﻿1
00:00:01,835 --> 00:00:09,835
 

2
00:00:10,469 --> 00:00:18,469
 

3
00:00:24,609 --> 00:00:28,556
‫«جزیره جمجمه»
‫«سال 1973»

4
00:00:42,501 --> 00:00:43,502
‫سلام رفیق.

5
00:00:44,044 --> 00:00:46,547
‫نمی‌دونم این به دستت می‌رسم یا نه.
‫امیدوارم که برسه.

6
00:00:46,547 --> 00:00:49,091
‫در واقع امیدوارم که نرسه،
‫چون احتمالا یعنی من مرده‌م،

7
00:00:49,758 --> 00:00:51,635
‫که ممکنه خیلی به مذاقت خوش نیاد.

8
00:00:53,136 --> 00:00:54,513
‫شرمنده، اما باید کوتاه صحبت کنم.

9
00:00:54,513 --> 00:00:56,515
‫ممکنه من رو هیچوقت به خاطر
‫چیزی که ازت گرفتم نبخشی

10
00:00:56,515 --> 00:00:59,643
‫و نمی‌تونم به عقب برگردم و تمام
‫اشتباهاتی که مرتکب شدم رو درست کنم.

11
00:01:00,435 --> 00:01:02,771
‫اما شاید بتونم یه چیزی
‫برای آینده به جا بذارم.

12
00:01:03,272 --> 00:01:04,272
‫یه میراث.

13
00:01:05,147 --> 00:01:07,109
‫و تو بعدا متوجه میشی که ارزشش رو داشته.

14
00:01:10,404 --> 00:01:20,404
‫ مـــتـــرجـــمیـــــن
‫  .:: صادق هاشمی و عرفان طبرسی ::.

15
00:03:06,584 --> 00:03:07,584
‫«1973»

16
00:03:08,727 --> 00:03:10,727
‫«2013»

17
00:03:15,495 --> 00:03:18,268
‫«دریای ژاپن»

18
00:03:22,244 --> 00:03:23,871
‫بکشینش داخل.

19
00:03:24,413 --> 00:03:25,914
‫بکشینش داخل.

20
00:03:26,540 --> 00:03:27,749
‫بازش کنین.

21
00:03:51,648 --> 00:03:53,275
‫چیکار می‌کنی؟
‫برگرد سر کارت!

22
00:03:53,901 --> 00:03:55,027
‫برگرد سر کارت!

23
00:05:25,561 --> 00:05:28,697
‫«مونارک: میراث هیولاها»
‫«قسمت اول: پـــیـــامـــد»

24
00:05:47,248 --> 00:05:49,827
‫«آدرس: شینجوکو، توکیو»

25
00:05:49,852 --> 00:05:51,512
‫«بتن تقویت‌شده»

26
00:06:19,463 --> 00:06:20,672
‫باید صبر کنیم.

27
00:06:25,969 --> 00:06:27,846
‫به توکیو خوش آمدید.

28
00:06:27,846 --> 00:06:31,433
‫لطفا تا پایان فرآیند ضد عفونی
‫در صندلی خود بمانید. با سپاس.

29
00:06:35,145 --> 00:06:38,106
‫فقط می‌خوان ما رو متوهم کنن که امنیت داریم.

30
00:06:39,107 --> 00:06:42,778
‫انگار اگه بهمون اسپری ضد انگل بزنن،
‫از یه حمله هیولایی دیگه جلوگیری می‌کنه.

31
00:07:37,875 --> 00:07:39,710
‫هدفتون از اومدن به ژاپن چیه؟

32
00:07:42,212 --> 00:07:44,464
‫پدرم اخیرا فوت کرده و
‫اومدم کارهاش رو انجام بدم.

33
00:07:44,464 --> 00:07:47,259
‫پس میشه گفت برای کار. کار خانوادگی.

34
00:07:50,596 --> 00:07:52,639
‫لطفا انگشت‌هاتون رو
‫روی صفحه شیشه‌ای بذارین.

35
00:07:58,729 --> 00:07:59,938
‫باشه.

36
00:08:03,734 --> 00:08:05,152
‫بهتون تسلیت میگم.

37
00:08:26,381 --> 00:08:27,883
‫لطفا من رو به این آدرس ببرین.

38
00:08:56,370 --> 00:08:58,038
‫مشخصه که خودتون رو آماده کردین.

39
00:08:58,038 --> 00:09:01,500
‫دولت داره کلی پول خرج می‌کنه.
‫موشک، پهپاد.

40
00:09:01,500 --> 00:09:02,918
‫تو بازار فعالیت داری؟

41
00:09:03,627 --> 00:09:04,670
‫بازار؟

42
00:09:04,670 --> 00:09:07,214
‫آماده شدن برای هیولاها.
‫الان کسب و کار بزرگیه.

43
00:09:09,132 --> 00:09:11,802
‫مردم همیشه یه راهی پیدا می‌کنن
‫تا از فلاکت بقیه سود کنن.

44
00:09:11,802 --> 00:09:13,720
‫بیشتر از فلاکت‌بار بودن، سودآوره.

45
00:09:15,097 --> 00:09:17,683
‫- منظورت چیه؟
‫- سان فرانسیسکو یه حقه بود.

46
00:09:17,683 --> 00:09:19,518
‫با جلوه‌های ویژه کامپیوتری درستش کرده بودن.

47
00:09:21,436 --> 00:09:24,815
‫وای، چه افشای حقیقتی.

48
00:09:25,566 --> 00:09:27,943
‫بازم هست. یه پادکست دارم.

49
00:10:06,940 --> 00:10:07,774
‫سلام مامان.

50
00:10:07,774 --> 00:10:10,235
‫سلام. گفتی وقتی فرود اومدی تماس می‌گیری.

51
00:10:10,235 --> 00:10:12,779
‫- و فرود اومدم.
‫- آره، دو ساعت پیش.

52
00:10:13,540 --> 00:10:15,949
‫- کیت، من منتظر...
‫- باید از باجه بررسی پاسپورت و گمرک

53
00:10:15,949 --> 00:10:19,077
‫- رد می‌شدم و تاکسی می‌گرفتم.
‫- اوه خدا.

54
00:10:19,912 --> 00:10:22,414
‫خیلی خب. الان چی؟ رسیدی؟

55
00:10:23,707 --> 00:10:24,708
‫رسیدم.

56
00:10:26,210 --> 00:10:27,461
‫و؟

57
00:10:27,461 --> 00:10:28,879
‫و چی مامان؟

58
00:10:29,588 --> 00:10:32,549
‫فکر کردی اینجا نشسته
‫منتظره یکی بیاردش خونه؟

59
00:10:33,050 --> 00:10:35,385
‫پس باید طبق نقشه تو عمل می‌کردیم؟

60
00:10:35,385 --> 00:10:38,639
‫اینجا می‌نشستیم، به در و دیوار
‫نگاه می‌کردیم و نمی‌فهمیدیم معنیش یعنی چی؟

61
00:10:39,264 --> 00:10:41,433
‫کیت. کیت؟

62
00:10:41,975 --> 00:10:44,228
‫- بعدا بهت زنگ می‌زنم.
‫- کیت، گوشی رو روم قطع نکن...

63
00:11:51,295 --> 00:11:52,296
‫تو کی هستی؟

64
00:11:52,588 --> 00:11:53,589
‫اینجا چی می‌کنی؟

65
00:11:53,589 --> 00:11:55,215
‫- شما؟
‫- چی می‌خوای؟

66
00:11:55,494 --> 00:11:56,508
‫نکن!

67
00:11:56,508 --> 00:11:58,510
‫- بذارش سر جاش! سر جاش!
‫- اینجا آپارتمان کیه؟

68
00:11:58,677 --> 00:11:59,845
‫چی شده؟

69
00:12:00,144 --> 00:12:01,420
‫همونجوری اونجا وایستاده بود!

70
00:12:01,638 --> 00:12:03,348
‫فکر کنم ثبات ذهنی نداره.

71
00:12:03,373 --> 00:12:04,766
‫داری چیکار می‌کنی؟

72
00:12:04,766 --> 00:12:06,143
‫برای چی این عکسا رو دارین؟

73
00:12:06,143 --> 00:12:07,936
‫- عکسای خانوادگی‌ان.
‫- چی؟

74
00:12:07,936 --> 00:12:11,106
‫- چطوری اومدی این تو؟
‫- کلید دارم.

75
00:12:11,857 --> 00:12:14,193
‫- از کجا آوردی؟
‫- تو میز پدرم پیداش کردم،

76
00:12:14,193 --> 00:12:16,653
‫به همراه اجاره‌نامه این
‫آپارتمان که به اسمش بود.

77
00:12:16,653 --> 00:12:19,323
‫نمی‌دونم پدرت کیه، اما اینجا آپارتمان ماست.

78
00:12:21,074 --> 00:12:23,160
‫این پدرمه.

79
00:12:27,052 --> 00:12:28,128
‫کنتارو...

80
00:12:31,001 --> 00:12:32,044
‫اون کیه؟

81
00:12:34,224 --> 00:12:36,713
‫«قزاقستان»
‫«سال 1959»

82
00:12:40,427 --> 00:12:42,721
‫- مادر...
‫- می‌خوای من برونم؟

83
00:12:43,305 --> 00:12:47,267
‫نمی‌تونستی یه وسیله نقلیه
‫انتخاب کنی که یکم نقلیه‌ای باشه؟

84
00:12:47,267 --> 00:12:50,354
‫گفتی، «همرنگ جماعت بشیم».
‫انتظار گاری گاوی داشتی؟

85
00:12:50,854 --> 00:12:51,913
‫آره، شاید.

86
00:12:52,397 --> 00:12:54,691
‫یکم علوفه می‌دادیم به گاوش.
‫نصف این بازی درنمی‌آورد.

87
00:12:58,779 --> 00:13:00,322
‫بیلی، باید پدال سمت چپ رو فشار بدی.

88
00:13:00,322 --> 00:13:04,493
‫هی، راجب کسی که از صندلی
‫پشتی نظر میده چی میگن؟

89
00:13:06,620 --> 00:13:08,372
‫- اون یکی چپ.
‫- صندلی پشتی.

90
00:13:11,124 --> 00:13:13,502
‫- مطمئنی این جاده درسته؟
‫- بذار چک کنم.

91
00:13:17,965 --> 00:13:19,633
‫5000 میلی‌رِم.

92
00:13:21,218 --> 00:13:22,719
‫6000.

93
00:13:23,679 --> 00:13:25,055
‫خب، جاده رو داریم درست می‌ریم.

94
00:13:25,764 --> 00:13:28,350
‫گور باباش.
‫از اولم برنامه نداشتم بچه‌دار بشم.

95
00:13:29,393 --> 00:13:31,103
‫واقعا؟ هیچوقت؟

96
00:13:33,188 --> 00:13:35,941
‫یه زمانی، حداقل بهش فکر می‌کردی.

97
00:13:35,941 --> 00:13:38,861
‫خب، چون یه زمانی فکر کردن بهش جالب بود.

98
00:13:41,278 --> 00:13:42,322
‫لطفا،

99
00:13:42,322 --> 00:13:45,534
‫معذبمون نکن و بگو به خاطر اینه
‫که هیچوقت زن پیدا نکردی.

100
00:13:46,910 --> 00:13:48,829
‫باید بگم که شماها آسون جلوه می‌دینش.

101
00:13:48,829 --> 00:13:54,768
‫یه بچه فوق‌العاده بزرگ کردین، تونستین مونارک
‫رو سر جاش نگه دارین. دستاورد کوچیکی نیست.
(مونارک: سازمان مطالعه روی هیولاهای غول‌پیکر)

102
00:13:54,793 --> 00:13:56,587
‫هرکاری کردیم، با همدیگه کردیم.

103
00:13:58,839 --> 00:14:00,257
‫آره.

104
00:14:04,178 --> 00:14:07,389
‫7000 میلی‌رِم و در حال افزایش.

105
00:14:09,433 --> 00:14:11,226
‫خیلی خب. وقت نمایشه.

106
00:14:34,249 --> 00:14:36,043
‫رسیدیم به آخر خط.

107
00:14:37,044 --> 00:14:39,213
‫اینا باید یکم ازمون محافظت کنن.

108
00:14:39,796 --> 00:14:42,674
‫به نظرم بستگی داره قراره
‫در برابر چی ازمون محافظت کنن.

109
00:14:43,217 --> 00:14:45,177
‫می‌ترسی به یه هیولای غول‌پیکر بربخوری؟

110
00:14:46,136 --> 00:14:49,181
‫- حس ماجراجوییت کجا رفته؟
‫- ارتش به من یه کاری سپرده، پلشت.

111
00:14:49,181 --> 00:14:51,016
‫اونم اینه شما
‫بچه‌ باهوش‌ها رو زنده نگه دارم.

112
00:14:51,016 --> 00:14:53,894
‫پس واسه یه بارم که شده،
‫لطفا کاری که من میگم رو بکنین.

113
00:14:53,894 --> 00:14:55,687
‫بله قربان.

114
00:14:56,647 --> 00:14:57,648
‫خیلی خب.

115
00:14:58,148 --> 00:15:00,192
‫برمی‌گردیم، ثابت می‌کنیم که شبکه واقعیه،

116
00:15:01,860 --> 00:15:03,654
‫و تئوری ما یه تئوری تخیلی احمقانه نیست.

117
00:15:03,654 --> 00:15:04,738
‫آره.

118
00:15:05,405 --> 00:15:07,741
‫این می‌تونه کاری کنه همه
‫فداکاری‌هامون ارزش پیدا کنن.

119
00:15:32,516 --> 00:15:33,642
‫ابزار رو بیارین.

120
00:15:46,655 --> 00:15:49,283
‫بیلی، به صف شو.

121
00:15:50,033 --> 00:15:51,368
‫باشه، دارم میام.

122
00:16:16,226 --> 00:16:17,311
‫اسلحه‌ت رو بذار زمین!

123
00:16:18,353 --> 00:16:20,355
‫آروم باش. آروم باش.

124
00:16:20,355 --> 00:16:21,481
‫اسلح... کِی!

125
00:16:23,525 --> 00:16:25,611
‫کِی، ماسکت رو درنیار.

126
00:16:25,903 --> 00:16:27,279
‫اینجا یه منطقه ممنوعه‌ست.

127
00:16:29,907 --> 00:16:30,908
‫شما کی هستین؟

128
00:16:34,661 --> 00:16:35,679
‫ما دانشمندیم.

129
00:16:36,747 --> 00:16:37,998
‫فقط می‌خوایم کمک کنیم.

130
00:16:39,166 --> 00:16:40,751
‫و اگه از اونا بخوری، مریض میشی.

131
00:16:41,919 --> 00:16:43,837
‫ممکنه خانواده‌ت بمیرن.

132
00:16:45,797 --> 00:16:47,132
‫منظورت «آلودگی»ئه؟

133
00:16:48,425 --> 00:16:50,093
‫همش الکیه

134
00:16:50,385 --> 00:16:52,971
‫تا اونایی که کنجکاو میشن رو بترسونن.

135
00:16:53,799 --> 00:16:54,842
‫چطور مگه؟

136
00:16:55,516 --> 00:16:56,980
‫مردم راجب چی کنجکاون؟

137
00:17:01,813 --> 00:17:03,023
‫قدیمی‌ها میگن...

138
00:17:03,982 --> 00:17:06,108
‫دولت یه سوراخ توی زمین درست کرده،

139
00:17:06,108 --> 00:17:07,402
‫که به خود جهنم می‌رسه.

140
00:17:09,445 --> 00:17:10,864
‫این رو باور می‌کنی؟

141
00:17:13,450 --> 00:17:14,785
‫خودتون ببینید.

142
00:17:30,801 --> 00:17:32,511
‫احتمالا داریم نزدیک می‌شیم.

143
00:17:33,428 --> 00:17:34,721
‫ممنون بیلی.

144
00:18:00,747 --> 00:18:01,957
‫مشکلی هست؟

145
00:18:04,084 --> 00:18:05,794
‫هی، میشه هی این کار رو نکنی؟

146
00:18:07,254 --> 00:18:09,381
‫مشکل اینه که تشعشعی وجود نداره.

147
00:18:11,133 --> 00:18:12,426
‫این غیر ممکنه.

148
00:18:12,426 --> 00:18:16,054
‫از 1000 مایل اون طرف‌تر شناساییش کردیم.
‫الان باید تو کانون فاجعه باشیم.

149
00:18:16,800 --> 00:18:17,834
‫اما نیستیم.

150
00:18:21,268 --> 00:18:24,563
‫پسره راست می‌گفت. همش الکیه.

151
00:18:25,063 --> 00:18:26,940
‫خیلی خب.
‫بالاخره اینا رو درمیاریم یا نه؟

152
00:18:26,940 --> 00:18:28,692
‫- چون از جهنم هم گرم‌تره.
‫- نه.

153
00:18:28,692 --> 00:18:29,776
‫آره.

154
00:18:32,964 --> 00:18:34,615
‫عالی شد. الان دیگه سعی داری بمیری؟

155
00:18:34,615 --> 00:18:36,283
‫خب، دکتر گفت آره، پس...

156
00:18:36,283 --> 00:18:39,161
‫- می‌دونی که منم دکترم دیگه؟
‫- البته که می‌دونم.

157
00:18:57,930 --> 00:18:59,556
‫اصلا شبیهش هم نیست.

158
00:19:00,807 --> 00:19:01,808
‫اما...

159
00:19:01,808 --> 00:19:03,435
‫...کلیدهاش رو داره.

160
00:19:03,763 --> 00:19:05,395
‫ولی صورت اون رو نداره.

161
00:19:07,064 --> 00:19:08,190
‫ثابت کن.

162
00:19:10,359 --> 00:19:13,570
‫مدرک شما کجاست؟ یه مشت عکس؟

163
00:19:15,030 --> 00:19:16,281
‫منم عکس دارم.

164
00:19:21,203 --> 00:19:23,664
‫این ماییم که تو رد‌وودز رفتیم پیک نیک.

165
00:19:24,373 --> 00:19:27,960
‫بلوط سمی خورد و دستاش پر شد از
‫جوش‌های قرمز وحشتناک.

166
00:19:29,211 --> 00:19:31,922
‫دیوونه شد. چیزی یادتون میاد؟

167
00:19:34,716 --> 00:19:36,677
‫این حیاط پشتی خونه‌مونه.

168
00:19:37,886 --> 00:19:39,930
‫وقتی پنج سالم بود،
‫اون اتاق بازی رو برام ساخت.

169
00:19:42,307 --> 00:19:45,185
‫یه آخر هفته‌ای که خونه پیداش شده بود.

170
00:19:47,437 --> 00:19:48,897
‫یه دونه خوبش رو پیدا کردم.

171
00:19:49,606 --> 00:19:52,359
‫واسه سالگرد ازدواجشون،
‫بلیت سفر دریایی براشون خریدم.

172
00:19:53,443 --> 00:19:54,528
‫سی سال تاهل.

173
00:19:55,737 --> 00:19:56,989
‫خودش یه دستاورده.

174
00:19:58,740 --> 00:20:01,660
‫- چند ساله باهاش ازدواج کردی؟
‫- اینطوری باهاش حرف نزن.

175
00:20:02,828 --> 00:20:04,454
‫قضاوت نمی‌کنم.

176
00:20:04,454 --> 00:20:07,624
‫ولی اصلا کنجکاو نیستی بدونی
‫داشته به کی خیانت می‌کرده؟

177
00:20:07,624 --> 00:20:09,376
‫مادر تو یا مادر من؟

178
00:20:14,173 --> 00:20:16,175
‫چ... چی می‌خوای؟

179
00:20:17,676 --> 00:20:18,677
‫کنتارو...

180
00:20:18,677 --> 00:20:20,345
‫...قضیه چیه؟

181
00:20:22,222 --> 00:20:25,058
‫می‌تونی چیزی بهمون بگی؟

182
00:20:25,851 --> 00:20:28,187
‫ما منتظر بودیم،

183
00:20:29,313 --> 00:20:30,397
‫چشم به راه،

184
00:20:31,732 --> 00:20:36,653
‫اما هیروشی مرده.

185
00:20:53,837 --> 00:20:57,758
‫ببخشید که همینطوری اومدم داخل.
‫بیاید این اتفاق رو فراموش کنیم.

186
00:20:57,758 --> 00:20:59,218
‫شوخیت گرفته؟

187
00:20:59,218 --> 00:21:01,678
‫لطفا، کمکم کن متوجه بشم.

188
00:21:07,184 --> 00:21:08,560
‫کاش می‌تونستم.

189
00:21:10,145 --> 00:21:13,148
‫بیاید، اینا مال شمان.

190
00:21:28,413 --> 00:21:29,873
‫هیچ اطلاعاتی دریافت نمی‌کنم.

191
00:21:30,707 --> 00:21:32,334
‫هرسری که یه افزایش ریز اتفاق میفته،

192
00:21:32,334 --> 00:21:35,045
‫محو میشه، انگار که یه چیزی جذبش می‌کنه.

193
00:21:35,879 --> 00:21:37,339
‫آره. یا خورده میشه.

194
00:21:40,467 --> 00:21:42,803
‫چیه؟
‫اینطوری نیست که قبلا ندیده باشیم.

195
00:21:42,803 --> 00:21:46,181
‫اینا عین «الف» توی بمب اتم،
‫مخفف «اشتهاآور»ان.

196
00:21:47,474 --> 00:21:49,893
‫بیاید، وقتشه یکم کار علمی بکنیم.

197
00:22:09,955 --> 00:22:10,956
‫بگیرش.

198
00:22:20,549 --> 00:22:22,634
‫خیلی خب، آخرین بمب کار گذاشته شد.

199
00:22:22,634 --> 00:22:24,261
‫فکر کنم باید فاصله‌مون رو بیشتر کنیم.

200
00:22:24,261 --> 00:22:26,221
‫اینا باید 50 متر دورتر
‫از خودمون قرار بگیرن.

201
00:22:26,221 --> 00:22:28,473
‫اون واسه بزرگترهاست.
‫3.8 مگاژولی‌ها.

202
00:22:28,473 --> 00:22:30,976
‫- خب، همون‌ها رو آوردیم دیگه.
‫- نه، اینا 2.1ای‌ان.

203
00:22:30,976 --> 00:22:34,229
‫اگه بخوایم عمق بیشتری در نظر بگیریم،
‫حداکثر فاصله تاثیرگذاری، 30 متره.

204
00:22:34,229 --> 00:22:35,647
‫اون واسه وقتیه که از
‫نقشه الماسی استفاده می‌کنیم.

205
00:22:35,647 --> 00:22:37,608
‫- این پراکندگیش دایره‌ایه.
‫- خطر انفجار.

206
00:22:52,998 --> 00:22:55,709
‫صبر کن. اون... صبر کن.

207
00:22:55,709 --> 00:22:56,728
‫- خلائه.
‫- چی؟

208
00:22:56,753 --> 00:22:58,755
‫آشیانه‌ست. تو عمق سنگ بستر.

209
00:22:59,838 --> 00:23:01,465
‫یه چیزی اون پایینه.

210
00:23:01,465 --> 00:23:02,716
‫زیادی بالان.

211
00:23:04,009 --> 00:23:05,135
‫معلومه که هستن.

212
00:23:06,094 --> 00:23:07,679
‫دقیقا دنبال همین می‌گشتیم.

213
00:23:09,014 --> 00:23:09,848
‫آره.

214
00:23:32,412 --> 00:23:33,413
‫خودشه.

215
00:23:41,922 --> 00:23:43,257
‫سلام مامان.

216
00:23:43,257 --> 00:23:44,967
‫کیت، چرا دوباره بهم زنگ نزدی؟

217
00:23:45,884 --> 00:23:47,803
‫- چی شد؟
‫- اینجا هیچی برامون نیست.

218
00:23:49,304 --> 00:23:50,639
‫چی؟ کسی اونجا بود؟

219
00:23:52,432 --> 00:23:53,600
‫- کیت؟
‫- تو خبر داشتی؟

220
00:23:54,852 --> 00:23:55,853
‫از چی خبر داشتم؟

221
00:23:58,021 --> 00:23:59,189
‫- کیت؟
‫- باید قطع کنم.

222
00:23:59,773 --> 00:24:02,943
‫کیت، چی پیدا کردی؟
‫اون آپارتمان مال کیه؟

223
00:24:02,943 --> 00:24:03,944
‫مال بابا.

224
00:24:05,279 --> 00:24:06,363
‫مامان، پشت خطی؟

225
00:24:07,739 --> 00:24:09,074
‫مامان؟ مامان!

226
00:24:25,674 --> 00:24:27,134
‫- بلند شو.
‫- چه خبره؟

227
00:24:27,134 --> 00:24:29,469
‫- سیستم هشدار اولیه‌ست.
‫- هشدار برای چی؟

228
00:24:29,970 --> 00:24:30,971
‫گودزیلا.

229
00:25:09,259 --> 00:25:12,679
‫- احتمالا فقط یه مانوره.
‫- چقدر باید اینجا بمونیم؟

230
00:25:12,679 --> 00:25:14,056
‫باید صبر کنیم که بگن...

231
00:25:14,056 --> 00:25:15,849
‫«خطر رفع شد».

232
00:25:16,683 --> 00:25:17,768
‫اگه مانور نباشه چی؟

233
00:25:17,768 --> 00:25:21,021
‫فکر کردم اهل سان فرانسیسکو هستی.
‫باید بهتر از ما بدونی.

234
00:25:31,865 --> 00:25:34,076
‫می‌خواد بدونه پدر پیش تو بود یا نه.

235
00:25:34,076 --> 00:25:35,160
‫چی؟

236
00:25:35,786 --> 00:25:37,663
‫وقتی اون اتفاق افتاد، پدر پیش تو بود؟

237
00:25:41,041 --> 00:25:42,584
‫الان دیگه چه فرقی می‌کنه؟

238
00:25:42,584 --> 00:25:44,253
‫فکر می‌کنی فرق نمی‌کنه

239
00:25:44,253 --> 00:25:46,004
‫اگه به جاش اینجا پیش ما بود؟

240
00:25:49,466 --> 00:25:50,676
‫نه، پیش من نبود.

241
00:26:04,565 --> 00:26:06,817
‫نه، نه. اوه خدای من. حالتون خوبه؟

242
00:26:09,653 --> 00:26:12,447
‫همه چی درست میشه.

243
00:26:13,407 --> 00:26:14,741
‫از اینجا می‌برمتون بیرون.

244
00:26:15,617 --> 00:26:18,829
‫همه‌چی مرتبه.
‫همگی دنبال من بیاین. دنبالم بیاین!

245
00:26:35,137 --> 00:26:36,930
‫بچه‌ها! زود باشین!

246
00:26:37,431 --> 00:26:39,516
‫گرفتمت. چیزی نیست. بیا.

247
00:26:41,935 --> 00:26:42,936
‫چیزی نیست. بیا.

248
00:26:48,400 --> 00:26:50,319
‫نه! نه!

249
00:26:58,911 --> 00:27:00,287
‫نه!

250
00:27:00,287 --> 00:27:03,582
‫من باید برم! باید برم. متاسفم.
‫ببخشید.

251
00:27:03,582 --> 00:27:06,543
‫باید از اینجا بریم بیرون.
‫بذارید برم. بذارید برم بیرون!

252
00:27:36,281 --> 00:27:37,282
‫خوبم.

253
00:27:39,701 --> 00:27:40,702
‫خوبم.

254
00:27:43,787 --> 00:27:46,787
مــو.نــــت.مـو.وی

255
00:28:10,315 --> 00:28:11,733
‫پشمام.

256
00:28:11,733 --> 00:28:13,861
‫خب، یه چیزی قطعا اون پایینه.

257
00:28:13,861 --> 00:28:16,255
‫یه نوع «موتو» جدید.
‫(موجود خاکی ناشناخته غول‌پیکر)

258
00:28:16,280 --> 00:28:17,781
‫شبیه جنین‌ان.

259
00:28:18,490 --> 00:28:21,451
‫مثل لارو. عین اتاق بچه می‌مونه.

260
00:28:21,451 --> 00:28:22,536
‫آره.

261
00:28:23,412 --> 00:28:27,457
‫و اگه اتاق بچه باشه،
‫مامان‌شون خیلی از اینجا دور نیست، مگه نه؟

262
00:28:27,961 --> 00:28:30,001
‫باید از اطلاعات
‫ژنتیکی‌شون نمونه‌برداری کنیم.

263
00:28:31,837 --> 00:28:33,172
‫یعنی می‌خوای بری اون پایین؟

264
00:28:34,923 --> 00:28:38,635
‫خب، آره. به نظر میاد
‫که خوابیده باشن. مگه نه؟

265
00:28:40,657 --> 00:28:41,680
‫به نظر میاد؟

266
00:28:41,680 --> 00:28:44,391
‫داریم راجب یه گونه جدید حرف می‌زنیم لی.

267
00:28:44,391 --> 00:28:48,729
‫و نمی‌تونیم فرصت یادگیری
‫در موردش رو از دست بدیم.

268
00:28:48,729 --> 00:28:51,899
‫چرا، می‌تونیم. اگه قرار باشه
‫به کشتن‌مون بده، می‌تونیم.

269
00:28:51,899 --> 00:28:53,066
‫پس اصلا چرا اومدیم اینجا؟

270
00:28:55,944 --> 00:28:57,279
‫به نظرم باید...

271
00:28:59,156 --> 00:29:01,116
‫حس خوبی راجب این قضیه ندارم، باشه؟

272
00:29:01,116 --> 00:29:03,243
‫حق با بیلیه.
‫دست خالی برنمی‌گردیم خونه.

273
00:29:03,827 --> 00:29:04,912
‫داری چیکار می‌کنی؟

274
00:29:04,912 --> 00:29:07,956
‫- من می‌دونم باید از کجا نمونه‌برداری کنم.
‫- کِی، از اونور نرده بیا اینور.

275
00:29:07,956 --> 00:29:09,458
‫- یالا.
‫- من از همه‌مون سبک‌ترم.

276
00:29:09,458 --> 00:29:11,210
‫اگه تو دردسر افتادم،
‫شما پسرها می‌کشینم بالا.

277
00:29:11,210 --> 00:29:14,046
‫خیلی خب.
‫ما بهت اجازه نمی‌دیم بری اون پایین.

278
00:29:14,046 --> 00:29:15,172
‫نه.

279
00:29:15,797 --> 00:29:16,965
‫بهم اجازه نمی‌دین؟

280
00:29:18,342 --> 00:29:19,343
‫بیلی.

281
00:29:23,680 --> 00:29:26,850
‫راست می‌گه. باید اون بره.

282
00:29:26,850 --> 00:29:31,396
‫داری چی‌کار می‌کنی؟ بیلی، داری چی‌کار...
‫بیلـ... هی! هی، بـ... وایستا. وایستا!

283
00:29:31,396 --> 00:29:32,701
‫جفتتون وایستین.

284
00:29:34,024 --> 00:29:36,485
‫بهم بگو دقیقاً

285
00:29:36,485 --> 00:29:39,571
‫چه مدت باید اون پایین باشی
‫تا به‌قدر کافی اطلاعات ژنتیکی جمع کنی.

286
00:29:39,571 --> 00:29:41,448
‫فوقش پنج دقیقه.

287
00:29:41,448 --> 00:29:44,493
‫باشه. با هم انجامش می‌دیم.

288
00:29:52,876 --> 00:29:54,044
‫مراقب باش.

289
00:30:20,737 --> 00:30:23,949
‫دیدی؟ خطر رفع شد.

290
00:30:23,949 --> 00:30:25,534
<i>‫خطر رفع شد.</i>

291
00:30:25,534 --> 00:30:30,330
<i>‫هشدار اضطراری لغو شده.
‫لطفاً به زندگی عادیتـون برسین.</i>

292
00:30:40,215 --> 00:30:42,176
‫پس، یعنی همه‌چی برمی‌گرده به حالت عادی؟

293
00:30:43,010 --> 00:30:45,304
خب چی‌کار کنیم؟
‫بدوئیم خونه و توی کمد قایم بشیم؟

294
00:31:04,406 --> 00:31:07,659
‫داره می‌پرسه میای چای بخوری
‫و راجع‌به زندگیـت صحبت کنی؟

295
00:31:09,536 --> 00:31:13,540
‫لطفشونـو می‌رسونه و می‌تونی هر چی دلت
‫می‌خواد جای حرفی که الان دارم می‌زنم بگی.

296
00:31:13,540 --> 00:31:16,543
‫ولی چای خوردن با زنی که
‫بابام داشت باهاش به مادرم خیانت می‌کرد

297
00:31:16,543 --> 00:31:19,338
‫اصلاً کاری نیست که دلم بخواد بکنم.

298
00:31:19,963 --> 00:31:23,050
‫آره. خب، از نقطه نظر ما،
‫مادر تو زن دومیه بود.

299
00:31:23,050 --> 00:31:24,510
‫منصفانه‌ست. دیگه می‌رم.

300
00:31:25,093 --> 00:31:27,054
‫زن دومیه قراره یه‌عالمه سؤال بپرسه.

301
00:31:27,554 --> 00:31:28,889
‫جواب سؤال‌هاشـو گرفتی؟

302
00:31:30,599 --> 00:31:32,768
‫تو به دنبال یه چیزی
‫نصف دنیا رو سفر کردی.

303
00:31:34,561 --> 00:31:36,021
‫یا مثلاً چیزی که این
‫کلیدها قفلشـو باز می‌کنن.

304
00:31:36,605 --> 00:31:39,066
‫اون‌وقت تنها چیزی که فهمیدی اینه
‫که ظاهراً بابا یه دروغگوی لاشی بوده.

305
00:31:40,442 --> 00:31:41,443
‫این جواب‌ها برات کافی‌ان؟

306
00:31:41,443 --> 00:31:42,778
‫گمونم باید با همین سر کنم دیگه.

307
00:31:44,404 --> 00:31:46,240
‫فکر می‌کنی پدر ما خیلی آدم بدی بوده؟

308
00:31:48,408 --> 00:31:49,618
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

309
00:32:14,476 --> 00:32:15,769
‫باشه.

310
00:32:16,937 --> 00:32:17,938
‫اطرافـو ببین.

311
00:32:20,107 --> 00:32:22,818
‫باید دنبال چیز به خصوصی بگردم؟

312
00:32:24,945 --> 00:32:28,323
‫خب، خود بابا.
‫بابا اون کسی که تو می‌گی نبود.

313
00:32:28,323 --> 00:32:30,117
‫شاید تو خوب نمی‌شناختیش.

314
00:32:33,328 --> 00:32:34,830
‫باید ازش تعریف کرد.

315
00:32:34,830 --> 00:32:37,875
‫دو تا خانواده داشته ولی بازم
‫وقت می‌کرده خودشـو غرق کار کنه.

316
00:32:38,709 --> 00:32:40,335
‫- کار مهمی بود.
‫- ولمون کن.

317
00:32:41,086 --> 00:32:42,379
‫اصلاً می‌دونی کارش چی بود؟

318
00:32:42,379 --> 00:32:46,341
‫- نرم‌افزار برای ماهواره‌ها.
‫- «نرم‌افزار برای ماهواره‌ها».

319
00:32:50,888 --> 00:32:52,973
‫تا حالا یکی از همکاراشـو دیدی؟

320
00:32:54,141 --> 00:32:56,643
‫تا حالا شده با خودش ببرتت سر کار؟

321
00:32:57,686 --> 00:32:58,770
‫اصلاً کارت چیـه؟

322
00:32:59,271 --> 00:33:01,648
‫بذار حدس بزنم. مهندسی کامپیوتر؟

323
00:33:01,648 --> 00:33:04,151
‫کاری که باعث می‌شد باباجون پیر افتخار کنه.

324
00:33:09,573 --> 00:33:10,574
‫هی!

325
00:33:12,117 --> 00:33:13,335
‫توی این چیه؟

326
00:33:14,077 --> 00:33:15,704
‫نمی‌دونستم اون اونجاست.

327
00:33:19,249 --> 00:33:20,334
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

328
00:33:20,918 --> 00:33:22,711
‫- تاریخ تولدت چیه؟
‫- این‌کارتـو بس کن.

329
00:33:23,253 --> 00:33:25,297
‫فکر کردم می‌خوای منـو به بابات معرفی کنی.

330
00:33:25,297 --> 00:33:26,798
‫یه چیزی نشونم بدی که راجع‌بهش نمی‌دونستم.

331
00:33:26,798 --> 00:33:30,344
‫چون تنها چیزی که توی این
‫اتاق ازش خبر نداشتم، همینـه.

332
00:33:33,305 --> 00:33:34,348
‫هفتم جولای.

333
00:33:38,602 --> 00:33:39,791
‫مامانت چی؟

334
00:33:39,978 --> 00:33:41,230
‫یه چیز به این واضحی نمی‌ذاشت.

335
00:33:41,939 --> 00:33:43,273
‫از چیزی که پیدا می‌کنیم ترس داری؟

336
00:33:45,901 --> 00:33:47,069
‫هفدهم آگوست.

337
00:33:50,531 --> 00:33:52,950
‫به همین کارت ادامه بدی، از کار بیکارم می‌کنی.

338
00:33:55,369 --> 00:33:57,538
‫جدی می‌گم، بس کن. من هیچ‌وقت بازش نمی‌کنم.

339
00:34:01,708 --> 00:34:02,918
‫چطور این‌کارو کردی؟

340
00:34:04,378 --> 00:34:07,172
‫ماه تولد تو، روز تولد من.
‫ماه تولد مادر تو، روز تولد مامان من.

341
00:34:21,895 --> 00:34:23,355
‫بوی ماهی می‌ده.

342
00:34:59,474 --> 00:35:02,686
‫- باید بدونم این چیـه.
‫- یه‌جور دستگاه قدیمی ذخیره‌سازی داده‌ها.

343
00:35:02,686 --> 00:35:04,855
‫- شخصیـه.
‫- باهات یه معامله می‌کنم.

344
00:35:06,398 --> 00:35:08,942
‫تو کمکم کن، منم برای همیشه از زندگیت می‌رم.

345
00:35:12,237 --> 00:35:13,447
‫شاید یکی رو بشناسم.

346
00:35:15,490 --> 00:35:17,034
‫برو پی کارت. دارم غذا می‌خورم.

347
00:35:18,035 --> 00:35:19,077
‫بی‌خیال، می.

348
00:35:20,370 --> 00:35:22,206
‫تابحال فرمتی مثل این دیدی؟

349
00:35:22,915 --> 00:35:24,124
‫نظرت چیه، مال دهه هشتاده؟

350
00:35:25,292 --> 00:35:26,793
‫نه. انگار مال دهه هفتاده.

351
00:35:26,793 --> 00:35:31,089
‫می‌دونی، وقتی یه لطفی می‌خوای نمی‌تونم
‫همه کارامـو ول کنم که. زندگی جریان داره.

352
00:35:33,217 --> 00:35:34,384
‫می‌تونم بهت پول بدم.

353
00:35:36,345 --> 00:35:38,138
‫پول زیادی نیست، ولی ارزش وقتتـو داره.

354
00:35:40,557 --> 00:35:41,558
‫بهم پول بدی؟

355
00:35:43,018 --> 00:35:44,019
‫می‌خوای بهم پول بدی؟

356
00:35:45,562 --> 00:35:47,064
‫باشه. اصلاً هر چی.

357
00:35:50,609 --> 00:35:51,735
‫همین‌جا صبر کن.

358
00:35:55,572 --> 00:35:56,573
‫می.

359
00:35:59,868 --> 00:36:00,911
‫می!

360
00:36:01,828 --> 00:36:02,829
‫چیـه؟

361
00:36:03,372 --> 00:36:05,207
‫می‌تونیم رابطه رو حرفه‌ای نگه داریم.

362
00:36:05,207 --> 00:36:07,209
‫این رابطه دیگه کارش به اینجا کشیده شده؟

363
00:36:08,085 --> 00:36:09,294
‫بده بستونیـه؟

364
00:36:10,337 --> 00:36:12,464
‫یا نکنه همیشه همین شکلی بوده،
‫منتها من متوجه نبودم؟

365
00:36:12,464 --> 00:36:13,882
‫بهت که گفتم یکم زمان لازم داشتم.

366
00:36:13,882 --> 00:36:15,884
‫آره. منم بهت زمان دادم.

367
00:36:17,719 --> 00:36:20,681
‫نمی‌تونی که ماه‌ها قالم بذاری
‫و بعد یهویی سروکله‌ات پیدا بشه،

368
00:36:20,681 --> 00:36:22,391
‫و مثل پشتیبانی فنی باهام رفتار کنی.

369
00:36:24,226 --> 00:36:25,227
‫متأسفم.

370
00:36:25,727 --> 00:36:27,229
‫و چرا باید برات کاری بکنم؟

371
00:36:28,355 --> 00:36:30,858
‫و برای اون، واقعاً؟ خدایی آخه؟

372
00:36:31,608 --> 00:36:32,609
‫نمی‌دونم.

373
00:36:34,879 --> 00:36:37,606
‫ولی یه دلیلی داشته که پدرم اون ذخیره‌ساز
‫قدیمی داده‌ها رو توی گاوصندوقش گذاشته بود.

374
00:36:37,810 --> 00:36:41,326
‫اگه توش یه چیزی باشه که بتونه این وضع رو
‫توضیح بده، یا ثابت کنه که اون دروغ می‌گه...

375
00:36:41,326 --> 00:36:42,661
‫همه چی مرتبـه؟

376
00:36:45,330 --> 00:36:46,164
‫حساب کردم.

377
00:36:52,212 --> 00:36:53,630
‫همین‌طرفا زندگی می‌کنی؟

378
00:36:54,381 --> 00:36:57,885
‫آره. ارزونـه دیگه.
‫منظورم با استانداردهای توکیوئه.

379
00:36:58,427 --> 00:37:02,097
‫همه سرشون تو کار خودشونـه.
‫جَوش صمیمیـه. ازش خوشم میاد.

380
00:37:03,265 --> 00:37:06,101
‫ولی می‌خوام در مورد این ماجرا
‫بیشتر بدونم چون خودم خواهر برادر دارم.

381
00:37:06,101 --> 00:37:10,564
‫می‌دونی، هر چند سال به هم سر می‌زنیم.
‫از نه ماه قبل همـو خبر می‌کنیم.

382
00:37:10,564 --> 00:37:14,276
‫اون‌وقت برای تو یه دونه‌اش
‫همین‌طوری افتاد تو بغلت. اونم این.

383
00:37:14,276 --> 00:37:15,903
‫عالیـه، مرسی.

384
00:37:15,903 --> 00:37:18,947
‫- متأسفم.
‫- نه بابا، باهاش حال می‌کنم.

385
00:37:21,074 --> 00:37:22,075
‫ازت خوشم میاد.

386
00:37:25,537 --> 00:37:27,497
‫خیلی‌خب. اینجا رو خونه خودتون بدونین.

387
00:37:28,916 --> 00:37:30,667
‫تو که می‌دونی جای همه‌چیز کجاست.

388
00:37:30,667 --> 00:37:31,752
‫مجموعه‌داری؟

389
00:37:33,712 --> 00:37:38,012
‫نه. خوره‌های علاقمند به موسیقی می‌گن
‫فقط این‌طوری می‌شه به صفحه گرامافون گوش کرد.

390
00:37:38,884 --> 00:37:42,054
‫می‌گن صمیمی‌تر و صادق‌تره.

391
00:37:42,054 --> 00:37:47,100
‫واسه عتیقه‌ای که از گاراژ پدربزرگم
‫در آوردم 200، 300 ین می‌دن.

392
00:37:47,809 --> 00:37:49,228
‫کافیـه یه دستی به سر و روش بکشم.

393
00:37:49,228 --> 00:37:52,231
‫اصلاً هیچ علمی هم تو
‫این‌که صداش بهتر باشه نیستا.

394
00:37:52,231 --> 00:37:54,191
‫- چرا بهتره.
‫- نخیرم، نیست.

395
00:37:54,191 --> 00:37:58,612
‫ولی هی، مردم می‌خوان بجای
‫گوش‌شون با قلب‌شون گوش بدن.

396
00:37:58,612 --> 00:38:00,614
‫منم با خوشحالی پول‌شونـو می‌گیرم.

397
00:38:03,200 --> 00:38:04,952
‫می آدم احساساتی‌ای نیست.

398
00:38:04,952 --> 00:38:08,121
‫صحیح. نه که منـو حسابی می‌شناسی.

399
00:38:09,206 --> 00:38:13,126
‫انقدری ازش پول در میارم
‫که بتونم رامن و آساهی بخرم.

400
00:38:14,086 --> 00:38:17,881
‫معمولاً به صورت مستقل
‫برنامه‌نویسی و طراحی بازی انجام می‌دم.

401
00:38:18,632 --> 00:38:20,425
‫این مال یکی از بازی‌هاتـه؟

402
00:38:21,009 --> 00:38:24,137
‫نه. راستش اون کار برادرتـه.

403
00:38:24,137 --> 00:38:26,515
‫برادر ناتنی.
‫تازه این جای بحث داره.

404
00:38:26,515 --> 00:38:28,100
‫گفتی یه مهندسی که.

405
00:38:28,851 --> 00:38:30,686
‫نه، خودت اینـو گفتی.

406
00:38:31,353 --> 00:38:33,564
‫خیلی‌خب. بریم تو کارش.

407
00:38:40,988 --> 00:38:41,989
‫مخدوش شده؟

408
00:38:42,573 --> 00:38:43,738
‫رمزگذاری شده.

409
00:38:43,991 --> 00:38:45,075
‫پس، نمی‌تونی بخونیش؟

410
00:38:45,951 --> 00:38:48,537
‫خب، تکنولوژی رمزگذاری پیشرفت زیادی داشته.

411
00:38:49,663 --> 00:38:53,542
‫چیزی که 40 سال پیش در سطح
‫نظامی بوده، الان در درسترسـه.

412
00:39:09,089 --> 00:39:12,517
‫«هشدار سیستم»

413
00:39:19,234 --> 00:39:21,278
‫هی، کالینز هستم از بخش حذف داده‌ها.

414
00:39:21,778 --> 00:39:24,615
‫یه چیزی اینجا دارم که باید ببینین.

415
00:39:40,255 --> 00:39:41,340
‫بله؟

416
00:39:43,800 --> 00:39:45,010
‫چیه؟

417
00:39:47,262 --> 00:39:50,807
‫یکی خواسته توی یه‌جور نرم‌افزار
‫رمزگشایی آنلاین بررسی‌اش کنه.

418
00:39:50,807 --> 00:39:53,852
‫کد شناسایی مونارک توش جاساز شده
‫برای همینم اطلاعات فرستاد.

419
00:39:54,603 --> 00:39:55,771
‫چقدرشـو گرفتی؟

420
00:39:55,771 --> 00:39:57,814
‫زیاد نیست. فقط یه‌سری مگابایت.

421
00:39:59,441 --> 00:40:01,902
‫خب، دست هر کی که هست داره احتیاط می‌کنه.

422
00:40:01,902 --> 00:40:03,779
‫یه نمونۀ کوچیک رو اومده رمزگشایی کرده،

423
00:40:03,779 --> 00:40:05,989
‫بعد وقتی دید نرم‌افزار کار کرد
‫بلافاصله خاموشش کرد.

424
00:40:05,989 --> 00:40:09,034
‫- یه آدرس آی‌پی گیر آوردی؟
‫- فقط یه محدودۀ کلی. توکیو.

425
00:40:11,828 --> 00:40:13,830
‫پس، می‌خوای بفرستمش به وردوگو؟

426
00:40:15,624 --> 00:40:17,709
‫می‌دونی، خودم بهش رسیدگی می‌کنم.

427
00:40:18,502 --> 00:40:21,839
‫مطمئنی؟ چون بعد از روز گودزیلا،
‫وردوگو گفت می‌خواد همه‌چیزو ببینه...

428
00:40:21,839 --> 00:40:26,260
‫بابت همه‌چیز ممنون. واقعاً
‫مفید بودی. کارت محشر بود.

429
00:40:38,480 --> 00:40:41,441
‫هی. ژاپنی‌ات چطوره؟

430
00:40:51,952 --> 00:40:52,953
‫این چیه؟

431
00:40:54,621 --> 00:40:56,415
‫نمی‌دونم. ولی خیلی زیاده.

432
00:40:58,083 --> 00:40:59,251
‫اون پا گنده‌ست؟

433
00:41:00,335 --> 00:41:04,089
‫وایستا... برگرد عقب. اون چیه؟

434
00:41:04,089 --> 00:41:06,466
‫شبیه اون نقشۀ ماهواره‌ای بزرگِ توی دفترشـه.

435
00:41:10,554 --> 00:41:12,306
‫باشه، ولی نقشۀ چیـه؟

436
00:41:13,307 --> 00:41:14,766
‫هیچی رو توش نمی‌شناسم.

437
00:41:16,226 --> 00:41:17,603
‫«مونارک» چیه؟

438
00:41:19,521 --> 00:41:20,731
‫اونا اونجا بودن.

439
00:41:21,899 --> 00:41:23,275
‫توی سان فرانسیسکو.

440
00:41:24,276 --> 00:41:28,447
‫مثل سربازی چیزی بودن.
‫با این روی یونیفرم‌هاشون.

441
00:41:31,158 --> 00:41:32,326
‫چی‌کار می‌کردن؟

442
00:41:33,452 --> 00:41:37,497
‫نمی‌دونم. آدم حس می‌کرد
‫کل شهر داره از هم می‌پاشه.

443
00:41:37,497 --> 00:41:41,376
‫مردم گیر افتاده بودن و داشتن می‌مردن،
‫اون‌وقت این افراد داشتن عکس می‌گرفتن.

444
00:41:42,211 --> 00:41:45,422
‫مثل بچه‌هایی که رفتن سفر تفریحی داشتن
‫می‌چرخیدن. انگار منتظر اون اتفاق بودن.

445
00:41:46,381 --> 00:41:48,509
‫به نظرت پدرت داشته براشون کار می‌کرده؟

446
00:41:49,718 --> 00:41:51,094
‫این وسائل توی گاوصندوقش بود.

447
00:41:52,221 --> 00:41:53,722
‫اون همچین کسی نبود.

448
00:41:58,852 --> 00:42:00,312
‫اصلاً چرا داریم باهاش حرف می‌زنیم؟

449
00:42:01,188 --> 00:42:03,732
‫اگه پدرم بجای سان
‫فرانسیسکو، اینجا پیش من بود،

450
00:42:03,732 --> 00:42:05,150
‫الان هنوز زنده بود.

451
00:42:05,150 --> 00:42:07,736
‫ولی بابا تو روز گودزیلا
‫توی سان فرانسیسکو نبود.

452
00:42:08,779 --> 00:42:11,448
‫فکر کردم ژاپنی بلد نیستی.

453
00:42:12,866 --> 00:42:14,826
‫هیچ‌وقت همچین چیزی نگفتم.

454
00:42:16,328 --> 00:42:18,872
‫این زبان مخفی منـو بابام بود.

455
00:42:20,832 --> 00:42:22,584
‫دیگه به این زبان صحبت نمی‌کنم.

456
00:42:25,003 --> 00:42:26,421
‫حالا ازمون انتظار داری بهت اعتماد کنیم؟

457
00:42:27,089 --> 00:42:28,173
‫بعد از این‌که فریب‌مون دادی؟

458
00:42:30,384 --> 00:42:32,177
‫نمی‌خواستم کسی رو فریب بدم.

459
00:42:42,229 --> 00:42:43,355
‫منظورت چیه؟

460
00:42:43,355 --> 00:42:45,566
‫که اونجا نبود؟

461
00:42:48,950 --> 00:42:50,686
‫«سان فرانسیسکو»
‫«سال 2014»

462
00:42:50,710 --> 00:42:52,762
‫«پنج روز بعد از روز گودزیلا»

463
00:43:04,960 --> 00:43:06,461
‫- بابا؟
‫- کیت، کجایی؟

464
00:43:06,461 --> 00:43:09,756
‫بابا. وای خدای من. حالت خوبـه؟
‫همه‌اش داشتیم زنگ می‌زدیم.

465
00:43:09,756 --> 00:43:12,426
‫- کجایی؟
‫- توی یه اردوگاهیم.

466
00:43:13,343 --> 00:43:16,054
‫<i>دقیقاً کجا؟
‫الان کجا ایستادی؟</i>

467
00:43:16,054 --> 00:43:18,390
‫جلوی چادر صلیب سرخ
‫نزدیک ورودی شمالی.

468
00:43:20,350 --> 00:43:21,476
‫بابا؟

469
00:43:22,394 --> 00:43:23,645
‫- بابا، پشت خطی؟
‫- کیت!

470
00:43:25,272 --> 00:43:26,940
‫بابا. بابا!

471
00:43:29,234 --> 00:43:30,402
‫حالت خوبه؟

472
00:43:30,402 --> 00:43:31,820
‫چند روزه که سعی می‌کردم بهت زنگ بزنم.

473
00:43:31,820 --> 00:43:33,363
‫شبکه همراه تازه برگشت

474
00:43:33,363 --> 00:43:34,364
‫تو کجا بودی؟

475
00:43:35,115 --> 00:43:36,909
‫نتونستم یه پرواز گیر بیارم.
‫همه‌چی متوقف شده بود.

476
00:43:36,909 --> 00:43:37,910
‫حال مادرت خوبه؟

477
00:43:38,911 --> 00:43:41,246
‫بیا. اونور اردوگاه یه چادر داریم.

478
00:43:41,246 --> 00:43:42,414
‫نمی‌تونم بمونم.

479
00:43:43,957 --> 00:43:47,169
‫یه اتوبوس هست که امشب ساعت 10 می‌ره
‫بیرون از منطقه به سمت شرق.

480
00:43:47,669 --> 00:43:50,380
‫توی این برای تو و مامانت پاسپورت هست.

481
00:43:51,798 --> 00:43:52,799
‫وقتی رسیدین شهر رینو،

482
00:43:52,799 --> 00:43:54,760
‫یه هتل و یه ماشین هست که به اسم تو رزرو شده.

483
00:43:56,220 --> 00:43:57,346
‫رینو؟

484
00:43:57,346 --> 00:43:58,430
‫چی...؟

485
00:43:58,847 --> 00:44:01,767
‫باید همین الان بیای.
‫مامان در حد مرگ نگرانت بود.

486
00:44:01,767 --> 00:44:03,727
‫ازت می‌خوام مراقب مادرت باشی.

487
00:44:08,174 --> 00:44:09,441
‫نه.

488
00:44:09,441 --> 00:44:11,026
‫هنوز یه کاری هست که باید بکنم.

489
00:44:11,026 --> 00:44:12,110
‫نه!

490
00:44:14,696 --> 00:44:15,989
‫متأسفم، کیت.

491
00:44:17,157 --> 00:44:18,200
‫ولی تو قوی‌ای.

492
00:44:19,326 --> 00:44:20,869
‫طوریت نمی‌شه.

493
00:44:24,665 --> 00:44:25,666
‫متأسفم.

494
00:44:27,793 --> 00:44:28,794
‫متأسفی؟

495
00:44:31,463 --> 00:44:32,714
‫به مامانت بگو دوستش دارم.

496
00:44:34,758 --> 00:44:35,759
‫هر دوتونـو دوست دارم.

497
00:44:40,556 --> 00:44:41,557
‫بابا!

498
00:44:43,647 --> 00:44:44,935
‫بابا!

499
00:44:50,607 --> 00:44:54,778
‫حدوداً یه هفته بعدش، از ادارۀ پلیس
‫فربنکس توی آلاسکا بهمون زنگ زدن

500
00:44:54,778 --> 00:44:57,447
‫گفتن هواپیمای بوته‌زاری که سوارش بوده
‫توی یه طوفان ناپدید شده.

501
00:44:59,032 --> 00:45:00,492
‫هیچ‌وقت لاشه‌شـو پیدا نکردن.

502
00:45:02,828 --> 00:45:04,162
‫حالا می‌خواین چی‌کار کنین؟

503
00:45:06,582 --> 00:45:09,543
‫آدم بی‌عیب‌ونقصی نبود، ولی هیولا هم نبود.

504
00:45:10,919 --> 00:45:12,880
‫واسه کاری که کرد دلایلی داشت.

505
00:45:15,966 --> 00:45:17,676
‫جواب‌ها باید اینجا باشن.

506
00:45:19,261 --> 00:45:20,762
‫موفق باشی. امیدوارم پیداش کنی.

507
00:45:21,555 --> 00:45:24,391
‫ولی هیچی نمی‌تونه کاری که
‫با منـو مادرم کرد رو توجیه کنی.

508
00:45:28,437 --> 00:45:30,439
‫وایستا. برگرد عقب.

509
00:45:32,649 --> 00:45:33,650
‫اون؟

510
00:45:37,362 --> 00:45:38,655
‫اون مادربزرگمـه.

511
00:45:39,615 --> 00:45:42,117
‫آره. وقتی بچه بود مرد.

512
00:45:44,661 --> 00:45:46,496
‫چرا عکسش توی این پرونده‌هاست؟

513
00:45:49,875 --> 00:45:51,084
‫توی چی ایستاده؟

514
00:46:10,979 --> 00:46:11,980
‫خیلی‌خب.

515
00:46:17,319 --> 00:46:18,403
‫چی می‌بینی؟

516
00:46:18,904 --> 00:46:21,240
‫همون چیزی که تو
‫می‌بینی، بیلی. فقط از نزدیکتر.

517
00:46:22,658 --> 00:46:23,927
‫مرسی واقعاً.

518
00:46:38,298 --> 00:46:40,509
‫همین الانش هم زیر سه دقیقه
‫وقت داری، پس برو سر وقت کار.

519
00:46:42,094 --> 00:46:44,805
‫انگاری چند مجموعه اندام فرعی اینجاست.

520
00:46:46,473 --> 00:46:47,850
‫قطعاً حشره ماننده.

521
00:46:49,059 --> 00:46:50,060
‫حیرت‌انگیزه.

522
00:46:52,020 --> 00:46:54,481
‫وقتی رآکتور رو به راه انداختن،

523
00:46:54,481 --> 00:46:57,067
‫لابد برای تغزیه کردن کشوندتشون به سطح زمین.

524
00:47:00,654 --> 00:47:02,072
‫تو روحش!

525
00:47:02,072 --> 00:47:04,324
‫وای خدای من. باید بریم.

526
00:47:05,701 --> 00:47:08,495
‫کی. برنامۀ زمانی رو فراموش کن. باید بریم.

527
00:47:08,495 --> 00:47:10,497
‫- یک دقیقۀ دیگه. باشه.
‫- نه، باید همین الان بریم.

528
00:47:10,497 --> 00:47:11,874
‫بیاین بیرون!

529
00:47:12,541 --> 00:47:15,085
‫- بدوئین بروبچ!
‫- هی، مراقب باش!

530
00:47:15,085 --> 00:47:17,504
‫از اونجا بیاین بیرون، رفقا!
‫بدوئین، برگردین اینجا!

531
00:47:19,423 --> 00:47:20,632
‫زود باشین!

532
00:47:25,220 --> 00:47:26,430
‫وای خدای من.

533
00:47:27,973 --> 00:47:30,517
‫وای خدای من. برو، برو!

534
00:47:35,063 --> 00:47:36,648
‫برو! برو! واینستا!

535
00:47:38,942 --> 00:47:40,195
‫بکش!

536
00:47:41,236 --> 00:47:42,237
‫بکش!

537
00:47:49,620 --> 00:47:53,332
‫- بکش! بکش!
‫- دارن میان! عجله کن!

538
00:47:56,418 --> 00:47:58,045
‫بیلی! بکش!

539
00:47:58,629 --> 00:47:59,630
‫نه!

540
00:48:01,298 --> 00:48:02,508
‫نه، منـو ننداز!

541
00:48:03,258 --> 00:48:04,343
‫نه!

542
00:48:04,343 --> 00:48:05,802
‫تعدادشون خیلی زیاده!

543
00:48:09,765 --> 00:48:11,266
‫- خیلی سنگینیم.
‫- نه!

544
00:48:11,266 --> 00:48:12,726
‫دستتـو بده من!

545
00:48:13,644 --> 00:48:15,854
‫- نمی‌تونم نگهش دارم!
‫- دستتـو بده، کی!

546
00:48:16,897 --> 00:48:17,898
‫دستتـو بده!

547
00:48:17,898 --> 00:48:21,693
‫- نمی‌تونم نگهش دارم!
‫- بکش! بکش!

548
00:48:23,320 --> 00:48:24,613
‫نه!