‫﻿۱
00:00:26,280 --> 00:00:28,840
‫خدمتکارِت اینجا نیست
‫که دستات رو برات بشوره

2
00:00:29,000 --> 00:00:31,880
‫تنها کسی که قراره آزاد بشه تویی
‫اون‌موقع ما اینجا قراره بمونیم

3
00:00:31,960 --> 00:00:33,960
‫- هی
‫- خانم جسوربازی درمیاره

4
00:00:34,000 --> 00:00:36,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" یکشنبه - ساعت ۱۶:۴۰ "</font>

5
00:00:36,880 --> 00:00:38,800
‫فکر کردی کی هستی؟
‫بابایی که اینجا نیست

6
00:00:38,880 --> 00:00:41,440
‫- تو چشمامون نگاه کن
‫- نگاه کن تو چشمامون

7
00:00:42,300 --> 00:00:44,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۵۲ساعت بعد از سرقت "</font>

8
00:00:44,760 --> 00:00:47,580
‫مطمئنم اون عکسی که از سینه‌ـت
‫منتشر کردی کلی طرفدار واست جور کرده

9
00:00:47,760 --> 00:00:49,480
‫کجا میری؟

10
00:00:49,640 --> 00:00:52,000
‫- اینطوری بهم نگاه نکن
‫- ما به‌خاطر تو اینجاییم

11
00:00:52,080 --> 00:00:54,200
‫اینکه جونِ ۸ نفر رو قربانیِ
‫خودت کنی واست کافی نیست؟

12
00:00:54,280 --> 00:00:56,440
‫- فکر کردی اینجا کاری از دست‌ـت برمیاد؟
‫- عشق کن

13
00:00:57,040 --> 00:00:59,080
‫- دست بهم نزن
‫- آروم بگیر بابا

14
00:00:59,160 --> 00:01:00,920
‫- بس کنین
‫- هی

15
00:01:06,040 --> 00:01:09,600
‫تو مدرسه‌ی خصوصی بهتون این چیزها رو
‫یاد میدن؟ همه‌تون بریزین سَرِ یه نفر؟

16
00:01:10,680 --> 00:01:15,360
‫چقدر ماشالا شجاع و نترسین ، نه؟
‫دسته‌جمعی ریختین سر این دختر بدبخت؟

17
00:01:18,560 --> 00:01:21,080
‫تو نترس‌ترین‌شونی آقای ورزشکار ، مگه نه؟

18
00:01:21,800 --> 00:01:24,320
‫تخم‌هاتم گُنده‌تر از بقیه‌ست . درسته؟

19
00:01:26,320 --> 00:01:27,640
‫بذار مطمئن بشیم

20
00:01:30,280 --> 00:01:33,240
‫مثله تخم بلدرچین می‌مونن که
‫انگار تخم‌های بلدرچین‌ـن

21
00:01:34,160 --> 00:01:37,400
‫صدای بلدرچین چجوری‌ـه؟
‫بذا بشنویم بلدرچین چه صدایی میده

22
00:01:38,120 --> 00:01:39,680
‫زیاد در مورد پرنده‌ها اطلاعی ندارم

23
00:01:40,560 --> 00:01:42,320
‫خب پس مرغ صدای چی میده؟

24
00:01:43,240 --> 00:01:44,160
‫بلندتر

25
00:01:46,360 --> 00:01:47,240
‫بلندتر

26
00:01:51,760 --> 00:01:52,640
‫خیلی هم خوب

27
00:01:54,000 --> 00:01:56,760
‫هلسینکی" ، این لوس‌های نُنُر رو از اینجا"
‫ببر بیرون . اول این رو بِبَر

28
00:01:57,840 --> 00:02:01,440
‫یالا مو طلایی . راه بیفت
‫زود باشین . تو هم یالا . تکون بخور

29
00:02:01,600 --> 00:02:03,280
‫وایسا . وایسا . وایسا

30
00:02:06,960 --> 00:02:07,840
‫تو خوبی؟

31
00:02:09,080 --> 00:02:10,360
‫میشه یه لباس دیگه بهم بدی؟

32
00:02:12,200 --> 00:02:13,960
‫نه عزیزم . اینجا که لباس‌فروشی نیست

33
00:02:14,320 --> 00:02:16,320
‫دَرِش‌بیار و شروع کن بِسابش
‫تا تمیز بشه

34
00:02:17,080 --> 00:02:19,120
‫منم بد نیست یه‌کمی به خودم برسم

35
00:02:20,280 --> 00:02:22,960
‫بیشتر از ۵۰ ساعته
‫هی میرم بالا و میرم پایین

36
00:02:23,040 --> 00:02:24,440
‫پول چاپ می‌کنم

37
00:02:25,840 --> 00:02:28,160
‫دیگه کم‌کم باید یه دوشی بگیرم

38
00:02:29,080 --> 00:02:30,560
‫میدونی مشکل تو چیه؟

39
00:02:31,000 --> 00:02:35,360
‫مشکلت اینه که نمیدونی چقدر ظرفیت
‫بالایی داری . میدونی؟

40
00:02:36,320 --> 00:02:39,680
‫حتماً حسابی وا دادی که اینطوری
‫همه توی کلاس‌تون ریختن سَرِت

41
00:02:41,600 --> 00:02:43,760
‫ولی هنوزم وقت داری که خودی نشون بدی

42
00:02:43,840 --> 00:02:46,800
‫خیلی هم سخت نیست
‫مثله اون فیلم آمریکایی‌ها می‌مونه

43
00:02:46,880 --> 00:02:49,400
‫از اون فیلما که اون یارو کُتَک‌خوره
‫عینک‌هاش رو درمیاره

44
00:02:49,480 --> 00:02:52,520
‫و یهو هیچی نشده
‫طرف بروسلی میشه

45
00:02:52,960 --> 00:02:54,280
‫خب ، من که عینک نمیزنم

46
00:02:54,360 --> 00:02:56,120
‫آره عزیزم . میدونم عینک نمیزنی

47
00:02:56,200 --> 00:02:58,760
‫ولی خب ، حتماً یه کاری بلدی
‫بکنی دیگه ، نه؟

48
00:03:00,680 --> 00:03:01,680
‫بلدم برقصم

49
00:03:02,240 --> 00:03:04,560
‫عالیه . ایول . چجور رقصی؟
‫یعنی چه رقصی بلدی؟

50
00:03:04,640 --> 00:03:06,120
‫باله . به‌صورت کلاسیک و امروزی

51
00:03:10,200 --> 00:03:12,840
‫یه کار دیگه
‫چیز دیگه‌ای هم بلدی انجام بدی؟

52
00:03:14,680 --> 00:03:15,560
‫شکار

53
00:03:16,840 --> 00:03:19,680
‫شکار می‌کنی؟ با اسلحه؟

54
00:03:22,560 --> 00:03:25,040
‫خوبه . یا خدا ، اون‌موقع اینطوری
‫انقدر مظلوم میزنی

55
00:03:25,320 --> 00:03:29,200
‫اینطوری بیشتر می‌ترسونی‌شون
‫کاری که باید بکنی اینه که

56
00:03:29,840 --> 00:03:32,200
‫به اون آشغالا نشون بدی
‫چند مَرده حلاجی

57
00:03:33,400 --> 00:03:35,840
‫بهشون نشون بدی که نمی‌ترسی

58
00:03:36,800 --> 00:03:37,680
‫ببین...

59
00:03:40,040 --> 00:03:44,840
‫باید صبورانه منتظر یه لحظه‌ی
‫طلایی باشی

60
00:03:46,160 --> 00:03:49,120
‫بعدشم یه کاری کنی که شجاعت
‫رو توی چشمات ببینن

61
00:03:51,280 --> 00:03:53,300
‫: یه کاری بکنی که بیانگر یه چنین چیزی باشه

62
00:03:54,920 --> 00:03:59,040
‫اسم من "الیسون پارکر"ـه
‫و من از همه‌تون سَرتَر هستم

63
00:04:02,040 --> 00:04:06,240
‫خودت بگو . تکرار کن . به خودت نگاه کن
‫و تکرار کن . بگو . بگو

64
00:04:06,600 --> 00:04:07,960
‫زودباش بگو دیگه

65
00:04:09,360 --> 00:04:11,840
‫اسم من "الیسون پارکر"ـه
‫و من از همه‌تون سَرتَرَم

66
00:04:12,480 --> 00:04:16,760
‫نه . یه‌جوری بگو که خودتم باورت بشه
‫تو چشمای خودت نگاه کن و بگو

67
00:04:17,000 --> 00:04:19,960
‫خودت رو ببین . ببین چه شیرزنی هستی
‫تکرار کن

68
00:04:21,000 --> 00:04:23,480
‫اسم من "الیسون پارکر"ـه
‫و من از همه‌تون سَرتَرَم

69
00:04:23,640 --> 00:04:24,520
‫کی هستی؟

70
00:04:24,600 --> 00:04:26,640
‫- از همه‌تون سَرتَرَم
‫- کی هستی؟

71
00:04:26,720 --> 00:04:28,600
‫- از همه‌تون سَرتَرَم
‫- کی هستی؟

72
00:04:28,680 --> 00:04:30,640
‫- از همه‌تون سَرتَرَم
‫- کی هستی؟

73
00:04:30,720 --> 00:04:31,680
‫از همه‌تون سَرتَرَم

74
00:05:32,800 --> 00:05:38,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۱۰</font>

75
00:05:39,600 --> 00:05:40,600
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

76
00:05:43,840 --> 00:05:45,080
‫هنوز چیزی نفرستادن برامون؟

77
00:05:55,400 --> 00:05:57,880
‫معذرت می‌خوام . باید یه تلفن
‫شخصی انجام بدم

78
00:05:57,960 --> 00:06:00,560
‫می‌تونی صدا رو کم کنی
‫و میشه ضبطش هم نکنی؟

79
00:06:33,880 --> 00:06:36,320
‫- الو؟
‫- سلام "سالوا" ، "راکِل" هستم

80
00:06:38,200 --> 00:06:39,080
‫سلام

81
00:06:40,880 --> 00:06:41,920
‫ببخشید . بد...

82
00:06:43,080 --> 00:06:45,240
‫بدموقع مزاحم شدم؟

83
00:06:45,440 --> 00:06:51,400
‫نه ، نه . اصلاً . در واقع الان داشتم
‫یه‌کمی روی نیمکت ورزش می‌کردم

84
00:06:51,960 --> 00:06:53,840
‫- نیمکت؟
‫- آره . خب ، یه‌جور

85
00:06:54,000 --> 00:06:56,880
‫دستگاهه که استفاده می‌کنم
‫تا ورزش کنم در واقع

86
00:06:57,160 --> 00:07:00,040
‫خب پس سریع میگم
‫می‌خواستم ببینم

87
00:07:00,120 --> 00:07:04,160
‫جایی که امشب قراره
‫باهم شام بخوریم رو انتخاب کردی یا نه؟

88
00:07:05,120 --> 00:07:07,800
‫راستش رو بگم هنوز نه . میدونی؟

89
00:07:07,960 --> 00:07:11,280
‫هر بار دیدگاه‌های آنلاین
‫یه رستوران رو می‌خونم

90
00:07:11,360 --> 00:07:14,640
‫به خودم میگم همون مکان همیشگی‌مون
‫انگاری بهتر به‌نظر میرسه . "هانوی" رو میگم

91
00:07:15,880 --> 00:07:17,320
‫خب ، اونجا که عالیه

92
00:07:17,800 --> 00:07:20,120
‫به جاش ۱بار دیگه میریم
‫سراغ رستوران‌های دیگه

93
00:07:20,600 --> 00:07:22,960
‫۹ شب به نظرت چطوره؟ می‌تونی بیای؟

94
00:07:23,160 --> 00:07:25,440
‫۹ شب خیلی هم عالیه

95
00:07:26,480 --> 00:07:27,360
‫خوبه

96
00:07:31,400 --> 00:07:32,400
‫"راکِل"

97
00:07:34,360 --> 00:07:36,800
‫یه‌کمی اطلاعات بیشتری در مورد
‫قضیه‌ی "رتروکسیل" پیدا کردم

98
00:07:39,040 --> 00:07:42,040
‫همه‌تون گوش کنین
‫ازتون می‌خوام که دوباره یه ۵ دقیقه‌ای

99
00:07:42,200 --> 00:07:44,400
‫از چادر خارج بشین لطفاً

100
00:07:49,440 --> 00:07:51,880
‫فکر نمی‌کنی یه مقداری زیادی
‫بدگمان شده باشی؟

101
00:07:52,800 --> 00:07:54,920
‫لازمه بازم خدمت‌ـت یادآوری کنم
‫که یه جاسوس بین‌مون‌ـه؟

102
00:07:55,240 --> 00:07:59,040
‫خب ، حتماً که از نیروهای پلیس نیست
‫کلی آدم داخل اینجا رفت و آمد دارن

103
00:07:59,200 --> 00:08:02,520
‫نمیدونم . ممکنه امدادرسان‌ها باشن
‫ممکنه از شهربان‌ها باشن

104
00:08:02,680 --> 00:08:05,000
‫حتی اون دوست‌ـت که توی کافه
‫می‌بینیش هم اینجا اومد

105
00:08:09,600 --> 00:08:11,480
‫باشه . حالا چی پیدا کردی؟

106
00:08:13,040 --> 00:08:15,240
‫همونطور که بهت گفته بودم
‫رتروکسیل" یه داروئه"

107
00:08:15,320 --> 00:08:17,560
‫برای درمان بیماری پارکینسون
‫یه سری آزمایش هم

108
00:08:17,640 --> 00:08:21,400
‫روی یه‌جور "دُش‌پروردگی" مثل
‫بیماری ماهیچه‌آسیبی انجام شده
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دُش‌پروردگی : اختلال رشد در بافت‌ها و اندام‌‌ها)</font>

109
00:08:21,520 --> 00:08:23,640
‫این دارو به‌صورت تزریقِ داخل وریدی مصرف میشه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(تزریق وریدی : تزریق سرم یا دارو به داخل سیاهرگ)</font>

110
00:08:24,160 --> 00:08:26,100
‫از اونجایی که باید
‫سفارش داده بشه تا ساخته بشه

111
00:08:26,160 --> 00:08:27,740
‫دقیقاً میدونن بیمارها کجا زندگی می‌کنن

112
00:08:27,800 --> 00:08:29,960
‫و به نظرم تموم داروخونه‌ها
‫سفارش‌هایِ مشابهِ هم رو

113
00:08:30,040 --> 00:08:31,860
‫برای بیمارهایِ مشابهِ هم
‫یه جایی ثبت می‌کنن

114
00:08:31,920 --> 00:08:32,800
‫- نمی‌کنن؟
‫- آره . می‌کُنن

115
00:08:32,880 --> 00:08:35,400
‫طی ۵ ماه گذشته به شکل عجیبی
‫توی "تولِدو" میزان زیادی

116
00:08:35,460 --> 00:08:38,140
‫از این دارو سفارش داده شده . یه نگاه بنداز
‫داروهایی که فرستاده شده

117
00:08:38,220 --> 00:08:40,900
‫انقدری زیاد بوده که بتونه ۴۰ نفر
‫بیمار رو درمان کنه

118
00:08:42,120 --> 00:08:44,140
‫توی "تولِدو" هم نمی‌تونی ۴۰تا
‫آدم مریض پیدا کنی

119
00:08:44,220 --> 00:08:47,000
‫نه دیگه . توی کل "کاستیا لامانچا" هم
‫۳تا بیمارِ این شکلی هست
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یکی از ۱۷تا بخش خودمختار اسپانیا)</font>

120
00:08:47,200 --> 00:08:48,680
‫این داروخونه‌هایی که میگی کجا هستن؟

121
00:08:52,880 --> 00:08:54,120
‫همه‌شون توی...

122
00:08:55,880 --> 00:08:58,360
‫اطراف "ایلسکاس" هستن
‫حدوداً ۳۵ کیلومتر با شهر "تولِدو" فاصله داره
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«شهرستانی در استان «تولِدو» نزدیک شهر «تولِدو)</font>

123
00:09:00,080 --> 00:09:01,920
‫آخرین خرید از کجا انجام شده؟

124
00:09:03,760 --> 00:09:06,580
‫"ببین ، اینجا تویِ "پالُمِکِه
‫تاریخ خرید هم ۱۸ «اکتبر» بوده
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«پالُمِکِه : شهرستانی در استان «تولِدو)</font>

125
00:09:08,960 --> 00:09:11,440
‫دقیقاً ۳ روز قبل از اینکه
‫وارد ضراب‌خونه بشن

126
00:09:11,720 --> 00:09:14,400
‫آره . ۱۰ بسته دارو خریداری شده

127
00:09:16,400 --> 00:09:18,440
‫یه مجوز از قاضی "آندراد" بگیر

128
00:09:18,600 --> 00:09:20,240
‫و خودت تنهایی برو به اون داروخونه

129
00:09:20,320 --> 00:09:22,720
‫می‌خوام لیست فروش همه‌شون رو بگیری

130
00:09:22,880 --> 00:09:25,440
‫و نمیدونم . ببین می‌تونی
‫چیزی پیدا کنی یا نه

131
00:09:26,520 --> 00:09:29,280
‫- لطفاً در مورد این قضیه با هیچ‌کسی صحبت نکن
‫- باشه . حواسم هست

132
00:09:33,280 --> 00:09:34,440
‫"راستی "راکِل

133
00:09:39,520 --> 00:09:40,400
‫گوش کن

134
00:09:41,320 --> 00:09:47,280
‫نمی‌خوام به‌خاطر چیزهایی که دیروز بهت گفتم
‫فکر کنی رابطه‌ی من و "ماری کارمن" خوب نیست

135
00:09:48,640 --> 00:09:53,280
‫راستش رو بخوای همین امروز صبح
‫باهم سکس داشتیم

136
00:09:59,520 --> 00:10:00,400
‫آره

137
00:10:01,960 --> 00:10:04,600
‫- خیلی هم عالی ، نه؟
‫- آره ، آره ، آره

138
00:10:08,120 --> 00:10:09,900
‫الان دیگه همه‌تون می‌تونین بیاین داخل

139
00:10:22,840 --> 00:10:26,320
‫آرتوریتو" ، واست یه سورپرایز قشنگ دارم"

140
00:10:30,000 --> 00:10:35,080
‫ببین ، می‌خوام بدونی که من
‫به هر انتخابی احترام میذارم

141
00:10:35,880 --> 00:10:39,640
‫حتی یه برادر هم دارم که همجنسگراست
‫الانم توی "سیتخس" زندگی می‌کنه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شهرستانی در اسپانیا)</font>

142
00:10:40,600 --> 00:10:43,560
‫خب ، هنوز به کسی در این مورد چیزی نگفته

143
00:10:43,640 --> 00:10:45,960
‫ولی کل خانواده میدونن گرایش‌ـش چیه

144
00:10:47,840 --> 00:10:49,840
‫پیلاتس" میره و"...
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نوعی سیستم آمادگی جسمانی روحی)</font>

145
00:10:51,280 --> 00:10:53,800
‫راستش به نظرم بهتره
‫بیشتر از این در موردش حرفی نزنم

146
00:10:55,040 --> 00:10:56,120
‫جدی میگم

147
00:10:58,600 --> 00:11:01,200
‫چی داری واسه خودت میگی؟ نمی‌فهمم

148
00:11:13,240 --> 00:11:15,480
‫بهت که گفتم واست
‫یه سورپرایز قشنگ دارم

149
00:11:19,120 --> 00:11:20,760
‫در مورد داداشت بعداً باهم حرف میزنیم

150
00:11:20,840 --> 00:11:24,760
‫هلسینکی" ، بذار باهم تنها باشن"
‫باید باهم حرف بزنن

151
00:11:47,200 --> 00:11:48,960
‫فکر کرده بودم که کُشتن‌ـت

152
00:11:59,520 --> 00:12:02,360
‫به خدا میدونستم که دوباره می‌بینمت

153
00:12:03,080 --> 00:12:05,160
‫با همین فکر بود که می‌تونستم
‫دوری‌ـت رو تحمل کنم

154
00:12:06,080 --> 00:12:09,240
‫حتی اون لحظاتی که داشتم
‫واسه زنده موندن می‌جنگیدم

155
00:12:09,320 --> 00:12:10,960
‫تو پیشم بودی . هیچ‌موقع از پیشم نرفتی

156
00:12:16,680 --> 00:12:17,960
‫گردن‌ـت رو دوست دارم

157
00:12:20,600 --> 00:12:22,120
‫موهات دیوونه‌ام می‌کنن

158
00:12:51,480 --> 00:12:53,200
‫تا حالا اینطوری نشده بودم

159
00:13:01,440 --> 00:13:04,560
‫عشقم ، بهت قول میدم که
‫از اینجا ببرمت بیرون

160
00:13:15,240 --> 00:13:16,600
‫دارن می‌فرستن دیگه ، نه؟

161
00:13:18,600 --> 00:13:19,880
‫یکی از دخترها رو پخش کن

162
00:13:19,960 --> 00:13:22,800
‫اسمم "آریادنا کاسکالز"ـه و حالمم خوبه

163
00:13:23,520 --> 00:13:24,880
‫هم جسمی و هم روحی

164
00:13:25,360 --> 00:13:27,640
‫از طرف گروگانگیرها
‫باهامون خوب رفتار شده

165
00:13:27,720 --> 00:13:29,280
‫به چیزی هم اعتراضی ندارم

166
00:13:29,360 --> 00:13:31,400
‫گزارش خبری امروز داره
‫کنار گروگان پخش میشه

167
00:13:32,120 --> 00:13:34,520
‫- خانواده‌ـم رو هم از همینجا می‌بوسم
‫- مشکل چیه پس؟

168
00:13:34,680 --> 00:13:36,560
‫واحد آی‌سی ویدئوهای ضبط شده
‫رو آنالیز کردند

169
00:13:36,640 --> 00:13:38,640
‫به‌نظر میرسه ویدئوها رو
‫مونتاژ کرده باشن

170
00:13:40,120 --> 00:13:42,840
‫یعنی داری به من میگی توی ۴۰ دقیقه
‫اونقدری وقت داشتن

171
00:13:42,920 --> 00:13:44,660
‫که از جلوه‌های ویژه روی فیلم استفاده کنن؟

172
00:13:44,800 --> 00:13:46,120
‫فکر می‌کنیم که اومدن فیلم

173
00:13:46,200 --> 00:13:48,320
‫مربوط به گزارش خبری رو
‫روی یه فیلم قدیمی‌تر گذاشتن

174
00:13:48,400 --> 00:13:50,320
‫کیفیت ضبط ـشون اونقدرها خوب نیست

175
00:13:50,400 --> 00:13:53,220
‫که بتونیم به عنوان سندی مبنی بر زنده بودن
‫گروگان‌ها در نظر بگیریمش

176
00:13:54,400 --> 00:13:57,160
‫اونا کیفیت رو آوردن روی ۲۴۰ گذاشتن
‫و از عمد هم این‌کار رو انجام دادن

177
00:13:57,240 --> 00:13:58,200
‫نشونه‌ی بدی‌ـه

178
00:13:58,480 --> 00:14:00,440
‫تیراندازی توی ضراب‌خونه سرتیتر همه‌ی

179
00:14:00,520 --> 00:14:04,920
‫گزارش‌ها و شبکه‌های خبری این کشوره
‫مطبوعات حداقل دنبال یه بیانیه‌ی مطبوعاتی هستن

180
00:14:05,360 --> 00:14:08,680
‫دفتر ریاست‌جمهوری هم که ازمون می‌خواد
‫که وارد ساختمون بشیم

181
00:14:10,120 --> 00:14:12,400
‫- وقت بیشتری نیاز دارم
‫- منم می‌خوام دماغم رو عمل کنم

182
00:14:12,480 --> 00:14:14,560
‫ولی اونا ازمون می‌خوان که همین
‫الان وارد ساختمون بشیم

183
00:14:16,760 --> 00:14:18,040
‫یه چند ساعت بهم وقت بده

184
00:14:18,680 --> 00:14:22,000
‫اگه تا ۲ ساعت دیگه نتونستم سند
‫زنده بودن‌شون رو بگیرم بعدش وارد میشیم

185
00:14:23,160 --> 00:14:24,040
‫قبوله

186
00:14:29,040 --> 00:14:31,920
‫دستکاری توی اون فیلم‌ها
‫حرکت هوشمندانه‌ای نبود

187
00:14:32,000 --> 00:14:33,600
‫حتی می‌تونم بگم بیشتر

188
00:14:33,760 --> 00:14:36,080
‫- احمقانه بود
‫- خواهش می‌کنم بازرس

189
00:14:36,240 --> 00:14:37,840
‫نمی‌تونیم رابطه‌مون رو با این

190
00:14:37,920 --> 00:14:40,560
‫توهین‌ها و پیام‌های تند
‫کوچیک بشمُریم . اونم بدون اینکه

191
00:14:40,720 --> 00:14:42,520
‫حداقل یه "حال‌ـت چطوره؟ چه خبر؟" بگیم

192
00:14:42,600 --> 00:14:45,280
‫صاف میرید سر اصل مطلب
‫بهم نگید یه همچین آدمی هستین

193
00:14:45,360 --> 00:14:48,400
‫ببین ، خداییش دارم بهت میگم
‫دیگه وقت واسه این مزخرفات‌ـت ندارم

194
00:14:48,800 --> 00:14:51,680
‫خب ، ۱۵ ثانیه مکالمه‌ی بیشتر که
‫قرار نیست زندگی‌مون از این‌رو به اون‌رو کنه

195
00:14:51,960 --> 00:14:52,840
‫بگین ببینم

196
00:14:53,280 --> 00:14:58,960
‫فرض کنیم یه نفر رو ببینین
‫و بعدشم باهاش بخوابین

197
00:14:59,120 --> 00:15:03,000
‫از اون آدمایی هستین
‫که نصف شب پا میشه

198
00:15:03,160 --> 00:15:06,880
‫و بدون اینکه اسم طرف رو یادش بمونه میره؟
‫یعنی یه همچین چیزی راضی نگه‌تون میداره؟

199
00:15:07,160 --> 00:15:09,720
‫راستش رو بخوای از خدامه که بخوام
‫یه همچین کاری کنم

200
00:15:10,080 --> 00:15:12,800
‫آره ولی خلقتم یه‌طوری بوده که

201
00:15:12,960 --> 00:15:18,400
‫قبلش باید یه کارهایی انجام بدم . مثلاً نمیدونم
‫حرف بزنم . بخندم  .در مورد زندگی‌ـم بگم

202
00:15:18,480 --> 00:15:21,600
‫قهوه بزنیم . یه‌کمی قدم بزنیم
‫بریم سینما . بریم برقصیم

203
00:15:21,760 --> 00:15:23,480
‫بدون اینکه اول یه همچین کارهایی رو انجام بدم

204
00:15:23,880 --> 00:15:26,120
‫راستش رو بگم ازم برنمیاد که صاف برم
‫با طرف بخوابم

205
00:15:26,280 --> 00:15:28,400
‫- حالا اگه خواستی می‌تونی بهم بگی سنتی هستم
‫- نه

206
00:15:28,560 --> 00:15:29,440
‫نه ، نه

207
00:15:29,880 --> 00:15:34,280
‫اتفاقاً منم همین اولویت‌ها رو در نظر می‌گیرم
‫: ولی یه چیزی رو باید اضافه کنم

208
00:15:36,480 --> 00:15:37,720
‫با طرف "کارائوکه" هم میرم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">محلی که معمولاً یه دستگاهی هست که یه)
‫(آهنگی پخش می‌کنه و شخص با اون آهنگ می‌خونه</font>

209
00:15:38,240 --> 00:15:39,640
‫شاید از نظرت آدم عجیبی باشم

210
00:15:39,800 --> 00:15:41,991
‫ولی دست خودم نیست
‫دوستش دارم . عاشقشم

211
00:15:42,016 --> 00:15:44,024
‫ولی نمی‌خوام وقت‌تون رو هدر بدم

212
00:15:44,920 --> 00:15:46,440
‫- حرف‌تون رو بزنین
‫- خیلی ساده‌ست

213
00:15:46,600 --> 00:15:50,360
‫اون مدارکی که مبنی بر زنده بودن گروگان‌ها فرستادید
‫ارزشی ندارن . واسه همین مجبوریم وارد بشیم

214
00:15:51,280 --> 00:15:55,320
‫حالا یا می‌تونیم خیلی صلح‌آمیز وارد بشیم
‫و گروگان‌ها رو آزاد کنیم

215
00:15:55,400 --> 00:15:56,980
‫یا با توپ و تانک وارد بشیم
‫و آزادشون کنیم

216
00:15:57,060 --> 00:15:59,380
‫یه لحظه صبر کنید
‫بذارید ببینم درست فهمیدم یا نه

217
00:16:00,000 --> 00:16:02,920
‫- دارین ازم می‌خواین که بذارم وارد بشین؟
‫- : خودت انتخاب کن

218
00:16:03,480 --> 00:16:07,360
‫یا توپ و تانک می‌فرستم داخل
‫یا من و تو میشینیم قهوه بزنیم

219
00:16:07,440 --> 00:16:09,640
‫اون‌موقع تو هم بهم نشون میدی
‫که همه‌ی گروگان‌ها آزادن

220
00:16:12,480 --> 00:16:14,660
‫خیلی خوشحال میشم که دعوت‌تون کنم
‫تشریف بیارید داخل

221
00:16:15,160 --> 00:16:18,660
‫نمیدونم که بتونیم به قضیه‌ی "کارائوکه" برسیم
‫یا نه ولی پیشنهادتون رو رد نمی‌کنم

222
00:16:26,120 --> 00:16:30,200
‫- راکِل" ، نمیذارم وارد اونجا بشی"
‫- اینجا منم که دستور میدم ، نه تو

223
00:16:31,920 --> 00:16:33,040
‫- باشه
‫- "آنخل"

224
00:16:35,360 --> 00:16:36,240
‫ببخشید

225
00:16:37,280 --> 00:16:41,120
‫الان اون بیرون بیشتر از این
‫داخل میشه یه کاری انجام داد

226
00:16:42,120 --> 00:16:45,240
‫بعدشم تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونم بهش اعتماد کنم

227
00:16:48,320 --> 00:16:51,440
‫خب آقایون و خانم‌ها...

228
00:16:53,280 --> 00:16:54,320
‫می‌خوایم وارد ساختمون بشیم

229
00:17:14,880 --> 00:17:16,120
‫دستات رو ببر بالا

230
00:17:20,720 --> 00:17:21,720
‫برو بگردش

231
00:17:27,120 --> 00:17:28,120
‫پاهات رو باز کن

232
00:17:32,640 --> 00:17:33,880
‫پروفسور» کجاست؟»

233
00:17:37,960 --> 00:17:41,000
‫از من خواست که از طرفش از شما
‫عذرخواهی کنم ولی محض احتیاط هم که شده

234
00:17:41,080 --> 00:17:42,280
‫حضورش اینجا امکان‌پذیر نیست

235
00:17:43,000 --> 00:17:45,360
‫«تو ذهنت بسپر که چهره‌ی «پروفسور
‫قرار نیست که مثله چهره‌ی ماها

236
00:17:45,440 --> 00:17:46,320
‫سرتیتر خبرها بشه

237
00:17:48,200 --> 00:17:49,280
‫اسلحه نداره

238
00:17:50,520 --> 00:17:52,800
‫ریو" ، نوبت توئه . افتخار میدی؟"

239
00:17:58,720 --> 00:17:59,640
‫باید ما رو ببخشی ولی...

240
00:18:00,080 --> 00:18:01,600
‫مجبوریم که حساسیت به خرج بدیم

241
00:18:16,000 --> 00:18:17,080
‫"راکِل"

242
00:18:18,880 --> 00:18:21,880
‫میگن پلیسا آدمای احمقی نیستن
‫ولی بعضی‌وقت‌ها مثله احمقا رفتار می‌کنن

243
00:18:22,040 --> 00:18:22,920
‫یعنی واقعاً فکر می‌کردی

244
00:18:23,000 --> 00:18:26,000
‫- می‌تونی با میکروفن وارد اینجا بشی؟
‫- اون‌موقع تو هم فکر می‌کردی نیروهای من

245
00:18:26,080 --> 00:18:27,640
‫نمی‌خوان امنیت من رو حفظ کنن؟

246
00:18:28,640 --> 00:18:30,600
‫توکیو" ، دوباره بازرس رو تفتیش کن"

247
00:18:30,680 --> 00:18:34,220
‫ولی این‌دفعه یه مقداری اشتیاق بیشتری
‫حین تفتیش به خرج بده همونطور که خودت بلدی

248
00:19:09,840 --> 00:19:13,840
‫حسابی مات و مبهوتم کردی . ببین پلیسا دارن
‫از چه تکنولوژی خفن و به‌روزی استفاده می‌کنن

249
00:19:13,920 --> 00:19:15,720
‫میکروفن پیرامقعدی

250
00:19:17,640 --> 00:19:18,760
‫از شَرّش خلاص شو

251
00:19:20,000 --> 00:19:20,960
‫دیگه چیزی با خودت نداری؟

252
00:19:22,440 --> 00:19:24,120
‫لطف کن دنبالم بیا

253
00:19:24,760 --> 00:19:27,960
‫توی اون لحظه "ریو" خشکش زد

254
00:19:31,600 --> 00:19:34,920
‫وقتی بچه بود و عصرهای تابستونش
‫رو صرف دویدن می‌کرد

255
00:19:35,000 --> 00:19:37,440
‫"مامانش بهش می‌گفت "صاعقه

256
00:19:37,960 --> 00:19:39,960
‫مامانش می‌گفت که پسرم
‫یه روزی قهرمان المپیک میشه

257
00:19:40,560 --> 00:19:42,480
‫ولی خب ، اون کنسول‌های بازیش رو
‫جایگزین ورزش‌ـش کرد

258
00:19:43,080 --> 00:19:46,200
‫خطر کرد و رو هوا هر نقشه و حرفی رو
‫باور کرد تا بالاخره کارش به زندان کشید

259
00:19:48,280 --> 00:19:50,920
‫قاضی "آندراد" ، کاراگاه "روبیو" هستم

260
00:19:51,000 --> 00:19:54,160
‫دارم روی قضیه‌ی سرقت و گروگانگیری
‫ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر» کار می‌کنم»

261
00:19:55,000 --> 00:19:56,400
‫باهاتون تماس گرفتم چون به یه

262
00:19:56,480 --> 00:19:59,760
‫مجوز برای جستجو و ضبط یه سری مدارک
‫از یه داروخونه توی "تولِدو" نیاز دارم

263
00:20:01,680 --> 00:20:02,560
‫بله

264
00:20:03,400 --> 00:20:06,080
‫بله . داریم یه سرنخ که مربوط میشه
‫به یکی از سارق‌ها رو پیگیری می‌کنیم

265
00:20:11,040 --> 00:20:11,920
‫باشه

266
00:20:17,040 --> 00:20:19,160
‫باشه . به نظرمون یه نفر

267
00:20:19,240 --> 00:20:22,720
‫از بیرونِ ساختمون داره یه‌جورایی
‫اطلاعات رو به دست‌شون میرسونه

268
00:20:22,800 --> 00:20:25,080
‫برای همین ازتون خواهش می‌کنم
‫که کاملاً محتاطانه عمل کنید

269
00:20:27,320 --> 00:20:30,520
‫باشه . باشه . خیلی‌خب ، خیلی ممنونم

270
00:20:31,080 --> 00:20:31,960
‫خداحافظ

271
00:20:40,040 --> 00:20:41,320
‫راکِل" اینجا نیست"

272
00:20:42,440 --> 00:20:44,880
‫نه . راستش اومدم اینجا که
‫فقط یه نوشیدنی بزنم

273
00:20:45,720 --> 00:20:48,720
‫به همین خاطر پلیس گروه سارقانی که

274
00:20:48,800 --> 00:20:51,280
‫جمعه‌ی گذشته وارد «ضراب‌خانه‌ی ملی
‫پول و تمبر» شده بودند

275
00:20:51,360 --> 00:20:53,120
‫- را در محاصره قرار دادند
‫- معذرت می‌خوام

276
00:20:53,200 --> 00:20:54,490
‫قضیه‌ی سرقت چطور داره پیش میره؟

277
00:20:54,515 --> 00:20:58,480
‫چون شنیدم یه سری تیراندازی انجام شده
‫انگار این قضیه قراره یه‌کمی دیگه هم

278
00:20:58,560 --> 00:20:59,600
‫ادامه داشته باشه

279
00:21:00,120 --> 00:21:03,400
‫- نه ، نه . داره تموم میشه
‫- جداً؟

280
00:21:03,480 --> 00:21:05,320
‫- آره
‫- خوشحال شدم از شنیدنش

281
00:21:05,400 --> 00:21:07,040
‫واقعاً خوشحال شدم چون...

282
00:21:07,520 --> 00:21:09,880
‫خدای من ، واقعاً تصورش هم
‫سخته که تون آدمای بیچاره

283
00:21:09,960 --> 00:21:12,080
‫منظورم گروگان‌ها هست
‫که اینطوری دارن عذاب می‌کشن

284
00:21:12,280 --> 00:21:14,520
‫حالا سختی که به خودِ شما
‫متحمل شده به کنار

285
00:21:21,680 --> 00:21:24,280
‫- همین نزدیکی کار می‌کنی؟
‫- بله . اونطرف میدون هستم

286
00:21:25,000 --> 00:21:27,640
‫چون "راکِل" بهم گفته بود که کار نمی‌کنی

287
00:21:31,280 --> 00:21:35,600
‫قضیه اینه که ۲ ماه پیش شغلم رو از دست دادم
‫حالا هم دارم سعی می‌کنم کارِ خودم رو

288
00:21:35,680 --> 00:21:36,960
‫- راه بندازم
‫- ایول

289
00:21:37,160 --> 00:21:40,200
‫- یه کاره کوچیکه البته . یه...
‫- کارآفرینی‌ـه

290
00:21:40,280 --> 00:21:41,160
‫بله

291
00:21:42,240 --> 00:21:43,440
‫چطور کاری هست حالا؟

292
00:21:45,600 --> 00:21:46,840
‫شراب سیب

293
00:21:47,400 --> 00:21:50,000
‫- نه بابا
‫- سیب اُرگانیک البته

294
00:21:50,240 --> 00:21:52,600
‫- مامانم اهل "اُبیِدو" بود
‫- واقعاً؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اُبیِدو» یا «اُویدو» : مرکز استان «آستوریاس» اسپانیا»)</font>

295
00:21:52,680 --> 00:21:54,120
‫آره ، آره ، آره

296
00:21:55,240 --> 00:21:57,840
‫خودم توی یه کارگاهی که اونطرف
‫دارم درست‌شون می‌کنم

297
00:21:58,280 --> 00:22:01,400
‫وقتی بچه بودم به جای اینکه از مامانم
‫بهم شیر بدن شراب سیب بهم میدادن

298
00:22:02,920 --> 00:22:05,120
‫آره . بابابزرگِ منم یه
‫زمینِ کوچیک داشت که داخلش

299
00:22:05,200 --> 00:22:08,080
‫پُر از درخت سیب بود و خب ، اینطور شد
‫که منم شروع کردم این‌کار رو انجام بدم

300
00:22:08,600 --> 00:22:10,840
‫- کارگاه‌ـت همین نزدیکه؟
‫- آره . خیلی نزدیک‌ـه

301
00:22:10,920 --> 00:22:13,600
‫- خیلی دوست دارم شراب‌ـت رو امتحان کنم
‫- بله . حتماً

302
00:22:14,640 --> 00:22:17,040
‫- یه روز براتون یه بطری میارم
‫- ممنون

303
00:22:28,280 --> 00:22:30,400
‫پروفسور» بهم گفتن که براتون یه»
‫قهوه درست کنم

304
00:22:30,480 --> 00:22:32,240
‫بدون کافئین‌ـه

305
00:22:32,600 --> 00:22:34,280
‫نمی‌خوایم کاری کنیم که نتونین بخوابین

306
00:22:42,760 --> 00:22:44,600
‫بریم سراغ ثابت کردن اینکه
‫گروگان‌هامون زنده‌ـن

307
00:22:45,080 --> 00:22:46,120
‫اولی رو بفرست بیاد

308
00:22:47,080 --> 00:22:50,800
‫برای پیش‌غذا آقای "آرتورو رومن" رو داریم
‫که مدیرکل «ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر» هستن

309
00:22:50,960 --> 00:22:53,960
‫یعنی می‌خوای یکی یکی گروگان‌ها رو ببینم؟

310
00:22:54,560 --> 00:22:57,800
‫آره دیگه . اینطوری یادت می‌مونه
‫که کدوما رو دیدی

311
00:23:06,320 --> 00:23:07,320
‫"آرتورو"

312
00:23:08,600 --> 00:23:10,600
‫این خانم "راکِل موریو"ـه

313
00:23:11,440 --> 00:23:13,480
‫بازرسی که دستور داد بهت تیراندازی بشه

314
00:23:14,040 --> 00:23:17,040
‫ولی نترس . حسابی تفتیش‌ـش کردیم

315
00:23:17,120 --> 00:23:20,440
‫و الان دیگه مسلح نیست
‫لطفاً خیلی باظرافت باهاش صحبت کن

316
00:23:21,040 --> 00:23:26,160
‫چون "آرتورو" خیلی آدم احساساتی‌ـه
‫و اخیراً هم یه مقداری آسیب دیده

317
00:23:27,120 --> 00:23:28,520
‫چطوری "آرتورو"؟

318
00:23:29,440 --> 00:23:30,760
‫روزهای بهتری هم تو زندگی‌ـم داشتم

319
00:23:31,800 --> 00:23:37,880
‫می‌خواستم از طرف نیروی پلیس
‫و خودم ازت عذرخواهی کنیم

320
00:23:39,360 --> 00:23:42,920
‫اشتباه واقعاً بزرگی کردیم
‫و امیدواریم که حال‌ـت زودتر خوب بشه

321
00:23:47,440 --> 00:23:48,360
‫صحیح

322
00:23:49,240 --> 00:23:52,000
‫- بعدی می‌تونه بیادش
‫- حالا که ما داریم حُسن‌نیت خودمون

323
00:23:52,800 --> 00:23:56,080
‫رو نشون میدیم و میذاریم با تک‌تک‌شون
‫حرف بزنی انقدر بی‌حوصلگی به خرج نده دیگه

324
00:23:56,760 --> 00:23:58,880
‫ببخشید ولی نمی‌تونم کل روز رو اینجا باشم

325
00:23:59,240 --> 00:24:02,600
‫حیف شد . تازه داشت کلی آمال و آرزو
‫به سرم میزد

326
00:24:12,960 --> 00:24:16,640
‫- یه‌دونه قیچی تونستم پیدا کنم
‫- ببخشید؟

327
00:24:16,960 --> 00:24:19,960
‫از روی ترس برداشتمش ولی اگه کسی
‫ببینه قیچی دارم ممکنه دردسر بشه برام

328
00:24:20,040 --> 00:24:21,120
‫چی داری میگی تو؟

329
00:24:21,640 --> 00:24:24,600
‫چکار داری می‌کنی؟ قایمش کن
‫اینطوری جفت‌مون رو تو بد دردسری میندازی

330
00:24:24,680 --> 00:24:25,600
‫نمی‌خوامش دیگه

331
00:24:25,680 --> 00:24:27,360
‫- همینجا میندازمش
‫- پرتش کن اونطرف

332
00:24:27,440 --> 00:24:29,400
‫- نمی‌خوامش
‫- لطفاً

333
00:24:29,520 --> 00:24:32,120
‫- بده به من ببینم . بده به من
‫- "آرتوریتو"

334
00:24:37,440 --> 00:24:38,520
‫راه بیفت . بیا دنبالم ببینم

335
00:24:51,040 --> 00:24:52,480
‫اون تیراندازی‌ها واسه چی بود؟

336
00:24:54,840 --> 00:24:55,760
‫خواهش می‌کنم

337
00:25:10,200 --> 00:25:11,640
‫می‌خوان همه‌مون رو یکی یکی...

338
00:25:13,680 --> 00:25:14,720
‫بِبَرَن بُکُشن

339
00:25:15,240 --> 00:25:19,840
‫گروگان‌ها یکی پس از دیگری میومدن
‫پایین و با بازرس صحبت می‌کردن

340
00:25:20,000 --> 00:25:22,120
‫به نظرت باهات خوب رفتار میشه؟

341
00:25:22,200 --> 00:25:23,400
‫شکایتی ندارم والا

342
00:25:23,560 --> 00:25:26,720
‫دقیقاً همونطوری که بچه‌ها توی مرکز خرید
‫صف می‌کشن که با "بابانوئل" صحبت کنن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">موقع کریسمس صف می‌کشن)
‫(آرزوهاشون رو به بابانوئل بگن</font>

343
00:25:26,880 --> 00:25:29,960
‫- تونستی بخوابی؟
‫- بله . تونستم استراحت کنم

344
00:25:38,360 --> 00:25:40,000
‫این یکی یاد عمه‌ـم میندازه من رو

345
00:25:41,840 --> 00:25:42,880
‫اگرچه عمه‌ـم مُرده

346
00:25:45,320 --> 00:25:46,560
‫قهوه‌ـت رو خوردی؟

347
00:26:03,360 --> 00:26:06,760
‫بعدی که میاد رو خیلی دوستش دارم
‫حسابی بچه ساکتی‌ـه

348
00:26:20,920 --> 00:26:25,000
‫اگه چیزی در مورد شلیکی که بهت شده
‫بهشون بگی حسابی تو دردسر میفتی . فهمیدی؟

349
00:26:28,360 --> 00:26:30,120
‫- مونیکا"؟"
‫- بله

350
00:26:31,120 --> 00:26:32,480
‫حال‌ـت خوبه؟

351
00:26:33,720 --> 00:26:35,040
‫خب ، یه‌کمی سرگیجه دارم

352
00:26:38,080 --> 00:26:39,360
‫چون حامله‌ـم

353
00:26:41,560 --> 00:26:47,080
‫- ببخشید می‌پُرسم ولی تو بودی که
‫قرص سِقط جنین می‌خواستی؟
‫- بله

354
00:26:48,840 --> 00:26:51,440
‫بله . خودم بودم
‫ولی نظرم عوض شده

355
00:26:54,800 --> 00:26:57,400
‫نمیدونم بالاخره می‌تونم از اینجا
‫خارج بشم یا نه

356
00:26:58,840 --> 00:27:02,240
‫اگه هم خارج بشم نمیدونم آدم مناسبی
‫واسه مراقبت از این بچه هستم یا نه

357
00:27:02,640 --> 00:27:04,760
‫ولی فعلاً دوست دارم
‫بچه‌ـم رو نگه دارم

358
00:27:09,720 --> 00:27:10,600
‫تو می‌تونی

359
00:27:14,560 --> 00:27:19,480
‫مهم نیست چقدر شرایط سخت بشه
‫بچه‌ها همیشه خیر و برکت میارن به زندگی

360
00:27:20,160 --> 00:27:22,640
‫مشکل وقتی به‌وجود میاد
‫که این بچه‌ها بزرگ میشن

361
00:27:31,520 --> 00:27:34,600
‫بازرس ، اگه هیچی هم ندونم حداقل
‫در مورد زن و بچه یه چیزهایی میدونم

362
00:27:35,200 --> 00:27:38,760
‫واسه همین اونی که قراره مامان بشه لازم نیست
‫نگران باشه چون حسابی ازش مراقبت میشه

363
00:27:38,840 --> 00:27:40,600
‫بعدی لطفاً

364
00:28:01,360 --> 00:28:02,920
‫مونیکا" ، حال‌ـت خوبه؟"

365
00:28:04,400 --> 00:28:06,320
‫تو رو هم بُردن که با بازرس حرف بزنی؟

366
00:28:06,400 --> 00:28:08,720
‫- چی بهت گفت؟
‫- حالم رو پرسید

367
00:28:08,800 --> 00:28:11,620
‫اینکه به اندازه‌ی کافی استراحت می‌کنم یا نه
‫اینا هم ازم خواستن که

368
00:28:11,700 --> 00:28:14,360
‫- در مورد زخم چیزی نگم
‫- اونا دنبال اینن که ببینن زنده‌ایم یا نه

369
00:28:14,420 --> 00:28:16,720
‫- خدا رو شکر همه‌مون خوبیم
‫- نه . خدا رو شکر کدومه . نه

370
00:28:16,800 --> 00:28:19,080
‫کاملاً برعکس
‫اگه بفهمن که یه کدوم‌مون زنده نیستیم

371
00:28:19,160 --> 00:28:21,280
‫متوجه میشن که یه مشکلی
‫این وسط وجود داره

372
00:28:21,400 --> 00:28:23,640
‫مجبور میشن که بیان داخل ساختمون

373
00:28:30,480 --> 00:28:31,680
‫"گوش کن "الیسون

374
00:28:32,840 --> 00:28:35,320
‫فقط تو می‌تونی ما رو از اینجا ببری بیرون
‫تو باید ناپدید بشی

375
00:28:35,400 --> 00:28:36,980
‫تا نتونن ثابت کنن که همه‌مون زنده‌ایم

376
00:28:37,040 --> 00:28:39,360
‫- یه گاوصندوق مخفی هستش
‫- نه

377
00:28:39,440 --> 00:28:42,000
‫فقط باید واردش بشی و از داخل قفلش کنی

378
00:28:42,080 --> 00:28:44,600
‫- یه سری عدد هم هست
‫- ولی من که نمی‌تونم همچین کاری کنم

379
00:28:44,760 --> 00:28:48,120
‫تو امان‌نامه‌شون هستی . اگه نتونن
‫ثابت کنن که تو زنده‌ای

380
00:28:48,280 --> 00:28:51,560
‫اونا هم مجبور میشن وارد ساختمون بشن
‫تا بتونن تو رو پیدا کنن

381
00:28:51,640 --> 00:28:53,520
‫باید این‌کار رو انجام بدی . خیلی راحته

382
00:28:53,760 --> 00:28:59,520
‫- ۲۹۱۷۵۲۳۲ . می‌تونی حفظش کنی؟
‫- ...۲۹۱۳۷

383
00:28:59,600 --> 00:29:02,040
‫- ۲۹۱۷۵
‫- ...۲۹۱۷

384
00:29:02,280 --> 00:29:04,760
‫- ۵
‫- ۲۹۱۷۵۳۷۲

385
00:29:04,840 --> 00:29:08,120
‫- ۲۹۱۷۵۲۳۲
‫- ...۲۹۱۳۷

386
00:29:08,200 --> 00:29:10,280
‫- ...۲۹۱۷۵
‫- "آرتورو" ، ولش کن دیگه

387
00:29:11,040 --> 00:29:13,560
‫ولش کن . نمی‌بینی هیچ
‫شانسی در برابرشون نداریم؟

388
00:29:13,640 --> 00:29:16,240
‫- من تیر خوردم . تو...
‫- همه چیز درست میشه . بهت قول میدم

389
00:29:18,080 --> 00:29:20,240
‫من تونستم یه قیچی پیدا کنم
‫گوش کن

390
00:29:20,920 --> 00:29:21,800
‫اگه بهت حمله کردن

391
00:29:21,880 --> 00:29:23,800
‫- با این قیچی از خودت دفاع کن
‫- چی داری میگی؟

392
00:29:23,880 --> 00:29:25,760
‫- این رو پیش خودت نگه‌دار
‫- نمی‌خوامش

393
00:29:33,160 --> 00:29:34,640
‫بهم گفتن زخم‌ـت باز شده

394
00:29:35,600 --> 00:29:37,840
‫سعی کردم لَنگ نزنم
‫که نفهمن زخمی شدم

395
00:29:38,000 --> 00:29:39,480
‫اون‌موقع یکی از بخیه‌هام باز شد

396
00:29:40,600 --> 00:29:42,280
‫مشکلی نداری یه نگاه بندازم؟

397
00:29:43,040 --> 00:29:43,920
‫نه

398
00:29:48,440 --> 00:29:49,840
‫حتماً باید لباس‌ـش رو دربیاره؟

399
00:29:49,920 --> 00:29:52,240
‫اون‌موقع انتظار داری چطوری
‫زخمم رو درست کنه؟

400
00:30:01,440 --> 00:30:03,040
‫اون سکه‌های دوقلو رو می‌بینی؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(سکه‌ی طلایی معروف اسپانیایی)</font>

401
00:30:04,720 --> 00:30:07,160
‫اینا رو از توی شکم
‫یه ملوان اسپانیایی پیدا کردن

402
00:30:08,000 --> 00:30:09,000
‫مومیایی شده بود

403
00:30:10,720 --> 00:30:13,400
‫ظاهراً ناخدا فهمیده بود که این ملوان
‫داره یه بخشی از محموله‌ای

404
00:30:13,480 --> 00:30:15,840
‫که از جزایر جنوب‌شرقی آسیا
‫می‌بَرَن رو میدزده

405
00:30:16,800 --> 00:30:20,000
‫ناخدا ملوان رو مجبور کرد تموم سکه‌هایی که
‫قایم کرده رو یکی یکی قورت بده

406
00:30:20,080 --> 00:30:21,640
‫بعدشم انداختش توی دریا تا غرق بشه

407
00:30:22,400 --> 00:30:25,360
‫میدونی اگه ما بخوایم یه چنین مجازاتی رو
‫در نظر بگیریم چی میشه؟

408
00:30:26,480 --> 00:30:29,640
‫اینطوری آخرش شبیه کمددیواری‌های
‫۶در میشیم ، نه؟

409
00:30:35,880 --> 00:30:37,720
‫خیلی بامزه‌ای بازرس

410
00:30:37,800 --> 00:30:39,880
‫"نیومدم اینجا جوک بگم "فونولوسا

411
00:30:40,240 --> 00:30:41,920
‫هنوز ۱۱تا پلیس موندن که باید ببینم‌شون

412
00:30:42,000 --> 00:30:44,640
‫۱۱تا مأمور امنیتی باقی موندن
‫و ۳تا نوجوون دیگه هم هستن

413
00:30:44,720 --> 00:30:46,040
‫"که یکی‌شون هم میشه "الیسون پارکر

414
00:30:46,120 --> 00:30:49,080
‫خواهش می‌کنم . یه‌کمی باید این استرس
‫رو بذاری کنار . انقدر بی‌حوصله نباش دیگه

415
00:30:50,240 --> 00:30:52,360
‫دسر رو همیشه بعد از غذا می‌خورن

416
00:30:52,640 --> 00:30:55,800
‫صحیح ولی گویا این دسر خیلی داره
‫طول می‌کشه که آماده بشه

417
00:30:55,880 --> 00:30:58,160
‫نگرانم نکنه یه‌موقع
‫سوءهاضمه بگیرم

418
00:30:58,720 --> 00:31:00,080
‫می‌خوام همین الان "پارکر" رو ببینم

419
00:31:01,120 --> 00:31:02,360
‫داره آماده میشه

420
00:31:03,480 --> 00:31:06,480
‫میدونی که نوجوونا چطوری هستن
‫همیشه می‌خوان خودشون رو خوشگل کنن

421
00:31:07,000 --> 00:31:09,400
‫فکر می‌کنم آخرش این قضیه به‌خاطر
‫همون عدم اطمینانی هست

422
00:31:09,480 --> 00:31:12,000
‫که یه سری از خانم‌ها تو کل زندگی‌شون
‫باهاش سر و کار دارن

423
00:31:16,920 --> 00:31:18,040
‫سگ‌ها چه مرگ‌شون‌ـه؟

424
00:31:18,120 --> 00:31:19,840
‫هلسینکی" از تو قفس دَرِشون‌آورده"

425
00:31:20,000 --> 00:31:21,040
‫بلند شو

426
00:31:24,840 --> 00:31:29,240
‫اخم‌هاتون رو باز کنین . رئیس‌تون اومده
‫به دیدن‌تون . زود باشین بلند بشین

427
00:31:29,760 --> 00:31:33,000
‫توی اون سکوت بازرس "موریو" می‌تونست
‫صدای دستگاه‌هایی که دارن با تموم

428
00:31:33,080 --> 00:31:35,760
‫ظرفیت‌شون اسکناس چاپ می‌کنن رو بشنوه

429
00:31:35,920 --> 00:31:38,160
‫اون‌موقع فهمید که ما چطوری فریبش دادیم

430
00:31:38,480 --> 00:31:40,560
‫فهمید که اون تیراندازی ساختگی بوده

431
00:31:40,640 --> 00:31:42,880
‫و وارد شدنش به موزه فقط و فقط
‫به ما کمک کرده

432
00:31:42,960 --> 00:31:46,600
‫تا بتونیم از عدم آگاهی‌ـش سوءاستفاده کنیم
‫و ۲ ساعت زمانِ بیشتر بخریم

433
00:31:46,760 --> 00:31:50,280
‫که در نتیجه توی این زمان تونستیم
‫۱۶ میلیون یوروی دیگه هم چاپ کنیم

434
00:31:51,160 --> 00:31:56,520
‫پروفسور» راست می‌گفت»
‫توی سرقت ارزشمندترین چیز زمان‌ـه

435
00:31:56,680 --> 00:32:00,200
‫توی اون جلسات اول بهتون گفته بودم
‫که یه‌جورایی کاری که داریم انجام میدیم

436
00:32:00,280 --> 00:32:01,840
‫دزدی به حساب نمیاد

437
00:32:02,480 --> 00:32:05,340
‫بهتون گفته بودم قرار نیست هیچ چیزی
‫از کسی دزدی کنیم . درسته؟

438
00:32:06,560 --> 00:32:07,440
‫خیلی‌خب

439
00:32:09,800 --> 00:32:11,000
‫بهتون دروغ گفتم

440
00:32:12,440 --> 00:32:14,680
‫چون یه چیزی هست که باید ازشون بدزدیم

441
00:32:16,320 --> 00:32:19,080
‫اونم وقتِ پلیس هست که باید بدزدیم

442
00:32:20,280 --> 00:32:21,760
‫یه مقداری پنیر میذاریم توی تله

443
00:32:22,480 --> 00:32:25,040
‫اونا هم طعمه رو می‌گیرن و ما هم
‫می‌کِشونیم‌شون به سمت بن‌بست

444
00:32:26,120 --> 00:32:28,480
‫اونا هم اینطوری دیگه نمی‌تونن روی
‫هدف اصلی‌شون متمرکز بشن

445
00:32:28,560 --> 00:32:32,800
‫که هدف اصلی‌شون هم اینه که همه‌مون رو از
‫ساختمون بکشن بیرون و زمانی که ما تونستیم

446
00:32:33,320 --> 00:32:34,480
‫وقت و توجه‌شون رو جلب کنیم

447
00:32:35,800 --> 00:32:38,380
‫تنها کاری که بعدش باید بکنیم اینه که
‫طولانی‌ترش کنیم

448
00:32:38,840 --> 00:32:41,240
‫کِشِش بدیم طوری که انگار آدامس جویدنی‌ـه

449
00:32:42,120 --> 00:32:44,460
‫حین این قضیه دستگاه‌ها هم
‫بی‌وقفه دارن کارِ خودشون رو می‌کنن

450
00:32:46,920 --> 00:32:47,960
‫البته اونا هم احمق نیستن

451
00:32:49,360 --> 00:32:52,360
‫بالاخره یه زمانی فرا میرسه که
‫می‌فهمن همه‌ی این‌کارها یه بازی‌ـه

452
00:32:52,440 --> 00:32:55,280
‫می‌فهمن که همه‌ی این‌کارها فقط واسه‌ی
‫این بوده که حواس‌شون رو پرت کرده باشیم

453
00:32:55,360 --> 00:32:57,240
‫تا بتونیم پول‌هامون رو چاپ کنیم

454
00:32:59,000 --> 00:33:01,880
‫حتی اون‌موقع هم دیگه کاری از
‫دست‌شون برنمیاد که انجام بدن

455
00:33:03,120 --> 00:33:07,360
‫چون وظیفه‌شون اینه که این قضیه‌ی
‫سرقت با گروگان‌ها رو بدون هیچ خسارتی حل کنن

456
00:33:10,320 --> 00:33:11,480
‫ساده به‌نظر میرسید

457
00:33:12,520 --> 00:33:15,020
‫البته شاید اگه یه بازرس
‫دیگه‌ای روی پرونده کار می‌کرد

458
00:33:15,400 --> 00:33:17,760
‫ولی "راکِل" زنی در دنیای مردها بود

459
00:33:18,440 --> 00:33:20,720
‫یه مادر تنها بود که می‌خواست طلاق بگیره

460
00:33:21,640 --> 00:33:24,280
‫یه زنی که تونسته سوءاستفاده‌های
‫شوهرش رو تحمل کنه

461
00:33:25,600 --> 00:33:29,040
‫"و اونجا جلوی "برلین
‫خیلی راحت بود

462
00:33:30,000 --> 00:33:32,560
‫مثله یه معلمی بود که جلوی
‫شاگردهای خیره‌سرش وایساده

463
00:33:33,440 --> 00:33:36,720
‫اونم نمی‌خواست همینطوری وایسه تا
‫برلین" بازیش بده دیگه"

464
00:33:41,080 --> 00:33:44,760
‫این‌دفعه یه نوار مخصوص پوستی رو بستم برات
‫که دیگه لازم نباشه بخیه بزنی

465
00:33:44,840 --> 00:33:45,800
‫آره . بهتر شد

466
00:33:45,880 --> 00:33:47,480
‫حالا واسه ما جراح هم شدی دیگه؟

467
00:33:49,200 --> 00:33:52,600
‫حداقل دستات رو قبلش شُستی دیگه ، نه؟

468
00:33:53,280 --> 00:33:57,480
‫البته که شُستم "آرتوریتو" . تا یه مُشت تمیز
‫بخوابونم توی اون کَله‌ی گندیده‌ی گاییده‌شده‌ـت

469
00:33:57,920 --> 00:34:00,720
‫یه‌کمی سرم داره گیج میره
‫میشه برگردم همونجایی که قبلاً بودم

470
00:34:00,800 --> 00:34:02,280
‫- تا یه‌کمی استراحت کنم و...
‫- آره

471
00:34:19,960 --> 00:34:22,240
‫گوش کن "الیسون" . دیگه بحث نکن

472
00:34:22,960 --> 00:34:26,480
‫ازت می‌خوام که انجامش بدی . ازت می‌خوام که
‫به‌خاطر همه‌مون هم که شده این‌کار رو انجام بدی

473
00:34:27,520 --> 00:34:30,240
‫یعنی می‌خوای همه‌ی اون همکلاسی‌هات
‫مثله سگ بیفتن روت و بزنن‌ـت؟

474
00:34:30,320 --> 00:34:31,580
‫تو چی میدونی آخه؟

475
00:34:32,120 --> 00:34:34,600
‫من چی میدونم؟
‫دیدم چطوری بهت می‌خندن

476
00:34:34,920 --> 00:34:37,240
‫چطوری پشت سرت یواشکی حرف میزنن
‫دیدم‌شون

477
00:34:37,640 --> 00:34:40,300
‫دیدم چطوری باهات رفتار می‌کنن
‫طوری که انگار یه آدم دوزاری هستی

478
00:34:41,320 --> 00:34:45,760
‫ولی همه‌ی این مسائل رو می‌تونی عوض کنی
‫همین امروز و همین حالا . دست خودته

479
00:34:46,560 --> 00:34:49,080
‫این امکان رو داری که بتونی
‫سرنوشت خودت رو تغییر بدی

480
00:34:50,400 --> 00:34:52,560
‫ولی واسه این‌کار باید طبق
‫نقشه‌ی من پیش بری . باشه؟

481
00:34:59,120 --> 00:35:01,440
‫پس می‌تونی به‌طور کلی بگی
‫سالم و سلامتی دیگه؟

482
00:35:03,120 --> 00:35:05,280
‫بله . میشه اینطور گفت

483
00:35:07,200 --> 00:35:10,880
‫هلسینکی" ، لطفاً ببرش توی اتاقش"

484
00:35:14,000 --> 00:35:17,960
‫خیلی‌خب ، همه‌ی گروگان‌ها رو دیدم
‫"غیر از "الیسون پارکر

485
00:35:18,840 --> 00:35:20,600
‫فکر کنم نوبت اون باشه دیگه ، نه؟

486
00:35:26,720 --> 00:35:27,800
‫اگه نیاد اینجا چی؟

487
00:35:29,680 --> 00:35:30,680
‫بهمون دستبند میزنی؟

488
00:35:32,360 --> 00:35:35,160
‫هی خانم‌ها ، خواهش می‌کنم آروم بگیرین

489
00:35:35,840 --> 00:35:38,400
‫یه‌کمی واسه درآوردن بیکینی‌هاتون
‫و اینکه به جونِ هم بیفتید زوده

490
00:35:39,560 --> 00:35:43,960
‫ببینید ، از وقتی من اومدم اینجا
‫فقط شنیدم حرفای احمقانه بزنی

491
00:35:45,960 --> 00:35:48,600
‫یه‌کم انتظار داشتم حداقل پخته‌تر حرف بزنی
‫اونم باتوجه به اینکه...

492
00:35:48,680 --> 00:35:50,800
‫چقدر؟ تا ۷ ماه دیگه زنده می‌مونی؟

493
00:35:52,240 --> 00:35:53,360
‫این چی داره میگه؟

494
00:35:55,560 --> 00:35:58,520
‫- اینجا چه خبره؟
‫- بیماری ماهیچه‌آسیبی "هِلمِر" داره

495
00:35:58,920 --> 00:36:01,240
‫یه بیماری شدیداً فلج‌کننده و کُشنده

496
00:36:02,320 --> 00:36:06,560
‫که واسه‌ی اون بیمار بین ۱۴ تا ۲۵ ماه
‫زمان واسه زنده موندن باقی میذاره

497
00:36:09,120 --> 00:36:11,800
‫دیگه تا الان عضلاتش باید ضعیف شده باشن

498
00:36:11,880 --> 00:36:15,640
‫چیزی که باعث انقباض و لرزش
‫ناگهانی دست‌هاش میشه

499
00:36:18,560 --> 00:36:21,960
‫دقت کردی که گرفتن اسلحه توی دست‌ـت
‫مُدام برات سخت‌تر و سخت‌تر میشه؟

500
00:36:38,720 --> 00:36:40,040
‫ببین پام رو توی چه قضیه‌ای گذاشتم

501
00:36:41,520 --> 00:36:45,760
‫فکر نمی‌کردم بین‌تون رمز و رازی باشه
‫فکر می‌کردم شماها دوست و رفیقین

502
00:36:48,400 --> 00:36:51,440
‫همین الان می‌خوام "الیسون پارکر" رو ببینم

503
00:36:53,600 --> 00:36:56,560
‫می‌تونم یه لحظه برم دستشویی؟
‫خواهش می‌کنم . یه مقداری عجله‌ای‌ـه

504
00:36:59,320 --> 00:37:00,200
‫زود برو

505
00:37:05,440 --> 00:37:07,720
‫کرکس ۳" ، حرکتی می‌بینی؟"

506
00:37:08,440 --> 00:37:10,760
‫- در ورودی خبری نیست
‫- باشه

507
00:37:20,640 --> 00:37:21,520
‫"آقای "برلین

508
00:37:23,400 --> 00:37:24,640
‫می‌تونم باهاتون حرف بزنم؟

509
00:37:45,840 --> 00:37:48,260
‫می‌خواستم بهتون بگم که فکر می‌کنم
‫الان حالم نسبتاً بهتر شده

510
00:37:48,340 --> 00:37:51,300
‫و الان اضطرابم کمتر شده و دوست داشتم
‫برم پایین پیش بقیه‌ی گروگان‌ها باشم

511
00:37:51,800 --> 00:37:53,800
‫اینجا جات خوب نیست؟ یعنی مشکلی داری؟

512
00:37:54,120 --> 00:37:56,600
‫نه . خیلی هم خوبه . منم خوبم

513
00:37:56,680 --> 00:38:00,960
‫واسه همین بود که فکر کردم
‫شاید بتونم توی یه سری کارها کمک کنم

514
00:38:01,040 --> 00:38:03,240
‫- توی کارهایی که به بقیه واگذار شده
‫- "بگو ببینم "آریادنا

515
00:38:03,320 --> 00:38:05,760
‫- چه کمکی از دست‌ـت برمیاد؟
‫- هر چیزی ، هر کاری

516
00:38:06,400 --> 00:38:08,720
‫آشپزی ، حفاری زمین

517
00:38:08,880 --> 00:38:11,040
‫فکر کنم دارین یه تونل می‌کَنین دیگه یا...

518
00:38:13,040 --> 00:38:14,320
‫می‌تونی یه‌کمی بیای نزدیک‌تر؟

519
00:38:17,000 --> 00:38:19,480
‫حفاری کردن با این دستا جنایت‌ـه

520
00:38:20,840 --> 00:38:22,680
‫تازه‌ـشم کلی آدم واسه اینجور کارها داریم

521
00:38:22,840 --> 00:38:25,440
‫تازه یه سری رو هم واسه چاپ پول داریم

522
00:38:26,800 --> 00:38:30,360
‫یه سری آدم واسه منتقل کردن پولا گذاشتیم
‫راستش رو بخوای واسه هر کاری آدم داریم

523
00:38:33,680 --> 00:38:36,480
‫دیشب "سیلویا" رو بردین و بعدشم
‫ما صدای تیراندازی رو شنیدیم

524
00:38:38,240 --> 00:38:40,800
‫دیگه بیشتر از این نمی‌تونم تحمل کنم
‫خواهش می‌کنم . باید برم بیرون

525
00:38:41,680 --> 00:38:42,760
‫همه همینطورن

526
00:38:44,680 --> 00:38:47,160
‫نگرانی ، استرس ، اضطراب

527
00:38:49,480 --> 00:38:53,800
‫مثلاً من خودم همین الان
‫قطعاً میدونم که

528
00:38:53,880 --> 00:38:55,800
‫از اینجا قرار نیست زنده خارج بشم

529
00:38:57,320 --> 00:39:00,720
‫منم وقتی همسن تو بودم فکر می‌کردم
‫می‌تونم کل دنیا رو بگیرم

530
00:39:02,080 --> 00:39:04,400
‫که دیگه قرار نیست به زندگی فلاکت‌بارم برگردم

531
00:39:04,480 --> 00:39:06,840
‫و اینکه قرار نیست دیگه از چیزی پشیمون بشم

532
00:39:07,160 --> 00:39:11,760
‫ولی یه روز بی‌خبر دیگه
‫دست از همه چیز می‌کِشی

533
00:39:12,800 --> 00:39:15,360
‫آره و بهتره که خودت
‫دست از همه چیز بِکِشی

534
00:39:15,440 --> 00:39:19,000
‫حالا ممکنه به این خاطر باشه که اخراج‌ـت
‫کرده باشن یا از آپارتمان‌ـت بیرون‌ـت کرده باشن

535
00:39:19,600 --> 00:39:21,640
‫لازم نیست که حتماً یگان‌ویژه
‫سمت‌ـت تیراندازی کنن

536
00:39:21,640 --> 00:39:25,440
‫مسئله اینه که من به‌خاطر
‫شلیک یه گلوله دست از همه چیز کِشیدم

537
00:39:26,560 --> 00:39:30,360
‫بخوام دقیق‌تر بگم همون گلوله‌ای بود که با
‫چشمای خودم دیدم توی قلب دوست‌پسرم فرو رفت

538
00:39:32,040 --> 00:39:32,960
‫برو اون بیرون

539
00:39:34,240 --> 00:39:35,800
‫و به همه‌شون بگو

540
00:39:37,080 --> 00:39:38,600
‫که من هیچ احساسی دیگه برام نمونده

541
00:39:40,600 --> 00:39:42,720
‫اونا هم می‌تونن بیان داخل و تیراندازی کنن

542
00:39:44,000 --> 00:39:44,880
‫و من رو بگیرن

543
00:39:46,200 --> 00:39:48,360
‫قربان ، واحدها منتظرن که
‫در صورت نیاز مداخله کنن

544
00:39:48,520 --> 00:39:51,240
‫- چرا انقدر داره طولش میده؟
‫- منتظر دستور هستیم

545
00:39:52,640 --> 00:39:55,480
‫وقتی که "موسولینی" داشت
‫توی جنگ‌جهانی دوم می‌باخت

546
00:39:55,560 --> 00:39:58,680
‫یه ابر سیاه خیلی بزرگ نمیذاشت
‫که بتونه درست فکر کنه

547
00:39:59,600 --> 00:40:03,880
‫فهمید تنها چیزی که می‌تونه تحملش
‫رو نسبت به این چیزها بیشتر کنه سکس‌ـه

548
00:40:06,080 --> 00:40:09,520
‫یه‌دونه فاحشه گذاشته بود
‫توی یه اتاق کنار دفترش

549
00:40:11,040 --> 00:40:15,480
‫که بعضی‌وقت‌ها میرفت سراغش تا
‫اون فاحشه بتونه بهش انرژی بده

550
00:40:17,600 --> 00:40:19,840
‫خب ، منم می‌تونم کمکت کنم
‫مشکلات‌ـت رو حل کنی

551
00:40:20,000 --> 00:40:22,920
‫فکر می‌کنی من بتونم با زنی باشم
‫که علیرغم میل باطنی‌ـش

552
00:40:23,000 --> 00:40:24,400
‫بخواد بیاد پیشم؟

553
00:40:25,480 --> 00:40:28,160
‫یعنی فکر می‌کنی حاضرم کسی
‫رو اینطوری تحقیر کنم؟

554
00:40:30,160 --> 00:40:31,560
‫واقعاً خودمم می‌خوام

555
00:40:33,120 --> 00:40:34,000
‫یه امتحان بکن

556
00:40:35,360 --> 00:40:36,740
‫"بذار در اختیارت باشم آقای "برلین

557
00:40:36,820 --> 00:40:39,140
‫آخه من نمیدونم که
‫اصلاً خودم می‌خوام باهات باشم یا نه

558
00:40:39,920 --> 00:40:42,080
‫چرا باید از یکی مثله تو خوشم بیاد؟

559
00:40:44,600 --> 00:40:46,920
‫چرا یه‌کمی برام نمیرقصی که ببینمت؟

560
00:40:51,680 --> 00:40:52,560
‫برقص

561
00:41:03,320 --> 00:41:06,480
‫از نظر "آریادنا" سکس داشتن با
‫سردسته‌ی گروگانگیرها

562
00:41:06,560 --> 00:41:08,640
‫حتمی‌ترین راه نجات زندگی‌ـش تلقی می‌شد

563
00:41:09,840 --> 00:41:12,860
‫ولی چیزی که نمیدونست این بود که
‫اصلاً اون‌موقع خطری تهدیدش نمی‌کرد

564
00:41:13,600 --> 00:41:17,760
‫به همون اندازه تلاش "الیسون" واسه
‫فرار کردن هم بی‌نتیجه بود

565
00:41:19,040 --> 00:41:21,800
‫اینکه حتی فکرش رو بکنه که بخواد
‫از دست یکی مثله "نایروبی" فرار کنه

566
00:41:24,200 --> 00:41:27,440
‫شاید ناامیدی و بیچارگی باعث بشه
‫یه نفر چنین فکرهایی به ذهنش برسه

567
00:41:28,400 --> 00:41:31,760
‫و خب ، نباید عزم‌ قوی‌ این ۲تا موجودِ احمق رو
‫واسه چسبیدن به زندگی فراموش کرد

568
00:42:06,000 --> 00:42:07,920
‫"کثافت..."الیسون

569
00:42:08,280 --> 00:42:09,640
‫"الیسون"

570
00:42:14,880 --> 00:42:16,040
‫"الیسون"

571
00:43:10,400 --> 00:43:13,120
‫- سلام "سالوا" ، حال‌ـت چطوره؟
‫- خوبم

572
00:43:13,200 --> 00:43:15,160
‫میدونی ، توی محله بودم و...

573
00:43:15,240 --> 00:43:18,180
‫هیچی دیگه . دیدم وارد اینجا شدی و به
‫" خودم گفتم : " نکنه این «سالوا» بود؟

574
00:43:18,260 --> 00:43:19,760
‫که الان دیگه فهمیدم خودت بودی

575
00:43:19,920 --> 00:43:21,400
‫اشکالی نداره بیام تو؟

576
00:43:23,160 --> 00:43:24,480
‫- الان؟
‫- آره لطفاً

577
00:43:26,560 --> 00:43:28,640
‫حتماً . بیا داخل . بیا تو

578
00:43:33,400 --> 00:43:35,720
‫چه جای خوبی داری اینجا

579
00:43:37,480 --> 00:43:38,680
‫ببخشید مزاحمت شدم

580
00:43:38,760 --> 00:43:41,760
‫ولی می‌خواستم اون شراب سیبی
‫که قولش رو بهم داده بودی رو یه محک بزنم

581
00:43:42,880 --> 00:43:44,240
‫حتماً رفیق . الان برات میارم

582
00:43:54,520 --> 00:43:55,960
‫ممنون . به سلامتی

583
00:44:02,640 --> 00:44:05,440
‫بهت که گفته بودم آماتورم
‫حرفه‌ای نیستم

584
00:44:05,520 --> 00:44:09,080
‫نه . بد نیست . اصلاً هم بد نیست
‫راستش رو بخوای یه‌کمی تلخ‌ـه

585
00:44:09,960 --> 00:44:11,000
‫یه چیزی

586
00:44:14,480 --> 00:44:16,020
‫وضعیت‌ـت با "راکِل" چطور پیش میره؟

587
00:44:17,840 --> 00:44:20,480
‫- همدیگر رو دیدین دیگه ، نه؟
‫- خب ، بذار اینطوری بگم

588
00:44:20,800 --> 00:44:22,920
‫اونطور که فکر می‌کنی
‫هنوز همدیگر رو ندیدیم ولی...

589
00:44:23,000 --> 00:44:26,600
‫یعنی باهم بعضی‌وقت‌ها صحبت داشتیم
‫و الانم که با همدیگه برای امشب قرار گذاشتیم

590
00:44:26,680 --> 00:44:27,920
‫- صحیح ولی...
‫- حتماً

591
00:44:28,000 --> 00:44:30,400
‫یه وابستگی هم بین‌مون ایجاد شده
‫خصوصاً از سمت من

592
00:44:30,480 --> 00:44:32,920
‫از نظرم "راکِل" زنِ جذاب و گیرایی‌ـه

593
00:44:33,480 --> 00:44:34,960
‫در واقع به سختی همدیگر رو می‌شناسیم

594
00:44:35,040 --> 00:44:37,600
‫اگه قراره این آبجو رو بهش بدی
‫بهتره یه‌کمی روش کار کنی

595
00:44:38,680 --> 00:44:41,760
‫اگه ۳تا شات از این بهش بدی
‫دلپیچه می‌گیره

596
00:44:42,320 --> 00:44:45,080
‫اون‌موقع دیگه قرارتون به فنا میره ، نه؟

597
00:44:45,240 --> 00:44:47,600
‫آره . راست میگی
‫از بابت توصیه‌ـت خیلی ممنونم

598
00:44:47,760 --> 00:44:50,080
‫احتمالاً دلیلش اینه که سیب‌ها رو
‫اونجا گذاشتی که خشک بشن

599
00:44:50,160 --> 00:44:51,040
‫- جدی؟
‫- آره

600
00:44:51,520 --> 00:44:53,080
‫اونجا رطوبتش زیاده ، نه؟

601
00:45:11,480 --> 00:45:15,680
‫سیلِن" ، بدون اون میکروفن نمی‌تونن"
‫بفهمن حالم خوبه یا نه

602
00:45:17,720 --> 00:45:19,720
‫یگان‌های ۲ و ۳ ، گوش به زنگ باشید

603
00:45:19,800 --> 00:45:22,160
‫- ۹دقیقه‌ی دیگه
‫- توی موقعیت قرار بگیرید

604
00:45:23,720 --> 00:45:27,280
‫- شاید باید یه بخاری بگیرم
‫- خب ، اینطوری ممکنه فاسد بشن

605
00:45:27,840 --> 00:45:29,680
‫باید یه جای دیگه بذاری‌شون

606
00:45:45,560 --> 00:45:46,440
‫ببین...

607
00:45:47,760 --> 00:45:51,800
‫من واسه اینکه بتونم جلوی یه کُشت و کُشتار
‫رو بگیرم مجبورم برم بیرون . می‌فهمی؟

608
00:45:56,200 --> 00:45:57,040
‫بگیر بشین

609
00:45:58,760 --> 00:45:59,920
‫۴دقیقه‌ی دیگه

610
00:46:00,240 --> 00:46:02,680
‫فهمیدی چی گفتم یا نفهمیدی؟
‫میگم بشین

611
00:46:06,600 --> 00:46:08,400
‫"الیسون" ، "الیسون" ، "الیسون"

612
00:46:11,360 --> 00:46:14,720
‫اینجا ۱۰۰۰۰ متر مربع‌ـه
‫آخه کی میدونه الان کدوم گوری رفته؟

613
00:46:18,120 --> 00:46:19,000
‫معذرت می‌خوام

614
00:46:20,360 --> 00:46:21,240
‫الو؟

615
00:46:24,840 --> 00:46:26,960
‫میرم به «پروفسور» زنگ بزنم
‫تو دنبالش بگرد

616
00:46:29,240 --> 00:46:32,000
‫آماده شده؟ خوبه
‫قاضی هم امضاءـش کرده؟

617
00:46:33,600 --> 00:46:36,400
‫خیلی‌خب ، عالیه
‫الان راه میفتم برم اونجا . ممنون

618
00:46:37,760 --> 00:46:39,880
‫باید من رو ببخشی
‫باید برم به کارَم برسم

619
00:46:40,480 --> 00:46:41,360
‫خیلی بد شد که

620
00:46:42,840 --> 00:46:45,200
‫- نمی‌خواید یه بطری برای خودتون ببرین؟
‫- نه . ممنون

621
00:46:49,600 --> 00:46:52,800
‫نه بابا . جواب نمیدم . آخه کی دیگه
‫این روزها از خط تلفن ثابت استفاده می‌کنه؟

622
00:46:52,880 --> 00:46:53,760
‫باشه

623
00:47:02,520 --> 00:47:05,400
‫طبقه‌ی دوم ، دفتر ۱۷
‫توی گاوصندوق رفته

624
00:47:18,520 --> 00:47:20,600
‫- دختره‌ی احمق
‫- نه

625
00:47:30,960 --> 00:47:32,340
‫- الیسون" ، حال‌ـت خوبه؟"
‫- آره . خوبم

626
00:47:32,420 --> 00:47:34,680
‫وقت نداریم . اگه می‌خوای
‫چیزی بهم بگی زودباش بگو

627
00:47:34,760 --> 00:47:38,200
‫مگه عجله نداشتی؟ زودباش بریم دیگه
‫ریو" ، دنبالم بیا"

628
00:47:58,840 --> 00:48:01,600
‫پیلار" ، چطوری؟ چیزی پیدا کردی؟"

629
00:48:02,240 --> 00:48:05,200
‫- آره . یه اثرانگشت پیدا کردم
‫- خب؟

630
00:48:07,520 --> 00:48:09,840
‫با هیچ‌کدوم از اثرانگشتِ
‫پلیس‌هایی که با این ماشین

631
00:48:09,920 --> 00:48:12,080
‫- رانندگی کردن مطابقت نداره
‫- یعنی چی مطابقت نداره؟

632
00:48:12,240 --> 00:48:14,600
‫- با اثرانگشت‌های دیگه هم مطابقتش دادی؟
‫- آره

633
00:48:14,680 --> 00:48:17,440
‫ولی چیزی پیدا نکردم
‫این اثرانگشت اطلاعاتش جایی توی اسپانیا

634
00:48:17,520 --> 00:48:19,120
‫- ثبت نشده
‫- که اینطور

635
00:48:20,240 --> 00:48:21,920
‫یه لطفی کن

636
00:48:22,960 --> 00:48:25,480
‫اون اثرانگشت رو ببین می‌تونی
‫روی این قاشق پیدا کنی یا نه؟

637
00:48:25,560 --> 00:48:28,420
‫به جواب که رسیدی بهم زنگ بزن
‫فرقی نداره چه ساعتی

638
00:48:28,500 --> 00:48:29,540
‫- باشه
‫- ممنون

639
00:48:29,620 --> 00:48:32,600
‫- این قاشق رو از کجا آوردی؟
‫- "آلبرتو"

640
00:48:32,680 --> 00:48:35,120
‫نکنه اسبابِ غذاخوریِ
‫گروگانگیرها رو پیدا کردی؟

641
00:48:35,200 --> 00:48:38,560
‫نه . از یه جای دیگه آوردمش
‫یه تیری‌ـه تو تاریکی

642
00:48:38,640 --> 00:48:40,120
‫میدونی که نمی‌تونیم چیزی که

643
00:48:40,200 --> 00:48:42,520
‫مهر و موم نشده یا اصالتش
‫جایی ثبت نشده رو بررسی کنیم

644
00:48:42,600 --> 00:48:44,760
‫ازت می‌خوام یه لطفی کنی و این‌کار رو
‫واسه من انجام بدی

645
00:48:46,800 --> 00:48:49,120
‫لعنتی ، خدا نکنه کسی مدیون‌ـت
‫"بشه "آنخلیتو

646
00:48:49,200 --> 00:48:51,520
‫خبر سرقت رو بیشتر از تلویزیون
‫می‌گیریم تا از شماها

647
00:48:54,960 --> 00:48:57,160
‫نگران نباش . وقتی جواب‌ها رو گرفتیم

648
00:48:57,240 --> 00:48:59,320
‫- باهات تماس می‌گیریم . باشه؟
‫- ممنون

649
00:49:00,560 --> 00:49:01,720
‫راکِل" چطوره؟"

650
00:49:02,880 --> 00:49:07,280
‫- تونسته با قضیه‌ی من کنار بیاد؟
‫- آره . کم‌کم داره کنار میاد

651
00:49:15,960 --> 00:49:19,600
‫همکارهای عزیز ، بعد از ملاحظات بسیار زیاد...

652
00:49:21,280 --> 00:49:23,260
‫می‌خواستم بابت یه چیزی
‫ازتون معذرت‌خواهی کنم

653
00:49:24,120 --> 00:49:27,880
‫اینکه باهاتون کاملاً صادق نبودم
‫بازرس راست می‌گفت

654
00:49:31,880 --> 00:49:33,820
‫من به یه بیماری کُشنده و فلج‌کننده دچار شدم

655
00:49:36,440 --> 00:49:37,760
‫خیلی سخته

656
00:49:41,040 --> 00:49:43,760
‫و منم دارم توی اون زمان محدودی
‫که دارم زندگی‌ـم رو می‌کنم ولی...

657
00:49:44,800 --> 00:49:46,800
‫تمایل ندارم که هیچ‌کدوم‌تون رو ناراحت کنم

658
00:49:48,320 --> 00:49:51,000
‫و نمی‌خوام هیچ‌کدوم‌تون برام
‫دلسوزی کنید

659
00:49:52,480 --> 00:49:54,120
‫هر چی نباشه یه بیماری‌ـه که

660
00:49:54,200 --> 00:49:57,480
‫از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر
‫فقط یه نفر ازش رنج می‌بره

661
00:49:59,520 --> 00:50:01,400
‫و این قضیه من رو به یه آدمِ
‫خیلی خاصی تبدیل می‌کنه

662
00:50:02,080 --> 00:50:04,960
‫چیزی که ازتون می‌خوام اینه که
‫"باهام جشن بگیرید . "ریو

663
00:50:16,760 --> 00:50:18,120
‫همه‌مون بالاخره یه روز می‌میریم

664
00:50:27,040 --> 00:50:28,240
‫به سلامتیِ زندگی

665
00:50:31,400 --> 00:50:32,600
‫چون الان زنده‌ایم

666
00:50:36,920 --> 00:50:39,360
‫و چون نقشه هم خیلی خوب داره پیش میره

667
00:50:45,640 --> 00:50:46,560
‫به سلامتی زندگی

668
00:50:57,240 --> 00:50:58,320
‫و به سلامتیِ نقشه‌مون

669
00:51:12,520 --> 00:51:16,480
‫اَنیبال کورتِس" ضعیف‌ترین"
‫فردِ توی گروهه

670
00:51:17,480 --> 00:51:19,920
‫اون میکروفن رو با هر نوع
‫تفتیشی می‌تونستن پیداش کنن

671
00:51:20,680 --> 00:51:25,240
‫واسه همین به واحد آزمایشگاهی
‫گفتم که یه پیامی داخلش بذارن

672
00:51:25,400 --> 00:51:27,720
‫چطوری بفهمیم پسره فیلم رو دیده یا ندیده؟

673
00:51:29,800 --> 00:51:32,640
‫سلام پسرم
‫ما یه وکیل خیلی خوب استخدام کردیم

674
00:51:32,800 --> 00:51:36,480
‫و اونم تونسته الان برات یه معامله
‫به ازای همکاری‌ـت با مقامات بگیره . این رو

675
00:51:36,840 --> 00:51:41,040
‫وقتی "اَنیبال کورتِس" خودش رو
‫تسلیم‌مون کنه می‌فهمیم که نقشه‌مون گرفته

676
00:51:42,720 --> 00:51:45,920
‫با پلیس هم صحبت کردیم و اونا هم
‫گفتن اگه خودت رو تسلیم کنی

677
00:51:46,640 --> 00:51:49,400
‫و قبول کنی که طی
‫تحقیقات همکاری داشته باشی

678
00:51:49,560 --> 00:51:52,600
‫قاضی حکمی که می‌خواد بهت بده رو
‫خیلی کم می‌کنه

679
00:51:53,000 --> 00:51:55,120
‫شاید کمتر از ۱ سال تو زندان بمونی

680
00:51:55,200 --> 00:51:57,680
‫هر کاری که بتونیم رو داریم
‫اینطرف انجام میدیم

681
00:51:57,760 --> 00:52:00,320
‫تا تو هم سالم و سلامت بتونی
‫از اونجا بیای بیرون

682
00:52:00,400 --> 00:52:04,600
‫چون جایِ تو اونجا نیست
‫"بهش فکر کن . لطفاً "صاعقه

683
00:52:06,200 --> 00:52:09,680
‫بازم بهش فکر کن . هنوزم می‌تونی
‫پا پَس بکشی عزیزم

684
00:52:10,440 --> 00:52:12,720
‫صاعقه" ، هنوز دیر نشده"

685
00:52:25,200 --> 00:52:27,680
‫- بگو چی شده؟
‫- واسه شام میای خونه؟

686
00:52:27,760 --> 00:52:31,360
‫نه . فکر نکنم واسه شام بتونم خودم رو برسونم
‫باید برم یه داروخونه یه کاری رو انجام بدم

687
00:52:31,440 --> 00:52:34,280
‫- مهم نیست . منتظرت می‌مونم
‫- نه عزیزم . داروخونه توی مادرید نیست

688
00:52:34,360 --> 00:52:36,120
‫توی "تولِدو"ـه
‫"توی یه شهری به اسم "پالُمِکِه

689
00:52:37,280 --> 00:52:38,360
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم

690
00:52:43,280 --> 00:52:45,280
‫خواهش می‌کنم کمک‌مون کنید
‫همین الان دزد بهمون زد

691
00:52:45,440 --> 00:52:46,840
‫آروم باشین . من پلیسم

692
00:52:50,200 --> 00:52:53,280
‫فقط لیست فروش‌های بدون
‫نسخه رو می‌خواسته

693
00:52:53,360 --> 00:52:57,840
‫البته حساب‌ مشتری‌ها انبار و دفترچه‌ی فروش
‫رو هم بُرده

694
00:53:01,040 --> 00:53:02,720
‫و همونطور که توی شطرنج اتفاق میفته

695
00:53:02,960 --> 00:53:06,680
‫بعضی‌وقت‌ها برای برنده شدن
‫باید یکی از مهره‌هات رو قربانی کنی

696
00:53:08,240 --> 00:53:10,280
‫توی این قضیه ما مجبور شدیم
‫باارزش‌ترین مهره‌مون

697
00:53:10,920 --> 00:53:12,480
‫یعنی اسب «تروجان»ـمون رو قربانی کنیم

698
00:53:20,920 --> 00:53:22,920
‫پروفسور» "آنخل" رو توی»
‫وضعیتِ ناجوری قرار داده بود

699
00:53:23,080 --> 00:53:25,600
‫اونم وقتی اتفاق افتاد که "آنخل" مجبور شد
‫به اون داروخونه بره

700
00:53:26,280 --> 00:53:29,480
‫وضعیتی که قرار بود حسابی
‫گرون تموم بشه براش

701
00:53:30,280 --> 00:53:34,480
‫راکِل" ، گوش کن . یه نفر قبل از من"
‫خودش رو تونسته به داروخونه برسونه

702
00:53:35,200 --> 00:53:37,440
‫نه . نمیدونم چطور ممکنه
‫یه همچین اتفاقی افتاده باشه

703
00:53:37,760 --> 00:53:39,320
‫فقط من و تو ازش باخبر بودیم

704
00:53:41,760 --> 00:53:43,080
‫پس شد آنچه نباید می‌شد

705
00:53:43,760 --> 00:53:46,960
‫با دلی آغشته از خون
‫"وقتی دوست خوب‌مون "آنخلیتو

706
00:53:47,040 --> 00:53:50,800
‫درگیرِ سَرَک کشیدن و کنجکاوی‌هاش بود
‫پروفسور» تصمیم گرفت که قربانی‌ـش کنه»

707
00:53:54,700 --> 00:53:55,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

