداره.

951
00:42:43,614 --> 00:42:46,215
‫می‌شناسیش؟

952
00:42:46,250 --> 00:42:49,084
‫دارن سعی میکنن پای زندگی خصوصی منو وسط بکشن...

953
00:42:49,119 --> 00:42:51,286
‫یه جوری اعتبارم رو زیرسوال ببرن.

954
00:42:51,322 --> 00:42:53,856
‫تاکتیک خوبیه. اعتبارت بازی منصفانه‌ای.

955
00:42:56,293 --> 00:42:57,893
‫"من وکیلتم "بیل.

956
00:42:57,928 --> 00:42:59,962
‫باید بهم بگی که اینجا با چه چیزی روبه‌روییم.

957
00:43:02,166 --> 00:43:05,934
‫باشه، میخوان بهش زنگ بزنن تا شهادت بده...

958
00:43:05,970 --> 00:43:08,737
‫که در ده سال گذشته...

959
00:43:08,772 --> 00:43:11,640
‫ویرجینیا جانسون" و من"...

960
00:43:11,675 --> 00:43:13,942
‫به هتل پارک چنسری برای ملاقات می‌رفتیم.

961
00:43:13,978 --> 00:43:15,344
‫ملاقات؟

962
00:43:16,614 --> 00:43:18,614
‫ملاقات.

963
00:43:18,649 --> 00:43:21,116
‫باشه، خب، زنا برخلاف قانونه...

964
00:43:21,151 --> 00:43:23,085
‫پس سعی دارن تو رو
‫به عنوان یه خلافکار نشون بدن.

965
00:43:23,120 --> 00:43:24,965
‫برای انجام دادن جرمی که...

966
00:43:24,989 --> 00:43:26,421
‫۱۰۰ساله پیگرد قانونی نداشته؟

967
00:43:26,457 --> 00:43:27,856
‫اگر میخوان اینو وسط بکشن...

968
00:43:27,892 --> 00:43:29,291
‫قراره اوضاع سخت بشه.

969
00:43:32,229 --> 00:43:34,196
‫ببین، برای "ویرجینیا" خیلی بیشتر از تو بد میشه.

970
00:43:34,231 --> 00:43:37,132
‫زنا بیشتر به یه زن می‌چسبه تا به یه مرد.

971
00:43:37,167 --> 00:43:39,868
‫تو دکتری هستی که ساعتهای
‫زیادی رو با زنهای خوشگل کار میکنی.

972
00:43:39,904 --> 00:43:42,371
‫با هم روی سکس مطالعه میکنین.
‫البته که با هم رابطه داشتین.

973
00:43:42,406 --> 00:43:44,039
‫کسی تو رو سرزنش نمیکنه.

974
00:43:44,074 --> 00:43:45,719
‫میدونی، تا ابد مردم چه فکرایی میکنن...

975
00:43:45,743 --> 00:43:48,810
‫وقتی در مورد "مسترز" و "جانسون" بشنون.

976
00:43:48,846 --> 00:43:50,846
‫ما دانشمندان بی‌طرفی نمیشیم...

977
00:43:50,881 --> 00:43:52,848
‫که برای یه هدف بهتر مطالعه‌ای رو انجام دادن.

978
00:43:52,883 --> 00:43:55,183
‫متقلب میشیم...

979
00:43:55,219 --> 00:43:58,654
‫رفتار جنسی‌مون نتایج‌مونو تحت تاثیر قرار میده.

980
00:43:58,689 --> 00:44:00,489
‫در سوابق دادگاه ثبت میشه.

981
00:44:00,524 --> 00:44:01,523
‫در رسانه‌ها پخش میشه.

982
00:44:01,559 --> 00:44:04,159
‫لعنتی، حتی تو آگهی فوتم.

983
00:44:08,065 --> 00:44:11,533
‫از نظر حرفه‌ای نمیتونم فاصله‌م رو ازش حفظ کنم.

984
00:44:11,569 --> 00:44:13,368
‫نه اینکه نخوام.

985
00:44:13,404 --> 00:44:16,204
‫همکاری‌مون نتیجه خوبی داشته...‌

986
00:44:16,240 --> 00:44:18,840
‫و امیدوارم که بیشتر از این هم در راه باشه.

987
00:44:18,876 --> 00:44:21,209
‫اما...

988
00:44:21,245 --> 00:44:24,479
‫رابطه‌مون...

989
00:44:24,515 --> 00:44:27,382
‫یه اشتباه بود.

990
00:44:27,418 --> 00:44:29,818
‫و نمیتونم اجازه بدم شواهد اون اشتباه...

991
00:44:29,853 --> 00:44:33,088
‫برای باقی زندگیم اطرافم باشه.

992
00:44:33,123 --> 00:44:35,691
‫فکر کنم بهتره یه دادخواست بدیم.

993
00:44:35,726 --> 00:44:37,893
‫بهت گفتم "بیل"، دادخواست خیابونی یک‌طرفه...

994
00:44:37,928 --> 00:44:39,227
‫به سمت شکست قطعی ـه.

995
00:44:39,263 --> 00:44:40,562
‫هیچ درخواست تجدیدنظر، هی شکوهی در کار نیست.

996
00:44:40,598 --> 00:44:42,097
‫اما باید تموم بشه.

997
00:44:42,132 --> 00:44:43,498
‫حتی اگر دادخواستی بدم...

998
00:44:43,534 --> 00:44:46,201
‫هیچ راه نداره "ویرجینیا" با چنین چیزی موافقت کنه.

999
00:44:46,236 --> 00:44:47,936
‫بهش گفتم که باید تو مسیر بمونیم.

1000
00:44:47,972 --> 00:44:50,105
‫وقتی گفتم دادگاه عالی
‫دیدی که چشمهاش برق زد.

1001
00:44:50,140 --> 00:44:52,240
‫باید این جریان رو پشت‌سر بذارم.

1002
00:44:58,082 --> 00:44:59,848
‫هیچی تو دفترم نیست.

1003
00:44:59,883 --> 00:45:01,361
‫هیچ قرار ملاقاتی نیست.

1004
00:45:01,385 --> 00:45:03,552
‫خود دکتر "مسترز" بهم گفتن
‫که تمام روز رو خالی کنم.

1005
00:45:03,587 --> 00:45:05,787
‫با تلفن با خانم "جانسون" صحبت کردم...

1006
00:45:05,823 --> 00:45:08,423
‫و خودش شخصا این قرارها رو برام تایید کرد.

1007
00:45:08,459 --> 00:45:10,592
‫- مطمئنی "هریت"؟
‫- البته که مطمئنم.

1008
00:45:10,628 --> 00:45:13,462
‫و منم مطمئنم که شما راست میگید
‫اما خانم "جانسون" بهم چیزی نگفت.

1009
00:45:13,497 --> 00:45:15,230
‫میتونم کمکی بکنم؟

1010
00:45:15,265 --> 00:45:16,242
‫یه مشکل خیلی بد پیش اومده.

1011
00:45:16,266 --> 00:45:17,699
‫متاسفم.

1012
00:45:17,735 --> 00:45:20,202
‫دکتر "مسترز" و خانم "جانسون" امروز قابل دسترس نیستن.

1013
00:45:20,237 --> 00:45:22,549
‫"آقا و خانم "کلاورمور
‫راه زیادی از فیلادلفیا رو اومدن.

1014
00:45:22,573 --> 00:45:24,473
‫"البته، "کلاورمور.

1015
00:45:24,508 --> 00:45:26,541
‫گفتم که شما رو می‌شناسم.

1016
00:45:26,577 --> 00:45:29,544
‫مجله "تایم" اسم شما
‫رو مردی که با آتش می‌جنگد نذاشته؟

1017
00:45:29,580 --> 00:45:31,279
‫"آقای "کلاورمور...

1018
00:45:31,315 --> 00:45:34,316
‫بزرگترین کارخونه تولید آزبست رو...

1019
00:45:34,351 --> 00:45:35,984
‫فکر کنم در آمریکای شمالی اداره میکنه.

1020
00:45:36,020 --> 00:45:37,786
‫و شما باید خانم "کلاورمور" باشین.

1021
00:45:37,821 --> 00:45:39,421
‫- من دکتر "لوو" هستم.
‫- خب...

1022
00:45:39,456 --> 00:45:41,823
‫من از نزدیک...

1023
00:45:41,859 --> 00:45:44,326
‫هم با دکتر "مسترز" و هم با خانم "جانسون" کار کردم.

1024
00:45:44,361 --> 00:45:45,927
‫بهتون اطمینان میدم که اگر اینجا بودن...

1025
00:45:45,963 --> 00:45:48,497
‫از اتفاقی که افتاده خیلی شرمنده میشدن.

1026
00:45:48,532 --> 00:45:50,899
‫خوشبختانه، فکر کنم
‫بتونم یه راه‌حلی پیشنهاد کنم.

1027
00:45:50,934 --> 00:45:53,168
‫چرا من مصاحبه اولیه‌تونو انجام ندم؟

1028
00:45:59,443 --> 00:46:00,842
‫هلن"؟"

1029
00:46:03,781 --> 00:46:05,647
‫هل"؟"

1030
00:46:05,683 --> 00:46:07,249
‫هی.

1031
00:46:07,284 --> 00:46:09,718
‫هی، چی شده؟

1032
00:46:12,856 --> 00:46:15,590
‫کاری که گفتی رو کردم. من...

1033
00:46:15,626 --> 00:46:19,094
‫حقیقت رو بهشون گفتم...

1034
00:46:19,129 --> 00:46:21,663
‫در مورد خودم، و...

1035
00:46:21,699 --> 00:46:24,466
‫تو و بچه.

1036
00:46:24,501 --> 00:46:26,868
‫عزیزم.

1037
00:46:26,904 --> 00:46:28,904
‫چی گفتن؟

1038
00:46:30,908 --> 00:46:33,709
‫هیچی.

1039
00:46:33,744 --> 00:46:37,179
‫فقط وسایلشونو بستن و رفتن.

1040
00:46:38,916 --> 00:46:41,283
‫نتونستم جلوشونو بگیرم.

1041
00:46:41,318 --> 00:46:43,952
‫و دارم زنگ میزنم و زنگ میزنم...

1042
00:46:43,987 --> 00:46:46,221
‫فقط زنگ میخوره و زنگ میخوره.

1043
00:46:46,256 --> 00:46:48,223
‫اونا...

1044
00:46:48,258 --> 00:46:51,893
‫حتما سیم تلفن رو کشیدن.

1045
00:46:59,737 --> 00:47:02,637
‫مدام به یه خونه عروسکی
‫که وقتی ده سالم بود...

1046
00:47:02,673 --> 00:47:04,873
‫فکر میکنم.

1047
00:47:06,910 --> 00:47:10,512
‫سه طبقه داشت. بابام درستش کرده بود.

1048
00:47:10,547 --> 00:47:12,180
‫کلی اتاق داشت و...

1049
00:47:14,184 --> 00:47:17,519
‫با عروسکهام رو زمین میخوابیدم...

1050
00:47:17,554 --> 00:47:19,921
‫پدر و مادر و دختر...

1051
00:47:19,957 --> 00:47:22,758
‫و تو اتاقهای متفاوتی میذاشتمشون...

1052
00:47:22,793 --> 00:47:26,728
‫و چیزایی از خودم درمیاوردم که بهم دیگه می‌گفتن.

1053
00:47:26,764 --> 00:47:29,765
‫و میدونستم...

1054
00:47:29,800 --> 00:47:33,101
‫که هرگز در چنین خونه‌ای زندگی نمیکنم...

1055
00:47:34,538 --> 00:47:37,572
‫یا همچین خونواده‌ای نخواهم داشت.

1056
00:47:40,611 --> 00:47:44,045
‫خانواده‌م همیشه مادر و پدر خودم می‌مونن.

1057
00:47:45,315 --> 00:47:48,583
‫و حالا، حالا...

1058
00:47:48,619 --> 00:47:50,786
‫و من.

1059
00:47:50,821 --> 00:47:52,854
‫من.

1060
00:47:52,890 --> 00:47:54,589
‫و تو.

1061
00:47:54,625 --> 00:47:56,491
‫و این بچه.

1062
00:47:57,795 --> 00:48:00,529
‫ما خانواده‌تیم.

1063
00:48:00,564 --> 00:48:04,065
‫و قراره از همدیگه مراقبت کنیم.

1064
00:48:09,173 --> 00:48:11,072
‫آره.

1065
00:48:19,683 --> 00:48:21,316
‫همگی قیام کنید.

1066
00:48:29,326 --> 00:48:31,726
‫خیلی متاسفم.

1067
00:48:31,762 --> 00:48:34,262
‫مستقیم از فرودگاه میام.

1068
00:48:34,298 --> 00:48:35,764
‫"خبرای خوب "بیل.

1069
00:48:35,799 --> 00:48:37,732
‫- باید باهات صحبت کنم.
‫- باید باهات صحبت کنم.

1070
00:48:37,768 --> 00:48:40,635
‫باب درگ" سراغ کتاب برگشته".

1071
00:48:40,671 --> 00:48:42,437
‫و با رییس انتشارات صحبت کردم.

1072
00:48:42,472 --> 00:48:44,639
‫میذارنش تو لیست اولویت‌دار.

1073
00:48:46,009 --> 00:48:48,076
‫ناظر لطفا هیئت منصفه رو صدا کن.

1074
00:48:48,111 --> 00:48:49,878
‫عالیجناب...

1075
00:48:52,349 --> 00:48:53,949
‫چی شده دکتر "مسترز"؟

1076
00:48:55,285 --> 00:48:57,252
‫تمایل دارم روی یه دادخواست بحث کنم...

1077
00:48:57,321 --> 00:48:59,421
‫اگر دادستانی تمایل داشته باشه...

1078
00:48:59,456 --> 00:49:01,756
‫اتهامات علیه خانم "جانسون" رو پس بگیره.

1079
00:49:03,861 --> 00:49:06,361
‫عالیجناب، میشه صحبت کنیم؟

1080
00:49:06,396 --> 00:49:09,531
‫تمام مذاکراتم با "لیتل براون" براساس این بود...

1081
00:49:09,566 --> 00:49:11,600
‫که با این اتهامات می‌جنگیم...

1082
00:49:11,635 --> 00:49:13,101
‫نه اینکه اعتراف به گناهکار بودن بکنیم.

1083
00:49:13,136 --> 00:49:15,170
‫بهش گوش کن "بیل"، هنوزم
‫باور دارم که میتونیم برنده بشیم.

1084
00:49:15,205 --> 00:49:16,471
‫میشه یه لحظه ما رو تنها بذاری؟

1085
00:49:18,842 --> 00:49:20,220
‫در موردش فکر کردم و تو درست میگفتی.

1086
00:49:20,244 --> 00:49:21,321
‫نباید شانس‌مونو امتحان کنیم.

1087
00:49:21,345 --> 00:49:23,879
‫این کتاب "بیل"، اعتبارمون.

1088
00:49:23,914 --> 00:49:25,191
‫اعتبارمون لکه‌دار میشه.

1089
00:49:25,215 --> 00:49:26,047
‫اگر اینکار رو بکنیم...

1090
00:49:26,083 --> 00:49:27,649
‫"الیوت لسکین"...

1091
00:49:27,684 --> 00:49:29,985
‫همون کارمند هتل پارک چنسری...

1092
00:49:30,020 --> 00:49:32,888
‫قراره شهادت بده.

1093
00:49:32,923 --> 00:49:34,901
‫کلر" خیلی روشن گفت"
‫که برای تو خیلی نسبت به من...

1094
00:49:34,925 --> 00:49:36,892
‫بدتر میشه.

1095
00:49:36,927 --> 00:49:39,494
‫واقعا میخوای تمام کارایی که کردیم...

1096
00:49:39,529 --> 00:49:41,963
‫هر چیزی که بهش رسیدی
‫زیرسوال برده بشه؟

1097
00:49:41,999 --> 00:49:43,732
‫حالا، همونطور که بارها گفتی...

1098
00:49:43,767 --> 00:49:45,834
‫برنامه جایگزینی ایده من بود.

1099
00:49:45,869 --> 00:49:47,802
‫اشتباه من بود...

1100
00:49:47,838 --> 00:49:50,071
‫و حالا میخوام درستش کنم.

1101
00:49:50,107 --> 00:49:51,539
‫قاضی منتظره.

1102
00:49:57,848 --> 00:49:59,425
‫عالیجناب، دادستانی...

1103
00:49:59,449 --> 00:50:01,383
‫اتهامات علیه خانم "جانسون" رو برطرف میدونه...

1104
00:50:01,418 --> 00:50:03,919
‫اگر دکتر "مسترز" با
‫اعتراف به گناهکار بودن موافقت کنه...

1105
00:50:03,954 --> 00:50:06,321
‫و اتهام انحراف جنسی رو بپذیره...

1106
00:50:06,356 --> 00:50:08,323
‫و جریمه ۵۰۰ دلار رو پرداخت کنه.

1107
00:50:08,358 --> 00:50:10,859
‫عالیجناب، من
‫به گناهکار بودن به این اتهام اعتراف میکنم.

1108
00:50:10,894 --> 00:50:13,061
‫"شما یه شخصیت نمونه اجتماعی هستین دکتر "مسترز...

1109
00:50:13,096 --> 00:50:14,896
‫پس باید اشاره کنم...

1110
00:50:14,932 --> 00:50:17,165
‫که اگر با این ادعا موافقت کنین...

1111
00:50:17,200 --> 00:50:19,534
‫باید به دادگاه برین...

1112
00:50:19,569 --> 00:50:22,570
‫و جلوی یه هیئت منصفه و رسانه‌ها بایستین...

1113
00:50:22,606 --> 00:50:25,707
‫و قبول کنین که یه منحرف جنسی هستین.

1114
00:50:29,546 --> 00:50:32,614
‫منحرف جنسی.

1115
00:50:32,649 --> 00:50:35,216
‫یه دانشمندم که دهه‌ها از عمرش رو صرف...

1116
00:50:35,252 --> 00:50:36,418
‫تحقیق در مورد سکس کرده.

1117
00:50:36,453 --> 00:50:38,954
‫حتی نمیدونم که منحرف جنسی معناش چی هست.

1118
00:50:38,989 --> 00:50:41,923
‫چطور چیزی میتونه منحرف بشه
‫وقتی براش قانونی وجود نداره؟

1119
00:50:43,493 --> 00:50:47,062
‫هیچ دو انسانی یه نقاشی رو نمیکشن...

1120
00:50:47,097 --> 00:50:50,131
‫یا یه شعر رو نمی‌نویسن
‫یا یه اپرا رو درست نمیکنن...

1121
00:50:50,167 --> 00:50:51,599
‫پس چرا باید از دو انسان انتظار داشته باشیم...

1122
00:50:51,635 --> 00:50:54,569
‫جنسیت خودشونو به یه شکل بیان کنن؟

1123
00:50:54,604 --> 00:50:56,137
‫در واقع اگر یه چیز وجود داشته باشه...

1124
00:50:56,173 --> 00:50:57,739
‫که سالها تحقیق آموخته باشیم...

1125
00:50:57,774 --> 00:51:00,809
‫اینه که واکنش جنسی هیچ موجودی...

1126
00:51:00,844 --> 00:51:02,811
‫روی یه خط مفروض شکل نمیگیره.

1127
00:51:02,846 --> 00:51:07,482
‫هیچ شکلی نداره که باید به خودش بگیره.

1128
00:51:07,517 --> 00:51:09,884
‫به اندازه یه بوسه...

1129
00:51:09,920 --> 00:51:13,321
‫خاص و...

1130
00:51:13,357 --> 00:51:14,356
‫منحصربه‌فرده.

1131
00:51:15,959 --> 00:51:19,127
‫و جایی که اینقدر تنوع وجود داره...

1132
00:51:19,162 --> 00:51:21,429
‫قانونی و اصلی وجود نداره.

1133
00:51:21,465 --> 00:51:23,298
‫فقط انحراف وجود داره.

1134
00:51:24,768 --> 00:51:26,634
‫عالیجناب، من اعلام میکنم که...

1135
00:51:26,670 --> 00:51:30,672
‫در رابطه با انحراف جنسی گناهکارم...

1136
00:51:30,707 --> 00:51:33,842
‫چونکه من منحرف جنسی‌م...

1137
00:51:33,877 --> 00:51:37,479
‫چونکه همه ما منحرف جنسی‌م.

1138
00:51:40,650 --> 00:51:42,751
‫برو بیرون و اینو به هیئت منصفه بگو.

1139
00:51:42,786 --> 00:51:45,320
‫هنوزم میتونیم تو دادگاه نظرات عموم برنده بشیم.

1140
00:51:50,627 --> 00:51:53,028
‫اتهام انحراف جنسی ـه.

1141
00:51:53,063 --> 00:51:56,431
‫ادعاتون چیه، قربان؟

1142
00:51:56,466 --> 00:51:58,433
‫عالیجناب،از شما میخوام.

1143
00:51:58,468 --> 00:52:00,702
‫چطور میتونه چیزی منحرف باشه وقتی هیچ قانونی وجود نداره...

1144
00:52:00,737 --> 00:52:03,471
‫"میخوام همینجا جلوتونو بگیرم دکتر "مسترز.

1145
00:52:03,507 --> 00:52:06,908
‫در دادگاه من خبری از سخنرانی نیست.

1146
00:52:08,412 --> 00:52:10,945
‫اتهام انحراف جنسی ـه.

1147
00:52:10,981 --> 00:52:12,547
‫ادعاتون چیه؟

1148
00:52:19,523 --> 00:52:21,056
‫گناهکار.

1149
00:52:39,209 --> 00:52:41,876
‫فکر کردم مردی هستی
‫که از برنده شدن خوشت میاد.

1150
00:52:41,912 --> 00:52:45,547
‫و با اینحال، موکلت
‫همین الان ادعا کرد که منحرف جنسی ـه.

1151
00:52:45,582 --> 00:52:48,016
‫باور کن ایده من نبوده.

1152
00:52:48,051 --> 00:52:49,184
‫کاملا ایده خودش بود.

1153
00:52:49,219 --> 00:52:51,152
‫اما چرا؟

1154
00:52:51,188 --> 00:52:54,923
‫درک نمیکنم.
‫بیل" اینطوری نیست که نخواد بجنگه".

1155
00:52:54,958 --> 00:52:56,691
‫یه شاهد قرار بود مطرح بشه.

1156
00:52:56,726 --> 00:52:59,994
‫چیزایی قرار بود گفته بشه
‫که برای "بیل" خیلی بد میشد...

1157
00:53:00,030 --> 00:53:04,032
‫برای "ویرجینیا" هم همینطور و...

1158
00:53:04,067 --> 00:53:06,968
‫و به طور کامل برای تو خجالت‌آور میشد.

1159
00:53:09,139 --> 00:53:10,538
‫خب...

1160
00:53:10,574 --> 00:53:13,575
‫میخوام همه اینا رو پشت‌سر بذارم.

1161
00:53:13,610 --> 00:53:14,742
‫همینطور شوهرت.

1162
00:53:14,778 --> 00:53:17,612
‫شوهر سابق.

1163
00:53:17,647 --> 00:53:20,081
‫خب، اینم از این، یه شروع تازه.

1164
00:53:23,153 --> 00:53:26,087
‫نظرت در مورد ماریجوانا چیه؟

1165
00:53:26,123 --> 00:53:27,856
‫شرکت وکلا وکیل "لمار" شد.

1166
00:53:27,891 --> 00:53:29,769
‫اونا فعالان حوزه ماریجوانا در واشنگتن هستن.

1167
00:53:29,793 --> 00:53:31,392
‫پس میگم این گیاه رو قانونی کنین.

1168
00:53:31,428 --> 00:53:34,395
‫و سکس دهنی؟

1169
00:53:36,099 --> 00:53:37,599
‫اونم قانونی کنین.

1170
00:53:37,634 --> 00:53:40,135
‫حسابی طرفدارشم.
‫چرا میپرسی؟

1171
00:53:40,170 --> 00:53:41,269
‫ازدواج چی؟

1172
00:53:41,304 --> 00:53:42,537
‫سه تا داشتم...

1173
00:53:42,572 --> 00:53:44,606
‫هر کدوم از اون یکی زننده‌تر.

1174
00:53:44,641 --> 00:53:46,741
‫قصد ندارم دیگه دوباره تو محراب کلیسا وایستم.

1175
00:53:46,776 --> 00:53:49,043
‫شام چی؟

1176
00:53:49,079 --> 00:53:50,979
‫مورد علاقه‌ترین وعده روزانه‌م.

1177
00:53:51,014 --> 00:53:54,082
‫منظورم اینه که چقدر دوست داری
‫منو به شام دعوت کنی؟

1178
00:53:55,285 --> 00:53:56,618
‫بله، خواهش میکنم.

1179
00:53:58,155 --> 00:54:00,088
‫۵۰تا خبرنگار از هر روزنامه‌...

1180
00:54:00,123 --> 00:54:01,890
‫و شبکه تلویزیونی در کشور اونجان.

1181
00:54:01,925 --> 00:54:03,625
‫حالا نوبت تو ـه تا سخنرانی کنی.

1182
00:54:07,964 --> 00:54:09,264
‫- "بیل"...
‫- خواهش میکنم، این کار رو نکن.

1183
00:54:09,299 --> 00:54:11,065
‫نه، مجبورم. مجبورم بگم...

1184
00:54:11,101 --> 00:54:12,734
‫ممنون که این کار رو برام کردی...

1185
00:54:12,769 --> 00:54:14,269
‫برای فداکاری که کردی ممنونم.

1186
00:54:14,304 --> 00:54:15,770
‫- فداکاری نبود.
‫- "بیل"...

1187
00:54:15,805 --> 00:54:19,474
‫فداکاری نبود. این کار رو برای تو...

1188
00:54:19,509 --> 00:54:21,309
‫یا "لیبی" یا هر کس دیگه‌ای انجام ندادم.

1189
00:54:21,344 --> 00:54:24,512
‫برای خودم انجامش دادم.

1190
00:54:24,548 --> 00:54:28,483
‫و متاسفم اگر همه چیزو در مورد کتاب خراب میکنه.

1191
00:54:28,518 --> 00:54:31,819
‫البته که به کتاب اهمیت میدم...

1192
00:54:31,855 --> 00:54:33,621
‫و در مورد تمام کار اهمیت میدم...

1193
00:54:33,657 --> 00:54:35,657
‫اما بیشتر به خودمون دو تا اهمیت میدم.

1194
00:54:39,162 --> 00:54:42,497
‫میدونم که همیشه سعی کردی ازم محافظت کنی.

1195
00:54:42,532 --> 00:54:46,034
‫اسم منو روی تحقیق گذاشتی
‫تا اعتبارش رو کسب کنم.

1196
00:54:46,069 --> 00:54:48,303
‫و حالا اعتبارت رو فدا میکنی...

1197
00:54:48,338 --> 00:54:50,805
‫تا من سرزنش نشم.

1198
00:54:50,840 --> 00:54:53,107
‫"میدونم چه کار کردی "بیل...

1199
00:54:53,143 --> 00:54:55,143
‫و میدونم برای چی این کار رو کردی.

1200
00:54:59,149 --> 00:55:04,118
‫از پس مشکلات زیادی گذشتیم...

1201
00:55:04,154 --> 00:55:06,354
‫هر دومون.

1202
00:55:08,258 --> 00:55:10,792
‫اما الان، بالاخره...

1203
00:55:10,827 --> 00:55:14,662
‫به جایی رسیدیم که بهش تعلق داریم.

1204
00:55:14,698 --> 00:55:16,564
‫با هم.

1205
00:55:16,600 --> 00:55:18,833
‫منظورت چیه با هم؟

1206
00:55:18,868 --> 00:55:21,202
‫یعنی میگم...

1207
00:55:21,238 --> 00:55:23,671
‫میخوام که ما با هم باشیم.

1208
00:55:46,563 --> 00:55:48,107
‫برای فرصتی که امروز...

1209
00:55:48,131 --> 00:55:49,897
‫برای صحبت باهاتون پیدا کردم خوشحالم.

1210
00:55:51,868 --> 00:55:56,204
‫فکر کردم که در این برنامه
‫چیزی برای من نباشه...

1211
00:55:56,239 --> 00:56:00,742
‫چونکه، خب، الکلی نیستم.

1212
00:56:03,713 --> 00:56:07,582
‫اما به این نتیجه رسیدم که...

1213
00:56:07,617 --> 00:56:11,419
‫من یه جورایی معتادم.

1214
00:56:14,391 --> 00:56:15,690
‫برای بعضی‌هاتون تنها چیزی ـه لازمه...

1215
00:56:15,725 --> 00:56:18,593
‫یه تابلو نئون ـه که روش نوشته مشروب.

1216
00:56:20,897 --> 00:56:24,732
‫برای من، خب میتونم هزار بار از کنار اون تابلو رد بشم...

1217
00:56:24,768 --> 00:56:26,100
‫و هرگز متوجه‌ش نشم.

1218
00:56:26,136 --> 00:56:29,537
‫برای من...

1219
00:56:29,572 --> 00:56:31,439
‫یه چیز دیگه‌س.

1220
00:56:33,576 --> 00:56:35,009
‫یه نگاه گذرا.

1221
00:56:38,448 --> 00:56:40,815
‫لمس انگشتها روی شونه‌م.

1222
00:56:43,753 --> 00:56:46,487
‫بوی عطری که وقتی اون از اتاق میره بیرون
‫هنوزم میتونم بوش رو حس منم.

1223
00:56:48,925 --> 00:56:50,692
‫دستهاش توی دستم.

1224
00:56:53,463 --> 00:56:56,130
‫در یه لحظه، حاضرم تا از همه چی دست بکشم.

1225
00:56:56,166 --> 00:56:59,000
‫آماده‌م همه شو دور بندازم.

1226
00:56:59,035 --> 00:57:01,436
‫کارم...

1227
00:57:01,471 --> 00:57:03,104
‫غرورم...

1228
00:57:05,308 --> 00:57:07,108
‫احترام به خودم.

1229
00:57:14,451 --> 00:57:17,185
‫من "بیل" هستم...

1230
00:57:17,220 --> 00:57:19,687
‫و اومدم اینجا تا ازتون کمک بخوام.

1231
00:57:24,365 --> 00:57:30,520
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ff۰۰۸۰">Highbury</font>


