‫﻿۱
00:00:14,040 --> 00:00:16,120
‫می‌تونید یه قهوه‌ی
‫بدون کافئین بهم بدین لطفاً؟

2
00:00:21,640 --> 00:00:23,760
‫سلام ، با پیامگیر
‫ماری‌وی‌» تماس گرفتین»

3
00:00:23,840 --> 00:00:26,160
‫بعد از شنیدن صدای بوق
‫می‌تونید پیام‌تون رو بذارید

4
00:00:27,080 --> 00:00:29,040
‫مامان ، کارم الان تموم شد...

5
00:00:34,240 --> 00:00:37,920
‫- عذر می‌خوام . شارژر تلفن ندارید؟
‫- نه

6
00:00:43,320 --> 00:00:44,820
‫می‌خواید از تلفن من استفاده کنین؟

7
00:00:46,900 --> 00:00:49,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۲۰ساعت بعد از سرقت "</font>

8
00:00:51,920 --> 00:00:54,200
‫- واقعاً؟ مشکلی ندارید؟
‫- نه

9
00:00:54,280 --> 00:00:56,240
‫مطمئنین؟ ممنونم

10
00:00:57,600 --> 00:00:59,240
‫باید چندتا تماس بگیرم

11
00:01:00,000 --> 00:01:01,680
‫- مشکلی نیست
‫- خیلی ممنونم

12
00:01:04,800 --> 00:01:07,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" شنبه - ساعت ۶:۲۵ "</font>

13
00:01:10,640 --> 00:01:12,720
‫مامان ، کارم الان تموم شد
‫دارم راه میفتم که بیام

14
00:01:16,960 --> 00:01:19,240
‫سرپرست "سانچز" هستم
‫پیام‌تون رو بذارید

15
00:01:20,440 --> 00:01:23,280
‫بازرس "موریو" هستم
‫میدونم دیروقت‌ـه

16
00:01:23,360 --> 00:01:26,480
‫ولی می‌خواستم بهتون بگم که
‫اگه سیستم اطلاعاتی مسئول قضیه‌ست

17
00:01:26,560 --> 00:01:29,080
‫اونم به‌خاطر...نمیدونم
‫یه سری مسائل دیپلماتیک‌تون

18
00:01:29,640 --> 00:01:33,560
‫نمی‌تونم دست‌نشونده‌تون باشم اونجا . اونم درحالی‌که
‫اونا با زور هر کاری دل‌شون می‌خواد انجام میدن

19
00:01:34,320 --> 00:01:38,920
‫بنابراین یه‌جورایی مجبورم که از
‫این قضیه کناره‌گیری کنم
‫شب‌تون بخیر

20
00:01:40,200 --> 00:01:41,240
‫یعنی صبح‌تون بخیر

21
00:01:45,200 --> 00:01:47,040
‫- ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

22
00:01:58,320 --> 00:02:01,200
‫عذر می‌خوام . شما...

23
00:02:03,120 --> 00:02:04,400
‫این شمایین

24
00:02:04,840 --> 00:02:07,280
‫شروع کرده بودم داستان یه
‫گروگانگیری رو بگم

25
00:02:07,440 --> 00:02:09,760
‫چون اون روزهای محاصره داخل
‫ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر» رو»

26
00:02:09,840 --> 00:02:11,640
‫همه یادشون می‌موند

27
00:02:11,720 --> 00:02:15,640
‫خیابونای پایین‌شهر بسته شده بودن
‫تموم شبکه‌های تلویزیونی ۲۴ ساعته
‫این قضیه رو پخش می‌کردن

28
00:02:15,720 --> 00:02:18,440
‫پلیس هم اون چیزهایی که توی آکادمی
‫یاد گرفته بودن رو گذاشته بودن کنار

29
00:02:18,520 --> 00:02:20,300
‫و نمیدونستن چطوری باید
‫یه چنین قضیه‌ای که

30
00:02:20,380 --> 00:02:23,460
‫اون بدبختای بی‌وجدان داشتن پول خودشون
‫رو چاپ می‌کردن رو کنترل کنن

31
00:02:23,760 --> 00:02:26,680
‫ولی خیلی مسائل دیگه اتفاق افتاد
‫و هیچ‌کس هم اونا رو بخاطر نسپرد

32
00:02:26,760 --> 00:02:28,120
‫مسائلی که همه‌مون رو تغییر داد

33
00:02:28,280 --> 00:02:30,880
‫تا جایی که دیگه نمیدونستیم
‫آدم بدا کی هستن

34
00:02:31,280 --> 00:02:32,400
‫یا آدم خوبا کی هستن

35
00:02:32,680 --> 00:02:34,720
‫عذر می‌خوام . وقتی با اون
‫آدما مذاکره می‌کنید

36
00:02:34,800 --> 00:02:37,500
‫چیزی که ازتون می‌خوان رو بهشون میدین
‫یا فقط باهاشون صحبت می‌کنید

37
00:02:37,580 --> 00:02:39,160
‫تا واسه خودتون زمان بخرین؟

38
00:02:40,040 --> 00:02:42,640
‫- خب ، نمی‌خواد جوابم رو بدین . من فقط...
‫- هر پرونده‌ای فرق می‌کنه

39
00:02:43,240 --> 00:02:44,320
‫البته . معذرت می‌خوام

40
00:02:45,640 --> 00:02:46,560
‫ولی...

41
00:02:47,960 --> 00:02:48,920
‫ولی خب ، بله

42
00:02:49,880 --> 00:02:52,760
‫سعی می‌کنیم همه چیز رو آروم کنیم
‫و یه‌کمی زمان بخریم

43
00:02:53,800 --> 00:02:54,680
‫ممنونم

44
00:02:55,000 --> 00:02:57,200
‫به واقع این ما بودیم که
‫داشتیم زمان می‌خریدیم

45
00:02:57,280 --> 00:03:00,680
‫اینکه میگن "وقت طلاست" تا حالا هیچ‌موقع
‫بهتر از الان مورد استفاده قرار نگرفته

46
00:03:00,720 --> 00:03:02,200
‫این‌همه پول

47
00:03:02,760 --> 00:03:04,960
‫هر ساعت ۸ میلیون یورو چاپ می‌کردیم

48
00:03:05,640 --> 00:03:08,280
‫۱۴۰۰ برگه‌ی پول که برای
‫۱۴۰۰۰۰ اسکناس ۵۰ یورویی

49
00:03:08,360 --> 00:03:10,840
‫بریده شده بودند

50
00:03:18,760 --> 00:03:21,320
‫موقع سحر همه چیز خیلی آروم بود

51
00:03:21,400 --> 00:03:23,580
‫طوری که به‌نظر میرسید
‫برنامه خیلی خوب داره پیش میره

52
00:03:25,840 --> 00:03:27,760
‫پروفسور» داداش بزرگ‌مون بود»

53
00:03:28,000 --> 00:03:30,520
‫بی‌سیم پلیس‌ها و ۱۸تا دوربین
‫رو کنترل می‌کرد

54
00:03:31,560 --> 00:03:33,720
‫واسه همین اگه کسی تصمیم می‌گرفت
‫که باهامون دربیفته

55
00:03:33,960 --> 00:03:36,120
‫قبلش خبردار می‌شدیم

56
00:03:40,480 --> 00:03:44,800
‫نوبتی از گروگان‌ها برای درهای ورودی‌ها
‫و تولید اسکناس‌ها مراقبت می‌کردیم

57
00:03:45,780 --> 00:03:47,300
‫بعد از فقط ۲۰ ساعت

58
00:03:47,480 --> 00:03:50,520
‫دستگاه‌ها تونسته بودن
‫۵۲ میلیون یورو چاپ کنن

59
00:03:51,080 --> 00:03:54,000
‫واسه همین در اون لحظه
‫عملی شدنِ کل نقشه رو امکان‌پذیر میدونستیم

60
00:03:54,600 --> 00:03:56,720
‫ولی تموم اون آرامش‌ها صرفاً یه آرامشِ

61
00:03:56,800 --> 00:03:59,720
‫قبل از طوفان بودن . یه اتفاقاتِ
‫قمر در عقربی قرار بود بعدش بیفته

62
00:03:59,800 --> 00:04:02,360
‫که می‌تونست ما رو به مرز
‫شکست توی این بازی برسونه

63
00:04:03,360 --> 00:04:04,720
‫و اگه ازم بپرسید چرا

64
00:04:05,360 --> 00:04:07,520
‫بهتون میگم صرفاً به‌خاطر یه
‫داستان ساده‌ی عاشقونه‌ست

65
00:04:08,120 --> 00:04:11,620
‫هر چی نباشه عشق دلیل خوبی
‫واسه نابودی و به‌هم ریختن همه چیزه

66
00:05:09,000 --> 00:05:13,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۳</font>

67
00:05:14,200 --> 00:05:15,200
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

68
00:05:36,600 --> 00:05:37,920
‫می‌خواستم ازت یه خواهشی کنم

69
00:05:40,600 --> 00:05:41,520
‫امکانش هست؟

70
00:05:44,320 --> 00:05:46,440
‫یه حرکتی شد . همه آماده باشین

71
00:05:47,280 --> 00:05:49,360
‫آقای معاون بازرس
‫دارن درها رو باز می‌کنن

72
00:05:55,680 --> 00:05:58,160
‫۷تا مرد مسلح با ام۱۶ هستن قربان

73
00:05:58,320 --> 00:06:00,000
‫هیچ‌کاری نکنین . باشه؟

74
00:06:00,720 --> 00:06:03,800
‫- موقعیت منحصربه‌فردی‌ـه
‫- گفتم کاری نکنید

75
00:06:03,880 --> 00:06:05,200
‫ماسکت رو بردار

76
00:06:14,920 --> 00:06:16,720
‫ازتون خواهش می‌کنم لطفاً شلیک نکنید

77
00:06:18,400 --> 00:06:19,960
‫اسم من "مونیکا گَتَمبید"ـه

78
00:06:20,640 --> 00:06:21,640
‫گروگان‌ـه

79
00:06:22,520 --> 00:06:24,280
‫من اینجام تا فقط یه بیانیه رو بخونم

80
00:06:25,480 --> 00:06:28,640
‫از طرف سارقین صحبت می‌کنم

81
00:06:29,840 --> 00:06:32,080
‫ما ۶۷تا گروگان هستیم

82
00:06:32,680 --> 00:06:37,400
‫که همه‌مون در سلامت کامل به سر می‌بریم
‫و به خوبی ازمون نگهداری میشه

83
00:06:38,640 --> 00:06:41,760
‫تا الان هیچ قربانی یا زخمی نداشتیم
‫همه‌مون مثل هم لباس پوشیدیم

84
00:06:42,600 --> 00:06:45,280
‫و تشخیص ما از سارقین امکان‌پذیر نیست

85
00:06:46,680 --> 00:06:50,160
‫بنابراین هر نوع تلاشی
‫جهت حمله کردن

86
00:06:51,600 --> 00:06:54,200
‫- می‌تونه قربانی به بار بیاره
‫- اون که ماسک زده و بلندگو دستش‌ـه

87
00:06:54,280 --> 00:06:57,080
‫- داره بهش دستورات رو میده
‫- اونی که بلندگو دستش‌ـه سارقه

88
00:07:00,440 --> 00:07:02,060
‫ازتون می‌خوام که بهم اجازه بدین قربان

89
00:07:05,320 --> 00:07:06,480
‫هدف در تیررس‌ـه

90
00:07:07,280 --> 00:07:09,880
‫دارن برمیگردن داخل . آخرین فرصت‌ـه قربان

91
00:07:11,480 --> 00:07:12,640
‫آخرین فرصته قربان

92
00:07:12,920 --> 00:07:15,120
‫دارن برمیگردن داخل . تکرار می‌کنم
‫دارن برمیگردن داخل

93
00:07:15,200 --> 00:07:16,400
‫نه . شلیک نکن

94
00:07:16,560 --> 00:07:19,880
‫شلیک نکن . می‌شنوی صدام رو؟
‫بذار برن داخل

95
00:07:19,960 --> 00:07:23,280
‫بذار برگردن داخل
‫می‌شنوی صدام رو؟ بذار برن داخل

96
00:07:25,800 --> 00:07:28,800
‫همینطور که الان مشاهده کردیم
‫سارقین بیانیه‌ای رو خوندن

97
00:07:28,880 --> 00:07:31,880
‫که از زخمی کردن اون افسرهای پلیس
‫ابراز پشیمونی کردن

98
00:07:31,960 --> 00:07:34,360
‫به‌نظر میرسه گروگان‌ها در
‫سلامت کامل به سر می‌برن

99
00:07:34,440 --> 00:07:37,880
‫و مهاجمین قصد ندارن از خشونت
‫استفاده کنن

100
00:07:58,720 --> 00:08:01,960
‫دخترم ، میدونم دوست نداری
‫پائولا" توی تخت‌ـت بخوابه"

101
00:08:02,240 --> 00:08:04,640
‫ولی اصرار کرد و منم نمی‌خواستم
‫باهاش بحث کنم

102
00:08:04,720 --> 00:08:05,880
‫عصبانی نشو

103
00:08:37,360 --> 00:08:38,840
‫اینجا حبس شدیم

104
00:08:39,560 --> 00:08:42,640
‫و واقعاً نمیدونیم این قضیه
‫تا چقدر دیگه قراره طول بکشه

105
00:08:42,720 --> 00:08:46,200
‫ولی تا وقتی که اونا نَکُشنم
‫ازتون محافظت می‌کنم و حواسم بهتونه

106
00:08:46,280 --> 00:08:50,560
‫البته تا زمانی که سعی نکنید گولم بزنید
‫یا با بیرون از اینجا ارتباط برقرار کنید

107
00:08:51,360 --> 00:08:52,400
‫همه چیز خیلی خوب پیش میره

108
00:08:54,560 --> 00:08:56,640
‫از الان به بعد سازماندهی میشیم

109
00:08:57,840 --> 00:09:02,040
‫بهتون وظایفی رو محول می‌کنیم
‫که فکر نکنید بی‌فایده هستید

110
00:09:05,120 --> 00:09:07,240
‫- اسمت چیه؟
‫- "پابلو"

111
00:09:07,920 --> 00:09:08,800
‫ورزشی چیزی انجام میدی؟

112
00:09:09,200 --> 00:09:11,560
‫آره . کاپیتان تیم ورزش مدرسه‌مون هستم

113
00:09:14,640 --> 00:09:16,480
‫بیا جلو کاپیتان

114
00:09:24,120 --> 00:09:25,000
‫بیا جلو

115
00:09:28,200 --> 00:09:29,240
‫پسر

116
00:09:29,840 --> 00:09:30,800
‫"آرتوریتو"

117
00:09:32,080 --> 00:09:34,560
‫- خوب خوابیدی؟
‫- خب ، بله

118
00:09:35,480 --> 00:09:38,560
‫خوبه . بگو ببینم کار فنی هم بلدی؟

119
00:09:38,720 --> 00:09:41,640
‫نه . نه قربان . کلاً هیچ‌کاری بلد نیستم

120
00:09:41,720 --> 00:09:44,600
‫در واقع وقتی لاستیکم پنجر میشه
‫زنم عوض‌ـش می‌کنه

121
00:09:44,760 --> 00:09:46,920
‫یعنی می‌خوای بهم بگی
‫که مرد نیستی دیگه؟

122
00:09:47,000 --> 00:09:48,980
‫- نه
‫- به چیزهایی که به زبون میاری خوب فکر کن

123
00:09:49,060 --> 00:09:51,380
‫چون من یه دروغ‌سنج خفن اینجام دارم

124
00:09:57,760 --> 00:09:58,640
‫بله

125
00:10:01,720 --> 00:10:05,960
‫بذار ببینیم . یه فرصت دوباره
‫کارِ فنی بلدی انجام بدی یا نه؟

126
00:10:07,320 --> 00:10:10,000
‫- در حد خودم از پس کارها برمیام
‫- بیا جلوتر

127
00:10:18,040 --> 00:10:20,600
‫اگه برات داروی ضداضطراب بیارم
‫حال‌ـت بهتر نمیشه؟

128
00:10:20,720 --> 00:10:22,960
‫- ممنون میشم اگه بیارید
‫- خیلی‌خب

129
00:10:23,200 --> 00:10:26,680
‫- دیگه کسی هست که دارویی بخواد؟
‫- من دیابتی هستم

130
00:10:27,280 --> 00:10:30,320
‫- سونسولس" ، بیا دنبالم لطفاً"
‫- منم همینطور . من "سِرترالین" مصرف می‌کنم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(سِرترالین : داروی ضدافسردگی)</font>

131
00:10:32,640 --> 00:10:33,560
‫دیگه کسی نبود؟

132
00:10:34,440 --> 00:10:35,320
‫منم هستم

133
00:10:37,960 --> 00:10:40,080
‫اگه امکانش باشه یه قرص
‫واسه سقط می‌خواستم

134
00:10:42,120 --> 00:10:44,160
‫گفتید معلوم نیست قراره تا چند روز
‫دیگه اینجا باشیم

135
00:10:44,320 --> 00:10:46,280
‫و منم می‌خوام هر چه سریع‌تر
‫این قضیه رو حلش کنم

136
00:10:46,360 --> 00:10:48,640
‫امروز داروت رو می‌گیری
‫تو دنبالم بیا

137
00:10:48,720 --> 00:10:51,760
‫"می‌برمت توی دفتر آقای "رومن
‫اونجا می‌تونی آرامش بیشتری داشته باشی

138
00:10:51,920 --> 00:10:52,920
‫منم یه درخواستی دارم

139
00:10:55,520 --> 00:10:56,520
‫چی؟

140
00:10:57,720 --> 00:11:00,240
‫می‌خواستم یه عکسی رو
‫از اینترنت پاک کنم

141
00:11:00,400 --> 00:11:01,880
‫معذرت می‌خوام . نمی‌تونم اجازه بدم

142
00:11:02,040 --> 00:11:04,400
‫یکی گولم زده
‫من رو برد توی دستشویی

143
00:11:04,480 --> 00:11:06,120
‫و یه عکسی ازم گرفته که
‫داخلش لخت بودم

144
00:11:07,360 --> 00:11:10,720
‫و حالا هم پدر و مادرم ، معلم‌هام
‫تموم رسانه‌ها دارن می‌بیننش

145
00:11:11,320 --> 00:11:14,880
‫می‌تونی یه پیام ویدئویی
‫ضبط کنی تا آروم‌شون کنی

146
00:11:14,960 --> 00:11:16,280
‫ما هم پیامت رو برات می‌فرستیمش

147
00:11:20,360 --> 00:11:23,920
‫همه‌تون می‌تونید برای خانواده‌هاتون پیامی
‫ضبط کنید و بفرستید براشون

148
00:11:24,320 --> 00:11:26,440
‫نایروبی" ، زودباش"

149
00:11:30,200 --> 00:11:34,160
‫زود باشین گردن‌کلفتا
‫دستاتون رو بذارید پشت سرتون

150
00:11:34,320 --> 00:11:36,680
‫و توی یه ردیف به سمت چپ حرکت کنید
‫سینه‌هاتون رو هم سپر کنید

151
00:11:36,760 --> 00:11:39,920
‫طوری که انگار جزء تیم ملی هستین
‫حرکت کن ورزشکار

152
00:11:40,400 --> 00:11:42,160
‫این خط نقطه‌چین رو می‌بینید؟

153
00:11:43,040 --> 00:11:47,060
‫باید این بتون‌ها رو طوری بشکنید که
‫یه سانتیمتر هم اینورتر یا اونورتر نرفته باشید

154
00:11:47,320 --> 00:11:51,040
‫همونطور که به بچه‌ها موقع نقاشی کردن
‫میگن از خط نزنه بیرون

155
00:11:51,640 --> 00:11:54,440
‫۴۸ متر باید به سمت پایین حفاری کنید
‫تا برسید به لوله‌ی فاضلاب

156
00:11:54,520 --> 00:11:58,320
‫هر شیفت ۳ ساعت طول می‌کشه
‫وقتی شیفت‌تون تموم شد

157
00:11:58,960 --> 00:12:01,360
‫و برگشتید پیش بقیه‌ی گروگان‌ها
‫یه کلمه هم

158
00:12:01,440 --> 00:12:03,380
‫در مورد کاری که اینجا انجام دادید
‫بهشون نمیگید

159
00:12:03,440 --> 00:12:05,360
‫- سوالی نبود؟
‫- نه

160
00:12:05,440 --> 00:12:07,720
‫خوبه . یعنی کاملاً واضح بهتون گفتم

161
00:12:08,440 --> 00:12:12,120
‫زود باشین . بیاین کار رو شروع کنیم
‫تو این محافظ گوش رو بذار روی سرت

162
00:12:12,720 --> 00:12:15,360
‫- این چکش هیدرولیک رو هم بگیر
‫- من تا حالا از اینا استفاده نکردم

163
00:12:15,440 --> 00:12:17,040
‫۱بار که استفاده کنی یاد می‌گیری

164
00:12:27,160 --> 00:12:28,520
‫حواستم باشه

165
00:12:30,240 --> 00:12:33,400
‫ممکنه همین ۱بار که داری ازش استفاده می‌کنی
‫یه پات رو به‌خاطرش از دست بدی

166
00:12:42,680 --> 00:12:46,360
‫- بابا و مامان ، من حالم خوبه
‫- به اسپانیایی بگو لطفاً

167
00:12:48,960 --> 00:12:50,840
‫سلام بابا ، سلام مامان

168
00:12:51,560 --> 00:12:55,720
‫من حالم خوبه . بهمون غذا میدن
‫و منم توی کیسه‌ی خواب می‌خوابم

169
00:12:57,240 --> 00:13:00,280
‫مامان ، وضعیتی که دارم خوبه . باشه؟
‫هیچ خشونتی در کار نیست

170
00:13:00,560 --> 00:13:02,000
‫مامان ، مامان

171
00:13:04,640 --> 00:13:07,040
‫فکر کنم اون عکسی که بارگذاری کردم
‫توی اینترنت رو دیده باشین

172
00:13:07,320 --> 00:13:10,320
‫من اون عکس رو بارگذاری نکردم و اون قضیه هم
‫ربطی به گروگانگیری نداره

173
00:13:11,000 --> 00:13:13,600
‫یکی از همکلاسی‌هام بود که گولم زد و...

174
00:13:18,880 --> 00:13:19,760
‫نمی‌تونم

175
00:13:19,840 --> 00:13:22,360
‫خیلی اهمیت نده به این عکسه . مثل...

176
00:13:23,600 --> 00:13:26,080
‫مثل وقتی می‌مونه که رفته باشی ساحل
‫و بالاتنه‌ـت لخت بوده باشه . میدونی؟

177
00:13:26,160 --> 00:13:27,040
‫هیچکی اهمیت نمیده

178
00:13:28,920 --> 00:13:31,080
‫من هیچ‌موقع لخت نمیرم توی ساحل

179
00:13:31,880 --> 00:13:34,320
‫و از پسرها هم توی دستشوییِ
‫موزه لب نمی‌گیرم

180
00:13:35,480 --> 00:13:38,200
‫یکی از هیجان‌انگیزترین اتفاقاتی که
‫امسال برام افتاد وقتی بود که

181
00:13:38,280 --> 00:13:39,520
‫دستم رو گچ گرفته بودم

182
00:13:40,560 --> 00:13:42,320
‫گروگان گرفته شدن هیجانش
‫تازه بیشترم هست

183
00:13:49,960 --> 00:13:53,400
‫خب ، فکر کن ببین چی باید به
‫پدر و مادرت بگی . باشه؟

184
00:13:54,080 --> 00:13:57,000
‫و آروم باش . من صبر می‌کنم
‫اون رو بده

185
00:14:05,800 --> 00:14:08,840
‫- جداً چه مرگته؟
‫- به تو چه ربطی داره؟

186
00:14:09,280 --> 00:14:12,960
‫من که فقط یه بچه‌ـم که ۵ ماه گذشته
‫تونستم موقع خوابیدن سرگرمت کنم ، مگه نه؟

187
00:14:16,400 --> 00:14:17,600
‫یه آدم احمق با یه پلاک

188
00:14:18,920 --> 00:14:21,160
‫من بهت گفتم تو بچه‌ای
‫و من هیچ‌موقع نمی‌تونم باهات باشم

189
00:14:21,240 --> 00:14:23,320
‫تا تو توی سینه‌ـت تیر نخوری

190
00:14:23,520 --> 00:14:25,520
‫چون واسم مهم نیست اگه خودم
‫اون تیر رو بخورم

191
00:14:25,600 --> 00:14:27,720
‫اصلاً هم اینطور نیست
‫تو واسه من اون‌کار رو نکردی

192
00:14:27,800 --> 00:14:29,400
‫شماها چه مرگ‌تون‌ـه؟

193
00:14:29,880 --> 00:14:32,080
‫از وقتی اومدم اینجا
‫همه‌تون بازی درآوردین

194
00:14:34,280 --> 00:14:35,760
‫یه تلفن رو روشن کردن

195
00:14:38,800 --> 00:14:40,200
‫گوشیِ "الیسون پارکر"ـه

196
00:14:41,080 --> 00:14:42,000
‫هکش کن

197
00:14:43,440 --> 00:14:45,480
‫اصلاً میدونی چیه؟
‫مطمئنم که منتظر مونده بودی

198
00:14:45,560 --> 00:14:49,320
‫که از "تولِدو" بزنیم بیرون تا این قضیه‌ی
‫اینکه من بچه‌ـم و اینا رو پیش بکشی
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شهری در استان «تولِدو» اسپانیا)</font>

199
00:14:50,240 --> 00:14:51,880
‫می‌خواد وارد حساب‌کاربریش بشه

200
00:14:52,480 --> 00:14:53,800
‫زودباش . زودباش

201
00:14:55,240 --> 00:14:56,960
‫اگه عروسک خیمه‌شب‌بازی‌ـت بودم
‫کافیه بهم بگی

202
00:15:01,280 --> 00:15:02,880
‫آره . عروسکم بودی

203
00:15:06,480 --> 00:15:07,560
‫همه چیزم بودی

204
00:15:08,360 --> 00:15:10,000
‫- هکش کردم
‫- ضبط کن

205
00:15:12,480 --> 00:15:14,360
‫نمی‌خوام دیگه این صحبتا رو
‫باهم داشته باشیم

206
00:15:14,720 --> 00:15:16,920
‫انقدر رو داری که بهم بگی
‫عزای دوست‌پسرت رو گرفتی ، نه؟

207
00:15:17,000 --> 00:15:21,320
‫ولی گویا وقتی ازم ‌می‌خواستی بچسبونمت
‫سمت دیوار دیگه ماتم نمی‌گرفتی

208
00:15:22,040 --> 00:15:23,840
‫ندیدم بین انگشتات
‫تسبیح دست‌ـت گرفته باشی

209
00:15:24,880 --> 00:15:27,320
‫اگه یک‌بار دیگه اینطوری باهام صحبت کنی
‫صورت‌ـت رو با دیوار یکی می‌کنم

210
00:15:28,960 --> 00:15:30,280
‫برو روی دوربین سلفی

211
00:15:37,000 --> 00:15:40,200
‫هی ، چه غلطی داری می‌کنی؟
‫چه گُهی داری می‌خوری؟

212
00:15:40,280 --> 00:15:41,840
‫- نه ، نه
‫- خفه بابا . گوشی رو بده بهم

213
00:15:41,920 --> 00:15:42,800
‫صبر کن

214
00:15:43,520 --> 00:15:44,480
‫ارتباطش قطع شد

215
00:15:47,280 --> 00:15:48,160
‫برگرد

216
00:15:48,720 --> 00:15:50,480
‫نگه‌دار . یه‌کمی بزرگترش کن

217
00:15:58,280 --> 00:15:59,240
‫گرفتیمش

218
00:16:15,200 --> 00:16:17,320
‫- می‌خوان ما رو بُکُشن
‫- خب ، میگی چکار کنیم؟

219
00:16:17,400 --> 00:16:18,840
‫می‌خوان ما رو بکشن

220
00:16:18,920 --> 00:16:22,160
‫و از تونلی که ما داریم براشون درست می‌کنیم
‫هم می‌خوان فرار کن

221
00:16:22,320 --> 00:16:25,600
‫- یه کُشت و کشتاری بشه که نگو
‫- خفه‌شو . تو هیچی نمیدونی

222
00:16:27,880 --> 00:16:32,880
‫یه‌کمی فکر کن . یعنی فکر می‌کنی
‫انقدری احمقن که ما رو آزاد کنن

223
00:16:33,080 --> 00:16:37,400
‫که ما هم بتونیم بریم پیش پلیس
‫و شناسایی‌شون کنیم؟ فکر کن یه‌کمی

224
00:16:38,280 --> 00:16:41,120
‫- عملاً به فنا رفتیم
‫- تا حالا ۲بار بهم گفتن

225
00:16:41,200 --> 00:16:42,440
‫که قراره بمیرم

226
00:16:46,560 --> 00:16:48,400
‫برو ببین زیر اون پارچه چیه

227
00:16:48,480 --> 00:16:50,880
‫ببین زیرشون چیه
‫من که اینجا نمی‌مونم

228
00:16:50,960 --> 00:16:53,440
‫تا مثل یه خوکچه هندی جلوشون
‫زانو بزنم تا بُکُشنم

229
00:16:53,520 --> 00:16:55,720
‫اونم بدون اینکه کاری کنم
‫ببین زیر پارچه چیه؟

230
00:16:55,800 --> 00:16:57,940
‫ببین ، حداقل می‌تونی اسلحه‌ای
‫چیزی پیدا کنی؟ زودباش

231
00:17:06,080 --> 00:17:06,960
‫الو؟

232
00:17:07,040 --> 00:17:10,960
‫ساعت ۶ صبح بهم زنگ میزنی
‫و برام یه پیام گیج‌کننده میذاری

233
00:17:11,040 --> 00:17:13,800
‫که بهم بگی دست‌نشونده‌ی
‫یه مشت قلدر شدی

234
00:17:13,880 --> 00:17:18,080
‫و حرفای توخالی دیگه بهم بزنی؟
‫خب ، من که یه چنین چیزهایی تو کله‌ـم فرو نمیره

235
00:17:18,360 --> 00:17:21,840
‫سریع کناره‌گیری می‌کنی و یه سرقت
‫با ۶۷تا گروگان رو ول می‌کنی میری؟

236
00:17:22,560 --> 00:17:24,800
‫الانم بهت زنگ زدم

237
00:17:24,880 --> 00:17:27,400
‫که خودت بهم بگی که نمی‌خوای
‫مسئولیت پرونده رو به‌عهده بگیری

238
00:17:28,760 --> 00:17:30,040
‫مسئولیتش رو به‌عهده می‌گیرم

239
00:17:31,360 --> 00:17:33,920
‫راکِل" ، یه سری مسائل هستن"
‫که از حد تو بالاتر هستن

240
00:17:34,720 --> 00:17:38,080
‫امنیت ملی ، دفتر امور خارجه
‫سرویس اطلاعاتی

241
00:17:38,440 --> 00:17:43,000
‫ولی یادت باشه
‫تو تنها کسی هستی که

242
00:17:43,720 --> 00:17:46,220
‫فکر می‌کنم می‌تونی این پرونده رو
‫بدون خشونت حل و فصل کنی

243
00:17:48,520 --> 00:17:49,880
‫ممنونم رئیس

244
00:17:50,200 --> 00:17:52,800
‫حالا هم برگرد برو داخل اون چادر
‫و رهبری قضیه رو به‌عهده بگیر

245
00:17:53,360 --> 00:17:55,080
‫چهره‌ی یکی از سارقا رو تونستیم گیر بیاریم

246
00:17:57,640 --> 00:18:00,400
‫- حواسم بهت هست . برو
‫- نمیرم . راه نداره

247
00:18:00,480 --> 00:18:02,640
‫یه‌کمی دل و جرأت داشته باش
‫چی شده کاپیتان؟

248
00:18:02,720 --> 00:18:04,880
‫- راه نداره . نمیرم
‫- مگه کاپیتان تیم راگبی‌تون نبودی؟

249
00:18:04,960 --> 00:18:07,240
‫- کاپیتان تیم ورزشی بودم
‫- زودباش پس

250
00:18:21,200 --> 00:18:22,360
‫چندتا مخزن هست

251
00:18:24,960 --> 00:18:26,600
‫- بنزین‌ـه
‫- خدای من

252
00:18:29,720 --> 00:18:32,520
‫- مهمات هم هست
‫- لعنتی

253
00:18:36,480 --> 00:18:37,440
‫اونا چی هستن؟

254
00:18:40,240 --> 00:18:41,520
‫موادمخدرن؟

255
00:18:42,400 --> 00:18:44,560
‫این هروئین‌ـه . هروئین‌ـه پسر

256
00:18:45,240 --> 00:18:49,000
‫بذارش زمین بابا
‫مواد منفجره‌ی پلاستیکی‌ـه

257
00:18:49,080 --> 00:18:51,240
‫ولش کن . بیا اینجا رو بِکَنیم . بیا بِکَنیم

258
00:18:56,720 --> 00:18:58,840
‫میشه یکی بهم بگه چرا اون دستگاه

259
00:18:59,000 --> 00:19:01,000
‫- کار نمی‌کنه؟
‫- داریم استراحت می‌کنیم

260
00:19:01,080 --> 00:19:04,400
‫وقتی بهتون گفتم استراحت می‌کنین
‫یا وقتی نوبت‌تون بشه

261
00:19:04,760 --> 00:19:07,640
‫خیلی‌خب ، الان برمیگردیم سراغ کارمون

262
00:19:31,920 --> 00:19:33,040
‫بازرس ، لطفاً

263
00:19:33,480 --> 00:19:36,840
‫بازرس ، آیا اختلافی بین پلیس
‫و سرویس اطلاعاتی وجود داره؟

264
00:19:36,920 --> 00:19:39,880
‫آیا مذاکرات به‌خاطر وضعیت
‫خانوادگی‌تون بعد از شکایت‌تون

265
00:19:39,960 --> 00:19:42,120
‫- به‌خاطر سوءرفتار لغو شدند؟
‫- چی؟

266
00:19:42,200 --> 00:19:43,400
‫کافیه ، خب؟

267
00:19:44,560 --> 00:19:46,800
‫- چطوری اون عوضی این چیزها رو میدونست؟
‫- نمیدونم والا

268
00:19:51,720 --> 00:19:53,000
‫هنوز هیچی نشده برگشتی؟

269
00:20:02,080 --> 00:20:04,120
‫- یه دقیقه وقت داری؟
‫- حتماً

270
00:20:09,200 --> 00:20:10,600
‫"سرهنگ "پریتو

271
00:20:12,320 --> 00:20:15,160
‫ببین ، من این چند ساعت اخیر
‫یه مقداری عصبی بودم

272
00:20:15,240 --> 00:20:18,480
‫ولی دوست دارم ارتباط ـمون یه مقداری
‫کم‌تنش‌تر باشه

273
00:20:18,880 --> 00:20:21,900
‫به نظرم جفت‌مون می‌تونیم همکاریِ
‫خوبی واسه حل کردن این بحران داشته باشیم

274
00:20:22,360 --> 00:20:26,080
‫از اینکه به اشتباه‌تون اقرار کردید ممنونم
‫من اینجا به‌طور کامل

275
00:20:26,160 --> 00:20:29,360
‫در اختیارتون هستم
‫ولی قبل از اینکه سوء‌تفاهمی پیش بیاد

276
00:20:29,760 --> 00:20:34,600
‫می‌خوام بدونید که من متأهل هستم

277
00:20:35,600 --> 00:20:37,880
‫"راکِل" ، "راکِل"

278
00:20:39,680 --> 00:20:43,100
‫عکس یه مرد که کمتر از ۲۵ سال سن داره رو
‫با دوربین گوشیِ "الیسون پارکر" تونستیم بگیریم

279
00:20:43,160 --> 00:20:44,160
‫هویتش؟

280
00:20:44,520 --> 00:20:47,800
‫داریم روش کار می‌کنیم . برنامه‌ی تشخیص
‫هویت داره همه‌جا رو بررسی می‌کنه

281
00:20:48,040 --> 00:20:51,360
‫- می‌خوام کل فیلم رو ببینم
‫- پخش‌ـش کن

282
00:20:56,760 --> 00:20:58,800
‫نتونستیم بیشتر از ۶ ثانیه رو ضبط کنیم

283
00:20:59,200 --> 00:21:00,120
‫همینجا نگه‌دار

284
00:21:00,600 --> 00:21:01,840
‫انگار "ماکارُف"ـه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(پیستول نیمه‌خودکار روسیه‌ای)</font>

285
00:21:02,240 --> 00:21:05,360
‫نه . "استریز" ۹ میلیمتری‌ـه
‫که اونم روسیه‌ای‌ـه

286
00:21:05,960 --> 00:21:07,640
‫خیلی کمیابن توی اسپانیا

287
00:21:08,160 --> 00:21:10,320
‫از پلیس قضایی بخواه که از تمومِ

288
00:21:10,400 --> 00:21:13,700
‫خبرچینای شرقی‌مون که کنترل بازار سیاه رو
‫به‌عهده دارن در موردش پرس‌وجو کنن

289
00:21:13,760 --> 00:21:15,800
‫- اون چیه دیگه روی دیوار؟
‫- تلفن هستن

290
00:21:16,800 --> 00:21:18,640
‫فیلمایی که از دوربین پشتی
‫گرفته شده رو بذار

291
00:21:22,480 --> 00:21:24,960
‫برچسب‌ها چی میگن؟
‫بزرگ کن عکس رو

292
00:21:27,040 --> 00:21:27,920
‫لیست گروگان‌ها رو بده؟

293
00:21:33,240 --> 00:21:34,360
‫اینا گوشی‌هاشون‌ـه

294
00:21:34,720 --> 00:21:36,680
‫تشخیص هویت تا ۲-۱ ساعت دیگه

295
00:21:36,840 --> 00:21:39,760
‫- می‌تونه هویت طرف رو مشخص کنه
‫- نه . نمی‌تونیم انقدر منتظر بمونیم

296
00:22:33,680 --> 00:22:36,120
‫این ارتباط بخصوص‌مون
‫به نظرتون شگفت‌انگیز نیست؟

297
00:22:36,480 --> 00:22:39,360
‫همین حالا من می‌خواستم باهاتون
‫تماس بگیرم

298
00:22:40,360 --> 00:22:43,320
‫خب ، باتوجه به اینکه من مذاکره‌کننده‌ـم
‫و شما سارق هستید...

299
00:22:43,480 --> 00:22:47,080
‫نباید بذاریم این جُرمی که انجام میدیم
‫میونه‌ی من و شما رو خراب کنه

300
00:22:47,240 --> 00:22:49,200
‫شما رو نمیدونم
‫ولی من این رو یه فرصت می‌بینم

301
00:22:49,280 --> 00:22:51,680
‫- فرصت برای چی؟
‫- تا همدیگر رو بهتر بشناسیم

302
00:22:52,640 --> 00:22:55,440
‫بهتون اطمینان میدم که اگه همدیگر رو
‫توی یه مشروب‌فروشی ملاقات می‌کردیم

303
00:22:55,520 --> 00:22:57,180
‫اصلاً متوجهِ حضورِ من نمی‌شدین

304
00:22:57,240 --> 00:22:58,400
‫بازرس ، بهم بگید

305
00:23:01,560 --> 00:23:03,860
‫تا حالا شده که الکی ادای به ارگاسم
‫رسیدن رو دربیارید؟

306
00:23:08,160 --> 00:23:09,240
‫نه

307
00:23:09,600 --> 00:23:11,800
‫لطفاً بازرس
‫خواهش می‌کنم بهم دروغ نگین

308
00:23:12,080 --> 00:23:13,640
‫در موردش فکر کنید لطفاً

309
00:23:17,760 --> 00:23:20,000
‫شاید آره . شاید الکی اداش رو درآورده باشم

310
00:23:20,760 --> 00:23:25,480
‫ببین ، مردها اینطوری برنامه‌ریزی شدن که
‫توی کمترین زمان ممکن ارضا بشن

311
00:23:25,640 --> 00:23:28,600
‫زن‌ها هم اینطوری که ارضا کردن‌شون
‫تا بیشترین حد ممکن طول بکشه

312
00:23:28,760 --> 00:23:32,560
‫و این ویژگی کوچولوی طبیعت
‫بعضی‌وقت‌ها با یه ارگاسم غیرواقعی حل میشه

313
00:23:32,760 --> 00:23:36,440
‫یه تقلب کوچیکه . چیز خاصی نیست

314
00:23:37,320 --> 00:23:38,200
‫یه دروغ‌ـه

315
00:23:40,240 --> 00:23:43,200
‫مثل مداخله‌ی دیشب‌تون که
‫با ۳تا تیم ویژه داشت انجام می‌شد

316
00:23:43,720 --> 00:23:45,960
‫بازرس ، ازتون خواهش می‌کنم
‫که به من دروغ نگید

317
00:23:46,040 --> 00:23:48,020
‫اینطوری افراد بی‌گناهی رو
‫در معرض خطر قرار میدین

318
00:23:48,040 --> 00:23:51,840
‫نمیذارم . حالا بهم بگو ببینم
‫واسه چی می‌خواستی بهم زنگ بزنی؟

319
00:23:51,920 --> 00:23:55,120
‫ببینید ، ما به یه مقداری
‫: غذا و دارو نیاز داریم

320
00:23:55,800 --> 00:23:59,960
‫«انسولین ، «سِرترالین» ، «آلبوترول
‫و قرص سقط

321
00:24:00,040 --> 00:24:02,280
‫- و داروی ضداضطراب
‫- قرص سقط؟

322
00:24:03,120 --> 00:24:04,840
‫یکی از گروگان‌ها درخواست کرده

323
00:24:06,200 --> 00:24:08,680
‫همه‌مون مشکلات شخصی‌مون رو داریم
‫به نظرتون اینطور نیست؟

324
00:24:09,880 --> 00:24:11,840
‫- چیزهایی که خواستی رو به دست‌ـت میرسونیم
‫- خوبه

325
00:24:12,160 --> 00:24:14,240
‫اعضای حفاظت مدنی محموله
‫رو به دست‌مون برسونن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">این اعضا غیرنظامی هستن)
‫(و قصدشون کمک به شهروندها هست</font>

326
00:24:14,320 --> 00:24:17,160
‫اقلام رو توی کیسه‌های شفاف بذارید که
‫بدونیم اسلحه‌ی مخفی جاسازی نکردین

327
00:24:17,220 --> 00:24:18,220
‫و حالا بهم بگید...

328
00:24:19,720 --> 00:24:22,680
‫- شما باهام تماس گرفتین که...
‫- تا سریعاً تسلیم بشید

329
00:24:24,400 --> 00:24:26,120
‫تونستم به تصاویری از داخل
‫دسترسی پیدا کنم

330
00:24:26,880 --> 00:24:28,560
‫هویت یکی از افرادتون رو پیدا کردم

331
00:24:28,640 --> 00:24:32,958
‫اگه همینطوری قضیه رو ادامه بدم هویت
‫بقیه‌ی افرادتون هم برام مشخص میشه

332
00:24:32,983 --> 00:24:34,184
‫بازرس ، فکر می‌کنم...

333
00:24:34,240 --> 00:24:36,920
‫من از طرف دادستان عمومی
‫پیشنهاد یه معامله رو دارم

334
00:24:37,560 --> 00:24:40,600
‫می‌تونم حکم‌تون رو از ۱۶ سال
‫به ۸ سال کاهش بدم

335
00:24:40,880 --> 00:24:42,480
‫البته اگه همین الان از اونجا خارج بشین

336
00:24:42,760 --> 00:24:44,920
‫هنوز کسی نمرده و این قضیه
‫یه‌کمی دستم رو باز گذاشته

337
00:24:45,000 --> 00:24:47,200
‫فکر نمی‌کنم معامله‌ی منصفانه‌ای باشه
‫اینطوری که می‌بازیم

338
00:24:47,280 --> 00:24:48,320
‫همینطوریش هم باختین

339
00:24:48,840 --> 00:24:52,080
‫ببین ، حتی اگه بتونید از اونجا
‫بدون مشکل خارج بشین

340
00:24:52,800 --> 00:24:54,400
‫عکس‌تون رو توی اخبار منتشر می‌کنند

341
00:24:54,560 --> 00:24:56,380
‫ایستگاه‌های پلیس و مرزها
‫همه ازتون مطلع میشن

342
00:24:56,880 --> 00:24:58,440
‫دیگه نقشه‌ی دومی براتون باقی نمی‌مونه

343
00:24:58,560 --> 00:25:01,560
‫- خب ، اینطوری میریم سراغ نقشه‌ی سوم
‫- فکر می‌کنی دارم بلوف میزنم ، نه؟

344
00:25:01,880 --> 00:25:02,960
‫صادقانه بخوام بگم بله

345
00:25:03,360 --> 00:25:05,800
‫یه چیزی بهت میگم که فکر نکنی
‫: بهت دروغ میگم

346
00:25:06,080 --> 00:25:09,520
‫۶۷تا تلفن همراه رو
‫با نوار به دیوار چسبوندی

347
00:25:12,240 --> 00:25:14,840
‫بهت یک ساعت وقت میدم که
‫پیشنهادم رو قبول کنی

348
00:25:15,520 --> 00:25:17,040
‫گوش کنید بازرس...

349
00:25:26,360 --> 00:25:29,320
‫باید با پلیس تماس بگیریم
‫و راهنمایی‌شون کنیم تا بتونن ما رو نجات بدن

350
00:25:29,400 --> 00:25:32,320
‫یه گوشی توی دفترم هست
‫که توی کُتم‌ـه و کُتم هم

351
00:25:32,400 --> 00:25:33,960
‫- آویزون یه جالباسی‌ـه
‫- حرفشم نزن

352
00:25:34,120 --> 00:25:36,600
‫گوش کن . ۴۰ ثانیه وقت نیاز داری
‫که وارد بشی

353
00:25:36,680 --> 00:25:37,840
‫نمی‌تونم . نمی‌تونم

354
00:25:38,880 --> 00:25:40,960
‫میدونی اگه یکی اونجا باشه
‫چه اتفاقی میفته؟

355
00:25:41,040 --> 00:25:42,360
‫- بهم شلیک می‌کنن
‫- دقیق مثل...

356
00:25:42,440 --> 00:25:44,920
‫می‌خوام صدای دستگاه رو بشنوم
‫که داره کار می‌کنه. خدایا

357
00:25:45,440 --> 00:25:49,520
‫- دیگه تکرار نمی‌کنم حرفم رو
‫- ببخشید . ببخشید . معذرت می‌خوایم

358
00:25:49,920 --> 00:25:52,160
‫- خیلی خسته‌ست . ببخشید
‫- نمی‌تونم ادامه بدم

359
00:25:52,240 --> 00:25:54,240
‫- ببخشید
‫- نمی‌تونم ادامه بدم

360
00:25:54,400 --> 00:25:56,800
‫- دارم می‌میرم . نمی‌تونم دیگه کار کنم
‫- زودباش بیا بیرون

361
00:25:57,480 --> 00:25:58,880
‫بیا بیرون و استراحت کن

362
00:26:06,280 --> 00:26:07,320
‫الو «پروفسور»؟

363
00:26:08,360 --> 00:26:10,840
‫پلیسا یه عکس از دیواری که روش
‫تلفن‌ها رو گذاشتین دارن

364
00:26:12,320 --> 00:26:14,720
‫دوربین امنیتی که اونجا نیست . درسته؟

365
00:26:14,800 --> 00:26:17,760
‫نه . البته که نیست
‫فقط همونایی هست که ما تنظیم کردیم

366
00:26:18,200 --> 00:26:20,240
‫پس کارِ یکی از گروگان‌ها بوده

367
00:26:21,200 --> 00:26:24,040
‫یه تلفن رو بهت ندادن . برو پیداش کن

368
00:26:24,120 --> 00:26:26,760
‫- وگرنه کارمون تمومه
‫- بهم اجازه بدین که مجازاتش کنم

369
00:26:26,840 --> 00:26:30,800
‫یا باید یه‌جوری بترسونیم‌شون و جلوی این‌کارهاشون
‫رو بگیریم یا همینطوری می‌خوان قهرمان‌بازی در یارن

370
00:26:30,800 --> 00:26:33,000
‫- چه مجازاتی؟
‫- یکی که سرمشق‌شون بشه

371
00:26:34,320 --> 00:26:37,080
‫- اعدام فرد خاطی مثلاً؟
‫- نه

372
00:26:39,440 --> 00:26:40,640
‫اون گوشی رو پیدا کن

373
00:26:59,200 --> 00:27:00,760
‫واقعاً می‌خوای سقط کنی؟

374
00:27:06,800 --> 00:27:08,920
‫بابت چیزی که دیروز بهت گفتم
‫"معذرت می‌خوام "مونیکا

375
00:27:09,800 --> 00:27:12,000
‫کارم نادرست بود . لاشی‌بازی درآوردم

376
00:27:13,560 --> 00:27:15,840
‫هیچ‌موقع خیلی آدم شجاعی نبودم
‫میدونی که؟

377
00:27:17,880 --> 00:27:20,680
‫کل زندگی لعنتی‌ـم رو صرف کارهایی کردم
‫که بقیه ازم می‌خواستن

378
00:27:22,800 --> 00:27:24,860
‫کاری رو که خودم می‌خواستم
‫انجام بدم رو نکردم

379
00:27:26,960 --> 00:27:29,880
‫باید حتماً توی یه همچین موقعیتی
‫قرار می‌گرفتم تا بفهمم...خدایا

380
00:27:31,440 --> 00:27:36,320
‫حتماً باید تیر و تفنگ بالای سرم باشه
‫تا بفهمم واقعاً چی می‌خوام

381
00:27:37,280 --> 00:27:38,760
‫می‌خوام در مورد خودم فکر کنم

382
00:27:41,080 --> 00:27:42,360
‫در مورد خودم و خودت

383
00:27:43,640 --> 00:27:45,360
‫در مورد اون بچه‌ای که توی شکم‌ـته

384
00:27:47,760 --> 00:27:48,880
‫"من دوسِت دارم "مونیکا

385
00:27:50,520 --> 00:27:52,080
‫همین رو میدونم که خیلی دوسِت دارم

386
00:27:55,680 --> 00:27:57,780
‫تو بهترین چیزی هستی که
‫توی زندگیم اتفاق افتاده

387
00:27:58,960 --> 00:28:03,160
‫ازت می‌خوام که بچه رو نگه داری
‫و بذاری واسه‌ـش پدری کنم

388
00:28:07,360 --> 00:28:09,040
‫قراره بچه‌دار بشیم

389
00:28:14,280 --> 00:28:16,800
‫می‌خوام وقتی از اینجا خارج شدیم
‫باهات یه خونواده تشکیل بدم

390
00:28:17,440 --> 00:28:18,680
‫منظورت چیه اگه خارج بشیم؟

391
00:28:21,040 --> 00:28:22,960
‫- دارن یه تونل می‌کَنَن
‫- چی؟

392
00:28:23,120 --> 00:28:27,920
‫آره . کلی مواد منفجره و مخزن بنزین دارن

393
00:28:28,080 --> 00:28:30,120
‫- همه‌تون بلند بشین
‫- قراره کلی کُشته بدیم

394
00:28:30,800 --> 00:28:34,020
‫فقط یه راه وجود داره : با پلیس تماس بگیریم
‫و راهنمایی‌شون کنیم که وارد اینجا بشن

395
00:28:34,040 --> 00:28:36,720
‫یه گوشی توی دفترم‌ـه
‫که توی کُتَم هست در واقع

396
00:28:37,440 --> 00:28:38,880
‫نمیدونم چطوری وارد دفترم بشم

397
00:28:41,760 --> 00:28:43,720
‫- من میرم
‫- نه ، نه ، نه

398
00:28:49,440 --> 00:28:55,400
‫همیشه یه قهرمانی وجود داره که
‫فکر می‌کنه می‌تونه بقیه رو نجات بده

399
00:28:57,560 --> 00:29:04,240
‫فکر می‌کنه که هیچکی
‫نمی‌فهمه که داره نقشه‌ی یه

400
00:29:04,320 --> 00:29:07,800
‫استراتژی رو می‌کشه
‫که با پلیس تماس بگیره

401
00:29:09,120 --> 00:29:10,000
‫آفرین

402
00:29:13,280 --> 00:29:16,560
‫تبریک میگم
‫چون یکی‌تون تونستید این‌کار رو انجام بدین

403
00:29:17,800 --> 00:29:22,720
‫یه عکس از داخل گرفتید و به
‫بیرون برای پلیس‌ها فرستادید

404
00:29:23,400 --> 00:29:25,400
‫«اَنیبال کورتِس" متولد «خِتافه"

405
00:29:25,760 --> 00:29:28,040
‫کارشناس آژیرآلات‌ـه
‫حدوداً ۲ سالی رو

406
00:29:28,200 --> 00:29:30,960
‫توی شرکت‌های امنیتی کار کرده
‫«با سرقت از یه عمارت داخل «ژِنِو

407
00:29:31,040 --> 00:29:32,040
‫ارتباط داشته

408
00:29:32,200 --> 00:29:34,320
‫حکم بازداشتش رو پلیس بین‌الملل صادر کرده

409
00:29:34,800 --> 00:29:39,720
‫بنابراین می‌خوام به اون شخص
‫این فرصت رو بدم که خودش بیاد جلو

410
00:29:39,880 --> 00:29:42,400
‫تا همه‌تون بتونید ازش تشکر کنید

411
00:29:42,920 --> 00:29:44,920
‫و همچنین منم بتونم ازش تلفنش رو بگیرم

412
00:29:45,160 --> 00:29:48,480
‫حتماً واسه اینکه بتونه سیستم‌های هشداری
‫ساختمان رو بشناسه وارد ضراب‌خونه شده قبلاً

413
00:29:49,800 --> 00:29:52,400
‫هارد شرکت امنیتی رو بررسی کن

414
00:29:53,440 --> 00:29:56,640
‫اگه یه‌کمی شانس بیاریم احتمال داره
‫با یکی دیگه از افرادشون وارد اونجا شده باشه

415
00:29:56,800 --> 00:29:57,680
‫"هلسینکی"

416
00:29:58,520 --> 00:29:59,560
‫لباس‌هاش رو دربیار

417
00:29:59,920 --> 00:30:02,200
‫- بیا اینجا بینم
‫- نکنه مریضی؟

418
00:30:03,120 --> 00:30:04,160
‫حواست باشه

419
00:30:06,080 --> 00:30:08,080
‫زودباش لباست رو دربیار

420
00:30:09,800 --> 00:30:11,680
‫- زودباش
‫- یکی از شماها این‌کار رو انجام داده

421
00:30:16,520 --> 00:30:19,080
‫نمیدونم کی بوده

422
00:30:22,480 --> 00:30:24,440
‫دِنوِر" ، لباسای این رو دربیار"

423
00:30:35,440 --> 00:30:41,800
‫شما یه فیلمی رو از توی اتاق
‫تلفن‌ها ضبط کردین ، مگه نه؟

424
00:30:50,240 --> 00:30:52,240
‫- چی شده؟
‫- نمی‌تونم نفس بکشم

425
00:30:53,400 --> 00:30:56,080
‫بذارید با دخترها برم
‫بذارید با دخترها برم

426
00:30:56,240 --> 00:30:57,880
‫برلین" ، این رو من می‌برمش"

427
00:31:01,960 --> 00:31:04,200
‫- "برلین" ، "برلین"
‫- باز چی شده؟

428
00:31:06,400 --> 00:31:07,600
‫من میدونم چه اتفاقی افتاده

429
00:31:09,200 --> 00:31:11,520
‫یه لحظه حواسم پرت شد
‫و دیدم که "الیسون" داره

430
00:31:11,600 --> 00:31:14,200
‫عکس‌ـش رو پاک می‌کنه . همین
‫یه اشتباه بود . همین

431
00:31:14,440 --> 00:31:16,480
‫چی شده کم‌حواسی پیدا کردی؟

432
00:31:16,560 --> 00:31:18,880
‫چون اگه از اون بچه‌ها هستی
‫که از اینجور مشکلات داری

433
00:31:18,960 --> 00:31:20,880
‫قبل از هر کسی من باید در جریانش باشم

434
00:31:21,160 --> 00:31:22,440
‫نه بابا . مشکلی ندارم

435
00:31:25,680 --> 00:31:29,640
‫توکیو" اومدش داخل ، خب؟"
‫بحث‌مون شد . همین

436
00:31:29,720 --> 00:31:32,080
‫- دیگه تکرار نمیشه
‫- حالا فهمیدم

437
00:31:33,600 --> 00:31:38,080
‫۱بار دیگه همه‌ی این مسائل
‫به یه قضیه‌ی احساسی ختم شد

438
00:31:41,440 --> 00:31:43,640
‫نمیدونی با دیدن‌ـت چقدر یادِ خودم میفتم

439
00:31:44,720 --> 00:31:49,800
‫من ۱۸ سالم بود . اون ۴۴ سالش بود
‫معلم فرانسوی‌ـم بود

440
00:31:49,880 --> 00:31:52,160
‫- من حرف نداشتم
‫- نمیدونم چی داری میگی

441
00:31:52,240 --> 00:31:55,000
‫- ولی "توکیو" ۴۴ سالش نیست
‫- خب ، ۱۵ سال ازت بزرگتره دیگه

442
00:31:57,000 --> 00:31:58,960
‫تو هم وقتی جوونی
‫و با یه زنی هستی که

443
00:31:59,040 --> 00:32:01,880
‫نصف راه رو رفته
‫همه چیز بهتر به‌نظر میرسه

444
00:32:02,440 --> 00:32:05,200
‫اونا تجربه‌ای دارن که دخترهای
‫نوجوون از اونجور تجربه‌ها ندارن

445
00:32:05,280 --> 00:32:08,800
‫تازه‌ـش هم حق‌شناس‌تر از
‫اون نوجوونای زشتن

446
00:32:11,920 --> 00:32:15,080
‫معلمم همیشه بدن کامل
‫و بالغ‌ـش رو طوری

447
00:32:15,160 --> 00:32:19,080
‫بهم میداد که انگار هر روز تولدمه
‫میدونی چرا؟

448
00:32:22,160 --> 00:32:24,600
‫چون با تو می‌تونن طعم جوونی
‫که از دست دادن رو دریابن

449
00:32:24,960 --> 00:32:28,640
‫البته قبل از اینکه از سن و سال بیفتن

450
00:32:42,120 --> 00:32:43,160
‫البته...

451
00:32:44,800 --> 00:32:49,400
‫البته یه تفاوت کوچیک بین داستانِ
‫عاشقانه‌ی من و تو وجود داره

452
00:32:50,640 --> 00:32:53,000
‫توی داستان من من توی یه سرقت
‫با کلی گروگان حضور نداشتم

453
00:32:53,080 --> 00:32:55,440
‫که جونِ رفقام رو به خطر بندازم

454
00:33:10,280 --> 00:33:12,280
‫حمله‌ای به نقطه‌ی مرکزی تولید پول"

455
00:33:12,360 --> 00:33:14,080
‫خارق‌العاده‌ترین سرقتی که
‫تاکنون صورت گرفته

456
00:33:14,160 --> 00:33:17,000
‫سرقت عجیب‌وغریب باعث جلب‌توجهِ
‫"کلِ جهان شده

457
00:33:17,080 --> 00:33:18,680
‫چی فکر می‌کنی؟ قهوه می‌خوای؟

458
00:33:18,760 --> 00:33:20,560
‫خدایا ، یه‌دونه افسر توی آی‌سی‌یو خوابیده

459
00:33:20,640 --> 00:33:23,760
‫۶۷ نفر گروگان گرفته شدن
‫کلی آدم که تا خِرخِره مسلح‌ـن

460
00:33:23,840 --> 00:33:26,520
‫اون‌موقع واسه خبرنگارها این قضیه
‫هیجان‌انگیز و خفن‌ـه

461
00:33:26,760 --> 00:33:28,800
‫کاری به سرتیترها ندارم
‫چیزی که نگرانم می‌کنه

462
00:33:28,880 --> 00:33:31,560
‫اینه که اونا کلی اطلاعات دارن
‫که این قضیه به ما اصلاً کمکی نمی‌کنه

463
00:33:31,640 --> 00:33:32,560
‫تو خوبی؟

464
00:33:34,120 --> 00:33:37,240
‫دارم میرم بیرون ناهار بخورم
‫تا یه ربع دیگه برمیگردم

465
00:33:37,640 --> 00:33:40,840
‫باشه . گوش کن . بازرس داره میاد بیرون

466
00:33:41,320 --> 00:33:42,960
‫پاپاراتزی‌ها رو از اونجا دور کن

467
00:34:09,120 --> 00:34:12,440
‫جعبه‌ها رو بذارین روی زمین
‫و خیلی آروم برگردین عقب

468
00:34:43,960 --> 00:34:46,600
‫یه گوشی توی کُتم‌ـه"
‫"که اونم توی دفترم‌ـه

469
00:34:53,240 --> 00:34:54,400
‫اینجا خیلی گرم‌ـه

470
00:35:07,520 --> 00:35:09,000
‫اینم داروها

471
00:35:30,600 --> 00:35:31,520
‫من میرم که...

472
00:35:32,120 --> 00:35:33,040
‫هی

473
00:35:34,200 --> 00:35:35,080
‫اجازه هست؟

474
00:35:41,840 --> 00:35:42,880
‫بشین

475
00:35:44,680 --> 00:35:45,920
‫بشین سرجات

476
00:35:58,560 --> 00:36:00,240
‫داروها رسیدن

477
00:36:03,640 --> 00:36:04,880
‫بین‌شون پخش کن

478
00:36:10,120 --> 00:36:11,800
‫- من میرم بشینم
‫- صبر کن

479
00:36:15,200 --> 00:36:16,480
‫بیا بیرون

480
00:36:18,280 --> 00:36:19,520
‫بیا بیرون

481
00:36:49,200 --> 00:36:51,600
‫شاید فکر کنی چیزی که می‌خوام
‫بهت بگم چرت‌وپرت‌ـه

482
00:36:52,680 --> 00:36:54,920
‫ولی فکر نمی‌کنم سقط کردن
‫کار خیلی درستی باشه

483
00:36:59,520 --> 00:37:00,600
‫ممنون

484
00:37:13,520 --> 00:37:17,520
‫گروگان‌ها داخل «ضراب‌خونه‌ی "
‫" ملی پول و تمبر» حبس شدن

485
00:37:17,600 --> 00:37:19,240
‫نمی‌خوان از اونجا برن ، نه؟

486
00:37:21,160 --> 00:37:22,040
‫منظورم گروگانگیرها هست

487
00:37:22,120 --> 00:37:24,760
‫باید به بدبختی افتاده باشی که مجبور بشی
‫یه همچین کاری بکنی ، نه؟

488
00:37:25,200 --> 00:37:27,320
‫همینه که خیلی خطرناک‌شون می‌کنه

489
00:37:27,800 --> 00:37:29,840
‫ولی نمی‌خوان به کسی آسیبی وارد کنن

490
00:37:31,400 --> 00:37:32,800
‫خب ، این چیزی‌ـه که گفتن

491
00:37:33,760 --> 00:37:36,400
‫به نظرت پس واسه چی مسلح هستن؟

492
00:37:37,360 --> 00:37:38,960
‫آره . خب ، فکر کنم حق با شماست

493
00:37:40,520 --> 00:37:42,080
‫ولی خب ، نمیشه که از

494
00:37:42,160 --> 00:37:44,800
‫ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر» با»
‫تیرکمون بچه‌ها دزدی کرد . میشه؟

495
00:37:45,280 --> 00:37:47,560
‫مهاجمین زمانی که می‌خواستن
‫با یه کیسه پول فرار کنن

496
00:37:47,640 --> 00:37:49,760
‫با سر رسیدن یه گشت پلیس غافلگیر شدن

497
00:37:49,840 --> 00:37:52,680
‫و به اون افسرهای پلیس
‫شلیک‌هایی هم کردند که...

498
00:37:53,000 --> 00:37:54,120
‫صورتحساب لطفاً

499
00:37:57,960 --> 00:38:03,480
‫و میدونید چند نفر هستن؟
‫چون بعضی جاها میگن ۷ نفرن

500
00:38:06,240 --> 00:38:07,480
‫- معذرت می‌خوام
‫- بله

501
00:38:12,440 --> 00:38:13,320
‫الو؟

502
00:38:13,800 --> 00:38:15,880
‫راکِل" ، پسره قبلاً توی موزه بوده"

503
00:38:16,560 --> 00:38:17,600
‫چند وقت پیش؟

504
00:38:18,280 --> 00:38:22,280
‫۳ ماه پیش . دوربین‌ها وقتی ازش فیلم گرفتن
‫که به عنوان یکی از اعضای تور وارد موزه شده بود

505
00:38:22,440 --> 00:38:23,680
‫تنها بوده؟

506
00:38:23,760 --> 00:38:27,840
‫نه . درست می‌گفتی . با یکی دیگه بوده
‫گوش کن . تونستیم اون یکی سارق رو هم

507
00:38:27,920 --> 00:38:30,760
‫شناسایی کنیم
‫قرار شد عکس‌ـش رو از طریق پلیس قضایی

508
00:38:30,840 --> 00:38:33,480
‫برات بفرستن
‫همین الانه که دیگه به دست‌ـت برسه

509
00:38:48,240 --> 00:38:50,840
‫- کجا گذاشتیش؟
‫- در مورد چی دارین حرف میزنین؟

510
00:38:51,680 --> 00:38:54,240
‫- دستگاه ضبطت کجاست؟
‫- چی؟

511
00:38:54,320 --> 00:38:56,480
‫اتفاقی‌ـه که هر روز اینجایی

512
00:38:56,560 --> 00:38:58,360
‫- ازم سوال می‌پرسی
‫- نمیدونم

513
00:38:58,440 --> 00:38:59,720
‫- واسه کی کار می‌کنی؟
‫- معذرت می‌خوام؟

514
00:38:59,880 --> 00:39:02,120
‫- واسه چه خری کار می‌کنی؟
‫- من خبرنگار نیستم

515
00:39:02,200 --> 00:39:04,680
‫اسمم "سالوادور مارتین"ـه
‫بیا اینم کیف پولم . "آنتونیو" ، خواهش می‌کنم

516
00:39:04,760 --> 00:39:06,680
‫- چی شده "سالوا"؟
‫- نمیدونم

517
00:39:06,840 --> 00:39:08,520
‫من ایشون رو می‌شناسم
‫هر روز میاد اینجا

518
00:39:37,520 --> 00:39:39,400
‫واسه بچه پول می‌خوای ، مگه نه؟

519
00:39:39,560 --> 00:39:40,760
‫- آره
‫- نه ، نه

520
00:39:40,840 --> 00:39:45,920
‫آره . گوش کن . این یه سرقت‌ـه
‫اشکالی نداره یه چیزی واسه خودت برداری

521
00:39:46,320 --> 00:39:47,640
‫نه . واقعاً نمی‌خوام

522
00:39:52,760 --> 00:39:54,720
‫سریع زیر پیراهنت قایمش کن

523
00:39:54,880 --> 00:39:56,920
‫۲۰۰۰۰ یوروـه
‫می‌تونی تا زمانی که می‌خواد

524
00:39:57,000 --> 00:39:59,200
‫- وارد دانشگاه بشه براش پوشک بخری
‫- مشکلم این نیست

525
00:39:59,520 --> 00:40:02,280
‫واقعاً مشکلم این نیست
‫ازت ممنونم ولی...

526
00:40:02,360 --> 00:40:04,200
‫قرص رو بهم بده
‫و منم برمیگردم داخل

527
00:40:08,920 --> 00:40:09,800
‫باشه

528
00:40:15,680 --> 00:40:16,920
‫خب ، مشکلت چیه؟

529
00:40:19,400 --> 00:40:21,360
‫- زندگی‌ـت رو به گند می‌کشه
‫- عذر می‌خوام؟

530
00:40:21,640 --> 00:40:24,520
‫پسرت...اگه زندگی‌ـت رو به گند بکشه
‫بهتر از اینه که

531
00:40:24,920 --> 00:40:26,840
‫یکی مثل من یا یه کدوم از اینا بشه

532
00:40:26,920 --> 00:40:29,760
‫- می‌خوای زندگی من رو به گند بکشی؟
‫- زندگی خیلی راحت به فنا میره

533
00:40:29,840 --> 00:40:31,640
‫یه روز خیلی معمولی داری کار می‌کنی

534
00:40:32,240 --> 00:40:34,480
‫اون‌موقع ۴تا خل و چل
‫با ماسک "دالی" میان سراغت

535
00:40:35,560 --> 00:40:38,320
‫یکی‌شون دیوونه میشه
‫با تفنگش شلیک می‌کنه و در میره

536
00:40:38,800 --> 00:40:41,080
‫اینطوری میشه که زندگی‌ـت به فنا میره

537
00:40:44,840 --> 00:40:46,040
‫بچه زندگی رو به فنا نمیده

538
00:40:47,160 --> 00:40:50,000
‫چه میدونی چی زندگیم رو به فنا میده؟
‫چه میدونی؟

539
00:40:52,640 --> 00:40:54,000
‫مادرم می‌خواست من رو سقط کنه

540
00:40:55,440 --> 00:40:58,840
‫ولی قبلش باید موادهایی
‫که داشت رو می‌فروخت

541
00:40:58,920 --> 00:41:00,200
‫تا بتونه هزینه‌ی سقط رو بده

542
00:41:01,200 --> 00:41:04,920
‫پلیس شهری هم توی یه
‫خرابه‌ی لجن پیداش کرد و دستگیرش کرد

543
00:41:05,920 --> 00:41:08,840
‫من بین زندانی‌ها ، مواد
‫و پلیس‌ها به دنیا اومدم

544
00:41:09,840 --> 00:41:10,920
‫اون‌موقع تو چی میدونی؟

545
00:41:14,560 --> 00:41:17,640
‫چون مشخصاً کار تو هم اونقدرها
‫شامل ماجراجویی نمیشه

546
00:41:17,720 --> 00:41:19,560
‫وقتی هم میری بیرون جشن نگرفتن

547
00:41:19,640 --> 00:41:21,560
‫- یا مثلاً "کاراته" کار می‌کنی؟
‫- "پیلاتیز"

548
00:41:21,620 --> 00:41:24,000
‫پس درست می‌گفتم
‫اون‌موقع یه روز جمعه میری یه نوشیدنی بزنی

549
00:41:24,080 --> 00:41:26,660
‫ولی لامصب نمیشه دختر . یه برنامه‌ی
‫دیگه‌ـت به‌خاطر بچه به فنا رفته

550
00:41:26,740 --> 00:41:28,200
‫با کی میری بیرون؟
‫دوستات کیا هستن؟

551
00:41:28,280 --> 00:41:31,440
‫بهت میگم توی خونه‌شون با بچه‌هاشونن

552
00:41:31,520 --> 00:41:34,400
‫به نظرت اونا به فنا رفتن؟
‫نرفتن ، مگه نه؟

553
00:41:35,360 --> 00:41:38,300
‫چه کار دیوونه‌واری می‌خوای انجام بدی
‫که با داشتن بچه نمی‌تونی انجامش بدی؟

554
00:41:41,320 --> 00:41:43,800
‫اگه باباش یه آدم عوضی‌ـه و نمی‌تونه
‫واسه‌ـش پدری کنه خب ، بهتر

555
00:41:43,880 --> 00:41:46,800
‫تموم عشق و علاقه‌ـش میشه واسه تو
‫میدونی چقدر می‌تونه دوست‌ـت داشته باشه؟

556
00:41:47,880 --> 00:41:49,600
‫چی‌کار داری می‌کنی "دِنوِر"؟

557
00:41:51,600 --> 00:41:53,360
‫دارم بهش قرصای سقط جنین رو میدم

558
00:41:57,480 --> 00:41:58,560
‫چی شده؟

559
00:41:59,360 --> 00:42:02,200
‫مگه می‌خوای خودت قرص رو بذاری دهنش
‫و یه‌کمی هم بهش آب بدی؟

560
00:42:02,360 --> 00:42:03,960
‫سقط جنین یه مسئله‌ی شخصی‌ـه ، مگه نه؟

561
00:42:05,320 --> 00:42:08,240
‫یه خانم می‌خواد تصمیمش رو شخصی بگیره
‫ولی نه جلوی همه

562
00:42:10,000 --> 00:42:11,040
‫به‌هرحال من...

563
00:42:12,320 --> 00:42:14,560
‫وقتی از اینجا خارج شدم
‫بهش فکر می‌کنم

564
00:42:23,680 --> 00:42:24,720
‫خیلی هم عالی

565
00:42:27,760 --> 00:42:31,160
‫خوشحال شدم که می‌خوای بچه‌ـت رو
‫فعلاً نگه داری . جدی میگم

566
00:42:33,320 --> 00:42:36,200
‫حالا هم برگرد با بقیه برو توی دفتر

567
00:43:37,640 --> 00:43:42,420
‫مگه تازه از جشن مجردی‌ـت برگشتی
‫یا نکنه تازه می‌خواستی بری اونجا؟

568
00:43:47,880 --> 00:43:51,920
‫این اولین‌بارـی نبود که "برلین" دست‌هاش رو
‫روی لباس و شلوار یه خانم صاف و صادق میذاشت

569
00:43:53,000 --> 00:43:55,840
‫ولی اولین‌بارـی می‌شد که دستش رو
‫خیلی زود جمع‌وجور کرد

570
00:43:56,600 --> 00:43:59,160
‫"شاید "مونیکا" ترجیح میداد که "برلین
‫همچنان با دستاش مشغول بشه

571
00:43:59,240 --> 00:44:01,120
‫و غریزه‌ـش رو دنبال کنه و قضیه‌ی
‫گوشی که بین پاهاش

572
00:44:01,200 --> 00:44:04,520
‫زنگ خورد رو از یاد ببره
‫ولی اینطور نبود

573
00:44:08,600 --> 00:44:09,560
‫"دِنوِر"

574
00:44:12,240 --> 00:44:15,880
‫اگه یه همچین قضیه‌ای رو بقیه بفهمن
‫چی به سر اعتبارمون میاد؟

575
00:44:17,400 --> 00:44:21,800
‫حتی "برلین" هم می‌تونست بین لذت و وظیفه
‫تفاوت قائل بشه

576
00:44:23,040 --> 00:44:24,160
‫بُکُش‌ـش

577
00:44:26,080 --> 00:44:27,160
‫شنیدی که چی گفتم

578
00:45:01,440 --> 00:45:02,440
‫بیاین ببینم

579
00:45:38,400 --> 00:45:40,680
‫واسه اولین‌بار یه چیزی رو فهمیدم که

580
00:45:40,760 --> 00:45:42,800
‫همیشه رابطه‌های عاشقانه‌ای که
‫داشتم یه مشکلی داشتن

581
00:45:44,320 --> 00:45:45,880
‫همیشه اونا بودن که هوای من رو داشتن

582
00:45:49,000 --> 00:45:50,800
‫ولی این‌دفعه قضیه متفاوت بود

583
00:46:02,400 --> 00:46:05,880
‫چی شده؟ یا خدا
‫"توکیو" ، "توکیو" ، "توکیو"

584
00:46:06,440 --> 00:46:08,160
‫خدایا ، برو "برلین" رو پیدا کن

585
00:46:44,840 --> 00:46:47,920
‫گوش بده ببینم . اگه یک‌بار دیگه
‫کسی بهش دست بزنه

586
00:46:48,080 --> 00:46:49,640
‫به خدا قسم که تیر بعدی رو

587
00:46:49,720 --> 00:46:53,000
‫"حرومِ "هلسینکی" ، "برلین
‫یا خودت می‌کنم

588
00:46:55,400 --> 00:46:58,880
‫تو اون بیرونی . آزادی
‫درحالی‌که ما اینجا زندگی لعنتی‌مون رو

589
00:46:58,960 --> 00:47:00,800
‫توی این تله‌ی موش در معرض خطر قرار دادیم

590
00:47:00,960 --> 00:47:02,000
‫چی؟

591
00:47:08,320 --> 00:47:11,800
‫- هلسینکی" ، اسلحه رو بیار پایین"
‫- چکار داری می‌کنی؟

592
00:47:13,000 --> 00:47:13,880
‫"هلسینکی"

593
00:47:19,600 --> 00:47:20,720
‫"هلسینکی"

594
00:47:22,120 --> 00:47:23,200
‫اسلحه رو بیار پایین

595
00:47:30,080 --> 00:47:32,000
‫من رو نکش . خواهش می‌کنم

596
00:47:32,080 --> 00:47:34,880
‫- واسه چی اون گوشیِ لعنتی رو برداشتی؟
‫- ببخشید

597
00:47:35,040 --> 00:47:36,760
‫واسه چی من رو گول زدی؟

598
00:47:37,280 --> 00:47:38,440
‫"توکیو"

599
00:47:39,640 --> 00:47:40,800
‫ریو" ، دخالت نکن"

600
00:47:42,160 --> 00:47:45,840
‫فکر کردی کجا می‌خوای بری؟
‫امروز به اندازه‌ی کافی دست گل به آب دادی

601
00:47:46,440 --> 00:47:47,320
‫"هلسینکی"

602
00:47:57,800 --> 00:47:59,720
‫میدونی اگه من نکشمت چه اتفاقی میفته؟

603
00:48:02,480 --> 00:48:04,280
‫- اونا من رو می‌کشن
‫- نه

604
00:48:05,200 --> 00:48:06,920
‫بعدشم تو رو می‌کُشن

605
00:48:07,600 --> 00:48:08,600
‫خب ، حالا چکار کنیم؟

606
00:48:12,020 --> 00:48:15,660
‫دیگه به داد و بیدادهام گوش نمی‌کردم
‫فقط می‌خواستم یه نامه‌ی عاشقونه

607
00:48:15,740 --> 00:48:18,780
‫بنویسم درحالی‌که بقیه‌ی تفنگ‌ها و چشم‌ها

608
00:48:18,960 --> 00:48:22,040
‫من رو هدف رفته بودن
‫واقعیت مثل یه تخته‌ی بتنی بود

609
00:48:22,120 --> 00:48:25,560
‫و منم میدونستم که اون ۵ ماهی که
‫به یه چیزی تا اون‌موقع باور داشتم

610
00:48:25,640 --> 00:48:26,920
‫دیگه به سر رسیده

611
00:48:27,160 --> 00:48:29,640
‫داستان عاشقانه‌ـت نقشه‌ی
‫فرارت رو خراب کرد

612
00:48:31,280 --> 00:48:32,320
‫اونا تونستن شناسایی‌ـت کنن

613
00:48:33,960 --> 00:48:36,080
‫ریو" رو هم شناسایی کردن"
‫پلیس میدونه کی هستین

614
00:48:43,680 --> 00:48:46,140
‫عکس‌تون توی تموم برنامه‌های
‫خبری پخش شده

615
00:49:04,800 --> 00:49:06,240
‫عجب گیری افتادیم

616
00:49:07,520 --> 00:49:09,000
‫چه گیری افتادیم

617
00:49:11,480 --> 00:49:12,640
‫زودباش پسر

618
00:49:15,400 --> 00:49:16,640
‫زودباش

619
00:49:21,920 --> 00:49:22,800
‫بشین روی زانوهات

620
00:49:24,400 --> 00:49:25,400
‫نه

621
00:49:26,880 --> 00:49:28,360
‫بهم نگاه نکن

622
00:49:30,840 --> 00:49:31,920
‫بهم نگاه نکن

623
00:49:32,080 --> 00:49:34,000
‫- خواهش می‌کنم
‫- بهم نگاه نکن لعنتی

624
00:49:34,080 --> 00:49:35,960
‫بهم نگاه نکن لعنتی

625
00:49:49,100 --> 00:49:50,100
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

